سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

استفاده از دانش غرب

قران

شبهه ای در فضای مجازی مطرح شده پیرامون آیه 149 سوره آل عمران مبنی بر اینکه بر اساس این آیه مسلمانان نباید از کفار اطاعت و پیروی کنند اما بر خلاف این محتوای این آیه می بینیم که مسلمان ها در زمینه های گوناگون در علم و دانش و تکنولوژی از کفار و مشرکین پیروی می کنند.

پاسخ اجمالی:
در شأن نزول این آیه آمده است: شكستى كه در جنگ احد بر مسلمانان وارد آمد سبب شد كه جبهه كفر از مشركان و يهود و نصارى و منافقان همگى بر ضد مسلمانان تبليغ كنند و مسلمانان را از ادامه راه خود باز دارند. با توجه به شأن نزولی که بیان شد معلوم شد که این آیه و شبهه مطرح شده هیچ ربطی به هم ندارند. زیرا در این آیه بحث درباره مسائل عقیدتی است و برگشت به کفر ولی بحثی که در شبهه مطرح شده پیرامون مسائل علمی است. اما در سایر علوم اشکالی ندارد که ما از برخی از دانش های آنها استفاده کنیم همانگونه که آنها هم از بعضی از مواهب و نعمت هایی که در کشورهای مسلمان وجود دارد استفاده می کنند.

پاسخ تفصیلی: برای اینکه درک صحیحی از این آیه داشته باشیم ابتدا آیه به همراه ترجمه آن را ذکر کرده و سپس شأن نزول آن را بیان می کنیم تا جریان و شبهه مورد بحث روشن شود.
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تُطيعُوا الَّذينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرين؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، اگر از كسانى كه كفر ورزيده ‏اند اطاعت كنيد، شما را از عقيده‏ تان بازمى‏ گردانند و زيانكار خواهيد گشت.»[ آل عمران/149]
در شأن نزول این آیه آمده است: شكستى كه در جنگ احد بر مسلمانان وارد آمد سبب شد كه جبهه كفر از مشركان و يهود و نصارى و منافقان همگى بر ضد مسلمانان تبليغ كنند و مسلمانان را از ادامه راه خود باز دارند. آنها مى‏ گفتند: شما از دين خود دست برداريد و حتى در هنگام جنگ كه كشته شدن پيامبر را به غلط شايع كرده بودند، به مسلمانان مى‏ گفتند: عبد الله بن ابى را واسطه قرار دهيد و براى خود از ابو سفيان امان بگيريد و از اين تبليغات مسموم كننده زياد بود. در اين آيه خداوند به كمك مسلمانان مى‏ آيد و به آنها هشدار مى‏ دهد كه اگر از گفته‏ هاى كافران اطاعت كنيد شما را از دينتان بيرون مى‏ كنند و به دوره جاهليت برمى‏ گردانند و با اين سير قهقرايى، شما از زيانكاران مى‏ شويد و چه ضرر و زيانى بالاتر از اينكه انسان از نور ايمان به سوى ظلمت كفر برگردد و از نعمت اسلام محروم باشد.
البته براى دلگرمى مسلمانان و بالا رفتن روحيه آنان در آیه بعد خاطرنشان مى‏ سازد كه خدا مولى و سرپرست شماست و او بهترين ياوران است. «بَلِ اللَّـهُ مَوْلَاكمُ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِين؛ آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترين يارى‌دهندگان است. »[آل عمران/150] او به شما كمك مى‏ كند و در مواقع خطر يارو ياور شماست. با اين تذكر، مسلمانان ديگر نبايد خوف و هراس به خود راه بدهند.[1]

با این توضیحات و شأن نزولی که بیان شد معلوم شد که این آیه و شبهه مطرح شده هیچ ربطی به هم ندارند. زیرا در این آیه بحث درباره مسائل عقیدتی است و برگشت به کفر ولی بحثی که در شبهه مطرح شده پیرامون مسائل علمی است. اتفاقا دین اسلام به مسلمانان دستور می دهد علم را از هر کس باشد بگیرند حتی اگر مشرک یا منافق باشد. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «خُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ دانش و حکمت را فرا بگیریید ولو از مشرک»[2] و آن حضرت در کلام دیگری می فرماید: « الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاق‏؛ حکمت و دانش گمشده مومن است، پس دانش را بدست بیاورید و لو از اهل نفاق»[3] البته معلوم و روشن است که مراد از دانش و حکمت را بیاموزید، ولو از کافر و ...، منظور توحید و معاد و قرآن و تفسیر و فقه نبوده است زیرا آنان جاهل به این علوم بوده‌اند.
اما در سایر علوم اشکالی ندارد که ما از برخی از دانش های آنها استفاده کنیم همانگونه که آنها هم از بعضی از مواهب و نعمت هایی که در کشورهای مسلمان وجود دارد استفاده می کنند. تلاش کفار برای اطاعت مسلمانان از خود
امروزه و در عصر تکنولوژی کفار می کوشند تا با امپراطوری رسانه ای خود اعتقادات مسلمانان را هدف قرار دهند و آنها را غیر مستقیم مجبور به اطاعت از عقاید خود کنند. برخی از ابزارهایی که برای رسیدن به این هدف خود دنبال می کنند عبارت است از:

در قالب فیلم و رسانه

کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی همچون هالیوود، کار هنری خود را در خدمت سیاست و تبلیغ فرهنگ غربی به کار گرفته‌اند. انسان مسلمان با دنبال کردن این فیلم‌ها و رسانه‌های کفار، به مرور زمان، فرهنگ خود را ناقص و غیر صحیح می‌پندارد و در مقابل، تصور غیر واقعی از دنیای غرب در ذهن او شکل خواهد گرفت. چنین شخصی خود را تهی می‌انگارد و سعادت و خوشبختی را در تبعیت از کفار تصور می‌کند.
در قالب تخریب زیرساخت‌های استقلال کشورهای اسلامی؛ کفار با بهانه‌های واهی و دروغین، تلاش می‌کنند زیرساخت‌های کشورهای اسلامی را از بین ببرند به جهت اینکه مسلمانان برای گذراندن زندگی خود، نیازمند آنان باشند تا بتوانند تامین نیازهای آنان را مشروط به اطاعت از خود کنند. گاهی به بهانه تسلیحات هسته‌ای به عراق حمله می‌کنند، گاهی به بهانه طالبان و تروریسم به افغانستان هجوم می‌آورند، گاهی به بهانه حقوق بشر در سوریه جنگ به راه می‌اندازند و ... .
پی نوشت:
1. ناصر مکارم شیرازی،تفسير نمونه، ج‏3، ص 124، طباطبایی محمدحسین، ترجمه الميزان، ج‏4، ص65.
2.طبرسى، على بن حسن‏، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص134.
3.نهج البلاغه، صبحی صالح، صفحه 481.


- نظرات (0)

دستور قرآنی برای زندگی بهتر


مهربانی

محتوای  اجمالی:
در سبک زندگی اسلامی راه حلی زیبا و تأثیر گذار برای چگونگی برخورد با افرادی که در حق ما بدی می کنند پیشنهاد شده است. این پیشنهاد ساده و در عین حال مترقی عبارت است از «خوبی کردن» به دیگران. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ؛ بدی را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدی را به نیکی ده)!»[مومنون/96] از این آیه و آیات مشابه استفاده می شود که خوبی کردن در حق دیگران حتی اگر در برابر بدی آنها باشد دو اثر بسیار مهم دارد که یکی در فرد تجلی پیدا می کند و دیگری در جامعه. تبدیل بدان به نیکان و دفع بدی های جامعه دو اثر شگرف این دستور الهی است. نکته مهمی که باید به آن دقت شود این است که این سخن هرگز به معنای سازشکارى، قبول و تسلیم در برابر وسوسه هاى دشمنان نیست بلکه این دستور مخصوص مواردى است که دشمن از آن سوء استفاده نکند، آن را دلیل بر ضعف ما نشمارد، و بر جرأت و جسارتش افزوده نگردد.

محتوای تفصیلی:
زندگی در جامعه ای که همه به گونه ای با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و حوصله و اعصابی ندارند شاید کمی سخت باشد. هر روز در کوچه و خیابان و حتی محیط کار و زندگی با صحنه هایی مواجه می شویم که نحوه برخورد ما با آنها می تواند همه ی روز ما و شاید زندگی ما را تحت تأثیر خود قرار دهد. از این رو نحوه برخورد با افرادی که در روابط اجتماعی با آنها برخورد داریم و واکنش صحیح نسبت به رفتارهای آنها بسیار مهم و سرنوشت ساز است. در سبک زندگی اسلامی راه حلی زیبا و تأثیر گذار برای چگونگی برخورد با چنین افرادی پیشنهاد شده است. این پیشنهاد ساده و در عین حال مترقی و زیبا عبارت است از« خوبی کردن» به دیگران.
دین اسلام درباره خوبی به دیگران از دو جهت سخن گفته است. اول اینکه در برابر خوبی دیگران باید خوبی کرد؛ خدای متعال می فرماید:« هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ؛ آیا جزای نیکی جز نیکی است؟!»[رحمان/60]
جهت دوم که از مرحله قبل بالاتر و شاید سخت تر نیز باشد این است که باید در برابر بدی‌ها هم خوبی کرد.«ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ؛ بدی را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدی را به نیکی ده)!»[مومنون/96] و نیز می فرماید: « ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ؛[فصلت/34] بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! »

دو نکته زیبا

از این آیات استفاده می شود که خوبی کردن در حق دیگران حتی اگر در برابر بدی آنها باشد دو اثر بسیار مهم دارد که یکی در فرد تجلی پیدا می کند و دیگری در جامعه

تبدیل دشمنی ها به دوستی

یکی از بهترین شیوه‌ها در مسائل شخصی و در جایی که از سوی افراد، بدی هایی متوجه انسان می‌گردد، بخشش، گذشت و دعوت به محبت و صمیمیت می‌باشد. نمونه هاي بسياري از اين عملكرد موفق در تربيت انسان ها در زندگي انبياء و اوصياء و اولياء به چشم مي خورد. همانطور که خدای متعال نیز در ضمن آیه ی 34 سوره فصلت به آن اشاره کرده است. «فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ؛[فصلت، آیه34] ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است!»

دفع بدی از جامعه

یکی از زیباترین رهنمودهای اسلام برای حفظ و بقای ارتباط میان مسلمانان و ترمیم زخم هایی که ممکن است بر اثر غفلت ها و معاصی در ارتباط میان مسلمانان حادث شود نیکی کردن به دیگران، گذشت از اشتباهات آنها و درصدد انتقام نبودن از آنهاست. رهنمود خدای سبحان درباره مسلمانان این است که اگر مسلمانی با شما بد کرد شما درصدد از پا درآوردن رقیب مسلمان خود نباشید، بلکه سعی کنید تا رقابت های بد و مضر را از بین ببرند؛ زیرا اگر دشمنی و رقابت زدوده شد، کینه ها و دشمنی ها به دوستی و محبت در سطح جامعه تبدیل می شود و این امر موجب رشد و پیشرفت جامعه اسلامی در همه سطوح خواهد شد.

نکته مهم

نکته ای که لازم است در اینجا به آن اشاره شود تا بعضی برداشت و تفسیر اشتباهی از این آیات نداشته باشند این است که این دستور مخصوص مواردى است که دشمن از آن سوء استفاده نکند، آن را دلیل بر ضعف نشمارد، و بر جرأت و جسارتش افزوده نگردد.

و از طرفی مفهوم این سخن هرگز سازشکارى، قبول و تسلیم در برابر وسوسه هاى دشمنان نیست، و شاید به همین دلیل، بعد از بیان این دستور در آیات فوق، بلافاصله به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور داده شده از همزات و وسوسه هاى شیاطین و حضور آنها به خدا پناه ببرد. « وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم؛ و هرگاه وسوسه‌هایی از شیطان متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنوده و داناست! »[فصلت/36]




- نظرات (0)

بهبود رابطه کارگزار و ارباب رجوع

کارگزار و ارباب رجوع


انگيزه هر كار اجتماعي، پيوند مخصوصي است كه بين كارگزار و مراجعه‌كننده به وي برقرار مي‌شود و در تمام جهات، تابع همان پيوند خواهد بود؛ يعني اگر آن ارتباط سالم بود، كار سالمي صورت مي‌پذيرد و اگر آن پيوند نا سالم بود، كاري ناسالم به وجود مي‌آيد؛ همچنان‌كه اگر آن پيوند يك امر قراردادي و اعتباري بود، سلامت كارهاي تابع آن در محدوده سلامت اعتبار و قرارداد خواهد بود و اگر آن ارتباط يك پيوند تكويني بود، سلامت كارهاي تابع آن در محور سلامت تكوين و تحقق آن قرار خواهد گرفت.

بر اين اساس، رابطه بين كارگزار و مراجعه كننده در نظام اسلامي، تنها حول محور قرارداد و اعتبار اداري نمي‌گردد؛ چون انگيزه در اين نظام، همانا صيانت پيوند با خداوند است كه همگان با ذات اقدسش ارتباط وجودي دارند و اگر مسائل ديگري مانند استخدام و رياست يا معاونت و... مطرح است، فقط به منظور ايجاد نظم صوري در جامعه مي‌باشد؛ و گرنه تنها عامل ارتباط بين افراد مسلمان در يك نظام اسلامي، همان حفظ پيوند بندگي باخداي سبحان است.

در قیامت چه کسانی خوشحال و چه کسانی غمگینند؟

در قيامت كه روز ظهور پيوند حقيقي و گسستن ارتباط قراردادي واعتباري است، كارگزاراني كه پايه كارشان بر اساس مشروعيت آن و تحصيل رضاي الهي بوده، مسرورند ﴿و ينقلبُ إلي أهلهِ مسروراً﴾ [1] و كارمنداني كه كارشان نامشروع يا هدفشان رسيدن به مقام وهمي و حفظ پيوند قراردادي بوده، غمگين هستند؛ زيرا آنچه را كه حقّ و صواب بوده، فراهم نكرده‌اند تا بماند و سودمند باشد و آنچه فراهم نموده‌اند، باطل و ناپايدار بود و با فرا رسيدن روز حقيقت، رخت بر بسته است؛ ﴿ما عِندكُمْ ينفدُ و ما عِندَ اللّهِ باقٍ... ﴾.[2]

رابطه انسان و جهان هستی

روابط اجتماعي انسان در نظام اسلامي بايد هماهنگ با قواعد تكويني وي باشد و برقراري اين انسجام، مستلزم آشنايي با تمام حقيقت انسان و تمام حقيقت جهان هستي است؛ زيرا جوامع انساني با تمام جهان آفرينش در شرايط گوناگون ارتباط دارند و آشنايي كامل به انسان و جهان، براي احدي جز آفريدگار آنها ميسّر نيست؛ لذا تنظيم روابط اجتماعي انسانها كه بارزترين آنها به صورت خدمات اداري و كارگشايي كارگزاران نظام اسلامي ظهور مي‌يابد، فقط با هدايت الهي خواهد بود.

به منظور بهتر آشنا شدن با دستورات سودمند اسلامي، چه از لحاظ رعايت اصل تعهّد و ميثاق اداري و چه از جهت مراعات اصل تأدّب و سنّت انساني، بعضي از آيات الهي و نيز برخي از سخنان نوراني انسانهاي اسوه و ملكوتي، ذيلاً نقل مي‌شود:

1. لزوم رعايت تعهّد و ميثاق
تعهّد ايجاب مي‌كند كه انسان متعهد، خود را وامدار عهد خويش بداند و به آن بدون هيچ كاستي وفا كند؛ ﴿يا أيّها الذين امنوا أوفوا بالعقود... ﴾ [3] ﴿...و أوفوا بالعهدِ إنّ العهدَ كانَ مسئولاً﴾ [4]؛ «به ميثاق خود عمل نماييد و به آن وفا كنيد؛ زيرا هنگام محاسبه الهي رعايت عهد مورد سؤال قرار مي‌گيرد»؛ و در اين جهت، فرقي بين عهد با خدا و عهد با بندگان وي نيست؛ پس كارگزار اسلامي كه متعهد به انجام خدمات صادقانه است، در قيامت مسئول خواهد بود.

2. لزوم اداي امانت و حرمت خيانت
قبول سمت و پست، به منزله پذيرش امانت جامعه به شمار مي‌رود و اداي امانت، واجب و خيانت به آن حرام است: ﴿إنّ اللّه يأمركم أن تُؤدّوا الأماناتِ إلي أهلها... ﴾ [5]؛ «خداوند به شما امر مي‌كند كه هرگونه امانتي را به صاحب آن برگردانيد»؛ خواه امانت هاي مادي باشد، خواه معنوي، خواه به شخصيت هاي حقيقي باشد، خواه به شخصيت هاي حقوقي؛ ﴿يا أيّها الذين امنوا لا تخونوا اللّه و الرسولَ و تخونوا أماناتكم... ﴾ [6]؛ «اي مؤمنين! به امانت خداوند و پيامبر خيانت نكنيد. همچنين به امانتهاي خودتان خيانت ننماييد»

3. پرهيز از مال حرام و رشوه
هر كارگزاري مسئول است برابر تعهد معيّن، كار مباح مخصوص به حوزه وظيفه خود را انجام دهد و اگر عمداً از انجام آن امتناع نمود، حقوقي كه دريافت مي‌كند، حرام است. همچنين اگر بخواهد براي تضييع حق ديگران يا احقاق باطل و ابطال حق، مالي را از مراجعه كننده بگيرد، كار حرامي كرده است: ﴿و لا تأكلوا أموالكم بينكم بالباطلِ و تدلوا بها إلي الحُكّامِ لتأكلوا فريقاً من أموال النّاسِ بالإثمِ و أنتم تعلمون﴾ [7]؛ «اموال خود را به باطل كه خارج از محور دين و قانون الهي است، مصرف نكنيد و آنها را عمداً به قاضيان و حاكمان ندهيد تا از رهگذر اين كار حرام، مقداري از اموال و حقوق ديگران را به چنگ آوريد».

4. قوّام به قسط و عدل بودن
گرچه بر هر مسلماني لازم است كه عادل باشد و به قسط قيام كند، ليكن كارگزاران نظام اسلامي، مخصوصاً عهده‌داران سمت قضا و داوري، بايد بيش از ديگران به مَلَكه فاضله عدالت متّصف باشند؛ لذا قرآن كريم درباره آنان چنين فرموده است: ﴿يا أيّها الذين امنوا كونوا قوّامين بالقسط شُهداءَ للّهِ و لو علي أنفسِكُم أو الوالدينِ و الأقربينَ إن يكُنْ غنيّاً أو فقيراً فاللّه أولي بهما فلا تتّبعوا الهوي أن تعدلوا و إن تَلْوُوا أو تُعرضوا فإنّ اللّه كانَ بِما تعملون خبيراً﴾ [8]؛ «اي مؤمنين! براي اقامه قسط و عدل، قوّام باشيد يعني شدت قيام و ايستادگي را رعايت نماييد و حتي اگر اقرار به حق يا شهادت به آن، به زيان شما يا پدر و مادر و نزديكان بود، به اقامه آن مبادرت كنيد. توانگري يا تهيدستي افراد، مانع اقامه عدل و داد نشود و رعايت حكم خدا درباره آنان اولي و سزاوارتر است و از پيروي هوس بپرهيزيد؛ مبادا از اجراي عدالت بازمانيد! و اگر از اداي شهادت سرپيچي كرديد يا اعراض نموديد، خداوند همواره از كار شما با خبر بوده و هست».

5. پرهيز از تشويق و پاداش ناروا
گرچه ترغيب خدمتگزاران راستين، لازم و تكريم كارگزاران امين و متعهد، سودمند است، ليكن توقّع نابجا و انتظار بي‌مورد كسي كه كاري انجام نداده و دوستدار تشويق و ستايش است، مايه عذاب وي خواهد بود: ﴿لا تحسبنَّ الَّذينَ يَفرَحُونَ بِما أتَوا وَ يُحِبّونَ أنْ يُحْمَدوُا بِما لَمْ يَفعَلوُا فَلا تَحسَبَنَّهُم بِمَفازةٍ مِنَ العَذابِ وَ لَهُم عَذابٌ أليمٌ﴾ [9]؛ «مي‌پنداريد كساني كه به آنچه كرده‌اند (كمكاري و نفاق و عدم حضور در صحنه و...) خوشحال‌اند و دوست مي‌دارند كه در قبال كارهاي نكرده، ستايش شوند و از عذاب الهي رهايي يابند!! بلكه براي آنان عذابي است دردناك!

6. خطر جاه دوستي و مال خواهي
فرزانه كسي است كه وسيله را هدف نپندارد و غير از هستي محض و لقاي خداوند كه همان حقيقت هستي است هرچيز ديگر را وسيله بداند و به چيزي كه گذراست، دل نبندد؛ زيرا خطر مالدوستي و جاه‌طلبي به قدري زياد است كه اگر كسي به آن مبتلا شد، چيزي از ايمان او نمي‌ماند.

پيامبر اكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) به ابوذر، صحابي نامور و مبارز نستوه و زاهد شب و شير روز، چنين فرمود: «يا أبا ذر! حُبُّ المال وَ الشرَف أذهَبَ لدينِ الرّجلِ مِن ذئبين ضاريين في زرْب الغنم فَأغارا فيها حتّي أصبحا فماذا أبقيا منها» [10]؛ «دوستي مال و جاه، دين مَرد را بيش از آن اندازه مي‌برند كه دو گرگ خون‌آشام شبانه به آسايشگاه گوسفندان حمله برند و در بامداد چيزي از آن رمه باقي نگذارند! اگر كارگزاري براي به دست آوردن جاه يا براي حفظ آن كوشش كند، از آسيب آن مصون نخواهد ماند.

پی نوشت:
[1]  ـ سوره انشقاق، آيه 9.
[2]  ـ سوره نحل، آيه 96.
[3]  ـ سوره مائده، آيه 1.
[4]  ـ سوره اسراء، آيه 34.
[5]  ـ سوره نساء، آيه 58.
[6]  ـ سوره انفال، آيه 27.
[7]  ـ سوره بقره، آيه 188.
[8]  ـ سوره نساء، آيه 135.
[9]  ـ سوره آل‌عمران، آيه 188.
[10]  ـ بحار الانوار، ج 74، ص 80.

منبع:
سایت اسراء؛ مقاله "تعهد و تأدّب كارگزار در حكومت اسلامي " نوشته آیت الله جوادی آملی



- نظرات (0)

سوره ای که پیامبر(ص) هر شب تلاوت می کرد

قران

آیت الله سید محمد تقی مدرسی، از مراجع معظم تقلید کربلای معلی و مفسر تفسیر 18 جلدی من هدی القرآن بامداد سه شنبه 22 خردادماه در سلسله جلسات تفسیر سوره حدید، با اشاره به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان گفت: در شب های پایانی این ماه مبارک قرار داریم و دعای این شب ها را باید هر ساعت و هر لحظه به دل و به زبان تکرار کنیم و از خدا بخواهیم ما را بیامرزد.

رسیدن به اعلی درجات رضای خداوند

وی ادامه داد: اگر چنانچه تا این لحظه خدا ما را نیامرزیده است از او بخواهیم از این به بعد و در این باقیمانده ماه مبارک رمضان ما را بیامرزد و اگر هم لطف کرد ما را آمرزید و پاک نمود، رضای خدا درجات دارد و ما از خداوند اعلی درجات رضای او را درخواست کنیم تا به اعلی درجات رضای خداوند برسیم.

آیت مدرسی افزود: در دعایی در خصوص کسب رضای خدا آمده من این قدر شکر کنم که به اعلی درجات رضای خدا برسم، که این رسیدن به اعلی درجات رضای خدا خیلی مهم است.

سوره حدید، سوره ای که هر شب پیامبر(ص) تلاوت می کرد

این پژوهشگر و مفسر قرآنی با بیان اینکه هر شب پیامبر(ص) سوره حدید را تلاوت می کرد، گفت: پیامبر(ص) هر شب قبل از خواب این سوره را تلاوت می کردند و این سوره یکی از سور مسبحات است.

سوره های قرآنی شفیع ما در قیامت

آیت الله مدرسی در ادامه با اشاره به اینکه سوره های قرآن شفیع ما در قیامت است، بیان کرد: هر سوره از سوره های قرآنی شفیع ما است و پیامبر(ص) هم درباره قرآن فرمودند که قرآن شفاعت می کند.

وی ادامه داد: ما نیز در این شب های نورانی ماه مبارک رمضان دور هم در این مکان جمع شدیم و درباره سوره حدید بحث هایی نمودیم که از خداوند می خواهیم که این سوره در قیامت شفیع ما شود، و ما این سوره را به عنوان شفیع نزد خدا می بریم.

خطر درون گرا شدن جامعه

این مجتهد شیعی با اشاره به گرفتار شدن جامعه به درون گرایی گفت: در ادامه تفسیر دو آیه پایانی سوره حدید شب قبل گفتیم که درباره آیه 29 این سوره بین مفسرین خیلی بحث و گفتمان شده است. که ابتدا ما درباره درون گرا شدن جامعه نکاتی بیان کردیم.

وی خاطر نشان کرد: متاسفانه مردم یک حالت درون گرایی پیدا کردند که چون خود به آن مبتلا شده اند دیگر کسی از این حالت خبر ندارد و همه مبتلای به آن هستند دیگر نمی دانند؛ و خدا نکند روزی یک جامعه به چنین حالتی مبتلا شود.

آیت الله مدرسی برای روشن شدن بحث به حکایتی از مرحوم فلسفی اشاره و گفت: خدا رحمت کند خطیب بزرگوار مرحوم فلسفی را، که ایشان بر ما و بنده حق داشتند، وی در یکی از سخنرانی هایشان گفتند در مشهد مقدس در زمان پهلوی اول منع حجاب بود و یک روز یک زن دهاتی روسری به سر به زیارت امام رضا(ع) آمده بود و پاسبان او را گرفت و گفت خجالت نمی کشی که نزد امام رضا(ع) با روسری آمده ای! این یک نمونه از درون گرا شدن جامعه و خطر آن است.

وی مثال دیگری زد و بیان کرد: یک مادری به دخترش یک سیب داد و گفت دخترم این سیب را بین خودت و برادرت مثل یک خواهر خوب تقسیم کن، بعد گفت یک دختر خوب در تقسیم سیب سعی می کند نصف بیشتر را به برادرش بدهد و نصف کمتر را خودش بردارد. اما این دختر سیب را به برادرش داد و به او گفت مثل یک برادر خوب این سیب را بین خودمان تقسیم کن.

آیت الله مدرسی اظهار کرد: مسلمان نباید درون گرا باشد، مسلمان باید به یکدیگر محبت داشته باشد و روحیه ما هم روحیه خداپرستی است نه خودخواهی. ما دلمان می خواهد پسرمان، همسایه و همکارمان خوب باشند، اما آیا خودمان خوب هستیم؟ مرتب عیب دیگران را می بینیم و عیب خود را فراموش کرده ایم.

خودگرا نباشید

آیت الله مدرسی با تذکر این که خود گرا نباشید، گفت: برخی دنیا را فقط از دریچه دید خودشان می بینند، در صورتی که این طور نیست و این دنیا خدایی دارد و خدا هم مخلوقاتی دارد و ما جز یکی از همین مخلوقات هستیم. این نوع تفکر ما را خودگرا می کند و باعث می شود هوای نفس بر ما حاکم شود.

تفکر شیعه صلح جهانی و غرب جنگ صلیبی

این مجتهد شیعی با اشاره به تفکر صلح جهانی توسط شیعه اظهار کرد: ما دنبال این هستیم که صلح جهانی و آرامش همه جای دنیا حاکم شود ولی غربی ها همچنان در حال و هوای جنگ های صلیبی هستند که ما را از بین ببرند. به اینها می گوییم بس است، این همه کتاب بر ضد اسلام نوشتید آخرش کجا رسیدید؟ بگذارید کمی دنیا آرام باشد.

وی ادامه داد: ما هم باید یک دست شویم و آنها را هم مسلمان کنیم و حتی به دانشگاه های غرب برویم و همه را به اسلام دعوت کنیم، اصلا کل دنیا را باید به اسلام دعوت کرد.

تهیه منشور فرهنگ اسلامی و قانون شدن آن در کشورهای اسلامی

آیت الله مدرسی با اشاره به اینکه باید فرهنگ اسلامی در کشورها حاکم شود، گفت: باید در هر کشوری بر اساس زبان خودش، فرهنگ اسلامی حاکم شود. در ایران نیز باید یک فرهنگ اسلامی ایرانی مشخص حاکم باشد.

وی در توضیح این فرهنگ اسلامی ایرانی اظهار کرد: اسلام که مشخص است که دین خدا است اما باید این اسلام به زبان هر جا و هر کشور تبیین و تعیین شود، مثلا در ایران باید بر اساس زبان ایرانی باشد، این به این معنی نیست که ارزش ها فرق می کند، نه ارزش ها همان ارزش ها هست اما زبان تغییر می کند و دین به زبان هر کشور بیان می شود.

ایجاد فرهنگ اساسی اسلامی مانند قانون اساسی / لزوم ترمیم فرهنگ دینی

آیت الله مدرسی با اشاره به وجود قانون اساسی در کشورها اظهار کرد: ما در کشور قانون اساسی داریم و همه کشورها نیز این قانون اساسی را دارند که در مورد مسائل اساسی آن کشور است و مسائل غیر اساسی در مجلس ها تصویب می شود. در فرهنگ ما نیز باید یک فرهنگ اساسی اسلامی باشد که همه آن را مانند قانون اساسی بپذیرند.

وی ادامه داد: ما دین داریم و همین شب های قدر، اربعین و عاشورا و امثال آن دلیل بر داشتن این فرهنگ اسلامی و دین ما است، اما این فرهنگ ما گاهی کهنه می شود و نباید این فرهنگ تبدیل به یک عادت برای ما شود.

این استاد حوزوی با اشاره به لزوم ترمیم فرهنگ دینی گفت: امروز این فرهنگ دینی به شکل یک عادت در جامعه شکل گرفته است و ما نباید مثل گذشتگانمان به عادت در این لیالی قدر بگوییم بک یا الله، بک یا الله؛ باید در ما یک تحول ایجاد شود که بدانیم خواندن این دعای جوشن، این بک یا الله گفتن یعنی چه؟ این عادت در فرهنگ باید ترمیم شود.

آیت الله مدرسی با اشاره به تدوین فرهنگ اسلامی و اجرای آن در جامعه گفت: مراجع معظم تقلید، متفکرین، اساتید دانشگاه، کارشناسان مختلف باید بنشینند و با همه فکری هم چیزی را ترسیم و یک جزوه شود و همه جامعه آن را به عنوان یک اصل مسلم بپذیرند و این فرهنگ در جامعه اجرا شود.

این استاد حوزوی افزود: همه جامعه باید این فرهنگ را پذیرفته و اجرا کنند، نیروهای مسلح و امنیتی، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، در بین کارمندان دولت و همه اقشار مختلف جامعه باید این فرهنگ پذیرفته و اجرا شود.

ولایت فقیه از مسلمات / ایجاد منشور فرهنگی جامع با تایید مراجع تقلید

آیت الله مدرسی اظهار کرد: ولایت فقیه و استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یکی از مسلمات ما است و دیگر در آن بحثی نیست، بنابراین وقتی همه این فرهنگ اسلامی را به عنوان یک چارچوب بپذیرند دیگر در مسلمات اختلاف پیدا نمی شود.

وی ادامه داد: هر چند اکنون هم عزیزان در وزارت ارشاد، آموزش پرورش و دیگر نهادها هر کدام کاری را در بحث فرهنگ انجام می دهند اما باید اینها با هم جمع شود و به صورت جامع و یک قانون کلی شود توسط مراجع هم این قانون تایید و تبدیل به یک منشور فرهنگی در جامعه شود و همه نیز آن را قبول کنند.

موضوع خانواده یکی از مشکلات امروز جامعه

این استاد حوزوی بیان کرد: یکی از چیزهایی که در قانون اساسی آمده و دین هم آن را گفته موضوع خانواده است. اما الان در کشور خانواده ضربه های زیادی می خورد و هر روز آمار طلاق بالا می رود و خیلی از دخترها هم اصلا حوصله ازدواج و بچه دار شدن را ندارند.

وی ادامه داد: چرا باید درجامعه اسلامی اختلاف زن و شوهر این همه غوغا کند. من اگر قرار بود خطبه عقد کسی را بخوانم به زوجین می گفتم شما باید اول کلاس و دوره همسرداری و بچه داری را بگذرانید تا بعد خطبه عقد شما را بخوانم.

این مجتهد شیعی افزود: ما چون فرهنگ هم زیستی نداریم این اختلافات ایجاد می شود و این همان خود بینی و درون گرایی است که در ابتدای عرایضم بیان شد.

افسردگی عامل همه مریضی ها

آیت الله مدرسی با بیان اینکه ما مسلمان هستیم نباید چیزی به عنوان افسردگی داشته باشیم، گفت: علت تمام این مریضی های جدید و سرطان ها افسردگی در جامعه است، افراد در خانه ناراحت و در بیرون خانه هم ناراحت هستند و مشکلات را در خودشان می ریزند و افسردگی می گیرند، اما ما یک مسلمان هستیم، ما خدا و اهل بیت(ع) را داریم و با آنها در ارتباط هستیم نباید افسرده شویم.

این استاد حوزوی در ادامه اظهار کرد: هر دینی در روی زمین آمده گفته فقط دین ما و بقیه لا غیر، اما فقط قرآن است که وقتی آمد گفت فقط خدا.

جمعی داعشی که شیعه شدند

این مجتهد شیعی با اشاره به یک داعشی در عراق که شیعه شد، گفت: دوستی داشتیم که تعریف نمود وقتی داعش به عراق آمد، یکی از دوستانش که شیعه هم نبود زن و بچه اش را گذاشت منزل این دوست ما و خودش به داعش پیوست. دوست ما نیز گفت من به خانواده این فرد محبت نمودم و از آنها پذیرایی کردم، تا اینکه بعد از مدتی خودش نیز آمد و از او نیز با محبت پذیرایی کردم و رفتند.

وی ادامه داد: این دوست ما گفت بعد از چندین ماه که گذشت این دوست ما که به داعش پیوسته بود باز منزل ما آمد و گفت من در این مدت دقیق تحقیق کردم و دیدم از علی بن ابی طالب(ع) تا (آیت الله) سید علی سیستانی همه خوب بودند و حق گفته اند اما از  فلانی تا ابوبکر بغدادی فهمیدم که حق نبودند و ما الان یک مجموعه زیادی هستیم که این مطلب را با تحقیق فهمیدیم و شیعه شدیم.

این استاد حوزوی تصریح کرد: این دوست ما با اخلاق و محبتش باعث شد تا این فرد و مجموعه زیادی شیعه شوند، بنابراین اخلاق و محبت خیلی مهم است و ما باید در دنیا اخلاق و محبت داشته باشیم تا دیگران را به این راه دعوت کنیم.

پرچم امام حسین(ع) همیشه بالا است / ناراحتی شیطان در روز عاشورا

این مجتهد شیعی با بیان اینکه پرچم امام حسین(ع) همیشه بالا است، هر سال این پرچم حسینی چند صد هزار نفر غیر مسلمان را مسلمان و شیعه می نماید. و امام حسین(ع) پرچمش همه را به بهشت می برد و این راه اهل بیت(ع) است و ما در زیارت عاشورا هم می خوانیم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ».

آیت الله مدرسی در پایان گفت: مرحوم ابوی از عرفای معارف الهی بود؛ ایشان نقل کردند که عصر عاشورا شیطانهای کوچک دیدند شیطان بزرگ توی سرش میزند و ناراحت است و می گوید اشتباه بزرگی کردیم که این امام حسین(ع) را کشتیم، زیرا میلیون ها بشر به وسیله همین امام حسین(ع) بهشتی می شوند.




- نظرات (0)

در شرایط سخت و ظلم ظالمان چه باید کرد؟

در شرایط سخت و ظلم ظالمان چه باید کرد؟

اگر در آیه ای از آیات مبارکه قرآن مجید شبهه ای برای ما ایجاد شد و یا این که مشکلی در آن پیش آمد، لازم نیست حرفی بی دلیل در رابطه با آن آیه بزنیم. در چنین شرایطی که به آیات شبهه مواجه می شویم باید به دنبال آیاتی که واضح است برویم، و آن آیات واضح مشکل ما را در این شبهات حل خواهند کرد. وقتی یک آیه شبهه دارد لازم نیست حتما در آن شبهه بمانیم بلکه باید به آیات محکمی که وجود دارد توجه کنیم و با عمل به محکمات قرآنی شبهات قرآنی نیز برای ما روشن می شود.

روایت است آن کسی که به آن چیزی که علم پیدا کرده عمل کند، خداوند هم علم آن چیز را که به او نرسیده لطف می کند و می دهد. بنابراین اساس این است که ما محکم را بگیریم و به آن عمل کنیم که این عمل به محکمات باعث می شود متشابهات هم برای ما محکم شود.

خداوند در آیه 27 حدید می فرماید: « ثُمَّ قَفَّیْنَا عَلَی آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّیْنَا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَآتَیْنَاهُ الْإِنْجِیلَ وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا  فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ»، گفت: این آیه یکی از آیات متشابه قرآن است و ما در اینجا باید سراغ بقیه آیات و آیات محکم برویم و ببینم در محکمات خداوند چه فرموده اند.

آیه ۲۷ سوره حدید و اشاره به مومنین بعد از حضرت عیسی(علیه السلام)

این آیه درباره مومنین بعد از حضرت عیسی(علیه السلام) است، که این افراد بعد از نبوت حضرت عیسی(علیه السلام) تا نبوت خاتم الانبیاء حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) در فاصله حدود ۶۰۰ سال بوده اند و در این آیه سرگذشت آنها اشاره شده است.

در این سالها این مومنین سختی های زیادی کشیدند، خصوصا در سالهای اول به آسمان رفتن حضرت عیسی(علیه السلام) که جباران حاکم شدند به مومنین و پیراوان حضرت عیسی(علیه السلام) ظلم فراوان نموده و حتی آنها را با شدیدترین وضع کشتند که در قرآن به نمونه اصحاب کهف، اصحاب اخدود و مومنین مورد نظر در سوره یاسین اشاره شده است.

وظیفه مومنین در شرایط خطر و ظلم جباران

در چنین وضعی مومنین حق ندارند قدرت جباران را بپذیرند، مگر اینکه جان و مال آنها به خطر بیفتند و در این شرایط باید تقیه کنند و به ظاهر آنها را قبول نمایند.

پس این تقیه در چنین شرایط خطرناکی وظیفه ما است و امروز هم همین وظیفه را داریم که اگر یک عده مسلمان جایی گیر افتادند و نتوانستند جنگ کنند و در توان آنها جنگیدن نبود تقیه نمایند و با دشمن صلح و آشتی کنند.

لزوم تقیه در شرایط اضطرار

تقیه یک مسئله عادی نیست، بلکه بسیار مهم است و هیچ تقیه ای به درجه تقیه اصحاب کهف نمی رسد، چون آنها در ظاهر در مراسمات بت پرست ها شرکت می کردند اما در باطن با آنها نبودند.

هر وقت انسان به وضعی برسد که نتواند در مقابل جباران استقامت کند باید هجرت کند همانطور که اصحاب کهف به غار هجرت کردند.


منبع /بیانات آیت الله سید محمد تقی مدرسی، جلسه تفسیر و تدبر سوره حدید



- نظرات (0)

موردی که زن بيش از مرد ارث می‌برد!

ارث زن و مرد

يكي از برنامه‌هاي حياتي بشر كه براي حفظ نظام اجتماعي ضروري است، جريان ارث است كه به طور اختلاف در اديان و ملل جهان بوده و هست و چون اسلام كامل‌ترين آنهاست، اين مطلب اساسي را با رعايت مصالح همه‌جانبه تنظيم نموده تا هم از تراكم ثروت در دست برخي از افراد بكاهد و هم به وابستگان و يا پيوستگان نيازمند، كمكي شده باشد و اگر در توزيع بعضي از سهام، نكته تبعيض و يا سرّ ترجيح روشن نيست، با بررسي عميق و تدبّر كافي تا حدودي مصالح مرموز و نهاني آن آشكار خواهد شد.

پروردگار بزرگ، همان‌طوري‌كه خون را در رگهاي پيكر واحدهاي انساني به طور مناسب و اسلوب صحيح تقسيم نمود، مال را كه محور اقتصاد و به منزله خون در پيكر اجتماع بوده و طبق بيان قرآن مجيدْ موجب قيام بشريت ﴿و لا تُؤتوا السّفهاء أموالكم الّتي جعل اللّه لكم قياماً﴾[1] است، به سبك عادلانه و اساسي توزيع فرمود.

براي اينكه مال به افراد غيرمناسب و بيگانه نرسد، پاره‌اي چيزها را مانع از ارث قرار داد؛ مانند كفر، قتل، زنا و لِعان. براي آنكه روش غيرعادلانه جاهليّت را برطرف كرده و رژيم تبعيض بيجا را القاء كرده باشد، صريحاً در قرآن اسم زنها را مستقل و جداي از نام مردها ذكر كرده و با يك اصل مستقل و رسمي و صريح، جريان ارث بردن آنها را اعلام نمود.[2]

عللي كه موجب توارث است، يا پيوند نژادي است و يا پيوستگي زناشويي و خانوادگي است و يا وابستگي عتق و ضمان جريره و مانند آن است و آنچه به نام پيوند نژادي ناميده مي‌شود، همان نسب است كه مايه ارث بردن هر يك از منسوبين است از ديگري.

چون تنظيم سهام ارث، روي مالي است كه از شخص متوفّا مانده است، بنابراين، بايد اموال ديگران و حقوق آنها كه بدين‌مال تعلّق گرفته است، قبلاً خارج شود؛ يعني وامهاي ميّت، مقدّم بر ارث مي‌باشند و همچنين حقوقي كه ميّت براي خودش مقرر كرده (در حدود ثُلث، يك سوم مجموع مال) مقدّم برميراث بوده وبايد قبل از تقسيم‌سهام، به‌مصرف وصيّت برسد.

شبهه بي عدالتي در توزيع ارث

چون برخي از غرض ورزان و يا بي‌خبران، انتقادي به سبك توزيع سهام ارث در اسلام داشته و دارند، لازم است به گوشه‌اي از آن اشاره كرده و به شمّه‌اي از جواب آن آشنا شد.
يكي از اشكالات قانون ارث اسلام، عدم رعايت عدالت در تقسيم ميراث زن و مرد است؛ با اينكه هر دو در خلقت انساني شريك بوده و از لحاظ بشريّت در يك سطح واقع‌اند.

جواب آن اين است كه اوّلاً در برخي از موارد، زن بيش از سهم مرد برده و در پاره‌اي از موارد ديگر، مساوي آن مي‌برد؛ گرچه در جاهاي ديگر كمتر از آن بهره‌مند خواهد شد. مثال اوّل: اگر وارث ميّت، منحصر باشد به پدر و مادر و شوهر، در اينجا شوهر يك دوم مال را مي‌برد و مادر يك سوم و بقيّه كه يك ششم است، سهم پدر مي‌باشد و در اين‌مورد به خوبي روشن است كه سهم زن، دو برابر سهم مرد است؛ زيرا يك سوم كه سهم مادر است دو برابر يك ششم است كه سهم پدر خواهد بود.

مثال دوم: اگر وارث ميّت، منحصر باشد به خواهر و برادر مادري، در اين مورد تمام مال را به طور تساوي بين آنها تقسيم مي‌نمايند و همچنين اگر منحصر باشد به جدّ و جدّه مادري، باز بين آنها به طور تساوي تقسيم خواهد شد؛ يعني سهم برادر و خواهر مادري و همين‌طور جدّ و جدّه مادري، در هر كجا كه ارث مي‌برند، مساوي يك‌ديگر مي‌باشد و از اينها به كلاله تعبير مي‌شود و مراد از كلاله كه در ارث به طور تساوي سهيم‌اند، منسوبين به ميّت از طريق مادر است؛ ولي منسوبين به او از طريق پدر و يا از طريق پدر و مادر، به طور تفاوت ارث مي‌برند و اين دو مطلب را در سوره مباركه «نساء»، آيه 12 (مربوط به كلاله مادري) و آيه 176 پايان سوره «نساء» مربوط به كلاله پدري و يا پدري و مادري بيان فرمود.

ثانياً: مسئوليتهاي سنگين هم متوجّه مرد بوده و بر عهده اوست كه زن از آن مسئوليتهاي وزين مالي و اجتماعي بركنار است.


پی نوشت:
[1]  ـ سوره نساء، آيه 5.
[2]  ـ سوره نساء، آيه 7.

منبع:
سایت اسراء؛ مقاله "نكاتي پيرامون مسئله ارث" نوشته آیت الله جوادی آملی


- نظرات (0)