سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نشانه دین، نماز است یا صداقت؟

حدیث :

عَنْ أَبِی طَالِبٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:« لَا تَنْظُرُوا إِلَی طُولِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِک شَیْءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَکهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِک وَ لَکنِ انْظُرُوا إِلَی صِدْقِ حَدِیثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِه.»  ؛

اصول کافی (کتاب الایمان والکفر، باب الصدق و أداء الأمانة ، ح 12)

امام صادق (ع) می‌فرماید :

[برای شناخت نیکی و درستکاری کسی] به رکوع و سجده طولانی او نگاه نکنید زیرا چه بسا این رکوع و سجده طولانی، چیزی است که آن شخص به آن اعتیاد پیدا کرده است. در این صورت اگر آن را ترک نماید،[به دلیل ترک عادت] وحشت زده [ و پریشان حال] گردد. اما [برای شناخت نیکی و درستکاری]، به راست‌گویی و رعایت حقوق دیگران و ادای امانتش نگاه کنید [و آن را معیار و ملاک قرار دهید.]

بیان :

1 – روایت با این سند، گرچه مرفوع است اما مضمون آن با اسناد دیگری نیز روایت گردیده است.

در این حدیث شریف نکات بس مهم و هشدار دهنده‌ای وجود دارد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

امانت از ریشه «امن» و منظور از آن هر چیزی است که انسان را نسبت به آن، امین و مورد اطمینان دانسته‌اند. به همین دلیل اگر کسی مال خود را جهت محافظت و نگهداری به دست کسی می‌سپرد، آن مال را« امانت» می‌نامند. پس مفهوم امانت بسیار کلی و عام است و شامل همه حقوقی است که انسان مسئولیت ادای آن‌ها را دارد. بنا براین هر حقی که از دیگران بر عهده انسان می‌باشد، امانتی است که باید ادا گردد و امانت‌های مالی فقط یک نمونه و مصداق از این حقوق اند. گستره مصادیق و نمونه‌های دیگر این حقوق آنچنان گسترده است که بسیاری از حوزه‌های رفتاری و مناسبات انسانی را در بر می‌گیرد و اگر ما خود را به مردم به گونه‌ای نشان دادیم که آنان به ما اعتماد نمودند، این اعتماد و اطمینان دیگران یک امانت است که باید آن را ادا کرد، یعنی نباید به آن خیانت کرد. حیثیت و آبروی افراد جامعه امانتی است در نزد ما که باید آن را حفظ کنیم. حقوق فرزندان و خانواده، امانتی بر عهده انسان است. حق تعلیم و تربیت، امانتی است که مربیان، آموزگاران وظیفه دارند آن را به نیکی و درستی ادا نمایند و ده‌ها نمونه از این قبیل...

2- برای درک هرچه بهتر هشدار تکان دهنده امام (ع) در مورد احتمال تهی شدن عبادات از حقیقت و روح اصلی‌شان و تبدیل شدن آن به یک اعتیاد، باید اندکی در مفهوم اعتیاد و ملاک‌های عمل اعتیادی تأمل کرد. کوتاه سخن اینکه ایمان، یک امر کاملا ارادی است و عمل مؤمنانه نیز فقط و فقط وقتی تحقق می‌پذیرد که برخاسته از آگاهی و اختیار باشد.

در برابر« عمل ارادی و آگاهانه»، گونه‌های دیگری از عمل قرار دارد. مثلاً نوعی عمل وجود دارد که می‌توان آن را« عمل تسخیری» نامید.

دینداری دارای حوزه‌های گسترده‌ای است. و نشانه‌ها و شاخصه‌های دینداری در حوزه‌های فردی وعبادی با نشانه‌ها و شاخصه‌های دینداری در حوزه‌های اجتماعی و عمومی تفاوت می‌کند. و اینکه کسی صرفاَ از نشانه دینداری در حوزه فردی برخوردار باشد نمی‌توان اورا دیندار واقعی دانست ونتیجه گرفت که پس در مسؤلیت اجتماعی‌ای که بر عهده گرفته نیز دیندار و مؤمن است.

 در این نوع اعمال و رفتار، گرچه انسان بر حسب ظاهر با اراده خود آن را انجام می‌دهد. ولی وقتی مورد تحلیل دقیق قرار گیرد، مشاهده می‌کنیم اراده‌ای که در پشت این عمل قرار دارد، خود تحت تأثیر اراده بالاتری است و به عنوان تابعی از آن اراده برتر اقدام می‌کند. به عنوان مثال کسی که در شرایط و فضاهایی که نوعی رفتار خاص در آن‌ها غلبه دارد، او نیز تحت تأثیر همان فضا و شرایط عمل می‌کند، با اندکی دقت خواهیم دید اراده او در تسخیر و تحت تأثیر آن فضا و شرایط غالب می‌باشد و به همین دلیل اگر اوضاع و شرایط دگرگون شود و الگوهای رفتاری دیگری غلبه نماید، رفتار این افراد نیز تغییر کرده و متناسب با شرایط و جو غالب عمل می‌کنند. چنین عملی حتی اگر بر حسب ظاهر یک عمل و رفتار دینی باشد، ولی به دلیل فقدان عنصر آگاهی و اراده هرگز نمی‌توان آن را عمل و رفتار مؤمنانه دانست. آگاهی و اراده فقط از یک عقل نقّاد ناشی می‌شود. عقلی که بتواند در محیط چالش و از میان مجموعه‌ای از متفاوت‌ها و رنگارنگ‌ها، الگوی رفتاری خویش را بر گزیند و انتخاب کند. از این روست که در روایات اهل بیت (ع)برترین اعمال را عملی دانسته‌اند که در برابر جوّ غالب غفلت و فراموشی از ارزش‌ها قرار گیرد. (رک : وسائل الشیعة ج12 / ص 188 / باب استحباب اختیارالکلام ... )

قرآن کریم نیز با همین ملاک از میان همه زنان نیک تاریخ، آسیه زن فرعون را به عنوان یک الگوی برتر ایمان معرفی می‌کند. (رک . سوره تحریم ، آیه 11 ) 

عبادت

3- نوع دیگر عملی که در برابر رفتار آگاهانه و ارادی قرار دارد، عمل اعتیادی است. عمل اعتیادی عملی است که برآمده از اندیشه و اراده نیست. هرچند چه بسا در آغاز همراه با اراده و اندیشه بوده باشد، ولی رفته در اثر تکرار به عادت تبدیل شده و از اندیشه و اراده تهی می‌گردد. ولی از سوی دیگر چون انسان به آن اعتیاد پیدا کرده، در انجام آن بسیار کوشا، جدی و مقاوم جلوه می‌کند و اگر این عمل، یک عمل نیک و شایسته باشد، چه بسا در نظر دیگران، این کوشایی، جدّیت و استقامت، نشانه فضیلت و نیکی آن شخص به شمار آید. به گونه‌ای که حتی او را از انسان‌های معمولی برتر و شایسته‌تر بدانند. در حالی که او فقط به عادت خود عمل می‌کند و برای این عمل، هرگز با هیچ چالش و مقاومت درونی مواجه نیست که بتوان از این راه، استقامت و قدرت روحی او را تشخیص داد. بلکه او از این عمل خود، لذت نفسانی می‌برد و بر خلاف آنچه که در ظاهر گمان می‌شود، هرچه که پیش می‌رود نفسانیت و خواهش‌های نفسانی خویش را تقویت می‌کند.

بی تردید کمال هر انسانی در آن است که اعمال شایسته و نیک را در خود نهادینه و تثبیت نماید. به گونه‌ای که هیچ گاه آن‌ها را ترک نکند و به همین دلیل عارفان و عالمان اخلاق، می‌کوشند تا رفتارهای پسندیده و اعمال نیک، درون انسان به َملَکه تبدیل شود. «مَلًکه» ارزش‌ها و فضیلت‌های اخلاقی‌ای است که درون انسان ریشه دار و ثابت شده‌اند و به سادگی و سهولت از بین نمی‌روند.

4- عادت (اعتیاد) و مَلَکه از این نظر که هر دو درون انسان به صورت یک عمل ثابت در آمده‌اند، شبیه یکدیگرند، ولی حقیقت آن‌ها از یکدیگر کامل متفاوت است و تفاوت اصلی نیز در وجود دو عنصر اراده و اندیشه در مَلَکه ( یعنی همان ارزش‌ها و فضایل اخلاقی نهادینه شده درون انسان) می‌باشد. در حالیکه عمل اعتیادی با اراده و اندیشه، بیگانه است. 

عبادات و مناسک خاص دینی به دلیل فردی بودن آن‌ها و اینکه بر انگیزه‌های کاملا درونی مبتنی می‌باشد معمولاً با چنین چالش‌های بیرونی مواجه نیستند و ممکن است به انواع آفت‌ها و ناخالصی‌ها آمیخته شوند بدون آنکه در ظاهر این اعمال نشانه‌ای ازاین آفت‌ها و ناخالصی‌ها دیده شود و قابل شناسایی باشد. واگر انسان، خود از درون دایماً مواظبت نکند کم‌ترین خطر و آفتی که این عبادات و اعمال رسمی دینی را تهدید می‌کند،تبدیل شدت به عادت است.

یک عمل نیک برای آنکه به ملکه و فضیلت انسانی تبدیل شود باید هماره با اندیشه و اراده باشد و تنها در این صورت است که تکرار عمل، نه تنها تبدیل به عادت نمی‌شود بلکه موجب دست یابی انسان به «خود آگاهی» می‌گردد. در واقع بر اساس آگاهی و اراده، یک سیستم کلی و فعال درون آدمی پدید می‌آید که بر مهارت‌های انسان برای انجام اعمال نیک و شایسته می‌افزاید  از فاصله میان اندیشه و تصمیم برای انجام عمل نیک می‌کاهد و همین سرعت در اقدام، آن عمل را از نظر ظاهری شبیه عادت و عمل اعتیادی می‌کند. اما این شباهت فقط در اعمالی است که ماهیت آن‌ها کامل فردی و درونی می‌باشد و یا اعمالی هستند که شکل ظاهریشان ثابت است و می‌توانند خاصیت دینامیک و پویایی خویش را از دست بدهند.اما اگر عمل به گونه‌ای باشد که در نسبت با دیگر افراد جامعه شکل می‌گیرد، در این صورت شرایط آن همیشه یکسان و یکنواخت نیست، بلکه هماره با نشیب و فراز و تحول همراه است، و به دلیل همین شرایط متناوب و غیر قابل پیش بینی، همیشه عمل انسان با چالش همراه می‌باشد و انسان را در موقعیت تصمیم گیری و انتخاب قرار می‌دهد و همین پویایی موجب می‌شود که چنین اعمالی، معمولاً از آسیب و آفت اعتیاد مصون بمانند.

5- برای روشن شدن این نکته بسیار مهم، به حدیث شریف باز می‌گردیم و دو نمونه کلی که امام(ع) به آن اشاره فرموده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

نمونه اول، عبادات و تکالیف شرعی فردی مثل نماز و روزه است که امام(ع) به صراحت، آن‌ها را در معرض آسیب اعتیاد و عادت، دانسته و به همین دلیل فرموده‌اند که نمی‌توان آن‌ها را نشانه قطعی دین‌داری و ایمان کسی دانست و در مقابل، دو نمونه دیگر یعنی راست‌گویی و ادای حقوق دیگران(صدق احداث و اشداء الامانة) را به عنوان نمونه‌هایی که می‌توان آن‌ها را نشانه دینداری و ایمان حقیقی به شمار آورد، معرفی می‌فرماید.

چرا چنین است؟ زیرا راستگویی صرفاً یک مساله فردی نیست؛ بلکه معمولاً در نسبت با دیگران قرار دارد، و این« دیگران» چه بسا گاه شرایطی را به وجود بیاورند که راستگویی ما به ضررمان تمام شود و موجب از دست رفتن منافع و موقعیت‌های مادیّ گردد. اینجاست که انسان برای راستگویی همیشه باید تصمیم بگیرد و این گونه نیست که راستگویی بتواند در انسان تبدیل به عادت و اعتیاد گردد. چرا که شرایط برای راستگویی همیشه یکسان و یکنواخت نیست. بلکه همواره متناوب و متفاوت است و همین شرایط متناوب، راستگویی ما را با چالش مواجه می‌سازد و این چالش، نیاز به تصمیم دارد. حال اگر راستگویی درون کسی نهادینه و تبدیل به مَلَکه شده باشد، فاصله اندیشه و تصمیم او بسیار کوتاه خواهد بود و سریع تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند و اگر چنین نشده باشد ممکن است در مواردی دچار دروغگویی شود و این نکته، به طور کلّی در همه موارد رعایت حقوق دیگران صادق است.

 همیشه عمل انسان با چالش همراه می‌باشد و انسان را در موقعیت تصمیم گیری و انتخاب قرار می‌دهد و همین پویایی موجب می‌شود که چنین اعمالی، معمولاً از آسیب و آفت اعتیاد مصون بمانند.
شک

ولی عبادات و مناسک خاص دینی به دلیل فردی بودن آن‌ها و اینکه بر انگیزه‌های کاملا درونی مبتنی می‌باشد معمولاً با چنین چالش‌های بیرونی مواجه نیستند و ممکن است به انواع آفت‌ها و ناخالصی‌ها آمیخته شوند بدون آنکه در ظاهر این اعمال نشانه‌ای ازاین آفت‌ها و ناخالصی‌ها دیده شود و قابل شناسایی باشد. واگر انسان، خود از درون دایماً مواظبت نکند کم‌ترین خطر و آفتی که این عبادات و اعمال رسمی دینی را تهدید می‌کند، همان چیزی است که در سخن امام (ع) اشاره شده است ،یعنی تبدیل شدن به عادت و شکل اعتیادی پیدا کردن! که در این صورت از روح عبادت تهی شده و فقط از پوسته و ظاهر آن برخوردار است. ونتیجه چنین عبادتی آن است که هیچ اثری در رفتار اجتماعی انسان و تعامل او با سایر انسان‌ها ندارد. اگر اهل بازار و کسب است از انصاف و شفقت نسبت به خلق خدا بی بهره است . اگر صاحب قدرت است، نسبت به عدالت وحفظ حقوق مردم بی مبالات می‌باشد و...

و گرچه با شدّت هر چه تمام‌تر نسبت به عبادات و اعمال رسمی دینی جدّی و کوشا باشد. ولی این اعمال نه تنها هیچ سودی ندارد، بلکه گاه علاوه بر اینکه موجب فریفتن و به اشتباه افتادن دیگران می‌گردد، خود اورا نیز به اشتباه انداخته و دچار توهم حقانیت و خود برتر بینی می‌سازد.به همین دلیل امام(ع)، نشانه دینداری و ایمان را صرفاً نه در عبادات و مناسک خاصّ دینی ، بلکه در راستگویی و میزان تعهد و پایبندی به حقوق انسان‌ها می‌داند. امّا اگر کسی در کنار پایبندی به ظواهر شرعی و عبادات دینی ، به اخلاق ، ارزش‌های انسانی و احترام به حقوق انسان‌ها پایبند و وفادار باشد ، در این صورت می‌توان باور کرد که از روح ایمان برخوردار بوده و عبادات او حقیقی است. وگرنه به فرموده امام صادق(ع) ، نباید فریب ظاهر دینی و متشرّع آنان را خورد. آن حضرت در حدیث دیگری در مورد این افراد به ظاهر دیندار و متشرّع به همگان هشدار می‌دهند و می‌فرمایند:« فریب نماز و روزه آنان را نخورید.»(لا تغترّوا بصلاتهم و صیامهماصول کافی ، باب صدق ح2) . قرآن کریم می‌فرماید : (نماز [آدمی] را از زشتی‌ها و ناپسندی‌ها باز می‌دارد.عنکبوت 45).

بی تردید نمازی که چنین اثری دارد، هرگز نماز از روی عادت و یا نماز ظاهرگرایانه و ریاکارانه نیست بلکه نمازی است که به عنوان یک فضیلت انسانی، درون آدمی نهادینه و تثبیت شده، و سیستم عمل صالح را در او فعال نموده است. و لذا در همه عرصه‌های زندگی آن شخص اثر می‌گذارد و موجب می‌شود تاراستی و عدالت را پیشه کند.

6- از سخن امام(ع) استفاده می‌شود که دینداری دارای حوزه‌های گسترده‌ای است. و نشانه‌ها و شاخصه‌های دینداری در حوزه‌های فردی وعبادی با نشانه‌ها و شاخصه‌های دینداری در حوزه‌های اجتماعی و عمومی تفاوت می‌کند. و اینکه کسی صرفاَ از نشانه دینداری در حوزه فردی برخوردار باشد نمی‌توان اورا دیندار واقعی دانست ونتیجه گرفت که پس در مسؤلیت اجتماعی‌ای که بر عهده گرفته نیز دیندار و مؤمن است. بلکه دیندارانه و مؤمنانه عمل کردن در جامعه و در مسؤلیت ها و مناصب اجتماعی‌ای که انسان بر عهده دارد شاخصه‌ها و ملاکات خاصّ خود را دارد که به گفته امام(ع) این شاخصه همان راستگویی و رعایت حقوق دیگران است.

چه بسا کسی از نظر فردی کاملاً دین‌دار و مؤمن به نظر آید ولی در حوزه اجتماعی کاملاً بی دین و بی تقوا باشد. و فقط در یک نسبت متعادل و هماهنگ بین حوزه‌ای فردی و اجتماعی می‌توان کسی را دین‌دار و مؤمن واقعی نامید. 


- نظرات (0)

کمی هم به خودتان گیر دهید!

بلندگو، گفتگو

سکانس اول:

مجلس سخنرانی علمی: بسیاری پزشکان و متخصصان دور هم در همایشی پیرامون مضرات سیگار، قلیان و ... صحبت می کنند. بعد از جلسه در خارج از محوطه پزشکی در حال سیگار کشیدن است ...

 

سکانس دوم:

در یکی از مساجد تهران، منبری بالای منبر از نداشتن حب دنیا و نکوهش از مال اندوزی و اسراف و تجمّلات صحبت می کند، چند سال بعد در مراسم عروسی فرزندش یا در یک جریان سیاسی کاشف به عمل می آید که بله! چه ریخت و پاش و اسرافی انجام می شود و چه کاخ نشین قهّاری است ... مذمومیّت اسراف و تجمل گرایی و ... مال دیگران است نه برای خود ...

 

سکانس سوم:

پدری به خاطر دروغی که فرزندش به او گفته است او را تنبیه کرده است، تلفن زنگ می زند، پدر به مادر می گوید: اگر فلانی بود بگو نیستم و بچه مات و مبهوت به پدر نگاه می کند ...

 

هزاران سکانس دیگر در نمونه های دیگر را می توان مثال زد از اینکه فقط و فقط نشسته ایم و دیگران را نصیحت می کنیم، این کار را بکنید و این کار را نکنید؛ خودمان را به کلی فراموش کرده ایم ... 

و قرآن چه زیبا تذکر می دهد: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ»

آیا مردم را به نیكى فرمان مى ‏دهید و خود را فراموش مى ‏كنید، با اینكه شما كتاب [خدا] را مى ‏خوانید؟ آیا [هیچ‏] نمى ‏اندیشید؟(آیه 44 بقره)

فقط حرف نزنیم، فقط دیگران را مقصر ندانیم، اگر پیکان انگشت اشاره مان به دیگران است حواسمان باشد که 4 انگشت دیگر خودمان را نشانه گرفته اند ....

احساس می کنیم همه چیز را می دانیم و دانای کل هستیم و اصلاً نیازی به تذکر نداریم، اگر هم از سوی کسی نقد شویم یا تذکری به ما داده شود، صدایمان را بالا می بریم و خیلی حق به جانب می گوییم: چرا من؟ من که همه کارم درست است!

خودمان را ظاهر الصلاة نشان می دهیم در حالی که پایبند واقعی و عملی به معروف نیستیم و پایش بیافتد از سفره ی محرمات از دروغ و رشوه و خیانت در امانت و ... گرفته تا تهمت و غیبت و... خود را بی بهره نمی کنیم و غم انگیزی داستان این جا پر رنگ تر می شود که با این حالمان در برابر دیگران خود نمایی می کنیم و در برابر کوچک ‌ترین لغزش آنان عکس العمل نشان می دهیم و چنان دیگران را با انگشت نشان می دهیم و خود را به رخ آن ها می کشیم  که بیا و ببین!

فقط و فقط حرف می زنیم اما دریغ از یک ذره عمل ؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ، كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید، چرا چیزى مى ‏گویید كه انجام نمى‏ دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است كه چیزى را بگویید و انجام ندهید. (آیات 2 و 3صف)

البته اشتباه نشود و سوء استفاده نکنیم بر اینکه: حالا که ما خودمان درست نیستیم پس موضوعی مثل امر به معروف معنایی پیدا نمی کند، یا پدر و مادر در راه تربیت فرزندشان تلاش نکنند و ...

مقصود این است که فقط حرف نزنیم، فقط دیگران را مقصر ندانیم، اگر پیکان انگشت اشاره مان به دیگران است حواسمان باشد که 4 انگشت دیگر خودمان را نشانه گرفته اند ....

عامل به معروف باشیم و مطمئن باشیم که اگر عامل به نیکی ها و معروفات باشیم همه چیز درست می شوند، خود را اصلاح کنیم، هم امر به معروف کنیم و هم پذیرای امر به معروف دیگران باشیم ...


- نظرات (0)

به رکوع و سجود طولانی اش نگاه نکن!

ریا

صداقت و امانتداری باید سرلوحه کار همه اقشار جامعه، مخصوصاً رسانه ها و هر آن کس که تریبونی دارد حال چه می خواهد این تریبون ظاهری باشد یا به واسطه قلم زدن هایشان باشد

صداقت و امانتداری باید به عنوان مهمترین رکن اطلاع رسانی سرلوحه کار رسانه ها باشد

شخصی خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: آقا فلانی خیلی نماز می خواند و خیلی روزه می گیرد. امام صادق(علیه السلام) فرمودند : لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ نگاه نکنید که رکوع و سجود طولانی دارد فَإِنَّ ذَلِكَ شَیْ‏ءٌ اعْتَادَهُ چه بسا عادت کرده که رکوع و سجود کند و قرائت قرآنش خوب باشد اینها دلیل نمی شود دو اصل را باید مبنا قرار بدهیم : وَلكِنِ انظُروا إِلى صِدقِ حَدیثِه وَأَداءِ امانَته (اصول کافی جلد دوم )
این دو  اصل را شما میزان قرار بدهید: 

یک : در گفتار صادق باشد صدق حدیث داشته باشد.

دوم : وَأَداءِ الامانَة امانت داری . (بیانات آیت الله دری نجف آبادی)

البته این نکته را فراموش نکنیم که اهل بیت علیهم السلام نفرموده اند که نماز نخوانید . در حقیقت ائمه علیهم السلام می خواهند نمازی که برایریا و خودنمایی کردن است را رد کنند ، یا گاهی اهل ریا هم نیست ، نماز هم خوب می خواند اما یعنی یک کسی یک نماز با حالی می خواند و در رکوع و سجده اش هم ریا می کند اما به امانت خیانت می کند.

یک آقایی در کوفه نمازهای طولانی می خواند ولی جاسوس بود. مسلم بن اوسجه می گوید که من دیدم که او خیلی نماز باحالی می خواند و همیشه در صف اول می ایستد، روزی از من پرسید مسلم بن عقیل کجاست؟ به او گفتم که با او چه کار داری ؟ گفت که می خواهم با او بیعت کنم و به او پول بدهم.

پیش خودم گفت که این انسان با این رکوع و سجده و نماز حتماً کارش درست است. او را پیش مسلم بردم ، بیعت کرد و حتی پول هم داد و در تمام جلسات او هم شرکت می کرد تا روزی که هانی را دستگیری کردند و پیش ابن زیاد بردند و دیدم که او هم پیش ابن زیاد است و او باعث شد که تمام یاران مسلم دستگیر بشوند. (به نقل از برنامه سمت خدا)

در حقیقت به چنین فردی گفته اند که به رکوع و سجده اش نگاه نکن . انبیاء رکوع و سجده ی منافقانه را گفته اند.

این روایت در حقیقت می خواهد بگوید : طول رکوع و سجده باعث نشود که شما ویژگی های دیگرش را نادیده بگیرید . صرفاً رکوع و سجده ملاک نیست ببینید که دروغ هم می گوید یا خیر. 
امروزه خیلی از مشکلات ، شایعات ، گاهاً خیلی از جرم ها و اتفاقات در جامعه به خاطر نبود صدق در گفتار است.

اسلام درباره امانت داری حساسیت فوق العاده ای دارد و به هیچ رو، خیانت در امانت را بر نمی تابد و باید امانت ها را به صاحبانشان بازگرداند؛ خواه صاحب امانت، شخصی فاسق باشد، و یا فردی نیکوکار!

خانم و آقا نسبت به هم صداقت ندارند ، رسانه نسبت به مردم صدق در گفتار ندارد ، بدبینی به وجود می آید. (بیانات آیت الله دری نجف آبادی)
در حالی که این گفتار و چگونگی آن بسیار مهم است و قرآن در این باره می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از خدا پروا دارید و سخنى استوار گویید. (احزاب ، آیه 70)
نویسندگان ، سخنرانان،  تریبون دارها ، سخنرانان ، جرائد و همه همه باید بدانند که اولین رکن کار خود را صداقت بگذارند.
صدق نشانه ایمان راستین و تعهد واقعی به خداوند و ارزش های متعالی است. خداوند با راستگویان و صادقان است و حقیقت ایمان در صداقت داشتن است.

بر طبق روایت دومین رکن برای یک انسان درست ، امانت داری او است.
امانت داری در فرهنگ دینی و قرآن و احادیث بسیار مهم است: وَ الَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ : و آنان که امانت ها و پیمان خود را رعایت می کنند .(مومنون، آیه 8)
ابا حمزه ثمالی گوید : از سید عابدان ، علی بن الحسین [امام سجاد علیه السلام] شنیدم که به شیعیانش می گفت : بر شما باد به ادای امانت ، سوگند به خدایی که محمد را به حق به پیامبری برگزید ، اگر قاتل حسین بن علی شمشیری که حسین را با آن شهید کرد به من امانت دهد ، هر آینه امانتش را به او پس خواهم داد. ( وسائل‏ الشیعة، ج 19، ص 76)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مجلس ها امانت است، و جایز نیست سخن كسى را كه مى‏ خواهد پوشیده بماند براى دیگران نقل كنند مگر با اجازه او، یا براى فرد مورد اطمینان، یا براى ذكر خیر او

از این روایات به خوبی روشن می شود که اسلام درباره امانت داری حساسیت فوق العاده ای دارد و به هیچ رو، خیانت در امانت را بر نمی تابد و باید امانت ها را به صاحبانشان بازگرداند ؛ خواه صاحب امانت، شخصی فاسق باشد، و یا فردی نیکوکار!

از برخی روایات استفاده می شود که سخنان خصوصی که میان حتی دو نفر هم رد و بدل می شود، مصداق امانت محسوب می شود و کسی از آنان، حق ندارد بدون اجازه صاحب سخن ، حرف او را افشا نماید!

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مجلس ها امانت است، و جایز نیست سخن كسى را كه مى‏ خواهد پوشیده بماند براى دیگران نقل كنند مگر با اجازه او، یا براى فرد مورد اطمینان ، یا براى ذكر خیر او. ( الكافی، ج 2، ص 660 )
نکته را باید همیشه در نظر داشته باشیم که ما در این دنیا در هر مقام و پست و جایگاهی که هستیم باید امانت داران خوبی باشیم چرا که در اصل ما در این دنیا موقتی هستیم و همه آنچه در اختیار داریم امانت هایی است در نزد ما که باید به بهترین شکل تحویل صاحب اصلی اش دهیم.
اگر این بینش را در خود تقویت کنیم بسیاری از مشکلات، حق و نا حق کردن ها، دعواهای سیاسی و خانوادگی و اجتماعی کم و یا حتی به صفر می رسند.

منابع:

بیانات آیت الله دری نجف آبادی


- نظرات (0)

ضیافت رمضان به خاطر چیست؟

قرآن کریم

ضیافت رمضان به واسطه نزول این کتاب الهی بوده است و آنچه از روایات مستفاد می‌ شود نزول دیگر کتب آسمانی نیز در همین ماه مبارک رمضان بوده است.

«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ» (185 ، بقره)
فرا رسیدن ماه رمضان ماه ضیافت الهی و ماه نزول قرآن فرصت مناسبی است تا با حضور در ضیافت الهی بر سر سفره قرآن کریم نشسته ، چرا که در حقیقت این ضیافت به واسطه نزول این کتاب الهی بوده است ، البته آنچه از روایات استفاده می ‌شود نزول دیگر کتب آسمانی نیز در همین ماه مبارک رمضان بوده است و این ماه از برکات عظیمی برخوردار است.

به عبارتی شرافت ، کرامت و برکت ماه مبارک رمضان به برکت نزول قرآن کریم در شب مبارک قدر است و این نزول قرآن منشأ تمام برکات این ماه عزیز است. (بیانات آیت الله سبحانی)
این ماه در شرافت بی‌ نظیر است و برای مومنان و روزه‌ داران این ماه فرموده‌ اند که «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ» در هیچ ماهی نفس کشیدن انسان ثواب ندارد و تسبیح محسوب نمی ‌شود الا ماه مبارک رمضان.

در هیچ ماهی خواب ایشان عبادت محسوب نشده است الا ماه شریف رمضان. (خطبه شعبانیه پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله) 
شیخ صدوق در کتاب ثواب‌ الاعمال به سندش از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که حضرت فرمودند: جوان مومنی که قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خون او عجین می‌ شود و خداوند جایگاه او را با سفیران با کرامت و نیکان قرار می‌ دهد و قرآن کریم در روز قیامت مدافع او خواهد بود و برای او و به نفع او دلالت می‌ کند . (بیانات آیت الله سبحانی)

محبوب ترین اعمال در این ماه تلاوت قرآن همراه با تدبر و توجه به مضامین و معانی آیات است، توجه به قرآن کریم در این ماه عزیز به قدری دارای اهمیت است که ثواب تلاوت یک آیه به اندازه ثواب تلاوت یک ختم قرآن است و این بدان جهت است که در این ماه با توجه به ویژگی هایی که در زمان، مکان و شرائط مختلف پدید میاد آمادگی مناسبی جهت انس و ارتباط با قرآن برای هر کس می باشد

از این حدیث شریف مستفاد می‌ شود که هر چه بیشتر ما جوانان ، خود را با قرآن و مفاهیم قرآن نزدیک و آشنا کنیم ، قطعاً از خطرات مصون تر خواهیم بود.

ماه رمضان را می توان بهترین فرصت برای ایجاد این نزدیکی و انس با قران دانست ؛ چرا که محبوب ترین اعمال در این ماه تلاوت قرآن همراه با تدبر و توجه به مضامین و معانی آیات است ، توجه به قرآن کریم در این ماه عزیز به قدری دارای اهمیت است که ثواب تلاوت یک آیه به اندازه ثواب تلاوت یکختم قرآن است و این بدان جهت است که در این ماه با توجه به ویژگی هایی که در زمان ، مکان و شرائط مختلف پدید میاد آمادگی مناسبی جهت انس و ارتباط با قرآن برای هر کس می باشد.




- نظرات (0)

دریچه های ورود به برکات

حلقه ازدواج

بركت یعنی چیزی كه بودنش باعث خیر می شود و خوبی های دیگر را به دنبال خودش می آورد [فرهنگ معین].

مثلاً در عرف عامیانه می گوییم نان بركت سفره است و این به  خاطر اهمیت و ارزش بالای این ماده غذایی برای زندگی ما است.

زندگی و وجود برخی انسان ها مایه بركت و نعمت زندگی دیگران است؛ یعنی اینگونه افراد یا به خاطر استعداد ها و نعمت های ذاتی كه دارند به زندگی ما ارزش دیگری می دهند ، مانند پدر و مادر چنانچه در روایات داریم:

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

هر کس دوست دارد که عمرش طولانى و رزق و روزى اش فراوان گردد . پس به پدر و مادر خویش نیکى کند. (بحارالانوار، ج 71، ص 85)

و یا علاوه بر توانایی های فطری از حمایت و تأییدات الهی برخوردار هستند مانند انبیاء و اولیاء خداوند.

 

ازدواج یکی از دریچه های ورود به برکات

اصولاً بسیاری از مردان و زنان برای فرار از زیر بار مسئولیت ازدواج ، فقر و نبود امکانات مالی را عنوان می‏کنند ؛ ولی قرآن صریحاً متذکر می ‏شود که دریچه روزی و رزق و برکات آن در ازدواج قرار داده شده است : 
«وَانْکِحوُا الأَیامی مِنْکُمَ وَ الصّالِحیِنَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ اِمْائِکُمَ اَنْ یَکوُنوُا فُقَراءً یُغْنِهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسُعُ عَلیُمٌ ؛ مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و هم چنین غلامان و کنیزان صالح و درستکاران را . اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می ‏کند. خداوند واسع و آگاه است.» (نور، 32)

در این آیه نه تنها به والدین بلکه به همه کسانی که می‏ توانند مقدمات ازدواج زنان و مردان را فراهم نمایند به تعاون امر می ‏نماید و برای اطمینان خاطر آن‏ ها در زمینه رفع مشکلات مالی می ‏فرماید که اگر تنگدست و فقیر باشند خداوند از فضل خود روزیشان می‏ دهد. 
دلیل آن هم روشن است ؛ زیرا انسان مجرد ، کم‏ تر احساس مسئولیت کرده ، و تمامی استعداد خود را برای کسب در آمد مشروع بسیج نمی‏ کند ، ولی پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تغییر یافته ، در مقابل همسر و خانواده احساس مسئولیت می‏ کند و از تمام هوش و استعداد خود بهره می‏ گیرد و با صرفه‏ جویی و ابتکار و با کمک همسر و فامیل بر مشکلات زندگی فائق می ‏آید.

امدادهای غیبی و نیروی معنوی الهی به کمک افرادی می ‏آید که برای حفظ کرامت و پاکی خود اقدام به ازدواج می ‏کند

امام صادق علیه السلام فرمود : «اگر کسی از ترس فقر، ازدواج را ترک کند، به خدا بدگمان است.» (حویزی، 1382 ف، ج 3، ص 597، به نقل از من لایحضره الفقیه)

بدگمانی به خدا ، ریشه بسیاری از مشکلات است و اگر سوء ظن به خدا از بین برود، احتمال این که ترک تزویج از بین برود، بیشتر است.

در روایت دیگر از امام صادق (علیه السلام) آمده است : «الرِزْقُ مَعَ النِساءِ وَ الْعِیالِ ؛ روزی همراه همسر و فرزند است. (همان)

«در روایت دیگر آمده است که مردی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید و از فقر شکایت کرد . پیامبر دستور داد که ازدواج کند. پس از ازدواجتوسعه در رزق او پدید آمد. (همان، ج 3، ص 560 - 595) 
علاوه بر این دلیل مادی ، امدادهای غیبی و نیروی معنوی الهی به کمک افرادی می ‏آید که برای حفظ کرامت و پاکی خود اقدام به ازدواج می ‏کند. (جمعی از نویسندگان، 1372، ج 14، ص 465 - 464)

سالمند

پدر و مادر؛ دریچه هایی از برکات

یکی از این راه های پر خیر و برکت ، احسان به والدین و احترام و خدمت به آنهاست . پیش از آن که نعمت وجود نازنین پدر و مادر به حسرت جای خالی آنها مبدّل شود ، باید قدر آن را دانست.

 

ای کاش مادرش زنده بود

در حدیثی می ‌خوانیم : روزی مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد:

ای رسول خدا هیچ کار زشتی نیست مگر این که انجام داده ام ، آیا توبه من قبول می شود؟

فرمود : «آیا پدر و مادرت زنده اند؟»

گفت : تنها پدرم زنده است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر کسی از ترس فقر، ازدواج را ترک کند، به خدا بدگمان است.» بدگمانی به خدا، ریشه بسیاری از مشکلات است و اگر سوء ظن به خدا از بین برود، احتمال این که ترک تزویج از بین برود، بیشتر است

فرمود: «به پدر خود احترام و نیکی کن ؛ تا خداوند تو را ببخشد.» (همین نیکی به پدر موجب پذیرفتن توبه ی تو خواهد شد.)

وقتی که آن مرد رفت ، حضرت به اطرافیانش فرمود : «ای کاش مادرش زنده بود و به مادرش نیکی می کرد ؛ زیرا با نیکی کردن به مادر ، قبولی توبه اش نزدیک تر می بود.» (بحارالانوار، ج 74، ص 82)

در روایت است که پدر و مادر بهشت و جهنم شما هستند. یعنی احترام به آنها بهشت را واجب می كند ، آزار آنها جهنم را واجب می كند.

بد هم باشند احترامشان واجب است . روایت داریم استثناء ندارد ؛ كافر باشند ، بی دین باشند ، بی نماز باشند. بدترین پدر و مادر احترامشان بر اولاد واجب است. «وَ أَطِعِ الْوَالِدَینِ وَ لَوْ كَانَا كَافِرَینِ» (همان)

در روایت است امام صادق علیه السلام می فرماید: كسی كه به پدر و مادر احترام می كند، هرچه هم گناه داشته باشد، من می بخشم و تو را بهشتی می کنم ؛ یعنی عاقبتت را به خیر می كنم.

خطا و گناهی هم داشته باشد ، خدا می بخشد، عاقبت به خیرش می كند ، موفق به توبه می كند. «یقَالُ لِلْعَاقِّ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنِّی لَا أَغْفِرُ لَكَ» (همان)

كسی كه عاق والدین است ، اگر عبادت جن و انس را هم انجام داده باشد ، آخرش به آتش جهنم می رود . تمام اعمالش باطل می شود. (جامع الأخبار/ تاج الدین شعیرى/ 84; الفصل الأربعون فی فضیله بر الوالدین ... ص: 84) (به نقل از حجة الاسلام فرحزاد در برنامه سمت خدا)

مواظب باشیم انشالله از برکات وجودی پدر و مادرها بی بهره نباشیم و دل آنها را نشكنیم.

منابع:

برنامه سمت خدا ؛ حجت الاسلام فرحزادی



- نظرات (0)

عکس العمل ما در مقابل انسان های قیچی صفت!

نرمش، سخن ملایم

حتماً همیشه زیبایی پارچه های ابریشم توجه شما را به خودشان جلب کرده است ؛ پارچه هایی لطیف و نرم با ظرافت های خاص ...

زیبایی این پارچه ها زمانی دو چندان می شوند که زیر یک قیچی خیاط هنرمند می روند و به زیباترین و مفید ترین شکل ها تبدیل می شوند ...
تا به حال فکر کرده اید که چرا پارچه فروش ها و خیاط ها قیچیشان را و قصّاب ها چاقویشان را دائماً تیز می کنند؟
قیچی دائماً تیز می شود ؛ چون دائماً با پارچه سر و کار دارند و جنس پارچه چون لطیف و نرم است باعث می شود قیچی کند شود.
لطافت گوشت چاقو را هم کند می کند ...

یادمان باشد بعضی از آدم ها مثل قیچی و چاقو هستند ، مرتّباً در پی قیچی کردن و چاقو زدن به این و آن از راه های مختلف ؛ نیش و کنایه ، شایعه پراکنی ، دو به هم زنی و .... می خواهند قیچی کنند ، جدا کنند ، از بین ببرند ... اصلاً هم کاری ندارند چه می شود ... می برند و جلو می روند ... 
عده ای از آدم ها با ویژگی های چاقو و قیچی رابطه تنگاتنگ دارند ...

نکته ی مهم چگونگی واکنش و عکس العمل در مقابل این رفتار ها است ... بهترین واکنش این است که با آن ها نقش پارچه نقش ابریشم بازی کنیم ، نرم باشیم و با همین نرمی و لطافت آنها را کند کنیم ...

اگر تندی کردند ، با نرمی پاسخ دهیم ...

وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ (فصلت/34)

و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن آن گاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یك ‏دل مى ‏گردد.

گذشت داشته باشیم ...
وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (آل عمران/134)

و از مردم در مى ‏گذرند و خداوند نكوكاران را دوست دارد.

بگذریم تا خدا از ما بگذرد ...

وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (نور/۲۲)

و باید عفو كنند و گذشت نمایند . مگر دوست ندارید كه خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزنده مهربان است

بعضی از آدم ها مثل قیچی و چاقو هستند، مرتّباً در پی قیچی کردن و چاقو زدن به این و آن از راه های مختلف؛ نیش و کنایه، شایعه پراکنی ، دو به هم زنی و .... می خواهند قیچی کنند، جدا کنند، از بین ببرند ... اصلاً هم کاری ندارند چه می شود ... می برند و جلو می روند ...

یادمان باشد این حس که «باید بهش بفهمونم چطور با من رفتار کنه ، یا حساب کار دستش بیاد» ، هر چند گاهی حس کاملاً صحیحیه ، اما خیلی اوقات نوع بیان سخت و پرخاش جویانه ی ما حتی اگر هم موضوع را به نفع ما تمام کند ، حال ما را خوب نمی کند ، دوستانمان را زیاد نمی‌ کند و از همه مهم‌ تر آرامشمان را بیشتر نمی‌ کند.
فرعون قیچی بود، خدا به موسی علیه السلام گفت : ابریشم باش ، نرم رفتار کن ، نرم سخن بگو .

فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَی (سوره طه، آیه 44) 

با سخنی نرم با او گفت و گو کن شاید هشیار شود ...

خدا که می‌ دانسته فرعون چیه و کیه . از معدود آدمایی که رسماً اعلام خدایی کرده بود ! اما حتی با او هم می‌ خواهد ابتدا از در آرامش و خوبی و مهربانی وارد شود ...

ابزاری که امروزه غافلانه یا عامدانه به دست فراموشی رفته است ؛ صحبت کردن با نرمی و مهربانی ...

زبان نرم ، نگاه مهربان و تلاش برای درک دیگران و دیدن وقایع از نگاه آن ها ...

کار ساده‌ای نیست ، آن هم در این دوره زمانه ی پر از بی اعتمادی ... زمانه ای که ترس توی دل هایمان خانه کرده و مرتّب نهیب می زند که اگر چهار چشمی حواست به خودت نباشه همه چیزت بر باد می رود...

اما باور کنیم همین راهکار می تواند خیلی از سختی ها و مقاومت ها را کمتر کند ، خیلی از سنگ ها را می تواند نرم کند ...

می توانید امتحان کنید ....
قولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا بهترین راهکار در مقابل افراد تیز و سخت و برنده ....
اگر تا به امروز در این زمینه تجربه ای داشته اید به ما یاد بدهید ، مشتاقانه منتظر راهکارها و تجربیات شما هستیم ...


- نظرات (0)