سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

2رکعت نمازی که مانع عذاب خدا می شود!


نماز

نمازِ صحیح، یک مرحله است و نماز مقبول، مرحله‏اى بالاتر مى‏باشد. شما ممكن است خوب درس بخوانید، ولى قبولى آخر سال، مهمّ است.

ممكن است انسان همیشه نماز و عبادت‏هاى خود را بجا آورد، ولى بخاطر نقص و ضعف‏هایى كه نماز او دارد، در پیشگاه خداوند، پذیرفته نشود.

ممكن است شاگردى نمره خوب هم بگیرد، ولى اخلاق و وضع او مورد رضایت خاطر آموزگار نباشد.

پس، ملاک در ارزش نماز، قبولى آن است. باید كوشید تا نمازى پسندیده به آستان خدا تحویل داد.

امام على علیه السلام مى‏فرماید:«كونوا على قبول العمل اشدّ عنایةّ منكم على العمل»(بحار الانوار، ج 71 ص 173.)

بیش از انجام عمل، به قبولى آن عنایت و توجّه داشته باشید.

نماز عبادتی است که نظیر آن وجود ندارد. آثار و برکاتی که برای نماز ذکر شده، برای هیچ عبادت دیگری وارد نشده است. نماز دو گونه است: واجب و مستحب. نماز های واجب نمازهایی است که به صورت روزانه و در وقت مشخص خوانده می شود و ترک آن عقاب و عذاب خداوند را در پی دارد. نماز مستحب، نمازی است که اقامه آن واجب نیست و به همین دلیل ارزش و ارج بسیاری دارد. نماز های مستحب یا نوافل (نفل به معنای زاید و افزون است) نیز دو دسته اند: نوافلی که برای آن ها دستور و روش داریم، مانند نافله های روزانه، نماز پدر و مادر، نماز حاجب، نماز استغاثه و ... . دسته دوم نیز نوافلی است که دستوری برای آن ها نداریم، مانند این که فرد دو رکعت نماز مستحب بخواند.

امام صادق (علیه السلام) در فضیلت و جایگاه نماز فرمود: من قَبِلَ الله منه صلاةً واحدةً لم یعذّبه؛ (1) اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست: 1 ـ ایمان. 2 ـ تقوا. 3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط. نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست

یعنی یک نماز مقبول، از عذاب اخروی که پایان ندارد، جلوگیری می کند.

درباره فضیلت نماز های مستحب و نوافل در حدیث آمده است که: نماز های نافله، به منزله هدیه است و در هر صورت پذیرفته می شود. (2)

البته با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد. در نماز های مستحب برخی ارفاق ها وجود دارد که در نماز های واجب نیست که برای جذب بیشتر افراد است، از جمله اینکه:

نماز مستحب را هم می توان ایستاده خواند، هم نشسته.

در نماز مستحب، می توان فقط سوره حمد را خواند و به رکوع رفت.

در نماز مستحب، شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل نمی کند و نمازگزار می تواند تصمیم بر هر کدام بگذارد.

انجام کم و زیادهای اشتباهی در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

برای نماز های واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولی درباره نوافل چنین دستوری نیست.

با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد

این ساده گیری ها برای تشویق افراد به این عبادت های سازنده است. حتی اگر نماز مستحب را کسی در وقتش نتوانست بخواند، قضای آن را می تواند انجام دهد، که در این صورت، طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و می فرماید: به بنده ام بنگرید! چیزی را که بر او واجب نکرده ام، قضا می کند! (و در حدیث دیگری افزوده شده که: شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم) (3) 

 

کدام نماز مقبول است؟

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست:

1 ـ ایمان.

2 ـ تقوا.

3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط.

نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست.

 

پی نوشت ها:

1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 22

2. قصار الجمل، ج 2.

3. بحار الانوار، ج 84، ص 43 – وسائل الشیعه، ج 3، ص 56 .


منابع:

خبرگزاری شبستان، پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی

پایگاه درس هایی از قرآن


- نظرات (0)

راهکارهایی برای ترغیب نوجوانان به نماز

نماز

قرآن کریم می فرماید: «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا ... و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكیبا باش ...(سوره طه،آیه 132)

فرزند وقتی که در خانه است از والدین مسائل را می آموزد و بعد از خانه و خانواده ، مدرسه نقش مهمی دارد.

والدین و مربیان اگر بخواهند فرزندان را با نماز آشنا کنند باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،چرا که فردا دیر است؛ امّا برای شروع چه باید کرد؟ از چه روش هایی استفاده کنیم؟ موثرترین روش ها و عوامل کدامند؟

 

الگو دهی مناسب

یکی از مهم ترین روش ها و تأثیر گذار ترین آنها الگو دهی به آنان است.

کودکان، نوجوانان و جوانان در خانه و مدرسه، عمل بزرگ ترها را می بینند و از آن الگو برداری می کنند. این بسیار مهم است که خود اهل عمل به دستورات باشیم تا فرزندانمان نیز از ما بیاموزند. همان گونه که قرآن در سوره بقره می ‏فرماید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ» (بقره، 44) (علم الهدى، على بن حسین‏، محقق و مصحح ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، ج2، ص419) «آیا دیگران را به نیکی دعوت می ‏کنید در حالی که خودتان را فراموش کرده‏اید».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کونوا دعاة الناس بأعمالکم و لا تکونوا دعاة بالسنتکم» مردم را با رفتار خود به حق رهبری کنید نه با زبان خویش. (مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)، ج67، ص 309)

چشم و گوش فرزندان چون آیینه ای است که هر چیزی در آن منعکس می شود. و مادر می تواند با رفتار خود، خصلت ها؛ امانت، صداقت، وفای به عهد، حق جویی و… را در فرزند احیا کند و یا آنها را از میان ببرد.

فرزندان با مشاهده رفتار پدر و مادر هنگام شرکت در نماز جماعت و دیدن فیلم ها و پوسترهای مربوط به نماز به طور غریزی از آنان تقلید نموده و اعمال و حرکات مشاهده شده را تکرار می کنند.

در انتخاب مدرسه برای کودکان و نوجوانانمان دقت کنیم چرا که بعد از خانواده، فرزند زمان زیادی را در مدرسه و با معلمان می گذراند.

 

تمرین و عادت را فراموش نکنیم

در روایت است که به فرزندانتان از سن هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید.

روح انسان در زمان جوانی حالت قابل انعطافی دارد و هر چه انسان بزرگتر می شود از انعطاف آن کمتر می شود. (تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، ص 78)

کودکتان باید در رفتار خود پیرو بزرگان باشد و بزرگترها، باید نسبت به کودک، رئوف و مهربان باشد. مبادا مانند جفاکاران و ستمگران دوران جاهلیت رفتار کنید»

نماز بر نو نهالان گر چه واجب نیست، لیکن امری نیکو و پسندیده است و زمینه ساز دوران جوانی است.

مولوی مثلی راجع به اینکه هر چه انسان بزرگتر می شود، صفات او قوی تر و ریشه دارتر می گردد، بیان کرده و می گوید: مردی درختی را در گذر گاهی کاشت و مردم از این کار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سال های بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد.

از طرفی درخت سال به سال ریشه دارتر می شد و از طرف دیگر خارکن ضعیف تر می گردید.

یعنی میان رشد درخت و قوّت او نسبت معکوس برقرار بود. حالات انسان مانند خاربن و خارکن است. روز به روز صفات در انسان عمیق تر و اراده انسان ضعیف تر می شود، بنابراین قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود از یک پیر بیشتر است. (تعلیم و تربیت در اسلام، ص 79 ـ 80)

 

محبّت و مهرورزی

محبّت و مهرورزی یکی از اصول تربیتی اسلام است که تاکید فراوانی به آن شده است. شخصی که محبّت و مهر کسی را به دل می نشاند نا خواسته به تقلید از او پرداخته و الگوگیری از رفتار و اخلاق او می کند مانند او لباس می پوشد، مانند او سخن می گوید و از رفتارهای او در موقعیت های متفاوت نسخه برداری می کند. هر چه آن شخص دوست دارد، برایش دوست داشتنی می شود. و هر چه بد می داند، از چشم او می افتد. گاهی اوقات دوستی و محبّت به حدّی می رسد که از شخص، فردی مرید؛ و مطیعِ چشم و گوش بسته می سازد.

خداوند نیز کسانی را که دم از محبّت الهی می زنند، امّا مطیع نیستند را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ» بگو: اگر خدا را دوست مى دارید، از من پیروى کنید؛ تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد».(سوره آل عمران٬ آیه 31)

هر چند نیاز ضروری فرزندان به محبّت و عاطفه را نمی توان انکار کرد، امّا از آثار و پیامدهای محبّت و عاطفه و تاثیرات تربیتی آن نباید غافل شد. به هر حال در اسلام به والدین توصیه شده است تا محبّت خویش را از فرزندانشان دریغ ندارند.

امیر المومنین (علیه السلام) نیز می فرماید: «لیتأسّ صغیرکم بکبیرکم و لیرأف کبیرکم بصغیرکم و لا تکونوا  کجفاة الجاهلیة: کودکتان باید در رفتار خود پیرو بزرگان باشد و بزرگترها، باید نسبت به کودک، رئوف و مهربان باشد. مبادا مانند جفاکاران و ستمگران دوران جاهلیت رفتار کنید».(نهج البلاغه٬ فیض الاسلام٬ ص531 )

«ما کودکان خود را وقتى پنج ساله اند، به نماز امر مى کنیم؛ ولى شما کودکانتان را وقتى هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتى هفت ساله اند، به روزه وا مى داریم؛ به اندازه اى که توان دارند، چه تا نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر. وقتى تشنگى و گرسنگى بر آنان چیره شد، افطار مى کنند تا این که به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند؛ ولى شما کودکانتان (پسر) را وقتى نُه ساله شدند، به اندازه اى که توان دارند، به روزه وا دارید و وقتى تشنگى بر آنان چیره شد، افطار کنند»

تشویق و ترغیب

قرآن به شیوه های گوناگونی به تشویق پرداخته است. آیاتی که نعمت های بهشتی را بیان می کنند و آیاتی که از بشارت سخن می گویند، از این دسته آیات می باشند. یکی از اوصاف پیامبران الهی (علیهم السلام) در قرآن «مبشّر» (سوره نساء٬ آیه 165) بیان شده است.

یکی از راه های جذب فرزندان به سوی آموزه های دینی و نماز، تشویق و ترغیب است. تشویق اگر به گونه ای پسندیده و به جا باشد، بسیار کارساز است.

گاهی یک آفرین و نوازش تاثیر بیشتری دارد. نقل شده است که پسر بچه ای در نزد پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عطسه کرد و سپس گفت:«الحمد الله». پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به او فرمود: «بارَکَ اللهُ فِیکَ: آفرین بر تو باد».  (اصول کافى٬ کلینى٬ ج ٬4 ص 474)

کلام را با روایتی جامع پیرامون موضوع مورد بحث به پایان می بریم :

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ما کودکان خود را وقتى پنج ساله اند، به نماز امر مى کنیم؛ ولى شما کودکانتان را وقتى هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتى هفت ساله اند، به روزه وا مى داریم؛ به اندازه اى که توان دارند، چه تا نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر. وقتى تشنگى و گرسنگى بر آنان چیره شد، افطار مى کنند تا این که به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند؛ ولى شما کودکانتان (پسر) را وقتى نُه ساله شدند، به اندازه اى که توان دارند، به روزه وا دارید و وقتى تشنگى بر آنان چیره شد، افطار کنند».(همان)


بیانات آیت الله مکارم شیرازی


- نظرات (0)

مجبوری این قدر گناه کنی؟


بندگی خدا
معرفت به او و خویش

انسانی که خود را شناخت، کافی است که تا حدودی به خداوند متعال هم معرفت یابد. دراین مقایسه بین خود و او در می یابد که در برابر خداوند متعال قدری نداشته و چیزی نیست و از این رو است که هرگز ادّعایی نخواهد داشت. اگر کسی متوجّه شود که هر چه دارد از آن خداوند است، بی شکّ اگر از دارائی خود در مسیر اطاعت خداوند بهره برد، هرگز این احساس را نخواهد داشت که از عهده بندگی او بر آمده است. چرا که همه هستی خود و حتّی عبادتش را از آن او می داند. مگر با کمک به چند فقیر و یا با چند رکعت نماز خواندن می شود قانع شد؟ 

واقعا این ماجرای بندگی برای خیلی ها حل نشده است به خود هر حقی می دهند و در کل خود و خواستههای نفسانی خود را محور و معیار سنجش می دانند .

گویند:فردی به پسرش گفته بود که این چه نمازی است که می خوانی؟ گفته بود: این قدر بی نماز در دنیا هست که نمی دانی؛ الآن فرشتگان بر سر همین دو رکعت نماز من دعوا دارند که چه کسی آن را بالا ببرد. البته این برآورد با دریافت قبلی برگرفته از نوع معرفت به خویش  او حاصل آمده است.

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است

همین مقایسه های نادرست است که ما را برای عمل ناچیزمان مغرور ساخته و از خدا طلبکار می شویم فکر میکنیم چون دیگرانی هستند که خیلی گناه کارند ما بندگان مخلص و مقرب خداییم . 

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است .

حالا میبینی یکی هم زیباست ،هم سلامتی دارد ،هم مال و مقام در اینصورت مغرور شده به جای سپاس و ستایش خداوند متعال و انجام وظایف خود در قبال نعماتش طلبکار هم هست .

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

چند سال پیش به حجّ مشرف شده بودم. کاروانی که بنده همراهی آن را به عهده داشتم، از آمریکا آمده بود. یکی از خانم های این کاروان، پوشش خوبی نداشت. در آنجا هم به خود نیامده بود که از این کارها دست بر دارد. در شب جمعه ای دعای کمیل خوانده شد، و هنگام دعا مردم حال خوبی پیدا کردند. بعد از مراسم آن خانم بنده را مخاطب قرار داد که: «حاج آقا: مگر شما مجبورید این قدر گناه کنید؟ گناه هم اندازه ای دارد. کمتر گناه کنید! این قدر هم به درگاه او گریه و عذر خواهی نکند». باور کنید من مانده بودم که به او چه بگویم!

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

آثار معرفت به او

کسی که به او معرفت یافت، زندگیش با دیگران خیلی فرق دارد. وقتی کمی با خدا آشنا شویم، تازه متوجّه می شویم که بندگی ما در مقایسه با حضرات معصومین (علیهم السّلام) اصلاً بندگی نیست. ما نه تنها نتوانسته ایم در برابر او آن طور که شایسته و بایسته است، که به اندازه قدر معرفت خود نیز کم آورده ایم.

دیده ای خداوند متعال در کتاب ارجمند خویش فرمود: «وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ؛1 قدر و اندازه خداوند را آن گونه که هست کسی ندانسته و آن اندازه که باید قدرشناسی اش نکرده است.»

هیچ کس خداوند را آن گونه که ارزش دارد، سپاس گذاری نکرده و نمی تواند به درستی او را بها دهد! وقتی قدرش نشناختیم، چگونه می توانیم عبادتی سزاوار او داشته باشیم؟

«مَا عَبَدنَاکَ حَقَّ عِبادَتِکَ وَ ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ؛2 آن طور که حقّ عبادت توست، ما تو را عبادت نکرده و آن طور که حقّ شناخت توست، ما تو را نشناخته ایم.»

وقتی او را بشناسیم، متوجّه می شویم که همه چیز از آن اوست و آن گاه  که پی بردیم هر چه هست از آن اوست، پس تا حدودی قدرش شناخته ایم. وقتی او را شایسته عبادت دیدیم، به گونه ای بهتر بندگی اش خواهیم کرد. خدا کند که باورمان آید که وجود و دارائی ما در مقابل او هیچ است. پس چه می توان کرد؟ حداقل این که اعتراف به صفت خویش در برابر آن خالق متعال داشتند و بگوئیم : "لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ"3 ؛ معبودی جز تو نیست، تو منزّه و پاکی، من البته از ظالمین هستم.

 منبع : پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام دکتر مرتضی آقا تهرانی 

پی نوشت ها:

1.انعام، آیه 91

2.بحارالانوار، ج68، ص 23

3.انبیاء، آیه 87


- نظرات (0)

عملی که عذاب گناه را تشدید می کند!!

اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود: 1- تکرار گناه؛ 2- ارتکاب گناه بدون این که به دنبال آن توبه و استغفار باشد.

اصرار بر گناه آثار و تبعات بسیار سختی به دنبال دارد. و در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و به بعضی از آثار آن مثل تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره، خروج از دایره تقوا ، بدبختی ، عدم قبول طاعت، کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد و... اشاره شده است. یکی از آثار تکرار و اصرار بر گناه تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه است، مثل این که اگر کسی مرتکب گناه کبیره شود و دوبار حد بر او جاری شود بار سوم کشته می شود.

ابتدا باید دید ضابطه در اصرار بر گناه و معنای آن چیست؟ اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود:

1. تکرار گناه: قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست.

2. ارتکاب گناه (حتی یک بار) بدون عزم و تصمیم و اراده بر توبه و استغفار از آن. در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: اصرار بر گناه این است که انسان گناه کند و استغفار نکند و تصمیم بر توبه و بازگشت نگیرد.[1] و روایتی دیگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین است: اصرار بر گناه ندارد کسی که استغفار می کند، اگرچه در روز هفتاد بار یک گناه را انجام بدهد.[2]

با توجه به این احادیث و احادیث دیگر معلوم می شود که اصرار بر گناه وقتی معنی پیدا می کند که توبه و استغفار در پی ارتکاب گناه نباشد.

بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود

اثرات اصرار بر گناه

اصرار بر گناه در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و بعضی از آثار سوء آن بیان شده است که عبارتند از:

1. تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره: در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست.[3] یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.

2. خروج از دایره تقوا: قرآن در شرح حال متقین می فرماید: و آنها کسانی هستند که وقتی مرتکب گناه زشتی می شوند یا به خود ستم می کنند به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند (و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟) و بر گناه خود اصرار نمی ورزدند. [4]

3. عدم قبول طاعت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند که خداوند چیزی از طاعت بنده ای را با اصرارش بر گناه نمی پذیرد.[5]

قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست

4. بدبختی: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: علامات بدبختی عبارتند از: خشک بودن چشم (نداشتن اشک و گریه)، قساوت قلب (سنگ دلی)، حرص شدید بر دنیا و اصرار بر گناه .[6]

5. کم شدن قبح گناه.

6. کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد: قرآن می فرماید: سرانجام کسانی که به گناه اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسند.[7]

7. تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه: در روایات آمده است کسانی که مرتکب گناه کبیره می شوند و دوبار حد بر آن ها جاری شده بار سوم کشته می شوند.[8]

همچنین در روایات در مورد عمل زشت و شنیع زنا آمده است که زنا کاری که سه بار شلاق خورده بار چهارم کشته می شود.[9]

بنا بر این بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود.

 

پی نوشت ها:

[1] عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ قَالَ الْإِصْرَارُ هُوَ أَنْ یُذْنِبَ الذَّنْبَ فَلَا یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ وَ لَا یُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِتَوْبَةٍ فَذَلِکَ الْإِصْرَارُ، محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج 2، ص 288، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 2.

[2] انوار التنزیل، ج 1، ص 182.

[3] کافی، ج 2، ص 282، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 1.

[4] آل عمران،135:وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرُِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُون‏

[5] قال أَبِی بَصِیرٍ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا وَ اللَّهِ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِهِ عَلَى الْإِصْرَارِ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْ مَعَاصِیهِ

کافی، ج 2، ص 288، َبابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ حدیث 3.

[6] شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 15، ص 337، حدیث 20680. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ .

[7] روم ، 10.ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساۆُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِۆُنْ.

[8] کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2.

[9] همان، حدیث 1.


- نظرات (0)

چگونه در گناه دیگران شریک می‌شویم؟


دروغ

حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمایند: «خدا نکند انسان معصیت کند و اگر کرد، خدا نکند معصیت اجتماعی بکند و اگر کرد خدا رحم بکند که اضلال مردم در آن باشد

و نیز فرمودند: «در قیامت که نامه عمل را به دست انسان می‌دهند، در نامه بعضی‌ها نوشته شده که فلان فرد را تو کشته‌ای. می‌گوید: خدایا، من کی او را کشتم؟ من کجا قاتل بودم؟ من اصلاً خبر ندارم که قاتلش چه کسی است.

در جواب می‌گویند: در فلان مجلس فلان کلمه را گفتی، این کلمه نقل شد به مجلس دیگری و از آن‌جا دوباره به مجلس دیگر که قاتل در آن مجلس بود، رسید و او این را شنید و رفت او را کشت و تو سبب این قتل شدی. این جور سببیت است که انسان باید احتیاط کند و حواسش را جمع کند. آیا کسی می‌تواند متوجه باشد که این کلمه‌اش به ده واسطه خرابکاری نکند؟ قهرا باید هر کاری که بالفعل برای خودش جایز می‌داند با طلب توفیق از خدا و طلب نجات از خدا آن را انجام دهد تا عواقبش چیزی نشود که برایش مسئولیت بیاورد.»

باری تقوای در رفتار و گفتار، تقوای در خانواده و جامعه، تقوای علمی و عملی، اخلاقی و معنوی حد و مرز ندارد و رعایت تقوا و ترک گناه در هیچ مرحله‌ای از انسان ساقط نیست بلکه برای هر کسی در شأن و مرتبه خودش لازم است و چنین است که آیت الله بهجت می‌فرمایند: «ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.»

 

گناهان اجتماعی را می‌شناسید؟

در ادامه به بخشی از مصادیق گناهان اجتماعی را که قرآن به آن توجه ویژه ای داشته توجه می‌دهیم.

گناهان اجتماعی که در قرآن بیان شده شامل گناهان زبانی و غیر زبانی می‌شود. از مصادیق گناهان زبانی در عمل اجتماعی می‌توان به استهزا و تمسخر و بذله گویی (مطففین، آیات 29 تا 31 و نیز حجرات، آیه 11)، افترا به دیگران (نور، آیات 15 و 16)، بدگویی و سخنان زشت (نساء، آیه 148)، دروغ، بهتان، دشنام، افترا و قذف (نور، آیات 11، 15 و 16 و 23 و احزاب، آیه 58)، افشای راز و سخنان محرمانه دیگران (تحریم، آیات 3 و 4)، به کار بردن القاب و نام‌های ناپسند برای دیگران (حجرات، آیه 11) و انتساب فرزندان نامشروع به شوهر از سوی زن (ممتحنه، آیه 12) اشاره کرد.

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه 20 سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است

از گناهان اجتماعی می‌توان به آواره سازی مردم از خانه و کاشانه خود اشاره کرد که در آیه 85 سوره بقره خداوند این گناه را معادل قتل و آدم کشی معرفی می‌کند.

ایجاد اختلاف در میان مۆمنان (آل عمران، آیه 152) یا میان زن و شوهر که در حد کفر دانسته شده (بقره، آیه 102) از دیگر مصادیق گناهان اجتماعی است.

خداوند در آیات 17 تا 31 سوره قلم و همچنین 29 و 38 سوره اسراء، هرگونه ترک انفاق مال به مستمندان و مساکین و بخل-ورزی در این باره را از مصادیق گناهان اجتماعی بیان می‌کند. (الکشاف، زمخشری، ج 2، ص 668) چنان در آیات 39 تا 44 سوره مدثر ترک اطعام بینوایان و مساکین را به عنوان گناهی بزرگ معرفی کرده و آن را عاملی برای سقوط در دوزخ و عذاب اخروی می‌داند.

برهنگی در انظار عمومی از دیگر گناهان و بزه های اجتماعی است که در آیه 28 سوره اعراف به آن اشاره شده است. در این آیه از برهنگی به عنوان فحشاء یاد شده که خود بیانگر زشتی این رفتار در نگاه خدا و قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 633)

خداوند همچنین تزیین و زینت نمایی و آراستن زنان برای نامحرمان را به عنوان گناه و امری زشت و بزه اجتماعی معرفی می‌کند و از آن بر حذر می‌دارد. (نور، آیه 60)

هرگونه بغی و خروج بر ضد حکومت اسلامی و امام مسلمین، گناه و جرمی بزرگ است که خداوند در آیاتی از جمله 173 سوره بقره، 3 سوره مائده، 145 سوره انعام و 115 سوره نحل به آن توجه داده است. از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت شده که منظور از «باغ» در این آیات همان قیام ضد امام است. (مجمع‌البیان، ج 1 و 2، ص 467 و نیز تفسیر عیاشی، ج 1، ص 154)

بنابراین، هرگونه حرکت علیه حکومت اسلامی و فتنه جویی و خروج علیه امام و دولت اسلامی به معنای بغی تلقی می‌شود و مجازات دنیوی و اخروی به همراه خواهد داشت.

خداوند در آیه 63 سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد

همچنین عدم مشارکت در عمل سیاسی و اجتماعی و عدم همراهی با دولت و امام المسلمین در جهاد و تخلف از آن را نیز به عنوان گناه برشمرده و متخلفان را تهدید می‌کند. (آل عمران، آیه 152 و توبه، آیات 25 و 27 و 94 و 102 و 118)

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه 20 سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است. (اعراب القرآن، درویش، ج 2، ص 189)

تجارت از راه باطل و بهره گیری از اسباب نامشروع در حوزه عمل اجتماعی و اقتصادی، بر اساس آیه 188 سوره بقره گناه و حرام می‌باشد و بر اساس همین آیه و نیز آیاتی چون 2 و 29 سوره نساء، هرگونه تصرف ناروا در اموال دیگران از جمله یتیمان، گناه و حرام بوده و شخص باید از آن اجتناب نماید.

گناه

عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه 12) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه 11) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه 19) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید.

از نظر قرآن، همگان در برابر اجتماع مسئول هستند و وظیفه دارند تا امنیت روانی و اخلاقی جامعه را حفظ کنند. از این رو از مهم‌ترین وظایف انسان پس از وظیفه ایمان به خدا، وظیفه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر معرفی شده و از همگان خواسته شده تا نسبت به رفتارهای دیگران حساسیت به خرج دهند و نظارت کامل و دقیقی بر اعمال خود و دیگران داشته باشند.

وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان سامان دهنده روابط میان انسانی از سوی خداوند بارها تاکید شده به طوری که هرگونه تخلف از این وظیفه را گناهی بزرگ و جرمی نابخشودنی می‌داند. (آل عمران، آیات 104 و 105)

خداوند در آیه 63 سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد.

در این ارتباط خداوند به مورد یهودیان شهر ایله اشاره می‌کند که آنان در برابر گناه و بزه اجتماعی به سه گروه تقسیم شدند. گروه نخست بزهکاران و متمردان یوم السبت (روز شنبه) بودند، گروه دوم مصلحانی بودند که ایشان را به ترک بزه و عمل به قانون دعوت می‌کردند؛ اما گروه سوم تارکان نهی از منکر بودند که در برابر بزه آنان سکوت می‌کردند. خداوند در این آیه نجات یافتگان از عذاب را تنها مصلحان معرفی می‌کند که بیانگر این معناست که گروه‌های متمرد و تارک نهی از منکر مجازات شدند؛ چرا که از نظر قرآن، گروه بی تفاوت و تارک امر به معروف و نهی از منکر، در شمار متمردان خواهد بود. (مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 758)

عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه 12) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه 11) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه 19) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید

تفاخر و فخرفروشی به دیگران (قصص، آیات 76 تا 79) تکبر و سرمستی در رفتار اجتماعی (بقره آیه 206 و اسراء آیات 37 و 38) و خودستایی (نساء آیات 49 و 50 و نجم، آیه 32) از دیگر گناهان اجتماعی است که در این آیات بیان شده است.

خیانت به دیگران (نساء آیات 107 و 111 و نیز یوسف، آیات 51 و 52) خیانت به همسر با افشای راز او به دیگران (تحریم، آیات 3 و 4)، خیانت به همسر از طریق زنا (نساء آیات 15 و 22 و 25 یوسف، آیه 24 و آیات دیگر)، خیانت در وثیقه مالی و رهنی (بقره، آیه 283)، رشوه خواری و همچنین رشوه دهی به حاکمان و دولت مردان برای تغییر در قانون و حکم و مانند آن (همان و نیز روح المعانی، ج 2، جزء 2، ص 106) سرقت و دزدی (مائده آیات 38 و 39)، شرکت در مجالس گناه (نساء آیه 140) شکنجه و آزار مۆمنان (بروج، آیه 10)، عهدشکنی (اسراء آیات 34 و 38)، فتنه انگیزی (بقره، آیه 217)، قتل و فساد در زمین (یونس، آیات 81 و 82 و بقره آیات 85 و آیات دیگر)، زنده به گور کردن دختران (تکویر، آیات 8 و 9) کتمان گواهی و عدم حضور برای شهادت و گواهی در محاکم (بقره، آیه 283 و مائده، آیه 106)، کم فروشی (اسراء، آیه 35 و 38)، قمار و کسب مال از طریق آن (بقره، آیات 188 و 219)، لواط و مساحقه و ارضای شهوات جنسی از این طریق (نساء، آیه 15 و طلاق آیه 1 و نیز مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 34 و نورالثقلین، ج 5، ص 351 و همچنین اعراف آیات 80 تا 84 و آیات دیگر)، مجازات بی گناهان (یوسف، آیات 78 و 79 و مجمع‌البیان، ج 5 و 6، ص 390) و نیز هم نشینی با اهل باطل (مدثر، آیات 40 تا 45) از جمله گناهان اجتماعی است که در قرآن بیان شده است.

 

مشارکت در بار گناهان دیگران

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی (15 اسراء)

هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد.

در سوره نحل آیه 25 یک تکمله برای این عبارت بیان شده است. یعنی ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.

این‌ها کسانی اند که بدون داشتن آگاهی و دانش کافی به یک موضوع، صحبت کرده یا می‌نویسند و موجبات انحراف و گمراهی دیگران را فراهم می‌کنند:

لِیَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا یَزِرُونَ (25)

ترجمه فولادوند: تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نیز] بخشی از بار گناهان کسانی را که ندانسته آنان را گمراه می‌کنند آگاه باشید چه بد باری را می‌کشند.

 آن‌ها باید روز قیامت بار گناهان خود را به طور کامل بر دوش کشند، و هم سهمی از گناهان کسانی را که به خاطر جهل گمراهشان ساختند، بدانید آن‌ها بار سنگین بدی بر دوش می‌کشند.

 مقاله اکبر شریف زاده ، پژوهشکده باقرالعلوم



- نظرات (0)

با این قیمت های نجومی چطور میشه ازدواج کرد؟


خشکسالی


تا حالا از بانک مجبور شده اید وام بگیرید ... پروسه ای طاقت فرسا ... تازه بعد از طی یک پروسه عظیم نوبت می رسد به آوردن ضامن یا ضمانت هایی که در برابر مبلغ وام از ما می گیرند ...
بعضی ها سفته را به عنوان ضمانت قبول می کنند ... بعضی جاها حتما باید فیش حقوقی کارمند رسمی برده شود تا بپذیرند ... بعضی سند خونه و خلاصه به فراخور مبلغ وام ضمانت ها هم متفاوت است ...
در حقیقت ضمانت گرفتن یک جور پشتوانه است برای کسی است که خدمتی را ارائه می دهد ....

تا به حال به ضمانت هایی که خداوند در قرآن داده است دقت کرده اید؟

با ما همراه باشید ...

 

پلان یک :

چه حرفا می زنی ... تو این گرونی و با این خرج و مخارج ها کی دیگه می تونه ازدواج کنه ....
قیمت های نجومی ... گرانی .... آخه از کجا ؟ چه جوری؟

 

ضمانت اجرایی :

وَأَنكِحُوا الْأَیَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن یَكُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (32 نور)
بى‏ همسران خود، و غلامان و كنیزان درستكارتان را همسر دهید. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بى‏ نیاز خواهد كرد، و خدا گشایشگر داناست.
 

پلان دو :

تو این شرایط سخت اقتصادی همون قدر که بتونم گلیم خودم و همسرمو رااز آب بیرون بکشم خیلیه ... دیگه اومدن بچه جایگاهی نداره ... اونم بچه ی ناخواسته ... نمی تونم شکم خودمم سیر کنم ... متوجه میشی ... نمی تونم ....  برای خودشم بهتره که به این دنیا نیاد ... دنیایی که شرایط زندگی خیلی سخت است ...

در هیچ یک از آیات مربوط به رزق و روزی قیدی پیرامون رابطه گرانی یا ارزانی کالاها با روزی رسانی از جانب خداوند وجود ندارد ؛ «اِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ»؛ «تنها خداوند ، روزی دهنده و صاحب قوت و قدرت است»

ضمانت اجرایی :

وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِیرًا (31 اسراء)
و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مكشید. ماییم كه به آنها و شما روزى مى ‏بخشیم. آرى، كشتن آنان همواره خطایى بزرگ است.

 

به ضمانت های خدا مطمئن باشید ، ضرر نخواهید کرد ...

ما آدما فکر می کنیم اگر قیمت کالاها ارزان باشد روزی رسانی خدا و ضمانت های خدا درست عمل می کند و او راحت می تواند کارش را انجام دهد اما اگر قیمت ها افزایش یابد، روزی رسانی خداوند با مشكل مواجه شده و به سختی صورت می گیرد!
و این در حالیه که در هیچ یک از آیات مربوط به رزق و روزی قیدی پیرامون رابطه گرانی یا ارزانی کالاها با روزی رسانی از جانب خداوند وجود ندارد ؛
«اِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ»؛ «تنها خداوند ، روزی دهنده و صاحب قوت و قدرت است.» (آیه 58 سوره ذاریات)

این نكته در مكتب اهل بیت علیهم السلام چندان واضح و مبرهن است كه چون یكی از اصحاب امام سجاد علیه السلام با نگرانی از گران شدن كالایی خبر می دهد ، امام با خونسردی پاسخ می دهند:
«گرانی این كالا به من مربوط نیست . اگر گران است [روزی من] بر عهده خداوند است و اگر هم ارزان است، [باز هم روزی من] بر عهده اوست.» (وسائل الشیعه، حرّ عاملی، ج 17، ص 57)

امیرالمومنین ‌(علیه السلام) می ‌فرمایند: «اطلبو الرزق فانه مضمون لطالبه»؛ روزی را بجویید، زیرا برای جوینده آن ضمانت شده است

یک نکته را حواسمان باشد

گروهی از یاران رسول خدا صلی الله علیه وآله هنگامی كه آیه «وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِب» (2 و 3 طلاق) نازل شد، درها [ی مغازه های خود] را بستند و به عبادت پرداختند و گفتند: [این] برای ما كافی است .

وقتی این خبر به پیامبر صلی الله علیه وآله رسید ، آن حضرت آنان را خواستند و [به آنان] فرمودند: چه چیزی باعث شد شما این كار را بكنید؟ پاسخ دادند: یا رسول الله! روزی ما ضمانت شده است. از این رو، ما به عبادت پرداخته ایم.

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: هر كس چنین كند ، دعایش مستجاب نمی شود. بر شما لازم است كه به دنبال كسب روزی بروید!» (وسائل الشیعة، ج 17، ص 27)

در نظر داشته باشیم ضمانت خداوند در باب روزی رسانی دلیل نمی شود که دست روی دست بگذاریم و بگوییم خدا خودش می رساند؛ تلاش و کوشش را فراموش نکنیم؛ «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ» (المدثر، 38) ؛ هر كسى در گرو دستاورد خویش است.
و چنانچه امیرالمومنین ‌(علیه السلام) می ‌فرمایند: «اطلبو الرزق فانه مضمون لطالبه»؛ (الارشاد، ج1، ص 303) روزی را بجویید، زیرا برای جوینده آن ضمانت شده است.
یادمان باشد روزی ما بندگان ضمانت شده تا جایی که موانعی برای رسیدن این روزی وجود نداشته باشد؛ موانع بیرونی چون نبود عدالت و ظلم و حق خوری ها و بی عدالتی ها و بروز رفتارهایی که جلوی رزق و روزی انسان را می گیرند چنانچه در دعای کمیل هم از خدا می خواهیم گناهانی که جلوی روزی ما را می گیرد را ببخشد ؛ در روایتی از امام صادق  علیه السلام نیز زنا را به عنوان نمونه ای از گناهان که جلوی روزی را می گیرد معرفی می کنند . (الکافی، ج: 2، ص: 447-448)


- نظرات (0)