سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

بحار الانوار از كتب معتبر شيعه



ترجمه بحار الانوار,بحار الانوار فارسی

آيا بحار الانوار از كتب معتبر شيعه است؟

 

معتبرترين كتاب‌هاي حديثي شيعه، «كتب اربعه» است و اين كتب اربعه برگرفته از 400 كتاب بنام اصول اربعمأه كه صحابه و تابعين آن را جمع آوري كرده‌اند مي‌باشد. كتب اربعه شامل كتابهاي:


1. الكافي في الاصول و الفروع و الروضه؛ اين كتاب از نخستين جوامع حديثي شيعه است كه در زمان غيبت صغري شكل گرفت و توسط ابوجعفر محمد بن يعقوب كليني، متوفي 328 هـ در سه بخش، اصول، فروع و روضه و مشتمل بر 16199 حديث مي‌باشد.


2. من لا يحضره الفقيه؛ ابوجعفر محمد بن علي بن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق، متوفي (381 هـ) و مشتمل بر 5963 حديث فقهي مي‌باشد.


3. تهذيب الاحكام في شرح المقنعه.


4. الاستبصار في ما اختلف من الاخبار.


اين دو كتاب حديثي تأليف شيخ طائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسي، متوفي (460 هـ) مي‌باشد. تهذيب مشتمل بر 13590 حديث و استبصار مشتمل بر 5511 حديث مي‌باشد.[1]
كتاب «بحار الانوار» به دست علامه مجلسي (متوفي 1110 قمري) در سال (1070 هـ .ق) به مدت 40 سال به رشته تحرير در آمد. نخستين چاپ جلد اول و دوم كتاب در كشور هندوستان در سال 1248 هـ .ق بوده و در سال 1270 هـ .ق در ايران تا 10 جلد به چاپ رسيده است و چاپ‌هاي گوناگوني در طي اين ساليان صورت گرفته که بهترين چاپ اخير بحار، در 110 جلد توسط مؤسسه الوفا، دار احياء التراث العربي، بيروت مي‌باشد.

مهمترين ويژگي بحار الانوار:
1. بيشتر آموزه هاي ديني در آن آمده است.

 

2. به جمع آوري احاديث از نسخه‌هاي خطي همت داشته است.

 

3. مطالبي از برخي كتابها نقل كرده است كه بعدها آن كتابها از بين رفته است؛

 

 4. علامه مجلسي در نقل احاديث دقت بسياري به خرج مي‌داد و اگر نسخه معتبر و خطي نداشت آن را تذكر مي‌داد و هر حديثي را صحيح مي‌دانست مي‌آورد. امّا بعضي از صاحب نظران معتقدند كه علامه مجلسي احاديث درست و نادرست را جمع آوري كرده تا از تلف شدن در امان باشند، و در واقع به مانند دائره المعارفي است که انتخاب درست و نادرست آن را به آيندگان سپرده است.


كتاب بحار، همانند هر كتاب ديگري داراي روايات صحيح و معتبر و نيز روايات ضعيف السند مي‌باشد. شايد غير از قرآن كريم، هيچ كتاب ديگري را نتوان ادعا نمود تمام محتواي آن صددرصد صحيح و قطعي مي‌باشند.[2]


علامّه مجلسي دربارة علت نامگذاري اين كتاب به بحار مي‌گويد: چون اين كتاب مشتمل بر همه علوم و حكمت‌ها و اسرار بوده و خواننده را از ساير كتاب‌هاي حديثي بي‌نياز مي‌كند، آن را به «بحار الانوار الجامعة لدرر الاخبار الائمه الاطهار ـ عليهم السّلام ـ يعني؛ درياي نور كه دربردارنده درّها احاديث امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشند، ناميدم.[3]


ايشان هدف از نوشتن اين كتاب را به دسترسي آسان دانش پژوهان به احاديث معصومين، پراكندگي احاديث و تجمع آنها، از بين رفتن كتابها و نسخه‌هاي خطي روايي، گرايش مردم ( به خصوص در اصفهان) به صوفيان و دوري از احاديث معصومين ـ عليهم السّلام ـ و... مي‌داند.


لازم به ذكر است كه اين كتاب، شامل كل روايات معصومين نمي‌باشد و شاهد بر اين مدعا، كتاب «مستدرك» است كه بعدها نوشته شده است علاوه بر آن علامه مجلسي از كتب مشهور و متواتر و معروف، روايات كمتر نقل كرده است مانند: كتب اربعه، صحيفه سجاديه، نهج البلاغه و... .[4]


امام خميني در توصيف اين كتاب مي‌فرمايد:
كتاب «بحارالانوار» كه تأليف عالم بزرگوار محدث عالي مقام، محمد باقر مجلسي است مجموعه‌اي است كه قريب چهارصد كتاب و رساله كه در حقيقت يك كتاب‌خانه‌اي كوچكي است كه با يك اسم نام برده مي‌شود. صاحب اين كتاب چون ديده كتاب‌هاي بسياري از احاديث است كه به واسطه كوچكي و گذشتن زمان، از دست مي‌رود؛ تمام آن كتاب‌ها را بدون آن كه التزام به صحت آنها داشته باشد در يك مجموعه به اسم بحار الانوار فراهم كرده است.[5]


در نتيجه بايد گفت: بحارالانوار نقش واسطه را ايفا مي كند و چون منابع و مصادر آن از اعتبار يكساني برخوردار نيست ، بر اين پايه در بررسي روايات آن سه جهت مهم را بايستي مورد توجه قرار داد ، اول :  منابعي كه كتاب از آم بهره برده است ، دوم سند خود روايت ، سوم برسي محتوايي روايت .


 ==============================
پي نوشت ها:
[1] . ر.ك: مؤدب، سيد رضا، علم الحديث، قم، انتشارات احسن الحديث، چاپ اول، 1378، ص177.
[2] . ر.ك: عابدي، احمد، آشنايي با بحارالانوار، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1378، ص78ـ278.
[3] . مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج1، ص5.
[4] . بحارالانوار، ج53، مقدمه جناب آقاي شعراني.
[5] . امام خميني، كشف الاسرار، تهران، موسسه نشر آثار امام خميني، ص319.


- نظرات (0)

علت نام گذاری روز عرفه

عرفه روز نیایش و مناجات با خالق هستی است ؛ چرا که در این روز، درهای رحمت الهی بر روی همه بندگان به ویژه گنهکاران گشوده است و همه گنهکاران در این روز، چشم امید خود را به خدای خود دوخته اند و از دنیا بریده و به خدا نزدیک می شوند.
در این روز دعا به استجابت نزدیک است و هر ناامیدی، امیدوار بر در خانه الهی دست هایش را به دعا باز می کند.


روز عرفه، روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است.

آري باز هم فرصت براي بازگشت انسان به اصل و جايگاه اعلي اوليه‌اش را فراهم مي‌كنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار مي‌كنند. علیرغم ارتکاب گناهان بسیار و کوتاهی در کردار و گفتار، باز هم مي‌خوانند مان، دعوتمان مي‌كنند و مي‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم زیرا در حدیثی از پیشوای ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام آمده است که:
اگر شخص گناه ‌كاري نتواند در شب‌هاي قدر،  از قدر و منزلت خود به نحو احسن استفاده كند وبهره گيرد، مي‌تواند در اين روز (روز عرفه) از رحمت الهي برخوردار گردد.

 

آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي، سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است. روزی که زائران کوی دوست، با تضرع به درگاه خداوند متعال، خواهان بخشش گناهان و تولدی دوباره می شوند.‏


اما چرا این روز، به روز عرفه مشهور است و یا به بیان دیگر، وجه تسمیه این روز چیست؟
در پاسخ به این سوال می توان گفت؛ عرفات، نام منطقه وسيعى است با مساحت حدود 18 كيلومتر مربع در شرق مكه معظمه، اندكى متمايل به جنوب كه در ميان راه طائف و مكه قرار گرفته است وزائران بيت ‏الله الحرام در نهم ذى الحجه، از ظهر تا غروب در اين منطقه حضور دارند.

 

در نقلى آمده است كه آدم و حوا علیهم السلام پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكى، در اين سرزمين یکديگر را يافتند و به همين دليل، اين منطقه «عرفات» و اين روز «عرفه» نام گرفته است.

 

همچنين گفته‌اند كه جبرئيل عليه السلام هنگامي كه مناسك حج را به ابراهيم مي‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد و نيز گفته‌اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي‌كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي‌دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي و تحمل است.

 

روز عرفه,روز عرفه چه روزی است,نهم ذیحجه روز عَرَفه

 آداب و مراسم روز عرفه


همان طور که در سطور پیشین اشاره شد، این روز، روز دعا و نیایش و تضرع به درگاه احدیت و اعتراف به گناهان و تامل و تدبر در قدرت و عظمت حق تعالی است، اما چگونه؟ و با چه وسیله ای؟ چرا که انسان اساسا از خود چیزی ندارد. اینجاست که اهل بیت عصمت علیهم السلام به کمک انسان می آید و راه ورسم ایجاد ارتباط با معبود را نشان می دهد.


لذا یکی از آداب روز عرفه برای نیل به مقصود و پناه آوردن به درگاه قادر متعال، خواندن دعای عرفه است که از لبان مبارک و مطهر عارف شاهدان كوي شهود و شهادت، سالار جانبازان ميدان نبرد توحيد عليه طاغوت و سرور پاكان و آزادگان در ساحت فضيلت، حضرت حسين بن علي علیهم السلام جاری شده است.


آن حضرت در اين دعاي پرمحتوا و شيوا كه در عصر روز عرفه و مناسب ترين وقت دعا عرضه شده است، عالي ترين مضامين توحيدي را در قالب كلماتي دلنشين بيان مي كند. روح عرفان و معرفت در عرصه توحيد الهي در فرازهاي مختلف اين دعا موج مي زند و سالكان راه حقيقت را در طي مراحل سير و سلوك استوارتر، مصمم تر و مشتاق تر مي كند.


امام حسين(ع)، اين مناجات عاشقانه را در فضايي معنوي و در كنار كعبه، مقدس ترين جايگاه مسلمانان و با دلي پرسوز و چشماني اشكبار قرائت كرده و به عنوان منشور جاويدان توحيد براي اهل ايمان به يادگار گذاشته است.


نگاهي گذرا به مضامين والاي دعاي عرفه نشان مي دهد كه اين نيايش تاريخي، پر محتوا و تكان دهنده از مباحثي همچون ستايش پروردگار يكتا، تجديد عهد و ميثاق با خدا، خود شناسي، بيان راز آفرينش آدمي، اهميت تربيت انسان در دانشگاه الهي، توجه به نعمتهاي بي شمار خداوند و بيكرانگي آنها، ناتوان بودن بشر از شكرگزاري و سپاس آوري به پيشگاه حضرت حق، اشاره به خواسته هاي يك انسان متعالي، تأكيد بر طلب نيازهاي تربيتي از كردگار يگانه، شكايت و التماس و درخواست به پيشگاه حضرت آفريدگار، توجه قلبي به پروردگار به عنوان تنها پناهگاه انسان، مربي پيامبران و فرستنده كتاب جاويدان آسماني و... شكل گرفته و آن را در سطح يك نيايش ارجمند و كم نظير مطرح ساخته است.


بدين اميديم كه توفيق الهي يار همگان شود تا از روز عرفه به عنوان چشمه جوشان نیایش و یک فرصت طلايي براي دستيابي به سرچشمه زلال پويندگي و پيوستگي به حضرت حق و بهره وري از بركات نيايش و بصيرت و پاكي، استفاده شايسته و بايسته به عمل آید و روزی باشد برای پرکشیدن از زنجیر گناه تا آسمان آبی اجابت و مغفرت.
- نظرات (0)

بهترین راه شناخت قرآن

Image result for ‫قران‬‎

بدون تردید نزدیک ترین و بهترین راه شناخت و بهره برداری از قرآن، رهنمودهای روشنگرانه خودِ این کتاب بزرگ است؛ چرا که در آیاتی بی شمارْ ضمن اشاره به حقیقت قرآن کریم و اهداف بزرگ آن، راه و شیوه های صحیح استفاده از این کتاب آسمانی هم تبیین گردیده است. هم چنین به موانع بهره برداری ازآموزه های آن و علل محروم ماندن افراد از زلال معارف حیات بخش این اقیانوس بی کران الهی اشاره شده است. بر این اساس، نخستین گام ورود به سرچشمه جوشان رهنمودهای نورانی و نجات بخش این کتاب بزرگ هدایت و انسان سازی، گوش جان سپردن به بیانات صادقانه خود قرآن درباره قرآن است.

اوصاف و عناوین قرآن

قرآن کریم به مناسبت های مختلف، از این کتاب با القاب و اوصاف گوناگونی یاد می کند.

درباره علت و انتخاب این اوصاف و اسامی، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. مفسّر بزرگ، ابوالفُتوح رازی (م 552 ق) در مقدمه کتاب تفسیرش، برای قرآن 43 نام آورده است. «حَرالِّی» یکی از دانشمندان بزرگ علوم قرآنی، کتابی در این باره نوشته و در آن، نود اسم یا وصف برای قرآن ذکر کرده است. هر یک از اسم های قرآن، به ابعاد ویژه ای از عظمت وجودی معجزه ابدی خاتم پیامبران دلالت دارد. بعضی از اسامی این کتاب آسمانی عبارتند از: قرآن، فرقان، نور، بصائر، ذکر، رحمت، شفاء، حکیم، مجید، مبارک، مُهَیْمِن، عظیم، برهان و... .

نور

یکی از اسامی قرآن کریم «نور» است. در تعریف این واژه گفته اند: نور، چیزی است که هم خودش روشن و آشکار است و هم موجب آشکار شدن اشیا و امور دیگر می شود. از این واژه، در مجموع 43 بار در قرآن استفاده شده است. اندیشمندان علوم قرآنی در تبیین علت نام گذاری قرآن به نور گفته اند: آیات این کتاب، از بسیاری از اسرار نهان نظام هستی پرده برمی دارد. انسان نیز در پرتو روشنگری های آنْ راه سعادت و نیک بختی را می شناسد و با اطاعت از رهنمودهای آن، از گرایش به انحراف و گمراهی اعتقادی و معنوی در امان می ماند. در تعبیر قرآن، نور دو گونه است: نور ظاهری و نور معنوی، و سرچشمه نورانیّت قرآن، ذات مقدس خداوند متعال است و مؤمن با پیروی از این نور، می تواند تاریکی های تباهی و هواهای نفسانی را پشت سر بگذارد.

ذکر

یکی دیگر از نام های قرآن «ذکر» است. در مجموعِ آیات قرآن کریم، کلمه ذکرْ بیش از 63 بار آمده، اما فقط هشت بار به عنوان وصفی برای قرآن ذکر شده است. در علت نامیده شدن قرآن به این نام گفته اند: مجموعه آیات کتاب آسمانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بردارنده اموری چون: موعظه، پند و اندرز، و خبر دادن از سرگذشت اقوام گذشته است. هم چنین در بخشی از آیات آن، گاه قسمتی از حقایق دنیا و آخرت به صورت مختصر، و در مواردی به گونه ای مفصل بیان شده است تا انسان ها، هم از سرگذشت گذشتگانْ و هم از یادآوری وقایع و حقایق دنیا و آخرت پند گیرند و از مسیر هدایت منحرف نشوند.

فرقان

در برخی از آیات قرآن، از این کتاب با واژه «فرقان» یاد شده است. این واژه شش بار در قرآن ذکر شده، ولی همیشه به عنوان نام و یا صفت آن به کار نرفته است. در آیه اول سوره فرقان می خوانیم: «خجسته باد کسی را که بر بنده خود فرقان فرو فرستاد تا هشدارْدهنده ای برای جهانیان باشد».

بر این اساس دلیل نامیدن فرقان بر این کتابْ آن است که آیات قرآنْ همواره بین حقّ و باطل جدایی می افکند و آن ها را از همدیگر متمایز می کند و به این ترتیب، به اختلاف اعتقادیِ میان انسان ها پایان می بخشد. از نظر علم لغت، واژه فرقان، مصدر و به معنای فرق گذاشتن است که به معنای فارق، یعنی فرق گذارنده و جدا کننده به کار رفته است.

قرآن

«قرآن» مشهورترین نام کتاب آسمانی ما مسلمانان است. این واژه، به معنای خواندن است و در آغاز، به صورت وصفی برای کتاب آسمانیِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به کار رفته، ولی به تدریجْ اسم خاصّ آن شده است. درباره علت نام گذاری این کتاب با واژه قرآن گفته اند:

این وصف از این رو است که خداوند این کتاب را برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خوانده است؛ هم چنین این کتابْ مرتبه ای از کلام الهی است و چون مرتبه اعلا و مقام حقیقیِ آن بسی بالاتر از آن است که در قالب لفظ بگنجد، خداوند بر مردم منّت نهاده و آن را به اندازه ای که به صورت الفاظ خواندنی درآید، تنزل داده است تا مردمان معانی آن را درک کنند.

کتاب

یکی از نام های قرآن «کتاب» است. لغت شناسان معنای آن را گردآوردن و ثبت کردن گفته اند، ولی در اصطلاح، این واژه به معنای نوشتن و نوشته به کار می رود. در تبیین اطلاق واژه کتاب به قرآن، نظرات گوناگونی ذکر شده است که از آن جمله است:

به قرآن از آن جهت کتاب گفته شده که معنای آن عبارت از مکتوب شأنی است؛ یعنی نوشتنی، همان گونه که اِله به معنای پرستیدنی و قرآن به معنای خواندنی آمده است؛ بنابراین، کتاب یعنی چیزی که نوشتنی است. «سُیوطی»، از عالمان علوم قرآن، دراین باره می نویسد: قرآن را از آن رو کتاب نامیده اند که در آن، انواع علوم، قصص و اخبار جمع شده است. واژه کتاب، حدود 230 بار در قرآن آمده است.

کلام

واژه «کلام» از دیگر نام های قرآن است که تنها چهار بار در این کتاب شریف به کار رفته است. این واژه در سه مورد همراه با مضاف الیه «اللّه » است. مفسران در علت نامیده شدن قرآن با واژه کلام می گویند: قرآن را کلام نامیده اند، زیرا در زیباییِ ترکیب لفظی و آهنگ و ترکیبْ به گونه ای است که در دل ها نفوذ می کند و شنونده از شنیدن آن متأثر می شود، چنان که در تاریخ آمده است، غیرمسلمانانِ بسیاری با شنیدن آیاتی از قرآن، آن چنان تحت تأثیر قرار گرفته اند که اسلام آورده اند. در مواردی هم که این واژه به صورت «کلام اللّه » آمده، مراد از کلام، مطلق سخن و دستور است.

موعظه

گاهی در توصیف قرآن، از آن به موعظه، پندی برای پرهیزکاران، موعظه ای از جانب خدا و... تعبیر می شود. موعظه، اسم مصدر و به معنای پند و اندرز است. در تعریف آن می نویسند: موعظه، در حقیقت عبارت است از چیزی که موجب رقّت و نرمی دل می شود و آن را به سوی خدا و پذیرفتن حق مایل ساخته، از سرکشی و عصیان باز می دارد؛ بنابراین، موعظه نه تنها برای فهماندن مطلب، بلکه برای نرم کردن دل انجام می گیرد. این واژه، نُه بار در قرآن به کار رفته است. اندیشمندان علوم قرآنی معتقدند که علت نام گذاری قرآن کریم به این واژه آن است که مردم می توانند از اخبار، قصص، احکام، رویدادها، عذاب های گناه کاران و نعمت های صالحان که در قرآن از آن ها یاد شده، پند گیرند.

شفاء

«شفاء» یکی دیگر از اوصاف است که در برخی از آیاتْ به قرآن اطلاق می شود. این تعبیر، چهار بار در قرآن آمده است. شِفاء مصدر و به معنای بهبود بخشیدن و درمان کردن بیماران، و در معنای اسم مصدری، به معنای بهبودی و درمان است. گاهی هم شفاء به دارو و هر چیزی که سبب بهبودی باشد اطلاق می شود. قرآن شفاء گفته شده، زیرا مجموعه معارف قرآنی، همانند بسیاری از نعمت های الهی، مایه شفای انسان، به ویژه از بیماری های روحی نظیر کفر، نادانی، گمراهی، کینه توزی و... است و از طریق برطرف ساختن این امراضِ معنوی، بسیاری از ناراحتی های جسمانی ـ که ریشه روحی و روانی دارد ـ برطرف می شود.

وحی

در دو آیه، از قرآن به عنوان «وحی» یاد شده است و در یک جا می فرماید، قرآن یگانه معرفت وحیانی است که به رسول اکرم صلی الله علیه و آله وحی می شود. در اصل، وحی به معنای سرعت است؛ سپس کلمه وحی به هرگونه فهماندن پنهانی اطلاق شده است. در اصطلاح اندیشمندان اسلامی، وحی به معنای القای مطلبی از سوی خداوند متعال به پیامبران است که اشکال گوناگونی دارد: گاه با واسطه است و گاه بی واسطه؛ گاهی دیگران هم آن را می شنوند و گاه نمی شنوند؛ زمانی از طریق مکتوبی است که پیامبران می بینند و وقتی مطلبی است که به قلب شان الهام می شود؛ علت اطلاق وحی به قرآن این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معارف قرآن را از سوی خداوند متعال، به صورتی که برای دیگران غیرمحسوس بود، دریافت می کردند.

حکیم

«حکیم» از جمله اوصافی است که در برخی از آیات، به عنوان صفتی برای قرآن ذکر شده است. این تعبیر 97 بار در قرآن کریم آمده و به معنای استوار، مُتقَن، دارای حقیقت، فرزانه و... به کار می رود. در این که چرا به قرآن حکیم گفته اند، احتمالاتی داده شده که از جمله آن هاست: با حکمت بودن، عدم اختلاف و تناقض در بین آیاتش، عدم نسخ آن، محفوظ ماندن آن از هر گونه تغییر و تحریف، حاکم بودن آن بین حق و باطل، حلال و حرام و بهشت و جهنم و... . در هر حال، مناسب ترین توجیه آن است که: از آن جا که آیات قرآن با نظم و انسجام بسیار شگفت انگیز و معانی و مفاهیم بدیع و تازه، و در عین حال استوار و مُتقَن تدوین شده است و به لطف خداوند متعال، تا ابد از هرگونه تبدیل و تحریف محفوظ خواهد ماند، به آن حکیم گفته اند.

هُدی

در برخی از آیات، با تعابیر گوناگونی از قرآن کریمْ به عنوان کتاب هدایت یاد شده است. از آن جا که انسان برای رسیدن به کمال شایسته است، باید خود را بشناسد و هدف از آفرینش و راه کمال و سعادتش را تشخیص بدهد. خداوند متعال، رسولان الهی و کتاب های آسمانی را به منظور تحقق همین هدف فرستاده است. قرآن کریم، کامل ترین کتاب هدایت و عالی ترین برنامه زندگی است. واژه «هدی» که به عنوان صفت قرآن در آیاتی به کار رفته، 85 بار در مجموع آیات الهی ذکر شده است. قرآن به این دلیل که وسیله هدایت است و هیچ گونه گمراهی در آن راه ندارد، به «هدی» نام گذاری شده است. خداوند در آیات قرآن، از هدایت با تعابیری چون هُدی، یَهدی، هادی و... یاد کرده است.

صراط مستقیم

تعبیر «صراط مستقیم»، 43 بار در قرآن کریم به کار رفته است. صراط مستقیم، راهی است که خدای سبحان برای هدایت انسان معیّن کرده است. آغاز این راه، در فطرت الهی همه انسان ها و پایان آن، لقای خداوند است. در آیات قرآنی، از مجموعه تعالیم قرآن مجیدْ به عنوان صراط مستقیم یاد شده، و همواره به انسان ها تأکید می شود که از رهنمودهای این کتاب هدایت گر تبعیّت کنند؛ چرا که در بین تمام راه ها، این صراط مستقیم است که نزدیک ترین و سالم ترین راهِ رسیدن به خداست و هیچ گونه شک و تردید و ابهامی در آن وجود ندارد. انسان از طریق پیمودن این مسیر تعالی، به مقام کمال می رسد و ثبات قدم در این راه، تمام وسوسه های شیطان را که همواره در کمین انسان است، نقش بر آب می سازد.

برهان

یکی از اوصافی که در سرتاسر قرآن، هشت بار به این کتاب بزرگ اطلاق شده، «برهان» است. در علت نامیده شدن قرآن به نام و صفت برهان، گفته شده که چون خداوند متعال دلیل صحت و درستی نزول آن، و نیز دلیل درستی مضامین و مباحثی که در آن آمده را در جای جای آیات قرآن قرار داده، به قرآن، برهان هم گفته می شود.

آیت اللّه جوادی آملی در این باره می نویسد: «قرآن کریم محتوایی دارد که با فطرت درونی انسان ها هماهنگ و با جهان بیرونی مطابق است و از نظر شکل و قالب بیان هم به صورت برهانی روشن و با دلیل قاطع است؛ اگر درباره خود می گوید که کلام خداست با دلیل می گوید... و اگر به توحید و دین و وحی و رسالت و معاد رهنمون می شود، دلیل هر کدام را به همراه آن می آورد»؛ پس به این دلیل، خود را برهان می نامد.

مجید

واژه دیگری که در برخی آیات قرآنی، از آن به عنوان توصیف این کتاب سترگ یاد شده، «مجید» است. این کلمه، چهار بار در سرتاسر قرآن تکرار شده، ولی فقط در دو موردْ نام و وصف برای قرآن قرار گرفته است. در تبیین اصل معنای واژه مجید گفته شده که این واژه، در اصل به معنای وسعت است و گاهی در توصیف اصل ذات اقدس خداوند متعال نیز به کار می رود و این استعمال، به لحاظ وسعت بی منتهای رحمت وجودی باری تعالی است و در مورد قرآن نیز چون کلام الهی، از آن دسته از مخلوقات خداوند است که از ارزش و مقام و منزلت والایی برخوردار و دارای برکات بسیارْ فراوانی است، به مجموعه آیات و معارف پربرکت آن مجید اطلاق شده است.

عزیز

یکی دیگر از اوصاف قرآن «عزیز» است. در برخی از آیات، از مجموعه قرآنْ با صفت عزیز یاد شده است. از آن جا که آیات و معارف قرآن کریم، حقّ محض اند، هیچ گونه باطلی به آن راه نمی یابد و هیچ تفکر و اندیشه ای بر آن غلبه پیدا نمی کند؛ در نتیجه، در توصیف آنْ از واژه عزیز استفاده شده است. عزیز در لغت به معنای دشوار، نیرومند، پیروز و شکست ناپذیر به کار رفته است. این واژه، گر چه 99 بار در مجموعه آیات قرآن کریم به چشم می خورد، اما در همه موارد، به عنوان توصیف قرآن به کار نرفته است. برخی از اندیشمندان علوم قرآنی، در علت توصیف قرآن با واژه عزیز نوشته اند: چون کسی نمی تواند با آن به تحدّی برخیزد، قرآن عزیز نامیده شده است.

نام و اوصاف دیگر قرآن

برای قرآن کریم، نام ها و اوصاف زیادی ذکر شده است و حتی برخی از اندیشمندان علوم قرآنی، در این باره کتاب های مفصلی به نگارش در آورده اند و برخی، حدود نود اسم برای قرآن ذکر کرده اند که از جمله آن ها این اسامی و اوصاف است:

فصل، قَیِّم، تصدیق، مصدّق، متشابه، مَثانی، ثقیل، مبارک، عظیم، علیّ، وحی، رحمت، بشیر، بُشری، نذیر، عزیز، تذکره، ذکری، بصائر، تفصیل، بلاغ، حکمت، بیّنه، تبیان، علم، صدق، حقّ، حقّ الیقین، آیات، تنزیل، کلام اللّه ، قول، حدیث، صُحف، مبین، حَبْل، عدل، امر، عُروة الوثقی، مرفوعة مطهّره، بیان، و... .

منابع و مآخذ

1. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ج 2، انتشارات دوستان و ناهید، چ 1، پاییز 1377.

2. سروش آسمانی سیری در مفاهیم قرآنی، کاظم محمدی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، تابستان 1381.

3. علوم قرآنی، آیت اللّه معرفت، مؤسسه فرهنگی انتشارات التمهید، چ 1، بهار 1378.

4. قاموس قرآن، آیت اللّه سید علی اکبر قریشی، دارالکتب الاسلامیه، چ 8، سال 1361.

5. قرآن در قرآن، عبداللّه جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، چ 1، بهار 1378.

6. قرآن شناسی، آیت اللّه مصباح یزدی، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه الله ، چ 2، بهار 1380.



- نظرات (0)

بخشش بی حساب

سوال:: چراخدابه هرکه بخواهد بی حساب میبخشد؟

جواب به سؤال

ابتدا آیات مربوط به سؤال رو با هم مطالعه می کنیم

خداوند در آیه 27 سوره مبارکه  آل عمران می فرمایند :

وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ

و به هر كس بخواهى ، بدون حساب ، روزى مى بخشى

 

همچنین در سوره مبارکه نجم آیات 38 و 39 می فرمایند :

أَلاَّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى

كه هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد.

وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى

و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.

 

و اما توضیح آیات :

 

آیه 38 سوره مبارکه نجم به قرينه آيات قبل و بعد، ناظر به تلاشهاى انسان براى امور آخرت است ، ولى با اينحال چون براساس يك حكم مسلم عقلى است مى توان نتيجه آن را تعميم داد و تلاشهاى دنيا را نيز مشمول آن دانست ، و همچنين پاداشها و كيفرهاى دنيوى را.

قرآن مى گويد: انسان بيش از سعى و كوشش خود حق ندارد، ولى اين مانع از آن نخواهد بود كه از طريق لطف و تفضل پروردگار، نعمتهائى به افراد لايق داده شود،« استحقاق» مطلبى است و «تفضل» مطلبى ديگر، همانگونه كه حسنات را ده برابر و گاه صدها يا هزاران برابر پاداش مى دهد.

 

نکته مهم تر این است که خداوند به چه کسانی روزی می دهد ؟

یا چه کسانی را پرروزی یا کم روزی می کند ؟

برای رسیدن به جواب این سؤال باید به آیات دیگر قرآن مراجعه کرد .

خداوند در سوره مبارکه هود آیات 2 و 3 می فرمایند:

أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ

كه جز خدا را نپرستيد. به راستى من از جانب او براى شما هشداردهنده و بشارتگرم،

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ

و اينكه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس به درگاه او توبه كنيد، (تا اينكه) شما را با بهره‏مندى نيكويى تا زمانى معيّن بهره‏مند سازد، و به هر شايسته نعمتى از كَرَم خود عطا كند، و اگر رويگردان شويد من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم.

در این آیات به چهار اصل مهم اشاره شده است :

1 ـ توحید ( در آیه دو ، جز خداوند یگانه را نپرستید . )

2 ـ پیامبر از سوی خدا نذیر و بشیر است. ( در برابر نافرمانی ، ظلم ، فساد ، شرک ، کفر و ... بیم می دهد و در برابر اطاعت ، پاکی ، تقوا و ... بشارت به سرنوشتی سعادت بخش می دهد. )

3 – استغفار از گناهان و شستشو دادن از آلودگی ها

4 ـ به سوی خدا بازگشتن

 

طبق این آیات هرگاه انسان به این برنامه ها جامه عمل بپوشاند خداوند تا پایان عمر، انسان را به طرز شایسته و نیکویی بهره مندخواهد کرد. (يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً)

 

همچنین در آیه 96 سوره مبارکه اعراف می فرمایند :

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ

و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم، ولى تكذيب كردند؛ پس به (كيفر) دستاوردشان (گريبان) آنان را گرفتيم.

 

و در سوره مبارکه طلاق آیات 2 و 3 می فرمایند :

فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً

پس چون عدّه آنان به سر رسيد، (يا) به شايستگى نگاهشان داريد، يا به شايستگى از آنان جدا شويد، و دو تن (مرد) عادل را از ميان خود گواه گيريد، و گواهى را براى خدا به پا داريد. اين است اندرزى كه به آن كس كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارد، داده مى‏شود، و هر كس از خدا پروا كند، (خدا) براى او راه بيرون‏شدنى قرار مى‏دهد.

 

وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً

و از جايى كه حسابش را نمى‏كند، به او روزى مى‏رساند، و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام‏رساننده است. به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‏اى مقرر كرده است.

 

و در آیه 17 سوره مبارکه تغابن می فرمایند :

 

إنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضاعِفْهُ لَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ

اگر خدا را وامى نيكو دهيد، آن را براى شما دو چندان مى‏گرداند و بر شما مى‏بخشايد، و خدا(ست كه) سپاس‏پذير بردبار است.

 

با کنار هم قرار دادن آیات قرآن می توان فهمید که در این آیات هیچ تضادی وجود ندارد. اگر خداوند فرموده است  : بی حساب رزق و روزی مادی یا معنوی میدهد ، در بقیه آیات اشاره به این کرده است که به چه کسانی روزی میدهد و چه کسانی را از رزق و روزی مادی یا معنوی بی بهره می گرداند.

 

نتیجه :

با توجه به آیات :

بدون شك انسانها از نظر استعدادها و مواهب خداداد با هم متفاوتند، ولى با اين حال آنچه پايه اصلى پيروزيها را تشكيل ميدهد تلاش و سعى و كوشش آدمى است ، آنها كه سخت كوش ترند، پيروزترند، و آنها كه تنبلتر و كم تلاشترند، محرومترند. به همين دليل قرآن ، بهره انسان را متناسب با سعى او مى شمرد و صريحا مى گويد و ان ليس للانسان الا ما سعى

و در اين ميان به كار بستن اصول تقوى و درستكارى و امانت و نظامات و قوانين الهى ، و اجراى اصول عدل و داد، اثر فوق العاده عميقى دارد.

نکته :

نکته جالب در این آیات این است که : آنجا كه مردم با ولع و حرص هر چه شديدتر به دنبال دنيا و زرق و برق جهان ماده مى روند، و براى نيل به آن از هيچ جنايتى فروگذار نمى كنند، دستورات مؤ كد و پشت سر هم وارد مى شود و آنها را به ناپايدارى دنيا و بى ارزش بودن مال و جاه توجه مى دهد.

و آنجا كه گروهى به بهانه زهد، دست از كار و كوشش و تلاش مى كشند، اهميت كار و كوشش به آنها گوشزد مى شود، در حقيقت برنامه رهبران راستين نيز بايد چنين باشد كه جلو افراط و تفريطها را به طرز شايسته اى بگيرند.

آيات و رواياتى كه تأكيد مى كند روزى دست خدا است ، و سهم و بهره هر كسى را خدا تعيين كرده در حقيقت براى پايان دادن به حرص و ولع و دنيا پرستى ، و فعاليت بى قيد و شرط و بى حد و مرز براى كسب درآمد بيشتر است ، نه اينكه هدف آن خاموش كردن شعله هاى گرم و داغ نشاط كار و كوشش براى زندگى آبرومندانه و مستقل و خود كفا است .

 


- نظرات (0)

دعایی که نباید بالای منابر خوانده شود

دعای صنمی قریش

حرمت دشنام به دشمنان حق‌تعالی

این آیه‌ی کریمه، آیه‌ی صد و هشت از سوره‌ی مبارکه‌ی انعام، سومین سوره از قرآن کریم است. از لحاظ ادبی، اولین کلمه در این آیه‌ی کریمه نهی است. همان گونه که امر، ظاهر در وجوب و الزام است، نهی هم ظاهر در حرمت و الزام به ترک است. ترجمه‌ی این آیه‌ی کریمه این است که به کسانی که بهره‌ی از ایمان ندارند دشنام ندهید. دلیل این حکم نهیی و حرمتی در جمله‌ی بعد آیه‌ی کریمه آمده است: «فَیَسُبُّوا اللّه‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ» یعنی به کسانی که با خدای متعال کار ندارند فحش و دشنام ندهید. این افراد مانند مشرکین، یا مانند قاتلین ابی‌عبدالله صلوات‌الله‌علیه از کفاری هستند که طبق روایات، خدای متعال هیچ شفاعتی را در مورد آن‌ها نمی‌پذیرد. طبق روایات معتبر، حق‌تعالی اراده فرموده است که این‌ها به جهنم بروند.

حق‌تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: «وَلا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّه». حتی به افرادی منحرف مانند شمر دشنام ندهید. خدای متعال دلیل این فرمان خود را این‌گونه بیان می‌فرماید: «فَیَسُبُّوا اللّه‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ». یعنی آن فرد در جواب دشنام شما به مقدسات شما که در راس آن حق‌تعالی قرار دارد، توهین خواهد کرد. عُقلا هم در این شرایط فرد دشنام دهنده‌ی اول را که رفتار او منجر به چنین پاسخی شده است را مقصر می‌دانند و عمل او را تقبیح می‌کنند.

ضرورت الگوبرداری از معصوم صلوات‌الله‌علیهم در لعن دشمنان خدای متعال

برای روشن شدن این‌که در هر جلسه‌ای با توجه به حضور افراد مختلف چگونه باید سخن گفت به عملکرد معصوم صلوات‌الله‌علیهم توجه می‌کنیم. در زیارت عاشورا ابتدا به صورت کلی لعن ذکر می‌شود. پس از سلام، به صورت مشخص‌تر، اولی و دومی و سومی و چهارمی و یزید به عنوان نفر پنجم مورد لعن قرار می‌گیرد. ما حق نداریم از معصوم صلوات‌الله‌علیهم بازخواست کنیم که چرا در ابتدا با تعبیر «اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلک» این لعن را مطرح کردید و سپس صریح‌تر آن را بیان فرمودید. ما می‌توانیم از یکدیگر مطالبه دلیل کنیم ولی فرمایش معصوم صلوات‌الله‌علیهم دقیقا مطابق اراده حق‌تعالی است.

حضرت شب هشتم ذی‌الحجه سال شصت در مکه فرمودند: «رِضا اللهِ رِضانا أَهْلَ الْبَیْتِ، نَصْبِرُ عَلی بَلائِهِ،َ یُوَفّینا أُجُورَ الصّابِرینَ» رضای ما و رضای حق‌تعالی یکی است. این جمله تعارف نیست، بلکه حداقل اعتقاد شیعه است و ارادت کمتر از این به اهل بیت صلوات‌الله‌علیهم به معنای شیعه نبودن است.

حق خواندن دعای صنمی قریش در بالای منبر نداریم

از سلمان رضوان‌الله علیه نقل شده است که نیمه شب به منزل امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه رفت. حضرت مشغول قرائت قنوت نماز شب بودند و در قنوت خود دعایی می‌خواندند. این دعا به عنوان صَنَمَی قریش از سلمان برای ما نقل شده است. از این نقل ما می‌فهمیم که این لعن را باید در قنوت نماز شب خواند و ما حق خواندن آن‌را در بالای منبر نداریم. مگر این‌که مشخص شود که معصوم صلوات‌الله‌علیهم یک بار آن را در خطبه‌ای به صورت عمومی خوانده‌اند. تا هر کجا که حضرت صادق صلوات‌الله‌علیه پیش رفته است ما حق پیش‌روی داریم. با کنایه یا تصریح سخن گفتن معصوم صلوات‌الله‌علیهم الگوی ما است.

در بحث مربوط به تولی و تبری، برخی مردم با تمسک به موضوع تبری، خواسته‌های نفسانی خود را برآورده می‌کنند. اول باید تصمیم بگیریم که بفهمیم، آن‌گاه باید از کلمه‌ی میزان استفاده کنیم و به محضر حضرت صادق صلوات‌الله‌علیه و امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه برویم و اظهار تبری را از ایشان فرا بگیریم. پاسخ امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه به سوال ما از عملکرد ایشان در قرائت دعای موسوم به صنمَی قریش در قنوت نماز شب مشخص می‌شود


منبع:


قسمت هایی از سخنرانی آیت الله مرتضی تهرانی در مورد آیه «وَلا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّه‏ فَیَسُبُّوا اللّه‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ» در جلسه پنج‌شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۹۵؛ به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ام ابیها


- نظرات (0)

شیطان بر انسان سلطه ندارد

شیطان بر انسان سلطه ندارد

همان طور که آب در صد درجه به جوش می‌آید و در صفر درجه یخ می‌زند، اگر کسی تقوا داشته باشد، خدا خودش آموزشش می‌دهد، بله اگر تقوا واقعا باشد، آنجا دیگر نمایش نیست، واقع است؛ شما نمی‌توانی بگویی من تقوا داشتم و «یعلمکم الله» نیامد، بلکه برای انسان حاصل می‌شود.

اگر عمل ما بر طبق ایمان ما و ایمان ما بر طبق علم ما بود، یعنی ما علم پیدا کردیم به یک حقیقتی ایمان آوردیم عمل کردیم مقدمه می‌شود، برای علم بالاتر، علم بالاتر مقدمه می‌شود برای ایمان بالاتر، و این چرخه روبه افزایش است، عکسش هم هست؛ اگر خدای نکرده انسان علم پیدا کرد و عمل نکرد، عقاب می‌شود؛ یعنی ایمان نداشت و در نتیجه عمل نکرد، چون آنی که علم دارد و عمل نمی‌کند؛ یعنی ایمان ندارد، عقابش از کسی که علم ندارد به مراتب بیشتر است.

۷۰ گناه جاهل بخشیده می‌شود

اینکه در روایات دارد ۷۰ گناه جاهل بخشیده می‌شود تا یک گناه عالم بخشیده بشود، ناظر به این است که عالم به خاطر علمش عقابش سنگین می‌شود می‌گویند می‌دانستی، آن که نمی‌دانسته لااقل ممکن است بهانه‌ای عذری داشته باشد بگوید نمی‌دانستم تو که می‌دانستی.

عمل انسان باعث می‌شود در انسان یک صفتی پیدا می‌شود، این دیگر بحث علم اخلاق است، علم اخلاق علم خلقیات انسان است و بعضی‌ها متوجه نیستند اصلاً اخلاق ناظر به امر واقعی و تکوینی است و فقه ناظر به امور اعتباری است؛ در مسیحیت، چون شریعت توسط سنتپول القا شد در نتیجه فقه و اخلاق در هم آمیخته شد، آن‌ها دین را دو بخشی می‌دانند؛ یک بخش عقاید تئولوژی و یک بخش مورالیتی یا اتیکس، ولی در اصطلاح اسلامی که ما تقسیم سه‌گانه داریم نه دوگانه، عقاید شریعت یا فقه و اخلاق این دو تا مرزشان از هم جدا است، ما در اخلاق از خلقیات انسان صحبت می‌کنیم، بین این خلقیات انسان و عمل انسان ارتباط است، انسان یک عملی که انجام می‌دهد اگر بر آن عمل مداومت کند، تبدیل می‌شود به یک خلق، خلق یک امر ثابت است، به یک ملکه تبدیل می‌شود.

منافقین، دائم قسم می‌خوردند

آیاتی از سوره مجادله بر این مسئله تصریح دارد که در دنیا، منافقین، چون دائم قسم می‌خوردند، این ملکه‌شان شده، این ملکات با نفس انسان متحد می‌شود، و شما وقتی از دنیا می‌روید، نفس که از این دنیا می‌رود، همراه خودش ملکات را هم می‌برد، آن کسی که بخشنده است با خود این صفت را می‌برد، آن کسی که که بخیل است می‌برد، آن کسی که دروغگو است، دروغگویی در او ملکه شده؛ آن کسی که صادق است صداقت در او ملکه شده است.

من که سلطه بر شما نداشتم

خداوند تبارک و تعالی در آیه ۲۲ سوره ابراهیم از قول شیطان مطلبی را نقل می‌کند من که سلطه بر شما نداشتم، برای همین آنجا شیطان می‌گوید «فَلَا تَلُومُونِی»، شما من را ملامت نکنید، «وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ»، خودتان را ملامت کنید، حالا اینجا خدا می‌فرماید «استحوذ علیهم الشیطان»، شیطان بر این‌ها غلبه کرد، این غلبه کرد را اشتباه معنا نکنیم، نگوییم که شیطان بر آن‌ها سلطه پیدا کرد، نه قرآن گفته شیطان هیچ وقت بر هیچ انسانی سلطه پیدا نمی‌کند، شیطان می‌گوید که من شما‌ها را دعوت کردم خودش هم گفت: «إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ» می‌گوید من شما را دعوت کردم «فَاسْتَجَبْتُمْ لِی»، شما من را اجابت کردید و خدا را اجابت نکردید.

بعد می‌گوید «مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ» من فریادرس شما‌ها نیستم، فکر نکنید یک عمر در دنیا دنبال من دویدید، روز قیامت من به دردتان می‌خورم، نه بابا من به درد شما‌ها روز قیامت هم نمی‌خورم. البته «مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ»، شما‌ها هم فریادرس من نیستید، ولی ببینید آنجا که می‌رسد شیطان را ببینید چه می‌گوید، می‌گوید: شما‌ها شرک ورزیدید، راه افتادید دنبال من، دنبال خدا نرفتید، ولی من خودم قبول ندارم آن راه را، به این که شما شرک ورزیدید من کافرم و من خودم قبول ندارم.

شیطان، انسان را از یاد خدا غافل می‌کند

شیطان کاری که می‌کند این است که انسان یاد خدا را فراموش کند؛ حالا شما ببینید برای اینکه بفهمی این رفیقت خوب است یا بد است، این مجلسی که می‌روی خوب است یا بد است، این حرف‌هایی که می‌زنی خوب است یا بد است، این کاری که می‌خواهی بکنی خوب است یا بد است یک ملاک دارد قرآن به شما می‌دهد، اگر این رفیقت، این جایی، این مجلسی که می‌روی، این کاری که می‌کنی تو را از ذکر خدا غافل می‌کند.

شیطان همیشه به اسم مخالفت با دین نمی‌آید

بعضی وقت‌ها شیطان در لباس دین می‌آید شیطان هدفش این است تو را از خدا غافل کند، هر جور غافل بشوی چه فرقی برای او می‌کند؛ با این یا با آن، و خدا دارد ملاک می‌دهد به شما که آقاجان بزرگ، جوان، پیر، بچه، زن، مرد، هر چیزی که شما را از ذکر خدا غافل می‌کند فراموش می‌کنید خدا را، این شیطانی است، به همین سادگی، حالا دیگر خودتان بهتر مصادیق آن را تشخیص می‌دهید


منبع:

:
سخنان با موضوع"ملکات نفسانی تا قیامت همراه انسان است/ عدم سلطه شیطان بر انسان" به نقل از دفتر آیت الله هادوی تهرانی


- نظرات (0)