سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

2 گام برای نجات

خیلی روشن است که انسان در معرض خسران است و راه نجات ایمان و انجام اعمال صالح و شایسته است به ویژه "سفارش یکدیگر به حق" و "سفارش یکدیگر به صبر".

جا دارد که هر کدام از ما آدم ها در زندگی یکدیگر را تواصی کنیم، هر یک از ما به سهم خودش در چند گام فضایی بسازیم برای تشویق یکدیگر به حق و صبر .

صبر ؛ صفات صابرین (و چند گام دیگر هم به صبر اختصاص دارد)
رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند: علامة الصابر فی ثلاث: (نشانه انسان صابر در سه چیز است:)
اولها أن لا یَکسَلَ (تنبلی نکردن)
و الثانیةُ أن لا یَضجَرَ (افسرده و دلتنگ نبودن)
و الثالثةُ أن لا یَشکُوَ من ربِّهِ تعالی (از خدا شکوه و گلایه نکردن) (وسایل الشیعه: ۱۸، ص 142)
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست

ما در دنیا دائماً در معرض امتحانیم؛ در معرض ابتلاء و اگر صابر نباشیم، مغلوب می شویم و نابود ... باید جهاد کرد باید صبر کرد.
برای هر تلاش مجاهدانه ای صبر لازم است؛ اساساً صبر لازمه ی روحیه جهادی است و انسانی که اهل جهاد و صبر نباشد نباید امیدوار به بهشتی شدن داشته باشد.
 أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ (۱۴۲) آل عمران
پس صبر کن و خودت را به صبر وادار کن و خودت را به صبر عادت بده و  یک دیگر را دوستانه و مشفقانه به صبر سفارش و تشویق کن و ...

در فیلم های مستند زیاد دیده ایم که یک نفر سربندِ دوستِ رزمنده اش را می بندد و دوستش هم سربند او را و یا دیده اید که چتر بازها دو به دو چتر و لوازم هم را چک می کنند و نواقص را برطرف می کنند.
تواصی یعنی تو او را سفارش می کنی و او تو را ؛ هر دو هم را برای پایمردی و صبر بیشتر کمک می کنید.
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست.

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم درحالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف

تواصی از آثار برادری و مهربانی اسلامی است: انّما المومنون اخوة

تواصی در خیلی از جایگاه ها می تواند نقش پررنگ و به جایی داشته باشد؛ کانون خانواده، محیط کار و ... 

زن و شوهر، فرزند و پدر و مادر، همکار، مدیر و ارباب رجوع اگر روحیه تواصی البته با نیت خیرخواهانه داشته باشند، مشکلات حل می شود و زندگی و جامعه عالی ...

کمک

یکدیگر را به مثبت ها توصیه کنیم.

ما در معرض خطر خسران هستیم و در این شکی نیست. وَالْعَصْرِ ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ

بی تعارف، هنوز اهل "امر به معروف" و "نهی از منکر" درست و اهل "تواصی" نشدیم.
گوشمان سخن از یأس و ناامیدی و منفی بافی، بسیار و مکرر شنیده است.
و این "شنیده ها" بی تردید بر روحیه و گفتار ما تاثیر گذاشته است.

 

آیا می دانید ...

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم در حالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف.
چند جمله برای بهتر کردن حال یک بیمار سخت که برای عیادت در بالینش حاضر شده ایم، بلد هستیم؟ و ...
در اجتماع و خانواده نسبت به دیگری "تهاجم" و "توهین" را بهتر بلدیم تا "همدلی" و "احترام"!
دوستان تواصی؛ یعنی اشتراک دو نفر در توصیه کردنِ هم و توصیه یعنی سفارش کردن، نصیحت و خیرخواهی کردن و اندرز گفتن و وصیت گفتن.
آن قدر مفهوم مثبت دارد که توصیه نامه یعنی تایید و سفارش کردن کسی نزد دیگری در نامه ...

کمی با مثبت ها و مثبت نگری ها انس بیشتر بگیریم ... یکدیگر را به نیرو و انرژی مثبت توصیه کنیم ... باور کنید ضرر نمی کنیم.

منبع:

بیانات حجت الاسلام شهاب مرادی



- نظرات (0)

ماجرای داستانی دردناک

قرآن


گوشی ام را بر میدارم و اینترنت را وصل می کنم. روی مبل ولو می شوم و پاهایم را روی دسته مبل می اندازم و شروع می کنم به خواندن پیام هایی که برایم آمده است. چند تا لطیفه را از یک گروه در گروه های دیگر کپی می کنم تا نگویند کم کار شده ام و شروع می کنم به خواندن سایر پیام ها

روزی مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

مدتی بعد، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها از دیدن نامه خوشحال شدند اما آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند: این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند، آن را در کمد قرار دادند.

هر چند وقت یکبار نامه را از کمد درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در آنجا می گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود.
از او پرسید: مادرت کجاست؟
پسر گفت: سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت: چرا؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم!
پسر گفت: نه!
پدر پرسید: برادرت کجاست؟
پسر گفت: بعد از فوت مادر کسی نبود که با تجربه هایش او را نصیحت کند و راه درست را به او نشان دهد، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت!

پدر تعجب کرد و گفت: چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند و نشانه های راه خطا را برایش شرح دادم نخواندید؟ پسر گفت: نه ...!
مرد گفت: خواهرت کجاست؟
پسر گفت: با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او اسیر ظلم و رنج است !
پدر با تأثر گفت: او هم نامه ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و دلایل منطقی ام را برایش توضیح داده بودم و اینکه من با این ازدواج مخالفم؟
پسر گفت: نه ...!

نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است

از خنگی و جهالت شخصیت های داستان خنده ام می گیرد و بی خیال خواندن مابقی داستان می شوم. اما فکرم درگیر می شود. از اینکه با وجودی که می دانستند پدرشان بیکار نبوده برایشان نامه بنویسد اما آن را نخوانده می بوسیدند و توی کمد می گذاشتند و تازه چقدر هم به خیالشان برایش احترام قائل بودند. به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه به راحتی همه فرصت ها را از دست داده بودند.

قرآن

در همین فکرم که صدای تلویزیون در گوشم می پیچد. تبلیغ نمایشگاه قرآن را در مصلی تهران می کند. دلم می لرزد. موبایل را زمین می گذارم و نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است.

و این همان مهجوریت این کتاب عظیم است؛ وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/30 

 

منظور از «قوم» در این آیه، امت پیامبر است ؛ منظور ما امت رسول خدا صلی الله و علیه وآله و سلم هستیم ... امتی که در عین حالی كه قرآن نزدمان هست و آن را می خوانیم آن هم متأسفانه گه گاه ... ولی از عمل به دستورات آن خبری نیست و عملاً قرآن در زندگی ما جایی ندارد.

مهجور، نه به این معنا که در خانه ها قرآن نباشد. قرآن در خانه‌ ی هر مسلمانی نه یکی، بلکه حتّی گاهی چند مدل و با چند خط و ترجمه ی متفاوت وجود دارد.

در زندگی گاهی قسم به قرآن می‌خوریم ، شب قدر هم قرآن سر می‌گیریم بک یا الله هم می ‌گوییم، بالای سر مسافر هم قرآن را رد می‌کنیم ، آیاتش هم به عنوان کاشی‌ کاری و زینت در محراب ‌ها و ضریح‌‌ ها و حرم‌ ها و مساجد می ‌نویسیم، گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش نوشته و بر سر معابر و مکان ها می زنیم، اما هنوز می بینیم که در گرداب مهجوریّت باقی مانده.

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است

مراد از مهجوریت قرآن این است که با قرآن نفس نمی کشیم، آن را مد سال نمی کنیم، عمل کننده ی آن را متمدّن نمی دانیم .

مثل یک شیء عتیقه و متروکه و تزیینی با آن برخورد می کنیم و گاهی حتی می ترسیم که به سراغش برویم . الان قرآن حقیقتاً چقدر در بورس است؟! در بازار، چند بازاری داریم که آیات مربوط به تجارت و کاسبی را بداند و عامل به آنها باشد؟! چرا قرآن آن گونه که باید حقش ادا نشده است؟!

بعضی یک جمله از روایت را گرفته اند و مدام در گوش مردم می خوانند که إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ قرآن را فقط اهل بیت می‌ فهمند 1 یک نفر نیست که به این ها بگوید : دوست عزیز! اهل بیت علیهم السلام مطالب مهم ‌تری را می توانند بفهمند.

مثل این است که بگوییم که دریا برای غوّاص ‌ها است. حرف غلطی است. غواص ‌ها لولو و مرجان بیشتری از دریا می ‌توانند بیرون بیاورند، اما حالا اگر کسی غواص نیست دریا برای او نیست؟

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است.

اگر قرار است ما قرآن را نفهمیم پس چرا خدا گفته است: یا أَیُّهَا النَّاس‏ . یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خدا با ما حرف می ‌زند. اگر ما نفهمیم، چرا خدا ما را خطاب می کند . ما نیز جزء «مَنْ خُوطِبَ بِهِ» ها هستیم.
اهل بیت عمق قرآن را می‌ فهمند، ما هم در سایه ی وجود آنان، پوست قرآن را دریافت می کنیم.

و این کتاب عزیز و عظیم چه زیبا برای كسانی كه قرآن را به مهجوریت می ‌كشانند و به عبارتی آن را می ‌خوانند و به آن عمل نمی ‌كنند مثلی شگفت می ‌زند و می ‌فرماید: "مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ مثل كسانی كه عمل به تورات بر آنان بار شد و به آن مكلف گردیدند آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل چهارپایی است كه كتاب هایی را بر پشت می‌ كشد. چه زشت است وصف قومی كه آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمی ‌نماید." (جمعه/ 5)

***

این بار نمی توانم به خنگی و جهل خودم بخندم. به چاه هایی که تا به حال در آنها افتاده ام فکر می کنم. گلویم فشرده می شود. بلند می شوم و سمت کتابخانه می روم. قرآن را بر می دارم و باز می کنم. تصمیم می گیرم دیگر در چاه نیفتم: بسم الله الرحمن الرحیم...





- نظرات (0)

چه کنیم دعایمان مستجاب شود

یه وقتایی هست که ما آدم ها در بسیاری از مشکلات و غصه ها، تنهایی ها و مشکلات دست به دامن این و آن می شویم و انگار فراموش کرده ایم که صاحب اصلی کسی دیگر است و باید همه چیز را از او بخواهیم.

اشتباه نکنید، منظورم این نیست که اسباب و وسایل را نادیده بگیریم، خیر! مقصود این است که همه را تنها یک وسیله بدانیم نه اصل کاری! اصل کاری یکی دیگر است و بعد از یقین به این امر، دست هایمان را به دعا بلند کنیم و مطمئن باشیم که استجابت نزدیک است؛

یادمان باشد اگر می خواهیم دعاهایمان مستجاب شود، باید یک سری مسائلی را رعایت کنیم و بدانیم که برای دعا همان گونه که برای مسائل دیگر آدابی وجود دارد در روایات آدابی نقل شده است. که دعا کننده با رعایت آن می تواند امید به قبولی دعای خویش داشته باشد.

و البته در این رابطه به آیه 14 سوره رعد هم توجه کنیم: «وَمَا دُعَاء الْكَافِرِینَ إِلاَّ فِی ضَلاَلٍ»(رعد / آیه 14)

و دعای کافران  جز در گمراهی نیست (و مستجاب نمی شود).

حضرت امام باقر علیه السلام می‌فرماید: کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می‌گردد. پس از لعن مومن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید

خدا است كه شایسته نیایش و دعا است. كسانی كه جز او دیگران را به یاری می ‌خوانند، به هیچ وجه دعاهایشان را اجابت نمی ‌نمایند و كمترین نیازشان را برآورده نمی ‌كنند. آنان ( كه غیر خدا را به فریاد می‌ خوانند، و به جای آفریدگار، از آفریدگان برآوردن نیازهایشان را درخواست می ‌نمایند) به كسی می ‌مانند كه ( بركنار آبی دور از دسترس نشسته باشد و ) كف دستهایش را باز و به سوی آب دراز كرده باشد ( و آن آب را به سوی خود بخوانَد ) تا آب به دهان او برسد، و هرگز آب به دهانش نرسد. دعای كافران (و پرستش ایشان) جز سرگشتگی و بیهوده‌كاری نیست.

دعا

آداب دعا کردن:

1 – حضور قلب.

2 – خضوع و فروتنى.

3 – امیدوارى.

4 – شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او و علم او به نیاز,

5 – امیدوارى به خدا و قطع امید از دیگران.

6 – پرهیز از گناه به ویژه ستم مالى و آبرویى به مردم.

7 – گریستن. روایت شده است: ((بین بهشت و جهنم، گردنه اى است که کسى از آن عبور نمى کند، مگر کسانى که از ترس خدا، خیلى گریه کرده باشند.))

8 – سپاس و ستایش خداوند.

9 – ذکر نام هاى خدا که مناسب دعایش مى باشد، صلوات فرستادن قبل و بعد از دعا و نیز گفتن نعمت هاى خداوند و شکر آن ، بیان گناهان و آمرزش خواستن براى آنها.

10 – درنگ و عجله نکردن و اصرار و پافشارى در دعا. زیرا خداوند درخواست کننده لجوج را دوست دارد و حداقل پافشارى این است که دعاى خود را سه بار تکرار کرده و خواسته خود را سه بار بگوید.

11 – پنهان دعا کردن. زیرا هم فرمان خداوند را که مى فرماید: ((در پنهان دعا کنید)) اجابت کرده و هم از آفت ریا دور مى ماند.  روایت شده است: ((دعاى پنهانى، برابر با هفتاد دعاى آشکار است))

12 – شریک ساختن دیگران در دعا.

نفرین نوعی دعا است ولی دعا برای دور شدن کسی از خیر و رحمت و سعادت است. بر فرض آن كه شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت می گردد

13 – با دیگران دعا کردن . دعا در جمع نیز باعث اجابت است . بهترین جمعیت براى دعا، چهل نفر است . چهار نفر هم مى توانند هر کدام ده بار دعا کنند و اگر نتوانست در جمع دعا کند، خود نیز مى تواند چهل بار دعا کند.

14 – تضرع در دعا به همراه قلب خاضع و بدن متواضع و چاپلوسى . خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى کرد: ((موسى ! هنگامى که مرا مى خوانى ترسان باش ، صورت خود را خاک آلوده کن و با اعضاى مهم بدنت ، برایم سجده کن … قلبت را با ترس از من بمیران . زنده دل و کهنه لباس باش …))

15 – صلوات فرستادن بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) و آل او (علیهم السلام) در اول و آخر دعا باعث اجابت دعا است .

16 – پاکدلى و روى آوردن با تمام وجود به خداوند.

17 – دعا کردن قبل از بلا.

18 – شریک نمودن دیگران در دعا و قبل از خود، آنان را دعا کردن .

19 – بلند کردن کف دست ها هنگام دعا.

دعا

20 – در دست داشتن انگشترى عقیق یا فیروزه . از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده : ((هیچ کف دستى به سوى خداى متعال بلند نشده است که نزد او محبوبتر باشد از کفى که انگشتر عقیق در آن است .))

21 – صدقه دادن قبل از دعا، باعث اجابت دعا مى گردد.

22 – انتخاب اوقات مخصوصى براى دعا، مثل شب و روز جمعه و...

23 – مکان هاى خاص نیز به اجابت دعا کمک مى کنند. مانند: ((راءس ‍الحسین و مکانى که زیر گنبد آن قرار دارد)).

24 – حالات عالى مانند رقت قلب.

25 – طهارت، نماز و روزه (ترجمه المراقبات ، ص 257-23)

یکی از موضوعاتی که در زندگی مردم جریان پیدا کرده، نفرین کردن است که مقابل دعا می باشد. چه نفرین هایی گیرا و چه نفرین هایی بی تأثیر هستند.

قرآن کریم می ‌فرماید:

"اِن‌َّ الَّذین‌َ کَفَروا وماتوا وهُم کُفّارٌ اُولئکَ عَلَیهِم لَعنَة‌ُ اللّه‌ِ والمَلئکَة‌ِ والنّاس‌ِ جمَعین‌؛(بقره‌ (2) آیه 161) کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آن‌ ها خواهد بود."( آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج، ص 552 ـ 556)

اگر كسی از نفرین خود پشیمان شد، باید با عفو و گذشت از كسی كه از او ظلمی به ایشان رسیده است،‌ و دعای خیر در حق کسی که او را نفرین نموده، عمل خویش را جبران نماید و خواستار نزول رحمت الهی بر فرد نفرین شده شود

بر اساس این نكته می گوییم:

نفرین نوعی دعا است ولی دعا برای دور شدن کسی از خیر و رحمت و سعادت است. بر فرض آن كه شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت می گردد.

به طور کلی نفرین نمودن نسبت به دوستان و اطرافیان کار پسندیده ای نیست.

حضرت امام باقر علیه السلام می‌فرماید: "کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می ‌گردد. پس از لعن مومن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید." ( میزان الحکمة‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج 5، ص 616)

انبیا و اولیا الهی جز در موارد نادری که مجبور می شدند، قوم خویش را نفرین نمی نمودند. ایشان در اغلب موارد حتی نسبت به کسانی که به ایشان ستم روا می داشتند و از پذیرش هدایت روی بر می تافتند، دعا می نمودند و از خدای متعال برای آنها هدایت و مغفرت می خواستند.

حال اگر كسی از نفرین خود پشیمان شد، باید با عفو و گذشت از كسی كه از او ظلمی به ایشان رسیده است،‌ و دعای خیر در حق کسی که او را نفرین نموده، عمل خویش را جبران نماید و خواستار نزول رحمت الهی بر فرد نفرین شده شود.

قرآن می فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ‏؛ به درستی که خوبی ها بدی ها را خواهد پوشانید» (هود(10) آیه 114)

بنابر این سعی کنیم از نفرین کردن دوری کنیم که خدایی نکرده گریبان خودمان را نگیرد.


- نظرات (0)

دلیل بن بست های زندگی

بن بست


معنای ظاهری برای «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» این است که بن بست هایی که پیش روی شما قرار می گیرد به حسب ظاهر بن بست است.

تقوا بزرگترین سرمایه انسان است که شیطان تمام همت خود را برای گرفتن آن به کار می برد و تنها راه حفظ آن توکل بر خدای متعال است. متوکل واقعی هم آن کسی است که کارش برای خدا، امیدش به خدا و ترسش هم از خداست. پس سرمایه توکل موجب می شود که انسان بتواند تقوا به خرج دهد و آن وقت است که می تواند مقابل بن بست ها بایستد.

 

راه نجات از همه بن بست ها

قرآن می فرماید: «... وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا »(طلاق/2 و 3)

در مورد این آیه رسول گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: «آیه ای در قرآن است که اگر همه مردم به این آیه متمسک شوند برای آنها کافیست»، به وسیله این آیه گره همه مردم باز می شود و همه آن ها به مقصد می رسند. وقتی از حضرت سوال شد که این آیه کدام آیه است؟ حضرت این آیه نورانی را تلاوت کردند «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، اگر کسی تقوای الهی را پیشه کند و متقی باشد نتیجه اش این است که خدای متعال برای او راه خروج قرار می دهد و او را از آن زاویه ای که محاسبه نمی کرد تأمین می کند و رزق را به او می رساند، بعد به دنبال این مطلب خدای متعال می فرماید: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»، اگر کسی اهل توکل به خدای متعال باشد خدای متعال برای او کافیست، «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً»، و او را به مقصد خود می رساند و برای امور حدود و تقدیراتی را معین کرده است.

از صدر این آیه نورانی استفاده می شود که اگر شرایطی برای انسان پیش آمد که آن شرایط به حسب ظاهر محدودیت و بن بست است، تنها راه خروج از این بن بست تقوای الهی است، گویا یک بن بست هایی پیش روی انسان است که فقط با تدبیر و تقدیر خود خدای متعال رقم می خورد و تنها راه برای نجات از این بن بست ها چه بن بست هایی که در مسیر فرد قرار می گیرد و چه بن بست هایی که در مسیر یک جامعه واقع می شود، تقوای الهی است.

اگر فرد یا جامعه ای بتواند در شرایط سخت و در شرایط دشوار به تکلیف الهی عمل کند نتیجه اش این است که راه خروج و نجات از این بن بست ها پیش رویش گشوده می شود.
خدای متعال برای انسان و جامعه یک بن بست هایی قرار می دهد و اساس تکلیف هم در همین ها است؛ چون انسان هرچه به حسب ظاهر محاسبه می کند می بیند راهی برای عمل به وظیفه و تکلیف وجود ندارد زیرا به بن بست برخورد می کند؛ حال در این شرایط اگر انسان ترسید و تسلیم شرایط شد و پا روی تکلیف الهی خودش گذاشت همیشه در محدودیت باقی می ماند، اما اگر نترسید و طرف خدای متعال را گرفت خدای متعال راه عبور از این تنگنا را برای او باز می کند. 

اگر شرایطی برای انسان پیش آمد که آن شرایط به حسب ظاهر محدودیت و بن بست است، تنها راه خروج از این بن بست تقوای الهی است، گویا یک بن بست هایی پیش روی انسان است که فقط با تدبیر و تقدیر خود خدای متعال رقم می خورد و تنها راه برای نجات از این بن بست ها چه بن بست هایی که در مسیر فرد قرار می گیرد و چه بن بست هایی که در مسیر یک جامعه واقع می شود، تقوای الهی است

چرایی قرار گرفتن انسان در بن بست

یک معنای ظاهری برای «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» این است که بن بست هایی که پیش روی شما قرار می گیرد به حسب ظاهر بن بست است، اما در واقع تکلیف و امتحان است و الا برای خدای متعال که بن بست وجود ندارد!

خدای متعال انسان را برای امتحان در این شرایط قرار می دهد و الا در شرایط عادی که همه طرف خدا را می گیرند. وقتی آدم امرش دائر می شود بین خدا و دنیا معلوم می شود که به کدام یک اعتماد و تکیه می کند؟

امتحان آنجایی است که خدای متعال ما را بین اسباب و خودش دائر می کند؛ اگر ما طرف اسباب را گرفتیم، همیشه در بن بست اسباب می مانیم و همیشه باید با اسباب و بت هایمان سر و کله بزنیم، ولی اگر طرف خدای متعال را گرفتیم، خدای متعال برای ما از این بن بست اسباب یک راه خروج ایجاد می کند «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، و ما را از آنجایی که فکر نمی کردیم، تأمین می کند و دست هایی را به کار می اندازد که نمی بینیم.

تنهایی

در روایت آمده که یکی از مصادیق آیه «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، این است که برای دوستان ما اهل بیت که نمی توانند معارف را به دست بیاورند، عده دیگری (که اهل استفاده از این معارف نیستند) مأمور می شوند تا از معصوم بگیرند و به اینها برسانند «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، این معنی ظاهری آیه است.

اما معنای باطنی آیه این است که ما بن بست هایی داریم که بن بست اسباب است، هیچ چیز به خدای متعال قید نمی زند «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ» (عنکبوت/20)، «إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» (یس/82)، این قوانینی که ما در عالم می بینیم؛ مثل اینکه آتش می سوزاند و یا آب غرق می کند، اینها خصلت ذاتی آب و آتش نیست که ما بتوانیم بگوییم چاره ای نیست آتش می سوزاند و آب غرق می کند، بلکه این تفکر یک نوع شرک است، چون اینها کاره ای نیستند و این قوانین فقط ظهور اراده خدای متعال است. هر جا شما خاصیتی می بینید ظهور اراده است، البته اراده خدای متعال برای ما قانون است؛ یعنی او اراده کرده آتش بسوزاند و این اراده او برای ما قانون است. نکته این جاست که خداوند می تواند این اراده را تغیر دهد؛ مثل اینکه خدای متعال اراده کرده است که در کویر زنده نمانیم، این برای ما قانون است ولی برای خدای متعال اراده است و می تواند آن را تغییر دهد.

بن بست های ما همین اتکاء به اسباب است و اینها هستند که ما را در شرایط بن بست قرار می دهند؛ و الا واقعاً بن بستی وجود ندارد

خدای متعال انسان را در بن بست اسباب قرار می دهد؛ اگر کسی از اسباب ترسید و جانب اسباب را گرفت الی الابد در شرک می ماند، یعنی همیشه باید از زمین و آسمان و خورشید و ماه بگیرد، اگر اسباب آماده باشد کار انسان به راه است، اما اگر آماده نباشد تکیه گاه دیگری ندارد.

بن بست های ما همین اتکاء به اسباب است و اینها هستند که ما را در شرایط بن بست قرار می دهند؛ و الا واقعاً بن بستی وجود ندارد.

«یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»، یعنی اینکه انسانی که باید در محاصره گناه قرار بگیرد و شیطان با تزیین، او را زمین بزند، اگر متقی شد از بن بست شیطان بیرون میاید و او دیگر نمی تواند این شخص را محاصره کند.

این تعبیر قرآن شاید معنایش همین است «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» (اعراف/201)

اگر انسان متقی شد نسیم که چیزی نیست، طائف و گردباد شیطان دور او می چرخد تا یک دستی برساند و مسحی کند و او را آلوده کند «إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ»

نتیجه تقوای الهی این است که همین که مسشان می کند «تَذَکَّرُوا»، به جای این که شیطان آنها را فریب دهد متذکرشان می کند «فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ».

استادی این آیه را این گونه معنا می کرد، ایشان می فرمود: «شما اگر یک جنس عتیقه ای داشته باشید و قیمتش را ندانید، اگر دیدید عتیقه فروش ها دور خانه تان می چرخند می فهمید که خیلی قیمتی است پس پنهانش می کنید و از رفت و آمد آنها متذکر می شوید.

اگر دیدید شیطان فشار می آورد بدانید همان نقطه، سکوی پروازتان است.

اگر انسان متقی شد «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» و «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا». به حسب ظاهر بن بست را شیطان ایجاد کرده ولی اگر متقی شدی از این بن بست نجات پیدا می کنی.

آدمی که تقوا پیدا می کند دیگر از بن بست غضب و شهوتش بیرون می رود و این می شود آن «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» باطنی.

انسانی که تقوا دارد، سر و کارش با اسباب برداشته می شود در دل کویر هم می گوید خدا رزاق است «هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ» (ذاریات/58)، او اگر وسط دریا هم باشد نمی گوید سیرابم چون می داند که اینطور نیست، نه آدم وسط دریا سیراب است و نه در کویر تشن





- نظرات (0)

نقشه ی راه برای رسیدن به خوشبختی

راه خوشبختی


چگونگی ارتباط زن و شوهر از جمله مسائلی است که گفتگو در مورد آن لطافت و حساسیت‌ های خاصی را می‌ طلبد؛ هم احساس مردانگی یا زنانگی بر ما غالب نشود تا از جاده حق خارج نشویم، هم حق مطلب ادا شود و نکته‌ای از قلم جا نماند هم خط قرمز حیا و عفت مراعات شود.


قرآن چگونه می ‌گوید؟

قرآن کریم پُر است از مطالبی که شیوه صحیح تعامل مردم با یکدیگر را بیان می‌ کند؛ چیزی که امروزه به سبک زندگی شهرت یافته است. مطالبی که روش ‌های درست ارتباطی با پدر و مادر، با فرزندان، با مسلمانان و به صورت کلی سایر افراد را بیان می ‌کند. گاهی هم بحث را به ویژگی ‌های شخصیتی کشانده و الگوهای مناسبی به مردم معرفی می ‌کند؛ الگوهایی که در صورت دنباله ‌روی آن‌ها، دچار خطا و خسران نخواهند شد یقیناً.
گاهی از یک شخص به عنوان الگو یاد می ‌کند تا دیگران با نگاه به او قدم بردارند:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ 1
اگر شیوه زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله را نقشه راه زندگی خود قرار دهند، بی‌ شک مقصد نهایی شان خوشبختی و سعادت خواهد بود.

مانند لباس، گرمابخش زندگی است. از وقتی که بر قامت همسرش پوشانده می ‌شود همه همّ و غمّش رونق و گرمی زندگی مشترک می ‌شود. گاهی از خواسته ‌های شخصی خود دست می‌ شوید تا عَلَم خانواده به زمین نیفتد

در برخی آیات نیز بدون اشاره به شخصی خاص، صاحبان صفات پسندیده را صاحب امتیاز می ‌داند:
وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ 2
ابزار خاشعان، نماز است و صبر. غیر خاشعان بهره بردن از صبر و نماز را سنگین می ‌پندارند. پس هر کس که مشتاق مدال «خاشع» است از جایگاه صبر و نماز غافل نمی ‌شود.
در صورت سوم خداوند نه از شخصی نام می‌ برد و نه ویژگی خاصی را برمی ‌شمرد، بلکه در یک اشاره‌ ای لطیف، رمز موفقیت و صراط مستقیم را بیان می ‌کند.
هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ 3
گویا خداوند یک زندگی ایده آل را ترسیم می ‌کند تا مردم با مقایسه زندگیشان با این سبک زندگی، میزان خوشبختی و سعادتشان را بسنجند.

 

لباس پیشنهادی قرآن

در یک زندگی خانوادگی مطلوب، زن برای شوهرش لباس است چنانکه شوهر نیز برای زنش، لباس است؛
- مانند لباس، عیوب همسرش را می ‌پوشاند و آن را مثل یک راز در درون خود نگه می ‌دارد. هرگز نواقص همسرش را به دیگران نشان نمی ‌دهد و نسبت به آبرویش، امانتدار است.

زن و مرد ، زن و شوهر

- مانند لباس، همسرش را از خطرات احتمالی حفظ می‌ کند. گاهی دستش را می ‌گیرد یا تکیه ‌گاه او در زندگی می ‌شود تا زمین نخورد و آسیبی به او نرسد، گاهی هم او را از افتادن در منجلاب فساد و تباهی اخلاق، و نیش و کنایه‌ های این و آن، و آسیب ‌های روح و روان می‌ رهاند.
- مانند لباس، برای همسرش زینت و زیبایی می‌ شود بدون هیچ چشمداشتی. تمام کوشش خود را به کار می ‌بندد تا مایه سربلندی و آبروی همسرش باشد. کاری می ‌کند که همسرش به او ببالد و افتخار کند. هم از جهت ظاهر و قیافه هم از جهت باطن و اخلاق.
- مانند لباس، خود را جدای از همسرش نمی ‌داند. کسی نسبت به لباسش احساس دوگانگی ندارد و نمی ‌گوید: من و لباسم! همسران هم در میان خود با وجود تفاوت جنسیت و سلیقه، احساس دوگانگی ندارند. رضایت و اندوه هر کدام، رضایت و اندوه دیگری را به همراه دارد.
- مانند لباس، بر دوش همسرش سنگینی نمی ‌کند. علاوه بر اینکه باری را از عهده همسرش بر می‌ دارد. 4
- مانند لباس، گرمابخش زندگی است. از وقتی که بر قامت همسرش پوشانده می ‌شود همه همّ و غمّش رونق و گرمی زندگی مشترک می ‌شود. گاهی از خواسته ‌های شخصی خود دست می‌ شوید تا عَلَم خانواده به زمین نیفتد.

ابزار خاشعان، نماز است و صبر. غیر خاشعان بهره بردن از صبر و نماز را سنگین می ‌پندارند. پس هرکس که مشتاق مدال «خاشع» است از جایگاه صبر و نماز غافل نمی ‌شود

- مانند لباس، تناسب حال و هوا را برای شریک خود رعایت می ‌کند. همچنان که در هوای لطیف لباسی نازک بر تن داریم و در سرمای سوزان، لباس ضخیم می ‌پوشیم، همسران نمونه نیز تسکین یکدیگرند؛ همراه یکدیگر در شادی‌ ها و سنگ صبور هم در ناملایمات زندگی.
شاید رشته این برداشت ‌ها را بتوان بیش از این ادامه داد، اما در یک جمله می‌ توان همه را خلاصه کرد: هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ.
اگر تاکنون لباسی بر قامت زندگی خود نپوشانده‌اید دست به کار شوید و تن عریان زندگیتان را با لباسی فاخر و ارزشمند بپوشانید و اگر در زندگیتان از چنین لباسی بهره می ‌برید، خوشا به سعادتتان؛ شاکر خداوند باشید.

 

پی نوشت ها:
1. احزاب / 21
2. بقره / 45
3. بقره / 187
4. پیامبر اکرم صلی الله علی و آله فرمود: همسر سازگار، یاور شریک زندگی ‌اش در دینداری است؛ الزوجة المواتیة عون الرجل علی دینه. (تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، محمدی ری‌شهری، ص 30)
- نظرات (0)

می خوام اما نمیشه !

ببخش، بخشش ، توبه، الهی العفو


تلقی بیشتر مردم از توبه و اصلاح رفتار این است که تنها در یک شرایط ویژه‌ی عاطفی، احساسی و معجزه‌گونه می شود توبه کرد و پس از آن فوراً به مرتبه عصمت! می رسند.
یعنی اگر از یک گناه کبیره توبه می کنند، در مقابل تمام گناهان و خطاهای ریز و درشت مصونیت پیدا می کنند.
هر چند تعریف قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) از توبه با این تلقی نادرست بسیار متفاوت است و فاصله دارد ولی این نگاه نادرست وجود دارد و مانع بازگشت خیلی ها می شود.
با این باور نادرست، پس از توبه، سطح انتظار فرد از خودش به شدت افزایش پیدا کرده و با کوچک ترین گناه، آرامش و اطمینان خود را از دست داده و خود را سرزنش می کند و "اعتماد به نفس" و "عزت نفس" خود را از دست می دهد و عدم موفقیت خود در توبه را (با تلقی اشتباه) ناشی از عدم توجه و عنایت خداوند و رو سیاهی و بدشانسی خود می داند و خود را "مردود همیشگی" درگاه الهی می داند و آدمی در این حال ، سخت طعمه‌ ی شیطان می شود.
نکته این جا است که گاهى انسان با زبان مى گوید توبه كردم ولى به لباسشویى مى ماند كه با زبان بگوید لباس را شستم و وارد عمل نشود، همانطور كه این كلام لباس را تمیز نمى كند و نمى تواند صفت موجود در آن را عوض كند، مگر ضد آن صفت را در آن ایجاد نماید، "آن كلام هم باعث سفیدى قلب نمى شود".

حقیقت توبه، پشیمانی قلبی است؛ پشیمانی که در عمل خود را نشان می‏‌ دهد که مهم‏ترین نمُود آن انجام واجبات و تدارک و قضای آن چه عمل نشده و ترک محرّمات است. با همین مقدار توبه تحقق پیدا می‏ کند.

حقیقت توبه، پشیمانی قلبی است؛ پشیمانی که در عمل خود را نشان می‏‌ دهد که مهم‏ترین نمُود آن انجام واجبات و تدارک و قضای آن چه عمل نشده و ترک محرّمات است. با همین مقدار توبه تحقق پیدا می‏ کند

توبه آداب خاصی دارد که باید آن را از مستحبات توبه دانست که عبارتند از:

۱- سه روز روزه گرفتن؛

امام صادق (علیه السلام) می ‏‌فرماید: توبه نصوح که خداوند به آن امر فرموده، روزه گرفتن روز چهارشنبه و پنج ‏شنبه و جمعه است.[محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۶۲]

 

۲- غسل توبه؛

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) می ‌‏فرماید: بنده‌‏ای نیست که گناهی کند (هر چه و هر اندازه که باشد) سپس پشیمان شود و توبه کند مگر این که خداوند به مغفرت و آمرزش به او نظر کند، سپس پیامبر صلی الله و علیه وآله به شخصی که می ‏‌خواست توبه کند فرمود: «برخیز و غسل کن و برای خدا سجده نما».[المحدث النوری، مستدرك الوسائل، ج ۲، ص ۵۱۳]

 

۳- خواندن دو یا چهار رکعت نماز؛

امام صادق (علیه السلام) می ‏فرماید: «هر بنده‌‏ای که گناهی کرد، پس برخیزد و طهارت کند (وضو بگیرد) و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش نماید، بر خدا است که توبه ‏اش را بپذیرد، چون خود فرموده ‏است: هر کس کار زشتی کند یا به خودش ستم نماید، پس استغفار کند، خدا را آمرزنده و مهربان می‌‏یابد».[وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۶۳]

در روز یکشنبه ماه ذی ‌القعده رسول‏ خدا(صلی الله و علیه وآله) به یارانش فرمود: کیست که بخواهد توبه کند؟ گفتند: همه می‏‌ خواهیم توبه کنیم، حضرت فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت پس از حمد، سوره قل هو الله را سه مرتبه و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را یک مرتبه بخوانید، پس هفتاد مرتبه استغفار کنید و آخرش بگویید:

توبه ، بخشش، امرزش

لا حول و لا قوه الا باالله العلی العظیم، نیز این دعا را بخوانید: یا عَزِیزُ، یا غَفّارُ، اغْفِرلی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُوْمِنینَ وَ الْمُوْمِناتِ فانه لا یغْفِرُ الذُّنُوبَ اًّلاّ أنْتَ. هر کس از امت من این عمل را به‏ جا آورد، از آسمان ندا می ‏شود که توبه ‏‌ات پذیرفته و گناهانت آمرزیده شد.
اصحاب گفتند: اگر کسی این عمل را در غیر این ماه به ‏جا آورد، چگونه است؟ حضرت فرمود: مثل همان است که بیان کردم. این کلمات را جبرئیل در شب معراج به من یاد داد. [سید بن طاووس، الاقبال، ص ۳۰۸]

 

۴- دعاهای توبه؛

مناسب است کسی که می‌‏خواهد توبه کند، دعاهای توبه‏‌ای را که از ائمه معصومین وارد شده‏ است، به ویژه دعاهای صحیفه سجادیه، مخصوصاً دعای ۳۱ و یا مناجات خمسْ عشر، به‏ خصوص مناجات تائبین را بخواند.

 

۵- استغفار (درخواست بخشش)؛

قرآن مجید می‏ فرماید: «وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ؛[هود(۱۱) آیات ۳ و ۵۲ و ۹۰] و از پروردگارتان طلب مغفرت كنید و به سوى او بازگردید».

 

کلام آخر:

بر اساس آموزه های دینی و تعالیم اسلامی، اگر فردی حقیقتاً از گناه خویش پشیمان شود و تصمیم جدی بگیرید كه به آن گناه بر نگردد، در این صورت پذیرش توبه حتمی است، منتها مشروط به این كه فرد تا وقت باقی است از گناهان ریز و درشت خود توبه كند و آن را جبران نماید که در این صورت است که خداوند در قرآن كریم وعده داده است كه گناهان را به هر مقدار كه باشد، می ‌بخشد. «إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً» [زمر 53] «خدا همة گناهان را مى ‏آمرزد»

اگر فردی حقیقتاً از گناه خویش پشیمان شود و تصمیم جدی بگیرید كه به آن گناه بر نگردد، در این صورت پذیرش توبه حتمی است، منتها مشروط به این كه فرد تا وقت باقی است از گناهان ریز و درشت خود توبه كند و آن را جبران نماید که در این صورت است که خداوند در قرآن كریم وعده داده است كه گناهان را به هر مقدار كه باشد، می ‌بخشد. «إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً» [زمر 53] «خدا همة گناهان را مى ‏آمرزد»

قرآن مجید مى فرماید: «و هُو الّذِى یقْبل التّوبه عن عِبادِه» او كسی است كه توبه را از بندگان خود می پذیرد.[شوری: 25]
و مى فرماید: «غافِرِ الذّنْبِ وَ قابِلِ التَّوبِ» خدای متعال بخشنده گناهان و توبه پذیر است. [غافر: 3]
امام باقر علیه السلام به محمد بن مسلم چنین مى فرماید: وقتى كه مومن توبه مى كند، گناهان قبل از توبه اش بخشیده مى شود، پس او باید براى بعد از توبه عمل كند. ولى آگاه باشید به خدا قسم این مزیت فقط براى اهل ایمان است .
راوى مى گوید: عرض كردم اگر بعد از توبه و استغفار گناه كرد و آنگاه دوباره توبه نمود چه؟ فرمود: آیا گمان مى كنى اگر بنده مومن از گناه خود پشیمان شود و استغفار و توبه كند خدا توبه اش را نمى پذیرد؟ عرض كردم: او چندین بار این كار را كرده، گناه مى كند سپس توبه و استغفار مى نماید .
فرمود: هر گاه بنده با توبه و استغفار برگردد خدا با مغفرت و بخشش بر مى گردد، خدا بخشنده و مهربان است، توبه را مى پذیرد، و سیئات را مى بخشد .[احیاء العلوم/ فصل پنجم]
با توجه به پرسش های متنوع در خصوص توبه و اصلاح رفتار و وجود این نوع تلقی اشتباه, مراحل توبه را با هم مرور کنیم:
- پشیمانی (النـَّدمُ توبة)
- تصمیم جدی برای ترک گناه (عزم)
- بازگشت به سوی خدا و عذر خواهی و طلب مغفرت از خدای غفور(استغفر الله ربی واتوب الیه)
- اگر حقی از خدا یا مردم در گناه ضایع شده باید جبران شود.(مثلا:خیانت در امانت ,حق مردم و ترک نماز ,حق خدا)
- اصلاح برنامه زندگی
- عدم تکرار خاطرات گناه و عدم تکرار سرزنش خود (التائب من الذنب کمن لا ذنب له)
- اطمینان کامل به رحمت بی انتها و مغفرت بی نهایت خداوند غفور رحیم برای همیشه


منابع:

بیانات حجت الاسلام شهاب مرادی



- نظرات (0)