سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چشم چرانی هم شد کار!

ویترین مغازه ها پرشده از لباس های عجیب و غریبی که هرکدام به نوعی ساز مخالف با فرهنگ ایران و ایرانی می زنند. می خواهی برای خودت مانتویی انتخاب کنی که بتوانی هم در دانشگاه بپوشی و هم در محل کار از آن استفاده کنی؛ اما هرچه ویترین مغازه ها را از نظر می گذرانی، لباس دلخواهت را نمی یابی! یکی آستین هایی کوتاه دارد و دیگری تنگ است؛ یکی رنگی زننده دارد و دیگری...

چشم چرانی

دختری جوان را با نگاه دنبال می کنی. مانتوی قرمز رنگی پوشیده است که نمی شود به آن گفت مانتو، بلکه به پیراهنی کوتاه و چسبان بیش تر شباهت دارد! ... دیگری مانتو اش مشکی است اما چسبان و کوتاه ...

گویا در صنف مانتویی ها دگمه برای بستن جلوی مانتو ها هم نایاب شده است ... و پارچه کمیاب، چرا که هر روز قد مانتو ها و آستین ها از روز قبل کوتاه تر می شوند ...

متوجه نگاه های چند پسر می شوی که به او اشاره می کنند و بلند بلند می خندند! دختر هم...

به یاد حرف های یکی از دوستان دوران دانشگاهم می افتم یادش بخیر ... دوران خیلی خوبی بود ... دوران دانشگاه و کارشناسی ... دورانی که  تا به امروز تکرار نشده اند ...

یک دوستی داشتم  و البته هنوز دوستی ام با او ادامه دارد؛ همیشه آراسته  در عین حال پوشیده بود ... بچه ها او را گاهاً مسخره می کردند که بابا این امل بازی ها را کنار بذار و یکی را برای دوستی انتخاب کن و او را برای داشتن دوست پسر تشویق می کردند ... این مانتوها و روسری های بلند چیه که می پوشی ... با این ها احساس خفگی نمی کنی؟!

او همیشه این جمله را تکرار می کرد ... هر که باشد نظرش در پی ناموس کَسی، پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسی.»

امروز می بینیم که مادرها کودکان دخترشان را به چه وضع بدی لباس بر تن می کنند و در خیابان ظاهر می کنند ... و نتیجه اش هم در صفحه حوادث کم دیده نمی شوند... دزدیدن دخترها و کودکان و اتفاقاتی که نباید بیافتند ...

حالا که به محیط اطرافت دقت می کنی، متوجه می شوی که حرف های آن دوست جوان من بی مورد هم نبوده و اگر نگاه برخی پسران جوان ناخود آگاه به دنبال کسی روان می شود، از همان نحوه ی پوشش نابه جاست!

«قُل لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ: به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه این براى آنان پاكیزه ‏تر است زیرا خدا به آنچه مى‏ كنند آگاه است.» (نور، 30)

آدم مومن و با غیرت هیچ وقت به ناموس دیگری نگاه نمی کنه؛ چون نمی‍ خواد کسی به ناموسش نظر بد داشته باشه.»

چشم چرانی نقطه ی مقابل خود نمایی!

یادمان باشد که پروردگار به آن چه ما انجام می دهیم آگاه است و پنهانِ هر کسی روزی آشکار می شود.

آیا برای روزی که هرچه در پنهان و آشکار انجام داده ایم را به نمایش می گذارند، آماده ایم؟

در این دنیا که نمی خواهیم خیلی ها از رفتارهای پنهان ما آگاه گردند، و به نظر می رسد در آخرت به این عملکرد نیازمندتر خواهیم بود.

امروزه چشم چرانی در بعضی افراد مانند یک بیماری و عادتی ناپسند بروز کرده است؛ عده ای علنی و بی پروا و عده ای زیر چشمی و پنهانی تر...

از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه 19 غافر پرسیدند، فرمود: «آیا ندیده ای كه گاه انسان به چیزی نگاه می كند. اما چنین وانمود می كند كه به آن نگاه نمی كند؟ همین نگاه خیانت آلود است. (تفسیر صافی، ذیل آیه 19 نور)

نگاه هایی خیره، ادامه دار و شهوت آلودی که با انگیزه جنسی آغاز می شوند و با تحریک غریزه جنسی ادامه می یابد ...
از نظر روان شناسان، چشم چرانی هنگامی که به صورت یک عادت مزمن در می آید، یک بیماری روانی تلقی می شود و همان طوری که بیماری سادیسم نقطه ی مقابل مازوشیسم است، شهوت و چشم چرانی نیز نقطه ی مقابل بیماری خودنمایی است.

خود نما، فردی است که خود را در معرض دید دیگران قرار می دهد و چشم چران نیز کسی است که از تماشا و نگاه به دیگران لذت می برد.

خودنمایی در زن ها بیش تر دیده می شود؛ در حالی که بیماری اخلاقی چشم در مردها بیش تر رایج است. مردان به طور طبیعی به زیبایی جنس مخالف حساس هستند و زنان بی حجاب با خود نمایی در عرصه ی جامعه، این گرایش مردان را تحریک می کنند.

به همین دلیل بیش ترین عامل بروز چنین بیماری در مردان حس خودنمایی زنان است.

نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرآیند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل، مشکلات و نارسایی های اجتماعی نخواهد داشت

 

کاری نکنید که امنیت جامعه به خطر بیفتد!

در واقع، نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرآیند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل، مشکلات و نارسایی های اجتماعی نخواهد داشت.

چشم چرانی دام شیطانی، بذر شهوت و رویش گاه فسق و فجور است. چشم چرانی دل را می لرزاند، آرامش و ثبات را از بین می برد و باعث هرج و مرج، فتنه و فساد در جامعه می شود.

چشم چرانی، تیر مسموم و زهرآلود شیطان است که اگر بدون قید و بند رها شود، امنیت و سلامت جامعه را به خطر می اندازد.
بنابراین، جوانی که به کوچه و خیابان راه می افتد اگر نگاه را کوتاه نکند و از طرفی پوشش اسلامی را رعایت نکند، چشمش به صحنه های شهوت انگیز خواهد افتاد و نیروی قدرت مند شهوت به تحریک درمی آید.

در چنین شرایط حساسی، جوان یا باید به عیاشی، فساد و تجاوزگری روی آورد، یا به خواسته های شهوانی جواب مثبت دهد، یا با تخیل و تصور با حالت افسردگی و پریشانی، زندگی بیمارگونه ی خود را ادامه دهد و آسایش خانواده را بر هم زند.

توصیه ی دین اسلام به جوانان، اعم از دختر یا پسر، این است که در خانواده و جامعه عفاف ظاهر و باطن را حفظ کنید. کاری نکنید که امنیت جامعه به خطر بیفتد. آن وقت امنیت خود و ناموس تان نیز در معرض خطر است.


- نظرات (0)

وقتی درهای بسته باز می‎‎‎‎شود

در بسته

وقتی همه درها به رویت بسته چی کار می‎کنی؟!

امام جواد(علیه‎السلام) مى‎فرماید:

لَوْ كانَتِ السَّماواتُ وَالاَْرْضُ رَتْقاً عَبْد ثُمَّ اتَّقى اللهَ تَعالَى جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْها مَخرَجاً.(1)

اگر درهاى آسمان و زمین به روى كسى بسته شود و او پرهیزگارى پیشه كند؛ خداوند گشایشى در كار او مى‎دهد.

گاه مى‎شود كه در زندگى، تمام درها به روى انسان بسته مى‎شود و به هر طرف رو مى‎كند با مشكل یا مشكلاتى رو به رو مى‎شود.

این گونه رویدادها فرصتى است براى بیدار شدن انسان‎ها و بازگشت او به سوى خدا، بازگشتى سازنده و تغییر دهنده سرنوشت. در این هنگام اگر از جان و دل متوجه او گردد و از ذات پاكش مدد گیرد، امدادهاى الهى به سراغ او آمده و نسیم‎هاى رحمت پروردگار، او را در آغوش مى‎كشند و از راه‎هایى كه هرگز باور نداشته، درهاى بسته گشوده مى‎شود.

 

 پی‎نوشت:

1. نورالابصار، ص 150.

برگرفته از 150 درس زندگی، آیة الله مكارم شیرازی.


- نظرات (0)

حضور شیطان در بن بست های زندگی

در آیه 27 سوره ی اعراف داریم که وقتی که ما به بن بست می رسیم شیطان به سراغ ما می آید . تمام حساسیت زندگی ما سر دو راهی ها است . حضرت آدم هم سر دو راهی خوردن و نخوردن ماند . شیطان در سر دو راهی شما را وسوسه می کند . ما با عقل خودمان می خواهیم خودمان را را دو راهی نجات بدهیم

شیطان

اگر ما عقلمان را دست دین بسپاریم و به سراغ احکام خدا بروم ، خدا راه بیرون رفتن از این بحران توسط دین را به ما یاد می دهد و قطعاً ما به آرامش می رسیم . در سوره طلاق داریم : هر کس که زندگی بر او تنگ شد انفاق کند .

 

به خدا اعتماد کنیم

ما باید به خدا اعتماد کنیم . خدا به مادر موسی گفت : بچه ات را به دریای خروشان بسپار ،اینکار با کدام عقل سازگاری دارد ؟ خدا به مادرموسی اطمینان داد که موسی را برمی گرداند.

خدا می فرماید تو در گرفتاری هایت تقوا پیشه کن ، من به تو آرامش می دهم و ظرف وجود تو را بزرگ می کنم . گاهی فردی مشکلات زیادی دارد ولی آرامش دارد . اگر حلال و حرام را رعایت کنیم نباید انتظار داشته باشیم که زود پولدار بشویم . خدا می گوید که تو عقل خودت را که چراغ است به طرف دین بیاور تا من به شما دستور بدهم . فردی به پیامبر گفت که فقر بر من چیره شده است . پیامبر فرمود : صدقه بدهید . او سه بار پیش پیامبر آمد و بعد از سه بار که صدقه داد ، در کارش گشایش شد . ما نباید زود خسته بشویم . وقتی ما به حرف دین گوش کنیم اگر سختی باشد رضایت ، برکت و آرامش هم هست . اگر ما به حرف خدا گوش کنیم ظرفیت ما بالا می رود و مشکلات ما را زمین گیر   نمی کند.

اگر من رعایت حلال و حرام را بکنم و پولدار هم نشوم خدا به من ظرفیتی می دهد که من احساس می کنم خدا ازمن راضی است . ممکن است که من با حرام پولدار بشوم ولی من به اندازه ی ثروتی که بدست آورده ام کوچک شده ام . این انسان با یک تلنگر می شکند زیرا ظرفیت ندارد

حل مشکل در آرامش است . پولدار شدن موضوعیت ندارد . شاید من پولدار بشوم یا نشوم ولی رضایت خدا ، مغفرت ، رحمت و فضل الهی را دارم . بعضی ها حلال و حرام ها را رعایت می کنند و خیلی پولدار نیستند ولی بچه های خوبی دارند . این نتیجه ی حلال خوری است .

شیطان در هنگام بحران ما را وسوسه می کند که دست در فاکتور ببریم و ساعت عدم حضور را ساعت حضور بزنیم . ما به ظاهر دست در فاکتور می بریم و بعد از مدتی پولدار می شویم ولی بعد می بینیم که بچه ما هم دست در جیب مان می برد و پول می دزد یا دست در چک ما می برد .

شما بر مردم مکر کردی و حالا فرزند شما بر شما مکر می کند و شما یک فرزند ناخلف خواهی داشت، نه اهل نماز است نه اهل ادب و احترام و چاقوکشی هم می کند و معتاد هم می شود ، این فقر واقعی یا فقر معنوی است . اگر ما به حرف شیطان گوش کنیم شیطان به ما ظرفیت نمیدهد بلکه مادیت می دهد .

حل مشکل در آرامش است . پولدار شدن موضوعیت ندارد . شاید من پولدار بشوم یا نشوم ولی رضایت خدا ، مغفرت ، رحمت و فضل الهی را دارم . بعضی ها حلال و حرام ها را رعایت می کنند و خیلی پولدار نیستند ولی بچه های خوبی دارند . این نتیجه ی حلال خوری است

ظرف وجودیمان را بزرگ کنیم

سوره بقره آیه 167می فرماید: الشیطان یعدکم بالفقر و یعمرکم بالفحشا . ما فکر می کنیم که مادیات مشکل ما را حل می کند . مادیات مشکل ما را حل نمی کند ، ظرفیت مشکل ما را حل می کند . خدا قول ظرفیت داده است که آنقدر تو را بزرگ می کند که از مشکل بیرون بیایی . خدا مشکلات را از جلوی حضرت زینب برنداشت ، برادرش کشته شد و خانواده اش اسیر شدند ولی زینب آنقدر بزرگ شد که هیچ کدام از اینها زینب را زمین گیر نکرد . آنچه حضرت زینب را آرام کرد ظرفیت الهی بود .

اگر من رعایت حلال و حرام را بکنم و پولدار هم نشوم خدا به من ظرفیتی می دهد که من احساس می کنم خدا ازمن راضی است . ممکن است که من با حرام پولدار بشوم ولی من به اندازه ی ثروتی که بدست آورده ام کوچک شده ام . این انسان با یک تلنگر می شکند زیرا ظرفیت ندارد.

از طرفی بعضی ها خیلی مال ندارند ولی بزرگمنش است و هیچ مشکلی او را به زانو در نمی آورد . ما باید مواظب باشیم که در هر بحرانی عقل ما را به سمت مکر نکشاند بلکه ما را به سمت حکم شرعی بکشاند.

 

نکته پایانی :

در زندگی حواسمان به حلال و حرام  و وسوسه های شیطان در شرایط سخت باشیم .



- نظرات (0)

چرا با در بسته مواجه می شویم

در بسته

گاه مى ‏شود درهاى زندگى به رویمان به كلى بسته مى ‏شود و دست به هر كارى می زنیم با درهاى بسته رو به رو مى ‏گردیم، از هر جا که حرکت می کنیم، بسته و بسته است

سبب بسته بودن درها چه کسی است خودمان یا خداوند؟

آری گاهی خداوند برای امتحان بندگانش سختی قرار داده است اما برخی از سختی ها را خود به زندگیمان راه می دهیم، علت آن چیست؟

مدت ها به دنبال این علت می گشتم تا به آیه ای برخوردم: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» ( طه/124)  و هر كس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى ‏كنیم.»
«یاد خدا» عجیب است؛ چیزی که هم دنیا را در پی دارد و هم آخرت، اگر نداشته باشیم زندگی در دنیا سخت خواهد بود.با کلمه «یاد خدا» به یاد آیاتی می افتم که بارها شنیده ایم: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» آری با یاد خدا دل ها آرام می شود. در واقع یاد خدا مایه آرامش جان، تقوا و شهامت است و فراموشی آن مایه اضطراب و ترس و نگرانی.

 

علت فراموشی یاد خدا

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست                         تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
یعنی انسانی که خودش را معیار همه چیز قرار داده و همه را برای خودش می‌ خواهد. به همین جهت از حضور خدای متعال، غافل می‌گردد. برای رهایی از این مانع باید به درمان خود بینی بپردازیم تا بتوانیم خدای خود را بیاد داشته باشیم .

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

معنای حقیقی اعراض از خدا در روایات

در روایات اسلامى مى‏ خوانیم كه از امام صادق علیه السلام پرسیدند منظور از آیه مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً چیست؟

فرمود: اعراض از ولایت امیر مومنان علیه السلام است. (تفسیر نور الثقلین، ج3، ص 405)
آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على علیه السلام بگیرد، همان ابر مردى كه تمام دنیا در نظرش از یك برگ درخت كم ارزش تر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها كه این الگوها را فراموش كنند، در هر شرایط گرفتار معیشت ضنك هستند.

 

مصادیق اعراض از خداوند

یاد خداوند متعال فقط ذکر زبانی نیست، آنچه مهم است این که ایمان در مرحله عمل هم خود را نشان دهد و به اظهار لفظی بسنده نکند چرا که اگر انسان فقط به ذکر لفظی اکتفا کند، به پیامد های ناشی از اعراض یاد خدا، مبتلا خواهد گردید.

از جمله مصادیق عملی می توان اسراف را یاد کرد؛ به این معنا که نعمت هاى خداداد مانند چشم و گوش و عقل را در مسیر هاى غلط به كار انداختند و اسراف چیزى جز این نیست كه انسان نعمت را بیهوده بر باد دهد. (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 332)
اگر من با زبان خود دروغ، غیبت، تهمت و...همه را انجام دهم به گونه ای از آن چه خداوند به من اعطا نموده در جهت ناپسند استفاده نموده ام که این خود نمونه از اعراض از یاد خداوند است.

اگر خداوند به من قدرت جسمی و یا مالی اعطا نموده و من به واسطه این ها به دیگری ظلم کنم، باز این هم نمونه ای از اعراض خداوند است.
با توجه به روایات، مهم این است که در مسیر ائمه علیهم السلام حرکت کنیم و آن ها را به عنوان الگو قرار دهیم و ببینیم آن ها در عمل و رفتار خود چگونه خدا را یاد می کنند.

اگر بخواهیم ائمه علیهم السلام را الگو قرار دهیم زندگیمان باید شبیه آنان گردد؛ باید از ظلم، دروغ، غیبت، خیانت در امانت و... همه به دور باشیم که این ها همه مصادیقی از اعراض خداوند است.

«به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.  

پی آمد های اعراض از ذکر خدا

غفلت از یاد خدا آثار زیانبار و ویرانگری به دنبال دارد که در زیر به برخی از این اثرات سو آن، نگاهی خواهیم انداخت:
1. تنگی معیشت و کوری در قیامت
در آیه 124 سوره طه خداوند بیان می کند اگر از ذکر من رویگردان شوید زندگی را برایتان سخت و روز قیامت شما را کور محشور می کنم و در ادامه خداوند علت نابینایی را بیان می کند: « این به خاطر آن است كه آیات ما به سراغ تو آمد همه را بدست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشیدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد" (قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى) (126، طه) (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 327)
2. همنشینی با شیطان
 وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ «و هر كس از یاد [خداى‏] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد. » (زخرف/ 36)

3. قساوت قلب

کسی که به هر دلیلی از ذکر و یاد خدا، دوری می ‌کند همچنانکه یکی از فواید ذکر خدا، بصرت دل و نورانیتش می ‌باشد در مقابل با دوری از یاد خدا، به قساوت قلب مبتلا می ‌گردد، چنانکه به حضرت موسی علیه السلام وحی گردید که ای موسی «به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.  




- نظرات (0)

داستانی از یک واقعیت تلخ!!

چشم

یادش بخیر شب های ماه رمضان .. مسجد و سخنرانی ... یاد یک روایتی که عالمی در بالای منبر می خواند افتادم ... از امام باقر علیه السلام در کتاب شریف کافی ...  با شنیدنش همه ی مردم با نگاه متعجبانه و البته با اظهار پشیمانی به همدیگر نگاه می کردند ...


کلام معصوم بیان یک واقعیت تلخ بود که متأسفانه کم دچارش نشده ایم ... این واقعیت تلخ را یادآوری می کرد که آبروی دیگران -که از کعبه بالاتر است- برای بسیاری از ما مهم و محترم نیست! یَجِبُ لِلمُومنِ عَلَی المُومنِ اَن یَستُرَ علیهِ سبعینَ کبیرةً: بر هر مومن واجب است تا از هر یک از مومنین هفتاد گناه کبیره را بپوشاند!

در جامعه ی امروز به نظر خیلی حرف سنگینی است ...
با توجه به این روایت همه ی ما مسئول هستیم و باید از هر نفر از مومنین هفتاد عنوان گناه کبیره ‌اش را مخفی کنیم، بپوشانیم و برایش آبروداری کنیم و هیچ گاه علیه او استفاده نکنیم! 

باید عیوب، گناهان و زشتی های دیگران را بپوشانیم و فراموش کنیم. و افسوس که آبروی دیگران امروز در رسانه ها، روزنامه ها، تیترهای مجلات؛ برای فروش بیشتر، بالا رفتن کانتر بازدید و هزار دلیل دیگر چه ارزان خرید و فروش می شوند ...

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده‌اند: نازل ترین مرتبه کفر این است که مرد از برادرش کلمه‌ای را بشنود آن کلمه را نگه دارد تا روزی علیه آن برادر استفاده کند تا برادر را مفتضح کند! (بحارالانوار ، جلد۷۷)

باید عیوب، گناهان و زشتی های دیگران را بپوشانیم و فراموش کنیم. و افسوس که آبروی دیگران امروز در رسانه ها، روزنامه ها، تیتر های مجلات؛ برای فروش بیشتر، بالا رفتن کانتر بازدید و هزار دلیل دیگر چه ارزان خرید و فروش می شوند ...

چه ارزان و چقدر آسان در یک دعوای ساده یا مشاجره بین دو نفر، دو خواهر، دو دوست حرمت ها و حقوق یکدیگر را نادیده می گیریم و اسرار دیگران را فاش می کنیم ...

اینجا قصه "مقابله به مثل" اصلاً جا ندارد! پرده دری ممنوع است! فاش کردن سرّ ممنوع است حتی اگر سرّ تو را فاش کرده باشد!!

امروزه غیبت رایج ترین گناه است و هرجا که باشیم از مهمانی ها و جلسات خانوادگی و فامیلی تا محافل علمی، کوچه و بازار، ادارات و مدرسه و دانشگاه و مسجد و هیئت و همین اینترنت و... خلاصه همه جا حتی گورستان و مراسم تدفین! غیبت و سخن از غیر و ریخته شدن آبروی مسلمان؛ غباری تیره بر زنگار قلب ما اضافه می کند.
در حالی که واجب است سینه هر یک از ما گنجینه اسرار دیگران و صندوق امانات آنها باشد و نه تنها فقط مجالس و گفتار آنها نزد ما امانت باشد و گفتن و یا شنیدن عیوب و اسرار آنها را خدای ستار، حرام کرده است بلکه گناه کبیره آنها را نیز باید بپوشانیم. آن هم هفتاد گناه بزرگ!

 

ستار شو ستار شو  ... خو گیر از حلم خدا

روشمان را تغییر دهیم. فرموده است یَـجـبُ؛ لازم است و می بایست همگی ستار شویم! هر کس باید از خودش شروع کند. تو نیز خودت از خودت شروع کن و راه نجات تنها؛ مبارزه با نفس و کنترل زبان و گوش است.

چه خوب بود که ستّار بودن را از خدای مهربانمان یاد بگیریم؛ چنانچه پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) در حدیثی می فرمایند: "از خداوند درخواست کردم که در روز حساب، حساب رسی امت را به خودم واگذار کند که بندگان اگر لغزشی داشتند آبروی من پیش پیامبران پیشین نرود. خداوند پاسخ داد حساب آنها را خودم به عهده می گیرم که اگر لغزشی داشتند آبرویشان پیش تو هم نرود.(به نقل از گناهان کبیره، نوشته شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، باب ریختن آبروی مومن)

مراقب باشیم اگر حیثیت و آبروی خودمان برایمان مهم است که هست، چنانچه در زندگی همه ی تلاشمان این بوده که ذره ذره آبرو به دست آوریم و آن را حفظ کنیم، پس مراقب آبروی دیگران باشیم که اگر خدایی ناکرده دستمان به ریختن آبروی کسی آلوده شود مطمئن باشیم که دیر یا زود این بلا بر سر خودمان هم خواهد آمد ...

چند توصیه کاربردی :

• محاسبه ‌ی هر روزه‌ی خود (قال الکاظم علیه السلام:لیس منا من لم بحاسب نفسه فی کل یوم)
• اطلاع و اشراف به عیوب خود، برنامه ریزی و تلاش گام به گام برای رفع آنها.
• بی توجهی به عیوب دیگران.
• توجه به لزوم رعایت حرمت و گرامیداشت مومن (مومن یعنی هر کسی که به خدا، رسول و اهل بیت علیهم السلام ایمان دارد حتی گناهکار)
• توجه به خوبی ها و نکات مثبت دیگران و بیان و نشر خوبی ها.
• دوری (یا فرار) از غیبت و دفاع از غیبت شونده (گفتن یا شنیدن غیبت فرقی ندارد؛ السامع احد المغتابین)
• کنترل و مراقبت دائمی خود تا لحظه مرگ.
و همه ی این ها در کنار دعا و توسل به اهل بیت و تفویض امور به خدای بزرگ(به نقل از حجت الاسلام شهاب مرادی)

 

نکته ی آخر اینکه:

مراقب باشیم اگر حیثیت و آبروی خودمان برایمان مهم است که هست، چنانچه در زندگی همه ی تلاشمان این بوده که ذره ذره آبرو به دست آوریم و آن را حفظ کنیم، پس مراقب آبروی دیگران باشیم که اگر خدایی ناکرده دستمان به ریختن آبروی کسی آلوده شود مطمئن باشیم که دیر یا زود این بلا بر سر خودمان هم خواهد آمد ...

زبانی که بجای اینکه با سخنان نرم و لطیفش دل دیگران را بدست آورد، گاهی می بینیم که دائماً با درشت ترین صحبت ها و سخت ترین کلمات همه چیز را به یکباره خراب می کند.

کمی بیشتر مراقب این ماهیچه کوچک و نرم باشیم و افسارش را به دست بگیریم، نگذاریم افسار زندگیمان بی مهابا به دستش بیافتد

زهرا اجلال





- نظرات (1)

شیطان هر فرد چه چیز است؟

شیطان جهنمیاسیکی از سوره هایی که بر خواندن روزانه، خواندن در مواقع مختلف تأکید شده است سوره ناس می باشد.

در ادامه به بررسی مختصری از محتوای این سوره می پردازیم:

در سوره ناس از خطرهایی حرف می زند که از انسان ها و از کسانی که انسان با آنان زندگی می کند ناشی می شود.

قرآن کریم در این سوره خطرهای پیش روی انسان را بر می شمرد. برخی خطرها از جانب پادشاهان و حاکمان است و برخی خطرها از جانب خدایانی است که انسان ها در گذشته می پرستیدند.

خطر سوم خطر مردمی است که تلاش می کنند عقاید انسان را مخفیانه فاسد کنند و در مسیر انسان و در ایمان او مشکلات و تشکیک هایی را به وجود بیاورند.

نوعی از این خطر از جانب انسان هاست، و برخی دیگر را عناصر نامرئی به وجود می آورند که قرآن آنها را "جن" و "جنة" می نامد.

قرآن در برابر این خطرها به ما آموزش می دهد و یادآوری می کند که این خطرها از جانب بشر است. پس چرا به معبود بشر و آفریدگار او پناه نبریم؟ کسی که به بشر قدرت و هدایت و استواری داده است.

 

شیطان هر فرد، همان تردیدها و شک هاست

شک هایی که در مسیر حرکت و گام برداشتن عارض انسان می شود و در سینه انسان ایجاد وسوسه می کند، برای عزم و اراده او خطری بزرگ است.

ما مکلف هستیم که هرگاه فهمیدیم رسالت، وظیفه و خیر در عملی هست آن را بدون تردید انجام دهیم. اگر تردید کنیم، این تردید از جانب شیطان و از سپاهیان شیطان است. شیطان برای فرد همان است که تردید ها و شک های نفسانی را ایجاد می کند.

ما در جهان امروز، شدیداً گرفتار این تشکیک کنندگان هستیم که اعتماد به نفس ما و اعتماد به دوستانمان را ضعیف می کنند. بنابراین از شر این وسوسه کنندگان و کسانی که مخفیانه تشکیک می کنند و از شر وسوسه و وسوسه گر نهانی به خداوند و به خالق انسان پناه می بریم.

 این هشدارى است به همه رهروان راه حق كه منتظر نباشند شیاطین را در چهره و قیافه اصلى ببینند؛ یا برنامه هایشان را در شكل انحرافى مشاهده كنند؛ هرگز چنین نیست.

آنها وسواس خنّاسند و كارشان حقه و دروغ و نیرنگ و ریا كارى و ظاهرسازى و مخفى كردن حق

به ما تکلیف شده است که این دو سوره ناس و فلق را هر روز صبح و هنگام هر سفر و پیش از انجام هر کار دشوار و سختی بخوانیم. و مراد از خواندن این سوره یادآوری این نکته است که بدی ها، و سختی ها و مشکلات هر اندازه گسترش یابند، تا هنگامی که ما به پادارنده امر خداوند باشیم و به او ایمان داشته باشیم و مجری اراده و میل او باشیم، همه کارها از آن اوست و هیچ کس نمی تواند با پروردگاری که خالق همه چیز است و آسمان ها در هم پیچیده و در ید قدرت اوست معارضه و مقابله کند.

هنگامی که این دو سوره را می خوانیم احساس می کنیم راه روشن شده است و امید به آینده داریم و در مسیرمان هستیم و خطرها از هر جانبی کنار زده می شوند. به همین سبب، درمان هر سختی توسل به خداوند و تاکید بر ایمان به خداست.»

وسوسه، اراده قاطع را سست می کند و شک و تردید می آورد

قرآن در این سوره شکل دیگری از شرور را معرفی می کند که با شروری که در تفسیر سوره فلق گفته شد تفاوت دارد.

در سوره فلق قرآن از شر آشکار (مانند شر آفریده ها) و شر خفی (مانند شر حسود یا جادوگران) سخن گفت. اما در این سوره به ما می آموزد که از شری که نه کاملاً آشکار است و نه کاملاً خفی نیز به خدا پناه پناه ببریم.

«وسواس خنّاس» بدین معناست که آدمی نفس خویش را در برابر احساساتی درونی می یابد که گاه می آید و گاه می رود. خنّاس کسی یا چیزی است که پس از ظاهر شدن، مخفی می شود. موجودی که ظاهر می شود، درون انسان نجوا می کند، او را تحریک می کند، می ترساند، وسوسه و تهدید می کند و سپس پنهان می شود و در حالتی دیگر دوباره ظاهر می شود.
خناس همان كسى است كه در سینه هاى انسان ها وسوسه مى‏ كند (الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ)؛ وسوسه گرانى از جن و انسان (مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ).

برای توضیح بیشتر باید گفت: واژه «وسواس» در اصل صداى آهسته اى است كه از به هم خوردن زینت آلات برمى خیزد. بر این اساس به هر صداى آهسته نیز وسواس گفته می شود و بعد به خطورات و افكار بد و نامطلوبى كه در دل انسان پیدا مى‏شود و شبیه صداى آهسته اى است كه در گوش مى خوانند نیز اطلاق گردیده است. «وسواس» در آیه مورد بحث به معنى اسم فاعل (وسوسه ‏گر) آمده است.

و این هشدارى است به همه رهروان راه حق كه منتظر نباشند شیاطین را در چهره و قیافه اصلى ببینند؛ یا برنامه هایشان را در شكل انحرافى مشاهده كنند؛ هرگز چنین نیست.

آنها وسواس خنّاسند و كارشان حقه و دروغ و نیرنگ و ریا كارى و ظاهرسازى و مخفى كردن حق.

اگر آنها در چهره اصلى، ظاهر شوند؛ اگر آنها باطل را با حق نیامیزند و اگر آنها صریح و صاف سخن بگویند؛ به گفته امام على علیه السلام «لم یخف على المرتادین؛ مطلب بر پویندگان راه خدا مخفى نخواهد ماند»؛ اما آنها همیشه قسمتى از این مى گیرند و قسمتى از آن و به هم آمیزند تا بر مردم مسلط شوند چنان كه امیر مۆمنان علیه السلام در ادامه همین سخن مى فرماید: «فهنالك یستولى الشیطان على اولیائه؛ و این چنین شیطان بر دوستان و پیروانش تسلط می یابد.(نهج البلاغه، خطبه 50)(برگرفته از تفسیر نمونه 27/ 472-473)
اینجا نکته تربیتی وجود دارد که تأکید می کند از این شری که که گاهی آشکار و گاهی نهان است باید به خدایی که دارای 3 صفت است پناه ببریم: پروردگار مردم، فرمانراوی مردم و خدای مردم.

صفت های خویش را بازبینی کنیم تا دریابیم چه صفتی است که به واسطه آن وسوسه گر خناس نفوذ می کند و ضعف درونمان از چیست که ما را در زمان تصمیم گیری مردد، ترسان و نگران و بزدل می کند

در حالی که در سوره فلق از 4 شرّ به یک صفت خدا پناه بردیم، پرورگار صبحگاه. این بدان معناست که این شرّی است خطرناک تر از شرور گذشته یاد شده، چرا که این شر نه آشکار است که با آن روبرو شویم و نه نهان است تا از آن بپرهیزیم و آماده مواجه باشیم. در هر حال از شرّ وسوسه گر نهانی به خدا پناه می بریم.

باید در برابر هر کس که با شیوه های مرموز، شک و تردید یا ترس و ضعف در راه حق ایجاد می کند، ایستاد

وسوسه خناس، هم از شرّ آشکار و هم از شرّ پنهان، خطرناک تر است؛ نفاق درون انسان و منافقان در جامعه، انواعی از وسوسه ها خناس است. باید در برابر هر کس با شیوه های مرموز، شک و تردید یا ترس و ضعف در راه حق ایجاد می کند، ایستاد.

ایستادگی به این شکل است که باید به پروردگارمان و فرمانرایمان و خدایمان پناه ببریم. به خدا پناه می بریم بدین معنا که کمک و توان را از او استمداد می کنیم تا دل هایمان با یاد او آرام گیرد و نیز به او نزدیک می شویم تا به اقتضای تربیت خدا و حکم و عبادت او عمل کنیم، خود و صفاتمان را پاک و طاهر کنیم.

صفت های خویش را بازبینی کنیم تا دریابیم چه صفتی است که به واسطه آن وسوسه گر خناس نفوذ می کند و ضعف درونمان از چیست که ما را در زمان تصمیم گیری مردد، ترسان و نگران و بزدل می کند.



- نظرات (1)