سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مدّت بدهكارى، باید روشن باشد

قرض

فرق بین قرض و دَین (بفتح دال) این است كه اگر انسان چیزى را به عنوان قرض بگیرد در موقع پرداختن باید از نظر جنس و صفت عین آن را بپردازد ولى معناى دَین آن است كه آنچه را انسان می گیرد چون بر ذمّه‏اش واجب می شود پس می تواند عین، قیمت یا مثل آن را بپردازد. پس معناى كلمه دَین از كلمه قرض عمومیت بیشترى دارد.


یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْیَكْتُبْ بَیْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا یَأْبَ كاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَكْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنْ كانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ یَكُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ كَبِیراً إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِیرُونَها بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ وَ لا یُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ (بقره ـ 282)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هنگامى كه بدهى مدّت دارى (بر اثر وام یا معامله) به یكدیگر پیدا مى‏كنید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‏اى در میان شما به عدالت (سند را) بنویسد. كسى كه قدرت بر نویسندگى دارد، نباید از نوشتن خوددارى كند، همان طور كه خدا به او تعلیم داده است. پس باید او بنویسد و آن كس كه حقّ بر ذمّه او (بدهكار) است املا كند و از خدایى كه پروردگار اوست بپرهیزد و چیزى از آن فروگذار ننماید. و اگر كسى كه حقّ بر ذمّه اوست، سفیه یا (از نظر عقل) ضعیف و یا (به جهت لال بودن) توانایى بر املا كردن ندارد، باید ولىّ او (به جاى او) با رعایت عدالت (مدّت و مقدار بدهى را) املا كند و دو نفر از مردان را (بر این حقّ) شاهد بگیرد و اگر دو مرد نبودند، یك مرد و دو زن از گواهان، از كسانى كه مورد رضایت و اطمینان شما هستند (انتخاب كنید) تا اگر یكى از آنان فراموش كرد، دیگرى به او یادآورى كند. و شهود نباید به هنگامى كه آنها را (براى اداى شهادت) دعوت مى‏كنند خوددارى نمایند. و از نوشتن (بدهى‏هاى) كوچك یا بزرگِ مدّت‏دار، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید،) این در نزد خدا به عدالت نزدیكتر و براى اداى شهادت استوارتر و براى جلوگیرى از شك و تردید بهتر مى‏باشد، مگر اینكه تجارت و داد و ستد نقدى باشد كه در میان خود دست به دست مى‏كنید كه ایرادى بر شما نیست كه آن را ننویسید.

فرق بین قرض و دین (بفتح دال) این است كه اگر انسان چیزى را به عنوان قرض بگیرد در موقع پرداختن باید از نظر جنس و صفت عین آن را بپردازد ولى معناى دین است كه آنچه را انسان می گیرد چون بر ذمه‏اش واجب می شود پس می تواند عین، یا قیمت، یا مثل آن را بپردازد. پس معناى كلمه: دین از كلمه قرض عمومیت بیشترى دارد

و هنگامى كه خرید و فروش (نقدى) مى‏كنید، (باز هم) شاهد بگیرید و نباید به نویسنده و شاهد (به خاطر حقگویى) زیانى برسد (و تحت فشار قرار گیرد) و اگر چنین كنید از فرمان خداوند خارج شده‏اید و از خدا بپرهیزید و خداوند (راه درست زندگى را) به شما تعلیم مى‏دهد و خداوند به هر چیزى داناست.

 

نكات آیه:

بزرگترین آیه‏ى قرآن، این آیه است كه درباره‏ى مسائل حقوقى و نحوه‏ى تنظیم اسناد تجارى مى‏باشد.

این آیه نشانه‏ى دقّت نظر و جامعیّت اسلام است كه در دوره جاهلیّت و در میان مردمى عقب افتاده، دقیق‏ترین مسائل حقوقى را طرح كرده است.

در این آیه نوزده دستور مهم در مورد داد و ستد مالى  بیان شده است. (البته بعضى از احكام نیز به طور ضمنى (نه به دلالت مطابقى) از آن استفاده مى‏شود كه اگر آنها را بر احكام نوزده‏گانه فوق بیفزاییم، بالغ بر بیست و یك حكم یا بیشتر خواهد شد.)

كلمه «تَدایَنْتُمْ» از «بِدَیْنٍ» به معناى بدهى، شامل هرگونه معامله غیر نقدى، وام و خرید سَلَف مى‏شود.

در حدیث آمده است: اگر كسى در معامله سند و شاهد نگیرد و مالش در معرض تلف قرار گیرد، هر چه دعا كند، خداوند مستجاب نمى‏كند و مى‏فرماید: چرا به سفارشات من عمل نكردى؟! (كنز الدقائق، ج 2، ص 467)

اگر دقّت در حفظ حقوق فردى ضرورى است، حفظ بیت المال  به مراتب ضرورى‏تر است! تنظیم سند، حتّى در معاملات نقدى مفید است، ولى ضرورت آن به اندازه‏ى معاملات نسیه نیست. چون در معاملات موعددار، ممكن است طرف هاى معامله و یا شاهدان از دنیا بروند یا فراموش كنند، بنابراین لازم است نوشته هم بشود.

از فرمان نوشتن، معلوم مى‏شود كه اسناد تنظیم شده‏اى كه همراه با گواهى عادل  باشد، قابل استشهاد است.

بزرگترین آیه‏ى قرآن، این آیه است كه درباره‏ى مسائل حقوقى و نحوه‏ى تنظیم اسناد تجارى مى‏باشد. این آیه نشانه‏ى دقّت نظر و جامعیّت اسلام است كه در دوره جاهلیّت و در میان مردمى عقب افتاده، دقیق‏ترین مسائل حقوقى را طرح كرده است

از این آیه استفاده مى‏شود كه جامعه اسلامى باید یكدیگر را در حفظ حقوق حمایت كنند. زیرا هر معامله‏اى، نیاز به كاتب و چند شاهد دارد.

در زمانى كه در تمام جزیرة العرب به گفته مورخان، 17 با سواد بیشتر نبوده، این همه سخن از نوشتن، نشانه‏ى توجّه اسلام به علم  و حفظ حقوق است.

 

یك تذكر لطیف:

فرق بین قرض و دَین (بفتح دال) این است كه اگر انسان چیزى را به عنوان قرض بگیرد در موقع پرداختن باید از نظر جنس و صفت عین آن را بپردازد ولى معناى دین این است كه آنچه را انسان می گیرد چون بر ذمه‏اش واجب می شود پس می تواند عین، یا قیمت، یا مثل آن را بپردازد. پس معناى كلمه دَین از كلمه قرض عمومیت بیشترى دارد.

 

دو پیام از این آیه:

1ـ ایمان، بستر و مقدّمه عمل به احكام، و خطاب «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» تشویقى براى عمل به احكام است.

2ـ مدّت بدهكارى، باید روشن باشد. «إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى»

منابع:

تفسیر آسان ج 2

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 2

 


- نظرات (0)

میوه بهشتی


مرحوم مجلسی گوید: در بعضی از نوشته های اصحاب ما (امامیه) دیدم که به صورت مرسل از گروهی صحابه نقل شده که گفته‌اند:

پیامبر خدا وارد منزل فاطمه زهرا سلام الله علیها شد و فرمود: فاطمه! پدرت امروز مهمان توست.

فاطمه عرض کرد: پدرجان حسن و حسین از من خوردنی می خواهند، چیزی نمی یابم تا بخورند.

سپس پیامبر وارد شد و با علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام نشست، فاطمه متحیر بود نمی دانست چه کند.

پیامبر-كه درود خدا برو باد- مدتی به آسمان نگاه کرد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد، خدای علیّ اعلی سلامت می‌رساند و تو را به درود و اکرام خود ویژه داشته، می‌فرماید: به علی و فاطمه و حسن و حسین -علیهم السلام- بگو از میوه‌های بهشتی چه چیزی را دوست می‌دارند؟

پیامبر فرمود: ای علی، ای فاطمه، ای حسن و ای حسین پروردگار عزیز می‌داند که شما گرسنه‌اید، از میوه‌های بهشتی کدام را دوست دارید؟

آنان از روی شرم از پیامبر سکوت کرده، چیزی نگفتند. پس حسین علیه السلام (سکوت را شکسته) و عرض کرد: با اجازه شما! باباجان، و مادرجان، و با اجازه شما، برادرجان ای حسن، من (می خواهم) یکی از میوه های بهشتی را برگزینم.

همگی فرمودند: حسین جان هر چه می خواهی بگو که ما به آنچه تو برای ما برگزینی خرسندیم، حسین عرض کرد: ای رسول خدا به جبرئیل بگو: ما رطب تازه می خواهیم.

پیامبر فرمود: خدا این را می دانست، سپس (رو به فاطمه نموده) فرمود: فاطمه! برخیز و وارد آن اتاق شو و هر چه در آن بود بیاور.

جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد، خدای علیّ اعلی سلامت می‌رساند و تو را به درود و اکرام خود ویژه داشته، می‌فرماید: به علی و فاطمه و حسن و حسین -علیهم السلام- بگو از میوه‌های بهشتی چه چیزی را دوست می‌دارند؟

فاطمه علیها السلام وارد شده دید طبقی بلورین با روپوش سبز بهشتی -که در آن رطب تازه است- با آنکه فصلش نبود در آنجا نهاده شده است. (آنرا برداشته نزد پیامبر آورد).

پیامبر-صلوات الله علیه- فرمود: فاطمه جان! این از کجا آمد؟

فاطمه همان جواب مریم را (که در قرآن مجید آمده است) داد و عرض کرد: از جانب خداست، همانا خدا هر که را بخواهد بی حساب روزی می دهد.

پیامبر برخاست و آن را گرفته پیش روی همه نهاد، سپس فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم، آنگاه دانه‌ای خرما برداشته در دهان حسین نهاد و فرمود "نوش جان و گوارایت ای حسین"

خرمای دیگری برداشت و آن را در دهان حسن نهاد و فرمود "نوش جان و گوارایت ای حسن". سومین خرما را برداشته در دهان فاطمه زهرا نهاد و فرمود: "نوش جان و گوارایت ای فاطمه زهرا".

سپس چهارمین خرما را برداشت و آن را در دهان علی نهاده، فرمود: "نوش جان و گوارایت ای علی". باز به علی خرمای دیگری داد و فرمود " نوش جان و گوارایت ای علی".

سپس شتابان از جا برخاست، بعد نشست.

چون چهارمین خرما را كه برداشته و در دهان علی  نهادم، از جانب خداوند ندایی شنیدم که می‌گوید: نوش جان و گوارایت ای علی. من هم طبق ندای حق تعالی آن را گفتم

پس همگی از آن خرما خوردند همین که دست کشیدند و سیر شدند آن مائده آسمانی به آسمان برخاست (و ناپدید شد).

فاطمه عرض کرد: پدر جان امروز چیز عجیبی از شما دیدم، پیامبر فرمود: ای فاطمه! خرمایی که در دهان حسین نهادم و گفتم: گوارایت ای حسین، از این رو بود که شنیدم میکائیل و اسرافیل به او می‌گویند: گوارایت ای حسین. من نیز همچون آنان گفتم.

خرمای دوم را برداشته در دهان حسن نهادم، شنیدم جبرئیل و میکائیل به او می‌گویند: گوارایت ای حسن. من نیز مثل آنان گفتم.

خرمای سوم را که برداشته در دهان تو- ای فاطمه- نهادم، شنیدم حوریان بهشتی- در حالی که شادمان، از بلندای عوالم بهشتی بر ما اشراف داشتند- به تو می‌گویند: گوارایت باد، ای فاطمه، من نیز طبق آنان آنرا گفتم.

چون چهارمین خرما را كه برداشته و در دهان علی  نهادم، از جانب خداوند ندایی شنیدم که می‌گوید: نوش جان و گوارایت ای علی. من هم طبق ندای حق تعالی آن را گفتم.

باز به علی خرمای دیگری دادم، دوباره ندای حق را شنیدم که می گوید: نوش جان و گوارایت ای علی.

سپس به خاطر گرامی داشت حضرت پروردگار (شتابان) برخاستم. پس شنیدم می فرماید: ای محمد! به عزت و جلالم سوگند اگر از هم اکنون تا روز قیامت، دانه دانه خرما به علی می دادی، من پیوسته به او می گفتم: نوش جان و گوارایت ای علی.


- نظرات (0)

در انار خوردن با کسی شریک نشوید!

انار

انار، در چند آیه از قرآن کریم آمده [انعام/99 و 141 - الرحمان/68] و در بعضی از آیات، یکی از میوه‌های بهشتی معرفی شده است (فیهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّان‏ [الرحمان/68] در آن‌دو (بهشت) میوه‌‏هاى فراوان و درخت خرما و انار است!).

خواص و مطالب مختلف و فراوانی برای این میوه،‌ بیان شده و ما بعضی از این خواص و مطالب را از دیدگاه روایات، بررسی می‌کنیم.

مطالبی که در مورد انار مطرح می‌شود، هم اثرات و مطالب عقیدتی را شامل می‌شود و هم خواص جسمی و روحی این میوه را؛ زیرا در بسیاری از روایات، این خواص با هم ذکر شده‌اند.

 

انار، سَرور میوه‌ها

امام پنجم (علیه السلام) فرمودند: «الْفَاكِهَةُ عِشْرُونَ وَ مِائَةُ لَوْنٍ سَیِّدُهَا الرُّمَّانُ [1] میوه 120 جور است و سَرور همه انار است».

 

دانه‌ای بهشتی در انار

اسحاق بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «فِی كُلِّ رُمَّانَةٍ حَبَّةٌ مِنَ الْجَنَّةِ [2] در هر اناری دانه‌ای از بهشت وجود دارد» (توضیح: بعید نیست که خداوند فرشته‏‌ها را بگمارد تا در هر انارى دانه‌‏اى بهشتى قرار دهند، و شاید؛ منظور، این ‌است كه خداوند در هر انار دانه‌‏اى پرسود و پربركت آفریده مانند انار بهشت [3]).

 

فرشته‌ای که دانه‌ی بهشتی بعضی انارها را بر‌می‌دارد

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «كَانَ أَمِیرُ الْمُۆْمِنِینَ (علیه السلام) إِذَا أَكَلَ الرُّمَّانَ بَسَطَ تَحْتَهُ مِنْدِیلًا فَسُئِلَ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لِأَنَّ فِیهِ حَبَّاتٍ مِنَ الْجَنَّةِ فَقِیلَ لَهُ إِنَّ الْیَهُودِیَّ وَ النَّصْرَانِیَّ وَ مَنْ سِوَاهُمْ یَأْكُلُونَهَا قَالَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَكاً فَانْتَزَعَهَا مِنْهُ لِئَلَّا یَأْكُلَهَا [4]امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) موقع انار خوردن دستمالى می‌گسترد، و مى‌‏فرمود: در انار؛ دانه‏‌هایى بهشتى نهفته است، گفتند: یهود و نصارى و غیر آنها از آن مى‌‏خورند، فرمود: در موقع انار خوردن آنها خداوند ملكى می‌فرستد كه آن دانه‏‌هاى بهشتى را ببرد تا خوراك آن ها نگردد».

امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) موقع انار خوردن دستمالى می‌گسترد، و مى‌‏فرمود: در انار؛ دانه‏‌هایى بهشتى نهفته است، گفتند: یهود و نصارى و غیر آنها از آن مى‌‏خورند، فرمود: در موقع انار خوردن آنها خداوند ملكى می‌فرستد كه آن دانه‏‌هاى بهشتى را ببرد تا خوراك آن ها نگردد»

در انار خوردن با کسی شریک نشوید

امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فرمودند: «مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ثَمَرَةٌ كَانَتْ أَحَبَّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله علیه و آله) مِنَ الرُّمَّانِ وَ قَدْ كَانَ وَ اللَّهِ إِذَا أَكَلَهَا أَحَبَّ أَنْ لَایَشْرَكَهُ فِیهَا أَحَدٌ [5] روى زمین میوه‏‌اى محبوب‌‏تر از «انار» نزد رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) نبود، به خدا قسم وقتى انار میل مى‌‏كرد دوست داشت كسى را در آن شركت نكند».

و روایت از امام صادق (علیه السلام) است که: «مَا مِنْ طَعامٍ آكُلُهُ إلّا وَ أَنَا أَشْتَهِی أنْ اُشارَکَ فِیهِ أَوْ قالَ أَنْ یُشْرِكَنِی فِیهِ إنْسانٌ إِلّا الرُّمانَ فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ رُمّانََةٍ إِلّا وَ فِیها حَبَّةٌ مِنْ الْجَنَّةِ [6] هیچ غذایی نمی‌خورم مگر آنکه میل دارم که در آن مورد شراکت قرار گیرم (یا فرمود: انسانی در آن با من شریک شود) مگر انار، پس هیچ اناری نیست مگر آنکه در آن؛‌ دانه‌ای از بهشت وجود دارد».

ترکه‌ی انار

انار، دشمن شیطان است

امام صادق از امام علی (علیهما السلام) نقل می‌فرمایند که: «فِی كُلِّ حَبَّةٍ مِنَ الرُّمَّانِ إِذَا اسْتَقَرَّتْ فِی الْمَعِدَةِ حَیَاةٌ لِلْقَلْبِ وَ إِنَارَةٌ لِلنَّفْسِ وَ َ تُمْرِضُ وَسْوَاسَ الشَّیْطَانِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً [7] هر دانه از انار كه در معده جایگیر شود دل را زنده مى‌‏كند و روشنى جان است و مداواى وسواس شیطان است تا چهل شب.» (مقصود از «وَسْوَاسَ الشَّیْطَانِ» می‌تواند این باشد که شیطانی به نام وسواس وجود دارد و هم می‌تواند؛ مقصود، وسوسه‌ی شیطان باشد و «تُمْرِضُ وَسْوَاسَ الشَّیْطَانِ» نسبت مرض به وسواس الشیطان، نسبت مجازی است [8]).

امام رضا هم از پدران گرامیش (علیهم السلام) از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نقل می‌فرماید: «كُلُوا الرُّمَّانَ فَلَیْسَتْ مِنْهُ حَبَّةٌ تَقَعُ فِی الْمَعِدَةِ إِلَّا أَنَارَتِ الْقَلْبَ وَ أَخْرَجَتِ الشَّیْطَانَ أَرْبَعِینَ یَوْماً [9] انار بخورید كه هیچ دانه از آن وارد معده نمی‌شود مگر آنكه دل را روشن می‌كند و شیطان را تا چهل روز از قلب دور می‌كند».

امام صادق از امام باقر (علیهما السلام) از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) نقل می‌فرماید: «الرُّمَّانُ سَیِّدُ الْفَاكِهَةِ وَ مَنْ أَكَلَ رُمَّانَةً أَغْضَبَ شَیْطَانَهُ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً [10] انار سَرور میوه‌هاست و هر كس یك دانه انار بخورد، چهل روز شیطانش را به خشم می‌آورد».

در کتاب دعائم است که: امام علی (علیه السلام) می‌فرمود: «...لَیْسَ مِنْ رُمَّانَةٍ إِلَّا وَ فِیهَا حَبَّةٌ مِنَ الْجَنَّةِ فَإِذَا شَذَّ مِنْهَا شَیْ‏ءٌ فَتَتَبَّعُوهُ وَ كُلُوهُ وَ كَانَ لَا یُشَارِكُ أَحَداً فِی الرُّمَّانَةِ وَ یَتْبَعُ مَا سَقَطَ مِنْهَا وَ یَقُولُ مَا أَدْخَلَ أَحَدٌ الرُّمَّانَ جَوْفَهُ إِلَّا طَرَدَ مِنْهُ وَسْوَسَةَ الشَّیْطَانِ [11] ...انارى نیست جز كه در آن یك دانه‌ی بهشتى وجود دارد و اگر چیزی از آن دور افتاد به دنبالش باشید و آن را بخورید، و [آن حضرت] در انارش كسی‌ را شریك نمی‌كرد و هر چه از انارش مى‏‌افتاد، بر می‌داشت و می‌فرمود: انار در درونى نمی‌رود جز كه وسوسه‌ی شیطان را از آن می‌راند».

هیچ غذایی نمی‌خورم مگر آنکه میل دارم که در آن مورد شراکت قرارگیرم (یا فرمود: انسانی در آن با من شریک شود) مگر انار، پس هیچ اناری نیست مگر آنکه در آن؛‌ دانه‌ای از بهشت وجود دارد»

خصوصیات دیگر انار

از امام صادق (علیه السلام) روایت است که: «شَیْئَانِ صَالِحَانِ الرُّمَّانُ وَ الْمَاءُ الْفَاتِرُ [12] دو چیز خوب است انار و آب نیم گرم».

روایت از امام حسن عسکری (علیه السلام) است که: «كُلِ الرُّمَّانَ بَعْدَ الْحِجَامَةِ رُمَّاناً حُلْواً فَإِنَّهُ یُسَكِّنُ الدَّمَ وَ یُصَفِّی الدَّمَ فِی الْجَوْفِ [13] پس از حجامت، انار شیرین بخور كه خون را آرام می‌كند و در درون، خون را تصفیه می‌كند».

امام علی (علیه السلام) فرمود: «كُلُوا الرُّمَّانَ بِشَحْمِهِ فَإِنَّهُ دِبَاغٌ لِلْمَعِدَةِ [14] انار را با پیه‌‏اش بخورید زیرا معده را پاک و دباغی می‌کند».

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «شَیْئَانِ یُۆْكَلَانِ بِالْیَدَیْنِ الْعِنَبُ وَ الرُّمَّانُ [15] دو چیز با دو دست خورده می‌شوند: انگور و انار».

همچنین آن حضرت فرمودند: «أَطْعِمُوا صِبْیَانَكُمُ الرُّمَّانَ فَإِنَّهُ أَسْرَعُ لِشَبَابِهِمْ [16] به كودكانتان انار بخورانید كه زودتر جوان شوند».

 و در روایتی دیگر از امام صادق (علیه السلام) است که: «لَمْ یَأْكُلِ الرُّمَّانَ جَائِعٌ إِلَّا أَجْزَأَهُ وَ لَمْ یَأْكُلْهُ شَبْعَانُ إِلَّا أَمْرَأَهُ [17] گرسنه، انار نمی‌خورد مگر آنكه سیر می‌شود و سیر نمی‌خورد جز آنكه او را گواراست».

 

پی‌نوشت ها:

 [1]. بحارالانوار/ج63، ص 156 - کافی، ج6 ص352

 [2]. همان، ص157

 [3]. با استفاده از توضیح صاحب بحار‌الانوار، ج63، ص166

 [4]. بحارالانوار/ج63، ص157 و 158 - کافی، ج6 ص353

 [5]. همان، ص158 - کافی، ج6 ص352

 [6]. اصول کافی، ج6، ص353

 [7]. بحارالانوار/ج63، ص156

 [8]. با استفاده از توضیح صاحب بحار‌الانوار، ج63، ص156

 [9]. بحارالانوار/ج63، ص154

 [10]. همان، ص163

 [11]. همان، ص166

 [12]. بحارالانوار/ج59، ص280

 [13]. همان، ص123

 [14]. بحارالانوار/ج63، ص154

 [15]. همان، ص119

 [16]. همان، ص164

 [17]. اصول کافی، ج6، ص353


- نظرات (0)

نعمت های بهشت تکرار نعمت های دنیاست

بهشت

قرآن کریم درباره قیامت و توصیف نعمت‌هاى بهشتی که مومنان از آن بهره‌مند خواهند شد می‌فرماید: «وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا ... قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ»؛[1] به كسانى كه ایمان آورده، و كارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، بشارت ده كه باغ‌هایى از بهشت براى آنها است كه نهرها از زیر درختانش جاری است. هر زمان كه میوه‌‏اى از آن، به آنان داده شود، می‌‏گویند: «این همان است كه قبلاً به ما روزى شده بود. (ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالی‌تر است).» و میوه‌‏هایى كه براى آنها آورده می‌شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یكسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاكیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

در بهشت هر نعمتى هر چند هم مهم باشد اگر دوام و بقاء نداشته باشد، بى‌ارزش است و انسان در عین برخوردارى از آن، غصه از دست دادن آن‌ را خواهد خورد و لذت یک نعمت ناپایدار به رنج دورى آن نمی‌‏ارزد. ولى در بهشت نعمت‌ها همیشگى و جاودانه است و این خود لذتى مضاعف است.

خداوند در این آیه كسانى را كه ایمان و عمل صالح داشته باشند به چهار نعمت بهشتى مژده می‌دهد. البته حقیقت نعمت‌هاى بهشتى براى ما روشن نیست، ولى براى تفهیم نسبى و ترسیم دورنمایى از آن، در قرآن و احادیث، نعمت‌هاى بهشتى را با نعمت‌هاى این دنیا مقایسه می‌‏كند و با زبانى كه براى ما قابل فهم باشد آنها را می‌‌‏آورد.

آن چهار نعمتى كه خداوند در این آیه به عنوان پاداش ایمان و عمل صالح به ذكر آنها پرداخته است عبارتند از:

1. باغ‌هایى كه از زیر درختان آن نهرها جارى است: جریان آب علاوه بر این‌ كه درختان و گل‌ها و گیاهان را سیراب می‌كند، خود یک حالت چشم نواز و با صفایى دارد كه به تنهایى براى یک تماشاگر لذت بخش است، در بهشت نیز این لذت وجود دارد.

2. میوه‌‏هاى بهشتى: بهشتیان از میوه‌‏هاى گوناگونى استفاده خواهند كرد. یكى از خصوصیات میوه‌ هاى بهشتى این است كه آنها نوع نامرغوب ندارند و همه آنها در طعم و رنگ و حجم مثل هم هستند و نمی‌توان یكى را بر دیگرى ترجیح داد؛ لذا هر بار كه بهشتیان از میوه‌‏اى استفاده می‌كنند می‌گویند كه این همان است كه پیش از این خوردیم و میوه‌‌هاى شبیه به هم به آنها داده می‌شود.

3. همسران پاكیزه: در بهشت همسرانى داده خواهد شد كه از هرگونه پلیدى و زشتى پاک و پاكیزه‌‏اند و انسان از دیدن آنها و زندگى با آنها لذت زاید الوصفى می‌‏برد.

اینها همان حوریانی هستند كه ذكر آنها در آیات دیگر آمده است.(حور العین بهشتی و ازدواج، 789؛ حور العین برای مقربان و اصحاب یمین، 36835).

4. جاودانگى: در بهشت هر نعمتى هر چند هم مهم باشد اگر دوام و بقاء نداشته باشد، بى‌ارزش است و انسان در عین برخوردارى از آن، غصه از دست دادن آن‌ را خواهد خورد و لذت یک نعمت ناپایدار به رنج دورى آن نمی‌‏ارزد. ولى در بهشت نعمت‌ها همیشگى و جاودانه است و این خود لذتى مضاعف است.[2]

اما برای جمله «قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ» مفسران احتمالاتی را مطرح کرده‌اند:

1. چون میوه‏‌هاى بهشت هر چند از درخت چیده شوند خداوند آن‌ را دوباره سر جایش بر می‌گرداند، روى این اصل اهل بهشت وقتى كه میوه‌‌اى را می‌خورند و همان را در جایش می‌بینند به اشتباه می‌افتند و با تعجب می‌گویند این همان است كه قبلاً نصیب و روزى ما شده بود.[3]

2. مراد آیه این است كه اینها قبلاً (در دنیا) روزى آنان بوده است.[4]

3. معناى آن این است كه: این میوه‌ها شبیه میوه‌هایى است كه قبلاً در بهشت از آن بهره‌مند بودیم، به عبارتی می‌دانند كه این میوه‌های جدید غیر میوه‌های گذشته است، ولی چون مانند آنها از رنگ، بو، طعم و نیكویى وصف ناشدنی برخوردارند، میوه‌های جدید را به میوه قدیم تشبیه می‌کنند.[5]

البته هیچ مانعى ندارد كه همه این مفاهیم و تفاسیر منظور باشد؛ چرا كه الفاظ قرآن داراى بطون و معانی مختلف است .[6]

جمله «وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً» نیز به چند وجه تفسیر شده است.

1. میوه‌هاى بهشت از نظر رنگ شبیه و مثل هم بوده ولى طعم و مزه آنها فرق دارد.[7]

2. همه میوه‌هاى بهشت از حیث خوبى مثل و شبیه هم هستند و پست و نامرغوب در آن وجود ندارد.[8]

3. برخى از میوه‌هاى بهشت مانند میوه‌هاى دنیا هستند. اما میوه‌هاى بهشتى بهتر و خوشبوتر است.[9]

4. به علت شباهت قسمتى از میوه‌هاى بهشت از نظر خصوصیات و لذّت به قسمت دیگر؛ لذا كلمه «مُتَشابِهاً» گفته شد.[10]

5. به جهت سنخیّت و شباهت همه میوه‌هاى بهشتى با هم، تعبیر به «متشابه» شده است.[11]

‌میوه های بهشتی به زمین نیامدند. بلکه خداوند که در قرآن از نعمت ها و میوه های بهشتی نام می برد. چند نمونه از آنها را که در همین دنیا هست و در دسترس مردم است را نام می برد مثل انگور، انار، خرما و...

معرفی چند میوه بهشتی

در روایتی تعداد میوه های بهشتی در دنیا را پنج تا معرفی کرده است:

«  عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ خَمْسَةٌ مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ فِی الدُّنْیَا الرُّمَّانُ الْإِمْلِیسِیُّ وَ التُّفَّاحُ وَ السَّفَرْجَلُ وَ الْعِنَبُ وَ الرُّطَبُ الْمُشَان‏»؛ ‌میوه های بهشتی به زمین نیامدند. بلکه خداوند که در قرآن از نعمت ها و میوه های بهشتی نام می برد. چند نمونه از آنها را که در همین دنیا هست و در دسترس مردم است را نام می برد مثل انگور، انار، خرما و...

در روایتی تعداد میوه های بهشتی در دنیا را پنج تا معرفی کرده است:

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ خَمْسَةٌ مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ فِی الدُّنْیَا الرُّمَّانُ الْإِمْلِیسِیُّ وَ التُّفَّاحُ وَ السَّفَرْجَلُ وَ الْعِنَبُ وَ الرُّطَبُ الْمُشَان‏» (مجلسی، بحار الانوار، ج63، ص155)

امام صادق علیه السلام فرموده است: پنج میوه بهشتى در دنیاست: انار ترش، سیب، گلابی، انگور، و رطب مشان (مشان نوع بسیار خوبى از رطب است).

البته میوه های بهشتی منحصر به این پنج تا نیست و در برخی روایات دیگر برخی میوه ها را به عنوان میوه بهشتی نام برده اند که غیر از این پنج تا است مثل خربزه ...

در چند آیه از قرآن از میوه های بهشتی به عنوان کثیر و فراوان یاد شده است:

«وَ فاكِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ» (واقعه، آیه20) و میوه‏هایى از هر نوع كه مایل باشند.

«وَ فاكِهَةٍ كَثِیرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ» (همان، آیه 32و 33) و میوه‏هاى فراوانى كه هرگز قطع و ممنوع نمى‏شود.

«لَكُمْ فِیها فاكِهَةٌ كَثِیرَةٌ مِنْها تَأْكُلُونَ» (زخرف، آیه73 )

براى شما در آن میوه‏هاى فراوان است كه از آن تناول مى‏كنید.

 

پی نوشت ها :

[1]. بقره، 25.

[2]. ر. ک: جعفری، یعقوب، كوثر، ج ‏1، ص 101- 103.

[3]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏1، ص 162.(این تفسیر از ابى عبیده و یحیى بن كثیر نقل شده است).

[4]. همان.(ابن عباس و ابن مسعود چنین می‌گویند).

[5]. همان.(این نظر حسن بصرى و واصل بن عطا است).

[6]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 140.

[7]. همان.(ابن عباس و مجاهد).

[8]. همان.(قتاده و حسن بصرى).

[9]. همان.(عكرمه).

[10]. همان.(ابى مسلم).

[11]. همان.


- نظرات (0)

یک میهمانی خاص با پذیرایی خاص

روزه

در رمضان، مۆمنان با كارت «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ» به میهمانى خداوند دعوت شده‏اند، و این میهمانى هیچ سنخیّتى با میهمانى‏هاى دنیوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزیز و جلیل، میزبان انسان‏هاى جاهل و فقیر و فانى و مخلوق و ذلیل مى‏شود.

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِیضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (بقره ـ 185)

(روزه در) ماه رمضان، ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن كتابى است كه) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر كس از شما كه این ماه را دریابد، باید روزه بگیرد. و آن كس كه بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد (این قضاى روزه) براى آن است كه شماره مقرّر روزها را تكمیل كنید و خدا را بر اینكه شما را هدایت كرده، به بزرگى یاد كنید، باشد كه شكرگزار گردید.

 

نکات آیه:

«رَمَضانَ» از ماده «رمض» به معناى سوزاندن است. البتّه سوزاندنى كه دود و خاكستر به همراه نداشته باشد. وجه تسمیه این ماه از آن روست كه در ماه رمضان، گناهان انسان سوزانده مى‏شود.

ماه رمضان، ماه نزول قرآن مى‏باشد و تنها ماهى است كه نامش در قرآن آمده و شب قدر نیز در این ماه است. در تفسیر برهان از پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله نقل شده است كه فرمودند: تمام كتاب‏هاى آسمانى، در ماه رمضان نازل شده‏اند. ماه رمضان، بهترین ماه خدا است.

آن حضرت در جمعه آخر ماه شعبان، خطبه مفصلى در عظمت ماه رمضان ایراد كرده‏اند كه در بعضى از تفاسیر و كتب روایى آمده است. (بحار الانوار، ج 96، ص 356) همچنین در صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام در وداع ماه رمضان مناجات جان سوزى دارند.

شرط حضور در این مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نیست. در حدیث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سر باز زند و یا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد و یا از تأمین خواسته‏هاى مشروع او خوددارى كند و یا والدین از او ناراضى باشند، روزه او قبول نیست و شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است

رمضان ماه مهمانى خدا

در رمضان، مۆمنان با كارت «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ» به میهمانى خداوند دعوت شده‏اند، و این میهمانى ویژگى‏هایى دارد:

1 میزبان، خداوند است و میهمانان را شخصاً دعوت كرده است.

وسیله پذیرایى، شب قدر، نزول قرآن، فرود آمدن فرشتگان، استجابت دعا، لطافت روح، و دورى از دوزخ است.

3 زمان پذیرایى، ماه رمضان است كه به گفته‏ى روایات، اوّل آن رحمت، وسط آن مغفرت و آخر آن پاداش است.

4 چگونگى پذیرایى، شب قدر به گونه‏اى است كه در آن نیاز یك سال میهمانان تأمین مى‏شود و زمین با نزول فرشتگان در شب قدر مزیّن مى‏گردد.

5 غذاى این ماه، غذاى روح است كه براى رشد معنوى لازم است، نه غذاى جسم. لطف غذاى این مهمانى، آیات قرآن است كه تلاوت یك آیه آن در ماه رمضان همچون تلاوت تمام قرآن در ماه‏هاى دیگر است.

این میهمانى هیچ سنخیّتى با میهمانى‏هاى دنیوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزیز و جلیل، میزبان انسان‏هاى جاهل و فقیر و فانى و مخلوق و ذلیل مى‏شود و مى‏گوید: من دعایتان را مستجاب مى‏كنم و براى هر نفسى كه در ماه رمضان مى‏كشید، پاداش تسبیحى عطا مى‏كنم. (خطبه‏ى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در جمعه آخر ماه شعبان)

 

آداب مهمانى‏

در وسائل الشیعه (وسائل، ج 7، ص 119) براى اخلاق روزه‏دار در ضمن روایت مفصلى مى‏خوانیم:

روزه‏دار، از دروغ، گناه، مجادله، حسادت، غیبت، مخالفت با حقّ، فحش و سرزنش و خشم، طعنه و ظلم و مردم آزارى، غفلت، معاشرت با فاسدان، سخن‏چینى و حرام‏خوارى، دورى كند و نسبت به نماز، صبر و صداقت و یاد قیامت توجّه خاص داشته باشد.

شرط حضور در این مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نیست. در حدیث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سر باز زند و یا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد و یا از تأمین خواسته‏هاى مشروع او خوددارى كند و یا والدین از او ناراضى باشند، روزه او قبول نیست و شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است.

روزه گرچه فوائد و منافع طبّى از قبیل دفع و برطرف شدن مواد زاید بدن در اثر گرسنگى را دارد، امّا سحرخیزى و لطافت روح و استجابت دعا در ماه رمضان چیز دیگرى است و محروم واقعى كسى است كه از این همه خیر و بركت محروم باشد.

مردم افریقا

اثر اجتماعى روزه‏

بر كسى پوشیده نیست. روزه یك درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبى، افراد متمكن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى‏یابند، و هم‏ با صرفه‏جویى در غذاى شبانه روزى خود مى‏توانند به كمك آنها بشتابند.

البته ممكن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مساله جنبه حسى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد، روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسى مى‏دهد، لذا در حدیث معروفى از امام صادق علیه السلام نقل شده كه" هشام بن حكم" از علت تشریع روزه پرسید، امام علیه السلام فرمود:" روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنى مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنى طعم گرسنگى را بچشد و نسبت به فقیر اداى حق كند، چرا كه اغنیاء معمولا هر چه را بخواهند براى آنها فراهم است، خدا مى‏خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگى و درد و رنج را به اغنیاء بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند" (وسائل الشیعه جلد 7 باب اول كتاب صوم صفحه 3)

راستى اگر كشورهاى ثروتمند جهان چند روز را در سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند باز هم این همه گرسنه در جهان وجود خواهد داشت؟!

 

اثر بهداشتى و درمانى روزه‏

در طب امروز و همچنین طب قدیم، اثر معجزه‏آساى" امساك" در درمان انواع بیماری ها به ثبوت رسیده و قابل انكار نیست، كمتر طبیبى است كه در نوشته‏هاى خود اشاره‏اى به این حقیقت نكرده باشد، زیرا مى‏دانیم عامل بسیارى از بیماری ها زیاده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، چون مواد اضافى، جذب نشده به صورت چربی هاى مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربى و قند اضافى در خون باقى مى‏ماند، این مواد اضافى در لابلاى عضلات بدن در واقع لجنزارهاى متعفنى براى پرورش انواع میكروب هاى بیمارى‏هاى عفونى است، و در این حال بهترین راه براى مبارزه با این بیماری ها نابود كردن این لجنزارها از طریق امساك و روزه است!.

روزه زباله‏ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى‏سوزاند، و در واقع بدن را" خانه تكانى" مى‏كند.

به علاوه یك نوع استراحت قابل ملاحظه براى دستگاه هاى گوارشى و عامل مۆثرى براى سرویس كردن آنها است، بدیهى است شخص روزه‏دار طبق دستور اسلام به هنگام" افطار" و" سحر" نباید در غذا افراط و زیاده روى كند، تا از این اثر بهداشتى نتیجه كامل بگیرد، در غیر این صورت ممكن است نتیجه بر عكس شود.

در حدیث معروفى پیغمبر اسلام مى‏فرماید:" روزه بگیرید تا سالم شوید" (بحار الانوار جلد 96 صفحه 255)

چگونگى پذیرایى شب قدر به گونه‏اى است كه در آن نیاز یك سال میهمانان تأمین مى‏شود و زمین با نزول فرشتگان در شب قدر مزیّن مى‏گردد

پیام‏های آیه:

1ـ ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسان‏ها نیز مى‏تواند به مقدارى باشد كه قرآن در آنها نفوذ كرده باشد. «الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»

2ـ هدایت، داراى مراحلى است: یك مرحله‏ى عمومى است «هُدىً لِلنَّاسِ» و یك مرحله‏ى خاصّ است. «وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏»

3ـ وجوب روزه، بعد از یقین به حلول ماه رمضان است. «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ»

4ـ قضاى روزه بر مریض و مسافر واجب است. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ»

5ـ روزه‏ى قضا، مشروط به زمان خاصّى نیست. «أَیَّامٍ أُخَرَ»

6ـ احكام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ»

7ـ عسر و حرج، واجبات را از دوش انسان برمى‏دارد. «لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»

8ـ روزه‏ى قضا باید به تعداد روزهایى باشد كه عذر داشته است. «لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ»

9ـ هدایت و توفیق انجام عبادات، از طرف خداست. تكبیر، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و دیگران است. «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ»

10ـ روزه، زمینه‏ساز هدایت انسان و سپاسگزارى اوست. «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

بحار الانوار، ج 96

وسائل الشیعه، ج 7

 


- نظرات (0)

شب سرنوشت آغاز شب‏هاي قدر

شب قدر

 

اشاره

شب‏هاي قدر، اوج پر گشودن در فضاي نيايش و بندگي، و نهايت شکوفايي رحمت الهي بر بندگان است. شب قدر، ساعت پذيرايي از مهمانانِ بزم حضور است. در شب قدر، رو به آينه محاسبه مي‏نشينيم و چهره جان را بي‏غبار مي‏بينيم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شست‏وشوي مي‏دهيم. شب قدر، شب گشودنِ سفره دل و ريختن اشک نياز و فصل گريستن در آستان آفريدگار بخشاينده است. شب قدر، شب احياي خويش، با دم مسيحايي دعاست؛ شبي است که بايد قدر خويش را بشناسي، تقدير خويش را رقم بزني و خويشتنِ جديد را با قلم توبه و جوهر اشک ترسيم کني.

 

باران رحمت

قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند. حقيقت شب قدر، از نوع حقايق قرآني است و همان طور که قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين‏گونه است:

«و از قرآن، نازل کرديم آنچه را مايه شفا و رحمت براي مؤمنان است، و البته به ستمگران چيزي جز خسارت و زيان اضافه نمي‏کند».

 

فضيلت شب قدر

شب قدر، از شب‏هاي مقدس و با برکت اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد کرده و سوره‏اي نيز به نام «قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نمي‏رسد. اين شب، شب نزول قرآن و شب فرود آمدن ملائکه به همراه برترين و مقرب‏ترين فرشتگان است که «روح» ناميده مي‏شود. عبادت در شب قدر، برتر از عبادتِ هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يک‏سال انسان‏ها و روزي‏ها، عمرها و امور ديگر مشخص مي‏شود. ملائکه در اين شب بر زمين فرود مي‏آيند، به پيشگاه امام زمان (عج) مي‏روند و آنچه را براي بندگان مقدر شده است بر ايشان عرضه مي‏دارند.

 

قدر و امت‏هاي پيشين

يکي از موهبت‏هايي که بر امت پيامبر بزرگ اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بخشيده شده، شب قدر است؛ چنان که در حديثي از پيغمبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏خوانيم:

«خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و هيچ يک از امت‏هاي پيشين، از اين موهبت برخوردار نبوده‏اند».

قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند.

تقدير و مسئله اختيار

در روايات متعددي آمده است که در شب قدر، مقدرات يک‏سال انسان‏ها تعيين مي‏گردد. اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مسئله اختيار ندارد؛ چرا که تقدير الهي بر اساس شايستگي‏ها و لياقت‏هاي افراد و نيز ميزان ايمان، تقوا،

شب قدر

پاکي نيّت مقدّر مي‏شود؛ يعني براي هر کس، آن مقدّر مي‏کنند که لايق آن است و زمينه‏هايش، پيش‏تر از طرف خود او فراهم آمده، و اين نه تنها با اختيار منافات ندارد، بلکه تأييدي بر آن است.

 

نمايي از شب قدر

شب قدر، شب جدايي ميان اولياي خدا و اولياي شيطان است. شب دعا و ندبه، و شب نزول رحمت عام و کَرَم خداوند است. شب آشتي بنده با خداوند، و شست‏وشوي تيرگي‏هاي دل است. شب خودسازي و نزديک شدن به پروردگار است. شب تقسيم سهم است و بندگان به اندازه تلاششان در عبادت، پاداشي در خور مي‏برند. شب يادآوري نعمت‏هاي مادي و معنوي خداوند است. شب عروج انسان، از خاک به افلاک است. شب بيدار ماندن، بيدار کردن و آگاه شدن از مکتب است.

 

شب انديشه

شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند و با توبه، از سقوط حتمي رهايي يابند. شب قدر، شبي است که بار ديگر انسان فرصت مي‏يابد شيريني معرفت را بچشد و با تقويت درجات ايمان و يقين، در راه سير الهي و عروج به عالم بالا حرکت کند.

 

شب عاشقي

شب قدر، شبي است که بايد در عاشقي ثابت قدم بود. در طلب کوشيد و بيدار ماند و ديدار جُست و به نيايش پرداخت. شب قدر، شبي است که بايد به نيازمندان رسيد و دانايي طلبيد. شب قدر، شبي است که بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، عاشقانه ناليد و ديدار روي او را از خدا طلبيد.

شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند .

شب سلامت

در آيه آخر سوره قدر آمده است: «شب قدر، شبي است سراسر سلامت و خير و رحمت تا طلوع صبح». شب قدر، شبي است که از آغاز تا پايان سلامت است؛ هم قرآن در آن نازل شده، هم عبادت در آن معادل هزار ماه است، هم برکات الهي در آن شب نازل مي‏شود، هم رحمت خاص خدا شامل حال بندگان مي‏گردد و هم فرشتگان و روح ـ بزرگِ فرشتگان ـ در آن شب نازل مي‏گردند. حتي بر پايه بعضي روايات، شيطان در آن شب در زنجير است و از اين نظر، شب قدر، شبي همراه با سلامت است.

 

کيفيت نزول قرآن

بر اساس روايات، مجموع قرآن کريم، اين معجزه جاويد رسول اعظم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، در شب قدر به يک‏باره بر قلب حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نازل شد. به اين نوع نزول، در اصطلاح، نزول دفعي (يک‏باره) و نزول اجمالي قرآن مي‏گويند. اما قرآن نزول تدريجي و تفصيلي هم دارد که در 23 سال بر آن حضرت نازل گرديد. چه لذت‏بخش است در شب نزول قرآن، کنار چشمه سار زلال وحي، فروتنانه بنشينيم و دل و جان تشنه را از آن سيراب کنيم.

 

فرصت طلايي

شب‏هاي قدر، فرصتي است طلايي براي برقراري ارتباط مستقيم با پروردگار و راز و نياز با او. اين شب‏ها، بهترين فرصت و بهانه براي ترک هميشگي گناهان، دوري از بدي‏ها و پاک کردن زنگار از دل هاست. به اعتقاد بزرگان، شب‏هاي قدر، اوقات پر رمز و رازي است که در آن، خداوند وعده داده دعاهاي بندگان خود را اجابت کند.

شب قدر

شب برگزيده

شب قدر، شبي است که خداوند آن را از ميان شب‏ها برگزيده است ؛ چنان که از بين موجودات، انسان، از جمع پيامبران، حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، از ميان مکاتب، اسلام، از بين خانه‏هاي روي زمين، کعبه، از جمع سنگ‏ها، حَجَر الأسود، از ميان کتاب‏هاي آسماني، قرآن، از راه‏ها، صراط مستقيم، از سوره‏هاي قرآن، يس، از روزهاي هفته، جمعه، و از ماه‏هاي سال، رمضان را انتخاب کرده است.

 

شياطين در شب قدر

شب قدر، شبي است که شياطين در بندند و زمينه براي کارهاي خداپسندانه و مفيد به حال فرد و جامعه، فراهم است. از اين رو، در آن شب، مؤمنان از شر وسوسه‏هاي شياطين ايمن هستند. از رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روايت است که: «شيطان در اين شب، تا صبح بيرون نمي‏آيد و قدرت ندارد به کسي آسيب برساند. همچنين سِحْر هيچ ساحري در اين شب اثر نمي‏کند».

 

مناجات موسي عليه‏السلام

روايت است که حضرت موسي عليه‏السلام به خداوند عرض کرد: خداوندا! مي‏خواهم به تو نزديک شوم. فرمود: قرب من از آنِ کسي است که شب قدر بيدار شود. گفت: خداوندا! رحمتت را مي‏خواهم. فرمود: رحمتم از آنِ کسي است که در شب قدر به نيازمندان رحمت آورد. گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر صدقه‏اي بدهد. گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر تسبيح من گويد. گفت: خداوندا! رهايي از جهنم را مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر بخشايش بخواهد. گفت: خداوندا! خشنودي تو را مي‏خواهم. فرمود: خشنودي من از آنِ کسي است که در شب قدر دو رکعت نماز بگزارد.

 

مقام معظم رهبري و شب قدر

مقام معظم رهبري درباره فضيلت شب قدر فرمود:

«ليلة القدر، شب ولايت است؛ هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان(عج)است و همه شب قرآن و اهل‏بيت عليهم‏السلام است. از اين رو، سوره مبارکه قدر هم، سوره ولايت است. شب قدر خيلي ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‏ها و روزهايش ارزش دارد؛ البته ليله القدر در مقايسه با روزها و شب‏هاي ماه رمضان، خيلي فاخرتر است.... بايد قدر بدانيم. در اين روزها و در اين شب‏ها، همه بر سر سفره انعام الهي حاضريد؛ استفاده کنيد».

نيايش

الهي! ماه مبارک را حرام کردم؛ که نه قدر روزه را دانستم و نه قدرِ قدر را، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر. در ليلة الجوائز، جز شرمساري چه برم. بارالها! آهم جهنم‏سوز است. الهي! واي بر آنکه در شب قدر، فرشته بر او فرود نيامده، با ديو همدم و هم‏نشين گردد. الهي! به حرمت راز و نياز اهل راز و نيازت، اين نااهل را سوز و گداز ده.


- نظرات (0)