سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

برای استجابت دعا این كار را انجام دهید

دعا

گره گشایی از مردم بهترین وسیله برای پاکیزه شدن روح و استجابت دعا در این دنیا و سرور یافتن در آخرت است.

منشأ سروری که در آخرت به سبب گره گشایی از کار دیگران نصیب مومن می‌ شود، پاکیزه شدن روح ، قرب یافتن الهی ، باز شدن گره از امور آخرتی ، همنشینی با اولیاء و دست یابی به اذن شفاعت است.

این‌ که در روایات گوناگون اشاره می ‌شود که اگر مردم می ‌دانستند در صف اول نماز جماعت، در اذان گفتن،‌ در غسل جمعه و در زیارت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) چه ثوابی نهفته است، هیچ ‌گاه آن را ترک نمی ‌کردند، نشانی بر عدم اطلاع مومنان از وعده ‌های الهی است.

مردم حاضرند بابت سود چند برابری که در این دنیا به آن ‌ها وعده می ‌شود،‌ هر گونه تلاشی بکنند اما برای پاداش 700 برابری که خدا برای برخی از اعمال وعده داده است، تلاشی نمی‌ کنند.

و چه زیبا در این باره شیخ بهایی فرمودند:

همه روز روزه بودن ،‌ همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک ، به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابر ، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه‌ ها نخفتن ،‌ به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ، طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ، ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله فرمودند:

مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ، فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ ؛

هر كس می ‌‏خواهد دعایش مستجاب و غمش از بین برود، باید گره از كار گرفتارى باز كند. (مسند ابن حنبل ، ج ۲، ص ۲۴۸، ح ۴۷۴۹)

خدمتكاری مردم به بهره كشی و استثمار نینجامد و این گونه نشود كه دیگران سوءاستفاده كنند و خدمت كننده را به سوی بردگی بكشانند. از این رو امام صادق(علیه السلام) درباره شرایط و خط قرمز خدمتكاری مردم فرمودند : برادرت را خدمت كن ، اما اگر تو را به خدمت و بیگاری گرفت (و طلبكارانه برخورد كرد.) خدمتش مكن

سه روش عمده در گره گشایی از کار دیگران

مومنی که توان مالی، جسمی و آبرویی دارد، می‌ تواند خود مباشرتاً گره مومنی را باز کند ؛ برخی افراد نیز می‌ توانند با تلاش خود مسبب گشایش گرهی از کار دیگران شوند.

دعا کردن برای مومنان سومین روش گره گشایی از کار دیگران است که از عهده هر کسی بر می ‌آید؛ در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود.

در دعاهایی همچون دعای ماه رمضان که می ‌فرماید: «اللهم اشف کل مریض» و «اللهم اغن کل فقیر» برای تمامی مومنان طلب عافیت می ‌شود در حالی به روال عادی چنین اتفاقی ممکن نیست ؛ بنابراین این‌ گونه دعاها به سبب این است که حس هم نوع دوستی در مومنان به وجود آید.(حجت‌ الاسلام و المسلمین مهدی ماندگاری)

 

نیکی

عمل صالح تنها نماز و روزه نیست

هر چند كه عمل صالح دایره وسیع و گسترده ای دارد كه شامل نماز و روزه و دیگر عبادات محض شرعی می شود، ولی اگر به خوبی توجه شود، این معنا به دست می آید كه احسان به دیگران و خدمت به همه موجودات و آفریده های خداوندی از جمله انسان، مهم ترین و اساسی ترین كارهای نیك و اعمال صالحی است كه انسان می تواند در مقام انسانیت و مظهریت ربوبیت به عنوان خلیفه الهی انجام دهد.
بسیاری از آموزه های قرآنی به ویژه آموزه های دستوری آن مرتبط با دیگران سامان یافته است.

به عنوان نمونه خداوند در كنار نماز، مسأله انفاق و پرداخت زكات را مطرح می كند (حج ، 41) كه یك عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است .

نکته ی  جالب و عجیب آن است كه در آیه 144 بقره ، نیكوكارى و كمك به دیگران، قبل از نماز و زكات ذكر شده است تا معلوم شود خدمت به خلق جداى از بندگى خالق نیست و در واقع مردم، عیال خدایند و خدمت به آنان، خدمت به خداست.

 

در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود

در (كافی) جلد دوم، در باب سعی در رفع حاجت مومن نقل كرده است: روزی صفوان در محضر امام صادق (علیه السلام) نشسته بود كه ناگهان مردی كه برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید و گرفتاریش را شرح داد.

امام به صفوان دستور فرمود كه فوراً حركت كن و برادر ایمانی خویش را در كارش یاری كن.
صفوان رفت و پس از توفیق در اصلاح كار و حل مشكل او به پیش حضرت بازگشت. امام در مورد كار او سوال نمودند.

صفوان گفت: خدا اصلاح كرد. امام خطاب به صفوان فرمود: بدان كه همین كار به ظاهر كوچك و حاجتی كه بر آوردی و وقت كمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور كعبه ، محبوب تر و برتر است. (بحار الانوار، ج47، ص 285)

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) درباره خدمت به خلق و خدمتكاری است که فرمودند : خدای متعال می فرماید: مردم ، خانواده من هستند . پس محبوبترین آنان نزد من كسانی هستند كه با مردم مهربان تر و در راه بر آوردن نیازهای آنان كوشاتر باشند. (الكافی، ج 2، ص 199)
در جایی دیگر فرمودند : كسی كه در فكر برآوردن نیاز برادر مومن مسلمان خود باشد تا زمانی كه در فكر نیاز او هست، خداوند نیز در (فكر) نیاز وی باشد (نیازش را برطرف می كند). (امالی شیخ طوسی ، ص 79 ، ج 741)

سخن را با روایتی از امام على (علیه السلام) به پایان می بریم:

بر طرف كردن نیاز هاى مردم (كه جلوه‏ اى از خدمت ‏رسانى است) پایدار نیست، مگر به سه چیز: كوچك شمردن خدمت تا خدا آن را بزرگ نماید، پنهان داشتن آن تا خدا آن را آشكار سازد و شتاب در بر آوردن نیاز تا براى محتاج، گوارا باشد. (نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 1131)

منابع:

سخنان حجت الاسلام ماندگاری

مقاله ای از محمد سبحانی نیا؛ فصلنامه معارف اسلامی


- نظرات (0)

کسی که بالاترین رتبه را در روز قیامت دارد

موعظه

بدون شک موعظه و نصیحت از روش های مهم و موثر در تعلیم و تربیت می باشند. این دو روش از دیرباز مورد توجه اولیاء ، مربیان و مبلغان بوده اند.

قرآن کریم از شیوه ی تربیتی موعظه و نصیحت بیشترین استفاده را برده است

به عنوان نمونه در سوره ی لقمان ، به داستان تربیتی پدر مهربان و شایسته ای اشاره می کند که به موعظه دلسوزانه ی پسرخویش می پردازد و هدف قرآن کریم از نقل چنین داستانی ارائه و نشان دادن الگوی تربیتی به دیگران می باشد که خدای منان در مورد پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله به این مساله اشاره کرده است : «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ...» (احزاب/21) 

بنابراین موعظه و نصیحت نقش اساسی در تربیت انسان دارد و در حکم دارویی است که بر جسم و جان آدمی تأثیر گذارده و موجب هدایت و رشد انسان می شود.

سعدی شاعر بزرگ ایرانی ، موعظه را به دارویی شفا بخشی تشبیه می کند و درمانگری آن را قطعی فرض کرده است:

نصیحت که خالی بود از غرض        چوداروی تلخ است دفع مرض         

به دلیل وجود شرایط موعظه و نصیحت درمنابع دینی ، باید واعظان و مبلغان به شرایط آن توجه نموده و مردم را با موعظه ی نیکو و تأثیرگذار دعوت نمایند . «ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ  ...» (نحل/125)

 

روش های عمومی موعظه در قرآن کریم

موعظه درقرآن کریم به روش های مختلفی بیان شده است، که در مجموع می توان به سه روش عمومی اشاره کرد :

1- موعظه و نصیحت همراه با لطف و انکار : خدای منان در این باره در سوره ی یوسف می فرماید: «قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُوْیَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَیَكِیدُواْ لَكَ كَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ» (یوسف/5) [یعقوب‏] گفت: «اى پسرك من ، خوابت را براى برادرانت حكایت مكن كه براى تو نیرنگى مى ‏اندیشند ، زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشكار است.

2- موعظه در قالب قصه ها و داستان های پند آموز و حکمت آمیز: دراینجا قرآن کریم برخی از قصه های خود را "احسن القصص" (یوسف/3) و از خود به "احسن الحدیث" (زمر/23) یاد کرده است.

«وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُوَادَكَ وَجَاءكَ فِی هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُوْمِنِینَ» (هود/120) و هر یك از سرگذشت هاى پیامبران [خود] را كه بر تو حكایت مى ‏كنیم، چیزى است كه دلت را بدان استوار مى‏ گردانیم، و در این ها حقیقت براى تو آمده، و براى مومنان اندرز و تذكّرى است.

موعظه کننده خود باید اهل عمل صالح و دارای اعتقاد سالم باشد . به عبارت دیگر موعظه و نصیحت دیگران هنگامی خوب و موثراست که موعظه کننده خود اهل عمل صالح باشد که این خود نیز برگرفته از اعتقاد و التزام به حق و حقیقت می باشد

3- توصیف بندگان همراه با موعظه و نصیحت: خداوند منان درسوره ی مبارکه ی فرقان از آیات 63- 77 به توصیف بندگان خود می پردازد که چنین توصیفی همراه با نصیحت و موعظۀ حکیمانه است:

«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا * وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا (فرقان/63-64) در آیات شریفه ی مذکور ، به توصیف و تمجید از انسان هایی پرداخته ، که از آنان به "عباد الرحمن" یاد کرده است.

 

مهمترین شرط برای موعظه کردن

موعظه کننده خود باید اهل عمل صالح و دارای اعتقاد سالم باشد . به عبارت دیگر موعظه و نصیحت دیگران هنگامی خوب و موثراست که موعظه کننده خود اهل عمل صالح باشد که این خود نیز برگرفته از اعتقاد و التزام به حق و حقیقت می باشد.

خداوند منان درسوره ی فصلت می فرماید: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت/33) و كیست خوش گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نماید و كار نیك كند و گوید: «من [در برابر خدا] از تسلیم‏ شدگانم»؟

در برخی روایات طرف سخن با عالمان دینی است :«هرگاه عالمی به علم خود عمل نکند ، موعظه اش ازدل ها فرو می چکد ، چنان که باران از روی سنگ صاف می لغزد.» (اصول کافی:ج 1،ص 29)

بنابراین اگر علم و دانش موعظه کننده با عمل وی متفاوت باشد ناگزیر است با انگیزه ی ظاهر سازی در برابر دیگران مبادرت کند.

کلام را با سخنی از رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) به پایان می بریم :
به راستى بزرگ ‏ترین مردم در رتبه روز رستاخیز در نزد خدا ، آن كس است كه در زمین خدا براى خیر خواهى و نصیحت خلق خدا بیشتر دوندگى مى‏ كند. (أصول الكافی/ ترجمه كمره ‏اى، ج‏۴، ص620)


- نظرات (0)

نگاهی به احكام روزه

نگاهی به احكام روزه

روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند و شرح آنها بعدا گفته مى‏شود، خوددارى نمايد.

 - نيت - چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند 1- خوردن و آشاميدن
 2- جماع 3- استمناء 4- دروغ بستن به خدا و پيغمبر
 5- رساندن غبار غليظ به حلق 6- فرو بردن سر در آب 7- باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح
 8- اماله كردن 9- قى كردن - احكام چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند
 - آنچه براى روزه‏دار مكروه است - جاهايى كه قضا و كفاره واجب است - كفاره روزه
 - جاهايى كه فقط قضاى روزه واجب است - احكام روزه قضا - احكام روزه مسافر
 - كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست - راه ثابت‏ شدن اول ماه - روزه ‏هاى حرام و مكروه
 - روزه‏ هاى مستحب - مواردى كه مستحب است انسان از كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد


نيت

1550 لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند يا مثلا بگويد فردا را روزه مى‏گيرم بلكه همين قدر كه براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد، كافى است و براى آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد.

1551 انسان مى‏تواند در هر شب از ماه رمضان برای روزه فرداى آن نيت كند بهتر است كه شب اول ماه هم نيت روزه همه ماه را بنمايد.

1552 از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نيت روزه فردا را بكند اشكال ندارد.

1553 وقت نيت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى كه به اندازه نيت كردن به مغرب وقت مانده باشد، كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد و نيت روزه مستحبى كند، روزه او صحيح است.

1554 كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده است، اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند، روزه او صحيح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بيدار شود، نمى‏تواند نيت روزه واجب نمايد.

1555 اگر بخواهد غير روزه رمضان، روزه ديگرى بگيرد بايد آن را معين نمايد، مثلا نيت كند كه روزه قضا يا روزه نذر مى‏گيرم، ولى در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان مى‏گيرم، بلكه اگر نداند ماه رمضان است، يا فراموش نمايد و روزه ديگرى را نيت كند، روزه ماه رمضان حساب مى‏شود.

1556 اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نيت روزه غير رمضان كند، نه روزه رمضان حساب مى‏شود و نه روزه‏اى كه قصد كرده است.

1557 -----------------------

1558 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بيهوش شود و در بين روز به هوش آيد، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد و اگر تمام نكرد،قضاى آن را بجا آورد.

1559 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و مست‏ شود و در بين روز بهوش آيد، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاى آن را هم بجا آورد.

1560 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود،روزه‏اش صحيح است.

1561 اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت‏ شود،چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيت كند و روزه او صحيح است و اگر كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد، يا بعداز ظهر ملتفت‏ شود كه ماه رمضان است، روزه او باطل مى‏باشد ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد و بعد از رمضان هم روزه آن روز را قضا نمايد.

1562 اگر بچه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، بايد روزه بگيرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.

1563 كسى كه براى به جا آوردن روزه ميتى اجير شده اگر روزه مستحبى بگيرد اشكال ندارد، ولى كسى كه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى دارد، نمى‏تواند روزه مستحبى بگيرد. و چنانچه فراموش كند و روزه مستحب بگيرد، در صورتى كه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبى او به هم مى‏خورد و مى‏تواند نيت‏خود را به روزه واجب برگرداند. و اگر بعد از ظهر ملتفت‏شود، روزه او باطل است، و اگر بعداز مغرب يادش بيايد، روزه‏اش صحيح است، اگر چه بى‏اشكال نيست.

1564 اگر غير از روزه ماه رمضان، روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد، مثلا نذر كرده باشد كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه عمدا تا اذان صبح نيت نكند، روزه‏اش باطل است، و اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است، يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، روزه او صحيح و گرنه باطل مى‏باشد.

1565 اگر براى روزه واجب غير معينى مثل روزه كفاره، عمدا تا نزديك ظهر نيت نكند، اشكال ندارد. بلكه اگر پيش از نيت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد، يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، و پيش از ظهر نيت كند، روزه او صحيح است.

1566 اگر در ماه رمضان پيش از ظهر كافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، نمى‏تواند روزه بگيرد و قضا هم ندارد.

1567 اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روزه بر او واجب نيست.

1568 روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است‏يا اول رمضان واجب نيست روزه بگيرد، و اگر بخواهد روزه بگيرد مى‏تواند نيت روزه رمضان كند، ولى اگر نيت روزه قضا و مانند آن بنمايد و چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب مى‏شود.

1569 اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است‏يا اول رمضان، به نيت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگيرد، و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است‏بايد نيت روزه رمضان كند.

1570 اگر در روزه واجب معينى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن برگردد، روزه‏اش باطل است، ولى چنانچه نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل مى‏كند بجا آورد در صورتى كه آن را انجام ندهد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1571 در روزه مستحب و روزه واجبى كه وقت آن معين نيست مثل روزه كفاره، اگر قصد كند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، يا مردد شود كه به جا آورد يا نه،چنانچه به جا نياورد و پيش از ظهر دوباره نيت روزه كند، روزه او صحيح است.

چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند

1572 نه چيز روزه را باطل مى‏كند:

اول: خوردن و آشاميدن.

دوم: جماع.

سوم:استمنا، و استمنا آن است كه انسان با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد.

چهارم: دروغ بستن به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر عليهم السلام.

پنجم:رساندن غبار غليظ به حلق.

ششم: فرو بردن تمام سر در آب.

هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح.

هشتم: اماله كردن با چيزهاى روان.

نهم: قى كردن.

و احكام اينها در مسايل آينده گفته مى‏شود.

1- خوردن و آشاميدن

1573 اگر روزه‏دار عمدا چيزى بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مى‏شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاك و شيره درخت، و چه كم باشد يا زياد. حتى اگر مسواك را از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه او باطل مى‏شود، مگر آنكه رطوبت مسواك در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت‏خارج به آن گفته نشود.

1574 اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است‏بفهمد صبح شده، بايد لقمه را از دهان بيرون آورد. و چنانچه عمدا فرو برد، روزه‏اش باطل است و به دستورى كه بعدا گفته خواهد شد، كفاره هم بر او واجب مى‏شود.

1575 اگر روزه‏دار سهوا چيزى بخورد يا بياشامد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1576 احتياط واجب آن است كه روزه‏دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى رود، خوددارى كند. ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى‏كند يا به جاى دوا استعمال مى‏شود، اشكال ندارد.

1577 اگر روزه‏دار چيزى را كه لاى دندان مانده است، عمدا فرو ببرد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1578 كسى كه مى‏خواهد روزه بگيرد، لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند، ولى اگر بداند غذايى كه لاى دندان مانده در روز فرو مى رود، چنانچه خلال نكند و چيزى از آن فرو رود روزه‏اش باطل مى‏شود. بلكه اگر فرو هم نرود، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن روز را بگيرد.

1579 فرو بردن آب دهان، اگر چه بواسطه خيال كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمى‏كند.

1580 فرو بردن اخلاط سر و سينه، تا به فضاى دهان نرسيده، اشكال ندارد. ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتياط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.

1581 اگر روزه دار به قدرى تشنه شود كه بترسد از تشنگى بميرد، مى‏تواند به‏اندازه‏اى كه از مردن نجات پيدا كند آب بياشامد، ولى روزه او باطل مى‏شود. و اگر ماه رمضان باشد، بايد در بقيه روز از بجا آوردن كارى كه روزه را باطل مى‏كند، خوددارى نمايد.

1582 جويدن غذا براى بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولا به حلق نمى‏رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد، روزه را باطل نمى‏كند. ولى اگر انسان ازاول بداند كه به حلق مى رسد، چنانچه فرو رود، روزه‏اش باطل مى‏شود، و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب است.

1583 انسان نمى‏تواند براى ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است‏كه معمولا نمى‏شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد.

2- جماع

1584 جماع روزه را باطل مى‏كند، اگر چه به مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.

1585 اگر كمتر از مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد، روزه باطل نمى‏شود، ولى كسى كه آلتش را بريده‏اند اگر كمتر از ختنه‏گاه را هم داخل كند، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1586 اگر شك كند كه به اندازه ختنه‏گاه داخل شده يا نه، روزه او صحيح است. و كسى كه آلتش را بريده‏اند، اگر شك كند كه دخول شده يا نه، روزه او صحيح است.

1587 اگر فراموش كند كه روزه است و جماع نمايد، يا او را به جماع مجبور نمايند، به طورى كه از خود اختيارى نداشته باشد، روزه او باطل نمى‏شود. ولى چنانچه در بين جماع يادش بيايد يا ديگر مجبور نباشد، بايد فورا از حال جماع خارج شود، و اگر خارج نشود، روزه او باطل است.

3- استمناء

1588 اگر روزه‏دار استمنا كند، يعنى با خود كارى كند كه منى از او بيرون‏آيد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1589 اگر بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل نيست. ولى اگر كارى كند كه بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1590 هرگاه روزه‏دار بداند كه اگر در روز بخوابد، محتلم مى‏شود، يعنى در خواب منى از او بيرون مى آيد، مى‏تواند در روز بخوابد. و چنانچه بخوابد و محتلم هم بشود، روزه‏اش صحيح است.

1591 اگر روزه‏دار در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود، واجب نيست از بيرون آمدن آن جلوگيرى كند.

1592 روزه‏دارى كه محتلم شده، مى‏تواند بول كند و به دستورى كه در مساله گفته شد، استبرا نمايد. ولى اگر بداند به واسطه بول يا استبرا كردن باقى مانده منى از مجرى بيرون مى‏آيد، در صورتى كه غسل كرده باشد، نمى‏تواند استبرا كند.

1593 روزه‏دارى كه محتلم شده، اگر بداند منى در مجرى مانده و در صورتى كه پيش از غسل بول نكند بعد از غسل منى از او بيرون مى‏آيد، بنابر احتياط واجب بايدپيش از غسل بول كند.

1594 اگر به قصد بيرون آمدن منى كارى بكند، در صورتى كه منى ازاو بيرون نيايد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1595 اگر روزه دار بدون قصد بيرون آمدن منى با كسى بازى و شوخى كند، در صورتى كه عادت نداشته باشد كه بعد از بازى و شوخى منى از او خارج شود، اگرچه اتفاقا منى بيرون آيد، روزه او صحيح است. ولى اگر شوخى را ادامه دهد تا آن جا كه نزديك است منى خارج شود، و خوددارى نكند تا خارج گردد، روزه‏اش باطل است.

4- دروغ بستن به خدا و پيغمبر

1596 اگر روزه‏دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها، به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عمدا نسبت دروغ بدهد، اگر چه فورا بگويد دروغ گفتم، يا توبه كند، روزه او باطل است. و احتياط واجب آن است كه حضرت زهرا سلام الله عليها و ساير پيغمبران و جانشينان آنان هم در اين حكم فرقى ندارند.

1597 اگر بخواهد خبرى را كه نمى‏داند راست است‏يا دروغ نقل كند، بنابر احتياط واجب بايد از كسى كه آن خبر را گفته يا از كتابى كه آن خبر در آن نوشته شده، نقل نمايد. ليكن اگر خودش هم خبر بدهد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1598 اگر چيزى را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1599 اگر بداند دروغ بستن به خدا و پيغمبر روزه را باطل مى‏كند و چيزى را كه مى‏داند دروغ است‏به آنان نسبت دهد و بعدا بفهمد آن چه را كه گفته، راست‏بوده، روزه‏اش صحيح است.

1600 اگر دروغى را كه ديگرى ساخته عمدا به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر نسبت دهد، روزه‏اش باطل مى‏شود، ولى اگر از قول كسى كه آن دروغ را ساخته نقل كند، اشكال ندارد.

1601 اگر از روزه‏دار بپرسند كه آيا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين مطلبى فرموده‏اند و او جايى كه در جواب بايد بگويد نه، عمدا بگويد بلى، يا جايى كه بايد بگويد بلى، عمدا بگويد نه، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1602 اگر از قول خدا يا پيغمبر حرف راستى را بگويد، بعد بگويد دروغ گفتم، يا در شب دروغى را به آنان نسبت دهد و فرداى آن روز كه روزه مى‏باشد بگويد آنچه ديشب گفتم راست است، روزه‏اش باطل مى‏شود.

5- رساندن غبار غليظ به حلق

1603 رساندن غبار غليظ به حلق روزه را باطل مى‏كند، چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است، مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است.

1604 اگر به واسطه باد غبار غليظ‏ى پيدا شود و انسان با اين كه متوجه است مواظبت نكند و به حلق برسد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1605 احتياط واجب آن است كه روزه‏دار دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند. ولى بخار غليظ روزه را باطل نمى‏كند، مگر اين كه در دهان به صورت آب در آيد و فرو دهد.

1606 اگر مواظبت نكند و غبار يا بخار يا دود و مانند اينها داخل حلق شود،چنانچه يقين داشته كه به حلق نمى رسد روزه‏اش صحيح است.

1607 اگر فراموش كند كه روزه است و مواظبت نكند، يا بى‏اختيار غبار و مانند آن به حلق او برسد، روزه‏اش باطل نمى‏شود، و چنانچه ممكن است‏بايد آن را بيرون آورد.

6- فرو بردن سر در آب

1608 اگر روزه‏دار عمدا تمام سر را در آب فرو برد، اگرچه باقى بدن او از آب بيرون باشد، بنا بر احتياط واجب بايد قضاى آن روزه را بگيرد. ولى اگر تمام بدن را آب بگيرد و مقدارى از سر بيرون باشد روزه او باطل نمى‏شود.

1609 اگر نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو برد،روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1610 اگر شك كند كه تمام سر زير آب رفته يا نه روزه‏اش صحيح است.

1611 اگر سر زير آب برود ولى مقدارى از موها بيرون بماند، روزه باطل مى‏شود.

1612 احتياط واجب آن است كه سر را در گلاب فرو نبرد، ولى در آبهاى مضاف ديگر و در چيزهاى ديگر كه روان است، اشكال ندارد.

1613 اگر روزه‏دار بى‏اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد، يا فراموش كند كه روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمى‏شود.

1614 اگر عادتا با افتادن در آب سرش زير آب مى رود، چنانچه با توجه به‏اين مطلب خود را در آب بيندازد و سرش زير آب برود روزه‏اش باطل مى‏شود.

1615 اگر فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد يا ديگرى به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زير آب يادش بيايد كه روزه است‏يا آن كس دست‏خود را بردارد، بايد فورا سر را بيرون آورد، و چنانچه بيرون نياورد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1616 اگر فراموش كند كه روزه است و به نيت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحيح است.

1617 اگر بداند كه روزه است و عمدا براى غسل سر را در آب فرو برد،چنانچه روزه او روزه واجبى باشد كه مثل روزه كفاره وقت معينى ندارد، غسل صحيح و روزه باطل مى‏باشد. ولى اگر واجب معين باشد، اگر به فرو بردن سر در آب قصد غسل كند، روزه او باطل است و بنابر احتياط واجب غسل او هم باطل است،مگر آن كه در زير آب يا در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند، كه در اين صورت غسل او صحيح است. و اما اگر روزه ماه رمضان باشد، هم غسل و هم روزه باطل است، مگر آن كه در همان زير آب توبه نمايد و در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند،كه در اين صورت غسل او صحيح است.

1618 اگر براى آنكه كسى را از غرق شدن نجات دهد، سر را در آب فرو برد، اگرچه نجات دادن او واجب باشد، روزه‏اش باطل است.

7- باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح

1619 اگر جنب عمدا تا اذان صبح غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمدا تيمم ننمايد، روزه‏اش باطل است.

1620 اگر در روزه واجبى كه مثل روزه ماه رمضان وقت آن معين است، تا اذان صبح غسل نكند و تيمم هم ننمايد، روزه‏اش صحيح است.

1621 كسى كه جنب است و مى‏خواهد روزه واجبى بگيرد كه مثل روزه رمضان وقت آن معين است، چنانچه عمدا غسل نكند تا وقت تنگ شود، مى‏تواند با تيمم روزه بگيرد و صحيح است.

1622 اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روز يادش بيايد، بايد روزه آن روز را قضا نمايد، و اگر بعد از چند روز يادش بيايد، بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد. مثلا اگر نمى‏داند سه روز جنب بوده يا چهار روز، بايد روزه سه روز را قضا كند.

1623 كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت ندارد،اگر خود را جنب كند روزه‏اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود، ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند، با تيمم روزه او صحيح است، ولى گناهكار است.

1624 اگر گمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده، چنانچه تيمم كند روزه‏اش صحيح است.

1625 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند كه اگر بخوابد تا صبح بيدار نمى‏شود، نبايد بخوابد، و چنانچه بخوابد و تا صبح بيدار نشود، روزه‏اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود.

1626 هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود، اگر احتمال بدهد كه اگر دوباره بخوابد بيدار مى‏شود براى غسل، مى‏تواند بخوابد.

1627 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان خواب بماند، روزه‏اش صحيح است.

1628 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه غفلت داشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند، در صورتى كه بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، روزه‏اش صحيح است.

1629 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند، يا ترديد داشته باشد كه غسل كند يا نه، در صورتى كه بخوابد و بيدار نشود، روزه‏اش باطل است.

1630 اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود و تصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود، بايد روزه آن روز را قضا كند، و همچنين است اگر از خواب دوم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد، و كفاره بر او واجب نمى‏شود.

1631 خوابى را كه در آن محتلم شده نبايد خواب اول حساب كرد، بلكه اگراز آن خواب بيدار شود و دوباره بخوابد، خواب اول حساب مى‏شود.

1632 اگر روزه‏دار در روز محتلم شود، واجب نيست فورا غسل كند.

1633 هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده، اگرچه‏بداند پيش از اذان محتلم شده، روزه او صحيح است.

1634 كسى كه مى‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگر چه از روى عمد نباشد، روزه او باطل است.

1635 كسى كه مى‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، اگرچه بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده و بداند پيش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت روزه تنگ است، مثلا پنچ روز روزه رمضان دارد، و پنج روز هم به رمضان مانده است، بعد از رمضان عوض آن را به جا آورد، و اگر وقت قضاى روزه تنگ نيست روزه بگيرد.

1636 اگر در روزه واجبى غير روزه رمضان و قضاى آن، تا اذان صبح جنب بماند، روزه‏اش صحيح است، چه وقت آن معين باشد و چه نباشد.

1637 اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمدا غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است تيمم نكند، روزه‏اش باطل است.

1638 اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان يا قضاى آن را بگيرد، بايد تيمم نمايد و روزه‏اش صحيح است، و اگر بخواهد روزه مستحب يا روزه واجب مثل روزه كفاره و روزه نذرى بگيرد، اگرچه بدون تيمم هم روزه‏اش صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است كه تيمم كند.

1639 اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده، روزه او صحيح است، ولى اگر در وسعت وقت قضاى رمضان را گرفته باشد،صحيح بودن آن اشكال دارد.

1640 اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود، يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، اگر چه نزديك مغرب باشد، روزه او باطل است.

1641 اگر زن غسل حيض يا نفاس را فراموش كند و بعد از يك روز يا چند روز يادش بيايد، روزه‏هايى كه گرفته صحيح است.

1642 اگر زن پيش از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود ودر غسل كردن كوتاهى كند و تا اذان غسل نكند و در تنگى وقت تيمم هم نكند، روزه‏اش باطل است. ولى چنانچه كوتاهى نكند، مثلا منتظر باشد كه حمام زنانه شود، اگرچه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نكند، در صورتى كه تيمم كند روزه او صحيح است.

1643 اگر زنى كه در حال استحاضه است، غسلهاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه در مساله به بعد گفته شد به جا آورد، روزه او صحيح است.

1644 كسى كه مس ميت كرده، يعنى جايى از بدن خود را به بدن ميت رسانده،مى‏تواند بدون غسل مس ميت روزه بگيرد. و اگر در حال روزه هم ميت را مس نمايد،روزه او باطل نمى‏شود.

8- اماله كردن

1645 اماله كردن با چيز روان اگرچه از روى ناچارى و براى معالجه باشد، روزه را باطل مى‏كند، ولى استعمال شيافهايى كه براى معالجه است اشكال ندارد، و احتياط واجب آن است كه از استعمال شيافهايى كه براى كيف كردن است، مثل شياف ترياك يا براى تغذيه از اين مجرا است، خوددارى نمايند.

9- قى كردن

1646 هرگاه روزه‏دار عمدا قى كند - اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد - روزه‏اش باطل مى‏شود، ولى اگر سهوا يا بى‏اختيار قى كند، اشكال ندارد.

1647 اگر در شب چيزى بخورد كه مى‏داند به واسطه خوردن آن در روز بى‏اختيار قى مى‏كند، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را قضا نمايد.

1648 اگر روزه‏دار بتواند از قى كردن خوددارى كند، چنانچه براى او ضرر و مشقت نداشته باشد، بايد خوددارى نمايد.

1649 اگر مگس در گلوى روزه‏دار برود، چنانچه به قدرى پايين رود كه به فرو بردن آن خوردن نمى‏گويند، لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است، واگر به اين مقدار پايين نرود، بايد آن را بيرون آورد، اگرچه موجب شود كه قى كند و روزه‏اش باطل شود، و چنانچه فرو برد روزه‏اش باطل مى‏شود، و بنابر احتياط واجب بايد كفاره جمع بدهد.

1650 اگر سهوا چيزى را فرو ببرد و پيش از رسيدن به شكم يادش بيايد كه روزه است، چنانچه به قدرى پايين رفته باشد كه اگر آن را داخل شكم كند خوردن نمى‏گويند، لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است.

1651 اگر يقين داشته باشد كه به واسطه آروغ زدن چيزى از گلو بيرون مى‏آيد، نبايد عمدا آروغ بزند، ولى اگر يقين نداشته باشد اشكال ندارد.

1652 اگر آروغ بزند و بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد آن را بيرون‏بريزد، و اگر بى اختيار فرو رود، روزه‏اش صحيح است.

احكام چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند

1653 اگر انسان عمدا و از روى اختيار كارى كه روزه را باطل مى‏كند، انجام دهد،روزه او باطل مى‏شود و چنانچه از روى عمد نباشد اشكال ندارد، ولى جنب اگر بخوابد و به تفصيلى كه در مساله گفته شد تا اذان صبح غسل نكند، روزه او باطل است.

1654 اگر روزه‏دار سهوا يكى از كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد و به خيال اين كه روزه‏اش باطل شده، عمدا دوباره يكى از آنها را بجا آورد، روزه او باطل مى‏شود.

1655 اگر چيزى به زور در گلوى روزه‏دار بريزند، يا سر او را به زور در آب فرو برند، روزه او باطل نمى‏شود، ولى اگر مجبورش كنند كه روزه خود را باطل كند مثلا به او بگويند اگر غذا نخورى ضرر مالى يا جانى به تو مى زنيم و خودش براى جلوگيرى از ضرر، چيزى بخورد، روزه او باطل مى‏شود.

1656 روزه‏دار نبايد جايى برود كه مى‏داند چيزى در گلويش مى ريزند يا مجبورش مى‏كنند كه خودش روزه خود را باطل كند، اما اگر قصد رفتن كند و نرود يا بعد از رفتن چيزى به خوردش ندهند، روزه او صحيح است، و چنانچه از روى ناچارى كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، روزه او باطل مى‏شود، ولى اگرچيزى در گلويش بريزند، باطل شدن روزه او محل اشكال است.

آنچه براى روزه‏دار مكروه است

1657 چند چيز براى روزه‏دار مكروه است و از آن جمله است: دوا ريختن به چشم و سرمه كشيدن در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد، انجام دادن هر كارى كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف مى‏شود، انفيه كشيدن اگر نداند كه به حلق مى‏رسد و اگر بداند به حلق مى رسد جايز نيست، بو كردن گياههاى معطر، نشستن زن در آب، استعمال شياف، تر كردن لباسى كه در بدن است، كشيدن دندان و هر كارى كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، مسواك كردن به چوب تر، و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون آمدن منى زن خود را ببوسد يا كارى كند كه شهوت خود را به حركت آورد، و اگر به قصد بيرون آمدن منى باشد، در صورتى كه منى بيرون‏آيد، روزه او باطل است.

جاهايى كه قضا و كفاره واجب است

1658 اگر در روزه ماه رمضان عمدا قى كند يا در شب جنب شود و به تفصيلى كه در مساله گفته شد سه مرتبه بيدار شود و بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود،فقط بايد قضاى آن روز را بگيرد، و چنانچه عمدا اماله كند يا سر زير آب ببرد،بنابر احتياط واجب بايد كفاره هم بدهد، ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى‏كند عمدا انجام دهد، در صورتى كه مى‏دانسته آن كار روزه را باطل مى‏كند، قضا و كفاره براو واجب مى‏شود.

1659 اگر به واسطه ندانستن مساله كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى‏كند، چنانچه مى‏توانسته مساله را ياد بگيرد، بنابر احتياط واجب كفاره بر او ثابت مى‏شود، و اگر نمى‏توانسته مساله را ياد بگيرد يا اصلا ملتفت مساله نبوده يا يقين داشته كه فلان چيز روزه را باطل نمى‏كند، كفاره بر او واجب نيست.

كفاره روزه

1660 كسى كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك بنده آزاد كند يا به دستورى كه در مساله بعد گفته مى‏شود، دو ماه روزه بگيرد يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام، يك مد كه تقريبا ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، هر چند مد كه مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگر چه مثلا بك مرتبه بگويد: "استغفرالله"، و احتياط واجب در فرض اخير آن است كه هر وقت‏بتواند، كفاره را بدهد.

1661 كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد، و اگر بقيه آن پى در پى نباشد، اشكال ندارد.

1662 كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، نبايد موقعى شروع كند كه در بين سى و يك روز، روزى باشد كه مانند عيد قربان روزه آن حرام است.

1663 كسى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد، يا وقتى شروع كند كه در بين آن به روزى برسد كه روزه آن واجب است،مثلا به روزى برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه‏ها را از سر بگيرد.

1664 اگر در بين روزهايى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، عذرى مثل حيض يا نفاس يا سفرى كه در رفتن آن مجبور است، براى او پيش آيد، بعد از برطرف شدن عذر واجب نيست روزه‏ها را از سر بگيرد، بلكه بقيه را بعد از برطرف شدن عذر بجامى‏آورد.

1665 اگر به چيز حرامى روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتى حرام شده باشد مثل نزديكى كردن با عيال خود در حال حيض، بنا بر احتياط كفاره جمع
- نظرات (0)

بزرگترین ظلم ها چیست

مسجد

ظلم فرهنگى، بزرگترین ظلم‏ها

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فِی خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ (بقره 114)

كیست ستمكارتر از آنكه نگذاشت نام خدا در مساجد الهى برده شود و سعى در خرابى آنها داشت؟ آنان جز با ترس و خوف، حقّ ورود به مساجد را ندارند. بهره‏ى آنان در دنیا، رسوایى و خوارى و در آخرت عذاب بزرگ است.

بنابر آنچه از شأن نزول‏ها و برخى روایات بدست مى‏آید، آیه درباره‏ى كسانى نازل شده است كه درصدد تخریب مساجد برآمده بودند. در طول تاریخ، تخریب مساجد و یا جلوگیرى از رونق آنان بارها به دست افراد منحرف و طاغوت‏ها صورت گرفته است. از تخریب بیت المقدس و آتش زدن تورات بدست مسیحیان به رهبرى شخصى به نام «فطلوس» گرفته، تا ممانعت قریش از ورود مسلمانان به مسجد الحرام، نشانه‏اى از همین تلاش‏ها است.

امروز نیز از یك‏سو شاهد تخریب مساجد باقیمانده از صدر اسلام در كنار قبور ائمه بقیع علیهم السلام به عنوان مبارزه با شرك هستیم و از طرف دیگر ویرانى مساجد تاریخى، همانند مسجد بابرى در هند را كه نشانگر قدمت مسلمانان در شبه قارّه است، به چشم مى‏بینیم. اینها همه حكایت از روحیّه‏ى كفرآلود طاغوت‏ها و جاهلانى دارد كه از یاد و نام خداوند كه در مراكز توحید طنین انداز مى‏شود، وحشت دارند.

همچنین این آیه به والدین و بزرگانى كه از رفتن فرزندانشان به مساجد ممانعت به عمل مى‏آورند، هشدار مى‏دهد.

و اگر خرابى مسجد ظلم باشد پس آباد كردن مسجد، انفع كارها مى‏باشد. (تفسیر فخر رازى)

توجه به این نكته نیز لازم است كه جلوگیرى از ورود به مسجد و ذكر نام پروردگار و كوشش در تخریب آن، تنها به این نیست كه مثلا با بیل و كلنگ ساختمان آن را ویران سازند، بلكه هر عملى كه نتیجه آن تخریب مساجد و از رونق افتادن آن باشد نیز مشمول همین حكم است

نکات آیه

1- طرق ویرانى مساجد

بدون شك مفهوم آیه فوق، مفهومى وسیع و گسترده است و به زمان و مكان معینى محدود نمى‏شود، همانند سایر آیاتى كه در شرائط خاصى نازل گردیده اما حكم آن در همه قرون و اعصار ثابت است، بنابراین هركس و هر گروه به نوعى در تخریب مساجد الهى بكوشد و یا مانع از آن شود كه نام خدا و عبادت او در آنجا انجام گیرد مشمول همان رسوایى و همان عذاب عظیم است كه در آیه اشاره شده است.

توجه به این نكته نیز لازم است كه جلوگیرى از ورود به مسجد و ذكر نام پروردگار و كوشش در تخریب آن، تنها به این نیست كه مثلا با بیل و كلنگ ساختمان آن را ویران سازند، بلكه هر عملى كه نتیجه آن تخریب مساجد و از رونق افتادن آن باشد نیز مشمول همین حكم است.

چرا كه در تفسیر آیه إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ ... (سوره توبه آیه 18) طبق بیان صریح بعضى از روایات، منظور از عمران و آبادى مسجد تنها ساختمان آن نیست، بلكه حضور در آنها و توجه به محافل و مجالس مذهبى كه در آنها تشكیل مى‏گردد و موجب یاد خدا است نیز یك نوع عمران است، بلكه مهمترین عمران شمرده شده است.

مسجد

بنابراین در نقطه مقابل، آنچه باعث شود كه مردم از یاد خدا غافل گردند و از مساجد باز مانند، ظلمى است بسیار بزرگ!

عجب اینكه در عصر و زمان ما گروهى از متعصبین نادان و خشك و دور از منطق از وهابیان به بهانه احیاى توحید، سعى در تخریب پاره‏اى از مساجد و ساختمانهایى كه بر قبور بزرگان اسلام و صلحاء شده و همیشه مركز یاد خدا است دارند، و عجیبتر اینكه این ستمگران بى منطق، اعمال خود را تحت عنوان مبارزه با شرك انجام مى‏دهند و در این راه مرتكب انواع گناهان و كبائر مى‏شوند در حالى كه اگر فرضا كار خلافى در یكى از این مراكز مقدس انجام شود باید جلو آن را گرفت نه اینكه این خانه‏هاى توحید را به تخریب كشاند، كه این كار همانند كار مشركان جاهلیت است.

 

2- بزرگترین ستم‏

نكته دیگرى كه در این آیه باید مورد توجه قرار گیرد این است كه خداوند این چنین اشخاص را ظالمترین افراد شمرده، و در واقع هم چنین است، زیرا تعطیل و تخریب مساجد و جلوگیرى از مراكز توحید، نتیجه‏اى جز سوق مردم به بى دینى نخواهد داشت، و مى‏دانیم زیان این كار از هر عملى بیشتر و عواقب شوم آن دردناكتر است.

ظلم فرهنگى، بزرگترین ظلم‏هاست. «وَ مَنْ أَظْلَمُ» (در قرآن «أَظْلَمُ»، به افترا بر خدا و بستن خانه خدا گفته شده كه هر دو جنبه فرهنگى دارد)

البته در موارد دیگرى از قرآن كلمه" اظلم" (ستمكارترین مردم) در مورد بعضى از گناهان دیگر نیز به كار برده شده است كه تمام آنها در واقع به مساله" شرك" و نفى توحید باز مى‏گردد.

 

پیام‏های آیه:

1ـ ظلم فرهنگى، بزرگترین ظلم‏هاست. «وَ مَنْ أَظْلَمُ» (در قرآن «أَظْلَمُ»، به افترا بر خدا و بستن خانه خدا گفته شده كه هر دو جنبه فرهنگى دارد.)

2ـ خرابى مسجد تنها با بیل و كلنگ نیست، بلكه هر برنامه‏اى كه از رونق مسجد بكاهد، تلاش در خرابى آن است. «مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ»

3ـ مساجدى مورد قبول هستند كه در آنها یاد خدا زنده شود. مطالب خداپسند و احكام خدا بازگو شود. «یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ»

4ـ دشمن از در و دیوار مسجد نمى‏ترسد، ترس او از زنده شدن نام خدا و بیدارى مسلمانان است. «أَنْ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ»

5ـ مساجد سنگر مبارزه‏اند، لذا دشمن سعى در خرابى آنها دارد. «سَعى‏ فِی خَرابِها»

6ـ مسجد باید پر رونق و پر محتوى و همانند سنگر فرماندهى نظامى باشد.

هم چنان كه جاسوس از رخنه به مراكز نظامى در وحشت و اضطراب است، باید مخالفان و دشمنان نیز از نفوذ و ورود به مساجد، در ترس و نگرانى باشند. «ما كانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِینَ»

7ـ كسانى كه با مقدّسات دینى به مبارزه برمى‏خیزند، علاوه بر قهر الهى در قیامت، گرفتار ذلّت و خوارى دنیا نیز مى‏شوند. «سَعى‏ فِی خَرابِها» ، «لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ»

(اگر سعى در خرابى ساختمانى كه یادآور خداست، ذلّت دنیوى و عذاب اخروى دارد، پس كسانى كه با شایعه و تهمت و تحقیر، قداست مردانى را شكستند كه در جامعه یادآور خدا هستند، قطعاً در همین دنیا گرفتار ذلّت و نكبت خواهند شد.)


منابع:

1-  تفسیر نورج1

2-  تفسیرنمونه ج1

3-  تفسیر فخر رازى


- نظرات (0)

8 رمز محبوبیت در کلام امام علی(علیه السلام )

امام علی

از سیره و گفتار امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به خوبی استنباط می شود که حضرت به معاشرت با جمع و جماعت معتقد بوده و گوشه گیری عزلت کلی از مردم را روا نمی دانستند؛ ولی برای معاشرت و برخورد با مردم، توصیه ها و اصولی را گوشزد می نمودند. از سیره و گفتار امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به خوبی استنباط می شود که حضرت به معاشرت با جمع و جماعت معتقد بوده و گوشه گیری عزلت کلی از مردم را روا نمی دانستند؛ ولی برای معاشرت و برخورد با مردم، توصیه ها و اصولی را گوشزد می نمودند. و برای بهره گیری از آن رهنمودهای نورانی به اختصار به چند مورد اشاره می کنیم .

 

الف) کیفیت معاشرت شایسته با مردم

امیرمؤمنان علیه السلام به پیروی از دستور جامع قرآنی و بنا به آیه «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم» (1) اصولی را در معاشرت و برخورد مناسب با مردم بیان نموده؛ از جمله:

 

1) خوش اخلاقی با مردم

امام علی(علیه السلام) می فرماید:«حسن الخلق خیر قرین» (2)؛ خوش خلقی بهترین همدم (برای انسان) است.

حضرت راه سلامت ماندن در میان مردم را، اخلاق نیکو برشمرده و می فرماید: «تسلم من الناس بحسن الخلق» (3)؛ با خوش اخلاقی، خود را از شرّ مردم نگه دار!

 

2) نیکو سخن گفتن با دیگران

حضرت به امام حسین(علیه السلام) می فرماید: «اعلم ای بنی انه من لانت کلمته، وجبت محبته» (4)؛ ای فرزندم! بدان هر کس که سخنش نرم باشد، مهر و محبتش به دیگران ضرورت یابد.

یکی از اصول «تربیت اجتماعی»، گذشت از خطاهای دیگران است؛ زیرا هر انسانی (غیر از معصومان علیهم السلام) در زندگی مرتکب خطاهایی می شود و چه بسا پس از فهمیدن خطای خود، از آن پشیمان شده و قصد تکرار آن را نداشته باشد

حضرت در فراز دیگری در کیفیت سخن گفتن با مردم چنین آورده است:

«و لا تقل ما لا تعلم بل لا تقل کلما تعلم و لاتقل ما لا تحب ان یقال لک» (5)؛ آنچه نمی دانی نگو! بلکه هر آنچه می دانی، اظهار مکن! نیز حرفی را که نمی خواهی به تو بگویند، مگو!

 

3) خیرخواهی برای دیگران

حضرت علی(علیه السلام) به امام حسن می فرماید: «وامحض اخاک النصیحه حسنه کانت او قبیحه و ساعده علی کل حالم (6)؛ خالصانه برای برادرت خیرخواهی کن، بپسندد یا نپسندد، و در هر حال با او مساعدت کن!

 

4) رعایت ادب

امام علی(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) می فرماید«نالادب خیر میراث» (7)؛ ادب، بهترین ارث از گذشتگان است.

در جای دیگر می فرماید:دل و جان خود را با ادب، روشن و فروزان کن!(8)

از اینجا معلوم می شود که رعایت «آداب اجتماعی» اثر زیادی بر روح و روان آدمی دارد.

 

عزت نفس

5) عزت نفس

خداوند، عزت را مخصوص خود، پیامبر و مؤمنان قرار داده است: «ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین»(9).

امیرمؤمنان(علیه السلام) راه رسیدن به عزت را، بی نیازی از مردم بیان کرده و به امام حسین علیه السلام می فرماید: ای بنی! عزالمؤمن غناه عن الناس؛(10) فرزندم! عزت مؤمن به بی نیازی از مردم است.

 

6) عفو و گذشت

یکی از اصول «تربیت اجتماعی»، گذشت از خطاهای دیگران است؛ زیرا هر انسانی (غیر از معصومان علیهم السلام) در زندگی مرتکب خطاهایی می شود و چه بسا پس از فهمیدن خطای خود، از آن پشیمان شده و قصد تکرار آن را نداشته باشد.

حضرت به امام حسن(علیه السلام) می فرماید: «و اقبل عذر من اعتذر الیک و خذالعفو من الناس»؛(11) هر کس پوزش طلبد، عذرش را بپذیر و گذشت از مردم را، پیشه خود ساز.

امیرمؤمنان(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) می فرماید: و من هتک حجاب غیره انکشف عورات بیته (13)؛ هرکس پرده آبروی دیگران را پاره کند، عیب های خانواده اش (نیز) برملا و آشکار می گردد

و در جای دیگر می فرماید: «همانا عدالت همراه با عفو برای خردمند، از کتک زدن سخت تر است.»(12)

 

7) حفظ اسرار

در معاشرت با دیگران، گاهی متوجه برخی نکات می شویم که آنان دوست ندارند برای عموم افشا شود؛ اینجاست که «حفظ اسرار دیگران»، یک وظیفه اجتماعی خواهد شد.

امیرمؤمنان(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) می فرماید: و من هتک حجاب غیره انکشف عورات بیته (13)؛ هر کس پرده آبروی دیگران را پاره کند، عیب های خانواده اش (نیز) برملا و آشکار می گردد.

از این کلام استفاده می شود که افشای عیب های پنهانی دیگران، موجب آشکار شدن عیوب خانوادگی انسان نیز می گردد و بین این دو، نوعی رابطه علت و معلول برقرار است.

 

8) امر به معروف و نهی از منکر

انسان مؤمن نباید تنها به سلامت خویش خرسند باشد، بلکه می بایست نسبت به محیط زندگی و جامعه خود احساس مسئولیت کند و با زشتی های آن مبارزه نماید و برای زندگی معنوی و اخلاقی جامعه در تلاش باشد.

حضرت به فرزندش امام حسن(علیه السلام) می فرماید:و امر بالمعروف تکن من اهله و انکر المنکر بلسانک و یدک (14)؛ به نیکی امر کن تا از اهل آن باشی و ناپسند را با دست و زبان انکار (و جلوگیری) کن.

 

پی نوشت ها :

1. فتح، 92.

2. تحف العقول ص1.9

3. همان، ص4.8

4. همان، ص87.

5. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص793.

6.ر.ک. تحف العقول، ص08 و .81

.7 همان،ص88 و 9.8

8.همان، ص 3.8

.9منافقون/8.

01 تحف العقول، ص79.

11.همان، ص 88.

12.همان، ص 98.

13.همان، ص 48.

14. همان، ص 27.

منبع : فصلنامه فرهنگ کوثر شماره61


- نظرات (0)

بزرگترین ظلم و حق کشی علیه زنان

زن

اسلام و حد اعلی رشد علمی ، فكری و اجتماعی زن

اسلام می خواهد كه رشد فكری و علمی و اجتماعی و سیاسی و - بالاتر از همه - فضیلتی و معنوی زنان‚ به حد اعلی برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری - به عنوان یك عضو - حد اعلای فایده و ثمره را داشته باشد.

همه تعالیم اسلام از جمله مساله حجاب بر این اساس است. مساله حجاب ‚ به معنای منزوی كردن زن نیست. اگر كسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد ، برداشتش كاملا غلط و انحرافی است. مساله حجاب ، به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قیدو شرط زن و مرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد - بخصوص به ضرر زن - است. مساله حجاب ، به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قیدوشرط زن و مرد در جامعه است.

دلارام و پر عطوفت در خانه و با كرامت در محیط كار

زن مسلمان باید در راه فرزانگی و علم تلاش كند. در راه خودسازی معنوی و اخلاقی تلاش كند. در میدان جهاد و مبارزه - از هر نوع جهاد و مبارزه ای پیشقدم باشد- نسبت به زخارف دنیا و تجملات كم ارزش بی اعتنا باشد. عفت و عصمت و طهارتش در حدی باشد كه چشم و نظر هرزه ی بیگانه را به خودی خود دفع كند.

در محیط خانه‚ دلارام شوهر و فرزندانش باشد. مایه ی آرامش زندگی و آسایش محیط خانواده باشد و در دامن پرمهر و پرعطوفت و با سخنان پرنكته و مهرآمیزش فرزندان سالمی را از لحاظ روانی تربیت كند.

انسانهای بی عقده، انسانهای خوش روحیه ، انسانهای سالم از لحاظ روحی و اعصاب در دامان او پرورش پیداكنند و مردان و زنان و شخصیتهای جامعه را به وجود بیاورد.

مادر از هر سازنده ای سازنده تر و باارزش تر است. بزرگترین دانشمندان ممكن است مثلا یك ابزار بسیار پیچیده ی الكترونیكی را به وجود بیاورند. موشكهای قاره پیما بسازند‚.وسایل تسخیر فضا را اختراع كنند اما هیچ یك از اینها اهمیت آن را ندارد كه كسی یك انسان والا به وجود بیاورد. و او‚ مادر است. این، آن الگوی زن اسلامی است.

از امام على (علیه السلام) نقل است كه فرمود: «زن گل است؛ قهرمان نیست». («قهرمان» یعنى پیشكار و خدمتگذار آبرومند)؛ ایشان خطاب به مردان مى‏گویند كه: زنان در خانه‏هاى شما مثل گلى لطیفند كه باید نسبت به آنها با كمال ظرافت و دقت رفتار كنید

نظر اسلام پیرامون کار کردن زن

از نظر اسلام، میدان فعالیت و تلاش علمى و اقتصادى و سیاسى براى زنان، كاملاً باز است. اگر كسى با استناد به بینش اسلامى بخواهد زن را از كار علمى محروم كند، از تلاش اقتصادى باز دارد یا از تلاش سیاسى و اجتماعى بى‏نصیب سازد، خلاف حكم خدا، عمل كرده است.

زنان به قدرى كه توان جسمى و نیازها و ضرورتهایشان اجازه مى‏دهد، مى‏توانند در فعالیتها شركت كنند و شرع مقدس، مانع نیست؛ البته چون از لحاظ جسمانى، زن ظریفتر از مرد است، لذا ضرورتهایى دارد. تحمیل كار سنگین بر زن، ظلم به زن است؛ اسلام این را توصیه نمى‏كند؛ چنان كه منع هم نمى‏كند.

از امام على (علیه السلام) نقل است كه فرمود: «زن گل است؛ قهرمان نیست». («قهرمان» یعنى پیشكار و خدمتگذار آبرومند)؛ ایشان خطاب به مردان مى‏گویند كه: زنان در خانه‏هاى شما مثل گلى لطیفند كه باید نسبت به آنها با كمال ظرافت و دقت رفتار كنید.

 

زن ریحانه است ، خدمتگذار نیست !

زن، پیشكار شما و خدمتگذار شما نیست كه خیال مى‏كنید كارهاى سنگین را باید به او محول كرد.

این كه بعضى مردان وقتى مى‏خواهند ازدواج كنند، شرط می گذارند كه زن باید حتماً كار كند و شغل و درامدى داشته باشد، خطاست؛ گرچه خلاف شرع نیست؛ اما اسلام به چنین كارى هم توصیه نمى‏كند.

این كه ما بگوییم زن را از فعالیت اقتصادى و اجتماعى ممنوع كنیم، به استناد نظر اسلام، غلط است. اسلام، چنین حرفى نگفته است؛ اما از طرفی هم این كه زن را مجبور به انجام كارهاى سنگین و تلاشهاى دشوار اقتصادى و اجتماعى یا سیاسى كنند، اسلام توصیه نكرده است.

نظر اسلام، یك نظر میانه است؛ یعنى زن اگر فرصت و فراغت داشته باشد و بچه‏دارى مانع او نباشد و علاقه و نیرو و توان جسمانى داشته باشد و بخواهد وارد فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى یا اقتصادى شود، مانعى ندارد؛ اما این كه او را مجبور كنند و بگویند باید حتماً شغلى بپذیرى، روزى فلان قدر كار كنى تا با درامد آن بتوانى در تأمین هزینه خانوار، سهمى به عهده بگیرى، نه. اسلام این را هم از زن نخواسته است و نوعی تحمیل بر زن به حساب مى‏آورد.

اشتغال زن

اسلام با كاركردن زن موافق است. نه فقط موافق است‚ بلكه كار را تا آنجا كه مزاحم با شغل اساسی و مهمترین شغل او‚ یعنی تربیت فرزند و حفظ خانواده نباشد شاید لازم هم می داند.

نکته ی مهم این است که نباید زن را تذلیل كنند و او را وادار به تواضع و خضوع نمایند. تكبر از همه ی انسانها مذموم است‚ مگر از زنان در مقابل مردان نامحرم‚ زن باید در مقابل مرد نامحرم متكبر باشد. " فلایخضعن فی القول ". در حرف زدن مقابل مرد نامحرم نباید حالت خضوع داشته باشد. این‚ برای حفظ كرامت زن است. اسلام این را می خواهد و این‚ الگوی زن مسلمان است.

 

بزرگترین ظلم و حق کشی علیه زنان

در نامعادله ای که غرب تدریجاً در جوامع مختلف تبلیغ و القا کرده است بشریت به دو بخش تقسیم می شود: «مردان» که طرف ذینفع به شمار می آیند، و «زنان» که طرف مورد انتفاع و مورد استفاده هستند.

براساس همین مبنا و نگاه غلط، اگر زنان بخواهند در جوامع غربی نمود و شخصیت یابند باید حتماً به گونه ای رفتار کنند که مردان یعنی طرف ذینفع می خواهند و می پسندند که این اهانت بزرگترین ظلم و حق کشی در حق زنان است.

امروز اگر کسی رفتار مبتنی بر جذابیتهای زنانه را در محیطهای عمومی در غرب محکوم کند مورد هجوم و جار و جنجال قرار می گیرد.

علنی شدن مخالفت با حجاب در غرب یکی دیگر از پیامدهای نگاه ظالمانه به مسئله زن این اسنت که او را از داشتن حجاب منع کرد .

در اسلام به مرد اجازه داده نشده است كه به زن زور بگوید و امرى را بر او تحمیل كند ! براى مرد در خانواده، حقوق محدودى قرار داده شده است كه از روى كمال مصلحت و حكمت است. این حقوق، براى هر كس گفته و تشریح شود، مورد تصدیق قرار خواهد گرفت. همچنین براى زن در خانواده، حقوقى معین شده است كه آن هم از روى مصلحت است.

به طوری که غربی ها مدعی اند که حجاب یک مسئله دینی است و در جوامع لائیک نباید ظهور پیدا کند اما علت واقعی مخالفت غرب با حجاب این است که سیاست راهبردی و بنیانی غرب درباره زن یعنی عرضه شدن و هرزه شدن زن را با چالش روبرو می کند و مانع تحقق آن می شود.

 

زن در خانواده حقوقی دارد !

نگاه اسلام به زن، به عنوان یك عضو در خانواده است كه این از همه مهمتر به نظر مى‏رسد.

در اسلام به مرد اجازه داده نشده است كه به زن زور بگوید و امرى را بر او تحمیل كند ! براى مرد در خانواده، حقوق محدودى قرار داده شده است كه از روى كمال مصلحت و حكمت است. این حقوق، براى هر كس گفته و تشریح شود، مورد تصدیق قرار خواهد گرفت. همچنین براى زن در خانواده، حقوقى معین شده است كه آن هم از روى مصلحت است.

مرد و زن، هر كدام طبیعت و اخلاق و روحیات و غرایزى دارند كه ویژه خودشان است. آنها اگر از خُلقیات ویژه خود به طور صحیح استفاده كنند، در خانواده، زوجى كامل و هماهنگ و مساعد تشكیل مى‏دهند. اگر مرد زیاده‏روى كرد، تعادل به هم مى‏خورد. اگر زن هم زیاده‏روى كرد، تعادل به هم مى‏خورد. اسلام در داخل خانواده، دو جنس زن و مرد را مانند دو لنگه یك در، دو چشم در چهره انسان، دو سنگرنشین در جبهه نبرد زندگى و دو كاسب شریك در یك باب مغازه قرار داده است.

هر كدام از این دو، طبیعت و خصوصیت و خصلت‏هایى هم در جسم و روح و فكر و هم در غرایز و عواطف دارند كه ویژه خودشان است. این دو جنس، اگر با همان حدود و موازینى كه اسلام معین كرده است، در كنار هم زندگى كنند، خانواده‏اى ماندگار و مهربان و بابركت و پرفایده خواهند داشت.


منبع :

سخنان رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای پیرامون زن

سخنان آیت الله مکارم شیرازی


- نظرات (0)