سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

 هر گاه مجاهدان دل و جان خود را با ایمان به خدا و وعده های بزرگ او روشن سازند، و بدانند هر نفسی، و هر سخنی، و هر گامی، در این راه بر می دارند گم نمی شود، بلکه حساب همه آنها بدون کم و کاست و در نهایت دقت محفوظ است و خداوند، در برابر آنها به عنوان بهترین اعمال از دریای بیکران لطفش شایسته ترین پاداش ها را می دهد.
با این حال هرگز از تحمل این مشکلات سر باز نمی زنند و از عظمت آنها نمی هراسند، و هیچگونه ضعف و فتوری هر چند جهاد طولانی و پر حادثه و پر مشقت باشد به خود راه نمی دهند چنانچه می فرماید: "هیچ تشنگى و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمى رسد و در هیچ مكانى كه كافران را به خشم مى آورد قدم نمى گذارند و از دشمنى غنیمتى به دست نمى آورند مگر اینكه به سبب آن عمل صالحى براى آنان [در كارنامه شان] نوشته مى شود زیرا خدا پاداش نیكوكاران را ضایع نمى كند." ﴿١٢٠، توبه﴾ و نیز " و هیچ مال كوچك و بزرگى را انفاق نمى كنند و هیچ سرزمینی را نمى پیمایند مگر اینكه به حساب آنان نوشته مى شود تا خدا آنان را به بهتر از آنچه مى كردند پاداش دهد." ﴿١٢١، توبه﴾
خداوند در چند مورد به پاداش بزرگ و ضایع نشدن عمل  مجاهدان در راه خدا  در قرآن اشاره فرموده است ؛ إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ 
- نظرات (0)

رسیدگی به خانواده های شهدا


خانواده شهدا

با نگاه قرآنی می شود این مسئله را از سه زاویه نگاه کرد: 

نگاه اول

نگاه اول، یک نگاه کلی و اصولی است. اصل "احسان" به دیگران، که همه مخلوقاتی هستند که عیال خدا حساب می شوند، سبب قرب به خدا می شود. 
خدمت به خانواده های شهدا و ایثارگران، یک "احسان" بزرگ مداوم است: "وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ" (بقره ، 195) و نیكى كنید كه خداوند نیكوكاران را دوست دارد. 
محسنین  را خدا دوست دارد، پس به خدا نزدیک می شوند. علاوه بر این، قرآن به طور خاص، احسان به پدر و مادر  را سفارش مکرر و مؤکّد می کند: "وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانا" (احقاف، 15) " ما انسان را توصیه كردیم كه درباره پدر و مادرش نیكى كند". نیکی و خدمت به پدران و مادران شهدا و ایثارگران، قبل از هر چیز، امتثال امرِ احسان به والدین است. 

نگاه دوم

خانواده ی شهدا از معرکه ی این آزمایش سخت، خیلی سربلند بیرون آمده اند و به یمن صبر جمیلشان، کسانی هستند که بشارت خدا بر آن ها نازل شده است: "وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ" (بقره، 155) بشارت بده به استقامت كنندگان.

از زاویه ی دیگر که نگاه کنیم، با خدمت به این خانواده های نورانی، متصل می شویم به کسانی که به خدا رسیده اند اما هنوز زنده اند. درک زنده بودن شهدا، برای ما آسان نیست؛ این را انتهای آیه ی 154 سوره ی بقره می گوید: "وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ" و به آنها كه در راه خدا كشته مى ‏شوند مرده مگویید، بلكه آنها زندگانند ولى شما نمى ‏فهمید. 
اتصال به کسانی که شربت وصل خدا را نوشیده اند و "عند ربهم یرزقون" اند، می تواند به مقرّب شدن ما کمک کند. پای صحبت خانواده ی شهدا که بنشینید، دستگیرتان می شود که شهدا حواسشان خیلی به خانواده بوده و هست؛ پس خدمت به این خانواده هایی که  نگاه واصلان الی الله مدام به آنهاست، یک فرصت طلایی است برای تقرّب الی الله

نگاه سوم

در سومین زاویه ی نگاه قرآنی به این مسئله، به سراغ ویژگی های خاص خود خانواده های معزز شهدا و ایثارگران می رویم. 
رسیدگی به خانواده های عزیز شهیدان، یعنی توجه و احترام به کسانی که یک ملت، مدیون آن ها هستند. یعنی کسانی که آب و خاک و جان و مال و ناموس و آرامش مردم، مرهون آن هاست. نمی شود گفت عزیز دل یک مادر، جگرگوشه ی یک پدر، پشت و پناه یک همسر و فرزند، کمتر از جان خود آنهاست؛ وقتی یک خانواده، عزیزِ رعنای خود را به جهاد فی سبیل الله  می فرستد، گویی جان خود را فرستاده است؛ نفس خود را، ثمره ی خود را به میدان برده است و این یعنی یک ابتلای خیلی بزرگ: "وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ..." (بقره، 155) قطعا همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى، و كمبود میوه ‏ها آزمایش مى‏ كنیم.  
خانواده ی شهدا از معرکه ی این آزمایش سخت، خیلی سربلند بیرون آمده اند و به یمن صبر جمیلشان، کسانی هستند که بشارت خدا بر آن ها نازل شده است: "وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ" (بقره، 155) بشارت بده به استقامت كنندگان. 
این خانواده، مصیبت بزرگ خود را با خدا معامله کرده و به خدا وصل کرده است. "الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ" (بقره، 156) آنها كه هرگاه مصیبتى به آنها رسد مى‏ گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم.
 و پس از این بشارت، صلوات و رحمت و هدایت خدا نصیبشان می شود: "أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ" (بقره، 157) اینها همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت یافتگان. 
آیات 155 تا 157 سوره مبارکه بقره را که می خوانی، استواری و عظمت روح پدران و مادران شهدا پیش چشمت مجسّم می شود. سوختن قلب یک مادر و یک پدر در فراغ جوان برومندی که قد کشیدنش را سال ها به تماشا نشسته، فهمیدنی نیست شاید به همان اندازه ای که زنده بودن شهید را قرآن می گوید شما نمی فهمید. حالا این را بگذارید در کنار انتظار بی -پایانی که بعضی از همین مادران می کشند برای بازگشتن یک بند انگشت باقی مانده از آن سرو رعنا. 

میانبر دیگری که در خدمت و رسیدگی به خانواده های ایثارگران وجود دارد، این است که ارتباط نزدیک با جهادگران، روحیه و عزم جهاد را در ما نیز می پروراند؛ چه جهاد اصغر میدان جنگ و گذشتن از جان، و چه جهاد اکبر و گذشتن از هوای نفس.

غیر از معامله با خدا، غیر از اتصال و قرب خدا، چه چیزی می تواند داغ این قلب های تفتیده را جبران کند؟ غیر از اتصال و قرب خدا، چه چیزی می تواند بجای شکستن و فرو ریختن، به روح این مادران و پدران و همسران، ایستادگی و عظمت ببخشد؟ غیر از بهشت رضوان الهی، چه چیز می تواند آن سوی این معامله باشد؟ 
"إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة" (توبه، 111) خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خریدارى مى‏كند كه بهشت از آن آنها باشد. 
با این اوصاف، با گنج هایی روبرو هستیم که به خدا وصل اند. خدمت به خانواده های شهدا و ایثارگران، متصل شدن به کسانی است که در مسیر قرب الی الله پیشتازند؛ پس به فرموده ی مرجع عالیقدر، آیت الله وحید خراسانی افضل قربات است. 
میانبر دیگری که در خدمت و رسیدگی به خانواده های ایثارگران وجود دارد، این است که ارتباط نزدیک با جهادگران، روحیه و عزم جهاد را در ما نیز می پروراند؛ چه جهاد اصغر میدان جنگ و گذشتن از جان، و چه جهاد اکبر و گذشتن از هوای نفس. 

نکته ی آخر:

این مقرب شدن، فقط در دسترس مسئولین و اهالی بنیاد شهید و امور ایثارگران نیست. خانواده های شهدا و جانبازان و آزادگان، در میان ما و در همین کوچه و محله ما زندگی می -کنند. شاید از اقوام ما باشند. پیدا کردن و سر زدن و خدمت کردن به آن ها کار سختی نیست اما مقرّب شدن را شتاب می بخشد. 


- نظرات (0)

تنها یک قرآن جیبی

تنها یک قرآن جیبی

امام رضا (علیه‌ السلام) افتخاری بی ‌نظیر برای ما ایرانیان است. امامی که با قدوم پربرکت خود نه فقط خراسان بلکه تمام این کشور اسلامی را غرق نور ساختند. کمتر ایرانی ای پیدا می‌شود که به زیارت امام هشتم نرفته و دل به پنجره فولاد نسپرده باشد. نوعی از تجلی این عشق و ارادت به حضرت رضا (علیه‌ السلام) در زیارت ایشان و شرکت در مجالس و محافل رضوی می‌باشد و نوع دیگر آن کهشاید بیشتر مورد رضایت امام هشتم باشد؛ درس گرفتن از ایشان است. هرچند که سراسر زندگی مولا امام رضا (علیه ‌السلام) برای ما شیعیان و محبان حضرتش درس زندگی است ولی ما قصد آن داریم اُنس با قرآن را به عنوان شاخصه‌ای از زندگی حضرت رضا(علیه السلام) معرفی کنیم تا دوستداران آن امام همام با الگو گرفتن از آقا علی بن موسی الرضا (علیه ‌السلام)  به زندگی خویش رنگ و بوی رضوی دهند.

ختم قرآن، برنامه‌ای روزانه
قرآن نامه معشوق است و عاشق راستین هیچگاه راضی نمی‌شود که از نامه معشوق جدا شود. قرآن کلام معبود است و هیچ عبدی راضی نمی‌شود که کلام معبودش قطع شود. قرآن سخن خالق است و مخلوق برای دوام و بقا نیازمند است که با کلام خالق پیوستگی داشته باشد. از این روست که طبق گزارش ابو ذکوان حضرت هر سه روز یک ختم قرآن انجام می‌ دادند و به ابو ذکوان فرموده بودند: «اگر می خواستم زودتر از سه روز آن را به پایان برسانم، می توانستم «اما نخواستم چنین کنم.» زیرا در موقع تلاوت به هر ایه که می رسیدم در آن فکر و اندیشه می کردم که درباره چه چیزی و در چه زمانی نازل شده است. بدین جهت در هر سه روز یک بار قرآن را به پایان می رسانم».[۱]

دعبل شاعر که شعری زیبا در وصف پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت سروده بودند و آن را برای امام خواندند؛ مفتخر به دریافت هدیه‌ای از حضرت رضا شدند. هدیه‌ای که پیراهنی از حضرت رضا (علیه‌السلام) بود و حضرت در وصف آن فرمودند: «از این پیراهن به خوبی محافظت کن که من در این پیراهن هزار شب هزار رکعت نماز خوانده ام و هزار مرتبه قرآن را در آن ختم کرده ام.[۲] متأسفانه برنامه تلاوت قرآن در زندگی روزانه ما بسیار کمرنگ گردیده است؛ حال آنکه اگر مانند ماه مبارک رمضان خود را موظف به خواندن بخشی از قرآن به صورت منظم کرده بودیم در سال می‌توانستیم چندین ختم قرآن انجام دهیم.

قرائت قرآن در بستر خواب
حضرت رضا (علیه ‌السلام) شب‌ها که برای خواب و استراحت به بستر می‌رفتند تا لحظه خواب تلاوت آیات نورانی وحی را برلب داشتند و آن را زمزمه می‌کردند. رجاء بن ابی‌ضحاک در این زمینه چنین گزارش داده‌اند: امام به هنگام خواب در رختخواب خویش فراوان قرآن می خواند و هرگاه به آیه‌ای می رسید که در آن یادی از بهشت یا جهنّم آمده بود، گریه می کرد و از خداوند بهشت را درخواست می کرده و از آتش جهنم به او پناه می برد.[۳] اگر این درس از زندگی حضرت رضا در زندگی ما جاری شود؛ خوابی توأم با آرامش در شب و عدم غفلت در روز نصیب ما می‌شود. فقط کافی است چند سوره قرآن را که از حفظ هستیم بخوانیم تا بستر خوابمان عطراگین به نور قرآن شود.

یک قرآن جیبی
می‌توان شبانه روز حضرت رضا (علیه ‌السلام) را متصل به قرآن دانست. در عصر کنونی نیز ما بسیاری از اوقات را می‌توانیم به ارتباط با قرآن اختصاص دهیم. مسیرهایی که روزانه از وسیله‌های نقلیه عمومی استفاده می‌کنیم، زمان‌هایی که منتظر رسیذن مترو یا اتوبوس هستیم، صف‌های نانوایی یا زمان‌هایی را که منتظر رسیدن نوبت در بانک‌ها می‌گذرانیم و...؛ همگی زمان‌های مرده‌ای هستند که می‌توانیم با استفاده از آنها جان‌های مُرده خود را زنده کنیم و قلبمان را جلا دهیم. تنها و تنها یک قرآن جیبی نیاز است.

پی‌نوشت:
[۱] شیخ صدوق، امالی، ص ۶۶۰؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹،ص۹۰.
[۲]  شیخ طوسی، امالی، ص ۳۵۹؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۳۸.
[۳]بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۴.


- نظرات (0)

چند نکته برای برکت و افزایش روزی

رزق وروزی

اینكه در قرآن كریم آمده: «و ما مِن دابة فی‏الارض الا علی الله رزقها؛ رزق و روزی هر جنبنده ‏ای بر عهده خداوند است.» (سوره هود، آیه 6) باید در نظر داشت كه آنكه ماجرای رزق جنبندگان را به عهده گرفته است الله است نه یك مخلوق. الله یعنی آن كس كه آفریننده نظام‏ های هستی و خالق موجودات است و لذا تعهد الهی تفاوت دارد با تعهد مخلوقی كه جزئی از همین نظام و تحت تأثیر موجودات این نظام است.
شناختن فعل خدا و رزّاقیت خدا شناخت نظامات عالم است. ما خود جزء عالمیم و مانند سایر اجزاء عالم وظیفه ‏ای داریم. وظایفی هم كه ما در عالم درباره ارزاق و حقوق داریم و قانون خلقت ما را موظف به آن وظایف كرده است و یا قانون شریعت ما را به آن موظف ساخته است از شئون رزاقیت خداوند است.

رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: «ازدواج کنید زیرا رزق شما بیشتر می شود.» (وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹) تقریباً همه کسانی که ازدواج کرده اند علی رغم اذعان به بعضی از مشکلات، اعتراف دارند که وضعیت مادی و معیشتی آنان، از قبل ازدواج بهتر شده است. گرچه معمولاً دراین گونه از مسائل اجتماعی استثناءاتی نیز وجود داشته است.

قوه جذب و تغذّی كه در گیاهان است همینطور جهازات تغذیه، میل‏ها و غریزه ‏هائی كه در جانداران است و آنها را به سوی مواد غذایی می ‏كشاند همه از مظاهر رزاقیت حضرت حق است. خداست كه هر جانداری را بوسیله یك سلسله میل‏ ها و رغبت‏ ها مسخر كرده كه در پی مایحتاج خود برود. و برای ارضای این میل ‏ها همیشه در تلاش باشد. همین اندیشه و تلاش و كوشش جد و جهد در این زمینه به موجب رزّاقیت خداوند  است و رزاقیت اوست كه روزی و روزی خوار. رزق و مرزوق را عاشق یكدیگر قرار داده و در پی هم واداشته است. در متن واقع پیوستگی خاصی بین اجزاء خلقت وجود دارد كه آن‏ ها را به یكدیگر تطبیق می ‏دهد. تا طفل طفل است و قادر به تحصیل روزی و تهیه آن نیست، روزی او را آماده و مهیا در اختیار او قرار داده است و تدریجاً كه او قدرت بیشتری پیدا می ‏كند و با كنجكاوی می ‏تواند روزی خود را بدست آورد دیگر روزی او به آسودگی در اختیارش نیست مثل اینكه روزی او را بر می‏ دارند و در نقطه‏ ای دور دست می‏ گذارند تا برود و آن را پیدا كند و استفاده نماید. 
بطور كلی یك تناسبی است میان آمادگی روزی و مقدار توانایی روزی‏ خوار و مقدار هدایتی كه به سوی روزی خود شده است.
انسان چون نسبت به گیاهان و حیوانات موجودی عالی ‏تر است و آنچه برای زندگی گیاهان و حیوانات كافی است برای او كافی نمی ‏باشد مسئله تحصیل روزی او شكل و وضع دیگری دارد. فاصله بین روزی و روزی ‏خوار در عرصه زندگی انسان بیشتر است. از این رو وسائل زیادتری در اختیار او قرار داده شده و دستگاه هدایت در وجودش تقویت گشته به او عقل و عمل و فكر داده شده. وحی و نبوت به یاری‏اش آمده و برایش وظیفه و تكلیف مقرر شده و همه اینها از شئون رزاقیت خداوند است. و لذا اینكه گفته شده:
مخور هول ابلیس تا جان دهد 
هر آنكس كه دندان دهد نان دهد
توانا است آخر خداوند روز 
كه روزی رساند تو چندین مسوز
نگارنده كودك اندر شكم  
نویسنده عمر و روزی است هم(سعدی)
سخن درستی است اما نه به این معنی كه دندان داشتن كافی است كه نان پخته و آماده بر سر سفره انسان مهیا شود. بلكه به این معنی كه در دستگاه خلقت بین نان و دندان رابطه است. اگر نان نبود دندان نبود و اگر دندان و صاحب دندان نبود نان نبود. بین روزی و روزی‏ خوار ووسائل خوردن و هضم و جذب روزی و وسائل هدایت و راهنمایی به سوی روزی در متن خلقت ارتباط است. آن كس كه انسان را در طبیعت آفریده و به او دندان داده نان یعنی مواد غذایی قابل استفاده را هم در طبیعت آفریده و اندیشه و فكر و نیروی عمل و تحصیل و حسن انجام وظیفه را هم آفریده است همه اینها توأما مظهر رزاقیت خداوند است.(بیست گفتار، آیت‏الله مطهری، گفتار ششم، ص 127 تا 137)

 دو نوع رزق و روزی داریم

از مهمترین عوامل برکت در رزق و روزی، داشتن ایمان و تقوا (عمل به واجبات و ترک محرمات) است. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خدای عز و جل به یکی از پیامبران خود وحی فرمود که: هر گاه اطاعت شوم خشنود گردم و چون خشنود گردم برکت دهم و برکت من بی پایان است.» (میزان الحکمة، ج1، ح1700)

در واقع ما دو گونه رزق و روزی داریم: رزقی كه بسراغش می ‏رویم و رزقی كه به سراغمان می ‏آید.
امام علی (علیه السلام): اِن الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق یطلبك فان انت لم تأته اتاك   (نهج‏البلاغه، نامه 31)
رزق طالب  (كه به سراغ ما می ‏آید) رزقی است كه همواره ما را تعقیب می‏كند حتی اگر از آن فرار كنیم ما را رها نمی‏سازد همان طور كه رهایی از چنگال مرگ ممكن نیست. حضرت رسول اكرم(صلی الله و علیه وآله):  لو اَنَّ ابنَ آدم فَرَّ من رِزقِه كما یَفِرُّمن المَوتَ لادركه كما یدركه الموت (مكارم‏الاخلاق 2/377)
این گونه رزق ریشه در قضای الهی دارد و هیچ گونه تغییر و تحولی در آن صورت نمی ‏گیرد. در این زمینه مرحوم علامه طباطبایی می‏ فرماید: روزی و روزی‏ خوار متلازم همند و معنی ندارد كه روزی‏ خوار در مسیر زندگی طالب بقاء باشد اما رزقی برایش نباشد همینطور ممكن نیست رزقی محقق باشد و روزی‏ خواری در بین نباشد و نیز رزق از مایحتاج روزی‏ خوار افزون باشد و لذا رزق داخل در قضای الهی  است. (المیزان، ج 18، جزء 27، ص 377)
اما قسم دیگر روزی (رزق مطلوب) رزقی است كه برای طالب آن مقدّر شده است. اگر آن را طلب نمائیم و مشروط و علل لازم وصول به آن را مراعات نمائیم چنین رزقی را بدست می ‏آوریم و در واقع تلاش ما در جهت رسیدن به این‏گونه روزی، جزء العلّة است و اگر در كنار دیگر علل مهیای عالم غیب قرار گیرد مسلما دستیابی به آن حتمی است.
در این باره مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می ‏فرماید: طلب نمائید روزی را كه مضمون و مقدر است اما برای طلب‏ كننده آن: اطلبوا الرّزق فانّه مضمون لطالبِه (الارشاد، 1/303) همانطور كه طلب بدون ضمانت بی‏ معنی است تضمین رزق بدون طلب نیز در این قسم (روزی مطلوب) ناممكن است. 
لذا از این دو قسم روزی كه از ناحیه خدای بزرگ برای بندگان معین گشته است قسمی از آن بدون قید و شرط و به عبارتی رزق طالب و قسمی دیگر مشروط است و مطلوب. روزی بی‏ قید و شرط در هر حال انسان را طلب می ‏نماید و تا پیمانه قابلیت انسان از این ‏گونه رزق پر نگردد اجل و مرگ انسان فرا نمی ‏رسد. حضرت رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله): الا و اِنّ الرُّوحَ الاَمینَ نَفَتَ فی روعِی اَنَّه لن تَموتَنَفْسٌ حَتّی تستكمل رزقها (الكافی، 2/74/2)
اما روزی مطلوب و مشروط حتمیت و ضرورتش مشروط به انجام اموری و در نظر گرفتن مسائلی است كه بدون ترتیب و انجام شرائط محقق نمی ‏گردد.

نکاتی درباره ی برکت در مال

در کنار این انواع رزقی که عرض شد، دستورالعمل هایی داده شده است که همین نوع رزق را با برکت کنیم تا بهتر زندگی کنیم.
در ادامه به نکاتی از آن ها می پردازیم:

1- داشتن ایمان و تقوا

امام صادق ‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات  را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می ‌كند و روزی فراوانی برایش می ‌دهد..."( اعلام الدین‌، دیلمی‌، ص 377)

یکی از عوامل مهم برکت زا در زندگی، داشتن ایمان  و کسب تقوا  می باشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ ؛ اگر مردم قریه ها ایمان آورده و پرهیزکاری پیشه کرده بودند، برکت های آسمان و زمین را به رویشان می گشودیم» (سوره اعراف، 96)
از مهمترین عوامل برکت در رزق و روزی، داشتن ایمان و تقوا (عمل به واجبات و ترک محرمات) است. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خدای عز و جل به یکی از پیامبران خود وحی فرمود که: هر گاه اطاعت شوم خشنود گردم و چون خشنود گردم برکت دهم و برکت من بی پایان است.» (میزان الحکمة، ج1، ح1700)

2- ازدواج کنید

ازدواج  دارای فوائد فراوانی است که در معارف نورانی  اسلام به آنها اشاره شده است: بقاء نسل، آرامش و تعادل روحی، تأمین نیازهای طبیعی و غریزی انسان و ازدیاد رزق.
بر خلاف بیشتر تصورات ابتدایی از ازدواج، که عده ای آن را موجب زیاد شدن نان خور و تقسیم سرمایه می دانند. دین اسلام ازدواج را موجب برکت و ازدیاد رزق و روزی  می داند. خداوند می فرماید: «اشخاص مجرد و بردگان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید که اگر فقیر باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می کند.» (نور، 32) 
رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: «ازدواج کنید زیرا رزق شما بیشتر می شود.» (وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹) تقریباً همه کسانی که ازدواج کرده اند علی رغم اذعان به بعضی از مشکلات، اعتراف دارند که وضعیت مادی و معیشتی آنان، از قبل ازدواج بهتر شده است. گرچه معمولاً دراین گونه از مسائل اجتماعی استثناءاتی نیز وجود داشته است.

3 سوره برای افزایش رزق و روزی

در کنار معنویات و سوره هایی که تأکید شده، یادمان نرود که باید اسباب دیگر چون تلاش و ... هم باشند. برخی از سوره‌هایی كه در روایات اسلامی برای زیاد شدن رزق و روزی توصیه شده عبارتند از:
1. سوره واقعه.: امام صادق ‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه  را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی ‌بیند و از دوستان حضرت علی ‌(علیه السلام) می‌شود..."( وسائل الشیعه‌، شیخ حر عاملی‌، ج 6، ص 112)
2. سوره مزمل:‌ رسول اكرم‌ (صلی الله علیه و آله) می‌ فرماید: "هر كس سوره مزمل  را بخواند در دنیا و آخرت سختی از او برداشته می شود".( مستدرك الوسائل‌، محدث نوری‌، ج 4، ص 354)
3. سوره ذاریات‌: امام صادق ‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات  را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می ‌كند و روزی فراوانی برایش می ‌دهد..."( اعلام الدین‌، دیلمی‌، ص 377)
- نظرات (0)

وظیفه ما در برابر دشمنان چیست

متحد بودن

قرآن کریم در باب مقابله با دشمنان، هم مسلمانان را به وحدت دعوت كرده: «و اعتصموا بحَبلِ اللّه جَمیعاً و لا تفرّقوا» (سوره آل ‏عمران، آیه 103) و هم از تفرقه نهى فرموده است: «و لا تَنازعوا فتَفشِلوا» (سوره انفال، آیه 46) با یكدیگر نزاع نكنید كه سست و ناتوان مى ‏شوید. 
نکته ی قابل توجه اینکه می فرماید: با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، این عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود.
به دو مثال توجّه كنید: 
قطرات باران تا وقتى از هم جدا هستند، قدرتى ندارند، امّا وقتى در كنار هم قرار مى ‏گیرند و به شكل جوى و سپس رودخانه جارى مى ‏شوند، چنان قدرتى مى ‏یابند كه اگر مهار نشوند، سیل بنیان‏ كن مى ‏شوند و اگر در پشت سد مهار شوند، توربین‏ هاى عظیمى را به حركت در مى ‏آورند كه ده ها مگاوات برق تولید كرده و چرخ صنعت را به حركت درمى ‏آورند. 
هر دست ما پنج انگشت دارد، امّا در برابر دشمن مشترك، همه انگشتان با هم جمع شده و به شكل مشت بر سینه دشمن كوبیده مى ‏شود. 
با آنكه هر انگشت از انگشت دیگر متفاوت و متمایز است، یكى بلند است و یكى كوتاه، یكى نازك است و یكى كلفت و هر كدام نباشند، بخشى از كارهاى روزمرّه انسان زمین مى ‏ماند. مثلاً بدون انگشت شصت، نمى‏ توان دگمه را بست و یا قلم را به دست گرفت و چیزى نوشت.

با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود

بنابر این مسلمانان با وجود اختلافات سلیقه ‌ای و طبیعی و اختلاف در امور جزئی و فرعی، باید در برابر دشمنان بالفعل و بالقوه خود، در جهت حفظ و دفاع از دین و دسترس به اهداف اساسی و اصولی در ابعاد گوناگون، همسو و همفكر و هم‌ مرام باشند و با تمام توان و برنامه ‌های منسجم و همسو، از دین و دستاوردهای آن دفاع نمایند.
قرآن، مسلمانان را به وحدت دستور می دهد و از تنازع و مشاجره جهت پیشگیری از سستی و زبونی و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صریح نهی می کند.
پیامبر گرامی اسلام با تکیه بر مبانی اتحاد اسلامی، مدینه فاضله ای سرشار از عشق، صمیمیت، برادری، ایثار و تمامی فضایل انسانی ساخت که هنوز بشر در حسرت و آرزوی تحقق دوباره چنین جامعه ای به سر می برد.
از دیگر آثاری که قرآن برای اتحاد برمی شمارد، استواری و حفظ هیمنه و استحکام جامعه است. هنگامی که جامعه از اختلاف دست بردارد و تنازع را به کناری نهد، دل ها به هم نزدیک و صفوف آنها منسجم و مستحکم می گردد؛ به گونه ای که خللی در میان نمی ماند تا دشمن از آن نفوذ کند و به جامعه ضربه زند. در این تحلیل، علت و سبب شکست جامعه، وجود اختلافات و درگیری ها دانسته شده است که مفهوم دیگر آن می تواند چنین باشد که اتحاد، عاملِ انسجام و وحدت صفوف و در نتیجه، پیروزی است.
با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود. [آشنایی با قرآن، ج3 ص 101]
نزاع و اختلاف ، عامل انهدام کیان و شخصیت جامعه اسلامی است. با یکدیگر نزاع نکنید و اختلاف نداشته باشید که سست و ضعیف خواهید شد و بو و خاصیت خود را از دست خواهید داد.
جدال و اختلاف، کیان و شخصیت جامعه اسلامی را منهدم می کند. ایمان اساس دوستی و وداد و ولاء مؤمنان است.


- نظرات (0)