سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



کشتی نوح و پیکر فرعون

حضرت نوح

چیز عجیبی است! در مورد دو چیز است (که) در قرآن کریم این تعبیر آمده است، یعنی از این همه حوادثی‏ که در امم گذشته بوده در مورد دو چیز قرآن مطلبی را گفته است که با عصر نزول قرآن تقریبا می‏شود گفت سازگار نبوده به این معنا که امر مجهولی‏ بوده است.

یکی راجع به کشتی نوح است. قرآن می‏گوید ما این را باقی‏ گذاشته‏ایم: « و لقد ترکناها آیة » یعنی از بین نرفته و معدوم نشده‏، و عجیب این است که در سالهای اخیر این قضیه چند بار مورد تأیید واقع‏ شده که در همان کوهی که قرآن آن را " جودی " می‏نامد « و استوت علی‏ الجودی » (هود/44) که می‏گویند کوه های آرارات است آثار و علائم یک کشتی بالای کوه (دیده شده است)

کشتی بالای کوه که تناسب ندارد، کشتی‏ را در قعر دریا باید پیدا کنند نه بالای کوه، در آنجا پیدا شده که این جز با همین مطلبی که در کتب مذهبی آمده است یعنی داستان نوح و کشتی که آب‏ آنقدر باشد که روی آن کوه کوتاه را بگیرد به طوری که کشتی روی کوه فرود بیاید (سازگار نیست)، و حتی در روزنامه‏ها نوشتند که شاید این همان‏ کشتی نوحی است که می‏گویند.

آقای طباطبایی در یکی از جلدهای تفسیر المیزان این مطلب را (نقل کرده‏اند). اتفاقا ایشان می‏گفت که من وقتی داشتم تفسیر آیات مربوط به حضرت نوح در سوره هود را می‏نوشتم، به همین جا برخورد کرده بودم که روزنامه‏ها این جریان را نوشتند، همانجا آن را درج کردم.

کشتی بالای کوه که تناسب ندارد، کشتی‏ را در قعر دریا باید پیدا کنند نه بالای کوه، در آنجا پیدا شده که این جز با همین مطلبی که در کتب مذهبی آمده است یعنی داستان نوح و کشتی که آب‏ آنقدر باشد که روی آن کوه کوتاه را بگیرد به طوری که کشتی روی کوه فرود بیاید (سازگار نیست)، و حتی در روزنامه‏ها نوشتند که شاید این همان‏ کشتی نوحی است که می‏گویند

و دیگر در موضوع فرعون است که دارد: « فالیوم ننجیک ببدنک لتکون‏ لمن خلقک آیة » (یونس/92)ما بدنت را نجات می‏دهیم برای اینکه آیتی باشد برای آیندگان، که بعد همان را پیدا کردند، غیر از آن مومیایی‏هایی که‏ خودشان قبلا مومیایی کرده بودند. غرض این که آن فرعون هلاک شده موسی هم‏ بدنش باقی است.

*تخته‏هایی که وضع ساختمانش نشان می‏دهد که جز برای کشتی ساخته‏ نشده‏اند، به تعبیر قرآن 'الواح' ، یعنی این چوبها به گونه‏ای با یکدیگر تنظیم شده‏اند که جز برای کشتی این طور تنظیم نمی‏کنند. جدیدا هم در روسیه قسمت دیگرش پیدا شده. استاد مطهری: همین قدر اجمالا می‏دانم که این را هم بعضی همین اواخر نوشتند.


- نظرات (0)

چهره انبیاء را مخدوش نکنید!

کشتی نوح

جای تاسف است که اخیرا برخی از افراد کم آشنا نسبت به امهات معارف اسلامی، در باب حساس ترین موضوعات دینی -اصل نبوت عامه - به راحتی اظهار نظر کرده، با طرح ادعاهایی ناصواب، رسالت مدبرانه پیامبرانی چون حضرت نوح علیه السلام را به چالش می کشانند؛ پیامبری که باید گفت نسل حاضر در اصل حیات خویش وامدار اوست، و اگر مدیریت خردمندانه وی نبود، به طور حتم، نسل بشر در پی عذاب فراگیر الهی منقرض می گردید.

به فرموده قرآن، آن حضرت بر گردن پیروان معاصر و حتی پسینیان بعد از خود نیز حق بسیار دارد؛ تا آنجا که رب جلیل، سلام و برکات ویژه خود را به این هر دو گروه تقدیم می دارد:

«قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَیكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ(هود/48)

(به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهای نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‌رسد (،چرا که این نعمتها را کفران می‌کنند!)»

آنجا که فطرت انسانی، در اثر پیروی از شهوات و هواهای نفسانی منقلب شود و انسان عنود، از شنیدن هر سخن حقی بگریزد، دیگر چه انتظار می توان داشت که حق مستقر شود و عدالت فراگیر؟

آحاد بشر امروز از طرف پدر و مادر به آن جناب منتهى و به عنوان ذریه وی به شمار می روند چنانکه قرآن می فرماید:

و جعلنا ذریته هم الباقین(صافات/77)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم.

او نخستین پیامبر صاحب شریعت و دریافت کننده نخستین کتاب آسمانی است كه باب تشریع احكام را گشوده افزون بر طریق وحى، با منطق عقل و جدال احسن نیز با مردم احتجاج نمود؛ مردمانی حق گریز، لجوج و بس ناسپاس که در مدت مدید رسالت پر رنجش(950سال) جز اندکی انگشت شمار(8نفر)دعوت وی را لبیک نگفتند که اساسا زمینه مساعد برای پذیرش سخن حق فراهم نیامد. آری!آنجا که فطرت انسانی، در اثر پیروی از شهوات و هواهای نفسانی منقلب شود و انسان عنود، از شنیدن هر سخن حقی بگریزد، دیگر چه انتظار می توان داشت که حق مستقر شود و عدالت فراگیر؟(برخی از مردمان در زمان نوح انگشت در گوش مى‏نهادند تا نشنوند: «جعلوا اصابعهم فى آذانهم...)

اصلا نوح را از این رو "نوح" خوانده اند که گرفتار مردمانی دل مرده و حجود شده بود چنانکه ابن عربی ‌گوید:

«روایت شده نوح بدان سبب نوح نامیده شده كه بر مردم خویش سخن و نوحه سرایی می‌كرده است»[. ابن عربی، محمد بن عبدالله بن ابی بكر، أحكام القرآن، ج‏2، ص: 786] زیرا كه نوحه بر میّت را، "نوح" می‌گوید.

نه تنهای دلهای آنان مرده که چشمانشان نیز تهی از نور بصیرت بود: إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمًا عَمینَ(اعراف/64) «براستی ایشان مردمى بى‏بصیرت بودند.»

حتی نمی توان و نباید گفت که تجدید نبوت انبیاء، دلیل بر عدم تحقق وعده الهی - عدالت - در میان امتهای پیامبران پیشین است، چرا که در امتهای گذشته، سرچشمه های وحیانی -کتب آسمانی- به عنوان تنها منابع هدایت، دستخوش تحریف می شدند از طرفی، تکامل عقلانی بشر، نیز امری تدریجی بوده و به فراخور این تکامل می بایست پیامبرانی در زمانهای سپس تر فرستاده می شدند.

پیامبران به عنوان جانشینیان و برگزیدگان خداوند، نخبه ترین، مدیرترین و صالح ترین افراد در زمان خویشند و طرح این ادعا که رسولی فاقد مدیریت جامع است، به نوعی خرده گرفتن بر گزینش الهی است.

اعتقاد صحیح و بایسته آن است که نوح پیامبر، بر وی درود، ریشه و منشاء دین توحید در سرتاسر عالم است، و بر تمامى افراد موحد عالم كه تاكنون آمده و تا قیامت خواهند آمد منت داشته و همه مرهون اویند، و به همین جهت است كه خداى عزوجل او را به سلامى عام اختصاص داده و هیچ كس دیگر را در آن سلام شریك وى نساخته است آنجا که می فرماید: سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ(الصافات/79) سلام بر نوح در میان جهانیان باد!

و باز به همین جهت است كه خداى عزوجل او را از میان همه عالمیان ممتاز گردانید و از نیكوكارانش برشمرد، و او را بنده ای شكور و صالح خواند، و در زمره بندگان مؤ من خود دانست.

براستی اگر پیامبری در انجام رسالت عدالت محورانه خود ناموفق باشد، آیا شایسته این همه تکریم و تقدیر خواهد بود؟

باز به سراغ قرآن برویم تا بینیم سیمای این پیامبر برگزیده الهی، در آیینه قرآن چگونه تصویر شده است:

 

سیمای نوح در قرآن

«با اینكه نام حضرت نوح‏علیه السلام 40 مرتبه در قرآن آمده، امّا از محلّ تولّد، مسكن، شغل، وفات و محل دفن او چیزى نیامده است. زیرا آنچه براى ما درس و بهره است، همان رفتار و برخوردهاى اوست.

داستان حضرت نوح‏علیه السلام در 6 سوره از قرآن كریم آمده است، اعراف، هود، مؤمنون، شعرا، قمر، نوح كه مفصّل‏ترین آنها در همین سوره (هود) است.

پیامبران به عنوان جانشینیان و برگزیدگان خداوند، نخبه ترین، مدیرترین و صالح ترین افراد در زمان خویشند و طرح این ادعا که رسولی فاقد مدیریت جامع است، به نوعی خرده گرفتن بر گزینش الهی است.

او اوّلین پیامبر اولوالعزم است كه رسالت جهانى و كتاب و شریعت داشت.

بعثت این پیامبر اولوالعزم، بعد از حضرت آدم و به هنگام شیوع شرك و بت‏پرستى و ظلم بوده و برنامه‏ى او را توحید، نماز، امر به معروف و نهى از منكر، عدالت و صدق و وفا تشكیل مى‏داده است.

مدّت رسالت آن حضرت، 950 سال بوده است، وقتى در پایان، خداوند به او فرمود: كسى به رسالت تو ایمان نخواهد آورد، مأیوس شد و نفرین كرد و در نتیجه، حتّى زن و فرزندش كه در راه او نبودند، به همراه كفّار غرق شدند.

حضرت نوح‏علیه السلام، پدر دوّم بشر، وپدر بزرگ همه‏ى انبیا، جز آدم و ادریس‏علیهما السلام است، خداوند او را برگزید، «انّ اللّه اصطفى آدم و نوحاً... على العالمین»(1) و بر او سلام فرستاد. «سلام على نوح فى العالمین»(2)

داستان حضرت نوح‏علیه السلام با تفاوت‏هایى در تورات نیز آمده است. كتبِ كلدانیان، هندیان، چینى‏ها، یونانیان و پارسیان، طوفان نوح را قهر خداوند به سبب ظلم و فساد مردم دانسته‏اند. در اوستا، كتاب مقدّس زردشتیان نیز خطر طوفانى عالمگیر كه به واسطه آن همه‏ى مردم غرق مى‏شوند مطرح است، بدین صورت كه به جمشید وحى مى‏شود كه حائطى عظیم بساز و همه‏ى مردان و زنان صالح و از هر حیوان یك جفت را در آن قرار بده.

رسالت حضرت نوح‏علیه السلام جهانى بوده است، چون زمین بدون حجّت نمى‏شود و غرق شدن همه‏ى كفّار با نفرین حضرت نوح‏علیه السلام كه فرمود: «ربّ لاتذر على الارض من الكافرین دیّارا»(3) شاهد بر آن است و از طرفى اگر رسالت آن حضرت منطقه‏اى و سیل هم در همان محدوده بوده، دیگر به سوار كردن یك جفت از هر حیوانى نیازى نبوده است، در حالى كه این كار براى حفظ نسل حیوانات در كره‏ى زمین انجام گردیده است.(4)

سرگذشت حضرت نوح‏علیه السلام؛ تاریخى هزار ساله‏است، كه داستان یك سیل عالمگیر، ماجراى انقراض یك نسل و آغاز جامعه‏اى نوین، تابلویى از پیروزى حقّ بر باطل، جلوه‏اى از مستجاب شدن نفرین پیامبر، نمونه‏اى از قطع رابطه‏ى پدر و پسر به خاطر مكتب، آیتى از تسلیم هستى در برابر فرمان خداوند، حفظ نسل حیوانات و كشتى سازى دور از دریا را در خود جاى داده است.

ویژگى‏هاى نوح در قرآن(5)

براى حضرت نوح‏علیه السلام در قرآن ویژگى‏هاى بسیارى بیان شده است از جمله:

 1. اولین پیامبر اولوا العزم است كه به عنوان شیخ الانبیا نامیده شده است.

 2. تنها پیامبرى است كه مدّت رسالتش در قرآن مطرح شده است.(950 سال)

 3. پیامبرى است كه حتّى فرزند و همسرش با او مخالف بودند و به او ایمان نیاوردند.

 4. سلام مخصوص خداوند به او: «سلام على نوح فى العالمین»(6) خداوند به ابراهیم و موسى و هارون و الیاس و بندگان صالحش سلام كرده، ولى در هیچ یك از این سلام‏ها كلمه «فى العالمین» نیامده است.

 5. تنها پیامبرى است كه همسر و فرزند و قومش با او مخالفت كردند.

او نخستین پیامبر صاحب شریعت و دریافت کننده نخستین کتاب آسمانی است كه باب تشریع احكام را گشوده افزون بر طریق وحى، با منطق عقل و جدال احسن نیز با مردم احتجاج نمود؛ مردمانی حق گریز، لجوج و بس ناسپاس که در مدت مدید رسالت پر رنجش(950سال) جز اندکی انگشت شمار(8نفر)دعوت وی را لبیک نگفتند که اساسا زمینه مساعد برای پذیرش سخن حق فراهم نیامد.

 6. تنها پیامبرى كه بیشترین عمر را كرد، به امر خدا كشتى ساخت، حیوانات به وسیله كشتى او بود و وسیله نجات نسل بشر شد و به نام ابوالبشر ثانى ملقب شد.

 7. اولین پیامبرى‏كه داراى كتاب و شریعت جهانى شد.(7)

 8. پیامبرى كه خداوند با نفرین او زمین را در آب غرق كرد.

 9. پیامبرى كه بعد از 950 سال، تنها 8 نفر یار داشت.

مقایسه كفّار زمان حضرت نوح و پیامبر اسلام(8)

میان كفّار زمان حضرت نوح و كفّار زمان پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله: شباهت هایى است كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

 1. فرار از حق

فرار قوم نوح: «فلم یزدهم دعایى الاّ فرارا»(9)

فرار قوم پیامبر: «ان یریدون الاّ فرارا»(10)

 2. دعوت براى مغفرت‏

حضرت نوح:«دعوتهم لتغفرلهم»(11)

پیامبر اسلام: «تعالوا یستغفر لكم رسول اللّه لوّوا رؤسهم»(12)

 3. تكبر و استكبار

 كفّار زمان نوح: «واستكبروا استكبارا»(13)

كفّار زمان پیامبر: «ثمّ ادبر و استكبر»(14)

 4. گوش ندادن به وحى

كفّار زمان نوح انگشت در گوش مى‏نهادند تا نشنوند. «جعلوا اصابعهم فى آذانهم»(15)

كفّار زمان پیامبر نیز مى‏گفتند به قرآن گوش ندهید و هنگام تلاوت پیامبر جنجال كنید تا شاید پیروز شوید. «لا تسمعوا لهذا القرآن والغوا فیه لعلكم تغلبون»(16)

حضرت نوح، تنها پیامبرى است كه مدّت رسالتش در قرآن مطرح شده است.

برخورد قوم نوح با آن حضرت به گونه‏اى بود كه گاه دست فرزندان خود را مى‏گرفتند و نزد حضرت نوح مى‏آوردند و مى‏گفتند: همان گونه كه پدران ما به ما سفارش كردند ما نیز به شما مى‏گوییم كه حرف این مرد را گوش ندهید.»(17)

________________

1) آل‏عمران، 33.

2) صافّات، 79.

3) نوح، 26.

4) تفسیر المنار مدّعى است كه رسالت حضرت نوح منطقه‏اى بوده، امّا تفسیر المیزان به شدّت آن را ردّ مى‏كند.

5) ذیل آیات 75 تا 80 سوره صافّات و 1 تا 3 سوره نوح.

6) صافات، 79.

7) كنز العمال، حدیث 32391.

8) ذیل آیات 5 تا 9 سوره نوح.

9) نوح، 6.

10) احزاب، 13.

11) نوح، 7.

12) منافقون، 5.

13) نوح، 7.

14) مدثر، 23.

15) نوح، 7.

16) فصّلت، 26.

17) برگرفته از: تفسیر نور


- نظرات (0)

برکات ماه رجب

ماه رجب، رجب، ماه برکت

خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید * إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی كِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ....*  از آن روز که نظام منظومه شمسی به شکل کنونی صورت گرفت، سال و ماه نیز به وجود آمد، سال، عبارت از یک دوره کامل گردش زمین به دور خورشید و ماه عبارت از یک دوره کامل گردش کره ماه به دور کره زمین است که در هر سال دوازده بار تکرار می شود.

امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: ماه رجب، ماه بزرگی است که در آن پاداش حسنات چند برابر به حساب می آید و گناهان آدمی در آن آمرزیده می شود. کسی که یک روز در این ماه را روزه بگیرد، آتش جهنم به اندازه صد سال از او فاصله می گیرد و کسی که سه روز در این ماه روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می شود.

این در حقیقت یک تقویم پرارزش طبیعی و غیر قابل تغییر است که به زندگی همه انسانها یک نظام طبیعی می بخشد و یکی از نعمتهای بزرگ خداوند برای بشر محسوب می شود.  لکن برخی از این ماه ها به جهت اتفاقات و حوادث پربرکتی که در آن رخ داده از ارزش و اهمیت بسیار و چه بسا فوق العاده ای برخوردار می باشد که از جمله این ماه ها می توان به ماه رجب اشاره کرد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام به عظمت این ماه اشاره شده است.  

ماهی از ماه های حرام

رجب، به معنای قربانی و تعظیم است. ماه رجب، ماه هفتم از سال هجری قمری است که بین دو ماه جمادی الاخر و شعبان قرار دارد. این ماه دارای سی روز است و بدین نام برای بزرگداشت آن در جاهلیت شناخت شده است. امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: ماه رجب، ماه بزرگی است که در آن پاداش حسنات چند برابر به حساب می آید و گناهان آدمی در آن آمرزیده می شود. کسی که یک روز در این ماه را روزه بگیرد، آتش جهنم به اندازه صد سال از او فاصله می گیرد و کسی که سه روز در این ماه روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می شود.

همچنین از این امام بزرگوار نقل شده که رجب، نام رودی است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین تر است، کسی که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند متعال از زلال جاری آن رود به وی می نوشاند.  پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: آگاه باشید که ماه رجب، ماه ساکت خدا و از ماه های بزرگ است و از آن روی "اصمّ" نامیده شده که هیچ یک از ماهها نزد خدا در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد، مردم جاهلیت این ماه را در دوران خود بزرگ می شمردند و هنگامی که اسلام آمد، بر عظمت و فضیلت آن افزوده شد. آگاه باشید که رجب ماه خداوند سبحان و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.  

خداوند متعال در آیه *إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً....مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَكُمْ... * ماه رجب را در کنار ماه های ذی القعده، ذی الحجه و محرم ازماه های حرامی قرار داده که به حرمت و احترام آن جنگ و خونریزی در آن حرام است. تحریم جنگ در این چهارماه یکی از طرق پایان دادن به جنگهای طویل المده و وسیله ای برای دعوت به صلح و آرامش است زیرا هنگامی که جنگجویان چهار ماه از سال را اسلحه به زمین گذارند و مجالی برای تفکر و اندیشه پیدا کنند، احتمال ادامه نیافتن جنگ بسیار زیاد است که این خود نشانه روح صلح طلبی اسلام است.  

امام صادق علیه السلام فرموده اند که روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بنى‏ سالم‏ در حالى كه دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بودند، نازل گردید و در حالی که بازوهاى آن حضرت را گرفت، ایشان را از جانب بیت المقدّس بسوى " كعبه " برگردانید و آیه فوق را تلاوت کرد. این تغییر قبله به علت آزار و اذیت هایی بود که یهود نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روا می داشتند

اتفاقات پر برکت در ماه رجب

مفسران قرآن کریم ذیل آیات*اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ/خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ....عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَم‏* بدین مطلب اذعان داشته اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز بیست و هفتم ماه رجب مبعوث شده است. این آیات، نخستین آیاتی است که بر قلب پاک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل گردید و نشان از کاملترین آئین الهی می دهد که نقطه پایان و ختم ادیان الهی  قرار گرفت و دین مرضى الهى گشت.    

اما این تنها اتفاق پربرکتی نیست که در این ماه با عظمت رخ داده چراکه مفسران قرآن کریم ذیل آیه * قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ... * بدین مطلب اشاره کرده اند که تاریخ تحویل قبله در ماه رجب سال دوم هجرت اتفاق افتاده است.  امام صادق علیه السلام فرموده اند که روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بنى‏ سالم‏ در حالى كه دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بودند، نازل گردید و در حالی که بازوهاى آن حضرت را گرفت، ایشان را از جانب بیت المقدّس بسوى " كعبه " برگردانید و آیه فوق را تلاوت کرد. این تغییر قبله به علت آزار و اذیت هایی بود که یهود نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روا می داشتند. 

 همچنین برخی از دانشمندان علوم دینی ذیل آیه *سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ...* بر این موضوع اتفاق نظر دارند که تاریخ وقوع معراج پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم در شب بیست و هفتم ماه رجب اتفاق افتاده است. 

میان دانشمندان اسلامی مشهور و معروف است كه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به هنگامى كه در مكه بودند، به قدرت پروردگار در یك شب از مسجد الحرام در مکه به مسجد اقصى در بیت المقدس سیر سفر نموده و از آنجا به آسمانها صعود كردند و آثار عظمت خداوند را در پهنه آسمان مشاهده نمودند و همان شب به مكه بازگشتند و نیز مشهور و معروف است كه این سیر زمینى و آسمانى را با جسم و روح توامان انجام داده اند ولى از آنجا كه این یك موضوع فوق العاده شگرفى است، جمعى به توجیه آن پرداخته و آن را به معراج روحانى تفسیر كرده‏اند كه چیزى شبیه یك خواب یا مكاشفه روحى بوده است اما این موضوع كاملاً با ظواهر آیات قرآن  کریم مخالف است چرا كه ظاهر آیات به مساله جسمانى بودن معراج گواهى مى‏دهد.


- نظرات (0)

دعا جهت برآورده شدن حوائج


دعای سریع الاجابه,دعای برآورده شدن حاجت

دعا جهت برآورده شدن حوائج

 

برای استجابت دعا قبل از اذان صبح یا بعد از  نمازنافله صبح (بعد از اذان) 180 مرتبه ذکر "یا سمیع" خوانده شود.

دعا جهت برآورده شدن حوائج :
از تعقيبات مهم جهت برآورده شدن حوايج، آن است كه وقتى از نماز فراغت پيدا كرد، بخواند دعايى را كه ادريس بن عبداللَّه مى‏گويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم مى‏ فرمود: وقتى از نماز فراغت پيدا كردى بگو:
أَللّهُمَّ، إِنّى أَدينُكَ بِطاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ وَ وِلايَةِ رَسُولَكِ وَ وِلايَةِ الاَْئِمَّةِ مِنْ أَوَّلِهِمْ وَ [يا: إِلى‏] آخِرِهِمْ.


و همه ائمه [(عليهم‏ السلام)] را يكايك نام مى‏برى، سپس مى‏ گويى:
أَللّهُمَّ، أَدينُكَ بِطَاعَتِهِمْ وَ وِلايَتِهِمْ وَ الرِّضا بِما فَضَّلْتَهِمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ [يا: مُنْكِرٍ] وَ لا مُسْتَكْبِرٍ عَلى مَعْنى ما أَنْزَلْتَ فى كِتابِكَ عَلى حُدُودِ ما أَتانا فيهِ وَ مالَمْ يَأْتِنا، مُؤْمِنٌ مُعْتَرِفٌ مُسَلِّمٌ بِذلِكَ، راضٍ بِما رَضيتَ بِهِ، يارَبِّ، أُريدُ بِهِ [وَجْهَكَ الْكَريمَ وَ] الدّارَ الْآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فيهِ، فَأَحْيِنى عَلى ذلِكَ وَ أَمِتْنى إِذا أَمَتَّنى عَلى ذلِكَ، وَ ابْعَثْنى عَلى ذلِكَ. وَ إِنْ كانَ مِنّى تَقْصيرٌ فيما مَضى، فَإِنّى أَتُوبُ إِلَيْكَ، وَأَرْغَبُ إِلَيْكَ فيما عِنْدَكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنى بِوِلايَتِكَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ لا تَكِلْنى إِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ لا أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ، إِنَّ النَّفْسَ لاََمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمْتَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَ أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ وَجْهِكَ الْكَريمِ وَ بِحُرْمَةِ اسْمِكَ الْعَظيمِ وَ بِحُرْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله على و آله و سلم) وَ بِحُرْمَةِ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِكَ (عليهم‏السلام) و آن بزرگواران را [يك به يك‏] نام مى‏ برى – أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَفْعَلُ بى كَذا وَ كَذا.

خدايا، من به طاعت و ولايت و دوستى تو ولايت رسولت و ولايت امامان از اوّل تابه آخرشان، از تو اطاعت نموده و مى‏پرستمت. خداوندا، من به واسطه‏ى اطاعت و ولايت و دوستى آنان، و خشنودى از آنچه كه ايشان را به آن برترى دادى، بدون اينكه تكبّر نموده [يا: انكار نموده‏] و يا گردنكشى نمايم، بر اساس آنچه كه در كتابت فرو فرستادى، و بر اساس احكام و حدودى كه در آن به ما رسيده و يا نرسيده، از تو اطاعت نموده و مى‏پرستمت. و به آن ايمان آورده و معترف و تسليم آن هستم، و به هرچه كه تو بدان خشنودى، خرسندم، پروردگارا، مقصودم از اين [روى و اسماء و صفات – گرامى‏ات و رضاى تو و ]دار آخرت مى‏باشد، در حالى كه در اين باره هم از تو هراسانم و هم به سوى تمايل و رغبت دارم. پس مرا بر همين [اعتقاد] زنده‏بدار، و هنگامى كه مى‏ ميرانى بر همان بميرانم، و بر همان [در قيامت‏] مبعوثم بدار، و اگر در گذشته تقصير و كوتاهى از من سرزده [از آن‏] به سوى تو توبه مى‏نمايم، و نسبت به آنچه در نزد توست ميل و رغبت دارم، و از تو درخواست مى ‏كنم كه مرا به سرپرستى خود از نافرمانى‏ات نگاه دارى، و هيچگاه به اندازه‏ى چشم برهم زدنى مرا به خود وامگذار، نه كمتر از اين و نه بيشتر از آن، زيرا نفس بسيار بدفرماست، مگر اينكه تو رحم آرى. اى مهربانترين مهربانان، و از تو درخواست مى‏نمايم به حرمت روى [و اسماء وصفات ]گرامى‏ات، و به احترام اسم بزرگت، و به حرمت رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم) و به احترام اهل بيت رسولت (عليهم‏السلام) – و ايشان را نام مى ‏برى – اينكه بر محمّد و آل او درود فرستى، و به من چنين و چنان كنى.


به جاى اين لفظ چنين و چنان كن حوايج خويش را ذكر مى‏كنى كه إِنْ شاءَ اللَّه. برآورده مى‏شود.

(فلاح السائل ص 169)

دعای برآورده شدن حاجت,دعای برآورده شدن حاجت سریع

 دعای برآورده شدن حاجت سریع

ذکر "یا سمیع" برای برآورده شدن حاجات
بخواند "یا سَمیعُ یا بَصیر"هرگز به هیچ چیز محتاج نشود و رسوا نگردد و دعاهای او مستجاب شود و صفای باطن او را حاصل گردد.
برای استجابت دعا قبل از اذان صبح یا بعد از  نمازنافله صبح (بعد از اذان) 180 مرتبه ذکر "یا سمیع" خوانده شود.
تعداد  کبیر این ذکر 180 و تعداد وسیط آن 18 وتعداد صغیر آن 9 می‌باشد.

اگر کسی اسم مبارک "یا سمیع" راروز  پنجشنبه بعد از نماز 500 بار بخواند هر دعا و حاجتی که خواهد روا گردد. و اگرقاری به این قیام کند مستجاب الدوةگردد.
و هرروز به طریق اوراد چهارصد و دو نوبت بخواند "یا سَمیعُ یا بَصیر"هرگز به هیچ چیز محتاج نشود و رسوا نگردد و دعاهای او مستجاب شود و صفای باطن او را حاصل گردد.

 

دعای برآورده شدن حاجت,دعای برآورده شدن حاجت سریع

دعای سریع الاجابه

دعا جهت رفع حاجت :
از سید کائنات رسول گرامی اسلام محمد مصطفی صل الله علیه و آله نقل شده است که اگر کسی را مشکلی پیش آید و دو رکعت نماز بخواند و بعد از آن سر به سجده گذارد و سی مرتبه بگوید :
بسم الله الرحمن الرحیم اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيم َ الْأَكْبَرِ الْأَكْبَرِ الَّذی إِذَا دُعِيتَ بِهِ أَجَبْتَ وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَيْتَ أَنْ تَقْضِيَ حَاجَتِي بِحُرمَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین
حاجتش برآورده شود .
 (راهنمای گرفتاران ص 349)

 

 دعای برآورده شدن حاجت,دعای برآورده شدن حاجت سریع

 دعای رفع جاجت

 

ذکر «یا وهاب» برای برآورده شدن حاجت
 اگر کسی بعداز فراغ از نماز دستها را بردارد و هفت نوبت این اسم  مبارک "یا وهاب" رابخواند و حاجت بخواهد البته دعای او مستجاب است.


- نظرات (0)

زنان بی حجاب در قیامت


بی حجابی, عواقب بی حجابی

زنان بی حجاب در قیامت

 

امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرماید: « روزی با فاطمه (سلام الله علیها) محضر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .

گفتم: پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله! چرا گریه می کنی؟


فرمود: یا علی! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم. (و اکنون گریه ام برای ایشان است.)


زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.


زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.


زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.


زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .


زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.

زنی را دیدم که ٬ که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویزان است.


زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .


زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.


زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.


و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.


حضرت فاطمه (سلام الله علیها) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!


رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:


دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.


زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.


و زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد …


و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.


و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.

و زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.


و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.


و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت .


و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ او زنی سخن چین و دروغگو بود.


و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.


سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد.

بحارالانوار ٬ ج۵ ٬ص۶۹ – زبده القصص ٬ ص۲۰۲




- نظرات (0)