سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

از بخشش خدا مطمئنیم که اینقدر گناه می کنیم؟!

بخشش، عفو،

 

غیبت کردن که شده نقل مجالس و میهمانی هایمان ... وقتی هم تذکری داده می شود در جواب می گوییم : خوب پس اگر حرف از این و اون نزنیم پس از چی حرف بزنیم خدا که به خاطر این چیزا ما رو عذاب نمی کنه!!

 

وقتی از حجاب و بی حجابی گفته می شود و می گویند برای حجاب در قرآن آیه داریم ؛ بر می گردیم و می گوییم : خدا به خاطر این چند تار مو و یه خورده آرایش و بالا زدن آستین هایمان ما را عذاب نمی کنه ...

 

حرف از توبه و بخشش خداوند است ... در کنارش می گویند که باید احکامی مثل نماز و روزه و خمس و ... رعایت شود ... عده ای می گویند : انقدر خدا مهربونه که به این چیزا آدمو جهنم نمی بره ...

همه ی این ها در حالی گفته می شوند که امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : پافشاری کردن بنده در معصیت و آرزوی آمرزش داشتن از خدا مغرور شدن به خداست .
در روایتی نیز از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است که می فرمایند: به خدا مغرور مشوید؛ زیرا اگر قرار بود خدا چیزى را نادیده بگیرد ، هر آینه «ذره» و «خردل» و «پشه» را نادیده مى گرفت . (میزان الحکمه ، ج 8)

وچه زیبا خداوند به ما نهیب می زند که ای آدم ... حواست هست ... به من خدا مغرور نشو ...

«یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ وَعدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیاةُ الدُّنیا وَلا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الغَرورُ؛ ای مردم! وعده خداوند حقّ است ؛ مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد».(فاطر ، 5)

در جای دیگری می فرماید : «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ فِی أَیِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ» (آیات 6 تا 8 سوره انفطار)  ؛ ای انسان چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور ( و دلیر ) کرده است . آن که تو را آفرید و اعضایت تمام گردانید و اعتدالت بخشید و به هر صورتی که خواست تو را ترکیب داد .
امام على علیه السلام ـ وقتى آیه «یا أیُّها الإنسانُ ما غَرَّكَ بربِّكَ الكریمِ» را تلاوت كرد ـ فرمود : انسانى كه در این آیه مورد خطاب و سوال است ، هر دلیلى براى مغرور شدنش به خدا بیاورد دلیلش بر باطل است و عذر و بهانه اش از عذر و بهانه هر فریب خورده دیگرى بى پایه تر و جهالتْ وجود او را سخت فرا گرفته است.

اى انسان! چه چیز تو را به گناه كردن دلیر كرده است؟ چه چیز تو را به پروردگارت مغرور و گستاخ كرده است؟ چه چیز تو را به نابود كردن نفست خو داده است ؟ (میزان الحکمه ، ج 8)

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ»

خیلی از ما آدم ها دلمان را داریم به هیچ و پوچ خوش می کنیم ... به خدای خودمان مغرور شده ایم و خودمان را تافته ی جدا بافته ای می دانیم  ... خود را از عذاب های خدا دور می پنداریم ...

درست مثل بنی اسرائیل شده ایم که چون خدا فرمود آنها را بر امت ها برتری داده ایم ... سر به طغیان زدند و  بدتر از آن به خدا مغرور شدند ... نتیجه اش چه شد ؟!

مورد خشم الهى قرار گرفتند ؛ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ (بقره 61)

نکند ما هم ادامه رو کار آنها شویم و به نا حق از خدا توقع داشته باشیم ...

بدون اینکه عمل صالحی داشته باشیم ، از خدا پاداش بخواهیم و بگوییم ما که بندگان خوبی هستیم ... خدا ما را عذاب نمی کند ... خدا خیلی مهربونه !!

در حلم و مهربونیه خدا شکی نیست ولی هر چیزی حساب و کتابی دارد ...

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ» (بقره 61)

غرّه شدن به خدا، این چیزها را دنبال خودش دارد. ...

ایام مبارکی است ... از این فرصت ها استفاده کنیم ... تا شب قدر نیامده کمی با خود خلوت کنیم ... بین خوف و رجا حرکت کنیم ... نه ناامید از رحمت خدا باشیم و نه به رحمت او بدون هیچ دلیل و عمل صالحی غره شویم ....


- نظرات (0)

خصلتی که از شیطان به ارث برده ایم!

تواضع

داستان از این جا شروع می شود که خداوند به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »! ( سوره ص ، آیات 75-76) و تا به امروز ادامه دارد ....

سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ....

همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم ...
در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی می کنیم ، فقط ادعا داریم ... با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و خود را از همه برتر می دانیم ...

چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً من را دعوت نکرد ... چرا فلانی جلو پای من بلند نشد ... من که از فلانی بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله ...
گویا فراموش کرده ایم که هیچ نیستیم ... از آب جهنده گندیده ی بدبو به وجود آمده ایم (سوره سجده ، آیه 8) و وقتی هم که وقتش برسد لاشه و مرداری می شویم که همه از ما می ترسند و حتی حاضر نیستند بوی گندیده مان را یک روز که چه عرض کنم ، یک دقیقه تحمل کنند.
این من من کردن هایمان دارد بیچاره مان می کند؛ چه درباره دیگران و چه درباره خودمان ...
این من بودم که تو را آدم کردم ... من بودم که کار برایت درست کردم ... من بودم که تو را رشد دادم ... من بودم که به جایی رساندمت ...

من خودم با توانایی خودم به این جا رسیده ام ... من خودم با توانایی خودم با پول خودم با قدرت خودم با زیبایی خودم ....

همه ی زندگیمان پر شده از این من ها و من ها  و خود را تافته ی جدا دانستن ...

دقیقاً همان حرف های مزدوران در گذشته و تاریخ را می زنیم ؛ قارون گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه 49) ؛ من خودم بودم که با توانایی خودم توانستم به این نقطه برسم! 
سرانجام من من کردن های قارون چه شد ؟!.... در اعماق زمین سرنگون شد.
یادمان نرود هرچه داریم و به هر جایی که رسیده ایم ، هر رشدی که داشته ایم همه از نعمت های خداوند است ؛ چرا این ها را از خودمان می دانیم ؟!!

شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد

«ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ» (سوره زمر/ ۴۹)
این خداوند است که دهنده ی نعمت است ، ما هیچ کاره ایم ، خیال برمان داشته که این خودمان هستیم که توانسته ایم این نعمت ، این موقعیت و این فرصت را به دست آوریم ...
و این درست مثل قارون است چنانچه به او اعتراض شد که این نعمت‌ ها را از خدا بدان ، سهم خودت را هم ببر ؛ اما آن را در راه خدا مصرف کن ، او در جواب گفت: «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدی» ؛ ( قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است. (سوره قصص/  آیه ۷۸)

این ویژگی را خیلی از ما آدم ها امروزه از شیطان به نوعی ارث برده ایم البته با ورژن جدیدش ...

خودم به دستش آوردم ، هنر خودم بود؛ این ها خطاهای بزرگی هستند که متأسفانه دچارش شده ایم ؛ غرّه شدن به خود.

گویند شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد.

فرصت این ماه را برای پاک کردن خطاهایمان غنیمت شماریم ... اگر می خواهیم به خدا نزدیک شویم ، گام اول پا گذاشتن بر روی خود و رهایی از اینغرور و منیّت ها است ...


- نظرات (0)

آیا کسی به شما بدی کرده

بخشش

خیلی اوقات وقتی دانشمندان و بزرگان علمی سخنی را می گویند با تمام قد در مقابلشان می ایستیم و برایشان کف می زنیم و تحسینشان می کنیم ، اما این را فراموش نکنیم که خیلی از این سخنان امروزی این عزیزان را ، هزاران سال پیش قرآن و معصومین علیهم السلام برای ما گفته اند ...

در این مقاله به یکی از این موارد اشاره می کنیم :

جی. پی. واسوانی از آموزگاران بلند پایه ی معنوی هندو می گوید: «آیا کسی به شما بدی کردهاست؟ او را ببخشید ، حتی پیش از آنکه از شما طلب بخشایش کند . آنگاه ذهن شما در آرامش خواهد بود و جهان اطراف به شما لبخند خواهد زد

عفو و بخشش دیگران ... کلماتی که هم در ظاهر زیبا هستند و هم وقتی آن را به کار می بریم زیبایی دو چندان آن برایمان ملموس تر می شود ...

امام صادق (علیه السلام) در تعریف عفو می‌ فرمایند: عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام ، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود ، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده ‌تر از پیش کنی. (گیلانی ، عبدالرزاق ؛ ترجمه مصباح الشریعة ، ج1، ص 374)

یكى از بزرگ ترین فضایل اخلاقى كه در قرآن كریم و روایات مورد تأكید فراوان قرار گرفته، مسأله عفو و گذشت است.

قرآن كریم در یكى از آیات درباره عفو مى‌ فرماید: الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ ... (آل عمران ، 134) همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى ‏كنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند ...

 

اگر می خواهیم خدا از ما بگذرد ...

ما اگر بخواهیم خداوند از گناهانمان درگذرد ، باید نسبت به دیگران عفو و گذشت داشته باشیم: وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ؛ (نور ، 22) و باید عفو کنند و گذشت نمایند . مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟

کسانی هستند که نه تنها بدی دیگران را عفو می کنند و اصلاً بدی دیگران را به نظر خودشان نمی آورند، بلکه بدی آنها را با خوبی جواب می دهند. قرآن کریم می فرماید: وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن

عفو و گذشت سلوک بندگان خداوند است...

قرآن کریم بندگان خوب خدا را به چند قسم گروه تقسیم می کند :

گروه اوّل کسانی هستند که بدی دیگران نسبت به خود را می بینند و در نظر می گیرند امّا عفو می کنند.

مثل این آیه شریفه که می فرماید: وَلْیَعْفُوا (نور/22) و باید عفو کنند .

گروه دوم کسانی هستند که اصلاً بدی را نمی بینند و به نظر خودشان نمی آورند .

در مورد این گروه قرآن کریم می فرماید:

وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (تغابن/14)

و اگر ببخشایید و در گذرید و بیامرزید ، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

و گروه سوم کسانی هستند که نه تنها بدی دیگران را عفو می کنند و اصلاً بدی دیگران را به نظر خودشان نمی آورند، بلکه بدی آنها را با خوبی جواب می دهند.

قرآن کریم می فرماید: 

وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ (فصلت/34)

و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن .

یا در آیه دیگری می فرماید:

وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا (فرقان/63)

(بندگان خداى رحمان کسانى ‏اند که) : و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى ‏دهند.

مهربان بود و آرامش‌بخش

گذشت ، پلی برای رسیدن به آرامش

آرامش انسان در گذشت است همانطور که در روایات چنین آمده است :
رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله می فرمایند:
«عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد.» (ری شهری ، محمد ؛ ج 3، حدیث 13184)
دلیل این آرامش بسیار روشن است همانطور که روایات اهل بیت بدست می آید عفو و گذشت باعث ازبین رفتن بغض و کینه و عداوت ها است و وقتی در انسان بغض و کینه و عداوت نباشد چه چیز جز آرامش سرای جان می شود!
پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله در این باره می فرمایند :

«عافوا یسقط الضّغائن بینكم‏» (نهج الفصاحه ص385 ،ح1155)

از یكدیگر گذشت كنید ، تا كینه‏ هاى میان شما از بین برود.

عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام ، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود ، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده ‌تر از پیش کنی

و به تعبیر خواجه:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد                         نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان                            که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
و از همه برتر آن چه باعث آرامش انسان است رضوان الهی است که با عفو و گذشت بدست می آید:
پیامبر صلى الله علیه و آله می فرمایند :
«مَن یَغفِر یَغفِرِ اللّهُ لَهُ وَ مَن یَعفُ یَعفُ اللّهُ عَنهُ» (نهج الفصاحه ، ص 734،ح 2809)

هر كس از خطاها درگذرد ، خدایش از او در گذرد و هر كس گذشت كند خدا نیز از او گذشت كند.

 

کلام آخر :

از عفو و كرم الهى درس بگیریم ؛ فَاعْتَبِرْ بِعفوِ اللّهِ... . (محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 78، ص 284، روایت 1، باب 24)

یكى از صفات خداى متعال این است كه بد و خوب ـ هر دو ـ را مورد رحمت خود قرار مى‌دهد. ما انسان‌ ها هم باید سعى كنیم مظهر صفات خدا باشیم ؛ یعنى در مواردى كه حكمت و مصلحت اقتضا مى‌كند ، با همه مردم ، اعم از انسان‌ هاى خوب و بد ، رفتارى توأم با مهر و عطوفت داشته باشیم.

این هم انگیزه بالاترى است كه انسان‌ ها كوشش نمایند صفت رحمانیت الهى را در خود تقویت كنند ؛ زیرا خداوند كه كمال مطلق است ، گناهكاران را از رحمت خود محروم نمى‌ سازد : اَلا تَرى اَنَّ شَمْسَهُ اَشْرَقَتْ عَلَى الأبْرارِ و الفُجّارِ و اَنَّ مَطَرَهُ یَنْزِلُ على الصّالحینَ و الخاطِئینَ ؛ آیا نمى‌ بینى كه خورشید خدا بر خوبان و بدان یكسان مى ‌تابد و باران خدا هم بر نیكوكاران و خطاكاران ـ هر دو ـ مى ‌بارد؟


- نظرات (0)

ناگفته هایی از شب قدر !

بڑے مفسروں کی رائے شب قدر کے بارے میں

فلسفه شب قدر چیست؟

نقلی در اوایل شرح صحیفه سجادیه است که به فلسفه شب قدر اشاره دارد.

مسئله از اینجا نشأت گرفته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خوابی دیدند که به این خواب در آیه 60 سوره اسراء اشاره است : «وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّویَا الَّتِی أَرَیْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا كَبِیرًا»

داستان خواب این بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خواب می بینند که میمون ها بر منبرش بالا و پایین می آیند و ملعبه کردند و مردم در حالی که رو به منبر هستند پشت پشت از در مسجد خارج می شوند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از این خواب اندوهگین شدند و  این آیه نازل شد و جبرئیل به پیامبر (صلی الله و علیه و آله) خبر داد که بعد از تو ، بنی امیه که از بزرگترین دشمنان تو هستند و الان همه این جنگ ها را بر تو تحمیل می کنند ، صاحب این منبر و حکومت و ریاست مسلمان ها می شوند و این منبر تو ملعبه این بوزینه صفت ها می شود و اینها از نظر قرآن شجره ملعونه هستند و ما آنها را می ترسانیم.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) تأسف شدیدی از این مسئله پیدا کردند چون بنی امیه بدترین دشمنان پیامبر بودند و با اسلام شدیداً عناد داشتند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از آینده اسلام و تربیت دینی امتش شدیداً ناراحت شدند.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از جبرئیل سوال می کنند که آیا من زنده هستم که اینها این کار را می کنند ؟ جبرئیل می گوید نه.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) سوال می کنند که چقدر مدت حکومتشان طول می کشد ؟ جبرئیل می گوید: هزار ماه .

بعد سوره قدر نازل شد که «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ما یک شب را به امت تو می دهیم که از این هزار ماه بنی امیه بهتر است و در این یک شب عبادت بیش از هزار ماه را در پرونده امتت ضبط می کنیم که جبران آن کمبود تربیت‌ ها و توفیقاتی که کم کم رخ می دهد ، بشود.

پیامبر از این نگران بودند که حالا دنیای امتش این طور شد تکلیف آخرتشان که پرونده آنها از اعمال صالح خالی می شود، چه؟ به ایشان گفته شد که امت تو اگر یک شب را از غروب تا اذان صبح عبادت کنند مثل 83 سال و 4 ماه در پرونده آنها ضبط می کنیم بلکه بالاتر که جبران این مسائل شود و این مژده ای برای پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چون امام عصر (عج) خلیفة الله است و مستجاب الدعوه است و برای همین به ما می گویند که شب قدر بیدار باشید و عبادت کنید تا با دعای ایشان گرفتاری‌ها برداشته شود و آن‌هایی که قرار است بمیرند، عمر بیش‌تری برایشان مقدر شود و یا حوادث بد برداشته شود و از دعای امام عصر (عج) در این شب استفاده شود و آن شب عبادت‌هایی که مردم می کنند جلب رحمت کند

قرآن چگونه بر پیامبر نازل شد و آیه «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» اشاره به مسئله ای دارد؟

قرآن دو جور نازل می شد گاهی قرآن «انزلنا» می گوید یعنی یک دفعه می آید و گاهی «تنزیل» می گوید که به معنی تدریج است.

«انزلنا» اشاره به این دارد که کل قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر می آمد و جبرئیل از سه سال قبل از دعوت عمومی پیامبر (صلی الله علیه وآله) همه قرآن را بر قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند و دیگر هر شب قدر این انزلنا بود تا شب قدر آخر که دو بار قرآن را بر قلب مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : امسال جبرئیل دوبار قرآن را بر من خواند و من بر این باورم که سال دیگر زنده نیستم.

بنابراین رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) 23 سال طول کشید و بعلاوه سه سال قبل از آن و سال آخر که دو بار کل قرآن بر پیامبر خوانده شد که مجموعا 27 بار همه قرآن بر قلب ایشان نازل شد.

قرآنی که نوشته می شد «تنزیل» بود ؛ هنگامی که حالت وحی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست می داد و به تدریج می آمد ، ایشان به کتّاب وحی می گفتند و آنها می نوشتند و جمع آوری می کردند و از آنجا که اصل قرآن در نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود گاهی می فرمودند این سوره تمام نشده و یا اینکه مثلاً جای دو آیه خالی بگذارید بعد که آمد می گویم که بنویسید. چون همه قرآن در نزد ایشان بود و یا وقتی سوره ها تمام می شد می فرمودند که این سوره تمام شد و می توانید بخوانید و تبلیغ و ترویج کنید.

کلام را با روایتی بسیار زیبا به پایان می برم :

على بن محمد نوفلى می‌ گوید: شنیدم از امام جعفر صادق علیه ‌السلام که فرمود: گاه مى ‌شود که بنده‌اى براى نماز شب بر می ‌خیزد در حالی که خواب بر او غلبه مى ‌کند و به سمت راست و چپ مایل می‌ شود (و از خستگى و شدت خواب) چانه او به روى سینه‌اش مى ‌چسبد ، در این حال خداوند متعال به درهای آسمان و زمین فرمان مى ‌دهد و آن ها برای او گشوده می ‌گردند. سپس به فرشتگان می فرماید: به این بنده من نظر کنید که براى نزدیک شدن به من ، چه سختى ‌هایى را بر خود روا مى ‌دارد در حالى که من این عمل را بر او واجب نکرده‌ام . و او امیدوار به سه چیز از جانب من می ‌باشد:

اول آنکه گناهانش را بیامرزم ، دوم آنکه توفیق توبه را به او ارزانى دارم، سوم آنکه روزى او را فراوان کنم ؛ اى فرشتگان! شاهد باشید که خواسته ‌های او را برآورده کردم. «ثواب ‌الاعمال و عقاب الاعمال ، صفحه 91»

و چه شب هایی بهتر از ماه رمضان آن هم در شب های قدر برای خواندن نماز شب!

انشالله که فرصت ها را از دست ندهیم ....

منابع:

بیانات استاد خوانساری



- نظرات (0)

گلایه های خداوند از بنده اش!!

شکرگزاری، بنده


در یکی از روزهای گرم تابستان در کنار خیابان برای سوار شدن تاکسی ایستاده بود ... در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد ... در دلش گفت چی می شد منم یه همچین ماشینی داشتم و راحت زیر باد کولر ماشین می آمدم و می رفتم و مجبور نبودم تو این گرما منتظر تاکسی بشوم ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس می رفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی می گرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم ... به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس ماند ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود آدم های منتظر در ایستگاه اتوبوس را دید و با خودش گفت که ای کاش قسط ها و مخارج خانه اجازه می داد کمی پول ذخیره برای خودم داشته باشم تا مجبور نباشم مسیر خانه تا محل کار را در این گرما پیاده طی کنم ...

در همین آن شخصی دیگر روی ویلچر حسرت همین راه رفتن با پای خودش را دارد ....

ای کاش ما انسان ها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمت هایی که نزد خودمان است دقت می کردیم و شکرگزارآنها بودیم ...

واقعا چه قدر ما آدم ها از خدا گلایه و شکایت داریم ؟!!

گلایه از نداشتن پدر و مادری که بتوانند ما را درک کنند و یا پدر و مادری متمکن که آرزوهای مادی ما را بتوانند برآورده کنند؟

گلایه از نداشتن زیبایی ظاهری البته به زعم خود و شبیه نبودن ظاهر و انداممان به فلان خواننده یا بازیگر...

گلایه از نداشتن حساب بانکی با فلان مبالغ....

گلایه از نداشتن خانه و زندگی و فلان ماشین...

گلایه ... گلایه ... گلایه ....

تا به حال با خودمان فکر کرده ایم منی که انقدر از خدا گله و شکایت دارم ... انقدر توقع دارم .... به عنوان بنده در برابر او چه کرده ام؟

آیا تا به امروز شکرگزار نعمت هایی که دارم بوده ام؟!!

اینجا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط کافیست خدا را شکر کنند ...

شکر نعمت هایی چون ؛ پدر و مادری مهربان که تمام تلاششان برای موفقیت من است .... سلامتی ؛ اینکه همه ی اندام هایم بدون مشکل دارند کار می کنند ... نعمت تنفس و اینکه می توانم بدون هیچ دستگاهی راحت نفس بکشم ...

تا حالا خودمان را جای خدا گذاشته ایم؟

«وَ جَعَلَ لَكُمْ السَّمَعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ; خداوند براى شما گوش و چشم و عقل قرار داد شاید (او را بشناسید و) شكر نعمت او را بجا آورید» (ملک، 23)

لطفا به این داستان توجه کنید:

روزی مردی خواب عجیبی دید:
او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند ...
مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟

فرشته

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت : اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت.
باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.
با تعجب از فرشته پرسید : شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط کافیست خدا را شکر کنند ...

به نظر داستان است و افسانه و تخیل ... ولی اگر کمی به رفتارهایمان توجه کنیم می بینیم که در واقعیت همین گونه است ...

تا به حال از خودمان پرسیده ایم که خدا هم از ما ممکن است گلایه داشته باشد : گلایه از اینکه قدردان نعمت هایش نیستیم .... شکرگزار داده هایش نیستیم .... گلایه از اینکه نعمت هایش را درست مصرف نمی کنیم ...

فقط ما در حال فرستادن یکی سری درخواست ها و حوائجی هستیم به سوی خدا .... اما به آنهایی که برای ما ارسال می شوند توجهی نمی کنیم ...

فقط متوقع هستیم ... به آنچه داریم شکرگزار نیستیم....

مگر خودمان را انسان های فرهیخته نمی دانیم ؟!! از انسان فرهیخته بعید است که نعمتی به آنها داده شود و او علاوه بر اینکه شکر گزاری نکند تازه غر هم بزند و متوقع باشد که چرا کم است چرا این جور است چرا آن جور است ؟!!

تا به حال از خودمان پرسیده ایم که خدا هم از ما ممکن است گلایه داشته باشد : گلایه از اینکه قدردان نعمت هایش نیستیم .... شکرگزار داده هایش نیستیم .... گلایه از اینکه نعمت هایش را درست مصرف نمی کنیم ...

او می خواهد نعمت هایی که داده است را یاد آور شویم : فَاذْكُرُوا آلاءَ اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (اعراف، 69)

شکر گزار نعمت هایش باشیم نه برای خودش بلکه برای خودمان : وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِه (نمل،40)

شکرگزاری کنیم تا نعمت ها برایمان زیاد و زیاد تر شوند ...لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم ; شکر نعمت نعمتت افزون کند.(ابراهیم،7)

و صد افسوس که اکثرمان ناشکریم و نا سپاس قَلِیلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكوُر (سبأ، 13) .... وَ لَـَکِن‌َّ أَکْثَرَهُم‌ْ لاَ یَشْکُرُون ‌َ(نمل، 73) .... قَلِیلاً مَّا تَشْكُرُونَ (اعراف، 10)

این ایام ایام مبارک و مهمی هستند .... چه خوب است شب هایی که برای احیا می رویم در ابتدا قبل از اینکه درخواستی از خدای مهربانمان داشته باشیم با خود خلوتی بکنیم ... از او به خاطر کفران نعمت ها و ناشکری هایمان عذرخواهی کنیم ... و به خاطر نعمت هایی که داده و آنچه که او صلاح ندانسته و نداده شکرگزاری کنیم ....

برای ما هم دعا کنید ....


- نظرات (0)

رونمایی از امورات انسان در شب قدر

دعا

«ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم . تو چه می ‌دانی که شب قدر چگونه شبی است. شبی که از هزار ماه برتر است. فرشتگان و روح الامین در آن شب ، با اذن پروردگارشان براى هر كارى فرود مى ‏آیند. آن شب تا دمیدن سپیده ، امن و سلامت است. »


نود و هفمین سوره قرآن کریم ، مفصل ‌ترین مطالبی است که خداوند در مورد شبی که از هزار ماه بالاتر است سخن گفته است ، شبی مبارک [1] به نام قدر.

نام بردن از شب قدر در قرآن کریم ، مختص این سوره است ، اما در چند آیه دیگر اشاره‌ ای به آن شده است.

 

کدام شب ، شب قدر است؟

قرآن کریم ، شب قدر را با نزول قرآن معرفی می ‌کند . همین مطلب ، کلیدی برای دنبال کردن مطالبی است که در قرآن پیرامون این شب بیان شده است.

خداوند در سوره قدر از نزول قرآن در شب قدر پرده بر می‌دارد. از سوی دیگر در سوره بقره ، نزول قرآن را ویژگی ماه رمضان عنوان می ‌کند . علاوه بر اینکه در سوره دخان، اشاره به واحد بودن این شب دارد.

از این اشارات ، بر می ‌آید که شب قدر ، تنها یک شب [2] در ماه رمضان است. هر چند قرآن کریم بیش از این ، از آن شب نورانی ابهام را رفع نمی‌ کند ، اما به وسیله روایاتی که در این زمینه بیان شده است ، کمی بیشتر محدود می ‌شود ولی در بین سه شب نامشخص می ‌ماند.

البته در پرده ابهام قرار دادن ، تنها مختص شب قدر نیست ، موارد دیگری نیز وجود دارد که خداوند متعال از تعیین آن ‌ها اجتناب نموده است ؛ مثل صلاة وسطی [3]. برخی از مفسرین ، عدم تعیین را در اهتمام بیشتر بندگان مۆثر می ‌دانند ؛ اینکه خداوند شب قدر را معین ننمود ، خود عاملی است که بندگان شب ‌های بیشتری به مناجات بپردازند و متوجه معبود خویش باشند.

***

قدر بر مبنای همان معنای لغوی ‌اش ، در اندازه و تعینات به کار برده شده است؛ چرا که خداوند به اندازه و مقدار عمر افراد ، روزی آن‌ ها و اموراتشان را در طول یک سال معین می‌کند. نه چنان که از قبل معین نباشد، بلکه از آن رو نمایی می ‌کند. مانند برنامه ‌های سالیانه دولت که بر اساس یک سند بالادستی تنظیم می ‌شود و چنین نیست که این برنامه ‌ریزی ‌ها یک شبه صورت گیرد.

آنچه از آیه سوم سوره دخان بر می‌آید دلالت بر مبارک بودن این شب حتی پیش از نزول قرآن است و با نزول این کتاب آسمانی، نورانیت این شب مضاعف شده است

و البته نامیدن این شب به قدر از باب داشتن قدر و منزلتی عظیم نیز وجه دیگری شمرده می ‌شود.

 

فضیلت شب قدر

این که در شب قدر، قرآن نازل شده است در آن شکی نیست چرا که این مطلب صریح آیه قرآن است و البته همین امر بر عظمت و جلال این شب افزوده است. چرا که قرآن خود مبارک است [4] و از برکت قرآن، این شب نیز برکت یافته است.

اما آیا این شب پیش از نزول قرآن نیز، صاحب شرافت و برکت بوده است؟ آنچه از آیه سوم سوره دخان بر می ‌آید دلالت بر مبارک بودن این شب حتی پیش از نزول قرآن است و با نزول این کتاب آسمانی، نورانیت این شب مضاعف شده است.

البته برخی روایات نیز این مطلب را تأیید می‌ کنند؛ در جلد اول کتاب کافی در باب شب قدر و تفسیر آن روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده که امام فرموده است: خداوند متعال، شب قدر را در ابتدای خلقتش آفرید.[5]

از این روایت بر می ‌آید که خداوند قبل از نزول قرآن، شب قدر را آفرید که در آن سرنوشت یک سال بشر را بر ولی خودش توسط فرشتگان عرضه می ‌کند. به همین جهت، این شب که از آن تعبیر به مبارک شده است، برای نزول قرآن انتخاب شده است.

 

قدر قرآن

در توصیف شب قدر، آنچه از آیات قرآنی بر می ‌آید چنین است؛

-        شب قدر، شبی مبارک است که خداوند متعال در آن شب قرآن را نازل فرموده است.

-        شب قدر، تنها یک شب از شب‌ های ماه رمضان است.

-        سرنوشت و مقدرات امور به اذن خداوند توسط فرشتگان نازل می ‌شود و البته به تفسیر روایات، به محضر ولی خدا در هر زمان ارائه می ‌شود.

-        شب قدر شبی سراسر برکت است. فرشتگان نیز به رسم استقبال از بهشتیان [6]، بر عبادت کنندگان سلام و درود می ‌فرستند.

 

پی نوشت ها :

[1]إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِینَ؛ سوره دخان، آیه 3.

[2] حرف تاء در لیلة مبارکة، نشانه‌ای بر وحت است.

[3] حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ؛ بقره، آیه 238

[4] وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَك‏؛ انعام، آیه 92

[5] لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ الدُّنْیَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِیهَا أَوَّلَ نَبِیٍّ یَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِیٍّ یَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ یَكُونَ فِی كُلِّ سَنَةٍ لَیْلَةٌ یَهْبِطُ فِیهَا بِتَفْسِیرِ الْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ السَّنَةِ الْمُقْبِلَة.

[6] سَلامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدینَ؛ زمر، آیه 73.



- نظرات (0)