سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مأمور به انجام وظیفه ‏ایم، نه ضامن نتیجه

تسلیم

اینكه مى‏گویند سخن كز دل برآید، لا جرم بر دل نشیند، قانون كلّى نیست. زیرا سخن پیامبر از دل بود، ولى بر دل كفّار نمى‏نشست. با آنكه حضرت از عمق دل مى‏فرمود: «أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ» من با تمام وجود تسلیم خدا هستم، امّا گروهى اعراض مى‏كردند.

فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ وَ قُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّیِّینَ أَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْكَ الْبَلاغُ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ (آل عمران ـ 20)

(از این رو) پس اگر با تو، به گفتگو و ستیز و محاجّه برخاستند، (با آنها مجادله مكن و) بگو: من و پیروانم روى به خدا تسلیم كرده‏ایم. و به اهل كتاب (یهود و نصارى) و امیّین (مشركان بى‏سواد مكّه) بگو: آیا شما هم (در برابر خدا) تسلیم شده‏اید، پس اگر تسلیم شدند و اسلام آوردند همانا هدایت یافته‏اند، و اگر سرپیچى كردند (نگران مباش، زیرا) وظیفه‏ى تو فقط رساندن دعوت الهى است، (نه اجبار و اكراه) و خداوند به حال بندگان بیناست.

 

از جدال و ستیز بپرهیز

به دنبال بیان سرچشمه اختلافات دینى به گوشه‏اى از این اختلاف كه همان بحث و جدال یهود و نصارى با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود، در این آیه اشاره مى‏كند، مى‏فرماید: "اگر با تو به گفتگو و ستیز برخیزند (با آنها) مجادله نكن و بگو: من و پیروانم در برابر خداوند، تسلیم شده‏ایم" (فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ).

"حاجوك" از ماده "محاجه" در لغت به معنى بحث و گفتگو و استدلال و دفاع از یك عقیده  یا یك مسأله است.

طبیعى است كه طرفداران هر آیینى در مقام دفاع از عقیده خود برمى‏آیند و خود را حق به جانب معرفى مى‏كنند، از این رو قرآن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مى‏گوید: ممكن است اهل كتاب (یهود و نصارى) با تو بحث كنند و بگویند ما در برابر حق تسلیم هستیم، و حتى در این باره پافشارى كنند چنان كه مسیحیان نجران در برابر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چنین بودند.

خداوند در این آیه به پیامبرش دستور مى‏دهد كه از بحث و مجادله با آنها دورى كن و به جاى آن براى راهنمایى و قطع مخاصمه "بگو: به آنها كه اهل كتاب هستند (یهود و نصارى) و هم چنین درس نخوانده‏ها (مشركان) آیا شما هم (همچون من كه تسلیم فرمان حقم) تسلیم شده‏اید" (وَ قُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّیِّینَ أَ أَسْلَمْتُمْ).

منظور از "امیین" كسانى كه نوشتن و خواندن نمى‏دانند در این آیه مشركان مى‏باشند علت این كه از مشركان در برابر اهل كتاب (یهود و نصارى) به این نام تعبیر شده به خاطر این است كه مشركان كتاب آسمانى نداشتند تا مجبور به فرا گرفتن، خواندن و نوشتن شوند

"اگر به راستى تسلیم شوند هدایت یافته‏اند، و اگر روى‏گردان شوند و سرپیچى كنند بر تو ابلاغ (رسالت) است" و تو مسئول اعمال آنها نیستى (فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْكَ الْبَلاغُ).

بدیهى است منظور تسلیم زبانى و ادعایى نیست، بلكه منظور تسلیم حقیقى و عملى در برابر حق است، اگر آنها در برابر سخنان حقیقى سر تسلیم فرود آورند، با توجه به اینكه دعوت تو آشكار و آمیخته با منطق و دلیل روشن است مسلما ایمان مى‏آورند و اگر ایمان نیاورند تسلیم حق نیستند و تنها دعوى اسلام و تسلیم در برابر فرمان حق دارند.

 

كوتاه سخن اینكه:

وظیفه تو ابلاغ رسالت است، آمیخته با دلیل و برهان، و اگر روح حق‏جویى در آنها باشد پذیرا مى‏شوند، و اگر نشوند تو وظیفه خود را انجام داده‏اى.

و در پایان آیه مى‏فرماید: "خداوند به اعمال و افكار بندگان خود بینا است" (وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ).

او مدعیان دروغى تسلیم را از راستگویان مى‏شناسد و نیات محاجه كنندگان را كه براى چه هدفى بحث و گفتگو مى‏كنند مى‏داند، و اعمال همه را از نیك و بد مى‏بیند و به هر كس جزاى مناسب مى‏دهد.

 

نكته‏ها:

1- از این آیه به طور ضمنى استفاده مى‏شود كه از ادامه بحث و محاجه با مردم لجوجى كه تسلیم منطق صحیح نیستند، باید پرهیز كرد.

2- منظور از "امیین" كسانى كه نوشتن و خواندن نمى‏دانند در این آیه مشركان مى‏باشند علت این كه از مشركان در برابر اهل كتاب (یهود و نصارى) به این نام تعبیر شده به خاطر این است كه مشركان كتاب آسمانى نداشتند تا مجبور به فرا گرفتن، خواندن و نوشتن شوند.

3- از این آیه به خوبى روشن مى‏شود كه روش پیامبر صلی الله علیه و آله هرگز تحمیل فكر و عقیده نبوده است، بلكه كوشش و مجاهدت داشته كه حقایق بر مردم روشن شود و سپس آنان را به حال خود وا مى‏گذاشته كه خودشان تصمیم لازم را در پیروى از حق بگیرند.

وظیفه تو ابلاغ رسالت است، آمیخته با دلیل و برهان، و اگر روح حق‏جویى در آنها باشد پذیرا مى‏شوند، و اگر نشوند تو وظیفه خود را انجام داده‏اى

پیام‏های آیه:

1ـ جدال و محاجّه، از خصلت‏هاى مخالفان انبیاست. «فَإِنْ حَاجُّوكَ»

2ـ ابلاغِ رسالت و استدلال آرى، ولى ستیز با افراد لجوج ممنوع. «فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ»

3ـ به مجادلات بى‏نتیجه و بیهوده، پایان دهید. «فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ»

4ـ در گفتگوها، موضع خود و یاران خود را صریح اعلام كنیم. «فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ»، «وَ مَنِ اتَّبَعَنِ»

پیروان واقعى پیامبر، كسانى هستند كه تسلیم خدا باشند. «أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ»

6ـ آنچه انسان را در برابر گفتگوهاى مغرضانه حفظ مى‏كند، اتصال به خداوند است. «أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ»

7ـ انبیاء با تمام وجود و با عشق و نشاط به خدا دل بسته‏اند. «وَجْهِیَ لِلَّهِ»

8ـ توجّه رهبر، باید هم به افراد با فرهنگ باشد و هم به عوام مردم. «أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّیِّینَ»

كتاب‏هاى آسمانى، یك سند فرهنگى ارزشمند براى جوامع بشرى است. در آیه مردم به دو دسته تقسیم شده‏اند: فرهنگیان و عوام. «أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّیِّینَ»

10ـ هدایت واقعى، در سایه‏ى تسلیم بودن در برابر خداوند است. «فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا»

11ـ انسان در انتخاب راه آزاد است، نه مجبور. «فَإِنْ أَسْلَمُوا»، «وَ إِنْ تَوَلَّوْا ...»

12 علم و كتاب به تنهایى كافى نیست، چه بسا علم باشد، ولى تسلیم نباشد. «أُوتُوا الْكِتابَ»، «وَ إِنْ تَوَلَّوْا»

13ـ ما مأمور انجام وظیفه‏ایم، نه ضامن نتیجه. «فَإِنَّما عَلَیْكَ الْبَلاغُ»

14ـ خداوند از طریق پیامبران، با مردم اتمام حجّت مى‏كند. «فَإِنَّما عَلَیْكَ الْبَلاغُ»

منابع:

تفسیر نور ج 2

تفسیر نمونه ج 2

 



- نظرات (0)

انحرافی که تمام اعمال را تباه مى‏كند

شهید علی خلیلی

نام كسانى كه به عدالت دعوت مى‏كنند و آمرین به معروف و ناهیان از منكر، در ردیف انبیاء برده شده است. لذا كیفر قاتلان آنان نیز همچون قاتلان پیامبران است.

إِنَّ الَّذِینَ یَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ (آل عمران ـ 21)

به راستى كسانى كه به آیات خداوند كفر مى‏ورزند و پیامبران را به ناحق مى‏كشند و كسانى از مردم را كه فرمان به عدالت مى‏دهند مى‏كشند، پس آنان را به عذابى دردناك بشارت ده.

 

نشانه‏هاى سركشى آنان

در تعقیب آیه گذشته كه به طور ضمنى نشان مى‏داد یهود و نصارى و مشركانى كه با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به گفتگو و ستیز برخاسته بودند تسلیم حق نبودند، در این آیه به بعضى از نشانه‏هاى این مساله اشاره مى‏كند.

نخست به سه گناه بزرگ آنها اشاره شده (كفر ورزیدن به آیات پروردگار، كشتن پیامبران به ناحق و كشتن كسانى كه از برنامه‏هاى پیامبران دفاع مى‏كردند و مردم را به عدالت دعوت مى‏نمودند) و هر یك از این گناهان به تنهایى كافى بود كه ثابت كند آنها تسلیم فرمان حق نیستند، بلكه صداى حق‏گویان را در گلو خفه مى‏كنند.

تعبیر به "یكفرون" و "یقتلون" به صورت "فعل مضارع" اشاره به این است كه كفر ورزیدن و كشتن انبیاء و آمران به عدالت، گویى جزئى از برنامه زندگى آنها شده بود و مستمرّاً آن را انجام داده و مى‏دهند (توجه داشته باشید كه فعل مضارع دلیل بر استمرار است).

البته این اعمال، بیشتر روش یهود بود كه امروز نیز در اشكال دیگرى ادامه دارد، ولى این مانع از آن نخواهد بود كه مفهوم آیه عمومیت داشته باشد.

سوال:

از شرایط وجوب امر به معروف و نهى از منكر آن است كه خطرى در كار نباشد، ولى در این آیه از كسانى كه براى نهى از منكر تا پاى جان ایستاده‏اند، ستایش شده است، علّت چیست؟

منظور از "بِغَیْرِ حَقٍّ" این نیست كه مى‏توان پیامبران را به حق كشت بلكه منظور این است كه قتل پیامبران همیشه به غیر حق و ظالمانه بوده است و به اصطلاح "بغیر حق" قید توضیحى است كه براى تاكید آمده

پاسخ:

اوّلًا: شرایط افراد و نوع معروف و منكر تفاوت مى‏كند گاهى منكر، حكومت یزید است كه امام حسین علیه السلام براى نهى از آن به كربلا مى‏رود و شهید مى‏شود، مى‏فرماید: هدف من از این حركت و قیام، امر به معروف و نهى از منكر است، امّا گاهى منكر در این حدّ نیست، بلكه گناهى است كه باید میان خطر و مفسده‏ى گناه و از دست ‏دادن مال و جان و آبرو مقایسه و با توجّه به اهمیّت و اولویّت عمل كرد.

ثانیاً: شاید مراد از كسانى كه در این آیه مورد ستایش قرار گرفته‏اند آنهایى باشند كه خود پیش‏بینى شهادت نمى‏كردند، ولى ستمكاران آنان را به شهادت رساندند.

 

پیام‏های آیه:

1ـ از اعتقادات انحرافى و كفرآمیز، اعمال خطرناكى همانند قتل و كشتار انبیاء سر مى‏زند. «یَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ ...»

2ـ در شرایطى، اظهار حقّ لازم است اگر چه به قیمت شهادت انبیاء و اولیاء باشد.

3ـ دشمنان براى حق‏ پوشى، دست به كشتن پیامبران مى‏زنند. «یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ»

4ـ گاهى طاغوت ‏ها براى كشتن فرزانگان با تبلیغات و شایعات و توجیهات، كار خود را حقّ جلوه مى‏دهند. «بِغَیْرِ حَقٍّ»

5ـ نام كسانى كه به عدالت دعوت مى‏كنند و آمرین به معروف و ناهیان از منكر، در ردیف انبیاء برده شده است. لذا كیفر قاتلان آنان نیز همچون قاتلان پیامبران است. «فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ»

أُولئِكَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ (آل عمران ـ 22)

آنان كسانى هستند كه اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و هیچ یاورانى براى آنها نیست.

عذاب جهنم
پیام‏های آیه:

1ـ گاهى یك انحراف، تمام اعمال شخص را تباه مى‏كند. «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ»

2ـ براى گناهانى هم چون پیامبركُشى، شفاعتى در كار نیست. «ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ»

 

نکات دو آیه:

1- در آیه اول آمران به عدالت و دعوت كنندگان به معروف و حق در ردیف پیامبران شمرده شده‏اند و كفر به خداوند و كشتن پیامبران و كشتن این گونه افراد در یك سطح قرار گرفته است و این نهایت اهتمام اسلام را به مسأله بسط عدالت در اجتماع روشن مى‏سازد.

از آیه دوم شدت مجازات كسانى كه اقدام به قتل چنین مردم صالحى بكنند به خوبى روشن مى‏شود، زیرا سابقا گفته‏ایم "حبط" درباره همه گناهان نیست بلكه در مورد گناهان شدیدى است كه اعمال نیك را نیز از میان مى‏برد و از همه گذشته نفى شفاعت از این اشخاص نشانه دیگرى بر شدت گناه آنها است.

2- منظور از "بِغَیْرِ حَقٍّ" این نیست كه مى‏توان پیامبران را به حق كشت بلكه منظور این است كه قتل پیامبران همیشه به غیر حق و ظالمانه بوده است و به اصطلاح "بغیر حق" قید توضیحى است كه براى تأكید آمده است.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم كدام یك از مردم عذابش در روز قیامت از همه شدیدتر است؟ فرمود:" كسى كه پیامبرى را به قتل برساند یا مردى را كه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ". سپس افزود: "اى ابا عبیده! بنى اسرائیل 43 پیامبر را در آغاز روز در یك ساعت كشتند، در این حال 112 نفر از عابدان بنى اسرائیل قیام كردند و قاتلین را امر به معروف و نهى از منكر نمودند، آنها نیز در همان روز كشته شدند، و این همان است كه خداوند مى‏فرماید: فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ"

3- از جمله "فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ" (آنها را به عذاب شدید بشارت بده) استفاده مى‏شود كه كافران معاصر پیامبر صلی الله و علیه و آله نیز مشمول این آیه بوده‏اند در حالى كه مى‏دانیم آنها قاتل هیچ یك از انبیاء نبوده‏اند و این به خاطر آن است كه هر كس راضى به برنامه و مكتب و اعمال جمعیتى باشد، در اعمال نیك و بد آنها سهیم است و چون این دسته از كفار (مخصوصاً یهود) نسبت به برنامه‏هاى پیشینیان خود و اعمال خلاف آنها سخت وفادار بودند، مشمول سرنوشت آنها خواهند بود.

4- كلمه "بشارت" در اصل به معنى خبرهاى نشاط انگیز است كه اثر آن در "بشره" و صورت انسان آشكار مى‏گردد، به كار بردن كلمه بشارت در مورد عذاب در این آیه و بعضى دیگر از آیات قرآن در واقع یك نوع تهدید و استهزاء به افكار گنهكاران محسوب مى‏شود و این شبیه سخنى است كه در میان ما نیز متداول است كه اگر كسى كار بدى را انجام داد در مقام تهدید و استهزاء به او مى‏گوییم "مزد و پاداش تو را خواهیم داد"!.

5- در حدیثى از ابو عبیده جراح مى‏خوانیم كه مى‏گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم كدام یك از مردم عذابش در روز قیامت از همه شدیدتر است؟

فرمود: "كسى كه پیامبرى را یا مردى را كه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند به قتل برساند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ".

سپس افزود: "اى ابا عبیده! بنى اسرائیل 43 پیامبر را در آغاز روز در یك ساعت كشتند، در این حال 112 نفر از عابدان بنى اسرائیل قیام كردند و قاتلین را امر به معروف و نهى از منكر نمودند، آنها نیز در همان روز كشته شدند و این همان است كه خداوند مى‏فرماید: فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ". (مجمع البیان، جلد 1 و 2 صفحه 423)


منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 2

مجمع البیان، ج 1 و 2


- نظرات (0)

چشم چرانی هم شد کار!

ویترین مغازه ها پرشده از لباس های عجیب و غریبی که هرکدام به نوعی ساز مخالف با فرهنگ ایران و ایرانی می زنند. می خواهی برای خودت مانتویی انتخاب کنی که بتوانی هم در دانشگاه بپوشی و هم در محل کار از آن استفاده کنی؛ اما هرچه ویترین مغازه ها را از نظر می گذرانی، لباس دلخواهت را نمی یابی! یکی آستین هایی کوتاه دارد و دیگری تنگ است؛ یکی رنگی زننده دارد و دیگری...

چشم چرانی

دختری جوان را با نگاه دنبال می کنی. مانتوی قرمز رنگی پوشیده است که نمی شود به آن گفت مانتو، بلکه به پیراهنی کوتاه و چسبان بیش تر شباهت دارد! ... دیگری مانتو اش مشکی است اما چسبان و کوتاه ...

گویا در صنف مانتویی ها دگمه برای بستن جلوی مانتو ها هم نایاب شده است ... و پارچه کمیاب، چرا که هر روز قد مانتو ها و آستین ها از روز قبل کوتاه تر می شوند ...

متوجه نگاه های چند پسر می شوی که به او اشاره می کنند و بلند بلند می خندند! دختر هم...

به یاد حرف های یکی از دوستان دوران دانشگاهم می افتم یادش بخیر ... دوران خیلی خوبی بود ... دوران دانشگاه و کارشناسی ... دورانی که  تا به امروز تکرار نشده اند ...

یک دوستی داشتم  و البته هنوز دوستی ام با او ادامه دارد؛ همیشه آراسته  در عین حال پوشیده بود ... بچه ها او را گاهاً مسخره می کردند که بابا این امل بازی ها را کنار بذار و یکی را برای دوستی انتخاب کن و او را برای داشتن دوست پسر تشویق می کردند ... این مانتوها و روسری های بلند چیه که می پوشی ... با این ها احساس خفگی نمی کنی؟!

او همیشه این جمله را تکرار می کرد ... هر که باشد نظرش در پی ناموس کَسی، پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسی.»

امروز می بینیم که مادرها کودکان دخترشان را به چه وضع بدی لباس بر تن می کنند و در خیابان ظاهر می کنند ... و نتیجه اش هم در صفحه حوادث کم دیده نمی شوند... دزدیدن دخترها و کودکان و اتفاقاتی که نباید بیافتند ...

حالا که به محیط اطرافت دقت می کنی، متوجه می شوی که حرف های آن دوست جوان من بی مورد هم نبوده و اگر نگاه برخی پسران جوان ناخود آگاه به دنبال کسی روان می شود، از همان نحوه ی پوشش نابه جاست!

«قُل لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ: به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه این براى آنان پاكیزه ‏تر است زیرا خدا به آنچه مى‏ كنند آگاه است.» (نور، 30)

آدم مومن و با غیرت هیچ وقت به ناموس دیگری نگاه نمی کنه؛ چون نمی‍ خواد کسی به ناموسش نظر بد داشته باشه.»

چشم چرانی نقطه ی مقابل خود نمایی!

یادمان باشد که پروردگار به آن چه ما انجام می دهیم آگاه است و پنهانِ هر کسی روزی آشکار می شود.

آیا برای روزی که هرچه در پنهان و آشکار انجام داده ایم را به نمایش می گذارند، آماده ایم؟

در این دنیا که نمی خواهیم خیلی ها از رفتارهای پنهان ما آگاه گردند، و به نظر می رسد در آخرت به این عملکرد نیازمندتر خواهیم بود.

امروزه چشم چرانی در بعضی افراد مانند یک بیماری و عادتی ناپسند بروز کرده است؛ عده ای علنی و بی پروا و عده ای زیر چشمی و پنهانی تر...

از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه 19 غافر پرسیدند، فرمود: «آیا ندیده ای كه گاه انسان به چیزی نگاه می كند. اما چنین وانمود می كند كه به آن نگاه نمی كند؟ همین نگاه خیانت آلود است. (تفسیر صافی، ذیل آیه 19 نور)

نگاه هایی خیره، ادامه دار و شهوت آلودی که با انگیزه جنسی آغاز می شوند و با تحریک غریزه جنسی ادامه می یابد ...
از نظر روان شناسان، چشم چرانی هنگامی که به صورت یک عادت مزمن در می آید، یک بیماری روانی تلقی می شود و همان طوری که بیماری سادیسم نقطه ی مقابل مازوشیسم است، شهوت و چشم چرانی نیز نقطه ی مقابل بیماری خودنمایی است.

خود نما، فردی است که خود را در معرض دید دیگران قرار می دهد و چشم چران نیز کسی است که از تماشا و نگاه به دیگران لذت می برد.

خودنمایی در زن ها بیش تر دیده می شود؛ در حالی که بیماری اخلاقی چشم در مردها بیش تر رایج است. مردان به طور طبیعی به زیبایی جنس مخالف حساس هستند و زنان بی حجاب با خود نمایی در عرصه ی جامعه، این گرایش مردان را تحریک می کنند.

به همین دلیل بیش ترین عامل بروز چنین بیماری در مردان حس خودنمایی زنان است.

نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرآیند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل، مشکلات و نارسایی های اجتماعی نخواهد داشت

 

کاری نکنید که امنیت جامعه به خطر بیفتد!

در واقع، نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرآیند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل، مشکلات و نارسایی های اجتماعی نخواهد داشت.

چشم چرانی دام شیطانی، بذر شهوت و رویش گاه فسق و فجور است. چشم چرانی دل را می لرزاند، آرامش و ثبات را از بین می برد و باعث هرج و مرج، فتنه و فساد در جامعه می شود.

چشم چرانی، تیر مسموم و زهرآلود شیطان است که اگر بدون قید و بند رها شود، امنیت و سلامت جامعه را به خطر می اندازد.
بنابراین، جوانی که به کوچه و خیابان راه می افتد اگر نگاه را کوتاه نکند و از طرفی پوشش اسلامی را رعایت نکند، چشمش به صحنه های شهوت انگیز خواهد افتاد و نیروی قدرت مند شهوت به تحریک درمی آید.

در چنین شرایط حساسی، جوان یا باید به عیاشی، فساد و تجاوزگری روی آورد، یا به خواسته های شهوانی جواب مثبت دهد، یا با تخیل و تصور با حالت افسردگی و پریشانی، زندگی بیمارگونه ی خود را ادامه دهد و آسایش خانواده را بر هم زند.

توصیه ی دین اسلام به جوانان، اعم از دختر یا پسر، این است که در خانواده و جامعه عفاف ظاهر و باطن را حفظ کنید. کاری نکنید که امنیت جامعه به خطر بیفتد. آن وقت امنیت خود و ناموس تان نیز در معرض خطر است.


- نظرات (0)

وقتی درهای بسته باز می‎‎‎‎شود

در بسته

وقتی همه درها به رویت بسته چی کار می‎کنی؟!

امام جواد(علیه‎السلام) مى‎فرماید:

لَوْ كانَتِ السَّماواتُ وَالاَْرْضُ رَتْقاً عَبْد ثُمَّ اتَّقى اللهَ تَعالَى جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْها مَخرَجاً.(1)

اگر درهاى آسمان و زمین به روى كسى بسته شود و او پرهیزگارى پیشه كند؛ خداوند گشایشى در كار او مى‎دهد.

گاه مى‎شود كه در زندگى، تمام درها به روى انسان بسته مى‎شود و به هر طرف رو مى‎كند با مشكل یا مشكلاتى رو به رو مى‎شود.

این گونه رویدادها فرصتى است براى بیدار شدن انسان‎ها و بازگشت او به سوى خدا، بازگشتى سازنده و تغییر دهنده سرنوشت. در این هنگام اگر از جان و دل متوجه او گردد و از ذات پاكش مدد گیرد، امدادهاى الهى به سراغ او آمده و نسیم‎هاى رحمت پروردگار، او را در آغوش مى‎كشند و از راه‎هایى كه هرگز باور نداشته، درهاى بسته گشوده مى‎شود.

 

 پی‎نوشت:

1. نورالابصار، ص 150.

برگرفته از 150 درس زندگی، آیة الله مكارم شیرازی.


- نظرات (0)

حضور شیطان در بن بست های زندگی

در آیه 27 سوره ی اعراف داریم که وقتی که ما به بن بست می رسیم شیطان به سراغ ما می آید . تمام حساسیت زندگی ما سر دو راهی ها است . حضرت آدم هم سر دو راهی خوردن و نخوردن ماند . شیطان در سر دو راهی شما را وسوسه می کند . ما با عقل خودمان می خواهیم خودمان را را دو راهی نجات بدهیم

شیطان

اگر ما عقلمان را دست دین بسپاریم و به سراغ احکام خدا بروم ، خدا راه بیرون رفتن از این بحران توسط دین را به ما یاد می دهد و قطعاً ما به آرامش می رسیم . در سوره طلاق داریم : هر کس که زندگی بر او تنگ شد انفاق کند .

 

به خدا اعتماد کنیم

ما باید به خدا اعتماد کنیم . خدا به مادر موسی گفت : بچه ات را به دریای خروشان بسپار ،اینکار با کدام عقل سازگاری دارد ؟ خدا به مادرموسی اطمینان داد که موسی را برمی گرداند.

خدا می فرماید تو در گرفتاری هایت تقوا پیشه کن ، من به تو آرامش می دهم و ظرف وجود تو را بزرگ می کنم . گاهی فردی مشکلات زیادی دارد ولی آرامش دارد . اگر حلال و حرام را رعایت کنیم نباید انتظار داشته باشیم که زود پولدار بشویم . خدا می گوید که تو عقل خودت را که چراغ است به طرف دین بیاور تا من به شما دستور بدهم . فردی به پیامبر گفت که فقر بر من چیره شده است . پیامبر فرمود : صدقه بدهید . او سه بار پیش پیامبر آمد و بعد از سه بار که صدقه داد ، در کارش گشایش شد . ما نباید زود خسته بشویم . وقتی ما به حرف دین گوش کنیم اگر سختی باشد رضایت ، برکت و آرامش هم هست . اگر ما به حرف خدا گوش کنیم ظرفیت ما بالا می رود و مشکلات ما را زمین گیر   نمی کند.

اگر من رعایت حلال و حرام را بکنم و پولدار هم نشوم خدا به من ظرفیتی می دهد که من احساس می کنم خدا ازمن راضی است . ممکن است که من با حرام پولدار بشوم ولی من به اندازه ی ثروتی که بدست آورده ام کوچک شده ام . این انسان با یک تلنگر می شکند زیرا ظرفیت ندارد

حل مشکل در آرامش است . پولدار شدن موضوعیت ندارد . شاید من پولدار بشوم یا نشوم ولی رضایت خدا ، مغفرت ، رحمت و فضل الهی را دارم . بعضی ها حلال و حرام ها را رعایت می کنند و خیلی پولدار نیستند ولی بچه های خوبی دارند . این نتیجه ی حلال خوری است .

شیطان در هنگام بحران ما را وسوسه می کند که دست در فاکتور ببریم و ساعت عدم حضور را ساعت حضور بزنیم . ما به ظاهر دست در فاکتور می بریم و بعد از مدتی پولدار می شویم ولی بعد می بینیم که بچه ما هم دست در جیب مان می برد و پول می دزد یا دست در چک ما می برد .

شما بر مردم مکر کردی و حالا فرزند شما بر شما مکر می کند و شما یک فرزند ناخلف خواهی داشت، نه اهل نماز است نه اهل ادب و احترام و چاقوکشی هم می کند و معتاد هم می شود ، این فقر واقعی یا فقر معنوی است . اگر ما به حرف شیطان گوش کنیم شیطان به ما ظرفیت نمیدهد بلکه مادیت می دهد .

حل مشکل در آرامش است . پولدار شدن موضوعیت ندارد . شاید من پولدار بشوم یا نشوم ولی رضایت خدا ، مغفرت ، رحمت و فضل الهی را دارم . بعضی ها حلال و حرام ها را رعایت می کنند و خیلی پولدار نیستند ولی بچه های خوبی دارند . این نتیجه ی حلال خوری است

ظرف وجودیمان را بزرگ کنیم

سوره بقره آیه 167می فرماید: الشیطان یعدکم بالفقر و یعمرکم بالفحشا . ما فکر می کنیم که مادیات مشکل ما را حل می کند . مادیات مشکل ما را حل نمی کند ، ظرفیت مشکل ما را حل می کند . خدا قول ظرفیت داده است که آنقدر تو را بزرگ می کند که از مشکل بیرون بیایی . خدا مشکلات را از جلوی حضرت زینب برنداشت ، برادرش کشته شد و خانواده اش اسیر شدند ولی زینب آنقدر بزرگ شد که هیچ کدام از اینها زینب را زمین گیر نکرد . آنچه حضرت زینب را آرام کرد ظرفیت الهی بود .

اگر من رعایت حلال و حرام را بکنم و پولدار هم نشوم خدا به من ظرفیتی می دهد که من احساس می کنم خدا ازمن راضی است . ممکن است که من با حرام پولدار بشوم ولی من به اندازه ی ثروتی که بدست آورده ام کوچک شده ام . این انسان با یک تلنگر می شکند زیرا ظرفیت ندارد.

از طرفی بعضی ها خیلی مال ندارند ولی بزرگمنش است و هیچ مشکلی او را به زانو در نمی آورد . ما باید مواظب باشیم که در هر بحرانی عقل ما را به سمت مکر نکشاند بلکه ما را به سمت حکم شرعی بکشاند.

 

نکته پایانی :

در زندگی حواسمان به حلال و حرام  و وسوسه های شیطان در شرایط سخت باشیم .



- نظرات (0)

چرا با در بسته مواجه می شویم

در بسته

گاه مى ‏شود درهاى زندگى به رویمان به كلى بسته مى ‏شود و دست به هر كارى می زنیم با درهاى بسته رو به رو مى ‏گردیم، از هر جا که حرکت می کنیم، بسته و بسته است

سبب بسته بودن درها چه کسی است خودمان یا خداوند؟

آری گاهی خداوند برای امتحان بندگانش سختی قرار داده است اما برخی از سختی ها را خود به زندگیمان راه می دهیم، علت آن چیست؟

مدت ها به دنبال این علت می گشتم تا به آیه ای برخوردم: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» ( طه/124)  و هر كس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى ‏كنیم.»
«یاد خدا» عجیب است؛ چیزی که هم دنیا را در پی دارد و هم آخرت، اگر نداشته باشیم زندگی در دنیا سخت خواهد بود.با کلمه «یاد خدا» به یاد آیاتی می افتم که بارها شنیده ایم: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» آری با یاد خدا دل ها آرام می شود. در واقع یاد خدا مایه آرامش جان، تقوا و شهامت است و فراموشی آن مایه اضطراب و ترس و نگرانی.

 

علت فراموشی یاد خدا

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست                         تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
یعنی انسانی که خودش را معیار همه چیز قرار داده و همه را برای خودش می‌ خواهد. به همین جهت از حضور خدای متعال، غافل می‌گردد. برای رهایی از این مانع باید به درمان خود بینی بپردازیم تا بتوانیم خدای خود را بیاد داشته باشیم .

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

معنای حقیقی اعراض از خدا در روایات

در روایات اسلامى مى‏ خوانیم كه از امام صادق علیه السلام پرسیدند منظور از آیه مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً چیست؟

فرمود: اعراض از ولایت امیر مومنان علیه السلام است. (تفسیر نور الثقلین، ج3، ص 405)
آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على علیه السلام بگیرد، همان ابر مردى كه تمام دنیا در نظرش از یك برگ درخت كم ارزش تر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها كه این الگوها را فراموش كنند، در هر شرایط گرفتار معیشت ضنك هستند.

 

مصادیق اعراض از خداوند

یاد خداوند متعال فقط ذکر زبانی نیست، آنچه مهم است این که ایمان در مرحله عمل هم خود را نشان دهد و به اظهار لفظی بسنده نکند چرا که اگر انسان فقط به ذکر لفظی اکتفا کند، به پیامد های ناشی از اعراض یاد خدا، مبتلا خواهد گردید.

از جمله مصادیق عملی می توان اسراف را یاد کرد؛ به این معنا که نعمت هاى خداداد مانند چشم و گوش و عقل را در مسیر هاى غلط به كار انداختند و اسراف چیزى جز این نیست كه انسان نعمت را بیهوده بر باد دهد. (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 332)
اگر من با زبان خود دروغ، غیبت، تهمت و...همه را انجام دهم به گونه ای از آن چه خداوند به من اعطا نموده در جهت ناپسند استفاده نموده ام که این خود نمونه از اعراض از یاد خداوند است.

اگر خداوند به من قدرت جسمی و یا مالی اعطا نموده و من به واسطه این ها به دیگری ظلم کنم، باز این هم نمونه ای از اعراض خداوند است.
با توجه به روایات، مهم این است که در مسیر ائمه علیهم السلام حرکت کنیم و آن ها را به عنوان الگو قرار دهیم و ببینیم آن ها در عمل و رفتار خود چگونه خدا را یاد می کنند.

اگر بخواهیم ائمه علیهم السلام را الگو قرار دهیم زندگیمان باید شبیه آنان گردد؛ باید از ظلم، دروغ، غیبت، خیانت در امانت و... همه به دور باشیم که این ها همه مصادیقی از اعراض خداوند است.

«به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.  

پی آمد های اعراض از ذکر خدا

غفلت از یاد خدا آثار زیانبار و ویرانگری به دنبال دارد که در زیر به برخی از این اثرات سو آن، نگاهی خواهیم انداخت:
1. تنگی معیشت و کوری در قیامت
در آیه 124 سوره طه خداوند بیان می کند اگر از ذکر من رویگردان شوید زندگی را برایتان سخت و روز قیامت شما را کور محشور می کنم و در ادامه خداوند علت نابینایی را بیان می کند: « این به خاطر آن است كه آیات ما به سراغ تو آمد همه را بدست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشیدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد" (قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى) (126، طه) (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 327)
2. همنشینی با شیطان
 وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ «و هر كس از یاد [خداى‏] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد. » (زخرف/ 36)

3. قساوت قلب

کسی که به هر دلیلی از ذکر و یاد خدا، دوری می ‌کند همچنانکه یکی از فواید ذکر خدا، بصرت دل و نورانیتش می ‌باشد در مقابل با دوری از یاد خدا، به قساوت قلب مبتلا می ‌گردد، چنانکه به حضرت موسی علیه السلام وحی گردید که ای موسی «به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.  




- نظرات (0)