سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نسخه ای برای حکیم شدن!

سکوت ترک کلام بطور مطلق است، ولى «صَمْت» به معنى ترک سخن گفتن در امورى است که هدف صحیحى را تعقیب نمى کند (تَرْک ما لا یَعْنِیهِ) و آنچه براى سالکان الى اللّه و راهیان راه خدا و علاقه مندان به تهذیب نفس ضرورت دارد، بیشتر «صمت» است نه «سکوت».





سخن

امام على علیه السلام مى فرماید: به خاموشى و سكوت از هر حرف لغو و بیهوده و باطلى هیبت و بزرگى پدید آید كه خاموشى از لغو نشانه عقل و خردمندى است و با انصاف و برابرى، پیوستگان و دوستان بسیار گردند و با نیكى كردن منزلت ها بزرگ شود و با فروتنى و تواضع نعمت حق بر انسان تمام شود و با تحمل رنج ها و سختى ها، بزرگى لازم و واجب گردد و با رفتار خوب و پسندیده دشمن شكست مى خورد و با حلم و بردبارى در برابر سفیه و نادان، یاوران انسان بسیار مى شوند. (نهج البلاغة: حكمت 224؛ بحار الأنوار: 66/ 410، باب 38، حدیث 126)

در جایی دیگر حضرت على (علیه السلام) فرمود: لا خَیْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحکْمِ، کَما اَنَّه لاخَیْرَ فِى الْقَولِ بِالْجَهْلِ : نه سکوت دانشمند سودى دارد، و نه سخن گفتن جاهل (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۱۸۲ و ۴۷۱)
داریم که در جایی امام رضا (علیه السلام) در روایتی می فرماید: «إنّ الصَّمْتَ بابٌ مِن أبواب الحکمة»

در جمع بندی این چند روایت در باب رابطه حکمت و سکوت و سخن گفتن باید گفت: یکی از آداب حکیم شدن همین خاموش بودن، بجا سخن گفتن، کم سخن گفتن و مانند آن است. به ما گفته اند کم حرف بزن و وقتی هم که می خواهی حرف بزنی هم خوب حرف بزن و هم حرفِ خوب بزن چرا که تو املا می کنی و فرشته ها می نویسند: إِنَّ عَلَیکمْ لَحَافِظِینَ؛ کِرَاماً کَاتِبِینَ؛ لذا مواظب باشید که خوب املا کنید.

هدف از ستایش سکوت در آیات و روایات اسلامى، باز داشتن از پرگویى و سخنان لغو و بیهوده و گفتارهاى اضافى و غیر لازم است وگرنه در بسیارى از موارد، سخن گفتن، واجب و لب فرو بستن و سکوت، حرام مسلّم است

در حقیقت نه «سکوت» براى «همه کس» و «همه جا» ارزش محسوب مى شود و نه سخن گفتن براى «همگان» در «هر مکان». بلکه «سخن گفتن» و «دم فرو بستن» از امور نسبى هستند که نسبت به «افراد» و «زمان ها» و «مکان ها» سنجیده مى شود. چه بسا سخن گفتن شخصى از مهم ترین واجبات و سخن گفتن دیگرى از بدترین محرمات باشد! و چه بسا سکوت انسانى در مکانى عبادت و سخن گفتن همان انسان در مکانى دیگر گناه شمرده شود!
بنابراین مؤمنِ عاقل و هوشیار کسى است که اوّلا در هر موضوعى که قصد سخن گفتن دارد اطّلاعات کافى کسب کند و ثانیاً موقعیّت شناس باشد; در غیر این صورت سکوت کند. (مباحث مختلف مربوط به سکوت و سخن، از جمله: سکوت و اصلاح زبان، سکوت در آیات قرآن مجید، سکوت در روایات اسلامى، خطرات زبان، اصول کلّى براى رفع خطرات زبان و مباحث دیگر را، در کتاب اخلاق در قرآن آیة الله جوادی آملی جلد اوّل، صفحه ۲۹۸ ملاحظه بفرمایید)
دو چیز طیره عقل است دم فروبستن *** به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى!

در حقیقت آنچه درباره اهمّیّت سکوت و آثار سازنده و مثبت آن در تعمیق تفکّر آدمى و جلوگیرى از اشتباهات و مصون ماندن از انواع گناهان و حفظ شخصیّت و ابهّت و وقار، و عدم نیاز به عذر خواهى هاى مکرّر و مانند آن آمد، به این معنى نیست که سخن گفتن همه جا نکوهیده و مذموم باشد، و انسان از همه چیز لب فرو بندد، چرا که این خود آفت بزرگ دیگرى است.

هدف از ستایش سکوت در آیات و روایات اسلامى، باز داشتن از پرگویى و سخنان لغو و بیهوده و گفتارهاى اضافى و غیر لازم است وگرنه در بسیارى از موارد، سخن گفتن، واجب و لب فرو بستن و سکوت، حرام مسلّم است. مگر نه این است که نعمت بیان به صورت بزرگترین نعمت در سوره الرّحمن بعد از نعمت آفرینش انسان شمرده شده است، و یکى از بزرگترین افتخارات نوع بشر داشتن زبان گویا و قدرت بر تکلّم است.

بسیارى از عبادات بزرگ مانند نماز، تلاوت قرآن و اذکار، به وسیله زبان انجام مى شود و نیز امر به معروف و نهى از منکر، تعلیم علوم واجبه، ارشاد جاهل، تنبیه غافل، و راهنمایى به سوى حقّ و عدالت، و بسیارى از شؤون تعلیم و تربیت به وسیله زبان انجام مى گیرد; هیچ دانشمند و صاحب فکرى نمى گوید در این گونه موارد باید سکوت کرد. آنچه مایه بدبختى انسان و بازداشتن او از تهذیب نفس و سیر و سلوک الى اللّه است سخنان اضافى و به اصطلاح «فضول الکلام» است; بنابراین، باید از هرگونه افراط و تفریط در این مسأله شدیداً پرهیز کرد.

امام سجّاد علىّ بن الحسین (علیه السلام) در این باره سخنى دارد، که سخن آخر و قول فصل است و حقّ مطلب را به خوبى ادا فرموده است.

کسى از آن حضرت پرسید: آیا سخن گفتن افضل است یا سکوت؟ امام سجاد (علیه السلام) در جواب فرمود:هر کدام از این دو آفاتى دارد، هرگاه هر دو از آفت در امان باشد، سخن گفتن از سکوت افضل است، عرض شد اى پس چگونه است این مطلب؟

فرمود: این به خاطر آن است که خداوند متعال، پیامبران و اوصیاى آنها را به سکوت مبعوث و مأمور نکرد، بلکه آنها را به سخن گفتن مبعوث کرد، هرگز بهشت با سکوت به دست نمى آید، و ولایت الهى با سکوت حاصل نمى شود، و از آتش دوزخ با سکوت رهایى حاصل نمى شود، همه اینها به وسیله کلام و سخن به دست مى آید، من هرگز ماه را با خورشید یکسان نمى کنم، حتّى هنگامى که مى خواهى فضیلت سکوت را بگویى با کلام آن را بیان مى کنى و هرگز فضیلت کلام را با سکوت شرح نمى دهى!» (بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه ۲۷۴)

در اینجا معیار روشنى داریم، هرگاه ما سخنانى را که در شبانه روز مى گوییم روى یک نوار ضبط کنیم و بعد با دقّت و سختگیرى و خالى از تعصّب به بررسى آن بپردازیم مشاهده مى کنیم که از میان صدها یا هزاران کلمه که در طول یک شبانه روز از ما صادر شده، مقدار کمى از آن مربوط به اهداف الهى یا حوائج زندگى و ضروریّات حیات مى باشد و بقیّه فضول کلام و سخنان اضافى است که در لا به لاى آن احیاناً مطالب ناروا و گناه آلود یا سخنان مشکوک و مشتبه مى باشد. هدف از سکوت مبارزه با انبوه فضول کلام و سخنان اضافى و بى هدف، و احیاناً بى معنى یا گناه آلود است.

صمت با سکوت فرق می کند

هرگز بهشت با سکوت به دست نمى آید، و ولایت الهى با سکوت حاصل نمى شود، و از آتش دوزخ با سکوت رهایى حاصل نمى شود، همه اینها به وسیله کلام و سخن به دست مى آید

این نکته نیز شایان توجّه است که «صمت» و «سکوت» هر چند در منابع اصلى لغت تقریباً به یک معنى تفسیر شده است، ولى در کلمات بعضى از علماى اخلاق تفاوتى در میان آن دو دیده مى شود; به این معنى که، سکوت ترک کلام بطور مطلق است، ولى «صَمْت» به معنى ترک سخن گفتن در امورى است که هدف صحیحى را تعقیب نمى کند (تَرْک ما لا یَعْنِیهِ) و آنچه براى سالکان الى اللّه و راهیان راه خدا و علاقه مندان به تهذیب نفس ضرورت دارد، بیشتر «صمت» است نه «سکوت»

بنابراین کلام و سخنان باید به سمت و سوی کلام مفید هدایت شوند؛ چرا که بسیاری از سخنان که بر زبان جاری می شود، کم فایده و بیهوده است، سزاوار است که انسان خود ساخته، بر زبان و گفتار خود، کنترل و مراقبت داشته باشد.

این گونه سخن بگوییم

پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) زبان خویش را نگه می داشت و سخن نمی گفت، مگر در اموری که به آن حضرت مربوط باشد، یا سودمند باشد، وقتی هم سخنی می فرمود، الفت بخش و وحدت آفرین بود، نه اینکه عامل تفرقه باشد و یا موجبات بددلی و کدورت افراد، نسبت به یکدیگر را فراهم آورد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج١۶، ص١۵١). همچنین فرد خردمند در سخن گفتن، سطح فکر و میزان معلومات طرف مقابل را در نظر می گیرد.

چنانچه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هرگز با مردم، با عمق عقل و درک خود سخن نگفت و می فرمود: ما پیامبران، ماموریم که با مردم به اندازه ی عقل آنان حرف بزنیم» (همان)
از دیگر ویژگی های سخنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) می توان به روشن، گویا و واضح بودن آن اشاره کرد چنانکه هر شنونده ای آن را می فهمید و درک می کرد. (مکارم الاخلاق، طبرسی، ص ٢٣)


- نظرات (0)

3 پلان از سفر حاجیان امسال

حج


حجّت قبول نوبت قربانی تو شد وقت سماع و سلسله جنبانی تو شد
 احرام بسته اند ملائک به دیدنت    برخیز وقت آینه گردانی تو شد
قربانی تو چیست چه آورده ای بگو   از هر چه هست و نیست که ارزانی تو شد
قربانی تو هیچ کسی نیست جز خودت    حج ات قبول نوبت قربانی تو شد
                              

پلان اول

بالأخره روزی که سالیان سال توفیقش را می خواستند فراهم شده است: اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام ...  چند سالی است که انتظار چنین روزی را کشیده بودند ... خودشان را برای این سفر معنوی آماده می کنند ... وصیت نامه هایشان را می نویسند، حساب و کتاب های مادیشان را؛ حق الناس ها و حق الله ؛ خمس و زکات هایشان را صاف می کنند ... به همه زنگ می زنند، حلالیت می طلبند ... می خواهند هیچ ناصافی در زندگیشان نباشد تا انشالله خداوند حج را از ایشان قبول کند

پلان دوم:

صحرای عرفات حرم خداوند نیست ... خداوند به حاجیان می گوید: از حرم بیرون بروید ... درعرفات گریه کنید، توبه کنید و وقتی پاک پاک شدید؛ گویی تولدی دوباره پیدا کرده اید، آن وقت به حرم من وارد شوید ...
از حرم خدا خارج شدند ... در صحرای عرفات ضجه و ناله زدند، اشک ریختند ... التماس کردند ...توبه کردند ... اجازه ی ورود به حرم گرفتند ... شب عید قربان در حرم وارد شدند... شب در صحرای مقدس مشعر بودند و صبح به سرزمین مقدس منا آمدند ...

پلان سوم:

عجب مرگی ... در چه سرزمینی ،  در چه شرایطی ... شرایطی مشابه به سرزمین کربلا آن هم 20 روز قبل از محرم ... شاید خودشان هم فکر نمی کردند که با رفتن این باره به خانه ی خدا، محرم امسال را در میان ما نباشند ...

عامل مهمی که سبب توفیق خواهد شد تقوا و ترک معصیت است که در آیات و روایات بسیاری به آن اشاره شده است

خیلی از این حاجیان  یکی از دعاهای اصلیشان این بود روزی امسال کربلا، اربعین ، پای پیاده را از دست خود خدا بگیرند اما خدا چه روزی نصیبشان کرد ... مرگ و رسیدن به لقای خودش در یکی از بهترین سرزمین ها ، لبیک گویان، با شرایطی شبیه به شرایط عزیزترین مخلوقش حسین علیه السلام را نصیبشان کرد ...
عجب روزی نصیبشان شد ... بعد از حج و درک عرفات و پاک شدن از گناهان به دیدار خداوند نایل شدند، اگر نگوییم توفیق از جانب خدا بوده است؛ «و ما توفیقی الا بالله: از خدا در هر کار توفیق می طلبم.» (سوره هود؛ آیه 88) پس چه چیزی می تواند باشد؟
در حقیقت این ها از مصادیق کامل و امت مؤمن به معنای واقعی بودند که فرشتگان به زیبایی به استقبالشان آمدند : الَّذِینَ تَتَوَفَّاهم الْمَلآئِكَة طَیِّبِینَ یَقولونَ سَلامٌ عَلَیْكم ادْخلواْ الْجَنَّةَ بِمَا كنتمْ تَعْمَلونَ " فرشتگانی که مومن را قبض روح می کنند با پاکیزگی و با خوبی به او می گویند سلام بر شما وارد بهشت شوید به خاطر کارهایی که انجام دادید یعنی با سلام و صلوات مومن را وارد عالم برزخ می کنند. (آیه  32 سوره نحل)
مؤمنانی که توفیق پیدا کردند درجه ای از مقام شهیدان را به خود اختصاص دهند: «المؤمن علی أیّ حال مات و فی أیّ ساعة قبض، فهو شهید»؛ «مؤمن در هر حال و زمانی که بمیرد، شهید است. (میزان الحکمه، ج 5، ح 9803)
خدا می داند که لحظات آخر کدام یک از این حاجیان توانستند صاحب و مولایشان را ببینند و بشناسند:
امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردم امام زمان خود را نمی یابند، او در موسم حج [و در منا و عرفات] شرکت می کند و آنان را می بیند ولی آنان او را نمی بینند.» (منتخب الاثر، ص319)
«محمد بن عثمان عمری»، یکی از نائبان چهارگانه ی امام زمان (عج) می گوید: «به خدا سوگند: صاحب الزمان علیه السلام در موسم حج، همه ساله حضور می یابد و مردم را می بیند و می شناسد. مردم [هم] او را می بینند، اما نمی شناسند.» (بحار الانوار، ج53، ص152)

از جهان دل به تو بستم به خدا مهدی جان       طالب وصل تو هستم به خدا مهدی جان
هر كجا یاد تو و ذكر تو و نام تو بود بی َتأمل بنشستم به خدا مهدی جان

پلان سوم:

تشییع جنازه ای عظیم؛ همراه با سلام و صلوات و فاتحه خوانی به این با شکوهی ... پیر و جوان، کوچک و بزرگ حضور داشتند ... اصلاً هم کاری به سیاست و مذهب و نوع تفکر نداشتند ... فقط آمده بودند که با این بدن های مطهری که در غربت در برابر گرمای سوزان و با لب تشنه شهید شده اند را همراهی کنند و آنها را تا خانه ی ابدیشان بدرقه کنند.
به واقع این روزی ها چگونه است که عده ای به این زیبایی نصیبشان می شود؟!
صحبت از رزق و روزی است ... البته اشتباه نشود، منظور در این جا رزق مادی نیست، ما دو نوع رزق داریم: رزق مادی و رزق معنوی
رزق و روزی تنها به مواهب مادی نیست. روزی معنای وسیعی دارد که روزی های معنوی را نیز در برمی گیرد بلکه رزق اصلی، همین رزق و روزی معنوی است. در دعا نیز تعبیر رزق در مورد روزی های معنوی بسیار به کار رفته است.
آیات زیاد دیگری هست که می توان همین معنا را از آن ها گرفت مانند (آیه 29 انفال، 5 طلاق، 76 آل عمران، 47 توبه و ...) و همچنین در روایات نیز این مضمون تأکید شده است.
شهادت و حج از موارد رزق معنوی است که ما در دعاهای خود این روزی ها را از خداوند درخواست می کنیم: اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام؛  اللّهم ارزقنی الشهادة فی سبیلک. (تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و نویسندگان، ج20، ص374؛ تفسیر الکبیر فخر، ج23، ص112 و ج2، ص30)

اگر کسى در حالى که داراى محبّت اهل بیت(علیهم السلام) باشد، بمیرد، شهید از دنیا رفته است، و نیز آمرزیده مى شود و با ایمان کامل از دنیا مى رود

برای رسیدن به این روزی ها، لازم است که توفیقاتی نصیب آدمی شود و این توفیقات به تعبیر آیات و روایات حاصل نمی شود مگر با فراهم شدن شرایط و تلاش در اجرای یک سری فرمول هایی در زندگی که وقتی با این حاجیان عزیز مقایسه می کنیم، کاملا صدق می کند ...
عامل مهمی که سبب توفیق خواهد شد تقوا و ترک معصیت است که در آیات و روایات بسیاری به آن اشاره شده است.
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقرَى آمَنواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ ...» (سوره اعراف، آیه 96)
و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار می شدند همانا ما، درهای برکات آسمان و زمین را بر روی آن ها می گشودیم.
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّه مَخْرَجًا * وَیَرْز قْه مِنْ حَیْث لَا یَحْتَسِب » (سوره طلاق، آیه 2و 3)
«هرکس تقوا پیشه کند خداوند راه بیرون شدن را بر او می گشاید و از جائی که انتظار ندارد به او روزی عطا کند.»
« وَأَنِ اسْتَغْفِر واْ رَبَّكمْ ثمَّ توبواْ إِلَیْهِ یمَتِّعْكم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مّسَمًّى وَ یؤْتِ كلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَه ...» (سوره هود، آیه 3) و اینکه از پروردگار خویش آمرزش طلبید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را تا مدت معینی به خوبی بهره مند سازد و به هر صاحب فضیلتی به مقدار فضیلتش ببخشد...(در تفسیر «متاعاً حسناً» که در آیه آمده: «المنافع المتتابعه الدینیه ی و المالیه ی» (کاشانی، فتح الله، زبده ی التفاسیر؛ ج3، ص253) تعبیر شده یعنی منافع دینی و مالی، هر دو را در برمی گیرد و در تفسیر هدایت (مترجمان، تفسیرهدایت: ج 5، ص14) به رزق نیکو تفسیر کرده اند، یعنی خداوند، در مقابل توبه و طلب آمرزش، آن ها را از رزق نیکو بهره مند می سازد و رزق را همان طور که گفته شد مادی و معنوی است و مردن بعد از تولد دوباره خودش یک نعمت و رزق است.)
حسرت می خوریم بر اینکه ما که قرار است بالأخره روزی از این دنیا برویم؛ كلّ نَفْسٍ ذَآئِقَة الْمَوْتِ (آل عمران، 185) و معلوم نیست به چه عاملی این اتفاق بیافتد؛ بیماری تصادف، آتش سوزی و یا .... و در قیامت چگونه و با چه حالتی وارد صحرای محشر می شویم، چه سرانجامی در انتظارمان است در حالی که این عزیزان به این زیبایی مرگ را به بهترین شکل لبیک گفتند و زیباتر اینکه در قیامت به بهترین شکل حاضر خواهند شد: مَن ماتَ م حرِماً ح شِرَ م لَبِیّاً ؛ کسی که در احرام از دنیا برود فردای قیامت در حالی محشور می شود که فریاد می زند لبیک اللهم لبیک (الحجّ و العمره، ص 158)
در روزی که خدا خلق اول و آخر را جمع می کند و همه گرفتار هستند: وَ ذَلِكَ یَوْمٌ یَجْمَع اَللَّه فِیهِ اَلْأَوَّلِینَ وَ اَلْآخِرِینَ مَنْ وَجَدَ لِقَدَمَیْهِ مَوْضِعاً وَ لِنَفْسِهِ (نهج البلاغه، خطبه 102)
بهترین انسان ها آن است که یک جای پا پیدا بکند بایستد نفسی بکشد تا نوبت حساب رسی اش شود ؛ در این حال عده ای لبیک گویان وارد صحرای محشر می شوند ...
و این گونه است که این عزیزان و حاجیان قربانی در عرفات، پس از تولد دوباره شان در غربت به فیض شهادت نایل شدند ؛ در روایات آمده است اگر کسى در حالى که داراى محبّت اهل بیت (علیهم السلام) باشد، بمیرد، شهید از دنیا رفته است، و نیز آمرزیده مى شود و با ایمان کامل از دنیا مى رود.(تفسیر کشّاف، ج 3، ص 403)
و مگر نه این است که این حاجیان با دل هایی سرشار از محبت اهل بیت علیهم السلام به زیارت قبر رسول خدا و ائمه بقیع علیهم السلام رفته بودند
پس ؛ ای حاجیان ، نوشیدن شهدی از مقام بلند شهادت گوارای وجودتان ... برای ما هم دعا کنید.


- نظرات (0)

روش کار در تفسیر مجمع البیان چگونه است؟

مجمع البیان

مجمع البیان به اتفاق آراء شیعه و اهل سنت، در جامعیت، استحکام مطالب، شیوه ترتیب و تنظیم آنها و در روش تفسیر و تبیین مفاهیم آیات، منزلت خاص و جایگاه ویژه ای دارد.

شیخ محمود شلتوت رئیس اسبق دانشگاه الازهر می گوید: «مجمع البیان در بین کتاب های تفسیری قرآن بی همتاست.»
مجمع البیان شامل مباحثی چون قرائت، اعراب، لغات، بیان مشکلات، ذکر موارد معانی و بیان، شأن نزول آیات، روایات وارده و شرح و تبیین قصص و حکایات است. این تفسیر تا حد زیادی متأثر از تفسیر التبیان شیخ طوسی است.

مجمع البیان فی تفسیر القرآن

مجمع البیان، از تفاسیر مهم قرن ششم و به زبان عربی است. سبک و شیوه تدوین و تبویب این تفسیر در میان همه تفسیر های اهل سنت و شیعه، چه فارسی و چه عربی بی سابقه و کم نظیر است زیرا نظمی متین و خاص و مرتب با روش علمی و ساده دارد و ویژگی اش همین است که این نظم و ترتیب در عرضه مباحث می باشد.
تفسیر مجمع البیان در مسائل ادبی از نحو و لغت و اشتقاق و تصریف و ... مباحث مشروح و مبسوطی را دارد که جنبه نحو و لغت در آن قوی تر است. در مباحث لغوی به طور دقیق با کمک اشعار عربی، مباحثی را مطرح می کند و در مباحث نحوی و ادبی ، تکیه گاه دیگران است.
مجمع البیان به اتفاق آراء شیعه و اهل سنت، در جامعیت، استحکام مطالب، شیوه ترتیب و تنظیم آنها و در روش تفسیر و تبیین مفاهیم آیات، منزلت خاص و جایگاه ویژه ای دارد. شیخ محمود شلتوت رئیس اسبق دانشگاه الازهر می گوید: «مجمع البیان در بین کتاب های تفسیری قرآن بی همتاست.»

شیخ ابوعلی، فضل بن حسن بن فضل طبرسی، مفسر، فقیه کامل و محدث جلیل القدر و موثق و از علمای مشهور امامیه قرن ششم هجری است. سال تولد او را بین سال های 460 تا 470 هجری قمری گویند

مجمع البیان شامل مباحثی چون قرائت، اعراب، لغات، بیان مشکلات، ذکر موارد معانی و بیان، شان نزول آیات، روایات وارده و شرح و تبیین قصص و حکایات است. این تفسیر تا حد زیادی متأثر از تفسیر التبیان شیخ طوسی است.

معرفی اجمالی مفسر

شیخ ابوعلی، فضل بن حسن بن فضل طبرسی، مفسر، فقیه کامل و محدث جلیل القدر و موثق و از علمای مشهور امامیه قرن ششم هجری است. سال تولد او را بین سال های 460 تا 470 هجری قمری گویند.
لقب این بزرگوار را امین الاسلام و امین الدین و کنیه او همان شیخ ابوعلی، می باشد. آن طور که در کتاب «تاریخ بیهقی» آمده، این عالم بزرگوار در شهر سناباد طوس مشهد وطنش بوده و مدت 25 سال در سبزوار از شهرهای استان خراسان، مقیم بود.
در تمام این سال ها، به تعلیم و تدریس و تألیف مشغول و همیشه مورد تکریم و عنایت بزرگان و مخصوصاً سادات "آل زیاره" که از سادات و خاندان های اصیل و شریف خراسان بودند، قرار داشت.
طبرسی، از شیخ ابوعلی پسر شیخ طوسی معروف به مفید ثانی و شیخ عبدالجبار قاری رازی که از فقهای شیعه در ری بود، روایت می کند. صحیفة الرضا علیه السلام از جمله مرویات اوست.
از اساتید او، شیخ حسن بن حسین بابویه قمی، شیخ ابوالحسن عبیدالله محمد بیهقی، جعفربن محمد الدرویستی (درشتنی) و دیگران می باشند. وی استاد بسیاری از بزرگان و راویان عرفان خود از جمله، شیخ عبدالله دوریستی، شیخ حسن بن فضل صاحب مکارم الاخلاق (که پسر خودش) می باشد، شیخ منتجب الدین صاحب فهرست، ابن شهر آشوب مازندرانی صاحب مناقب و قطب راوندی شارح «نهج البلاغه» و دیگر از اکابر وقت بود. پسرش شیخ حسن و نوه اش صاحب مشکوة الانوار و بعضی از سلسله و نزدیکانش همه از بزرگان و عالمان بودند.

خودش نیز در فنون متداول زمان و علوم مانند نحو و صرف و شعر و ادبیات و ریاضی، فقه و تفسیر، بسیار متبحر و در مرتبه عالی بود. شیخ طبرسی، در دو مسئله از مسائل فقهی، فتوای خاص دارد:

 1- بحث رضاع 2- در معاصی. مولفات این دانشمند بزرگ بیشتر از 20 است که بعضی از آنها موجود و از بقیه جز نام، چیزی در دست نیست. سال وفات او، همچنان به نقل از تاریخ بیهقی که فقط 15 سال بعد از مرگ او نوشته شده، در شب عید قربان سال 548 در سن حدود هفتاد و چند سالگی در سبزوار بود. او را به مشهد مقدس منتقل و مزارش اکنون در 250 متری شمال شرقی حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام، در کنار خیابان طبرسی، در فلکه شمالی است. 

ساختار و تقسیم بندی کتاب

مفسر ابتدا از نظر اختلاف قرائت، سپس از نظر لغت و مشکلات لغوی و از نظر اعراب کلمات سپس از نظر اسباب نزول و معنی آیه را مورد بحث قرار داده و بعد احکام آیه و قصص را به مطرح می کند. در پایان تحت عنوان نظم، ربط و پیوند معنائی آیات را به یکدیگر و ربط هر آیه از آیات را به آیات قبل و بعد از آن ها و همچنین ارتباط سوره های قرآن را با هم بیان کرده است.

تفسیر از دیدگاه صاحب نظران

عبدالجلیل رازی در کتاب «النقض» خود گوید: اگر شیعه امامیه بخواهد از مفسران خود لافی بزند...، از تفسیر امام محمد باقر علیه السلام و از قول جعفر الصادق و امام حسن عسگری علیهما السلام و بعد از آن از تفسیر شیخ کبیر ابوجعفر طوسی و شیخ محمد قتال و تفسیر خواجه ابوعلی طبرسی باید بزند که آن اولی ها همه معصوم و آخری ها همه عالم و امین و معتمد بودند.

این تفسیر بارها در ایران و مصر و لبنان به طبع رسیده است. یکی از بهترین چاپ های آن به تحقیق حاج سید هاشم رسولی محلاتی در سال 1379 ه ق است که بعد مکرر از سوی انتشارات «دار احیاء التراث العربی» تجدید چاپ شد

بنابراین طبرسی از نظر عبدالجلیل، خبیر و عالم و امین بوده است. مؤلف تاریخ بیهقی ابوالحسن علی بیهقی شیعه در کتابش گوید: این امام در نحو فرید عصر بود و در علوم دیگر به درجه افادت رسید.
شیخ منتخب الدین رازی شاگرد طبرسی در کتاب فهرست می نویسد: الشیخ الامام، امین الدین ابوعلی و الفضل بن الحسن ... الطبرسی ثقه فاضل دین عین .... الخ دیگران نیز مانند علامه حلی، ابن شهر آشوب مازندرانی (شاگرد خودش)، قاضی نورالله شوشتری، علامه مجلسی، شیخ یوسف بحرانی و خونساری صاحب «روضات الجنات» و مامقانی و سید محسن عاملی و دیگران... هر یک به زبانی در عدل و وثاقت و فضل و جلالت او سخن گفته اند. (برای مطالعه این مطالب می توان به کتاب طبرسی و مجمع البیان مراجعه شود). 

چاپ و نشر

این ده جلد تفسیر، یک بار در صیدا و دو بار در تهران و تبریز در دو مجلد بزرگ، چاپ شده است. امروزه نسخه های کهن و نفیس خطی از این تفسیر در کتابخانه های عمومی و خصوصی در دست است و بیشتر از 15 نسخه از این تفسیر در کتابخانه آیة الله مرعشی (قم) وجود دارد.
این تفسیر بارها در ایران و مصر و لبنان به طبع رسیده است. یکی از بهترین چاپ های آن به تحقیق حاج سید هاشم رسولی محلاتی در سال 1379 ه ق است که بعد مکرر از سوی انتشارات «دار احیاء التراث العربی» تجدید چاپ شد. در حدود 20 سال قبل نیز به کوشش عده ای از فضلا از جمله احمد بهشتی و محمد مفتح به فارسی ترجمه و منتشر شد. 

تفاسیر هم عصر طبرسی

الف: تفاسیر معروف شیعه در قرن ششم:
1. "روح الجنان و روح الجنان" یا "روح الجنان و روض الجنان فی تفسیر القرآن" تألیف حسین بن علی بن احمد خزاعی معروف به ابوالفتوح رازی.
2. "تفسیرالقرآن" و "خلاصه التفاسیر" تألیف ابوالحسن سعید بن هبه الله معروف به قطب الدین راوندی، و چند تفسیر دیگر.
ب: تفاسیر معروف اهل سنت در قرن ششم:
1. "الکاشف عن حقایق غوامض التنزیل" و "عیون الأقاویل فی وجوه التأویل" تألیف علامه محمود بن عمر بن محمد بن عمر ابوالقاسم زمخشری (467 538).
2. "احکام القرآن" تألیف محمد بن عبدالله بن محمد بن عبدالله بن احمد امام ابوبکر بن عربی معافری اندلسی.
3. "تفسیر کبیر" تألیف فخر رازی ( 544 606) شافعی اشعری.
4. "کشف الأسرار و عده الأبرار" تألیف علامه میبدی (552) از شاگردان خواجه عبدالله انصاری (481) صاحب تفسیر القرآن. 


- نظرات (0)

قلب قرآن


به گزارش خانه دوم:این‌که می‌گویند «سوره یس قلب قرآن است، و در خود این سوره آیه‌ای وجود دارد، که قلب سوره یس است. و در آن عدد مشخصی معیّن شده است که اگر آن آیه را به آن تعداد بگوییم چیزهایی مشاهده می‌کنیم»، آیا چنین چیزی در حدیثی آمده است؟ اگر آمده؛ آن آیه کدام آیه است و تعداد آن چقدر است؟
 
پاسخ اجمالی
در روایت به این نکته اشاره شده است ‌که سوره «یس» قلب قرآن است؛ چنان‌که امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر چیزى، قلبى دارد و قلب قرآن سوره یس است».[1]
 
برخی اندیشمندان اسلامی نیز آیاتی را به عنوان قلب سوره یاسین معرفی کرده‌اند:
 
1. آیه پایانی سوره یس: «بنابراین [از هر عیب و نقصى‏] منزّه است خدایى که مالکیّت و فرمانروایى همه چیز به دست اوست، و به سوى او بازگردانده می‌شوید».[2] این آیه شریفه بر این‌که خداوند صاحب ملکوت و هرچه در آن است، تأکید می‌کند؛ از این‌رو قلب این سوره معرفی شده است.[3] این را از کلام ابن عبّاس برداشت کرده‌اند که گفت: «من نمی‌دانستم چگونه این فضیلت‌ها به قرائت سوره یس اختصاص یافته است، تا این‌که دانستم به خاطر این آیه است».[4]
 
2. قلب سوره یس آیه «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ»،[5] است.[6]
 
در منابعی که این آیات را به عنوان قلب سوره یس معرفی کرده‌اند، چیزی درباره خواص و تعداد خواندن آن چیزی نگفته‌اند.
 
همچنین؛ در مورد آنچه درباره قلب بودن این آیات گفته شد؛ روایتی از پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) نیافتیم و شاید این موضوع، تفسیری استحسانی از جانب مفسران باشد یا مستند به روایتی باشد که به دست ما نرسیده است.
 
 ======================
 
[1]. صدوق، محمد بن على‏، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص 111، قم، دار الشریف الرضی للنشر، چاپ دوم، 1406ق؛ نیز ر. ک: «ثواب خواندن سوره یس»، سؤال 37699.
[2]. یس، 83.
[3]. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، ج ‏3، ص 400، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1377ش؛ حقی بروسوی،  اسماعیل، تفسیر روح البیان، ج ‏7، ص 442، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
[4]. تفسیر جوامع الجامع، ج ‏3، ص 400؛ بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، ج ‏4، ص 275، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1418ق.
[5]. «بر آنها سلام [و درود الهى] است این سخنى است از سوى پروردگارى مهربان»؛ یس، 58.
[6]. بونى (م 622ق)، احمد بن على، شمس المعارف الکبرى، ص 175، بیروت، موسسة النور للمطبوعات، چاپ دوم، 1427ق؛ بقاعی(م 885ق)، إبراهیم بن عمر، نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور، قاهره، دار الکتاب الإسلامی، بی‌تا؛ ابن عجیبه، احمد بن محمد، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق: قرشی رسلان، احمد عبدالله، ج ‏4، ص 557، نشر حسن عباس زکی، قاهره، 1419ق.

- نظرات (0)

خطر از دست رفتن اصل سرمایه بسیار جدیست؟


عمر

یک هشدار جدی در سوره عصر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم؛ بنام خداوند بخشاینده مهربان 

وَ الْعَصْرِ (1) ؛ سوگند به عصر 

إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ (2) ؛ که حقّا انسانی در خسران و زیان کاریست 

إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (3)

مگر آن کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح و شایسته انجام داده و یکدیگر را به متابعت حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی سفارش نموده‌اند.

 

قسم به زمان 

قسم هایی که خداوند در قرآن مطرح می کند، نشانه ناباوری ما انسان ها می باشد.

اما این نکته را نیز نباید فراموش نکنیم که قسم های خدا با قسمی که ما انسان ها می خوریم تفاوت دارد.

خدای حکیم وقتی قسم می خورد ، علاوه بر تأکید محتوای کلامش تناسبی هم بین قسم و سخنش وجود دارد.

در این سوره خداوند به زمان قسم می خورد و بعد خسران انسان را بیان می کند.

پس معلوم می شود که این خسران با زمان در ارتباط است، به عبارتی خسران در موردی صورت می گیرد که به زمان مربوط می شود و آن عمر انسان است.

ما انسان ها با یک سرمایه محدودی به دنیا آمده ایم و قرار است با این سرمایه تجارتی برای حیات واقعیمان در جهان آخرت داشته باشیم ، اما زرق و برق دنیا ما را دچار غفلت کرده و همه توجهمان را به خودش معطوف ساخته است.

به عبارتی به گونه ای که خودمان هم متوجه نمی شویم، در حال از دست دادن سرمایه مان هستیم و لحظه به لحظه به آخرش می رسیم، ولی از این حقیقت مهم غافلیم.

چه بخواهیم و چه نخواهیم سرمایه‌های وجودی خود از دست می دهیم، ساعات و ایام و ماه ها و سال های عمر به سرعت می‌گذرد، نیروهای معنوی و مادی تحلیل می‌رود، و توان و قدرت کاسته می‌شود.

دم و بازدم های روزانه همچون اره دوسره در حال بریدن نخل عمر آدمی است؛ به طوری که در دم یک بار می برد و در بازدم هم یک بار و هرچه می برد به قطع کامل نزدیک می شود و روزی خواهد رسید که این درخت قطع می شود و روی زمین می افتد. و انسان می ماند ودنیا دنیا حسرت!!!!!

یک قلب استعداد معینی برای ضربان دارد، وقتی آن استعداد و توان پایان گرفت قلب خود به خود می‌ایستد، بی آنکه عیب و علت و بیماری در کار باشد.

خالق مهربانمان در این سوره به ما هشدار می دهد که ای انسان نسیان گر، همه شما در این زندگی دنیا خسران می کنید، مگر انسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند.

ولی قضیه به همین جا ختم نمی شود، زندگی دنیا یک عمل جمعی است و تو در برابر دیگران هم مسئول هستی ؛ پس باید دیگران را هم به حق و صبر سفارش کنی.

 

فرق خسران و ضرر در چیست؟

چرا خداوند در این سوره مبارکه کسی را که لحظات عمرش را از دست می دهد خاسر می نامد؟

الخُسْرُ و الخُسْرَان: انتقاص رأس المال (المفردات فی غریب القرآن، ص: 282)

خسران: کم شدن اصل مال

أنّ الأصل الواحد فی المادّة (ضرر): هو ما یقابل النفع (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 7، ص: 25)

ضرر در مقابل نفع و سود است ولی خسران کم شدن از اصل سرمایه است.

کسی که عمر خود را به غفلت می گذراند، در واقع او در حال کم کردن لحظه به لحظه از اصل سرمایه اش است و قدم به قدم به مرگ و تمام شدن سرمایه اش نزدیک می شود ، نه اینکه سود کمتری می برد. و این بسیار قابل تأمل است

والعصر

"فخر رازی" در تفسیر این آیه سخنی نقل می‌کند که حاصلش چنین است:

"یکی از بزرگان پیشین می‌گوید: معنی این سوره را من از مرد یخ‌فروشی آموختم، فریاد می‌زد و می‌گفت: ارحموا من یذوب رأس ماله ارحموا من یذوب رأس ماله!:" رحم کنید به کسی که سرمایه‌اش ذوب می‌شود، رحم کنید به کسی که سرمایه‌اش ذوب می‌شود"! پیش خود گفتم این است معنی إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ: عصر و زمان بر او می‌گذرد و عمرش پایان می‌گیرد، و ثوابی کسب نمی‌کند و در این حال زیانکار است" «تفسیر فخر رازى، ج 32، ص 85.»

به هر حال از نظر جهان‌بینی اسلام دنیا یک بازار تجارت است همانگونه که در حدیثی از امام هادی علیه السلام علی بن محمد النقی می‌خوانیم:

الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر آخرون: "دنیا بازاری است که جمعی در آن سود می‌برند و جمع دیگری زیان «تحف العقول، ص 361 (كلمات امام هادى" علیه السلام ").»

در اینجا می توانیم جهت هدایتی که خالقمان در این سوره مبارکه درصدد بیان آن است را این گونه بیان کنیم:

زمان می گذرد و سرمایه انسان از کف می رود و انسان دچار خسران می شود مگر آن دسته از انسان هایی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام بدهند و یکدیگر را به حق و صبر سفارش کنند.

شاید ابتدا به نظر برسد پیام این سوره مبارکه در دو آیه آخر آن است اما اگر کمی دقت کنیم از آنجا که آیه دوم جواب قسم است، پس از اهمیت بیشتری برخوردار است و آیه های سوم و چهارم هم به عنوان تبصره بیان شده اند.

پس آن آیه ای که اصل ماده را تشکیل می دهد، اولویت دارد .

بنابراین نکته اصلی در آیه دوم نهفته است که اشاره به خسران انسان در از دست دادن زمان و سرمایه عمر دارد.

در روایات آمده است که" وقتی اصحاب و یاران پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله به یکدیگر می‌رسیدند پیش از آنکه از هم جدا شوند سوره" و العصر" را می‌خواندند، و محتوای بزرگ این سوره کوچک را یادآور می‌شدند، سپس با یکدیگر خدا حافظی کرده به سراغ کار خود می‌رفتند"

تنها راه نجات انسان، عمل به 4 رکن است

ما مسلمانان باید با توجه به هشدار دلسوزانه خالق عزیزمان ، با تمام وجود این مهم را بپذیریم که تنها راه نجات عمل به این چهار رکن اساسی در زندگیمان است؛ ایمان با تمام وجود به خدا از همه جنبه ها و رعایت همه موازین آن .

انجام عمل صالح که ایمان بدون عمل مثل انسان بدون سر است (این عمل صالح را با «ال» آورده تا همه اعمال صالح را شامل بشود، نه اینکه هر کس یک جنبه از اعمال صالح را بگیرد وبقیه را رها کند).

اگر پدر و مادر به فرزندش بگوید من تو را دوست دارم، ولی کاری برای فرزند نکند، فرزند می‌گوید این چه دوستی است که همراه با کار نیست. قرآن به پیامبر می‌فرماید: «به مردم بگو اگر خدا را دوست دارید پس باید مرا پیروی كنید.»(سوره آل‌عمران، آیه 31)

دوستی و ایمان باید همراه با عمل باشد، آن هم عمل صالح و کار شایسته، آن هم همه کارهای خوب که زمینه‌اش به وجود می‌آید، نه این که بعضی عمل‌های خوب را انجام دهیم و بعضی دیگر را انجام ندهیم ؛ همان طور که اگر نردبانی یکی دو تا پله داشت ما را به پشت بام نمی‌رساند.

اگر بیمار به بعضی از دستورات پزشک عمل کند، به سلامت کامل نمی رسد.

اگر فرزندی به دنیا آمد و فقط دست یا پا و یا سر او بزرگ شد و بقیه اعضای بدن او همچنان کوچک باقی ماند، این طفل نمی‌تواند زندگی سالم داشته باشد.

ایمان و عمل مثل نخ و سوزن است اگر با هم باشند لباس دوخته می‌شود.

و بعد اینکه، این کشتی ساکنین زیادی دارد و به حکم این سوره شریفه نمی شود کسی نسبت به بقیه مسافران بی توجه باشد و فقط به خودش بپردازد؛ چرا که هرکس کشتی را سوراخ کند، موجب غرق شدن همه افراد می شود.

خسران

این مسأله را جدی بگیریم و هماره در صدد فرصتی برای عمل به این آیات پایانی سوره باشیم، همانطور که مسلمانان صدر اسلام آن را جدی گرفتند.

در روایات آمده است که" وقتی اصحاب و یاران پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله به یکدیگر می‌رسیدند پیش از آنکه از هم جدا شوند سوره " و العصر" را می‌خواندند، و محتوای بزرگ این سوره کوچک را یادآور می‌شدند، سپس با یکدیگر خداحافظی کرده به سراغ کار خود می‌رفتند."(در المنثور" جلد 6 صفحه 392)

 

نکته:

1- توصیه حق و صبر در زمره اعمال صالح است اما ذکر جداگانه آنها دلیل اهمیت فوق العاده آنها در جلوگیری از خسران است.

توسعه این فرهنگ میزان غفلت انسان ها را کاهش می دهد و این امر راهی برای تأمین هرچه بیشتر هدف سوره، یعنی رهایی از قاعده عمومی خسران است.

2- نکره بیان شدن لغت «خسر» دلیل بر خسرانی بزرگ و غیر قابل جبران می باشد.

چیزی که ممکن است به ذهن ما برسد این است که شکر خدا ما مسلمانان که هم ایمان داریم و هم عمل صالح انجام می دهیم و هم با حفظ شرایط سعی می کنیم امر به معروف ونهی از منکر کنیم. (انشاءالله) پس جزء خسران کننده ها نیستیم.

این را نیز فراموش نکنیم که اگر هوس امر به معروف را در خود بکشیم و به آن توجه نکنیم، با توجه به این آیه شریفه قطعاً از خاسرین بزرگ خواهیم بود. (جدی بگیریم)

باید گفت همان طور که میزان ایمان و عمل است و عمل صالح دارای مراتب است، خسران هم دارای مراتب مختلفی می باشد.

هر کس به میزانی که از این امور غافل است، دچار خسران می شود.

با این توضیح می شود گفت به جز معصومین (علیهم السلام) بقیه انسان ها از خسران رهایی کامل ندارند، ولی هر کسی می تواند با سعی و تلاش بیشتر از میزان خسارت خود بکاهد.

انجام عمل صالح که ایمان بدون عمل مثل انسان بدون سر است (این عمل صالح را با «ال» آورده تا همه اعمال صالح را شامل بشود، نه اینکه هر کس یک جنبه از اعمال صالح را بگیرد وبقیه را رها کند)

فضیلت سوره عصر

در فضیلت این سوره فرمودند: 

هر کس سوره عصر را در نمازهای مستحبی قرائت کند، خداوند در روز قیامت چهره اش را نورانی و خندان و چشمش را روشن کرده تا او را وارد بهشت نماید. (ثواب الاعمال، ص 125)

از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده است: 

هر کس این سوره را قرائت نماید ، عاقبت کار او به صبر و شکیبایی ختم خواهد شد و در روز قیامت همراه با یاران حق محشور خواهد شد. (مجمع البیان، ج 10، ص 434)

گویند اگر سوره مبارکه عصر را بر کسی که تب داشته باشد بخوانند ، تب او زائل گردد واگر این سوره را بر فرد افسرده بخوانند ، از افسردگی بیرون آید. (درمان با قرآن، ص 162)

در حدیثی از امام هادی علیه السلام علی بن محمد النقی می‌خوانیم:

الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر آخرون:" دنیا بازاری است که جمعی در آن سود می‌برند و جمع دیگری زیان. (تحف العقول، ص 361)

همچنین امیر مۆمنان علی علیه السلام در عبارت نورانیش فرمود: نفس المرء خطاه الی أجله" نفس های انسان گام های او به سوی مرگ است. (نهج البلاغه، کلمات قصار جمله 74)

و چه زیبا سروده:

در قطع نخل سرکش عمر حیات ما 

چون اره ای دو سر نفس اندر کشاکش است

دم و بازدم های روزانه همچون اره دوسره در حال بریدن نخل عمر آدمی است؛ به طوری که در دم یک بار می برد و در بازدم هم یک بار و هرچه می برد به قطع کامل نزدیک می شود و روزی خواهد رسید که این درخت قطع می شود و روی زمین می افتد و انسان می ماند ودنیا دنیا حسرت!!!!!


- نظرات (0)

راهکارهایی برای قضا نشدن نماز صبح !

نماز

نماز در حقیقت فرصتی است تا انسان با خدای خویش صحبت کند، و این توفیقی است که از جانب حضرت دوست، نصیب بندگانش می شود تا بتوانند در طول شبانه روز دقایقی را با معبود خویش به مناجات بپردازند؛ (طه، 14) لذا درخواست پیامبران و اولیای الهی همواره از خداوند متعال این بود که پروردگارا

ما را توفیق ده تا در زمره نمازگزاران باشیم.

قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) چنین نقل می کند: «رَبِّ اجْعَلْنی مقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذرِّیَّتی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دعاءِ»؛ (ابراهیم، 40) پروردگارا، مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا دعاى مرا بپذیر.
این مسئله آن قدر برای ابراهیم (علیه السلام) اهمیت دارد که بعد از درخواست از خدا، دوباره می فرماید این درخواست مرا اجابت کن.

در جایی دیگر خداوند از ویژگی منافقان را تنبلی در نماز می داند: إِنَّ الْمنَافِقِینَ یخَادِعونَ اللَّهَ وَهوَ خَادِعهمْ وَإِذَا قَاموا إِلَى الصَّلاَهِ قَاموا کسَالَى یرَاءونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکرونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِیلاً (نساء:۱۴۲)-همانا منافقان، خدا را فریب می دهند در حالی که خداوند، آنان را فریب می دهد. و هنگامی که برای نماز بر می خیزند با سستی و تنبلی، و برای نشان دادن مردم، نماز می خوانند. و خدا را فقط اندکی یاد می کنند.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم

در این میان توجه به نماز صبح در آیات و روایات نیز مشاهده می شود؛ چنانچه قرآن کریم می فرماید: «أَقِمِ الصّلاةَ لِدلوكِ الشّمْسِ إِلى غَسَقِ اللّیْلِ وَ قرْآنَ الْفَجْرِ إِنّ قرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهودًا»؛ ( اسراء، 78 )
نماز را از زوال خورشید، تا نهایت تاریکی شب، (نیمه شب) بر پادار و همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را؛ چرا که قرآن فجر، مورد مشاهده (فرشتگان شب و روز) است.
طبق روایاتی در ذیل آیه شریفه وارد شده است، مقصود از «قرآن الفجر» نماز صبح است و این روایات را دانشمندان شیعه و اهل تسنن نقل کرده اند.

در بیانی رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند: کسی که نماز صبح نخواند قرآن از او بیزار است.
هرکه نماز ظهر بجا نیاورد پیامبران الهی از او بیزارند.، هرکه نماز عصر را ترک کند فرشتگان از او بیزار است. هر که نماز مغرب نخواند دین از او بیزار است و هر که نماز عشارا ترک کند خدای جهان از او بیزار است. (اسرار الصلوه/ص۳۴)

حضرت مهدی (علیه السّلام) به یکی از مشتاقان دیدارش که به زیارت آن حضرت موفق شده بود دوباره فرمود: از رحمت خدا دور است کسی که نماز صبح را چندان تاخیر بیندازد تا ستاره ها ناپدید شوند و نماز مغرب را به حدی تاخیر بیندازد تا ستاره ها ظاهر شوند. (حق الیقین/ص۳۰۲)

حال در این میان این سؤال پیش می آید که برای اینکه صبح برای نماز بتوانیم راحت بلند شویم و این فریضه به بهترین شکل انجام شود چه کنیم؟

خواندن نماز صبح در اول وقت آن شاید از نمازهای دیگر مشکل تر باشد؛ چرا که کندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتدای راه سخت است ولی نماز گزار می تواند با کمی تمرین و ممارست از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فیض نماز اول وقت (بالاخص نماز صبح) بی نصیب نماند.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم . (میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129)

یکی از راه هایی که می توان با توجه کردن به آن از خواب صبح دل بکنیم و توجه ویژه به نماز بالاخص نماز صبح پیدا کنیم این است که کمی فکر کنیم و در مورد نعمت های خداوند بیاندیشیم ... یکی از نعمت هایی که به ما ارزانی شده است خواب است ... اگر چیزی به نام خواب وجود نداشت، چه اتفاقی می افتاد!! خواب و استراحت یکی دیگر از نعمت های خداوندی است که ما از آن غافل هستم. امیدواریم خداوند توفیق شکر گذاری نعمت هایش را به ما عنایت بفرماید.
چنانچه قرآن کریم در مورد شب و استراحت در آن می فرماید:" وَ جَعَلْنَا نَوْمَکم سبَاتًا وَ جَعَلْنَا الَّیلَ لِبَاسًا؛ و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم ، و شب را پوششى (براى شما) ".(نبأ، 10)

اگر انسان واقعا نسبت به الطاف و نعمت های خداوند توجه داشته باشد و بداند که کسی که قرار است به هنگام نماز با وی صحبت کند همانی است که ما را از نیستی به دنیا آورده و تمامی نعمت های خود را نیز بر ما ارزانی داشته تا به نهایت کمال و درجات بالای بهشتی دست پیدا کند. او همانی است که اختیار کمی و زیادی روزی ما را دارد؛ همانی است که مرگ و زندگی ما در ید قدرت اوست و... با این حال آیا نسبت به نماز با بی حالی برخورد خواهیم کرد و یا آنکه سر از پا نشناخته و با تمام وجود به اقامه نماز عاشقانه خواهیم پرداخت؟

سؤالی که بی پاسخ می ماند

تمام کسانی که صبح بیدار می شوند و کسانی که حتی قبل از صبح بیدار می شوند و نماز شب می خوانند اینها با ساعت بیدار نمی شوند. ساعت کمک می کند ولی ساعت به انسان انگیزه نمی دهد

من از شما سوال می کنم آیا در مواقعی که قرار است صبح زود از خواب بلند شویم نیز نمی توانیم از خواب بلند شویم؟

مانند مواقعی که برای رفتن به کوه و گردش با دوستان خود صبح زود برنامه ریزی کرده ایم!  یا مثلا امتحان داریم! آیا تاکنون فکر کرده اید چرا وقتی با دوستمان قرار داریم فوراً بیدار می شویم و چه بسا بدون کوک کردن ساعت و از مدت ها قبل از ساعت قرار خود به خود بیدار می شویم و هیچ چیزی مانع بیدار شدن ما نمی شود اما هنگامی که می خواهیم نماز بخوانیم و با خدا صحبت کنیم و قرار ملاقات با خدا داریم اینطور نیستیم و هر کاری می کنیم بیدار نمی شویم و اگر بیدار شویم دوباره می خوابیم؟
می دانید مشکل ما چیست؟ مشکل این است که ما به قراری که با دوستمان داریم بیشتر معرفت داریم و بیشتر ایمان داریم و رابطه با دوستان را بیشتر دوست داریم تا نسبت به خداوند.
از رابطه با دوست لذت می بریم اما از رابطه با خدا لذت نمی بریم. وقتی یاد دوست را در ذهن خود کوک می کنیم بدون ساعت بیدار می شویم ولی وقتی یاد خدا را در خود کوک می کنیم نمی توانیم بیدار شویم. این یک مشکل فنی ایمانی است. تمام کسانی که صبح بیدار می شوند و کسانی که حتی قبل از صبح بیدار می شوند و نماز شب می خوانند اینها با ساعت بیدار نمی شوند. ساعت کمک می کند ولی ساعت به انسان انگیزه نمی دهد.

دستگاه انگیزشی انسان را فقط و فقط خدا تحریک می کند. تا معرفت و محبت خدا در دل انسان کوک نشود انسان نمی تواند بیدار شود. ما اگر می خواهیم صبح بیدار شویم اول باید عشق خدا را در خودمان کوک کنیم و بعد البته رعایت مواردی هم می تواند کمک کار باشد.

راهکارها و دستور العمل هایی در ضمن روایات از سوی پیامبر (صلی الله و علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است که آنها نیز بهترین راهکار برای به موقع بیدار شدن جهت اقامه نماز صبح خواهند بود.
امام صادق (علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) نقل می کند: «هر کس که بخواهد شب برای عبادت برخیزد؛ چون در بستر خود خوابید بگوید: (بسم اللَّه) بار خدایا مرا از مکرِ خود آسوده مدار، یاد خودت را از خاطرم مبر و مرا در گروه غافلان قرار مده، من در فلان ساعت برخیزم. محققاً خدای متعال برای او فرشته اى می گمارد که او را همان ساعت بیدار کند. [کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج 2، ص 540]

در ادامه به بیان نکاتی در این امر می پردازیم:

هیچ کس نیست که (آیه) آخر سوره کهف (قلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلکمْ یوحى إِلَیَّ أَنَّما إِلهکمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا) را هنگام خوابیدن بخواند، مگر این که در هر ساعتى که بخواهد از خواب بیدار شود.»

1- هر چه معده در هنگام خواب شب سبک باشد، به هنگام صبح راحت تر می توانید از خواب برخیزید.

حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: ای بنی اسرائیل! پرخوری نکنید؛ زیرا هر که زیاد بخورد، زیاد می خوابد و هر که زیاد بخوابد، کمتر نماز می خواند و هر که کمتر نماز بخواند، در زمره غافلان قلمداد می شود. (اسرار نماز، محسن قرائتی)

2- بدن انسان به خصوص در شب به خواب کافی نیاز دارد و اگر این نیاز برطرف نشود در کار روزانه و... ایجاد خلل می کند. شب نشینی ها و خوابیدن دیر هنگام در بیدار نشدن برای نماز و یا کسالت در آن بسیار مؤثر است. معمولا ً کسانی که تا دیر وقت بیدارند، نمی توانند نماز صبح را بجا آورند. اگر هم بیدار شوند طبیعی است که نمازی با کسالت و خواب آلودگی بخوانند .
حضرت علی علیه السلام درباره ی آیه ی " ای کسانی که ایمان آورده اید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید " پرسیدم فرمودند: شما را از خواب آلودگی و چرتی است که نمی گذارد بدانید در رکوع و سجود و تکبیرتان چه می گویید. (همان/ ج 7 / ص 3129). بنابر این دیر خوابیدن در شب ما را از درک لذت های معنوی در سحر و نماز محروم می کند.

3-همان طور که انجام عبادت ایمان را افزایش می دهد، گناه نیز ایمان فرد را سست کرده و توفیق عبادت را از فرد می گیرد. بر این اساس باید انسان از گناه خود توبه حقیقی نماید تا به انجام عبادت موفق شود.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم می فرمایند: نیکی را نور دل و آرایه (زیبای و روشنای) رخسار و نیروی کار یافتم و بدی و گناه را سیاهی دل و سستی در کار و زشتی چهره .(میزان الحکمه/ج3/114)

آیه ای که معجزه می کند

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هیچ کس نیست که (آیه) آخر سوره کهف (قلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلکمْ یوحى إِلَیَّ أَنَّما إِلهکمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا) را هنگام خوابیدن بخواند، مگر این که در هر ساعتى که بخواهد از خواب بیدار شود.» [همان].


- نظرات (0)