سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



قرآن تاجرپرور

قرآن

هدف اصلى قرآن، دعوت مردم به بندگى حق تعالى است؛ لكن انگيزه اين دعوت داراى مراتبى است كه بالاترين آن، ديدار حق تعالى و بازگشت به مبدأ هستى است كه از آن به «عبادت احرار» ياد مى شود. اما بسيارى از مردم يا از ترس جهنم و يا به شوق بهشت عبادت مى كنند و اگر بهشت و دوزخى در كار نبود، تن به عبادت نمى دادند. بنابراين بهشت و جهنم دو نعمت برزگ الهى است كه انسان را كم كم به سمت محبوب دو سرا مى كشاند. قرآن نيز با توجه به اينكه مخاطبانش تمامى انسان ها هستند، بر هر سه جنبه بندگى آزادگان، بردگان و تاجران تأكيد كرده است. آرى عبادت از روى ترس يا شوق، اگر چه مرتبه پايين ترى دارد؛ لكن بسيار بهتر از بندگى شيطان و نفس اماره است كه انسان را به كلى از كمال مطلوبش باز مى دارد. از اين جهت در آيات و روايات، نخست به پاداش هاى محسوس مى پردازد تا انگيزه انسان را، به دورى از بندگى شيطان دو چندان كند. سپس با وعده بهشت و رضوان الهى، آدمى را به بندگى خداوند مشتاق مى گرداند و انگيزه او را براى عبادت و بندگى عميق تر مى سازد. در اين مختصر به بعضى از آيات و روايات اشاره مى شود:
«وَعَدَ اللّهُ الْمُؤمِنِينَ وَ الْمُؤممِناتِ جَنّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»[1]؛ «خداوند اهل ايمان را ـ از مرد و زن ـ وعده فرموده كه در بهشت خلد ابدى كه زير درخت هايش نهرها جارى است، درآورد و در عمارات نيكوى بهشت برين منزل دهد و بزرگ تر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودى خدا را به آنان كرامت فرمايد و آن به حقيقت فيروزى بزرگ است».
اين آيه شريفه، به زن و مرد مؤمن وعده بهشت برين مى دهد و آن گاه مى فرمايد: «و رضوان الهى برتر و والاتر است» و آن را رستگارى عظيم مى داند؛ يعنى، مردم را پله پله بالا مى برد. ابتدا از آنچه براى آنها دركش آسان تر و براى طبعشان خوشايندتر است، شروع مى كند. آن گاه دست آنان را مى گيرد و به بالا؛ يعنى، رضوان الهى مى برد و يادآور مى شود كه رستگارى بزرگ، همان رضوان الهى است.
در آيه اى ديگر مى فرمايد: «وَ فِي الاْخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانٌ»[2]؛ «در عالم آخرت [دنياطلبان را] عذاب سخت جهنم و [مؤمنان را] آمرزش و خشنودى حق نصيب است».
آيه مذكور به هر سه مورد دوزخ، بهشت (مغفرة من اللّه) و جنّت رضوان (هدف والاى احرار)، اشاره دارد؛ يعنى، برخى جوياى بهشت و گروهى گريزان از دوزخ هستند. در اين ميان تنها آزادگان درصدد رضا و خشنودى بوده و جز خدا را نمى طلبند.
امام على عليه السلام مى فرمايد: «ما عبدتك خوفا من نارك و لاطمعا فى جنتك بل وجدتك اهلاً للعبادة فعبدتك»[3]؛ «خداوندا! من تو را نه به جهت ترس از دوزخ و نه به طمع بهشت برين كه من تو را سزاوار عبادت ديده و به پرستش تو مى پردازم».
امام سجاد عليه السلام نيز فرموده است: «يا نعيمى و جنتى و يا دنياى و آخرتى يا ارحم الراحمين!»[4]؛ «اى خدايى كه نعيم و بهشت من تويى و دنيا و آخرت من تنها تو هستى، اى رحم كننده ترين رحم كنندگان!».
توجه به اين نكته بايسته است كه افراد در مراتب ايمان و ابعاد شخصيتى، گوناگون هستند. امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «الايمان حالات و درجات و طبقات و منازل»[5] ؛ «ايمان در افراد، حالات گوناگون و درجات و نيز مراحل و مراتب مختلفى دارد». بنابراين نمى توان از همگان انتظار عالى ترين هدف را داشت؛ چنان كه دانش آموز ابتدايى را با تشويق و تهديد، بايد به درس و مدرسه كشاند. بايد دستشان را گرفت و پا به پا برد تا شيوه درست عبادت را بياموزند. البته پس از آنكه آموختند، مى يابند كه تنها خداوند شايسته پرستش است: «إِيّاكَ نَعْبُدُ»[6].
تشويق و تهديد، نقش عمده اى در تربيت و انگيزش افراد دارد و قرآن بهشت و دوزخ را چونان دو عامل مهم تشويق و تنبيه، مطرح كرده است. امام على عليه السلام مى فرمايد: «پيامبران آمدند تا بشر را از قيامت و مواقف آن و آنچه براى اهل طاعت و معصيت فراهم شده ـ از بهشت و دوزخ و كرامت و خفّت ـ آگاه گردانند».[7]
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرموده است: «ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصيته زيادة لعباده عن نقمته و حياشة لهم الى جنته»[8] ؛ «خداى سبحان ثواب و عقاب را مقرر ساخت براى سوق دادن بندگان به بهشت برين و بر حذر داشتن آنها از نقمت و بلاى خود (دوزخ)».
پس هدف اصلى، «رسيدن به مقام رضوان خداوند سبحان» است؛ اما مردم داراى مراتب و حالات مختلفى اند و بسيارى از آنها را بايد با ترس و شوق، به بارگاه الهى كشاند. آن گاه كه آمدند، به مقامات بالاتر راهنمايى كرد.


منابع
[1]. توبه 9، آيه 72.
[2]. حديد 57، آيه 20.
[3]. بحار، ج 67، ص 186.
[4]. صحيفه سجاديه، ص 413.
[5]. اصول كافى ج 2، ص 38.
[6]. فاتحه 1، آيه 4.
[7]. نهج البلاغه، خطبه 183.
[8]. اعيان الشيعه، ج 1، ص 316؛ اين جمله از حضرت على عليه‏السلام نيز نقل شده است. ر.ك: بحارالانوار، ج 6، ص 114 به نقل از: نهج البلاغة.


- نظرات (0)

انسان ازنظر فرآن


 دیدگاه كلّي قرآن درباره انسان چگونه است ؟

از نظر قرآن , انسان موجودي است كه توانايي دارد جهان را مسخّر كند و فرشتگان را به خدمت خويش بگمارد و هم مي تواند به (اسفل سافلين) سقوط كند. اين انسان است كه بايد دربارهء خود تصميم بگيرد و سرنوشت نهايي خويش را تعيين كند.
آيا انسان از نظر قرآن يك موجود زشت و زيبا است; آن هم زشتِ زشت يا زيبايِ زيبا؟ آيا انسان يك موجود دو سرشتي است; نيمي نور و نيمي ظلمت؟ چگونه است كه قرآن , هم او را در منتها درجه مدح مي كند و هم مذمّت ؟!
حقيقت اين است كه مدح و ذم , از آن رو نيست كه انسان يك موجود دوسرشتي است , كه نيمي از سرشتش ستودني است و نيم ديگر نكوهيدني ; نظر قرآن اين است كه انسان همه كمالات را بالقوه دارد و بايد آن ها را به فعليت برساند و اين خود او است كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد. شرط اصلي وصولِ انسان به كمالاتي كه بالقوه دارد, ايمان است . از ايمان , تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا برمي خيزد. به وسيله ايمان است كه علم از صورت يك ابزارِ ناروا در دست نَفْس امّاره خارج مي شود و به صورت يك ابزار مفيد در مي آيد.
انسان حقيقي كه خليفةاللّه است, مسجود ملائكه است و همه چيز براي او است و دارنده همه كمالات است . انسانِ به علاوه ايمان است , نه منهاي ايمان . انسانِ منهاي ايمان , كاستي گرفته و ناقص است . چنين انساني حريص و خونريز و بخيل و ممسك و كافر و از حيوان پست تر است !

مدح و ذم , از آن رو نيست كه انسان يك موجود دوسرشتي است , كه نيمي از سرشتش ستودني است و نيم ديگر نكوهيدني ; نظر قرآن اين است كه انسان همه كمالات را بالقوه دارد و بايد آن ها را به فعليت برساند و اين خود او است كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد. شرط اصلي وصولِ انسان به كمالاتي كه بالقوه دارد, ايمان است . از ايمان , تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا بر مي خيزد. به وسيله ايمان است كه علم از صورت يك ابزارِ ناروا در دست نَفْس امّاره خارج مي شود و به صورت يك ابزار مفيد در مي آيد.


در قرآن آياتي است كه روشن مي كند انسانِ ممدوح و مذموم چه انساني است. از اين آيات استنباط مي شود انسانِ فاقدِ ايمان و جدا از خدا, انسان واقعي نيست . انسان اگر به يگانه حقيقتي كه با ايمانِ به او و يادِ او, آرام مي گيرد, بپيوندند, دارنده همه كمالات است و اگر از آن حقيقت ـ خدا ـ جدا بماند, درختي را ماند كه از ريشه خويشتن جدا شده است . به عنوان نمونه دو آيه را ذكر مي كنيم :«والعصر...;(1) سوگند به عصر! انسان در زيان است , مگر آنان كه ايمان آورده و شايسته عمل كرده و يك ديگر را به حق و صبر و مقاومت توصيه كرده اند».
«و لقد ذرأنا...;(2) بسيارى از جنيان و آدميان را براى جهنم آفريديم (پايان كارشان جهنم است) زيرا دل ها دارند, ولي با آن فهم نمي كنند; چشم ها دارند, ولي با آن نمي بينند; گوش ها دارند, ولي با آن نمي شنوند. اين ها مانند چهارپايان بلكه راه گم كرده ترند!».(3)

پی نوشت ها:
1.عصر(102) آيه 1ـ 3.
2.مرتضى مطهرى , مجموعه آثار, ج 2 ص 267 273و 274.
3.اعراف (7) آيه 179.


- نظرات (0)

عملی بی قیمت

در آیات و روایات بسیار به تهجد و شب زنده داری توصیه شده است. خداوند به پیامبر(صلی الله و علیه وآله) می گوید: و پاسى از شب را [از خواب برخیز، و] قرآن [و نماز] بخوان! این یک وظیفه اضافى براى توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد.(اسرا ،79) و در سوره مزمل می فرماید: "إِنَّ رَبَّک یَعْلَمُ أَنَّک تَقُومُ أَدْنى مِن ثُلُثىِ الَّیْلِ وَ نِصفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائفَةٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَک وَ ..." پروردگارت مى‏ داند که تو و گروهى از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا مى‏ خیزند...


عبادیت که هیچ عبادتی به پای آن نمی رسد

از آیات و روایات اسلامی بر می‏ آید که در میان عبادات مستحبّی، هیچ عبادتی به پای ‏شب زنده داری نمی‏ رسد و عبادت شبانه نزدیکترین راه رسیدن به مقام قرب الهی است. قرآن مجید، راز و نیاز شبانه را نشانه مؤمنان واقعی می‏ داند و به توصیف حالت‏ عاشقانه آنان پرداخته، می ‏فرماید: «تَتَجَافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقوُنَ. یعنی پهلوهایشان شبانه از بستر تهی می‏ شود و با بیم و امید، پروردگارشان را می‏ خوانند و از آن چه‏ روزیشان کرده‏ ایم می‏ بخشند.

برکات تهجد و شب زنده‌ داری

امام صادق(علیه السلام) می‏ فرماید: «رسول اکرم(صلی الله و علیه وآله) به امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود: سفارش هایی به تو می ‏کنم، آنها را حفظ کن! سپس گفت: خدایا او را یاری فرما! آنگاه فرمود:« بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، برتو باد به نماز شب!» در این حدیث رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) بهترین و سودمندترین عمل را به بهترین انسان ‏سفارش کرده و سه بار نیز بر آن تأکید فرموده است. همچنین آن حضرت می‏ فرماید: «شَرَفُ الرَّجُلِ قِیَامُهُ بِالَّلیْلِ وَ عِزُّهُ اسْتِغْنَائُهُ عَنِ النَّاس. یعنی شرف مرد به شب خیزی اوست و عزّتش در بی نیازی از مردم نهفته است. همچنین آن حضرت ، شب زنده داری را شرط ورود به جرگه پیروان خاص و شیعیان ‏ویژه دانسته، می‏ فرماید: "لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُصَلِّ صَلاَةَ اللَّیْل"
عبادات شبانه آثار ارزشمند دیگری نیز برای پرستشگر و جامعه در پی دارد؛ همانطور که در قرآن مجید می ‏خوانیم: «فَلاَتَعْلَمُ نَفْسٌ مَا اُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانوُا یَعْمَلوُنَ. یعنی هیچ کس نمی داند چه پاداش های مهمی - که مایه روشنی چشم هاست - برای آنها نهفته است و حضرت صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه می ‏فرماید: «هیچ کار نیکویی نیست که بنده آن را به جای آورد جز آن که پاداشی در قرآن برایش بیان‏ شده مگر نماز شب که خداوند به سبب عظمت آن، ثوابش را بیان نکرده است.

شب‌ زنده داری؛ دری از ابواب خیر و برکت

امام صادق (علیه السلام) از پدرانش از رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) نقل‏می‏کند که فرمود: سه چیز مایه آرامش مؤمن است؛ عبادت در آخر شب ، دیدار برادران دینی و افطار روزه.
مردی خدمت رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) پیامبر به او فرمود: آیا می خواهی درهای خیر و برکت را به تو نشان دهم؟ عرض کرد، آری، آن حضرت فرمود: « اَلصِّیَامُ جُنَّةٌ وَ الصَّدَقَةُ تَذْهَبُ الْخَطیِئَةَ وَ قِیَامُ الرَّجُلِ فی جَوفِ اللَّیْلِ‏یُنَاجی‏ رَبَّهُ» روزه - که سپر (آتش دوزخ) است - و صدقه - که جرم و گناه را می ‏زداید و شب خیزی مرد در دل شب برای مناجات با پروردگارش. امام صادق (علیه السلام) در این باره می‏ فرماید: «ملتزم نماز شب باشید که سنّت پیامبران و عادت شایستگان پیش از شماست و بیماری را از جسمتان بیرون می ‏کند».
همچنین آن حضرت شب زنده داری را موجب نورانیت خانه عنوان فرموده و می‏ فرماید: خانه هایی که شب هنگام در آنها نماز با تلاوت قرآن گزارده، می‏ شود، برای ساکنان آسمان‏ می‏ درخشند همانطور که ستارگان آسمان برای ساکنان زمین می‏ درخشند. امام صادق از رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) نقل می ‏کند که فرمود: «فَکَمَا تُزیِلُ مَا یَکُونُ مِنْ تَلَوُّثِ اَسْنَانِکَ مِنْ مَطْعَمِکَ وَ مَأْکَلِکَ بِالسِّوَاکِ کَذَالِکَ‏فَاَزِلْ نَجَاسَةَ ذُنُوبِکَ بِالتَّضَرُّعِ وَ الْخُشوُعِ وَ التَّهَجُّدِ وَ الْاِسْتِغْفَارِ بِالْاَسْحَارِ.

ارتباط شب زنده‏ داری با مسؤولیت

از آیات و روایات استفاده می ‏شود که تهجّد و مناجات شبانه، ارتباط مستقیم با فعّالیت های روزانه دارد و هر یک از دیگری تأثیر می‏پذیرد. قرآن مجید ضمن سفارش ‏پیامبر (صلی الله و علیه وآله) به تهجّد و تلاوت قرآن، از نزول قرآن و مسؤولیت خطیر رهبری سخن گفته، سپس میان مسؤولیت و شب‏ زنده ‏داری ارتباط برقرار کرده، می‏ فرماید: «اِنَّ نَاشِئَةَ الَّیْلِ هِیَ اَشَدُّ وَطْئاً وَاَقْوَمُ قَیِلاً اِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبْحاً طَویِلاً. مسلّماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت تر است، تو در روز تلاش مستمرّ و طولانی‏ خواهی داشت!
قرآن مجید در سوره نبأ روز را برای تلاش و امرار معاش و شب را هنگام استراحت و آرامش می‏ داند و از آن به لباس ‏و پوشش تعبیر می کند که باید انسان ها از فعالیت های روزانه دست بکشند و به ‏تمدید اعصاب و رفع خستگی بپردازند و افسردگی و آزردگی جسم و روح خویش را درشب ترمیم کنند.
در فرهنگ دینی، شب از ویژگی خاصّی برخوردار است و به مؤمن فرصت می ‏دهد تا دور از چشم دیگران به تحکیم ارتباط خود با آفریننده هستی بپردازد، با او راز و نیاز کنند، معبود خویش را در خلوت شبانه بپرستد و وظیفه بندگی را دور از غوغای روزانه به جای‏ آورد. به همین دلیل اوج عرفان و قرب الی اللّه در شب انجام می‏ گیرد.
رمز موفقیت همه انبیاء و اولیاء و صالحان و علماء مناجات در دل شب بوده است، اکثر عنایات ربّانی بر انبیاء عظام در سحرگاهان روی داده است. بزرگ ترین بنده خدا - حضرت محمّد (صلی الله و علیه وآله) در شب به معراج می‏ رود، حضرت موسی (علیه السلام) 40 شب به‏ میقات می‏رو، قرآن مجید در شب نازل می‏ شود و ده ها مطلب دیگر نشان از اهمیّت و ویژگی شب‏ زنده داری و نقش اساسی آن در سازندگی و تقویت روحی مؤمن است و به او می ‏آموزد که برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه، حکیمانه، و مستقل، باید نیمه شب‏ها از بستر خواب برخیزد و به بندگی خالصانه بپردازد و از منبع علم و قدرت، توش وتوان بگیرد تا با سالم سازی ارتباط خویش با خدا، ارتباط انسانی و سالم با بندگان وآفرینندگان او برقرار سازد و به تعبیر امام عارفان و مولای متقیان علی (علیه السلام)" هر کس میانه خود و خدا را اصلاح کند، خداوند رابطه او با مردم را اصلاح می ‏کند".


- نظرات (0)

هر سوره، بسم الله جداگانه


آيا بسم الله جزء هر سوره هست و آيا يك آيه حساب مي شود؟

جمله بسم الله الرحمن الرحیم سرآغاز کتاب الهی است و نه تنها در ابتدای قرآن، بلکه در آغاز تمام کتاب های آسمانی بوده است و در سرلوحه ی کار و عمل همه ی انبیا قرار داشت. وقتی کشتی حضرت نوح -علیه السلام- در میان امواج طوفان به راه افتاد، نوح علیه السلام- به یاران خود گفت: « وَقَالَ ارْکَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (هود/41)؛ او گفت‏: به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتى‏، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است‏!»
حضرت سلیمان -علیه السلام- نیز وقتی ملکه ی سباء را به ایمان به خدا فراخواند، دعوت نامه ی خود را با این جمله آغاز کرد و برای او فرستاد: «إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (نمل/30)؛ این نامه از سلیمان است‏، و چنین مى‏ باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان »

معنای بسم الله در ابتدای قرآن کریم

از اين جهت كه اول قرآن كريم قرار گرفت، ناظر به آن معناي واحدي است كه قرآن كريم آن معنا را در بر دارد كه؛ قرآن نور است، شفا براي مؤمنين است، هدايت مردم است و مانند آن.
اين نور بودن قرآن كريم هدف اين كتاب است و قاري قرآن كه با بسم الله اين كتاب را شروع مي‌كند يعني من به نام خدا ابتدا مي‌كنم براي رسيدن به اين نورانيت.

معنای بسم الله هر سوره

از آن جهت كه در اول هر سوره هم قرار دارد، بسم الله اول هر سوره يعني به نام خدا ابتدا كردن براي رسيدن به محتواي آن سوره.

از اين جهت كه اول قرآن كريم قرار گرفت، ناظر به آن معناي واحدي است كه قرآن كريم آن معنا را در بر دارد كه؛ قرآن نور است، شفا براي مؤمنين است، هدايت مردم است و مانند آن.

اين نور بودن قرآن كريم هدف اين كتاب است و قاري قرآن كه با بسم الله اين كتاب را شروع مي‌كند يعني من به نام خدا ابتدا مي‌كنم براي رسيدن به اين نورانيت.

چرا هر سوره بسم الله جداگانه ای دارد؟

در صورتي كه «بسم الله الرحمن الرحيم» (سورهٔ فاتحة الكتاب، آيهٔ 1) متعلق به استعين ‌باشد يعني استعين باسم الله، به اسم خدا كمك مي‌گيرم كه اين بسم الله صله باشد براي استعينی كه محذوف است يعني استعين باسم الله به نام خدا استعانت مي‌جويم در نيل به هدف و غرض اين سوره و  اگر اين (باء) باء ابتدائيه بود يعني ابتدأ باسم الله: به نام خدا آغاز مي‌كنم، يعني به نام خدا در اين كار مقدس شروع مي‌كنم .
اين كار مقدس را شروع مي‌كنم كه به هدف اين سوره برسم پس بسم اللهي كه در اول قرآن است انسان به نام خدا شروع مي‌كند كه به هدف اين قرآن كه نوراني شدن است، برسد.

آيا بسم الله جزء هر سوره هست؟
در این مسئله دو نظر وجود دارد:
1- از نظر اکثر مراجع (آیات عظام، امام خمینی، مکارم، نوری همدانی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، جعفر سبحانی، سید صادق حسینی شیرازی، محمد علی گرامی قمی) بسم الله الرحمن یک آیه حساب می شود . بنابر این مثلا در نماز آیات با گفتن آن می تواند به رکوع برود . نماز آیات صحیح است . در سوره توحید، اول بگوید بسم الله الرحمن الرحیم و به رکوع رود. بعد بلند شود بگوید قل هو الله احد و به رکوع رود. به همین ترتیب تا پنج رکوع کامل شود.( امام خمینی، توضیح المسائل،م1507؛ مکارم،م 1299؛ نوری همدانی،م 1505؛ صانعی،م1492؛ فاضل لنکرانی،م 1520؛ صافی گلپایگانی،م 1517؛جعفر سبحانی،م1428؛ محمد تقی بهجت،م1226؛ سید صادق حسینی شیرازی،م1553 ؛ محمد علی گرامی قمی،م1579)
2- عده ای از مراجع مانند آیت الله خامنه ای، سیستانی و تبریزی، بسم الله را به عنوان یک آیه صحیح نمی دانند . در نماز آیات معتقدند بعد از بسم الله یک آیه از سوره نیز خوانده شود، بعد به رکوع برود.( توضیح المسائل مراجع ،ذیل مسئله 1507 و سؤال تلفنی(7743232-0251) از دفتر آیت الله خامنه ای)


- نظرات (0)

کتاب قتل و خشونت


آیا قرآن کتاب قتل و خشونت است؟

این سوال یکی از سوالاتی است که از دیر باز در زمینه مسائل قرآنی مطرح شده و فراز و نشیب های زیادی را طی کرده است و سال های سال دست آویز عده ای از افراد سود جو شده تا به وسیله آن به قرآن کریم اهانت کنند و قرآن کریم را طبق خواسته خود به جهانیان نشان بدهند .
برای اینکه دیدگاه و نظر قرآن کریم رو نسبه به یه مسئله بدونیم باید همه آیات رو برررسی کنیم و با در نظر گرفتن یک آیه هرگز نمیشه با یقین گفت که منظور از قرآن کریم همین مسئله بوده و غیر از این نیست .
برای مثال به متن زیر دقت کنید :
(با رضا همیشه برخورد خوبی داشته باش و اگر اشتباهی کرد او را ببخش و لغزش های او را نا دیده بگیر و اگر خواست با شما صحبت کند با جان و دل قبول کن تا حرف های شما را بشنود و هر گز به فکر جدال با او نباش اما اگر دیدی که او می خواهد تمام حریم ها را بشکند و و تمام بخش ها و گذشت های شما را نادیده گرفته و قصد جان شما را دارد و می خواهد بر علیه شما توطئه کند و قصد جان شما را دارد با او مبارزه کنید و اگر واجب شد او را بکشید .)
حال برای فهم این متن آیا صحیح به نظر می رسد که فقط قسمت آخر متن را (با او مبارزه کنید و اگر واجب شد او را بکشید) برداریم و در بوق و کرنا کنیم و بگوییم که منظور نویسنده در این متن این است که فقط باید افراد را کشت ؟
حال دقیقا مسئله کشتار کافران و منافقین و دشمنان در قرآن کریم به همین شکل است و شباهت زیادی به متن فوق دارد .
در قرآن کریم ابتدا دستور به صبر در برابر دشمنان داده شده است :
(فاصبر علی ما یقولون..:یعنی ای پیغمبر در برابر بدگوئی و زخم زبان آنان صبر پیشه کن.) ( طه / 130 )
در مرحله بعد دستور به بخشش و نادیده گرفتن اذیت و آزار دشمنان داده شده است :
(فاعفوا و اصفحوا...:یعنی بدیهای آنان را ببخشید و اصلا نادیده بگیرید. ( بقره / 109 )
در مرحله بعد قرآن کریم دستور به عدم آغاز جنگ در برابر دشمنان را می دهد و می فرماید:
(کفوا ایدیکم:از ریختن خون مشرکین دست بردارید .)( نساء /77 )
و در مرحله آخر که دشمنان قصد توطئه و جان مسلمانان را دارند و صبر و گذشت فائده ای ندارد قرآن کریم دستور به قتال و جنگ با دشمنان داده است :
(اقتلوهم حیث ثقفتموهم...:یعنی بکشید آنها را هر جا که آنها را یافتید ( بقره / 191 )
حال کسانی که در صدد مبارزه با اسلام و قرآن هستند مانند متن بالا فقط این قسمت (اقتلوهم حیث ثقفتموهم) را انتخاب کرده و می خواهند قرآن را به عنوان کتاب قتل و خشونت معرفی کنند که برداشت های این چنینی همان طور که توضیح داده شد صحیح نیست و باید تمامی آیات را در یک مسئله مورد بررسی قرار داد تا دیدگاه قرآن را در مورد موضوعی خاص بدست بیاوریم.


- نظرات (0)