سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

یک شیرینی جدید

جاده

یکی از آیاتی که همیشه می خواندم و  به جانم می نشست این آیه بود:

 وَ مَنْ یُهاجِرْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً كَثیراً وَ سَعَةً وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً (النساء : 100)   كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امنِ فراوان و گسترده‏اى در زمین مى‏یابد. و هر كس بعنوان مهاجرت به سوى خدا و پیامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست؛ و خداوند، آمرزنده و مهربان است.  

 1. صاحب کشف الاسرار می نویسد: قوله تعالى: وَ مَنْ یُهاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ‏ الآیة- ربّ العالمین، خداى جهانیان، و دارنده همگان، و داناى مهربان، در این آیت نشان رحمت از خود می دهد، و لطف خود با بندگان می نماید، و مومنان را بر هجرت مى‏خواند، و مهاجران را می ستاید.

 و مهاجران سه گروه‏اند: گروهى از بهر دنیا هجرت كنند، تجارتى در پیش گیرند، یا طلب معیشتى كنند، و هر چند كه این كار در شرع مباح است، امّا بعاقبت نه پیدا كه سر به چه باز نهد، و حاصل آن بچه باز آید، كه مصطفى (ص) گفت:

 «حبّ الدّنیا رأس كلّ خطیئة»،و نیز گفته:«لا تتّخذوا الضّیعة فترغبوا فى الدّنیا».این مهاجر پیوسته در رنج و عنا است، و بدست دزدان گرفتار، و بر شرف هلاك! بطمع آنكه تا مباحى بدست آرد، فرضى بگذارد، و آن گه سوزد، و مایه هر دو بزیان آرد. یقول اللَّه عزّ و جلّ: تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ. گروهى دیگر زاهدان‏اند كه هجرت ایشان از بهر عقبى بود، و روش ایشان از روى معنى باشد، منازل طاعات برند، و مراحل عبادات بقدم همّت پیمایند، گاه حجّ كنند، و گاه غزا، گه جهاد، و گه زیارت، گه نماز، و گه روزه، گه ذكر نام خدا، گه فكر در آلاء و نعماء خدا. مصطفى (ص) از بهر ایشان گفته:«سیروا سبق المفرّدون».قالوا: یا رسول اللَّه‏ و ما المفرّدون؟ قال «: المهتدون الّذین یهتدون بذكر اللَّه، یضع الذكر عنهم اثقالهم، فیأتون یوم القیامة خفافا».و ربّ العزّة در حقّ ایشان میگوید: وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى‏ لَها سَعْیَها وَ هُوَ مُوْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْیُهُمْ مَشْكُوراً. سه دیگر گروه عارفان‏اند كه هجرت ایشان از بهر مولى بود، و هجرت ایشان هم در نهاد ایشان بود، در پرده‏هاى نفس هجرت كنند تا بدل رسند، و آن گه در پرده‏هاى دل هجرت كنند تا بجان رسند، و آن گه در پرده‏هاى جان هجرت كنند تا بوصال جانان رسند (كشف الأسرار و عدة الأبرار  ج‏2    662 )

 

 2. وَ مَنْ یُهاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِیراً وَ سَعَةً.

روزى، منحصر به وطن نیست و هجرت موجب محرومیت نمى‏شود؛ زیرا سرزمین خدا پهناور و روزى او وسیع‏تر است. نعمت‏هاى او در هر سرزمین و منطقه‏اى شمارش‏شدنى نیست. بسیارى از مهاجران فقیر در هنگام هجرت خود اموالى را گرد آوردند كه حتى قسمتى از آن را در وطن خود در خواب هم نمى‏دیدند. اگر متخلفان هجرت مى‏كردند، روزى و عزتى نصیب آنان مى‏شد كه با آن بینى مشركان را به خاك مى‏مالیدند؛ مشركانى كه خوارى‏ها و شكنجه‏هاى گوناگون را به آنها چشانده بودند؛ لكن متخلفان، هجرت نكردند و خوارى و زبونى را از سوى دشمنان دین خود پذیرا شدند، آن هم تنها به این دلیل كه شیطان به آنها مى‏گفت: اگر هجرت كنید دارایى‏هاى خود را از دست مى‏دهید. ازاین‏رو، آنها به وعده شیطان اعتماد كردند و آن را بر آمرزش و نعمت‏هاى خدا ترجیح دادند: «الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ‏ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ؛ «1 » شیطان شما را از بینوایى مى‏ترساند و به كارهاى زشت وامى‏دارد، درحالى‏كه خدا شما را به آمرزش خویش و افزونى وعده مى‏دهد. خدا گشایش‏دهنده و داناست». (ترجمه تفسیر كاشف ج‏2   661  )

 3. هجرت در راه خدا آن است كه: 

انسان براى پیشبرد راه توحید و مبارزه بر علیه طاغوتها از دیار خود هجرت نماید و آن بزرگترین سازندگى و ابتداى تكامل و ترقى انسان و مكتب اوست و نشانگر آن است كه براى انسان انقلابى مكتب مطرح است نه زندگى و خانواده . (تفسیر احسن الحدیث ج‏2   435  4)

 از گفتگویى كه در آیه قبل میان فرشتگان و مستضعفان به عمل آمد و وعده عذابى كه خداوند بر آنان داد، به خوبى روشن شد كه مستضعفان باید از آن محیط خفقان آورى كه دارند مهاجرت كنند و در سرزمین دیگرى كه تحت فشار مستكبران نیستند زندگى كنند تا بتوانند ایمان خود را حفظ نمایند. این است كه در این آیه خاطرنشان مى‏سازد كه هر كس در راه خدا مهاجرت كند، در روى زمین جایگاهها و مناطق زیادى خواهد یافت كه مى‏تواند در آنجا آزادانه و به دور از هر گونه فشارى زندگى كند و در این سرزمینها گشایشى و وسعتى خواهد یافت. (تفسیر كوثر  ج‏2   534)

 گاهی هجرت خیلی راحت تر و شیرین تر از چیزی است که دشمنان انسان می خواهند و پر است از وعده های شیرین به خصوص وقتی انسان می فهمد بودن و ماندن شریک شدن در کفر است؛ چه کفر و چه کفران نعمت....  

- نظرات (0)

بهترین زمان برای استغفار

استغفار

اکثر گرفتاری ‌هایی که انسان به آن مبتلا می ‌شود، به واسطه گناه است، زیرا به کار نگرفتن نعمت ‌هاى خداوند در مسیرى که او مى‌ پسندد و صرف کردن آن‌ها در معصیت خداوند نشانه کفران نعمت‌ها است.
حضرت آیت ‌الله بهجت می‌ فرمود: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید.

بخشش گناه و از میان بردن اثرات سوء آن از ناحیه پروردگار عالم همواره برای مومنان موجب ایجاد گشایش ‌های معنوی و مادی بوده است.

خداوند راه توبه و استغفار را برای همه باز گذاشته است و می ‌فرماید: «وَ تُوبُوا اِلَى اللهِ جَمیعاً اَیُّهَا الْمُوْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»، اى مومنان! همگى با هم به سوى خدا توبه کنید و باز گردید شاید رستگار شوید. (نور/31)

همچنین راه بازگشت به سوى خویش را به بندگانش آموخته است و ابتدا دستور عذرخواهى و استغفار، سپس فرمان به توبه مى ‌دهد: «وَاسْتَغْفِرُوا اللهَ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا اِلَیْهِ»؛ از الله، پروردگارتان طلب آمرزش کنید، پس از آن توبه کرده و به سوى او باز گردید. (هود/3)

با این وجود در آیاتی دیگر به اثرات استغفار در دنیا اشاره شده است مانند: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً/یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً/وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً»؛ از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است (اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پى‌درپى بر شما فرو مى‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک مى‌کند و باغ‌هاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار مى‌دهد.(نوح/10 تا 14)

بنابراین دستور به استفغار از خود قرآن گرفته شده و در روایات نیز تأکید شده است.

 

آثار و نقش استغفار در زندگی

برای چنین استغفار كاملی می توان آثار و دستاوردهای مختلفی برشمرد كه در سه دسته تقسیم می شوند:
1- آمرزش و عفو گناهان یا دفع آثار گناه: مهم ترین دستاورد استغفار این است كه خداوند از خطا و تقصیر بنده می گذرد و او را در مقام غفران خویش قرار می دهد.

آیت‌ الله محمدتقی بهجت آن عارف بالله در پاسخ به سوال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید

قرآن كریم در این باره می گوید: كسی كه كار بدی انجام دهد یا به خود ستم كند، سپس از خداوند استغفار نماید خداوند آمرزنده و مهربان است (نساء آیه 110) البته آیاتی دیگر چون آیه 46 سوره نساء و آیه 61 سوره قصص و 391 تا 591 سوره آل عمران و نیز آیه 85 سوره بقره و آیه 32 سوره اعراف و 78 و 88 سوره انبیاء نیز بر این نقش سازنده استغفار در زندگی دنیوی و اخروی بشر اشاره می كند.
بنابراین بندگان گناهكار خداوند باید برای آمرزش گناهان خویش به درگاه او روی آورند و بدانند كه خداوند، گناهان آنان را هر چند زیاد و عظیم باشد خواهد بخشید؛ زیرا خود در آیات فراوان دیگر این وعده را به مومنان داده است كه از جمله می توان به خطاب خداوند در سوره «زمر» به پیامبر (صلی الله و علیه وآله) اشاره كرد كه می گوید: بگو ای بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده اید از رحمت خدا مأیوس نشوید كه خداوند همه گناهان را می آمرزد.

در روایتی نیز پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: برای هر دردی دارویی است و داروی گناهان، استغفار است. (مستدرک‌الوسائل،ج 5،ص 318)
درباره نقش استغفار همین بس كه آدمی برای دست یابی به مقامات كمالی، لازم و ضروری است كه همواره خود را در پوشش غفران الهی قرار دهد و این با بهره مندی از استغفار شدنی است.

گناه2- رفع عذاب و بلا: گناه و معصیت به طور یقین عذاب الهی را در دنیا و آخرت به دنبال دارد و بسیاری از بلاهای آسمانی از جمله زلزله و سیل، جنگ های ویرانگر و مرگ های ناگهانی، معلول گناهان و طغیان بشر است و یكی از عواملی كه نقش به سزایی در رفع این بلاها و نیز عذاب اخروی دارد، استغفار است.

قرآن كریم می گوید: [ای پیامبر] تو در میان مردم هستی خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد و نیز تا آنها استغفار می كنند خداوند عذابشان نمی كند. (انفال آیه 33)
از امیرالمومنین علی(علیه السلام) در این باره نقل شده كه فرمود: روی زمین دو ابزار امنیت از عذاب الهی بود كه یكی از آنها وجود پیامبر اكرم بود كه با رحلت آن حضرت برداشته شد ولی دیگری استغفار است كه برای همگان وجود دارد. (وسائل الشیعه، ج 16،ص 69)

3-نزول نعمت و جلب بركات: استغفار افزون بر این كه آمرزش گناهان و رفع بلاهای آسمانی را درپی دارد، نزول نعمت های بی پایان الهی را نیز به همراه خواهد داشت. از این رو حضرت نوح به قوم گناهكار خویش می گوید: از پروردگار خود طلب آمرزش كنید كه او بسیار آمرزنده است تا باران های پربركت آسمان را پی درپی بر شما بفرستد و شما را با دادن اموال و فرزندان فراوان، كمك كند و باغ های سرسبز و نهرهای جاری دراختیارتان قرار دهد. (نوح آیات 01 تا 21).

خداوند ریزش باران و بسیاری از نعمت ها را، در زمان استغفار دانسته و با اشاره به نقش كلیدی و اساسی استغفار مردم را به انجام آن دعوت می كند. این مطلب به عناوین مختلف در آیاتی چون آیه 01 تا 31 سوره نوح و نیز آیه 3 سوره هود و هم چنین روایات و ادعیه بیان شده است.

آدمی برای دست یابی به مقامات كمالی، لازم و ضروری است كه همواره خود را در پوشش غفران الهی قرار دهد و این با بهره مندی از استغفار شدنی است

بهترین زمان برای استغفار کردن

توصیه شده است که بهترین وقت استغفار، سحرگاهان به ‌ویژه سحر شب جمعه است تا جایی که استغفار کنندگان در سحرگاهان مورد مدح خداوند عالمیان قرار می‌ گیرند.

همچنین طبق روایات ذکر استغفار از جمله تعقیبات نماز صبح و نماز عصر است که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان به آن اشاره کرده است.

آیت‌ الله محمدتقی بهجت آن عارف بالله در پاسخ به سوال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید. (برگرفته از سایت مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت)



- نظرات (0)

حقیقتی گمشده که حتی گیاهان هم به دنبال آنند

دعا

رجب از راه می ‌رسد و باز زمزمه لب‌ها و جان‌ها می ‌شود دعاهای زیبایی که با خود هزاران برکت دارد و خیرات ... و از میان این‌  دعاها، دعایی است که پس از هر نماز یومیه خوانده می‌شود...
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ و مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَ شَرِّ الاْخِرَهِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ وَ زِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ یا ذَاالْجَلالِ وَالاْکْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
و این خیر و شر چیست که  یکی را می ‌طلبیم و از دیگری دوری می‌جوییم؟
 ...

انسان موجودی است که با امید و انگیزه و هدف زنده است و انسان آگاه می‌ کوشد امور خود را به خدا متصل کند؛ به خصوص آن‌که امور آدمی، خیر و خوبی ‌ها هم باشند؛ مانند این‌ که اگر چیز خیری در دنیا نصیب آدمی می ‌شود، آن را از آنِ خدا بداند و اگر مصیبت و گرفتاری هم پیش می ‌آید، صبر و مقاومت داشته باشد و از خداوند طلب یاری و رفع مشکل نماید: «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ»؛ [همان] كسانى كه چونمصیبتى به آنان برسد مى‏ گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم. (بقره، ۱۵۶)

بسیاری از آیات قرآن کریم نیز محتوای امید دهنده، انگیزشی و تشویق ‌کننده دارند؛ مانند آیاتی که در قبلاً انجام عمل نیک و پرهیز از گناهان، وعده بهشت و نعمت ‌های همیشگی و فرح ‌بخش را به انسان می ‌دهند: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا»؛ كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند [بدانند كه‏] ما پاداش كسى را كه نیكوكارى كرده است تباه نمى‏كنیم.

آنانند كه بهشت هاى عدن به ایشان اختصاص دارد كه از زیر [قصرها] شان جویبارها روان است. در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى ‏شوند و جامه‏ هایى سبز از پرنیان نازك و حریر ستبر مى ‏پوشند. در آنجا بر سریرها تكیه مى ‏زنند. چه خوش پاداش و نیكو تكیه‏گاهى!

در بینش قرآنی و فلسفه الهی، هدف از حیات انسانی در این جهان، لذت ‌جویی و کامجویی و خوشگذرانی نیست که اگر چیزی را منافی خوشگذرانی‌ها بود، شر باشد؛ بلکه هدف پیمودن جاده کمال و رسیدن به قله سعادت جاودانی و استقرار در جوار رحمت و رضا و رضوان الهی است

خیر، حقیقتى است که گمشده همه‏ انسان‏ ها و حتى حیوانات و گیاهان است و براى رسیدن به آن همواره در تکاپو هستند. هیچ موجود زنده‏اى نیست که به خیر گرایش نداشته نباشد. گویى این گرایش یک اصل فطرى و ذاتى بشر و هر موجود زنده‏اى است تا جایى که افراد شریر هم خود و فعلشان را بدان منتسب مى ‏کنند و شر را با نام شر نمى ‏جویند؛ بلکه خیرى در آن مى‏ پندارند؛ حتى آن که خودکشى مى‏ کند، سبب آن را رهایى از بدبختى ‏ها و رنج ‏ها و... که مصادیق شر هستند، بر مى ‏شمارد.

به عبارتی، خیر چیزى است که همه آن را خواهانند و به واسطه‏ آن بخشى از کمالات شایسته‏ یک چیز حاصل مى ‏شود.   
قرآن شهادت در راه خدا را بهتر از تمامی اموال دنیا می ‌داند و می ‌فرماید: «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»؛ و اگر در راه خدا كشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از [همه‏] آنچه [آنان‏] جمع مى‏كنند بهتر است. (157، آل عمران)
صبر در برابر امیال نفسانی (زنا) را نیز خیر محض می ‌داند و می ‌فرماید: «وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ براى كسى از شماست كه از مشقت [غریزه جنسى و دچار شدن به زنا] بترسد، و شكیبایى كردن براى شما بهتر است و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (25، نساء)  
همچنین در نظر داشتن نعمت ‌های آخرت در برابر کشش دنیا را نیز خیر معرفی می‌ کند و می ‌فرماید: «قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏ وَ لا تُظْلَمُونَ فَتیلاً»؛ بگو متاع دنیا اندك، و آخرت براى آنان كه تقوا ورزیده‏اند بهتر است و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمى‏گیرند. (77، نساء)  

پرداخت حق مردم از سود و بهره کار را نیز خیر معرفی می ‌نماید و می ‌فرماید: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنینَ وَ ما أَنَا عَلَیْكُمْ بِحَفیظٍ»؛ آنچه خدا [در كسب و كارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم‏] باقى مى‏ گذارد، براى شما بهتر است اگر مومن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم. (86، هود) 

در آیات دیگری نیز خداوند مسائل مختلفی را مصداق خیر معرفی می ‌کند و بدین وسیله آدمی را به انجام آن ‌ها دعوت می‌ نماید اما در آیاتی از بلایا و مصیبت ‌هایی یاد می ‌کند که دامنگیر آدمی می ‌شود؛ چنانکه حضرت ایوب را با ابتلای به بیماری ‌ها و مرگ عزیزان آنچنان دچار رنج و محنت می ‌کند که شکایتش به درگاه او بلند می ‌شود و ندا می‌ دهد: «إنّی مسّنی الضّر».  
حوادث طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشفشان، قحطی و اعمال خلاف اخلاق مانند دزدی، ضرب و جرح ظالمانه، فحشا و گناه و ضار سبب شرند؛ لذا این امور از آن جهت که سبب فقدان و کمال و ایجاد درد و رنج‌اند، شر نامیده می ‌شوند؛ همچنان‌که خداوند نیز می ‌فرماید: «لَوْ یُعجّلُ اللّه‏ لِلنّاس الشَرَّ استعجالَهُم بالخیر لَقُضى الیم اَجَلُهم»؛ و اگر خدا براى مردم به همان شتاب كه آنان در كار خیر مى‏ طلبند در رساندن بلا به آنها شتاب مى ‏نمود قطعاً اجلشان فرا مى ‏رسید. (11، یونس)

قرآن شهادت در راه خدا را بهتر از تمامی اموال دنیا می ‌داند و می ‌فرماید: «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»؛ و اگر در راه خدا كشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از [همه‏] آنچه [آنان‏] جمع مى‏كنند بهتر است

در بینش قرآنی و فلسفه الهی، هدف از حیات انسانی در این جهان، لذت ‌جویی و کامجویی و خوشگذرانی نیست که اگر چیزی را منافی خوشگذرانی‌ها بود، شر باشد؛ بلکه هدف پیمودن جاده کمال و رسیدن به قله سعادت جاودانی و استقرار در جوار رحمت و رضا و رضوان الهی است: «وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ  فَكُّ رَقَبَةٍ  أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ»؛ و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت] چیست  بنده‏اى را آزاد كردن  یا در روز گرسنگى طعام‏دادن به یتیمى خویشاون یا بینوایى خاك‏نشین علاوه بر این از زمره كسانى باشد كه گرویده و یكدیگر را به شكیبایى و مهربانى سفارش كرده‏اند. (11-17، بلد)  
خداوند در جای دیگری می ‌فرماید: «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُونَ»؛ و شما را از راه آزمایش به بد و نیك خواهیم آزمود و به سوى ما بازگردانیده مى‏ شوید. (35، انبیاء)

و خیر و شر، فقر و غنا، جنگ و صلح، صحت و مرض، همه را برای امتحان و آزمایش انسان می‌ داند و این امتحان‌ هاست که اگر انسان از آن‌ ها پیروز بیرون بیاید، به مقامات عالی انسانی و قرب الهی می ‌رسد؛ چنانکه در مورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) می ‌فرماید: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛ و چون ابراهیم را پروردگارش با كلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید [خدا به او] فرمود من تو را پیشواى مردم قرار دادم. (124، بقره)  
البته برخی امتحان ‌های الهی که متضمن سختی ‌ها، رنج‌ها و فشارهاست، برای ترفیع درجات صالحان است؛ اما دسته‌ای دیگر از مصائب و رنج‌ ها برای بیداری انسان از خواب غفلت است.




- نظرات (0)

این فرصت طلایی را از دست ندهیم

استغفار

خداروشکر که به همه ی ما توفیق داده شد تا امسال هم توانستیم یکی از بهترین ماه های خوب خدا را نیز درک کنیم؛ ماهی که در وصف آن حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرموده اند: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى ‏رسد.

کسى که یک روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خوشنودى بزرگ خدا گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

یکی از موضوعاتی که درماه رجب به آن بسیار سفارش شده و بیشترین عباراتی که برای این ماه در نظر گرفته شده و توصیه شده بحث استغفار و توبه است.

بله توبه! همان بحث باز بودن درهای رحمت و به سوی خدا رفتن و تقاضای بخشش از این کریم بی همتا نمودن.

در این ماه به طلب آمرزش کردن از خدای مهربان تاکید و توصیه شده است؛ چنانچه داریم که رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) می ‌فرماید: کسی که در ماه رجب ۱۰۰ مرتبه این ذکر را بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و بعد از پایان آن انفاقی کند، خداوند امر او را به رحمت و آمرزش پایان برد ... و هنگامی که خداوند را در روز قیامت ملاقات کند، خداوند به او گوید: به سلطنت من اقرار کردی پس هر درخواستی داری بنما تا اجابت کنم که کسی جز من نمی‌تواند خواسته‌های تو را برآورد. (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۸۴، ح ۱۳۹۰۷)

در جایی دیگر فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده ای مهربان است.

ملّا محسن فیض کاشانی (اعلی اللّه مقامه) فرموده بودند: در عالم مکاشفه دیدم که شیطان نه در ماه مبارک رمضان به غل و زنجیر است که از ماه رجب آن بنده‌ای که توبه می‌کند، شیطان برای او در غل و زنجیر است. یک هاله‌ای می‌ آید، اجازه نمی‌ دهد شیطان به سمت او بیاید چون بنده در ماه رجب توبه کرده است، در حصن حصین توبه قرار می ‌گیرد و شیطان غل و زنجیر می ‌شود.

خداوند متعال در هر وقتى از اوقات یك نفحاتى دارد كه نفحات خاصّه‏اى است. مواظب باشید، پیگیر باشید، مراقب باشید كه خود را در جَنب و در كنار این نفحات قرار بدهید و مبادا غفلت کنید كه آن نفحه بیاید و به شما نخورد و شما را بهره‏مند و متنعّم نكند

چه خوب است در این فرصت های باقی مانده از این ماه عزیز، به ندایی که از جانب خدا به گوش ما می رسد پاسخ دهیم:

أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ آیا ندانسته‏اند كه تنها خداست كه از بندگانش توبه را مى ‏پذیرد و صدقات را مى ‏گیرد و خداست كه خود توبه ‏پذیر مهربان است. (104، توبه)

لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است. (53، زمر)

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ

و اوست كسى كه توبه را از بندگان خود مى‏ پذیرد و از گناهان در مى ‏گذرد و آنچه مى ‏كنید مى‏ داند. (25، شوری)

شیطان نه در ماه مبارک رمضان به غل و زنجیر است که از ماه رجب آن بنده‌ای که توبه می‌کند، شیطان برای او در غل و زنجیر است. یک هاله‌ای می‌ آید، اجازه نمی‌ دهد شیطان به سمت او بیاید چون بنده در ماه رجب توبه کرده است، در حصن حصین توبه قرار می ‌گیرد و شیطان غل و زنجیر می ‌شود

چه خوب است تا این ماه به پایان نرسیده، وقت های باقی مانده را قدر بدانیم؛ با خود و خدای خود خلوتی داشته باشیم و از قصوراتی که داشته ایم توبه کنیم.

بگوییم: خدایا من خودم را برای ورود به ماه شعبان  و رمضان می خواهم آماده كنم، دست و پای خودم را می خواهم جمع كنم، وضع خودم را می ‌خواهم درست كنم و حساب خودم را می خواهم با تو تصفیه كنم!

از منیت هایمان بیرون بیاییم؛ عبد و بنده فقط برای او بشویم.

یادمان نرود که اگر قرار است فیوضاتى در ماه شعبان و رمضان نصیب انسان شود، از ماه رجب منبعث مى ‏شود و به تعبیر بزرگان از این ماه است كه به ماه شعبان و ماه رمضان سرایت پیدا مى‏ كند.

رجب را «شهرُ الله» مى ‏گویند؛ یعنى اختصاص به خود خدا دارد و جهتش را هم آن طورى که بزرگان فرموده اند این است كه تجلیّات حضرت حقّ در ماه رجب بیش از سایر ایّام است و  روایت « ألا إنَّ لِرَبّكُم فى أیَّام دَهرِكُم نَفَحاتٍ ألا فَتَعرَّضوا لَها وَ لاتَعَرَّضوا عَنها »كه از پیغمبر اكرم مروى است را مربوط به ماه رجب مى ‏دانستند.

بدانید كه خداوند متعال در هر وقتى از اوقات یك نفحاتى دارد كه نفحات خاصّه‏اى است. مواظب باشید، پیگیر باشید، مراقب باشید كه خود را در جَنب و در كنار این نفحات قرار بدهید و مبادا غفلت کنید كه آن نفحه بیاید و به شما نخورد و شما را بهره‏مند و متنعّم نكند. 

انشالله که در باقی مانده از این ماه خود را از فیوضات این ماه محروم نسازیم.

انشالله


- نظرات (0)

به جای تحمیل، ترغیب کنیم!

آموزش قرآن

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در نظام آموزش و ترویج قرآن، روش ها و شیوه ‏هایى را به كار مى‏ برند كه در همه زوایاى خود، كاملاً عمومى و فراگیر هستند، به طورى كه در همه زمان ها و مكان ها و براى همه انسانها یكسان است و داراى مقبولیّت علمى، و مرحله ‏بندى و مقاطع مشخص آموزشى با رهاوردهاى تعریف شده مى ‏باشد. (1)


ترغیب به قرآن به جاى تحمیل آن

با توجّه به اصولى همچون «لَسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِر» (2) و «... وَ مَا اَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّار...» (3) و «... وَ مَا اَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفینَ» (4) و بررسى سراسر سیره رسول اكرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله در مى ‏یابیم كه آن حضرت هرگز قرآن را بر كسى تحمیل و اجبار نمى ‏كرد، بلكه همواره با ابلاغ مبین قرآن، زمینه آشنایى مردم با آن را فراهم مى ‏آورد، تا كسانى كه خواهان یادگیرى قرآن هستند، بتوانند آن را فرا بگیرند؛ چرا كه اصولاً هر نظام آموزشى ـ تربیتى كه شالوده‏اش بر اجبار و تحمیل بنا شده باشد، دیر یا زود به شكست مى ‏انجامد.

 

آسان‏سازى آموزش

قرائت ساده و آسان
پیامبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله و معلّمان قرآن، آیات را به گونه‏اى آسان، روان و بى‏ پیرایه، اقراء و قرائت مى‏ كردند كه قرآن ‏آموزان درمى ‏یافتند همان ‏گونه كه به راحتى مى‏ توانند به زبان مادرى خویش حرف بزنند، مى ‏توانند قرآن را به آسانى استماع و تكرار كنند.
پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به گونه‏اى عمل كرد كه آموختن قرآن و قرائت آن، هویت هر فرد مسلمان را تعریف مى‏كرد.

حضرت هرگز قرآن را بر كسى تحمیل و اجبار نمى ‏كرد، بلكه همواره با ابلاغ مبین قرآن، زمینه آشنایى مردم با آن را فراهم مى ‏آورد، تا كسانى كه خواهان یادگیرى قرآن هستند، بتوانند آن را فرا بگیرند

تحسین هرگونه قرائت:

پیامبر اكرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله با آن شناخت جامع و كاملى كه از ماهیّت و اهداف نزول قرآن و گوناگونى مخاطبان آن به خصوص از دو جنبه زبان و روان داشت، در هنگام تعلیم قرآن، هر طور كه آیات قرآن بر زبان افراد جارى مى ‏شد، آن را تحسین و تجویز مى ‏فرمود؛ و اشتباهات قرآن ‏آموزان را به صورت مستقیم و رو در رو، به ویژه در حضور دیگران، تصحیح نمى‏كرد؛ اصولاً هیچ گونه قرآن خواندنى را «غلط» محسوب نمى‏كرد، بلكه هر كس، هر طور كه مى ‏خواند، چون به هر حال قرآن مى‏ خواند، تحسین و تشویق مى‏ شد. 
به دیگر بیان، پیامبر اكرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله مسیر آموزش و فرایند یادگیرى یكایك قرآن ‏آموزان را متناسب و مطابق با وضعیّت و توانایى هر یك از آنان آسان مى ‏نمود، تا هیچ قرآن ‏آموزى احساس نكند كه نسبت به میزان توانایى و مشكلاتش در روند یادگیرى، بى‏ توجّهى مى ‏شود و در نهایت نتیجه بگیرد كه بهتر است قرآن نخواند و آن را رها كند؛ چنان كه وقتى بلال حبشى به علّت عدم توانایى بر تلفظ حرف «شین»، مورد انتقاد برخى از ظاهرگرایان قرار گرفته بود، پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: 
«انّ سین بلالٍ عنداللّه‏ الشین» (5)؛ نزد خداوند، سین بلال همان شین است و هیچ فرقى نمى‏كند.
از این رو، به معلّمان (مُقریان) قرآن نیز همواره سفارش مى‏نمود كه در آموزش قرآن به مسئله مهم آسان‏ سازى و آسان‏گیرى توجّهى جدّى داشته باشند و بر مبناى آن عمل نمایند:
«عَلِّموا و یسِّروا و لا تعسِّروا و بشِّروا و لا تنفِّروا» (6).
تحسین هرگونه قرائتى را مى ‏توان از جمله كلیدى ‏ترین عناصرى دانست كه در كنار اسوه بودن قرائت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و اقراء و قرائت پیوسته ایشان در منظر صحابه (قرآن‏آموزان)، به صورت جدّى و موثّر مسئله تصحیح را در امر قرائت قرآن راهبرى مى‏كرد؛ یعنى اگر قرآن‏ آموزى، آیات قرآن را كامل و درست فرا نگرفته بود و یا آن را اشتباه قرائت مى‏كرد، هنگامى كه اقراء و قرائت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و سایر قرآن‏آموزان را كه همواره در حال افزایش بودند، در دیگر صحنه‏ها مانند نماز، عرضه قرائت و مانند آن مى‏دید و مى ‏شنید، به اشتباه خود پى مى ‏برد و خودش آن را اصلاح مى‏ كرد.

پیامبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله و معلّمان قرآن، آیات را به گونه‏اى آسان، روان و بى‏ پیرایه، اقراء و قرائت مى‏ كردند كه قرآن ‏آموزان درمى ‏یافتند همان ‏گونه كه به راحتى مى‏ توانند به زبان مادرى خویش حرف بزنند، مى ‏توانند قرآن را به آسانى استماع و تكرار كنند

حضرت در جایی دیگر فرموده اند:
«انّ ملكا موكّلُ بالقرآن، فمن قرأه من أعجمىٍّ اَوْ عربىٍّ فلم یقوّمه قوّمه الملك ثمّ رفعه قواما» (7).
همانا ملكى بر قرآن موكّل است، كه اگر هر كسى از عرب یا غیر عرب آن را [به هر دلیلى [درست و مرتّب آنچنان كه هست، نخواند، آن ملك قرائت آن شخص را تصحیح و مرتّب كرده، سپس نزد خداوند بالا مى‏برد» و تأكید مى‏كنند كه «اگر قارى در هنگام قرائت قرآن دچار خطا و اشتباه شد، یا قارى فردى اعجمى باشد [و به خاطر اختلاف لهجه و زبان نتواند اجزاى كلام را درست ادا كند] فرشته الهى آن را همان‏ طور كه از جانب خداوند نازل شده است [تصحیح كرده و] مى‏نویسد» (8).
این تدبیر حكیمانه پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سبب شد كه قرآن، نه تنها هیچ ‏گاه در قید و بند لهجه ‏ها و زبان ها و اختلاف فرهنگ ها و نژادها، سلیقه‏ها و ذوق ها، و حتى اجتهادهاى اشخاص نماند، بلكه هر یك از این عارضه‏ها ـ كه بر سر راه قرائت قرآن قرار داشت ـ به خوبى درك و فهم شد و مورد احترام قرار گرفت و از آنها به بهترین وجه براى ترویج قرائت قرآن میان آحاد مردم در كمترین مدت، به بیشترین و دورترین نقاط، استفاده شد.

 

پی‌نوشت ها:
1 ـ بنگرید به: محمّد على لسانى فشاركى و دیگران، طرح پژوهشى آموزش زبان قرآن، ص 600-601.
2 ـ غاشیه / 22.
3 ـ ق / 45.
4 ـ ص / 86.
5ـ مستدرك الوسائل، ج 4، ص 278.
6ـ كنز العمّال، ج 10، ص 249، ح 29330؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 1359.
7ـ كنزالعمال، ج 1، ص 513، ح 2282 و 2283؛، ص 533، ح 2388.
8ـ همان، ج 1، ص 513، ح 2284.


- نظرات (0)

اسبابی که در قیامت کاربرد ندارند

قیامت

دنیای فانی آکنده از ظلم‌ها و تجاوزهاست. بسیاری از صاحبان قدرت و منصب برای رسیدن به خواسته‌های خود از روش‌ها و عواملی بهره می‌گیرند که درست و اخلاقی نیست. لکن باید توجه داشت که در روز قیامت و به هنگامزنده شدن مردگان، آن چیزهایى كه در دنیا، زورمندان براى پیشبرد اهداف خود به آنها متوسل مى‏شدند، هیچ تأثیرى نخواهد داشت و شگردهایى كه در دنیا به كار برده مى‏شد در آنجا بى‏فایده است


این امری است که خداوند متعال به طور صریح در بسیاری آیات قرآن بدان اشاره نموده و آدمیان را توجه داده است که تنها ایمان و اعمال صالح است که می‌تواند یاری‌ رسان در روز واپسین باشد. در این مجال به برخی از این عوامل بی‌ اثر در رستاخیز که مدنظر خداوند در قرآن قرار دارد اشاره می‌گردد.

تفاوت اصول حاکم بر مجازات در دنیا و آخرت

در این دنیا چنین معمول است كه براى نجات مجرمان از مجازات از طرق مختلفى وارد مى‏شوند:

ـ گاه یك نفر جریمه دیگرى را پذیرا مى‏شود و آن را اداء مى‏كند.

ـ اگر این ممكن نشد متوسل به شفاعت مى‏گردد و اشخاصى را بر مى‏انگیزد كه از او شفاعت كنند.

ـ باز اگر این هم نشد سعى مى‏كنند كه با پرداختن غرامت خود را آزاد سازند.

ـ و اگر دسترسى به این كار را نیز نداشتند از دوستان و یاران كمك مى‏گیرند تا از او دفاع كنند و گرفتار چنگال مجازات نشود. اینها طرق مختلف فرار ازمجازات در دنیا است.

ولى قرآن بیان می‌دارد که اصول حاكم بر مجازات‌ها در قیامت به كلى از این امور جدا است، و هیچ یك از این امور در آنجا به كار نمى ‏آید، تنها راه نجات پناه بردن به سایه ایمان و تقوا است و استمداد از لطف پروردگار.

بررسى عقاید بت پرستان یا منحرفین اهل كتاب نشان مى‏دهد كه این گونه افكار خرافى در میان آن‌ها كم نبوده است. مثلا نویسنده تفسیر المنار نقل مى‏كند كه در بعضى از مناطق مصر بعضى از مردم خرافى وجه نقدى به غسل‌ دهنده میت مى‏ دادند و آن را اجرت نقل و انتقال به بهشت مى‏نامیدند.

و نیز در حالات یهود مى‏خوانیم كه آنها براى كفاره گناهانشان قربانى مى‏كردند، اگر دسترسى به قربانى بزرگ نداشتند یك جفت كبوتر قربانى مى‏كردند!

در حالات اقوام پیشین كه احتمالاً قبل از تاریخ زندگى مى‏كردند مى‏خوانیم كه آن ‌ها زیور آلات و اسلحه مرده را با او دفن مى‏كردند تا در زندگى آینده‏اش از آن بهره گیرد!

حال به برخی از مواردی که قرآن ناکارآمدی آن‌ها را در قیامت متذکر شده است اشاره می‌گردد.

در قیامت هیچ قدرتى نیست كه به مجرم كمك كند و مثلًا با اعمال زور و فشار و یا با قهر و غلبه مجرم را از چنگال عدل الهى برباید: "وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ"؛ "و نه یارى خواهند شد"

پرداخت رشوه

در قیامت هیچ كس نمى‏تواند از طرف كس دیگرى چیزى بپردازد كه او را مجازات نكنند و این همان رشوه است كه در دنیا معمول است: "لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً"؛ "هیچ كس چیزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند". (بقره/48)

 

پارتی ‌بازی

در قیامت شفاعت به معناى پارتى بازى پذیرفته نیست و كسى نمى‏تواند درباره كس دیگرى واسطگى كند و او را از مجازات رها سازد: "وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ"؛ "و نه از او شفاعتى پذیرفته می‌شود".(بقره/48)

البته توجه كنیم كه این شفاعت با شفاعتى كه پیامبران و ائمه و صلحا، با شرایط مخصوص و براى اشخاص مخصوصى مى‏كنند، تفاوت بسیار دارد و طبق آیات دیگرى از قرآن، شفاعت شفیعانى كه از طرف خدا مأذون باشند درباره افرادى كه مورد رضایت خداست، پذیرفته خواهد شد.

 

پرداخت فدیه

در قیامت فدیه قبول نمى‏شود. یعنى كسى نمى‏تواند مجازات خود را با پولى یا چیز دیگرى بخرد و این با نوع اول فرق مى‏كند.

در اولى كس دیگرى از طرف شخص، پول مى ‏داد تا حكم به مجازات داده نشود كه همان رشوه است ولى در اینجا خود شخص با پذیرش حكم، مى‏ خواهد آن را بخرد و به جاى رفتن در آتش جهنم، معادل آن را بپردازد! "وَ لا یُۆْخَذُ مِنْها عَدْلٌ"؛ "و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‏شود".(بقره/48)

 

استفاده از قدرت قدرتمندان

در قیامت هیچ قدرتى نیست كه به مجرم كمك كند و مثلاً با اعمال زور و فشار و یا با قهر و غلبه مجرم را از چنگال عدل الهى برباید: "وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ"؛ "و نه یارى خواهند شد".(بقره/48)

 

خویشان و فرزندان

در روز رستاخیز هر کس مسئول کارهای خویش بوده و به دنبال آن است که راه نجاتی برای خود بیابد. مۆمنان به دلیل نیکی اعمال به سوی بهشت رفته و کافران به دلیل اعمال ناشایست در جهنم سرازیر می‌گردند و هیچ کس نمی‌تواند مسئولیت کارهای دیگری را بر عهده گرفته و یاری ‌رسانش باشد. خانواده و خویشان نزدیک در آن روز برای یکدیگر فایده‌ای نخواهند داشت: "لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ"؛ "در روز قیامت خویشاوندان و فرزندانتان شما را سودى نخواهند داشت". (ممتحنه/ 3)

در قیامت هیچ كس نمى‏تواند از طرف كس دیگرى چیزى بپردازد كه او را مجازات نكنند و این همان رشوه است كه در دنیا معمول است: "لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً"؛ "هیچ كس چیزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند"

مال و فرزند

این دو سرمایه مهم زندگى دنیا، اموال و نیروهاى انسانى، در قیامت كم ترین نتیجه‏اى براى صاحبانش نخواهد داشت: "یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ"؛ (شعراء/ 88) "روزى كه مال و فرزندان فایده نمى‏دهند".

بدیهى است اگر سرمایه ‏هاى مادى در طریق اطاعت فرمان پروردگار قرار گیرند، رنگ الهى و صبغه اللَّه به خود مى‏گیرند و "الباقیات الصالحات" محسوب مى‏شوند.

 

معذرت خواهى

آن روز، روز رسوایى و بدبختى كافران و ظالمان است، همان روزى كه عذرخواهى ظالمان سودى نمى‏بخشد، و لعنت خدا مخصوص آن‌ها است، و خانه و جایگاه بد نیز به آنها تعلق دارد: "یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ". (غافر/52)

نمونه‌های دیگری نیز چون دوستى[1]، داد و ستد[2]، قدرت بر نفع و ضرر[3]، نیرنگ و حیله[4]، بت‏ها و معبودهاى باطل[5]، یار و یاور[6]، بازخرید[7] و برداشتن بار دیگرى[8] در قرآن آمده است.

این بود نمونه‏هایى از عوامل و اسبابى كه در دنیا انسان ها به آن چنگ مى‏زنند تا از زیر بار مسئولیت و محكومیت شانه خالى كنند ولى در روز قیامت هیچ یك از اینها مۆثر نیست و هر انسانی در گرو اعمالى است كه در دنیا انجام داده است.

 

پی نوشت ها:

[1]. "یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّةٌ"؛ "روزى كه در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستى". (بقره/ 254)

[2]. "یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خِلالٌ"؛ "روزى كه در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستى". (ابراهیم/ 31)

[3]. "فَالْیَوْمَ لا یَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا"؛ "پس در این روز بعضى از شما بر بعضى دیگر توانایى رساندن سود و زیانى ندارد". (سباء/ 42)

[4]. "یَوْمَ لا یُغْنِی عَنْهُمْ كَیْدُهُمْ شَیْئاً"؛ "روزى كه نیرنگ آنها، آنها را سودى ندهد". (طور/ 46)

[5]. "فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ"؛ "پس به آنان سودى نداد معبودهایشان كه جز خدا آنها را مى‏پرستیدند". (هود/ 101)

[6]."ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ"؛ "براى ظالمان (در روز قیامت) یار و یاورى نیست". (غافر/ 18)

[7]. "فَالْیَوْمَ لا یُۆْخَذُ مِنْكُمْ فِدْیَةٌ"؛ "امروز از شما باز خریدى گرفته نخواهد شد". (حدید/ 15)

[8]. "وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏"؛ "هیچ كس بار گناه دیگرى را بر نمى دارد". (فاطر/ 35)


منابع:

تفسیر كوثر، ج‏1، ص: 168

تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 223 و ج‏15، ص: 268


- نظرات (0)

چرا می افتیم روی دنده بدشانسی؟

شانس

اصل واژه "شانس"، فرانسوی و به معنای فرصت است.

اما در میان مردم شانس عموماً از رویدادی تعبیر می شود که علت آن معلوم نبوده، لذا وقوع آن رویداد به شانس نسبت داده می شود. پس اگر مقصود از شانس تحقق پدیده ای بدون علت است، بی شک در فلسفه اسلامی و بر اساس دلایل قطعی مردود است.

در فوتبال می‌گویند: "ما خوب بازی کردیم، اما شانس با ما یار نبود" – در زندگی می‌گویند: "از شانس دانشگاه قبول شد و یا همسر و شغل خوبی نصیبش گردید" – و یا می‌گویند: "از بدشانسی، باختیم، رفوزه شدیم، همسرمان مناسب از آب در نیامد، در هر کاری شکست خوردیم، داشتیم می‌رفتیم سفر، از بدشانسی ماشین خراب شد و ...

چه در عالم ماده و چه در عالم معنا، هیچ عنصری یا چیزی یا پدیده‌ای به نام "شانس" وجود ندارد. فقط لفظ است، فقط "اسم" است، اسمی بی مسما، که گاه نقش معبود را به خود می‌گیرد، چرا که انسان فهمیده یا نفهمیده، "اسم" و "ایسم"ها را نیز معبود می‌گیرد.

«مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّیْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآوُكُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ» (یوسف، 40)

ترجمه: شما به جاى خداوند نمى‏پرستید جز نام‏هایى (بى‏محتوا) را كه شما و پدرانتان نامگذارى كرده‏اید و خدا بر (صلاحیت پرستش) آنها هیچ حجت و برهانى را نازل نكرده است. فرمان نافذ و حكومت (بر جهان هستى) جز از آن خدا نیست دستور داده كه غیر او را نپرستید آن است دین پابرجا و استوار، و لكن بیشتر مردم نمى‏دانند.

همین قدر که معتقد به شانس و بدشانسی باشید، یعنی تعطیل تعقل، تفکر، تدبر و تلاش. خوب نتیجه‌اش هم همین می‌شود

الف – هر عملی عکس العمل و نتایجی دارد، چه در حال، چه در آینده، چه در طول زمان حیات، چه پس از مرگ فاعل در دنیا و چه پس از مرگ او و در آخرت. حتی آثار یک حرکت ساده دست از راست به چپ نیز متوقف نمی‌شود و هم چنان ادامه دارد. لذا فرمود: هر کسی در گرو عملکرد خویش است: «‌كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ - هر كسى در گرو دستاورد خویش است/ المدثر، 38»

ب – اگر (چنان چه بیان نمودید)، در هر کاری که کردید شکست خوردید و هر چه به دست آوردید، از دست دادید، هیچ ربطی به "شانس و بدشانسی" ندارد، بلکه به نگاه، هدفمندی، مطالعه، برنامه‌ریزی، تدبیر و مدیریت خودتان مربوط می‌شود و البته حکمت، تدبیر و فعل خدا این نیست که انسان هر کاری خواست بکند، ولی موفق شود. این که بر هم زدن نظم امور در عالم است.

همین قدر که معتقد به شانس و بدشانسی باشید، یعنی تعطیل تعقل، تفکر، تدبر و تلاش. خوب نتیجه‌اش هم همین می‌شود.

ج – هم می‌گویید به خدا توکل و به معصومین علیهم‌السلام توسل کرده‌ام، دعا کرده‌ام و ...، اما فایده‌ای نداشت، و هم دم از شانس و بدنشانسی می‌زنید! این یعنی قبول دو یا چند ربوبیت. بدیهی است که وقتی انسان خواسته و ناخواسته، دانسته و نادانسته، از روی عمد یا سهو، قائل به چند ربّ (صاحب اختیار و تربیت کننده‌ی امور)، مانند: خدا، دیگران، شانس و ...، شد، دیگر از دایره‌ی توحید خارج می‌شود و البته که توکل و توسل و دعایش نیز بیشتر لفظی است؛ لذا نتیجه نیز نمی‌گیرد. و اگر دقت نکند، شیطان از همین راه وارد می‌شود و در دل او یأس و حتی شک ایجاد می‌کند و او را تا کفر نیز می‌کشاند.

اولین خیرخواهی حضرت یوسف علیه‌السلام، در زندان، برای هم سلولی‌هایش این بود که به آنها بفهماند که قائل به چند ربّ نشوید: «یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ - اى دو رفیق زندانیم (ای دو هم سلولی من)، آیا خدایان پراكنده بهترند یا خداى یگانه‌ی مقتدر؟ / یوسف، 39»

پس هر گاه و در هر امری با شکست مواجه شدید، نه تقصیر را گردن خدا بیاندازید و نه بگویید که بدشانسی بود. هر دو دروغ، افترا و خودفریبی است. بلکه در "خداشناسی و خود شناسی" خود، از هر لحاظی، تجدید نظر نمایید

متهم کردن خدا که به شک یا نفی او می‌انجامد:

*- اگر نفس بر انسان غلبه کند، انسان جاهل و متکبر می‌گردد، لذا درشکست‌ها، به جای آن که به دنبال دلایل بگردد و آنها را مرتفع نماید، دیگران و از جمله خدا را متهم می‌کند. ابلیس نیز پس از شکست، به خدا گفت: "تو مرا اغوا کردی"! در قرآن کریم تصریح شده است که اهل جهنم یک دیگر را مقصر انحراف خویش می‌خوانند و در نهایت به خدا می‌گویند: "اگر تو نمی‌خواستی، ما کافر و معذب نمی‌شدیم". در دنیا و امور آن نیز چنین است، انسان معمولاً در ناکامی‌های خود، دیگران و حتی زمین و آسمان و عرش و حتی خود خدا را نیز متهم می‌کند. در حالی که خداوند متعال به انسان عقل، هوش، بصیرت، شنوایی، بینایی و توانایی داده است و البته راه و چاه را نیز به او نشان داده است، تا در شکست‌ها دیگران را متهم و مقصر نکند.

*- برخی رابطه انسان با خدا – یا به تعبیری عبد با معبود – را درست نفهمیده‌اند و گاه برعکس تلقی می‌کنند. ناخودآگاه باورشان این است که آنها مولای خدا و خدا نیز کارگزار آنهاست (العیاذ بالله)! گاه اسمش را توکل، توسل و دعا می‌گذارند، اما در واقع "دستور" می‌دهند و بعد ناراحت می‌شوند که چرا "اطاعت" نشد؟ البته نام اطاعت را "استجابت" می‌گذارند و می‌گویند: پس چرا مستجاب نشد. اما اجابت دعا نیز شروط مادی و معنوی خود را دارد، نه این که جادو و جنبل باشد.

 

دین، دنیا و آخرت:

اصلاً چنین نیست که دین گفته باشد: در دنیا محروم بمانید تا در آخرت به شما بدهند! به طور قطع، آن دینی که به درد دنیا نخورد، به درد آخرت نیز نخواهد خورد. لذا فرمود: «الدنیا مَزرَعةُ الآخِرَةِ – دنیا مزرعه‌ی آخرت است»، یعنی هر چه اینجا کشت کنی، آنجا درو خواهی کرد. دقت کنیم که اساساً دین برای اصلاح امور دنیا آمده است و آخرت نتیجه‌، اجر، پاداش و مکافات آن است.

از این رو آن چه به طور موکد مورد تعلیم و تذکر قرار گرفته است، این است که اولاً دنیا را هدف نگیرید، به آن تعلق پیدا نکنید، بنده دنیا نشوید – ثانیاً از نعمت‌های دنیا، درست و سالم و در راه رشد و کمال و قرب الهی استفاده نمایید. و دستورالعمل‌ها، باید و نبایدها، احکام یا شریعت، برای همین است.

 

نتیجه

پس هر گاه و در هر امری با شکست مواجه شدید، نه تقصیر را گردن خدا بیاندازید و نه بگویید که بدشانسی بود. هر دو دروغ، افترا و خودفریبی است. بلکه در "خداشناسی و خود شناسی" خود، از هر لحاظی، تجدید نظر نمایید.


- نظرات (0)

قانون باید در مورد همه‏ ى افراد، یکسان اجرا شود

حقوق

اسلام، دین انصاف  و احترام به دیگران است. از علماى دیگر ادیان دعوت مى‏كند تا كتاب خودشان را داور قرار دهند.

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى‏ كِتابِ اللَّهِ لِیَحْكُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (آل عمران ـ 23)

آیا ندیدى كسانى را كه از كتاب آسمانى (تورات و انجیل) بهره‏اى داده شدند، چون به كتاب الهى دعوت مى‏شوند تا میانشان حكم كند، (و به اختلافات پایان دهد) گروهى از آنان (با علم و آگاهى) از روى اعراض روى بر مى‏گردانند؟

در تفاسیر آمده است كه زن و مردى از یهود، با داشتن همسر مرتكب زنا شدند.

آنان مى‏بایست طبق قانون تورات سنگسار مى‏شدند، ولى چون از اشراف بودند سعى بر این داشتند از اجراى دستور تورات بگریزند. آنها نزد پیامبر اسلام آمدند تا ایشان حكم كنند، آن حضرت نیز فرمان سنگسار داده و فرمودند: حكم اسلام نیز همانند حكم تورات است. آنها منكر حكم تورات شدند.

ابن صوریا كه از علماى یهود بود، از فدك به مدینه فراخوانده شد تا تورات را بخواند. ابن صوریا چون از ماجرا با خبر بود، هنگام خواندن آیات تورات، دستش را روى جملاتى مى‏گذاشت تا آیه‏ى سنگسار دیده نشود.

عبد اللّه بن سلام كه در آن روز از علماى یهود بود و در آن جلسه حضور داشت، ماجرا را فهمید و موضوع را بر ملا كرد.

این آیه هشدارى به مسلمانان است كه مبادا شما هم مثل یهود به هنگام اجراى قانون قرآن، از دستور الهى رویگردان باشید و میان مردم تبعیض قائل شوید.

 

اسلام، دین انصاف و احترام به دیگران است. از علماى دیگر ادیان دعوت مى‏كند تا كتاب خودشان را داور قرار دهند. «یُدْعَوْنَ إِلى‏ كِتابِ اللَّهِ لِیَحْكُمَ»

پیام‏های آیه:

1ـ كتاب قانون و داورى و حكم، كتاب آسمانى است. «یُدْعَوْنَ إِلى‏ كِتابِ اللَّهِ لِیَحْكُمَ»

2ـ اسلام، دین انصاف و احترام به دیگران است. از علماى دیگر ادیان دعوت مى‏كند تا كتاب خودشان را داور قرار دهند. «یُدْعَوْنَ إِلى‏ كِتابِ اللَّهِ لِیَحْكُمَ»

3ـ همه‏ى علماى اهل كتاب بد نبودند. «یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ»

4ـ خطرناك‏تر از روى‏گردانى، قصد اعراض و لجاجت است. «یَتَوَلَّى»، «مُعْرِضُونَ»

5ـ قانون باید در مورد همه‏ى افراد، بالسّویه اجرا شود. (باتوجّه به شأن نزول)

 

امتیازاتی دروغین

ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ ما كانُوا یَفْتَرُونَ (آل عمران ـ 24)

این (روى گردانى از حكم خدا) براى آن بود كه اهل كتاب گفتند: هرگز آتش دوزخ  جز چند روزى به ما نمى‏رسد. و این افتراها (و خیال بافى ‏ها) آنان را در دینشان فریفته ساخت.

بنی اسرائیل

در قرآن، بارها شعارهاى پوچ و خیال ‏هاى باطل یهود نقل شده است. آنها مى‏گفتند: ما نژاد برتر و محبوب خداییم و در قیامت جز آن چهل روزى كه اجداد ما گوساله ‏پرست بودند، عذابى به ما نخواهد رسید. و همین خیال ها سبب غرور  و انحراف آنها شد. اسرائیلِ امروز نیز برترى نژادى خود را باور داشته و براى رسیدن به آن، از هیچ ظلمى خوددارى نمى‏كند.

آنها معتقد بودند ارتباط ویژه‏اى با پروردگار دارند تا آنجا كه خود را فرزندان خدا مى‏نامیدند و مى‏گفتند: نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاوُهُ: "ما فرزندان خدا و دوستان خاص او هستیم." (سوره مائده، آیه 18) و به همین دلیل براى خود مصونیتى در مقابل مجازات الهى قائل بودند، لذا قرآن در این آیه مى‏گوید این اعمال و رفتار به خاطر آن است كه گفتند: "جز چند روزى آتش دوزخ به ما نمى‏رسد" و اگر مجازاتى داشته باشیم بسیار محدود است (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ).

"معدود" یعنى قابل شمارش، و معمولاً به اشیاء كم گفته مى‏شود، زیرا اشیاء زیاد قابل شمارش نیستند یا شمارش آنها مشكل است.

منظور از "أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ" یا همان چهل روزى است كه آنها در غیاب موسى علیه السلام گوساله ‏پرستى كردند و این گناه عظیمى بود كه حتى خودشان نمى‏توانستند آن را انكار كنند.

و یا منظور روزهاى معدودى از عمرشان بود كه به گناهان فوق العاده صریح دست زده بودند تا آنجا كه خودشان هم قادر به انكار، توجیه و پرده‏ پوشى بر آن نبودند.

سپس مى‏افزاید: آنها این امتیازات دروغین را به خدا نسبت مى‏دادند "و این افترا و دروغى را كه به خدا بسته بودند آنها را در دینشان مغرور ساخته بود" (وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ ما كانُوا یَفْتَرُونَ).

 

پیام‏های آیه:

 1ـ سرچشمه اعراض، عقائد خرافى و بى‏ اساس است. «هُمْ مُعْرِضُونَ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ ...»

2ـ خود برتربینى، چه بر اساس دین و چه بر اساس نژاد، ممنوع و محكوم است. «لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ»

3ـ احساس امنیّت و مصونیّت در برابر كیفر، مایه‏ى گمراهى است. «لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ»

4ـ یهود، قیامت و دوزخ را قبول و به گناهكارى خود اقرار داشتند. «لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُودَةً»

5ـ همه‏ى مردم در دادگاه الهى یكسان هستند. «لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ»، «غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ»

از جمله" أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ" بر مى‏آید كه تورات (و انجیلى) كه در دست یهود و نصارى در آن عصر بود، تمام تورات و انجیل اصلى نبود، بلكه تنها قسمتى از آن بود احتمالا و قسمت بیشتر از این دو كتاب آسمانى، از میان رفته یا تحریف شده بود

خط بطلان بر تمام این ادعاهاى واهى

فَكَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ وَ وُفِّیَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (آل عمران ـ 25)

پس (كسانى كه گمان مى‏كنند از قهر خداوند دورند،) چگونه خواهد بود حالشان، آن گاه كه آنان را در روزى كه شكّى در آن نیست، گرد آوریم و به هر كس در برابر آنچه تحصیل كرده، پاداش یا كیفر داده شود و به آنان ستم نخواهد شد.

قرآن مجید در سومین و آخرین آیه مورد بحث، خط بطلان بر تمام این ادعاهاى واهى و خیالات باطل مى‏كشد و مى‏گوید: "پس چگونه خواهد بود هنگامى كه آنها را در روزى كه در آن شكى نیست جمع كنیم، و به هر كس آنچه را به دست آورده داده شود و به آنها ستم نخواهد شد" (فَكَیْفَ إِذا جَمَعْنا هُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ وَ وُفِّیَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ).

آرى در آن روز همه در دادگاه عدل الهى حاضر خواهند شد، و هر كس نتیجه كشته خود را درو مى‏كند، و اعمال هر كس به او تسلیم مى‏شود و مجازات آنها هرچه باشد هرگز ظالمانه نیست زیرا محصول اعمال خود آنها است، و آن روز است كه مى‏فهمند هیچ امتیازى بر دیگران ندارند و عدل الهى همه را شامل مى‏شود.

ضمناً از جمله "ما كَسَبَتْ" به روشنى این معنى به دست مى‏آید كه پاداش و كیفر قیامت و نجات و بدبختى در جهان دیگر، تنها بستگى به اعمال خود انسان دارد نه به پندارهاى واهى و خیالات باطل.

 

پیام‏های آیه:

1ـ یاد قیامت  باشید و خرافات را كنار بگذارید. «لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ»، «فَكَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ»

2ـ كیفر و پاداش بر اساس عمل است، نه آرزو و گمان. «لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ»، «وُفِّیَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ»

3ـ هیچ عملى محو و نابود نمى‏شود، بلكه به صاحبش برگردانده مى‏شود. «وُفِّیَتْ»، «ما كَسَبَتْ»

 دادگاه الهى بر اساس عدالت تشكیل مى‏شود و هركس به جزاى خود مى‏رسد. «وُفِّیَتْ كُلُّ نَفْسٍ»، «هُمْ لا یُظْلَمُونَ»

منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 2

 



- نظرات (0)

هم باید اس 500داشته باشیم هم پهباد

جنگ افزار

پیشرفت ‌های کشور در زمینه‌های تسلیحاتی و در زمینه‌ های آمادگی ‌های رزمی باید همچنان طریق پیشرفت را ادامه بدهد؛ دشمنان ما این را نمی ‌خواهند. امروز یکی ازابزارهای فشار تبلیغاتی بر جمهوری اسلامی همین مسئله است

این سخنانی بود که چندی قبل از سوی رهبر انقلاب در جمع فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی بیان شد. اظهاراتی که در آن، علت آمادگی نظامی در مقابل دشمنان نه فقط از روی انفعال و پاسخگویی، بلکه برای عمل به دستورات دینی و قرآنی نیز عنوان شد؛ «حتّی اگر ما را این ‌جور صریحاً هم تهدید نمی‌ کردند، لازم بود به حکم «وَاَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ و مِن رِباطِ الخَیل»، ما به فکر باشیم؛ حتّی اگر تهدید هم نمی‌ کردند باید ما این مراقبت را می ‌کردیم، این آمادگی‌ ها را افزایش می‌ دادیم؛ حالا که صریحاً هم دارند تهدید می‌کنند.» 

 

کمی عمیق‌تر

«ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» 

قطعاً در آن روز در مورد آن نعمت سوال خواهد شد. به فرموده پیامبر اسلام صلی الله علیه واله این نعمتی که سوره تکاثر، انسان ‌ها را در برابر آن مسئول می ‌داند دو چیز است: سلامتی و امنیت.

مطابق این سخن، سلامتی و امنیت از بزرگ ‌ترین نعمت‌هایی است که خداوند بر آدمی عرضه داشته و در عین حال نسبت به سایر نعمت‌ها بیشتر از نظر انسان مخفی مانده و مورد ناسپاسی قرار می‌ گیرد.

امنیت گواراترین نعمت‌هاست. در سایه امنیت است که آسایش زندگی تأمین می ‌شود. شادی و سرور مردمان در گرو وجود امنیت است. این عبارات از جمله تأکیداتی است که معصومین علیهم السلام بر اهمیت امنیت داشته‌اند تا جایی که شهر بدون امنیت را بدترین شهر معرفی کرده‌اند. 

 

تأمین امنیت

برای ایجاد و حفظ امنیت علاوه بر اینکه باید دست به دعا برداشت و مانع ایجاد اختلاف و درگیری داخلی و خارجی و ظلم و تجاوز شد باید آمادگی دفاعی جامعه را نیز تقویت کرد.

«وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ» «و تا آنجا که می توانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا، و دشمنان خود و جز آنها که شما نمی شناسید و خدا می شناسد را بترسانید و آنچه را که در راه خدا هزینه می کنید به تمامی به شما بازگردانده شود و به شما ستم نشود.» (60، انفال) 

لازمه‌ی مسلمانی، هوشیاری و آمادگی است. مسلمان آن نیست که بنشیند تا خطر او را غافلگیر کند و سراسیمه دنبال علاج جویی باشد؛ بلکه مسلمان آن است که به حکم قرآن، خود را از پیش در حد اعلای توان آماده می‌کند

معنای این آیه این است که غافلگیر نشوید؛ معنایش این است که اگر چنانچه دشمنی به شما حمله کرد، شما بر اثر کمبود امکانات، کمبود سلاح و مهمات، کمبود آمادگی، خسارت تحمّل نکنید. 

خداوند در جهت ایجاد و حفظ امنیت و عدم غافلگیری در برابر دشمن به مسلمین امر فرموده تا با هر «قوه»ای آمادگی کسب کنند.

هرچند در ابتدا از «قوه» تنها آمادگی نظامی به ذهن می‌ رسد اما از آنجا که این «قوه» در راستای حفظ امنیت جامعه استفاده می ‌شود، هر قدرتی اعم از سیاسی و فرهنگی و نظامی و حتی اقتصادی که دشمن را سر جای خود می‌ نشاند را در بر می‌ گیرد.

 

افزایش قدرت نظامی

در جنگ حُنین به پیامبر صلی الله علیه و اله خبر دادند که سلاح جدید در یمن اختراع شده است. پیامبر صلی الله علیه و اله نیز چند نفر را به یمن فرستاد تا آن سلاح را برای ارتش اسلام مهیا کنند.

کشور اسلامی در راستای حفظ نعمت امنیت باید خود را مسلح کند آن هم با مجهزترین و مدرن ‌ترین سلاح‌ های روز.

فایده این رفتار نیز بر کسی پوشیده نیست؛ هم برای عرض اندام در برابر دشمنان و استفاده از آن‌ها در مواقع ضرورت، هم تقویت روحیه سربازان اسلام.

با وجود این، هرچند تجهیز نظامی ارتش برای مقابله با دشمن لازم است اما کافی نیست، چه بسا ارتش ‌های مجهز بزرگی که از ناحیه دیگری ضربه خورده‌اند و آن ضعف روحیه و ایمان است. از این رو پشتیبانی و تقویت روانی و ایمانی را نباید از دایره «قوه» خارج کرد.

سلامتی و امنیت از بزرگ ‌ترین نعمت‌هایی است که خداوند بر آدمی عرضه داشته و در عین حال نسبت به سایر نعمت‌ها بیشتر از نظر انسان مخفی مانده و مورد ناسپاسی قرار می‌ گیرد

حکومت اسلامی

حکومت اسلامی که خود را در مسیر حکومت نبوی می ‌داند نیز به جایگاه والای امنیت واقف است. پیامبر، یکی از اهداف رسالت خود را جلوگیری از ریخته شدن خون ‌ها و تأمین امنیت عنوان کرده بود. حاکمان مسلمان نیز باید همین مسیر را ادامه دهند و آمادگی دفع هرگونه خطری را فراهم کنند.

لازمه‌ی مسلمانی، هوشیاری و آمادگی است. مسلمان آن نیست که بنشیند تا خطر او را غافلگیر کند و سراسیمه دنبال علاج جویی باشد؛ بلکه مسلمان آن است که به حکم قرآن، خود را از پیش در حد اعلای توان آماده می‌کند. 

در دنیایی که هنوز متأسفانه تکیه‌ی به قدرت سرنیزه و اسلحه می ‌تواند در ارتباط میان ملت‌ها و کشورها تعیین‌ کننده باشد، در دنیایی که قلدرانی با داشتن مشت‌ های پولادین بخواهند سرنوشت ملت ‌ها را در دست بگیرند - در دنیای مادی - آن ملتی از آسیب محفوظ می ‌ماند که ثابت کند آماده‌ی دفاع است.

نیروهای مسلح ما، ارتش جمهوری اسلامی عزیز ما، این را ثابت کردند. این، عزت است. 


- نظرات (0)

مروری بر فرازهایی از زیارت امین الله

امین الله

به نیمه ماه رجب که نزدیک می شویم  و پس از آن طنین یا علی(علیه السلام) شهرها را پر می کند. سیزده رجب که فرا می رسد شور و نشاطی عجیب شهرهای شیعه نشین را پر می کند و یاد مولا زینت بخش محافل می گردد.

یکی از بهترین زیاراتی که از ائمه(علیهم السلام) در توصیف مولا و سرورمان امام علی(علیه السلام) در دست است زیارت امین الله می باشد.

زیارتی که به گزارش جابر بن یزید جعفی از قول امام باقر(علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان حضرت زین العابدین (علیه السلام) در هنگام زیارت مشهد شریف علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفته شده است: "السلام‏ علیك‏ یا أمین‏ الله‏ فی أرضه و حجته على عباده [السلام علیك یا أمیر المومنین‏] أشهد أنك جاهدت‏ فی الله‏ حق جهاده‏ و عملت بكتابه و اتبعت سنن نبیه صلی الله علیه و آله ... ". (كامل الزیارات، ص 39)
به راستی معنای این فراز چیست؟ چگونه امام علی(علیه السلام) حق جهاد در راه خدا را ادا نمودند؟ چه شد که در عمل به کتاب و سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیروز شدند؟

آنچه در این مجال مدنظر قرار داده می شود بررسی معنای این بخش از زیارت امین الله با در نظر گرفتن آیات قرآنی پیرامون آن خواهد بود.


معنای جهاد

كلمه "جهاد" به معناى بذل جهد و كوشش در دفع دشمن است و بیشتر بر مدافعه به جنگ اطلاق مى ‏شود و لیكن گاهى به طور مجاز توسعه داده مى‏ شود به طورى كه شامل دفع هر چیزى كه ممكن است شرى به آدمى برساند مى ‏شود؛ مانند شیطان كه آدمى را گمراه مى‏ سازد و نفس امارهكه آن نیز آدمى را به بدی ها امر مى ‏كند و امثال اینها.

در نتیجه جهاد شامل مخالفت با شیطان در وسوسه‏ هایش و مخالفت با نفس در خواسته‏هایش مى ‏شود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این قسم جهاد را "جهاد اكبر" نامید. (ترجمه المیزان، ج‏14، ص: 582)
مقصود از جهاد در عبارت "أشهد أنك جاهدت‏ فی الله‏ حق جهاده" همان معنای عام می باشد که در حقیقت علی(علیه السلام) را مصداقی برای آیۀ 78 سورۀ حج دانسته است:
"وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَكُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ"؛ "و در راه خدا چنانكه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنید اوست كه شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود كه قبلاً شما را مسلمان نامید و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زكات بدهید و به پناه خدا روید او مولاى شماست چه نیكو مولایى و چه نیكو یاورى."

علی(علیه السلام) مصداقی است بارز برای کسانی که حق جهاد در راه خدا را به جا آوردند. او کسی است که در راه خدا و برای نجات جان رسولش از جان خویش می گذرد و در شب لیلة المبیت در خوابگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می خوابد تا دین حق پایدار بماند. حقیقتی که قرآن نیز بدان اشاره کرده و مورد اتفاق شیعه و سنی است: "وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَوُفٌ بِالْعِبادِ"؛ "و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى ‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است

مجاهدت های علی(علیه السلام)

علی(علیه السلام) مصداقی است بارز برای کسانی که حق جهاد در راه خدا را به جا آوردند. او کسی است که در راه خدا و برای نجات جان رسولش از جان خویش می گذرد و در شب لیلة المبیت در خوابگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می خوابد تا دین حق پایدار بماند. حقیقتی که قرآن نیز بدان اشاره کرده و مورد اتفاق شیعه و سنی است:
"وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَوُفٌ بِالْعِبادِ"؛ "و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى ‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است". (بقره/207)
او در میدان کارزار بی هیچ واهمه ای حاضر می شد و تا پای جان برای حفظ اسلام و آرمان های اسلامی تلاش می نمود. هنوز ندای "لا فتی إلا علی(علیه السلام) لا سیف إلا ذو الفقار" جبرئیل در کارزار احد، زمانی که مومنین فریب مطاع دنیایی را خورده و رسول خویش را تنها گذاردند، در آسمان طنین انداز است.
هنوز کوچه پس کوچه های مدینه و کوفه مرد کوله به دوش را به خاطر دارند که شبانه برای یتیمان و مساکین طعام می برد تا شاید اندکی از اندوه آنان بکاهد. امری که قرآن نیز بدان اشاره کرده و بسیاری از مفسرین آیۀ 274 سورۀ بقره را در شأن و فضیلت مولای شیعیان می دانند:
"الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ"؛ "كسانى كه اموال خود را شب و روز، و نهان و آشكارا، انفاق مى ‏كنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى ‏شوند."
داستان سورۀ دهر و همراهی این خاندان در یاری مسکین و یتیم و اسیر زبانزد خاص و عام بوده و در میان مردمان مشهور است.
آری! علی(علیه السلام) به حق، کسی است که مجاهدت در راه خدا را معنا بخشید و با تبعیت از کتاب خدا و سنت رسول بزرگوارش(صلی الله علیه و آله)، اسوه و الگویی برای مردمان، به ویژه شیعیان، قرار گرفت.

جهاد شامل مخالفت با شیطان در وسوسه‏ هایش و مخالفت با نفس در خواسته‏هایش مى ‏شود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این قسم جهاد را "جهاد اكبر" نامید

انسانی که در زندگی اش جز خدا و رنگ خدا، امری دیگر را نمی توان دید. کسی که به خاطر خدا و در راه حفظ نظام اسلام در هنگام غصب خلافت بر حقش، سکوت نمود و شاهد شهادت بانوی خانۀ خویش بود. او که از حق خویش در مجازات قاتلش درگذشت و بر فرزندانش سفارش نمود تا بر طبق حدود و موازین اسلامی عمل نمایند.
آری! علی(علیه السلام) نمونۀ عینی "جاهدت فی الله حق جهاده" بوده و فرزندانش نیز به تبعیت از وی قدم در این مسیر گذاشته و بهترین اسوه و الگو برای ما شدند. باشد پیروانی نیکو برای صاحبان شریعتمان باشیم.

ان شاء الله.


نتیجه

فراز اول زیارت امین الله، "جاهدت فی الله حق جهاده"، در حقیقت برگرفته از آیۀ 78 سورۀ حج بوده و امام علی(علیه السلام) و سایر معصومین(علیهم السلام) را مصداق کامل مجاهدین در راه حق معرفی می نماید.

انسان هایی شریف که از جان، مال، مقام و ... خویش در راه خدا گذشتند و از هیچ تلاشی فروگذاری نکردند.

نمونه های فراوانی از مجاهدت های این بزرگواران در صفحات تاریخ نقش بسته است که مایۀ افتخار و سربلندی شیعیان بوده و راه زندگی را در عمل به سیرۀ این بزرگواران هموار می سازد.


- نظرات (0)