سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

کدام وعده ها باور کردنی است؟

تا به حال به کسی وعده ای داده اید یا کسی به شما وعده داده است؟

چقدر می شود به این وعده و وعیدهایی که بین ما آدم ها صورت می گیرد اطمینان کرد؟ اصلاً این ها قابل اطمینان هستند؟

چند درصد آنها قابلیت اجرا شدن را دارند؟

صاحب این وعده ها چه کسانی هستند؟ به آنها اعتماد دارید؟

خود ما چقدر به وعده هایی که داده ایم عمل کرده ایم؟


یکی از کسانی که وعده های زیادی را در کتابی ارزشمند داده است خدای متعال است؛ او به بندگان خودش وعده هایی داده است؛ البته وعده های او کجا و وعده های ما کجا؟!!

واژۀ وعد در قرآن 151بار استعمال شده که 91 بار از این تعداد به وعده های خدا، که در موقعیّت های متفاوت صادر شده، اختصاص یافته است که نشان از اهمیّت این مطلب دارد.
یادمان باشد که تنها و تنها روی وعده های خداوند می شود حساب کرد و فقط وعده های او حق است: «...أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» [یونس‏/55] «...آگاه باشید وعدۀ خدا حقّ است »

اگر حرفی زده، وعده ای داده حتمی و قطع است و او خلف وعده نمی کند؛ «فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَه‏ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انتِقام : پس گمان مبر كه خدا وعده‏اى را كه به پیامبرانش داده، تخلّف كند چرا كه خداوند قادر و انتقام گیرنده است‏. »[إبراهیم‏/47]
«إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِع: كه آنچه به شما (درباره قیامت) وعده داده مى ‏شود، یقیناً واقع ‏شدنى است‏.» [مرسلات‏/7]

تا به حال به وعده هایی که خدا داده است دقت کرده اید؟! اصلاً می دانیم که خدا چه وعده هایی داده است؟

وعده های او را جدی می گیریم یا وعده هایی که بندگان او به ما می دهند را؟
خدای حکیم با توجّه به نیاز های بشر و با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان بندگان، به آنها وعده هایی داده است که در ادامه از باب تذکر، یاد آوری می کنیم:


وعدۀ مغفرت و أجر عظیم:

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیم‏ : خداوند، به آنها كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمى داده است.» [مائده/9]
بیشترین و مهمترین وعده هایی که خداوند به بندگان داده است وعده هایی است که مربوط به مسألۀ روز جزا و یقینی و قریب الوقوع بودن آن می باشد:
وعدۀ معاد و قیامت:

بیشترین و مهمترین وعده هایی که خداوند به بندگان داده است وعده هایی است که مربوط به مسألۀ روز جزا و یقینی و قریب الوقوع بودن آن می باشد:
«إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ یَبْدَوُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُه‏...: بازگشت همه شما به سوى اوست! خداوند وعدۀ حقّى فرموده او آفرینش را آغاز مى ‏كند...» [یونس‏/4]


وعدۀ بهشت و نعمت های بهشتی:

از دیگر وعده هایی که در قرآن بسیار به چشم می خورد آیاتی است که بهشت و نعمت های آن را به مومنین، وعده و بشارت می دهد:
«وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِیلاً: و كسانى كه ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند، به زودى آن را در باغ هایى از بهشت وارد مى ‏كنیم‏... وعده حق خداوند است و كیست كه در گفتار و وعده ‏هایش، از خدا صادق تر باشد؟» [نساء/122]


وعدۀ جهنّم و عذاب های جاودانه:

خداوند همان گونه که به انسان وعدۀ بهشت داده است، به آنها وعدۀ عذاب نیز داده تا بدانند که همۀ اعمال آنها ثبت و محاسبه شده و لذا مجاز به انجام هر کاری نیستند:
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ : و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست» [حجر/ 43]



نصرت الهی، وعده‌های الهی

نصرت الهی قطعاً و یقیناً و بدون هیچ تردیدی متوقّف به این است که ما دین خدا را نصرت کنیم: ... إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُركُم ...» [سوره محمد ، آیه 7]

...وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه ...» [سوره حج، آیه 40]


در ازدواج خدا حمایت می کند

انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى؛ ازدواج باید تحقق پیدا بکند. اینکه خداى متعال می فرماید: ... اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه ... [سوره نور، 32]، این یک وعده‌‌ ى الهى است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیه ‌‌ى وعده ‌‌هاى الهى که به آن وعده ‌‌ها اطمینان می کنیم، اطمینان کنیم.

ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمی شود که وضع معیشتى افراد دچار تنگى و سختى بشود؛ یعنى از ناحیه‌‌ ى ازدواج کسى دچار سختى معیشت نمی شود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند.




- نظرات (0)

نسخه ای شفا بخش برای همه ی بیماری ها

برخی آیات قرآن حاوی دستورات و سفارش ‌هایی در زمینه عقاید، اخلاق، عبادات و ... است که در آرامش روانی و تعادل روحی انسان تأثیر مثبت دارد و نتیجه آن‌ ها، سلامت روانی انسان است؛ چرا که موجب رفع اضطراب ‌ها و نگرانی ‌های بشر می ‌شود و به اصطلاح او را شفا می ‌دهد.

آیات قرآن در مورد شفا بخشی آن

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُوْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا»؛ «و ما آنچه را براى مومنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏ كنیم و[لى] ستمگران را جز زیان نمى ‏افزاید».(1)
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُوْمِنِینَ»؛ «اى مردم به یقین براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه‏ هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است».(2)
واژه شفا در مقابل بیماری ‌‌ها و عیب‌ ها و نقص ‌هاست. بنابراین نخستین کاری که قرآن در وجود انسان می ‌کند، پاکسازی از انواع بیماری ‌های فکری و اخلاقی فرد و جامعه است و واژه رحمت مرحله تخلق به اخلاق الهی و جوانه زدن شکوفه ‌های فضایل انسانی در وجود افرادی است که تحت تربیت قرآن قرار گرفته‌اند.

بنابراین می‌ توان گفت شفا، اشاره به پاکسازی و رحمت اشاره به بازسازی دارد.

قرآن نسخه شفا بخشی است برای برطرف ساختن ضعف ‌ها و زبونی ‌ها و ترس ‌های بی ‌دلیل، اختلاف ‌ها و پراکندگی‌ ها، برای آن ‌ها که از بیماری عشق به دنیا، وابستگی به مادیات، تسلیم بی قید و شرط در برابر شهوات رنج می ‌برند.

قرآن نسخه شفا بخش جهانی است که آتش جنگ در هر سوی آن افروخته است و در زیر بار مسابقه تسلیحاتی کمرش خم شده است. (3)
نکته جالب اینکه داروهای شفا بخش دردهای جسمانی، معمولاً آثار نامطلوبی بر ارگان ‌های بدن می‌ گذارند، اما این داروی شفا بخش (قرآن) هیچ اثر نامطلوبی بر روی جان و فکر و روح انسان ندارد.(4)
قرآن مثل قطره ‌های خالص باران است که در باغ‌ ها لاله روید و در شوره ‌زار خس؛ قرآن همچون غذای نیرو بخشی است که اگر یک دانشمند بخورد، برای تعلیم و تربیت نیرو می ‌گیرد و اگر به یک ستمگر بدهند، برای بیدادگری بیشتر از آن سود می ‌برد؛ در حالی که غذا یکسان است، اما تفاوت در افراد و طرز نگرش و تفکر آن‌ هاست. افرادی که خمیر مایه وجودیشان بر اثر کفر و ظلم و نفاق به شکل دیگری در آمده است، هر جا نور حق را می ‌بینند، به ستیز با آن بر می ‌خیزند و این مقابله و ستیز با حق، بر پلیدی و گمراهی و زیانکاری آن ‌ها می ‌افزاید و روح طغیان و سرکشی را در آن ‌ها تقویت می‌ کند.

پس قرآن مایه هدایت گمراهان است، اما هدایت کسانی که در جست ‌و جوی حق هستند و با همین انگیزه به سراغ قرآن می ‌آیند، نه افراد متعصب و لجوج که با دیدی منفی به سراغ قرآن می ‌آیند که مسلماً‌ از آن بهره ‌ای نخواهند برد.(5)
قرآن مایه هدایت گمراهان است، اما هدایت کسانی که در جست ‌و جوی حق هستند و با همین انگیزه به سراغ قرآن می ‌آیند، نه افراد متعصب و لجوج که با دیدی منفی به سراغ قرآن می ‌آیند که مسلماً‌ از آن بهره ‌ای نخواهند برد.
شفا بخشی قرآن از نظر پزشکی

برخی روانشناسان و جامعه ‌شناسان، قرآن و مطالب آیات آن را مورد توجه قرار داده و تأثیرات آن ‌ها را در روان انسان مورد بررسی قرار داده‌اند و از این رهگذر شفا بخشی قرآن را با علوم تجربی به اثبات رسانده‌اند.


تأثیرات قرائت قرآن بر کاهش درد، اضطراب و افسردگی


در یک بررسی برای سنجش میزان تأثیر آوای قرآن بر کاهش درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم، چنین به دست آمد که آوای قرآن باعث کاهش شدت درد در بیماران بعد از اعمال جراحی شکم می‌شود.(6)
در پژوهشی که توسط دو تن از محققان در تهران به روش آزمون اضطراب «کتل» انجام شد، نشان داده شد که در بین گروه آزمایشی 60 نفره دختر که به صورت تصادفی از بین دانش‌ آموزان دبیرستانی انتخاب شدند، گروهی حداقل 6 ماه روزانه نیم‌ ساعت به قرائت قرآن مجید می‌ پرداختند، میزان اضطراب و گرایش به افسردگی به شکل چشمگیری کمتر از آزمودنی ‌های گروه مقایسه است. (7)


تأثیرات آموزه ‌های قرآن بر بهداشت روانی فردی و اجتماعی بشر

برخی از محققان و متخصصان علوم پزشکی، پژوهش ‌های متعددی در این مورد انجام داده‌اند و تأثیرات آموزه‌ های (دستورات و توصیه ‌های) و آیات قرآن را در بهداشت روانی فردی و اجتماعی انسان بررسی کرده‌اند.
ـ وحدت شخصیت انسان و رابطه آن با توحید قرآنی؛
یکی از صاحب ‌‌نظران در این زمینه می ‌نویسد: پژوهش ‌ها در منابع و مجموعه آثار در سلامت روان نشان می ‌دهد که اساسی ‌ترین و مهم ‌ترین مسئله در شخصیت سالم، وحدت روان و تعهد مذهبی است. وحدت روان با سیستم ارزشی که بتواند به حیات معنا و هدف دهد، مرتبط است.

در بین سیستم‌ های ارزشی، مذهب بالاترین قابلیت را برای ایجاد وحدت شخصیت داراست. اساس و مبنای مذهب اسلام بر وحدت و توحید می ‌باشد . وحدت شخصیت و یگانگی روان انسان، مظهر و نماینده بارز توحید ذات مقدس خالق است.(8)
ـ دمیدن روح امید و ممنوعیت یأس و ناامیدی در قرآن و تأثیر آن در کاهش اضطراب؛

خداوند در قرآن می‌ فرماید: «وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»؛ «و از رحمت خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نومید نمى ‏شود.»(9)

از نظر اسلام، ناامیدی از خدا یک گناه کبیره است. یکی از صاحب ‌نظران در این زمینه می ‌نویسد: نتایج یک آزمون نشان داد بیمارانی که باورهای مذهبی قوی ‌تری داشتند و اعمال مذهبی را انجام می ‌دادند، نسبت به گروه دیگر کمتر افسردگی داشتند و راه طولانی ‌تری را در هنگام ترخیص از بیمارستان پیاده طی کردند.(10)
نتایج یک آزمون نشان داد بیمارانی که باورهای مذهبی قوی ‌تری داشتند و اعمال مذهبی را انجام می ‌دادند، نسبت به گروه دیگر کمتر افسردگی داشتند و راه طولانی ‌تری را در هنگام ترخیص از بیمارستان پیاده طی کردند
ـ تأثیر یاد خدا در آرامش دل و رفع اضطراب و نگرانی؛

تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که داشتن تفکر و عملکرد مذهبی به طور محسوس موجب کاهش شدت درد فقدان و دوره آن می ‌شود.

این تأثیر از طریق مکانیسم ‌های چندی صورت می ‌گیرد، از جمله: اعتقاد، ایمان و توکل به خداوند که با نام و یاد او قلب ‌ها آرام می ‌گیرد:(11)، داشتن صبر و بردباری و تسلیم رضای خداوند و تسلیم نظام الهی و پناه بردن به خداوند در هنگام مصیبت ‌ها: (12) موجب کاهش شدت و دوره سوگ می ‌شود؛ بهره ‌گیری از سمبل ‌های ایمانی و مذهبی از دیگر عوامل مهم و موثر در کاهش فقدان درد است.(13)


ـ ممنوعیت خودکشی در دین و تأثیر آن در پایین آمدن آمار خودکشی در جوامع مذهبی

پژوهشگران در توضیح اینکه چرا افراد مذهبی کمتر دست به خودکشی می ‌زنند، دلایل مختلفی ارائه می ‌دهند که از آن جمله بالا بودن عزت نفس و داشتن مسئولیت اخلاقی است.

همچنین عواملی مانند اعتقاد به بخشایش پروردگار، اعتقاد به مبارزه با وسوسه ‌های شیطانی از قبیل خودکشی، اعتقاد به عدالت و روز واپسین را از دیگر عوامل می ‌دانند.(14)
ـ ‌تأثیر نماز در آرامش روانی؛(15)
ـ دستور ازدواج و تشکیل خانواده و تأثیرات آن در آرامش فردی و سلامت محیط اجتماع.(16)



پی‌نوشت ها:
1. اسراء: 82.
2. یونس: 57.
3. سید جواد افتخاریان، قرآن و علوم روز، ص 238.
4. ر.ک: نهج ‌البلاغه، خطبه 198.
5. ر.ک: تفسیر نمونه، ج12، ص 237.
6. ر.ک: علیرضا نیکبخت، مجله طب و پزشکی، ش 29، مقاله بررسی تأثیر آوای قرآن در کاهش اضطراب.
7. ر.ک: محمدعلی رضایی اصفهانی، اعجاز و شگفتی ‌های علمی قرآن، ص 274.
8. ر.ک: سید محمد میر زمانی، مقالات همایش نقش دین در بهداشت روان، ص 88.
9. یوسف: 87.
10. لیونز پرسمن و استرین لارسون، فصلنامه اندیشه و رفتار، ضمیمه شماره 9 و 10، ص41.
11. رعد: 28.
12. بقره: 156.
13. ر.ک: اعجاز و شگفتی‌های علمی قرآن، ص 277 ـ 276.
14. همان.
15. طه: 14؛ رعد: 28.
16. ر.ک: فصلنامه اندیشه و رفتار، ص 40؛ اعجاز و شگفتی‌ های علمی قرآن، ص 278.


- نظرات (0)

والدین؛ لطفا رعایت کنید!!

یکی از عوامل مهم در تربیت فرزندان رفتارهای اطرافیان و خصوصا والدین در محیط خانه است. والدین به عنوان الگوهای رفتاری فرزندان هستند و هر اقدامی از جانب آنها اثرات مثبت یا منفی مختلفی را در تربیت و آینده ی کودک آنها ایفا می کند؛ زیرا آنچه از اخلاق و رفتار که کودک در این دوره می بیند در وجود آنها نهادینه می شود و در آینده رفتار و اعمال او را سامان می دهد؛ "از کوزه همان برون تراود که در اوست."

قرآن این نکته را در ضمن آیه ای نورانی بیان می فرماید: «كُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ [اسراء/84] هر كس بر حسب ساختار [روانى و بدنى‌] خود عمل مى ‌كند.»
از این رو خدای متعال در قرآن کریم و پیامبر گرامی اسلامی و ائمه اطهار(صلوات الله علیهم اجمعین) در کلمات نورانی خویش در راستای تربیت صحیح مسلمانان به این موضوع مهم عنایت خاصی داشته اند و آداب و رفتارهای خاصی را برای مرد و زن در محیط خانه و در تعامل با یکدیگر بیان کرده اند که عمل به آنها می تواند ضامن سلامت روحی و روانی فرزندان شود.
« رعایت حریم عفت و حیاء» در محیط خانه توسط والدین یکی از این آداب مهم اسلامی است که هم در قرآن مورد توجه قرار گرفته و هم در روایات و احادیث اسلامی توجه خاصی به آن شده است.


بر خلاف دیدگاه برخی از افراد ساده اندیش که فکر می کنند، کودکان نسبت مسائلی که مربوط به عفت والدین در محیط خانه می شود حساسیت ندارند و از آنها سر در نمی آورند به تجربه ثابت شده است که کودکان در این مسائل فوق العاده حساسیت دارند و گاه می شود که سهل انگاری پدران و مادران و برخورد کودکان و فرزندان با منظره هایی که نمی بایست ببینند، سرچشمه ی انحرافات اخلاقی و گاه بیماری های روانی شده است.
خدای متعال در سوره نور در ضمن آیه 58 این سوره برای حفظ عفت در محیط خانه و جلوگیری از انحراف جنسی فرزندان به چند اصل مهم اشاره فرموده است:
آن حضرت فرمود: «کودکی که والدین خود را در حالت خاصی در حریم خصوصی ببیند در آینده زناکار خواهد شد.»
الف. اجازه ورود گرفتن فرزندان

حریم خصوصی پدر و مادر در خانه از جمله جاهایی است که فرزندان برای ورود به آن در مواقع خاصی باید اجازه بگیرند.
والدین به عنوان دو زوج در زمان های خاصی نیاز به خلوت داشته و وارد حریم خصوصی خویش می شوند.
قرآن این زمان های خاص را به این ترتیب نام می برد: «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، قطعاً باید غلام و كنیزهاى شما و كسانى از شما كه به [سنِ‌] بلوغ نرسیده‌اند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند: پیش از نماز بامداد، و نیمروز كه جامه‌هاى خود را بیرون مى‌آورید، و پس از نماز شامگاهان» [58/ نور]
والدین به عنوان مخاطبان اصلی این آیه می بایست فرزندان خود را امر کنند تا در این مواقع سه گانه هنگام ورود اجازه گرفته و سپس وارد شوند: قبل از نماز صبح، هنگام ظهر و پس از نماز مغرب و عشاء.
در روایات معصومین (علیهم السلام) نیز این نکته مورد توجه قرار گرفته و اشارات لطیفی به آن شده است، همانند روایتی که از وجود نازنین پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در این زمینه رسیده، آن حضرت فرمود: «کودکی که والدین خود را در حالت خاصی در حریم خصوصی ببیند در آینده زناکار خواهد شد.»[2]





ب. رعایت پوشش والدین

از آیه 58 سور نور استفاده می شود که والدین تنها در زمان های سه گانه ی فوق که در حریم خصوصی خویش هستند می توانند پوشش های مناسب با آن را بپوشند ولی در زمان های دیگر که رفت و آمد سایر اهل خانه و من جمله فرزندان مجاز اعلام شده، نمی توانند از لباس ها و پوشش هایی که مناسب با زمان خواب و خلوت آنهاست استفاده کنند.
لذا در بخش دیگری از این آیه رفت و آمد سایر اعضای خانواده بدون اجازه بلامانع اعلام شده و اجازه داده شده تا فرزندان با مهربانی بر گرد پدر و مادر باشند و این خود کاشف از آن است که والدین باید در این زمان ها لباس ها و رفتارهایی متناسب با محیط عمومی خانواده داشته باشند: [این،] سه هنگام برهنگى شماست، نه بر شما و نه بر آنان گناهى نیست كه غیر از این [سه هنگام‌] گرد یكدیگر بچرخید [و با هم معاشرت نمایید]» نور/58]




ج. خودداری از بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان نامحرم پس از سن معین

علی رغم این که در اسلام به محبت کردن، نوازش کردن و بوسیدن بچه ها سفارش شده ، اما این رفتار، پس از سن معین، از سوی افراد نامحرم منع می شود . با این که در هیچ روایتی ندیده ایم که دختر بچه ها پیش از سن بلوغ، به حجاب و پوشش مخصوص وادار شده باشند، یا روایتی که حضور دختر بچه ها را در برابر مردان یا پسران، منع کرده باشد، اما روابطی مثل بوسیدن و در آغوش گرفتن آنها از سوی نامحرمان منع شده است.

امیرالمومنین علیه السلام مى فرماید :
هنگامى كه دختر به شش سالگى رسید، جایز نیست كه او را مرد نامحرمى ببوسد و یا او را فشار دهد. [تهذیب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۶۱ ؛ وسائل الشیعة ، ج ۲۰ ، ص ۲۳۱]

همچنین از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده كه فرمود :
وقتى دختربچّه اى به شش سالگى رسید، جایز نیست كه پسربچه ، او را ببوسد و هنگامى كه پسر از سن هفت سالگى گذشت، جایز نیست كه زن [ نامحرم ] و را ببوسد. [كتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳، ص ۴۳۷ ؛ وسائل الشیعة، ج ۲۰، ص ۳۳۰]
امیرالمومنین علیه السلام مى فرماید :
هنگامى كه دختر به شش سالگى رسید، جایز نیست كه او را مرد نامحرمى ببوسد و یا او را فشار دهد.


د. جدا کردن بستر و اتاق خواب فرزندان

در حدیثى امام على علیه السلام مى فرماید :
رخت خواب بچّه هاى شش ساله باید از هم جدا باشد. [كتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۴۳۶ ؛ وسائل الشیعة ، ج ۲۰ ، ص ۲۳۱]

با هم خوابیدن، ممكن است باعث تماس بدنى آنها با یكدیگر و شاید تحریك حس كنجكاوى آنها شود، لذا طبق اصل لزوم علاج واقعه ، قبل از وقوع، پیش از آگاه شدن كودكان به لذّت هاى جنسى، باید رخت خواب آنها جدا گردد.

لازم به توجّه است كه لزوم جداسازى بستر خواب كودكان، به جداسازى بستر آنها از یكدیگر اختصاص ندارد؛ بلكه باید بستر خواب آنها از زنان و مردان و حتى از بستر پدر یا مادر نیز جدا باشد.

رخت خواب پسران نوجوان ده ساله، از بستر زنان باید جدا باشد. [الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۷ ، ح ۶ ؛ وسائل الشیعة ، ج ۲۱ ، ص ۴۶۱]

امام علیه السلام در حدیث دیگرى نیز از خوابیدن دختر با پدر یا مرد با مادرش و یا دو زن یا دو مرد در یك رخت خواب، نهى كرده ، مى فرماید :
دو مرد ، در زیر یك پتو نباید بخوابند ، مگر آن كه ضرورت باشد و در آن جا جز یك لحاف ، بیشتر نباشد . دو زن نیز نباید در زیر یك پتو بخوابند. همچنین دختر مرد نباید با او یا مادرش در زیر یك لحاف بخوابند. [وسائل الشیعة ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۴۹]


نتیجه

هر گونه رفتاری که در محیط عمومی خانواده سبب تحریک فرزندان نابالغ و حتی بالغ شود و انحراف جنسی آنها و بیماری های روانی متعددی را در آینده برای آنها رقم بزند ممنوع است و پدران و مادران باید این موضوع را با حساسیت زیادی در محیط خانه پیگیری کرده و مراعات نمایند.

منابع :


کتاب تربیت جنسی از منظر قرآن و حدیث، نوشته دکتر علی نقی فقیهی


پاورقی
1-مفردات راغب، ماده شکل
2-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص295


- نظرات (0)

آژیر نه گفتن را فعال کنید

انسان مجبور نیست
انتخاب و اختیار هدیه الهی به اشرف مخلوقات است. انسان برای هر کاری حق انتخاب دارد. درس، کار، ازدواج، سبک زندگی، نوع خوراک و پوشاک و مسکن... و این انتخاب و توانایی بله و نه گفتن صحیح به هر پیشنهادی، سعادت و خوشبختی یا شقاوت و بدبختی او را رقم می ‌زند.

او هیچ گاه مجبور نیست زیرا اگر مجبور باشد به این معناست که قدرت اختیار از او سلب می ‌شود. وقتی روح انسان قدرتمند است توانایی نه گفتن را دارد ولی وقتی ضعیف و ناتوان می ‌گردد عوامل محیطی بر او تأثیر می ‌گذارد و خود را مجبور می ‌بیند.



مضرات ناتوانی در نه گفتن
گاهی اوقات بله گفتن هیچ خطری ندارد اما عمق فاجعه آنجا روشن می ‌شود که دیگر نتوانیم جبران کنیم. گاهی اوقات بله گفتن هیچ خطری ندارد اما زمانی با یک بله گفتن خسارت بسیار زیادی به عمر، سرمایه جوانی، مال و ثروت و ناموس و... وارد می ‌شود و عمق فاجعه آنجا روشن می ‌شود که دیگر نتوانیم جبران کنیم.

پس باید یاد بگیریم کجا و کی نه بگوئیم. خداوند در سوره کافرون به پیامبر صلی الله و علیه وآله خط قرمز ها را بیان می ‌فرماید که هر جا که سلامتی دین و آخرتمان به خطر افتاد قاطعانه نه بگوید.
اگر کسی پیشنهاد همکاری نادرستی را به شما داد، یا دوستی از سر رفاقت نادرست سیگاری گوشه لبتان گذاشت، یا بساطی پهن بود و تعارف دودی شد، خط قرمز قرآن آژیر می ‌کشد و هشدار می‌ دهد که نه بگو.


قدرتمند می‌شوید
مطمئناً با نه گفتن اعتماد به نفستان بالا می‌ رود و احساس قدرتمند شدن می‌ کنید زیرا آنان که به هر پاسخی جواب مثبت می ‌دهند اصولاً از خودشان ناامید و مأیوس هستند و از دست دیگران عصبانی می‌ شوند.
اگرچه باورها و رفتار نادرست قدیمی به دلیل استفاده طولانی ‌مدت در وجود انسان نهادینه شده‌اند اما با تمرین بسیار می ‌شود باورهای جدید را جایگزین باورهای مخرب قدیمی کرد.

بهانه ‌های بی‌ قیمت
ما برای بله گفتن همیشه بهانه ‌های بی ‌قیمت و بی ‌ارزشی داریم که ارزش‌ های زیادی را فدای این پوچ ها می ‌کنیم.
این باورها که:
نه گفتن بسیار گستاخانه و بی ‌ادبانه است
خود خواهی ما را نشان می ‌دهد
دیگران ناراحت می ‌شوند
ممکن است دیگران مرا دوست نداشته باشند
من باید تلاش کنم رضایت دیگران به دست آورم.


طرز تفکرتان را عوض کنید
این باورها را به مرور زمان آموخته‌ ایم و از آنجا که باعث خسران ما شده‌اند باید تغییرشان دهیم و هر یک را با تفکر و اعتقادی سازنده جایگزین کنیم.
من حق انتخاب دارم و نه گفتن مرا قدرتمند می ‌سازند.
سلامتی دین و دنیای من ارزش نه گفتن به بسیاری از خطرات را دارد.
اگرچه باورها و رفتار نادرست قدیمی به دلیل استفاده طولانی ‌مدت در وجود انسان نهادینه شده‌ اند اما با تمرین بسیار می ‌شود باورهای جدید را جایگزین باورهای مخرب قدیمی کرد.



اصول نه گفتن
گاهی اوقات نه گفتن با رفتاری بد و تهاجمی و بدون در نظر گرفتن احساسات دیگران و بی ‌احترامی انجام می‌ شود و این نوعی رنجش را به همراه می ‌آورد پس اکنون که تصمیم گرفته‌ اید به یک سری خط قرمزهای قرآنی نه بگویید این اصول را رعایت کنید:
گاهی اوقات یک بار نه گفتن جواب نمی ‌دهد و ممکن است دیگران شما را تحت فشار قرار دهند. بنابراین باید بر نپذیرفتن خود مصرّ باشید.

1ـ صریح و صادقانه صحبت کنید اما بی ‌ادب نباشید تا بتوانید از پس این گفت و گو به خوبی برآیید.
2ـ رفتاری کاملاً محترمانه داشته باشید.
3ـ عذر خواهی نکنید، ماهرانه توضیح دهید که چرا در تعامل عمل حرام به خواسته فرد مقابل نه می ‌گویید؛ این حق شماست که اگر نمی‌ خواهید کاری را انجام دهید نه بگویید.
گاهی اوقات یک بار نه گفتن جواب نمی ‌دهد و ممکن است دیگران شما را تحت فشار قرار دهند. بنابراین باید بر نپذیرفتن خود مصرّ باشید.


از تمام بدن خود در مقابل نه گفتن مقابل حرام استفاده کنید

هیچ گاه با ملایمت و خنده و خوشرویی در مقابل عمل حرام و پیشنهاد حرام نمی ‌توانید دوام بیاورید. پس چهره ‌ای مصمم، قاطع، بسیار بهتر جواب می ‌دهد.
زیباترین مصداق عینی نه گفتن به وسوسه های شیطانی و خط قرمز قرآنی جوانان کهف هستند؛ آنان که تصمیم گرفتند به دعوت کافران جواب نه دهند و محیط آلوده شهر را ترک کنند، خداوند پاداش آنان را راه نجات و هدایت قرار داد؛ دل هایشان را محکم و عاقبتشان را بخیر کرد.
.. نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى
ما خبرشان را بر تو درست ‏حكایت مى‏ كنیم آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم. (13/کهف )

وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا

و دل هایشان را استوار گردانیدیم آنگاه كه [به قصد مخالفت با شرك] برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمان ها و زمین است جز او هرگز معبودى را نخواهیم خواند كه در این صورت قطعاً ناصواب گفته ‏ایم. ﴿14/کهف)




- نظرات (0)

چگونه به آرامش برسیم؟

یکی از چیزهایی که همه ی انسان ها در هر زمان و برهه ای به دنبال آن بوده و هستند، گوهر گران سنگ و حیات بخشی به نام "آرامش" است که هر کسی در هر شرایطی در پی آن است. آرامش، از خواسته های اساسی قلبی همه ما انسان ها از هر مرام و آیینی است.

امروزه به خاطر مشغله ها و تزاحمات زندگی حالت مقابل آرامش خاطر و اطمینان نفسانی، یعنی "نگرانی و اضطراب" دامنگیر زندگی خیلی از مردم شده است.

یادمان باشد که اضطراب و دغدغه خاطر، گاهی اوقات منفی نبوده و می تواند مثبت باشند.
تفاوت میان دو گونه اضطراب مثبت و منفی، این است که اضطراب از نوع اول، انگیزه روی آوردن به کار و تلاش است و این نگرانی، نیرو بخش و کار آمد می باشد، اما نوع دوم عامل اختلال در توانمندی های روحی، جسمی و باعث کاهش توانایی های فکری و جسمی است.

اضطراب از نوع اول، تنظیم کننده عوامل موفقیت آدمی است، ولی اضطراب از نوع دوم، بر هم زننده هماهنگی و نظم حاکم میان عوامل پیش برنده است.


آسایش یا آرامش؟

خیلی اوقات هم ما آدم ها آسایش را جایگزین آرامش در زندگی کرده ایم و این در حالی است که خداوند در آیه 21 سوره روم فرموده‌اند: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ: و از نشانه‏‌هاى او اینکه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدان‌ها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این [نعمت] براى مردمى که مى‌‏اندیشند قطعا نشانه ‏‌هایى است» لذا هدف از ازدواج، تشکیل خانواده قرآنی بوده است.

یادمان نرود که برای زندگی سالم هم به آسایش نیاز داریم و هم به آرامش که البته داشتن آرامش بر آسایش می تواند غلبه داشته باشد.
تفاوت میان دو گونه اضطراب مثبت و منفی، این است که اضطراب از نوع اول، انگیزه روی آوردن به کار و تلاش است و این نگرانی، نیرو بخش و کار آمد می باشد، اما نوع دوم عامل اختلال در توانمندی های روحی، جسمی و باعث کاهش توانایی های فکری و جسمی است.
راهکاری برای ایجاد آرامش

راهکار ایجاد آرامش، استفاده از قرآن و سبک زندگی اسلامی است.

به بیانی دیگر قرآن کریم، اوّلین قدم و اوّلین راهکار برای رسیدن به آرامش داشتن یک خانواده خوب و همسر می داند.

در فرهنگ قرآن، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، نیل به کمال انسانی و تقرب به ذات حقّ است. (افروز، غلامعلی، همسران برتر، ص 24) و این بدست نمی ‌آید مگر از طریق انتخاب درست و در دامن همسران برتر.

نه با ازدواج گریزی می‌ توان به آسایش و آرامش دست یافت و نه با ازدواج‌ های نابرابر و طلاق ‌های متعدد و متنوع. (حقوق نظام خانواده، اثر علی قائمی)

قرآن شریف می ‌فرماید: هوَ الّذی خَلقکم مِن نفسٍ واحدةٍ جَعَلَ مِنها زوجها لِیَسکُن اِلیها...(اعراف/189) یعنی «او خدایی است که (همه‌ و) شما را از یک فرد آفرید. و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنا او بیاساید.»



یاد خدا آرامش می دهد

قرآن شریف، ‌آرامش و آسایش را در گرو نام و یاد خداوند مهر گستر قرار داده است. می ‌فرماید: اَلا بذکرِ الله تَطمَئِنُّ القلوب(رعد/28) یعنی «آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل‌ ها آرامش می ‌یابد.»

این نکته بر سراسر زندگی سایه افکنده است. فرد، خانواده و جامعه در صورتی می‌ توانند به آرامش و آسایش دسترسی پیدا کنند که نام و یاد خدا بر آن حاکم باشد.

آرامش روان از بزرگترین موهبت ‌های الهی است. (افروز، غلامعلی، همسران برتر، همان) که فقط در سایه نام و یاد الهی باید آن را جستجو کرد.

اضطراب، استرس، عصبانیّت، لاابالی ‌گری، شهوت ‌پرستی، پایمال کردن حقوق انسان ‌ها و بسیاری از نباید های اخلاقی، چیزی نیست که با دارو درمان یابد.

تنها در پرتو ایمان، باید از آن ‌ها پیشگری و یا درمان کرد. قرآن شریف می ‌فرماید: «و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت) و تنگی خواهد داشت. و روز قیامت، او را نابینا محشور می ‌کنیم.» (طه/124)
ابلیس همواره می کوشد تا مومنان را افسرده خاطر و دچار اضطراب کند و از یاد خدا غافل نماید
عوامل اضطراب را دور بریزیم

ناامیدی، پدید آورنده غم و اضطراب است

امام علی (علیه السلام) می فرماید: آنگاه که ناامیدی بر دل غالب شود، تاسف، همراه نگرانی آدمی را از پا در می آورد.



وسوسه های شیطانی

ابلیس دشمن آدمی است و همواره با شیوه های مختلف، درصدد اذیت و آزار انسان هاست. یکی از جلوه های زیان رسانی ابلیس، ایجاد اضطراب در دل مومنان است.

خداوند متعال در قرآن کریم به این موضوع اشاره نموده است: ابلیس همواره می کوشد تا مومنان را افسرده خاطر و دچار اضطراب کند و از یاد خدا غافل نماید. (سوره مجادله، آیه 10)




- نظرات (0)

وقتی بر سر خدا معامله می کنند



وقتی نفوذ کلام را فهمیدند و احساس خطر می کردند، با كمال بی ‌اعتنایی و تحقیر برخورد می‌ كردند؛ می ‌آمدند سنگ می ‌زدند و تحقیر می ‌كردند. وقتی دیدند با این کارها نمی شود کاری پیش برد، اول آمدند سر دنیا با حضرت معامله كنند.

احساس كردندمثل خودشان می ‌شود حضرت و دین را خرید. به واسطه‌ ی ابوطالب نرخی پیشنهاد كردند. (ابوطالب از یاران صمیمی نبی اكرم صلی الله و علیه وآله) است و از عمده‌ ترین مقامات این فرد كه پدر وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام هستند این است كه تقیه ‌ای كه می‌ كرد به خاطر تقیه ‌اش تا آخر، ایمانش را اظهار نكرد.

با كمال بی ‌انصافی خیلی ‌ها حضرت را مشرك می ‌دانند، در حالی كه جزء سران موحدین است. ایشان دو حامی بزرگ داشتند یكی ابو طالب و یكی حمزه سید الشهداء كه در دوران غربتشان در مكه این دو بزرگوار در مقابل سران قریش حامی بودند.) (به نقل حجت الاسلام میرباقری)
به حضرت عرض كردند: بیا قرارداد ببندیم. شما یك سال خدای ما را بپرست، ما هم یك سال خدای شما را می ‌پرستیم

ارتباط آنها از طریق حضرت ابوطالب بود، پیشنهاد دادند كه به برادر زاده‌ تان بگویید: قیمتش چقدر است؟ بهترین زنان قریش را برای شما فراهم می ‌كنیم. هر چه از مال ‌التجاره بخواهید به شما می ‌دهیم. ریاست قبیله را به شما می‌ دهیم.

حضرت جواب خود را در یك كلمه خلاصه كرد: اینها چیزی نیست! اگر خورشید را كف یك دست من، و ماه را در دست دیگر من بگذارید، قصه تغییر نمی‌ كند. متوجه شدند كه این آدم را نمی ‌شود این طور خرید، در نتیجه روششان عوض شد. شرایط هم بدین صورت بود که حضرت در موضع حكومت و در مدینه هم نیستند كه حكومت مدینه و قدرت حاصل شده باشد اما نفوذ معنوی دعوت حضرت به حدی بود كه آنها با حضرت پای معامله آمدند.

به حضرت عرض كردند: بیا قرارداد ببندیم. شما یك سال خدای ما را بپرست، ما هم یك سال خدای شما را می ‌پرستیم.

تعبیری قرآن دارد كه آیت الله جوادی فرمودند: قرآن می ‌فرماید: «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْر» (توبه/12) با پیشوایان كفر مقاتله كنید و بجنگید. چرا؟ «إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ» نه چون اینها ایمان ندارند، با آنها بجنگید. چون اینها هیچ عهدی را نمی ‌فهمند و هیچ تعهدی سرشان نمی ‌شود. فقط زبان قدرت را می ‌فهمند. باید از شما قدرت ببینند تا با شما كنار بیایند.

دوران امروز را هم اگر بخواهیم بررسی قرآنی داشته باشیم خیلی زیبا می توانیم ببینیم که در این دوران هم استکبار قدرت و اراده و ایستادگی ایران را که دید، دید نمی تواند او این گونه از پای در بیاورد در نتیجه مجبور شدند که در موضوع هسته ای با او کنار بیایند ...

مشرکین به حضرت عرض كردند، یكسال شما بپرست، سال بعد هم ما می‌ پرستیم. باز دوباره سال سوم شما، سال چهارم ما.

حضرت قبول نكردند.

از موضع خود کوتاه آمدند، گفتند: اصلاً نمی ‌خواهد خدای ما را بپرستی. بیا یك بار بت ‌های ما را لمس كن. همین كه بت ‌های ما را لمس كنی و به رسمیت بشناسی، ما هم خدای تو را به رسمیت می ‌شناسیم.
رسالت من وسیله ای برای رزق و روزی و مجد و بزرگی برای خانواده ام نیست. رسالت من حقیقت من است و من در راه آن ناچیزم و جزئی از آن هستم. رسالت من با رسالت شما اشتراکی ندارد، چرا که معبود من و معبود شما تفاوت دارند

نفوذ حضرت را كه می ‌دیدند، قدم قدم كوتاه آمدند و این سوره نازل شد.

پیامبر صلی الله و علیه وآله فرمودند: «قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» (كافرون/1 و 2) من آنچه شما می ‌پرستید، و بعداً می ‌پرستید، نمی‌پرستم.

«وَ لَا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ» شما هم خدای مرا نخواهید پرستید.

این یك كار سیاسی است كه شما انجام می‌ دهید. اصلاً شما خدای مرا نخواهید پرستید.

بعضی از مفسرین فرمودند: كه سران قریش هیچ وقت با پیغمبر صلی الله و علیه وآله همراه نشدند.

فرمودند: شما دست از بت‌ پرستی ‌تان بر نمی ‌دارید. شما در مقابل خدای متعال سجده نمی ‌كنید. من هم در مقابل غیر خدای متعال سجده نمی ‌كنم. شما خداپرست نیستید، شما اهل توحید نیستید.

مشی من و شما دو تا است. رسالت من وسیله ای برای رزق و روزی و مجد و بزرگی برای خانواده ام نیست. رسالت من حقیقت من است و من در راه آن ناچیزم و جزئی از آن هستم. رسالت من با رسالت شما اشتراکی ندارد، چرا که معبود من و معبود شما تفاوت دارند. (تفسیر امام موسی صدر)

هر چند که پیامبر با آنان در این باره بحث و گفت و گو می کرد، چرا که خداوند وی را به « ... جادلهُم بالَتی هیَ اَحسَن» امر می کند، اما حرف آنها را نمی پذیرد.

آنها در پرستش تلوّن داشتند؛ هر روز یك بتی انتخاب می کردند؛ یك روز چوب است، یك روز سنگ است.

دستگاه استكبار اینطور است. با نسخه ای که از این سوره می گیریم باید دنیای کفر را از خود مأیوس کنیم: «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ» من هرگز بت پرستی را قبول نخواهم کرد؛ خیالتان راحت باشد فکر نکنید یک شام بدهید، یک کادو برای او ببریم واسطه بگذاریم، شما از ما مأیوس باشید ما بت پرست نمی‌شویم. (به نقل از تفسیر نور)

حضرت می‌فرماید: بت ‌ها و نیرنگ های شما متلوّن است. من یك خدا دارم، نه شما خدای مرا می ‌پرستید، نه من خدای متلوّن شما را می ‌پرستم.

در آخر هم می‌گوید: «لَكمُ‏ دِینُكُمْ وَ لىِ‏ دِینِ» (كافرون/6) من دین خودم را دارم و شما دین خودتان را دارید. در این سوره یك مرز بندی قاطع می ‌شود.

جای كوتاه آمدن و مداهنه و معامله نیست. باید مرزها كاملاً روشن شود، سر معبود و دین نمی ‌شود معامله كرد. نه معبود را می ‌شود عوض كرد و نه دین را. این دو را نمی ‌شود معامله كرد. این صف بندی قاطع بعد از یك تبیین است، بعد از این است كه آنها كافر می ‌شوند. كسی كه اعتقادات حق را قبول نكرد، كافر نیست. آن كسی كه می ‌فهمد حجت بر او تمام می‌شود، تبیین شده، بعد از تبیین جهود می‌كند «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ» چرا؟ «ظُلْماً وَ عُلُوًّا» (نمل/14) چون برتری جویی دارد. چون تعدی می ‌كند و ظالم است، نمی ‌پذیرد. پس اول تبیین است، انبیاء تا تبیین نكنند، صف بندی نمی‌ كنند. ولی وقتی تبیین شد كه این خدای من است و این خدای شماست.

خدای متعال در آیت الكرسی وقتی توحید را تبیین می ‌كند، ذیل آن می ‌فرماید: «لا إِكْراهَ فِی الدِّین‏ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‏» (بقره/256) این خدایی است كه نبی اكرم صلی الله و علیه وآله به آن دعوت می ‌كند. بعد از تبیین رشد و غی صف بندی است. دیگر نمی ‌شود سر این خدا و این دین معامله كرد.


منابع:

تفسیرهای ماه رمضان امام موسی صدر

سمت خدا، بیانات حجت الاسلام میرباقری پیرامون سوره کافرون


- نظرات (0)