سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

همسر خوب می خواهی، بسم الله

استغفار

در حدیثی آمده است که «من اکثر الاستغفار»، کسی که زیاد استغفار کند، 4 چیز به دست می‌آورد: «جعل الله له من کل همٍ و غمٍ فرجا» اگر غم و غصه دارد، غم و غصه ‌اش بیرون می ‌آید.

آدم گاهی اوقات بی‌ خودی غم و غصه‌اش می‌شود، در آن لحظه تسبیح را بردارید ، استغفار کنید. قطعاً حالتان خوب می شود.


نقش استغفار در دور شدن بلا از انسان

دوم: «من کل خوفٍ امنا» گاهی اخبار ناخوشایند را می‌دهند. اگر استغفار کنی، هیچ خبری نمی‌شود، یه نفر دشمن داری، تهدید کرده که امشب ترورت می‌کنم، استغفار کنی، او را یکی دیگر ترور می‌کند و راحت می‌شوی، اگر استغفار کرده‌ای از کسی نترس و فقط از خدا بترس.

سوم: «من کل ضیقٍ مخرجا» صاحبخانه‌ تو را جواب کرده؟ سفته ‌هایت عقب افتاده؟ گرفتاری؟ اگر استغفار کنی همه اینها درست می ‌شود.

مهمترین عامل نجات از مشكلات و سختى ها و بهترین سبب زدودن غم و اندوه  در كلمات نورانى پیامبر و اهل بیت پاكش (علیهم السلام) استغفار و عذرخواهى از خداى مهربان، معرفى شده است.

رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در سخن زیبایى مى فرمایند:

هر كس غم و غصه اش زیاد است، باید زیاد استغفار كند. (كافى، ج 5، ص 316)

و نیز در عبارت دیگرى میدان تأثیر استغفار را گسترده تر معرفى كرده و فرموده اند:

بر تو باد به استغفار و عذر خواهى از خداوند كه استغفار نجات دهنده (انسان از مشكلات و سختى ها) است. (همان)

امام هادى (علیه السلام)، براى رهایى از مشكلات وناروایى ها، به استغفار به عنوان دعایى خاصّ كه مورد تأكید پدران گرامیشان (علیهم السلام) نیز بوده است، سفارش مى كنند. (بحار الانوار، ج 90)

زیاد استغفار كن و زبانت را به تلاوت سوره «اِنا اَنْزلناهُ » تر و تازه گردان (سوره قدر را مرتّب تلاوت كن)

رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در كلام دلنشینى، براى نجات از غم و اندوه و تنگناهاى زندگى، به زیاد گفتن استغفار سفارش كرده اند:

هر كس زیاد استغفار كند خداوند، نسبت به هر غصّه و اندوهى گشایشى برایش قرار دهد و از هر تنگنایى راه خروجى پیش پایش گذارد ، و از جایى كه گمان ندارد او را روزى دهد. (همان)

 

*حل مشکل ازدواج با ذکر استغفار!

اگر در گرفتاری هستید، اگر مشکل ازدواج دارید، اگر منزل می‌خواهید،‌ استغفار کنید، خدا گره از کارهاتان باز می‌ کند، اما باید شرایط استغفار را هم مراعات کرد.

چهارم اینکه «و رزقه من حیث لا یحتسب» از جایی که گمان نداری استغفار کنی، می‌ آید، همسفر خوب پیدا می‌ کنی. (وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَیُوْتِ كُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ كَبِیرٍ) (سوره هود، آیه 3)

و اینكه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه كنید، [تا اینكه‏] شما را با بهره‏مندى نیكویى تا زمانى معیّن بهره‏مند سازد، و به هر شایسته نعمتى از كَرَم خود عطا كند، و اگر رویگردان شوید من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناكم.

(اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكُم مِّدْرَارًا * وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا) (سوره نوح، آیه 10 ـ 12)

از پروردگارتان آمرزش بخواهید كه او همواره آمرزنده است.

[تا] بر شما از آسمان بارانِ پى در پى فرستد.

و شما را به اموال و پسران، یارى كند، و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد.

امام رضا (علیه السلام) حدیث زیبایى را از پدران خویش، از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت مى كنند كه فرمودند:

كسى كه روزیش به كندى به دست مى آید، باید استغفار كند و از خدا آمرزش طلبد. (بحارالأنوار، ج 90، ص 277)

روزی

امیرالمومنین (علیه السلام) نیز، در سخن پربارى استغفار را سبب افزایش روزى شمرده، مى فرمایند:

استغفار و طلب آمرزش از خداوند روزى انسان را زیاد مى كند. (همان، ج 90، ص 277)

امیرالمومنین (علیه السلام)، براى دست یافتن به روزى بیشتر و افزایش مال و ثروت، استغفار خاصّى را با مضامین عالى، به مرد عربى ـ كه سخت گرفتار بود ـ آموختند. بعد از یك سال كه آن را هر شب قبل از خواب تلاوت كرده بود، خدمت مولا آمد و عرض كرد:

یا امیرالمومنین! خداوند نعمتش را بر من تمام كرد و آن قدر به من مال و ثروت عطا فرمود كه از زیادیش، نگهدارى آن اموال برایم سخت شده است و جایى براى محافظت گوسفندان و شتران فراوانى كه خداوند روزیم كرده است ندارم. (صحیفة العلویة الجامعة، ص 659)

 

رزق همه‌اش پول نیست

در احادیث که آمده اگر این کار را بکنی رزقت زیاد می‌شود، رزق معنوی رزق است، رفیق خوب رزق است، همسفر خوب هم رزق است، هر وقت می‌خواهید مسافرت بروید، چند بار استغفار کنید تا یک همسفر خوب داشته باشید.

در سایه استغفار، انسان از غم و غصه رهایی پیدا می‌کند و بلا از او دور می‌شود. ازدواج با استغفار رابطه دارد ، هرچه استغفار بیشتر، همسر مناسب تر خواهی داشت.

 

استغفار کن، بچه دار می شوی!

در روایتی امام باقر (علیه السلام) دستور استغفار براى فرزند دار شدن را به این گونه بیان مى كنند.

سلیمان بن جعفر گوید: مردى خدمت امام باقر (علیه السلام) آمد و از كمى فرزند به محضر آن حضرت گلایه كرد و گفت از كنیزان و زن هاى آزاد، فرزند مى خواهد ولى با این كه شصت سال از عمرش مى گذرد هنوز روزیش نشده است. امام (علیه السلام) فرمودند:

مهمترین عامل نجات از مشكلات و سختى ها و بهترین سبب زدودن غم و اندوه در كلمات نورانى پیامبر و اهل بیت پاكش (علیهم السلام)استغفار و عذرخواهى از خداى مهربان، معرفى شده است

مدت سه روز بعد از نماز عشا و نماز صبح، هفتاد مرتبه بگو: « سبحان الله » و هفتاد مرتبه استغفار كن و در انتهاى ختم استغفار ، فرمایش خداوند در قرآن را بخوان كه فرموده است:

(اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا، یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكُم مِّدْرَارًا، وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا) (سوره نوح، آیه 10 ـ 12)

سپس در شب سوم با همسرت همبستر شو. البتّه كه با اجازه خداوند، فرزندى پسر، سالم و كامل روزیت مى گردد.

سلیمان گوید: آن مرد به دستور امام (علیه السلام) عمل كرد و هنوز سال بر او نگذشته بود، فرزندى روزیش شد كه نور چشم او گشت. (بحارالأنوار، ج 101، ص 84)

 

بدهی داری؟ این ذکر و بگو

در كلمات نورانى اهل بیت (علیهم السلام) براى رهایى از این مشكل و سهولت در پرداخت بدهى راه هایى ارائه شده است.

یكى از مهمترین آن ها، زیاد استغفار نمودن و عذرخواهى كردن از خدا در ساعات شب و روز است.

اسماعیل بن سهیل گوید: براى امام باقر (علیه السلام) نامه اى نوشتم، (مشكل خود را عنوان كردم ) كه گرفتار قرض سنگینى شده ام (به گونه اى كه فكرم را مشغول كرده و آبرویم را به خطر انداخته است.)

حضرت در جواب نامه ام نوشتند:

أَكْثِرْ مِنَ الإِسْتِغْفارِ وَ رَطِّبْ لِسانكَ بِقَراءَةِ « إِنّا أَنْزَلْناهُ » (كافى، ج 5، ص 316، ح 51)

زیاد استغفار كن و زبانت را به تلاوت سوره « اِنا اَنْزلناهُ » تر و تازه گردان ( سوره قدر را مرتّب تلاوت كن)



- نظرات (0)

محبت واقعى این است

اهل بیت

رفتار و گفتار و كردار پیامبر حجّت است، زیرا اطاعت از پیامبر در كنار اطاعت خداست و البته اطاعت و پیروى از پیامبر، موجب دریافت عفو الهى است و سرپیچى از فرمان پیامبر، برابر با كفر است.

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (آل عمران ـ 31)

بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى كنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است.»

قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْكَافِرِینَ (آل عمران ـ 32)

بگو: «خدا و پیامبر [او] را اطاعت كنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد.

 

معناى واژه‏ها

[تحبون‏]: محبت به معنى اراده و خواستن است كه گاه به مراد نسبت داده مى‏شود و گاه به معنى متعلق به مراد كه گاهى مى‏گویى «زید را دوست مى‏ دارم» و گاهى دیگر مى‏گویى «اكرام زید را دوست مى‏دارد». و محبت بنده نسبت به خدا به معنى خواستن طاعت است. (تفسیر هدایت، ج 1)

 

شأن نزول آیات:

درباره آیات فوق دو شأن نزول در تفسیر "مجمع البیان" و "المنار"، آمده است: نخست این كه جمعى در حضور پیغمبر صلی الله علیه و آله ادعاى محبت پروردگار كردند، در حالى كه "عمل" به برنامه ‏هاى الهى در آنها كمتر دیده مى‏شد، آیات فوق نازل گردید و به آنها پاسخ گفت.

دیگر این كه جمعى از مسیحیان "نجران" در مدینه به حضور پیامبر صلی الله و علیه وآله آمدند و ضمن سخنان خود، اظهار داشتند كه ما اگر مسیح علیه السلام را فوق العاده احترام مى‏گذاریم، به خاطر محبتى است كه به خدا داریم، آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.

 

محبت واقعى این است!

همانگونه كه در شأن نزول خواندیم گروهى بودند كه دم از دوستى پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله یا سایر انبیاء مى‏زدند، آیات فوق، مفهوم دوستى واقعى را تبیین مى‏كند و فرق آن را با محبت كاذب و دروغین روشن مى‏سازد.

از جمله" أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ" استفاده مى‏شود كه اطاعت خدا و پیامبر صلی الله و علیه وآله از هم جدا نیستند، به همین دلیل در آیه قبل تنها سخن از پیروى و اطاعت پیامبر صلی الله و علیه وآله بود و در اینجا سخن از هر دو است

آیه 31، یعنى محبت تنها یك علاقه قلبى ضعیف و خالى از هر گونه اثر نیست بلكه باید آثار آن، در عمل انسان منعكس باشد، كسى كه مدعى عشق و علاقه به پروردگار است، نخستین نشانه‏اش این است كه از پیامبر و فرستاده او پیروى كند.

از این آیه ضمناً روشن مى‏شود كه محبت یك طرفه نمى‏تواند وجود داشته باشد، زیرا هر محبتى دارنده آن را دعوت مى‏كند كه عملاً در راه خواسته‏هاى واقعى محبوب گام بردارد و در چنین حالى به طور قطع، "محبوب" نیز به او علاقه پیدا مى‏كند.

ممكن است در اینجا سوال شود كه اگر شخص "محب"، همواره اطاعت فرمان محبوب كند، دیگر گناهى براى او باقى نمى ‏ماند كه بخشوده شود، پس جمله "یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ" موضوعیت نخواهد داشت.

در پاسخ باید گفت: اولاً ممكن است این جمله اشاره به بخشش گناهان سابق باشد و ثانیاً شخص محب استمرار بر معصیت محبوب نمى‏كند، ولى ممكن است بر اثر طغیان و غلبه شهوات، گاهى لغزشى از او سرزند كه در پرتو اطاعت هاى مستمر او بخشوده خواهد شد.

خدا
نكته: دین و محبت‏

شخصى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: جانم فدایت، ما فرزندان خود را به نام‏هاى شما و پدرانتان مى‏نامیم، آیا براى ما مفید است؟ حضرت فرمودند: مگر دین غیر از محبّت است، خداوند فرموده: «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی» (تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 167)

منظور از این روایت این است كه روح و حقیقت دین همان ایمان و عشق به خدا است. ایمان و عشقى كه شعاع آن، تمام وجود انسان را روشن مى‏كند و همه اعضاء و دستگاه هاى تن، تحت تأثیر آن قرار مى‏گیرند و اثر بارز و روشن آن پیروى از فرمان خدا است.

در آیه 32، بحثى را كه در آیه قبل آمده بود تعقیب كرده، مى‏فرماید: "بگو: اطاعت كنید خدا و فرستاده او را" (قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ)

بنابراین چون شما مدعى محبت او هستید، باید با اطاعت از فرمان او و پیامبرش این محبت را عملاً اثبات كنید.

سپس مى‏افزاید: "اگر آنها سرپیچى كنند، خداوند كافران را دوست ندارد." (فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْكَافِرِینَ)

سرپیچى آنها نشان مى‏دهد كه محبت خدا را ندارند، بنابراین خدا هم آنها را دوست ندارد، زیرا محبت یك طرفه بى معنى است.

ضمناً از جمله" أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ" استفاده مى‏شود كه اطاعت خدا و پیامبر صلی الله و علیه وآله از هم جدا نیستند، به همین دلیل در آیه قبل تنها سخن از پیروى و اطاعت پیامبر صلی الله و علیه وآله بود و در اینجا سخن از هر دو است.

صاحب تفسیر نور در این قسمت عقیده دارد که : پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله علاوه بر آیات الهى، دستوراتى حكومتى داشت. دستوراتى كه به تناسب زمان و مكان و افراد و شرایط تغییر مى‏كرد. البتّه آنها نیز در پرتو وحى الهى بود، ولى در قرآن مطرح نگردیده بود و معناى اطاعت از رسول در كنار اطاعتِ خداوند، عمل به همان دستورات نبوى است.

 

پیام‏هایی از آیه31:

1ـ هر ادّعایى با عمل ثابت مى‏شود. «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی»

2ـ لازمه‏ى ایمان به خدا، پیروى از اولیاى خداست. «فَاتَّبِعُونِی» (آرى، اسلام منهاى روحانیّت واقعى، محكوم است.)

3ـ هر كس در عمل سست است، در حقیقت پایه‏ى محبّت او سست است. «تُحِبُّونَ»، «فَاتَّبِعُونِی»

4ـ در راه اصلاح جامعه، از عواطف كمك بگیریم. «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ»

5ـ عمل، سخن و سكوت رسول خدا، حجّت و قابل پیروى است. «فَاتَّبِعُونِی»

شخصى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: جانم فدایت، ما فرزندان خود را به نام‏هاى شما و پدرانتان مى‏نامیم، آیا براى ما مفید است؟ حضرت فرمودند: مگر دین غیر از محبّت است، خداوند فرموده: «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی»

6ـ پیامبر معصوم است، زیرا فرمان پیروى عام و بى‏ چون و چرا براى غیر معصوم، حكیمانه نیست. «قُلْ»، «فَاتَّبِعُونِی»

7ـ اگر مى‏خواهید خداوند شما را دوست بدارد، باید از سنّت رسول اللَّه پیروى كنید. «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»

8ـ انسان مى‏تواند به جایى برسد كه رضاى او، رضاى خدا و پیروى از او، پیروى از خدا باشد. «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»

9ـ امتیاز دین الهى بر قوانین بشرى، وجود عنصر محبّت، الگوى عملى و صلاحیّتِ قانون‏گذار است. «تُحِبُّونَ»، «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»

10ـ بهترین پاداش‏ها، پاداشِ معنوى است. محبوبیّت نزد خدا و دریافت مغفرت، بهترین پاداش براى مومنان است. «یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»

11ـ نشانه‏ى دوستى، سرپوش گذاردن روى بدى‏ها و برخورد با عفو و رحمت است. «یُحْبِبْكُمُ»، «یَغْفِرْ لَكُمْ»

12ـ كارهاى نیك، مایه‏ى آمرزش گناهان است. «فَاتَّبِعُونِی»، «یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ»

13ـ اطاعت و پیروى از پیامبر، موجب دریافت عفو الهى است. «فَاتَّبِعُونِی»، «یَغْفِرْ لَكُمْ»

 

پیام‏هایی از آیه 32:

1ـ رفتار و گفتار و كردار پیامبر حجّت است، زیرا اطاعت از پیامبر در كنار اطاعت خداست. «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ»

2ـ محبوب شدن یا منفور شدن در نزد پروردگار، به دست خود ماست. «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْكافِرِینَ»

3ـ سرپیچى از فرمان پیامبر، برابر با كفر است. «فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْكافِرِینَ»


منابع:

تفسیر نور ج 2

تفسیر نمونه ج 2

تفسیر هدایت ج 1

تفسیر عیّاشى، ج 1

 




- نظرات (0)

مجموعه کلیپ صوتی بی نظیر «بی خواص»

امام خامنه ای

مجموعه «بی خواص»به شرح حال خواص صدر اسلام و علل انحراف آن ها با استفاده از بیانات ولی امر مسلمین جهان

حضرت امام خامنه ای(مد ظله العالی) می پردازد .این مجموعه کلیپ صوتی شامل 8 قسمت است .

حتما ببینید بسیار مهم است و تاثیرگذار منبع +

دریافت قسمت اول : طلحه بن عبید الله
دریافت قسمت دوم : زبیر بن عوام
دریافت قسمت سوم : سعد بن ابی وقاص
دریافت قسمت چهارم : عمر بن سعد
دریافت قسمت پنجم : ابو موسی اشعری
دریافت قسمت ششم : شبث بن ربعی
دریافت قسمت هفتم : شریح قاضی
دریافت قسمت هشتم(آخر) : سلیمان بن صرد خزائی


- نظرات (0)

گریه کننده بر امام حسین علیه السلام قطعاً بهشتی است؟!

گریه برای امام حسین، اشک ، عزاداری

گریه بر امام حسین علیه السلام شاه بیت اعمال است. دستگاه امام حسین علیه السلام نقطه اتصال خوبی برای وصل شدن به خداست.

در کتاب کامل الزیارات روایت آمده است که گریه برای امام حسین علیه السلام، اولیای دین مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها السلام را خوشحال می کند. شاد کردن دل ایشان مانند مرحمی است که بر دل ایشان گذاشته می شود.

بر این اساس می توان به اهمیت مجالس روضه اهل بیت علیهم السلام اذعان بیشتری داشت.

اصلاً چرا ما برای اباعبدالله علیه السلام اشک می ریزیم؟

1. چون سید الشهدا علیه السلام مظهر اعتقادات ماست، امامت جزء لاینفک دین ماست؛

2. چون امام حسین علیه السلام مظهر فضیلت است، ما بر فقدان این همه فضایل اشک می ریزیم؛

كسی كه عاشق امام حسین علیه السلام شده و بر مظلومیت او می گرید، نسبت به نماز بی اعتنا نیست و نسبت به نمازهایی كه قبل از آن از وی فوت شده نیز، احساس وظیفه می كند

سید بن طاوس می فرماید: اگر به ما فرمان عزاداری نمی دادند، عاشورا جشن داشت. بعد حفظ عاشورا جشن دارد اما بعد مصیبتی آن چنین نیست. اگر تیر به دست کسی بخورد شما متأثر می شوید. چگونه ممکن است جلوی چشم انسان بچه ای قطعه قطعه شود، آدم ساکت بنشیند و به حال او اشک نریزد. این گریه ها، گریه ضعف نیست، گریه بیچارگی نیست، این است که برای گریه بر امام حسین این قدر ثواب وارد شده است. (به نقل از حجة الاسلام فرحزادی)

بهشتی شدن بدون قید و شرط ممکن نیست

روایات ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام فراونند. اما در هیچ روایتی نیامده كه اگر كسی بر امام حسین علیه السلام گریه كند بدون شرط و قید و قطعاً بهشتی است تا با آیات و احادیث ذكر شده منافات داشته باشد، بلكه گریه بر امام حسین علیه السلام كه یك كار بسیار ارزشمند است، مانند دیگر اعمال صالح زمانی قبول در گاه خدا می باشد كه از فرد با تقوا سر بزند و گریه كننده را به بندگی و همرنگی با امام حسین علیه السلام سوق دهد.

قید تقوا و احسان و خلوص در آیات و روایات فراوان ذكر شده از جمله خداوند به عنوان یك قاعده كلی می فرماید:
إِنَّما یَتَقَبَّل اللَّه مِنَ الْمتَّقینَ (مائده(5) آیه27)
خدا، تنها از پرهیزگاران مى پذیرد.
این آیه تنها ملاك برای پذیرش اعمال را تقوا می شمارد.
روایات مطلق به این آیات و روایات كه قید در آنها ذكر شده، حمل می گردد مثلا در روایت آمده:
مَنْ ذَكَرَه فَبَكَى فَلَه الْجَنَّة (ابن قولویه، كامل الزیارات، ص211)
هر كس امام حسین را یاد كند و بر او بگرید، بهشت برای اوست.
معلوم است كه این روایت مطلق با اطلاقش مورد نظر نیست و آن قید همه گیر اینجا را هم فرا می گیرد.
این روایات همه برای این است كه ما در مجالس حسینی حاضر شویم تا شاید حسینی گردیم و عشق به امام حسین علیه السلام كه عشق به حق و خداست در ما شعله ور گردد و رذایل وجود ما را نابود كند و بسوزاند و طلای ناب وجودمان را خالص گرداند وگرنه صرف گریه بر امام حسین علیه السلام بدون معرفت و محبت و تأثیرگذاری فایده ای ندارد. همان كسانی كه امام حسین علیه السلام را كشتند، بر ایشان گریه هم كردند.
گریه بر امام حسین دری است كه اگر از آن وارد شدیم، ما را به سوی بندگی خدا سوق می دهد. این مقدمه ارزشمند است. اما برای كسی كه از این پله برای بالا رفتن استفاده كند نه كسی كه به خود این پله بچسبد و آن را مقصد بداند.
گریه كننده بر امام حسین علیه السلام كه گریه اش از صفا و عشق است، به همرنگی با امام اقدام می كند و از گناهان گذشته توبه كرده و به جبران حقوقی كه از بندگان ضایع كرده اقدام می كند و واجباتی كه از او فوت شده را قضا می كند و در آینده عزم بر خودداری از گناه می نماید و خداوند هم او را نصرت می كند و توبه اش را می پذیرد و حقوق خودش را كه نتوانسته قضا كند، می بخشد و حقوق بندگانش كه نتوانسته ادا كند، جبران می نماید تا بندگانش از او راضی شوند و لغزش هایی كه در آینده از او سر بزند، می بخشد زیرا انسان در معرض لغزش است.

روایات ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام فراونند. اما در هیچ روایتی نیامده كه اگر كسی بر امام حسین علیه السلام گریه كند بدون شرط و قید و قطعاً بهشتی است تا با آیات و احادیث ذكر شده منافات داشته باشد، بلكه گریه بر امام حسین علیه السلام كه یك كار بسیار ارزشمند است، مانند دیگر اعمال صالح زمانی قبول در گاه خدا می باشد كه از فرد با تقوا سر بزند و گریه كننده را به بندگی و همرنگی با امام حسین علیه السلام سوق دهد


كسی كه عاشق امام حسین علیه السلام شده و بر مظلومیت او می گرید، نسبت به نماز بی اعتنا نیست و نسبت به نمازهایی كه قبل از آن از وی فوت شده نیز، احساس وظیفه می كند.

عشق به امام حسین علیه السلام و گریه بر ایشان اولین قدم به سوی توبه از زشتی ها و همرنگی با خوبی هاست و همان توبه ای است كه اگر به كمال برسد، نه تنها گناهان را می پوشاند بلكه كیمیایی می شود كه گناهان را به خوبی تبدیل می كند:
إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأوْلئِكَ یبَدِّل اللَّه سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّه غَفوراً رَحیماً (فرقان آیه70) مگر آن كسان كه توبه كنند و ایمان آورند و كارهاى شایسته كنند. خدا گناهانشان را به نیكی ها بدل مى كند و خدا آمرزنده و مهربان است.
كسی كه عاشق امام حسین علیه السلام شد و حسینی گردید، در دنیا، برزخ و آخرت مورد نظر خداست و رحمت خاص خدا در همه این مراحل او را در بر می گیرد.

 هر كس با محبوبش محشور می شود

انس گوید مردی از بادیه نشینان به محضر رسول خدا صلی الله و علیه و آله رسید و پرسید: قیامت چه وقت است؟ حضرت از او پرسید: برای قیامت چه توشه ای آماده كرده ای؟
گفت: نماز و روزه و عمل قابل توجهی آماده نكرده ام جز این كه خدا و رسولش را دوست دارم.
حضرت فرمود: فرد با محبوبش محشور می شود. (شیخ صدوق، علل الشرائع، نجف، مكتبه الحیدریه، 1385ق، ج 1، ص 139 - 140)
بنابراین اگر كسی عاشقانه و عارفانه (چرا که عشق، لازمه اش شناخت و بعد هم اطاعت است) برای امام حسین (علیه السلام) اشك بریزد این اشك، او را همرنگ امام ساخته و همراه او محشور می گرداند.


- نظرات (0)

رمزی که انسان را با امام حسین(علیه السلام) محشور می کند

چرا سوره ی مبارکه ی فجر چنین پیوند محکمی با امام حسین علیه السلام دارد؟ تا جایی که انس با این سوره و مداومت بر تلاوتش، مقام عظیم و درجه بهشت را به ارمغان می آورد!

امام حسین

امام صادق (علیه السلام) فرمود: "هر كس در خواندن سوره فجر مداومت داشته باشد، با امام حسین علیه السلام در درجه َاش در بهشت خواهد بود" (تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، استرآبادى، على ، تصحیح حسین استاد ولى، قم، مؤسسة النشر الإسلامی ، 1409 ق )
اهل بیت عصمت علیهم السلام، راز این پیوند را در آیات پایانی سوره نشانی داده اند.
از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده اند که: «اقرءوا سورة الفجر فی فرائضكم و نوافلكم، فإنها سورة الحسین بن علی " "سوره ی فجر را در نمازهای واجب و مستحب تان بخوانید، زیرا این سوره، سوره حسین بن علی (علیهما السلام) است." یکی از حاضران (ابو اسامه) پس از بیان امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: چگونه این سوره، سوره امام حسین (علیه السلام) شده است؟

ماجرای کربلا هم مثل همه چیز دیگر، اراده ی خدا بود. و البته همه چیز حکایت از این دارد که بخشی از این اراده ی الهی این بود که امام حسین علیه السلام و همه ی اصحاب و همراهانش، با اراده و اختیار و تلاش خودشان، کربلایی شدند و با تمام وجود، از قضا و اراده ی الهی راضی بودند.

حضرت فرمود: مگر این بخش از آیه و كلام خداوند را نشنیده َاید كه می فرماید: "یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی إلى ربك راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی " این آیه درباره حسین بن علی علیهماالسّلام است؛ چرا که آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد (صلی الله و علیه و آله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آن ها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد (صلی الله و علیه و آله) می باشد." (البرهان فى تفسیر القرآن، بحرانى، هاشم بن سلیمان ، ج 5، ص: 658)

گویا همه چیز دست به دست هم داده تا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در میان همه ی هادیان الهی بشریت، یگانه و ویژه باشد. قطعاً مأموریت ویژه و خاص امام حسین علیه السلام از سوی خدای متعال تعیین شده بود؛ پس طراحی تمامِ این صحنه ی ماندگار و فوق العاده، کارِ همان خدای فوق العاده است.
اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: و ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است.
اقدام و مأموریت ویژه ی امام حسین علیه السلام، سال 60و 61 هجری وقتش رسیده بود. زمانی که با خلیفه شدن یزید، کار امت پیامبر صلی الله و علیه وآله به جاهای باریک کشیده شد. یزیدِ معلوم الحال آمده بود تا تیشه ای که پدرش معاویه، موذیانه و کم کم به شاخ و برگ اسلام می زد، او یکسره به ریشه بزند و از جای برکند.

مأموریت امام، مثل پدر و برادر بزرگوارش، حفظ دین خداست. این وظیفه، گاه با تاکتیک سکوت، گاه با جنگی حساب شده یا صلحی هوشمندانه و گاه با  یک انقلاب تحول آفرین به انجام می رسد و شرایط زمانه ی امام حسین علیه السلام، این شیوه ی آخر را می طلبد.

امام در وصیت خود به محمد حنفیه، از راز این قیام تاریخ ساز پرده برمی دارد و آن چیزی نیست جز وظیفه ی حفظ و اصلاح امت اسلام و احیای سیره ی پیامبر صلی الله علیه و آله:  "...و أنّی لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و إنّما خرجت لطلب الاصلاح فی أمّة جدّی صلّى اللّه علیه و آله، ارید أن آمر بالمعروف و أنهى عن المنكر، و أسیر بسیرة جدّی محمد صلّى اللّه علیه و آله و أبی علیّ بن أبی طالب علیه السلام " (تسلیة المجالس و زینة المجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، حسینى موسوى، محمد بن أبیطالب ، ج 2، ص: 160)
گاهی انجام یک وظیفه، با هزینه ای گران و مصیبت و ابتلایی بزرگ همراه است. اینجاست که رضایت داشتن از خدا، اراده ها و برنامه های او، و ایستادگی بر انجام وظیفه ی خدایی، کاری می کند کارستان. مثلاً آدمی را در مسیر "راضیة مرضیة" قرار می دهد یا آدم را لایق شهادت در کربلا می کند یا ندای "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" را به گوش انسان می رساند.
همان طور که خوانده و شنیده اید، در جای جای صحنه ی کربلا آثار رضایت قلبی از این ایثار بزرگ، به چشم می خورد. در چهره ی بشاش و رضایتمندِ امام در همه ی مصیبت ها، در شور و شوق یاران برای یاری دین خدا و یاوری ولی خدا، در شتاب حضرت عباس علیه السلام برای پاسخ به العطش کودکان، در استواری و استحکام مادر وهب برای فرستادن فرزندش به میدان و خلاصه "رضایت از انجام وظیفه ی خدایی" در قلب های اهالی عاشورا موج می زند.

 

گویا همه چیز دست به دست هم داده تا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در میان همه ی هادیان الهی بشریت، یگانه و ویژه باشد. قطعاً مأموریت ویژه و خاص امام حسین علیه السلام از سوی خدای متعال تعیین شده بود؛ پس طراحی تمامِ این صحنه ی ماندگار و فوق العاده، کارِ همان خدای فوق العاده است.
اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: وَمَا یَنطِق عَنِ الْهَوَى* إِنْ هوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحَى (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است.

اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: وَمَا یَنطِق عَنِ الْهَوَى* إِنْ هوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحَى (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است.


نمونه ای دیگر از این رضایت، در کلام امام حسین علیه السلام جاریست: شبى كه صبحش حسین علیه السّلام تصمیم داشت از مكّه حركت كند محمّد بن حنفیّه شبانه به نزد امام حسین علیه السلام رفت و گفت: برادرم، دیدى كه اهل كوفه با پدرت و برادرت چه حیله و مكرى بكار بردند، و من می ترسم كه حال تو نیز مانند حال پدر و برادرت گردد، اگر رأیت به ماندن در مكّه باشد عزیزترین فردى خواهى بود كه در حرم الهى است و كسى را به تو دسترسى نخواهد بود، فرمود: برادرم، می ترسم یزید بن معاویة به ناگاه مرا بكشد و احترام این خانه با كشته شدن من از میان برود...

محمّد بن حنفیّه گفت: اگر از چنین پیش آمدى می ترسى به سوى یمن و یا یكى از بیابان هاى دور دست برو كه از هر جهت محفوظ باشى و كسى را به تو دسترسى نباشد فرمود: تا ببینم، چون سحر شد حسین علیه السلام كوچ كرد. خبر كوچ كردن حسین علیه السلام به محمّد بن حنفیّه رسید، آمد و زمام شترى را كه حضرت سوار بر آن بود بگرفت و عرض كرد: برادر! مگر وعده نفرمودى كه پیشنهاد مرا مورد توجّه قرار دهى؟ فرمود: چرا، عرض كرد: پس چرا با این شتاب بیرون می روى؟ فرمود: پس از آنكه از تو جدا شدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله نزد من آمد و فرمود: "یَا حسَیْن اخْرجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاكَ قَتِیلا" حسین بیرون برو كه مشیّت خداوندى بر این است كه تو را كشته ببیند، محمّد بن حنفیّه گفت: انّا اللَّه و انّا الیه راجعون، حال كه تو با این وضع بیرون می روى پس همراه بردن این زنان چه معنى دارد؟ فرمود: رسول خدا صلى اللَّه علیه و اله بمن فرمود:" إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهنَّ سَبَایَا" مشیّت خدا بر این شده است كه آنان را نیز اسیر و گرفتار ببیند. این بگفت و با محمّد خداحافظى فرموده و حركت كرد. (اللهوف علی قتلی الطفوف (ترجمه سید احمد فهری) ص: 100)

یک نکته عاشورایی:

مسلمانِ پیرو حسین بن علی علیهماالسلام که نفس مطمئنة و راضیة و مرضیة است-  هیچ وقت بی وظیفه نمی ماند. هر کجا هست، در برابر مسلمانیِ خودش و همه خواهران و برادران ایمانی اش، وظیفه دارد. باید فرزند زمان خود باشد تا حسینی شود.


- نظرات (0)

سه "گناهی" که کیفر آن ها تا قیامت نمی ماند

نفرین

توجه ویژه داشتن، به ارزش و مقام پدر و مادر و احترام به آنها ، محترم دانستن حق دیگران و ترس از ظلم به طرق مختلف به مردم ، شکرگزار بودن در مقابل پروردگار و صدها مورد دیگر از مواردی هستند که با دیدن خلاف این ها، آهی بلند را از ما بلند می کند و با گفتن جمله ی "یاد قدیم ها بخیر" افسوسمان را دو چندان می کند.

در روایتی پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله، به مواردی که در بالا به عنوان مثال اشاره شد ، متذکر شده اند و در این رابطه فرموده اند:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می شود.)

1 - عاق پدر و مادر         2 - ظلم و تجاوز به مردم     3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی. (بحار الانوار، ج 74، ص 74)    

در ادامه در باب این موضوع با ما همراه باشید ...                                                           

این روزها همه چیز عوض شده، خیلی از چیزها  رنگ و بوی سابق را ندارد؛ یکی از آنها هم احترام به پدر و مادر است ...

گاهی ما چنان با پدر یا مادر خود صحبت می کنیم که گویی طلبکار هستیم و حق و حقوقمان را خورده اند.

گاه در پاسخ محبت بی حد و حصرشان چنان ناسپاسی می کنیم که قلبشان به درد می آ ید.

جوانانی دیده می شوند که سریعاً به پدر و مادرشان پرخاش می کنند، گاه جواب پرسش هایشان را نمی دهند و گاه با بی اعتنایی از کنارشان رد می شوند و بی مهابا انگار نه انگار که خداوند متعال به صراحت گفته است که حتی یک «اف» هم به ایشان نگو.

به رفتار خودمان و اطرافیانمان نگاه کنید " اف" که خوب است بعضی ها حتی دست تعرض به سمت ایشان دراز می کنند. چه بسیار افرادی که به راحتی به آنها ناسزا می گویند و حتی کتکشان می زنند. این خیلی دردناک است ولی واقعیتی است که وجود دارد.

مواظب باشیم که عاق نشویم

عقوق والدین عبارت است از: «به خشم آوردن و آزردن و شکستن خاطر پدر و مادر و البته که آزردن یکى از آنها نیز موجب عاق شدن می شود.» [محدث قمی، شیخ عباس،نزهه النواظر فی ترجمه معدن الجواهر، ص ۱۲۸]

در کنار ایمان به خداوند و عدم شرک به او، فرمان به نیکی در حق پدر و مادر داده شده است و از رنجاندن آنان حتی با کوچک ترین کلمه نهی شده است.

در روایات نیز اگرچه عاق والدین را جزء گناهان کبیره شمرده است، [عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، صحت، باب جهاد با نفس، ص ۱۹۸] ولی مانند آیات قرآنی حدی برای این موضوع تعیین نشده است و جهت بزرگ داشت حق والدین، تنها به صرف رنجیده شدن آنان اشاره شده است. [کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافى، مصطفوى،ج ۴ ، ص 50]

به کلمه ظلم و ظالمین در قرآن مراجعه کنید تا ببینید چه جزای بزرگی برای ستمکاران در نظر گرفته شده است. «لَهمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ کذلِک نَجْزِی الظَّالِمینَ؛ برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است و ما این گونه ستمکاران را پاداش می دهیم»

پس اذیت شدن آنان و رنجیده خاطر شدن والدین ملاکی است برای در نظر گرفتن حقوق واجب والدین.[۵] اگر فرزند در مواردی مخالفت با نظر والدین داشته باشد که این مخالفت موجب اذیت آنان شود، سبب عاق شدنش را فراهم کرده است.

 

ظلم به دیگران را جدی بگیریم

از گناهانی که به حکم عقل و شرع بسیار مذمت شده است؛ ظلم است. انسان ظالم بیش از این که به دیگران ظلم کند؛ به خود ظلم کرده است. زیرا اگر انسان کار خوبی انجام دهد؛ در اصل به خودش خوبی کرده است.

کسی که مثلا دست فقیری را می گیرد، به خویشتن لطف کرده است. بله فرد کمک کننده به فقیر کمکی رسانده است؛ ولی در واقع، دنیا و آخرت خود را آباد کرده است.

کسی هم که در حق دیگران بدی می کند؛ در اصل به خودش ستم کرده است؛ زیرا در دنیا و آخرت ضرر می کند.

در قرآن مجید، آیات زیادی در مذمت ظلم وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود: «إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ قطعاً برای ستمگران عذاب دردناکی هست» [ابراهیم، 22]

«وَإِنَّ الظَّالِمِینَ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ : ستمگران در عداوت شدید دور از حق[و در برابر حق] قرار گرفته اند» [حج، 53]

«لاَ لَعْنَة اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ؛ آگاه باشید؛ لعنت خدا بر ستمگران باد.»[هود، 18]

«یَوْمَ لَا یَنفَع الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتهمْ و لَهم اللَّعْنَة و لَهمْ سوء الدَّارِ؛ روز قیامت روزی است که عذرخواهی ظالمان سودی به حالشان نمی بخشد و لعنت خدا بر آن ها، و جایگاه بد نیز برای آنان است.» [غافر، 52]

«وَاللّه لاَ یحِبّ الظَّالِمِینَ؛ خداوند ستمکاران را دوست ندارد» [آل عمران، 57]
به کلمه ظلم و ظالمین در قرآن مراجعه کنید تا ببینید چه جزای بزرگی برای ستمکاران در نظر گرفته شده است. «لَهم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَ مِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَ كَذَلِكَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ؛ برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است و ما این گونه ستمکاران را پاداش می دهیم.» [اعراف، 41]

در روایتی امام باقر علیه السلام ظلم را به سه دسته تقسیم می کنند:

ظلم و ستم سه گونه است: ستمی که خدا می آمرزد، ستمی که خدا نمی آمرزد و ستمی که خدا رها نمی کند. آن که خدا نیامرزد؛ شرک به خداست و آن که می آمرزد؛ ستم بر نفس است و آن که وا نگذارد، حق بندگان است بر یکدیگر. فرمود: آنچه مظلوم از دین ظالم بستاند؛ بیشتر از آن است که ظالم از دنیای مظلوم می ستاند» [بحارالانوار، ج 72، ص 311]

فردای قیامت، کارهای نیک ظالم را بر می دارند و به مظلوم می دهند و همین طور گناهان مظلوم را به ظالم می دهند.

در سخنان حضرت علی (علیه السلام) برای ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:
الف- نسبت به کسی که برتر از اوست نافرمانی می کند.
ب- بر آنکه فروتر از اوست به چیرگی ستم می کند که این شیوه بسیاری از حاکمان لاابالی بوده و می باشد.
ج- ستمگران را یاری و پشتیبانی می دهد. [دشتی، محمد؛ حکمت 350]

اذیت شدن آنان و رنجیده خاطر شدن والدین ملاکی است برای در نظر گرفتن حقوق واجب والدین. اگر فرزند در مواردی مخالفت با نظر والدین داشته باشد که این مخالفت موجب اذیت آنان شود، سبب عاق شدنش را فراهم کرده است

سپاسگزار باشید

تا به حال چقدر برایتان پیش آمده که در مقابل خیر و نیکی که به دیگران کرده اید، از طرف مقابل ضربه ای خورده اید که تشکر که هیچ، نمای کاملی از ناسپاسی بوده است؟!

حال ببینید ما بندگان خدا چقدر از این رفتارها در مقابل خداوند داریم و جا دارد که خدا با ما چه بکند؟

در قرآن آیات بسیاری در نکوهش کفران نعمت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
«...لَئِن شَكَرْتمْ لأَزِیدَنَّكمْ وَلَئِن كَفَرْتمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ: ... اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.» [ابراهیم/7]

در آیه دیگری، در سوره نمل خداوند، شکر و کفران نعمت را فایده و ضرری برای خود بنده می داند؛ زیرا اگر خداوند، بندگان را از ناسپاسى برحذر مى دارد و به سپاسگزارى دعوت مى نماید به خاطر این نیست که براى او تفاوتى مى کند؛ چرا که خداوند در فرض ناسپاسى نیز در بسیارى از اوقات به لطف و کرم خویش ادامه مى دهد شاید بیدار شوند و خود را از انعام پروردگار، بر اثر ناسپاسى محروم نکنند بلکه این شکرگزاری به سود خود بنده می باشد: «.. أَأَشْكر أَمْ أَكْفر وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا یَشْكر لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ كَرِیمٌ : ... و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می کند و هر کس کفران نماید (به زیان خویش نموده است که) پروردگار من غنی و کریم است.» [نمل /40]

و در آیه ای دیگر برای کسانی که کفران نعمت می کنند مثلی زده و می فرماید: «وَضَرَبَ اللّه مَثَلًا قَرْیَةً كَانَتْ آمِنَةً مّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقهَا رَغَدًا مِّن كلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّه لِبَاسَ الْجوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانواْ یَصْنَعونَ: خداوند (براى آنها که کفران نعمت می کنند) مثلى زده است: منطقه آبادى را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش به طور وافر از هر مکانى فرا می رسید اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطر اعمالى که انجام می دادند لباس گرسنگى و ترس را در اندامشان پوشانید.» [نحل / 112]


- نظرات (0)