سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مجبوری این قدر گناه کنی؟


بندگی خدا
معرفت به او و خویش

انسانی که خود را شناخت، کافی است که تا حدودی به خداوند متعال هم معرفت یابد. دراین مقایسه بین خود و او در می یابد که در برابر خداوند متعال قدری نداشته و چیزی نیست و از این رو است که هرگز ادّعایی نخواهد داشت. اگر کسی متوجّه شود که هر چه دارد از آن خداوند است، بی شکّ اگر از دارائی خود در مسیر اطاعت خداوند بهره برد، هرگز این احساس را نخواهد داشت که از عهده بندگی او بر آمده است. چرا که همه هستی خود و حتّی عبادتش را از آن او می داند. مگر با کمک به چند فقیر و یا با چند رکعت نماز خواندن می شود قانع شد؟ 

واقعا این ماجرای بندگی برای خیلی ها حل نشده است به خود هر حقی می دهند و در کل خود و خواستههای نفسانی خود را محور و معیار سنجش می دانند .

گویند:فردی به پسرش گفته بود که این چه نمازی است که می خوانی؟ گفته بود: این قدر بی نماز در دنیا هست که نمی دانی؛ الآن فرشتگان بر سر همین دو رکعت نماز من دعوا دارند که چه کسی آن را بالا ببرد. البته این برآورد با دریافت قبلی برگرفته از نوع معرفت به خویش  او حاصل آمده است.

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است

همین مقایسه های نادرست است که ما را برای عمل ناچیزمان مغرور ساخته و از خدا طلبکار می شویم فکر میکنیم چون دیگرانی هستند که خیلی گناه کارند ما بندگان مخلص و مقرب خداییم . 

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است .

حالا میبینی یکی هم زیباست ،هم سلامتی دارد ،هم مال و مقام در اینصورت مغرور شده به جای سپاس و ستایش خداوند متعال و انجام وظایف خود در قبال نعماتش طلبکار هم هست .

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

چند سال پیش به حجّ مشرف شده بودم. کاروانی که بنده همراهی آن را به عهده داشتم، از آمریکا آمده بود. یکی از خانم های این کاروان، پوشش خوبی نداشت. در آنجا هم به خود نیامده بود که از این کارها دست بر دارد. در شب جمعه ای دعای کمیل خوانده شد، و هنگام دعا مردم حال خوبی پیدا کردند. بعد از مراسم آن خانم بنده را مخاطب قرار داد که: «حاج آقا: مگر شما مجبورید این قدر گناه کنید؟ گناه هم اندازه ای دارد. کمتر گناه کنید! این قدر هم به درگاه او گریه و عذر خواهی نکند». باور کنید من مانده بودم که به او چه بگویم!

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

آثار معرفت به او

کسی که به او معرفت یافت، زندگیش با دیگران خیلی فرق دارد. وقتی کمی با خدا آشنا شویم، تازه متوجّه می شویم که بندگی ما در مقایسه با حضرات معصومین (علیهم السّلام) اصلاً بندگی نیست. ما نه تنها نتوانسته ایم در برابر او آن طور که شایسته و بایسته است، که به اندازه قدر معرفت خود نیز کم آورده ایم.

دیده ای خداوند متعال در کتاب ارجمند خویش فرمود: «وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ؛1 قدر و اندازه خداوند را آن گونه که هست کسی ندانسته و آن اندازه که باید قدرشناسی اش نکرده است.»

هیچ کس خداوند را آن گونه که ارزش دارد، سپاس گذاری نکرده و نمی تواند به درستی او را بها دهد! وقتی قدرش نشناختیم، چگونه می توانیم عبادتی سزاوار او داشته باشیم؟

«مَا عَبَدنَاکَ حَقَّ عِبادَتِکَ وَ ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ؛2 آن طور که حقّ عبادت توست، ما تو را عبادت نکرده و آن طور که حقّ شناخت توست، ما تو را نشناخته ایم.»

وقتی او را بشناسیم، متوجّه می شویم که همه چیز از آن اوست و آن گاه  که پی بردیم هر چه هست از آن اوست، پس تا حدودی قدرش شناخته ایم. وقتی او را شایسته عبادت دیدیم، به گونه ای بهتر بندگی اش خواهیم کرد. خدا کند که باورمان آید که وجود و دارائی ما در مقابل او هیچ است. پس چه می توان کرد؟ حداقل این که اعتراف به صفت خویش در برابر آن خالق متعال داشتند و بگوئیم : "لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ"3 ؛ معبودی جز تو نیست، تو منزّه و پاکی، من البته از ظالمین هستم.

 منبع : پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام دکتر مرتضی آقا تهرانی 

پی نوشت ها:

1.انعام، آیه 91

2.بحارالانوار، ج68، ص 23

3.انبیاء، آیه 87


- نظرات (0)

عملی که عذاب گناه را تشدید می کند!!

اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود: 1- تکرار گناه؛ 2- ارتکاب گناه بدون این که به دنبال آن توبه و استغفار باشد.

اصرار بر گناه آثار و تبعات بسیار سختی به دنبال دارد. و در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و به بعضی از آثار آن مثل تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره، خروج از دایره تقوا ، بدبختی ، عدم قبول طاعت، کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد و... اشاره شده است. یکی از آثار تکرار و اصرار بر گناه تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه است، مثل این که اگر کسی مرتکب گناه کبیره شود و دوبار حد بر او جاری شود بار سوم کشته می شود.

ابتدا باید دید ضابطه در اصرار بر گناه و معنای آن چیست؟ اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود:

1. تکرار گناه: قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست.

2. ارتکاب گناه (حتی یک بار) بدون عزم و تصمیم و اراده بر توبه و استغفار از آن. در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: اصرار بر گناه این است که انسان گناه کند و استغفار نکند و تصمیم بر توبه و بازگشت نگیرد.[1] و روایتی دیگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین است: اصرار بر گناه ندارد کسی که استغفار می کند، اگرچه در روز هفتاد بار یک گناه را انجام بدهد.[2]

با توجه به این احادیث و احادیث دیگر معلوم می شود که اصرار بر گناه وقتی معنی پیدا می کند که توبه و استغفار در پی ارتکاب گناه نباشد.

بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود

اثرات اصرار بر گناه

اصرار بر گناه در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و بعضی از آثار سوء آن بیان شده است که عبارتند از:

1. تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره: در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست.[3] یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.

2. خروج از دایره تقوا: قرآن در شرح حال متقین می فرماید: و آنها کسانی هستند که وقتی مرتکب گناه زشتی می شوند یا به خود ستم می کنند به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند (و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟) و بر گناه خود اصرار نمی ورزدند. [4]

3. عدم قبول طاعت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند که خداوند چیزی از طاعت بنده ای را با اصرارش بر گناه نمی پذیرد.[5]

قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست

4. بدبختی: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: علامات بدبختی عبارتند از: خشک بودن چشم (نداشتن اشک و گریه)، قساوت قلب (سنگ دلی)، حرص شدید بر دنیا و اصرار بر گناه .[6]

5. کم شدن قبح گناه.

6. کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد: قرآن می فرماید: سرانجام کسانی که به گناه اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسند.[7]

7. تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه: در روایات آمده است کسانی که مرتکب گناه کبیره می شوند و دوبار حد بر آن ها جاری شده بار سوم کشته می شوند.[8]

همچنین در روایات در مورد عمل زشت و شنیع زنا آمده است که زنا کاری که سه بار شلاق خورده بار چهارم کشته می شود.[9]

بنا بر این بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود.

 

پی نوشت ها:

[1] عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ قَالَ الْإِصْرَارُ هُوَ أَنْ یُذْنِبَ الذَّنْبَ فَلَا یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ وَ لَا یُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِتَوْبَةٍ فَذَلِکَ الْإِصْرَارُ، محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج 2، ص 288، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 2.

[2] انوار التنزیل، ج 1، ص 182.

[3] کافی، ج 2، ص 282، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 1.

[4] آل عمران،135:وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرُِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُون‏

[5] قال أَبِی بَصِیرٍ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا وَ اللَّهِ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِهِ عَلَى الْإِصْرَارِ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْ مَعَاصِیهِ

کافی، ج 2، ص 288، َبابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ حدیث 3.

[6] شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 15، ص 337، حدیث 20680. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ .

[7] روم ، 10.ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساۆُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِۆُنْ.

[8] کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2.

[9] همان، حدیث 1.


- نظرات (0)

چگونه در گناه دیگران شریک می‌شویم؟


دروغ

حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمایند: «خدا نکند انسان معصیت کند و اگر کرد، خدا نکند معصیت اجتماعی بکند و اگر کرد خدا رحم بکند که اضلال مردم در آن باشد

و نیز فرمودند: «در قیامت که نامه عمل را به دست انسان می‌دهند، در نامه بعضی‌ها نوشته شده که فلان فرد را تو کشته‌ای. می‌گوید: خدایا، من کی او را کشتم؟ من کجا قاتل بودم؟ من اصلاً خبر ندارم که قاتلش چه کسی است.

در جواب می‌گویند: در فلان مجلس فلان کلمه را گفتی، این کلمه نقل شد به مجلس دیگری و از آن‌جا دوباره به مجلس دیگر که قاتل در آن مجلس بود، رسید و او این را شنید و رفت او را کشت و تو سبب این قتل شدی. این جور سببیت است که انسان باید احتیاط کند و حواسش را جمع کند. آیا کسی می‌تواند متوجه باشد که این کلمه‌اش به ده واسطه خرابکاری نکند؟ قهرا باید هر کاری که بالفعل برای خودش جایز می‌داند با طلب توفیق از خدا و طلب نجات از خدا آن را انجام دهد تا عواقبش چیزی نشود که برایش مسئولیت بیاورد.»

باری تقوای در رفتار و گفتار، تقوای در خانواده و جامعه، تقوای علمی و عملی، اخلاقی و معنوی حد و مرز ندارد و رعایت تقوا و ترک گناه در هیچ مرحله‌ای از انسان ساقط نیست بلکه برای هر کسی در شأن و مرتبه خودش لازم است و چنین است که آیت الله بهجت می‌فرمایند: «ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.»

 

گناهان اجتماعی را می‌شناسید؟

در ادامه به بخشی از مصادیق گناهان اجتماعی را که قرآن به آن توجه ویژه ای داشته توجه می‌دهیم.

گناهان اجتماعی که در قرآن بیان شده شامل گناهان زبانی و غیر زبانی می‌شود. از مصادیق گناهان زبانی در عمل اجتماعی می‌توان به استهزا و تمسخر و بذله گویی (مطففین، آیات 29 تا 31 و نیز حجرات، آیه 11)، افترا به دیگران (نور، آیات 15 و 16)، بدگویی و سخنان زشت (نساء، آیه 148)، دروغ، بهتان، دشنام، افترا و قذف (نور، آیات 11، 15 و 16 و 23 و احزاب، آیه 58)، افشای راز و سخنان محرمانه دیگران (تحریم، آیات 3 و 4)، به کار بردن القاب و نام‌های ناپسند برای دیگران (حجرات، آیه 11) و انتساب فرزندان نامشروع به شوهر از سوی زن (ممتحنه، آیه 12) اشاره کرد.

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه 20 سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است

از گناهان اجتماعی می‌توان به آواره سازی مردم از خانه و کاشانه خود اشاره کرد که در آیه 85 سوره بقره خداوند این گناه را معادل قتل و آدم کشی معرفی می‌کند.

ایجاد اختلاف در میان مۆمنان (آل عمران، آیه 152) یا میان زن و شوهر که در حد کفر دانسته شده (بقره، آیه 102) از دیگر مصادیق گناهان اجتماعی است.

خداوند در آیات 17 تا 31 سوره قلم و همچنین 29 و 38 سوره اسراء، هرگونه ترک انفاق مال به مستمندان و مساکین و بخل-ورزی در این باره را از مصادیق گناهان اجتماعی بیان می‌کند. (الکشاف، زمخشری، ج 2، ص 668) چنان در آیات 39 تا 44 سوره مدثر ترک اطعام بینوایان و مساکین را به عنوان گناهی بزرگ معرفی کرده و آن را عاملی برای سقوط در دوزخ و عذاب اخروی می‌داند.

برهنگی در انظار عمومی از دیگر گناهان و بزه های اجتماعی است که در آیه 28 سوره اعراف به آن اشاره شده است. در این آیه از برهنگی به عنوان فحشاء یاد شده که خود بیانگر زشتی این رفتار در نگاه خدا و قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 633)

خداوند همچنین تزیین و زینت نمایی و آراستن زنان برای نامحرمان را به عنوان گناه و امری زشت و بزه اجتماعی معرفی می‌کند و از آن بر حذر می‌دارد. (نور، آیه 60)

هرگونه بغی و خروج بر ضد حکومت اسلامی و امام مسلمین، گناه و جرمی بزرگ است که خداوند در آیاتی از جمله 173 سوره بقره، 3 سوره مائده، 145 سوره انعام و 115 سوره نحل به آن توجه داده است. از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت شده که منظور از «باغ» در این آیات همان قیام ضد امام است. (مجمع‌البیان، ج 1 و 2، ص 467 و نیز تفسیر عیاشی، ج 1، ص 154)

بنابراین، هرگونه حرکت علیه حکومت اسلامی و فتنه جویی و خروج علیه امام و دولت اسلامی به معنای بغی تلقی می‌شود و مجازات دنیوی و اخروی به همراه خواهد داشت.

خداوند در آیه 63 سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد

همچنین عدم مشارکت در عمل سیاسی و اجتماعی و عدم همراهی با دولت و امام المسلمین در جهاد و تخلف از آن را نیز به عنوان گناه برشمرده و متخلفان را تهدید می‌کند. (آل عمران، آیه 152 و توبه، آیات 25 و 27 و 94 و 102 و 118)

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه 20 سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است. (اعراب القرآن، درویش، ج 2، ص 189)

تجارت از راه باطل و بهره گیری از اسباب نامشروع در حوزه عمل اجتماعی و اقتصادی، بر اساس آیه 188 سوره بقره گناه و حرام می‌باشد و بر اساس همین آیه و نیز آیاتی چون 2 و 29 سوره نساء، هرگونه تصرف ناروا در اموال دیگران از جمله یتیمان، گناه و حرام بوده و شخص باید از آن اجتناب نماید.

گناه

عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه 12) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه 11) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه 19) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید.

از نظر قرآن، همگان در برابر اجتماع مسئول هستند و وظیفه دارند تا امنیت روانی و اخلاقی جامعه را حفظ کنند. از این رو از مهم‌ترین وظایف انسان پس از وظیفه ایمان به خدا، وظیفه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر معرفی شده و از همگان خواسته شده تا نسبت به رفتارهای دیگران حساسیت به خرج دهند و نظارت کامل و دقیقی بر اعمال خود و دیگران داشته باشند.

وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان سامان دهنده روابط میان انسانی از سوی خداوند بارها تاکید شده به طوری که هرگونه تخلف از این وظیفه را گناهی بزرگ و جرمی نابخشودنی می‌داند. (آل عمران، آیات 104 و 105)

خداوند در آیه 63 سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد.

در این ارتباط خداوند به مورد یهودیان شهر ایله اشاره می‌کند که آنان در برابر گناه و بزه اجتماعی به سه گروه تقسیم شدند. گروه نخست بزهکاران و متمردان یوم السبت (روز شنبه) بودند، گروه دوم مصلحانی بودند که ایشان را به ترک بزه و عمل به قانون دعوت می‌کردند؛ اما گروه سوم تارکان نهی از منکر بودند که در برابر بزه آنان سکوت می‌کردند. خداوند در این آیه نجات یافتگان از عذاب را تنها مصلحان معرفی می‌کند که بیانگر این معناست که گروه‌های متمرد و تارک نهی از منکر مجازات شدند؛ چرا که از نظر قرآن، گروه بی تفاوت و تارک امر به معروف و نهی از منکر، در شمار متمردان خواهد بود. (مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 758)

عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه 12) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه 11) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه 19) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید

تفاخر و فخرفروشی به دیگران (قصص، آیات 76 تا 79) تکبر و سرمستی در رفتار اجتماعی (بقره آیه 206 و اسراء آیات 37 و 38) و خودستایی (نساء آیات 49 و 50 و نجم، آیه 32) از دیگر گناهان اجتماعی است که در این آیات بیان شده است.

خیانت به دیگران (نساء آیات 107 و 111 و نیز یوسف، آیات 51 و 52) خیانت به همسر با افشای راز او به دیگران (تحریم، آیات 3 و 4)، خیانت به همسر از طریق زنا (نساء آیات 15 و 22 و 25 یوسف، آیه 24 و آیات دیگر)، خیانت در وثیقه مالی و رهنی (بقره، آیه 283)، رشوه خواری و همچنین رشوه دهی به حاکمان و دولت مردان برای تغییر در قانون و حکم و مانند آن (همان و نیز روح المعانی، ج 2، جزء 2، ص 106) سرقت و دزدی (مائده آیات 38 و 39)، شرکت در مجالس گناه (نساء آیه 140) شکنجه و آزار مۆمنان (بروج، آیه 10)، عهدشکنی (اسراء آیات 34 و 38)، فتنه انگیزی (بقره، آیه 217)، قتل و فساد در زمین (یونس، آیات 81 و 82 و بقره آیات 85 و آیات دیگر)، زنده به گور کردن دختران (تکویر، آیات 8 و 9) کتمان گواهی و عدم حضور برای شهادت و گواهی در محاکم (بقره، آیه 283 و مائده، آیه 106)، کم فروشی (اسراء، آیه 35 و 38)، قمار و کسب مال از طریق آن (بقره، آیات 188 و 219)، لواط و مساحقه و ارضای شهوات جنسی از این طریق (نساء، آیه 15 و طلاق آیه 1 و نیز مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 34 و نورالثقلین، ج 5، ص 351 و همچنین اعراف آیات 80 تا 84 و آیات دیگر)، مجازات بی گناهان (یوسف، آیات 78 و 79 و مجمع‌البیان، ج 5 و 6، ص 390) و نیز هم نشینی با اهل باطل (مدثر، آیات 40 تا 45) از جمله گناهان اجتماعی است که در قرآن بیان شده است.

 

مشارکت در بار گناهان دیگران

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی (15 اسراء)

هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد.

در سوره نحل آیه 25 یک تکمله برای این عبارت بیان شده است. یعنی ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.

این‌ها کسانی اند که بدون داشتن آگاهی و دانش کافی به یک موضوع، صحبت کرده یا می‌نویسند و موجبات انحراف و گمراهی دیگران را فراهم می‌کنند:

لِیَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا یَزِرُونَ (25)

ترجمه فولادوند: تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نیز] بخشی از بار گناهان کسانی را که ندانسته آنان را گمراه می‌کنند آگاه باشید چه بد باری را می‌کشند.

 آن‌ها باید روز قیامت بار گناهان خود را به طور کامل بر دوش کشند، و هم سهمی از گناهان کسانی را که به خاطر جهل گمراهشان ساختند، بدانید آن‌ها بار سنگین بدی بر دوش می‌کشند.

 مقاله اکبر شریف زاده ، پژوهشکده باقرالعلوم



- نظرات (0)

با این قیمت های نجومی چطور میشه ازدواج کرد؟


خشکسالی


تا حالا از بانک مجبور شده اید وام بگیرید ... پروسه ای طاقت فرسا ... تازه بعد از طی یک پروسه عظیم نوبت می رسد به آوردن ضامن یا ضمانت هایی که در برابر مبلغ وام از ما می گیرند ...
بعضی ها سفته را به عنوان ضمانت قبول می کنند ... بعضی جاها حتما باید فیش حقوقی کارمند رسمی برده شود تا بپذیرند ... بعضی سند خونه و خلاصه به فراخور مبلغ وام ضمانت ها هم متفاوت است ...
در حقیقت ضمانت گرفتن یک جور پشتوانه است برای کسی است که خدمتی را ارائه می دهد ....

تا به حال به ضمانت هایی که خداوند در قرآن داده است دقت کرده اید؟

با ما همراه باشید ...

 

پلان یک :

چه حرفا می زنی ... تو این گرونی و با این خرج و مخارج ها کی دیگه می تونه ازدواج کنه ....
قیمت های نجومی ... گرانی .... آخه از کجا ؟ چه جوری؟

 

ضمانت اجرایی :

وَأَنكِحُوا الْأَیَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن یَكُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (32 نور)
بى‏ همسران خود، و غلامان و كنیزان درستكارتان را همسر دهید. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بى‏ نیاز خواهد كرد، و خدا گشایشگر داناست.
 

پلان دو :

تو این شرایط سخت اقتصادی همون قدر که بتونم گلیم خودم و همسرمو رااز آب بیرون بکشم خیلیه ... دیگه اومدن بچه جایگاهی نداره ... اونم بچه ی ناخواسته ... نمی تونم شکم خودمم سیر کنم ... متوجه میشی ... نمی تونم ....  برای خودشم بهتره که به این دنیا نیاد ... دنیایی که شرایط زندگی خیلی سخت است ...

در هیچ یک از آیات مربوط به رزق و روزی قیدی پیرامون رابطه گرانی یا ارزانی کالاها با روزی رسانی از جانب خداوند وجود ندارد ؛ «اِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ»؛ «تنها خداوند ، روزی دهنده و صاحب قوت و قدرت است»

ضمانت اجرایی :

وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِیرًا (31 اسراء)
و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مكشید. ماییم كه به آنها و شما روزى مى ‏بخشیم. آرى، كشتن آنان همواره خطایى بزرگ است.

 

به ضمانت های خدا مطمئن باشید ، ضرر نخواهید کرد ...

ما آدما فکر می کنیم اگر قیمت کالاها ارزان باشد روزی رسانی خدا و ضمانت های خدا درست عمل می کند و او راحت می تواند کارش را انجام دهد اما اگر قیمت ها افزایش یابد، روزی رسانی خداوند با مشكل مواجه شده و به سختی صورت می گیرد!
و این در حالیه که در هیچ یک از آیات مربوط به رزق و روزی قیدی پیرامون رابطه گرانی یا ارزانی کالاها با روزی رسانی از جانب خداوند وجود ندارد ؛
«اِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ»؛ «تنها خداوند ، روزی دهنده و صاحب قوت و قدرت است.» (آیه 58 سوره ذاریات)

این نكته در مكتب اهل بیت علیهم السلام چندان واضح و مبرهن است كه چون یكی از اصحاب امام سجاد علیه السلام با نگرانی از گران شدن كالایی خبر می دهد ، امام با خونسردی پاسخ می دهند:
«گرانی این كالا به من مربوط نیست . اگر گران است [روزی من] بر عهده خداوند است و اگر هم ارزان است، [باز هم روزی من] بر عهده اوست.» (وسائل الشیعه، حرّ عاملی، ج 17، ص 57)

امیرالمومنین ‌(علیه السلام) می ‌فرمایند: «اطلبو الرزق فانه مضمون لطالبه»؛ روزی را بجویید، زیرا برای جوینده آن ضمانت شده است

یک نکته را حواسمان باشد

گروهی از یاران رسول خدا صلی الله علیه وآله هنگامی كه آیه «وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِب» (2 و 3 طلاق) نازل شد، درها [ی مغازه های خود] را بستند و به عبادت پرداختند و گفتند: [این] برای ما كافی است .

وقتی این خبر به پیامبر صلی الله علیه وآله رسید ، آن حضرت آنان را خواستند و [به آنان] فرمودند: چه چیزی باعث شد شما این كار را بكنید؟ پاسخ دادند: یا رسول الله! روزی ما ضمانت شده است. از این رو، ما به عبادت پرداخته ایم.

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: هر كس چنین كند ، دعایش مستجاب نمی شود. بر شما لازم است كه به دنبال كسب روزی بروید!» (وسائل الشیعة، ج 17، ص 27)

در نظر داشته باشیم ضمانت خداوند در باب روزی رسانی دلیل نمی شود که دست روی دست بگذاریم و بگوییم خدا خودش می رساند؛ تلاش و کوشش را فراموش نکنیم؛ «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ» (المدثر، 38) ؛ هر كسى در گرو دستاورد خویش است.
و چنانچه امیرالمومنین ‌(علیه السلام) می ‌فرمایند: «اطلبو الرزق فانه مضمون لطالبه»؛ (الارشاد، ج1، ص 303) روزی را بجویید، زیرا برای جوینده آن ضمانت شده است.
یادمان باشد روزی ما بندگان ضمانت شده تا جایی که موانعی برای رسیدن این روزی وجود نداشته باشد؛ موانع بیرونی چون نبود عدالت و ظلم و حق خوری ها و بی عدالتی ها و بروز رفتارهایی که جلوی رزق و روزی انسان را می گیرند چنانچه در دعای کمیل هم از خدا می خواهیم گناهانی که جلوی روزی ما را می گیرد را ببخشد ؛ در روایتی از امام صادق  علیه السلام نیز زنا را به عنوان نمونه ای از گناهان که جلوی روزی را می گیرد معرفی می کنند . (الکافی، ج: 2، ص: 447-448)


- نظرات (0)

می نخور ، منبر نسوزان ، مردم آزاری نکن!

قلب

من تمام دستورات خدا و قرآن را به نحو احسن اجرا می کنم ولی خواهرم به عکس من عمل می کند ولی همه می گویند که جای او در بهشت است چون او می گوید که می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن . این حرف درست است ؟

در زندگی هایمان باید حواسمان به یک کلمه خیلی باشد ... و آن کلمه "همه" است ... ببینیم این همه چه کسانی هستند که خیلی اوقات خیلی چیزها می گویند ...

همه می گویند که او به بهشت می رود ، همه چه کسانی هستند؟

همه می گویند یک شب هزار شب نمی شود ...

همه می گویند یک شب عروسی با این همه گناه به جایی در این عالم بر نمی خورد ...

همه می گویند‌ : ربا ندی و نگیری نمی تونی کار کنی ، بدون دروغ نمیشه کاسبی کرد !!

این همه چه کسانی هستند؟ مگر آنها موکل بهشت و جهنم رفتن آدم ها هستند ؟

کاری به همه نداشته باشیم ... فقط خدا و حرف او را ملاک زندگی هایمان قرار دهیم ... باید ببینیم که خدا می گوید که چه کسی به بهشت می رود .

بعضی ها خلاف حرف خدا حرف می زنند و حرف خودشان را هم حرف حقی می دانند . مثلا به طرف می گویند برو جلو گناهش پای من ... اما حرف خدا این نیست ... خدا می گوید کسی بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد هر کسی مسئول اعمال انجام شده ی خودش است و این را بارها با الفاظ مختلف تأکید کرده است : 

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» (آیه 164 سوره انعام، آیه 18 سوره فاطر، آیه 15 سوره اسراء، آیه 7 سوره زمر و آیه 38 سوره نجم)

«كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ» (سوره مدّثر، آیه 38)

«لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» (سوره بقره، آیه 286)

«لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ » (سوره نور، آیه 11)

این حدیث هم موید آیات است : در حدیثی آمده است که ، «در قیامت مادر و فرزندى را مى آورند که هر دو بار سنگینى از گناه بر دوش دارند ، مادر از فرزند تقاضا مى کند، در عوض آن همه زحمات که در دنیا براى تو کشیدم، مقدارى از بار مسئولیت گناه مرا بر دوش گیر، فرزند به مادر مى گوید: از من دور شو، که من از تو گرفتارترم»! (به نقل از تفسیر نمونه، جلد هیجدهم، صفحه 245)

بله قلب پاک است ولی این اعضا کانال قلب است . وقتی به نامحرم نگاه می کنم ، وقتی بدحجاب هستم ، وقتی موسیقی حرام گوش می دهم ، وقتی لقمه حرام می خورم ، شعاع تمام اینها به قلب می رود و این قلب را مکدر می کند و نتیجه آن می شود که در عمل قلب پاکی هم باقی نخواهد ماند ...

کسی عمل کس دیگری را به دوش نمی کشد ، هر شخصی نتیجه عملش را می بیند ...

مراقب باشیم فریب نخوریم ....این حرف ها نوعی فریب دادن است ...

به چه جرئتی یک چیز حرام را حلال می کنیم و می گوییم: این را بخور از شیر مادر برایت حلال تر است . مگر ما شارع یعنی تعیین کننده احکام شرع هستیم؟

فقط باید ببینیم که خدا بهشت را به چه کسانی می دهد نه اینکه ببینیم این "همه" ای که بدون سند حرف می زنند بهشت را برای ما چگونه امضا می کنند!!

قرآن می فرماید: بشتابید به سوی بهشت که بهشت برای افراد متقی است . چشمه های بهشت در انتظار متقین است . (حجر/ 45)

اصل داستان این است که می نخور ، منبر نسوزان ، مردم آزاری نکن ... نه آن که همه می گویند...

در اسلام ارزش اصلی فدای اصل دیگری نمی شود ... نباید چیزی را فدای چیز دیگری بکنیم ، هر چیزی باید در جای خودش حفظ بشود . نماز و روزه جای خودش خوب است و مشروب خوردن هم جای خودش حرام است ، آزار رساندن هم حرام است .

متأسفانه شبیه این مورد و سوال این می شود که الان در جامه بعضی ها می گویند که قلبت پاک باشد، حجاب مهم نیست . همه خواهر و برادر هستیم . بله قلب پاک است ولی این اعضا کانال قلب است . وقتی به نامحرم نگاه می کنم ، وقتی بدحجاب هستم ، وقتی موسیقی حرام گوش می دهم ، وقتی لقمه حرام می خورم ، شعاع تمام اینها به قلب می رود و این قلب را مکدر می کند و نتیجه آن می شود که در عمل قلب پاکی هم باقی نخواهد ماند ...



- نظرات (0)

سایت های رمضانی

1.مسایل ویژه ماه مبارک رمضان 

2.ویژنامه رمضانی



- نظرات (0)

از بخشش خدا مطمئنیم که اینقدر گناه می کنیم؟!

بخشش، عفو،

 

غیبت کردن که شده نقل مجالس و میهمانی هایمان ... وقتی هم تذکری داده می شود در جواب می گوییم : خوب پس اگر حرف از این و اون نزنیم پس از چی حرف بزنیم خدا که به خاطر این چیزا ما رو عذاب نمی کنه!!

 

وقتی از حجاب و بی حجابی گفته می شود و می گویند برای حجاب در قرآن آیه داریم ؛ بر می گردیم و می گوییم : خدا به خاطر این چند تار مو و یه خورده آرایش و بالا زدن آستین هایمان ما را عذاب نمی کنه ...

 

حرف از توبه و بخشش خداوند است ... در کنارش می گویند که باید احکامی مثل نماز و روزه و خمس و ... رعایت شود ... عده ای می گویند : انقدر خدا مهربونه که به این چیزا آدمو جهنم نمی بره ...

همه ی این ها در حالی گفته می شوند که امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : پافشاری کردن بنده در معصیت و آرزوی آمرزش داشتن از خدا مغرور شدن به خداست .
در روایتی نیز از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است که می فرمایند: به خدا مغرور مشوید؛ زیرا اگر قرار بود خدا چیزى را نادیده بگیرد ، هر آینه «ذره» و «خردل» و «پشه» را نادیده مى گرفت . (میزان الحکمه ، ج 8)

وچه زیبا خداوند به ما نهیب می زند که ای آدم ... حواست هست ... به من خدا مغرور نشو ...

«یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ وَعدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیاةُ الدُّنیا وَلا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الغَرورُ؛ ای مردم! وعده خداوند حقّ است ؛ مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد».(فاطر ، 5)

در جای دیگری می فرماید : «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ فِی أَیِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ» (آیات 6 تا 8 سوره انفطار)  ؛ ای انسان چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور ( و دلیر ) کرده است . آن که تو را آفرید و اعضایت تمام گردانید و اعتدالت بخشید و به هر صورتی که خواست تو را ترکیب داد .
امام على علیه السلام ـ وقتى آیه «یا أیُّها الإنسانُ ما غَرَّكَ بربِّكَ الكریمِ» را تلاوت كرد ـ فرمود : انسانى كه در این آیه مورد خطاب و سوال است ، هر دلیلى براى مغرور شدنش به خدا بیاورد دلیلش بر باطل است و عذر و بهانه اش از عذر و بهانه هر فریب خورده دیگرى بى پایه تر و جهالتْ وجود او را سخت فرا گرفته است.

اى انسان! چه چیز تو را به گناه كردن دلیر كرده است؟ چه چیز تو را به پروردگارت مغرور و گستاخ كرده است؟ چه چیز تو را به نابود كردن نفست خو داده است ؟ (میزان الحکمه ، ج 8)

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ»

خیلی از ما آدم ها دلمان را داریم به هیچ و پوچ خوش می کنیم ... به خدای خودمان مغرور شده ایم و خودمان را تافته ی جدا بافته ای می دانیم  ... خود را از عذاب های خدا دور می پنداریم ...

درست مثل بنی اسرائیل شده ایم که چون خدا فرمود آنها را بر امت ها برتری داده ایم ... سر به طغیان زدند و  بدتر از آن به خدا مغرور شدند ... نتیجه اش چه شد ؟!

مورد خشم الهى قرار گرفتند ؛ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ (بقره 61)

نکند ما هم ادامه رو کار آنها شویم و به نا حق از خدا توقع داشته باشیم ...

بدون اینکه عمل صالحی داشته باشیم ، از خدا پاداش بخواهیم و بگوییم ما که بندگان خوبی هستیم ... خدا ما را عذاب نمی کند ... خدا خیلی مهربونه !!

در حلم و مهربونیه خدا شکی نیست ولی هر چیزی حساب و کتابی دارد ...

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ» (بقره 61)

غرّه شدن به خدا، این چیزها را دنبال خودش دارد. ...

ایام مبارکی است ... از این فرصت ها استفاده کنیم ... تا شب قدر نیامده کمی با خود خلوت کنیم ... بین خوف و رجا حرکت کنیم ... نه ناامید از رحمت خدا باشیم و نه به رحمت او بدون هیچ دلیل و عمل صالحی غره شویم ....


- نظرات (0)

خصلتی که از شیطان به ارث برده ایم!

تواضع

داستان از این جا شروع می شود که خداوند به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »! ( سوره ص ، آیات 75-76) و تا به امروز ادامه دارد ....

سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ....

همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم ...
در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی می کنیم ، فقط ادعا داریم ... با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و خود را از همه برتر می دانیم ...

چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً من را دعوت نکرد ... چرا فلانی جلو پای من بلند نشد ... من که از فلانی بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله ...
گویا فراموش کرده ایم که هیچ نیستیم ... از آب جهنده گندیده ی بدبو به وجود آمده ایم (سوره سجده ، آیه 8) و وقتی هم که وقتش برسد لاشه و مرداری می شویم که همه از ما می ترسند و حتی حاضر نیستند بوی گندیده مان را یک روز که چه عرض کنم ، یک دقیقه تحمل کنند.
این من من کردن هایمان دارد بیچاره مان می کند؛ چه درباره دیگران و چه درباره خودمان ...
این من بودم که تو را آدم کردم ... من بودم که کار برایت درست کردم ... من بودم که تو را رشد دادم ... من بودم که به جایی رساندمت ...

من خودم با توانایی خودم به این جا رسیده ام ... من خودم با توانایی خودم با پول خودم با قدرت خودم با زیبایی خودم ....

همه ی زندگیمان پر شده از این من ها و من ها  و خود را تافته ی جدا دانستن ...

دقیقاً همان حرف های مزدوران در گذشته و تاریخ را می زنیم ؛ قارون گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه 49) ؛ من خودم بودم که با توانایی خودم توانستم به این نقطه برسم! 
سرانجام من من کردن های قارون چه شد ؟!.... در اعماق زمین سرنگون شد.
یادمان نرود هرچه داریم و به هر جایی که رسیده ایم ، هر رشدی که داشته ایم همه از نعمت های خداوند است ؛ چرا این ها را از خودمان می دانیم ؟!!

شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد

«ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ» (سوره زمر/ ۴۹)
این خداوند است که دهنده ی نعمت است ، ما هیچ کاره ایم ، خیال برمان داشته که این خودمان هستیم که توانسته ایم این نعمت ، این موقعیت و این فرصت را به دست آوریم ...
و این درست مثل قارون است چنانچه به او اعتراض شد که این نعمت‌ ها را از خدا بدان ، سهم خودت را هم ببر ؛ اما آن را در راه خدا مصرف کن ، او در جواب گفت: «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدی» ؛ ( قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است. (سوره قصص/  آیه ۷۸)

این ویژگی را خیلی از ما آدم ها امروزه از شیطان به نوعی ارث برده ایم البته با ورژن جدیدش ...

خودم به دستش آوردم ، هنر خودم بود؛ این ها خطاهای بزرگی هستند که متأسفانه دچارش شده ایم ؛ غرّه شدن به خود.

گویند شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد.

فرصت این ماه را برای پاک کردن خطاهایمان غنیمت شماریم ... اگر می خواهیم به خدا نزدیک شویم ، گام اول پا گذاشتن بر روی خود و رهایی از اینغرور و منیّت ها است ...


- نظرات (0)

آیا کسی به شما بدی کرده

بخشش

خیلی اوقات وقتی دانشمندان و بزرگان علمی سخنی را می گویند با تمام قد در مقابلشان می ایستیم و برایشان کف می زنیم و تحسینشان می کنیم ، اما این را فراموش نکنیم که خیلی از این سخنان امروزی این عزیزان را ، هزاران سال پیش قرآن و معصومین علیهم السلام برای ما گفته اند ...

در این مقاله به یکی از این موارد اشاره می کنیم :

جی. پی. واسوانی از آموزگاران بلند پایه ی معنوی هندو می گوید: «آیا کسی به شما بدی کردهاست؟ او را ببخشید ، حتی پیش از آنکه از شما طلب بخشایش کند . آنگاه ذهن شما در آرامش خواهد بود و جهان اطراف به شما لبخند خواهد زد

عفو و بخشش دیگران ... کلماتی که هم در ظاهر زیبا هستند و هم وقتی آن را به کار می بریم زیبایی دو چندان آن برایمان ملموس تر می شود ...

امام صادق (علیه السلام) در تعریف عفو می‌ فرمایند: عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام ، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود ، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده ‌تر از پیش کنی. (گیلانی ، عبدالرزاق ؛ ترجمه مصباح الشریعة ، ج1، ص 374)

یكى از بزرگ ترین فضایل اخلاقى كه در قرآن كریم و روایات مورد تأكید فراوان قرار گرفته، مسأله عفو و گذشت است.

قرآن كریم در یكى از آیات درباره عفو مى‌ فرماید: الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ ... (آل عمران ، 134) همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى ‏كنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند ...

 

اگر می خواهیم خدا از ما بگذرد ...

ما اگر بخواهیم خداوند از گناهانمان درگذرد ، باید نسبت به دیگران عفو و گذشت داشته باشیم: وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ؛ (نور ، 22) و باید عفو کنند و گذشت نمایند . مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟

کسانی هستند که نه تنها بدی دیگران را عفو می کنند و اصلاً بدی دیگران را به نظر خودشان نمی آورند، بلکه بدی آنها را با خوبی جواب می دهند. قرآن کریم می فرماید: وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن

عفو و گذشت سلوک بندگان خداوند است...

قرآن کریم بندگان خوب خدا را به چند قسم گروه تقسیم می کند :

گروه اوّل کسانی هستند که بدی دیگران نسبت به خود را می بینند و در نظر می گیرند امّا عفو می کنند.

مثل این آیه شریفه که می فرماید: وَلْیَعْفُوا (نور/22) و باید عفو کنند .

گروه دوم کسانی هستند که اصلاً بدی را نمی بینند و به نظر خودشان نمی آورند .

در مورد این گروه قرآن کریم می فرماید:

وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (تغابن/14)

و اگر ببخشایید و در گذرید و بیامرزید ، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

و گروه سوم کسانی هستند که نه تنها بدی دیگران را عفو می کنند و اصلاً بدی دیگران را به نظر خودشان نمی آورند، بلکه بدی آنها را با خوبی جواب می دهند.

قرآن کریم می فرماید: 

وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ (فصلت/34)

و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن .

یا در آیه دیگری می فرماید:

وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا (فرقان/63)

(بندگان خداى رحمان کسانى ‏اند که) : و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى ‏دهند.

مهربان بود و آرامش‌بخش

گذشت ، پلی برای رسیدن به آرامش

آرامش انسان در گذشت است همانطور که در روایات چنین آمده است :
رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله می فرمایند:
«عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد.» (ری شهری ، محمد ؛ ج 3، حدیث 13184)
دلیل این آرامش بسیار روشن است همانطور که روایات اهل بیت بدست می آید عفو و گذشت باعث ازبین رفتن بغض و کینه و عداوت ها است و وقتی در انسان بغض و کینه و عداوت نباشد چه چیز جز آرامش سرای جان می شود!
پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله در این باره می فرمایند :

«عافوا یسقط الضّغائن بینكم‏» (نهج الفصاحه ص385 ،ح1155)

از یكدیگر گذشت كنید ، تا كینه‏ هاى میان شما از بین برود.

عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام ، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود ، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده ‌تر از پیش کنی

و به تعبیر خواجه:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد                         نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان                            که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
و از همه برتر آن چه باعث آرامش انسان است رضوان الهی است که با عفو و گذشت بدست می آید:
پیامبر صلى الله علیه و آله می فرمایند :
«مَن یَغفِر یَغفِرِ اللّهُ لَهُ وَ مَن یَعفُ یَعفُ اللّهُ عَنهُ» (نهج الفصاحه ، ص 734،ح 2809)

هر كس از خطاها درگذرد ، خدایش از او در گذرد و هر كس گذشت كند خدا نیز از او گذشت كند.

 

کلام آخر :

از عفو و كرم الهى درس بگیریم ؛ فَاعْتَبِرْ بِعفوِ اللّهِ... . (محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 78، ص 284، روایت 1، باب 24)

یكى از صفات خداى متعال این است كه بد و خوب ـ هر دو ـ را مورد رحمت خود قرار مى‌دهد. ما انسان‌ ها هم باید سعى كنیم مظهر صفات خدا باشیم ؛ یعنى در مواردى كه حكمت و مصلحت اقتضا مى‌كند ، با همه مردم ، اعم از انسان‌ هاى خوب و بد ، رفتارى توأم با مهر و عطوفت داشته باشیم.

این هم انگیزه بالاترى است كه انسان‌ ها كوشش نمایند صفت رحمانیت الهى را در خود تقویت كنند ؛ زیرا خداوند كه كمال مطلق است ، گناهكاران را از رحمت خود محروم نمى‌ سازد : اَلا تَرى اَنَّ شَمْسَهُ اَشْرَقَتْ عَلَى الأبْرارِ و الفُجّارِ و اَنَّ مَطَرَهُ یَنْزِلُ على الصّالحینَ و الخاطِئینَ ؛ آیا نمى‌ بینى كه خورشید خدا بر خوبان و بدان یكسان مى ‌تابد و باران خدا هم بر نیكوكاران و خطاكاران ـ هر دو ـ مى ‌بارد؟


- نظرات (0)

ناگفته هایی از شب قدر !

بڑے مفسروں کی رائے شب قدر کے بارے میں

فلسفه شب قدر چیست؟

نقلی در اوایل شرح صحیفه سجادیه است که به فلسفه شب قدر اشاره دارد.

مسئله از اینجا نشأت گرفته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خوابی دیدند که به این خواب در آیه 60 سوره اسراء اشاره است : «وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّویَا الَّتِی أَرَیْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا كَبِیرًا»

داستان خواب این بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خواب می بینند که میمون ها بر منبرش بالا و پایین می آیند و ملعبه کردند و مردم در حالی که رو به منبر هستند پشت پشت از در مسجد خارج می شوند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از این خواب اندوهگین شدند و  این آیه نازل شد و جبرئیل به پیامبر (صلی الله و علیه و آله) خبر داد که بعد از تو ، بنی امیه که از بزرگترین دشمنان تو هستند و الان همه این جنگ ها را بر تو تحمیل می کنند ، صاحب این منبر و حکومت و ریاست مسلمان ها می شوند و این منبر تو ملعبه این بوزینه صفت ها می شود و اینها از نظر قرآن شجره ملعونه هستند و ما آنها را می ترسانیم.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) تأسف شدیدی از این مسئله پیدا کردند چون بنی امیه بدترین دشمنان پیامبر بودند و با اسلام شدیداً عناد داشتند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از آینده اسلام و تربیت دینی امتش شدیداً ناراحت شدند.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از جبرئیل سوال می کنند که آیا من زنده هستم که اینها این کار را می کنند ؟ جبرئیل می گوید نه.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) سوال می کنند که چقدر مدت حکومتشان طول می کشد ؟ جبرئیل می گوید: هزار ماه .

بعد سوره قدر نازل شد که «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ما یک شب را به امت تو می دهیم که از این هزار ماه بنی امیه بهتر است و در این یک شب عبادت بیش از هزار ماه را در پرونده امتت ضبط می کنیم که جبران آن کمبود تربیت‌ ها و توفیقاتی که کم کم رخ می دهد ، بشود.

پیامبر از این نگران بودند که حالا دنیای امتش این طور شد تکلیف آخرتشان که پرونده آنها از اعمال صالح خالی می شود، چه؟ به ایشان گفته شد که امت تو اگر یک شب را از غروب تا اذان صبح عبادت کنند مثل 83 سال و 4 ماه در پرونده آنها ضبط می کنیم بلکه بالاتر که جبران این مسائل شود و این مژده ای برای پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چون امام عصر (عج) خلیفة الله است و مستجاب الدعوه است و برای همین به ما می گویند که شب قدر بیدار باشید و عبادت کنید تا با دعای ایشان گرفتاری‌ها برداشته شود و آن‌هایی که قرار است بمیرند، عمر بیش‌تری برایشان مقدر شود و یا حوادث بد برداشته شود و از دعای امام عصر (عج) در این شب استفاده شود و آن شب عبادت‌هایی که مردم می کنند جلب رحمت کند

قرآن چگونه بر پیامبر نازل شد و آیه «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» اشاره به مسئله ای دارد؟

قرآن دو جور نازل می شد گاهی قرآن «انزلنا» می گوید یعنی یک دفعه می آید و گاهی «تنزیل» می گوید که به معنی تدریج است.

«انزلنا» اشاره به این دارد که کل قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر می آمد و جبرئیل از سه سال قبل از دعوت عمومی پیامبر (صلی الله علیه وآله) همه قرآن را بر قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند و دیگر هر شب قدر این انزلنا بود تا شب قدر آخر که دو بار قرآن را بر قلب مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : امسال جبرئیل دوبار قرآن را بر من خواند و من بر این باورم که سال دیگر زنده نیستم.

بنابراین رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) 23 سال طول کشید و بعلاوه سه سال قبل از آن و سال آخر که دو بار کل قرآن بر پیامبر خوانده شد که مجموعا 27 بار همه قرآن بر قلب ایشان نازل شد.

قرآنی که نوشته می شد «تنزیل» بود ؛ هنگامی که حالت وحی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست می داد و به تدریج می آمد ، ایشان به کتّاب وحی می گفتند و آنها می نوشتند و جمع آوری می کردند و از آنجا که اصل قرآن در نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود گاهی می فرمودند این سوره تمام نشده و یا اینکه مثلاً جای دو آیه خالی بگذارید بعد که آمد می گویم که بنویسید. چون همه قرآن در نزد ایشان بود و یا وقتی سوره ها تمام می شد می فرمودند که این سوره تمام شد و می توانید بخوانید و تبلیغ و ترویج کنید.

کلام را با روایتی بسیار زیبا به پایان می برم :

على بن محمد نوفلى می‌ گوید: شنیدم از امام جعفر صادق علیه ‌السلام که فرمود: گاه مى ‌شود که بنده‌اى براى نماز شب بر می ‌خیزد در حالی که خواب بر او غلبه مى ‌کند و به سمت راست و چپ مایل می‌ شود (و از خستگى و شدت خواب) چانه او به روى سینه‌اش مى ‌چسبد ، در این حال خداوند متعال به درهای آسمان و زمین فرمان مى ‌دهد و آن ها برای او گشوده می ‌گردند. سپس به فرشتگان می فرماید: به این بنده من نظر کنید که براى نزدیک شدن به من ، چه سختى ‌هایى را بر خود روا مى ‌دارد در حالى که من این عمل را بر او واجب نکرده‌ام . و او امیدوار به سه چیز از جانب من می ‌باشد:

اول آنکه گناهانش را بیامرزم ، دوم آنکه توفیق توبه را به او ارزانى دارم، سوم آنکه روزى او را فراوان کنم ؛ اى فرشتگان! شاهد باشید که خواسته ‌های او را برآورده کردم. «ثواب ‌الاعمال و عقاب الاعمال ، صفحه 91»

و چه شب هایی بهتر از ماه رمضان آن هم در شب های قدر برای خواندن نماز شب!

انشالله که فرصت ها را از دست ندهیم ....

منابع:

بیانات استاد خوانساری



- نظرات (0)