سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نردبانی برای خوشبختی !

نیکی

هر روز وقت اذان ، صدای قرآن را می‌شنویم و یادمان می‌رود که کلید گنج سعادت قرآن است و تدبر و عمل به آیات آن ، ما را سعادتمند می‌سازد.

 

گره به دست خودتان باز می‌شود

هر جایی که دنبال رد پای خوشبختی هستید به زوایای پنهان و آشکار زندگی خود بنگرید ، بسیاری از اوقات گره کورمان به دست خودمان باز می‌شود.

یکی از زیباترین راه حل‌های قرآن این است که هر جایی به مشکل برخورد کردید به پدر و مادر خود نیکی کنید . اگر مشکلی دارید و اگر بر جاده موفقیتتان مانعی قرار گرفته بدانید گران‌بهاترین عمل خیر ، دلجویی از پدر و مادر است ؛ اگر در قید حیات هستند به آن‌ها محبت کنید و با زبان خوش از ایشان دلجویی نمایید و هیچ گاه آنان را آزار ندهید و با سخنان درشت دلشان را نشکنید .

وَقَضَیٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا غڑ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا

و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید ؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن ، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو.(اسرا/23)

 

مدیون دعای پدر و مادر هستم

حضرت آیت الله مرعشی نجفی در بیانی اذهان داشتند : من همه موفقیت‌هایم را مدیون دعای خیر پدرم می‌باشم . پدرم یکی از علما و فضلای عصر و زمان خویش بود و بسیار درس خواند و مطالعه کرد و گاهی مادر مرا، برای دعوت پدر برای نهار و شام می‌فرستاد وقتی زمان استراحت و خواب ایشان بود من صورت را بر کف پای پدر قرار می‌دادم و او از گرمای صورت من بیدار می‌شد و همان لحظه برای من دعا می‌کرد و از خداوند می‌خواست تا شهد علم و ایمان را در قلب من ریزد .

خداوند در قرآن بیان می‌دارد اگر پدر و مادرتان به سن پیری رسیدند بال‌های محبتت را بر ایشان بگشا اگر به بیماری و ضعف رسیدند از آنان تیمار داری کن و به آنان محبت نما ؛ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا برای هر دو از روی مهر و محبت ، بال فروتنی فرود آر و بگو : ای پروردگار من آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند ، مورد رحمت قرار ده

رهبر عظیم الشان انقلابمان حضرت آیت الله خامنه ای نیز همیشه مشمول دعای خیر پدر و مادر بودند . پدر ایشان در اواخر عمر دچار بیماری شدند و ایشان که در قم تحصیل می‌کردند برای مداوا و همراهی پدر به مشهد رفتند و چون پدر محبت و علاقه خاصی به ایشان داشتند درخواست کردند که در مشهد بماند.

ایشان فقط به خاطر رضایت و خشنودی پدر قم را به قصد مشهد ترک کرد و در کنار پدر و به یاری ایشان و تحصیل علم پرداختند و تا آخر عمر و زیر سایه دعای خیر پدر و مادر و رضایت ایشان به جایگاه  و منزلت  بالای علمی و معنوی رسیدند.

اگر در نیکی به پدر و مادر متحمل سختی شدیدی شدید بدانید که خداوند دانای بینا است و چه بسیار راه های موفقیت فقط به خاطر این سختی‌ها و ناملایمتی ها هموار می‌گردد و چه بسیار باران رحمت بر سر بندگان نازل می‌گردد.

با چشمان تیز بین نگاه کنید سعادت شما در زندگی در گرو اعمالتان است اگر پدر و مادرتان زنده هستند به آن‌ها نیکی کنید و اگر در قید حیات نیستند بر سر مزارشان بروید و از آنان بخواهید برایتان دعا کنند ، از مکان‌هایی که دعا مستجاب می‌شود بر سر قبر پدر و مادر است. هر چقدر در این راه رنج و سختی بیشتر ببینید به گنج سعادت نزدیک‌تر می‌شوید .

در تاریخ جوانی بود به نام اویس قرنی که بسیار نام پیامبر را شنیده بود . از مادر اجازه گرفت تا به دیدار او رود اما مادر گفت تا شب برگرد راه طولانی را طی کرد تا در مدینه به مسجد پیامبر رسید. پیامبر را جویا شد؛ گفتند در مسجد نیست . ساعت‌ها منتظر ماند اما پیامبر را ندید. دید هوا تاریک می‌شود اطاعت حرف مادر او را بر آن داشت تا برگردد.

اویس مسیر را به سوی مادر پیش گرفت. به محض آنکه اویس مکان را ترک کرد ، پیامبر وارد مسجد شد گفت بوی بهشت به مشامم می‌رسد چه کسی اینجا بود؟ خبر دادند که جوانی به نام اویس قرنی برای دیدار شما آمده بود.

به راستی چه خصلتی در اویس وجود داشت که وجود او را هم پایه ی بهشت معرفی می کند؟! آیا جز اطاعت و رضایت مادر مسیحی خود بوده است ؟!

یکی از زیباترین راه حل‌های قرآن این است که هر جایی به مشکل برخورد کردید به پدر و مادر خود نیکی کنید . اگر مشکلی دارید و اگر بر جاده موفقیتتان مانعی قرار گرفته بدانید گران‌بهاترین عمل خیر ، دلجویی از پدر و مادر است ؛ اگر در قید حیات هستند به آن‌ها محبت کنید و با زبان خوش از ایشان دلجویی نمایید و هیچ گاه آنان را آزار ندهید و با سخنان درشت دلشان را نشکنید

خداوند در قرآن بیان می‌دارد اگر پدر و مادرتان به سن پیری رسیدند بال‌های محبتت را بر ایشان بگشا اگر به بیماری و ضعف رسیدند از آنان تیمار داری کن و به آنان محبت نما؛ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا

برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو : ای پروردگار من آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده .(اسرا/24)

ای کاش همه ما می دانستیم که نردبان موفقیت و بال پرواز و صعود در گرو رضایت پدر و مادر است. آیا می‌شود با شکستن دل پدر و مادر بر قله خوشبختی قرار گرفت؟؟؟

مسابقه محبت راه بسیار زیبایی است که لطف و رحمت خداوند را به شما معطوف می‌دارد . تا می‌توانید به آنان نیکی کنید و بدون هیچ قید و شرطی دوستشان بدارید.

وَ قَضَیٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا غڑ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا؛‌

و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید ، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو(اسرا/23)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: نگاه محبت آمیز به پدر و مادر عبادت محسوب می‌شود.

همچنان که برنامه عبادتی روزانه خود را بر پایه نماز سر وقت تنظیم می‌کنیم محبت و نیکی به پدر و مادر را نیز جز عبادات روزانه قرار دهیم . بعد از مدتی اثر این عمل خیر را در زندگی خود خواهید دید و با تمام وجود تأثیر دعای خیر پدر و مادر را در زندگی‌ و پیشرفت معنوی و علمی حس خواهید کرد .


- نظرات (0)

عملی که عذاب پدر و مادر را کم می کند!


والدین

امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرمایند: هر کس در جوانى قرآن بخواند و مومن هم باشد قرآن با گوشت و خونش بیامیزد و خداوند او را با فرشتگانى که نماینده و سفیر حق اند و فرشتگان نویسنده اعمال ، همدم و قرین سازد و در روز قیامت قرآن براى او حایل و مانع از آتش جهنم خواهد بود و در حق وى دعا کند و گوید: بارالها، هر کارگرى به اجرت کار خود رسید جز کارگر من، (و تلاوت کننده من) پس بزرگترین و گرامى ترین بخشش هاى خود را نصیب او گردان .
بعد از این تقاضا، خداوند آن جوان قارى را دو جامه از جامه هاى بهشتى بپوشاند و تاج افتخار بر سر او نهد. آن گاه به قرآن خطاب شود: آیا درباره این جوان تو را خشنود کردم؟ قرآن در پاسخ  گوید: پروردگارا! من بیش از این درباره این جوان آرزو داشتم. پس امان نامه اى به دست راستش و فرمان جاوید ماندن در بهشت را به دست چپش دهند و او را داخل بهشت کنند. بعد از آن به جوان تلاوت کننده قرآن گویند: اینک بخوان (یعنى قرآن را بخوان و با هر آیه اى که مى خوانى) یک درجه بالا رو. آن جوان به عدد هر آیه اى که فرا گرفته و خوانده و به آن ها عمل نموده است درجات بهشت را بالا مى رود و تصرف مى کند. پس به قرآن خطاب مى شود: آیا آنچه را آرزو داشتى درباره این جوان قارى انجام دادیم؟ آیا تو را درباره وى خوشحال و سرافراز ساختیم؟ قرآن در جواب گوید: آرى، اى پروردگار من! آنگاه حضرت فرمود: هر کس قرآن را بسیار تلاوت کند و با این که برایش سخت است آن را به ذهن خود سپارد دو بار این پاداش را به او مى دهد. (کافی، ج1، ص441).

درجات بهشت به تعداد آیات قرآن

امام علیه السلام فرمودند: قرآن را از روى آن بخوان. زیرا که قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. مگر نمى دانى که نگاه کردن به قرآن علاوه بر خواندن آن، مستقلا عبادت محسوب مى گردد

مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «علیکم بتلاوة القرآن فان درجات الجنة على عدد آیات القرآن، فإذا کان یوم القیامة قیل لقارئ القرآن اقرأ و ارقأ فکلّما قرأ آیة یرقى درجة؛ بر شما باد به تلاوت قرآن! زیرا که درجات بهشت با عدد آیات مساوى است. روز قیامت به قارى قرآن گفته می شود که: بخوان و بالا برو. و او هر آیه که می خواند، یک درجه بالا می رود». (وسائل الشیعه، ج2، ص842)
آرزوی نهایی هر مسلمان مؤمنی راه یافتن به بهشت برین است. این بهشت درجاتی به تعداد آیات قرآن کریم دارد، به آنان که حامل قرآن هستند در بهشت می گویند: بالا برو و بخوان. بنابراین حافظ قرآن در سایه تلاوت قرآن در دنیا ، قرآن با جان او عجین می شود و چنین حافظی وقتی وارد بهشت شد به او می گویند: بخوان و بالا برو و او لب می گشاید و آیات قرآن از دهان مبارک او سرازیر می گردد. 
البته منظور فقط حفظ آیات قرآن کریم نیست بلکه منظور عجین شدن با آیات کریمه قرآن می باشد که در پی آن عامل شدن به دستورات آیات قرآن می آید.
آیة الله جوادی آملی (ره) در این باره می فرماید: در جهان برزخ، زمینه ای برای تکامل عملی نیست، تا انسان با انجام کاری واجب یا مستحب به کمال برتر عملی برسد، ولی راه تکامل علمی باز است؛ نظیر آنچه در رؤیا برای روح معلوم می شود و برای آگاهی به آن حرکت فراگیری از قبیل کوشش های بدنی در زمان بیداری راه ندارد و بسیاری از علوم و معارف دین در آن جا برای انسان ها روشن و مشهود خواهد شد و چون عدد درجات بهشت به عدد آیات نورانی قرآن کریم است، برای ترفیع درجات شیعیان، ابتدا از تعلیم قرآن بهره مند خواهند شد و سپس با فرمان «اقرأ وارق»، می خوانند و در درجات بهشت صعود می کنند. 
ایشان با بیان اینکه صعود در درجات بهشت پاداش قرائت در عالم آخرت نیست، بیان داشت: زیرا در عالم برزخ، تکلیف و عمل مکلّفانه که جزا را به همراه داشته باشد نیست، بلکه صعود بهشتیان در درجات بهشت، همان ظهور انس با قرآن در دنیا است.

قرآن را از رو بخوانید

یکى از دستوراتی که پیشوایان دین در باب تلاوت قرآن به ما داده اند، خواندن از روى آن است و روى این مسئله تاکید فراوانى کرده اند. چه بسا علت این تاکید، بهره گرفتن از "نورانیت" قرآن است، تا مسلمانان از آن بهره بیشترى ببرند و نورانیتش در آنان اثر گذارد.
احادیثى از معصومین علیهم السلام رسیده است که انسان هر وقت مى خواهد قرآن بخواند، از روى خط قرآن تلاوت کند، زیرا قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. 
از جمله احادیثى که بر این مطلب صراحت دارد، روایت اسحاق بن عمار است که به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: جانم به قربانت، من قرآن را حفظ کرده ام آیا از حفظ بخوانم یا از روى آن؟
امام علیه السلام فرمودند: از روى آن بخوان. زیرا که قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. مگر نمى دانى که نگاه کردن به قرآن علاوه بر خواندن آن، مستقلا عبادت محسوب مى گردد. (اصول کافى، ج 4، کتاب فضیلت قرآن . ص 418، حدیث 5)
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام فرموده اند: هر کس قرآن را از روى آن تلاوت کند چشم وى نیز از قرآن بهره بردارى مى نماید و از عذاب او و پدر و مادرش هم کاسته مى شود گر چه با کفر از دنیا رفته باشند. (ثواب الاعمال، ص 231؛ اصول کافى، ج 4، ص 417، حدیث 1 و 4).

بر شما باد به تلاوت قرآن! زیرا که درجات بهشت با عدد آیات مساوى است. روز قیامت به قارى قرآن گفته می شود که: بخوان و بالا برو. و او هر آیه که می خواند، یک درجه بالا می رود

رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز در این باره فرموده اند: هیچ چیز بر شیطان سخت تر از آن نیست که انسان قرآن را از روى آن بخواند.
نیز از آن حضرت روایت شده: سهم چشم  هایتان را از عبادت بپردازید. پرسیدند: یا رسول الله! سهم چشم از عبادت چیست؟ فرمودند: نگاه کردن به قرآن و تفکر در آن و پند گرفتن از شگفتى هاى آن است. (الجامع الصغیر).
و نیز چنین فرمودند: برترین عبادت امت من تلاوت قرآن با نگاه به آن است. (آداب المتعلمین، ص 151).
از روایت فوق به دست مى آید که تنها خواندن قرآن، تلاوت کامل و مطلوب نیست. بلکه علاوه بر خواندن اگر به آیات الهى، نگاه شود و قرآن در مقابل فرد تلاوت کننده قرار داشته باشد بهتر است.
همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم فرمودند: «تلاوت قرآن بدون نگاه به قرآن، هزار درجه است و تلاوت از روی قرآن تا دو هزار درجه بالا می رود» (فرهنگ نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «فضیلت نگاه به قرآن»).
شاید از این احادیث بتوان استفاده کرد که خواندن قرآن از روى آن به تدبر و تفکر نزدیکتر است تا از حفظ خواندن.
ضمنا در مورد نگاه نمودن به قرآن و ریختن گناهان باید گفت که خداوند آن قدر رحمان و رحیم است که در هر زمینه ای لطف و بخشش او بیش از مقدار عمل بندگان است.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کسى که قرآن را از روى آن تلاوت کند، نور دیدگانش زیاد می گردد و بار گناه پدر و مادرش سبک می شود؛ هر چند که هر دو کافر باشند» (کافی، ج2، ص449).
همچنین فرمود: «خواندن قرآن از روى آن، موجب تخفیف عذاب از پدر و مادر می شود؛ گر چه کافر باشند».(کافی، ج2، ص440)


- نظرات (0)

هوای آلوده امروز و دل آرام پیامبر صلوات الله علیه

حضرت محمد

در میان هیاهوی عصر امروز؛ در میان مشکلات اقتصادی کوچک و بزرگی که هر کس را به نحوی به خود مشغول ساخته و عده ای را به کشیدن نقشه های موذیانه برای جیب مردم کشانده، در میان سیاست مدارانی که متهم می شوند و سیاست بازانی که جولان می دهند و برای رسیدن به منافع بزرگ و کوچک، دین و اخلاق را پایمال می کنند، در میان غوغاها و شایعاتی که شبکه های اجتماعی برای زندگی ما رقم می زنند، در میان همه این بلواها و بلبشوها باید به عقب نگاه کرد. لازم نیست همچون برخی گروه ها صدای سَلَفیت و عقبگرد سر داد، همین که محور دین و زندگی، فراموش نشود کافی است.
باید کمی به خوبی ها فکر کرد؛ باید چشم ها را باز کرد و دانست که کجا باید برویم و چگونه باشیم. الگوی ما رسول الله صلی الله علیه واله است. (احزاب؛ 21)

ظهور محمد صلی الله علیه و آله

نماز و دعای پیامبرصلی الله و علیه وآله مثال زدنی است اما آنچه جامعه امروز ما نیازمند آن است، اخلاق اجتماعی پیامبر(صلی الله و علیه وآله) است؛ اینکه ایشان در کنار سایر مردم چگونه زندگی می کرد؟

در زمانه ای نه چندان دور، در زمانی که مردمان برای بیشتر داشتن، خون یکدیگر را می ریختند، به کوچک ترین بهانه ای آبرو  و جان و مال خاندانی را به یغما می بردند، در زمانی که منافع حزب و گروه باارزش تر از خواسته های خدا بود، در زمانی که مردمان خون ملخی که به آن ها پناه آورده بود را محترم می شمردند و برای حفظ آن حاضر به ریختن خون انسان ها بودند، در چنین عصر تاریکی، محمد، رسول خدا صلی الله علیه و آله، ظهور کرد و با اخلاق و سیره خود روشنایی به عالم داد که دامنه اش به زمان ما هم رسید.
با این حال، عده ای دانسته یا نادانسته سعی در خاموشی این نور داشته اند و دارند. برخی نیز با برجسته کردن قسمتی و نادیده گرفتن بقیه زندگی پیامبر و خلاصه کردن او تنها در قامت یک حاکم، شخصیت عظیم ایشان را کوچک جلوه می دهند. اما خداوند اراده دیگری دارد .

خُلق عظیم

قرآن کریم، مهم ترین معرف پیامبر صلی الله علیه واله است. با کسی تعارف ندارد و سخن حق را بی پروا می گوید. قرآن در مورد پیامبر چنین می گوید:
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ ۞ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ ۞ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ؛ (الحاقة؛ 44-46)
و اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست، ما او را با قدرت مى گرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع مى كردیم.
همین قرآن بدون هیچ گونه ملاحظه ای، اخلاق پیامبرش  را چنین توصیف می کند:
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیم ؛ (قلم؛ 4)
و یقیناً تو بر ملکات و سجایاى اخلاقى عظیمى قرار دارى .
خداوند در جای جای قرآن از پیامبر یاد کرده و اخلاق او را ستوده و او را الگوی نیکویی برای مردم معرفی کرده است. مهربانی و عطوفت و غمخواری پیامبر صلی الله و علیه وآله یکی از محورهایی است که قرآن همواره بر آن تأکید داشته است:
لَقَدْ جَاءَكُمْ رَ سُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِ یصٌ عَلَیكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَ ءُوفٌ رَّ حِیمٌ؛ (توبه؛ 128)
به راستی که پیامبری از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنج که شما می برید، برای او گران می آید، و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است .

رحمتی برای عالمیان

پیامبر می فرمود: تکلف و زحمت بی جا در زندگی ما پیامبران نیست. همچنین توصیه می کرد: بدی های یکدیگر را (از هر حزب و جناحی) پیش من بازگویی نکنید، زیرا دوست دارم با دلی آرام و خالی از کدورت نزد شما بیایم

حسن رفتار پیامبر صلی الله علیه واله اختصاص به مسلمین و مؤمنین نداشت؛ بلکه شامل کفار و مشرکین و اهل کتاب نیز می شد. از همین رو بود که در مدت حضور پیامبر صلی الله و علیه وآله در مکه، ارتباط مردم با پیامبر موجب واهمه مشرکین از مسلمان شدن آن ها بود، تا جایی که با روش هایی مثل تحریم و توهین سعی در قطع این ارتباط داشتند.
لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك؛ (ال عمران؛ 159)
اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پیرامونت پراکنده مى شدند.
نماز و دعای پیامبرصلی الله و علیه وآله مثال زدنی است اما آنچه جامعه امروز ما نیازمند آن است، اخلاق اجتماعی پیامبر(صلی الله و علیه وآله) است؛ اینکه ایشان در کنار سایر مردم چگونه زندگی می کرد؟
پیامبر پوزش عذر خواهان را می پذیرفت. در مقابل بدی دیگران بدی نمی کرد بلکه گناه آنان را نادیده می گرفت و از آنان می گذشت. تبسمش از همه بیشتر بود. 
اگر کسی نزد حضرت سخن دروغی می گفت لبخندی می زد و می فرمود سخنی است که او می گوید. نه تنها دیگران را ملامت نمی کرد، بلکه اگر در حضورش کسی را ملامت می کردند می فرمود به او کاری نداشته باشید.
رسول خدا صلی الله و علیه وآله دعوت کسی را رد نمی کرد. هدیه را می پذیرفت هرچند چیز کوچکی بود. از درگیری با مردم دوری می کرد چراکه خود فرموده بود خداوند او را از آن نهی کرده است. با اصحاب به صورت حلقه وار می نشستند تا مجلسشان صدر و ذیلی نداشته باشد و در نگاه دیگران برتری برای خود کسب نکرده باشد.
پیامبر می فرمود: تکلف و زحمت بی جا در زندگی ما پیامبران نیست. همچنین توصیه می کرد: بدی های یکدیگر را (از هر حزب و جناحی) پیش من بازگویی نکنید، زیرا دوست دارم با دلی آرام و خالی از کدورت نزد شما بیایم.

این است زندگی و شریعت سرتاسر نور محمدی. شریعتی که با آیین سر بریدن و ربودن دختران و ایجاد و ترویج برده داری و به دندان کشیدن جگر انسان و به هم زدن آرامش چند کشور، تطابقی ندارد.

حیات محمدی به نام و شعار نیست که با نوشتن شعاری بر پارچه ای و علم کردنش، محقق شود. محمد صلی الله علیه واله یک مکتب است؛ مکتب آدم سازی؛ مکتبی که نه خشونت در آن جای دارد نه اتهام و کینه توزی و حیله گری.
به امید آنکه با تبعیت از رفتار و منش این پیامبر عظیم که رحمة للعالمین است، در این آلودگی ها، با هر رنگ و نژادی که هستیم جامعه ای سرشار از صلح و زیبایی و طراوت معنوی و اجتماعی را رقم بزنیم.


- نظرات (0)

با این آیه همه مشکلات حل می شود

عطیه فریدونی

لطفاً خودتان را معرفی کنید.
عطیه فریدونی هستم. رشته تحصیلی ام مهندس نرم افزار می باشد.

حفظ قرآن را از چه زمانی شروع کردید؟
حفظ قرآن فعالیتی بود که از دوران راهنمایی شروع کردم. بعد از سپری کردن دوره ی اول دبیرستان، یک سال درس و مدرسه را رها کردم و به شکل تخصصی به حفظ قرآن مشغول شدم.

آیا این وقفه ای که بین درس و مدرسه ایجاد شد، ضربه ای نزد؟ پشیمان نیستید؟
اصلاً، این کار نه تنها ضربه ای نزد بلکه به من در درس ها هم کمک کرد.

هدفتان از حفظ قرآن چه بود؟

در ابتدای راه با تشویق پدر و مادرم وارد مقوله حفظ قرآن شدم. بعد از گذشت مدتی، وقتی به دبیرستان وارد شدم و قدرت تشخیصم بهتر شد احساس می کردم با حفظ کردن آیات، خود قرآن روشنگر راه زندگی ام است. ضمن اینکه قرآن و حفظ آن روی رفتارها و منش هایم، نوع نگاه به زندگی کردنم تأثیر بسیاری دارد و در حقیقت این حفظ قرآن سپری است که آدمی را از رفتن به راه های خطا حفظ می کند.

در مسیر حفظ قرآن آیه و یا سوره ای مورد توجه و علاقه ی ویژه شما قرار گرفته است؟
در این مسیر آیه ها و سوره های ویژه بسیار است که خیلی جاها می توان نکات ارزشمندی از آنها استخراج کرد اما در کل قرآن دو آیه را خیلی دوست داشتم:

در ابتدای راه با تشویق پدر و مادرم وارد مقوله حفظ قرآن شدم. بعد از گذشت مدتی، وقتی به دبیرستان وارد شدم و قدرت تشخیصم بهتر شد احساس می کردم با حفظ کردن آیات، خود قرآن روشنگر راه زندگی ام است. ضمن اینکه قرآن و حفظ آن روی رفتارها و منش هایم، نوع نگاه به زندگی کردنم تأثیر بسیاری دارد و در حقیقت این حفظ قرآن سپری است که آدمی را از رفتن به راه های خطا حفظ می کند.

1- زمانی که سپاه مسلمین در برابر سپاه کفار قرار گرفته، خداوند می فرمایند: وَ لا تَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ وَ کانَ اللَّهُ عَلیماً حکیما (104 نساء) شما از این شرایط دشوار سختی می کشید و در شرایط درد و الم هستید. سپاه کفار هم شرایط شما را دارند... این وسط با یک واو حالیه امتیاز سپاه مسلمانان را مطرح می کند می فرماید: و ترجون  و... این در حالی است که شما مسلمانان به خداوند امید دارید و آنها (کافران) این امید را ندارند و این وجه امتیاز مسلمانان نسبت به کفار است که مسلمانان همیشه امیدوارند اما کافران ندارند.
2- قسمتی از آیه 36 سوره زمر هم هست که می گوید: « أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ » در واقع این عبارت کوچک همه چیز را پوشش می دهد و می فرماید: خداوند برای بنده اش کافی نیست؟! 
با این عبارت همه ی دغدغه های زندگی پوشش داده می شود و آرامش عجیبی نصیب انسان می شود.
انسان وقتی در مشکلات و دغدغه های زندگی قرار می گیرد و به یاد این آیه می افتد انگار همه چیز حل می شود و مشکلات برایش آسان می شود. 
این آیه برای همه ی ابعاد زندگی کافی است ...

رمز موفقیتتان در حفظ قرآن چه بود؟
اگر از دید معنوی نگاه کنیم فقط و فقط دعای خیر پدر و مادر است.
اگر فکر کنیم که بدون دعای پدر و مادر می توان به جایی رسید و کاری کرد، اشتباه است و من قطعاً عامل موفقیت خودم را دعای پدر و مادر می دانم.

الان از اینکه حافظ قرآن هستید چه احساسی دارید؟
من همیشه سعی کردم حافظ بودن را برای خودم امتیازی برای فخر فروشی  و ... ندانم اما خوب به هر حال با توجه به روایاتی که داریم حفظ کردن قرآن یک امتیاز معنوی و توفیقی از جانب خداوند است.
از اینکه در خانواده و در اجتماع به عنوان حافظ قرآن مطرح می شوم قبل از هر چیزی به من قوت قلب می دهد.
خیلی از مراحل زندگی که دچار ناامیدی و یأس شده ام، همین قوت قلب  و حفظ قرآن پشتوانه و امیدواری دوباره به من داده است و با داشتن این قرآن که به لطف خداوند در سینه دارم، در شرایط سخت توانسته ام خوب مدیریت کنیم.

عطیه فریدونی

حفظ قرآن چه اثری در زندگی تان داشته است؟
قرآن به خودی خود و بدون توجه به مفهوم آن خودش نور است و تأثیراتی دارد حال چه بسا اگر این توجه به قرآن در باب حفظ و تدبر باشد تأثیر بیشتر خواهد داشت چرا که هر آنچه برای زندگی نیاز داشته باشیم در این کلام الهی است. در روایت است که قرآن مقامش از خداوند پایین تر و بالاتر از هر آنچه از غیرخداوند است. حال با توجه به چنین موقعیت و موهبت بزرگی و داشتن این گنج در سینه ، مسلماً گنجینه غنی است که باید قدر بدانیم.

اولین سوره ای که حفظ کردید چه بود؟
دوران ابتدایی سوره های کوچک جزء 30 را حفظ کردم. در دوران راهنمایی از ابتدای قرآن حفظ کردم اما در حفظ تخصصی ام اولین سوره، سوره ی نور  بود.

بهترین و مهمترین شیوه برای حفظ قرآن چیست؟
رمز موفقیت در حفظ قرآن، فقط و فقط تکرار است. ابتدا آیه خوانده شود بعد ترجمه و آنقدر این آیات تکرار شود که در حافظه کامل جا بگیرد.

اگر می خواهید حافظ قرآن شوید باید برای حفظ  وقت بگذارید، حفظ قرآن سخت نیست اما برای کیفیت خوب باید اراده و تلاش و وقت خوبی بگذارید.

از دوران حفظ خاطره ای دارید؟
سالی که برای حفظ قرآن به شکل تخصصی در نظر گرفتم به واقع سالی تکرار نشدنی بود و هر لحظه آرزوی این را دارم که آن سال دوباره برگردد.
در آن سال تمام ابعاد زندگی ام با قرآن در ارتباط و عجین شده بود بطوری که حتی برای کنکور نهایت زمانی که برای درس خواندن می گذاشتم شاید 10 ساعت بود اما در آن یک سال برای حفظ قرآن من روزانه 15- 14 ساعت کامل و مفید قرآن می خواندم به طوری که حتی گاهی می شد که من یک هفته فقط 4 ساعت می خوابیدم و بقیه ساعات را به حفظ و ارتباط با قرآن  می گذراندم و واقعاً توان و وقت من برکت دیگری داشت.

حرف آخر

توصیه و پیشنهادتان برای علاقمندان به حفظ قرآن چیست؟
اول از همه به دوستانی که علاقمند به حفظ قرآن هستند بگویم که تبریک می گویم به این علاقه ی آنها، چرا که به واقع علاقمند بودن به حفظ بهترین و ارزشمندترین علاقه ای است که یک فرد مسلمان می تواند داشته باشد.
اولین مزیتی که برای حفظ قرآن می توان گفت این است که قرآن همیشه با یک حافظ همراه است و شخصی که حافظ است باید حتماً یک قرآن به همراهش داشته باشد چیزی که شاید برای دیگران دغدغه ای نباشد. (برای از بین نرفتن حفظ قرآن از ذهن یک حافظ، او مجبور است که همیشه یک قرآن همراهش باشد چیزی که شاید یک فردی که حافظ نیست دغدغه ای برایش نباشد.)
اگر می خواهید حافظ قرآن شوید باید برای حفظ  وقت بگذارید، حفظ قرآن سخت نیست اما برای کیفیت خوب باید اراده و تلاش و وقت خوبی بگذارید.
حفظ و ارتباط با قرآن یک میانبر برای رسیدن به خود و رسیدن به گمشده ای که مردم امروز در جستجوی آن هستند و در نهایت رسیدن به خداوند است.
به نقل از آقای سلیمی (قاری بین المللی): تمام مشکلات جامعه، آمار جرم و جنایت همه به دلیل مهجور بودن و عزلت قرآن است و اگر همه ی جامعه یک برنامه مناسب برای ارتباط با قرآن در زندگی ایجاد کنند قطعاً و قطعاً مشکلات حل خواهد شد.


- نظرات (0)

عذاب این افراد2برابراست

عذاب

در بحث پاداش و عذاب هایی که از جانب خداوند به انسان می رسد صحبت بسیار است. در این فرصت می خواهیم پیرامون مواردی که در مقابل آن ها عذاب دو برابر نصیب انسان می شود صحبت کنیم.
با ما همراه باشید....

گمراه کنندگان دو برابر عذاب می شوند

یکی از موضوعاتی که از اسباب و مقدمه ای برای رسیدن عذاب به انسان می باشد موضوع ضلالت است. ضلالت یعنی انحراف از راه راستِ زندگی که دو گونه است : گاه ابتدایی و گاه کیفری است.
گاهی در ابتدا انسان راه را نمی داند یعنی حق به گوش او نرسیده و پیام خداوند متعال به او منتقل نشده است و یا منتقل شده اما گوش نداده یعنی راه را خدا به او نشان داده اما او مخالفت می کند؛ وقتی کسی با راهنمایی الهی مخالفت می کند مشمول ضلالت کیفری می شود یعنی خداوند او را به کیفر گوش ندادن به راهنمایی خداوند گمراه می کند.

خطرناک ترین گمراهان چه کسانی هستند؟

خطرناک ترین گمراهان کسانی هستند که هم خودشان گمراه هستند و هم دیگران را گمراه می کنند.

"گمراهان از نظر قرآن چند طائفه هستند:

طائفه اول ابلیس و فرمانبردارانش هستند.

طائفه دوم رهبران فاسد سیاسی هستند. سران استکبار و رهبران فاسد سیاسی نخستین گروه از انسان های شیطان صفت هستند که هم گمراه و هم گمراه کننده اند که به دلیل قدرت سیاسی و امکاناتی که برای گمراه کردن مردم دارند از خطرناک ترین عوامل بیرونی گمراهی محسوب می شوند.
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) داریم: خطرناک ترین چیزی که من بر شما می ترسم رهبران گمراه کننده است که این خطر در جامعه اسلامی اتفاق افتاد و جامعه اسلامی گمراه شدند که این گمراهی تا امروز هم ادامه دارد. (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

عذاب چه کسانی دو برابر محاسبه می شود؟

هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنا بر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت

"روز قیامت وقتی است که همه در محضر خدا حاضر می شوند. نتیجه ضلالت گروه های دنباله روی استکبار در آنجا ظاهر می شود. در آیه 21 سوره مبارکه «ابراهیم» آمده است: «وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِیعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَیْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَیْنَاکُمْ سَوَاء عَلَیْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِیصٍ؛ و همگى در برابر خدا ظاهر مى شوند پس ناتوانان به گردن کشان مى گویند ما پیروان شما بودیم آیا چیزى از عذاب خدا را از ما دور مى کنید؟ مى گویند اگر خدا ما را هدایت کرده بود قطعا شما را هدایت مى کردیم، چه بى تابى کنیم چه صبر نماییم براى ما یکسان است، ما را راه گریزى نیست»"(به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).
بنابر این مراقب باشیم که دنباله روی چه کسی و یا کسانی هستیم ... به چه حزبی یا چه فردی رأی می دهیم؟ 
یادمان نرود که اگر کسی کورکورانه از کسی تبعیت کرد این آیه درباره او صادق است. عقل و خرد داریم و خداوند می گوید خردمحور باشید.
"در آیه ای از قرآن اهل جهنم از خداوند می خواهند عذاب گمراه کنندگان را دو برابر کند. در آیه 38 سوره مبارکه «اعراف» آمده است: «قَالَ ادْخُلُواْ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِی النَّارِ کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَکُواْ فِیهَا جَمِیعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَؤُلاء أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَلَکِن لاَّ تَعْلَمُونَ؛ (خداوند به آنها) می گوید: داخل شوید در صف گروه های مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهی وارد می شوند گروه دیگر را لعن می کنند تا همگی با ذلت در آن قرار گیرند (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می گویند: خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن (کیفری برای گمراهیشان و کیفری به خاطر گمراه ساختن ما) می گوید برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است ولی نمی دانید (زیرا پیروان نیز اگر گرد پیشوایان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتی بر اغوای دگران نمی داشتند)" (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

این تبعیت کار دستمان می دهد

در قیامت عده ای که در دنیا سنت گرای تعصبی بودند و گوششان به هیچ حرف حق و هدایتی بدهکار نبود [بقره، 170] و برای همین مسیر هدایت را رها و در همان گمراهی بزرگان و گذشتگان خود آواره مانده بودند، با ابراز ندامت از اینکه چرا پیرو خدا و رسولش نبودند (یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا) دست به شکایت از همان بزرگان خود می زنند و با انداختن تمام تقصیرها به گردن آن ها تلاش می کنند خود را بی گناه نشان دهند تا شاید روزنه ای برای فرار از عذاب بیابند (وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا) و بعد برای همان بزرگانی که در دنیا سنگشان را به سینه می زدند و در برابر دین خدا از آن ها حمایت می کردند تقاضای عذاب مضاعف می کنند (رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ).
هر چند پاسخ این عده در این آیات نیامده است؛ اما پاسخ را می توان در سوره اعراف مشاهده کرد. در آنجا آمده است: هنگامی که این پیروانِ گمراه تقاضای عذاب مضاعف برای پیشوایان و سردمداران خود می کنند به آن ها گفته می شود: لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُونَ؛ هم برای آن ها عذاب مضاعف است و هم برای شما، ولی نمی دانید. [اعراف، 38].
مضاعف بودن عذاب ائمه کفر و ضلال روشن است؛ زیرا هم گمراه شدند و هم گمراه کردند؛ اما مضاعف بودن مجازات این پیروان گمراه چرا؟!
دلیلش به مانند رهبرانشان است؛ یک عذاب به دلیل همین گمراهی که دارند و عذاب دیگر برای کمک به آن ظالمان و تقویت راه باطلشان.
"بر کسی پوشیده نیست که ظالمان به تنهایی نمی توانند کاری از پیش ببرند؛ این ها یاران و پیروانی می خواهند تا گرم کنندگان تنور داغ ظلم و کفرشان باشند و در نبود آن ها راه باطلشان را با سنت گرایی های متعصبانه و کورکورانه شان ادامه دهند.
بنابراین مراقب باشیم که "اگر جایی ظلمی دیدم و سکوت کردیم و یا در صورت ظالم لبخند زدیم نتیجه اش را خواهیم دید ..." (به نقل از حجت الاسلام قرائتی).

عذاب مضاعف برای پیامبر خدا!

احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم: به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است.

قرآن به پیامبر هشدار می دهد: وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلیلاً، إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنا نَصیراً 
و اگر ما تو را ثابت قدم نمى ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزدیك بود به آنان تمایل كنى. اگر چنین مى كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنیا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو مى چشاندیم سپس در برابر ما، یاورى براى خود نمى یافتى!( الإسراء : 74 و 75).
نوشته اند:«وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ» اگر چنین نبود كه ما با عطا كردن نیروى عصمت و لطف خود تو را محافظت كردیم، نزدیك بود كمى به سوى آن ها تمایل نشان دهى و بعضى از خواسته هاى آنان را عملى کنی در این صورت ما دو برابر عذاب دنیا و آخرت را به تو مى چشاندیم، یعنى هر چه عذاب دنیا براى گناه كاران و هر چه براى آخرت و پس از مرگ براى آن ها آماده كرده ایم درباره تو دو برابر مى کردیم و این مطلب دلیل بر آن است كه زشتى و بزرگى معصیت بستگى به مقام فاعلش دارد كه هر چه مقام وى بالاتر باشد، گناهش هم بزرگ تر و كیفرش سخت تر است. (ترجمه جوامع الجامع گروه مترجمان، ج 3، ص 483).
در تفسیر دیگری این پرسش، (چرا عذاب مضاعف؟) مطرح و پاسخ داده شده است: روشن است كه هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنابر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت. (اصول كافى جلد اول كتاب العقل و الجهل صفحه 9 حدیث 8).
یك انسان بى سواد و ضعیف الایمان اگر گناه كبیره اى مرتكب شود، چندان غیر منتظره نیست و به همین دلیل مجازات كمترى دارد، اما یك فرد با ایمان و عالم پرسابقه هرگاه گناه صغیره اى نیز انجام دهد، جاى تعجب خواهد بود، و چه بسا مجازات او در برابر این گناه كوچک از مجازات آن عامى بى سواد در برابر آن گناه كبیره شدید و سنگین تر باشد. (مکارم، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 12، ص 214).

عذاب سادات گنهکار دو برابر مردم عادی

یکی از مواردی که در مسأله عذاب دریافت دوبرابری عذاب برایشان ذکر شده است، سادات می باشند.
در روایتی داریم که می فرماید: احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم : به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است. (اصول كافى جلد 2 صفحه 210 روایت 2)
طبق حدیث سادات گناهكار دو برابر دیگران عذاب مى كشند، چنانكه فرمانبرداران آنها نیز دو برابر ثواب مى برند. (الحمیرى؛ قرب الاسناد، ص: 357)
دلیل آن نیز روشن است؛ زیرا آنها انتساب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و امام على و حضرت زهراء (سلام اللّه علیهما) دارند و گناهان آنها، موجب ناراحتى بیشتر آنها مى شود و بنابراین گناهانشان دو برابر حساب مى شود.


منابع: 
سایت بینات 
حجت الاسلام قرائتی 
حجت الاسلام ری شهری 


- نظرات (0)

گفتم خدایا

  • خدایا…!!!

گفتم: خسته ام…

گفتی: ( لاتقنطوامن رحمة الله…
  • خدایا…!!!

    گفتم: خسته ام…

    گفتی: ( لاتقنطوامن رحمة الله… "از رحمت خدا ناامید نشوید" زمر/35)

    گفتم: کسی نمیداند در دلم چی میگذره…

    گفتی: (إن الله بین المرء وقلبه… "خداوند حائل است بین انسان و قلبش" انفال/26)

    گفتم: کسی را ندارم…

    گفتی: (نحن إقرب إلیه من حبل الورید…"ما از رگ گردن به تو نزدیکتریم" ق/16)

    گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی...

    گفتی: (فاذکرونی، أذکرکم… "مرا یاد کنید تا به یاد شما باشم" بقره/152)


    - نظرات (0)