سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

در انار خوردن با کسی شریک نشوید!

انار

انار، در چند آیه از قرآن کریم آمده [انعام/99 و 141 - الرحمان/68] و در بعضی از آیات، یکی از میوه‌های بهشتی معرفی شده است (فیهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّان‏ [الرحمان/68] در آن‌دو (بهشت) میوه‌‏هاى فراوان و درخت خرما و انار است!).

خواص و مطالب مختلف و فراوانی برای این میوه،‌ بیان شده و ما بعضی از این خواص و مطالب را از دیدگاه روایات، بررسی می‌کنیم.

مطالبی که در مورد انار مطرح می‌شود، هم اثرات و مطالب عقیدتی را شامل می‌شود و هم خواص جسمی و روحی این میوه را؛ زیرا در بسیاری از روایات، این خواص با هم ذکر شده‌اند.

 

انار، سَرور میوه‌ها

امام پنجم (علیه السلام) فرمودند: «الْفَاكِهَةُ عِشْرُونَ وَ مِائَةُ لَوْنٍ سَیِّدُهَا الرُّمَّانُ [1] میوه 120 جور است و سَرور همه انار است».

 

دانه‌ای بهشتی در انار

اسحاق بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «فِی كُلِّ رُمَّانَةٍ حَبَّةٌ مِنَ الْجَنَّةِ [2] در هر اناری دانه‌ای از بهشت وجود دارد» (توضیح: بعید نیست که خداوند فرشته‏‌ها را بگمارد تا در هر انارى دانه‌‏اى بهشتى قرار دهند، و شاید؛ منظور، این ‌است كه خداوند در هر انار دانه‌‏اى پرسود و پربركت آفریده مانند انار بهشت [3]).

 

فرشته‌ای که دانه‌ی بهشتی بعضی انارها را بر‌می‌دارد

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «كَانَ أَمِیرُ الْمُۆْمِنِینَ (علیه السلام) إِذَا أَكَلَ الرُّمَّانَ بَسَطَ تَحْتَهُ مِنْدِیلًا فَسُئِلَ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لِأَنَّ فِیهِ حَبَّاتٍ مِنَ الْجَنَّةِ فَقِیلَ لَهُ إِنَّ الْیَهُودِیَّ وَ النَّصْرَانِیَّ وَ مَنْ سِوَاهُمْ یَأْكُلُونَهَا قَالَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَكاً فَانْتَزَعَهَا مِنْهُ لِئَلَّا یَأْكُلَهَا [4]امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) موقع انار خوردن دستمالى می‌گسترد، و مى‌‏فرمود: در انار؛ دانه‏‌هایى بهشتى نهفته است، گفتند: یهود و نصارى و غیر آنها از آن مى‌‏خورند، فرمود: در موقع انار خوردن آنها خداوند ملكى می‌فرستد كه آن دانه‏‌هاى بهشتى را ببرد تا خوراك آن ها نگردد».

امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) موقع انار خوردن دستمالى می‌گسترد، و مى‌‏فرمود: در انار؛ دانه‏‌هایى بهشتى نهفته است، گفتند: یهود و نصارى و غیر آنها از آن مى‌‏خورند، فرمود: در موقع انار خوردن آنها خداوند ملكى می‌فرستد كه آن دانه‏‌هاى بهشتى را ببرد تا خوراك آن ها نگردد»

در انار خوردن با کسی شریک نشوید

امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فرمودند: «مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ثَمَرَةٌ كَانَتْ أَحَبَّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله علیه و آله) مِنَ الرُّمَّانِ وَ قَدْ كَانَ وَ اللَّهِ إِذَا أَكَلَهَا أَحَبَّ أَنْ لَایَشْرَكَهُ فِیهَا أَحَدٌ [5] روى زمین میوه‏‌اى محبوب‌‏تر از «انار» نزد رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) نبود، به خدا قسم وقتى انار میل مى‌‏كرد دوست داشت كسى را در آن شركت نكند».

و روایت از امام صادق (علیه السلام) است که: «مَا مِنْ طَعامٍ آكُلُهُ إلّا وَ أَنَا أَشْتَهِی أنْ اُشارَکَ فِیهِ أَوْ قالَ أَنْ یُشْرِكَنِی فِیهِ إنْسانٌ إِلّا الرُّمانَ فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ رُمّانََةٍ إِلّا وَ فِیها حَبَّةٌ مِنْ الْجَنَّةِ [6] هیچ غذایی نمی‌خورم مگر آنکه میل دارم که در آن مورد شراکت قرار گیرم (یا فرمود: انسانی در آن با من شریک شود) مگر انار، پس هیچ اناری نیست مگر آنکه در آن؛‌ دانه‌ای از بهشت وجود دارد».

ترکه‌ی انار

انار، دشمن شیطان است

امام صادق از امام علی (علیهما السلام) نقل می‌فرمایند که: «فِی كُلِّ حَبَّةٍ مِنَ الرُّمَّانِ إِذَا اسْتَقَرَّتْ فِی الْمَعِدَةِ حَیَاةٌ لِلْقَلْبِ وَ إِنَارَةٌ لِلنَّفْسِ وَ َ تُمْرِضُ وَسْوَاسَ الشَّیْطَانِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً [7] هر دانه از انار كه در معده جایگیر شود دل را زنده مى‌‏كند و روشنى جان است و مداواى وسواس شیطان است تا چهل شب.» (مقصود از «وَسْوَاسَ الشَّیْطَانِ» می‌تواند این باشد که شیطانی به نام وسواس وجود دارد و هم می‌تواند؛ مقصود، وسوسه‌ی شیطان باشد و «تُمْرِضُ وَسْوَاسَ الشَّیْطَانِ» نسبت مرض به وسواس الشیطان، نسبت مجازی است [8]).

امام رضا هم از پدران گرامیش (علیهم السلام) از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نقل می‌فرماید: «كُلُوا الرُّمَّانَ فَلَیْسَتْ مِنْهُ حَبَّةٌ تَقَعُ فِی الْمَعِدَةِ إِلَّا أَنَارَتِ الْقَلْبَ وَ أَخْرَجَتِ الشَّیْطَانَ أَرْبَعِینَ یَوْماً [9] انار بخورید كه هیچ دانه از آن وارد معده نمی‌شود مگر آنكه دل را روشن می‌كند و شیطان را تا چهل روز از قلب دور می‌كند».

امام صادق از امام باقر (علیهما السلام) از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) نقل می‌فرماید: «الرُّمَّانُ سَیِّدُ الْفَاكِهَةِ وَ مَنْ أَكَلَ رُمَّانَةً أَغْضَبَ شَیْطَانَهُ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً [10] انار سَرور میوه‌هاست و هر كس یك دانه انار بخورد، چهل روز شیطانش را به خشم می‌آورد».

در کتاب دعائم است که: امام علی (علیه السلام) می‌فرمود: «...لَیْسَ مِنْ رُمَّانَةٍ إِلَّا وَ فِیهَا حَبَّةٌ مِنَ الْجَنَّةِ فَإِذَا شَذَّ مِنْهَا شَیْ‏ءٌ فَتَتَبَّعُوهُ وَ كُلُوهُ وَ كَانَ لَا یُشَارِكُ أَحَداً فِی الرُّمَّانَةِ وَ یَتْبَعُ مَا سَقَطَ مِنْهَا وَ یَقُولُ مَا أَدْخَلَ أَحَدٌ الرُّمَّانَ جَوْفَهُ إِلَّا طَرَدَ مِنْهُ وَسْوَسَةَ الشَّیْطَانِ [11] ...انارى نیست جز كه در آن یك دانه‌ی بهشتى وجود دارد و اگر چیزی از آن دور افتاد به دنبالش باشید و آن را بخورید، و [آن حضرت] در انارش كسی‌ را شریك نمی‌كرد و هر چه از انارش مى‏‌افتاد، بر می‌داشت و می‌فرمود: انار در درونى نمی‌رود جز كه وسوسه‌ی شیطان را از آن می‌راند».

هیچ غذایی نمی‌خورم مگر آنکه میل دارم که در آن مورد شراکت قرارگیرم (یا فرمود: انسانی در آن با من شریک شود) مگر انار، پس هیچ اناری نیست مگر آنکه در آن؛‌ دانه‌ای از بهشت وجود دارد»

خصوصیات دیگر انار

از امام صادق (علیه السلام) روایت است که: «شَیْئَانِ صَالِحَانِ الرُّمَّانُ وَ الْمَاءُ الْفَاتِرُ [12] دو چیز خوب است انار و آب نیم گرم».

روایت از امام حسن عسکری (علیه السلام) است که: «كُلِ الرُّمَّانَ بَعْدَ الْحِجَامَةِ رُمَّاناً حُلْواً فَإِنَّهُ یُسَكِّنُ الدَّمَ وَ یُصَفِّی الدَّمَ فِی الْجَوْفِ [13] پس از حجامت، انار شیرین بخور كه خون را آرام می‌كند و در درون، خون را تصفیه می‌كند».

امام علی (علیه السلام) فرمود: «كُلُوا الرُّمَّانَ بِشَحْمِهِ فَإِنَّهُ دِبَاغٌ لِلْمَعِدَةِ [14] انار را با پیه‌‏اش بخورید زیرا معده را پاک و دباغی می‌کند».

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «شَیْئَانِ یُۆْكَلَانِ بِالْیَدَیْنِ الْعِنَبُ وَ الرُّمَّانُ [15] دو چیز با دو دست خورده می‌شوند: انگور و انار».

همچنین آن حضرت فرمودند: «أَطْعِمُوا صِبْیَانَكُمُ الرُّمَّانَ فَإِنَّهُ أَسْرَعُ لِشَبَابِهِمْ [16] به كودكانتان انار بخورانید كه زودتر جوان شوند».

 و در روایتی دیگر از امام صادق (علیه السلام) است که: «لَمْ یَأْكُلِ الرُّمَّانَ جَائِعٌ إِلَّا أَجْزَأَهُ وَ لَمْ یَأْكُلْهُ شَبْعَانُ إِلَّا أَمْرَأَهُ [17] گرسنه، انار نمی‌خورد مگر آنكه سیر می‌شود و سیر نمی‌خورد جز آنكه او را گواراست».

 

پی‌نوشت ها:

 [1]. بحارالانوار/ج63، ص 156 - کافی، ج6 ص352

 [2]. همان، ص157

 [3]. با استفاده از توضیح صاحب بحار‌الانوار، ج63، ص166

 [4]. بحارالانوار/ج63، ص157 و 158 - کافی، ج6 ص353

 [5]. همان، ص158 - کافی، ج6 ص352

 [6]. اصول کافی، ج6، ص353

 [7]. بحارالانوار/ج63، ص156

 [8]. با استفاده از توضیح صاحب بحار‌الانوار، ج63، ص156

 [9]. بحارالانوار/ج63، ص154

 [10]. همان، ص163

 [11]. همان، ص166

 [12]. بحارالانوار/ج59، ص280

 [13]. همان، ص123

 [14]. بحارالانوار/ج63، ص154

 [15]. همان، ص119

 [16]. همان، ص164

 [17]. اصول کافی، ج6، ص353


- نظرات (0)

نعمت های بهشت تکرار نعمت های دنیاست

بهشت

قرآن کریم درباره قیامت و توصیف نعمت‌هاى بهشتی که مومنان از آن بهره‌مند خواهند شد می‌فرماید: «وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا ... قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ»؛[1] به كسانى كه ایمان آورده، و كارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، بشارت ده كه باغ‌هایى از بهشت براى آنها است كه نهرها از زیر درختانش جاری است. هر زمان كه میوه‌‏اى از آن، به آنان داده شود، می‌‏گویند: «این همان است كه قبلاً به ما روزى شده بود. (ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالی‌تر است).» و میوه‌‏هایى كه براى آنها آورده می‌شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یكسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاكیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

در بهشت هر نعمتى هر چند هم مهم باشد اگر دوام و بقاء نداشته باشد، بى‌ارزش است و انسان در عین برخوردارى از آن، غصه از دست دادن آن‌ را خواهد خورد و لذت یک نعمت ناپایدار به رنج دورى آن نمی‌‏ارزد. ولى در بهشت نعمت‌ها همیشگى و جاودانه است و این خود لذتى مضاعف است.

خداوند در این آیه كسانى را كه ایمان و عمل صالح داشته باشند به چهار نعمت بهشتى مژده می‌دهد. البته حقیقت نعمت‌هاى بهشتى براى ما روشن نیست، ولى براى تفهیم نسبى و ترسیم دورنمایى از آن، در قرآن و احادیث، نعمت‌هاى بهشتى را با نعمت‌هاى این دنیا مقایسه می‌‏كند و با زبانى كه براى ما قابل فهم باشد آنها را می‌‌‏آورد.

آن چهار نعمتى كه خداوند در این آیه به عنوان پاداش ایمان و عمل صالح به ذكر آنها پرداخته است عبارتند از:

1. باغ‌هایى كه از زیر درختان آن نهرها جارى است: جریان آب علاوه بر این‌ كه درختان و گل‌ها و گیاهان را سیراب می‌كند، خود یک حالت چشم نواز و با صفایى دارد كه به تنهایى براى یک تماشاگر لذت بخش است، در بهشت نیز این لذت وجود دارد.

2. میوه‌‏هاى بهشتى: بهشتیان از میوه‌‏هاى گوناگونى استفاده خواهند كرد. یكى از خصوصیات میوه‌ هاى بهشتى این است كه آنها نوع نامرغوب ندارند و همه آنها در طعم و رنگ و حجم مثل هم هستند و نمی‌توان یكى را بر دیگرى ترجیح داد؛ لذا هر بار كه بهشتیان از میوه‌‏اى استفاده می‌كنند می‌گویند كه این همان است كه پیش از این خوردیم و میوه‌‌هاى شبیه به هم به آنها داده می‌شود.

3. همسران پاكیزه: در بهشت همسرانى داده خواهد شد كه از هرگونه پلیدى و زشتى پاک و پاكیزه‌‏اند و انسان از دیدن آنها و زندگى با آنها لذت زاید الوصفى می‌‏برد.

اینها همان حوریانی هستند كه ذكر آنها در آیات دیگر آمده است.(حور العین بهشتی و ازدواج، 789؛ حور العین برای مقربان و اصحاب یمین، 36835).

4. جاودانگى: در بهشت هر نعمتى هر چند هم مهم باشد اگر دوام و بقاء نداشته باشد، بى‌ارزش است و انسان در عین برخوردارى از آن، غصه از دست دادن آن‌ را خواهد خورد و لذت یک نعمت ناپایدار به رنج دورى آن نمی‌‏ارزد. ولى در بهشت نعمت‌ها همیشگى و جاودانه است و این خود لذتى مضاعف است.[2]

اما برای جمله «قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ» مفسران احتمالاتی را مطرح کرده‌اند:

1. چون میوه‏‌هاى بهشت هر چند از درخت چیده شوند خداوند آن‌ را دوباره سر جایش بر می‌گرداند، روى این اصل اهل بهشت وقتى كه میوه‌‌اى را می‌خورند و همان را در جایش می‌بینند به اشتباه می‌افتند و با تعجب می‌گویند این همان است كه قبلاً نصیب و روزى ما شده بود.[3]

2. مراد آیه این است كه اینها قبلاً (در دنیا) روزى آنان بوده است.[4]

3. معناى آن این است كه: این میوه‌ها شبیه میوه‌هایى است كه قبلاً در بهشت از آن بهره‌مند بودیم، به عبارتی می‌دانند كه این میوه‌های جدید غیر میوه‌های گذشته است، ولی چون مانند آنها از رنگ، بو، طعم و نیكویى وصف ناشدنی برخوردارند، میوه‌های جدید را به میوه قدیم تشبیه می‌کنند.[5]

البته هیچ مانعى ندارد كه همه این مفاهیم و تفاسیر منظور باشد؛ چرا كه الفاظ قرآن داراى بطون و معانی مختلف است .[6]

جمله «وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً» نیز به چند وجه تفسیر شده است.

1. میوه‌هاى بهشت از نظر رنگ شبیه و مثل هم بوده ولى طعم و مزه آنها فرق دارد.[7]

2. همه میوه‌هاى بهشت از حیث خوبى مثل و شبیه هم هستند و پست و نامرغوب در آن وجود ندارد.[8]

3. برخى از میوه‌هاى بهشت مانند میوه‌هاى دنیا هستند. اما میوه‌هاى بهشتى بهتر و خوشبوتر است.[9]

4. به علت شباهت قسمتى از میوه‌هاى بهشت از نظر خصوصیات و لذّت به قسمت دیگر؛ لذا كلمه «مُتَشابِهاً» گفته شد.[10]

5. به جهت سنخیّت و شباهت همه میوه‌هاى بهشتى با هم، تعبیر به «متشابه» شده است.[11]

‌میوه های بهشتی به زمین نیامدند. بلکه خداوند که در قرآن از نعمت ها و میوه های بهشتی نام می برد. چند نمونه از آنها را که در همین دنیا هست و در دسترس مردم است را نام می برد مثل انگور، انار، خرما و...

معرفی چند میوه بهشتی

در روایتی تعداد میوه های بهشتی در دنیا را پنج تا معرفی کرده است:

«  عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ خَمْسَةٌ مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ فِی الدُّنْیَا الرُّمَّانُ الْإِمْلِیسِیُّ وَ التُّفَّاحُ وَ السَّفَرْجَلُ وَ الْعِنَبُ وَ الرُّطَبُ الْمُشَان‏»؛ ‌میوه های بهشتی به زمین نیامدند. بلکه خداوند که در قرآن از نعمت ها و میوه های بهشتی نام می برد. چند نمونه از آنها را که در همین دنیا هست و در دسترس مردم است را نام می برد مثل انگور، انار، خرما و...

در روایتی تعداد میوه های بهشتی در دنیا را پنج تا معرفی کرده است:

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ خَمْسَةٌ مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ فِی الدُّنْیَا الرُّمَّانُ الْإِمْلِیسِیُّ وَ التُّفَّاحُ وَ السَّفَرْجَلُ وَ الْعِنَبُ وَ الرُّطَبُ الْمُشَان‏» (مجلسی، بحار الانوار، ج63، ص155)

امام صادق علیه السلام فرموده است: پنج میوه بهشتى در دنیاست: انار ترش، سیب، گلابی، انگور، و رطب مشان (مشان نوع بسیار خوبى از رطب است).

البته میوه های بهشتی منحصر به این پنج تا نیست و در برخی روایات دیگر برخی میوه ها را به عنوان میوه بهشتی نام برده اند که غیر از این پنج تا است مثل خربزه ...

در چند آیه از قرآن از میوه های بهشتی به عنوان کثیر و فراوان یاد شده است:

«وَ فاكِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ» (واقعه، آیه20) و میوه‏هایى از هر نوع كه مایل باشند.

«وَ فاكِهَةٍ كَثِیرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ» (همان، آیه 32و 33) و میوه‏هاى فراوانى كه هرگز قطع و ممنوع نمى‏شود.

«لَكُمْ فِیها فاكِهَةٌ كَثِیرَةٌ مِنْها تَأْكُلُونَ» (زخرف، آیه73 )

براى شما در آن میوه‏هاى فراوان است كه از آن تناول مى‏كنید.

 

پی نوشت ها :

[1]. بقره، 25.

[2]. ر. ک: جعفری، یعقوب، كوثر، ج ‏1، ص 101- 103.

[3]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏1، ص 162.(این تفسیر از ابى عبیده و یحیى بن كثیر نقل شده است).

[4]. همان.(ابن عباس و ابن مسعود چنین می‌گویند).

[5]. همان.(این نظر حسن بصرى و واصل بن عطا است).

[6]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 140.

[7]. همان.(ابن عباس و مجاهد).

[8]. همان.(قتاده و حسن بصرى).

[9]. همان.(عكرمه).

[10]. همان.(ابى مسلم).

[11]. همان.


- نظرات (0)

یک میهمانی خاص با پذیرایی خاص

روزه

در رمضان، مۆمنان با كارت «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ» به میهمانى خداوند دعوت شده‏اند، و این میهمانى هیچ سنخیّتى با میهمانى‏هاى دنیوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزیز و جلیل، میزبان انسان‏هاى جاهل و فقیر و فانى و مخلوق و ذلیل مى‏شود.

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِیضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (بقره ـ 185)

(روزه در) ماه رمضان، ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن كتابى است كه) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر كس از شما كه این ماه را دریابد، باید روزه بگیرد. و آن كس كه بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد (این قضاى روزه) براى آن است كه شماره مقرّر روزها را تكمیل كنید و خدا را بر اینكه شما را هدایت كرده، به بزرگى یاد كنید، باشد كه شكرگزار گردید.

 

نکات آیه:

«رَمَضانَ» از ماده «رمض» به معناى سوزاندن است. البتّه سوزاندنى كه دود و خاكستر به همراه نداشته باشد. وجه تسمیه این ماه از آن روست كه در ماه رمضان، گناهان انسان سوزانده مى‏شود.

ماه رمضان، ماه نزول قرآن مى‏باشد و تنها ماهى است كه نامش در قرآن آمده و شب قدر نیز در این ماه است. در تفسیر برهان از پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله نقل شده است كه فرمودند: تمام كتاب‏هاى آسمانى، در ماه رمضان نازل شده‏اند. ماه رمضان، بهترین ماه خدا است.

آن حضرت در جمعه آخر ماه شعبان، خطبه مفصلى در عظمت ماه رمضان ایراد كرده‏اند كه در بعضى از تفاسیر و كتب روایى آمده است. (بحار الانوار، ج 96، ص 356) همچنین در صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام در وداع ماه رمضان مناجات جان سوزى دارند.

شرط حضور در این مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نیست. در حدیث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سر باز زند و یا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد و یا از تأمین خواسته‏هاى مشروع او خوددارى كند و یا والدین از او ناراضى باشند، روزه او قبول نیست و شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است

رمضان ماه مهمانى خدا

در رمضان، مۆمنان با كارت «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ» به میهمانى خداوند دعوت شده‏اند، و این میهمانى ویژگى‏هایى دارد:

1 میزبان، خداوند است و میهمانان را شخصاً دعوت كرده است.

وسیله پذیرایى، شب قدر، نزول قرآن، فرود آمدن فرشتگان، استجابت دعا، لطافت روح، و دورى از دوزخ است.

3 زمان پذیرایى، ماه رمضان است كه به گفته‏ى روایات، اوّل آن رحمت، وسط آن مغفرت و آخر آن پاداش است.

4 چگونگى پذیرایى، شب قدر به گونه‏اى است كه در آن نیاز یك سال میهمانان تأمین مى‏شود و زمین با نزول فرشتگان در شب قدر مزیّن مى‏گردد.

5 غذاى این ماه، غذاى روح است كه براى رشد معنوى لازم است، نه غذاى جسم. لطف غذاى این مهمانى، آیات قرآن است كه تلاوت یك آیه آن در ماه رمضان همچون تلاوت تمام قرآن در ماه‏هاى دیگر است.

این میهمانى هیچ سنخیّتى با میهمانى‏هاى دنیوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزیز و جلیل، میزبان انسان‏هاى جاهل و فقیر و فانى و مخلوق و ذلیل مى‏شود و مى‏گوید: من دعایتان را مستجاب مى‏كنم و براى هر نفسى كه در ماه رمضان مى‏كشید، پاداش تسبیحى عطا مى‏كنم. (خطبه‏ى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در جمعه آخر ماه شعبان)

 

آداب مهمانى‏

در وسائل الشیعه (وسائل، ج 7، ص 119) براى اخلاق روزه‏دار در ضمن روایت مفصلى مى‏خوانیم:

روزه‏دار، از دروغ، گناه، مجادله، حسادت، غیبت، مخالفت با حقّ، فحش و سرزنش و خشم، طعنه و ظلم و مردم آزارى، غفلت، معاشرت با فاسدان، سخن‏چینى و حرام‏خوارى، دورى كند و نسبت به نماز، صبر و صداقت و یاد قیامت توجّه خاص داشته باشد.

شرط حضور در این مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نیست. در حدیث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سر باز زند و یا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد و یا از تأمین خواسته‏هاى مشروع او خوددارى كند و یا والدین از او ناراضى باشند، روزه او قبول نیست و شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است.

روزه گرچه فوائد و منافع طبّى از قبیل دفع و برطرف شدن مواد زاید بدن در اثر گرسنگى را دارد، امّا سحرخیزى و لطافت روح و استجابت دعا در ماه رمضان چیز دیگرى است و محروم واقعى كسى است كه از این همه خیر و بركت محروم باشد.

مردم افریقا

اثر اجتماعى روزه‏

بر كسى پوشیده نیست. روزه یك درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبى، افراد متمكن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى‏یابند، و هم‏ با صرفه‏جویى در غذاى شبانه روزى خود مى‏توانند به كمك آنها بشتابند.

البته ممكن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مساله جنبه حسى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد، روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسى مى‏دهد، لذا در حدیث معروفى از امام صادق علیه السلام نقل شده كه" هشام بن حكم" از علت تشریع روزه پرسید، امام علیه السلام فرمود:" روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنى مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنى طعم گرسنگى را بچشد و نسبت به فقیر اداى حق كند، چرا كه اغنیاء معمولا هر چه را بخواهند براى آنها فراهم است، خدا مى‏خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگى و درد و رنج را به اغنیاء بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند" (وسائل الشیعه جلد 7 باب اول كتاب صوم صفحه 3)

راستى اگر كشورهاى ثروتمند جهان چند روز را در سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند باز هم این همه گرسنه در جهان وجود خواهد داشت؟!

 

اثر بهداشتى و درمانى روزه‏

در طب امروز و همچنین طب قدیم، اثر معجزه‏آساى" امساك" در درمان انواع بیماری ها به ثبوت رسیده و قابل انكار نیست، كمتر طبیبى است كه در نوشته‏هاى خود اشاره‏اى به این حقیقت نكرده باشد، زیرا مى‏دانیم عامل بسیارى از بیماری ها زیاده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، چون مواد اضافى، جذب نشده به صورت چربی هاى مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربى و قند اضافى در خون باقى مى‏ماند، این مواد اضافى در لابلاى عضلات بدن در واقع لجنزارهاى متعفنى براى پرورش انواع میكروب هاى بیمارى‏هاى عفونى است، و در این حال بهترین راه براى مبارزه با این بیماری ها نابود كردن این لجنزارها از طریق امساك و روزه است!.

روزه زباله‏ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى‏سوزاند، و در واقع بدن را" خانه تكانى" مى‏كند.

به علاوه یك نوع استراحت قابل ملاحظه براى دستگاه هاى گوارشى و عامل مۆثرى براى سرویس كردن آنها است، بدیهى است شخص روزه‏دار طبق دستور اسلام به هنگام" افطار" و" سحر" نباید در غذا افراط و زیاده روى كند، تا از این اثر بهداشتى نتیجه كامل بگیرد، در غیر این صورت ممكن است نتیجه بر عكس شود.

در حدیث معروفى پیغمبر اسلام مى‏فرماید:" روزه بگیرید تا سالم شوید" (بحار الانوار جلد 96 صفحه 255)

چگونگى پذیرایى شب قدر به گونه‏اى است كه در آن نیاز یك سال میهمانان تأمین مى‏شود و زمین با نزول فرشتگان در شب قدر مزیّن مى‏گردد

پیام‏های آیه:

1ـ ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسان‏ها نیز مى‏تواند به مقدارى باشد كه قرآن در آنها نفوذ كرده باشد. «الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»

2ـ هدایت، داراى مراحلى است: یك مرحله‏ى عمومى است «هُدىً لِلنَّاسِ» و یك مرحله‏ى خاصّ است. «وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏»

3ـ وجوب روزه، بعد از یقین به حلول ماه رمضان است. «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ»

4ـ قضاى روزه بر مریض و مسافر واجب است. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ»

5ـ روزه‏ى قضا، مشروط به زمان خاصّى نیست. «أَیَّامٍ أُخَرَ»

6ـ احكام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ»

7ـ عسر و حرج، واجبات را از دوش انسان برمى‏دارد. «لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»

8ـ روزه‏ى قضا باید به تعداد روزهایى باشد كه عذر داشته است. «لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ»

9ـ هدایت و توفیق انجام عبادات، از طرف خداست. تكبیر، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و دیگران است. «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ»

10ـ روزه، زمینه‏ساز هدایت انسان و سپاسگزارى اوست. «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

بحار الانوار، ج 96

وسائل الشیعه، ج 7

 


- نظرات (0)

شب سرنوشت آغاز شب‏هاي قدر

شب قدر

 

اشاره

شب‏هاي قدر، اوج پر گشودن در فضاي نيايش و بندگي، و نهايت شکوفايي رحمت الهي بر بندگان است. شب قدر، ساعت پذيرايي از مهمانانِ بزم حضور است. در شب قدر، رو به آينه محاسبه مي‏نشينيم و چهره جان را بي‏غبار مي‏بينيم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شست‏وشوي مي‏دهيم. شب قدر، شب گشودنِ سفره دل و ريختن اشک نياز و فصل گريستن در آستان آفريدگار بخشاينده است. شب قدر، شب احياي خويش، با دم مسيحايي دعاست؛ شبي است که بايد قدر خويش را بشناسي، تقدير خويش را رقم بزني و خويشتنِ جديد را با قلم توبه و جوهر اشک ترسيم کني.

 

باران رحمت

قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند. حقيقت شب قدر، از نوع حقايق قرآني است و همان طور که قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين‏گونه است:

«و از قرآن، نازل کرديم آنچه را مايه شفا و رحمت براي مؤمنان است، و البته به ستمگران چيزي جز خسارت و زيان اضافه نمي‏کند».

 

فضيلت شب قدر

شب قدر، از شب‏هاي مقدس و با برکت اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد کرده و سوره‏اي نيز به نام «قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نمي‏رسد. اين شب، شب نزول قرآن و شب فرود آمدن ملائکه به همراه برترين و مقرب‏ترين فرشتگان است که «روح» ناميده مي‏شود. عبادت در شب قدر، برتر از عبادتِ هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يک‏سال انسان‏ها و روزي‏ها، عمرها و امور ديگر مشخص مي‏شود. ملائکه در اين شب بر زمين فرود مي‏آيند، به پيشگاه امام زمان (عج) مي‏روند و آنچه را براي بندگان مقدر شده است بر ايشان عرضه مي‏دارند.

 

قدر و امت‏هاي پيشين

يکي از موهبت‏هايي که بر امت پيامبر بزرگ اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بخشيده شده، شب قدر است؛ چنان که در حديثي از پيغمبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏خوانيم:

«خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و هيچ يک از امت‏هاي پيشين، از اين موهبت برخوردار نبوده‏اند».

قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند.

تقدير و مسئله اختيار

در روايات متعددي آمده است که در شب قدر، مقدرات يک‏سال انسان‏ها تعيين مي‏گردد. اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مسئله اختيار ندارد؛ چرا که تقدير الهي بر اساس شايستگي‏ها و لياقت‏هاي افراد و نيز ميزان ايمان، تقوا،

شب قدر

پاکي نيّت مقدّر مي‏شود؛ يعني براي هر کس، آن مقدّر مي‏کنند که لايق آن است و زمينه‏هايش، پيش‏تر از طرف خود او فراهم آمده، و اين نه تنها با اختيار منافات ندارد، بلکه تأييدي بر آن است.

 

نمايي از شب قدر

شب قدر، شب جدايي ميان اولياي خدا و اولياي شيطان است. شب دعا و ندبه، و شب نزول رحمت عام و کَرَم خداوند است. شب آشتي بنده با خداوند، و شست‏وشوي تيرگي‏هاي دل است. شب خودسازي و نزديک شدن به پروردگار است. شب تقسيم سهم است و بندگان به اندازه تلاششان در عبادت، پاداشي در خور مي‏برند. شب يادآوري نعمت‏هاي مادي و معنوي خداوند است. شب عروج انسان، از خاک به افلاک است. شب بيدار ماندن، بيدار کردن و آگاه شدن از مکتب است.

 

شب انديشه

شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند و با توبه، از سقوط حتمي رهايي يابند. شب قدر، شبي است که بار ديگر انسان فرصت مي‏يابد شيريني معرفت را بچشد و با تقويت درجات ايمان و يقين، در راه سير الهي و عروج به عالم بالا حرکت کند.

 

شب عاشقي

شب قدر، شبي است که بايد در عاشقي ثابت قدم بود. در طلب کوشيد و بيدار ماند و ديدار جُست و به نيايش پرداخت. شب قدر، شبي است که بايد به نيازمندان رسيد و دانايي طلبيد. شب قدر، شبي است که بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، عاشقانه ناليد و ديدار روي او را از خدا طلبيد.

شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند .

شب سلامت

در آيه آخر سوره قدر آمده است: «شب قدر، شبي است سراسر سلامت و خير و رحمت تا طلوع صبح». شب قدر، شبي است که از آغاز تا پايان سلامت است؛ هم قرآن در آن نازل شده، هم عبادت در آن معادل هزار ماه است، هم برکات الهي در آن شب نازل مي‏شود، هم رحمت خاص خدا شامل حال بندگان مي‏گردد و هم فرشتگان و روح ـ بزرگِ فرشتگان ـ در آن شب نازل مي‏گردند. حتي بر پايه بعضي روايات، شيطان در آن شب در زنجير است و از اين نظر، شب قدر، شبي همراه با سلامت است.

 

کيفيت نزول قرآن

بر اساس روايات، مجموع قرآن کريم، اين معجزه جاويد رسول اعظم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، در شب قدر به يک‏باره بر قلب حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نازل شد. به اين نوع نزول، در اصطلاح، نزول دفعي (يک‏باره) و نزول اجمالي قرآن مي‏گويند. اما قرآن نزول تدريجي و تفصيلي هم دارد که در 23 سال بر آن حضرت نازل گرديد. چه لذت‏بخش است در شب نزول قرآن، کنار چشمه سار زلال وحي، فروتنانه بنشينيم و دل و جان تشنه را از آن سيراب کنيم.

 

فرصت طلايي

شب‏هاي قدر، فرصتي است طلايي براي برقراري ارتباط مستقيم با پروردگار و راز و نياز با او. اين شب‏ها، بهترين فرصت و بهانه براي ترک هميشگي گناهان، دوري از بدي‏ها و پاک کردن زنگار از دل هاست. به اعتقاد بزرگان، شب‏هاي قدر، اوقات پر رمز و رازي است که در آن، خداوند وعده داده دعاهاي بندگان خود را اجابت کند.

شب قدر

شب برگزيده

شب قدر، شبي است که خداوند آن را از ميان شب‏ها برگزيده است ؛ چنان که از بين موجودات، انسان، از جمع پيامبران، حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، از ميان مکاتب، اسلام، از بين خانه‏هاي روي زمين، کعبه، از جمع سنگ‏ها، حَجَر الأسود، از ميان کتاب‏هاي آسماني، قرآن، از راه‏ها، صراط مستقيم، از سوره‏هاي قرآن، يس، از روزهاي هفته، جمعه، و از ماه‏هاي سال، رمضان را انتخاب کرده است.

 

شياطين در شب قدر

شب قدر، شبي است که شياطين در بندند و زمينه براي کارهاي خداپسندانه و مفيد به حال فرد و جامعه، فراهم است. از اين رو، در آن شب، مؤمنان از شر وسوسه‏هاي شياطين ايمن هستند. از رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روايت است که: «شيطان در اين شب، تا صبح بيرون نمي‏آيد و قدرت ندارد به کسي آسيب برساند. همچنين سِحْر هيچ ساحري در اين شب اثر نمي‏کند».

 

مناجات موسي عليه‏السلام

روايت است که حضرت موسي عليه‏السلام به خداوند عرض کرد: خداوندا! مي‏خواهم به تو نزديک شوم. فرمود: قرب من از آنِ کسي است که شب قدر بيدار شود. گفت: خداوندا! رحمتت را مي‏خواهم. فرمود: رحمتم از آنِ کسي است که در شب قدر به نيازمندان رحمت آورد. گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر صدقه‏اي بدهد. گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر تسبيح من گويد. گفت: خداوندا! رهايي از جهنم را مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر بخشايش بخواهد. گفت: خداوندا! خشنودي تو را مي‏خواهم. فرمود: خشنودي من از آنِ کسي است که در شب قدر دو رکعت نماز بگزارد.

 

مقام معظم رهبري و شب قدر

مقام معظم رهبري درباره فضيلت شب قدر فرمود:

«ليلة القدر، شب ولايت است؛ هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان(عج)است و همه شب قرآن و اهل‏بيت عليهم‏السلام است. از اين رو، سوره مبارکه قدر هم، سوره ولايت است. شب قدر خيلي ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‏ها و روزهايش ارزش دارد؛ البته ليله القدر در مقايسه با روزها و شب‏هاي ماه رمضان، خيلي فاخرتر است.... بايد قدر بدانيم. در اين روزها و در اين شب‏ها، همه بر سر سفره انعام الهي حاضريد؛ استفاده کنيد».

نيايش

الهي! ماه مبارک را حرام کردم؛ که نه قدر روزه را دانستم و نه قدرِ قدر را، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر. در ليلة الجوائز، جز شرمساري چه برم. بارالها! آهم جهنم‏سوز است. الهي! واي بر آنکه در شب قدر، فرشته بر او فرود نيامده، با ديو همدم و هم‏نشين گردد. الهي! به حرمت راز و نياز اهل راز و نيازت، اين نااهل را سوز و گداز ده.


- نظرات (0)

افزایش بهره مندی از ماه مبارک رمضان

ایمان

«إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»[ عوالی اللئالی، ج4، ص118] بهترین فرصت خودسازی و تلاش برای رسیدن به سیرتی زیبا، استفاده از موسم ماه مبارک رمضان است؛ چرا که فرمود: «عَمَلُكُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاۆُكُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ»؛[ امالی، شیخ صدوق، ج93] از این ‌رو سالک‌الی ‌الله به تکاپو می‌افتد و خود را به زحمت می‌اندازد و پا روی نفس می‌گذارد و خواسته‌های خدا را بر خواسته‌های خود ترجیح می‌دهد:

هَل الدّینُ إِلاَّ التَّرجیحُ عِنْدَ الدَّوَرانِ؟!؛ آیا دین جز ترجیح [آخرت بر دنیا و یا رضاى خدا بر هواى نفس و شیطان] هنگام دوران امر است؟! دین‌دارى انسان وقتى معلوم مى‌شود كه بر سر دوراهى دنیا و آخرت، و متابعت هواى نفس و شیطان و یا بندگى رحمان قرار گیرد.[ در محضر آیت‌الله بهجت، ج1، ص424]

چشم از ناپاکی‌ها می‌بندد و دست به‌سوی آن دراز نمی‌کند و قلب خود را برای خدا خالی می‌کند و برای قرب به محبوب به مستحبات می‌پردازد و خلاصه آنکه سالک در این ماه رهسپار جاده بندگی می‌شود.

 

چگونه از رمضان بیشترین بهره مندی را داشته باشیم؟

همان طور که در رابطه با ورود به مکانهای خاص آداب خاص است در ورود به زمانهای خاص نیز آداب خاصی وجود دارد ماه رمضان نیز عید اولیاء الله است لذا هر چه ادب ورود این ماه را بیشتر رعایت کنیم بهره مندی مان از این ماه بیشتر خواهد شد.

اگر ما روی این ماه حساب باز کرده و با توجه وارد این ماه بشویم مسلما از برکاتش نیز بیش از پیش برخوردار خواهیم شد. این ماه مبارک دارای دو قوس می باشد یک قوس، قوس نزول است و یک قوس نیز قوس صعود است ؛ قوس نزول همان نزول قرآن می‌باشد و قوس صعود نیز مربوط به صعود و اوج انسان است.

 

اولین سفارش در باب ادب ورود

اولین سفارشی که در رابطه با ادب ورود به ماه رمضان توصیه شده است بحث توبه است، زیرا اگر فردی آلوده باشد نمی تواند در این ماه رابطه عبد و رب را ایجاد کند در این ماه رب باید عبد را به رسمیت بشناسد و این زمانی صورت خواهد گرفت که عبد خودش را آماده کند و نوعی پاکی در خود ایجاد کرده باشد.

با سکوت بیشتر و فیلتر گذاری روی گوش‏ها و کنترل سایر حواس، از هدر دادن انرژی جلوگیری کنید. به تمرکز خود بیفزایید و فرصت‏های جدیدی برای انجام دادن کارهای مهم‏تر ایجاد کنید

حق الناس ها را دقت کنیم

از دیگر مواردی که برای وارد شدن به این ماه عظیم بسیار مهم می‌باشد این است که سعی کنیم حق الناسی بر گردن ما نباشد و اگر از کسی امانتی در دست داریم آن را به صاحبش بازگردانیم.

 

اگر به بخشش خدا امید داری، ببخش

 طرفی فراموش نکنیم که اگر می خواهیم خداوند ما را ببخشد و انتظار داریم تا این بخشش بزرگ نصیبمان شود از خطاهای دیگران نیز باید بگذریم.

 

توکلمان را به خدا زیاد کنیم

از دیگر مواردی که در این ماه سفارش شده است توکل کردن به خداوند است یعنی توکلمان به حضرت حق را باید افزایش دهیم.

 

دستورالعمل هایی برای بهره مندی از یک فرصت سرنوشت ساز

یکی از اهداف ماه مبارک رمضان، این است که از این فرصت سرنوشت ساز بیشترین بهره را ببریم. اگر بخواهیم به این هدف خود دست یابیم، باید برای لحظه لحظه آن حساب باز کنیم؛ حتی برای ساعاتی که درحال خواب یا استراحت هستیم.

 به طور کلی برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان، هر کسی باید متناسب با موقعیت شغلی و وضعیت جسمانی و روانی خودش، برنامه ریزی کند.

اگر دانشجو هستیم ، مهم‏ترین تکلیف و کاری که به عهده ما است دانش افزایی، تحصیل و تحقیق می‏باشد. از نظر سنی نیز یک جوان هستیم و از لحاظ جسمانی و روانی نیز از سلامت نسبی برخورداریم، در این صورت باید وقت خود را به چند بخش تقسیم کنیم:

بخش اول. برنامه ریزی برای دانش افزایی و تحصیل‏

در این قسمت باید ما به عنوان فردی که وظیفه و کار اصلی او تحصیل است، سعی کنیم با جدیت تمام و با تمرکز هر چه بیشتر درسمان را خوب مطالعه کنیم و تکالیف علمی خود را به خوبی انجام دهیم.

 

بخش دوم. برنامه ریزی برای عبادت‏

در ماه مبارک رمضان علاوه بر عبادت‏های معمول - که در طول سال همیشه باید انجام دهیم مانند نمازهای یومیه - عبادات واجب و مستحب دیگری نیز اضافه شده است؛ مانند خود روزه گرفتن که در سایر ماه‏های سال بر ما واجب نیست، ولی در این ماه  این‏چنین است. انجام دادن اعمال مستحبی که در این ماه تأکید فراوانی بر آن شده است؛ مانند تلاوت قرآن، خواندن دعاهای وارده و گفتن ذکر و خواب و استراحت.

تلاوت

بخش سوم. خواب و استراحت‏

لازمه استفاده بهینه از دو بخش گذشته، این است که خواب و استراحت انسان به مقدار کافی انجام شود. در غیر این صورت در دو بخش اول نیز موفق نخواهید بود.

رعایت نکات زیر به کیفیت استفاده از ماه مبارک رمضان می‏افزاید:

1. در شبانه روز چند نوبت قرآن تلاوت کنید، مثلا پانزده دقیقه بعد از نماز صبح، پانزده دقیقه بعد از نماز ظهر، پانزده دقیقه شب‏ها بعد از صرف افطاری.

2. ادعیه مأثوره را تقسیم کنید و آنها را نیز در چند نوبت در شبانه روز بخوانید. روزها به همان مقدار دعایی که بین نماز یا بعد از نمازهای یومیه خوانده می‏شود، اکتفا کنید، ولی شب‏ها کمی وقت بیشتری را صرف خواندن دعا کنید. اگر بعضی از دعاها طولانی است لازم نیست هر شب همه آن دعا را بخوانید.

3. برای استفاده بهینه از زمان در هنگام ایاب و ذهاب، ذکر بگویید (البته ذکرهای بدون صدا و آرام تا شائبه ریا به وجود نیاید).

باید سعی کنید از مرحله ذکر زبانی به مرتبه ذکر قلبی و یاد واقعی خداوند برسید؛ به طوری که او را حاضر و ناظر بر خود بدانید.

4. سعی کنید دائم الوضو باشید و حتی قبل از خواب نیز وضو بگیرید و به بستر خواب بروید؛ زیرا در ماه مبارک رمضان خواب نیز عبادت است و نفس کشیدن نیز تسبیح به حساب می‏آید.

همان طور که در رابطه با ورود به مکانهای خاص آداب خاص است در ورود به زمانهای خاص نیز آداب خاصی وجود دارد ماه رمضان نیز عید اولیاء الله است لذا هر چه ادب ورود این ماه را بیشتر رعایت کنیم بهره مندی مان از این ماه بیشتر خواهد شد

5. از شب زنده داری و احیاء - به ویژه در شب هایی که فردای آن تعطیل هستند - غفلت نکنید. شاید یکی از مهم‏ترین اعمال در ماه مبارک، شب زنده‏داری، تهجد، استغفار و نماز شب در نیمه شب‏ها است.

6. حتما در یکی از مجالس بیان احکام و معارف دینی و موعظه در مساجد یا حسینیه‏ها شرکت کنید.

 بسیاری از علما و مجتهدان نیز مقید هستند به موعظه و ذکر مصیبت‏های گویندگان گوش فرا دهند تا دل و جان آدمی به واسطه شنیدن معارف دینی متذکر و نورانی گردد.

 به طور کلی شرکت در مجالس مذهبی، خود را در معرض نفحات و نسیم‏های رحمت الهی قرار دادن است که نقش مهمی در حفظ دین و معنویت انسان دارد.

7. از انجام دادن ورزش‏های سنگین در طول ماه رمضان اجتناب کنید و در این ماه سعی کنید ورزش‏های سبک و آرام (مانند پیاده روی یا نرمش) انجام دهید.

8. مواد مغذی به ویژه غذاهای قندی و پروتئین دار را در رژیم غذایی خود بیشتر استفاده کنید؛ مانند خرما، لبنیات.

9. از پرخوری هنگام افطار و سحری جدا پرهیز کنید؛ زیرا علاوه براینکه چرخه خواب شما را به هم خواهد زد، از سایر برنامه‏های عبادی و درسی نیز بهره وافی را نخواهید برد.

10. از هدر دادن انرژی بی‏جا و بی مورد اجتناب کنید؛ به ویژه در روزها مثلا از حرف زدن‏های بی مورد و تماشای برنامه‏های تلویزیونی غیرضروری اجتناب کنید.

 به عبارت دیگر با سکوت بیشتر و فیلتر گذاری روی گوش‏ها و کنترل سایر حواس، از هدر دادن انرژی جلوگیری کنید. به تمرکز خود بیفزایید و فرصت‏های جدیدی برای انجام دادن کارهای مهم‏تر ایجاد کنید.


- نظرات (0)

ضیافت رمضان به خاطر چیست

قرآن کریم

ضیافت رمضان به واسطه نزول این کتاب الهی بوده است و آنچه از روایات مستفاد می‌ شود نزول دیگر کتب آسمانی نیز در همین ماه مبارک رمضان بوده است.

«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ» (185 ، بقره)
فرا رسیدن ماه رمضان ماه ضیافت الهی و ماه نزول قرآن فرصت مناسبی است تا با حضور در ضیافت الهی بر سر سفره قرآن کریم نشسته ، چرا که در حقیقت این ضیافت به واسطه نزول این کتاب الهی بوده است ، البته آنچه از روایات استفاده می ‌شود نزول دیگر کتب آسمانی نیز در همین ماه مبارک رمضان بوده است و این ماه از برکات عظیمی برخوردار است.

به عبارتی شرافت ، کرامت و برکت ماه مبارک رمضان به برکت نزول قرآن کریم در شب مبارک قدر است و این نزول قرآن منشأ تمام برکات این ماه عزیز است. (بیانات آیت الله سبحانی)
این ماه در شرافت بی‌ نظیر است و برای مومنان و روزه‌ داران این ماه فرموده‌ اند که «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ» در هیچ ماهی نفس کشیدن انسان ثواب ندارد و تسبیح محسوب نمی ‌شود الا ماه مبارک رمضان.

در هیچ ماهی خواب ایشان عبادت محسوب نشده است الا ماه شریف رمضان. (خطبه شعبانیه پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله) 
شیخ صدوق در کتاب ثواب‌ الاعمال به سندش از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که حضرت فرمودند: جوان مومنی که قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خون او عجین می‌ شود و خداوند جایگاه او را با سفیران با کرامت و نیکان قرار می‌ دهد و قرآن کریم در روز قیامت مدافع او خواهد بود و برای او و به نفع او دلالت می‌ کند . (بیانات آیت الله سبحانی)

محبوب ترین اعمال در این ماه تلاوت قرآن همراه با تدبر و توجه به مضامین و معانی آیات است، توجه به قرآن کریم در این ماه عزیز به قدری دارای اهمیت است که ثواب تلاوت یک آیه به اندازه ثواب تلاوت یک ختم قرآن است و این بدان جهت است که در این ماه با توجه به ویژگی هایی که در زمان، مکان و شرائط مختلف پدید میاد آمادگی مناسبی جهت انس و ارتباط با قرآن برای هر کس می باشد

از این حدیث شریف مستفاد می‌ شود که هر چه بیشتر ما جوانان ، خود را با قرآن و مفاهیم قرآن نزدیک و آشنا کنیم ، قطعاً از خطرات مصون تر خواهیم بود.

ماه رمضان را می توان بهترین فرصت برای ایجاد این نزدیکی و انس با قران دانست ؛ چرا که محبوب ترین اعمال در این ماه تلاوت قرآن همراه با تدبر و توجه به مضامین و معانی آیات است ، توجه به قرآن کریم در این ماه عزیز به قدری دارای اهمیت است که ثواب تلاوت یک آیه به اندازه ثواب تلاوت یکختم قرآن است و این بدان جهت است که در این ماه با توجه به ویژگی هایی که در زمان ، مکان و شرائط مختلف پدید میاد آمادگی مناسبی جهت انس و ارتباط با قرآن برای هر کس می باشد.


- نظرات (0)

تقویم و مناسبت‌های ماه مبارک رمضان




1 رمضان المبارک : وفات نائب اوّل امام عصر علیه السلام ، عثمان بن سعید .معرفی ولایتعهدی حضرت امام رضا علیه السلام . غزوه تبوک . جنگ طائف .

۲ رمضان المبارک : پذیرش ولایتعهدی مامون عباسی از جانب امام رضا علیه السلام.

۳ رمضان المبارک : وفات عالم جلیل القدر شیخ مفید رحمه الله . نزول صحف بر حضرت ابراهیم علیه السلام .

۴ رمضان المبارک : وفات آیت الله میرزا هاشم آملی .

۶ رمضان المبارک : نزول تورات .

۷ رمضان المبارک : وفات حضرت ابوطالب علیه السلام . وفات سلّار دیلمی شاگرد مرحوم شیخ مفید رضوان الله علیهما.

۹ رمضان المبارک : تولد حضرت یحیی علیه السلام .

۱۰ رمضان المبارک : وفات حضرت خدیجه ام المومنین علیها السلام .

۱۲ رمضان المبارک : عقد اخوت بستن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم در میان اصحاب .

۱۳ رمضان المبارک : وفات حضرت آیت الله سید علی سیستانی .

۱۴ رمضان المبارک : شهادت مختار ثقفی .

۱۵ رمضان المبارک : ولادت با سعادت سبط اکبر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلّم حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام. اعزام مسلم بن عقیل به کوفه از طرف امام حسین علیه السلام .

۱۶ رمضان المبارک : شهادت شهید ثانی علیه الرحمه .

۱۷ رمضان المبارک : معراج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم . جنگ بدر . صدور فرمان احداث مسجد مقدّس جمکران از جانب امام زمان عجل الله تعالی فرجه‌الشریف به حسن بن مثله . 

۱۸ رمضان المبارک : آغاز ایام و لیالی پر فضیلت قدر .نزول زبور برحضرت داود علیه السلام .

۱۹ رمضان المبارک : ضربت خوردن امیر مؤمنان علی علیه السلام .

۲۰ رمضان المبارک : عروج حضرت عیسی علیه السلام . فتح مکه به دست مسلمانان . 

۲۱ رمضان المبارک : شهادت امیر مؤمنان علی علیه السلام . وفات حضرت موسی بن عمران علیهما السلام . وفات حضرت یوشع علیه السلام . درگذشت شیخ حر عاملی رحمه الله .

۲۲ رمضان المبارک : وفات شیخ عبدالحسین تهرانی .

23 رمضان المبارک: نزول قرآن مجید بر حضرت محمد(ص)

۲۴ رمضان المبارک : به هلاکت رسیدن ابولهب دشمن سرسخت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم .

۲۵ رمضان المبارک : ولادت سلیمان نبی علیه السلام .

۲۶ رمضان المبارک : نزول صحف بر حضرت ادریس علیه السلام .وفات مرحوم جمال الدین خوانساری 

۲۷ رمضان المبارک : وفات مرحوم علامه مجلسی رحمه الله تعالی .

۲۸ رمضان المبارک : وفات مرحوم سید محمد تقی موسوی اصفهانی صاحب کتاب گرانسنگ مکیال المکارم .

۳۰ رمضان المبارک : جنگ حنین 


- نظرات (0)

لعن در زیارت عاشورا چرا؟

لعن و نفرین

اِ، اِ، چرا لعنت می کنی؟ دعوا شده، درست! فحش می دی، درست! اما دیگه چرا لعنت می کنی؟! در فرهنگ ما، ناسزایی گویی، ناروا گویی و فحش دادن زشت و ناپسند است. اما نفرین کردن و لعنت نمودن بسیار سنگین تر است. همگی می ترسیم نکند به لعنت و نفرین دیگران مبتلا شویم، حتی بدترین این لعن و نفرین ها در حق پدر و مادر و خاندان افراد گفته می شود. حتی پیامبر اسلام(ص) فرمودند ؛ خداوند مرا لعنت کننده نیافرید، بلکه مایه رحمت آفرید.

برخی سؤال می کنند حال اگر نفرین و لعن اینقدر مذموم و ناپسند است چرا در زیارت عاشورا، بیش از 114 بار لعن و نفرین می فرستیم. حتی می گوییم خدایا بر آنها لعن و نفرین ابدی و فنا ناپذیر فرو فرست؟!

 

پاسخ این سؤال را باید از زبان قرآن بشنویم. خداوند بزرگ در قرآن کریم بیش از 40 بار واژه لعن را به کار برده اند برای گروه های مختلف گناه کار، ستم کاران غیر قابل بازگشت، کافران، بنی اسراییل مسخ شده، کسانی که عادت بر آزار پیامبر داشتند، یهودیان کتمان کننده حق و کسانی که به زنان پاک نسبت ناروا می زنند را مورد لعن خویش قرار داده اند. بالاتر از همه اینکه در آیه 159سوره بقره خداوند بزرگ، تمامی مؤمنان را به لعنت کردن این گروه امر می نماید و دستور می دهد.

(1)

پس همان گونه که خداوند ارحم الرحمین است در جایگاه عفو و رحمت؛ اَشَّدُالمعاقبین (شدیدترین مجازات کننده) در جایگاه تنبیه و مجازات نیز هست. وظیفه ما بندگی و اطاعت است و رمز اطاعت در این آیه نهفته است؛

 « قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبیکم الله و یغفرلکم ذنوبکم »(آیه31،سوره آل عمران)

ای پیامبر به مردم بگو، اگر خدا را دوست دارید، از شخص من (پیامبر) اطاعت کنید تا خداوند مهربان نیز شما را دوست بدارد.

حال اطاعت، از پیامبر در زیارت عاشورا چنین است:

الهم ان هذا تبرکت به بنو امیه و ابن آکله الاکباد العین بن العین علی لسانک و لسان نبیک صلی الله علیه و آله فی کل موقف وقف فیه نبیک صلی الله علیه و آله الهم العن اباسفیان و معویه و یزیدبن معاویه علیهم منک اللعنه اَبد الابدین.

خداوندا این روز روزی است که مبارک و میمون دانستند آن را بنی امیه و پسر آن زن جگر خوار، آن ملعون، پسر ملعون که لعن شده بر زبانت و زبان پیغمبرت درود خدا بر او و خاندانش باد در هر جا و هر مکانی که توقف کرد در آن مکان پیامبرت که رحمت خدا بر او و خاندان او، خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت باد بر ایشان از جانب تو برای همیشه .

وشاعری خوش ذوق این مهم را چنین سروده است:

 

                   چـرا نـفـریـن؟ چرا مــوج تــنــفـّـر؟

                                             چـــرا پـــــرواز در اوج تـــنـــفــــّر؟

                   چـرا کـیـنـه؟ چرا بـغض و عداوت؟

                                             چـرا بـیـزاری و طـعـن و قـسـاوت؟

                   چرا بـر عـدّه ای از مردمان خـشم؟

                                             کجا برخوردها با یک جهان خـشم؟

                   جـواب ایـن چـراهـا را چـو خواهی

                                             نــگــاهـی کـــن بـــه آیــات الــهــی

                   ببـیـن یــزدان کـجـا نـفــریــن نموده

                                             که را لـعـنـت، که را تحسین نموده

                   چـو دانستی که مـلعـونِ خدا کیست

                                             یقین دان ترک این سنّت روا نیست

                   زبـان را چـون خـدای خـود نـما باز

                                             بـه لــعــن فـرقـه ی مـلعـون بپرداز

                   مــداوم مــلـتـجـی بــر اولــیـاء شـو

                                             ز هـر مـوجـود مـلـعـونـی جـدا شـو

 

پی نوشت ها:

(1) 64/احزاب، 38/اعراف، 47/نساء، 13/مائده، 93/نساء، 118/ نساء، 60/ مائده، 88/بقره، 46/ نساء، 52/ نساء، 68/توبه، 57/احزاب، 23/محمد، 6/فتح، 52/عنکبوت، 159/بقره، 68/احزاب، 78/ مائده، 64/ مائده، 23/ نور، 89 و 161/بقره، 61 و 87/آل عمران، 44/اعراف، 18 ، 99 و 60/هود، 25/رعد، 35/حجر، 7/نور، 42/قصص، 52/غافر، 78/ص، 61/احزاب، 60/اسراء.

 


- نظرات (0)

اعتقاد به وجود جن خرافات است؟!

جن

حکما و فلاسفه یک قاعده‌‌ی عقلانی دارند تحت عنوان «عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود» یعنی: عدم شناخت (شخص) دلیل بر عدم وجود نیست.

الف – جنّ، به موجودی گفته می‌شود که در شرایط عادی یا به تعبیر دیگری معمولاً با چشم عادی دیده نمی‌شود. عالم مملو از این گونه موجودات می‌باشد که انسان تاکنون ندیده است و شاید هرگز هم نبیند، دلیل نمی‌شود که با این اندک شناختی که از موجودات عالم دارد، حکم قطعی دهد که چه موجوداتی وجود ندارند.

جنّ، تنها موجود دیده نشدنی نیست که قرآن یا سایر کتب الهی بدان تصریح کرده باشند، ملائک نیز چنین هستند. مضافاً بر این که روح یا وجود بهشت و جهنم و ... نیز که به چشم مادی دیده نشده‌اند و نمی‌شوند نیز در قرآن کریم و تمامی کتب آسمانی معرفی شده‌اند.

بشر امروز نیز در سایر کرات آسمانی به دنبال موجودات دیگر می‌گردد، یعنی وجود چنین موجوداتی امر بعیدی نیست و البته الزامی ندارد که این موجودات ذی حیات حتماً از نوع سبزی خوردن، دایناسور، یا انسان باشند. لذا بشر با علم امروز، به دنبال موجودات غیر ارگانیک نیز می‌گردد. پس اگر بشر به وجود آنها علم نیافته باشد، باز هم نمی‌تواند به صورت قطعی رد کند و یا خرافه بخواند.

ب – بیان وجود جنّ، اختصاصی به قرآن کریم ندارد. از وقتی حضرت آدم (علیه السلام) خلق شد و خداوند کریم او را به کلّ اسمای خود تعلمیش داد، «جنّ» نیز معرفی شد و بیان شد که شما بنی آدم، دشمنی هم به نام شیطان دارید که از گروه جنیّان است و خود ابلیس نیز از گروه جنیّان است.

لذا مقوله «شیطان» که نه تنها هیچ یک از ادیان الهی با آنها بیگانه نیستند، بلکه همه آحاد بشر با آن آشنا هستند و غالباً مغلوب و عبد او هستند، همیشه و در همه جا و از جمله کتب آسمانی بیان گردیده است؛ منتهی در قرآن کریم به خلقت او که از آتش است نیز اشاره شده است.

البته لفظ «شیطان» اختصاصی به جنّ ندارد، بسیاری از انسان‌ها نیز شیطان هستند. یعنی مطرود، منحرف و منحرف کننده. لذا فرمود: شیاطین انس و جنّ.

مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند»

ج – بدیهی است کسانی که خدا را نشناخته‌اند و همچون سرکرده‌ی «جنّ»ها، یعنی ابلیس، اولاد و یارانش، خدا را شناخته‌اند، اما با عناد برخورد می‌کنند و منکر وجود خدا هستند، وحی خدا، کتاب خدا، نبی خدا، رسول خدا، بهشت خدا، جهنم خدا .... و خلاصه هر چه مربوط به خدا می‌شوند را قبول نخواهند داشت.

معنی ندارد وقتی کسی وجودی را منکر است، در خصوص فعل او سخنی بگوید. پس اینان حق ندارند که راجع به فعل خدا (قول یا خلق او) به بحث بنشینند، بلکه باید اول راجع به وجود خود او تحقیق کنند و اگر دلایلی بر تکذیبش دارند بیان کنند. اما چون قادر به تکذیب نیستند، دشمنی می‌کنند و یکی از روش‌های دشمنی نیز همین رجوع معاندانه و مغرضانه به قرآن کریم و آیات الهی می‌باشد.

از تمام قرآن یک آیه راجع به جنّ را بیرون کشیده و دلالت می‌کنند که قرآن کریم خرافه است!

د – به آنها بگویید: هر گاه اصولی چون «لا إله الا الله» - «خلق السموات و الارض» - «فمن یکفر بالطاغوت و یۆمن بالله ...» برای شما حل ّشد، موضوع وحی، نبوت، کتاب و آنچه در آن آمده، از جمله  جنّ، ملائکه، بهشت و جهنم نیز حل خواهد شد و تا وقتی اصل و اصول را نشناخته‌اید، فرع و فروع را نیز نخواهید شناخت و با تکذیب فاعل، بحث از فعل او بی‌مورد و غیر عقلانی است.

جن

آیات و روایات دال بر وجود جن

 آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:

 سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آیه 17)

 برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است. (سوره انعام، آیه 17)

بگو اگر جن و انس گرد هم آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند، هر چند که یکدیگر را یاری دهند. (سوره اسرا، آیه 88)

سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را از جن و انس انباشته می کنیم. (سوره هود، آیه 119)

ای گروه جنیان و آدمیان، اگر می توانید که از قطر آسمان و زمین بگذرید، بیرون روید ولی بیرون نتوانید رفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آیه 33)

مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید.

اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص 399)

از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده : روزی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام کرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و کلامش شبیه جن است». سپس به او فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من هام، پسر هیم، فرزند لاتیس، پسر ابلیس هستم (بحارالانوار ص 83)


- نظرات (0)

خرافات از منظر قرآن

قرآن كریم، از خرافات با عنوان «اساطیر» یاد كرده است. «اساطیر» به معنای «اباطیل» و سخنان بیهوده‌ای است كه هیچ پایه و اساسی ندارند[1] و مراد از «اساطیر» نوشته‌های باطل، حكایت‌های دروغ، ‌افسانه‌های بی‌اساس می‌باشد. «اساطیر» از ریشه «سطر» و جمع الجمع است و «اساطیر» به گفته راغب جمع «اسطوره» است.[2]

قرآن كریم، به مناسبت‌های مختلف از «خرافات» با عنوان «اساطیر»، یاد كرده است چنانكه می‌فرماید: «...یَقُولُ الَّذِینَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛[3]... و كافران می‌گویند اینها افسانه‌های پیشنیان است.

در جایی دیگر می‌فرماید: «لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛[4] این وعده‌ای است كه به ما و پدرانمان از پیش داده شده،‌اینها همان افسانه‌های خرافی پیشینیان است».

و نیز در سوره‌ها و آیات دیگر مانند: انفال، 31؛ نحل، 24؛ مؤمنون، 83؛ فرقان، 5؛ احقاف،17؛ قلم،15؛ مطففین،13؛ كلمه «اساطیر» به معنای افسانه‌ها و خرافات آمده است كه غالباً از ناحیه كفار و مشركان به پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و كتاب مقدس قرآن نسبت داده می شده است.

قرآن كریم، همواره با پدیده شوم خرافات مبارزه كرده و با سخنان واعمال، بیهوده مخالف است و در شرایطی برقلب پاك پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ نازل شد كه مسائل خرافی و بی‌اساس وافسانه‌های خیالی و بی‌پایه، جامعه آن روز حجاز را به تسخیر خود در آورده بودند و مردم به شدت گرفتار خرافات و مسائل بی‌اساس جاهلیت بودند و زنجیرهای جهل و گرایش به افسانه‌ها و اساطیر بر دست و پای آنها تنیده شده بود و به زندگی پست و ذلت باری تن داده بودند. قرآن كریم، با آیات نورانی خود، به تدریج پرده‌های جهل و خرافات را كنار زد و آنها را با واقعیات آشنا نمود؛ چنانكه می‌فرماید: «آنها كه از فرستادة (خدا) (و) پیامبر «امی» پیروی می‌كنند، كسی كه صفاتش را در تورات و انجیلی كه نزدشان است می‌یابند و آنها را به معروف دستور می‌دهد و از منكر باز می‌دارد، پاكیزه‌ها را برای آنها حلال می‌شمرد، ناپاكی‌ها را تحریم می‌كند، و بارهای سنگین و زنجیرهایی را كه بر آنها بود (از دست و پایشان) بر می‌دارد، آنكه به او ایمان آورند و حمایتش كردند و یاریش نمودند و از نوری كه با او نازل شده، پیروی كردند، آنان رستگارانند.»[5]

در جایی دیگر می‌فرماید: «و (مشركان) سهمی از آنچه خداوند آفرید، از زراعت و چهارپایان برای او قرار دادند و گفتند ـ به گمان آنها ـ این مال خداست و این مال شركای ما (یعنی بت‌ها) است، آنچه مال شركای آنها بود به خدا نمی‌رسید، ولی آنچه مال خدا بود به شركایشان می‌رسید...»[6]

و به این صورت به مطالب غیرواقعی و بی‌اساسی، مثل مقدس بودن بت‌ها و اعتقاد به اینكه آنها می‌توانند حاجات آنها را برآورده سازند و یا با غضب خود خساراتی را بر آنها وارد نمایند.!! خرافات، اساطیر و اباطیل در هر جامعه‌ای می‌تواند تأثیرات بسیار منفی و ناهنجاری را به دنبال داشته باشد. عقب ماندگی از جهات مختلف، ركود، بی‌هویتی، انحرافات اخلاقی و عقیدتی، شرك به خدا، غفلت و.. از محصولات و دستاوردهای ابتلا به خرافات و افسانه‌های بی‌اساس می‌باشد و جوامع بشری هرچه از نظر علم و فرهنگ عقب مانده باشند به همان نسبت خرافات و اوهام در میان آنان زیادتر خواهد بود.

در تاریخ اسلام، نمونه‌های زیادی از گرفتاری مردم در چنگال اساطیر و خرافات نقل شده است. به عنوان مثال علت ننوشیدن آب توسط حیوانات را وجود دیوها در میان شاخ و جسم حیوانات می‌دیدند و یا اگر كسی را عقرب و مار می‌گزید، بر گردن مار و عقرب گزیده، زیور آلات طلایی می‌آویختند و...[7]

عواملی مانند: جهل و نادانی به عقاید اصیل اسلامی، مفاهیم قرآن، تقلیدهای كوركورانه از آداب و رسوم جاهلیت،[8] سودجویی و منفعت طلبی برخی از افراد؛ مانند: ماجرای گوساله پرستی، پیروان حضرت موسی علی نبینا و آله ـ علیه السّلام ـ[9] تأثیرات عقاید خرافی پیشینیان و تعصب‌های بی‌جا و بدون پایه و...[10]

چنانكه قرآن كریم، با طرح برخی از عوامل و اسباب خرافات به مبارزه با آن پرداخته؛ از طرفی با راهكارها و راهنمائی‌ها در جهت زدودن و برداشتن خرافات در میان مردم تلاش كرده است. در بسیاری از آیات خداوند تبارک و تعالی انسانها را به تعقل و اندیشه در این امور توجه داده است؛ چنانكه می‌فرماید: «كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛[11] این چنین خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد، شاید اندیشه كنید!»

خداوند تبارک و تعالی برای از بین بردن خرافات و اوهام و از طرفی نشر و گسترش حقایق و معارف الهی پیامبران فراوانی را مبعوث فرموده و به آنها مأموریت داده كه انسان‌ها را با حقایق آشنا سازند. ما در هر امتی رسولی برانگیختیم كه: «خدای یكتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب كنید!» خداوند گروهی را هدایت كرد، و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت، پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تكذیب كنندگان چگونه بود.

همچنین یكی دیگر از راه‌های جلوگیری از ترویج خرافات، امر به معروف و نهی از منكر می باشد، زیرا گرایش به خرافات از منكرات به حساب می‌آید: چنان كه قرآن كریم می‌فرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[12] باید از میان شما، جمعی دعوت به نیكی، و امر به معروف و نهی از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند»[13]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. علامه طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن (تهران،‌دارالكتب اسلامیة) ج1، ص426ـ428؛ ج6، ص167ـ171؛ ج7، ص382ـ390؛ ج8، ص292ـ308.

2. دشتی حسینی، سیدمصطفی، معارف و معاریف، (قم، چاپ صدر، 1376 هجری شمسی) ج5، ص109ـ111.

3. برنامه‌ نرم‌افزاری تبیان 4، برنامه فرهنگ موضوعی قرآن، علی اكبر هاشمی رفسنجانی، موضوع خرافات، تهیه و تنظیم مركز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

4. علی كرمی، ظهور و سقوط تمدن‌ها از دیدگاه قرآن، (قم، نشر مرتضی).

5. محمدی گیلانی، قرآن و سنن الهی در اجتماع بشر، نشر سایه.

6. معیارها و عوامل تمدن از نظر قرآن، تهیه و تنظیم، بنیاد باقرالعلوم ـ علیه السّلام ـ (قم، ناشر دارالقرآن الكریم).

و... .

________________________________________

[1] . ر.ك: الطریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، قم، ‌دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ج1-2، ص637ـ638.

[2] . قرشی، سیدعلی اكبر، قاموس قرآن، تهران، ‌دارالكتب الاسلامیه، ج3، ص266.

[3] . انعام/ 25.

[4] . نمل/ 68.

[5] . اعراف/ 157.

[6] . انعام/ 136ـ140.

[7] . ر.ك: سبحانی، ‌جعفر، فروغ ابدیت، قم، ‌دفتر تبلیغات اسلامی، ج1، ص57ـ62.

[8] . بقره/ 170.

[9] . طه/ 87و96.

[10] . بقره/ 170.

[11] . بقره/ 242؛ و نیز حدید/17؛ مائده/58؛ نحل/67.

[12] . آل‌عمران/ 104.

[13] . ر.ك: مكارم شیرازی، ناصر و همكاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیة، ج5، ص448ـ460.

برگرفته از اندیشه قم


- نظرات (0)