سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

شب ترور چه کسی حضور داشت

لیلة المبیت

مبارک باد بر تو ای پسر ابی طالب که خداوند در برابر فرشتگانش به تو مباهات می کند و می بالد.( تفسیر ثعلبى؛ ج 2؛ ص 126)
این کلماتی است که جبرئیل به علی بن ابی طالب علیه السلام می گفت؛ زمانی که به همراه میکائیل (231486) به فرمان خدا مأمور محافظت از علی علیه السلام شده بود؛ جبرئیل در کنار سرِ علی بود و میکائیل در پایین پایش؛ در لیلة المبیت.
در آن شب بود که خداوند به جبرئیل و میکائیل گفت: من بین شما برادرى و اخوت ایجاد کردم و عمر یکى از شما را طولانى تر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما حاضر است از خودش بگذرد و زندگى دیگرى را بر خود مقدم کند؟ هیچ کدام حاضر نشدند تا فدای دیگری شوند. به آن ها وحى شد که چرا مثل علی نیستید؟ میان او و محمد صلی الله علیه واله نیز برادری و اخوت برقرار کردم و اکنون على در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده تا جان خویش را فداى او سازد. به زمین بروید و حافظ او در برابر دشمنان باشید. (تفسیر ثعلبى؛ ج 2؛ ص 126)

شب سرنوشت ساز

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِ ی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْ ضَاتِ اللَّ هِ ۗ وَاللَّ هُ رَ ءُوفٌ بِالْعِبَادِ؛
و نیز از مردمان کسی هست که در طلب خشنودی خداوند از سر جان برمی خیزد، و خداوند به بندگانش رئوف است . (بقره؛ 207)
مسیر تاریخ با یک جان فشانی تغییر کرد؛ نور اسلام که می رفت برای همیشه خاموش شود با فداکاری پسر ابی طالب جان دوباره گرفت. نه تنها جان گرفت بلکه شعله کشید و عالَم را روشن کرد.
یُرِ یدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّ هِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّ هُ مُتِمُّ نُورِ هِ وَلَوْ كَرِ هَ الْكَافِرُ ونَ۞هُوَ الَّذِی أَرْ سَلَ رَ سُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَ هُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِ هَ الْمُشْرِ كُونَ؛
می خواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند و حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است، ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند۞او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آنان را بر همه ادیان پیروز گرداند، ولو مشرکان ناخوش داشته باشند. (صف؛ 8-9)
پیشرفت اسلام و افزایش لبیک گویان پیامبر و گسترده شدن تعداد آن ها به خارج از مکه، بر کفار گران آمد. آن ها از هر راهی که می توانستند با او مقابله می کردند. تا اینکه نوبت به مرحله نهایی رسید: قریش بر قتل پیامبر صلی الله علیه واله اتفاق نظر پیدا کردند. می گفتند که با رحلت ابی طالب، کسی نیست که محمد را یاری کند. برای همین تصمیم گرفتند که از هر قبیله ای یک جوان برومند را انتخاب کنند تا هرکدام ضربه شمشیری بر پیامبر بزنند و از این راه، توان دشمنی بنی هاشم با همه قبایل قریش را از آن ها بگیرند. (تاریخ یعقوبی؛ ج 2؛ ص 39)

مسیر تاریخ با یک جان فشانی تغییر کرد؛ نور اسلام که می رفت برای همیشه خاموش شود با فداکاری پسر ابی طالب جان دوباره گرفت. نه تنها جان گرفت بلکه شعله کشید و عالَم را روشن کرد.

پیامبر صلی الله علیه واله از اصلی ترین یاورش، علی علیه السلام، یاری خواست. درخواست پیامبر چیز کوچکی نبود؛ هرچند از او خواست تا در بسترش بخوابد و زمینه هجرت او به یثرب را فراهم کند ولی این خوابیدن، ممکن بود پایان زندگی علی باشد؛ اما علی مثل همیشه درخواست نبی را اجابت کرد و برای امنیت رسول خدا، امنیت خویش را در خطر انداخت.

آن شب، مسیر تاریخ با معامله علی علیه السلام عوض شد؛ معامله ای که در آن حاضر شد جان خود را در قبال رضایت خداوند بفروشد. هرچند پیش از آن به او وعده جانشینی پیامبر داده شد، اما او به همان هم دل نبسته بود و ترجیح داد جانش را به خطر اندازد و پیامبر، سالم بماند نه اینکه با کشته شدن پیامبر زودتر ردای خلافت به تن کند.
ابوجعفر اسکافى مدعی است که جریان خوابیدن على علیه السلام در بستر پیغمبر  صلی الله علیه واله به تواتر ثابت شده و غیر از کسانى که مسلمان نیستند و افراد سبک مغز آن را انکار نمى کنند. (تفسیر نمونه؛ ج 2؛ ص 78)

اگر علی علیه السلام نبود ...

اگر آن شب درخواست پیامبر اجابت نمی شد، حتماً مشرکین او را ترور کرده بودند و با آن پایداری که از مردم آن دوره سراغ داریم، فاتحه اسلام خوانده شده بود.
آن شب بعد از خروج اعجاز گونه پیامبر از منزل، فردی به مشرکین اطلاع داد که چه نشسته اید؟ محمد رفت. او بعد از خروج از منزل خاکی بر شما پاشید و از میان شما عبور کرد. مشرکین دستی بر سر خویش کشیدند و خاک را دیدند؛ اما آنچه مانع آن ها شد که ادعای مدعی را دنبال کنند و از محاصره خانه دست بکشند و در جای دیگری دنبال پیامبر باشند صحنه ای بود که در خانه پیامبر می دیدند: آن ها می دیدند که محمد مانند هر شب ردای سبزش را بر سر کشیده و در بسترش خوابیده. آن ها قسم خوردند که این محمد است که خوابیده و صبحگاهان به عمرش خاتمه خواهند داد. (نک: ما أخفاه الرواة من لیلة المبیت؛ ص 27)
مدینه، جان گرفتنش، مدینة النبی شدنش، مقر حکومت اسلامی شدنش و در یک کلام، شرافتش را مدیون علی علیه السلام است.

منابع:
1. ثعلبی، احمد بن محمد، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی ، بیروت، دار إحیاء التراث العربی ، 1422 ق
2. الحسنی، سید نبیل، ما أخفاه الرواة من لیلة المبیت على فراش النبی صلى الله علیه وآله وسلم، کربلاء، العتبة الحسینیة المقدسة، 1433 ق.
3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1371 ش، دهم
4. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر



- نظرات (0)

عروس شیطان

شراب

اسلام مدعی است که طبق نص صریح قرآن كریم - كه البته علوم و تحقیقات پژوهشگران نیز آن را ثابت می كند- شراب منافعی دارد اما مضراتش بیشتر است و حرام است به دلیل اینكه خداوند از آن نهی فرموده ...

با طلوع خورشید اسلام بر جوامع بشری بسیاری از عادات و روش های زشت و نادرست از عرصه جوامع اسلامی برداشته شد. توصیه های قرآن و سنت سرشار از این تحریم ها و تأكیدهاست كه عمل به آن علاوه بر بهره مندی از اجر معنوی، سامان دهنده مسایل جسمی و روحی بشر نیز می باشد.
یكی از این عادات ناپسند كه از دیر باز و قبل از حضور اسلام در شبه جزیره عربستان رایج بود شرابخواری و مصرف الكل است.
هر چند جوامع به اصطلاح متمدن، امروز نیز در این بلای جسم و جان سوز غوطه ور هستند و هر ساله آمارهای تكان دهنده ای از آثار تخریبی آن در میان جوامع به گوش می رسد، لیكن اسلام با توصیه های اعجازگونه خود در زمانی كه حتی شراب را با نفع و فایده می دیدند پیروان خویش را از آن نهی كرد و فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ ...؛ ای اهل ایمان در حال مستی به نماز نزدیك نشوید تا بدانید چه می گویید.»(نساء/43)

"در روایتی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرمایند:« کسی که شب را به پایان برد ، در حالی که مست شراب باشد ، صبح را به صبح رسانیده در حالی که عروس شیطان بوده است »

و در آیه ای دیگر، شراب را پلید و از عمل شیطان دانسته و می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای اهل ایمان، شراب و قمار و بت پرستی و تیرهای گروبندی، پلید و از عمل شیطان اند پس، از آن ها دوری كنید تا رستگار شوید.» (مائده/ 90)
همگام با این آیات، روایات معصومین نیز بر شدت زشتی آن اشاره داشته و آن را «ام الخباثت» (مستدرك الوسایل، ج1، ص .139 ) (ریشه و مادر زشتی ها) دانسته و دائم الخمر را هم ردیف بت پرست (بحارالانوار، ج 65، ص .164 ) معرفی می كنند.
در روایتی دیگر نوشنده و نوشاننده، خریدار و فروشنده و خلاصه تمامی كسانی كه در بساط این منكر شریك اند را لعنت می نماید.»(نهج الفصاحه، ص 627، حدیث 2229)
"در روایتی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرمایند:: مَنْ بَاتَ سَکْرَانَ بَاتَ عَرُوساً لِلشَّیَاطِین ![ جامع الأخبار(للشعیری) ؛ ؛ ص149] « کسی که شب را به پایان برد ، در حالی که مست شراب باشد ، صبح را به صبح رسانیده در حالی که عروس شیطان بوده است »
پس با این وجود  باید بنوسیم:«هر کس شراب خوار است عروس شیطان است!!»" (به نقل از حجت الاسلام علوی زاده)

گوشه ای از زیان های شراب

ملاك در حرمت خمر آثار و مفاسدی در آن نهفته است، كه یكی از آن ها می تواند زائل شدن عقل باشد ولی از دیگر آثار و مفاسد آن و این كه میزان آن چقدر است، اطلاع كافی نداریم. مثلاً نمی دانیم آیا حرمت شراب فقط به خاطر مست كنندگی و زوال عقل است، یا علت های دیگر هم دارد ...
اوّلاً ممكن است ده ها دلیل برای حرمت شراب وجود داشته باشد(حتی یک قطره اش ) كه هنوز به آن ها نرسیده ایم.
ثانیاً یك شیء حرام ولو این كه یك ذره اش آن خاصیت را نداشته باشد، ولی باید آن را به طور كامل حرام كرد كه مردم اصلاً به سوی آن نروند: مانند قرار گرفتن در لبه پرتگاه که هر عاقلی از آن نهی می کند ... که البته در باب نفع مقدار کم که كسانی كه گمان می كنند مصرف كم مشروبات الكلی واقعا هیچ ضرری ندارد و با مخلوط نمودن آب با آن - می توان مستی آنرا كم كرد (مانند عمر بن خطاب كه به دیگران -یعنی اطرافیانش-گفت : اگر مایل به این شراب شدید ، مستی آن را با آب از بین ببرید!!!(المبسوط ، سرخسی، ج 24 ، ص 11 ) كاملا در اشتباه هستند زیرا به گفته بوعلی سینا :"شراب آمیخته با آب، معده را سست و تر می گرداند و زودتر مستی می آورد، زیرا آبی که در آن است، آن را زودتر به مقصد می رساند."( شیخ الرئیس ابن سینا ،قانون در طب ،کتاب اول، نقل از ابن القفطی ،تاریخ الحکما)

تازه خیلی از چیزها است كه انسان خیال می كند آن اثر را در او ندارد، ولی در واقع همان اثر را می گذارد، ولی خودش متوجه نمی شود. شاید اندك اندك اثر نامطلوب خود را بگذارد ... مثلا كسی كه عقلش ضایع شود، از كجا می تواند بفهمد؟! اگر از او سؤال كنیم كه آیا سالم هستی، می گوید: بله!
نپختگی است كه وقتی انسان فلسفه ای را دربارة احكام پیدا كرد، بگوید هر چه هست، همین است، مثلاً دربارة مشروبات الكلی كسی بگوید: علت اینكه مشروب حرام است، این است كه برای كبد و قلب مضرّ است، ولی تجربیات نشان داده است كه اگر كسی به مقدار كم مصرف كند، نه فقط مضرّ نیست، بلكه نافع است؛ پس شراب كمش حلال و زیادش حرام است. این اشتباه است.

در تحقیقی كه توسط دكتر «لورمی» به عمل آمده است مشخص گردیده كه 51بیمار از 58بیمار مبتلا به سرطان لوزه، زبان و حنجره از معتادان به الكل بوده اند.( طب در قرآن، دكتر عبدالحمید دیاب، دكتر احمد قرقوز، ترجمه علی چراغی، ص41-.158) .

در بیانی حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید : شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت مبتلا به مرضی هستم که هر وقت شدت می کند قدری شراب می نوشم دردم ساکن می شود؟ پس حضرت فرمودند:این کار را نکن و شراب نیاشام زیرا در حرام خدا شفا نیست پس جز این نیست که این مرض و درد تو القائی از ناحیه شیطان است و می خواهد تو را به حرام بیندازد پس اگر شیطان از شراب خوردنت نا امید شود دردت بر طرف می شود

شراب همچنین تأثیر عمیقی بر فرزندانی می گذارد كه والدین آن ها معتاد بوده اند.یكی از پزشكان آلمان ثابت كرده كه تأثیر الكل تا سه نسل به طور حتمی باقی است به شرط این كه این سه نسل الكلی نباشد.( اسلام پزشك بی دارو، ص44، نقل از علوم جنایی، ص863، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص.346)
چنانچه در این باره وجود مبارک امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : هرکس دختر خود را به شراب خوار تزویج کند ( به ازدواج در آورد ) قطع رحم نموده است. ( باب 29 وسائل جلد سوم )

مفضل می گوید : به امام صادق (علیه السلام) گفتم : چرا شراب حرام شده است ؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود : خداوند شراب را بواسطه اثرات و تباهی آن حرام کرده است (از نظر دین کسی که شراب خورده از خدا دور میشود و در گناه کردن بی باک میشود و از نظر علم پزشکی هم شراب ضررهای بسیاری  برای بدن انسان دارد ) زیرا شراب موجب لغزش میشود و نور انسانیت انسان را میبرد و جوانمردی را در انسان ویران میکند و انسان را به مرتکب شدن گناهان و خونریزی و زنا وادار می کند و هنگامی که انسان مست شد در امان نیست که نا آگاهانه به محارم خود تجاوز کند و جز بدبختی چیزی گیر صاحبش نمی آید.  (بحارالانوار جلد 79 صفحه 133)
در بیانی حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید : شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت مبتلا به مرضی هستم که هر وقت شدت می کند قدری شراب می نوشم دردم ساکن می شود؟ پس حضرت فرمودند:این کار را نکن و شراب نیاشام زیرا در حرام خدا شفا نیست پس جز این نیست که این مرض و درد تو القائی از ناحیه شیطان است و می خواهد تو را به حرام بیندازد پس اگر شیطان از شراب خوردنت نا امید شود دردت بر طرف می شود. (وسائل الشیعه جلد 17 صفحه 300)

آثار شوم شراب و الکل های دیگر از راه ناف به طفل سرایت نموده و حتی اطفال شیر خوار را از راه شیر مادر صدمه فراوان می زند و عوارضات گوناگونی را از قبیل اختلالات هضمی و عصبی و تشنجات مختلفه را باعث می گردد و به همین دلیل علم پزشکی نوشیدن شراب و امثاله را برای مادران شیرده ممنوع کرده و طبق آخرین اطلاعات پزشکی ثابت شده که فرزندان شرابخواران و الکلیها کم حافظه هستند که این تحقیق با روایت امام صادق علیه السلام در این رابطه کامل می شود. (ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 227).

شما می گویید شراب حرام است چون ضرر دارد؟!!

اسلام مدعی است که طبق نص صریح قرآن كریم - كه البته علوم و تحقیقات پژوهشگران نیز آن را ثابت می كند- شراب منافعی دارد اما مضراتش بیشتر است و حرام است به دلیل اینكه خداوند از آن نهی فرموده : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده/90)-اى كسانى كه ایمان آورده اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد كه رستگار شوید.
کلام را با سخنی پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به پایان می بریم: پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) می فرمایند: کسی که شراب دنیا را برای غیرخدا نیز ترک گوید خداوند او را از این شراب طهور می نوشاند علی (علیه السلام) می گوید: عرض کردم برای غیرخدا؟ فرمود: آری کسی که برای حفظ جان خود نیز از شراب دنیا چشم بپوشد خدا او را از رحیق مختوم سیراب می کند[ تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 281]
با این اوصاف و ویژگی ها و شرایطی که هم در منابع دینی و هم در اکتشافات بشری برای این نوشیدنی ذکر شده، به واقع حرفی دیگر برای استفاده از این ماده باقی می ماند؟
به امید آنکه کمی در رفتارهایمان آگاهانه تر رفتار کنیم تا سعادت دو دنیا را شامل حال خود نماییم.


- نظرات (0)

ماو خدا

چگونه می‌توانیم توجه خدا را به خودمان جلب کنیم؟


إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللَّـهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِ‌یبٍ فَأُولَـٰئِکَ یَتُوبُ اللَّـهُ عَلَیْهِمْ ۗ وَکَانَ اللَّـهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۱۷﴾
توبه، نزد خداوند، تنها برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب گناه می‌شوند، سپس به زودی توبه می‌کنند؛ اینانند که خدا توبه‌شان را می‌پذیرد، و خداوند دانای حکیم است.
سوره مبارکه نساء – آیه17


آیا خدا به دعای ما توجهی می‌کند؟
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِ‌یبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْ‌شُدُونَ ﴿۱۸۶﴾
و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعای دعاکننده را -به هنگامی که مرا بخواند- اجابت می‌کنم، پس [آنان‌] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند
سوره مبارکه بقره – آیه۱۸۶



چگونه می‌توانیم توجه خدا را به خودمان جلب کنیم؟
فَاذْکُرُ‌ونِی أَذْکُرْ‌کُمْ وَاشْکُرُ‌وا لِی وَلَا تَکْفُرُ‌ونِ ﴿۱۵۲﴾
پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانه‌ام را به جای آرید؛ و با من ناسپاسی نکنید.
سوره مبارکه بقره – آیه۱۵۲



آنقدر توبه شکسته‌ام که فکر می‌کنم مورد غضب خدا واقع شده‌ام و از من بیزار است و دیگر عبا دتهای من بی‌فایده‌اند چه کنم؟ آیا می‌توانم باز به رحمت خدا امیدوار باشم؟
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَ‌فُوا عَلَیٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ یَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِیمُ ﴿۵۳﴾
بگو: «ای بندگان من -که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می‌آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.
سوره مبارکه زمر – آیه۵۳



چگونه می‌توان از کمترین فاصله با خدا نجوی کرد؟

سجده رمز کم کردن فاصله با خداست
(علق آیه 19)


- نظرات (0)

قرآن در قیامت از چه کسانی شکایت می کند؟

قران

گاهی آنقدر این قرائت ها و استفاده هایمان از این کتاب الهی به مراسم عزاداری و ختم خلاصه شده که خیلی از جوان های امروزی تا وارد یک سایت یا وبلاگ و یا مغازه ای می شوند که صدای قرآن از آنها شنیده می شود و یا صدای هنزفری و یا آهنگ موبایل کسی طنین آیات قرآن می شود همه متعجبانه نگاه می کنند و اولین چیزی که به ذهنشان می آید مراسم عزاداری و خدایی ناکرده تهجد و عقب ماندگی است که این را می توان از نگاه هایشان کاملا متوجه شد ...
آیا این همان قرآنی نیست که بارها دشمنان اسلام تلاش کردند نقطه ضعفی از آن بگیرند اما نه تنها موفق نشدند بلکه بر رسوایی خود افزودند؟
این همان قرآنی نیست که هنوز کسی را یارای هماوردی با آن نیست؟ که البته امروز خیلی ها سعی می کنند که نورش را خاموش کنند و آن را تحریف شده بخوانند اما نخواهند نتوانست چرا که این وعده ی خود خداوند است .....

گله و شکایتی از مردم مسلمان

نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده ،آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست

در یکی از آیات قرآن کریم، بوی گله و شكایت از مسلمانان وجود دارد، افرادی كه برای رسیدن به موفقیت،حاضرند تمام راه ها و روش ها را تجربه كنند اما هیچ وقت به خود اجازه آشنایی با كامل ترین نسخه خوشبختی و موفقیت را نمی دهند و به همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله در قرآن لب به شكایت باز می كند و می فرماید:
«وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا[فرقان:۳۰]و پیامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها كردند»
به واقع مصادیق این مهجوریت و رها کردن قرآن کریم چیست؟
1-استفاده از قرآن تنها برای تبرك و امنیت خانه و كاشانه و هنگام مسافرت
۲-هزینه های كلان برای خرید قرآن های زینتی مخصوصا برای زوج های جوان و سال ها خاك خوردن آن
۳-تنها به فكر ختم قرآن بودن و عدم توجه به معانی و مفاهیم و توصیه های قرآن مجید
و بدتر از همه این ها آن که متأسفانه در بسیاری از جوامع مسلمان قرآن در زندگی آنان غایب و مهجور است. تا آنجا که حتی بسیاری، تلاوت و قرائت آن را هم به درستی نمی دانند ،تا چه رسد به مراحل بالاتر آن اعم از ترجمه ،تفسیر ،تدبر و عمل به آن!
شهید مطهری درباره مهجوریت قرآن چنین می گوید:
ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنا نیست؟ چرا در مدرسه ها قرآن یاد نمی گیرند. حتی به دانشگاه هم که می روند از خواندن قرآن عاجزند؟
البته جای تأسف است که این طور است. باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامی در این راه کرده ایم؟ آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنایی کامل داشته باشد؟ !عجبا! که خود نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده، آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست.
قرآن در میان خود ما مهجور است و توقع داریم نسل جدید با قرآن آشنا باشد. اگر کسی علمش علم قرآن باشد. یعنی در قرآن زیاد تدبر کرده باشد، تفسیر قرآن را کاملاً بداند، این آدم چقدر در میان ما احترام دارد؟ هیچ!
پس قرآن در میان خود ما مهجور است و درنتیجه همین اعراض از قرآن است که به این بدبختی و نکبت گرفتار شده ایم.

ما کاری کرده ایم که مشمول نفرین پیغمبر صلی الله علیه و اله و قرآن شده ایم. رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره قرآن فرمود:«انه شافع مشفع و ما حل مصدق؛( کافی،ج2،ص599) یعنی قرآن در نزد خدا و در پیشگاه حقیقت وساطت می کند و پذیرفته می شود و نسبت به بعضی که به او جفا کرده اند سعایت می کند و مورد قبول واقع می شود.» ( استاد مطهری ،کتاب ده گفتار)
در یک کلام باید گفت که  نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، تدبر و اندیشه نکردن در قرآن و از همه مهم تر عمل نکردن به مفاهیم و مضامین آیات را از مصادیق مهجوریت قرآن به حساب آورد.
هر کدام از ما نیز در این مهجوریت زدایی از کتاب آسمانیمان سهم ارزشمندی خواهیم داشت ... چرا که عمل به هر یک از آیات قرآن کریم خود راهی برای مهجوریت زدایی از قرآن کریم می باشد.

شكایت قرآن از مردم در روز قیامت

در كتاب «وسائل الشّیعة » از حضرت رسول اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم روایت شده است كه : قَالَ: یَجیءُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ ثَلَاثَةُ یَشْكُونَ: الْمُصْحَفُ وَالْمَسْجدُ وَالعِتْرَةُ.
یَقُولُ الْمُصْحَفُ: یَا رَبِّ حَرَّقُونِی وَ مَزَّقُونِی ، وَ یَقُولُ الْمَسْجِدُ: یَا رَبِّ عَطُّلُونِی وَ ضَیَّعُونِی . وَ تَقُولُ الْعِتْرَةُ یَا رَبِّ قَتُلوُنَا وَ طَرَدُونَا وَ شَرَّدُونَا؛ فَأَجْثُو لِلرُّكْبَتَینِ فِی الْخُصُومَةِ، فَیَقُولُ اللَهَ عَزَّوَجَلَّ لِی : أَنَا أَوْلَی بِذَلِكَ مِنْكَ. [«وسائل الشّیعة » طبع امیر بهادر؛ ج 1 ص 304]
«در روز قیامت سه گروه شكایت به پیشگاه خداوند متعال می آورند: قرآن و مسجد و عترت .

نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، تدبر و اندیشه نکردن در قرآن و از همه مهم تر عمل نکردن به مفاهیم و مضامین آیات را  به حساب آورد

قرآن میگوید: ای پروردگار من ! مرا سوزانیدند و پاره پاره كردند. و مسجد میگوید: ای پروردگار من مرا معطّل و بدون عمل گذاردند و حقّ مرا ضایع كردند. و عترت میگوید: بار پروردگارا ما را كشتند و دور كردند و متفرّق نموده و فراری دادند؛ و در مقابل پروردگار در دعوای خصومت و دادخواهی به دو زانوی خود می نشینم ، پس خداوند عزّو جلّ به من میگوید: من خودم اولویّت دارم از شما دربار ٌ خصومت و دادخواهی نسبت به آنان .»

قرآن از چه مواردی در قیامت شکایت می کند؟

شاید شكایت قرآن به این مضمون باشد: خدایا! با این كه دستور تلاوت قرآن آمده، (سوره مزّمل، 20) ولى بسیارى از مسلمانان حتى نتوانستند از رو مرا بخوانند.
خدایا! بعضى كه مرا مى خواندند، حقِ ّ تلاوتم را ادا نمى كردند، یعنى بدون طهارت و وضو و تدبّر به سراغم مى آمدند و یا در تلاوتم عجله مى كردند.
خدایا! بعضى آیات مرا مى خواندند و مى فهمیدند، ولى عمل نمى كردند. 
خدایا! بعضى كه عمل مى كردند، به دیگران نمى رساندند.
خدایا! بعضى در عمل به قرآن حتى از مخالفان قرآن هم عقب تر ماندند. چنانكه حضرت على (علیه َالسلام) در وصیت خود مى فرماید: مبادا دیگران در عمل به قرآن و استفاده از رهنمودهاى آن از شما مسلمانان جلو باشند.
خدایا! بعضى تنها به آیات عبادى و فردى عمل مى كردند و نسبت به هجرت و جهاد و ایثار و سیاست كه در متن آیاتم بود، بى اعتنا بودند و به بعضى آیات ایمان مى آوردند و نسبت به بعضى آیات بى تفاوت بودند.
خدایا! بعضى به جاى آن كه مرا قانون بدانند، وسیله نان دانسته و مال التّجاره خود قرار دادند، از خواندن و چاپ كردنم سرمایه اندوزى ها كردند.
خدایا! بعضى كه در فكر و روح خود انحرافى داشتند، آیات متشابه را (كه چند نوع مى توان معنا كرد) دستاویز اهداف خود قرار دادند. (آل عمران، 7)
خدایا! بعضى به جاى این كه در تفسیرم از مفسّران واقعى و پیامبر اكرم ( صلى الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم َالسلام) استمداد نمایند، از سلیقه هاى شخصى خود در تفسیر آیات كمك مى گرفتند.
خدایا! بعضى مرا وارونه معنا كردند و بعضى خوب مرا شناختند، ولى حقائق مرا نادیده گرفته و كتمان نمودند.( بقره، 174)
خدایا! به جاى این كه مرا براى دل هاى زنده بخوانند، (یوسف، 2) بر مردگان خواندند.
خدایا! به جاى آن كه مرا جزو اصیل ترین موادّ درسى قرار دهند، مرا از میان برنامه هاى درسى و نسل تحصیل كرده جدا كردند.
خدایا! بعضى تنها به هنگام تفأّل، استخاره و سوگند به سراغم مى آمدند.
گرچه در حدیث شكایت قرآن تنها درباره تحریف و قطعه قطعه كردن آمده است. (وسائل الشیعه، ج 3، ص 484) لیكن آنچه را ما از زبان حال قرآن نقل كردیم یك واقعیّتى است كه از طرف هواداران قرآن بر سر قرآن آمده است.

قرآن از مخالفان خود شكایت مى كند

خدایا! مرا ساخته فكر بشر دانستند. (نحل، 103)
خدایا! مرا افسانه هاى پیشینیان دانستند. (انعام، 25)
خدایا! شنیدن تلاوت مرا ممنوع كردند. (فصّلت، 26)
خدایا! به آورنده من تهمت سحر و جنون و كِهانت و كذب زدند. (طارق، 13)
خدایا! مرا مى شنیدند، ولى لجاجت كرده و ایمان نمى آوردند. (سبأ، 31)
به امید آنکه با تجدید نظری بر رفتارها و عملکردهای روزانه مان، در مسیر مهجوریت زدایی از این کتاب آسمانی ثابت قدم باشیم.


منابع:
کتاب معاد شناسی جلد 7
کتاب انس با قرآن


- نظرات (0)

چرا باید یکتاپرست باشیم؟!

خدا ، دعا ، یکتا پرست

بر اساس روایات، فردى كه براى حمایت از فرستادگان الهى به شهر انطاكیه آمد، حبیب نجّار بود كه از او به «صاحب یس» نیز تعبیر شده و در ردیف مؤمنِ آل فرعون كه به حمایت حضرت موسى(علیه السلام) برخاست، شمرده شده است.
این مرد كه غالب مفسران نامش را "حبیب نجار" ذكر كرده اند از كسانى بود كه در برخوردهاى نخستین با رسولان پروردگار به حقانیت دعوت آنها و عمق تعلیماتشان پى برد، و مومنى ثابت قدم و مصمم از كار در آمد، هنگامى كه به او خبر رسید كه در قلب شهر، مردم بر این پیامبران الهى شوریده اند، و شاید قصد شهید كردن آنها را دارند، سكوت را مجاز ندانست ، و با سرعت و شتاب خود را به مركز شهر رسانید و آنچه در توان داشت در دفاع از حق فروگذار نكرد.(تفسیر نمونه)
او می گوید: وَمَا لِیَ لَا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؟ چرا خدا را نپرستم؟ خدا مرا خلق کرده، دارم به سوی او هم بازمی گردم، حال چه دلیلی دارد که در این میانه، کس دیگری را بپرستم؟ چرا به کس دیگری تکیه کنم؟
در سوره یاسین، از قول مؤمن آل یس یاد مى دهد كه چرا باید یكتاپرست بود؛ زیرا پدید آورنده تنها خدایى است كه به سوى او نیز بازگشت همگان است. مبدأ یكى و معاد هم یكى است، پس چرا براى غیر او سر تعظیم فرود آوریم؛ كسى كه او ما را از نیستى پدید آورده و همه جور نعمت عنایت فرموده است و آیا کسی که انسان باشد غیر از خدا، آلهه دیگری می گیرد؟
در مسافرخانه که خیلی آدم به دور و بری هایش دل نمی دهد، چون از جای دیگری آمده، به همان جا هم در حال برگشتن است، پس چه دلیلی دارد که این وسط، دل به چیز دیگری بدهد؟ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمَ نُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلَا یُنقِذُونِ؟ آیا خدای دیگری انتخاب کنم از خدایی که رحمان است؟ و به خاطر رحمان بودنش، اراد ضرر برای هیچ کس نمی کند، بنابراین اگر یک ضرری قرار شد به ما برسد، باید بدانیم که دیگر هیچ راهی برای دفع آن وجود ندارد، وجود ندارد، چرا که اگر راهی بود، خدا به خاطر رحمان بودنش، آن راه را جلوی ما می گذاشت. چرا که این راهی بوده که خودمان رفته ایم، و بازگشتی برایش متصور نیست. پس شفاعت هیچ چیز به درد ما نمی خورد. چرا که خداوند، به واسط رحمان بودنش، هر کاری که ممکن بوده، برای نجات بشر انجام داده.
سه نکته در آیه وَمَا لِیَ لَا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ:
1- كسانى كه در برابر آفریدگار خود بندگى نكنند در دادگاه وجدان محكومند. (و مالى لا اعبد)
2- یكى از راه هاى دعوت دیگران، بیان اعتقادات منطقى خود است. (مالى لا اعبد الّذى...)
3- توجّه به مبدأ و معاد سرچشمه ى بندگى است. (فطرنى و الیه ترجعون) (تفسیر نور)
و آن گاه به آنان هشدار داد كه: "وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ "؛ به هوش كه شما نیز در روز رستاخیز تنها به سوى او بازگردانده مى شوید و اوست كه كیفر كفر و بیدادتان را به شما خواهد داد.


عواملی که ما را از توحید دورمان کرده است
یادمان باشد بشر موجودی مشرک نبوده که کم کم به توحید نزدیک شود! بلکه بشر موجودی موحد بوده که عواملی سبب انحراف او از توحید شده است. و باور ما بر این عقیده راسخ است که اولین فرد بشر، خود پیامبری بوده که از امهات تعالیم آنها، یکتاپرستی می باشد.
با توجه به این مقدمه باید گفت عواملی که سبب دور افتادن از توحید می شود به دو دسته کلی قابل تقسیم هستند. عوامل بیرونی و عوامل درونی که هر کدام از این ها را به اختصار بیان می کنیم:

عوامل بیرونی:

۱- شیطان

شیطان سردسته گمراهان و دشمن سرسخت انسان هاست که آنها را از مسیر سعادت منحرف می کند. و مهمترین غرض او بازداشتن انسان ها از توحید است که محوری ترین نقطه سعادت بشر است:
«اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ[مجادله/۱۹] شیطان بر آنان مسلّط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده.»

۲- ثروت و فرزندان

انسان در زندگی مادی خود، ممکن است دچار غفلت شده و اندک اندک به منزلی برسد که هیچ رنگ و بوی خدایی در آن باقی نمانده باشد:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ[منافقون/۹] اى كسانى كه ایمان آورده اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نكند!»

۳- تهاجم فرهنگی

کسانی که در جوامع به نوعی الگو شده اند، در صورت انحراف می توانند سایرین را منحرف کنند. مثلا در زمان ما جوامع غربی که پیشرفت مادی چشمگیر کرده اند و به نوعی الگو قرار گرفته اند، که می توانند انسانهای بسیاری را در گمراهی خود سهیم کنند. همان گونه که قارون ها و فرعون ها با مطرح بودن در جامعه سایرین را به گمراهی کشانده اند.
«وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَیْ ءٌ یُرادُ[ص/۶] سركردگان کفار بیرون آمدند و (در مقابل دعوت پیامبر به توحید)  گفتند: «بروید و خدایانتان را محكم بچسبید، این چیزى است كه خواسته اند (شما را گمراه كنند)»

۴- همنشین یا محیط نامناسب

محیط فاسد و دوستان ناباب سبب گمراهی انسان می شوند و او را از مسیر توحید باز می دارند:
«یا وَیْلَتى لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً * لَّقَدْ أَضَلَّنىِ عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنىِ[فرقان/۲۸-۲۹] اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! او مرا از یادآورى (حق) گمراه ساخت بعد از آنكه (یاد حق) به سراغ من آمده بود!»

عوامل درونی

حال با توجه به عوامل بیرونی می توانیم عوامل درونی ای که کمک کننده و زمینه ساز آن عوامل بیرونی هستند را به روشنی ببینیم:
هوای نفس انسان مسیر را برای شیطان هموار می کند.
دنیا طلبی و آرزوهای دراز و ... سبب دل بستن به ثروت و قدرت می شود.
جهالت سبب پیروی کورکورانه از دیگران می شود و... .


- نظرات (0)

عواملی که انسان را از عاقبت بخیری دور می کنند

بهشت و جهنم ، عاقبت بخیری

"در قرآن کریم در موضوع ایمان آوردن و توصیف مؤمنان ، حدود 258 مورد داریم که می فرمایند: آمَنوا : ای کسانی که ایمان آورده اید ... و حدود 13 مورد است که می فرماید: آمِنوا: ایمان بیاور
این نکته در خود رازهایی را دارد ، می فرماید: ایمان داشتن هنر نیست که من مرتبا دنبال این باشم که ایمان دارم ، فلانی با ایمان است  و.. چرا که همه ما انسان ها با ایمان آمده ایم و ارزشمند هستیم: لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسانَ فی أحْسَنِ تَقْویم (سوره تین، 4) ... در سوره مباركه مائده فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ یَضُرُّكُم مَّنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» (مائده، 105) ای مومنین! خودتان را بشناسید. خودتان را بیابید و از خودتان مراقبت كنید." (به نقل از بیانات حجت الاسلام پناهیان) 
اگر ما افراد  در جامعه بر ارزش و بر كرامت خودمان بصیرت پیدا کنیم  و بدانیم كه چه كرامت و ارزشی داریم، آن وقت است که گوهر درونی خود را کشف کرده و از آن بهره برداری می کنیم: « لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسانَ فی أحْسَنِ تَقْویم ثُمَّ رَدَدْناهُ أسْفَلَ سافِلینَ»
اگر این را فهمیدیم ، ارزش های عرشی را پیدا می کنیم و آن گاه است که وقتی دیو را بیرون کردیم، فرشته فضائل اخلاقی در وجود ما مستقر می شود.

تقوای مضاعف

در سوره مباركه حشر آیه 18 آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ»

یکی از عواملی ما را از عاقبت بخیری دور می کند چنانچه مستوجب عذاب الهی می شویم ناشکری خوب بودنمان است... چنانچه خداوند می فرمایند: جَزَیْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِی إِلَّا الْكَفُورَ (17، سبأ): این [عقوبت ] را به [سزاى ] آنكه كفران كردند به آنان جزا دادیم و آیا جز ناسپاس را به مجازات مى رسانیم؟

ای کسانی که ایمان آورده اید ... ای کسانی که خوب هستید مراقب باشید که این خوب بودن مغرورتان نکند... "شما یک نفس خطرناک دارید ، مراقب آن باشید ... با تقوا حصاری برای خوب بودنتان ایجاد کنید تا از شما محافظت کند...اتّقُوا اللهَ : سپری جلو امیالتان قرار دهید و نگذارید امیال نفسانی شما را به صورت حیوان دربیاورد و ضایع تان كند.... خوب بمانید." (به نقل از بیانات حجت الاسلام صدیقی)
خیلی هایی که خوب بودند،  نتوانستند خوب بمانند ، عاقبت بخیر نشدند ...
نکته ی اصلی این است که مراقب باشیم بد نشویم ... بفهمیم که چگونه می شود که ادم بعد از خوب بودن بد می شود ...وقتی این نکته را بفهمیم که مهم خوب ماندن است ،  دیگر به خوب بودنمان مغرور  نمی شویم چون لغزش را برای خودمان دور نمی بینیم ... وقتی این را بفهمیم  آن وقت است که وقتی یک ادم خوب بد شد، کسی آسیب نمی بیند ، چون ادم ها دیگر ملاک نیستند...
منافق شدن و بد نشدن هنر است ... قول دادن هنر نیست، ماندن و وفای به عهد و قول و قرار ارزش دارد ...
"مؤمن شدن هنر نیست، مؤمن ماندن هنر است ... در قرآن کریم به طرق مختلف این ارزشمندی و خوب بودن انسان را به او گوشزد می کند ... : وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا (شمس، 7).... خدا از جان و روح ما تعریف می کند ... ما موجود خوبی هستیم ...او ما را آفریده است ... ما نور هستیم ... وجود ما عطر عالم است ... همه عالم کائنات برای خدمت کردن به ما افریده شده اند ...عزیز خدا هستیم: وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ... خدا با خلقت ما به خودش آفرین گفت: فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ (مؤمنون، 14)" (به نقل از بیانات حجت الاسلام پناهیان)
به تو نمی گویم چگونه خوب شو، به تو می گوییم که چه چیزهایی به تو ضربه می زند و تو چگونه خودت را محافظت کنی ...فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا (شمس، 8)
آن جایی هم که می گوییم : قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا (شمس، 9) در حقیقت زمینه ی بارورتر شدن و بالنده تر شدن تو را تذکر و یادآور می شویم ...
بنابر این  قصه ی اصلی بر این است که شیطانی که خوب شده بود و 6 هزار سال هم عبادت کرده بود، چگونه شد که بد شد ... چنانچه در حدیث می فرمایند: برای عاقبت بخیر شدن بترسید و گریه کنید ... اینکه بعد از هدایت ، گمراه نشویم ، این اهدنا الصراط المستقیم که هر روز می خوانیم ، اصل معنای استقامت، فاستقم یعنی ادامه دادن، تداوم داشتن و تا آخر ماندن است که در این صورت است که عاقبت بخیر خواهیم بود.
قرآن کریم در مورد منافقان می فرماید: ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ: این بدان سبب است كه آنان ایمان آورده، سپس به انكار پرداخته اند و در نتیجه بر دلهایشان مهر زده شده و [دیگر] نمى فهمند. (ایه 3 منافقون) ... این ها در ابتدا ایمان داشته اند اما این ایمان و خوب بودنشان تداوم نداشته و سر انجام بد شده اند ...

استغنا و احساس بی نیازی عاملی است که انسان طغیان می کند و آن وقت است که او را از عاقبت بخیری دور می کند ؛امری که در سوره ی علق به صراحت از این موضوع سخن می گوید: كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى ﴿۶﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿۷﴾

نکته اصلی این است که عاقبت به خیری نصیب چه كسی می شود. "خیلی ها در این خط آمدند، اما نماندند: «زبیر» سالیان متمادی اهل جبهه بود. او حتی بعد از رسول الله تسلیم سقیفه نشد؛ كنار علی ایستاد و از حریم فاطمة الزهرا سلام الله علیها دفاع كرد. جانانه و غیرتمندانه دفاع كرد. شمشیر زبیر شكسته شد و در خانه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب كتك خورد، اما چون اهل مراقبه نبود، این سرمایه را به آتش كشید و به جهنم افتاد؛ مقابل ولایت شمشیر كشید و به مقابله با خط پیغمبر كشیده شد." (به نقل از حجت الاسلام صدیقی) 
این خطر برای همه ما هست ... كوشش كنیم خوب بودن هایمان را تداوم ببخشیم ... شاهنامه آخرش خوش است ... هنر اصلی خوب ماندن است.
بنابر این باید دید چه عواملی باعث می شود انسان از این خوب ماندن فاصله بگیرد و عاقبت بخیر نمی شود؟
"یکی از عواملی ما را از عاقبت بخیری دور می کند چنانچه مستوجب عذاب الهی می شویم ناشکری خوب بودنمان است... چنانچه خداوند می فرمایند: جَزَیْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِی إِلَّا الْكَفُورَ (17، سبأ): این [عقوبت ] را به [سزاى ] آنكه كفران كردند به آنان جزا دادیم و آیا جز ناسپاس را به مجازات مى رسانیم؟
از خدا به خاطر خوب بودنمان تشکر و سپاسگزاری کنیم.
عامل دیگر طغیان کردن و مستغنی بودن است؛ احساس استغنا کردن است
این استغنا و احساس بی نیازی عاملی است که انسان طغیان می کند و آن وقت است که او را از عاقبت بخیری دور می کند ؛امری که در سوره ی علق به صراحت از این موضوع سخن می گوید: كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى ﴿۶﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿۷﴾ آغاز خراب شدن انسان در این است خود را مستغنی می داند و این باعث می شود انسان طغیان می کند... بنابراین باید جلوی این طغیان ها را گرفت." (به نقل از بیانات حجت الاسلام پناهیان)
که هر کدام از این ها بحث مفصلی دارد که انشالله در مقالات دیگر مطرح خواهد شد.
به امید آنکه با لطف و کرم خداوند عاقبت بخیر شویم ...

منابع:
به نقل از سخنرانی های اساتیدی چون: حجت الاسلام پناهیان و حجت الاسلام صدیقی



- نظرات (0)