سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

خداوند به خندوانه پاسخ می ‌دهد

خندوانه

یکی از سوالات ثابت برنامه خنداونه، از پربیننده ‌ترین برنامه‌ های تلویزیونی این روزها، در مورد آرامش است؛ اینکه چه چیزی موجب آرامش مهمان برنامه می ‌شود.

پاسخ ‌های متفاوت مهمانان برنامه نیز قابل توجه است. هرکس به ریسمانی چنگ می‌ زند و آرامش را در آن می ‌جوید؛ برخی در خلوت و انزوا، برخی در موسیقی، برخی در خوابیدن، برخی در رانندگی، برخی نوشتن را سببی برای آرامش خود می داند و راه‌های دیگری که برای خود تجربه کرده‌اند.
اما اگر این سوال، از خالق انسان پرسیده شود که آرامش انسان را در کجا باید جست، چه خواهد گفت؟ شاید پاسخ‌ های خدا، کمی متفاوت باشد.

در ابتدا این نکته را خاطر نشان می کنیم که سوء تفاهمی پیش نیاید که اسلام دین نشاط و شادابی است و همه انسانها را به بهره مندی از لذایذ حلال دنیایی توصیه می کند.

اسلام با شادی انسانها هیچ مشکلی ندارد اما برای حفظ سلامت و کرامت انسانها و جامعه قیودی را برای آن در نظر گرفته است که هرگز به معنای مخالفت با شادی نیست.

درباره‌ ی اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس كه یكی از فصول كتاب‌ های روایی به باب «ادخال‌السرور»[ اصول كافی، ج 1، ص 204] اختصاص داده شده است و از كسانی كه موجبات دل‌ خوشی و شادكامی بندگان خدا را فراهم می ‌آورند، ستایش شده است.

از جمله حدیث زیبایی كه از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل است كه فرمود: «ان فی‌الجنه‌ داراً بقال له‌ دارالفرح، لایدخلها الا من فرح‌الصبیان» در بهشت جایی است كه به آن خانه‌ ی شادی گفته می‌شود، هیچ‌ كس به آن خانه وارد نمی ‌شود مگر آن‌ كه موجب شادی كودكان شده باشد.

در جایی دیگر باز از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل شده است كه: «ان فی ‌الجنه داراً یقال له دارالفرح، لایدخلها الا من فرح یتامی ‌المۆمنین»[ همان]

آن ‌چه از این احادیث برداشت می‌ شود این است كه بین شاد كردن مۆمن و پاداش بهشت رابطه‌ ی معنی ‌داری وجود دارد و خداوند برای كسانی كه موجبات فرح و شادی بندگانش را فراهم می ‌آورند امتیاز ویژه‌ای قائل است.

 

شب

خداوند روز را برای فعالیت بدنی و کار آفریده و شب را برای استراحت و کسب آرامش و تجدید قوا.

شب را تاریک فرمود تا انسان ‌ها فعالیت روز را خاتمه دهند و دمی بیاسایند تا چشمشان به روشنی روز، بینا شود.
اللَّهُ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّیْلَ لِتَسْكُنُواْ فِیهِ ؛ خداوند كسى است كه شب را براى شما آفرید تا در آن بیاسایید. (غافر، 61)
اگر جستجوی آرامش در روز، نتیجه نداشته باشد، می‌ توان برای آن در شب نتیجه ‌ای یافت.

اگر جستجوی آرامش در روز، نتیجه نداشته باشد، می‌ توان برای آن در شب نتیجه ‌ای یافت

خانه

انسان ‌ها بعد از آنکه فعالیت روزانه خود را خاتمه می‌ دهند نیازمند مکانی هستند تا شب هنگام در آن استراحت کنند (به قول عرب، بیتوته کنند) و انرژی از دست رفته را باز یابند.

خانه (همان بیت به زبان عربی)، گزینه دیگری است که قرآن کریم از آن به عنوان عاملی برای آرامش یاد می‌کند.
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِن بُیُوتِكُمْ سَكَنًا ؛ و خدا براى شما از خانه ‏هایتان محل سكونت (و آرامش) قرار داد.(نحل، 80)
البته ایجاد و حفظ این آرامش بر عهده خانم و آقای خانه است. هر دو وظیفه دارند تا با مدیریت صحیح زندگی، از این موهبت مراقبت نمایند. وظیفه دارند که اگر مسئله‌ ای هم در خانه پدید آمد، آن را از راه صحیح حل کنند تا کوچک‌ ترین خدشه ‌ای بر گوهر آرامش، وارد نشود.
ضمن اینکه می‌ توان چنین گفت که اگر آرامش در خانه‌ای پیدا نشود، یک انحرافی از مسیر الهی صورت گرفته است.

همسر
معنویت

شاید سفرهای مجردی برای بسیاری لذت ‌بخش باشد، اما آنچه آرامش بیشتری به انسان می ‌دهد، بودن در کنار همسر است؛ همسری که هم همسفری شفیق باشد، هم به هنگام نیاز، حاجت انسان را برآورد.
خَلَقَ لَكمُ مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُواْ إِلَیْهَا ؛ همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید.(روم، 21)
آرامشی ناشی از دیدن جمال نعمت الهی، آرامشی ناشی از همسری که به راه خدا دعوت می ‌کند، آرامشی ناشی از همسری پر محبت و مهربان، و آرامشی برخاسته از همسری که نیازهای عاطفی و جنسی را برآورده می ‌کند.
شاید به ذهن برخی بیاید که در این صورت چرا آرامش در زندگی برخی متأهلین دیده نمی ‌شود؟

در پاسخ باید گفت که وقتی چاقویی نمی ‌بُرد، چنین نیست که چاقو برای بریدن نباشد، بلکه عیب از این چاقوست که کُند است و باید تیز شود. وقتی در زندگی، استانداردها رعایت شود، حتماً آن زندگی آرامش ‌بخش خواهد بود.
دعای پیامبر صلی الله علیه وآله:

إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُم ؛ دعاى تو، مایه آرامش آن‌ هاست.
دعای پیامبر صلی الله علیه واله در حق هر کسی مایه آرامش اوست. برای دست یافتن به این موهبت نیز راه‌ هایی پیش روی ماست؛
- زیارت پیامبر صلی الله علیه واله چه از نزدیک و در مدینه منوره و چه از بعید و در هر جای دنیا و خواستن دعای ایشان در حق ما.
وقتی چاقویی نمی ‌بُرد، چنین نیست که چاقو برای بریدن نباشد، بلکه عیب از این چاقوست که کُند است و باید تیز شود. وقتی در زندگی، استانداردها رعایت شود، حتماً آن زندگی آرامش ‌بخش خواهد بود
- زیارت هر یک از ائمه بزرگوار علیهم السلام و امامزادگان و خواستن شفاعت این پاکان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله.
- خواندن نماز و هدیه به روح مطهر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله.
- صلوات بر حضرت رسول صلی الله علیه واله که مطمئناً از جانب ایشان بی ‌پاسخ نخواهد ماند.


یاد خدا

بالاتر از همه این موارد، موثرترین داروی آرامش، یاد خداست.
الَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ‌ها آرامش مى‏یابد.(رعد، 28)
پس خداوند، آرامش حقیقی را در یاد خود و همراهی انسان‌ ها با او می ‌داند چراکه اطمینان قلب محکم ‌تر و والاتر از سکینه است.
آرامش حقیقی را کسانی دارند که در دل شب، در خانه‌ هایشان به پا می ‌خیزند و در کنار همسر مهربانشان خدا را یاد می ‌کنند. صلوات بر پیامبر و خاندانش می ‌فرستند و از اینکه خداوند به آن ‌ها همسری عنایت فرموده که یاورشان در دین ‌داری است او را شکر می‌ گویند.
زین پس وقتی آقای جوان، مجری برنامه ی موفق و خوب خندوانه از مهمان برنامه پرسید که چه چیز به شما آرامش می ‌دهد، پاسخ خداوند را مرور کنیم، کمی بیندیشیم و پاسخ را در گزینه ‌های خدایی بجوییم.


- نظرات (0)

گره کوری که شیخ رجبعلی باز کرد

وای فای

منظور از صله رحم، فقط دیدار اقوام نیست، بلکه یاری رساندن و رفع نیاز بستگان نیز جزئی از معنای صله رحم است؛ اگرچه ممکن است عقیده و مشرب فکری آنها تفاوت هایی با ما داشته باشد، البته نکته مهم آن است که این رابطه و پیوند همواره حفظ شود.

در این زمانه که تکنولوژی پیشرفت کرد و راحتی و سرعت آمده است، به جای آنکه بتوان از این ابزار استفاده کنیم برای ارتباط داشتن بیشتر با اقوام و بستگان، کم کم دارد ارتباطات و میهمانی ها غریب می شود و انگار نه انگار که فامیل داریم ، همه مشغول کاریم و اگر بیکار باشیم با یک اجنبی در ارتباط هستیم که معلوم نیست طرف مقابل ما چه کسی هست ....

شب و روز در شبکه های اجتماعی ، که کارش با استفاده غلط ما شده جدا کردن بستگان است مشغولیم ، به فرهنگ خودمان  پشت پا زدیم به دیگران خوش امد گفتیم ، روی خوش به کسی نشان دادیم که کارش فاصله میان دلهاست ...
در اسلام صله رحم بسیار سفارش شده است که از بستگان نزدیک و چه از بستگان دور، صله رحم کنید امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر آیه «وَ الذینَ یَصلونَ ما اَمرَ اللهُ بهِ اَن یُوصلَ ،[رعد، ۲۱] فرمودند : «مراد از كسانی كه خداوند پیوستن به آنان را فرمان داده، خویشاوندان توست.» [اصول كافی، ج ۲، ص ۱۵۶]

نگوییم او با ما قهر است، شما به دیدارش برو ... با همه آشنایان باید رفت و آمد داشته باشیم هرچه از نظر خویشاوندی نزدیک تر باشد وظیفه ما در حفظ پیوند، شدیدتر و لازم تر است.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَذِی الْقُرْبَى [بقره/۸۳] و به پدر و مادر و خویشاوندان نیکی کنید.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) در درباره اهمیت صله رحم  فرمود: «به آنان كه حاضرند و آنان كه غایبند و آنان كه از صُلب های مردان و رَحِم های زنان تا روز قیامت به دنیا می ‌آیند سفارش می ‌كنم كه صله رحم نمایند، گرچه مستلزم پیمودن یك سال راه باشد، زیرا صله رحم (یكی) از مسائل مهم دین است ».[ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۰۵]

نگوییم او با ما قهر است، شما به دیدارش برو ... با همه آشنایان باید رفت و آمد داشته باشیم هرچه از نظر خویشاوندی نزدیک تر باشد وظیفه ما در حفظ پیوند، شدیدتر و لازم تر است

حضرت علی (علیه السلام ) در این باره می ‌فرماید : « خویشانت را گرامی بدار، زیرا آنان بال و پَرِ تو هستند كه با آنان پرواز می‌كنی و اصل و ریشه تو می ‌باشند كه به ایشان باز می ‌گردی و دست یاور تو هستند كه با آنها به دشمن حمله می ‌كنی و پیروز می ‌شوی » [نهج البلاغه، نامه۳۱، ص۴۰۵] کافر بودن و فاسق بودن باعث نمی‌ شود تا انسان قطع رحم کند در هر شرایطی صله ارحام را باید به جا آورد ؛ چه بسا صله رحم با فاسقی باعث شود تا او از فسق دست بکشد .

 

چگونه صله رحم کنیم ؟

حضرت علی (علیه السلام) می ‌فرماید :« كسی كه از سوی خدا ثروتی به دست آورد، باید بستگان خویش را به وسیله آن دستگیری كند ». [نهج ‌البلاغه، خطبه ۱۴۲]
ب ـ صله رحم جانی : اگر در جایی که جان بستگان در خطر باشد باید به او کمک کرد پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم ) می‌فرماید :« هر كس با جان و مالش، صله رحم كند، خدای متعال اجر صد شهید به او می دهد» [وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۶]

ج ـ صله رحم ترک ازار و اذیت : یکی از صله رحم آزار و اذیت نکردن به اقوام و خویشاوندان است یعنی دخالت نکردن در کار آنها تهمت و افترا نزدن و غیبت و عیب جویی نکردن است ، امام صادق (علیه السلام) در این باره می ‌فرماید: « بهترین چیزی كه به آن صله رحم می ‌شود، خودداری كردن از اذیت و آزار آنان است.» [اصول كافی، ج ۲، ص  ۱۵۱]

صله رحم

در این زمانه آیا کسی هست که به دنبال افزایش رزق و روزی اش نباشد؟! در این دنیای مادی امروزی همه به هر نوعی در تکاپو هستند تا بتوانند افزاش روزی برای رفاه بیشتر داشته باشند ... پس چرا معطل هستیم ... اسلام برای این کار پیشنهادی دارد ...

صله رحم باعث افزایش رزق و روزی می ‌شود امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «هر كس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم كند.» [اصول كافی، ج ۲، ص۱۵۰]
در مقابل درباره قطع صله رحم هم بسیار نهی کرده است که خدا در قرآن بر کسانی که قطع رحم کنند نفرین کرده است خداوند متعال می‌فرماید :
« فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ ؛أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ، پس (اى بیماردلانِ سست ایمان!) اگر (از جهاد) روى گردانید، جز این از شما انتظار نمى‏رود كه در زمین فساد كنید و پیوندهاى خویشاوندى را قطع كنید.  آنانند كسانى كه خداوند از رحمت خویش دور و (گوششان را) كر و چشم‏هایشان را كور ساخته است آنها كسانی هستند كه خداوند آنان را لعنت كرده است» ،[محمد ایه ۲۳ و۲۳]

 

ریشه ی گره های بسته ی زندگی

استاد فاطمی نیا از شخصی نقل می کردند: من در قسمت بایگانی اداره ای کار می کردم و پرونده های متعدد و بعضا بسیار مهم می آمد و ما در آنجا قرار می دادیم، یک روز پرونده بسیار مهمی به دستم رسید، چند روزی که گذشت متوجه شدم آن پرونده گم شده است، هر چه گشتم پیدا نشد.

در آن گیر و دار که کاملا ناامید شده بودم، پرونده به اندازه ای مهم شده بود که به بنده خبر دادند چون شما مسئول پرونده ها هستید اگر تا چند روز دیگر پیدا نشود، حکمی سنگین مانند حبس ابد در مورد شما اجرا می شود.

از این رو نزد یک نفر اهل دل رفتم، ایشان دستور ختمی دادند که انجام بده، همان توسل را انجام دادم.

روزی که قرار بود نتیجه بگیریم از پرونده خبری نبود با ناراحتی از منزل بیرون آمدم تا نزدیکی خیابان مولوی رفتم، دیدم پیرمردی جلو آمد و گفت: آقا! مشکل تو به دست آن شخص که عرق چین به سر دارد و در حال رفتن است، حل می شود.

صله رحم باعث افزایش رزق و روزی می ‌شود امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «هر كس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم كند.»

بدون توجه به این شخص با شنیدن این کلمات به طرف ایشان دویدم و گفتم: آقا جان به دادم برس، گفته اند مشکلم به دست شما حل می شود، پیر مرد نگاهی به من کرد و گفت: خجالت نمی کشی!؟ حالتی بهت زده و متعجب داشتم، ایشان فرمودند: چهار سال است شوهر خواهرت از دنیا رفته، یک مرتبه هم به خواهرت و بچه هایش سر نزده ای، انتظار داری کارت هم پیچ نخورد؟! تا نروی و رضایت آنها را جلب نکنی، مشکلت حل نمی شود.

بعد از شنیدن صحبت پیرمرد بلافاصله به منزل خواهرم رفتم.

وقتی در زدم، خواهرم همراه چند فرزند رنج دیده اش در را باز کرد ، متوجه شد من هستم، گفت: چطور شده بعد از چهار سال آمده ای؟! گفتم: خواهر از من راضی باش و بچه هایت را از من راضی کن، رفتم مقداری هدیه گرفتم و آوردم و آنها را راضی کردم، فردا که به اداره برگشتم، به من خبر دادند که پرونده پیدا شده است.

این پیر مرد عرق چین به سر، کسی نبود جز عارف بزرگ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط .(با اقتباس و ویراست از کتاب هزار و یک حکایت اخلاق)

از این دست اتفاقات کم و بیش در زندگی های ما هم وجود دارند ... خیلی اوقات شده که انگار این گره کوری که ایجاد شده با هر دعا و فال و کف بینی باز نمی شود ... شاید و حتماً خیلی از کلید ها در نزدیکی ما، در نوع رفتارها و نگاه های ما هستند و خود خبر نداریم یا شاید خودمان را به بی خبری زده ایم...

بیاییم تا فرصت هست وجود همدیگر را غنیمت بشماریم اگر فردا نبودیم به حال هم تاسف نخوریم ... 

ای کاش که از این ابزار تکنولوژی درست استفاده کنیم و آن را راهی برای ارتباطات درست و به جا استفاده کنیم، نه فقط برای داشتن لحظاتی خنده با فرستادن جک و مطالب بی ارزش صرف ... ابزاری که می تواند خیلی کارایی بیشتری داشته باشد و ما را به هم بیشتر پیوند دهد ...
     گر عمر زیاد خواهی و با برکت               بنمـای به دیـدار عزیزان حـرکت (سید علی مهدوی)



- نظرات (0)

از داروخانه قرآن بازدید فرمایید!

بیماری ‌های روحی و دردهای اخلاقی به مراتب بدتر و خطرناک ‌تر است، چرا که بیماری‌ های جسمی، هر قدر خطرناک و کشنده هم باشند، دنیای انسان را به خطر می ‌اندازند و کاری به آخرت او ندارند. و چه بسا بیماری و درد کشیدن در دنیا باعث عُلّو درجه و راحتی در آخرت و سرای دیگر شود. اما بیماری‌ های اخلاقی و روحی، هم به دنیای انسان آسیب می ‌رساند و هم به آخرت او.

حتی گاهی آتش یك درد اخلاقی، از فرد فراتر رفته و یك خانواده، محله، شهر و كشور را به نابودی می ‌كشاند. از این رو باید برای معالجه این امراض نیز، دارویی پیدا نمود تا قبل از حاد شدن، آن را درمان کرد.

نشانی درمانگاه تخصصی درمان اینگونه دردها را، طبیب نفوس پیامبر اعظم صلى الله علیه ‌و ‌آله بیان نموده و فرمود :
علیكم بالقرآن فانه الشفاء النافع، و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به، و نجاة لمن تبعه
بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند. (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)
اكنون هر كه می ‌خواهد روح خود را از بیماری ‌ها پاك و یا آن را در مقابل گناهان تقویت و واكسینه كند، بشتابد به سوی داروخانه قرآن كریم و با این دارو انس بگیرد.

هر که می‌خواهد آثار و نشانه ‌های بیماری گناهان را از خود بزداید، به قرآن تمسک جوید. هر که می ‌خواهد از هجوم ویروس کشنده گناهان در امان بماند، دست به دامان قرآن شود.

بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند

همانگونه كه برای استفاده از داروهای مادی برنامه ریزی می ‌كند و وقت معینی را برای استفاده از آن  اختصاص می ‌دهد، برای بهره بردن از شفاخانه قرآن نیز، می ‌بایست چنین كند. همانگونه كه برای داروهای مادی هزینه می ‌كند برای استفاده از  این داروخانه معنوی نیز هزینه كند.

آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام كه ساكت و ساكن در بین الدّفتین (دو جلد آن) قرار دارد، به منزله داروخانه بسیار عظیمی‏ است، كه هر بیماری به مقتضای ظرفیت علمی ‏خود می‏ تواند توشه برگیرد، اگر این بیمار عالم باشد و ظرفیت متناسبی برای برداشت دارو داشته باشد، بسیار استفاده می‏ كند، هر چه علم و وسیله برداشت بیشتر باشد، بیشتر بر می‏ دارد، و طبیعی است كه فرق است بین بیمار عالم و بیمار بی سواد و بدون اطلاع كه نیاز به دارو دارد، ولی متحیر است چه بر دارد، و با چه كمیت و كیفیتی استفاده كند، اگر عاقل باشد دست نمی ‏زند، زیرا چه بسا خوردن داروئی از روی جهل همان به دنبال آمدن مرگ همان.

دارو قران

روشن شد كه نعمت دارو فراهم است، فقط بیمار عالمی ‏با وسیله حمل لازم است تا به درون این داروخانه رود، و از داروها طَرْفی بندد، این در صورتی است كه بیمار عالم باشد، امّا اگر جاهل باشد نیاز به دارو شناس دارد، كه در این داروخانه هم موجود است، و آن همه ائمه معصومین و هادیان دستگاه الهی است، كه داروهای مختلف را برای هر دردی معرّفی می ‏كنند.
بنابر این می ‏توان فرق هائی بین قرآن (داروخانه الهی) با داروخانه‏ های متعارف قائل شد، و درباره ویژگی های داروخانه ‏های الهی چنین گفت:

1. داروخانه الهی در دسترس هر فردی است و اگر نباشد به راحتی قابل تهیّه است، به خلاف داروخانه ‏های متعارف.
2. داروخانه الهی به روی هر مریضی باز است، و هیچ وقت بسته نیست.
3. هر مریض عالمی‏ حق ورود و برداشت دارو در داروخانه الهی را دارد به خلاف داروخانه‏ های معمولی.
4. بیمار در داروخانه الهی بدون معطلی می تواند دارو تحویل بگیرد.
5. در داروخانه الهی هرگونه داروئی یافت می شود و هرگز جواب ردّ به بیمار داده نمی شود.
6. داروخانه الهی بدون هیچ منّتی دارو تحویل می دهد.
7. در داروخانه الهی در قبال گرفتن دارو پولی پرداخت نمیشود.
8. در داروخانه الهی به هیچ وجه داروی اشتباهی تحویل داده نمی شود.

داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد

9. داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد.
10. داروهای داروخانه الهی به موازات بهبودی بیمار اثر سوئی ندارد در حالی كه همه اطباء متخصص تصریح می ‏كنند كه داروهای ما حتی یك آسپرین و مسكن ساده گر چه درد را تسكین می دهد، ولی بر دستگاه گوارش و دیگر اعضاء تأثیر سوء می ‏گذارد.   

در حقیقت قرآن نسخه ای كه حقیقت آن، اقیانوسی است بیكران كه رسیدن به اعماقش جز برای ائمه هدی علیهم السلام میسر نیست و غیر از معصومین كسی را توان دست یابی به كنه و ذات این كتاب آسمانی و آیاتش نمی باشد.

آنچنان شفا و آرامشی در نهاد این تحفه آسمانی نهفته است كه آفریننده اش خود درباره آن چنین می گوید:

«و ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفاء و رحمت برای اهل ایمان است» (الاسراء 82)

چنانچه امام باقر علیه السلام می فرمایند: فی القرآن شفاء من كل داء (درمان هر دردی در قرآن كریم وجود دارد.) (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)


- نظرات (0)

بازی که شیطان راه می اندازد!

تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات 
،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)


- نظرات (0)

آیا هر نفرینی مستجاب می شود؟!


نفرین

تا حالا شده کسی در حقتان بدی کرده باشد؟ ... بدی که هیچ جوری نتونید ببخشیدش .... دلتان شکسته باشد و نفرینش کنید؟

چند وقت پیش یکی از دوستانم را دیدم ... باب گفتگو از دوران قدیم باز شد و در مورد یکی از دوستان قدیم مشترکمان شروع به صحبت کرد ... گفت فلانی در حقم خیلی بدی کرده ... من هم نفرینش می کنم.

گفتم: ببین اگر ادعای مسلمانی می کنی و واقعاً می گویی که مسلمانی یادت باشد: اولاً باید در عمل پیرو اهل بیت علیهم السلام باشیم ... مسلمان باید خیرخواه دیگران باشد و آرزوی شکست و نفرین برای دیگران نداشته باشد

در متون دینی ما سفارش ویژه ای شده است که همیشه عفو و بخشش بهتر از نفرین و انتقام گرفتن است.

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) از پروردگار متعال حکایت مى ‏کند: ... و از کسى که بر تو ستم کرده در گذر، و آن کسى را که تو را محروم کرده است بخشش کن، و کسى را که به تو بدى کرده است نیکى و خوبى کن.

خداوند متعال مى ‏فرماید: آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمى ‏دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است! [نور، 22]

گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام مى ‏دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى تأخیر انداخته است که چشم ها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى ‏ایستد

طبق آموزه های پیامبر (صلی الله و علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) انسان مومن باید تجلیگاه صفات الهی باشد، و یکی از صفات خدای متعال بخشندگی و گذشت است، آن جا که او را صدا می زنیم "یا غفار" ، "یا رحیم" و ... کسى که در مواقع مختلف از خداوند مى‏ خواهد که از گناهان و اشتباهات من در گذر، باید از خطاهاى دیگران چشم پوشی کند تا خود مورد مغفرت و عفو الهى قرار گیرد.

در ثانی در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام مواقعی که نفرین کردن جایز است را مشخص کرده اند:

1. کسانی که حقایق را کتمان می ‌کنند. [بقره، 159]
2. کسانی که در حال کفر از دنیا بروند. [بقره، 161]
3. بنی اسرائیلی که از زبان حضرت داوود و عیسی (علیه السلام) نفرین شدند. [مائده، 78]
4. ابولهب: [مسد، 1]

5. رباخواران. [شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏3، ص 274]
6. شراب خواران و تولید کنندگان مشروبات الکلی. [همان، ج 6، ص 429]

لعن ونفرین

7. مردانی که به عورت نامحرم نگاه می ‌کنند و رشوه‌ گیران. [کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏5، ص 559]
8. آدم‌ کشان. [همان، ج 13، ص 173]
9. مردانی که خود را به صورت زنان در می ‌آورند و بالعکس. [برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏1، ص 113]

10. زناکاران و افرادی که واسطه زنا می ‌شوند. [همان]

یادمان باشد همان طور که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، و هر دعایی از هر فردی قرین اجابت نیست، [9] نفرین نیز این گونه است؛ یعنی اگر شخصی به مجرد این که از طرف کسی مورد اذیت و آزار قرار گرفت، یا دلش شکسته شد و نفرین کرد، لاجرم باید نفرینش اجابت شود، قطعاً این گونه نیست!
قرآن کریم می فرماید: و اگر تعجیل کند خدا از براى مردم در مستجاب کردن دعاهاى شر ایشان و نفرین کردنشان در حق یکدیگر، مثل تعجیل کردن در استجابت دعاى خیر ایشان،- و چنانچه خداوند دعاهاى خیر مردم را به زودى مستجاب مى‏ کند، اگر نفرین‏ هاى ایشان را هم که در حق یکدیگر مى ‏کنند به زودى مستجاب مى ‏نمود- حکم شده بود بر ایشان به مردن و هلاک شدن ... [یونس، 11]

و اگر تعجیل کند خدا از براى مردم در مستجاب کردن دعاهاى شر ایشان و نفرین کردنشان در حق یکدیگر، مثل تعجیل کردن در استجابت دعاى خیر ایشان،- و چنانچه خداوند دعاهاى خیر مردم را به زودى مستجاب مى‏ کند، اگر نفرین‏ هاى ایشان را هم که در حق یکدیگر مى ‏کنند به زودى مستجاب مى ‏نمود- حکم شده بود بر ایشان به مردن و هلاک شدن

البته ظلم به دیگران از جمله حقوق الناس است که خداوند بخشش و یا احقاقش را به خود مردم سپرده است. اگر انسانی که مورد ظلم قرار گرفته از حق خود بگذرد، خداوند نیز می گذرد، اما اگر مظلوم از ظلمی که بر او رفته عفو نکند، بی گمان خداوند در پی احقاق آن است: "وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یُوَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصار"؛ [ابراهیم، 42] گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام مى ‏دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى تأخیر انداخته است که چشم ها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى ‏ایستد.

 

کلام آخر:

چقدر خوب می شد ما آدم ها می توانستیم هر وقت اشتباهی از دیگری ملاحظه کردیم که موجب ناراحتیمان شد برای هدایتش دعا کنیم تا ضمن آن که از دعای ملائکه رحمت بهره‌مند می شویم ثواب و خیرخواهی برای برادر مومن نیز شامل حال خود ما بشود.


- نظرات (0)

2 گام برای نجات

خیلی روشن است که انسان در معرض خسران است و راه نجات ایمان و انجام اعمال صالح و شایسته است به ویژه "سفارش یکدیگر به حق" و "سفارش یکدیگر به صبر".

جا دارد که هر کدام از ما آدم ها در زندگی یکدیگر را تواصی کنیم، هر یک از ما به سهم خودش در چند گام فضایی بسازیم برای تشویق یکدیگر به حق و صبر .

صبر ؛ صفات صابرین (و چند گام دیگر هم به صبر اختصاص دارد)
رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند: علامة الصابر فی ثلاث: (نشانه انسان صابر در سه چیز است:)
اولها أن لا یَکسَلَ (تنبلی نکردن)
و الثانیةُ أن لا یَضجَرَ (افسرده و دلتنگ نبودن)
و الثالثةُ أن لا یَشکُوَ من ربِّهِ تعالی (از خدا شکوه و گلایه نکردن) (وسایل الشیعه: ۱۸، ص 142)
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست

ما در دنیا دائماً در معرض امتحانیم؛ در معرض ابتلاء و اگر صابر نباشیم، مغلوب می شویم و نابود ... باید جهاد کرد باید صبر کرد.
برای هر تلاش مجاهدانه ای صبر لازم است؛ اساساً صبر لازمه ی روحیه جهادی است و انسانی که اهل جهاد و صبر نباشد نباید امیدوار به بهشتی شدن داشته باشد.
 أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ (۱۴۲) آل عمران
پس صبر کن و خودت را به صبر وادار کن و خودت را به صبر عادت بده و  یک دیگر را دوستانه و مشفقانه به صبر سفارش و تشویق کن و ...

در فیلم های مستند زیاد دیده ایم که یک نفر سربندِ دوستِ رزمنده اش را می بندد و دوستش هم سربند او را و یا دیده اید که چتر بازها دو به دو چتر و لوازم هم را چک می کنند و نواقص را برطرف می کنند.
تواصی یعنی تو او را سفارش می کنی و او تو را ؛ هر دو هم را برای پایمردی و صبر بیشتر کمک می کنید.
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست.

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم درحالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف

تواصی از آثار برادری و مهربانی اسلامی است: انّما المومنون اخوة

تواصی در خیلی از جایگاه ها می تواند نقش پررنگ و به جایی داشته باشد؛ کانون خانواده، محیط کار و ... 

زن و شوهر، فرزند و پدر و مادر، همکار، مدیر و ارباب رجوع اگر روحیه تواصی البته با نیت خیرخواهانه داشته باشند، مشکلات حل می شود و زندگی و جامعه عالی ...

کمک

یکدیگر را به مثبت ها توصیه کنیم.

ما در معرض خطر خسران هستیم و در این شکی نیست. وَالْعَصْرِ ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ

بی تعارف، هنوز اهل "امر به معروف" و "نهی از منکر" درست و اهل "تواصی" نشدیم.
گوشمان سخن از یأس و ناامیدی و منفی بافی، بسیار و مکرر شنیده است.
و این "شنیده ها" بی تردید بر روحیه و گفتار ما تاثیر گذاشته است.

 

آیا می دانید ...

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم در حالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف.
چند جمله برای بهتر کردن حال یک بیمار سخت که برای عیادت در بالینش حاضر شده ایم، بلد هستیم؟ و ...
در اجتماع و خانواده نسبت به دیگری "تهاجم" و "توهین" را بهتر بلدیم تا "همدلی" و "احترام"!
دوستان تواصی؛ یعنی اشتراک دو نفر در توصیه کردنِ هم و توصیه یعنی سفارش کردن، نصیحت و خیرخواهی کردن و اندرز گفتن و وصیت گفتن.
آن قدر مفهوم مثبت دارد که توصیه نامه یعنی تایید و سفارش کردن کسی نزد دیگری در نامه ...

کمی با مثبت ها و مثبت نگری ها انس بیشتر بگیریم ... یکدیگر را به نیرو و انرژی مثبت توصیه کنیم ... باور کنید ضرر نمی کنیم.

منبع:

بیانات حجت الاسلام شهاب مرادی



- نظرات (0)

ماجرای داستانی دردناک

قرآن


گوشی ام را بر میدارم و اینترنت را وصل می کنم. روی مبل ولو می شوم و پاهایم را روی دسته مبل می اندازم و شروع می کنم به خواندن پیام هایی که برایم آمده است. چند تا لطیفه را از یک گروه در گروه های دیگر کپی می کنم تا نگویند کم کار شده ام و شروع می کنم به خواندن سایر پیام ها

روزی مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

مدتی بعد، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها از دیدن نامه خوشحال شدند اما آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند: این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند، آن را در کمد قرار دادند.

هر چند وقت یکبار نامه را از کمد درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در آنجا می گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود.
از او پرسید: مادرت کجاست؟
پسر گفت: سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت: چرا؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم!
پسر گفت: نه!
پدر پرسید: برادرت کجاست؟
پسر گفت: بعد از فوت مادر کسی نبود که با تجربه هایش او را نصیحت کند و راه درست را به او نشان دهد، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت!

پدر تعجب کرد و گفت: چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند و نشانه های راه خطا را برایش شرح دادم نخواندید؟ پسر گفت: نه ...!
مرد گفت: خواهرت کجاست؟
پسر گفت: با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او اسیر ظلم و رنج است !
پدر با تأثر گفت: او هم نامه ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و دلایل منطقی ام را برایش توضیح داده بودم و اینکه من با این ازدواج مخالفم؟
پسر گفت: نه ...!

نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است

از خنگی و جهالت شخصیت های داستان خنده ام می گیرد و بی خیال خواندن مابقی داستان می شوم. اما فکرم درگیر می شود. از اینکه با وجودی که می دانستند پدرشان بیکار نبوده برایشان نامه بنویسد اما آن را نخوانده می بوسیدند و توی کمد می گذاشتند و تازه چقدر هم به خیالشان برایش احترام قائل بودند. به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه به راحتی همه فرصت ها را از دست داده بودند.

قرآن

در همین فکرم که صدای تلویزیون در گوشم می پیچد. تبلیغ نمایشگاه قرآن را در مصلی تهران می کند. دلم می لرزد. موبایل را زمین می گذارم و نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است.

و این همان مهجوریت این کتاب عظیم است؛ وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/30 

 

منظور از «قوم» در این آیه، امت پیامبر است ؛ منظور ما امت رسول خدا صلی الله و علیه وآله و سلم هستیم ... امتی که در عین حالی كه قرآن نزدمان هست و آن را می خوانیم آن هم متأسفانه گه گاه ... ولی از عمل به دستورات آن خبری نیست و عملاً قرآن در زندگی ما جایی ندارد.

مهجور، نه به این معنا که در خانه ها قرآن نباشد. قرآن در خانه‌ ی هر مسلمانی نه یکی، بلکه حتّی گاهی چند مدل و با چند خط و ترجمه ی متفاوت وجود دارد.

در زندگی گاهی قسم به قرآن می‌خوریم ، شب قدر هم قرآن سر می‌گیریم بک یا الله هم می ‌گوییم، بالای سر مسافر هم قرآن را رد می‌کنیم ، آیاتش هم به عنوان کاشی‌ کاری و زینت در محراب ‌ها و ضریح‌‌ ها و حرم‌ ها و مساجد می ‌نویسیم، گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش نوشته و بر سر معابر و مکان ها می زنیم، اما هنوز می بینیم که در گرداب مهجوریّت باقی مانده.

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است

مراد از مهجوریت قرآن این است که با قرآن نفس نمی کشیم، آن را مد سال نمی کنیم، عمل کننده ی آن را متمدّن نمی دانیم .

مثل یک شیء عتیقه و متروکه و تزیینی با آن برخورد می کنیم و گاهی حتی می ترسیم که به سراغش برویم . الان قرآن حقیقتاً چقدر در بورس است؟! در بازار، چند بازاری داریم که آیات مربوط به تجارت و کاسبی را بداند و عامل به آنها باشد؟! چرا قرآن آن گونه که باید حقش ادا نشده است؟!

بعضی یک جمله از روایت را گرفته اند و مدام در گوش مردم می خوانند که إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ قرآن را فقط اهل بیت می‌ فهمند 1 یک نفر نیست که به این ها بگوید : دوست عزیز! اهل بیت علیهم السلام مطالب مهم ‌تری را می توانند بفهمند.

مثل این است که بگوییم که دریا برای غوّاص ‌ها است. حرف غلطی است. غواص ‌ها لولو و مرجان بیشتری از دریا می ‌توانند بیرون بیاورند، اما حالا اگر کسی غواص نیست دریا برای او نیست؟

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است.

اگر قرار است ما قرآن را نفهمیم پس چرا خدا گفته است: یا أَیُّهَا النَّاس‏ . یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خدا با ما حرف می ‌زند. اگر ما نفهمیم، چرا خدا ما را خطاب می کند . ما نیز جزء «مَنْ خُوطِبَ بِهِ» ها هستیم.
اهل بیت عمق قرآن را می‌ فهمند، ما هم در سایه ی وجود آنان، پوست قرآن را دریافت می کنیم.

و این کتاب عزیز و عظیم چه زیبا برای كسانی كه قرآن را به مهجوریت می ‌كشانند و به عبارتی آن را می ‌خوانند و به آن عمل نمی ‌كنند مثلی شگفت می ‌زند و می ‌فرماید: "مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ مثل كسانی كه عمل به تورات بر آنان بار شد و به آن مكلف گردیدند آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل چهارپایی است كه كتاب هایی را بر پشت می‌ كشد. چه زشت است وصف قومی كه آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمی ‌نماید." (جمعه/ 5)

***

این بار نمی توانم به خنگی و جهل خودم بخندم. به چاه هایی که تا به حال در آنها افتاده ام فکر می کنم. گلویم فشرده می شود. بلند می شوم و سمت کتابخانه می روم. قرآن را بر می دارم و باز می کنم. تصمیم می گیرم دیگر در چاه نیفتم: بسم الله الرحمن الرحیم...





- نظرات (0)

چه کنیم دعایمان مستجاب شود

یه وقتایی هست که ما آدم ها در بسیاری از مشکلات و غصه ها، تنهایی ها و مشکلات دست به دامن این و آن می شویم و انگار فراموش کرده ایم که صاحب اصلی کسی دیگر است و باید همه چیز را از او بخواهیم.

اشتباه نکنید، منظورم این نیست که اسباب و وسایل را نادیده بگیریم، خیر! مقصود این است که همه را تنها یک وسیله بدانیم نه اصل کاری! اصل کاری یکی دیگر است و بعد از یقین به این امر، دست هایمان را به دعا بلند کنیم و مطمئن باشیم که استجابت نزدیک است؛

یادمان باشد اگر می خواهیم دعاهایمان مستجاب شود، باید یک سری مسائلی را رعایت کنیم و بدانیم که برای دعا همان گونه که برای مسائل دیگر آدابی وجود دارد در روایات آدابی نقل شده است. که دعا کننده با رعایت آن می تواند امید به قبولی دعای خویش داشته باشد.

و البته در این رابطه به آیه 14 سوره رعد هم توجه کنیم: «وَمَا دُعَاء الْكَافِرِینَ إِلاَّ فِی ضَلاَلٍ»(رعد / آیه 14)

و دعای کافران  جز در گمراهی نیست (و مستجاب نمی شود).

حضرت امام باقر علیه السلام می‌فرماید: کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می‌گردد. پس از لعن مومن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید

خدا است كه شایسته نیایش و دعا است. كسانی كه جز او دیگران را به یاری می ‌خوانند، به هیچ وجه دعاهایشان را اجابت نمی ‌نمایند و كمترین نیازشان را برآورده نمی ‌كنند. آنان ( كه غیر خدا را به فریاد می‌ خوانند، و به جای آفریدگار، از آفریدگان برآوردن نیازهایشان را درخواست می ‌نمایند) به كسی می ‌مانند كه ( بركنار آبی دور از دسترس نشسته باشد و ) كف دستهایش را باز و به سوی آب دراز كرده باشد ( و آن آب را به سوی خود بخوانَد ) تا آب به دهان او برسد، و هرگز آب به دهانش نرسد. دعای كافران (و پرستش ایشان) جز سرگشتگی و بیهوده‌كاری نیست.

دعا

آداب دعا کردن:

1 – حضور قلب.

2 – خضوع و فروتنى.

3 – امیدوارى.

4 – شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او و علم او به نیاز,

5 – امیدوارى به خدا و قطع امید از دیگران.

6 – پرهیز از گناه به ویژه ستم مالى و آبرویى به مردم.

7 – گریستن. روایت شده است: ((بین بهشت و جهنم، گردنه اى است که کسى از آن عبور نمى کند، مگر کسانى که از ترس خدا، خیلى گریه کرده باشند.))

8 – سپاس و ستایش خداوند.

9 – ذکر نام هاى خدا که مناسب دعایش مى باشد، صلوات فرستادن قبل و بعد از دعا و نیز گفتن نعمت هاى خداوند و شکر آن ، بیان گناهان و آمرزش خواستن براى آنها.

10 – درنگ و عجله نکردن و اصرار و پافشارى در دعا. زیرا خداوند درخواست کننده لجوج را دوست دارد و حداقل پافشارى این است که دعاى خود را سه بار تکرار کرده و خواسته خود را سه بار بگوید.

11 – پنهان دعا کردن. زیرا هم فرمان خداوند را که مى فرماید: ((در پنهان دعا کنید)) اجابت کرده و هم از آفت ریا دور مى ماند.  روایت شده است: ((دعاى پنهانى، برابر با هفتاد دعاى آشکار است))

12 – شریک ساختن دیگران در دعا.

نفرین نوعی دعا است ولی دعا برای دور شدن کسی از خیر و رحمت و سعادت است. بر فرض آن كه شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت می گردد

13 – با دیگران دعا کردن . دعا در جمع نیز باعث اجابت است . بهترین جمعیت براى دعا، چهل نفر است . چهار نفر هم مى توانند هر کدام ده بار دعا کنند و اگر نتوانست در جمع دعا کند، خود نیز مى تواند چهل بار دعا کند.

14 – تضرع در دعا به همراه قلب خاضع و بدن متواضع و چاپلوسى . خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى کرد: ((موسى ! هنگامى که مرا مى خوانى ترسان باش ، صورت خود را خاک آلوده کن و با اعضاى مهم بدنت ، برایم سجده کن … قلبت را با ترس از من بمیران . زنده دل و کهنه لباس باش …))

15 – صلوات فرستادن بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) و آل او (علیهم السلام) در اول و آخر دعا باعث اجابت دعا است .

16 – پاکدلى و روى آوردن با تمام وجود به خداوند.

17 – دعا کردن قبل از بلا.

18 – شریک نمودن دیگران در دعا و قبل از خود، آنان را دعا کردن .

19 – بلند کردن کف دست ها هنگام دعا.

دعا

20 – در دست داشتن انگشترى عقیق یا فیروزه . از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده : ((هیچ کف دستى به سوى خداى متعال بلند نشده است که نزد او محبوبتر باشد از کفى که انگشتر عقیق در آن است .))

21 – صدقه دادن قبل از دعا، باعث اجابت دعا مى گردد.

22 – انتخاب اوقات مخصوصى براى دعا، مثل شب و روز جمعه و...

23 – مکان هاى خاص نیز به اجابت دعا کمک مى کنند. مانند: ((راءس ‍الحسین و مکانى که زیر گنبد آن قرار دارد)).

24 – حالات عالى مانند رقت قلب.

25 – طهارت، نماز و روزه (ترجمه المراقبات ، ص 257-23)

یکی از موضوعاتی که در زندگی مردم جریان پیدا کرده، نفرین کردن است که مقابل دعا می باشد. چه نفرین هایی گیرا و چه نفرین هایی بی تأثیر هستند.

قرآن کریم می ‌فرماید:

"اِن‌َّ الَّذین‌َ کَفَروا وماتوا وهُم کُفّارٌ اُولئکَ عَلَیهِم لَعنَة‌ُ اللّه‌ِ والمَلئکَة‌ِ والنّاس‌ِ جمَعین‌؛(بقره‌ (2) آیه 161) کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آن‌ ها خواهد بود."( آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج، ص 552 ـ 556)

اگر كسی از نفرین خود پشیمان شد، باید با عفو و گذشت از كسی كه از او ظلمی به ایشان رسیده است،‌ و دعای خیر در حق کسی که او را نفرین نموده، عمل خویش را جبران نماید و خواستار نزول رحمت الهی بر فرد نفرین شده شود

بر اساس این نكته می گوییم:

نفرین نوعی دعا است ولی دعا برای دور شدن کسی از خیر و رحمت و سعادت است. بر فرض آن كه شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت می گردد.

به طور کلی نفرین نمودن نسبت به دوستان و اطرافیان کار پسندیده ای نیست.

حضرت امام باقر علیه السلام می‌فرماید: "کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می ‌گردد. پس از لعن مومن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید." ( میزان الحکمة‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج 5، ص 616)

انبیا و اولیا الهی جز در موارد نادری که مجبور می شدند، قوم خویش را نفرین نمی نمودند. ایشان در اغلب موارد حتی نسبت به کسانی که به ایشان ستم روا می داشتند و از پذیرش هدایت روی بر می تافتند، دعا می نمودند و از خدای متعال برای آنها هدایت و مغفرت می خواستند.

حال اگر كسی از نفرین خود پشیمان شد، باید با عفو و گذشت از كسی كه از او ظلمی به ایشان رسیده است،‌ و دعای خیر در حق کسی که او را نفرین نموده، عمل خویش را جبران نماید و خواستار نزول رحمت الهی بر فرد نفرین شده شود.

قرآن می فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ‏؛ به درستی که خوبی ها بدی ها را خواهد پوشانید» (هود(10) آیه 114)

بنابر این سعی کنیم از نفرین کردن دوری کنیم که خدایی نکرده گریبان خودمان را نگیرد.


- نظرات (0)

دلیل بن بست های زندگی

بن بست


معنای ظاهری برای «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» این است که بن بست هایی که پیش روی شما قرار می گیرد به حسب ظاهر بن بست است.

تقوا بزرگترین سرمایه انسان است که شیطان تمام همت خود را برای گرفتن آن به کار می برد و تنها راه حفظ آن توکل بر خدای متعال است. متوکل واقعی هم آن کسی است که کارش برای خدا، امیدش به خدا و ترسش هم از خداست. پس سرمایه توکل موجب می شود که انسان بتواند تقوا به خرج دهد و آن وقت است که می تواند مقابل بن بست ها بایستد.

 

راه نجات از همه بن بست ها

قرآن می فرماید: «... وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا »(طلاق/2 و 3)

در مورد این آیه رسول گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: «آیه ای در قرآن است که اگر همه مردم به این آیه متمسک شوند برای آنها کافیست»، به وسیله این آیه گره همه مردم باز می شود و همه آن ها به مقصد می رسند. وقتی از حضرت سوال شد که این آیه کدام آیه است؟ حضرت این آیه نورانی را تلاوت کردند «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، اگر کسی تقوای الهی را پیشه کند و متقی باشد نتیجه اش این است که خدای متعال برای او راه خروج قرار می دهد و او را از آن زاویه ای که محاسبه نمی کرد تأمین می کند و رزق را به او می رساند، بعد به دنبال این مطلب خدای متعال می فرماید: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»، اگر کسی اهل توکل به خدای متعال باشد خدای متعال برای او کافیست، «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً»، و او را به مقصد خود می رساند و برای امور حدود و تقدیراتی را معین کرده است.

از صدر این آیه نورانی استفاده می شود که اگر شرایطی برای انسان پیش آمد که آن شرایط به حسب ظاهر محدودیت و بن بست است، تنها راه خروج از این بن بست تقوای الهی است، گویا یک بن بست هایی پیش روی انسان است که فقط با تدبیر و تقدیر خود خدای متعال رقم می خورد و تنها راه برای نجات از این بن بست ها چه بن بست هایی که در مسیر فرد قرار می گیرد و چه بن بست هایی که در مسیر یک جامعه واقع می شود، تقوای الهی است.

اگر فرد یا جامعه ای بتواند در شرایط سخت و در شرایط دشوار به تکلیف الهی عمل کند نتیجه اش این است که راه خروج و نجات از این بن بست ها پیش رویش گشوده می شود.
خدای متعال برای انسان و جامعه یک بن بست هایی قرار می دهد و اساس تکلیف هم در همین ها است؛ چون انسان هرچه به حسب ظاهر محاسبه می کند می بیند راهی برای عمل به وظیفه و تکلیف وجود ندارد زیرا به بن بست برخورد می کند؛ حال در این شرایط اگر انسان ترسید و تسلیم شرایط شد و پا روی تکلیف الهی خودش گذاشت همیشه در محدودیت باقی می ماند، اما اگر نترسید و طرف خدای متعال را گرفت خدای متعال راه عبور از این تنگنا را برای او باز می کند. 

اگر شرایطی برای انسان پیش آمد که آن شرایط به حسب ظاهر محدودیت و بن بست است، تنها راه خروج از این بن بست تقوای الهی است، گویا یک بن بست هایی پیش روی انسان است که فقط با تدبیر و تقدیر خود خدای متعال رقم می خورد و تنها راه برای نجات از این بن بست ها چه بن بست هایی که در مسیر فرد قرار می گیرد و چه بن بست هایی که در مسیر یک جامعه واقع می شود، تقوای الهی است

چرایی قرار گرفتن انسان در بن بست

یک معنای ظاهری برای «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» این است که بن بست هایی که پیش روی شما قرار می گیرد به حسب ظاهر بن بست است، اما در واقع تکلیف و امتحان است و الا برای خدای متعال که بن بست وجود ندارد!

خدای متعال انسان را برای امتحان در این شرایط قرار می دهد و الا در شرایط عادی که همه طرف خدا را می گیرند. وقتی آدم امرش دائر می شود بین خدا و دنیا معلوم می شود که به کدام یک اعتماد و تکیه می کند؟

امتحان آنجایی است که خدای متعال ما را بین اسباب و خودش دائر می کند؛ اگر ما طرف اسباب را گرفتیم، همیشه در بن بست اسباب می مانیم و همیشه باید با اسباب و بت هایمان سر و کله بزنیم، ولی اگر طرف خدای متعال را گرفتیم، خدای متعال برای ما از این بن بست اسباب یک راه خروج ایجاد می کند «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، و ما را از آنجایی که فکر نمی کردیم، تأمین می کند و دست هایی را به کار می اندازد که نمی بینیم.

تنهایی

در روایت آمده که یکی از مصادیق آیه «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، این است که برای دوستان ما اهل بیت که نمی توانند معارف را به دست بیاورند، عده دیگری (که اهل استفاده از این معارف نیستند) مأمور می شوند تا از معصوم بگیرند و به اینها برسانند «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»، این معنی ظاهری آیه است.

اما معنای باطنی آیه این است که ما بن بست هایی داریم که بن بست اسباب است، هیچ چیز به خدای متعال قید نمی زند «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ» (عنکبوت/20)، «إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» (یس/82)، این قوانینی که ما در عالم می بینیم؛ مثل اینکه آتش می سوزاند و یا آب غرق می کند، اینها خصلت ذاتی آب و آتش نیست که ما بتوانیم بگوییم چاره ای نیست آتش می سوزاند و آب غرق می کند، بلکه این تفکر یک نوع شرک است، چون اینها کاره ای نیستند و این قوانین فقط ظهور اراده خدای متعال است. هر جا شما خاصیتی می بینید ظهور اراده است، البته اراده خدای متعال برای ما قانون است؛ یعنی او اراده کرده آتش بسوزاند و این اراده او برای ما قانون است. نکته این جاست که خداوند می تواند این اراده را تغیر دهد؛ مثل اینکه خدای متعال اراده کرده است که در کویر زنده نمانیم، این برای ما قانون است ولی برای خدای متعال اراده است و می تواند آن را تغییر دهد.

بن بست های ما همین اتکاء به اسباب است و اینها هستند که ما را در شرایط بن بست قرار می دهند؛ و الا واقعاً بن بستی وجود ندارد

خدای متعال انسان را در بن بست اسباب قرار می دهد؛ اگر کسی از اسباب ترسید و جانب اسباب را گرفت الی الابد در شرک می ماند، یعنی همیشه باید از زمین و آسمان و خورشید و ماه بگیرد، اگر اسباب آماده باشد کار انسان به راه است، اما اگر آماده نباشد تکیه گاه دیگری ندارد.

بن بست های ما همین اتکاء به اسباب است و اینها هستند که ما را در شرایط بن بست قرار می دهند؛ و الا واقعاً بن بستی وجود ندارد.

«یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»، یعنی اینکه انسانی که باید در محاصره گناه قرار بگیرد و شیطان با تزیین، او را زمین بزند، اگر متقی شد از بن بست شیطان بیرون میاید و او دیگر نمی تواند این شخص را محاصره کند.

این تعبیر قرآن شاید معنایش همین است «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» (اعراف/201)

اگر انسان متقی شد نسیم که چیزی نیست، طائف و گردباد شیطان دور او می چرخد تا یک دستی برساند و مسحی کند و او را آلوده کند «إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ»

نتیجه تقوای الهی این است که همین که مسشان می کند «تَذَکَّرُوا»، به جای این که شیطان آنها را فریب دهد متذکرشان می کند «فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ».

استادی این آیه را این گونه معنا می کرد، ایشان می فرمود: «شما اگر یک جنس عتیقه ای داشته باشید و قیمتش را ندانید، اگر دیدید عتیقه فروش ها دور خانه تان می چرخند می فهمید که خیلی قیمتی است پس پنهانش می کنید و از رفت و آمد آنها متذکر می شوید.

اگر دیدید شیطان فشار می آورد بدانید همان نقطه، سکوی پروازتان است.

اگر انسان متقی شد «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» و «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا». به حسب ظاهر بن بست را شیطان ایجاد کرده ولی اگر متقی شدی از این بن بست نجات پیدا می کنی.

آدمی که تقوا پیدا می کند دیگر از بن بست غضب و شهوتش بیرون می رود و این می شود آن «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» باطنی.

انسانی که تقوا دارد، سر و کارش با اسباب برداشته می شود در دل کویر هم می گوید خدا رزاق است «هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ» (ذاریات/58)، او اگر وسط دریا هم باشد نمی گوید سیرابم چون می داند که اینطور نیست، نه آدم وسط دریا سیراب است و نه در کویر تشن





- نظرات (0)

نقشه ی راه برای رسیدن به خوشبختی

راه خوشبختی


چگونگی ارتباط زن و شوهر از جمله مسائلی است که گفتگو در مورد آن لطافت و حساسیت‌ های خاصی را می‌ طلبد؛ هم احساس مردانگی یا زنانگی بر ما غالب نشود تا از جاده حق خارج نشویم، هم حق مطلب ادا شود و نکته‌ای از قلم جا نماند هم خط قرمز حیا و عفت مراعات شود.


قرآن چگونه می ‌گوید؟

قرآن کریم پُر است از مطالبی که شیوه صحیح تعامل مردم با یکدیگر را بیان می‌ کند؛ چیزی که امروزه به سبک زندگی شهرت یافته است. مطالبی که روش ‌های درست ارتباطی با پدر و مادر، با فرزندان، با مسلمانان و به صورت کلی سایر افراد را بیان می ‌کند. گاهی هم بحث را به ویژگی ‌های شخصیتی کشانده و الگوهای مناسبی به مردم معرفی می ‌کند؛ الگوهایی که در صورت دنباله ‌روی آن‌ها، دچار خطا و خسران نخواهند شد یقیناً.
گاهی از یک شخص به عنوان الگو یاد می ‌کند تا دیگران با نگاه به او قدم بردارند:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ 1
اگر شیوه زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله را نقشه راه زندگی خود قرار دهند، بی‌ شک مقصد نهایی شان خوشبختی و سعادت خواهد بود.

مانند لباس، گرمابخش زندگی است. از وقتی که بر قامت همسرش پوشانده می ‌شود همه همّ و غمّش رونق و گرمی زندگی مشترک می ‌شود. گاهی از خواسته ‌های شخصی خود دست می‌ شوید تا عَلَم خانواده به زمین نیفتد

در برخی آیات نیز بدون اشاره به شخصی خاص، صاحبان صفات پسندیده را صاحب امتیاز می ‌داند:
وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ 2
ابزار خاشعان، نماز است و صبر. غیر خاشعان بهره بردن از صبر و نماز را سنگین می ‌پندارند. پس هر کس که مشتاق مدال «خاشع» است از جایگاه صبر و نماز غافل نمی ‌شود.
در صورت سوم خداوند نه از شخصی نام می‌ برد و نه ویژگی خاصی را برمی ‌شمرد، بلکه در یک اشاره‌ ای لطیف، رمز موفقیت و صراط مستقیم را بیان می ‌کند.
هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ 3
گویا خداوند یک زندگی ایده آل را ترسیم می ‌کند تا مردم با مقایسه زندگیشان با این سبک زندگی، میزان خوشبختی و سعادتشان را بسنجند.

 

لباس پیشنهادی قرآن

در یک زندگی خانوادگی مطلوب، زن برای شوهرش لباس است چنانکه شوهر نیز برای زنش، لباس است؛
- مانند لباس، عیوب همسرش را می ‌پوشاند و آن را مثل یک راز در درون خود نگه می ‌دارد. هرگز نواقص همسرش را به دیگران نشان نمی ‌دهد و نسبت به آبرویش، امانتدار است.

زن و مرد ، زن و شوهر

- مانند لباس، همسرش را از خطرات احتمالی حفظ می‌ کند. گاهی دستش را می ‌گیرد یا تکیه ‌گاه او در زندگی می ‌شود تا زمین نخورد و آسیبی به او نرسد، گاهی هم او را از افتادن در منجلاب فساد و تباهی اخلاق، و نیش و کنایه‌ های این و آن، و آسیب ‌های روح و روان می‌ رهاند.
- مانند لباس، برای همسرش زینت و زیبایی می‌ شود بدون هیچ چشمداشتی. تمام کوشش خود را به کار می ‌بندد تا مایه سربلندی و آبروی همسرش باشد. کاری می ‌کند که همسرش به او ببالد و افتخار کند. هم از جهت ظاهر و قیافه هم از جهت باطن و اخلاق.
- مانند لباس، خود را جدای از همسرش نمی ‌داند. کسی نسبت به لباسش احساس دوگانگی ندارد و نمی ‌گوید: من و لباسم! همسران هم در میان خود با وجود تفاوت جنسیت و سلیقه، احساس دوگانگی ندارند. رضایت و اندوه هر کدام، رضایت و اندوه دیگری را به همراه دارد.
- مانند لباس، بر دوش همسرش سنگینی نمی ‌کند. علاوه بر اینکه باری را از عهده همسرش بر می‌ دارد. 4
- مانند لباس، گرمابخش زندگی است. از وقتی که بر قامت همسرش پوشانده می ‌شود همه همّ و غمّش رونق و گرمی زندگی مشترک می ‌شود. گاهی از خواسته ‌های شخصی خود دست می‌ شوید تا عَلَم خانواده به زمین نیفتد.

ابزار خاشعان، نماز است و صبر. غیر خاشعان بهره بردن از صبر و نماز را سنگین می ‌پندارند. پس هرکس که مشتاق مدال «خاشع» است از جایگاه صبر و نماز غافل نمی ‌شود

- مانند لباس، تناسب حال و هوا را برای شریک خود رعایت می ‌کند. همچنان که در هوای لطیف لباسی نازک بر تن داریم و در سرمای سوزان، لباس ضخیم می ‌پوشیم، همسران نمونه نیز تسکین یکدیگرند؛ همراه یکدیگر در شادی‌ ها و سنگ صبور هم در ناملایمات زندگی.
شاید رشته این برداشت ‌ها را بتوان بیش از این ادامه داد، اما در یک جمله می‌ توان همه را خلاصه کرد: هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ.
اگر تاکنون لباسی بر قامت زندگی خود نپوشانده‌اید دست به کار شوید و تن عریان زندگیتان را با لباسی فاخر و ارزشمند بپوشانید و اگر در زندگیتان از چنین لباسی بهره می ‌برید، خوشا به سعادتتان؛ شاکر خداوند باشید.

 

پی نوشت ها:
1. احزاب / 21
2. بقره / 45
3. بقره / 187
4. پیامبر اکرم صلی الله علی و آله فرمود: همسر سازگار، یاور شریک زندگی ‌اش در دینداری است؛ الزوجة المواتیة عون الرجل علی دینه. (تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، محمدی ری‌شهری، ص 30)
- نظرات (0)