سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

قسمتی از تنهایی لیلا !

تنهایی لیلا

فردی که خلافی را مرتکب شده بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.

چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود. به خاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.

دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید. بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و …. پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت. میوه فروش گفت: بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم ...
سه روز بعد این فرد فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد. این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ، صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت، فراری دهان خود را باز کرده گوئی می خواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.
آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد. میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت. عکس همان مردی بود که با لباس های ژنده از او پرتقال مجانی می گرفت. زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند او فراری است و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی به عنوان جایزه تعیین کرده بودند.
میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت. پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند. سه چهار روز بعد مرد فراری دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود .

صحبت بر سر اینکه آن میوه فروش آن دزد را تحویل داده کار دستی کرده یا نه ، یا کار درست یا غلط آن زن فراری از زندان نیست ... صحبت بر سر این موضوع است که خیلی از بدبختی ها، سوء ظن ها و مشکلاتی که در جامعه و خانواده ها، به وجود می آید ریشه در این نکته است که قرآن بیان می کند

او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود. دکه دار و پلیس ها با کمال دقت فراری را زیر نظر داشتند. او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگه داشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
موقعی که داشتند او را می بردند، زیر گوش میوه فروش گفت : ” آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان. سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.

میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود : من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم . هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم می گرفتم، دل مهربان تو بود که بر من تأثیر گذاشت . بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد.

 

تنهایی لیلا
تنهایی لیلا

سکانس اول:

آن جایی که کتایون از زندان فرار کرده ... به لیلا پناه آورده ... لیلا به امامزاده می رود و بچه و کتایون در خانه تنها ... با بازگشت لیلا بچه و کتایون نیستند ...
با آمدن پلیس لیلا به یقین می گوید که کتایون بچه را برداشته و بعد دیده شد که ماجرا این طور نبوده ...

 

سکانس دوم :

ماجرای نسرین و دوستانش ... درست کردن شایعه و پخش کردن آن ... چیزهایی که به آن یقین ندارند و پشت سر این و آن ردیف می کنند ...

ماجرای زرین و حقه ای که در سر دارد و در این میان چه تهمت ها و چه آبرو ریزی هایی برای لیلا و  لطیف درست می کند که هر جور شده، به هر قیمتی به اهداف شومش برسد ...

 

نتیجه کلام:

صحبت بر سر اینکه آن میوه فروش آن دزد را تحویل داده کار دستی کرده یا نه ، یا کار درست یا غلط آن زن فراری از زندان نیست ... صحبت بر سر این موضوع است که خیلی از بدبختی ها، سوء ظن ها و مشکلاتی که در جامعه و خانواده ها، به وجود می آید ریشه در این نکته است که قرآن بیان می کند : لاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُوَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْوُولًا : و از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن، زیرا گوش و چشم و دل (که ابزار علم و معرفت هستند) همه مورد سوال قرار خواهند گرفت» (اسراء/36)

در آیه 6 سوره حجرات هم می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا ... : ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر شخص فاسقی برای شما خبری آورده درباره آن تحقیق کنید ...»

ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر شخص فاسقی برای شما خبری آورده درباره آن تحقیق کنید ...»

در این آیه مومنان را از پذیرش خبر از فاسقان بدون پرس و جو از صحت و درستی آن، منع می کند و به آنان دستور تحقیق و تفحص می دهد.

تا چیزی را مطمئن نشده ایم چیزی نگوییم ... واکنشی نشان ندهیم ... پخش نکنیم ...

چقدر از شایعات و دروغ هایی هستند که به واسطه ی اینکه آن نفر اول در این حلقه حرفی را که مطمئن نبوده گفته و در شبکه های مجازی پخش شده ... بین خانواده ها دهان به دهان گشته است ... و در این میان هم چه آبرو هایی ریخته شده و چه مشکلاتی که به وجود آمده است .

حواسمان باشد که جزء کسانی که در عذاب دنیوی و اخروی خداوند هستند واقع نشویم:

« إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ:

كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در میان آنان كه ایمان آورده‏اند، شیوع پیدا كند، براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود، و خدا [ست كه‏] مى ‏داند و شما نمى ‏دانید. (نور، 19)


- نظرات (0)

بازی که شیطان راه می اندازد!!

تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات ،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)


- نظرات (0)

مومن سه خصلت دارد!

عبادت ، مومن، نماز ، دعا


یكى از روایات حضرت امام ‏رضا علیه ‌السلام این است كه: «لا یكون المومن مومناً حتى یكون فیه ‏ثلاث خصال، سنه من ربه و سنه من نبیه و سنه من ولیه:

مومن، مومن نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد: یك خصلت از پروردگارش، یك خصلت از پیامبرش و یك خصلت از امامش.» (اصول الكافى، جلد 2، صفحه 241)


پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: «تخلقوا بأخلاق الله: خودتان را به اخلاق و صفات الهى متصف ‏نمایید.» ببینید خدا چگونه است، خود را آنگونه نمایید. انسان تا خدا گونه‏ نشود و صفات خدا را در خودش پیاده نكند، عبودیت پیدا نمى ‏كند. اگر مى ‏گوییم ‏پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عبد خداست، یعنى چه؟

من كه ادعا مى ‏كنم عبد هستم، با پیامبر (صلی الله و علیه وآله) كه‏ مى ‏گویم عبد است، چه فرقى دارم؟

عبودیت ایشان به این معناست كه او تمام‏ صفات خدا را در خودش پیاده كرده و اخلاق و خصلت ‌هایش خدایى شده است. انسان وقتى كه خودش را شبیه خدا كرد، آن وقت مى ‏تواند معجزه و كرامت داشته‏ باشد.

مرحوم آقا شیخ حسن على نخودكى چنین‏ انسانى بود. همه می توانیم شبیه او باشیم، راه ها بسته نیست.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمود: «لو لا أن الشیاطین یحومون على قلوب ‏بنی آدم، لنظروا إلى ملكوت السماء:(بحار الانوار، ج67، ص161) اگر شیاطین (یعنى صفات بد) دل انسان ها را در اختیار نمى ‏گرفتند، آنها عالم غیب و باطنش را مشاهده مى‏ كردند

با این حساب مى‏ توان اموات را دید و با آنها صحبت كرد، مى‏ توان‏ امام را هم دید و به ایشان سلام كرد و جوابش را گرفت. براى شنیدن جواب سلام ‏امام لازم است سمعك مخصوص داشته باشیم كه هر گوشى آن را ندارد. این سمعك ‏را وقتى مى ‏توانیم داشته باشیم كه پلنگ‌ صفت نباشیم، تكبر نداشته باشیم و خودخواه نباشیم، شمر نباشیم و ...

مومن، مومن نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد: یك خصلت از پروردگارش، یك خصلت از پیامبرش و یك خصلت از امامش.»

راز پوشیدن

امام رضا علیه ‌السلام فرمود: «مومن، مومن ‏نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد؛ یكى از خدا و دیگرى از نبى و دیگرى از ولى خدا.»

از خدا چه خصلتى باید در او باشد؟ كتمان سر. چرا امام این خصلت را از میان همه خصایص حضرت ‏حق انتخاب فرمود؟ كتمان سر یعنى چه؟

كتمان سر یعنى اینكه انسان باید ظرفیت داشته باشد. كتمان سر در مقابل افشاى سر است. افشاى سر نشان ‌دهنده ضعف شخصیت و روح است. بچه ‏هاى كوچك تا وارد خانه مى‏شوید، جلو مى‏ دوند و حوادثى را كه در خانه گذشته، فوراً به ‏اطلاع مى ‏رسانند. این به خاطر عدم وجود ظرفیت است. اما خانم خانه براى خبر دادن صبر مى‏ كند تا شرایط مساعد شود و بعد اخبار را به اطلاع مى ‏رساند.
كتمان سر یكى از صفات الهى است. خداوند اسرارى كه ما داریم، بر یكدیگر مخفى ‏كرده است. اگر كتمان سر نبود، ما نمى ‏توانستیم با یكدیگر زندگى كنیم ...

امیرالمومنین علیه ‌السلام خیلى زیبا مى ‏فرماید: «لو تكاشفتم ما تدافنتم:(عیون أخبار الرضا، ج2، ص53) اگر یكدیگر را مى‏ شناختید و دل هاى شما براى یكدیگر معلوم مى ‏شد، جنازه ‏هایتان روى زمین مى ‏ماند و یكدیگر را دفن نمى ‏نمودید!»

در حالى كه ما بر جنازه‏ ها نماز مى‏ خوانیم و مى‏ گوییم: «لا أعلم منه ‏إلا خیراً و أنت أعلم به منا...» (اصول الكافى، ج3، ص183)
یک كتمان سر، فاش نكردن اسرار مردم است. غیبت كردن یكى از جهاتى ‏است كه به وسیله آن سر مردم فاش مى ‏شود. كسى كه غیبت مى‏ كند، باید بداند «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ (سوره فجر، آیه 14) خدا در كمینگاه است» و از مظلوم دفاع مى‏ كند.

ما باید مثل خدا باشیم كه مرتب ‏مى ‏خوانیم: «یا من أظهر الجمیل، یا من ستر القبیح» (بخشی از دعاى جوشن كبیره)

همان طور كه دوست داریم خدا خوبى ‏هاى ما را ظاهر، و بدی های را پنهان كند، ما نیز باید همانند خداوند این ‏خصلت را داشته باشیم كه اظهار جمیل مردم كنیم و اخفاى قبیح ایشان را بنماییم.
امام صادق علیه ‌السلام ‏مى ‏فرماید: «به دوستانت حرف هایى را بگو كه اگر روزى با تو دشمن شدند، نتوانند آنها را علیه‌ ات به كار گیرند.» (تفصیل وسائل‌ الشیعه، ج12، ص147)

 

مدارا با مردم

عبادت ، مومن، نماز ، دعا

اما خصلت دوم باید از پیامبر صلى الله علیه وآله باشد: «و أما السنه من ‏نبیه فمداراه الناس: آن سنتى كه باید از پیامبر در او باشد، مدارا كردن و كنار آمدن با مردم است.»

خوش رفتارى با مردم، محبت به آنها و حسن خلق او آنقدر زیاد است كه ‏خداوند در قرآن مى ‏فرماید: «وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ» (سوره قلم، آیه 4) همانا تو به خلق ‏بزرگى آراسته‏ اى.»

اگر او حسن خلق نداشت، این مقدار پیشرفت نمى ‏كرد. در علل پیشرفت اسلام خیلى‏ها حرفهایى زده‏اند؛ اما بسیارى از محققان معتقدند كه عامل اساسى در این مورد، حسن خلق پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چه نمونه‏اى در تواضع و محبت بالاتر از اینكه وقتى بچه‏ ها در كوچه به ایشان ‏پیشنهاد بازى مى ‏كردند، جواب مثبت مى ‏داد.

آیا دیده شد كه كسى بر پیامبر‏(صلی الله و علیه و آله) در سلام كردن سبقت بگیرد؟ آنقدر صفت مدارا با مردم در روابط آن حضرت اهمیت داشت كه فرمود: «أمرنی ربی بمداراه الناس كما أمرنی بأداء الفرائض:(اصول الكافى، ج2، ص117)

همان طور كه خدا به من دستور داده تا واجبات را انجام دهم، دستور داده كه با مردم مدارا كنم.»
به خاطر همین مدارا و مهربانى با مردم است كه آنها به دور او جمع شدند: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ ...(سوره آل عمران، آیه 159)

اگر آدم سخت‌ دل و بد اخلاقى بودى، ‏كسى به دور تو نمى ‏آمد. این نرمى كه دارى، رحمت خدا شامل حالت شده است.

رسول خدا صلى الله علیه وآله در تمام رفتارهایش مدارا با مردم را مد نظر داشت: در لباس‏ پوشیدن، غذا خوردن، پذیرایى از آنها، استعمال عطر، ... در همه این موارد رعایت‏ حال مردم مورد نظر بود. (اصول الكافى، ج8، ص338)

لازم به یادآوری است که پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) وظیفه مدارا با مردم را نه فقط در قبال مسلمانان اجرا مى ‏كرد، بلكه در مقابل كفار و غیر مسلمانان نیز آن را به خوبى عمل مى ‏نمود.

اگر یكدیگر را مى‏ شناختید و دل هاى شما براى یكدیگر معلوم مى ‏شد، جنازه ‏هایتان روى زمین مى ‏ماند و یكدیگر را دفن نمى ‏نمودید!»

صبور باشید

سومین نکته ای که امام رضا (علیه السلام) در این فراز فرمودند مومن باید صفتی از امام معصوم (علیهم السلام) داشته باشد «و امـا السنه مـن ولیه فـاصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء» (اصـول کـافـى, ج 3,ص 339 و تحف العقـــول, ص 442)

در زندگی عجول نباشد و صبور باشد و تحمل داشته باشد. همین ویژگی صبر و تحمل را در زندگی یک زن و شوهر داشته باشند خوشبخت هستند. اگر به کوچکترین مطلبی زندگی مرد و زن از هم بپاشد و به پاسگاه و دادگاه بروند زندگیشان هیچ وقت زندگی نمی شود.

اول زندگی همیشه مشکلاتی وجود دارد، زن و شوهرهای جوان اگر اول زندگی بتوانند صبر و تحمل داشته باشند بعدا زندگیشان شیرین می شود. بعد از یک برهه ای عاشق همدیگر می شوند. اول زندگی سختی دارد مثل دو تا سنگ آسیاب تا خراشیدن را یاد بگیرند بالاخره طول می کشد و زندگیشان گوارا می شود. اگر در تمام مراحل زندگیمان صبر و تحمل و حلم داشته باشیم دیگر آدم اعصابش خورد نمی شود اضطراب و دلشوره نمی گیرد و ناراحتی قلبی و عروقی نمی گیرد

بردباری و صبر نقش مهمی در زندگی دارد. امام معصوم (علیهم السلام) اهل تحمل و بردباری هستند.

بنابر این این سه اصل را هیچ گاه فراموش نکنیم:

با مردم مدارا کنیم، با کتمان کردن حافظ جان و ناموس مردم باشیم همینطور که ما دوست نداریم پشت سرمان حرف بزنند پشت سر دیگران هم حرف نزنیم و آدم با تحملی باشیم ... چنانچه  اگر این سه مطلب را در زندگیمان داشته باشیم بسیاری از ناملایمات در زندگی می شود.


منابع:
مقاله ای از آیت ‌الله سید رضی شیرازی

حجت الاسلام و المسلمین علی ابراهیمی


- نظرات (0)

چرا قرآن به زبان های مختلف نازل نشد؟


نزول قران

تعبیر عربی بودن كه در قرآن كریم در حدود 10 مورد آورده شده، اشاره به زبان عربی امروزی نیست بلكه مراد واضح و روشن بودن آن تعالیم الهی و خالی بودن آنها از پیچیدگی و ابهام می باشد.


در این نوشتار بنا داریم با ویژگی های منطقه جزیره العرب كه عربستان جزئی از آن منطقه بزرگ محسوب می شده، آشنا شویم سپس ویژگی ها و خصوصیات زبان عربی را مورد بررسی قرار دهیم. از این رو توجه به مطالب ذیل لازم است: 
1 ـ اهمیت و سوق الجیشى بودن سرزمین حجاز و مناسب بودن این منطقه براى نشر اسلام نسبت به دیگر مناطق جهان و حكمت هاى دیگرى باعث شد این سرزمین خاستگاه بعثت پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) باشد.

سخنورى و به رخ كشیدن سخنان ادبى و اشعار زیبا، سرزمین مكه و اطراف آن را به میدان هماوردى ساكنانش ـ در این زمینه ـ تبدیل كرده بود، و از سویى حكمت الهى اقتضا داشت كه معجزه ى پیامبر صلی الله و علیه وآله متناسب فن و علم رایج در آن زمان و مكان باشد; همان گونه كه در معجزه هاى پیامبران دیگر، این مصلحت رعایت شده است.
در چنین شرایطى بهترین معجزه، آوردن كتابى است كه با سخنان شیوا و دلنشین، برترى خود را بر قوى ترین و زیباترین سخنان آن دوران آشكار كند. 

 با توجه به روحیه خاص مردم عربستان و خوی تعصب و جاهلیت و نادانی که با اعتقادات آنان عجین گشته بود و نیز با زبان عربی به خوبی آشنایی داشتند و به آن شعر می سرودند و نثر می نوشتند و باهم رقابت ادبی داشتند، اگر زبان قرآن، زبان دیگری غیر از زبان عربی بود یقیناً لجاجت با قرآن و آوردن آن مضاعف می شد و از آنجا که قرآن کریم کلام خدا است و کلام خدا باید با روشن ترین وجه بیان شود و هیچ گونه ابهام و گنگی نداشته باشد لذا قرآن به زبان عربی نازل گردیده تا زمینه برای بهانه جویان فراهم نباشد.

2 ـ خانه كعبه به عنوان مقدس ترین بنای جهان توسط حضرت ابراهیم (علیه السلام) و به امر خداوند متعال در این منطقه بنا شده كه به عنوان قبله مسلمانان قرار گرفت. 
2 ـ بنای مقدس دیگری به نام بیت المقدس كه قبله اولین مسلمانان بود در این منطقه واقع شده است.
3 ـ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در عربستان متولد شده است. زیرا طائفه و قبلیه ی ایشان كه از نسل حضرت ابراهیم (علیه السلام) هستند و آنجا ساكن بوده اند. لذا همان گونه كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در آن منطقه متولد شده، در همان منطقه نیز قرآن بر ایشان نازل گردیده است.

نزول قران

4 - با توجه به روحیه خاص مردم عربستان و خوی تعصب و جاهلیت و نادانی که با اعتقادات آنان عجین گشته بود و نیز با زبان عربی به خوبی آشنایی داشتند و به آن شعر می سرودند و نثر می نوشتند و باهم رقابت ادبی داشتند، اگر زبان قرآن، زبان دیگری غیر از زبان عربی بود یقیناً لجاجت با قرآن و آوردن آن مضاعف می شد و از آنجا که قرآن کریم کلام خدا است و کلام خدا باید با روشن ترین وجه بیان شود و هیچ گونه ابهام و گنگی نداشته باشد لذا قرآن به زبان عربی نازل گردیده تا زمینه برای بهانه جویان فراهم نباشد.
قرآن کریم می فرماید: “وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ.”(فصلت /44) و اگر [این كتاب را] قرآنى غیر عربى گردانیده بودیم قطعاً مى‏ گفتند چرا آیه ‏هاى آن روشن بیان نشده.

 

ویژگی های زبان عربی

1 - زبان شناسان عقیده دارند كه زبان عربى داراى امتیازاتى است كه در سایر زبان ها نیست; قواعد آن قیاسى تر از سایر زبان هاست. اشتقاق كلمات و واژه هاى آن بیش از سایر زبان هاست.

دستور زبان و علم فصاحت و بلاغت آن نیز، این زبان را از دیگر زبان ها ممتاز مى سازد; از این رو در باره ى زبان عربى قرآن، می فرماید: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ، عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ،بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِینٍ (شعرا آیه 193- 195)

برای اینکه جای هیچ گونه عذر و بهانه ای برای کسی باقی نماند “آن را به زبان عربی آشکار نازل کرد.

در روایتى آمده است: «یبیّن الألسن و لا تبیّنه الألسن (اصول كافى، ج2، ص637، كتاب فضل القرآن) عربى فصیح، از واژه ها و ساختارى برخوردار است كه گویایى دیگر زبان ها را دارد، در حالى كه زبان هاى دیگر گویایى زبان عربى را ندارند».
در تفسیر نورالثقلین در تفسیر “بلسان عربی مبین” شخصی به نام حجال از امام صادق (علیه السلام) سوال نمود. ایشان فرمودند: یعنی آن زبان ها را روشن می کند و آن را زبان ها روشن نمی کنند. (نورالثقلین: ج 4، ص 65، فصلت، آیه 44)
در تفسیر نمونه تفسیر آیه “ نزل به الروح الامین ... بلسان عربی مبین (تفسیرنمونه: ج 15، ص 347) می نویسد برای اینکه جای هیچ گونه عذر و بهانه ای برای کسی باقی نماند “آن را به زبان عربی آشکار نازل کرد.
در تفسیر علی بن ابراهیم در فضیلت و برتری عجم بر عرب در پذیرش قرآن آمده است: از امام صادق (علیه السلام) نقل است: که درباره آیه “وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ” (198، شعراء) فرمودند: اگر قرآن بر عجم نازل شده عرب به آن ایمان نمی آورد و این برای عجم فضیلتی است .
3 ـ شیوایی و رسایی آن تا حدّی است كه بدون ابهام، معنا و مقصود خود را به طور واضح و روشن به مخاطب تفهیم می كند، كما این كه خداوند متعال در آیه 28 سوره «زمر» به این مطلب این چنین اشاره فرموده: قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ: قرآنی است فصیح و خالی از هرگونه كجی و نادرستی باشد كه اهل تقوی شوند.

 

نتیجه

با ویژگی های منطقه حجاز و عربستان و خصوصیات بارز زبان عربی در می یابیم كه بهترین مكان نزول قرآن و بهترین زبان برای كلام قرآن در نظر گرفته شده است تا تعالیم نورانی قرآن كریم به سایر نقاط جهان انتقال یابد بدون این كه از محتوا و مضمون آن كاسته شود، البته شایان ذكر است كه تعبیر عربی بودن كه در قرآن كریم در حدود 10 مورد آورده شده، اشاره به زبان عربی امروزی نیست بلكه مراد واضح و روشن بودن آن تعالیم الهی و خالی بودن آنها از پیچیدگی و ابهام می باشد، از این رو می توان خلاصه ای از محتوای این چند آیه را این چنین بیان كرد: ما قرآن را به شیوه ای واضح و روشن و با بیانی رسا و شیوا برای شما فرستادیم.


- نظرات (0)

شيطان را ملامت نکنيد!

چکش شيطان وساعت طلبه

قرآن هم در وصف شيطان مى‏فرمايد: «يعدهم و يُمَنيهم» كار شيطان اين است به مردم وعده مى‏دهد و آرزو در دلشان ايجاد مى‏كند اما وعده‏هاى شيطان همه‏اش فريب است. يك مثل كوچك بزنم. همه ما دوران جوانى را گذرانده‏ايم. براى ما زياد پيش آمده كه گاهى يك صحنه‏اى را ديده‏ايم خيال كرديم خيلى لذت‌بخش است، خيلى فوق‌العاده است. فكر كرديم كه اگر آن خواسته‏اى كه نسبت آن موضوع داريم برآورده بشود ديگر غرق در لذت خواهيم شد. منظره‏اى را مى‏بينند، صدايى مى‏شنوند، حرفى مى‏شنوند آرزو مى‏كنند كه آن برايشان تحقق پيدا كند. وقتى مى‏رسند بهش مى‏بينند نه، خبرى نبود. گاهى هم پشيمان مى‏شوند. اين همان وعده شيطان است و تخلفش. مى‏گويد اگر بياييد دنبال من خيلى لذت‏ها و سعادت‏ها نصيبتان مى‏شود، تجربه مى‏كنند مى‏بينند دروغ است فردايش دوباره فريب مى‏خورند. به دنبال شيطان راه مى‏افتند مى‏دوند با سر، يكهو سرشان مي‌خورد به سنگ و مى‏شكافد باز هم به هوش نمى‏آيند فردا دوباره همين آش است و همين كاسه. اين داستان شيطان است و گمراه كردن انسان‏ها.

اينکه امام فرمود آمريكا شيطان بزرگ است. اين يك حرف بى اساس نبود. ريشه قرآنى دارد.

اميرمؤمنان در نهج‌البلاغه مى‏فرمايد: «قد عبد الله سته آلاف سنه لايُدرى اَ مِن سني الدنيا ام من سني الاخره» بى‌خود نيست كه يك عده آدميزادها شيطان‌پرست مى‏شوند. على(ع) مى‏فرمايد شيطان قبل از خلقت آدم شش هزار سال عبادت خدا كرد. بعد اضافه مى‏فرمايد اين شش هزار سال معلوم نيست از همين سال‌هاى دنيوى است يا از آن سال‌هاى الهى است كه هر روزش هزار سال است. اگر اين شش هزار سال از آن سال‏هاى اخروى و الهى باشد كه هر روزش هزار سال است ببينيد چقدر مى‏شود. حالا فرض كنيد همين شش هزار سال‏ عادى، يك موجودى شش هزار سال كارش عبادت خدا باشد آن قدر كه فرشتگان خيال مى‏كردند او هم ملك است و در كنار فرشتگان جا مى‏گرفت.

غير از اين آقاى ابليس كه دار و دسته‏اى هم دارد از خويش و قوم و بچه‏هايش اينهايي كه قرآن مى‏فرمايد: «انّهُ يراكم هو و قبيله» غير از اينها قرآن مى‏فرمايد گروهى از شيطان‌هاي انسي هم داريم؛ آدميزادهاى شيطان. شيطان تنها منحصر به ابليس نيست و دار و دسته‏اش. يك دسته از انسان‏ها هم هستند كه تبديل به شيطان شده‏اند. شكل و قيافه انسانى دارند روى دو پا راه مى‏روند دو تا چشم و دو تا گوش دارند مثل من و شما گاهى قيافه‏هايشان هم خيلى از ما گيراتر و حق به جانب‏تر هم هست. اين‌ها را قرآن مى‏فرمايد: «شياطين الانس و الجن». كار اينها هم همان كار جناب ابليس است. برنامه يكى است. دروغ گفتن، وعده خلاف دادن و عمل نكردن.

اگر مى‏خواهيد شما شياطين انس را شناسايى كنيد يا وسوسه‏هاى شيطانى را تشخيص بدهيد كه اينها از جانب شيطان است يا نه؟ يكى از علائمش همين است اگر يك وقت احساس كرديد كه يك تمايلى دروغى در شما ايجاد شده كه واقعيت ندارد بفهميد كه منشأش شيطانى است. اگر يك وعده دروغى به شما داده شد و بعد ديديد درصدد عمل نيستند يعني مى‏گويند براى اين كه من و شما را دنبال خودشان بكشند اين کار شيطاني است.

شما مى‏توانيد در جامعه در بين مردمى كه توى اين سرزمين زندگى مى‏كنند يا جاهاى ديگر دنيا برويد و ببينيد و اين نشانه‏ها را تطبيق كنيد و شيطان‏هاى واقعى را بشناسيد. چرا امام فرمود آمريكا شيطان بزرگ است. اين يك حرف بى اساس نبود. ريشه قرآنى دارد. ببينيد از تمام اقوامى كه در عالم تاريخشان ثبت شده، اوصاف و خصوصيات و منش‏هايشان در تاريخ آمده، هيچ جامعه و دولتي را پيدا مى‏كنيد كه دروغ‏گوتر از آمريكا باشد. دنيا را پر كرده از اين كه ما طرفدار حقوق بشر هستيم. هر كسى را مى‏خواهد زير يوغ خودش بكشد. شرايط خودش را مى‏خواهد براي او تحميل كند. شما در طول تاريخ ببينيد هيچ‌کس به اندازه آمريكايى‏ها حقوق بشر را پايمال كرده‌اند؟ يك نمونه‏اش كارى است كه دربارة فلسطينى‏ها كردند.

در كشور خودشان هم وضع بهتر نيست. چندى پيش گروهى در آمريكا تشکيل شد که بنا داشتند عليه حكومت فعاليت كنند. آمريكايى‏ها تلاش كردند كه اين‌ها را به اصطلاح رام كنند اما نتوانستند. مردم مصممى بودند كه تصميم گرفته بودند با ظلم‏هاى آمريكا مخالفت كنند. آمدند يكجا همه شان را سوزاندند بعد هم اين‌گونه منعكس كردند كه اينها يك فرقه مذهبى بودند و عقيده شان اين بوده كه بايد خودكشى كنند. اين فرقه مذهبى چطور يكهو سبز شد، معلوم نيست! هيچ جا عقايدشان معلوم نبود. هيچجا دعوتشان معلوم نبود. افكارشان توى يك كشورى كه همه‏اش آزادى و دموكراسى است و هر كسى عقيده و دين و مذهبش را مى‏گويد، چطور توى هيچ روزنامه‏اى، هيچ كتابى ننوشته بودند كه ما چنين عقيده‏اى داريم؟ و آداب و رسوممان اين است كه خودكشى كنيم. فقط گاهى گوشه و كنار اخبارى درز مى‏كرد كه اينها مخالف سياسى حكومت آمريكا هستند.

به كشورهاى كوچك وعده دادند كه اگر با ما همكارى كنيد شرايط ما را بپذيريد، كمك‏هاى اقتصادى و فنى مى‏كنيم چنين و چنان. وقتى سرمايه‏هايشان را گرفتند آنچنان گلويشان را فشردند كه براى نفس كشيدن هم احتياج به اجازه پيدا كردند. يكى‏اش همين همسايه ما کشور عراق، وعده دادند كه بر ضد ايران حمله كن ما همه چيز در اختيارت قرار مى‏دهيم بعد هم شما مى‏شوى امپراتور عرب! الان در داخل كشور خودشان هواپيماشان از اين شهر به آن شهر اختيار ندارد حركت كند. حالا ممکن است بگوييد که اين کشور يک جايي سرپيچي کرد، گردنکشي کرد و آمريکا مجازاتشان کرد. ترکيه را چه مي فرماييد. تركيه روزگارى بزرگ‏ترين كشور اسلامى بود و اگر مقدارى به عقب برگرديم بزرگ‏ترين امپراتورى جهان بود؛ امپراتورى عثمانى. بعد از اين كه تجزيه‏اش و تكه تكه‏اش كردند و يك لقمه‏اش ماند به نام تركيه باز هم يكى از بزرگ‏ترين كشورهاى اسلامى دنيا بود از نظر سوق‌الجيشى در دنيا بى نظير است. كشورى است كه بخشى از آن در اروپا و بخشى در آسياست. با چند تا درياى بزرگ و چند كشور مهم اروپايى ارتباط تنگاتنگ و مرزهاى مشترك دارد و گاهي درآمدش از توريسم از درآمد نفت ما بيش‌تر است.

اگر مى‏خواهيد شما شياطين انس را شناسايى كنيد يا وسوسه‏هاى شيطانى را تشخيص بدهيد كه اينها از جانب شيطان است يا نه؟ يكى از علائمش همين است اگر يك وقت احساس كرديد كه يك تمايلى دروغى در شما ايجاد شده كه واقعيت ندارد بفهميد كه منشأش شيطانى است.

بعد از سقوط رژيم شاه، آمريکا وعده‏اش داد كه اگر با ما همكارى كنى ما تو را امپراتور كشورهاى اسلامى مى‏كنيم. پايگاه‏هاى آمريكا از ايران منتقل شد به تركيه. نقشى را كه شاه بازى مى‏كرد دولت تركيه به عهده گرفت. در مقابلش چى دادند به تركيه؟ آن‌چنان ذليلش كردند كه يك چنين دولتى با اين ويژگى‏ها و قدرت‏ها بايد دست گدايى به اسرائيل دراز كند. براى تعمير تانك‏هايش بايد برود به اسرائيل دريوزگى كند كه تانك‏هايش را اسرائيل تعمير كند. اين وعده‏اى است كه آمريكا مى‏دهد اين هم نتيجه‏اش. حالا اگر كسانى گول آمريكا را بخورند چه کسي را ملامت كنند؟ آمريكا را ملامت كنند؟ شيطان جواب خواهد داد «فلاتلومونى و لوموا انفسكم» مرا ملامت مکنيد، خودتان را ملامت کنيد.

گفتاري از حضرت آيت الله مصباح يزدي



- نظرات (0)

اختلاف افکنی و تفرقه؛ ابزار کار شیطان !

شیطان


یکی از کارهای شیطان تفرقه و گسترش سوءظن و بدبینی و دامن زدن به اختلافات فکری و حقوقی و زمینه سازی برای خصومت و دشمنی بین عموم انسانها و به ویژه بین مسلمانان و مومنان است.

در سوره بقره آمده است "

یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ (208) (اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، همگى در تسلیم و طاعت (خدا) درآیید و پیروى از گام‏هاى شیطان نكنید، كه او براى شما دشمنى آشكار است.)(بقره/ 208)

مخاطب آیه مومنان هستند که باید مراقب باشند که اختلاف افکنی و بر هم زدن صلح و آرامش ابزار شیطان است. پس باید اختلافات جزیی را نادیده بگیرند و با كنار گذاشتن آن سلامت جامعه و صلح و صفا را حفظ كنند و اختلافات را دامن نزنند.

مهم ترین نكته ای كه در این آیه بر آن تأكید شده ، آن است كه هرگونه اختلاف و یا گرایش به آن گام شیطانی دانسته شده و دامن زدن به آن و در مسیر آن قرار گرفتن نیز به عنوان گام های شیطانی تلقی شده است.

بنابراین مومنان در جامعه ایمانی با آگاهی از این موضوع با اختلافات برخورد نموده و باید مراقب باشند خود نیز در این مسیر شیطانی گام ننهند.

باید توجه نمود که شیطان اسم عام و جنس است و ابلیس فرد خاصی از آن می باشد؛ که ابلیس از ابتدای خلقت آدم و تمرد از فرمان الهی و رانده شدن از درگاه الهی سوگند خورده که انسان ها را گمراه کند." قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ *إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ "( [شیطان‏] گفت: «پس به عزّت تو سوگند كه همگى را جدّا از راه به در مى‏برم، مگر آن بندگان پاكدل تو را.»)(ص 82 و 83)

ابلیس در مسیر گمراهی انسان ها ، از ابزارهای مختلف از جمله اختلاف افکنی بهره می برد، که البته او در این راه تنها نیست و جنود جنی و انسی تحت ولایتش او را یاری می کنند.

از امام کاظم(علیه السلام) پرسیدند، جهاد با کدام دشمن واجب تر است؟فرمودند: "اَقْرَبَهُمْ اِلَیْکَ، و اَعْداهُمْ لَکَ... وَ مَنْ یُحَرِّضُ اَعْداءَکَ عَلَیْکَ وَ هُوَ اِبْلیسُ؛ آنکه از همه به تو نزدیک تر، و دشمنی او از همه بیشتر است... و دیگر دشمنان را علیه تو تحریک می کند و آن ابلیس است"

قرآن پس از بیان حکم تحریم شراب و قمار به این ابزار شیطان توجه می دهد." إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ "«شیطان مى‏خواهد در میان شما بوسیله شراب و قمار عداوت ایجاد كند، و شما را از ذكر خدا و از نماز باز دارد آیا (با این همه زیان و فساد و با این نهى اكید) خوددارى خواهید كرد.» (مائده 91)

در این آیه به تصریح آمده است که "شیطان مى‏خواهد در میان شما عداوت ایجاد كند ..."

همچنین خداوند بیان می کند که اختلاف افکنی میان برادران یوسف(علیه السلام) از کارهای شیطان است."... ِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی..."( ... و بعد از آن كه شیطان میان من و برادرانم فساد كرد...)

شیطان برای دستیابی به این هدف سعی می کند اموری ساده و غیر مهم را به گونه ای جلوه دهد كه گویا امری مهم و ارزشی است و با تلقینات خویش می كوشد تا كدورت و تیرگی میان برادران ایمانی ایجاد کند تا آنان نتوانند مسایل ریز و خرد خویش را دوستانه حل و فصل كنند .

هر روز بر عمق اختلاف و ژرفای آن می افزایند به گونه ای كه گره ای كه با دست باز می شد با دندان و چنگ نیز غیرقابل حل می شود و هر دو شخص و یا گروه و یا جامعه در مسیر سقوط و هبوط قرار می گیرند.

قرآن در این زمینه این گونه هشدار می دهد: " وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا "( و به بندگانم بگو: «آنچه را كه بهتر است بگویند»، كه شیطان میانشان را به هم مى‏زند، زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.)(اسراء 53)

بنابراین در سخن گفتن هایمان باید به شدت مراقب باشیم و تقوای الهی را پیشه کنیم که بی پروایی نتایج بسیار بدی به همراه دارد.

ابلیس در این مسیر گمراهی انسان ها از ابزارهای مختلف از جمله اختلاف افکنی بهره می برد، که البته او در این راه تنها نیست و جنود جنی و انسی تحت ولایتش او را یاری می کنند

از امام کاظم(علیه السلام) پرسیدند، جهاد با کدام دشمن واجب تر است؟ فرمودند: "اَقْرَبَهُمْ اِلَیْکَ، و اَعْداهُمْ لَکَ... وَ مَنْ یُحَرِّضُ اَعْداءَکَ عَلَیْکَ وَ هُوَ اِبْلیسُ؛ آنکه از همه به تو نزدیک تر، و دشمنی او از همه بیشتر است... و دیگر دشمنان را علیه تو تحریک می کند و آن ابلیس است."

در حدیثی دیگر در هشداری به مۆمنان ، امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: "لقد نصب ابلیس حبائله فی دارالغرور، فما یقصد فیها الا اولیاءنا" (ابلیس در این سرای پر فریب،دام های خود را برنهاده است و هدفش کسی جز دوستداران ما نیست.)

این آیات و روایات هشداری است برای مۆمنان که برای حفظ جامعه ایمانی خود باید مراقب باشند و از هر گونه اختلاف و هرگونه صحبت، سخنرانی و هر آنچه موجبات اختلاف را فراهم می کند پرهیز نمایند.

البته توجه به حفظ وحدت در کل جامعه اسلامی از ضروریات امروز جهان اسلام است که علما و نخبگان مسلمان باید همواره به این مهم توجه نموده و از هر گونه صحبت و فتوایی که منجر به اختلاف است دوری کنند و بدانند که اگر چنین کنند در مسیری شیطانی قدم نهاده اند.


- نظرات (0)

بازی که شیطان راه می اندازد!

توبه ، استغفار

حتماً براتون اتفاق افتاده که بعد از ارتکاب گناهی، عذاب وجدانی شدید تمام وجودتان را بگیرد ... سریع توبه کرده اید ولی بعد از توبه انگار هنوز یکی در وجود آدم می گوید: تو گناهکاری، تو چقدر آدم بدی هستی، تو درست بشو نیستی، دلت را به خودت خوش نکن


تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات ،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)


- نظرات (0)

از داروخانه قرآن بازدید فرمایید!

بیماری ‌های روحی و دردهای اخلاقی به مراتب بدتر و خطرناک ‌تر است، چرا که بیماری‌ های جسمی، هر قدر خطرناک و کشنده هم باشند، دنیای انسان را به خطر می ‌اندازند و کاری به آخرت او ندارند. و چه بسا بیماری و درد کشیدن در دنیا باعث عُلّو درجه و راحتی در آخرت و سرای دیگر شود. اما بیماری‌ های اخلاقی و روحی، هم به دنیای انسان آسیب می ‌رساند و هم به آخرت او.

حتی گاهی آتش یك درد اخلاقی، از فرد فراتر رفته و یك خانواده، محله، شهر و كشور را به نابودی می ‌كشاند. از این رو باید برای معالجه این امراض نیز، دارویی پیدا نمود تا قبل از حاد شدن، آن را درمان کرد.

نشانی درمانگاه تخصصی درمان اینگونه دردها را، طبیب نفوس پیامبر اعظم صلى الله علیه ‌و ‌آله بیان نموده و فرمود :
علیكم بالقرآن فانه الشفاء النافع، و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به، و نجاة لمن تبعه
بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند. (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)
اكنون هر كه می ‌خواهد روح خود را از بیماری ‌ها پاك و یا آن را در مقابل گناهان تقویت و واكسینه كند، بشتابد به سوی داروخانه قرآن كریم و با این دارو انس بگیرد.

هر که می‌خواهد آثار و نشانه ‌های بیماری گناهان را از خود بزداید، به قرآن تمسک جوید. هر که می ‌خواهد از هجوم ویروس کشنده گناهان در امان بماند، دست به دامان قرآن شود.

بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند

همانگونه كه برای استفاده از داروهای مادی برنامه ریزی می ‌كند و وقت معینی را برای استفاده از آن  اختصاص می ‌دهد، برای بهره بردن از شفاخانه قرآن نیز، می ‌بایست چنین كند. همانگونه كه برای داروهای مادی هزینه می ‌كند برای استفاده از  این داروخانه معنوی نیز هزینه كند.

آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام كه ساكت و ساكن در بین الدّفتین (دو جلد آن) قرار دارد، به منزله داروخانه بسیار عظیمی‏ است، كه هر بیماری به مقتضای ظرفیت علمی ‏خود می‏ تواند توشه برگیرد، اگر این بیمار عالم باشد و ظرفیت متناسبی برای برداشت دارو داشته باشد، بسیار استفاده می‏ كند، هر چه علم و وسیله برداشت بیشتر باشد، بیشتر بر می‏ دارد، و طبیعی است كه فرق است بین بیمار عالم و بیمار بی سواد و بدون اطلاع كه نیاز به دارو دارد، ولی متحیر است چه بر دارد، و با چه كمیت و كیفیتی استفاده كند، اگر عاقل باشد دست نمی ‏زند، زیرا چه بسا خوردن داروئی از روی جهل همان به دنبال آمدن مرگ همان.

دارو قران

روشن شد كه نعمت دارو فراهم است، فقط بیمار عالمی ‏با وسیله حمل لازم است تا به درون این داروخانه رود، و از داروها طَرْفی بندد، این در صورتی است كه بیمار عالم باشد، امّا اگر جاهل باشد نیاز به دارو شناس دارد، كه در این داروخانه هم موجود است، و آن همه ائمه معصومین و هادیان دستگاه الهی است، كه داروهای مختلف را برای هر دردی معرّفی می ‏كنند.
بنابر این می ‏توان فرق هائی بین قرآن (داروخانه الهی) با داروخانه‏ های متعارف قائل شد، و درباره ویژگی های داروخانه ‏های الهی چنین گفت:

1. داروخانه الهی در دسترس هر فردی است و اگر نباشد به راحتی قابل تهیّه است، به خلاف داروخانه ‏های متعارف.
2. داروخانه الهی به روی هر مریضی باز است، و هیچ وقت بسته نیست.
3. هر مریض عالمی‏ حق ورود و برداشت دارو در داروخانه الهی را دارد به خلاف داروخانه‏ های معمولی.
4. بیمار در داروخانه الهی بدون معطلی می تواند دارو تحویل بگیرد.
5. در داروخانه الهی هرگونه داروئی یافت می شود و هرگز جواب ردّ به بیمار داده نمی شود.
6. داروخانه الهی بدون هیچ منّتی دارو تحویل می دهد.
7. در داروخانه الهی در قبال گرفتن دارو پولی پرداخت نمیشود.
8. در داروخانه الهی به هیچ وجه داروی اشتباهی تحویل داده نمی شود.

داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد

9. داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد.
10. داروهای داروخانه الهی به موازات بهبودی بیمار اثر سوئی ندارد در حالی كه همه اطباء متخصص تصریح می ‏كنند كه داروهای ما حتی یك آسپرین و مسكن ساده گر چه درد را تسكین می دهد، ولی بر دستگاه گوارش و دیگر اعضاء تأثیر سوء می ‏گذارد.   

در حقیقت قرآن نسخه ای كه حقیقت آن، اقیانوسی است بیكران كه رسیدن به اعماقش جز برای ائمه هدی علیهم السلام میسر نیست و غیر از معصومین كسی را توان دست یابی به كنه و ذات این كتاب آسمانی و آیاتش نمی باشد.

آنچنان شفا و آرامشی در نهاد این تحفه آسمانی نهفته است كه آفریننده اش خود درباره آن چنین می گوید:

«و ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفاء و رحمت برای اهل ایمان است» (الاسراء 82)

چنانچه امام باقر علیه السلام می فرمایند: فی القرآن شفاء من كل داء (درمان هر دردی در قرآن كریم وجود دارد.) (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)


- نظرات (0)

الکی مثلاً دلم پاکه

قلب پاک


همیشه شنیده‌ ایم که عده ای از خانم ها و آقایان بدحجاب‌، رشوه دهندگان و رشوه بگیرها، کاسب های محله و... می ‌گویند ما دلمان پاک است و با خدا بودن و مسلمان بودن به این نیست که چهار تار موی خود را بپوشانیم!!! یا لباس کوتاه و لباس های بدن نما نپوشیم یا یه کم پول آن هم به رضایت خود طرف از او نگیریم .. 

می‌ گویند: «دل آدم باید پاک باشه ، ظاهرت مهم نیست»

حال، آیا مگر می‌ شود فقط با دو کلمه «دل پاک» آن همه گناهان بی عفتی و بی حجابی، ربا و رشوه و بداخلاقی ها را خط زد و نادیده تلقی کرد؟!!!

شکی نیست که این توجیهی است شیطانی که آنان را با ابن توجیهات واهی به گناهان خود مشغول می ‌دارد و از نیل به سعادت باز می ‌دارد.

 

اعمال انسان تجلی نیت های اوست

یقیناً اعمال انسان برآیند و تجلی نیت ‌های او و درون اوست. کسی که هر چه که دلش بخواهد و هر آنچه که هوای نفسش آن را طلب کند انجام دهد و به دنبال کارها و افعال شیطانی باشد، دیگر نمی ‌تواند بگوید: "که درون من و دل من پاک است و آدم درستی هستم".

این درون است که برون را می‌ سازد و برون است که درون را جلا می دهد. لذا نیت و دل و درون انسان رابطه مستقیمی با اعمال و رفتارش دارد و از همدیگر تأثیر و تأثر دارند.
این است که فرهنگ دینی ما بیان می ‌دارد که «الاعمال بالنیات» نیت، امری باطنی است و عمل، امری ظاهری؛ خدا هم  ظاهر را می ‌نگرد و هم باطن را؛ اگر کسی ادعای دلی پاک دارد ظاهرش هم باید مطابق با باطنش باشد چراکه پاکی از درون به برون تراوش می ‌کند. از کوزه همان تراود که در اوست.[۱]
ظاهر، نماد و تندیس باطن است چون ظاهر، ظاهرِ همان باطن است یعنی ظاهر، ظهور و آینه همان باطن می‌ باشد.

کسی که ظاهرش نادرست است قطعاً باطنش نیز نادرست می‌ باشد چون عمل و کردار و رفتارهای ظاهری از باطن سرچشمه می ‌گیرد و منشاء ظاهر، همان باطن است.

قرآن نسبت به كسانی كه ادعای ایمان دارند و به قوانین آن پای بند نیستند، حكایتی را از اعراب بیابان نشین نقل می ‌كند و پاسخ آن را می‌دهد: «[برخی از] بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، لیكن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز در دل ‌های شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده ‌هایتان چیزی كم نمی ‌كند»

ظاهر آلوده حکایت از درونی آلوده دارد. نمی ‌توان گفت من فقط ایمان می ‌آورم و عمل صالح را در ظاهر ترک می ‌کنم چرا که این منطق از منظر قرآن سخت باطل است زیرا قرآن دو عنصر ایمان و عمل صالح را توأمان و در کنار هم قرار داده و همواره بر هر دو تاکید می ‌کند. اگر فقط دل پاک کافی بود، خدای خالق تو  فقط می‌ گفت:«آمنـــوا». اینکه کنار «آمنـــوا» گفته:«آمَنُـــوا وَ عَمِلُوالصَّالِحـــات» یعنی هم دلت پاک باشد، هم کارت.
در قرآن كریم بیش از ۵۰ مرتبه، ایمان و عمل صالح، دركنار هم ذكر شده است: ﴿آمنوا و عملوا الصالحات﴾. چنانکه در آیه‌ ای فرمود: ﴿وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ﴾[البقرة/۸۲]«و كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته كردند ایشان باشندگان در بهشتند و در آنجا جاویدند».

یا می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»[عصر/۲-۳] یعنی غیر از انسان های با ایمان که دارای عمل صالح هستند و از حق پیروی کرده و یکدیگر را بر پافشاری در حق سفارش می ‌کنند دیگران همه زیانکارند.
در سوره مبارکه مُلک می‌ خوانیم: ﴿الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً﴾[ملک/۲]«همان كسی كه مرگ و زندگی را پدید آورده است تا شما را بیازماید كدامتان كارتان بهتر و نیكوتر خواهد بود».

عمل مربوط به ظاهر است پس خداوند به ظاهر نیکو، کار دارد چون نماد باطنی نیکو است. پس خداوند مرگ و زندگانی را آفرید تا ما را بیازماید که کدام یک از ما در عمل نیکوتریم نه اینکه کدامیک ادّعای دل پاک داریم امّا در عمل پیرو شیطان هستیم!
ایمان باید علاوه بر دل، در اعضا و جوارح هم بیاید. باید ایمان نمود داشته باشد، تا فرد بشود «مومن» و جامعه بشود «اسلامی».
جالب اینكه قرآن نسبت به كسانی كه ادعای ایمان دارند و به قوانین آن پای بند نیستند، حكایتی را از اعراب بیابان نشین نقل می ‌كند و پاسخ آن را می‌دهد: «[برخی از] بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، لیكن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز در دل ‌های شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده ‌هایتان چیزی كم نمی ‌كند»[حجرات/۱۴].
به قول معروف: «با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی ‌شود» باید عمل كرد، هزینه كرد، و به قول شهید بهشتی: «بهشت را به بها دهند نه به بهانه».

ایمان

البته ما نمی ‌گوییم: همه افراد بد حجاب، واقعا قصد بدی دارند ولیکن «نیت بد نداشتن» با «دل پاك داشتن » فرق می‌ كند. گاهی ناآگانه و از روی جهل بد حجاب است [نیت بدی ندارد]، و گاه از روی سستی و سهل انگاری، عمداً بد حجاب است. در هر دو مورد، لزوماً، دل پاك نیست. اشتباه این است كه، ندانستن را دل پاكی می ‌دانیم!.
«نیت بد نداشتن » با «نیت خوب داشتن » فرق می ‌كند؛ نیت بد نداشتن زحمتی ندارد؛ توجهی نمی‌ خواهد و ریاضتی ندارد. اما نیت خوب داشتن، همیشه همراه عمل است و به همین دلیل دارای پاداش است. حتی اگر عمل غیر عبادی را با نیت الهی انجام دهد پاداش دارد. چون عمل انسان از نیت او جدا نیست.
حال، چگونه می ‌شود شخص بدون حجاب، ادعای عفاف کند؟!!! همان ‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ ی مراتب عفاف نیست، عفافِ بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست چون نمی‎ توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎ شود عفیف دانست چرا که پوشش ظاهری یکی از علامت ‎ها و نشانه‎ های عفاف است و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد.

بعضی نیز رابطه ‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه ‌ی ریشه و میوه دانسته ‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه ‌ی حجاب است.

برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش نهادینه نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است.
از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ ها کار دارد»، خود را سرگرم می ‌کنند؛ چنین انسان‎ هایی باید در قاموس اندیشه‌ ی خود این نکته‌ ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک را می ‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه ‌ی ناپاکِ نخواهد شد.

کسی که دلش پاک است می ‌نگرد که خدای پاکی دل از او چه می‌ خواهد و همان را انجام می ‌دهد نه هر چه که دلش خواست

در مورد دیگر واجبات و محرمات نیز چنین است و نمی‌ شود واجبی را ترک کرد یا حرامی را انجام داد و آن ‌را با دستاویزی مانند «دل پاک» توجیه نمود.

انسان وقتی انسان درستی است که به دنبال اعمال صالح باشد و وقتی عمل صالح انجام می ‌دهد که درونش پاک باشد و ایمان و اعتقاد و درستی داشته باشد.
حضرت علی (علیه ‌السلام) می فرمایند: «هر کس دستورات خدا را عظیم شمارد، پاسخ به فرمان او می ‌دهد»[۲]
بالاتر از این، قرآن کریم بر عمل بسی تأکید کرده و می ‌فرماید: ﴿وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى﴾ [نجم/۴۰-۳۹]«و نمی‌داند این که برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داد ثواب و جزائی نخواهد بود و البته انسان پاداش سعی و عمل خود را بزودی خواهد دید».

در روایات نیز ایمان و عمل صالح را توأمان با یکدیگر قرار دادند: رسول‌ خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله‌) فرمودند: «ایمان به ادّعا و آرزو نیست بلکه ایمان آن است که در دل خالص باشد و عمل آن را تصدیق و تایید کند».[۳]
رسول ‌خدا (صلی ‌الله‌ علیه‌ و آله‌): «ایمان و عمل دو برادر بسته به یک ریسمانند، خداوند یکی را بدون دیگری نمی ‌پذیرد»[۴]
امام علی (علیه‌ السلام) فرمودند: «اگر ایمان تنها گفتار بود، روزه و نماز و حلال و حرام نازل نمی ‌شد.[۵]
و در یک کلام، انسان دل پاک و درست، انسانی است که در عمل و در ظاهر نیز پاکی را پیشه خود کند. آیا درست است که مخالف امر خدا عمل کنیم و اظهار به محبت او داشته باشیم؟ این از محالات است! امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «ما احب الله من عصاه»  کسی که خدا را نافرمانی می کند، او را دوست ندارد.[۶]
کسی که می‌ گوید: «آدم باید دلش پاک باشه، هر کاری خواستی بکن» این شخص به بعض دین عمل کرده و به بعض دین عمل نکرده و مصداق این آیه شریفه خواهد بود که: ﴿ أَفَتُوْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴾ [بقره/۸۵] «آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى ‏آورید، و به بعضى كافر مى‏ شوید؟! براى كسى از شما كه این عمل [تبعیض در میان احكام و قوانین الهى] را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذاب ها گرفتار مى ‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید غافل نیست».
هرچیزی برای خود علامتی دارد و علامت دل پاک، عمل و رفتار پاک و زیبا است. آیا می ‌شود که انسان دل پاکی داشته باشد ولی هر طوری که دلش خواست باشد و هر کاری دلش خواست بکند؟!!!

خیر هرگز؛ کسی که دلش پاک است می ‌نگرد که خدای پاکی دل از او چه می‌ خواهد و همان را انجام می ‌دهد نه هر چه که دلش خواست.

بنابر این سخن «دلت باید پاک باشد» اگر بدون رعایت اعمال نیک در ظاهر باشد حرفی مفت است که هرگز با منطق قرآن و دین همخوانی و سازگاری ندارد. بلکه این سخن، منطق شیطان است تا با این بهانه واهی گنهکاران را به ترک واجبات و نیز اشتغال به محرمات مشغول کند.

پی نوشت ها:
[۱]. دیوان اشعار شیخ بهایی، رباعیات، رباعی ۱۹.
[۲]. مواعظ امامان علیهم السلام (ترجمه بحارالانوار)، ص ۸۴.
[۳]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۶۹، ص۷۲، ح۲۶.
[۴]. متقی هندی، کنز العمّال، ج۵۹، ص۶۳۱.
[۵]. بحار، ج۶۹، ص۱۹، ح۲.
[۶]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج۱۵.


- نظرات (0)

بمب انگیزه برای ترک گناه

ترک گناه

قبول دارید آدم برای هر کاری که می خواد انجام بده نیاز به انگیزه داره؟! ... برای من که این طوریه ... اگه این انگیزهه نباشه، کارها برام بی معنا و مفهوم می شوند ... نمی تونم قدم از قدم بردارم... نمی تونم زندگی کنم...

سکانس اول:

رژیم لاغری ... چیزی که امروزه بازارش خیلی داغ است و هر کسی را که نگاه می کنی ، میگه تو رژیمم ، البته با انگیزه های مختلف...

یکی می خواد لاغر بشه تا سلامتیه بیشتری را نصیب خودش کند ... اون یکی می خواد خوشگل تر و قشنگ تر و خوش هیکل تر بشه ... دیگری با اینکه لاغره ولی میگه هنوز هیکلم مثل فلان هنرپیشه یا خواننده نشده .... دیگری هم میگه رژیم داشتن خودش کلاس داره ...

 

سکانس دوم :

قبولی دانشگاه ... برای چی می خوای بری دانشگاه؟

یکی میگه می خوام درس بخونم تا در آینده برای خودم کسی در جامعه بشم و صاحب شغل و منصب خوبی باشم.... یکی دیگه میگه میرم دانشگاه که وقتی میرم خواستگاری بهم زن بدن ... یکی دیگه میگه آخه اگر نرم نمیشه، مردم چی میگن؟ ... اون یکی: می خوام برم که روی فلانی را کم کنم ...

 

سکانس سوم:

کربلای امسال را به چه نیتی انشالله می روی؟ 

تا حالا به نیتش فکر نکرده بودم ...

امسال می خوام به نیت اموات به خصوص پدر و مادرم برم ...

خوب هر سال میرم و امسال هم می روم ...

دلم پر از درد و حاجته، میرم که با آقا درد و دل کنم و انشالله حاجت روا برگردم...

 

همه ی ما آدم ها برای انجام کارهایمان، از کارهای روزمره گرفته تا عبادات و انجام مستحبات یکی سری انگیزه هایی داریم که در اکثر کارها این موتور انگیزه است که آدمی را به حرکت وا می دارد.

چند وقت پیش، دوستی می گفت: می خواهم گناهانم را ترک کنم ... دیگه از گناه کردن خسته شدم ...

یكی از راه ‎های كاهش انگیزه گناه، شناختن باطن گناه است که این شناختو می تونی از آیات قرآن و روایات به دست بیاری...

بهش گفتم این تصمیمت خیلی خوبه و بهت تبریک میگم ... فقط یه نکته را قبل از عملی کردن تصمیمت در نظر بگیر ... برای این کار چه انگیزه ای داری؟

می خوای گناه نکنی که چی بشه؟ مگه گناه کردن لذت نداره؟ قبول نداری که انجام دادن یک سری اعمال و گناهان از انجام ندادن آنها راحت تره؟

کمی به فکر فرو رفت ...

گفتم برای اینکه بخوای در این تصمیمت موفق باشی و پایدار به نظرم باید اول از همه انگیزه و هدفت را از انجام آن بدانی ...

بهم گفت: تا حالا این طوری به قضیه نگاه نکرده بودم .. کمکم کن!

گفتم: من کسی نیستم که بخوام به دیگری کمک کنم و راهنمای اون باشم، چون خودم سرتا پا تقصیرم ... ولی یک چیزی که برای خودم تجربه ای بوده و آن را از بزرگان یاد گرفته ام را به تو می گویم ...

یكی از راه ‎های كاهش انگیزه گناه، شناخت باطن گناه است که این شناخت رو می تونی از آیات قرآن و روایات به دست بیاری...

مثلاً باطن غیبت را خوردن گوشت برادر مرده می ‎داند: و بعضی از شما بعض دیگر را غیبت نكند آیا دوست دارید، گوشت برادر مردة خویش را بخورید پس همانا كرامت دارید.(سوره حجرات، آیة 12)
در جائی دیگر خوردن مال یتیم را به خوردن آتش توصیف می‎ كند: آنانكه اموال یتیمان را به ستمگری می‎ خورند، در حقیقت آنها در شكم خود آتش جهنم فرو می ‎برند و بزودی (به دوزخ) در آتش فروزان خواهند افتاد.(سوره نساء، آیة 10)

ترک گناه

امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد باطن نظر به اجنبی می‎ فرماید:

نظر به نامحرم تیری زهر آگین از شیطان است، كسی كه آن را تنها به خاطر خدا ترك كند خداوند ایمانی در قلب او جایگزین می‎ كند كه لذت آن را بچشد. (عقاب الاعمال ، ص 604)

و حضرت علی ـ علیه السّلام ـ باطن رشوه را مانند غذائی می‎ داند كه یك افعی، آن را بلعیده باشد، با زهر درون او مخلوط گشته باشد و سپس آن را برگرداننده باشد و اكنون فردی بخواهد، این استفراغ افعی را تناول كند و باطن استفادة ناصواب از بیت المال را چون آهنی گداخته در آتش می ‎داند. (خطبه 224)

باید یقین پیدا کنیم كه جهنم و آتش ‎های سوزان آن و مار و عقرب ها و انواع عذاب آن باطن، بهشت و نعمت های آن همین اعمال حرام و حلالی هستند كه مرتكب می شویم نه چیز دیگر؛ چنانچه در قرآن كریم آمده است كه «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً» (سورة آل عمران، آیة 30) روز قیامت روزی است كه هر كس آنچه را كه از اعمال خیر انجام داده است حاضر می‎بیند.

بنابراین برای پائین آمدن لذت گناه باید بپذیریم كه باطن گناه، آلودگی و آتش است.

***

سرش را پایین انداخت و نیم نگاهی بهم کرد و گفت: خداییش گناه هم برای خودش لذّتی داره...

گفتم : تو درست میگی، منکر لذت گناه نمی توان شد چنانچه خود معصوم علیه السلام هم نشده است. 

امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: ترك گناه سخت است ولی ترك بهشت سخت تر است. (غررالحكم، ص 350)

برای این کار چله بگیر ... بزرگان به این چله گرفتن بسیار تأکید کده اند ... چله ی ترک گناه ... سعی کن 40 روز گناه نکنی ... در طول سال آدم می تواند چله بگیرد، ولی بهارش این 40 شب است؛ از اوّل ذی قعده تا دهم ذیحجّه ... با لطف و رحمت خدا حتماً موفق می شوی ...

و نیز امام صادق (علیه السلام) می فرماید: خوشا به حال كسی كه به خاطر موعودی كه آن را ندیده دست از تمایلات و خواهش های حاضر بردارد.(وسایل الشیعه، ج 11، ص 244) 

پیامبر گرامی (صلی الله و علیه وآله) می فرماید: هفت كس را خداوند در روزی كه سایه ای جز سایه او نیست، خود بر سرشان سایه می افكند. یكی از آن هفت كس، مردی است كه زنی زیبا و دارای حسب او را به خود می خواهند و مرد بگوید كه از پروردگار جهانیان می ترسم.(محجه البضیاء، ج 5، ص 185) یعنی كسی كه بر لذت كوتاه چشم پوشد و لذت بهشت رضوان را بخواهد، چنین شخصی حسابرسی عاقل و خردمند است.

 

                              اگر لذّت ترك لذت بدانى                                دگر لذت نفس لذت نخوانى
                         سفرهاى علوى كند مرغ روحت                        گر از چند آزمایش آن را پرانى

گفت: پس من باید برای اینکه بتوانم در این مسیر پایدارتر بمانم باید برای ترک گناه، انگیزه ای قوی تر از جذاب بودن گناه داشته باشم .... و یکی از آنها همین است که آن گناهان و لذت و جذابیت آنها را کوتاه و زودگذر بدانم و برای آن تمام زندگیم را نفروشم ... در موقع انجام گناه به باطن آنها توجه کنم که جز آتش در حقیقت چیزی نیستند

گفتم: دقیقاً ... 

توصیه ی آخری را هم که دارم این است که برای این کار چله بگیر ... بزرگان به این چله گرفتن بسیار تأکید کده اند ... چله ی ترک گناه ... سعی کن 40 روز گناه نکنی ... در طول سال آدم می تواند چله بگیرد، ولی بهارش این 40 شب است؛ از اوّل ذی قعده تا دهم ذیحجّه ... با لطف و رحمت خدا حتماً موفق می شوی ...


- نظرات (0)