سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

سوره ای که پیامبر(ص) هر شب تلاوت می کرد

قران

آیت الله سید محمد تقی مدرسی، از مراجع معظم تقلید کربلای معلی و مفسر تفسیر 18 جلدی من هدی القرآن بامداد سه شنبه 22 خردادماه در سلسله جلسات تفسیر سوره حدید، با اشاره به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان گفت: در شب های پایانی این ماه مبارک قرار داریم و دعای این شب ها را باید هر ساعت و هر لحظه به دل و به زبان تکرار کنیم و از خدا بخواهیم ما را بیامرزد.

رسیدن به اعلی درجات رضای خداوند

وی ادامه داد: اگر چنانچه تا این لحظه خدا ما را نیامرزیده است از او بخواهیم از این به بعد و در این باقیمانده ماه مبارک رمضان ما را بیامرزد و اگر هم لطف کرد ما را آمرزید و پاک نمود، رضای خدا درجات دارد و ما از خداوند اعلی درجات رضای او را درخواست کنیم تا به اعلی درجات رضای خداوند برسیم.

آیت مدرسی افزود: در دعایی در خصوص کسب رضای خدا آمده من این قدر شکر کنم که به اعلی درجات رضای خدا برسم، که این رسیدن به اعلی درجات رضای خدا خیلی مهم است.

سوره حدید، سوره ای که هر شب پیامبر(ص) تلاوت می کرد

این پژوهشگر و مفسر قرآنی با بیان اینکه هر شب پیامبر(ص) سوره حدید را تلاوت می کرد، گفت: پیامبر(ص) هر شب قبل از خواب این سوره را تلاوت می کردند و این سوره یکی از سور مسبحات است.

سوره های قرآنی شفیع ما در قیامت

آیت الله مدرسی در ادامه با اشاره به اینکه سوره های قرآن شفیع ما در قیامت است، بیان کرد: هر سوره از سوره های قرآنی شفیع ما است و پیامبر(ص) هم درباره قرآن فرمودند که قرآن شفاعت می کند.

وی ادامه داد: ما نیز در این شب های نورانی ماه مبارک رمضان دور هم در این مکان جمع شدیم و درباره سوره حدید بحث هایی نمودیم که از خداوند می خواهیم که این سوره در قیامت شفیع ما شود، و ما این سوره را به عنوان شفیع نزد خدا می بریم.

خطر درون گرا شدن جامعه

این مجتهد شیعی با اشاره به گرفتار شدن جامعه به درون گرایی گفت: در ادامه تفسیر دو آیه پایانی سوره حدید شب قبل گفتیم که درباره آیه 29 این سوره بین مفسرین خیلی بحث و گفتمان شده است. که ابتدا ما درباره درون گرا شدن جامعه نکاتی بیان کردیم.

وی خاطر نشان کرد: متاسفانه مردم یک حالت درون گرایی پیدا کردند که چون خود به آن مبتلا شده اند دیگر کسی از این حالت خبر ندارد و همه مبتلای به آن هستند دیگر نمی دانند؛ و خدا نکند روزی یک جامعه به چنین حالتی مبتلا شود.

آیت الله مدرسی برای روشن شدن بحث به حکایتی از مرحوم فلسفی اشاره و گفت: خدا رحمت کند خطیب بزرگوار مرحوم فلسفی را، که ایشان بر ما و بنده حق داشتند، وی در یکی از سخنرانی هایشان گفتند در مشهد مقدس در زمان پهلوی اول منع حجاب بود و یک روز یک زن دهاتی روسری به سر به زیارت امام رضا(ع) آمده بود و پاسبان او را گرفت و گفت خجالت نمی کشی که نزد امام رضا(ع) با روسری آمده ای! این یک نمونه از درون گرا شدن جامعه و خطر آن است.

وی مثال دیگری زد و بیان کرد: یک مادری به دخترش یک سیب داد و گفت دخترم این سیب را بین خودت و برادرت مثل یک خواهر خوب تقسیم کن، بعد گفت یک دختر خوب در تقسیم سیب سعی می کند نصف بیشتر را به برادرش بدهد و نصف کمتر را خودش بردارد. اما این دختر سیب را به برادرش داد و به او گفت مثل یک برادر خوب این سیب را بین خودمان تقسیم کن.

آیت الله مدرسی اظهار کرد: مسلمان نباید درون گرا باشد، مسلمان باید به یکدیگر محبت داشته باشد و روحیه ما هم روحیه خداپرستی است نه خودخواهی. ما دلمان می خواهد پسرمان، همسایه و همکارمان خوب باشند، اما آیا خودمان خوب هستیم؟ مرتب عیب دیگران را می بینیم و عیب خود را فراموش کرده ایم.

خودگرا نباشید

آیت الله مدرسی با تذکر این که خود گرا نباشید، گفت: برخی دنیا را فقط از دریچه دید خودشان می بینند، در صورتی که این طور نیست و این دنیا خدایی دارد و خدا هم مخلوقاتی دارد و ما جز یکی از همین مخلوقات هستیم. این نوع تفکر ما را خودگرا می کند و باعث می شود هوای نفس بر ما حاکم شود.

تفکر شیعه صلح جهانی و غرب جنگ صلیبی

این مجتهد شیعی با اشاره به تفکر صلح جهانی توسط شیعه اظهار کرد: ما دنبال این هستیم که صلح جهانی و آرامش همه جای دنیا حاکم شود ولی غربی ها همچنان در حال و هوای جنگ های صلیبی هستند که ما را از بین ببرند. به اینها می گوییم بس است، این همه کتاب بر ضد اسلام نوشتید آخرش کجا رسیدید؟ بگذارید کمی دنیا آرام باشد.

وی ادامه داد: ما هم باید یک دست شویم و آنها را هم مسلمان کنیم و حتی به دانشگاه های غرب برویم و همه را به اسلام دعوت کنیم، اصلا کل دنیا را باید به اسلام دعوت کرد.

تهیه منشور فرهنگ اسلامی و قانون شدن آن در کشورهای اسلامی

آیت الله مدرسی با اشاره به اینکه باید فرهنگ اسلامی در کشورها حاکم شود، گفت: باید در هر کشوری بر اساس زبان خودش، فرهنگ اسلامی حاکم شود. در ایران نیز باید یک فرهنگ اسلامی ایرانی مشخص حاکم باشد.

وی در توضیح این فرهنگ اسلامی ایرانی اظهار کرد: اسلام که مشخص است که دین خدا است اما باید این اسلام به زبان هر جا و هر کشور تبیین و تعیین شود، مثلا در ایران باید بر اساس زبان ایرانی باشد، این به این معنی نیست که ارزش ها فرق می کند، نه ارزش ها همان ارزش ها هست اما زبان تغییر می کند و دین به زبان هر کشور بیان می شود.

ایجاد فرهنگ اساسی اسلامی مانند قانون اساسی / لزوم ترمیم فرهنگ دینی

آیت الله مدرسی با اشاره به وجود قانون اساسی در کشورها اظهار کرد: ما در کشور قانون اساسی داریم و همه کشورها نیز این قانون اساسی را دارند که در مورد مسائل اساسی آن کشور است و مسائل غیر اساسی در مجلس ها تصویب می شود. در فرهنگ ما نیز باید یک فرهنگ اساسی اسلامی باشد که همه آن را مانند قانون اساسی بپذیرند.

وی ادامه داد: ما دین داریم و همین شب های قدر، اربعین و عاشورا و امثال آن دلیل بر داشتن این فرهنگ اسلامی و دین ما است، اما این فرهنگ ما گاهی کهنه می شود و نباید این فرهنگ تبدیل به یک عادت برای ما شود.

این استاد حوزوی با اشاره به لزوم ترمیم فرهنگ دینی گفت: امروز این فرهنگ دینی به شکل یک عادت در جامعه شکل گرفته است و ما نباید مثل گذشتگانمان به عادت در این لیالی قدر بگوییم بک یا الله، بک یا الله؛ باید در ما یک تحول ایجاد شود که بدانیم خواندن این دعای جوشن، این بک یا الله گفتن یعنی چه؟ این عادت در فرهنگ باید ترمیم شود.

آیت الله مدرسی با اشاره به تدوین فرهنگ اسلامی و اجرای آن در جامعه گفت: مراجع معظم تقلید، متفکرین، اساتید دانشگاه، کارشناسان مختلف باید بنشینند و با همه فکری هم چیزی را ترسیم و یک جزوه شود و همه جامعه آن را به عنوان یک اصل مسلم بپذیرند و این فرهنگ در جامعه اجرا شود.

این استاد حوزوی افزود: همه جامعه باید این فرهنگ را پذیرفته و اجرا کنند، نیروهای مسلح و امنیتی، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، در بین کارمندان دولت و همه اقشار مختلف جامعه باید این فرهنگ پذیرفته و اجرا شود.

ولایت فقیه از مسلمات / ایجاد منشور فرهنگی جامع با تایید مراجع تقلید

آیت الله مدرسی اظهار کرد: ولایت فقیه و استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یکی از مسلمات ما است و دیگر در آن بحثی نیست، بنابراین وقتی همه این فرهنگ اسلامی را به عنوان یک چارچوب بپذیرند دیگر در مسلمات اختلاف پیدا نمی شود.

وی ادامه داد: هر چند اکنون هم عزیزان در وزارت ارشاد، آموزش پرورش و دیگر نهادها هر کدام کاری را در بحث فرهنگ انجام می دهند اما باید اینها با هم جمع شود و به صورت جامع و یک قانون کلی شود توسط مراجع هم این قانون تایید و تبدیل به یک منشور فرهنگی در جامعه شود و همه نیز آن را قبول کنند.

موضوع خانواده یکی از مشکلات امروز جامعه

این استاد حوزوی بیان کرد: یکی از چیزهایی که در قانون اساسی آمده و دین هم آن را گفته موضوع خانواده است. اما الان در کشور خانواده ضربه های زیادی می خورد و هر روز آمار طلاق بالا می رود و خیلی از دخترها هم اصلا حوصله ازدواج و بچه دار شدن را ندارند.

وی ادامه داد: چرا باید درجامعه اسلامی اختلاف زن و شوهر این همه غوغا کند. من اگر قرار بود خطبه عقد کسی را بخوانم به زوجین می گفتم شما باید اول کلاس و دوره همسرداری و بچه داری را بگذرانید تا بعد خطبه عقد شما را بخوانم.

این مجتهد شیعی افزود: ما چون فرهنگ هم زیستی نداریم این اختلافات ایجاد می شود و این همان خود بینی و درون گرایی است که در ابتدای عرایضم بیان شد.

افسردگی عامل همه مریضی ها

آیت الله مدرسی با بیان اینکه ما مسلمان هستیم نباید چیزی به عنوان افسردگی داشته باشیم، گفت: علت تمام این مریضی های جدید و سرطان ها افسردگی در جامعه است، افراد در خانه ناراحت و در بیرون خانه هم ناراحت هستند و مشکلات را در خودشان می ریزند و افسردگی می گیرند، اما ما یک مسلمان هستیم، ما خدا و اهل بیت(ع) را داریم و با آنها در ارتباط هستیم نباید افسرده شویم.

این استاد حوزوی در ادامه اظهار کرد: هر دینی در روی زمین آمده گفته فقط دین ما و بقیه لا غیر، اما فقط قرآن است که وقتی آمد گفت فقط خدا.

جمعی داعشی که شیعه شدند

این مجتهد شیعی با اشاره به یک داعشی در عراق که شیعه شد، گفت: دوستی داشتیم که تعریف نمود وقتی داعش به عراق آمد، یکی از دوستانش که شیعه هم نبود زن و بچه اش را گذاشت منزل این دوست ما و خودش به داعش پیوست. دوست ما نیز گفت من به خانواده این فرد محبت نمودم و از آنها پذیرایی کردم، تا اینکه بعد از مدتی خودش نیز آمد و از او نیز با محبت پذیرایی کردم و رفتند.

وی ادامه داد: این دوست ما گفت بعد از چندین ماه که گذشت این دوست ما که به داعش پیوسته بود باز منزل ما آمد و گفت من در این مدت دقیق تحقیق کردم و دیدم از علی بن ابی طالب(ع) تا (آیت الله) سید علی سیستانی همه خوب بودند و حق گفته اند اما از  فلانی تا ابوبکر بغدادی فهمیدم که حق نبودند و ما الان یک مجموعه زیادی هستیم که این مطلب را با تحقیق فهمیدیم و شیعه شدیم.

این استاد حوزوی تصریح کرد: این دوست ما با اخلاق و محبتش باعث شد تا این فرد و مجموعه زیادی شیعه شوند، بنابراین اخلاق و محبت خیلی مهم است و ما باید در دنیا اخلاق و محبت داشته باشیم تا دیگران را به این راه دعوت کنیم.

پرچم امام حسین(ع) همیشه بالا است / ناراحتی شیطان در روز عاشورا

این مجتهد شیعی با بیان اینکه پرچم امام حسین(ع) همیشه بالا است، هر سال این پرچم حسینی چند صد هزار نفر غیر مسلمان را مسلمان و شیعه می نماید. و امام حسین(ع) پرچمش همه را به بهشت می برد و این راه اهل بیت(ع) است و ما در زیارت عاشورا هم می خوانیم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ».

آیت الله مدرسی در پایان گفت: مرحوم ابوی از عرفای معارف الهی بود؛ ایشان نقل کردند که عصر عاشورا شیطانهای کوچک دیدند شیطان بزرگ توی سرش میزند و ناراحت است و می گوید اشتباه بزرگی کردیم که این امام حسین(ع) را کشتیم، زیرا میلیون ها بشر به وسیله همین امام حسین(ع) بهشتی می شوند.




- نظرات (0)

در شرایط سخت و ظلم ظالمان چه باید کرد؟

در شرایط سخت و ظلم ظالمان چه باید کرد؟

اگر در آیه ای از آیات مبارکه قرآن مجید شبهه ای برای ما ایجاد شد و یا این که مشکلی در آن پیش آمد، لازم نیست حرفی بی دلیل در رابطه با آن آیه بزنیم. در چنین شرایطی که به آیات شبهه مواجه می شویم باید به دنبال آیاتی که واضح است برویم، و آن آیات واضح مشکل ما را در این شبهات حل خواهند کرد. وقتی یک آیه شبهه دارد لازم نیست حتما در آن شبهه بمانیم بلکه باید به آیات محکمی که وجود دارد توجه کنیم و با عمل به محکمات قرآنی شبهات قرآنی نیز برای ما روشن می شود.

روایت است آن کسی که به آن چیزی که علم پیدا کرده عمل کند، خداوند هم علم آن چیز را که به او نرسیده لطف می کند و می دهد. بنابراین اساس این است که ما محکم را بگیریم و به آن عمل کنیم که این عمل به محکمات باعث می شود متشابهات هم برای ما محکم شود.

خداوند در آیه 27 حدید می فرماید: « ثُمَّ قَفَّیْنَا عَلَی آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّیْنَا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَآتَیْنَاهُ الْإِنْجِیلَ وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا  فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ»، گفت: این آیه یکی از آیات متشابه قرآن است و ما در اینجا باید سراغ بقیه آیات و آیات محکم برویم و ببینم در محکمات خداوند چه فرموده اند.

آیه ۲۷ سوره حدید و اشاره به مومنین بعد از حضرت عیسی(علیه السلام)

این آیه درباره مومنین بعد از حضرت عیسی(علیه السلام) است، که این افراد بعد از نبوت حضرت عیسی(علیه السلام) تا نبوت خاتم الانبیاء حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) در فاصله حدود ۶۰۰ سال بوده اند و در این آیه سرگذشت آنها اشاره شده است.

در این سالها این مومنین سختی های زیادی کشیدند، خصوصا در سالهای اول به آسمان رفتن حضرت عیسی(علیه السلام) که جباران حاکم شدند به مومنین و پیراوان حضرت عیسی(علیه السلام) ظلم فراوان نموده و حتی آنها را با شدیدترین وضع کشتند که در قرآن به نمونه اصحاب کهف، اصحاب اخدود و مومنین مورد نظر در سوره یاسین اشاره شده است.

وظیفه مومنین در شرایط خطر و ظلم جباران

در چنین وضعی مومنین حق ندارند قدرت جباران را بپذیرند، مگر اینکه جان و مال آنها به خطر بیفتند و در این شرایط باید تقیه کنند و به ظاهر آنها را قبول نمایند.

پس این تقیه در چنین شرایط خطرناکی وظیفه ما است و امروز هم همین وظیفه را داریم که اگر یک عده مسلمان جایی گیر افتادند و نتوانستند جنگ کنند و در توان آنها جنگیدن نبود تقیه نمایند و با دشمن صلح و آشتی کنند.

لزوم تقیه در شرایط اضطرار

تقیه یک مسئله عادی نیست، بلکه بسیار مهم است و هیچ تقیه ای به درجه تقیه اصحاب کهف نمی رسد، چون آنها در ظاهر در مراسمات بت پرست ها شرکت می کردند اما در باطن با آنها نبودند.

هر وقت انسان به وضعی برسد که نتواند در مقابل جباران استقامت کند باید هجرت کند همانطور که اصحاب کهف به غار هجرت کردند.


منبع /بیانات آیت الله سید محمد تقی مدرسی، جلسه تفسیر و تدبر سوره حدید



- نظرات (0)

موردی که زن بيش از مرد ارث می‌برد!

ارث زن و مرد

يكي از برنامه‌هاي حياتي بشر كه براي حفظ نظام اجتماعي ضروري است، جريان ارث است كه به طور اختلاف در اديان و ملل جهان بوده و هست و چون اسلام كامل‌ترين آنهاست، اين مطلب اساسي را با رعايت مصالح همه‌جانبه تنظيم نموده تا هم از تراكم ثروت در دست برخي از افراد بكاهد و هم به وابستگان و يا پيوستگان نيازمند، كمكي شده باشد و اگر در توزيع بعضي از سهام، نكته تبعيض و يا سرّ ترجيح روشن نيست، با بررسي عميق و تدبّر كافي تا حدودي مصالح مرموز و نهاني آن آشكار خواهد شد.

پروردگار بزرگ، همان‌طوري‌كه خون را در رگهاي پيكر واحدهاي انساني به طور مناسب و اسلوب صحيح تقسيم نمود، مال را كه محور اقتصاد و به منزله خون در پيكر اجتماع بوده و طبق بيان قرآن مجيدْ موجب قيام بشريت ﴿و لا تُؤتوا السّفهاء أموالكم الّتي جعل اللّه لكم قياماً﴾[1] است، به سبك عادلانه و اساسي توزيع فرمود.

براي اينكه مال به افراد غيرمناسب و بيگانه نرسد، پاره‌اي چيزها را مانع از ارث قرار داد؛ مانند كفر، قتل، زنا و لِعان. براي آنكه روش غيرعادلانه جاهليّت را برطرف كرده و رژيم تبعيض بيجا را القاء كرده باشد، صريحاً در قرآن اسم زنها را مستقل و جداي از نام مردها ذكر كرده و با يك اصل مستقل و رسمي و صريح، جريان ارث بردن آنها را اعلام نمود.[2]

عللي كه موجب توارث است، يا پيوند نژادي است و يا پيوستگي زناشويي و خانوادگي است و يا وابستگي عتق و ضمان جريره و مانند آن است و آنچه به نام پيوند نژادي ناميده مي‌شود، همان نسب است كه مايه ارث بردن هر يك از منسوبين است از ديگري.

چون تنظيم سهام ارث، روي مالي است كه از شخص متوفّا مانده است، بنابراين، بايد اموال ديگران و حقوق آنها كه بدين‌مال تعلّق گرفته است، قبلاً خارج شود؛ يعني وامهاي ميّت، مقدّم بر ارث مي‌باشند و همچنين حقوقي كه ميّت براي خودش مقرر كرده (در حدود ثُلث، يك سوم مجموع مال) مقدّم برميراث بوده وبايد قبل از تقسيم‌سهام، به‌مصرف وصيّت برسد.

شبهه بي عدالتي در توزيع ارث

چون برخي از غرض ورزان و يا بي‌خبران، انتقادي به سبك توزيع سهام ارث در اسلام داشته و دارند، لازم است به گوشه‌اي از آن اشاره كرده و به شمّه‌اي از جواب آن آشنا شد.
يكي از اشكالات قانون ارث اسلام، عدم رعايت عدالت در تقسيم ميراث زن و مرد است؛ با اينكه هر دو در خلقت انساني شريك بوده و از لحاظ بشريّت در يك سطح واقع‌اند.

جواب آن اين است كه اوّلاً در برخي از موارد، زن بيش از سهم مرد برده و در پاره‌اي از موارد ديگر، مساوي آن مي‌برد؛ گرچه در جاهاي ديگر كمتر از آن بهره‌مند خواهد شد. مثال اوّل: اگر وارث ميّت، منحصر باشد به پدر و مادر و شوهر، در اينجا شوهر يك دوم مال را مي‌برد و مادر يك سوم و بقيّه كه يك ششم است، سهم پدر مي‌باشد و در اين‌مورد به خوبي روشن است كه سهم زن، دو برابر سهم مرد است؛ زيرا يك سوم كه سهم مادر است دو برابر يك ششم است كه سهم پدر خواهد بود.

مثال دوم: اگر وارث ميّت، منحصر باشد به خواهر و برادر مادري، در اين مورد تمام مال را به طور تساوي بين آنها تقسيم مي‌نمايند و همچنين اگر منحصر باشد به جدّ و جدّه مادري، باز بين آنها به طور تساوي تقسيم خواهد شد؛ يعني سهم برادر و خواهر مادري و همين‌طور جدّ و جدّه مادري، در هر كجا كه ارث مي‌برند، مساوي يك‌ديگر مي‌باشد و از اينها به كلاله تعبير مي‌شود و مراد از كلاله كه در ارث به طور تساوي سهيم‌اند، منسوبين به ميّت از طريق مادر است؛ ولي منسوبين به او از طريق پدر و يا از طريق پدر و مادر، به طور تفاوت ارث مي‌برند و اين دو مطلب را در سوره مباركه «نساء»، آيه 12 (مربوط به كلاله مادري) و آيه 176 پايان سوره «نساء» مربوط به كلاله پدري و يا پدري و مادري بيان فرمود.

ثانياً: مسئوليتهاي سنگين هم متوجّه مرد بوده و بر عهده اوست كه زن از آن مسئوليتهاي وزين مالي و اجتماعي بركنار است.


پی نوشت:
[1]  ـ سوره نساء، آيه 5.
[2]  ـ سوره نساء، آيه 7.

منبع:
سایت اسراء؛ مقاله "نكاتي پيرامون مسئله ارث" نوشته آیت الله جوادی آملی


- نظرات (0)

قرآن و عذاب شهرها

عذاب قران

شبهه اندازی در اینستاگرام با اشاره به آیه 16 اسراء(عذاب شهرها)) به تولید شبهه ای بی پایه و اساس  پرداخته است. او این چنین پنداشته که خدای متعال به دنبال نابوی شهرهاست، و برای آن نقشه کشیده، در این نوشتار به این شبهه جواب خواهیم داد.

آیه 16 اسراء می فرماید: «وَ إِذَا أَرَدْنَا أَن نهُّْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُترَْفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيهَْا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا[اسراء/16] و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم، نخست اوامر خود را براى «مترفين» (و ثروتمندان مست شهوت) آنجا، بيان مى‌کنیم‏، سپس هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را به شدت درهم مى‏‌كوبيم.»

پاسخ کوتاه:

خداوند قبل از اتمام حجت، هیچ شهری را عذاب نمی‌کند، چنانکه قوم عاد و ثمود و دیگر اقوام مشابه، بعد از اتمام حجت توسط رسولان الهی و بی اعتنایی آنان، عذاب خدا شامل حالشان شد.

پاسخ تفصیلی:

برای پاسخ درست به شبهه فوق به نکاتی اشاره خواهیم کرد.

نکته اول: خداوند هرگز قبل از اتمام حجت و بيان دستوراتش كسى را مؤاخذه و مجازات نمى‏‌كند. این نکته در آیه قبل از  16 اسراء آمده است، که شبهه انداز به آن توجهی ندارد. در آیه 15اسراء می خوانیم: «و ما تا رسول نفرستيم (و بر خلق اتمام حجت نكنيم) هرگز كسى را عذاب نخواهيم كرد.» چنانکه قوم عاد و ثمود و دیگر اقوام عذاب شده، بعد از رد سخنان پیامبر خود و اذیت و آزار ایشان، به عذاب الهی دچار شدند.

نکته دوم: خدای متعال هیچ گاه به دنبال عذاب بندگان نبوده و از این ماجرا سودی نمی برد، در واقع رحمت الهی همواره بر غضب او پیشی داشته است، ولی این بندگان خطا کار هستند که خود را از رحمت الهی دور نگه می دارند و خود را مستحق عذاب الهی می کنند.[1] در واقع خداوند در پی ایمان آوردن و عذاب نشدن شهرها و مردمان است. «چرا مردم هيچ قريه ‏اى به هنگامى كه ايمانشان سودشان مى‏‌داد ايمان نياوردند مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند عذاب ذلت در دنيا را از آنان برداشتيم و تا هنگامى كه اجلشان فرا رسيد از زندگى برخوردارشان كرديم.»(یونس/98)

بنابراین خدا در پی عذاب کردن شهرها نیست، و اگر هم در آیه 16 فتح فرموده که: «إِذَا أَرَدْنَا؛ اگر بخواهیم، خواستن بعد از ایمان نیاوردن و طغیان اهالی شهرهاست، و البته به آنها نیز مهلت می‌دهد و در این مهلت، طبعا فرصت جبران دارند. «و بسا شهر و ديارى كه به اهلش با آنكه ستمكار بودند مهلت دادم، تا روزى(بر اثر طغیان) آنها را به انتقام گرفتم و بازگشت (خلق) به سوى من است (و هر نيك و بد را جزا خواهم داد).»(حج/48)

پی نوشت:
[1]. یونس، آیه11. «وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا في‏ طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ؛ و اگر خدا براى آدميان شر را به همان شتاب پيش آورد كه آنان براى خير دارند قطعا اجلشان فرا مى‏رسد. بنابر اين كسانى را كه به ديدار ما اميد نمى برند وا مى‏گذاريم تا در سركشيشان سرگردان بمانند.»


- نظرات (0)

ازرهن خدادرآ

استغفار

در ماه مبارک رمضان ما مهمان مأدبه الهي، سفره قرآن، سفره روايات، سفره نوراني اهل بيت(عليهم السلام)  هستيم. فرمود اين ضيافت و مهماني عمومي است و همه را دعوت کرد و ضيف خداست. فرمود در سرزمين مکه حاجيان و معتمران، جزء «ضيوف الرحمان» هستند، در ماه مبارک رمضان، روزه‌دارها هم جزء «ضيوف الرحمان» هستند.

در خطبه نوراني پیامبر صلی الله و علیه وآله فرمود اين «شهر الله» اقبال کرده است، بکوشيد خودتان را آزاد کنيد: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ»؛[1] فرمود: گناه مي‌دانيد‌ يک بار سنگيني است. اين بار را غير از صاحب بار کسي نمي‌برد، چون اين کلمه «لا»، لاي نفي جنس است که درباره قيامت دارد: ﴿لا وَزَرَ﴾؛[2] يعني اصلاً باربر در قيامت نيست تا کسي بگويد من چيزي به او مي‌دهم تا بار مرا ببرد. ﴿لَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَ أَثْقَالاً مَعَ أَثْقَالِهِمْ﴾، اصلاً باربر در آنجا نيست. «وَزَر»؛ يعني باربر. «وِزر»؛ يعني بار سنگين. «وزير» به کسي مي‌گويند که بار سنگين مملکت بر دوش اوست.

حضرت در اين خطبه فرمود: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ»؛ پشت شما از اين بار گران خم شده. اين بار را سبک کنيد.

مطلب ديگر اينکه باربر، خود شخص است. حالا اگر کسي خلاف کرد، چه بايد بدهد؟ زندان بايد برود؟ جريمه بايد بشود؟ نه! خود تبهکار را به بند مي‌کشند، خود شخص در زنجير مي‌افتد. اگر کسي بدهکار باشد در دنيا بدهکار چه کار بايد بکند؟ بايد گرو بدهد، حالا يا خانه را گرو مي‌دهد يا زمين را گرو مي‌دهد يا فرش را گرو مي‌دهد، کالايي را رهن مي‌گذارد. حضرت فرمود: شما بدهکاران خدا هستيد حقوق الهي در ذمه شماست، احکام الهي از اين غيبت کردن، او را نيش زدن، آبروي او را بردن، پشت سر او حرف زدن، به هر حال اينها بند است.

فرمود: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ»، شما که «حق الله» را نداديد حق مردم را نداديد پس بدهکار هستيد، اين اصل اوّل.

بدهکار بايد گرو بسپارد، اين اصل دوم.

رهن در دنيا حالا يا خانه است يا زمين است يا فرش است، قابل قبول است؛ اما رهن در برابر خدا چيست؟ فرمود خود آدم را گرو مي‌گيرند. اينکه مي‌بينيد بعضي‌ها مي‌گويند ما نمي‌توانيم چشممان را از نامحرم کنترل کنيم، نمي‌توانيم زبانمان را کنترل کنيم، هر چه مي‌خواهيم بلند شويم و نماز شب بخوانيم نمي‌توانيم، راست مي‌گويند بيچاره‌ها، براي اينکه در بند هستند در رهن هستند. فرمود جان شما را گرو مي‌گيرند: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ»، البته اين تفسيرِ همان دو تا آيه قرآن است که فرمود: ﴿كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ﴾،[3] يک؛ ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ﴾، دو.

اين «رهين» فعيل به معني مفعول است. اين ﴿كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ﴾، ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ﴾،[4] اين «فعيل»ها به معني مفعول است؛ يعني مرهون است گرو هست. مي‌بينيم که درست مي‌گويد اين بيچاره، مي‌گويد من هر چه مي‌خواهم چشم هاي خود را کنترل کنم نمي‌توانم، براي اينکه در اختيار خودش نيست. حضرت فرمود شما در رهن ديگري هستيد در بند هستيد خودتان را آزاد کنيد. ماه مبارک رمضان ماه آزادي است. يک آمدن لازم است، خدايا آمدم.

فرمود شما در بند هستيد، رهن هستيد، فکّ رهن کنيد: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ»؛ فکّ رهن کنيد بگوييد: «أستغفروا الله ربي و أتوب إليه» اين راه باز است و گرنه آن مشکلات هست. آن مشکلي که احدي به فکر آدم نيست. اگر انسان مي‌مُرد مي‌پوسيد، خبري نبود و راحت بود؛ اما وقتي مي‌ميرد از پوست به در مي‌آيد و مي‌شود ابدي. اين بيان فقط در قرآن کريم است که انسان مرگ را مي‌ميراند، نه بميرد. ما هستيم که هستيم که هستيم که هستيم. فرمود اين سفره پهن است ماه مبارک رمضان هم هر سال دارد مي‌آيد: «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّه‏»، با رحمت و برکت و ضيافت و عنايت و شما هم در رهن هستيد. اگر شما فرشي را رهن گذاشتيد ديگر در اختيار شما نيست، در اختيار ديگري است.

فرمود شما رهن هستيد: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُم‏»؛ اين خداست! و اگر با يک آمدم قبول مي‌کند، چرا نرويم؟ چه چيزي از اين بهتر؟ فقط ذات اقدس الهي از ما مي‌خواهد که بگوييم: «أستغفر الله ربي و أتوب إليه»



پی نوشت:
[1] . الأمالي( للصدوق)، النص، ص94.
[2]. سوره قيامت، آيه11.
[3] . سوره طور، آيه21.
[4] . سوره مدثر، آيه38.

منبع:
سایت اسراء؛ بیانات آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق (1397/02/20)


- نظرات (0)

ابلیس از همه منبری‌ها عالم‌تر بود

ابلیس

نصیحت‌های ابلیس به موسی بن عمران

ابلیس برای موسی بن عمران ظاهر شد و گفت: می‌خواهم ده نصیحتت بکنم. گفت: برو من نصیحت تو را نمی‌خواهم. خطاب رسید: ردّش نکن، ابلیس به موسی(علیه السلام) گفت: هیچ کجا با زن نامحرم تنها نشو، ابلیس می‌دانست که اگر مرد جوانی با زن نامحرم جوانی مقدماتی فراهم کنند و سپس در مکانی خلوت قرار گیرند، زنا قطعی است.

نصیحت دیگر ابلیس به موسی این بود: در هیچ برنامه‌ای از برنامه‌های این کره زمین که پیش می‌آید عصبانی نشو، جای عصبانی شدن ندارد.

نصیحت دیگر این‌که در داوری بین مردم خدا را فراموش نکن که نکند به ناحق داوری کنی. اگر کارمند دادگستری، دادیار، قاضی یا دادستان شدی، آنجا زور من ضدّ تو خیلی زیاد خواهد بود، مواظب من باش سرت را کلاه نگذارم، علف اسکناس نشانت ندهند که حکم را به نفع ظالم امضا کنی و مهر کنی و به ضد مظلوم؛ یعنی حیوان صفت نشو که با علف اسکناس جفتک بیندازی در حکم دادن.

پیشنهادی که شیطان به موسی داد

بعد از اینکه موسی این سه نصحیت را از ابلیس شنید، خدا فرمود که هفت مورد دیگر را گوش ندهد، ابلیس یک پیشنهاد به موسی کرد و گفت: خیلی با خدا رفیق هستی موسی، در تمام انبیائش فقط با تو بی‌واسطه حرف می‌زند، کلیم الله هستی، ما سه تا نصیحتت کردیم و حق به گردنت پیدا کردیم، از خدا بخواه من را بیامرزد و به من رحم کند. موسی به پروردگار گفت و خداوند فرمود: به او بگو بلند شو برو به قبر آدم ـ آدرسش هم معلوم است ـ سجده کن، من همه گذشته‌ات را می‌بخشم. بلند شد گفت: موسی به خدا بگو من به زنده بودنش سجده نکردم حالا به قبرش سجده کنم؟ نمی‌خواهم.

ابلیس نسبت به سه مسأله عالم‌تر از منبری‌هاست

ابلیس اگر بخواهد منبر برود به سه مسأله عالم‌تر از ما منبری‌هاست. طبق آیات قرآن یکی به مسأله توحید که آگاهی کامل به توحید دارد؛ هم توحید ذات، هم توحید صفات، هم توحید افعال و اگر آگاه نبود خدا در قرآن از قولش نقل نمی‌کرد «فَبِعِزَّتِك» (ص، 82) معلوم می‌شود هم خدا را قبول دارد، هم به پروردگار و صفات آگاه است که به صفت عزت سوگند یاد می‌کند.

آگاهی ابلیس به توحید از کل منبری‌هایی که مُردند و زنده هستند و بعدها می‌آیند بیشتر است. ممکن است منِ منبری همکار ابلیس باشم، در حد خودم آگاهی داشته باشم ولی اخلاق ابلیس در من موج بزند، برای بعضی‌ها این اتفاق می‌افتد یا افتاده یا اکنون هست. ابلیس غیر از توحید به نبوت انبیای الهی، لطائف، مقاصد و اهداف نبوت کاملاً آگاه است.

ابلیس تمام زوایای آخرت را می‌دانست و انکار آخرت نکرد

زمانی که ابلیس چنین سخنی را گفت، هنوز انبیاء و ائمه نبودند، ولی ابلیس آگاهی داشت چرا که از علم به نبوت برخوردار بود. همه کمال انسان علم به توحید و علم به نبوت و علم سوم است. ابلیس تمام زوایای آخرت را می دانست و انکار آخرت نکرد مثل بعضی آدم‌ها که درباره قیامت با آنها صحبت می‌کنید می‌گوید: چه کسی رفته از آنجا خبر بیاورد، حرف‌ها را شما آخوندها ساختید، دروغ است. شیطان بی‌ادبی راجع‌به قیامت نکرد، از این آدم‌ها خیلی با ادب‌تر بود، نسبت به قیامت اینها خیلی پست‌تر از او هستند، اینها زیر پای او هستند ولی او یک سر و گردن از همه آنها بلندتر است. ابلیس کامل قیامت را قبول داشت، قیامت هم هنوز واقع نشده بود، اصلاً آثارش هم هنوز پدید نیامده بود اما آگاه به قیامت و زوایای قیامت بود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: ابلیس شش یا هفت هزار سال از سال‌های دنیا یا غیر دنیا، با ملکوتیان بود و ظرفش از علم پر شده بود؛ لذا علم به توحید، علم به قیامت، علم به انبیاء داشت.

درخواستی که شیطان از خدا دارد

ابلیس به خداوند گفت: حال که من از مقامم سقوط کردم یک درخواست دارم: «أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون» (اعراف، 14) تا روز برپا شدن قیامت به عزرائیل بگو جان من را نگیرد، مرگ من را نرسان. خطاب رسید: «إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِين»(اعراف، 14) حتماً، خیالت راحت باشد، تو از گروه مهلت‌یافتگان هستی. من ملک الموت را به سراغت نمی‌فرستم، تا قیامت زنده باش.

چرا خداوند ابلیس را زنده نگاه داشت تا انسان‌ها را به گناه بکشاند

خدا می‌گوید: من به ابلیس مهلت دادم ولی به انسان هم عقل، فطرت و آگاهی دادم، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و دوازده امام کنارت گذاشتم، قرآن هم قرار دادم، به جای گوش دادن به دعوت ابلیس به سوی دعوت خداوند، انبیاء، امیرالمؤمنین(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) حرکت کنید، به دعوت عقل و فطرت گوش دهید. اینکه خداوند تا قیامت به ابلیس مهلت داد اصلاً هیچ ضرری برای انسان ندارد. سلمان، ابوذر، مقداد و شما متدینین این روزگار کنار همین ابلیس زندگی می‌کنید، روزه را می‌گیرید، نمازتان را می‌خوانید، حق مالی خدا را می‌دهید، به اقوامتان رسیدگی می‌کنید، زنا نمی‌کنید، ربا نمی‌خورید، ابلیس هم زنده است، اما کاری به ما ندارد. ما به این مهلت یافته می‌توانیم نه بگوییم.



منبع :
بیانات حجت الاسلام انصاریان در مسجد امیر، رمضان 97


- نظرات (0)