سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



دو کمک خدا برای حوادث سخت زندگی

صبر

خداوند در آیه 153 سوره مبارکه بقره صبر و نماز را دو کمک خود برای عبور انسان از مشکلات زندگی می‌داند و با نگاهی این کلام وحی در می‌یابیم که صبر مادر همه کمالات است و در همه سختی‌ها و مشکلات بزرگترین کمک برای انسان به شمار می‌رود.

متن آیه

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَعِینُوا بِالْصَّبْرِ والصَّلَوةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْصَّبِرِینَ‏

ترجمه

اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! (در برابر حوادث سخت زندگى،) از صبر و نماز کمک بگیرید، همانا خداوند با صابران است.

نکته‌ها

مشابه این کلام الهى را در همین سوره خوانده‌ایم که خداوند به بنى‏‌اسرائیل مى‏‌فرمود: در برابر ناملایمات و سختى‏‌ها، از صبر و نماز کمک بگیرید. در این آیه نیز به مسلمانان دستور داده مى‏‌شود تا در برابر حوادث سخت زندگى، از صبر و نماز یارى بجویند. آرى، دردهاى یکسان، داروى یکسان لازم دارد.

اصولاً انسانِ محدود، در میان مشکلات متعدّد و حوادث ناگوار، اگر متصل به قدرت نامحدود الهى نباشد، متلاشى و منکوب مى‏‌شود و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختى‏‌ها، خود را نمى‏‌بازد و براى او حوادث، بزرگ نمى‏‌نماید. کسى که نماز را با حضور قلب و با توجّه مى‏‌خواند، به معراج مى‏‌رود. هرچه پرواز معنوى او بیشتر باشد و بالاتر رود، دنیا و مشکلات آن و حتّى خوشى‏‌هاى آن کوچکتر مى‏‌شود.

انسان یا در نعمت بسر مى‏‌برد که باید به آیه قبل عمل کند؛ «اذکرونى، اشکروا لى» و یا در سختى بسر مى‏‌برد که باید به این آیه عمل کند؛ «استعینوا بالصبر»

خداوند مى‌فرماید: خدا با صابران است و نمى‏‌فرماید: با نمازگزاران است. زیرا نماز نیز نیاز به صبر و پایدارى دارد. در روایات مى‏‌خوانیم: هرگاه کار سختى براى حضرت على(ع) پیش مى‏‌آمد حضرت دو رکعت نماز مى‏‌خواند. این سیره را بوعلى سینا نیز عمل مى‏‌کرد.

صبر مادر همه کمالات است. صبر در جنگ مایه شجاعت است. صبر در برابر گناه وسیله تقواست. صبر از دنیا نشانه زهد است. صبر در شهوت سبب عفّت است. صبر در عبادت موجب طاعت و صبر در شبهات مایه‏ وَرع است.

پیام‌ها

ایمان اگر همراه با عمل و توکّل و صبر و عبادت باشد کاربرد بیشترى خواهد داشت. «الّذین آمنوا استعینوا بالصبرو...»

نماز اهرم است، بار نیست. «استعینوا بالصبر والصلوة»

صبر و نماز، وسیله‏ جلب حمایت‏‌هاى الهى هستند. «استعینوا بالصبر والصلوة انّ اللّه مع الصابرین»

اگرچه خداوند با هرکس و در هر جایى حضور دارد؛ «هو معکم اینما کنتم» و لکن همراهى خدا با صابران، معناى خاصّى دارد و آن لطف، محبّت و یارى رسانى خداوند به صابران است. «انّ اللّه مع الصابرین»

تفسیر نور


- نظرات (0)

قرب خدادرقیامت

بهشت

از آموزه‌های اخلاقی دین مبین اسلام که در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره شده است،‌ ارزشی به نام صلح و آشتی است. در عصر حاضر که به دلیل اُفت برخی ارزش‌های اخلاقی و رفتاری شاهد سست شدن روابط اجتماعی و خانوادگی هستیم، عمل به این ارزش دینی بسیار ضروری است. امام کاظم(ع) در اهمیت این مسأله فرمودند: «خوشا به حال کسانی که میان مردم صلح و آشتی می‌دهند. آنان هستندکه در روز قیامت مقربان درگاه الهی خواهند بود؛ طوبی لِلْمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ اُولئِکَ هُمُ المُقرَّبونَ یَومَ القِیامَة. (تُحف‌العقول، ص ٤١٤) 

 اما از دیدگاه اندیشمندان اسلامی در قرآن دو واژه مرتبط با معنای صلح وجود دارد . اولین واژه "سلم" است. در عربی این واژه به معنای آرامش یا همان امنیت مصطلح امروزی است؛ لذا سِلم یا آرامش ریشه‌ای الهی دارد. خداوند در آیه208 سوره بقره می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ‌؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همگى در صلح و آشتى درآئید (و تسلیم مطلق خداوند شوید) و گامهاى شیطان را پیروى نکنید که او دشمن آشکار شماست.»

واژه دیگر، صلح است که همان آشتی و رابطه همزیستی مسالمت‌آمیز بین انسان‌هاست. اسلام در قالب واژه «صلح» خواستار مودت، احترام متقابل و پرهیز از تجاوز و تعدی به حقوق دیگران است. به عنوان نمونه در آیه10 سوره حجرات می‌خوانیم: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ؛ هر آینه مؤمنان برادرانند میان برادرانتان آشتی بیفکنید و از خدا بترسید، باشد که بر شما رحمت آرد».  امام صادق علیه‌السلام در روایتی ذیل همین آیه فرمودند: «صدقه و بخششی را که خدا دوست می دارد اصلاح بین مردم است هنگامی که به فساد گرایند ]با یکدیگر اختلاف پیدا کنند[،  و نزدیک ساختن آنها به یکدیگر است زمانی که از هم دور شوند؛ صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللّه: إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَ تَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدوا».


- نظرات (0)

داشتن ایمان کامل

پرهیزکاران


 
خداوند در آیه 177 سوره مبارکه بقره پانزده صفت نیک پرهیزکاران را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان کرده است. در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیا، قیامت و کتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و مسائل اقتصادى مانند زکات و مسائل اجتماعى مانند آزاد کردن بردگان و مسائل نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ و روحى و روانى مثل صبر در برابر مشکلات اشاره شده است. در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

متن آیه

لَیْسَ الْبِرُّ أَنْ تُوَّلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْأَخِرِ وَالْمَلَئِکَةِ وَالْکِتَبِ وَالْنَّبِیِّینَ وَ ءَاتَى الْمَالَ عَلَى‏ حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبَى‏ وَالْیَتَمى‏ وَالْمَسَکِینَ وَ ابْنَ الْسَّبِیلِ وَالْسَّآئِلِینَ وَفِى الْرِّقَابِ وَأَقَامَ الْصَّلَو ةَ وَ ءَاتَى الْزَّکَو ةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَهَدُواْ وَالْصَّبِرِینَ فِى الْبَأْسَآءِ وَالضَّرَّآءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُواْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏

ترجمه

نیکى (تنها) این نیست که (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق یا مغرب بگردانید، بلکه نیکوکار کسى است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال (خود) را با علاقه‏‌اى که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و در راه‏ماندگان و سائلان و در (راه آزادى) بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زکات را بپردازد، و آنان که چون پیمان بندند، به عهد خود وفا کنند و آنان که در (برابر) سختى‏‌ها، محرومیّت‏‌ها، بیمارى‏‌ها و در میدان جنگ استقامت به خرج مى‏‌دهند اینها کسانى هستند که راست گفتند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و اینان همان پرهیزکارانند.

نکته‌ها

کلمه «برّ» به معناى نیکى است، ولى به هرکس که خیلى نیکوکار باشد، مى‌‏گویند او «برّ» است. یعنى وجودش یکپارچه نیکى است.

«بأساء» از «بؤس» به معناى فقر و سختى است که از خارج به انسان تحمیل مى‏‌شود. «ضرّاء»، درد و بیمارى است که از درون به انسان فشار مى‌‏آورد و «حین البأس» زمان جنگ و جهاد است.

بعد از ماجراى تغییر قبله که در آیه‏ 144 خواندیم، سخنِ روز، درباره قبله و تغییر آن بود که این آیه مى‏‌فرماید: چرا به جاى محتواى دین که ایمان به خدا و قیامت و انجام کارهاى نیک است، به سراغ بحث‏‌هاى جدلى رفته‌‏اید.

این آیه جامع‏‌ترین آیه قرآن است. زیرا اصول مهم اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح شده است. در تفسیر‌المیزان از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمودند: هر کس به این آیه عمل کند، ایمانش کامل است.

این آیه پانزده صفت نیک را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان کرده است. در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیا، قیامت و کتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و اقتصادى مانند زکات و اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان و نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ و روحى و روانى مثل صبر در برابر مشکلات اشاره شده است. در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

ایمان به خدا سبب خضوع در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوت‏‌هاست. ایمان به قیامت موجب وسعت دید و بلندى همّت مى‏‌‌شود. ایمان به وجود ملائکه نشانه‏ ایمان به تشکیلات ماوراى طبیعت است. ایمان به انبیاء ایمان به وحى و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینکه انسان در این جهان رها و بى‏‌برنامه نبوده است. انفاق بیانگر تعاون و نوع دوستى و نماز پیوند مستقیم با خدا و زکات برنامه‏‌ریزى براى حل مشکل محرومان و وفاى به عهد موجب تحکیم ارتباطات و صبر عامل آبدیده شدن انسان‏‌هاست.

جمله «آتى المال على حبّه» را سه نوع معنا کرده‌اند:
الف: پرداخت مال به دیگران با وجود علاقه‏‌اى که به آن هست.
ب: پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.
ج: پرداخت مال بر اساس علاقه‌‏اى که به فقیر است.

صبر مادر همه کمالات است و قرآن راه رسیدن به بهشت را صبر مى‏‌داند؛ «اولئک یجزون الغُرفة بما صبروا» به آنان جایگاه بلند داده مى‏‌شود، به پاس بردبارى که کردند. چنانکه فرشتگان به بهشتیان مى‏‌گویند: «سلامٌ علیکم بما صبرتم» درود بر شما که پایدارى کردید. همچنین درباره رهبران الهى مى‏‌فرماید: «جعلنامنهم‏ ائمّة یهدون‏ بامرنا لمّا صبروا» آنان را بخاطر صبرشان، پیشوایانى قرار دادیم که به امر ما هدایت مى‏‌کردند.

مشابه این آیه، در روایات نیز براى معرفى معارف دینى چنین آمده است: «لیس العاقل من یعرف الخیر من الشرّ و لکن العاقل من یعرف خیر الشّرین» عاقل آن نیست که خیر را از شرّ بشناسد، عاقل آن است که میان دو شرّ، خیرش را برگزیند.

«لیس العلم بکثرة التعلّم انّما هو نور یقذفه اللّه فى قلب من یرید» دانش، به آموختن بسیار حاصل نمى‏‌شود. دانش واقعى نورى الهى است که به دلها مى‏‌تابد.

«لیس البرّ فى حُسن الزّى و لکن فى السکینة و الوقار» بزرگى در ظاهرِ آراسته نیست بلکه در آرامش و وقار است.

«لیس السخى... الذى ینفق ماله فى غیر حقّه و لکنه الّذى یؤدّى الى اللّه ما فرض علیه» سخاوتمند کسى نیست که در هرجا و لو بى‏‌جا انفاق کند، بلکه کسى است که در هرجا خشنودى خداست انفاق کند.

«لیس العبادة کثرة الصیام و الصلاة و انّما العبادة کثرة التفکّر فى امر اللّه» عبادت به نماز و روزه بسیار نیست، به تفکّر درباره خدا و آثار اوست.

«اشدّ من یَتم الیتیم یتیمٌ انقطع عن امامه» آنکه از سرپرستى پیشواى حقّ محروم گشته، یتیم‏‌تر از کسى است که پدر و مادرش را از دست داده است.

براى رسیدن به کمالِ تقوا، انفاقِ واجب و غیر واجب، هر دو لازم است. بعضى از مردم به مستمندان کمک مى‏‌کنند، ولى حقوق واجب خود را نمى‏‌پردازند و برخى دیگر با پرداخت خمس و زکات نسبت به فقرا و محرومان بى‏‌تفاوت مى‏‌شوند. این آیه، مؤمن واقعى را کسى مى‏‌داند که هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.

به همین دلیل در روایات مى‏‌خوانیم: در اموال ثروتمندان، غیر از زکات نیز حقّى براى محرومان است و کسى که سیر بخوابد در حالى که همسایه او گرسنه باشد ایمان به خدا و قیامت ندارد.

پیام‌ها

به جاى محتواى دین، به سراغ ظاهر نرویم و از اهداف اصلى باز نمانیم. «لیس البرّ... ولکن البرّ»

یکى از وظایف انبیا و کتب آسمانى، تغییر فرهنگ مردم است. «لیس البرّ... و لکن البر»

شناخت مفاهیم، مهم نیست عمل به آن مهم است. کلمه «برّ» به مفهوم نیکى است اما دانستن آن مهمّ نیست، کسى که این مفهوم را محقّق مى‌‏سازد ارزش دارد. «لکن البرّ من آمن»

ایمان، مقدّم بر عمل است. «من آمن باللَّه... آتى المال»

ایمان به همه انبیا و ملائکه لازم است. «آمن باللَّه... والملائکة و الکتاب و النبیّین»

ارتباط با خدا در کنار ارتباط با مردم و تعاون اجتماعى در حوادث و گرفتارى‏ها مطرح است. «آمن باللَّه و الیوم الاخر... وآتى المال على حبه»

تمام کارهاى نیک در سایه ایمان به خدا شکل مى‏گیرد. «آمن باللّه... آتى المال»

هدف اسلام از انفاق، تنها سیر کردن گرسنگان نیست، بلکه دل کندن صاحب مال از مال نیز هست. «على حبّه»

نیکوکاران، مال و دارایى خود را با رغبت و علاقه در راه خدا انفاق مى‏کنند. «آتى المال على حبّه»

با دست خود به فقرا و یتیمان و بستگان انفاق کنید. «آتى المال على حبّه»

در انفاق، بستگان نیازمند بر سایر گروه‌‏هاى مستمند، اولویّت دارند. «ذوى القربى و الیتامى...»

سائل را ردّ نکنید، گرچه فقیر، مسکین، در راه مانده و فامیل نباشد. کلمه‏ «السائلین» به صورت مستقل مطرح شده است. «والمساکین و... السائلین»

ایمان و نماز و زکات بدون شرکت در جهاد کامل نمى‌‏شود. «وحین البأس... اولئک الّذین صدقوا»

مدّعیان ایمان بسیارند، ولى مؤمنان واقعى که به تمام محتواى دین عمل کنند، گروهى اندک هستند. «اولئک الّذین صدقوا»

نشانه‏ صداقت، عمل به وظایف دینى و تعهّدات اجتماعى است. «اولئک الّذین صدقوا»

متّقى کسى است که عملش، عقایدش را تأیید کند. «آتى المال... اولئک الّذین صدقوا اولئک هم المتقون»

تفسیر نور


- نظرات (0)

لعن نماز برچه کسی است

نماز

 
خداوند در آیه 283 سوره مبارکه بقره با اشاره به اهمیت نماز و توجه به آن موضوعاتی چون؛ آشنایى با اسرار نماز، انجام به موقع آن، صحیح بجا آوردن، فراگرفتن احکام و آداب، حفظ مراکز عبادت و تمرکز فکر به هنگام نماز را شرایط حفظ آن برای انسان دانست.

متن آیه

حَفِظُواْ عَلَى الْصَّلَوَ تِ وَالْصَّلَوةِ الْوُسْطَى‏ وَقُومُواْ لِلَّهِ قَنِتِینَ‏

ترجمه

بر انجام همه‏ نمازها و (خصوصاً) نماز وسطى (ظهر)، مواظبت کنید و براى خدا خاضعانه بپاخیزید.

نکته‌ها

درباره مراد از نماز وسطى، چند نظریه است، ولى با توجّه به شأن نزول آیه که گروهى بخاطر گرمى هوا در نماز ظهر شرکت نمى‌‏کردند و با توجّه به روایات و تفاسیر، مراد همان نماز ظهر است.

توجّه به نماز در لابلاى آیات مربوط به مسائل خانوادگى، اشاره به آن است که غرائز و کشش‏‌هاى مالى و حقوقى همسر، شما را از نماز غافل نکند.

حفظ هر چیزى باید مناسب با خودش باشد؛ حفظ مال از دستبرد دزد، حفظ بدن از میکرب، حفظ روح از آفات اخلاقى نظیر حرص، حسد و تکبّر و حفظ فرزند از دوست بد. امّا حفظ نماز به چیست؟ حفظ نماز، آشنایى با اسرار آن، انجام به موقع آن، صحیح بجا آوردن، فراگرفتن احکام و آداب آن و حفظ مراکز عبادت و تمرکز فکر به هنگام آن است.

در حدیثى مى‏‌خوانیم: نماز به گروهى مى‏‌گوید: مرا ضایع کردى خدا تو را ضایع کند و به گروهى مى‏‌گوید: مرا حفظ کردى خداوند تو را حفظ کند.

پیام‌ها

اقامه نماز باید مداوم باشد. «حافظوا»

همه‏ مردم مسئول حفظ نمازند. «حافظوا»

نماز را به جماعت برپا کنید. «حافظوا، قوموا»

هر کجا زمینه‏ سهل‌انگارى یا غفلت احساس مى‏‌شود، هشدار بیشترى لازم است. «والصلوة الوسطى»

اقامه‏ نماز به توجّه نشاط، معرفت و اخلاص نیاز دارد. «قوموا لِلّه قانتین»

انسان نباید وصله‏ ناهمرنگ هستى باشد. قرآن درباره هستى مى‏‌فرماید: «کل له قانتون» پس اگر ما قانت نباشیم، وصله ناهمرنگ هستى خواهیم بود. «قوموا للّه قانتین»

ارزش نماز به خضوع آن است. «قانتین»

تفسیر نور


- نظرات (0)

ویژگی‌های قرآن در دعای ختم قرآن در صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه

در ذیل به بررسی فرازهای مختلف این دعا که در بیان ویژگی‌های قرآن وارد شده می‌پردازیم:

۱. «کِتَابِکَ الَّذِی أَنْزَلْتَهُ نُوراً»؛ کتاب نور و روشنایی است؛ یعنی به وسیله آن گمراهى و رستگارى و حلال و حرام آشکار گردیده‏ است.[۲] این صفت بر گرفته از آیه «وَ انْزَلْنا الَیْکُمْ نُوراً مُبینًا»[۳] می‌باشد.
۲. «جَعَلْتَهُ مُهَیْمِناً عَلَى کُلِّ کِتَابٍ أَنْزَلْتَهُ»؛ کتابی است که گواه بر کتاب‌های انبیای پیشین می‌باشد. این صفت بر گرفته از آیه «وَ انْزَلْنا الَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِنًا عَلَیْه»[۴] است.
۳. «فَضَّلْتَهُ عَلَى کُلِّ حَدِیثٍ قَصَصْتَهُ»؛ کتابی است که بر هر حدیث و سخنى که از سوی پروردگار متعال بیان گردیده برتری دارد. این صفت بر گرفته از آیه «اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَدیثِ»[۵] می‌باشد.
۴. «فُرْقَاناً فَرَقْتَ بِهِ بَیْنَ حَلَالِکَ وَ حَرَامِکَ»؛ جدا کننده بین حقّ و باطل بوده که انسان به وسیله آن حلال و حرام خود را از هم تشخیص داده و جدا می‌کند. این ویژگی اقتباس از آیه: «تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً»[۶] و آیه: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان»[۷] می‌باشد.
۵. «قُرْآناً أَعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرَائِعِ أَحْکَامِکَ»؛ خوانده شده‌اى است که راه‌هاى رسیدن به احکام پروردگار را روشن و آشکارا نشان داده است‏. این ویژگی را نیز می‌توان اشاره به  آیه: «وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ إِنَّ الَّذینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ لا یُفْلِحُونَ»[۸] دانست که مردم را از دخالت در حلال و حرام بازداشته و طبیعتاً تشخیص آن را تنها بر عهده پروردگار و فرستادگانش می‌داند.
۶. «کِتَاباً فَصَّلْتَهُ لِعِبَادِکَ تَفْصِیلًا»؛ کتاب و نوشته‌ای است که از سوی خود پروردگار برای بندگانش تفصیل و شرح داده شده است؛ یعنی بعضى در واجبات، محرّمات، مستحبّات، مکروهات و مباحات، و برخى در عقوبات، اخلاق، آداب و مواعظ، و پاره‌اى در اخبار گذشته و آینده و درباره بهشت و بهشتیان و دوزخ و دوزخیان و مانند آن‏ برای انسان شرح داده شد. این  وصف نیز بر گرفته از آیه: «وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِکِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى‏ عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُون»[۹] می‌باشد.
۷. «وَحْیاً أَنْزَلْتَهُ عَلَى نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ- صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ تَنْزِیلًا»؛ وحیى است که بر پیامبر خدا(ص) نازل شده است‏. این ویژگی نیز از آیه: «إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏»[۱۰] و آیه: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزیلا»[۱۱] برداشت شده است.
۸. «جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدِی مِنْ ظُلَمِ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ بِاتِّبَاعِهِ»؛ نوری است که هر کس از آن پیروی نماید از تاریکی‌های نادانی و گمراهی نجات گرفته و به حق و راستی هدایت می‌شود. این ویژگی ناظر به آیه: «یَهْدی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدیهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیم»[۱۲] می‌باشد.
۹. «شِفَاءً لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْدِیقِ إِلَى اسْتِمَاعِهِ»؛ شفاء و بهبودى است برای بیماری‌هایی مانند نادانى بحقّ، نگرویدن به خدا و رسول، دوروئى و...، براى کسی که فهمیدن آن‌را از روى تصدیق و باور نمودن (نه از روى تکذیب و انکار) خواسته، و براى شنیدنش خاموش گشته است. این ویژگی نیز ناظر به آیه: «قُلْ هُوَ لِلَّذینَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ فی‏ آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی»[۱۳] است.
۱۰. «مِیزَانَ قِسْطٍ لَا یَحِیفُ عَنِ الْحَقِّ لِسَانُهُ»؛ ترازوى عدل که زبانه‌اش (آنچه میان شاهین ترازو است) از حقّ و درستى بر نمی‌گردد. کنایه از این است که هرگز در قرآن به کژی و خلاف عدالت و حکمت سخنی گفته نشده است.
وصف میزان نیز برگرفته از آیه: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط»،[۱۴] است.
۱۱. «نُورَ هُدًى لَا یَطْفَأُ عَنِ الشَّاهِدِینَ بُرْهَانُهُ» نور هدایت و راهنمائى که حجّت و دلیل آن از گواهان (براى خدا به توحید و یگانگى او و براى انبیاء به تصدیق آنها) خاموش نمی‌شود؛ زیرا قرآن بزرگ‌ترین برهان و دلیل ایشان بر آن است.
این ویژگی از آیه: «یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُون»،[۱۵] نشأت گرفته است.
۱۲. «عَلَمَ نَجَاةٍ لَا یَضِلُّ مَنْ أَمَّ قَصْدَ سُنَّتِهِ، وَ لا تَنَالُ أَیْدِی الْهَلَکَاتِ مَنْ تَعَلَّقَ بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ»؛ نشانه نجات و رهایى [از بدبختی‌ها] که هر کس قدم در راه آن گذاشت، و آیین آن‌را پیشه خود ساخت، گمراه نگردد. و به هر کس که خود را به دستاویز عصمت و نگهدارى آن بیاویزد، هلاکت و تباهی‌ها (بدبختی‌ها و گرفتاری‌هاى دنیا و آخرت) دست نیابد.
آخرین وصفی که برای قرآن بیان شده ناظر به آیه: «وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى‏ عَلَیْکُمْ آیاتُ اللَّهِ وَ فیکُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»،[۱۶] می‌باشد.

پی نوشت:
[۱]. على بن الحسین(ع)(امام چهارم‏)، الصحیفة السجادیة، ص ۱۷۴ - ۱۷۶، قم، دفتر نشر الهادى‏، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
[۲]. در این نوشتار، ترجمه و شرح فیض الإسلام مورد استفاده قرار گرفته است.
[۳]. «نور آشکارى به سوى شما نازل کردیم»؛ نساء، ۱۷۴.
[۴]. «و این کتاب [قرآن‏] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالى که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و حافظ و نگاهبان آنها است»؛ مائده، ۴۸.
[۵]. «خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابى که آیاتش [در لطف و زیبایى و عمق و محتوا] همانند یکدیگر است»؛ زمر، ۲۳.
[۶]. «والا و بى‏زوال و پربرکت است آن (خدایى) که فرقان (قرآنی که جدا کننده میان حق و باطل و جدا جدا از حیث آیات و سور است) را به تدریج بر بنده خود فرو فرستاد تا همه جهانیان را (از انس و جن تا انقراض نسلشان) بیم‏دهنده باشد.»، فرقان، ۱.
[۷]. «ماه رمضان ماهى است که قرآن در آن فرو فرستاده شده که راهنماى مردم و دلایلى روشن از هدایت و جدایى (بین حق و باطل) است.»، بقره، ۱۸۵.
[۸]. «به خاطر دروغى که بر زبانتان جارى مى‏شود (و چیزى را مجاز و چیزى را ممنوع مى‏کنید،) نگویید: «این حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببندید به یقین کسانى که به خدا دروغ مى‏بندند، رستگار نخواهند شد»، نحل، ۱۱۶.
[۹]. «ما کتابى براى آنها آوردیم که (اسرار و رموز) آن را با آگاهى شرح دادیم (کتابى) که مایه هدایت و رحمت براى جمعیّتى است که ایمان مى‏آورند.»، اعراف، ۵۲.
[۱۰]. «آنچه می‌گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست»؛ نجم، ۴.
[۱۱]. «مسلّماً ما قرآن را بر تو نازل کردیم.» انسان، ۲۳.
[۱۲]. «خداوند به برکت آن، کسانى را که از خشنودى او پیروى کنند، به راه‏هاى سلامت، هدایت مى‏کند و به فرمان خود، از تاریکی‌ها به سوى روشنایى مى‏برد و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى‏نماید.»، مائده، ۱۶.
[۱۳]. «این (کتاب) براى کسانى که ایمان آورده‏اند هدایت و درمان است ولى کسانى که ایمان نمى‏آورند، در گوشهایشان سنگینى است و گویى نابینا هستند و آن را نمى‏بینند آنها (همچون کسانى هستند که گویى) از راه دور صدا زده مى‏شوند.»، فصلت، ۴۴.
[۱۴]. «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است، تا خداوند بداند چه کسى او و رسولانش را یارى مى‏کند بى‏آنکه او را ببینند خداوند قوىّ و شکست‏ناپذیر است.»، حدید، ۲۵.
[۱۵]. «آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند». توبه، ۳۲.
[۱۶]. «و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با اینکه (در دامان وحى قرار گرفته‏اید، و) آیات خدا بر شما خوانده مى‏شود، و پیامبر او در میان شماست؟! (بنا بر این، به خدا تمسّک جویید!) و هر کس به خدا تمسّک جوید، به راهى راست، هدایت شده است». آل عمران، ۱۰۱.


- نظرات (0)