سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



عامل گرفتاری قوم شعیب


عذاب

دقت در کسب حلال و دوری از اموال حرام از تأکیدات مهم دین مبین اسلام به تمام انسان‌هاست. در دیدگاه دین اسلام جامعه‌ای به سعادت دنیوی و اخروی دست می‌یابد که دارای اقتصاد سالم‌تر باشد. چرا که این مسأله ارتباط مستقیمی با تأمین نیاز‌های جسم انسان و پاکی و ناپاکی روح، اندیشه و ایمان وباور‌های قلبی او دارد. برای درک دقیق‌تر تأثیر رزق بر سرنوشت افراد همین بس که امام حسین(ع) در روز عاشورا مهم‌ترین عامل عداوت دشمنان را روی آوردن به حرام معرفی کردند و خطاب به آن‌ها فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ... ؛‌ شکم‌های شما از حرام پر شده است که حاضر نیستید صدای مرا بشنوید». جالب است که لشکریان دشمن از مسلمانان بودند که تقید به عبادات شرعی داشتند و تنها به واسطه روی آوردن به اموال حرام از مسیر حق خارج شدند؛ از این رو پیامبر(ص) در روایتی فرمودند: «الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ علَى الْمَاء؛ کسی که مال حرام می‌خورد و عبادت هم می‌کند، مثل کسی است که روی آب ساختمان می‌سازد.» (عدة الداعی، ص302)

بنابراین اگر مسیر کسب روزی از طریق حلال باشد، جامعه به رستگاری می‌رسد در غیر این صورت آثار و تبعات آن گریبان‌گیر مردم خواهد بود. بر اساس آیاتی از قرآن جوامعی به دلیل عدم تقید به نوع درآمدشان مورد عذاب الهی قرار گرفتند که از جمله آن‌ها قوم شعیب(ع) بود: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه‌خیز) آنها(قوم شعیب) را فرا گرفت». در آیات مربوط به  حضرت شعیب علیه‌السلام و قومش می‌خوانیم که آن حضرت بعد از دعوت به توحید، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت کرد و در نهایت کسانی که قبول نکردند، به عذاب الهی گرفتار شدند. این خود نشان می‌دهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمی‌توان ساده شمرد و نیز نشان می‌دهد که پیامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقی و عبادی نبوده‌اند بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل می‌داده است.


- نظرات (0)

نگرش در خلقت شتر


شتر


خداوند در قرآن کریم بارها از حیوانات و جانواران مختلف نام برده است اما در این میان شتر حیوانی است که خدا انسان را به تأمل در خلقتش دعوت کرده و این امر را در کنار تأمل در خلقت آسمان، زمین و کوه‌ها قرار داده است.

با نگاهی به آیات ۱۷ تا ۲۰ سوره غاشیه در‌می‌یابیم که خلقت این حیوان دارای پیچیدگی‌های خاصی است و هر کدام از کار‌های شتر باوجود اینکه غریزی است می‌تواند پیامی برای انسان داشته باشد، البته جدا از خدمات گسترده‌ای است که این حیوان در بیابان‌ها به انسان می‌دهد. تا جایی که عرب‌ها به شتر کشتی صحرا می‌گویند.

امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «اطلبوا الخیر فى اخفاف الابل طاردة و واردة» خیر و برکت را در پاهای شتر بجویید آنگاه که می‌رود و آنگاه که باز‌می‌گردد.

به این آیات توجه کنید:

أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ(۱۷)
وَإِلَى السَّمَآءِ کَیْفَ رُفِعَتْ(۱۸)
وَإِلَى الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ(۱۹)
وَإِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ‏(۲۰)

ترجمه

آیا به شتر نمى‏‌نگرند که چگونه آفریده شده؟
و به آسمان، که چگونه برافراشته شده
و به کوه که چگونه برپا داشته شده
و به زمین که چگونه گسترده شده است؟

اگر روحیه تفکر در انسان باشد، همه هستى کلاس درس است. یک چوپان در بیابان هم گویى در بزرگترین کتابخانه‏‌هاى دنیاست؛ زیر پایش زمین است، بالاى سرش آسمان، در اطرافش کوهها و جلوى رویش شترها، و اگر در هر یک دقت کند، اسرار بسیارى را کشف مى‏‌کند. مثلاً شتر از اسب بیشتر مى‏‌دود، از الاغ بیشتر بار مى‏‌برد. در میان حیوانات بعضى براى سوارى، بعضى براى گوشت و بعضى براى شیر مورد استفاده قرار مى‏‌گیرند، ولى شتر همه چیزش قابل استفاده است.

پلک‏هایش در برابر باد و خاک بیابان مقاوم است، در کوهان خود چربى و غذا را ذخیره کرده و در برابر گرسنگى مقاوم است. در بدنش آب را نگهدارى کرده و در برابر تشنگى مقاوم است، راه را مى‏‌داند، چنان رام است که صدها شتر تسلیم یک ساربان مى‏‌شوند، کف پاى او براى ریگزار آفریده شده، گردن او پله سوار شدن و اهرم بار برداشتن و خلاصه به قول عربها، شتر کشتى بیابانها است. قوى‏‌ترین، کم خرج‏‌ترین، پرفایده‏‌ترین و آرام‏‌ترین و بردبارترین حیوان است.

پیدایش آسمانها و کوهها و زمین تصادفى نیست، بلکه کاملاً حکیمانه آفریده شده و در جاى خود قرار داده شده‏‌اند.
در هر نعمتى یک جهتى برجستگى دارد (در شتر، نحوه‏ آفرینش؛ در آسمان، بلندى؛ در زمین، گستردگى و در کوهها نحوه‏ نصب شدن).

آسمان‏ها، کرات، مَدار کرات، نظم و حساب آنها که هر روز گوش‌ه‏اى از عجایب  آنها کشف مى‏‌شود، از عرصه‏‌هاى همیشگى مطالعه و کشف و تأمّل هستند.

کوه‏ها و ریشه‏‌هاى آنها در دل زمین، مثل میخ‌ها و حلقه‏‌هاى زنجیر زمین را از تزلزل و اضطرابى که در اثر مواد گداخته درون زمین پدید مى‏‌آید، حفظ مى‏‌کنند، برفها را در خود ذخیره کرده و به تدریج روانه مى‏‌کنند، جلو طوفان‏ها را گرفته و سبب تصفیه هوا مى‏‌شوند، مخزن انواع معدن‏ها و مواد صنعتى بوده و علاماتى براى مسافران و بسترى براى پرورش بعضى از گیاهان هستند. دیگر کوهها از طریق انواع سنگهاى قیمتى و زینتى مثل عقیق یا سنگهاى عمرانى همچون مرمر در ساختمان‏‌ها، سرمای‌ه‏اى پایان‏‌ناپذیر براى بشر هستند و خلاصه در این آیات به مسائل جهان‏‌شناسى و حتّى تمام مسائلى همچون کشاورزى، دامدارى، صنعت و امور فضایى به نحوى اشاره شده است.

پیام‌ها

کسانى که در کشف حقایق هستى عمیق نمى‏‌شوند، مورد سرزنش خداوند هستند. «افلا ینظرون»
از محسوسات عبور کنید تا به معقولات برسید. «افلا ینظرون...»
در معاد و نعمت‏‌هاى ویژه بهشتیان شک نکنید، مگر آفریده‏‌هاى عجیب خدا را در دنیا نمى‏‌بینید؟ «افلا ینظرون الى الابل»
همان گونه که اصل آفریده‏‌ها دلیل بر وجود خداست، چگونگى و پیچیدگى آفریده‏‌ها هم دلیل بر قدرت و علم و حکمت اوست. «کیف، کیف، کیف...»


- نظرات (0)

روزی بی حساب

دعا و قرآن

آیات ۳۷ و ۳۸ سوره مبارکه نور به خصوصیات انسان‌هایی اشاره می‌کند که هیچ چیز دنیایی آنها را از یاد خدا غافل نمی‌کند و با این حال از روز قیامت و حساب و کتاب بیمناک هستند. اینها کسانی هستند که خداوند بیش از آنچه عمل خیرشان است به آنها پاداش می‌دهد. پاداشی که حساب و کتاب ندارد و میزان آن فراوان و فوق انتظار است.

اهمیت اطاعت از خدا و غافل نشدن از او و فرامینش نکاتی است که در این آیه آمده و کسانی که هیچ چیز دنیایی نتواند آنها را از یاد خدا غافل کند قطعاً سعادتمند دنیا و آخرت هستند.

مردان و زنان با ایمانی که از هدایت الهی بهره‌مند می‌شوند، برای رفع نیاز‌های مادی و دنیوی خود تلاش می‌کنند و به کسب و کار و تجارت می‌پردازند، اما این کارها آنها را از امور معنوی و انجام وظایف دینی باز نمی‌دارد و همواره به فکر عاقبت کار خود هستند و توجه دارند که باید در دادگاه قیامت حاضر شده و پاسخگوی کارهای خود باشند. همین امر، به عنوان عاملی قوی، اهل ایمان را از زشتی‌ها باز می دارد و به سوی کارهای خوب و شایسته سوق می‌دهد.

به این آیات توجه کنید

رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَرَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَرُ(۳۷)
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏(۳۸)

ترجمه

مردانى که هیچ تجارت و معامله‏‌اى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، سرگرم و مشغول نمى‏‌کند، از روزى که در آن، دل‌ها و چشم‏‌ها دگرگون مى‏‌شود بیمناک‌اند.(۳۷)
تا خداوند به آنان به نیکوتر از آنچه کرده‏‌اند پاداش بدهد و از فضل و رحمت خویش بر پاداششان بی‌افزاید و خداوند هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏‌دهد.(۳۸)

کلمه‏ «رِجال» در این آیه شامل همه‏ بندگان خدا مى‏‌شود، چه مرد و چه زن. «تجارت»، داد و ستد دائمى براى به دست آوردن سود است، ولى «بیع» خرید و فروش مقطعى براى رفع نیازهاى زندگى است.(تفسیر المیزان)

در حدیث مى‏‌خوانیم: مراد از کسانى که در این آیه از آنها یاد شده است، تجارى هستند که با شنیدن صداى اذان، تجارت را رها مى‏‌کنند و به سوى نماز مى‏‌روند.

تجارت، تنها عاملى نیست که انسان را سرگرم مى‏‌کند و از یاد خدا باز مى‏‌دارد، عوامل دیگرى نیز در قرآن کریم ذکر شده است، از جمله: تکاثر، آرزو، فرزند و دوست بد.

پیام ها

کسانى که تجارت آنان را غافل نکند، مردان بزرگى هستند. («رجالٌ» با تنوین آمده که علامت بزرگى و عظمت است)

اگر ایمان و اراده‏ قوى باشد، ابزار و وسائل اثرى ندارند. «لا تُلهیهم تجارة»

بازار اسلامى، هنگام نماز باید تعطیل شود. «لا تُلهیهم تجارة»

حتّى کارهاى حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل کند، چه رسد به کارهاى مکروه و حرام. «لا تُلهیهم تجارة»

ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش است. «لا تُلهیهم تجارة... عن ذکر اللّه و...» (مردان خدا براى زندگى دنیوى تلاش مى‏کنند، ولى از آخرت غافل نیستند.)

ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان کوچک مى‏‌کند. «لا تُلهیهم... یخافون یوماً»

با این که نماز ذکر خداست، ولى به خاطر اهمیّت، جداگانه مطرح شده است. «ذکر اللّه و اقام الصلوة»

نماز و زکات، در کنار یکدیگرند و کسانى استحقاق ستایش دارند که اهل هر دو باشند. «اِقام الصّلوة و ایتاء الزّکاة»

دنیا، شما را از آخرت غافل نکند. «یَخافون یوماً»

صحنه‏‌هاى قیامت، چشم‏‌ها را خاشع و دلها را منقلب مى‏‌سازد. «تَتقلّب فیه القلوب والابصار»

خداوند کم و کاستى‏‌هاى اعمال مردان خدا را جبران کرده و پاداش کامل به آنان مى‏‌دهد. «لِیجزیَهم اللّه أحسن ما
عملوا»

پاداش را بیش از عمل بدهید. «و یزیدهم من فضله» (در اسلام سفارش شده است که مزد را معیّن کنید، ولى هنگام
پرداخت بیش از آن مقدار بدهید.)

اگر از سود دنیا بگذرید، به سود بى‏‌حساب آخرت مى‏‌رسید. «لاتُلهیهم تجارة - واللّه یرزق ... بغیرحساب» (مراد از رزقِ
بى‏‌حساب، پاداشى فراوان و فوق انتظار است.)


- نظرات (0)

عذاب وسختی صالحان

فقر

موضوع عقاب و مجازات گنهکاران در دنیا موضوعی است که صحبت‌های زیادی درباره آن مطرح است خصوصاً اینکه چرا برخی مدام در سختی و رنج هستند و از گرفتاری‌های آنها تمامی ندارد با اینکه انسان‌های ظاهراً مؤمنی هستند.

خداوند در آیه ۷۵ سوره مؤمنون به بیان دلایل این امر پرداخته و طغیان انسان‌ها را یکی از دلایل برطرف نشدن بدبختی‌ها و گرفتاری‌های برخی انسا‌ن‌ها بیان می‌کند.

در همین زمینه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که فرمودند: فراموش کردن و غفلت از معصیت و گناه، از بزرگترین عذاب‌ها و عقوبت‌هاى خداوند است در دنیا، و از موثرترین اسباب گرفتارى و سختى است در روز قیامت. و تا بنده مؤمن اشتغال به طاعت خدا و معرفت عیوب نفسانى خود داشته و آنچه را که به دین او صدمه و ضرر دارد ترک مى‌کند؛ پس او از آفات دور و محفوظ بوده، و در دریاى رحمت پروردگار غوطه‏ ور خواهد شد. و چنین شخصى از جواهر حکمت و از لطائف معارف و حقایق استفاده خواهد کرد.

و اگر کسى در انجام وظائف خود غفلت ورزیده و معاصى خود را فراموش کرده، و تمام اعتماد و توجه و اتکاء او به قدرت و قوت و نیروى خود شد، به طور مسلم چنین آدمى رستگار نخواهد بود.( مصباح الشریعة/ ترجمه مصطفوى/ ص: 34)

به این آیه توجه کنید:

«وَلَوْ رَحِمْنَهُمْ وَکَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّواْ فِى طُغْیَنِهِمْ یَعْمَهُونَ‏»

ترجمه

و (بر فرض) اگر به آنها رحم کنیم و (رنج و عذاب و) بدبختى‏‌هاى آنان را برطرف سازیم (به جاى هوشیارى و شکر) در طغیانشان کوردلانه اصرار مى‏‌ورزند.

در تفسیر «کنزالدّقائق» و «روح البیان» مى‏‌خوانیم: زمانى در مکه قحطى شد، ابوسفیان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درخواست دعا کرد، حضرت دست به دعا برداشت و قحطى برطرف شد، اما سپس آیه‏ فوق نازل شد.

طغیان موضوعای است که در این آیه به آن اشاره شده است اما طغیان هم در افراد مختلف، تفاوت دارد که در ادامه به برخی اشاره می‌کنیم؛

طغیان عالمان، در علم است که به وسیله‏ تفاخر و مباهات جلوه مى‏‌کند.
طغیان ثروتمندان در مال است که به وسیله‏ بخل خود را نشان مى‏‌دهد.
طغیان صالحان در عمل نیک است که به وسیله‏ ریا و سُمعه (خودنمایى و شهرت‏طلبى) نمایان مى‏‌شود.
طغیان هواپرستان در پیروى از شهوت‏‌ها جلوه مى‏‌کند. (تفسیر روح‏‌البیان).

در همین زمینه خداوند در آیه ۵۷ سوره کهف از کسانی که از آیات الهی رویگردانده و به آن عمل نمی‌کنند به ستمکار تعبیر شده است.

پیام‌ها

رفاه و آسایش، جلوه‏ رحمت الهى است. «رَحِمناهم و کشفنا»
خدمت و محبّت به افراد بى‏‌شخصیّت، بى‏‌ثمر است. «رَحِمنا - للجّوا»
انسان‏هاى بى‏‌ایمان، از فرصت‏‌ها و مهلت‏‌ها سوء استفاده مى‏‌کنند. «لایؤمنون بالآخرة... للجّوا فى طغیانهم»
طغیانگرى، انسان را سرگردان مى‏‌کند. «فى طغیانهم یعمهون»


- نظرات (0)

شاه کلیدحقیقی شادی

شادی در قران
«آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جرع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و  سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد. »

آنچه در ادامه می آید  بخش دوم گفتگوی گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با محمود کریمی، استاد  علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع) درباره نسبت دین و شادی است که در ادامه می آید.

با توجه به آن چیزی که در بخش اول گفتگو بیان کردید می توان گفت در حقیقت تامین شادی عمیق و مانا برای انسان زمانی می تواند روی دهد که بتواند خوراکی مناسب برای روح خود فراهم نماید؟

بله و البته توجه کنیم که  نه تنها در اسلام که در همه ادیان این خوراک های معنوی و روحی آماده شده است. شما در اسلام پنج بار نماز را به عنوان نماز واجب تجربه می کنید. ظاهر قضیه تکلیف است و کسی که معتقد نباشد حتی شاید برای او ملال آور هم باشد اما آن کسی که با نماز ارتباط حقیقی می گیرد می داند که با بالاترین قدرت که خداوند باشد رابطه برقرار کرده است و چون به بالاترین قدرت متصل شده است پس ترسی هم نخواهد داشت. وجودی هم که در آن ترسی نباشد و خوف و نگرانی از آینده و پیش آمدهای فردا نداشته باشد در آن صورت به شادی خواهد رسید. چرا بسیاری از افراد در زندگی دچار نگرانی هستند و انواع ترس ها اجازه نمی دهد که آن ها  با شادی عمیقی مواجه شوند؟  به خاطر این که آن ارتباط با خداوند را نه به شکل ملال آور که به شکل حقیقی تجریه نمی کنند اما وقتی کسی خود را متصل به یک قدرت عظیم می بیند این چنین کسی می داند که رشته امور جهان دست این و آن نیست که دچار تشویش کند و حتی اگر مصیبت و ناگواری ای به این فرد برسد آن مصیبت و ناگواری آرامش عمیق درونی آن فرد را به هم نمی زند.

در حقیقت بسته به این که شما در ظاهر و رویه زندگی سکنی گزیده باشید یا عمیقا متصل باشی به آن فطرت و درون مایه اصلی باشید نگاه شما به اتفاقات عالم تغییر خواهد کرد. مثلا وقت کسی صدقه می دهد یا انفاق می کند زکات می دهد در لایه اول و ظاهری این طور به نظر می رسد که از فرد کم می شود اما وقتی کسی با حقیقت این اعمال آشنا شد احساس می کند هر کمکی به دیگران در حقیقت کمک به خود اوست. هر بخششی در حقیقت بخشیدن خود است چون وقتی کسی در مسیر انفاق و بخشایش قرار می گیرد به سعه صدر می رسد و روح بزرگ و فراخی می یابد و فرد این را در درون خود حس می کند  ظرفیتی پیدا کرده است که پیش تر در خود احساس نمی کرد و این هاست که انسان را مستعد شادی حقیقی می کند. شادی حقیقی وقتی ظاهر می شود که شما واجد چنان ظرفیتی می شوید که دیگر حوادث عالم از آنچه خوشایند به نظر می رسد یا ناخوشایند تاثیر چندانی بر روی شما نمی گذارد.

جنس شادی حقیقی از چیست؟

همه افرادی که در زندگی چنین تجربه هایی داشته اند می دانند که جنس این شادی حقیقی از چیست. می دانند که مثلا یک دروازه بزرگ برای شادی خدمت کردن است. ظاهر قضیه ممکن است حتی بسیار پرزحمت به نظر برسد. شما چندین روز صرف می کنید تا گرهی از کار کسی باز شود چندین روز زمان می گذارید تا در حق یک برادر یا خواهر دینی گره گشایی انجام دهید و وقتی ناراحتی یا فرد اندوهگین یا مبتلا به ناراحتی را برطرف می کنید آن بهجت درونی در شما پدیدار می شود.

پس یک نکته کلیدی در رسیدن به شادی این است که انسان متوجه مسئولیت های اجتماعی خود باشد و خدمت به دیگران را از یاد نبرد؟

بله اساسا لازمه اعتدال همین است که من نگاه کنم به این که اگر خانواده من برخودار است آیا همسایه و همشهری من هم برخوردار است؟ اساسا انسان یک موجود اجتماعی است و شما وقتی وارد یک جمعی شوید که ببینید انها افسرده اند حتی اگر شما از مواهب بسیاری هم برخوردار باشید انگاه مساله آنها ناخوداگاه مساله شما هم می شود چون  همه ما در کنار هم زندگی می کنیم و از مسایل هم برکنار نیسیتم.

مساله ارتباط انسان با شادی در آیات و روایات ما چگونه مطرح می شود؟ می خواهم بدانم آن شاه کلیدهایی که در آیات و روایات ما درباره رموز شاد زیستن طرح شده چیست؟

آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جزع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد.


- نظرات (0)