سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

پیامد نگاههای حرام

چشم چرانی

دین اسلام برنامه صحیح تربیتی خود را بر اساس احیای تمایلات كریمانه انسانی ، و تعدیل غرایز و خواهشهای نفسانی پایه ریزی كرده ، و از دنباله روی شیطان به شدت بر حذر داشته است .

 

اسلام و مبارزه با چشم چرانی

قرآن برای مردان و زنان بطور مساوی چه دستور داده است : « قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم، ذلك ازكی لهم، ان الله خبیر بما یصنعون. و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها، ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن … و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن، و توبوا الی الله جمیعا ایها المونون لعلكم تفلحون »1

در این آیات سه دستور به مردان داده شده است : 1- حفاظت چشمها و نگاهها « یغضوا من ابصارهم » 2- حفظ عفت و شرمگاه « و یحفظوا فروجهم » 3- توبه و رجوع .

و فلسفه اول دو دستور را چنین بیان كرده است : « ذلك ازكی لهم » این برایشان پاكیزه تر است . و به آنان هم هشدار می دهد كه بدانند ، همانا خداوند به آنچه كه آنان انجام می دهند . اما به زنان شش دستور داده است : 1- حفاظت نگاه و چشمها 2- حفظ عفت و شرمگاه 3- ظاهر نكردن زینت و آرایش 4- پوشیدن چادر و حجاب 5- نكوبیدن پاها 6- توبه و رجوع

وشاید یکی از علل تأکید به زنان ، جذابیت و نقش مهم آنان در جلوگیری از این فساد می باشد .

و این همه دستورات برای تامین یك هدف است و آن فلاح و رستگاری آنان در دنیا و آخرت .

 

چرا مردان و زنان از نگاه ناروا باز داشته شده اند؟

 زیرا  نگاه بزرگترین خائن روانی است كه روان انسان را می آزارد چون وقتی ببیند محبت طرف مقابل در دل او جای می گیرد و همیشه در فكر و خیال او به سر می برد لذت طاعت و عبادت را نمی بیند در صدد و فكر رسیدن به مطلوب خود خواهد بود كه در این مورد تمام مرزها را در نوردیده و قیود را از هم می گسلد.

در توصیف رسول اكرم آمده است: «و كان خافض الطرف، نظره الارض اطول من نظره الی السماؤ … و كان اشد الناس حیاء؛ آن حضرت فروهشته چشم بود، نگاهش به زمین طولانی تر از نگاهش به آسمان بود … و از همه مردم در حیاء شدیدترین بود.»

پیامدهای ناهنجار نگاه های آلوده و حرام

نگاه حرام

شیخ صابونی می نویسد: «ناگه كردن مقدمه واقع شدن در فجور و … است. » 2

یكی دیگر از پیامدهای خطرناك نگاه حرام ، برانگیختن شهوت است :

« نگاه پنجره ای است كه چون بی حساب و بدون رمز گشوده شود ، آتش شهوت و هیجان را بر خواهد افروخت ، نگاههای آلوده زمینه ساز غلیان آزها و ایجاد كششها هستند . نگاه های آلوده پیامدی جز فحشا ، سیاهی دل و نكبتهای اجتماعی نخواهد داشت . ناگه راهبر دل ، دام شیطان ، بذر شهوت و رویشگاه فسق و فجور است ، هرزگی چشم دل را خواهد لرزاند ، و آرامش و ثبات را از آن خواهد گرفت ، فتنه ها بر خواهد انگیخت ، فسادها بر خواهد آورد .3

یك خانم نویسنده انگلیسی در تمجید از حفظ نگاه و حجاب و مذمت بی حجابی و طغیان جنسی و شهوترانی در غرب می نویسد: « آزادی زنان در غرب رفته رفته منجر به از دست رفتن محبت همسران از قلوب یكدیگر خواهد شد. بنا براین بخدا سوگند این احوال فاقد عفت و ننگین ما را وادار می كند كه تغییر جهت داده و با علاقه و میل پایبند حجاب شرقیها (مسلمانان) باشیم تا هنر محبت و عشق حقیقی را از سر ن یاد بگیریم. »4

آری دنیای غرب از این بی حجابی و چشم چرانی مطلق به ستوه در آمده و به معایب و فرآیندهای آن اعتراف می كند، عفاف و پاكدامنی و ضبط نگاه از صفات مهم و ایده آلی است كه خداوند متعال در توصیف خصایل اخلاقی زنان سیمین بدن بهشتی و پاک طینت می فرماید: « فیهن قاصرات الطرف لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان ؛ در باغهای بهشت زنانی هستند كه جز به همسران خود عشق نمی ورزند و پیش از آنان كسی از انسانها و پریها با ایشان نزدیكی و مقاربت نكرده است.»5

و در توصیف رسول اكرم آمده است: «و كان خافض الطرف، نظره الارض اطول من نظره الی السماؤ … و كان اشد الناس حیاء؛ آن حضرت فروهشته چشم بود، نگاهش به زمین طولانی تر از نگاهش به آسمان بود … و از همه مردم در حیاء شدیدترین بود.»6

 

نهی از دنباله روی شیطان

شیطان برای از هم پاشیدن زنجیره خانواده ها و به فساد كشیدنشان برنامه های زیادی دارد كه هر كدام با دیگری متفاوت است و یكی از برنامه هایش توطئه چشم چرانی است ، كه قرآن كریم به شدت از پیروی و همگامی شیطان بر حذر داشته است: « یا ایها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشاء والمنكر؛ ای مومنان گام به گام شیطان، راه نروید و به دنبال او راه نیفتید، چون هر كسی گام به گام شیطان راه برود و دنبال او بیفتد (مرتكب پلشتیها و زشتیها می گردد) چرا كه شیطان تنها به زشتیها و پلشتیها (فرا می خواند و) فرمان می راند.»7

 

چشم چرانی یكی ازدامها و سلاح های خطرناك شیطان

گمراه كردن انسانها و دور كردن آنان از راه خداوند متعال یکی از کارهای اصلی شیطان است . زیرا که سلاح چشم چرانی گلوله های بی صدا به سوی انسان پرتاب می كند و مایه زیان دنیا و آخرت است.

جامعه اسلامی، پسران جوان ودختران جوان، زنان و مردان همه و همه باید موعظه و پند خداوند را بپذیرند و آن عدم بازگشت به معاصی است « یعظكم الله ان تعودوا لمثله ابدا ان كنتم مومنین ؛ نصیحت می كند شما را خداوند از اینكه بازگردید به مانند این برای همیشه، اگر شما مومن هستید»

از هم گسستن نظام خانواده در كشورهای غربی

در یكی از كشورهای اروپایی بودم همه پرسی كرده بودند كه مشكل شما چیست؟

خانمی می گفت  : مشكل ما امنیت خانواده است .  نمی‌دانم شوهرم من را می‌خواهد یا نمی‌خواهد . با كسی دیگر رابطه دارد یا ندارد .

مردی می‌گفت : نمی‌دانم زنم با كسی رابطه دارد یا ندارد. خانواده ها به هم ریخته است ، نظام خانواده پاره شده است. هشتاد و پنج درصد یكی از كشورهای اروپایی مشكل‌شان این است كه نظام خانواده از هم گسسته شده است .

نگاه حرام

آرامش روانی و تمركز فكری در سایه كنترل نگاه

با چشم چرانی های خیابانی ، نه تنها در صد تلاش ها و مو فقیت ها کم می شود ، بلکه آرامش از بین می رود . کسی که چشم چرانی می کند ، مرتب در حال اذیت جسمی خود است و مثل آن مانند کسی است که پول ندارد و جلوی مغازه كباب فروشی هم ایستاده است ، مرتب دهانش پر آب می‌شود و قورتش می‌دهد .

 

مواظب خودت باش

کسی که چشم چران است حتی  از نظر شهوت هم خیلی لذت نمی برد و در آخر سر این چشم چران ها کلاه می رود .

 چون آدم وقتی توی خیابان برود ، یك خرما بخورد ، یك مغز بادام بخورد ، یك كشمش بخورد ، وقتی به خانه بر گردد دیگر اشتهای لازم برای خوردن غذای اصلی را ندارد .

 

چون هر چیزی كه دیده یك انگشت زده است .

 این فرد ، علاقه‌اش به همسرش متمركز نیست ، چون این علاقه پخش شده است .

كشاورز اگر آب را متمركز نكند ، آب هدر می رود ، یك خورده از این طرف و یك خورده از آن طرف . چیزی از آن آب به مزرعه نمی‌رسد .

لذا آن لذتی هم كه آدم های پاک چشم از همسر خودشان می‌برند ، آدمهای چشم چران نمی‌برند . چون آدم‌های چشم چران حواسشان ده ها جا می باشد ، آدمی كه چشم چرانی نمی‌كند تمركز دارد و عشقش متمرکزبه همسر خودش است.

این به نفع خانواده ها است . در حقیقت اسلام می‌خواسته تمام عشق‌ها متمركز روی خانواده شود .

بنابراین جامعه اسلامی، پسران جوان ودختران جوان، زنان و مردان همه و همه باید موعظه و پند خداوند را بپذیرند و آن عدم بازگشت به معاصی است « یعظكم الله ان تعودوا لمثله ابدا ان كنتم مومنین ؛ نصیحت می كند شما را خداوند از اینكه بازگردید به مانند این برای همیشه، اگر شما مومن هستید.»8

در غیر این صورت بشریت میعادگاه و دادگاهی دارد كه در آن زبانها و دستها و پاها به سخن در آمده و اعتراف می كنند: « یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما كانوا یعملون ؛ روزی كه شهادت می دهد علیه آنان زبانهایشان و دستهایشان و پاهایشان به آنجا انجام می دادند.»9

دادگاه فوق و بازجویی ها و حساب پس دادنهای آنان بسیار سخت و رسوا كننده است.


پی نوشت ها :

1- نور/31-30

2 – صابونی / روائع البیان /ج 2/ ص148

3 - فتحیه فتحی زاده / حجاب / ص70

4 – رافعی / وحی القلم / ج1/ ص168

5- رحمن / 56

6 – ابوداود / ترمذی

7 - نور /21

8- نور/17

9 – نور/24

 


- نظرات (0)

آن کرامت انسانی که شیطان می خواهد

شیطانداستان شیطان و آدم و حوا را که یادتان هست ... وقتی  شیطان خواست آدم و حوا را بفریبد؛ آنها را از طریق وعده ی یک کرامت (عمر جاوید در صورت خوردن از درخت) فریفت. «وَ قَالَ مَا نهَئكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَینْ‏ أَوْ تَكُونَا مِنَ الخْلِدِینَ» [اعراف/۲۰]

«و گفت: خدایتان شما را از این درخت نهى نكرد جز براى اینكه مبادا (در بهشت) دو فرشته شوید یا عمر جاودان یابید» [۱]
در دنیای امروز هم داستان همین گونه است ... کار شیاطین همیشه وعده است حالا یا وعده های سر خرمن، که انسان برای رسیدن به آنها باید از هفت خوان بگذرد، و یا وعده های پوچ و خیالی، اما خوب واقعاً جذاب و وسوسه انگیز.
در مثال آیه، وعده ی شیطان برای آدم و حوا خیلی وسوسه انگیز بود، و جنس بنی آدم  همیشه در آرزوی عمر جاوید بوده و هست. از این رو شیطان با طرح کردن چنین پیشنهاد پوچی توانست آدم و حوا را در دام نقشه ی خود گرفتار کند.
قرآن در ادامه ی همین آیه گرفتار شدن آدم و حوا را در دام شیطان، برای ما بیان می کند: «فَدَلَّئهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لهَمَا سَوْءَاتهُمَا وَ طَفِقَا یخَصِفَانِ عَلَیهْمَا مِن وَرَقِ الجْنَّةِ وَ نَادَئهُمَا أَ لَمْ أَنهْكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِین» [اعراف/۲۲]
کسانی که به دنبال رواج تفکرات شیطانی هستند؛ برای این که تفکر خود را غالب کنند از تبلیغات جذاب و سرگرم کننده به عنوان دام، استفاده می کنند. چنانکه شیطان با تبلیغ بسیار و حتی قسم خوردن، آدم و حوا را از  کراماتی که خدا به آنها داده بود؛ دور کرد. «وَ قَاسَمَهُمَا إِنىّ‏ لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِین» [اعراف/۲۱]  «و براى هر دو سوگند سخت و استوار یاد كرد كه یقیناً من براى شما از خیر خواهانم (و قصد فریب شما را ندارم)
«پس آنان را به فریب و دروغى (از آن مقام بلند) فرود آورد، پس چون از آن درخت تناول كردند زشتیهایشان (مانند عورات و سایر زشتیهاى پنهان) بر آنان آشكار گردید و بر آن شدند كه از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند، و پروردگارشان آنها را ندا كرد كه آیا من شما را از این درخت منع نكردم و نگفتم كه شیطان دشمن آشكار شماست!» [۲]
این آیه فریب خوردن آدم و حوا و آشکار شدن زشتی هایشان را و همچنین از دست دان مقامشان که همان کرامت الهی بود ؛ را به ما یادآور شده و  ما را از گوش کردن به حرف شیطان نهی می کند.

 

تفکر شیاطین مقابله با کرامت انسانیست.

تفکر شیطانی ملازم با لذتهای زودگذر و مادی گرایی است و آدمهای عاقل و هوشیار، دنبال گناهانی که لذتهای زودگذر دارند نیستند، چون با کرامت فطری و اخلاقی بشر سازگاری ندارد.
بنابراین کسانی که به دنبال رواج تفکرات شیطانی هستند؛ برای این که تفکر خود را غالب کنند از تبلیغات جذاب و سرگرم کننده به عنوان دام، استفاده می کنند. چنانکه شیطان با تبلیغ بسیار و حتی قسم خوردن، آدم و حوا را از  کراماتی که خدا به آنها داده بود؛ دور کرد. «وَ قَاسَمَهُمَا إِنىّ‏ لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِین» [اعراف/۲۱]  «و براى هر دو سوگند سخت و استوار یاد كرد كه یقیناً من براى شما از خیر خواهانم (و قصد فریب شما را ندارم)»[۳]‏

«نفس امّاره، همچون منافق چاپلوسی می کند خود را چون دوستی سازگار و دلسوز جلوه می دهد و همین که فریب داد و بر انسان تسلط یافت، هم چون دشمن، بر او مسلّط شده و با خودخواهی و قلدری فرمان می راند و شخص را به جایگاه های سوء و هلاکت می کشاند


 شیطان رانده شده از درگاه خدا برای آن دو قسم خورد و گفت من نه تنها فریبتان نمی دهم بلکه خیرخواه شما بوده و چنانکه گفته ی مرا جامه ی عمل بپوشانید؛ به کرامت بزرگی (عمر جاودان) می رسید.
در دنیای کنونی هم، هر کشور و  ملتی که به دنبال تفکرات شیطانی باشد؛ فریب خورده و از کرامت الهی و انسانیت خودش فاصله می گیرد و مثل آدم و حوا که زشتی هایشان آشکار شد، زشتی های آنها هم آشکار می شود.
امام علی (علیه السلام) در حدیثی پیروی از نفس اماره را باعث افتادن در دام زشتی می داند.
«نفس امّاره، همچون منافق چاپلوسی می کند خود را چون دوستی سازگار و دلسوز جلوه می دهد و همین که فریب داد و بر انسان تسلط یافت، هم چون دشمن، بر او مسلّط شده و با خودخواهی و قلدری فرمان می راند و شخص را به جایگاه های سوء و هلاکت می کشاند. [۴]

در واقع نفس اماره همان نفس سركش است كه انسان را به گناه فرمان می ‌دهد و به هر سو می‌ كشاند.

در این مرحله عقل و ایمان آن قدرت را ندارد كه این نفس را رام سازد، بلكه در موارد زیادی تسلیم او می ‌شود: «إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ ؛[5] پس هرگز نفس خویش را تبرئه نمی‌ كنم كه نفس بسیار به بدی ها امر می ‌كند مگر آن چه كه پروردگارم رحم كند، پروردگارم غفور و رحیم است».

این آیه نشانگر آن است كه تمام بدی ها از نفس سرکش است، لذا حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: امیر المومنین فرموده‌اند: «نفس پیوسته خواهان نافرمانی و معصیت است».[6]

«... وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ یَلْهَث ذَّلِكَ ...» ؛[7] او از هوای نفس پیروی نمود سرگذشت او همانند داستان سگ است كه اگر به آن حمله كنی زبان از دهان بیرون می ‌آورد و اگر رهایش نمایی باز زبانش را خارج می ‌سازد.»

اگر انسان دنبال هوی و هوس و نفس اماره برود و از خدا غفلت كند از اوج تكامل الهی سقوط می‌كند چنان که بلعم با عورا كه این آیه درباره او نازل شده است گرفتار هوای نفس شد و از آن مقام والا تنزل كرد به طوری كه خداوند او را به سگ تشبیه نموده است.

او به جای این كه از علوم و دانش خویش برای رشد استفاده كند به پستی گرایید و بر اثر پیروی هوی و هوس مراحل سقوط را طی كرد خداوند هم او را به سگ تشبیه می ‌كند كه اگر به او حمله كنی دهانش باز و زبانش بیرون است و اگر او را به حال خود وا گذاری باز چنین است، او بر اثر شدت هوا پرستی یک حالت عطش نامحدود به خود گرفته كه همواره به دنبال دنیا پرستی می‌ رود.[8]

مولانا هم نفس پلید و اماره را به سگ تشبیه می ‌كند و می‌ گوید:

نفس خود بر خود مگردان                        چیره تو زود او را بازگیر از شیر تو

طفل جان از شیر شیطان                      باز كن بعد از آتش با ملك انباز كن

هین سگ نفس ترا زنده                       مخواه كاو عدوّ جان تست از دیرگاه

 


نتیجه گیری:
شیطان آدم و حوا را با وعده ی اینکه کرامت پیدا کرده و عمر جاوید پیدا می کنید؛ از کرامت الهی و اخلاقی خود دور کرد.
هر ملتی و هر گروهی که تفکرات شیطان را دنبال کنند؛ چون آدم و حوا که زشتی هایشان پدیدار شد، عیب هایشان آشکار می شود.


پی نوشت ها:
[۱] ترجمه الهی قمشه ای، ص ۱۵۲
[۲] همان
[۳] ترجمه انصاریان، ص ۱۵۲
[۴] تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۳۴ ، ح ۴۶۸۳

[5] یوسف/ 53

[6] نهج البلاغه، خطبه 176

[7]  اعراف/ 176

[8]  تفسیر نمونه، همان، ج 7، ص 14



- نظرات (0)

از کلاه پهلوی تا مانتوهای شیشه ای

مانتو

دقت کرده اید این مانتوهای شیشه ای چه جلوه و خودنمایی در بدن زنان امروز می کنند؟ اصلاً شیشه در صنف هنر یکی از ابزارهایی است که به هر چیزی می تواند جذابیت خاصی دهد و امروز هم غرب در ادامه ی راه خود در از بین بردن حیا و عفت زنان جامعه و مشغول کردن ذهن جوانان از اجباری کردن استفاده از کلاه شاپو، صدور قانون متحد الشکل نمودن البسه، کشف حجاب بانوان، ترویج بی قیدی در میان زنان، جلوگیری از حضور زنان با حجاب در پارک ها، سینماها، تأترها، هتل‌ ها و سایر مراکز عمومی و… در تاریخ دیروز و رواج ساپورت و مانتوهای جلو باز در تاریخ امروز استفاده کرده و این بار مانتوهای شیشه ای را به عنوان تیری برای رسیدن به اهداف خود انتخاب کرده است ...
واقعیت این است که این نوع البسه و پوشش ها بیش از هر چیز هویت و شخصیت و کرامت انسان به ویژه زن را نشانه رفته و بی گمان ضربه ای جدی بر یک امر فطری که همان پوشش و عفت بشریت است زده ؛ گویا می خواهد از بین رفتن حجاب به شکلی دیگر بار دیگر به شیوه ای مدرن تر خودنمایی کند....
صحبت بر سر موضوع حجاب در اسلام نیست ... اصل و مهم این موضوع است که تمایل به پوشش و پوشاندن یک امر فطری است و این از فطرت بشر است که خود را از دیگران بپوشاند و برهنه در انظار وارد نشود اما خوب عده ای با ترفندهای مختلف در کمرنگ کردن و نهایتاً حذف و از بین بردن این امر فطری در تلاش هستند و برای این مهم برنامه ها و جاذبه هایی درست کرده و می کنند ... مهم این است که من و شما آگاه باشیم.

ویل دورانت، می گوید: «چون انسان تنها به این خشنود نبود كه با پوست حیوانات خود را بپوشاند، با پشم گوسفند و الیاف گیاهان لباس برای خود تهیه كرد و همین لباس ساده است كه جامه هندی، شنل یونانی، لنگ مصری قدیم و سایر اقسام گوناگون و جذّاب لباس انسان را در عهدهای مختلف تشكیل داده است. در این هنگام است كه بافندگی از مهم ترین هنرهای مخصوص زن گردیده است.»۴
از اینجا پیداست که برای این نیاز فطری زن و مرد از آغاز پیدایش هر دو كوشیده اند پوشش مناسب خود را تهیه كنند؛ ابتدا با برگ درختان و سپس با پوست حیوانات و بعدها با دستبافت های خویش خود را می پوشاندند.

اصل و مهم این موضوع است که تمایل به پوشش و پوشاندن یک امر فطری است و این از فطرت بشر است که خود را از دیگران بپوشاند و برهنه در انظار وارد نشود اما خوب عده ای با ترفندهای مختلف در کمرنگ کردن و نهایتاً حذف و از بین بردن این امر فطری در تلاش هستند و برای این مهم برنامه ها و جاذبه هایی درست کرده و می کنند

بعدها با پیشرفت صنعت و دست یافتن به منابع و ابزار جدید پوشش نیز از تغییرات تكاملی بهره مند گردید. این اقدامات از آن جهت كه تحت هیچ گونه آموزشی نبوده ، نشان می دهد كه پوشش تنها در پاسخ به نیاز فطری انسان به وجود آمده است و تا اینجا معلوم است که ربطی به قرآن و اسلام ندارد.
اما اگر از بعد دیگری به قضیه نگاه کنیم می بینیم که داستان آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش را اثبات می كند .
در قرآن چنین می خوانیم : " و آن گاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشیدند ، پوشش آن دو از بین رفت و بر آن شدند كه از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند. به موجب این بیان چشیدن میوه ی ممنوعه توسط آدم و حوا (صرف نظر از فلسفه و حكمت آن) در نظام آفرینش نخستین تحولی كه در آن ها به وجود آورد این بود كه آن ها را با حقیقت برهنگی رو برو كرد كه بلافاصله با برگ درختان شروع به پوشاندن خود نمودند. (اعراف، 22)
در حقیقت آن ها بر اساس فطرت خدایی خودشان عكس العمل نشان دادند: یعنی زشتی های خود را پوشاندند.
این واکنش همزمان آدم و حوا و حركت یکسان آن دو گویای این حقیقت است كه مرد و زن از بابت داشتن حیا و پوشش (پوشاندن زشتی های خود) همپای یكدیگرند و هیچ امتیازی بر یكدیگر ندارند ...
یادمان باشد رعایت حجاب پاسخ به ندای درونی فطرت است که بر حسب وظیفه باید یادآوری شوند
... مسائل فطری را به یادشان بیاور ، همانا فقط وظیفه ی تو یاد آوری است . "
در تورات (کتاب مقدس یهودیان که برای مسیحیان نیز مقدّس است)، می‏ خوانیم: «و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر، خوش‏ نما و درختی دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه‏اش گرفته بخورْد و به شوهر خود نیز داد و او خورد* آن‏گاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند؛ پس از برگ‏ های انجیر به ‏هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند.»

بعد ادامه می ‏دهد: «و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زیرا که او مادر جمیع زندگان است * و خداوندْ رخت ‏ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید». (تورات، سفر پیدایش، باب 3، آیات 8-6 و 21-20)

به این اعتراف توجه کنید و خودتان قضاوت کند ...

وقتی در آب صد درجه یک قورباغه را بیندازی یک دفعه بیرون می پرد، چون خیلی داغ است، اما وقتی یک قورباغه را در آب خنک بیندازی، برایش خیلی خوب است و وقتی آرام آرام آب جوش بیاید، قورباغه با اینکه گرمش است و می خواهد بیرون بپرد اما دیگه توانی برای بیرون پریدن ندارد. ما کاری می کنیم که زن های ایرانی آرام آرام تا جایی پیش بروند که دیگر خودشان بدانند که راهی برای برگشت ندارند

بنیامین نتانیاهو با اشاره به وجود هزاران دیش ماهواره در ایران، به «کمیته اصلاح دولتی» [یک نهاد دولتی در آمریکا] گفت که آمریکا می ‌تواند با پخش سریال‌ های شبکه فاکس که «افراد زیباروی جوان را در وضعیت ‌های متنوعی از برهنگی نشان می ‌دهند که زندگی ‌های فریبنده و مادی ‌گرایانه و رابطه ‌های بی قید و شرط دارند» یک انقلاب را علیه حکومت این کشور برانگیزد.
وی به این کمیته گفت: «با پخش این سریال ها جوانان ایرانی دلشان از این لباس ‌های دلپسند، استخرها و زندگی‌های پر زرق ‌و برق که در این سریال‌ها می ‌بینند خواهند خواست.»

همچنین چندی پیش مدیر عامل شبکه فارسی زبان فارسی وان ( farsi1 ) مهمان برنامه صدای آمریکا ( VOA ) بود. وقتی مجری برنامه از او پرسید: برنامه آینده شما چیست؟ او گفت تا سال ۲۰۲۰ کاری می کنیم که مردهای ایرانی خودشان زن هایشان را برای نمایش دادن از خانه بیرون بفرستند.
مجری برنامه گفت: مگر می شود مردهای ایرانی با آن همه غیرت این کار را بکنند؟

در جواب این سوال مهمان برنامه گفت: وقتی در آب صد درجه یک قورباغه را بیندازی یک دفعه بیرون می پرد، چون خیلی داغ است، اما وقتی یک قورباغه را در آب خنک بیندازی، برایش خیلی خوب است و وقتی آرام آرام آب جوش بیاید، قورباغه با اینکه گرمش است و می خواهد بیرون بپرد اما دیگه توانی برای بیرون پریدن ندارد. ما کاری می کنیم که زن های ایرانی آرام آرام تا جایی پیش بروند که دیگر خودشان بدانند که راهی برای برگشت ندارند.(به نقل از جام نیوز)
گردانندگان این شبکه ها چه کسانی هستند و چه کسانی از این شبکه ها حمایت می کنند؟ 

همان هایی هستند که مدهایی مثل مانتوهای شیشه ای را رواج می دهند تا آدمی بر فطرت خودش پا گذاشته و راهی برای برگشت برای خود پیدا نکند.

مراقب باشیم که گام های شیطان آهسته و پیوسته است: ولاتَتَّبِعوا خُطُواتِ الشَّیطانِ ...  إنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبین (بقره، 168) ... مَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانِ فَإنَّهُ یَأمُرُ بِالفَحشاءِ والمُنکَرِ (نور، 21)... إنَّما یَأمُرُکُم بِالسُّوءِ والفَحشاءِ (بقره، 168) ...

آرام آرام حرکت می کند به طوری که گاه متوجه حضورش هم نمی شویم ... قضاوت و تصمیم نهایی با خود شما ...

پیروز و سربلند باشید...


- نظرات (0)

درسی که از راننده تاکسی گرفتم!

تاکسی

چهل سال پیش برای خودم قوانینی نوشتم و سعی کردم که به نوشته‌ های خود جامه عمل بپوشانم؛ هر انسانی می‌ تواند با این موارد به آرامش برسد: «خودشناسی، خودسازی، روشن ‌بینی، درک واقعیت ‌ها و پذیرفتن آن‌ ها، از هر کس به اندازه سواد یا شعورش انتظار داشتن، راضی به رضای خدا بودن، قانع بودن، خود خواهی را کنار گذاشتن، گذشت، آب درمانی، شبی ده دقیقه هم امور روزانه را مرور کردن و به اشتباهات خود پی بردن و دانه دانه آن ‌ها را کنار گذاشتن به اضافه سکوت» که سکوت واقعاً طلاست که البته در جای خود باید استفاده شود.


وقتی حرف از تاکسی و راننده تاکسی به میان می آید ، راننده تاکسی‌ ها را آدم‌ هایی عبوس و بد اخلاق می ‌شناسیم که بیشتر این بد اخلاقی ‌ها به ترافیک و شلوغی ‌های این شغل بر می‌ گردد اما به عینه مخالف این رفتارها را در یک راننده تاکسی دیدم ... داستان از این قرار است ...

یه روز کاری، هوای گرم، انتظار در صف سوار شدن در تاکسی در یکی از خیابان ها ...
سوار یکی از این تاکسی ها شدم ... آقای میانسالی بود، تا آمدم سلام کنم، او پیشدستی کرد ...
نفر بعدی سوار شد ... به او هم به زیبایی سلام کرد ... نفر بعدی ...  یک موج مثبت و انرژی خوبی در ماشینش حکم فرما بود ... با آقایانی که سوار می شدند خوش و بش می کرد ...
در طی مسیر یکی از آقایانی که در صندلی پشتی نشسته بود، به شانه ی راننده زد و گفت: آقا این اخلاق خوب به حقیقت سرمایه ی بزرگی برای شماست ... او هم از بابت تعریف تشکر کرد و گفت : شما لطف دارید ... من کسانی که خداوند آنها را واسطه ی رساندن روزی به من هستند را دوست دارم و برایشان احترام قائلم ... مسافرهای خیلی خوبی هم دارم ... خیلی دوستشان دارم ...
مسافر گفت: آقا چون خودت خوبی، پر انرژی و مثبتی، همه را خوب می بینی...

راننده گفت: از تعریف شما ممنونم ... من تنها به عنوان یکی از منسوبین به اهل بیت علیهم السلام انجام وظیفه می کنم ... " ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبروریزی ما. (مشکاة الأنوار، ص 67)"

اگر خوش خلقى موجود خارجى دیده ‏شدنى بود زیباترین مخلوقات می بود و اگر زشت‏ خوئى هم موجود خارجى دیده‏ شدنى بود در زشت ‏ترین قیافه ‏ها دیده میشد و خداوند بنده را در اثر داشتن حسن خلق به مقام و درجه روزه‏ دار شب زنده دار می رساند

کار و عمل من در برابر این اسلام زیبایی که روی موضوع اخلاق بسیار تأکید دارد، خیلی ناچیز است ... مگر پیامبر مهربانمان محمد مصطفی صلی الله و علیه وآله رکن اساسی برای تبلیغلشان چه بود؟ ... اخلاق ....
در قرآن مجید می خوانیم: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ ... ;

پس به [بركتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سخت دل بودى قطعاً از پیرامون تو پراكنده مى‏ شدند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه، و در كار[ها] با آنان مشورت كن، ... (159، آل عمران)

خداوند حکیم، پیامبرش را به داشتن خلق عظیم سفارش و مدح فرموده است: «وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ؛ و تو دارای اخلاق بزرگ و برجسته ای هستی». (قلم: 4)
خودشان فرمودند که من برای اخلاق مبعوث شده ام ... إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الخلاقِ؛ براستى كه من براى به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده ام. (كنزالعمال،ج13، ص151، ح36472)

تاکسی

و در بیانی نیز فرموده اند: اگر خوش خلقى موجود خارجى دیده ‏شدنى بود زیباترین مخلوقات می بود و اگر زشت‏ خوئى هم موجود خارجى دیده‏ شدنى بود در زشت ‏ترین قیافه ‏ها دیده میشد و خداوند بنده را در اثر داشتن حسن خلق به مقام و درجه روزه‏ دار شب زنده دار می رساند. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏68، ص 392،باب 9)

ایشان یکی از نشانه های تکمیل کننده دین را خوش اخلاقی می دانند: إِنَّ أَكْمَلَ الْمُوْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً (بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏68، ص 389، باب 92)

در ادامه ی صحبت های راننده، نکته ی خیلی زیبا و ظریفی را مطرح کرد: من هر روز از اول صبح تا آخر شب برای نان حلال در سرما و گرما در حال کار هستم و خیلی فرصت و حالی برای عبادت های مستحبی ندارم .... سعی می کنم با همین اخلاق خوش وزنه ی نامه ی اعمالم را در جهت مثبت زیاد کنم ... چرا که باز پیامبر مهربانم محمد مصطفی صلی الله و علیه وآله فرموده اند: ما مِن شَی ءٍ اَثْقَلُ فِی المیزانِ مِنْ خُلْقٍ حَسَنٍ؛ هیچ چیز در ترازوی عدل الهی، سنگین تر از اخلاق نیکو نیست.
و مولانا هم به زیبایی در این باب می گوید: من ندیدم در جهان جست وجو  هیچ اهلیت به از خلق نکو

خیلی قشنگ حرف می زد ...  همه ی مسافران خیلی قشنگ و با سکوتی زیبا در حال گوش دادن به حرف های راننده بودند ...

ادامه داد: چهل سال پیش برای خودم قوانینی نوشتم و سعی کردم که به نوشته‌ های خود جامه عمل بپوشانم؛ هر انسانی می‌ تواند با این موارد به آرامش برسد: «خودشناسی، خودسازی، روشن ‌بینی، درک واقعیت ‌ها و پذیرفتن آن‌ ها، از هر کس به اندازه سواد یا شعورش انتظار داشتن، راضی به رضای خدا بودن، قانع بودن، خودخواهی را کنار گذاشتن، گذشت، آب درمانی، شبی ده دقیقه هم امور روزانه را مرور کردن و به اشتباهات خود پی بردن و دانه دانه آن ‌ها را کنار گذاشتن به اضافه سکوت که سکوت واقعاً طلاست که البته در جای خود باید استفاده شود.»

آن كس كه با تصمیم و اراده خود اخلاقى را كسب می كند برتر است چون كسى كه خوى و اخلاقى در سرشت و طبیعت او است غیر آن روش را نمی تواند داشته باشد ولى آن كس كه با اراده خود روش نیكى را اتخاذ می نماید بر خلاف طبع خود مشكلات اطاعت را تحمل می كند و صبر می نماید پس او برتر است

***
با خودم گفتم: چقدر حرف های یک راننده معمولی می تواند تأثیرگذار باشد؛ چرا که او خود عامل به باورهایش است و شاید از صد تا سخنرانی عالم بی عمل مثل من که فقط ادعا داریم و عملی هم در کارمان نیست، موثرتر: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ، کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ : ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، چرا چیزی‌ می ‌گویید که‌ عمل‌ نمی ‌کنید؟ نزد خدا بسیار موجب‌ خشم‌ است‌ که‌ سخنی‌ بگویید که‌ عمل‌ نمی ‌کنید(2-3 صف) ....

چقدر بعضی از آدم ها اسلام و آیات قرآن را عملاً و به زیبایی اجرا می کنند بدون اینکه ذره ای ادعا داشته باشند: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی؛ با او به نرمی سخن گویید، شاید پند گیرد و بترسد». (طه: 44)

 

چه خوب است که خوش اخلاقی را تمرین کنیم

شاید بعضی ها بگویند: خوب ما ذاتاً اخلاقمون این طوریه، چیکار کنیم؟

به این عزیزان هم یک نوید می دهیم ...

خوش اخلاقی گاهی در طبیعت و سرشت کسی وجود دارد که نعمتی بزرگ است و شکرش واجب اما بسیاری نیز هستند که طبیعت تند و آشفته ای دارند این افراد برای به دست آوردن خوش اخلاقی باید زحمت بکشند.

اسحاق بن عمار  از امام ششم علیه السّلام نقل می کند كه می فرمود: اخلاق بخششى است از جانب خدا كه او را به كسى كه می خواهد می دهد بعضى از خوى ‏ها طبیعى و جزء سرشت و بعضى از آن مربوط به تصمیم و تمرین است.

عرض كردم كدام یك از این دو نوع با ارزش‏ تر است؟ فرمود آن كس كه با تصمیم و اراده خود اخلاقى را كسب می كند برتر است چون كسى كه خوى و اخلاقى در سرشت و طبیعت او است غیر آن روش را نمی تواند داشته باشد ولى آن كس كه با اراده خود روش نیكى را اتخاذ می نماید بر خلاف طبع خود مشكلات اطاعت را تحمل می كند و صبر می نماید پس او برتر است. (بحارالانوار، ترجمه ج 67 و 68، ج‏2، ص 381)



- نظرات (0)

ذره ذره اش حسابه

هر کس به مقدار ذره ای کار خیر یا شری انجام دهد، (در روز قیامت) آن را خواهد دید. أعرابی اندکی فکر کرد، سپس رو به صحابی کرد و گفت: آیا این جمله، از جانب خداست؟ صحابی گفت: بلی.

أعرابی گفت: بس است، «من درس خود را از همین آیه گرفتم. اکنون که ریز و درشت کارهای مخفی و آشکار ما در این جهان حساب دارد، تکلیفم روشن شد! این جمله برای زندگی من کافی است» با گفتن این حرف خداحافظی کرد و رفت.



قیامت

در زمان پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) یک نفر أعرابی داخل مسجد شد و عرض کرد:

ای رسول خدا به من قرآن بیاموز، پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) او را برای آموختن قرآن به شخصی از اصحابشان سپرد.

صحابی دست اعرابی تازه وارد را گرفت و به گوشه ای از مسجد برد و برایش سوره زلزال را خواند و به او آموخت، تا رسید به این آیه: «فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَهٍ شَرّاً یَرَهُ»

هر کس به مقدار ذره ای کار خیر یا شری انجام دهد، (در روز قیامت) آن را خواهد دید.

أعرابی اندکی فکر کرد، سپس رو به صحابی کرد و گفت: آیا این جمله، از جانب خداست؟

صحابی گفت: بلی.

أعرابی گفت: بس است، «من درس خود را از همین آیه گرفتم. اکنون که ریز و درشت کارهای مخفی و آشکار ما در این جهان حساب دارد، تکلیفم روشن شد! این جمله برای زندگی من کافی است» با گفتن این حرف خداحافظی کرد و رفت.

صحابی در حالی که متعجب مانده بود خدمت حضرت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) رسید و عرض کرد:

ای رسول خدا! این أعرابی خیلی زود خسته شد.

حتی صبر نکرد که چیزی بیش از یک سوره کوچک به او بیاموزم و گفت: در خانه اگر کس است یک حرف بس است! من درسم را گرفتم و رفتم!

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمودند:

او به مقام فقاهت و شناخت عمیقی که باید برسد، رسید! (ماهنامه راه قرآن، شماره 35. به نقل از کتاب تأثیر قرآن در جسم و جان/ نعمت الله صالحی حاجی آبادی)

 

عذابی که هنوز نیامده اثر کرد!

جبیر یکی از کفار مکه بود که بعد از هجرت حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) به مدینه مسلمان شد.

علت مسلمان شدن او، شنیدن یکی از آیات قرآن بود.

در خانه اگر کس است یک حرف بس است! من درسم را گرفتم و رفتم! پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: او به مقام فقاهت و شناخت عمیقی که باید برسد، رسید!

در غزوه بدر عده ای از کفار به قتل رسیدند و عده ای هم به اسارت مسلمانان درآمدند و به دستور پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) با پرداخت جزیه، آزاد می شدند.

جبیر بعد از جنگ بدر از مکه به سوی مدینه آمد تا در مورد اسرای مکه با آن حضرت صحبت کند.

موقع اذان صبح داخل مدینه شد در حالی که پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) در مسجد مشغول نماز جماعت بودند.

جبیر چون کافر بود و اجازه ورود به مسجد را نداشت، صبر کرد تا از نماز فارغ شدند.

او در بیرون مسجد به نماز و قرائت آن حضرت گوش می داد.

پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) در رکعت اول بعد از سوره حمد مشغول سوره طور شد تا به این آیه رسید:

«إِنَّ عَذَابَ رَبَّکَ لَوَاقِعُ، مَالَهُ مِن دَافِعٍ»؛ به درستی که غذاب پروردگار حتماً (بر کافران) واقع خواهد شد و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند.

وقتی جبیر این آیه را شنید، بر خود لرزید و بر روی زمین نشست.

به فکر افتاد که چاره ای برای عذاب قیامت بیندیشد و خود را از آن نجات دهد.

لذا اجازه گرفت و بر آن حضرت وارد شد و گفتگوهایی نمودند و به راهنمایی پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) مسلمان شد و در زمره اصحاب قرار گرفت.(همان)



- نظرات (0)

محاسبه عجیب و غریب خدا!

محاسبه عجیب و غریب خدا!

خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ستم نمى كند، بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد.



انسان های زیرک همیشه دنبال معاملاتی هستند که دو خصلت در آنها باشد: یکی آنکه طرف معامله اهل خیانت نباشد و کلاه سرشان نگذارند، دوم اینکه در این تجارت سود مناسب و معقولی عایدشان شود.

حالا اگر کسی بود که در معامله با شما کوچکترین ظلمی مرتکب نمی شد و از طرفی در یک معامله ساده سود چندین برابر (۱۰ تا ۷۰۰ برابر!) نصیبتان می گردید آیا درنگ می کردید!؟
خداوند متعال بارها در قرآن کریم نسبت به این دو امر تاکید دارد که اولا حتی به اندازه ذره ای کوچک به کسی که با او وارد تجارت شود ظلم نمی کند، ثانیا اگر شما مثلا هزار تومان صدقه بدهید خدا ۱۰ برابر آن را پاداش می دهد، اگر صد هزار تومان به برادر مسلمانت که نیاز مالی داشت قرض دادی ۱۸ برابر سود می دهد. حتی در آیاتی به سود ۷۰۰ برابری نیز اشاره شده است! انصافا کدام تجارتی چنین سودی برای ما به ارمغان خواهد آورد!؟
در آیه ۴۰ سوره نساء می خوانیم: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً.»
«همانا خداوند، به مقدار ذرّه اى هم ستم نمى كند و اگر كار نیكى باشد آن را دوچندان مى كند و از جانب خویش نیز پاداش بزرگى عطا مى كند.»

مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!

سه نکته:

ذره یعنی چقدر؟

امروز به "اتم" كه كوچكترین جزء اجسام است نیز ذره گفته مى‏شود.
مثقال به معنى سنگینى است و تعبیر "مِثْقالَ ذَرَّةٍ" به معنى سنگینى یك جسم فوق العاده كوچك است. یعنی خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ظلم نمی کند : «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَی بِنَا حَاسِبِینَ؛ ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‏كنیم، پس به هیچ كس كم ‏ترین ستمی نمی ‏شود، و اگر به مقدار سنگینی یك دانه خردل (كار نیك و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‏كنیم و كافی است كه ما حساب كننده باشیم.» (47 سوره انبیاء) بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد: إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً : در حقیقت ، خدا هم وزن ذرّه ای ستم نمی کند و اگر [ آن ذرّه ، کارِ ] نیکی باشد دو چندانش می کند ، و از نزد خویش پاداشی بزرگ می بخشد. (40، نساء)

 

محاسبه عجیب و غریب خدا!
ذره هایی که روزی به چشم می آیند!

مثقال ذره در حقیقت همان چیزی است که اگر در دنیا خیر کنی در آخرت خیرش را ببینی.

همان مثقال ذره ای که اگر در دنیا شر کنی، دلی را برنجانی یا غفلت کنی، در آخرت پاسخش را می بینی.

در قیامت مثقال ذره ها را حساب می کنند[ فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ‏ (پس هر کس به مقدار ذرّه‏اى کار نیک کرده باشد همان را ببیند و هرکس هم وزن ذره‏اى کار بد کرده باشد آن را ببیند سوره زلزله آیه 7-8)]، کارهای بزرگ و درشت که حساب کردن ندارد!

مثقال ذره همان پیامکی است که میفرستی و در نوع جملاتش، حتی نوع سلام کردنش ملاحظه نمی کنی که آن را برای چه کسی ارسال می کنی!

مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!

مثقال ذره که می گویند، یعنی همان چند لحظه ای که بوی عطر زن نامحرم تمام مردی را به هم می ریزد!!

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که با ناز و عشوه برای نامحرمی می خندی، با چادرت ادای عفاف را برای ربودن دل کسی در می آوری و فکرش را ساعت ها درگیر همان یک لبخند و یک نگاه خودت می کنی!

امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود. [یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که حواست به حجابت نیست، با لباسی ناشایست در انظار عمومی خودنمایی می کنی و جوانی نیز در همان حوالی است.

مثقال ذره یعنی همان که در پایان صحبت هایت در مکان های عمومی، اداره و محل کارت از روی ادب، جانم و قربانت می گویی و رابطه ای را به همین اندازه سرد می کنی!

مثقال ذره یعنی همان چند لحظه ای که با فروشنده مغازه صمیمی می شوی و نمی دانی که این صمیمیت پایه های زندگی او را فرو خواهد ریخت.

قدر این مثقال ها پیش ما خیلی کوچک است و به حساب نمی آید وگرنه در نظام آفرینش ما همین ذره ذره ها حساب و کتاب دارد.

باور کنیم مثقال ذره، چیزهای عجیب و غریب نیستند، مثقال ذره که می گویند همین هاست.

همین کارهای کوچکی که ابتدایش خیلی کوچک است، اما ذره  ذره که جلو برود معلوم نیست چه عواقب خطرناکی برای زندگی خیلی ها به دنبال دارد!

امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود.[یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]

از طرفی هم خدا این مثقال ذره ها را در جهت مثبت خیلی خوب می خرد و خریدار خوبی است؛ جنس كم را می‌ خرد؛ معامله با او ارزش دارد: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ» (زلزله/7) مثقال یك ذره‌ است. یعنی به اندازه‌ی وزن یك ذره!


- نظرات (0)

پیامبر صلی الله علیه و آله و همسایه یهودی

حضرت محمد ، پیامبر


اسلام، دین رحمت و پیامبر صلی الله و علیه وآله ما پیام آور اخلاق، انسانیت و مهربانى است و آنچه در دنیاى امروز بنام اسلام توسط گروه هایى چون داعش و دولت هایى که بی رحمانه و خصمانه اسلام ستیزى می کنند نشان داده می شود، هیچ ارتباطى با واقعیت این دین رحمانى ندارد و از اینکه تاکنون جهان اسلام در معرفى شخصیت پیامبر صلی الله و علیه وآله کوتاهى کرده است، باید تأسف خورد.


«دین اسلام»؛ دین رأفت، رحمت، مودّت و دوستی است و پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به عنوان رحمت برای عالمیان از جانب خداوند مبعوث به رسالت شده است، .

به طور کلی، دین اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستی پایه ‌‌گذاری شده و در اصل اول، دین اسلام از خشونت و برخورد خشن بیزار و متنفر می‌‌ باشد.
برای اثبات این مطلب، آیات قرآن و کتاب آسمانی مسلمانان و سیره عملی خود پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و همچنین دستور العمل ‌‌ها و بیانات پیامبر اسلام باید ملاحظه گردد.
قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می ‌‌فرماید: ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان رحمت برای جهانیان.(انبیاء: 107)

دینی که پیامبرش را به عنوان رحمت برای مردم معرفی می ‌‌کند، مسلما نمی‌‌ تواند دین خشونت باشد.
در آیه دیگر به پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله دستور به تواضع و فروتنی در مقابل مومنین را بیان می ‌‌کند و می ‌‌فرماید: بال خویش را براى مومنان فرو گستر. (حجر: 88)
و نیز در جای دیگر، خداوند به پیامبرش فرمان عفو و گذشت و مدارا را صادر می‌‌ کند: گذشت پیشه كن و به [كار] پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب. (اعراف: 199)
تمام این آیات، بیانگر و نشانه رحمت پیامبر اسلام صلوات الله علیه و با مودت بودن و مطابق منطق بودن دین اسلام می ‌‌باشد؛ زیرا اگر اسلام دین محبت، الفت، صمیمیت و دوستی نمی ‌‌بود، این همه تأکید به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نیک و امثال این امور معنا نداشت؛ دینی که تأکید می ‌‌کند پیامبر صلی الله و علیه وآله با عفو، گذشت، مهربانی و محبت و اخلاق نیک با دیگران رفتار کند و در برابر مومنین متواضع باشد.

دین اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستی پایه ‌‌گذاری شده و در اصل اول، دین اسلام از خشونت و برخورد خشن بیزار و متنفر می‌‌ باشد

در تاریخ اسلام آمده است: صحابه کرام بعد از آن همه تجاوزات و اهانت هایی که مشرکان مکه علیه پیامبر و اصحابش، روا داشتند، به نزد پیامبر اسلام عرض داشتند: یا رسول الله! در حق این قوم نفرین بفرستید تا از شر آنان نجات یابیم ، ولی پیامبر اسلام در جواب صحابه فرمودند:انی لم أُبعث لعانآ واِنما بعثت رحمة (ابن کثیر تفسیر القرآن العظیم: 3 / 211) برای نفرین کردن فرستاده نشده ام بلکه برای رحمت فرستاده شده ام.  این است روش پیامبر اسلام، روش عفو و گذشت و رحمت و مرحمت. 

 

رفتار و سیره عملی اسلام:

1- پیامبر اسلام صلوات الله علیه بسیار نسبت به دیگران دلسوز و مهربان بوده است. لذا اگر افراد از روی عناد به خداوند یکتا ایمان نمی‌‌ آوردند، غم و غصه ‌‌ی گمراهی دیگران، بر ایشان سنگینی می ‌‌کرد تا جایی که قرآن می ‌‌فرماید: گویى مى ‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست بدهى به خاطر اینكه آنها ایمان نمى ‏آورند. (شعراء:3)

این کلام خدا، مهربانی و دلسوزی خالصانه پیامبر را نشان می ‌‌دهد.
2- اخلاق نیک؛ به شهادت تاریخ، پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) بهترین و نیکوترین اخلاق را داشته است. رفتار و گفتار خود پیامبر اسلام، هم از نظر قرآن و هم از نظر تاریخ، نشان می ‌‌دهد که حضرت نیکوترین اخلاق و بهترین گفتار، حتی با دشمنان خود را داشته است.
ایشان آنقدر با مهربانی و نیکوئی با مردم رفتار می نمود که قرآن او را به عنوان نمونه اخلاق عظیم معرفی می ‌کند «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»(قلم:4).
پیامبر اسلام صلوات الله علیه، در تمام مسائل با صبر، شکیبائی، عفو و گذشت رفتار می کرد و در برخورد با همگان با چهره ای باز و بشاش برخورد می ‌‌نمود.

حضرت محمد ، پیامبر

همسایه یهودی حضرت هر روز با خاکستر از آن حضرت استقبال می ‌‌کرد و ایشان بدون هیچ واکنشی، پس از تکان دادن لباس ‌ها و مرتب کردن وضع ظاهری اش به راه خود ادامه می‌‌ داد، و روز بعد، با آنکه می ‌‌دانست همان برنامه تکرار می‌ گردد، تغییر مسیر نمی ‌‌داد. یک روز از آنجا می‌‌ گذشت، با کمال تعجب از خاکستر خبری نشد. حضرت با لبخند بزرگوارانه ‌‌ای گفت: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد! گفتند: بیمار است. فرمود: باید به عیادتش برویم. بیمار یهودی، وقتی پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله را بالای سرش تماشا نمود، در چهره آن حضرت صمیمیت و محبت صادقانه‌‌ ای احساس کرد که گویی سالها است با وی سابقه دوستی و آشنایی دارد و تمام کینه‌‌ های مرد یهودی نسبت به حضرت به مهر و صفا تبدیل گردید.

آیا دینی که رهبرش حتی با دشمنانش اینگونه برخورد می‌‌ کند، دینی خشن و بی رحم است یا دین با صفا و محبت و اخلاق و مهر و عاطفه؟!!

قرآن کریم نتیجه اخلاق و رفتار ایشان را در گسترش قلمرو اسلام و توسعه مسلمانان چنین می ‌‌فرماید: پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراكنده مى ‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توكل كن زیرا خداوند توكل‏ كنندگان را دوست مى ‏دارد.(آل عمران: 159)

حال شما فکر کنید، دینی که دستور العمل اصلی اش سفارش به اخلاق و تواضع و عفو و گذشت باشد و رهبرش این گونه با تواضع و اخلاق رفتار کند، آیا با خشونت سازگاری پیدا می ‌‌کند؟


 

خلاصه:

آنکه قرآن کریم و روایات به صورت کلی برای همه مومنین دستور اکید به تواضع، فروتنی، برخورد نیک با دیگران، عفو و گذشت از خطاهای دیگران، دوست داشتن مومنین و امثال این امور می ‌‌دهد و از تکبر، خود خواهی، ظلم و ستم بر دیگران و امثال آنها شدیداً منع می‌‌کند.

قرآن عظیم الشان در اولین پیام خویش اعراب جاهلیت را که با جنگ و خونریزی عادت کرده بودند، به صلح دعوت نموده و خطاب به آنان می فرماید: چنانچه برای صلح آغوش گشودند، تو نیز برای صلح آغوش بگشای...(انفال: 61)

دین اسلام حتی در میدان جنگ و نبرد هم خواهان صلح و آشتی است: به آن که با شما از در آشتی و تسلیم درآید مگویید که بی ایمان هستی....) (نساء: 94)

اگر اسلام دین محبت، الفت، صمیمیت و دوستی نمی ‌‌بود، این همه تأکید به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نیک و امثال این امور معنا نداشت؛ دینی که تأکید می ‌‌کند پیامبر صلی الله و علیه وآله با عفو، گذشت، مهربانی و محبت و اخلاق نیک با دیگران رفتار کند و در برابر مومنین متواضع باشد

داستان هابیل و قابیل در قرآن کریم یکی از نمونه های عالی صلح و آشتی در دین مقدس اسلام به شمار می رود.

زمانی که قابیل برادر خویش را تهدید به مرگ کرد، هابیل در جوابش پیام آشتی و صلح را در پیش گرفت: اگر تو دست به کشتن من بزنی من دست به کشتن تو نمی زنم. من از پروردگار جهانیان می ترسم.(مائده: 28)

آیا دینی که چنین پیامبری دارد و آنگونه دستور العمل ‌‌های اخلاقی را بیان می ‌‌کند، می ‌‌تواند دین خشونت باشد؟

 

تمسک به آیاتی برای خشن کردن اسلام

شاید دشمنان اسلام به بعضی از آیات قرآن تمسک کنند، مثل آیاتی که دستور قتل و جهاد با دشمنان را صادر می ‌‌کند.
لکن باید به این نکته توجه داشت که اصل اولی در اسلام؛ رحمت، رأفت و مهربانی است و لکن اگر کسانی باشند که وجود آنها مخل به حال عموم باشد و امنیت و رفاه عمومی را به خطر بیندازد و با منطق و برهان گفتگو کنار نیایند، در اینجا قرآن و اسلام با آنها به شدت برخورد می ‌‌کند.

درست مانند این مسئله که خداوند با آنکه مهربان‌‌ ترین مهربان‌‌ ها است و انسان ها را خلق نموده و بهشت را هم در حقیقت برای بندگانش آفریده، و لکن جهنم را نیز در کنار بهشت خلق نموده، اما جهنم برای افراد سرکش و طاغی است که با ظلم و ستم به بندگان خدا و معصیت در برابر خداوند، زمینه رحمت الهی را در خود نابود کرده‌‌ اند و البته جایگاه به حق آنها جهنم الهی می ‌‌باشد. این مسئله به رحمت و مهربانی خداوند ضرر نمی ‌‌زند.
اسلام نیز چنین است و حقا که دین رحمت، رأفت، مودت و مهربانی است.



- نظرات (0)

تاریخ انقضای مهلت ها !

این عدم باورمان به حقیقت مرگ و پایان زندگی زمانی اثر تخریبی اش چندین برابر می شود که خود را از خدا نیز دور کرده و سرگرم و دل مشغول نفس خویش شده باشیم، اینجاست که خدا نیز صبوری کرده و تا وقتی معین مهلت می دهد اما تا کی؟

در این دنیای خاکی با قوانین دست و پا شکسته اش اگر زمان و مهلت چک بانکی نیز به سر رسد و چک پاس نشود، صاحب چک تا زمان معینی به بدهکار مهلت می دهد تا چک را پاس کند ، این که برگه کاغذی است و قرارداد اقتصادی دنیوی، وقتی پای جان و زندگی آدمی در میان باشد آیا خداوند که خالق جان بشریت است چگونه ممکن است قوانین و چهارچوب هایی مقرر نفرموده باشد؟

در این دنیا هر چیزی تاریخ انقضایی دارد و جان انسان نیز از این امر مستثنی نیست پس روزی این مهلت نفس کشیدن به پایان رسیده و انسان می مانند و طوماری از اعمال.
وَلَوْ یُوَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن یُوَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ (نحل/ 61) اگر خداوند بخواهد که مردم را به گناهشان هلاک کند ، بر روی زمین هیچ جنبنده ای باقی نمی ماند ، ولی عذابشان را تا مدتی معین به تأخیر می افکند و چون اجلشان فرا رسد ، یک ساعت پس و پیش نشوند. خداوند به گناهکاران مهلت می دهد اما روزی این مهلت به پایان خواهد رسید و این مهلت تا زمانی معین به نام مرگ ادامه خواهد داشت.
نوع مهلتی که خداوند به بنده اش می دهد، بسته به جایگاهی که بنده نزد خداوند دارد متفاوت است.

نقشه خداوند در مورد بعضی از گناهکاران که از هدایت آنان مأیوس شده، این است که آنان را به تدریج از قابلیت دریافت رحمت حق دور سازد بدین گونه که پیوسته به آنان نعمت و فرصت می دهد و استغفار و توبه را از یاد آنان می برد نام این عمل در اصطلاح قرآن استدراج است

مهلت دادن و تأخیر در عذاب خداوند بر دو وجه منظور است: گاهى خداوند نسبت به افراد صالح و مومنى كه مرتكب لغزش و گناه شده‏ اند مهلت مى ‏دهد و عذاب را به تأخیر مى ‏اندازد و گاهى نسبت به افراد مخالف و كفّار مهلت مى‏ دهد كه در آیات و روایات متعددى، هر دو مورد بیان شده است.

امّا مهلت دادن خداوند به مومنان و بندگان صالحى كه دچار لغزش گردیده ‏اند از بزرگترین الطاف و نعم الهى است و اگر این مهلت دهى نبود، دنیا جایى براى زندگى نبود و اگر خداوند اسرار انسان ‏ها را فاش مى ‏كرد و در عقوبت و مجازات عجله مى‏ نمود، دیگر چیزى از هستى باقى نمى ‏ماند.
مهلت دادن و به تأخیر انداختن مجازات براى كفّار و مخالفان نقمت و بدبختى است: وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَیْرٌ لِاَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ» (ال عمران178) و كسانى كه كافر شدند، گمان نكنند مهلتى كه به آنان مى ‏دهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست كه مهلتشان مى ‏دهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و براى آنان عذابى خوار كننده است.

مطابق بعضی از آیات و روایات نقشه خداوند در مورد بعضی از گناهکاران که از هدایت آنان مأیوس شده، این است که آنان را به تدریج از قابلیت دریافت رحمت حق دور سازد بدین گونه که پیوسته به آنان نعمت و فرصت می دهد و استغفار و توبه را از یاد آنان می برد نام این عمل در اصطلاح قرآن استدراج است.


مرگ پایان تمامی مهلت ها

مرگ

مرگ یكى از اسرار خلقت است ، یكى از رازهاى حل نشده است كه بشر هنوز نتوانسته به اصل آن پى ببرد، آگاهى از اسرار مرگ یكى از مشكلات علم به حساب مى آید، همان طور كه اصل حیات و زندگى نیز از اسرار و رموز مى باشد.

آن طور كه از آیات قرآن و روایات معصوم علیهم السلام به دست مى آید و در طول تاریخ عالم خلقت تجربه شده است، مرگ قانونى عمومى است ، سرنوشتى كه براى همه انسان ها، همه موجودات زنده و بلكه همه موجودات غیر زنده حتمى و ثابت است.

قرآن در این رابطه مى فرماید: كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ (عنکبوت/57) ((هر انسانى مرگ را مى چشد، سپس به سوى ما باز مى گردید.))
آیه به قانونى اشاره مى كند كه بر تمام موجودات زنده جهان حاكم است . مى گوید: تمام زندگان، خواه نا خواه روزى مرگ را خواهند چشید. اگر چه بسیارى از مردم مایلند، فناپذیرى خود را فراموش كنند، ولى این واقعیتى است كه اگر ما آن را فراموش كنیم هرگز ما را فراموش نخواهد كرد، حیات و زندگى این جهان ، بالاخره پایانى دارد، روزى مى رسد كه مرگ به سراغ هر كسى خواهد آمد و ناچار از این جهان رخت برخواهد بست.

این جهان ، سراى جاویدانى براى هیچ كس نیست ، بعضى زودتر و بعضى دیرتر باید بروند، فراق دوستان ، فرزندان و خویشان به هر حال تحقق مى یابد.

كه  هر  نفس  كو  آمد  حیات/چشد  شربت  نیستى  و  ممات
دو  روزى  چو  از  زندگانى  گذشت/ به  سوى  خدا  باز  خواهید  گشت

اصولاً انسان در هر چیز شك و تردید كند، در مرگ نمى تواند تردید نماید. تمام اهل آسمان ها و زمین مى میرند، همه موجودات زنده در كام مرگ فرو مى روند، همه مخلوقات بدون استثنا اجل و سرآمدى دارند كه لحظه اى در آن تأخیر نیست ، ادعاى خلود و جاودانگى مردم درباره یكدیگر یا رهبران خود تعارف هاى بى محتوایى بیش نیست ، كدام خلود؟ كدام جاودانگى ؟ در حالى كه همه انبیاء این راه را پیموده اند و همگى بدون استثناء از این گذرگاه گذشتند.
در حدیثى آمده است : وقتى آیه شریفه كل من علیها فان  ((تمام كسانى كه بر روى زمین هستند فانى مى شوند)) نازل شد ملائكه گفتند: فرمان مرگ اهل زمین صادر شد!

هر  آن  كس  كه  روى  زمین  پا  به  جاست/سرانجام  او  نیستى  و  فناست
كسانى كه از شیطانیت و فرعونیت نصیب بیشتر دارند، كمتر از مرگ یاد مى ‏كنند. به یاد مرگ نبودن نشانه ‏ى رشد شخصیت یا فراتر رفتن از مرگ نیست. بلكه ناشى از دیو زدگى است. سركشان تلقین عجز را برنمى ‏تابند

مرگ آینه‏ خود شناسى است‏

آدمیان بر حسب نوع مواجهه ‏اى كه با مرگ دارند، مى ‏توانند خود را بشناسند. در آینه‏ى مرگ بهتر مى ‏توان خود را دید. هر كس از یاد مرگ غافل ‏تر باشد، شجاع تر نیست ...

امكان ندارد كه انسان هوشمند نسبت به این حادثه‏ ى بسیار مهم زندگى خویش بى اعتنا باشد. گروهى مى ‏كوشند این امر بسیار مهم را به نحو كاذب و مصنوعى و متكلفانه از نظر دور بدارند یا آن را بى‏ اهمیت تلقى كنند. این امر به هیچ وجه نشانه ‏ى رشد عقلانى یا ظرفیت روحى فراخ آنها نیست، بلكه نشانه ‏ى نهایت بى فكرى و دورى آنها از عالم راستین انسانیت است.

كسانى كه از شیطانیت و فرعونیت نصیب بیشتر دارند، كمتر از مرگ یاد مى ‏كنند. به یاد مرگ نبودن نشانه ‏ى رشد شخصیت یا فراتر رفتن از مرگ نیست. بلكه ناشى از دیو زدگى است. سركشان تلقین عجز را برنمى ‏تابند.

یكى از دلایلى كه شیطان از خداوند عمر طولانى طلبید، همان استكبار او بود. اولین درخواست وى از خداوند این نبود كه «خدایا مرا ببخش» بلكه این بود كه «دست كم مرا نمیران» و سرانجام مهلت شیطان نیز روزی به پایان خواهد رسید.


- نظرات (0)

چرا باید به کشورهای دیگر کمک کنیم

فلسطیناین روزها از این ور و آن ور شنیده می شود که خوب الان که داریم رابطه مان را با امریکا برقرار می کنیم ، پس دیگر یک سری از کارهایی که در قدیم انجام می شد را نباید انجام دهیم: مثل بعضی از شعارها، کمک کردن به سرزمین های همسایه که دست نیاز دراز می کنند و آمریکا از این باب ناراحت می شود و ...

در این مقاله بر آن شده ایم تا ببینیم که کمک کردن به دیگران و کسانی که نیاز به کمک دارند ربطی به برقراری با آمریکا و غیره دارد یا نه.

بحث را با ذکر یک جریان تاریخی که در قرآن به اشاره در باره آن گفته شده است شروع می کنیم.

در سوره مبارکه دهر (انسان)، خداوند داستان خانواده نیکوکاری را ذکر می کند که سه روز متوالی در ماه مبارک رمضان و در هنگام افطار، غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و روزه خود را با آب باز می کنند. (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا)(انسان، 8)

قرآن کریم جواب اهل بیت علیهم السلام را پس از شنیدن تشکر توسط درخواست کنندگان اینگونه توصیف می کند: "إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا همانا ما به خاطر خداوند شما را اطعام می کنیم و از شما انتظار عوض و حتی تشکر نداریم."

برای رسیدن به مقام ابرار می بایستی در زمانی که خود نیازمند هستیم به نیازمندان دیگر کمک کنیم. کمک هم فقط برای رضوان الهی باشد و به دنبال معامله گری دنیایی نباشیم. آنگاه است خداوند رحیم و بخشنده که مالک ذخایر آسمانها و زمین است، در ازای این ایثار خالصانه، پاداش هایی را که در آیات فوق به آن اشاره شده است، به ما می دهد.

خداوند در آیات قبل از این آیه به پاداش انسان های نیکوکار (ابرار) اشاره می کند که آنها از کاسه ای سیراب می شوند که طعم کافور دارد ( إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ). آنها از چشمه ای می نوشند که مخصوص عباد خداست (عینا یشرب بها عبادالله).(انسان،5)

قرآن سپس به ویژگی ابرار در دنیا اشاره می کند که آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که سختی آن فراگیر است بیمناک هستند ( یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا )(انسان،7) و در حالی که خود نیازمند هستند به مسکین و یتیم و اسیر کمک می کنند (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا) .(انسان،8) و این کمک را بی چشمداشت از آنها و فقط برای رضای خداوند انجام می دهند.

آنچه ما از این آیات در می یابیم آن است که برای رسیدن به مقام ابرار می بایستی در زمانی که خود نیازمند هستیم به نیازمندان دیگر کمک کنیم. کمک هم فقط برای رضوان الهی باشد و به دنبال معامله گری دنیایی نباشیم. آنگاه است خداوند رحیم و بخشنده که مالک ذخایر آسمانها و زمین است، در ازای این ایثار خالصانه، پاداش هایی را که در آیات فوق به آن اشاره شده است، به ما می دهد.

کمک به دیگران

آیا ما می توانیم به عنوان مسلمان از کمک به محرومین خودداری کنیم؟

پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می فرماید که اگر مسلمانی صدای کمک خواهی مسلمانی دیگر را بشنود و به یاری او نرود مسلمان نیست.

در همین آیات سوره دهر نیز یکی از دلایل کمک به بیچارگان ترس از عذاب آخرت ذکر شده است (إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا)(انسان،10) ابرار می گویند: ما به واسطه آنکه از قهر خداوند در روز عبوس و سخت می ترسیم، وظیفه داریم به شما کمک کنیم).
در جای دیگری خدای رحمان در قرآن بیان می کند: «إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَینَ أَخَوَیْكمُ‏ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكمُ‏ تُرْحَمونَ» (حجرات/۱۰) «همانا مومنان برادرند، پس بین برادرانتان آشتی برقرار کنید و تقوای الهی داشته باشید؛ امید است که مورد رحمت خداوند قرار گیرید
خداوند در این آیه شریفه مسلمانان را برادر هم خطاب می کند. ولی ما مسلمانان نسبت به این کلام پروردگار چه کار کرده ایم؟ آیا نمی بینیم که دولت های کفر، هر روز بهتر از دیروز؛ متحدتر در منافعشان که در حقیقت ضدیت با اسلام و مسلمین است؛ می شوند و ما هر روز آشفته تر؟
و جای بس تأسف و اندوه است که شاهد هستیم عده ای از مسلمانان یا بهتر بگویم مسلمان نماها، کشور هایی که ادعای اسلام دارند کاری به همدیگر ندارند و حرف هایی می زنند که از انسانیت و شأن انسان بودن به دور است...
هر گروهی از مسلمانان که در هر جای این کره خاکی به مشکلی بر بخورند؛ ما هم باید احساس همدردی کرده و در رفع مشکل آنها نهایت سعی را بکار ببندیم.

اسلام معتقد است مردم مسلمان در سراسر دنیا یک ملت هستند، لذا از آنان تعبیر به امت واحده می کند: "إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُون‏".(انبیاء، 92) و کشورهای اسلامی یک کشورند که در فقه اسلامی به آنها «دارالاسلام» در مقابل دارالکفر [هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت] اطلاق می شود.
بیاییم به طور جد این آیه را بار دیگر پیش روی خود قرار دهیم که آیا ما به وظیفه خود که آشتی دادن بین مسلمانان است؛ رفع گرفتاری مسلمانان است عمل کرده ایم؟ یا فقط تماشاگر بوده ایم؟

 

کمک به فلسطین چه سودی به حال ما دارد؟

در برخی از موارد چنین مطرح می شود که کمک به آنها چه سودی به حال ما دارند.برخی از افراد نیز در این حالت به این دام می افتند که برای این کار سودهایی بتراشند.

چنین سوالی از پایه ویران است چرا که کمک به دیگران می بایست بی هیچ چشم داشتی و بدون هیچگونه منتی صورت گیرد.

در اسلام اصل بر نیت است و به همین جهت ما از کمک به مظلوم نباید هیچ چشم داشتی داشته باشیم. البته اگر این کار در آینده سودی هم برای کشور داشته باشد باید از آن استقبال نمود ولی مشروط نمودن کمک به دیگران از جوانمردی نبوده و خلاف دستورات دینی است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى (بقره ،۲۶۴)

با این حال همانطور که عده ای هم بر می شمارند کمک به چنین گروه هایی در فلسطین ، لبنان ، سوریه و عراق ممکن است منافعی نیز نصیب ما صورت دهد.

در اسلام اصل بر نیت است و به همین جهت ما از کمک به مظلوم نباید هیچ چشم داشتی داشته باشیم. البته اگر این کار در آینده سودی هم برای کشور داشته باشد باید از آن استقبال نمود ولی مشروط نمودن کمک به دیگران از جوانمردی نبوده و خلاف دستورات دینی است.

چراغی که به خانه رواست به مسجد رواست؟

برخی بر این عقیده اند تازمانی که ما در داخل ایران فقیر داریم چرا باید به فلسطینی ها و لبنانی ها کمک کنیم؟

چنین سوالی دارای یک اشتباه منطقی است . در این سوال چنین استدلال شده است که مشکل فلسطین و لبنان از نوع مشابه با مشکل ایرانیان فقیر می باشد در صورتی که این طور نیست.

مسئله کمک به فلسطین و لبنان موضوع کمک به فقیر نیست که ما بگوییم چرا در حالی که در ایران فقیر داریم باید برویم به فقرای دیگران کمک کنیم.

موضوع کمک به فلسطین کمک به مظلوم در برابر ظالم است نه فقیر. موضوع این است که عده ای در حال ظلم به عده ای دیگر هستند.

در واقع چنین ضرب المثلی (هر چند هر ضرب المثلی حجت نیست) به هیچ وجه در اینجا واجد کاربرد نیست چرا که در این مثل مشکل خانه و مسجد از یک جنس است که این مشکل نداشتن چراغ است اما در مسئله کمک به فلسطین و فقرای ایران مسئله این است که عده ای در ایران فقیر هستند ولی در فلسطین عده ای تحت ظلم هستند.

بر فرض که برادر ما در خانه گرسنه باشد اما زورگویی در حال دزدی و قتل همسایه ماست آیا با این استدلال که باید به برادر کمک کنیم نباید به همسایه کمک کرد؟

در واقع اصلا موضوع در اینجا اصلا از یک جنس نیست. کمک های ایران به فلسطین و لبنان بیش از اینکه نقدی و مادی باشد کمک های معنوی و حمایتی بوده است.

حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: دشمن ظالم و کمک حال مظلوم باشید.( نامه ۴۷ :از وصیت‏هاى امام علی علیه السلام)

 

کلام آخر:

این روایت را همیشه به خاطر داشته باشیم: « مَن لا یَرحَم لا یُرحَم وَ مَن لا یَغفِر لا یُغفَر لَه» (نهج الفصاحه ص۷۴۵ ، ح۲۸۸۵) هر كس رحم نكند به او رحم نشود، هر كس نبخشد بخشیده نشود»
وقتی ما به یکدیگر رحم نکنیم،  زیر ساخت های کشور همسایه ی مسلمان خود را نابود کنیم، از داعشی حمایت بکنیم که به جز تخریب و سوزاندن و ویرانی هنری ندارد؛  باید هم منتظر پسرفت جوامع مسلمان و وضع نامطلوب خودمان باشیم و در مقابل پیشرفت جوامع کفر را ببینیم. چون سنگ جامعه کفر را به سینه زده (خواسته یا ناخواسته) و در جهت کمک به منافع او و در نتیجه پیشرفت او، عمر گرانمایه را هدر داده ایم.



- نظرات (0)

لباس مطلوب خانم ها در مجالس زنانه

نقل می ‌کنند آخوند ملا محمد کاشی، (از عرفای دو نسل پیش، و دارای چشم برزخی بوده است) در مدرسه صدر اصفهان زندگی می ‌کرد و از فرط پیری، به تنهایی توان انجام امور شخصی از قبیل استحمام را نداشت لذا هر بار، یکی از شاگردان وی، او را در امر استحمام یاری می ‌رساندند.

یک بار که در معیت یکی از شاگردان به حمام رفت، در حمام، شروع به خرده گیری و اعتراض و نق و نوق کردن به این شاگرد کرد در حالیکه عده‌ای در حمام این گونه رفتارِ آخوند با این شاگرد را مشاهده کردند به گونه‌ای که شاگرد در مقابل آن عده تحقیر شد و به قول خودمان، کنف شد؛ طلبه در ذهن خود می ‌پروراند که دیگر من این استاد را به حمام نمی ‌آورم به جای آنکه از من تشکر کند تازه به من غرغر هم می‌ کند!

وقتی از حمام خارج شدند استاد رو به طلبه گفت: دیگر مرا به حمام نمی ‌آوری؟! می‌ دانی چرا در درون حمام به تو غرغر کردم؟! به خاطر اینکه برخی از افرادی که در حمام بودند دارای صورت برزخی کریه ‌المنظری بودند و من نمی ‌خواستم بدین صورت آنها را مشاهده کنم لذا این طور احساساتت را جریحه دار کردم تا پرده‌ای مقابل چشمانم بیاید و آنها را به صورت معمولی مشاهده کنم.

آری، هر گونه دست بردن در احساسات دیگران (در جهت منفی)، عواقب سوء و آثار وضعی زیانباری برای انسان به ارمغان می ‌آورد.

به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است

یکی از فلسفه ‌های حرمت موسیقی حرام نیز همین است زیرا به جا و نا بجا، احساسات و عواطف انسان را به تلاطم می ‌اندازد و چنین امری، مخرب روح انسان است. همچنین، از فلسفه های حجاب، همین مطلب را متذکر شده اند.

بنابر این اگر خانمی با پوشیدن لباسی (در مقابل زنان دیگر)، دل دیگران را پریشان و فکر آنان را مشغول کند، به لحاظ ظاهر، برنده است اما به لحاظ روح و روانش، بازنده است و امور گرانقیمتی را از دست داده است.

روی سخن تنها داشتن حجاب به معنای پوشاندن خود از نامحرم (جنس مخالف) نیست بلکه آن ، یکی از مصادیق برای پوشش است.

«قُل لِلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکى لهَمْ  إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصنَعُونَ» (سوره ى نور، آیه ى 30)؛ به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است.

داشتن حیا و نکته ای که عرض شد را باید در همه جا، حتی در مجالس زنانه (در برابر هم جنسان خودمان) مد نظر رفتارها، حرف زدن ها و پوششمان داشته باشیم. یادمان باشد حیا جزو فطرت ما است: آیه ای  از داستان حضرت آدم و حوا (علیهماالسلام): «فَلَمّا ذاقا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءاتُهُمَا وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِن وَرَقِ الْجَنَّه (40)» : چون از آن درخت تناول کردند، زشتی ‌هایشان بر آنان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند.

لباس اسلامی

 

از سرگذشت حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) می ‌توان فهمید که ایشان هنگام برهنه شدن، مضطرب و پریشان شدند، زیرا برای رهایی از این حالت، به برگ درختان پناه آوردند و خود را با آن ‌ها پوشاندند و صبر نکردند تا لباس مناسبی بدست آورند.

در نزد بانوان هم پرهیزگاری و شرم و حیاء در پوشش را رعایت کنیم ... لباس و رفتارهایمان طوری باشد که نمایانگر حیاء ذاتی خانم باشد؛ چنانچه در کلامى گهربار از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) در بیان صفات عاقل آمده است: «صِفَةُ الْعاقِلِ... لایُفارِقُهُ الْحَیاءُ...» (بحار الأنوار، ج1 ص129 حدیث12)؛ ویژگى عاقل این است که هرگز حیا از او جدا نمى شود.

 

 

از امام باقر (علیه السلام) نیز نقل شده: «اَلْحَیاءُ وَالاْیمانُ مَقْرُونانِ فِی قَرْن، فَإذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» (الکافى، ج2 ص106 حدیث 4)؛حیا و ایمان در کنار هم در یک ظرف قرار دارند (و چنان به هم پیوسته اند که) اگر یکى از آنها برود، دیگرى هم به دنبالش خواهد رفت.

از ابی جعفر علیه السلام وارد شده: «واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد كله» (میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل مستنبط المسائل ، ج 14، ص 275)

زینت برای سایر محارم که شامل محل گردنبند و بالای آن، بازوبند و زیر آن و خلخال و آنچه پائین آن است می باشد.

بنابراین باید به این مهم توجه داشت كه از پوشیدن لباس حلقه ای، دامن های كوتاه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری کرد.
جواز نگاه كردن به زینت های باطنی زنان آن هم در محدوده ای كه در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است كه قصد لذت در بین نباشد و نگاه عاری از هرگونه هوس باشد.

یک خانم به جز برای همسر که کاملاً آزاد است، در جاهای دیگر باید حدود را رعایت کند، در جمع محارم لازم نیست حجاب داشته باشد اما هرگز هم نباید خدایی نکرده لباس های نیمه عریان بپوشد به این امید که همه محرمند

حواسمان باشد بعضی خانم ها هم نامحرمند

تاکنون شده بخواهید حرفی را بزنید فرض یکی از دوستان ایستاده باشد و شما حرفتان را نزنید ، بعد دوستان بپرسن چرا نگفتی؟ شما بگویید چونکه او آدم نامحرمی است و دیده ام که حرف دیگران را جلوی من می زند، ممکن است حرف مرا هم درجای دیگر بگوید!

در مجالس زنانه نیز متاسفانه بعضی خانم ها نامحرمند ! یعنی آنچه از ظاهر خانم ها در مجلس دیده اند را به راحتی برای برادر و شوهر و .... تعریف میکنند!!

این موضوع خیلی خطرناک است و مشکلات زیادی را هم تاکنون به وجود آورده است!!
متاسفانه رعایت نکردن خانم ها در پوشش در جمع همجنسان (در خوابگاه های دانشجویی، عروسی ها و...) مفاسد خیلی زیادی را به دنبال داشته است.
یادمان باشد یک خانم به جز برای همسر که کاملاً آزاد است، در جاهای دیگر باید حدود را رعایت کند، در جمع محارم لازم نیست حجاب داشته باشد اما هرگز هم نباید خدایی نکرده لباس های نیمه عریان بپوشد به این امید که همه محرمند!!!
امام علی علیه السلام فرمودند: مردی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسید: ای رسول خدا! خواهرم موهای خود را در مقابل من باز می گذارد. حضرت فرمودند: نه (نباید این کار را انجام دهد)؛ زیرا می ترسم وقتی چیزی از زیبایی ها و موها یا ساعد خود را برای تو نمایان کند, به گناه بیفتی. [بحارالأنوار, ج ۱۰۱, ص ۳۸؛ مستدرک الوسائل, ج۱۴, ص ۳۰۳]

پس به هوش باشیم  که اگر کمی در رفتارهای اجتماعی مان دقت کنیم، باور کنید بسیاری از مشکلات خود به خود حل خواهند شد ...


- نظرات (0)