سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

حرف اضافه موقوف

فضولی
سکانس اول:

دیروز یکی از بستگان سر زده اومده بود خانه مان ... خوب قدمش بر سر چشم ... ولی دخالت هایش را نمی توانم تحمل کنم ...
همش در زندگی ام سرک کشید ... همش سوال می کرد ... می گفت: چطور هنوز تلویزیون ٢١ اینچی قدیمی دارید؟! هنوز ال سی دی نخریده اید؟!
منم جوانم ... این حرف ها در اول زندگی روم تأثیر می ذاره ... شوهرم که آمد خانه به طور ناخود آگاه پایم را در یک کفش کردم که آبرو و حیثیتم را پیش فامیل بردی، زود باش تلویزیون را عوض کن ...
همین عاملی شده برای دعواها و جرو بحث های روزانه مان!

یه روز دیگه یکی دیگر میاد می گوید: چطور قابلمه هایت اینقدر زود خش برداشته؟!
شوهرم این را می شنود و شروع به توبیخ من و خانواده بیچاره ام می کند که چرا مادرت برای جهیزیه جنس خوب نخریده ؟!
ما می توانیم خوب و صمیمی زندگی کنیم اگر دیگران حرف اضافه نزنند، این حرف ها خسته مان کرده، زندگیمان دارد خراب می شود ...

 

سکانس دوم:

چند سالی است که از ازدواج زوج جوان می گذرد ... به هزاران دلیل خواه درست یا اشتباه تمایل به بچه دار شدن ندارند ...
مگر از من و شما نظر خواسته اند که مرتب در این مورد اظهار نظر می کنیم .... پشت سرشان حرف در می آوریم ... سوالات بی جا می پرسیم ...
چرا بچه نمی آورید؟... بچه دار نمی شوید؟... آخیی.... طفلکی ... خدا بهش بچه بده ... احتمالا بچه دار نمی شن.... معلوم نیست اشکال از زنس یا مرده ....
خدا نکند این زوج جوان از یک بچه خوششان بیاید و با او کمی بازی کنند و به او لبخند بزنند، حرفی نمی ماند که پشت سرشان زده نشود .... نگاه کن طفلکیا بچه می خوان، اما بچه دار نمیشن و ....

 

سکانس سوم:

راهرو ها دادگاه خانواده ... به سمت زن و شوهری می روم ... از نگاه هایشان به همدیگر و جمع شدن اشک در چشمانشان معلوم است که مشکلی با هم ندارند، پس این جا چه می کنند؟!!
به سمتشان می روم و از آنها دلیل بودنشان را می پرسم ...
هر دو با هم می گویند: ما با هم مشکلی نداریم ... از دست خانواده هایمان خسته شدیم ... مشکل ما دخالت های این و آن در زندگیمان است ... دیگر طاقت نداریم ...
3سال از زندگی مان می گذرد ... ما خودمان می توانیم خیلی خوب و صمیمی زندگی کنیم اگر حرف دیگران بگذارد ...

آخر چرا نمی گذارند ما جوان ها زندگی خودمان را بکنیم ... خوشی های حلال خودمان را داشته باشیم ... ما که به آنها کاری نداریم ...

با خودم گفتم چقدر خوب میشد ما آدم ها یاد می گرفتیم اینقدر از هم سوال نپرسیم، حرف اضافه نزنیم، توصیه های شخصی نکنیم...
این مانتو را چند سال قبل خریدی؟
شوهرت چقدر حقوق می گیرد؟  دستپخت همسرت خوب است یا نه؟ پدر زنت چند میلیون جهیزیه داد؟ خانه تان چند متر است؟
حرف اضافه، زندگی دیگران را خراب می کند. باور کنیم خیلی از آدم ها و جوانان خوب می توانند زندگی کنند ... زندگیشان خوش است اگر حرف های ما بگذارد ...

حواسمان باشد اگر این حس تجسس در میان جامعه فراگیر شود خودمان هم گرفتار این بلا می شویم و شاید یک روزی خود ما، عزیزی از خانواده ما این بلا شامل حالش بشود و این جا است که می بینی قرآن کریم چه زیبا و به جا  انسان را از این نوع كنجكاوی و تجسس از اسرار دیگران باز می‌ دارد و آن را در زمره رذایل اخلاقی انسان به شمار آورده

تجسّس کردن در زندگی دیگران را تعطیل کنیم ... به زندگی خودمان برسیم ... حواسمان باشد اگر این حس تجسس در میان جامعه فراگیر شود خودمان هم گرفتار این بلا می شویم و شاید یک روزی خود ما، عزیزی از خانواده ما این بلا شامل حالش بشود و این جا است که می بینی قرآن کریم چه زیبا و به جا بار دیگر سخن گفته است؛ از تجسس از اسرار دیگران باز می‌ دارد و آن را در زمره رذایل اخلاقی انسان به شمار آورده و می ‌گوید:
 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از بسیارى از گمان ها بپرهیزید كه پاره‏اى از گمان ها گناه است، و جاسوسى مكنید، و بعضى از شما غیبت بعضى نكند آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ از آن كراهت دارید. [پس‏] از خدا بترسید، كه خدا توبه ‏پذیر مهربان است.(حجرات، 12)
چرا که این کنجکاوی کردن و سرک کشیدن در زندگی این و آن، زندگی دختر و پسرمان، عروس و دامادمان، همسایه مان، دوستمان و... منجر به غیبت و بدگمانی می شود که امروزه متأسفانه کم شاهدش نیستیم ...
یاد بگیریم که در هر جایی سوال و پرس و جو کردن درست و خوب نیست ... کجا بودی ... این کی بود .. چی خوردی ... چی خریدی ... چند خریدی...

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء ... (مائده: 101)

حد و مرز كنجكاوی و پرس و جوی خود را باید رعایت كنیم تا درگیر نتایج سوء آن، که نمونه اش در مورد قوم بنی اسرائیل رخ داد نشویم ....

به بهانه سر زدن به دختر و خاله و ... بدون اجازه وارد حریم زندگیشان نشویم ...
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، به خانه‏ هایى كه خانه ‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است، باشد كه پند گیرید.(نور: 27)
چه قدر خوب می شد می دانستیم کجا و چه زمانی و چه چیزی باید بگوییم ... کم، درست و به موقع حرف بزنیم.


- نظرات (0)

حضرت یونس در شکم ماهی یا ساحل دریا؟


حضرت یونس علیه السلام

ترک اولی یونس، و قرار گرفتن او در شکم ماهی

حضرت یونس علیه السلام حق داشت که ناراحت گردد زیرا 33 سال قوم خود را دعوت کرد، تنها دو نفر به او ایمان آوردند، از این رو به طور کلّی از آن‌ها ناامید شد و بر ایشان نفرین کرد، و از میان آن‌ها بیرون آمد که از عذاب آن‌ها نجات یابد،ولی اگر او در میان قوم می‌ماند و باز آن‌ها را دعوت می کرد بهتر بود، چرا که شاید در همان روزهای آخر، ایمان می آوردند.

ولی یونُس که کاسه صبرش لبریز شده بود، آن کار بهتر را رها کرد و از میان قوم بیرون آمد، همین ترک اولی باعث شد که دچار غضب سخت الهی گردید.[ بحار،ج 14، ص 393 ـ 395]

یونس از نینوا خارج شد و به راه خود ادامه داد تا به کنار دریا رسید. در آن جا منتظر ماند، ناگاه یک کشتی مسافربری فرا رسید.

آن کشتی پر از مسافر بود و جا نداشت، امّا یونس ـ علیه السلام ـ از ملوان کشتی تقاضا و التماس کرد که به او جا بدهند، سرانجام به او جا دادند، و او سوار کشتی شد و کشتی حرکت کرد. در وسط دریا ناگاه ماهی بزرگی[ در مورد این ماهی بزرگ، مطالبی گفته شده مانند این که: نهنگ یا بالِن بوده است. در فرهنگ عمید آمده: «بالِن ماهی بزرگی است که دِرازی بدنش تا سی متر، و وزنش تا سی تُن می‌رسد، معده‌اش بسیار بزرگ است که چند خروار غذا در آن جا می‌گیرد، برای تنفس همیشه روی آب حرکت می کند، و بیش از یک ساعت نمی‌تواند در زیر آب بماند.

در مورد این که: یونس ـ علیه السلام ـ چند روز در شکم ماهی، روایات گوناگون وارد شده، از نُه ساعت، سه روز تا چهل روز گفته شده است، و این موضوع به خوبی روشن نیست

سر راه کشتی را گرفت، در حالی که دهان باز کرده بود، گویی غذایی می طلبید، سرنشینان کشتی گفتند به نظر می‌رسد گناهکاری در میان ما است که باید طعمه ماهی گردد. بین سرنشینان کشتی قرعه زدند،

قرعه به نام یونس ـ علیه السلام ـ اصابت کرد، حتی سه بار قرعه زدند، هر سه بار به یونس ـ علیه السلام ـ اصابت نمود. یونس را به دریا افکندند، آن ماهی بزرگ او را بلعید در حالی که مستحقّ ملامت بود.[ صافّات، 139 ـ 141؛ بحار، ج 14، ص 400]

ملامت حضرت یونس (علیه السلام) از این جهت بود که مرتکب ترک اولی شد و بهتر بود قومش را ترک نمی کرد.

ماهی یونس ـ علیه السلام ـ را به دریا برد، طبق روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است:

یونس ـ علیه السلام ـ چهار هفته (28 روز) از قوم خود غایب گردید، هفت روز هنگام رفتن به سوی دریا، هفت روز در شکم ماهی، هفت روز پس از خروج از دریا زیر درخت کدو، و هفت روز هنگام مراجعت به نینوا.[ بحار، ج 14، ص 398]

در مورد این که: یونس ـ علیه السلام ـ چند روز در شکم ماهی، روایات گوناگون وارد شده، از نُه ساعت، سه روز تا چهل روز گفته شده است، و این موضوع به خوبی روشن نیست.

در روایتی آمده: «خداوند به آن ماهی وحی كرد كه هیچ استخوانی را از یونس مشكن، و هیچ پیوندی را از او قطع نكن.» (تفسیر فخر رازی، ج 26، ص 165) ناگفته نماند که زنده ماندن یونس در شکم ماهی به اعجاز الهی است، و نمی‌توان آن را از نظر طبیعی حل کرد.]

یونس در درون تاریکی‌های سه گانه: تاریکی درون دریا، تاریکی درون ماهی و تاریکی شب قرار گرفت، ولی همواره به یاد خدا بود، و توبه حقیقی کرد، و مکرّر در میان آن تاریکی‌ها می گفت:

حضرت یونس

«لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ؛ ای خدای بزرگ معبودی یكتا جز تو نیست، تو از هر عیب و نقصی منزه هستی و من از ستمگران می‎باشم.»

سرانجام با انابه و تسبیح به درگاه الهی از شکم ماهی نجات یافت.

در آیه 88 سوره انبیاء آمده: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ»: (ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم).

آری یونس حقیقتاً توبه کرد و تسبیح خدا گفت و اقرار به گناه خود نمود تا نجات یافت، و در غیر این صورت، هم چنان در شکم ماهی می‌ماند، چنان که در آیه 143 و 144 سوره صافّات می خوانیم:

«فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِینَ * لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ : و اگر

پس اگر نه این بود كه او (در مدت عمرش و در شكم ماهى) از تسبیح‏گویان بود * حتما تا روزى كه (مردم) برانگیخته مى‏شوند در شكم آن ماهى مى‏ماند.»[ تفسیر برهان، ج 4، ص 35 ـ 37]

 

اکنون به اصل شبهه بر می گردیم.

خداوند در آیه 145 سوره صافّات می گوید: (سرانجام او را در سرزمینی خالی از گیاه افکندیم در حالی که بیمار بود): «فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِیمٌ » این آیه با آنچه در بالا گفتیم منافاتی ندارد.

در آیه 49 سوره قلم نیز خداوند می گوید: «لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ »: (اگر نه این بود كه نعمتى از جانب پروردگارش (توفیق، قبول توبه و ولایت معنوى) او را دریافت، همانا (از شكم ماهى) ملامت‏شده و مطرود به صحرایى بى‏گیاه افكنده مى‏شد (ولى مشمول رحمت گشت و با كمال حرمت افكنده شد)).

این آیه نیز با آیات بالا هیچ منافاتی ندارد. چراکه در این آیه نیز تصریح شده است که حضرت یونس (علیه السلام) نجات یافت. امّا اگر رحمت پروردگارش نبود، نجات می یافت در حالیکه ترک اولایش بخشیده نشده بود و مستحقّ سرزنش بود؛ نه اینکه نجات نمی یافت.

بنابراین این آیات هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند و اشکال کنندگان در معنای آیه 49 سوره قلم دچار اشتباه فاحشی شده اند.


- نظرات (0)

ذکری بسیار مجرب برای رفع گرفتاری ها

دعا کردن

تنها مونس و محبوب حقیقی انسان، خداوند مهربان می باشد و اوست که می تواند تمام مشکلات و گرفتاری های آدمی را رفع نموده و حاجات وی را برآورده نماید .


در کتب روایی بابی داریم به اینکه دعا سلاح پیامبران علیهم السلام می باشد. قرآن کریم از پیامبران علیهم السلام دعاهای متعددی را ذکر می کند.
از جمله از زبان حضرت یونس علیه السلام وقتی که در ظلمات شکم ماهی گرفتار شدند ، ذکر می کند:
لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
او در ابتدا خدا را به وحدانیت یاد می کند؛ اینکه که هیچ معبود و هیچ تکیه گاهى به جز الله نیست .
در مرحله بعدی خدا را تمجید و ستایش می کند و بعد عرضه می کند که خدایا مشکلی که برای من پیش آمده است علتش تو نیستی ... من خودم گناهکار و مقصر هستم و با رفتار خودم، به خودم ظلم کرده ام. ...

 

قانون کلی:

« وَكَذَلِكَ نُنجِی الْمُوْمِنِینَ؛ و بدین سان مومنان را نجات می دهیم.»

این قسمت از آیه نشان مى دهد آنچه بر سر یونس پیامبر علیه السلام آمد از گرفتارى و نجات یک حکم خصوصى نبود، بلکه با حفظ سلسله مراتب ، جنبه عمومى و همگانى دارد.

بسیارى از حوادث غم انگیز و گرفتاری هاى سخت و مصیبت بار، مولود گناهان ما است، تازیانه هایى است براى بیدار شدن، و یا کوره اى است براى تصفیه فلز جان آدمى، هر گاه انسان در این موقع به همان سه نکته اى که یونس علیه السلام توجه کرد توجه پیدا کند، نجات و رهایى حتمى است.

یکى از نام هاى خدا که هر کس او را با آن بخواند به اجابت مى رسد و هرگاه با آن چیزى را طلب نماید، به او مى دهد، دعاى یونس علیه السلام است .

چنانچه حدیثى است درالمنثور، از پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) نقل شده است که فرمود: یکى از نام هاى خدا که هر کس او را با آن بخواند به اجابت مى رسد و هرگاه با آن چیزى را طلب نماید، به او مى دهد، دعاى یونس علیه السلام است .

شخصى عرض کرد: اى رسول خدا، آیا او مخصوص یونس علیه السلام بود یا شامل جماعت مسلمانان نیز مى شود؟

فرمود: هم مربوط به یونس علیه السلام و هم همه مومنان، هنگامى که خدا را به آن مى خوانند. آیا گفتار خداوند را در قرآن نشنیده اى وَكَذَلِكَ نُنجِی الْمُوْمِنِینَ

این دلیل بر آن است که هر کس چنین دعایى کند، خداوند اجابت آن را تضمین فرموده است. (تفسیر نمونه، ج 13، ص 489)

در حقیقت این آیه مژده ای است برای مومنان که خدا نجات می دهد و وعده ای است از جانب خداوند.

بنابر این در موقع گرفتاری ها از خدا گلایه نکینم، خدا را متهم به ظلم نکنیم، به جای این کار ها خدا را این گونه بخوانید ...لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

دعا کردن
آثار برکات ذکر یونسیه

این ذکر شریف اثر بسیار عجیبی در رفع غم و اندوه دارد؛
امام صادق علیه السلام فرمودند: تعجب می کنم از چهار کس که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمی برند.
از جمله اینها فرمودند: تعجب می کنم از کسی که دچار غم و اندوه شده است اما به این سخن پناه نمی برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: "و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین "یعنی ما او را " حضرت یونس را به سبب این سخن " از غم و اندوه نجات دادیم و اینگونه ما مومنان را نجات می بخشیم. (کتاب راهنمای گرفتاران)
مرحوم کلینى نقل مى کند: مردى خراسانى بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود وعرضه داشت: فدایت شوم من تاکنون فرزند دار نشده ام، چه کنم؟

حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت بروی، آیه ( 87 سوره انبیاء) را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .
عالم بزرگوار حاج میرزا جواد ملکى تبریزى گوید: مداومت ذکر یونسیه در شبانه روز ترک نشود، هر چه زیادتر، اثرش هم زیادتر. اقل اقل آن چهار صد مرتبه است ، خیلى اثرها دیدم ، بنده هم تجربه کرده ام ، چند نفر هم مدعى تجربه اند. ( مجله حوزه علمیه ، شماره 4، ص 68)
آقا ملكی تبریزی از استادش ملاحسینقلی همدانی نقل می‌كند كه، برای تحصیل كمالات انسانی و معارف الهی هیچ چیزی به اندازه مداومت برسجده طولانی و گفتن ذكر یونسیه (لا إلهَ إلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین) موثر نمی ‌باشد.

ختم یونسیه:

از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصاً در میان نماز مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین جهت افاضات روحانی نقل شده است و این یکی از ختوماتی است که معمولاً اساتید در ابتدای سلوک به شاگردانشان توصیه می کنند.

ناگفته نماند که این ختم به منزله توبه ای حقیقی است اگر خالصانه برای خدا به جای آورده شود اثر شگرفی در پیشبرد انسان دارد .

مداومت ذکر یونسیه در شبانه روز ترک نشود، هر چه زیادتر، اثرش هم زیادتر. اقل اقل آن چهار صد مرتبه است ، خیلى اثرها دیدم

وقتی از مرحوم آیت الله کشمیری پرسیدند بهترین کار برای سالک در کدام یک از اعمال عبادی است؟ فرمودند: بهترین آن سجده است که ذکر یونسیه در آن گفته شود و فرمودند: ذکر یونسیه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد. (آفتاب خوبان اثر استاد علی اکبر صداقت)

 

ذکر بعد از نماز مغرب و عشاء در شب جمعه

امام صادق (علیه السلام) دعایى را از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) و آن حضرت از امام زین العابدین (علیه السلام) و آن حضرت از امام حسین بن على (علیه السلام) و آن حضرت از امیرالمومنین (علیه السلام) و آن حضرت از رسول خدا (صلی الله و علیه وآله ) و آن حضرت از جبرئیل - صلوات الله علیه - و جبرئیل هم از خداوند بزرگ گرفته است، براى شفاى هر دردمند و گرفتارى نقل فرموده است .
آن دعا این است که در شب جمعه بعد از نماز مغرب و عشاء بگوید: لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (بحارالانوار، ج 95، ص 10)


- نظرات (0)

اصول و تکنیک های ارتباط موثر با قرآن مجید

قرآن کریم  
ماه رمضان با تمام بركت ها و فیوضات بی حد و حصرش به پایان رسید.

از اعمالی که در این ماه به آن بسیار سفارش شده، تلاوت قرآن کریم است.

ان شاءالله که با اتمام این ماه مبارک، بر تلاوت قرآن همت بیشتری داشته و روزی را بدون این کتاب الهی به اتمام نرسانیم.

ماه خدا به پایان رسید ... ماهی كه بندگان خدا برای رسیدن به آن لحظه شماری می كردند و وقتی خطبه های پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مبنی بر ورود این ماه با گوش جان می شنیدند، جسم و جان آنان حیاتی دوباره می گرفت.

ماهی كه عظمت آن به نزول قرآن مجید است و تنها ماهی است كه در قرآن مجید از آن به صراحت نام برده شده است.

ماهی سرشار از فرصت های طلایی برای خدایی شدن، فرصت هایی طلایی كه اگر از آنها استفاده نکرده باشیم، کوله باری از غم و غصه ما را همراهی می کنند چرا كه مولای متقیان امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:

« اذا أمکنک الفرصه فانتهزها فان اضاعه الفرصه غصه: اگر فرصتی برایت پیش آمد، به سرعت از آن بهره بگیر؛ چرا که از دست دادن فرصت ها اندوه، در پی خواهد داشت.» [غررالحكم:ح4124]

و به همین جهت یكی از بهترین نام هایی را كه می توان برای این ماه انتخاب كرد، ماه فرصت هاست.

فرصت خوبی بود ... فرصت خلوت کردن با خود ... خلوت کردن با خدا ... درد و دل کردن ... مناجات کردن ... و در یک کلام آشتی کردن با خدای مهربان .

یكی از ویژگی های مهمی كه رسول خدا صلی الله و علیه وآله برای این ماه ذكر كردند، فرصتی برای آشتی دوباره با قرآن مجید است، كتابی كه در طول سال در طاقچه خانه گرد و غبار مظلومیت بر آن می نشیند و ماه رمضان فرصتی دوباره برای انس و آشتی با آن است و به همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ: و هر كس كه در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسی را دارد كه در ماه های دیگر قرآن را ختم كرده باشد.» [خطبه شعبانیه]

و خوشا به حال كسانی كه در این مهمانی، موفق به ختم قرآن مجید شده اند.

نکته ای که از باب تذکر اول به خودم بعد به دوستان عزیزم دارم این است که حواسمان باشد تلاوت قرآن را منوط به روزهای ماه رمضان ندانیم، قرآن را وارد برنامه های روزانه ی خودمان بکنیم به طوری که روزی بدون تلاوت آیات این کلام الله نور طی نشود.

اگر فرصتی برایت پیش آمد، به سرعت از آن بهره بگیر؛ چرا که از دست دادن فرصت ها اندوه، در پی خواهد داشت

در اینجا یك معادله و برنامه ریزی بسیار ساده را برای شما همراهان گرامی بیان می كنیم تا به راحتی بتوانیم همان طور که توفیق تلاوت و ختم قرآن را در ماه رمضان داشته ایم، در طول سال هم از آن بهره مند باشیم...

 

معادله:

قرآن 600 صفحه است (به علاوه 4 صفحه از سوره های كوچك)

اگر عدد 600 را بر 30 روز تقسیم كنیم، سهم هر روز 20 صفحه می شود.

حال اگر عدد بیست را بر نمازهای پنج گانه تقسیم كنیم برای هر وعده نماز تنها 4 صفحه اختصاص پیدا می كند و با این معادله ساده اگر تنها بعد از هر نماز 4 صفحه از این كتاب الهی را تلاوت كنیم می توانیم در هر ماه یك ختم كامل قرآن مجید داشته باشیم.و چه زیبا می شود آن سالی که هر ماهش قرآنی ختم می شود ...

اما در ارتباط با انس با قرآن مجید و تلاوت آیات الهی، از آیات و روایات اسلامی نكات مهمی استفاده می شود كه با به كار گیری این نكات می توانیم از بركت های آن استفاده بیشتری ببریم و تأثیرات مادی و معنوی آن را در زندگی كاملاً احساس كنیم.

نكته اول: یكی از الفاظ مهمی كه در آیات الهی برای خواندن و ارتباط با قرآن مجید بیان شده است لغت تلاوت است كه 63 مرتبه در آیات متعدد تكرار شده است، آیاتی چون:

«لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ: [ولى همه آنان‏] یكسان نیستند. از میان اهل كتاب، گروهى درستكردارند كه آیات الهى را در دل شب مى‏ خوانند و سر به سجده مى ‏نهند» [آل‏ عمران :113]

اینكه منظور از تلاوت چیست، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان روایتی را از وجود مبارك امام صادق علیه السلام نقل می كنند كه هشت نكته مهم را در این باره بیان می كند:

«1- ترتیل آیات.     2- تفقّه در آیات.    3- عمل به آیات.     4- امید به وعده ‏ها.    5 - ترس از وعید ها.   6- عبرت از داستان‏ها.    7- انجام اوامر الهى.    8 - ترك نواهى

در پایان حضرت می فرماید: حقّ تلاوت تنها حفظ آیات، درس حروف، قرائت و تجوید نیست.»[كافى، ج 1 ص 215]

حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها : «سه چیز از دنیای شما محبوب من گشته است: تلاوت كتاب خدا، نگاه به صورت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) و انفاق در راه خدا»

همچنین رسول خدا صلی الله و علیه وآله در خطبه شعبانیه در ارتباط با انس قرآن مجید لغت تلاوت را به كار برده اند. در این جا این سوال مهم مطرح می شود كه منظور از تلاوت قرآن چیست؟ آیا به مطالعه سریع قرآن آن هم بدون توجه به معانی و نكات و توصیه هایی كه در آن مطرح شده است نیز می توان تلاوت قرآن گفت؟

برای پاسخ به این سوال مهم یك روایت شنیدنی از حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها نقل شده است كه به خوبی هر چه تمام تر روش ارتباط با قرآن مجید را به ما می آموزد، ایشان در روایتی گهربار می فرمایند:

«حُبّب اِلَیَّ مِنْ دنیاكُم ثلاثُ: تلاوة كتاب الله والنّظر فی وجه رسول الله والانفاق فی سبیل الله: «سه چیز از دنیای شما محبوب من گشته است: تلاوت كتاب خدا، نگاه به صورت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) و انفاق در راه خدا».[ وقایع الایام- ص 295]

اولین چیزی که محبوب حضرت زهرا سلام الله علیها است تلاوت كتاب خداست، اما منظور از تلاوت چیست؟

همانطور كه بیان شد و از روایات نیز استفاده می شود، می توان سه ركن اساسی و مهم برای تلاوت قرآن مجید ذكر كرد:

1- قرائت قرآن مجید

2- فهم قرآن مجید

3- عمل به قرآن مجید

امید است كه این سه ركن اساسی را (قرائت، فهم، عمل) را رعایت كنیم تا هر چه بیشتر از بركات انس با كتاب خدا بهره مند شویم، چرا كه با این سه بعد مهم است كه تاثیرات شگرف این ارتباط در جامعه هویدا می شود و جامعه اسلامی به سوی پیشرفت و تعالی در ابعاد مختلف حركت می كند.


- نظرات (0)

دوستت را در این 3 چیز امتحان کن!

دوست واقعی
امام صادق (علیه السلام) درباره این که دوستان خود را به داشتن چه خصلت‌هایی امتحان کنیم؟ فرمودند: "برادران خود را به دو خصلت بیازمایید. اگر آن دو خصلت را داشتند با آنها دوستی کن و گرنه از ایشان دوری کن، دوری کن، دوری کن. (آن دو خصلت این‌ هاست): "پایبندی به خواندن نماز در وقت خود و نیکی کردن به برادران در روزگار سختی و آسایش.

دوستى، رفاقت و برادرى را مى ‌توان یكى از شاخ و برگ ‌هاى درخت اجتماع و از جمله نعمت‌ هاى بزرگ الهى به حساب آورد كه خداوند نیز به آن عنایت خاصى دارد، تا آنجا كه مى‌فرماید:

«... وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً ...» (آل عمران / 103)؛ به یاد آرید نعمت ‌هاى خداوند را كه دشمن یكدیگر بودید و او میان دل هاى شما الفت ایجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شدید.

بنابراین اسلام نه ‌تنها دوستى و رفاقت با افراد واجد شرایط را تأیید مى‌كند، بلكه ما را به برادرى و دوستى و رفاقت امر فرموده است. چرا که مصاحبت با صالحان رنج و تعب را مى ‌بَرد، به روح و روان نشاط مى‌ بخشد و هنگام گرفتارى، بسیارى از مشكلات بدین وسیله حل مى ‌شود. و بالاتر از همه اینکه زندگى را از ابتذال و پوچى نجات مى ‌دهد و با ارزش‌ هاى متعالى آشنا مى ‌كند و موجب قرب به خدا مى ‌شود.

چنانچه در روایتى پیامبر صلى الله علیه وآله مى ‌فرمایند:

«أُنْظُرُوا مَنْ تُحادِثُونَ، فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَد یَنْزِلُ بِهِ الْمَوْتُ إِلاّ مُثِّلَ لَهُ أَصْحابُهُ إِلى اللّهِ، فَإِنْ كانُوا خِیاراً فَخِیاراً وَإِنْ كانُوا شِراراً فَشِراراً...» (اصول كافى، ج 4، ص 451)

بنگرید با چه كسى هم سخن مى‌شوید، زیرا هر كس كه مرگش فرا رسد، در پیشگاه خداوند یارانش در برابرش مجسّم مى ‌شوند. اگر از نیكان باشند، او نیز در زمره نیكان قرار مى‌ گیرد و اگر از بدانند، او نیز در زمره بدان قرار مى‌ گیرد.

در این میان اسلام برای اینکه چه کسانی را برای دوستی خود انتخاب کنیم راهکارها و کدهایی ارائه نموده است که در این فرصت به چند نمونه از این کدها با توجه به روایات می پردازیم:

بنگرید با چه كسى هم سخن مى‌شوید، زیرا هر كس كه مرگش فرا رسد، در پیشگاه خداوند یارانش در برابرش مجسّم مى ‌شوند. اگر از نیكان باشند، او نیز در زمره نیكان قرار مى‌ گیرد و اگر از بدانند، او نیز در زمره بدان قرار مى‌ گیرد.

رسول خدا صلى الله علیه وآله می فرماید:

اى ابوذر، همنشین و دوست صالح بهتر از تنهایى است و تنهایى بهتر از همنشین بد است. (بحارالانوار، ج 77، ص 84)

در روایتی از امام صادق علیه السلام داریم که می فرمایند: "هیچ کس را دوست خود مخوان، مگر آن که در سه ‏چیز او را بیازمایی: او را به خشم آوری و ببینی که آیا این خشم او را از حقّ به باطل می‏ کشاند؛ در درهم و دینار و در سفر کردن با او". (همان)

 

سعه صدر در مقابل عصبانیت

در جمع های دوستانه, این طور نیست كه همه امور و برخوردها رضایت بخش و با سلیقه و میل و روحیات یكایك افراد سازگار باشد. به جز معصومان(علیهم السلام)، انسان های دیگر مصون از خطا و اشتباه نیستند و ممكن است از روی عمد یا خطا لغزش هایی از سوی برخی دوستان صورت گرفته و سبب رنجش دیگران شوند.

از این رو هر یك از دوستان بر اساس حكم عقل و آموزه های دینی باید قبل از هر چیز با تمرین و ممارست، سعه صدر و قدرت لازم برای تحمل این قبیل لغزش ها را كسب كنند تا بتوانند با اخلاق نیكو و برخوردی شایسته و به دور از عصبانیت و خشم و متوسل شدن به ابزار ناروا از كنار آن ها عبور كنند و بر دوستی های خود تداوم بخشند .

بزرگان دین، ظرفیت نداشتن و برخوردار نبودن از سعه صدر و قدرت تحمل لغزش های دوستان را از جمله عوامل منفی و از صفات ناپسند دوستان دانسته و توصیه كرده اند دوستان خود را با توجه به این نكته انتخاب كنید .

بزرگان دین، ظرفیت نداشتن و برخوردار نبودن از سعه صدر و قدرت تحمل لغزش های دوستان را از جمله عوامل منفی و از صفات ناپسند دوستان دانسته و توصیه كرده اند دوستان خود را با توجه به این نكته انتخاب كنید .


امام صادق(علیه السلام) به بعضی از اصحاب خود فرمود: كسی كه سه بار به تو خشمگین شد و در حق تو بد نگفت، او را دوست خود كن. (بحارالانوار، ج 78، ص 251)

آن حضرت در جایی دیگر می فرماید:

كسی را به علامت دوستی نشناس تا او را در سه چیز آزمایش كنی:

1ـ به خشمش بنگر كه آیا او را از حق به باطل می كشاند یا خیر;    2ـ در درهم و دینار;       3- مسافرت كردن. (همان)

سعدی گوید:
یار آن بـود كه صبر كند بـر جفای یار                                           ترك رضای خویش كند در رضای یار
دوست واقعی كسی است كه به ستم و جفای دوست خود بردبار باشد و رضایت او را بر رضای خود مقدم دارد.

در حال بی ‌نیازی و فقر، دوستی او عوض نشود

امام ‌باقر علیه السلام فرمود: بدترین دوست كسی است كه تو را به هنگام بی ‌نیازیت حفظ كند و به وقت تنگدستی رها سازد. (میزان الحكمه، ج 1، ص 53)

سعدی گوید:
                         دوست مشمار آن كه در نعمت زند                               لاف یاری و برادر خواندگی
                        دوست آن باشد كه گیرد دست دوست                        در پریشان حالی و درماندگی

 

به نماز اهمیت بدهد

قرآن می‌ فرماید: «ای اهل ایمان با آن گروه از اهل كتاب و كافران كه دین شما را به بازیچه گرفتند دوستی مكنید. زمانی كه شما ندای نماز بلند می ‌كنید آن را به مسخره و بازی می ‌گیرند زیرا آن قوم مردمی نادان و بی‌ خردند.» (مائده، آیه 57)

ان شاء لله که بتوانیم با انتخاب دوستان شایسته مسیر قرب الی الله را به راحتی و زیبایی طی کنیم.



- نظرات (0)

نمازت را قضا کن!


ریا کاری

مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجد می سازیم.
گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا.
بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد بهلول» و شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.
سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول».

ناراحت شدند؛ بهلول را پیدا کردند و به باد کتک گرفتند که زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می کنی؟
بهلول گفت: مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضاً مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند ...

نمازت را نیز قضا کن

مرد زاهدی، روزی به مهمانی شخصیتی بزرگ رفت. هنگام غذا خوردن فرا رسید. زاهد از عادت همیشگی غذا کمتر خورد .
بعد از غذا، نوبت نماز خواندن رسید. مرد زاهد به نماز ایستاد، اما بر خلاف همیشگی، نماز را طولانی به جا آورد. پس از آنکه به خانه رسید، از همسرش طعام خواست.
پسر او که همراهش بود، با تعجب پرسید: مگر در مهمانی به اندازه کافی غذا نخوردی؟
پدر گفت: کم خوردم تا آدم پرخوری جلوه نکنم و برای روزهای آینده برای خود موقعیتی کسب کنم !
پسر با شنیدن شرح ریا کاری پدر به او گفت: پدر جان! نمازت را نیز قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید !

مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضاً مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند ...

دو داستانی که در بالا ذکر شده، به طرق مختلف در زندگی هر یک از ما گاهاً اتفاق افتاده است ... یا برای خودمان یا در رفتار آدم های اطرافمان مشاهده کرده ایم... در درجه بندی های مختلف ... کم یا زیاد ... کم رنگ یا پر رنگ ...

موضوع ریا یکی از مهم ترین موضوعاتی است که ما در رفتارها و اعمالمان خیلی باید به آن توجه داشته باشیم ... در انفاق کردن هایمان ... در نیت هایمان ...

خطرناک بودن ریا آن وقت بدن را می لرزاند که این روایت از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله را می خوانیم:

«ان اخوف ما اخاف علیکم الشرک الاصغر قالوا و ما الشرک الاصغر یا رسول الله؟ قال الریا، یقول الله تعالی یوم القیامه اذا جاء الناس باعمالهم اذ هبوا الی الذین کنتم ترائون فی الدنیا، فانظروا هل تجدون عندهم من جزاء ؟!

خطرناک ترین چیزی که از آن بر شما می ترسم،شرک اصغر است اصحاب گفتند شرک اصغر چیست ای رسول خدا؟ فرمود: ریاکاری، روز قیامت هنگامی که مردم با اعمال خود در پیشگاه خدا حاضر می شوند، پروردگار به آنها که در دنیا ریا کردند می فرماید: به سراغ کسانی که به خاطر آنها ریا کردید بروید، ببینید پاداشی نزد آنها می یابید» (بحار الأنوار، ج 72، ص 303)

ریا کاری
ریاکاران چه کسانی هستند؟

قرآن کریم در آیات نورانی خود ریاکاران را معرفی می کند:
کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت ندارند:
«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَ الاذَی کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ» (بقره/264)
با توجه به تفسیری که در مورد این آیه آمده است افرادی را که صدقه می‌ دهند و به دنبالش منّت می‌ گذارند و اذیّت می ‌کنند تشبیه به افراد ریاکار بی ‌ایمان کرده که صدقاتشان باطل و بی ‌اجر است. (طباطبایی، محمد حسین؛ تفسیر المیزان، سید محمد باقر همدانی، ج2، ص597)

عمل شخص ریاکار از ابتدای عملش باطل است چون چنین شخصی اصلاً ایمان به خدا و روز جزا ندارد که از او کاری پذیرفته شود.

منافقان:

«إِنَّ الْمُنَافِقِینَ ... یُرَآوُونَ النَّاسَ وَ لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً » (نساء/142)
«منافقان... هنگامی که به نماز بر می ‌خیزند با کسالت بر می ‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌ کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی ‌نمایند.»

تکذیب کنندگان روز جزا:

«ارَایتَ الَذی یُکَذِّبُ بِالدِین... الَذینَ هُم یُراوُون» (ماعون/1و6)
«آیا کسی که روز جزا را پیوسته انکار می ‌کند دیدی؟!... همان کسانی که ریا می‌ کنند.»

همنشینان شیطان:

« وَ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ مَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاء قِرِینًا »(نساء/38)
«و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌ کنند و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند (چرا که شیطان رفیق و هم نشین آنهاست) و کسی که شیطان قرین او باشد بد همنشین و قرینی است.»

هر چه فكر كردم، دیدم در نفسم یك تغییری هست در صورتی كه مثل شیخ بهایی پشت سر من نماز بخواند. این بود كه از ترس ریا نماز نخواندم. 

 ریاکار از محبت خدا به دور است

« ...إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا...و َالَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ...» (نساء/36-38)
«... خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است دوست نمی ‌دارد...و آنها کسانی هستند که احوال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کنند...»

ریاکاری شرک است

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده:
«کُلُّ رئاءٍ شِرْکٌ إنَّه مَنْ عَمِلَ لِلنّاسِ کان ثَوابُهُ عَلَی النّاسِ و من عَمِلَ للهِ کان ثوابُهُ عَلَی اللهِ»
«هرگونه ریایی شرک است، هر کس برای مردم کار کند پاداشش به عهدۀ مردم است و هر کس برای خدا کار کند ثوابش بر خداست.» (مكارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، ج 13، ص 407)

ریا که به جای خود، از ترس ریا فرار کنیم

مولا عبد اللّه شوشتری به منزل شیخ بهایی رفت. وقت نماز شد. شیخ بهایی از او خواست كه نماز جماعت بخواند. مرحوم شوشتری مقداری فكر كرد، جوابی نداد و با سرعت به منزل خود برگشت.

بعضی از دوستان از او سوال كردند كه آقا شما با اهتمامی كه به نماز اوّل وقت دارید، چرا در منزل شیخ بهایی نماز نخواندید؟

گفت: هر چه فكر كردم، دیدم در نفسم یك تغییری هست در صورتی كه مثل شیخ بهایی پشت سر من نماز بخواند. این بود كه از ترس ریا نماز نخواندم. 




- نظرات (0)

"شهید" در قرآن

شهید در قرآن

واژه‏ى شهید و مشتقات آن بارها در قرآن كریم درباره‏ى پیامبر، فرشته‏ى مراقب اعمال انسان‏ها، امت اسلام، جان باخته در راه خدا، گواه و حاضر به كار رفته است؛ اما شهید به معناى فدایى در راه خدا، یكى از مقدس‏ترین واژگان قاموس دینى است كه در قرآن كریم به صورت «مقتول فى سبیل اللّه» از آن تعبیر شده است.

اهل لغت گفته‏اند:

كشته شدگان در راه خدا را از آن جهت شهید گویند كه فرشتگان رحمت بر مشهد او حاضر مى‏شوند. بعضى دیگر گفته‏اند: زیرا خداوند متعال و فرشتگان بر رستگارى او گواهى مى‏دهند.

گروه سومى نیز گفته‏اند: چون در روز قیامت از او گواهى مى‏طلبند.

به طور كلى شهیدان داراى این ویژگى‏هاى هستند:

الف - زنده بودن در نزد خدا؛ «و لا تقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموات بل أحیاء ولكن لا یشعرون». (1)

ب - از روزى خداوند در عالم برزخ بهره‏مند مى‏شوند؛ «و لا تحسبنّ الّذین قتلوا فى سبیل اللّه أمواتاً بل أحیاء عند ربّهم یرزقون». (2)

ج - مورد مغفرت خدا قرار مى‏گیرند؛ «و لئن قتلتم فى سبیل اللّه أو متّم لمغفرة من اللّه و رحمة خیر ممّا یجمعون». (3)

د - پاداش بزرگ دارند؛ «و من یقاتل فى سبیل اللّه فیقتل أو یغلب فسوف نؤتیه أجراً عظیماً». (4)

ه - اعمال شهیدان هرگز تباه نخواهد شد؛ «و الّذین قتلوا فى سبیل اللّه فلن یضلّ أعمالهم». (5)

و - شهادت كفّاره‏ى گناهان و ضمانت بهشت است؛ «فالّذین هاجروا و أخرجوا من دیارهم و أوذوا فى سبیلى و قاتلوا و قتلوا لأكفّرنّ عنهم سیّئاتهم و لأدخلنّهم جنّات تجرى من تحتها الأنهار ثواباً من عند اللّه». (6)

پیوند به:

کلمات فارسی در قرآن

---------------------------------

پی نوشت ها:

1- بقره/154.

2- آل عمران/169.

3- همان/157.

4- نساء/74.

5- محمد/4.

6- آل عمران/195و نیز بنگرید به: دانشنامه قرآن، ج2، ص1338.

----------------------------------

منبع:

قرائتی، محسن، هزارو یک نکته از قرآن.


- نظرات (0)

پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله جان مردم


او جان مردم است!

خداوند متعال انبیاى الهى را" برادر مردم"  می کند چنانکه می فرماید:: «و إلى أخاهم هوداً» (1) و «و إلى مدین أخاهم شعیباً» (2)

در برادرى گرچه مهربانى مطرح است، اما گاهى كار به جدایى و عداوت مى‏كشد، مانند برادران یوسف.

اما خداوند پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله را جان مردم یاد كرد؛ «لقد جاءكم رسول من أنفسكم»، (3) و انسان از جان خود جدا نمى‏شود، و به آن عداوت نمى‏ورزد. از این رو، بعضى از پیامبران هلاك قوم خود را خواستند، اما پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله براى آزار دهندگانش طلب مغفرت كرد. (5-4)


پی نوشت ها:

1- اعراف/56.

2- اعراف/85.

3- توبه/128.

4- کشف الاسرار، ج3، ص668.

5- ر.ک: قرائتی، محسن، هزارو یک نکته از قرآن


- نظرات (0)

پذیرفتن ولایت على ‏علیه السلام علامت حزب اللّه


علامت حزب الله چیست؟

«و من یتولّ اللّه و رسوله و الّذین ءامنوا فانّ حزب اللّه هم الغالبون» (1)

منظور از تولّى در آیه‏ى شریفه، محبت و دوستى نیست، بلكه همان پذیرفتن ولایت و حكومت خدا و رسولش و ایمان آورندگان است.

سؤال: آیا مقصود از «الّذین ءامنوا» مطلق مؤمنان است یا شخص خاص؟ با توجه به آیه‏ى قبل كه این آیه عطف بر آن است؛ «انّما ولیّكم اللّه و رسوله و الّذین أمنوا یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّكوة و هم راكعون» روشن مى‏شود كه منظور از «الّذین أمنوا» حضرت على ‏علیه السلام است. زیرا فریقین آیه‏ى «انّما ولیكم اللّه» را در باره‏ى على ‏علیه السلام مى‏دانند كه در حال ركوع انفاق كرد. بنابراین، مقصود از «الّذین ءامنوا» در این آیه نیز امیر المؤمنین‏علیه السلام است.

در روایت بسیار جالبى از رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله نقل شده است: «من أحبّ أن یركب سفینة النّجاة و یستمسك بالعروة الوثقى و یعتصم بحبل اللّه المتین، فلیوالِ علیّاً بعدى و لیعادِ عدوّه ولیأتمَّ بالهداة من وُلده، فانّهم خلفائى و أوصیائى .... حزبهم حزبى و حزبى حزب اللّه و حزب أعدائهم حزب الشیطان». (2)

پی نوشت ها:

1- مائده/56.

2- بجار الانوار، ج23، ص144ترجمه: "هر که دوست دارد که بر کشتی نجات سوار شود و به دستاویزی استوار چنگ درزند، پس باید بعد از من علی (ع) را دوست بدارد و با دشمنش دشمن باشد و به منظور هدایت یافتن از فرزندانش(ع) پیروی کند، چه؛ ایشان جانشینان و نمایندگان من هستند ... حزب آنها حزب من و حزب من، حزب خدا و حزب دشمنان آنها حزب شیطان است."

منبع:

 قرائتی، محسن، هزار و یک نکته از قرآن کریم.



- نظرات (0)

دو گوهر پر بها


قرآن

رابطه قرآن و حدیث

قرآن و حدیث دو گوهر گران بها و دو گنجینه بى پایان و دو دریاى بى كران اند. رسول گرامى، امت اسلام را به چنگ زدن و همراهى با آن دو دعوت كرد:

«انى تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى»(1)

گرچه این دو گنج جدایى بر نمى تابند و در كنار هم، عامل هدایت اند، اما مصدریّت و محوریت از آنِ قرآن است.

پیامبر و امامان، میزان سنجش گفتار خویش را قرآن قلمداد كرده و انتساب آن چه را با قرآن نسازد از خود سلب كردند:

خطب النبى(ص) بمنى فقال: ایها الناس ماجاءكم عنى یوافق كتاب الله فانا قلته وما جاءكم یخالف كتاب الله فلم اقله.(2)

عن ابى عبدالله(ع) قال: ما لم یوافق من الحدیث القرآن فهو زخرف.(3)

با این همه، تاریخ قرآن و حدیث و گذشته آن، دردآور است. در برهه اى از تاریخ، نظریه «حسبنا كتاب الله» غلبه یافت و عترت و سنت كنار نهاده شدند؛ كتابت حدیث ممنوع و از خلافت عترت جلوگیرى به عمل آمد. و این ضایعه اى جبران ناپذیر بر جامعه اسلامى بود.

از سوى دیگر برخى، تنها حدیث را برگرفته و به مهجوریت قرآن دامن زدند و تا آن جا پیش رفتند كه ظهور قرآن را بدون حدیث حجت ندانسته(4)و كناره گیرى از قرآن و روى آوردن به حدیث را عاقبت به خیرى تلقى كردند.(5)و نیز تا بدان جا كشیده شد كه تفسیر قرآن كریم ذبح علمى شمرده شد(6)و تخصص در علوم اسلامى به ویژه فقه بدون فراگیرى آیه اى از قرآن میسور گشت.(7)شكل گیرى نحله اى با عنوان «اهل الاخبار»(8)  یا «اخبارى گرى» حكایت از این دارد. علامه طباطبایى در تفسیر ارزش مند خود پس از نگاهى دردآلود به این گذشته اسف بار مى گوید:

ان اهل السنة اخذوا بالكتاب وتركوا العترة؛ فآل ذلك الى ترك الكتاب لقول النبى(ص): «انهما لن یفترقا». و ان الشیعة اخذوا بالعترة و تركوا الكتاب؛ فآل ذلك منهم الى ترك العترة لقوله(ص): «انهما لن یفترقا» فقد تركت الامة القرآن و العترة (الكتاب و السنة) معاً». (9)

اهل سنت كتاب را گرفته و عترت را رها ساختند و در نتیجه قرآن هم كنار نهاده شد، زیرا پیامبر(ص) فرمود: قرآن و عترت جدایى ندارند. شیعیان عترت را گرفته و قرآن را رها كردند و این به ترك عترت انجامید، زیرا رسول خدا(ص) فرمود: آن دو از یكدیگر جدا نمى شوند. از این رو امت اسلام، قرآن و عترت و كتاب و سنت را رها ساختند.

امام خمینى نیز رنج مهجوریت قرآن را چنین بیان كرده است:

… تا آن جا كه قرآن كریم كه براى رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمان ها بلكه عائله بشرى، از مقام شامخ احدیت به كشف تام محمدى(ص) تنزل كرد كه بشریت را به آن چه باید برسند، برساند و این ولیده علم الاسماء را از شر شیاطین و طاغوت ها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حكومت را به دست اولیاءالله معصومین ـ علیهم صلوات الاولین و الاخرین ـ بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشریت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند كه گویى نقشى براى هدایت ندارد». (10)

اینك كه به اجمال از پیشینه غم آلود جدایى قرآن و سنت سخن رفت و بر همراهى حدیث با قرآن تأكید شد، این پرسش خود مى نماید كه حدیث در جنب قرآن چه نقشى دارد؟ كدامین گره و عقده قرآن با حدیث باز مى شود؟

چراكه از یك سو قرآن خود را نور معرفى كرده و در پرتوافشانى، به غیر خود نیازمند نیست،(11) و از سوى دیگر قرآن، بیان

(12) و تبیان(13) است و از روشن گرى جز خود بى نیاز. و از طرف دیگر جامع است كه: الیوم اكملت لكم دینكم(14) لارطب ولایابس الا فى كتاب مبین(15)؛ مافرطنا فى الكتاب من شئ(16)و آیات دیگر.(17)

پس قرآن نه امرى را فروگذار كرده كه به حدیث نیاز باشد و نه در بیانش اجمال و ابهام است كه روشن گرى بطلبد.

این پرسشى جدى است و دغدغه گروهى از محققان بوده و هست.

علامه طباطبایى كه در مقدمه تفسیرش بر بى نیاز قرآن از غیر خود تاكید ورزیده(18) در كتاب «قرآن در اسلام »با این پرسش به طور جدّ مواجه شده و چنین پاسخ گفته است:

آن چه گفته شد منافات ندارد، با این كه پیغمبر و ائمه اهل بیت(ع) عهده دار بیان جزئیات قوانین و تفاصیل احكام شریعت كه از ظواهر قرآن مجید به دست مى آید، بوده اند. و هم چنین سِمَتِ معلمى معارف كتاب را داشته اند چنان كه از آیات ذیل در مى آید:

«و انزلنا الیك الذكر لتبیّن للناس ما نزل الیهم»(19)

«و ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا»(20)

«و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله(21)

«هو الذى بعث فى الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمة».(22)

به موجب این آیات، پیغمبر اكرم(ص) مبین جزئیات و تفاصیل شریعت و معلمِ الهى قرآن مجید مى باشد و به موجب حدیث ثقلین پیغمبر اكرم، ائمه اهل بیت را در سمت هاى نام برده جانشینان خود قرار داده است و این مطلب منافات ندارد با این كه دیگران نیز با اعمال سلیقه اى كه از معلمین حقیقى یاد گرفته اند مراد قرآن مجید را از ظواهر آیاتش بفهمند.(23)

و نیز فرموده است:

نتیجه این دو مقدمه این است كه در قرآن مجید برخى از آیات با برخى دیگر تفسیر شود و موقعیت پیغمبر اكرم(ص) و اهل بیت او در برابر قرآن، موقعیت معلمین معصومى باشد كه در تعلیم خود هرگز خطا نكنند و قهراً تفسیرى كه آنان كنند با تفسیرى كه واقعا از انضمام آیات به همدیگر به دست مى آید مخالف نخواهد بود.(24)

برخى دیگر از پژوهش گران با عنوان «مجالات خدمة السنة للقرآن» از پنج حوزه خدمت حدیث به قرآن سخن رانده اند:

1. تقریر مضمون قرآن؛

2. تفسیر مافى القرآن؛

3. تخصیص عمومات قرآن؛

4. بیان موارد نسخ؛

5. ابداع و بیان احكامى كه در قرآن نیست.(25)

قرآن

یكى دیگر از حدیث پژوهان در كتاب «مكانة السنة فى التشریع الاسلامى» نقش قرآن را در وادى تشریع چنین بازگفته است:

نصوص سنت سه دسته است: قسمى از آن موید احكام قرآن است و در اجمال و تفصیل با قرآن سازگارى دارد، مانند احادیث وجوب نماز، زكات، حج و روزه.

دسته اى دیگر مبین احكام قرآنى است كه حاوى تقیید مطلق، تفصیل مجمل و تخصیص عام مى باشد، مانند روایاتى كه احكام مفصل نماز و روزه را بیان داشته است.

دسته سوم روایاتى است كه بر حكمى دلالت دارد كه در قرآن نیست مانند حرمت جمع میان زن و عمه اش، احكام شفعه، رجم زانى محصن و….

در دو دسته اول نزاعى میان عالمان نیست و در دسته سوم اختلاف نظر است.

نویسنده پس از بیان دیدگاه ها نسبت به دسته سوم روایات مى گوید:

هردو گروه اتفاق نظر دارند كه احكام تازه اى در سنت وجود دارد كه در قرآن بدان تصریح نشده است، لكن دسته اى آن را استقلال در تشریع مى انگارند و گروه دوم آن را به گونه اى داخل قرآن مى دانند. از این رو نزاع لفظى است.(26)

به نظر مى رسد بتوان جایگاه سنت را در دین شناسى و خدمت به قرآن در این عرصه ها برشمرد:

1. تعلیم شیوه تفسیر قرآن به قرآن؛

2 . تعلیم شیوه استنباط از قرآن.

3 . تعلیم شیوه هاى اجراى قوانین و تطبیق شریعت در حوزه هاى زندگى؛

4 . تبیین معارف بلند قرآنى؛

5 . بیان تأویلات قرآن، بطون و مصادیق (جرى و تطبیق)؛

6 . بیان تفاصیل قوانین و احكام قرآنى در حوزه سكوت قرآن؛

7 . بیان موارد نسخ، و مخصص عمومات قرآنى؛

8 . شرح و بسط تاریخ انبیا و امت هاى سلف كه در قرآن به اجمال بدان اشارت رفته؛

هر یك از این محورها نمونه هاى بسیار در لا به لاى احادیث دارد كه از آن صرف نظر شد، چنان كه نیازمند شرح و بسط و دقت نظر مى باشد.

در پایان یادآور مى شود كه خارج ساختن حدیث از جایگاهش، خدمتى به ساحت قدسى آن نبوده، كه خیانتى نابخشودنى است، و بر قرآن پژوهان و محققان دانش حدیث است كه با حراست از مصدریت و محوریت قرآن، در این وادى بِكر گام نهاده و با اندیشه و فكر، مجالات خدمت سنت به قرآن را به خوبى بنمایانند.

________________________________________

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج2، ص226؛ ج23، ص109، 113، 118، 126، 133، 145، 147؛ ج25، ص237؛ ج35، ص184؛ ج36، ص331، 338؛ ج37، ص168

2 . وسائل الشیعة، ج18، ص79، ح15

3 . همان، ص78، ح12

4 . فرائدالاصول، ج1، ص56 ـ57؛ المیزان فى تفسیر القرآن، ج5، ص298

5 . بحارالانوار، ج1، ص3

6 . این تعبیر را برخى عالمان،نسبت به آیة الله خویى(ره) پس از نگارش «البیان» ابراز داشتند.

7 . المیزان فى تفسیر القرآن، ج5، ص9

8 . مقدمه اى بر فقه شیعه، ص46

9 . المیزان فى تفسیر القرآن، ج5، ص298

10 . صحیفه نور، ج21، ص170

11 . نساء(4) آیه 174

12 . آل عمران(3) آیه 138

13 . نحل(16) آیه 89

14 . مائده(5) آیه 3

15 . انعام(6) آیه 59

16 . همان، آیه 38

17 . چون: نحل(16) آیه 89؛ شورى(42) آیه 13؛ نمل(27) آیه 75؛ سبأ(34) آیه 3

18 . المیزان فى تفسیر القرآن، ج1، ص6

19 . نحل(16) آیه 44

20 . حشر(59) آیه 7

21 . نساء(4) آیه 64

22 . جمعه(62) آیه 2

23 . قرآن در اسلام، ص25و26

24 . همان، ص60

25 . افعال الرسول و دلالتها على الاحكام الشرعیة، محمد سلیمان اشقر(چاپ دوم: بیروت، موسسه الرسالة، 1408ق./ 1986م.) ج1، ص34ـ36

26 . السنة و مكانتها فى التشریع الاسلامى،مصطفى سباعى(چاپ چهارم: بیروت، المكتب الاسلامى، 1405ق.) ص380 و381

منبع:

فصلنامه علوم حدیث، شماره 5

 


- نظرات (0)