سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



اسرار نهفته در سوره الفاتحه

سوره حمد

هریک از سوره‌های قرآن بنا به شرایطی بر رسول اکرم (ص) نازل شده اند. اگر بخواهیم آن‌ها را تفسیر نماییم و یا به اسرارشان پی ببریم، قطعا نیمی از مسیر را رفته ایم و هنوز راه زیادی می‌ماند تا بتوانیم به آنچه که قصد پروردگار از نزول آن سوره بوده است برسیم. اما با این حال در احادیث و روایات تا حدی به خواص آن‌ها اشاره‌ شده است و در همین راستا باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا در این مطلب اسرار نهفته در سوره حمد سوره‌ای که هر روز در نماز خوانده می‌شود و واجب است را برای شما شرح دهد، پس بسم الله...

سوره الفاتحه

سوره الفاتحه، اولین سوره قرآن کریم است که ۷ آیه داشته و به شرح زیر است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۲﴾
ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.

الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿۳﴾
بخشنده و بخشایشگر است.

مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿۴﴾
(خداوندى که) صاحب روز جزا است.

إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿۵﴾
(پروردگارا) تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوییم.

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿۶﴾
ما را به راه راست هدایت فرما!

صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿۷﴾
راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه گمراهان

معرفی سوره حمد

نام‌ها و سبب نامگذاری سوره حمد
نام اصلی این سوره، فاتحة الکتاب است؛ به این جهت که اولین سوره قرآن است و قرآن با آن گشوده می‌گردد؛ و از آن رو که قرائت آن در نمازها، واجب است؛ همچنین به این علت که نخستین سوره‌ای است که فرود آمده است.

این سوره به سبع المثانی و ام القرآن هم معروف است.

به علت ارزش و اهمیت خاص این سوره، بیش از بیست نام برای آن ذکر شده است که مشهورترینِ آن‌ها عبارتند از: حمد، ام القرآن، سبع المثانی، کنز، اساس، مناجات، شفاء، دعا، کافیه، وافیه، راقیه (یعنی پناه‌دهنده).

محل و ترتیب نزول سوره حمد
سوره حمد یا فاتحه، بر خلاف تمام سوره‌های دیگر، دو بار نازل شده است: یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه؛ به همین جهت، به آن مثانی هم می‌گویند؛ البته از آن رو که اولین بار در مکه نازل شده، آن را سورهٔ مکی می‌خوانند.

این سوره، نخستین سوره قرآن به ترتیب مصحف و پنجمین سوره به ترتیب نزول است.

تعداد آیات و کلمات سوره حمد

سوره فاتحه ۷ آیه، ۲۹ کلمه و ۱۴۳ حرف دارد. این سوره به لحاظ لفظ و حجم، از سوره‌های کوچک قرآن یا «مفصلات» است و در میان مفصلات نیز از سوره‌های «قصار» به شمار می‌آید. بر طبق روایات، این سوره در عین اختصار، در معنا بزرگ و «ام الکتاب» و اساس قرآن است. در فقه شیعه، سورهٔ حمد در هر یک از نماز‌های واجب و مستحب دو بار خوانده می‌شود.

غرض سوره حمد

سوره حمد با توصیف خداوند از راه نعمت‌های او آغاز می‌شود و با صفت ربوبیت ادامه می‌یافته و دو نوع رحمت، ظهور ذات و اراده‌اش را در عوالم وجود بیان می‌کند.

مالکیت روز جزا، تصرف قاهرانه الهی در عالم و تحول عمومی عالم و سرّ معاد را به بهترین کیفیت می‌رساند.

بیان آیه تبعد از زبان بنده «ایاک نعبد ...» و حصر عبادت معرف استعداد انسان برای تحول و تکامل است است که تنها ممیز آدمی همین است.

صراط مستقیم گویای تشریع، قوانین و شریعت است.

پایان سوره اسرار و علل موت و حیات، ترقی و انحطاط افراد و ملل گذشته است.

فضیلت‌ها و خواص سوره مبارکه "حمد"
«سوره حمد» نسخه‎ای است برای درمان همه آلام جسمی و روحی. و چون انسان «العیاذ بالله» بیمار شد، امام صادق علیه السلام فرمودند: سوره‌ «حمد» سوره‌ای است که ابتدایش «حمد» خدا و وسطش «اخلاص» و آخرش دعا است.

از سلمة بن محمد نقل است که گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: کسی که سوره حمد او را شفا نبخشد، چیزی او را شفا نمی‌بخشد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: سوره حمد بر هیچ دردی خوانده نشد، مگر اینکه دردش آرام می‌گیرد.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می‌شود.

از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد».

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرکس سوره حمد را قرائت کند خداوند به عدد خواندن تمام کتاب‌هایی که از آسمان نازل شده به او ثواب و پاداش عنایت می‌فرماید.

برخی از خواص سوره حمد


رفع مسمومیت

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم نقل شده است: «سوره حمد مایه شفای مسمومیت است»

از این سوره می‌توان به دو گونه در این موارد استفاده کرد؛ یکی اینکه سوره حمد را بر آبی خوانده و به بیمار بنوشانند و دوم اینکه سوره حمد را نوشته و پس از شستن از آب به دست آمده به بیمار مسموم بدهند.

جهت رفع تب

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: هر کس، با ایمان سوره مبارکه فاتحه را چهل بار بر قدح آب با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند و آن آب را بر روی کسی که تب دارد بپاشد، تب از او زایل می‌شود.

زیادی نور چشم

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:، چون کسی را درد چشم باشد یا در بینایی او ضعفی باشد در اول ماه، چون هلال ماه را ببیند دست بر چشم خود بنهد و سوره فاتحه را ۱۰ بار با نیت خالص و توجه به معنی آن بخواند و در آخر سوره مبارکه «توحید» را ۳ بار بخواند بعد از آن ۷ بار بگوید: «یا ربِّ قَوِّ بَصَری».

سپس بگوید: «اللهم اکف انت الکافی، اللهم عاف انت المعافی». درد چشم و ضعف بینایی به صحت مبدل می‌گردد.

ایجاد برکت

در کلامی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: هرکس، هنگامی که وارد خانه خود می‌شود، سوره حمد و توحید را قرائت نماید خداوند فقر را از خانه او دور کرده و برکت زندگی او را به حدّی زیاد می‌کند که به همسایگانش نیز می‌رسد.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می‌شود.

از حضرت امام صادق علیه السلام روایت شده است: «هرکس سوره حمد را قرائت کند، به لطف و عنایت الهی، در‌های خیر دنیا و آخرت به روی او گشوده خواهد شد.»

ختومات مجرب

۱) نماز عجیب و مشکل گشا
اگر کسی به نیت قضای حاجت دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت ۱۹ مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و بعد از آن سوره حمد را تلاوت نماید و بعد از تمام شدن نماز ۷۸۶ مرتبه آیه بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده خواهد شد. ان شاءالله.

۲) برکت و گشایش روزی
از مولا علی علیه السلام نقل شده است: «اگر رزق و روزی و ثروت زیادی می‌خواهی و دوست داری از هر بنده و آزادی بی نیاز باشی و به زودی به آرزوهایت برسی و از غل و غش و حیله در امان باشی؛ پس «فاتحة الکتاب» را بخوان که اسرار عجیبی در آن نهفته است.

برای رسیدن به آرزو‌ها و حاجت هایت، این سوره را در پنج نوبت (صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا) ۱۰۰ مرتبه تلاوت کن.

۳) جهت عزت و شخصیّت و حفظ آبرو
در روز جمعه شروع کند تا ۴۱ روز، و هر روز ۴۱ مرتبه سوره مبارکه حمد را بخواند و بعد از اتمام بلافاصله ۱۳ بار این دعا را بخواند: «یا مُفَتِّحُ فَتَّح یامُفَرِّجُ فَرَّج یامُسَبِّبُ سَبَّب یامُیَسِّرُ یَسَّریامُسَهِّلُ سَهَّل یا مُتَمِّمُ تَمَّم برحمتک یا ارحم الراحمین»


- نظرات (0)

منافقین از منظر قرآن

سوره منافقون


بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین واللعنه علی اعدائهم اجمعین. در دو سوره جمعه و منافقون برنامه ای که وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای هدایت عالم دارند و نقشه‌ها و طرح‌ها و خصوصیات دشمنان توضیح داده شده است. آغاز سوره منافقون با معرفی منافقین با یک صفات خاص است. خصوصیاتی که در آغاز سوره برای آنها بیان شده این موارد است «إِذا جاءَکَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ آن ‏الْمُنافِقینَ لَکاذِبُون»‏ اول اینکه اینها مدعی شهود مقام رسالت حضرت هستند. این شهادت مقام خیلی بالایی است و کسی که شاهد است هم شفیع و هم واسطه است. این ادعای شهادت ادعای اشراف به حقایقی است که در نزد حضرت است و این مقام امیرالمومنین و مقام انبیاء است. براساس قرآن این ادعای بزرگی است و خدای متعال هم با قاطعیت این ادعا را نفی می‌‏کند و می‌‏فرماید که اینها صاحب این موقعیت نیستند و گرچه حرف درستی است ولی اینها دروغ می‌‏گویند و اهل شهادت نسبت به مقام رسالت شما نیستند. خدای متعال می‌‏داند تو رسولی هستی؛ ولی شهادت می‌‏دهد که اینها دروغ می‌‏گویند و شاهد نیستند؛ زیرا اینها در موقعیتی نیستند که رسالت شما را بفهمند و درک بکنند و شهادت بدهند.

صفت دوم منافقین این است که «اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما کانُوا یَعْمَلُون‏» اینها کسانی هستند که برای اثبات مدعای خودشان عهدها ویمین‌ها و قسم‌هایی دارند و می‌‏خواهند ادعای خودشان را اثبات کنند؛ ولی تمام این وسیله‌ها براین این است که سپری درست ‏کنند تا راه خدا را که راه شما است و ادامه راه شما که در اهل بیت تان است ببندند زیرا شما و ائمه هدات معصومین و اهل بیت شما سبیل الله هستید و آنها می‌‏خواهند سد سبیل کنند. مدعی هستند که مقامات را دیده و می‌‏خواهند مردم را ببرند. خدای متعال می‌‏فرماید همه چیز به ظاهر درست است زیرا «وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ آن ‏یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ» ظواهر آنها که شاید مقصود، بدنشان نباشد؛ بلکه یعنی شخصیت شان یک ظاهر و یک باطن دارد و این اجسام و شخصیت ظاهری شان تو را به شگفتی وا می‌‏دارد؛ زیرا خیلی ظواهرشان را خوب درست کردند؛ مثلاً به میدان جنگ می‌‏آیند و به حسب ظاهر ممکن است زهد داشته باشند و از عدالت طرفداری ‏کنند و علاوه بر این خیلی هم زیبا حرف می‌‏زنند و چهره انقلابی به خودشان می‌‏گیرند و یک خط در میان مواضع به اصطلاح انقلابی تر از وجود مقدس نبی اکرم می‌‏گیرند. چنانچه در کنار حضرت یک خط در میان معترض به حضرت هستند که مثلاً چرا صلح حدیبیه انجام شد و اینجا جای صلح نیست؛ چرا با فلان افراد سازش می‌‏کنید؛ چرا نماز می‌‏خوانید اینجا جای نماز خواندن نیست؛ و خودشان را انقلابی تر هم نشان می‌‏دهند و گاهی مواضع جدی‌تری می‌‏گیرند؛ ولی این درخت و این حرفها ریشه ندارد. اینها یک شجره طیبه دارای اصل و اساس نیستند و حرفهایشان هیچ اصل و اساسی ندارد و خودشان هم باید به جای دیگر تکیه بدهند؛ لذا نه تنها ریشه‌دار نیستند، بلکه نمی‌‏توانند دیگران را به جایی برسانند. آنها چون اهل صدق نیستند خیلی نگران هستند و هر سر و صدایی را توطئه‌ای بر علیه خودشان تلقی می‌‏کنند.

«هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُون‏» خدای متعال می‌‏فرماید دشمن حقیقی اینها هستند؛ یعنی دشمن اصلی در درون دنیای اسلام برای وجود مقدس نبی اکرم که مانع پیشرفت حضرت هستند، همین جریانی است که به ظاهر کنار حضرت قرار گرفته است. مقایسه ای بین این دو سوره هم در پایان عرض می‌‏کنم که ببینید همان جریان در سوره جمعه است که فرمودند «حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها»(جمعه/۵) همه چیز برای این که اینها عالم به کتاب بشوند فراهم بود؛ ولی بار کتاب را برنداشتند؛ اما مدعی هستند که از اولیاء خدا هستند در حالی­که مرگ گریز بوده و با لقاء الهی سنخیتی ندارند و مشغول به دنیا و حریص به دنیا هستند.

اینها هم همینطور هستند و می‌­گویند قالُوا «نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّه‏» ما مقامات رسالت شما را می‌‏بینیم. در حالی­که خیلی مقام بلندی است که کسی بتواند شاهد رسالت حضرت باشد. قسم‌های موکد اَیمان و عهد و پیمان و ظواهر و حرف زدن‌ها درست است و پیکره کارشان یک پیکره ای است که به فرموده قرآن «تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُم‏» و دقیقا مثل جریان یهودسازی در امت حضرت موسی است که خودشان را اولیاء خدا می‌‏دانند و می‌‏گویند: مسیر هدایت باید از وادی ما بگذرد و نبوت باید به ما برسد. اینها هم می‌‏گویند: مسیر ادامه امت باید با ما باشد؛ اما همه اینها هم یک پیکره ظاهری است و هیچ باطنی هم پشت آن ‏نیست و غرض این است که راه خدا را ببندند.

خدای متعال می‌‏فرماید «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُم»‏ از اینها حذر کن زیرا دشمن حقیقی اینها هستند. در نامه ای که امیرالمومنین به محمد بن ابی بکر نوشته حضرت فرمودند که من از پیغمبر خدا شنیدم که فرمودند: من برای امت خودم نسبت به مشرکین و کفار نگران نیستم، همه نگرانی من نسبت به این جریان نفاق داخلی است. در ظاهر خیلی مسلمان تر و مقدس تر و انقلابی تر حرفها را می‌‏زنند ولی هیچ حقیقتی پشتوانه اش نیست. همه این قسم‌ها و عهدها و تأکیدها برای این است که «صد عن سبیل الله» ‏کنند. دشمن حقیقی اینها هستند و باید از اینها حذر بکنید. این هشدار نسبت به جامعه مومنین است که همیشه در مسیر حق باید نگران اینها باشید.


- نظرات (0)

سحروجادو

جادو
این روزها شاید از برخی دوستان و آشنایان زیاد شنیده‌باشید که کارهایم گره‌خورده است. یکی می‌گوید دست به هر کاری می‌زنم نمی‌شود. دیگری مدت‌هاست که یک کار متناسب با شرایطش را پیدا نمی‌کند. دختر یا پسر جوانی هرچه مورد ازدواج برایش فراهم می‌شود نمی‌شود که نمی‌شود.

اما به‌راستی باید دید که آیا همه‌ی این‌ها در حالت عادی بوده و یا اتفاق و حادثه پنهانی پشت ماجرا قرار دارد؟
برای این‌که کاری در زندگی ما با موفقیت انجام بشود یا نه عوامل بسیاری وجود دارند که شمارش آن‌ها زمان زیادی را می‌طلبد. از ایجاد عوامل برکت‌زا در زندگی گرفته تا انجام آنچه که برکت و رحمت را از زندگی دور می‌کند. برای آشنایی بیشتر با این امور کتاب‌هایی تاکنون تألیف شده‌اند که کمک شایانی را به بالا بردن کیفیت زندگی اسلامی مسلمانان داشته و دارند. کتاب‌هایی مانند مفاتیح‌الحیات، نهج‌الرسول و حلیه‌المتقین که هرکدام معدنی از معارف هستند که کاربرد زیادی را در زندگی امروز انسان دارند، اما در اینجا قرار است به یکی از عوامل جدی گرفتاری انسان‌ها بپردازیم؛ یعنی سِحر و جادو.

این روزها افراد زیادی هستند که تا به این کلمه می‌رسند درجا می‌گویند: خرافات است! پس ابتدا باید ببینیم که شرع مقدس اسلام آیا معتقد به خرافه بودن آن است و یا اصل وجود آن را در عالم قبول دارد؟

اول؛ در قرآن کریم سوره شعرا آیه 41 که پیرامون مواجهه حضرت موسی (ع) با ساحران است، قرآن به وجود جادوگران تصریح می‌کند که برای مقابله با حضرت موسی به دربار فرعون آمده‌اند.

در قرآن کریم سوره شعرا آیه 41 که پیرامون مواجهه حضرت موسی (ع) با ساحران است، قرآن به وجود جادوگران تصریح می‌کند


آنچه که مٌسَلَم است این است که قرآن کتابی عاری از هرگونه خطا و اشتباه است پس اگر از لفظ "ساحر" در این آیه استفاده کرده است یعنی اصل وجود داشتن سِحر و جادو را قبول داشته و به‌تبع آن، کسانی را که با استفاده از آن شیوه به مقابله با حضرت موسی آمده‌اند را ساحر یعنی جادو کننده نامیده است.

دوم؛ از رسول خدا (ص) درباره جادوگر سؤال شد حضرت فرمودند: «وقتی دو مرد عادل بیایند و علیه او (جادوگر) شهادت دهند، خونش مباح است». (1)

این یعنی پیامبر اسلام اصل وجود جادو و سِحر را قبول داشته‌اند پس حکم به مجازات جادوگر داده‌اند و اِلا اگر اصل وجود آن را منکر بودند پس دلیلی هم نداشت که به مجازات برای شخص خاطی حکم کنند.

عده‌ای قائل‌اند از زمان امیرالمؤمنین علی (ع) تمامی جادو و جادوگرها برای همیشه سفره‌شان جمع شده و دیگر اثری از آن‌ها پیدا نیست. اما برای اینکه این مسئله روشن شود به حدیث ذیل توجه کنید:

سوم؛ محمد بن عیسی می‌گوید: «از امام رضا (ع) درباره سِحر سؤال کردم. فرمودند: سِحر واقعیت دارد».(2) اینکه امام رضا (ع) پس از گذشت سالیان زیادی از زمان حیات مبارک حضرت علی (ع) همچنان معتقدند جادو و سحر وجود دارد، باعث می‌شود کسانی که قائل‌اند پس از حضرت علی (ع) دیگر جادویی در کار نیست حرفشان از اعتبار ساقط شود.

این سه دلیل ذکرشده برای اثبات اینکه این مسئله یعنی سحر و جادو هنوز هم وجود داشته و دارد کافی می‌باشد هرچند احادیث بسیارِ دیگری هم هستند که اصل وجود این حرام شرعی را پذیرفته‌اند و در مواردی هم راهکارهایی را برای دفع آن بیان نموده‌اند.

اصلاً چرا باید کسی دیگری را جادو کند؟

حالا شاید سؤال پیش بیاید که اصلاً چرا باید کسی دیگری را جادو کند؟
اینکه چرا کسی دیگری را جادو می‌کند تا مثلاً در زندگی زناشویی یا مسائل مالی او مشکلی را ایجاد کند می‌تواند عوامل مختلفی را داشته باشد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها حسادت است. حسادت آفتی است که روان شخص حسود را وحشیانه می‌جود. حسادت به موفقیت‌های دیگری، می‌تواند موجب آن شود که شخصی با استفاده از این عمل غیرانسانی زندگی دیگران را با مشکل مواجه سازد.

جادو یکی از بزرگ‌ترین گناهان کبیره در دین اسلام است. این گناه پشتوانه رذیلانه‌ای را در عاملانش دارد. جادو به گفته شرع مقدس به شِرک نزدیک است. و بزرگی گناه آن‌قدر زیاد است که همان‌طور که از پیامبر اسلام (ص) نقل کردیم اگر ثابت شود که کسی جادوگر باشد حکم او اعدام است.


پیامبر اسلام (ص) پیرامون حسادت می‌فرمایند: حسد نورزید؛ زیرا حسد ایمان را می‌خورد همان‌گونه که آتش هیزم را می‌خورد.(3) در این‌که کس دیگری را خودش و یا با کمک نفر سومی جادو کند در حرمت آن هیچ شکی وجود ندارد چراکه جادو یکی از بزرگ‌ترین گناهان کبیره در دین اسلام است. این گناه پشتوانه رذیلانه‌ای را در عاملانش دارد. جادو به گفته شرع مقدس به شِرک نزدیک است. (4) و بزرگی گناه آن‌قدر زیاد است که همان‌طور که از پیامبر اسلام (ص) نقل کردیم اگر ثابت شود که کسی جادوگر باشد حکم او اعدام است.

همین‌طور نبی مکرم (ص) می‌فرمایند: «سه نفرند که وارد بهشت نمی‌شوند: شراب‌خوار، جادوگر و قطع‌کننده پیوند خویشاوندی». (5)

با تمامی مطالبی که ذکر شد این بدان معنا نیست که هر گره‌ای که در زندگی‌مان ایجاد شود سریع گمان به جادو شدن خود ببریم. گاهی اوقات اعمال و رفتار ما باعث ایجاد موانع و مشکلاتی در زندگی‌مان می‌شوند. گاهی هم مصلحت خداوند آن است که آن خواسته شخص انجام نشود و یا این‌که فعلاً زمان آن فرانرسیده است.

چه باید کرد؟

حالا سؤالی که مطرح می‌شود این است که چه باید کرد؟
در روایات مختلفی از معصومین علیهم‌السلام بعضاً راهکارهایی ارائه‌شده است. ازجمله آن‌که امام رضا (ع) درباره رفع سحر می‌فرمایند: هرگاه تو را سحر کردند، دست خود را تا برابر چهره‌ات بالا بیاور و بگو: «بسم‌الله العظیم، بسم‌الله العظیم، رب العرش العظیم»(6)

هرگاه تو را سحر کردند، دست خود را تا برابر چهره‌ات بالا بیاور و بگو: «بسم‌الله العظیم، بسم‌الله العظیم، رب العرش العظیم»


هم‌چنین برای برطرف کردن آن می‌توان به فردی حاذق و مسلط مراجعه نمود که هدفش صرفاً گرفتن مبلغی بیشتر و بیشتر نباشد و نخواهد به هر بهانه‌ای طلب مُزد کند. این مهم است که او دانش لازم و جامع را داشته باشد تا مبادا کاری کند که گره دیگری بر مشکلات قبلی افزوده شود.

و در نهایت اینکه کسی که جادو می‌کند به‌غیر از حق‌الناسی که بر گردن او می‌آید، خشم خداوند را نیز برمی‌انگیزاند و چنین شخصی دچار عوارض دهشتناک فراوانی خواهد شد که معلوم نیست هیچ‌گاه قابل جبران باشند و شاید او را برای همیشه به نابودی بکشانند.


پی نوشت:
1. تهذیب الاحکام جلد 6 صفحه 283
2.مکارم الاخلاق صفحه 413، نهج الرضا صفحه 244
3.قرب الاسناد صفحه 29 حدیث 94
4.الکافی جلد 7 صفحه 260
5.نهج الرسول صفحه 160
6.بحارالانوار جلد 92 صفحه129


- نظرات (0)

مسئولان درقرآن

قرآن
آیه ۴۱ سوره حج اشاره خدا به کسانی است که خداوند آنها را در دنیا به قدرت می‌رساند.
با نگاهی به تفسیر این آیه در‌می‌یابیم که کسی که در کشور اسلامی به مسئولیت می‌رسد باید چهار ویژگی داشته باشد و با این چهار ویژگی می‌تواند جامعه را از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نجاد دهد.
رابطه با خدا و دستگیرى از محرومان و آگاهى دادن به جامعه و جلوگیرى از مفاسد، موضوعاتی است که از هم جدا نیست و خداوند به عنوان ویژگی یک مسئول به آن اشاره می‌کند.

به این آیه توجه کنید

أَلَّذِینَ إن مَّکَّنَّهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَءَاتَوُاْ الزَّکَوةَ وَ أَمَرُواْبِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْاْ عَنِ‏‌الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَقِبَةُ الْأُمُورِ

ترجمه

کسانى که اگر آنان را در زمین به قدرت رسانیم، نماز بر پا مى‏‌دارند و زکات مى‏‌دهند و (دیگران را) به خوبى‏‌ها دعوت مى‌کنند و از بدى‏‌ها باز مى‏‌دارند؛ و پایان همه‏ امور براى خداست.

در تفسیر نمونه درباره این آیه آمده است؛
آنها(مسئولان جامعه اسلامی) هرگز پس از پیروزى، همچون خودکامگان و جباران، به عیش و نوش، و لهو و لعب نمى‌پردازند، و در غرور و مستى فرو نمى‌روند، بلکه پیروزى‌ها و موفقیت‌ها را نردبانى براى ساختن خویش و جامعه قرار مى‌دهند، آنها پس از قدرت یافتن، تبدیل به یک طاغوت جدید نمى‌شوند، ارتباط‌شان با خدا محکم و با خلق خدا نیز مستحکم است; چرا که «صلوة» (نماز) سمبل پیوند با خالق است، و «زکات» رمزى براى پیوند با خلق، و «امر به معروف و نهى از منکر» پایه هاى اساسى ساختن یک جامعه سالم محسوب مى شود، و همین چهار صفت براى معرفى این افراد کافى است و در سایه آن سایر عبادات و اعمال صالح و ویژگى‌هاى یک جامعه با ایمان و پیشرفته فراهم است.

حضرت علی(ع) در این مورد در نامه ۵۳ به مالک اشتر فرموده‌اند: «پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشکریان خود کسی را انتخاب کن که در برابر دشواری‌ها و پیش آمد‌های سخت و تلخ، استوار باشد و مصیبت‌های بزرگ وی را از پا ننشاند. فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران، بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی خیالی دیگران، بی‌تفاوت نشود.»

در تفسیر نور درباره مسئول در جامعه اسلامی این‌گونه بیان شده
اگر قدرت و امکانات، در دست افراد صالح باشد، بهره‏‌بردارى صحیح مى‏‌کنند و اگر در اختیار نااهلان قرار گیرد سوء استفاده مى‏‌کنند. بنابراین دنیا و قدرت، براى گروهى نعمت و براى گروهى وسیله‏ بدبختى است و قرآن از هر دو نمونه یاد کرده است: اگر مؤمنان به قدرت برسند، به سراغ نماز و زکات و امر به معروف مى‏‌روند ولى انسان‏‌هاى منحرف و نااهل، اگر قدرتمند شوند کارشان طغیان است، «اِنّ الانسان لَیَطغى‏» (علق، ۶) و در راه نابودى منابع اقتصادى و نسل بشر گام بر مى‏‌دارند، «و اذا تَولّى سَعى‏ فى الارض لیفسد فیها و یُهلک الحَرث و النَّسل» (بقره، ۲۰۵) و عاقبت، مردم را به دوزخ مى‏‌کشانند. «ائمّة یدعون الى النّار» (قصص، ۴۱)

پیام‌ها

یارى خداوند از طریق احیاى دین اوست. «و لینصرنّ اللّه من ینصره»، «الّذین اِن مَکّنّاهم...»
امر به معروف و نهى از منکر، به قدرت نیاز دارد. «مکّنّاهم»
پیروزى مؤمنان، زمینه‏ بندگى و تعاون مالى و فرهنگى را فراهم مى‏‌کند و غفلت و غرور را از بین مى‏‌برد. «اِن مَکّنّاهم ...»
براى مؤمنان، تمام زمین یکسان است، آنان هر کجا که توان دارند هدف مقدّس خود را پیاده مى‏‌کنند. «فى الارض»
همه‏ قدرت‏‌ها را از خدا بدانیم. «مَکّنّا»
اوّلین ثمره‏ حکومت صالحان، نماز و زکات و امر به معروف و نهى از منکر است. «اِن مکّناهم فى الارض اَقاموا الصلوة ...»
رابطه با خدا و دستگیرى از محرومان و آگاهى دادن به جامعه و جلوگیرى از مفاسد، از هم جدا نیست. «اَقاموا الصلوة و آتوا الزّکوة و امروا بالمعروف...»
اقامه‏ نماز و اداى زکات و امر به معروف و نهى از منکر از وظایف و کارهاى قطعى مسئولان حکومت اسلامى است. «اَقاموا» نه «یقیمون»
حاکمان مؤمن، هم در فکر ارتقاى روحى و رشد امور معنوى هستند و هم به دنبال رفاه و حل مشکلات اقتصادى و فقرزدایى و اصلاح جامعه. «اَقاموا الصلوة و آتوا الزّکوة ...»
جامعه‏‌اى تحت حمایت خداوند است که این چهار ارزش محورى را داشته باشد: نماز، زکات، امر به معروف و نهى از منکر. «و لینصرن اللّه من ینصره»، «الّذین اِن مکنّاهم اَقاموا الصلوة»
امر و نهى شما، زمانى در جامعه موثّر است که اوّل به وظایف فردى خود عمل کنید. «اقاموا الصلوة... اَمَروا بالمعروف»
اقامه‏ نماز، به قدرت و امکانات نیاز دارد. «اِن مکنّاهم ... اقاموا الصلوة»
زکات، همتاى ناگسستنى نماز است. «اَقاموا الصلوة و آتوا الزکوة» (در ۲۸ آیه‏ قرآن، زکات در کنار نماز آمده است).
با انجام همه‏ وظایف، باز هم به حسن عاقبت خود و نتیجه‏ نهایى کارتان مطمئن نشوید و بر خداوند امید و توکل داشته باشید. «وللّه عاقبة الامور»
امکانات، بیش از چند روزى در دست شما نیست. «وللّه عاقبة الامور»


- نظرات (0)

نجات از عذاب و رستگاری

بهشت، اخرت

براساس اعتقادات افرادی که به خداوند ایمان دارند انسان پس از مرگ وارد دنیایی دیگر شده و در آن دنیا به مجازات اعمال خوب و بد وی پرداخته می‌شود.

دنیایی که مادی نیست و در قرآن و روایات و احادیث صحبت‌های فراوانی درباره آن شده است، اما جالب اینجاست که پروردگار عالمیان راهکار‌هایی را برای آسان کردن این مجازات و همچنین در امان ماندن از عذاب و غضبش و در نهایت رستگاری انسان‌ها معرفی کرده است که باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا امروز به بررسی این راه‌ها بپردازد، پس با ما همراه باشید.

آخرت یعنی چه؟

آخِرَت به جهان پس از مرگ گفته می‌شود که در برابر «دنیا» قرار دارد.

در قرآن، سنت و فرهنگ اسلامی، آخرت، جهانی است که در آن همه انسان‌ها پاداش و کیفر کار‌های خود در دنیا را دریافت خواهند کرد.

در همه ادیانِ مبتنی بر وحی، از آخرت به گونه‌ای سخن گفته شده است.

آخرت در قرآن، سنت و فرهنگ اسلامی به معنای «جهان دیگر» است که در برابر دنیا قرار دارد و در آن همه انسان‌ها پاداش و کیفر کار‌های خود در دنیا را دریافت خواهند کرد.

در آیات بسیاری آخرت به الیومُ الآخِرُ تعبیر شده است. در این تعبیر «دنیا»، «روز اول» به شمار آمده و آخرت «روز دیگر». همچنین دارُالقَرار یکی دیگر از تعبیراتی است که قرآن درباره آخرت به کار برده است.

در احادیث منقول از پیامبر اسلام (ص) و امامان شیعه واژه‌های «آخرت» و «الیوم الآخر» در برابر «الدنیا» به کار برده شده و منظور از آن، عالم آخرت است.

آخرت؛ از ارکان دین اسلام

در قرآن ایمان به آخرت همراه با ایمان به خدا و ایمان به نبوت، یکی از ۳ رکن اساسی دین اسلام به شمار آمده است.

در بیش از ۳۰ آیه ایمان به آخرت با ایمان به خدا یک جا یاد شده است.

همه فرقه‌های اسلامی، ایمان به آخرت را یکی از ضروریات عقاید اسلامی می‌دانند و منکر آن را خارج از اسلام به شمار می‌آورند.

در قرآن و حدیث و آثار عالمان مسلمان نیز اعتقاد به عالم آخرت محور اساسی همه اعتقاداتی شمرده شده که به ورای زندگی دنیا و پس از مرگ مربوط می‌شود.

برزخ، قیامت، حشر و نشر، صراط، حساب، شفاعت، بهشت و دوزخ، واقعیات عالم آخرت‌ هستند و ایمان به آخرت که در قرآن از مسلمانان خواسته شده، ایمان به همه این موضوعات را در بر می‌گیرد.

اوصاف آخرت در قرآن

در قرآن اوصافی برای آخرت بیان شده است، ازجمله؛

در عالم آخرت نظام اجتماعی و تعاون و مدنیت انسانی در کار نیست. در آن جهان، هر انسانی به گونه انفرادی در پیشگاه خدا حاضر می‌شود و هستی خود را ادامه می‌دهد.

در آن جهان، هر انسانی تنها با نتیجه افکار و اعمال خود که در زندگی دنیوی داشته است، سر و کار دارد.

از تردید‌ها و حیرت‌هایی که برای تشخیص حقایق جهان هستی در دنیا گریبان‌گیر آدمی می‌شود، در آن جهان خبری نیست.

در آنجا حقیقت ناب بر همه انسان‌ها مکشوف است. نه «نظر» در آنجا معنا دارد و نه اختلاف نظر.

هنگامی که انسان وارد عالم آخرت می‌شود، بر او آشکار می‌گردد که در این جهان هیچ یک از علل و اسباب، در تأثیر استقلال نداشته‌اند و همیشه مؤثر واقعی فقط خداوند بوده است.

آنچه در عالم آخرت به انسان می‌رسد، یا نعمت است یا عذاب. نعمت‌ها و عذاب‌های اخروی از نظر ایجاد لذت و درد برای آدمی با نعمت‌ها و عذاب‌های دنیا قابل مقایسه نیست و کمیت و کیفیت آنها به حدود شناخته شده در این جهان محدود نیست.

در قرآن «بهشت‌ها» که به پهنای آسمان‌ها و زمین است و «خشنودی خدا» که از بهشت‌ها بسی بزرگ‌تر است، دو مظهر اساسی نعمت‌های اخروی معرفی شده است.

آتش جهنم و «محجوبیت از خداوند» دو مظهر اساسی عذاب اخروی به شمار آمده است.

همه انسان‌هایی که در عالم آخرت به نعمت یا عذاب می‌رسند، در درجات نعمت و یا درکات عذاب مساوی نیستند. این درجات و درکات متناسب با افکار و اعمال انسان‌ها در این جهان، مراتب بسیار متفاوت دارد.

در عالم دنیا ممکن است عواملی انسان را از رسیدن به نتایج پاره‌ای از کوشش‌های دنیوی باز دارد، ولی در عالم آخرت، همه نتایج تمام افکار و اعمال آدمی به وی می‌رسد و هیچ عاملی از این وصول ممانعت نمی‌کند.

در عالم آخرت مغفرت و رحمت الهی، بسیاری از آدمیان را که شایسته این مغفرت و رحمت باشند، از عذاب اخروی نجات خواهد داد.
کار‌های نیک آدمی در دنیا، چون «بذر» است و در عالم آخرت، نتایج آن، چون کشت (حَرْث) بیرون خواهد آمد و به صاحب عمل خواهد رسید.

آنان که همه تلاش خود را فقط برای رسیدن به بهره‌های دنیا به کار برند، در آخرت هیچ بهره‌ای ندارند.

از نظر قرآن، عالم آخرت محدود به انسان نیست و همه موجودات در آخرت در پیشگاه خدا محشور خواهند شد.

بر اساس آموزه‌های قرآن، ایمان به عالم آخرت یکی از ارکان اساسی دعوت همه پیامبران بوده است. آن دسته از آیات قرآن که به وحدت اصول دعوت پیامبران دلالت می‌کند گواه این مطلب است.

۴ گروه نجات یافته از حادثه دنیا!

قرآن، کتاب آسمانی الهی و بیانگر راه هدایت و تکامل انسان است از این رو سراسر قرآن، یا مستقیماً یا غیر مستقیم، راه صحیح و راه نجات و رستگاری انسان را بیان کرده است و هیچ آیه‌ای بی ربط با هدایت و رشد انسان نیست.

معرفی نجات یافتگان


۱. مومنان به خدای متعال و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله):

خداوند در سوره صف، راه نجات از عذاب دردناک آخرت را چنین بیان می‌کند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیم تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ...»؛ اى کسانیکه ایمان آورده‌‏‌اید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى می ‏‌بخشد؟ به خدا و رسولش ایمان بیاورید.

از نظر اسلام و قرآن، اگر کسى ایمان نداشته باشد؛ یعنى معارف الهى برایش ثابت شده باشد و عمداً آنها را انکار کند، نه تنها به بهشت نمى رود حتى بوى بهشت را هم استشمام نمى کند: «لا یَجِدُ ریحَ الجَنَّة».

عکس این مطلب نیز ممکن است وجود داشته باشد؛ یعنى کسى که ایمان دارد، اما هیچ کار خوبى انجام نمى دهد البته شاید اصلاً فرض این که کسى ایمان داشته باشد و هیچ عمل صالحى انجام ندهد، درست نباشد؛ چون کسى که ایمان دارد حداقل یک «الله اکبر» مى گوید، یک سجده براى خدا مى کند، در پیشگاه الهى خضوع دارد و.... معناى ایمان این است که شخص، این‌ها را قبول دارد و قطعاً این عقیده در زندگى او اثرى ـ. هر چند محدود و کم ـ. خواهد داشت.

۲. مجاهدان در راه خدا:

«.. وَ تُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ... و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید.

جهاد و مجاهده در قرآن کریم به طور عام به معنای جد، جهد، تلاش و تحمل مشقت و سختی‌ها است که البته برترین درجات آن جانبازی و طلب شهادت در راه خدا است.

۳. پرهیزکاران:

«ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمینَ فی‌ها جِثِیًّا آن‌گاه مردم متقى را نجات می ‏دهیم و ستمکاران را در آن‌جا باقى می‌‏ گذاریم.

یکی از راه‌های رسیدن به سعادت و نجات، تزکیه نفس است. در اسلام تأکید فراوانی بر این مطلب شده و دستورات زیادی در این باره به مردم ارائه شده است.

پاک ساختن روح و جان انسان از خلقیات و صفات ناپسند موجب رشد و آمادگی برای دریافت خصلت‌ها و اوصاف نیکو و نور معرفت است از این رو خداوند می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها»؛ هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده است.

امام حسن مجتبی (علیه السلام) می ‏فرماید: «شیعیان ما کسانی‏ هستند که از کار‌های ما و از تمام اوامر و نواهی ما پیروی کنند فقط آنان شیعیان ما هستند اما کسی که در بسیاری از آنچه خدا بر او واجب گردانیده ما را مخالفت کند، از شیعیان ما نیست.

۴. شیعیان:

کسانی که ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را پذیرفته و از آنها پیروی کنند، اهل نجات خواهند بود.
عبدالرحمن بن سمره نقل می‌کند، گفتم‌ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرا به راه نجات رهبرى کن. فرمود: اى پسر سمره، گاهى که هوا‌های مختلف و نظرات متفرق شد، ملازم على بن ابیطالب باش که او امام است و خلیفه بر شما است. پس از من او است تشخیص دهنده میان حق و باطل، هر کس از او پرسد پاسخ گوید؛ هر کس دنبال راه باشد راهنماییش کند؛ کسی که راه از او طلب کند، آن را بیابد؛ هر کس از او هدایت بخواهد، هدایت شود؛ هر کس به او پناه ببرد آسوده‌‏اش سازد؛ هر کس به دامان او چنگ زند نجاتش دهد؛ و هر کس به او اقتدا کند رهبریش کند...

تنها ولایت کافی نیست عمل هم شرط است، شیعه‌ای که پیرو و عامل به اهل بیت علیهم السلام نباشد، چگونه می‌تواند دم از ولایت ایشان بزند؟

شهید مطهری:

«بدبختانه در اعصار اخیر، فکر مرجئه در لباس دیگری در میان عوام شیعه نفوذ کرده است، گروهی از عوام شیعه صرفاً انتساب ظاهری به امیرالمومنین (علیه السلام) را برای نجات کافی می ‏شمارند.

گمان می‏ کنند اعمال بد و گناهان شیعه همه بخشیده خواهد شد و به نظر می ‏رسد آنچه هیچ ارزشی ندارد عمل است و شرط کافی برای سعادت فقط این است که خود را شیعه بنامد و بس». (مطهری، یادداشت‏های استاد مطهری، ج. ۸، ص. ۲۹.)

امام حسن مجتبی (علیه السلام) می ‏فرماید:

«شیعیان ما کسانی هستند که از کار‌های ما و از تمام اوامر و نواهی ما پیروی کنند. فقط آنان شیعیان ما هستند. اما کسی که در بسیاری از آنچه خدا بر او واجب گردانیده  با ما مخالفت کند، از شیعیان ما نیست». (مجلسی، بحار، ج. ۳۵، ص. ۳۴۷)

امام صادق (علیه السلام) نیز می فرماید: «از شیعیان ما نیست کسی که به زبان، خود را شیعه ما بنامد، ولی اعمال و رفتارش مخالف اعمال ما باشد. شیعیان ما کسانی ‏هستند که با زبان و قلب خود موافق ما باشند و از کار‌های ما تبعیت کنند و...». (بحار، ج. ۳۶، ص. ۳۲۲)


- نظرات (0)