سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



دروغ نگوییم

دروغ

 

دروغ یعنی چیزی که می‌دانیم حقیقت ندارد را به‌عنوان حقیقت بیان کنیم. پس بیان خلاف واقع با علم به خلاف واقع بودن آن، دروغ است؛ حال با زبان بیان شود یا نوشتار یا هر راه دیگر!

بزرگی گناه دروغ، بدین‌جهت است که تکیه‌گاه همه گناهان است. سررشته هر گناهی  یک‌ امر باطل و خلاف واقع است؛ مثلاً ریشه استهزاء و تمسخر، اعتقاد به برتری خود نسبت به دیگران و تحقیر افراد دیگر است. به همین جهت پیامبر(ص) فرموده است: «ریشه تمسخر، اعتماد كردن به دروغگویان است.»‏.[1] البته فقط تمسخر نیست که ریشه در دروغ دارد، بلکه دیگر گناهان نیز ریشه‌هایی شبیه این دارند.

برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است.

امّا مسئله در مورد خود دروغ کمی متفاوت است. دروغ متشکّل از چندین لایه باطل است. دروغ نه‌تنها به‌عنوان یک گناه، به امری پوچ و باطل برمی‌گردد، بلکه دروغ گوینده قصد دارد که آن امر پوچ، باطل و خلاف واقع را به‌عنوان حقیقت نشان دهد. ازاین‌رو در دروغ گفتن، بطلان و خلاف واقع مضاعف نهفته است. شاید به همین خاطر است که در هر گناهی برای در امان ماندن از تبعات آن گناه، شخص گناهکار خود را ناچار به استفاده از دروغ می‌بیند که البته این نیز امری پوچ و باطل است و دروغ نه‌تنها راه چاره نیست، بلکه همانند ریسمانی که در چاه عمیق گناهان افتاده است، کم‌کم انسان را به قعر تاریکی‌ها فرو می‌برد، تا جایی که ممکن است دیگر راه خلاصی را نیابد. شاید به همین خاطر است که امام حسن عسکری(ع) می‌فرمایند:«جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ، وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ‏ الْكَذِب‏»؛ تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن دروغ‌گویی است.[2]

راهکارهای ترک دروغ

برای ترک دروغ ابتدا باید ریشه آن را کشف کنیم تا هم به‌ضرورت ترک آن پی ببریم و هم دری به‌سوی راهکارهای ترک آن بر روی خود باز کنیم و سپس به دو راهکار عملی دیگر برای ترک دروغ می‌پردازیم.

1- راهکار کلی: همانند بسیاری از گناهان، پستی نفس، ریشه ابتلا به‌دروغ نیز هست. پیامبر خدا در مورد ریشه دروغ می‌فرمایند: «لَا یَكْذِبُ الْكَاذِبُ إِلَّا مِنْ مَهَانَةِ نَفْسِه‏»؛ دروغ‌گو به خاطر پستى و دنائت نفس خود دروغ مى‌‏گوید.[3] با کشف این مطلب، انسان باید برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است. «فَلَیْسَ‏ لِأَنْفُسِكُمْ‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِیعُوهَا بِغَیْرِهَا»؛ جان‏‌هاى شما را قیمتى جز بهشت نباشد؛ پس به غیر آن  نفروشید.[4] باید در این راهکار کلی، بسیار تفکر کرد و لحظه‌ای از جایگاه خود غافل نشویم. باید بدانیم که دروغ گفتن در شأن ما نیست.

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است

2- بی مُحابا راستش را بگو: در ابتدای هر کاری که به نظر سخت می‌آید باید خود را داخل آن کار بیاندازیم و محکم جلو برویم آنگاه خواهیم دید که مسیر طولانی را پیش رفته‌ایم. ترک دروغ هم شاید با دلهره‌هایی همراه باشد که بیشتر ریشه در اوهام دارد. باید فارغ از همه ترس‌های خیالی، در مهم‌ترین موقعیت‌هایی که احساس می‌کنیم نباید راست بگوییم، محکم و بی‌محابا حرف راست را گفته و هیچ‌چیز را انکار نکنیم؛ آنگاه خواهیم دید که چه لذّتی را به دست آورده‌ایم؛ لذّت رهایی. لذّتی که همراه با باز شدن درهای جدید برای حل مشکلی است که می‌خواستیم برای حل آن به دروغ رو بیاوریم. امیر مؤمنان حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «اِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْه»‏؛ وقتی‌که از چیزى مى‌‏ترسى خود را در آن انداز، زیرا شدّت حذر كردن، از آنچه از آن مى‌‏ترسى بزرگ‌تر است.[5]

3- تمرین سکوت: بسیاری از گناهان زبان را می‌توان با به دست آوردن مهارت سکوت از بین برد. بارِ سنگین، دردسر دارد هر چه سخن کمتر، بار هم سبک‌تر! لذا باید سکوت را در جایی که زبان له‌له می‌زند که بچرخد، تجربه و تمرین کنیم. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «لَا یَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ یُكْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاكِتاً فَإِذَا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِیئاً»؛ تا وقتی‌که بنده مؤمن خاموش باشد نیكوكار نوشته مى‌‏شود، و چون لب به سخن گشود نیكوكار یا بدكار نوشته خواهد شد.[6]

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد.

 

دروغ شوخی

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است که می‌فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَن»‏؛ و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزدیك نشوید.[7] امام علی(ع) می‌فرمایند: «لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّى یَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ»؛ هیچ بنده مزه ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترك كند چه شوخى باشد و چه جدى‏![8]

دروغ مصلحتی

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد. جاهایی که گفتن حقیقت ظاهری، فساد بزرگی به وجود می‌آورد یا از خیر بسیار مهم‌تری دیگران را محروم می‌کند، اساساً در قالب دروغ جای نمی‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر در این موارد، مصلحتی بالاتر از مصلحت بیان حقیقت ظاهری وجود دارد. لذا آن مصلحت بالاتر، حقیقت اصلی است. به‌عنوان مثال: مکر در جنگ و اصلاح بین مردم. باید بفهمیم که سلامت در راست‌گویی است. همانطور که امام علی(ع) می‌فرماید: «وَ فِی الصِّدْقِ السَّلَامَة».[9]

پی‌نوشت‌ها:
[1] الاختصاص؛ ص232
[2] نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص145
[3] الاختصاص؛ ص232
[4] تحف العقول؛ ص391
[5]نهج البلاغه؛ حکمت 175
[6] ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ ص164
[7] انعام؛151
[8]الکافی؛ ج2، ص340
[9] تحف العقول، ص84



- نظرات (0)

بخشش گناهان باسوره

قبر
احادیث معصومین(علیهم السلام) به مثابه چراغ‌هایی هستند که در ظلمات و تاریکی‌ها مسیر را به انسان نشان می‌دهند. هر چه ما انسان‌ها عمل و گفتارمان نزدیک و شبیه به افعال ائمه هدی شود بدون تردید کفه‌ی اعمال نیک ما در آخرت سنگین‌تر خواهد شد.
امام رضا (علیه السلام) فرمودند :

هر بنده ای بر قبر مؤمنی جهت زیارت حضور یابد و ٧مرتبه سوره قدر را بخواند ، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را می آمرزد.

من لایحضرفقیه،ج۱،ص۱۱۵


- نظرات (0)

بن‌بست فمنیسم یا دور برگردان اسلام


حجاب
باوجود اصلیت بنگلادشی، در سن 11 سالگی به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. در طول دوران تحصیل، به جهت نوع پوشش و حجابی که داشت همواره مورد تبعیضات آزاردهنده دینی قرار می‌گرفت. بعد از ورود به دانشگاه درصدد برآمد تا مرحله‌‌ی جدیدی از زندگی را آغاز کند؛ مرحله‌ای که نقش فعال‌تری در دفاع از ارزش‌های دینی‌اش داشته باشد.

با وقوع حادثه 11 سپتامبر، تبعیضات، نگاه‌ها و برخوردهای سنگین و توهین‌آمیز به مسلمانان خصوصاً بانوان مسلمان به لحاظ نوع پوششی که داشتند، با عباراتی چون "تروریسم" شکل جدی‌تری به خود گرفت. مصمم‌تر شد تا برای مقابله با این نگاه حرکتی کرده و به هر شکل ممکن به زنان مسلمان و محجبه کمک کند تا نوع نگاه‌ها به بانوان محجبه را تغییر دهد. این اراده سبب شد که "نظمه خان" روز اول ماه "فوریه" را به‌عنوان "روز جهانی حجاب" معرفی کند و با استقبال خوبی در دنیا مواجه شد.

به همین بهانه "تبیان" در گفتگو با دکتر "عاصمه قاسمی"، کارشناس علوم اجتماعی در حوزه زنان، ارتباطات و خانواده به بررسی "سیر تحولات مذهبی در میان بانوان مسلمان در غرب" پرداخته است.

حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.


تبیان: به نظر شما فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" در دنیای غرب چه بوده است؟
امروزه برای مسلمانانی که در غرب زندگی می‌کنند، هویت مذهبی بسیار مهم است.
اگرچه برخی معتقدند جهانی‌شدن، مردمان را به سمت فرهنگ و هویت یک شکل و قالب غربی می‌برد، اما در مقابل برخی دیگر از نظریه‌پردازان نظری خلاف گروه اول دارند و معتقدند جهانی‌شدن منجر به تقویت هویت‌های ملی و قومی می‌شود.

در این میان برای مسلمانان در غرب از سویی به خاطر شرایط اقلیتی در آن جوامع و فشار و هجمه ای که به‌طور خاص به مسلمانان وارد می‌شود و از  سوی دیگر بیداری مسلمانان در نقاط مختلف دنیا به‌خصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران، هویت مذهبی مهم شده و تلاش کرده‌اند این هویت را در کنار دیگر ابعاد هویتی خود در جامعه غرب تقویت، حفظ و ابراز کنند. 

حجاب برای زن هویت‌ساز است

همان‌طور که می‌دانید حجاب هم بُعد فردی دارد و هم بُعد اجتماعی. این دو جنبه از هم جدا نیستند و لازم و ملزوم یکدیگرند. نمی‌توان حجاب را فقط اعتقاد فردی دید، همچنان که نمی‌توان فقط یک مسئله اجتماعی دانست. حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.

این موضوع برای زنان مسلمانی که در غرب زندگی می‌کنند بسیار مهم‌تر می‌شود؛ زیرا هویت اجتماعی غربی‌شان با هویت مذهبی فردی‌شان پیوند می‌خورد و سبب می‌شود فردیتشان به جامعه پیوند بخورد آن‌هم درجامعه‌ای که ادعای آزادی داشته و ایده فردگرایی را مطرح می‌کند. 

روز جهانی "حجاب" به معنی آن است که زن مسلمان در صحنه جامعه حضور دارد، اما با یک هویت مشخص و خاص خودش و حجاب مهم‌ترین بخش هویت این زن را تشکیل می‌دهد. به عبارتی بانوی مسلمانی که در غرب با نوع پوشش و حجاب خاص در جامعه حضور پیدا می‌کند، در حقیقت بیان می‌کند که "بخش اعظم و مهم از هویت من را اسلام تشکیل داده و این باور و اعتقاد من است". اما در کنار این موضوع، کارکردهای اجتماعی حجاب برای زنانی که در غرب شرایط زنان را شاهد هستند سبب شده است که افراد دیگری که لزوماً مسلمان نیستند با این حرکت همراه شوند و حتی در روز حجاب برخی از آنها به‌طور نمادین حجاب می‌گذارند. حجاب درواقع راه‌حلی برای مشکلات و چالش‌های پیش رو زنان در جامعه عنوان شده است.

کودکانی که محجبه راهی مهدکودک می‌شوند

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند، بخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

به همین علت است که شما می‌بینید یکی از مسائلی که در حوزه آموزش انگلستان در چند سال اخیر مطرح می‌شود حجاب دختران مسلمانان مقیم در این کشور از سن 4 و 5 سالگی است، مسلمانانی که بعضاً چند نسل در این کشور زندگی کرده‌اند. البته این با چالش‌ها و اعتراضاتی در بعضی از مدارسی که این مسئله را منع کرده‌اند همراه بوده است.
در حال حاضر حجاب دختران مسلمان یک مسئله مهم در غرب است. به‌طوری‌که خانواده‌های مسلمان در انگلستان دختران خود را محجبه به مهدکودک می‌فرستند و بر روی این عمل اصرار دارند تا جایی که دبستانی که در لندن این موضوع را منع کرده بود، از طرف والدین بچه‌ها با برخورد و پیگیری جدی روبرو می‌شود.

 

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند،ئبخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

تبیان: اگر بخواهیم سیر تحولات حجاب را در کشورهای غربی و اروپایی بررسی کنیم، این تغییرات را چگونه می‌بینید؟
باید بگوییم که  شرایط زنان در غرب، مانند همه جوامع تغییراتی داشته است. در دنیای قبل از مسیحیت درغرب شاهد آن هستیم که زنان در شرایط و جایگاه دون پایه‌ای بوده‌اند، به آن‌ها به‌عنوان یک انسان نگاه نمی‌شده و بدون هیچ امتیاز اجتماعی محکوم در خانه ماندن بودند. لیکن با ورود مسیحیت به غرب، برابری زن و مرد برای اولین بار در جامعه مطرح می‌شود و این تفکر یک امتیاز بزرگ برای زنان ایجاد می‌کند. 

مسیحیت در غرب برای زنان آزادی می‌آورد

مسیحیت با ایده برابری و انسانیت، تا حدودی برای زن در حصار خانه آن‌هم در شرایط نابرابر، آزادی حضور و عمل در جامعه به‌ارمغان می‌آورد. به تعبیر دیگر، مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان  را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان  امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 

پاکدامنی جنسی مطرح شده در مسیحیت، برای جذب زنانی که در حصار خانه و فرمانبرداری از مرد و بچه‌دار شدن بودند، عامل مهمی می‌شود. به گواهی تاریخ در دوران پررنگ مسیحیت در غرب با همه فراز و فرودها و محدودیت‌هایی و اشکالات و تحریفات، زنان مذهبی حتی نسبت به زنان اشراف در دوره‌هایی آزادی و استقلال بیشتری داشته‌اند. البته این نکته را باید خاطرنشان کرد آزادی و استقلال که می‌گوییم با تعریف فعلی ما از این‌دو مفهوم خیلی متفاوت است و منظور من بیشتر اعمال یک عاملیت محدود است.

تبیان: آزادی زنان در این دوران چه مصادیقی را شامل می‌شد؟
این آزادی و استقلال به این معنا بود که آن‌ها می‌توانستند در مسیر کسب معرفت و دین گام بردارند. با حضور در کلیسا و تشکیل خانه‌های تبلیغی و سفر به آموزش و همچنین تبلیغ می‌پرداختند. برخی متون تاریخی از پررنگ بودن زنان در حوزه عرفان نیز شواهدی می‌آورند یا اینکه در مسیحیت برخی از زنان به ارتباط با وحی نیز مرتبط شده‌اند.

در هر حال اینها برای زنی که در گذشته در حصاری قرار گرفته بود، آزادی به حساب می‌آمد. اگرچه این شامل همه زنان نبود و برای بخش کوچکی از زنان این فرصت فراهم شد. بنابراین دلیل اینکه در دورانی شاهد پوشش بانوان البته نه به شکلی که ما تعریف می کنیم در کشورهای غربی بوده‌ایم، زمینه‌های مذهبی و همچنین سنتی در فرهنگ آن جامعه بوده، زمینه‌هایی که بالاخره برای زن یک حد و مرزی در پوشش و رفتار و ارتباط تعریف می کرده است.

تبیان: با توجه به آنچه که از پیشینه و ورود حاکمیت مسیحیت بیان شد، چگونه روند گرایشات مذهبی من‌جمله تقید به پوشش در غرب به افول پیش رفت؟
از قرن 18 به بعد تفکر انسان‌گرایی وارد دنیای غرب شده و مذهب کنار می‌رود و این در روند در سیر تحول اندیشه و باورهای افراد جامعه و به‌تبع زنان اثرگذار بوده است. مذهب و ارزش‌های مذهبی کنار می‌رود و دنیای سرمایه‌گذاری وارد می‌شود. البته در خصوص شرایط جامعه غرب در دوران حکومت کلیسا و اینکه این ارزش‌های مذهبی چگونه بوده است الان تحلیل نمی‌کنیم فقط در خصوص این موضوع داریم صحبت می‌کنیم که بالاخره مذهبی به عنوان یک وجود داشته و تقیداتی برای افراد می‌آورده است.

در هر حال در این سیر تغییر و تحول، غرب وارد دنیای جدیدی می‌شود؛ دنیایی که انسان و ارزش‌های انسانی جایگزین مذهب و ارزش‌های مذهب شده و به‌تبع زندگی زنان را هم با تحولاتی رو‌به‌رو می‌کند. محور فردیت و انسانی سبب می‌شود زنان امتیازات اجتماعی دریافت کنند و برای رسیدن به برابری که مدنظر دارند تلاش کرده و در این راستا گروه و جنبش‌هایی ایجادمی‌کنند.

زنان در غرب از آزار جنسی درامان نیستند

در دوران مدرن، فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی تغییر می‌کند. در دنیای جدید حرف اول را سود می‌زند. دنیای جدید دنیای مصرف‌گرایی در جهت سود و منفعت بیشتر شده، از یک طرف کالا با سودش مهم می‌شود واز طرفی قدرت اصلی جامعه دست مردان است واین‌گونه است که زنان در نگاه برخی، کالا می‌شوند.

زنان در غرب با تمام تلاش‌هایی که برای رسیدن به برابری در جامعه داشته و با تمام موقعیت‌هایی که به‌دست آورده‌اند، هنوز از بسیاری از نابرابری‌ها رنج می‌برند که شاید یکی از مهم‌ترین آنها همین آزار جنسی در جامعه است. آزار جنسی در هر شکلی نشان از این دارد که زن یک کالا است و خارج از نگاه انسانی، یک مرد می‌تواند با او هر آنچه می‌خواهد انجام دهد ولو اینکه زن نخواهد.

آزار جنسی زنان بیانگر نگاه‌های جنسیت‌زده‌ی رایج در جامعه است. آزار جنسی سبب می‌شود زنان در غرب حتی در موقعیت‌های مهمی که به‌دست آورده‌اند نیز احساس رضایت و امنیت نداشته باشند. به‌طور مثال مسائلی که برای ستاره‌های هالیوود دراین‌سال‌های اخیر پیش آمد و سوءاستفاده از  زنان حتی در موقعیت‌های کاری که اتفاق افتاده است را شاهد هستیم.

مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 



تبیان: در سال‌های اخیر شاهد تحولاتی در نگرش و نوع واکنش‌های زنان در اروپا و بازگشت آنان به همان باورها و اعتقادات اولیه به نوع حجاب و پوشش هستیم. دلیل این امر را در چه می‌دانید؟
امروزه جامعه غرب با تمام پیشرفت‌هایی که  داشته در بسیاری ازجنبه‌های اجتماعی خود با چالش‌های اساسی روبرو است. به‌طور مثال با توجه به مشکلات به وجود آمده بسیاری درزمینه روابط جنسی و تربیت فرزند و... می‌بینید امروزه بحث خانواده در ابعاد مختلف دوباره پررنگ شده است. در حوزه زنان، فمنیست‌ها باوجود فریاد "آزادی  و دفاع از حقوق زنان"، باز هم با مشکلات جدی روبرو بوده و هنوز  از آزارهای جنسی در امان نیستند.

زنان در غرب دیدند باوجود اینکه در مناسبات اجتماعی در قالب رییس، وکیل و غیره حضور اجتماعی دارند، و بیش از نیمی از بازار کار غرب را عهده‌دار شده‌اند، ولی هنوز درگیر مسائلی هستند و از زیر‌بار نگاه‌های جنسیتی رها نشده و نتوانسته‌اند نگاه انسانی به زنان را عمومی کنند.

در این راستا درصدد برآمدند با یافتن راهکارهایی، از این نابرابری غیرانسانی فارغ شوند. یکی از راهکار و قالب‌ها را در حجاب و پوشش یافته‌اند به‌خصوص از طرف مسلمانان غربی که به خوبی بافرهنگ و ارزش‌های فرهنگی غرب آشنا بوده و  پی برده‌اند که پوشش می‌تواند یک راه‌کار قابل‌توجهی در این امر باشد.


- نظرات (0)

صاحب مفاتیح‌الجنان


شیخ عباس قمی

شیخ عباس قمی در سال 1294 ق در خانواده‌ای متدین و متعبد به آداب و اخلاق شرعی دیده به جهان گشود، پدر او (حاج محمد رضا قمی) کاسب بود، با این حال مردم او را به تقوا و آَشنایی با مسائل دینی می‌شناختند و برای یادگیری احکام دینی به او رجوع می‌کردند. مادر شیخ عباس که «بانو زینت» نام داشت ازجمله بانوان متدین و پارسا بود که اهتمام فراوانی به نماز اول وقت داشت. [1] محدث قمی درباره مادر خود می‌گوید: «من هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت کامل شیر دهد». [2]

محدث قمی درباره مادر خود می‌گوید: «من هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت کامل شیر دهد».

طلبه نمونه از جنس تلاش و کوشش

شیخ در ایام جوانی یک طلبه نمونه بود. تحصیل را به‌سختی آغاز کرد و در این راه رنج  و سختی‌های فراوانی را متحمل شد، خود او نقل می‌کند: «یک قِران و دو قِران جمع می‌کردم تا مبلغی شود و سپس آن را برداشته و پیاده از قم به تهران می‌رفتم و کتابی خریداری می‌کردم و به قم بازمی‌گشتم تا به تحصیل ادامه دهم» شاید کسی فکر نمی‌کرد که روزی این طلبه جوان شهرتی جهانی پیدا کند، ولی اخلاص و تلاش خستگی‌ناپذیرش نام او را برای همیشه در اذهان عموم ماندگار کرد به‌طوری‌که نمی‌توان خانه‌ای را پیدا کرد که در کنار قرآن، کتاب مشهور او یعنی «مفاتیح‌الجنان» یافت نشود. [3]

علاقه فراوان به نوشتن و مطالعه کردن

شیخ عباس قمی علاقه فراوانی به مطالعه و نوشتن داشت، عموماً در کتابخانه بود و همواره با کتاب و مشغول مطالعه و بررسی کتب دیده می‌شد، فرزند بزرگ او می‌گوید: «در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‌رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود. زمانی که برای زیارت با عده‌ای از تجار به سوریه مسافرت کرده بود، همراهان نقل می‌کنند هرگاه ما به سیاحت می‌رفتیم شیخ مشغول مطالعه و تألیف می‌شد.»[4]

فرزند بزرگ شیخ عباس می‌گوید: «در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‌رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود. زمانی که برای زیارت با عده‌ای از تجار به سوریه مسافرت کرده بود، همراهان نقل می‌کنند هرگاه ما به سیاحت می‌رفتیم شیخ مشغول مطالعه و تألیف می‌شد.»

 


حکایت زیبا و ماندگار از جنس اخلاص و تقوا

همان سال‌هایی که محدث قمی در مشهد بود، جمعی از مؤمنین و طلاب با اصرار از وی تقاضا می‌کنند که در ماه مبارک رمضان در مسجد گوهرشاد نماز جماعت برپا کند. وی می‌پذیرد و در یکی از شبستان‌های مسجد نماز جماعت را اقامه می‌کند. هنوز ده روز نشده بود که جمعیت بسیاری در آن نماز شرکت می‌کنند، یک روز پس از اتمام نماز ظهر به آقای شهابی که نزدیک وی بود می‌گوید من نمی‌توانم نماز عصر را بخوانم! و بلافاصله به خانه برمی‌گردد و تا آخر ماه مبارک رمضان نماز جماعت را تعطیل می‌کند.

مرحوم حاج میرزاعلی اکبر نوقانی از او می‌پرسد: «شیخ چرا نماز جماعت را تعطیل کردی؟» مرحوم شیخ عباس پاسخ می‌دهد: «حقیقت این است که در رکوع رکعت چهارم متوجه شدم که صدای اقتداکنندگان پشت سرم که می‌گفتند: «یا الله ان الله مع الصابرین» از نقطه دوری به گوش می‌رسد همین‌که متوجه زیادی جمعیت شدم در من یک نوع خوشحالی ایجاد شد و من فهمیدم که برای اقامه نماز جماعت اهلیت ندارم»، [5] این اقدام فوق‌العاده و الهی شیخ ریشه در این آیه شریف دارد که خدای متعال در وصف پرهیزکاران می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»؛ [6] بگو: نماز و تمام عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است.

اهتمام به تهجد و شب‌زنده‌داری

مؤلف کتاب ارزشمند «مفاتیح‌الجنان» در تمام دوره سال حداقل تا یک ساعت قبل از طلوع فجر بیدار و مشغول نماز و تهجد بود، فرزند بزرگش نقل می‌کند: «تا آنجایی که من یاد دارم بیداری آخر شب از پدرم فوت نشد، حتی در سفرها این وضع جریان داشت.»، درواقع مرحوم محدث قمی از لحاظ انجام عبادت چنان بود که در «مفاتیح» شرح می‌دهد و قبل از هرکس، خود معتقد به آن دعاها، زیارات، تعقیبات و اذکار بود. [7] درواقع او قبل از اینکه دیگران را ارشاد کند مصداق این آیه شریف بود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة؛ [8] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه‌دارید»

پول فراوانی که برای سخنرانی به شیخ پیشنهاد شد

شیخ عباس خود را خادم و روضه‌خوان امام حسین (ع) می‌دانست، ازاین‌رو هیچ‌گاه روضه‌های خود را با قیمت‌های دنیایی معامله نمی‌کرد، نقل‌شده: «در یکی از سال‌ها مرد نیکوکاری از محدث قمی خواهش می‌کند که قبول کند بانی مجلس محدث شود و تعهد می‌کند که مبلغ پنجاه دینار عراقی به ایشان تقدیم کند. در آن موقع هزینه محدث در هر ماه سه دینار بود. محدث قمی می‌گوید من برای امام حسین (ع) منبر می‌روم نه برای دیگری و بدین گونه آن وجه را نپذیرفت.»[9]

زندگی زیبا و لاکچری از جنس علمای زاهد

از نگاه علمای پارسا و پرهیزکار زندگی زیبا و لوکس آن است که بدون رنگ و لعاب دنیایی باشد و از حد اعتدال و عرف طلبگی خارج نشود؛ در واقع علمای ربانی زیبایی را به‌گونه‌ای الهی مشاهده می‌کنند. در احوالات شیخ عباس قمی نقل‌شده است که زندگی او حتی از سطح یک طلبه عادی هم پایین‌تر بود، لباس او یک قبای کرباسی معطر بود که چند سال را فقط با همان قبای کرباسی می‌گذراند، فرش خانه‌اش گلیم بود، حتی از سهم امام هم استفاده نمی‌کرد و می‌گفت که من اهلیت استفاده‌ی از آن را ندارم، درباره او نقل‌شده: «زمانی که در نجف اشرف زندگی می‌کرد دو زن که در بمبئی سکونت داشتند و از بستگان آقا کوچک (از محترمان نجف) بودند حضور ایشان می‌رسند و تقاضا می‌کنند که هر ماه 75 روپیه به ایشان تقدیم کنند تا اینکه شیخ از لحاظ زندگی در رفاه باشد، ولی حاج شیخ از پذیرفتن آن خودداری می‌فرمایند». [10]

علاوه بر مفاتیح‌الجنان تألیفات مکتوب شیخ حدود 44 اثر و آثار غیر چاپی وی 17 اثر است.

 

آثار و تألیفات شیخ عباس قمی

هر چند شیخ عباس قمی را بیشتر به کتاب مفاتیح‌الجنان می‌شناسند و کسی آمار دقیق تیراژ این کتاب ارزشمند که چند میلیون از آن چاپ شده است را نمی‌تواند استخراج کند، ولی آنچه مسلم است هیچ مکان مذهبی در ایران و حتی برخی از کشورهای جهان خالی از این کتاب ارزشمند نیست، علاوه بر مفاتیح‌الجنان تألیفات مکتوب شیخ حدود 44 اثر و آثار غیر چاپی وی 17 اثر است. [11]

ساختار مفاتیح‌الجنان

هرچند در طول تاریخ شیعه کتب ادعیه و مناجات فراوانی توسط علما تدوین و جمع‌آوری‌شده است، ولی به‌طور قطع و یقین می‌توان گفت هیچ‌کدام از این کتب همانند مفاتیح‌الجنان فراگیر و همه‌پسند نشده است، برخی علت فراگیر شدن مفاتیح را اخلاص منحصربه‌فرد شیخ و همچنین سبک موجز و خاص مفاتیح برشمرده‌اند. معمولاً در ابتدای مفاتیح‌الجنان، چند سوره بلند و کوتاه قرآن کریم که در بخش‌های مختلف و ایام متعدد مفاتیح توصیه به تلاوت آن شده، چاپ می‌شود، پس از آن مطالب مفاتیح‌الجنان در چند باب دسته‌بندی‌شده است:

باب اول:  ادعیه: شامل تعقیبات نمازها، اعمال شب و روز و ایام هفته، نماز‌های معروف است.
باب دوم:  اعمال سالیانه: این باب برای بیان اعمال مستحبی در طول سال قمری تنظیم‌شده است.
باب سوم:  بخش زیارات: در این باب ابتدا مطالبی درباره آداب سفر و زیارت و نیز اذن دخول حرم‌ها ذکرشده است.

منابع کتاب مفاتیح‌الجنان

برخی از منابعی که شیخ عباس قمی در تألیف مفاتیح‌الجنان از آن‌ها استفاده کرده و به آن‌ها استناد می‌کند عبارت‌اند از: "اثبات الهداة" شیخ حر عاملی، "الاحتجاج" اثر احمد بن علی طبرسی، "الاختیار" نوشته ابن باقی، "اربعة ایام" اثر میرداماد، "الأزریة" مشهور به "هائیه" نوشته شیخ کاظم ازری، "إعلام الوری" شیخ طبرسی، "الإقبال"، " الأمان" و "جمال الاسبوع" سید بن طاووس، "الأمالی" و "تهذیب الاحکام" شیخ طوسی، "بحار الانوار" و "تحفة الزائر" علامه مجلسی، "بلد الامین" کفعمی، منابع دیگری را نیز شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح ذکر کرده است؛ ازجمله: "تاریخ عالم‌آرای عباسی" میرزا اسکندر بیگ منشی و جامع الاخبار (نویسنده مجهول). [12]

پی‌نوشت:
[1]. احمدیان، خاتم المحدثین حاج شیخ عباس قمی، ۱۳۸۰ ش.
[2]. دوانی، مفاخر اسلام، ۱۳۷۹ ش، ج ۱۱، ص ۴۰.
[3]. شیخ عباس قمی، مرد تقوی و فضیلت، ص 18.
[4]. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران، نشر معروف، ج 2، ص 574.
[5]. ستارگان حرم، جمعی از نویسندگان، انتشارات زائر، ص 163.
[6]. سوره انعام/ آیه 162
[7]. مفاخر اسلام، علی دوانی، انتشارات، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 134.
[8]. سوره تحریم/آیه 6
[9]. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران، نشر معروف، ج 2، ص 575.
[10]. همان.
[11]. آثار الحجه، ج 2، 135؛ اختران قم، ناصرالدین انصاری قمی، انتشارات دلیل ما، ص 292.
[12]. سلطانی، اشاره به پاره‌ای از منابع مفاتیح‌الجنان، ۱۳۸۹ ش، ص ۴۵۹-۴۷۲. کنگره بزرگداشت محدث قمی، قم، نشر نور مطاف، چاپ اول،1389


- نظرات (0)

جریان‌های اصلاح دینی ایران معاصر

جریان‌های اصلاح دینی ایران معاصر را بشناسیم
درباره نسبت میان روشنفکران، دین و اصلاح دینی بخوانید:
1- آیا دین و دینداری ما نیاز به اصلاحات دارد؟
2-روشنفکران دینی مسلمان، پروتستان‌های جهان اسلام‌اند؟
3- اصلاح و احیا تفکر دینی در پارادایم فکری امام خمینی(ره)
4- روحانیت و پروژه اصلاح و احیاء نهضت دینی
5- اشتباه استراتژیک شریعتی در پروژه پروتستانتیسم اسلامی/چرا شریعتی منتقد تشیع صفوی است؟
6- روشنفکران قجری و براندازی دین در لباس پروتستانیسم اسلامی


- نظرات (0)