سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

محاسبه اعمال در قرآن

نویسنده : آيت الله جعفر سبحاني- تلخيص از منشور جاويد، ج 9، ص 280 ـ 308.

از نام‌هاي قيامت در قرآن «يوم الحساب»[1] است، يعني روزي كه خداوند به حساب اعمال بندگان خود مي‌رسد، اين مطلب به قدري مسلم است كه علي ـ عليه السّلام ـ آنجا كه فرق ميان دنيا و آخرت را بيان مي‌نمايد، مي‌فرمايد:
«دنيا سراي عمل و كوشش است و نه جايگاه حساب، و آخرت جايگاه حساب است نه وقت عمل و كوشش».[2]
ولي در عين حال پيرامون حساب، در آيات قرآن و روايات اسلامي يك رشته عناوين مورد توجه قرار گرفته كه بررسي آن‌ها گذشته بر اين كه به بالا رفتن سطح آگاهي ما نسبت به معارف ديني كمك مي‌نمايد، پاسخ گوي برخي از سؤالات در مورد مسأله‌ي حساب مي‌باشد. بخش عمده‌ي اين عناوين را مي‌توان در موارد زير بيان نمود:
1ـ مقصود از حساب چيست؟
اصولا واقعيت حساب عبارت است از: پي بردن به برخي از مجهولات به كمك معلومات پيشين، و به عبارت ديگر: واقعيت حساب چيزي جز حل مجهولات از طريق معلومات نيست، و بدين جهت در زندگي همه افراد بشر به صورت يك واقعيت ضروري و انفكاك ناپذير خود نمائي مي‌كند زيرا او پيوسته نگران وضعيت زندگي خود بوده و مي‌خواهد از نتائج كار و تلاش و اندوخته‌هاي مادي و معنوي خود آگاه گردد، در اين صورت راه حساب گري را پيش مي‌گيرد.
بنابراين در واقعيت حساب و حساب گري به گونه‌اي كه در ميان بشر متداول و رائج است نوعي جهل و نا آگاهي نهفته است و با توجه به اين كه وجود آفريدگار از هر نوع جهل و ناآگاهي منزه است ديگر چه نيازي به محاسبه و بررسي اعمال آنان دارد؟ او مي‌تواند بر اساس علم واقع نماي خود، كيفر و پاداش انسان‌ها را بر پايه حكمت و عدل خود معين نمايد در اين صورت برپا نمودن محكمه حساب، و سئوال و پرسش لغو خواهد بود و در نتيجه با اصل «حكمت الهي» سازگار نيست.
پاسخ:
مقصود از برپا نمودن محكمه حساب در قيامت (يَومَ يَقومُ الحِسابُ) اين نيست كه خداوند با طراحي رشته سئوالات از بندگان خود، وضعيت آنان را از نظر كار‌هاي خوب و بد و استحقاق پاداش و كيفر، به دست آورد، زيرا همان گونه كه در سئوال اشاره شد، خداوند از همه چيز آگاه است و از اين نظر هيچ گونه نيازي به تشكيل محكمه حساب در كار نيست، بلكه مقصود از محاسبه و بررسي اعمال بندگان چيز ديگري است و آن اين كه «عدل وجود و حكمت» الهي براي همگان كاملاً روشن گردد و حتي آنان كه در دنيا در اين مورد شك و ترديد داشته و يا آن را جدي و مهم تلقي نمي‌كرده‌اند، آشكارا عدل و رحمت الهي را مشاهده نمايند و ديگر جاي هيچ گونه اعتذار و اعتراضي براي كسي باقي نماند.
2ـ حسابرس كيست؟
پاسخ:
ظاهر، بلكه صريح برخي از آيات قرآن اين است كه در قيامت، خداوند خود به حساب بندگان رسيدگي مي‌كند چنان كه مي‌فرمايد:
فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ.[3]
تو عهده دار رسالت و ابلاغ احكام الهي به مردم هستي و رسيدگي به حساب آنان به عهده ما است.
و نيز مي‌فرمايد:
إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ـ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ.[4]
رجوع آنان به سوي ما است سپس حساب آنان بر ما است.
و نيز مي‌فرمايد:
إِنْ حِسابُهُمْ إِلاَّ عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ.[5]
حساب آنان (به عهده كسي) جز خدا نيست اگر درك مي‌كرديد.
و نيز مي‌فرمايد:
وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً.[6]
كافي است كه خدا حسابرس اعمال بندگان خود باشد.
ولي از برخي از آيات قرآن چنين استفاده مي‌شود كه در سراي ديگر هر انساني خود به حساب اعمال خود مي‌رسد و نياز به حسابرس ديگري غير از نفس انساني نيست چنان كه مي‌فرمايد:
عمل هر انساني را ملازم با او ساختيم و روز قيامت آن را به صورت كتابي بيرون مي‌آوريم و او آن را گشوده مي‌يابد، به او گفته مي‌شود كتاب خود را بخوان در اين روز كافي است كه نفس تو حساب تو را رسيدگي نمايد.[7]
مفاد اين آيه با آيات گذشته منافاتي ندارد، زيرا مفاد اين آيه اين است كه در سراي ديگر همه‌ي اعمال انسان به صورت كتابي در برابر ديدگان او نمودار مي‌گردد و انسان واقعيت كارهائي را كه در دنيا انجام داده است، مشاهده مي‌كند و چون واقعيت اعمال در برابر ديدگان او نمودار مي‌گردند، جاي هيچ گونه انكاري براي او باقي نمي‌ماند و در حقيقت خود بر كرده‌هاي خود گواهي مي‌دهد.
داوري و روايات در اين باره
در روايات نيز اين مسأله مورد توجه واقع شده است برخي از روايات همان مطلبي را بيان نموده‌اند كه از آيات ياد شده استفاده گرديد و آن اينكه رسيدگي به حساب بندگان تنها به عهده خداوند است.
ولي در برخي ديگر از روايات آمده است كه بررسي حساب شيعيان به امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ واگذار مي‌شود:
عبدالله بن سنان از امام صادق روايت كرده است كه فرمودند «روز قيامت خداوند رسيدگي به حساب شيعيان را به ما واگذار مي‌كند».[8]
در زيارت جامعه كبيره نيز آمده است: «وَ ايِاب الخَلقِ اَليِكُم و حِسابُهُم عَلَيكُم» بازگشت خلق به سوي شما است و حساب آنان با شما است.
همان گونه كه ملاحظه مي‌شود، مضمون زيارت جامعه گسترده‌تر از مدلول دو روايت ياد شده است و نيز ياد آور مي‌شويم چون حسابرسي امامان به فرمان خدا است، در اين صورت محاسب بودن آنان، با «حصر حسابرسي» به خدا (كه مفاد آيات گذشته است) منافاتي ندارد و نظائر آن در قرآن فراوان است.
3ـ از چه اعمالي سئوال مي‌شود؟
آيات مربوط به اين بحث را به دو دسته مي‌توان تقسيم كرد:
1ـ آياتي كه حاكي از اين است كه از تمام كارهائي كه انسان انجام داده است سئوال مي‌شود و ما نمونه هائي را ياد آور مي‌شويم:
الف: وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.[9]
قطعاً شما درباره كارهائي كه انجام داده‌ايد، مورد سئوال واقع مي‌شويد.
ب: لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ.[10]
از آنچه خداوند انجام مي‌دهد، سئوال نمي‌شود ولي آنان در مورد كارهائي كه انجام مي‌دهند مورد سئوال واقع مي‌شوند.
ج: يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ.[11]
روز قيامت انسان‌ها گروه گروه از قبرها بيرون مي‌آيند تا اعمال (يا جزاي اعمال) خود را ببينند.
گذشته از آيات ياد شده آيات مربوط به جزاء و كيفر و پاداش نيز بر اين شمول و گستردگي دلالت دارند.
2ـ ولي در اين جا دسته‌اي ديگر از آيات است كه حاكي از اين است كه از موضوعات خاصي سئوال مي‌شود. اينك نمونه هائي از اين آيات:
الف: نعمت‌هاي الهي
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ.[12]
آنگاه به طور قطع درباره نعمت‌هاي الهي از شما سئوال مي‌شود.
سئوال در اين آيه اگر چه درباره‌ي نعمت‌هاي الهي است، ولي با توجه به اين كه از آن با كلمه «نعيم» تعبير آورده شده است كه همه‌ي نعمت‌هاي الهي را شامل مي‌شود و از طرفي همه‌ي آنچه بشر در زندگي خود از آن برخوردار است، نعمت‌هاي الهي محسوب مي‌شوند، بنابراين همه‌ي كار‌هاي او مورد سئوال واقع خواهد شد، زيرا همه‌ي كارهائي كه انسان انجام مي‌دهد، به گونه‌اي تصرف در نعت‌هاي الهي مي‌باشد. و در نتيجه اين آيه را بايد از دسته نخست بشمار آورد.
ب: درباره قرآن
وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ.[13]
حقا كه قرآن ذكر الهي است كه براي تو (پيامبر) و قوم تو نازل گرديده و در آينده (قيامت) درباره آن مورد سئوال قرار خواهيد گرفت.
ج: گواهي‌ها و شهادت‌ها
سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ.[14]
شهادت‌هاي آنان نوشته خواهد شد و مورد سئوال قرار مي‌گيرند.
د: قتل بي گناهان
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ ـ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ.[15]
هنگامي كه از دختران زنده به گور شده (هر مقتول بي گناهي) پرسيده مي‌شود كه به كدام جرم كشته شد؟
هـ : دروغ‌ها و تهمت‌ها
تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ.[16]
سوگند به خدا، قطعاً درباره افترا‌هاي شما سئوال خواهد شد.
و: راستگوئي راستگويان
لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً.[17]
تا خداوند از راستي راستگويان سئوال نمايد و او براي كافران عذاب دردآور آماده كرده است.
البته تخصيص اين رشته از موضوعات براي سئوال، منافاتي با همگاني بودن آن ندارد، زيرا اين قسمت به خاطر اهميتي كه دارند، در لسان وحي به طور خصوص وارد شده است.
اتفاقاً در روايات نيز اين تقسيم وارده شده است، برخي از روايات ياد آور مي‌شود كه از همه كارها سئوال مي‌شود، در حالي كه برخي، انگشت روي موضوعات خاصي مي‌گذارد مانند:
1ـ عمر انسان.
2ـ دوران جواني.
3ـ كيفيت بهره گيري از اعضاء.
4ـ كسب ثروت و صرف آن.
5ـ محبت اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ .
6ـ قرآن و عترت.
7ـ فريضه نماز.
8ـ نبوت و ولايت.
4ـ آيا حساب همگاني است؟
آيات در اين باره به چند دسته تقسيم مي‌شوند:
الف: سئوال و حساب عمومي است
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ.[18]
قطعاً كساني كه پيامبران به سوي آنان فرستاده شدند و از خود فرستاده شدگان سئوال خواهد كرد.
اين آيه به روشني بر اين مطلب گواهي مي‌دهد كه هم امت‌ها و هم رهبران الهي كه براي هدايت آنان فرستاده مبعوث گرديده‌اند مورد حساب قرار خواهند گرفت، از رهبران الهي از ابلاغ احكام، و از مردم از پذيرش و عمل به آن‌ها سئوال خواهد شد.
ب: از هيچ كس سئوال نمي‌شود
فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ.[19]
در اين روز (قيامت) از گناهان هيچ فردي از انس و جن سئوال نمي‌شود.
و نيز مي‌فرمايد: «وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ» (قصص/ 78).
ج: ستمكاران مورد سئوال واقع خواهند شد
اُحْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ.[20]
ستمكاران و ياران آن‌ها و آنچه را كه غير از خدا پرستش مي‌كردند برانگيخته و به راه دوزخ راهنمائي كنيد و آنان را بازداشت كنيد زيرا آنان مورد سئوال واقع خواهند شد.
د: پاداش صابران بدون حساب است
قُلْ يا عِبادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ.[21]
بگو اي بندگان با ايمان، تقوا پيشه باشيد براي آنان كه در اين دنيا احسان نمايند نيكوئي خواهد بود، و زمين پروردگار (براي رعايت اصل تقوا و پايبند بودن به احكام الهي) گسترده است فقط صابران بدون حساب پاداش كافي خواهند داشت.
حساب تكويني و حساب تدويني
قبل از بررسي و تفسير آيات گذشته لازم است نكته‌اي را ياد آور شويم و آن اينكه واژه حساب در قرآن در دو معني بكار رفته است.
1ـ حساب تكويني
2ـ حساب تدويني.
حساب تكويني
مقصود از حساب تكويني اين است كه آفرينش بر اساس يك رشته قوانين تخلف ناپذير و محاسبات دقيق پايه ريزي شده است، طلوع و غروب ستارگان، وزش باد، باريدن باران، رويش گياهان و رشد و نمو و توليد مثل موجودات زنده، و در يك كلمه همه حوادث و رخداد‌هاي گيتي، حساب شده است و از نظم و قانون دقيق پيروي مي‌كند.
قرآن كريم درباره حركت حساب شده و منظم خورشيد و ماه مي‌فرمايد:
«الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ» (الرحمن/ 5).
(هستي) خورشيد و ماه (و حركت آن دو) حساب شده است.[22]
نظم و حساب ياد شده اختصاص به پديده‌هاي تكويني ندارد، بلكه رخدادها و تحولات مربوط به زندگي فردي و اجتماعي بشر را نيز شامل است و قرآن از آن به عنوان «سنت‌هاي الهي» ياد مي‌كند.[23]
اعمال نيك و بد انسان هر يك در سرنوشت فردي و اجتماعي او مؤثر و كارساز است، و مايه تكامل يا انحطاط، سعادت يا شقاوت، پيروزي يا شكست و... آنان مي‌باشد.
اين سنت پايدار الهي به زندگي دنيوي انسان اختصاص نداشته، در مورد حيات پس از مرگ و سراي آخرت نيز جاري است و انسان در قيامت همان را درو مي‌كند كه در دنيا كاشته است (اَلدُّنيا مَزرَعَةٌ الاخِرَةِ) و قانون پاداش‌ها و كيفر‌هاي اخروي نيز از نظر بسياري از آيات قرآن بر همين پايه استوار است.
بر پايه حساب تكويني، عموميت و همگاني بودن حساب امري بديهي و روشن است، زيرا همه انسانها، از مؤمنان و مشركان، پارسايان و مجرمان و به تعبير قرآن مقربان، اصحاب يمين و اصحاب شمال همگي در مورد كارهائي كه در دنيا انجام داده‌اند، حساب پس داده و پاداش و كيفر اعمال خود را مي‌يابند.
حساب تدويني
نوع ديگري از حساب، حساب تدويني است نوع رائج و معروف «حساب تدويني» همان است كه انسان‌هاي عاقل و حسابگر در زندگي خود بكار گرفته، مداخل و مخارج و سود و زيان‌هائي را كه در زندگي با آن مواجه مي‌شوند مقايسه و محاسبه نموده و بر پايه آن تصميم گيري مي‌كنند.
شكل ديگر آن محاكم و ديوان هائي است كه عملكرد نهاد‌هاي حكومت را مورد بررسي قرار مي‌دهند و حساب هر يك از واحد‌هاي حكومتي و پرسنل و اعضاي آن را رسيدگي مي‌كند تا معلوم شود بودجه هائي كه در اختيار آنان قرار گرفته چگونه مصرف نموده و نيز اوقات اداري خود را چگونه سپري كرده‌اند؟
به نظر مي‌رسد حساب مربوط به عالم آخرت از نوع حساب تدويني است آن هم از شكل و مدل اخير آن، يعني آفريدگار جهان كه انسان را آفريده و همه سرمايه‌هاي حيات را در اختيار او قرار داده است و براي استفاده از آن‌ها آئين نامه و برنامه خاصي را تشريع نموده است در محكمه‌ي قيامت (يوم الحساب) آنان را مورد سئوال قرار داده و حساب اعمال و چگونگي استفاده آنان از سرمايه‌هاي حيات را بر اساس قوانين الهي رسيدگي مي‌كنند، اين جا است كه پرونده‌هاي اعمال (دواوين، كتب) گشوده مي‌گردند هر كس كار‌هاي خوب و بد خود را مشاهده مي‌كند، پرونده عمل برخي را به دست راست آنان مي‌دهند و اين گروه حساب آساني دارند.[24]
نامه عمل گروهي به دست چپ آنان داده مي‌شود و او از ديدن آن شرمنده و اندوهگين مي‌شود آرزو مي‌كند كه كاش پرونده اعمالش را به او نمي‌دادند.[25]
بررسي و تفسير آيات گذشته
از مطالب ياد شده دانسته شد كه بحث درباره حساب روز قيامت و همگاني بودن آن مربوط به حساب تدويني است نه حساب تكويني زيرا در عموميت و همگاني بودن حساب تكويني جاي هيچ گونه شك و ترديد نيست، زيرا بازگشت حساب تكويني به قانون پاداش و كيفر اعمال است كه قطعاً اختصاص به گروهي ندارد و شامل همه افراد بشر مي‌باشد.
از اين جا اشتباه و خلطي كه در كلام برخي از صاحب نظران در اين باره شده است، روشن مي‌گردد.
اكنون كه جايگاه بحث كاملاً روشن گرديد به بررسي آيات ياد شده در رابطه با همگاني بودن سئوال و حساب مي‌پردازيم:
نسبت دو دسته از آيات ياد شده (دسته اول و دوم) از نظر ظاهر نسبت تباين كلي است، زيرا مفاد دسته اول اين است كه از همگان سئوال مي‌شود و مفاد دسته دوم اين است كه از هيچ كس سئوال نخواهد شد.
با توجه به اين كه نمي‌توان واقعيت يك چنين تباين و تناقضي را پذيرفت، و يك چنين اختلاف با اصل «تشابه» و هم آهنگي آيات قرآن و عدم اختلاف آن‌ها نيز ناسازگار است بايد در فهم هدف آيات تلاش بيشتري كرد.
مفسران در جمع ميان اين دو دسته از آيات وجوهي را ذكر كرده‌اند كه برخي را ياد آور مي‌شويم:
1ـ هدف نفي سئوال به شيوه‌اي است كه در محاكم دنيوي رائج مي‌باشد مثلاً از هر كسي پرسيده نمي‌شود كه چرا فلان خطا را مرتكب شدي، بلكه به جاي آن واقعيت يا آثار آن گناهان را به گونه‌اي در وجود آنان منعكس مي‌نمايد كه هم خود آنان و هم ديگران به مجرم بودنشان واقف مي‌گردند شاهد بر اين تفسير آيه (40) سوره «الرحمن» است كه پس از اين كه مي‌فرمايد:
«فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ» مي‌فرمايد: «يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ» مجرمان به چهره هايشان شناخته مي‌شوند.
2ـ در قيامت مواقف و ايستگاه‌هاي بسياري است، بنابراين ممكن است در برخي از آن مواقف درباره گناهان سئوال شود و در برخي از آن سئوال نشود.
3ـ مقصود اين است كه از آنان سئوال زباني نمي‌شود و به جاي آن، از اعضاء آنان سئوال مي‌شود و آن‌ها نيز بر كرده‌هاي خود گواهي مي‌دهند.
چنانكه مي‌فرمايد: الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.[26]
روز قيامت بر دهان‌ها مهر مي‌زنيم و دست هايشان به سخن آمده و پاها به آنچه انجام داده‌اند گواهي مي‌دهند، و يا به گونه‌اي ديگر.
4ـ مقصود از نفي سئوال، سئوال پس از قطعي شدن حساب هر كس و ورود گنهكاران به دوزخ است ولي آيات مثبت سئوال ناظر به مواقف قبل از معلوم شدن سرنوشت گنهكاران از نظر كيفر است چنان كه مي‌فرمايد:
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ.[27]
از مطالب ياد شده تفسير آيات دسته سوم (از ستم كاران سئوال نمي‌شود) نيز روشن شد وجوه ياد شده، در مورد اين دسته از آيات نيز جاري است.
و اما مسأله «صابران» بنابراين كه بدون حساب پاداش مي‌بينند، مي‌توان آن را يك استثناء و تخصيص در آيات همگاني بودن حساب دانست.
5ـ محاسبه آسان
اگر در روز رستاخيز با گروهي سخت گيري در حساب مي‌شود، در برابر، با گروه ديگري كه داراي صفات و افعال نيك مي‌باشند، با سهولت خاصي حساب برگذار مي‌شود چنان كه مي‌فرمايد:
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ ـ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً.[28]
آن كس كه نامه اعمال او به دست راست او داده شد به زودي به صورت آسان مورد محاسبه قرار مي‌گيرد.
و از آياتي، استفاده مي‌شود كه برخي از اعمال، مايه چنين سهولت حساب است:
1ـ صله رحم: از آيه «الذين يصلون»... (رعد/ 21) استفاده مي‌شود كه افرادي كه ملتزم به صله رحم مي‌باشد از بدي حساب نمي‌ترسند، و اين خود مي‌رساند كه انجام اين عمل مايه دفع سوء حساب است، طبعاً قطع رحم از نظر نتيجه، نقطه مقابل آن خواهد بود و امام صادق ـ عليه السّلام ـ از اين آيه نتيجه ياد شده در زير را گرفته مي‌فرمايد:
برقراري پيوند با بستگان، روز قيامت، حساب را آسان مي‌نمايد.[29]
2ـ از برخي از روايات، استفاده مي‌شود كه گره گشائي از مشكلات بندگان خدا و آسان گيري با آنان در معاشرت، رحمت الهي را به هنگام حساب جلب كرده و مايه آسان گيري در آن مي‌شود.
پي نوشت ها:
[1]. آياتي كه روز قيامت را «يوم الحساب» ناميده‌اند، بسيارند از آن جمله به آيات 41 / ابراهيم و 16، 26، 53/ ص، 27/ غافر رجوع شود.
[2]. وَ اليَومَ عَملٌ و لا حِسابٌ وَ غَداً حِسابٌ و لاَعمَلٌ. (نهج البلاغه: خطبه 42).
[3]. سوره رعد/ آيه 40.
[4]. سوره غاشيه/ آيه 25 ـ 26.
[5]. سوره شعرا/ آيه 113.
[6]. سوره نساء، آيه 6 و سوره احزاب، آيه 38.
[7]. سوره اسراء، آيه 13 ـ 14.
[8]. بحار الانوار: ج 7، ص 264.
[9]. سوره نحل آيه 93.
[10]. سوره انبياء، آيه 23.
[11]. سوره زلزله، آيه 6.
[12]. سوره تكاثر: آيه 8.
[13]. سوره زخرف، آيه 44.
[14]. سوره زخرف، آيه 19.
[15]. سوره تكوير: آيه 8.
[16]. سوره نحل، آيه 56.
[17]. سوره احزاب: آيه 8.
[18]. سوره اعراف، آيه 6.
[19]. سوره الرحمن، آيه 39.
[20]. سوره صافات، آيه 22 ـ 24.
[21]. سوره زمر، آيه 10.
[22]. در اين باره به آيات: 38، 39، 40 سوره يس رجوع شود. (وَ الشَمسُ تَجري لِمُستَقَرٍ لَها).
[23]. به آيات: 38، 62/ احزاب، 43/ فاطر، 85/ غافر، 23/ فتح، 77/ اسراء رجوع نمائيد.
[24]. «فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً» (انشقاق/ 7).
[25]. «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ» (حاقه/ 25).
[26]. يس، آيه 65.
[27]. به تفسير مجمع البيان: ج 2، ص 398 و الميزان: ج 16، ص 79 و ج 19، ص 121 رجوع شود.
[28]. انشقاق / 7 ـ 8.
[29]. بحار الانوار، ج 7، باب 14، روايت 6.


- نظرات (0)

درجات بهشت

اگر دو نفر در دنيا مساوي عمر نمايند و اعمال هر دو مثل هم باشد، جز آن كه يكي از آنان ذكر بيشتري گفته باشد، آيا جايگاه آن دو نفر در قيامت يكسان است؟


بهشت داراي مقامات و مراتبي است كه از آنها به درجات بهشت تعبير مي شود. هر گروهي از مؤمنان و اهل بهشت طبق اعمال و شايستگي هايي كه در دنيا كسب كرده اند در درجه اي از بهشت جايگزين مي گردند. مقامات اولياءالله ايجاب مي كند كه درجات آنها در بهشت متفاوت باشد.

قرآن كريم كه در موارد فراواني به تفصيل، دركات تبهكاران و درجات مؤمنان را بيان مي كند، گاه به اجمال درباره مراتب معاد مي فرمايد: وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضيلاً(1). و هر آينه درجات و پايههاي آن جهان بزرگتر و برتريهايش بيشتر و والاتر است. . يعني تفاوتي كه بين صالحان در دنياست، در آخرت بيشتر است».
در دنيا همه انسان ها از نظر امكانات و وسايل رفاهي يكسان نيستند. اين تفاوت در آخرت بيش از تفاوتي است كه در دنياست، زيرا درجات دنيا و آخرت از جهت محدوديت و گستردگي، مانند خود دنيا و آخرت است. خداي سبحان درباره بهشت مي فرمايد: وَ سارِعُوا إِلي مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ(2). بشتابيد به سوي آمرزشي از پروردگارتان و بهشتي كه فراخناي آن آسمانها و زمين است كه براي پرهيزگاران آماده شده است. تفاوت درجات بهشتيان هم به همين نسبت با تفاوت انسان ها در دنيا فرق دارد. لذا وقتي كه يك ذكر گفته شود با توجه به معرفت شخص و ساير شرايط او به آن ذكر مثل «الله اكبر» ثواب داده مي شود كه باعث بالا رفتن مقام شخص نسبت به هم رتبه خود مي شود.
بهشتِ مقرّبين با بهشت اصحاب يمين متفاوت است، و بهشت كساني كه در قلّه هاي ايمان و معرفت و اعمال صالح قرار دارند با كساني كه در رتبه پايين ترند، فرق دارد. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «بهشت را صد درجه است و ميان هر درجه با درجه ديگر به مقدار فاصله آسمان با زمين است. بالاترين درجه آن فردوس است كه چهار رود بزرگ بهشت از آن مي جوشد، و هرگاه از خداوند حاجتي خواستيد فردوس را بخواهيد».(3)
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «نگوييد يك بهشت است».
خداوند عزّ و جلّ مي فرمايد: «بهشت را درجاتي است كه بعضي فوق بعضي ديگر است».(4)
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «بهشت درجات و جايگاه هاي مختلف و برتر از هم، و نعمت هاي پياپي و مداوم دارد».(5)
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «در بهشت درجه اي است كه جز پيشوا و رهبر عادل، يا كسي كه صله رحم مي كند، يا آن كس كه با داشتن نان خور زياد (و درآمد اندك) صبر مي كند و مي سازد، به آن درجه و مقام نمي رسد».(6)
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «بهشتياني كه داراي كمترين و كوچك ترين مقام و درجه اند (مقامشان چنان است) اگر تمام آدميان و پريان بدان وارد شوند، همه از طعام و شراب آن سير شوند و چيزي از آن كاسته نمي گردد».(7)
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «در بهشت عدن جز سه گروه مسكن نمي كنند. پيامبران، صدّيقان و شهدا».(8)
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «خدا مي فرمايد: بهشت درجاتي دارد. بعضي برتر از بعضي است. مردم به وسيله اعمالشان برتري مي يابند».(9)
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «بر تو باد تلاوت قرآن زيرا درجات بهشت به تعداد آيات قرآن است. روز قيامت به قاري قرآن گفته مي شود: بخوان و بالا رو. هر آيه اي بخواند يك درجه بالا مي رود».(10)
قرآن كريم مي فرمايد: و لمن خاف مقام ربّه جنّتان... ومِنْ دُونِهِما جَنَّتان(11)، براي كسي كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ بهشتي است و پايين تر از آن دو، دو باغ بهشتي ديگر است».
دو باغ اوّلي براي مقرّبين و دو باغ دوّمي كه در مرحله پايين تر است، از اصحاب اليمين است، كه اشاره به درجات مختلف اهل بهشت دارد. شيخ صدوق مي فرمايد: «بهشتيان كه در نهايت خوشي هستند نوع كامراني آنان متفاوت است. آنها كه در عبادت پروردگار همت والايي داشته و شوق لقاي خدا انگيزه بندگي شان بود، به نعمت تقديس و تسبيح و حمد و ثناي ذات اقدس خدا متنعم مي شوند، و آن كه به منظور راه يافتن به بهشت برين، خدا را عبادت كرده، به انواع خوردني ها و نوشيدني ها و حوريان دست مي يابد».(12)
چنانكه امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «مردم در عبادت سه دسته اند: گروهي به انگيزه رسيدنثواب، عبادت مي كنند. اين بندگي بازرگانان است، گروهي عبادتشان به خاطر ترس است، اين عبادت غلامان است و گروهي خدا را از روي شكر و سپاس گزاري عبادت مي كنند، اين عبادت آزادگان است».(13)
بنابراين بهشت داراي مراتب و مقامات است كه از آنها به درجات تعبير مي شود نه به طبقات. درجات به حسب اعمال و كردار و اعتقادات و نيّت ها به بهشتان داده مي شود. در قرآن كريم از بهشت هاي عدن،(14) خُلد،(15) مأوي،(16) عاليه،(17) نعيم،(18) فردوس،(19) و بهشت منسوب به پروردگار (جنّتي)(20) نام برده شده است. جهنم نيز داراي مراتب و نقطه هاي مختلفي است كه از اين مرتبه ها به دركات تعبير مي شود. دركات جهنم روي هم ديگر است. از اين رو جهنم داراي طبقات مي باشد. پايين ترين طبقه و پست ترين نقطه جهنم جايگاه منافقين است.
قرآن كريم مي فرمايد: إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيرا(21) منافقان در پايين ترين طبقه دوزخ قرار دارند و ياوري براي آنان نمي‌يابي».
علامه طباطبايي مي فرمايد: «از اين آيه شريفه اين مطلب استفاده مي شود كه اهل آتش مراتبي دارند كه از حيث پستي و پايين بودن با يكديگر اختلاف دارد و بر حسب همين اختلاف، مراتب عذابشان هم در سختي و دردناكي مختلف است. اين مراتب را خداوند دركات مي نامد».(22)
قرآن مي فرمايد: وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعينَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ(23). جهنم ميعادگاه همه آنها است. هفت در دارد، و براي هر دري گروه معيّني از آنها تقسيم شده اند».
اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمود: «جهنم داراي هفت در است كه به صورت طبقه طبقه است. بعضي بالاي بعض ديگر است. سپس يكي از دست هايش را بر ديگري گذارد و فرمود: اين چنين است، خداوند بهشت ها را در كنار هم قرار داد، ولي طبقات جهنم روي هم اند. بعضي فوق بعض ديگر است كه پايين ترين آنها (جهنم) است. بالاي آن (لظي) است. بالاي آن (حطمه) بالاي آن (سقر) بالاي آن (جحيم) بالاي آن (سعير) و بالاي آن (هاويه)(24) است».(25)
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «در جهنم صحرايي است براي متكبران كه آن را سقر گويند كه از سختي و بسياري گرمايش به خداوند شكايت كرد و اجازه خواست تا نفس بكشد، خدا اجازه داد، نفسي كشيد و جهنم را سوزاند».(26)
بنابراين جهنم داراي طبقات است. هر يك از سعادت و شقاوت درجات و مراتبي دارد، نه اهل سعادت يك درجه و مرتبه اند و نه اهل شقاوت، اين مراتب و تفاوت ها درباره اهل بهشت به عنوان درجات و درباره اهل جهنم به عنوان دركات تعبير مي شود.(27)

پاورقی:

1. اسراء : 21.
2. آل عمران : 133.
3. احسان بخش، صادق، آثار الصادقين، ج2، ص340، ح42.
4. همان، ص338، ح32.
5. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 84، ص195.
6. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، ج8، ص120، ح11.
7. همان.
8. احسان بخش، آثار الصادقين، ج2، ص341، ح44.
9. بحارالأنوار، ج8، ص106.
10. همان، ص186، ح152.
11. رحمن : 46 و 62.
12. محمد بن علی بن بابویه، الااعتقادات، اعتقادنا في الجنه. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج8، ص200.
13. نهج البلاغه، فيض الاسلام، کلمه 229، ص1182.
14. توبه : 72.
15. فرقان : 15.
16. نجم : 15.
17. حاقه : 22.
18. مائده : 65.
19. کهف : 107.
20. فجر : 30.
21. نساء : 145.
22. طباطبايي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه موسوی، محمد باقر، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ج5، ص187.
23. حجر : 43ـ44.
24. نام‌های فوق در قرآن کريم ذکر شده است: جهنم: آل عمران : 162، لظي: معارج : 17، حطمه: همزه : 4، سقر: مدثر : 26، جهيم: بقره : 119، سعير: نساء : 10، هاويه: رعد : 9.
25. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ج5ـ6، ص338.
26. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحکمه، ج1، ص473، ح2920.
27. مطهری، مرتضي، عدل الهي، تهران، انتشارات صدرا، ص414.
منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات


- نظرات (0)

اقسام وحی

پرسش : قرآن اقسامرا چند گونه معرّفی کرده است؟

پاسخ اجمالی: از آيات قرآن بر مى آيد كه «وحى» معانى مختلفى دارد، بعضى تكوينى است و بعضى تشريعى و در هفت معناى زير به كار رفته است: 1- وحى تشريعى كه بر پيامبران نازل مى شد. 2- الهام به غير انبياء. 3- پيام الهى به فرشتگان. 4- پيام با اشاره. 5- القائات مرموز شيطانى. 6- تقدير قوانين الهى در جهان تكوين. 7- آفرينش غريزه ها. نزول وحى بر پيامبران نيز به صورت هاى مختلفى بوده از جمله: 1- نزول ملک و مشاهده فرشته وحی. 2- شنیدن صدای فرشته بدون مشاهده او. 3- الهام به قلب. 4- خواب و رویای صادقه.
پاسخ تفصیلی: از آیاتبه خوبى بر مى آید که «وحى» معانى مختلفى دارد، بعضى تکوینى است و بعضى تشریعى؛ و روى هم رفته در هفت معناى زیر به کار رفته است:



1. وَحْىِ تَشریعى که بر پیامبران نازل مى شد.
2. وحى به معناىهایى که به غیر انبیاء مى شد؛ مانند: آنچه درباره مادر موسى آمده است: «وَاَوْحَیْنَا اِلَى اُمِّ مُوسَى اَنْ اَرْضِعِیهِ ...»(1)؛ (ما به مادر موسى وحى [الهام] فرستادیم که او را شیرده، و هنگامى که بر او ترسیدى او را در دریا بیفکن، و نترس و غمگین مباش که ما او را به تو باز مى گردانیم، و او را از رسولان قرار مى دهیم).
نظیر همین معنا، بلکه به صورت کامل تر در مورد مریم(علیه السلام) درمریم آمده است که فرشته وحى در برابر او ظاهر شد و بشارت تولّد عیسى را به او داد.(2)
3. وحى به فرشتگان یعنى پیام الهى به خود آنها؛ چنانکه در داستانبدردرانفال آمده است: «اِذْ یُوحِى رَبُّکَ اِلَى الْمَلاَئِکَهِ اَنِّى مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا»(3)؛ (به خاطر بیاور زمانى را که پروردگارت به فرشتگان وحى کرد که من با شما هستم، پس کسانى را کهآورده اند ثابت قدم دارید).
4. وحى به معناى پیام با اشاره؛ مطلبى که در داستان زکریا(علیه السلام) آمده است: «فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنْ الْمِحْرَابِ فَاَوْحَى اِلَیْهِمْ اَنْ سَبِّحُوا بُکْرَهً وَعَشِیّاً»(4)؛ (از محراب عبادتش به سوى مردم بیرون آمد و با اشاره به آنها گفت صبح و شام [خدا را]گویید).
5. وحى به معناى القائات مرموز شیطانى؛ مانند: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِىّ عَدُوّاً شَیَاطِینَ الاِْنسِ وَالْجِنِّ یُوحِى بَعْضُهُمْ اِلَى بَعْض زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»(5)؛ (این گونه براى هرپیامبرى دشمن از شیاطین انس و جن قرار دادیم که سخنان فریبنده و بى اساس را [براى اغفال مردم] به طورى سرى به یکدیگر مى گفتند).
6. وحى به معناى تقدیر قوانین الهى در جهان تکوین؛ مانند: «وَاَوْحَى فِى کُلِّ سَمَاء اَمْرَهَا»(6)؛ (خداوند در هر آسمانى تقدیر و تدبیر لازم را فرمود). و آنچه درباره شهادت زمین درآمده است نیز ممکن است اشاره به همین معنا باشد؛ «یَوْمَئِذ تُحَدِّثُ اَخْبَارَهَا بِاَنَّ رَبَّکَ اَوْحَى لَهَا»(7)؛ (در آن روز زمین اخبارش را باز مى گوید، چرا که پروردگارت به او وحى کرده).
7. وحى به معناى آفرینش غریزه ها؛ مانند: «وَاَوْحَى رَبُّکَ اِلَى النَّحْلِ اَنِ اتَّخِذِى مِنْ الْجِبَالِ بُیُوتاً وَمِنْ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ»(8)؛ (پروردگارت به زنبور عسل وحى [الهام غریزى] فرستاد که از کوه ها و درختان و داربست هایى که مردم درست مى کنند خانه هایى برگزیند).
اینها همه از یک سو، از سوى دیگر نزول وحى بر پیامبران نیز به صورت هاى مختلفى صورت گرفته است که درمجید و روایات حدّاقل به چهار صورت آن اشاره شده است:
1. گاه به صورت نزول ملک و مشاهده فرشته وحى است.
2. گاه به صورت شنیدن صداى فرشته بدون مشاهده اوست.
3. گاه به صورتبه قلب ایشان است.
4. گاه به صورت خواب و رویاى صادقه است؛ مانند آنچه در داستان ابراهیم(علیه السلام)درباره ذبح فرزندش اسماعیل(علیه السلام) آمده(9) یا آنچه در مورد پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) درباره بشارت ورود مسلمین در نهایت امنیّت در مکّه براىخانهدر«فتح»27 دیده مى شود.
در روایتى آمده است که یکى از اصحاب از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله)سوال کرد: وحى بر شما چگونه نازل مى شود؟
حضرت فرمود: «احیاناً یاتِینىِ مِثْلُ صِلصِلَهُ الجَرَسَ، وَهُوَ اَشّدُهُ عَلَىَّ، فَیَفُصِمُ عَنّىِ فَقَدْ وعُیَتُ ما قَالَ، و احیاناً یتمثل لى الملک رجلا فَیُکِلّمنِىُ فَاَعِى ما یقول»(10)؛ (گاهى وحى همانند صداى زنگ به سراغ من مى آید، و این از همه بر من سخت تر است، حقایق را بر من روشن مى کند، و من آنچه را مى گوید حفظ مى کنم، و گاه فرشته وحى به صورت مردى در مقابل من مجسّم مى گردد و با من سخن مى گوید و من آنچه را مى گوید حفظ مى نمایم).
دردیگرى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «انبیاء و رسولان بر چهار طبقه اند: بعضى از آنهابه قلب او مى شود و از خودش تجاوز نمى کند، و بعضى در خواب مى بیند و صدا را در بیدارى مى شنود، ولى او را نمى بیند، و مبعوث به هیچ کس نیست... بعضى در خواب مى بینند و در بیدارى نیز صداى ملک را مى شنوند و او را نیز مشاهده مى کنند و تنها مامور هدایت طایفه اى هستند کم باشند یا زیاد.... و بعضى در خواب مى بینند صدا را در بیدارى مى شنوند و فرشته را مشاهده مى کنند و امام و پیشواى [عموم مردم جهان] هستند».(11)،(12)
پی نوشت: (1). سوره قصص، آيه 7.


- نظرات (0)

ازدواج های حرام



محارم,راههای محرم شدند


 

زنان از سه رآه به مردان محرم می شوند و ازدواج با محارم حرام می باشد.

زنان به مردان از سه راه محرم مى‏ شوند: نسب، رضاع و ازدواج. کسانى که از راه نسب به انسان محرم ‏اند، عبارت‏ اند از:

 1. پدر و مادر و هر چه بالا روند (مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ)؛

 2. اولاد و هر چه پایین روند (مانند نوه و نتیجه)؛

 3. خواهر و برادر و هر چه پایین روند (مانند خواهرزاده و برادرزاده)؛

 4. عمو و عمه و هر چه بالا روند (مانند عمو و عمه پدر و مادر)؛

 5. دایى و خاله و هر چه بالا روند (مانند دایى و خاله پدر یا مادر).

 کسانى که از راه رضاع (شیردادن) به انسان محرم مى‏ شوند، همان‏هایى ‏اند که از راه نسب محرم هستند(مانند پدر و مادر و اولاد و خواهر و برادر و عمو و عمه و دایى و خاله رضایى و نیز مانند مادرزن رضاعى و دختر زن رضاعى و زن پدر رضاعى و زن پسر رضاعى).

 کسانى که از راه ازدواج به انسان محرم مى‏ شوند، عبارت‏ اند از:
 1. مادر زن و هر چه بالا روند (مانند مادر مادرزن)؛

 2. دختر زن و هر چه پایین رود مانند دختر دختر زن)؛

 3. زن پدر (نامادرى) و هر چه بالا رود (مانند زن اجداد)؛

 4. زن پسر، یعنى عروس و هر چه پایین رود (مانند زن نوه و نتیجه).

منبع:
توضیح المسائل مراجع، م 2384 - 2389 و 2472 و 2464


- نظرات (0)

بحار الانوار از كتب معتبر شيعه



ترجمه بحار الانوار,بحار الانوار فارسی

آيا بحار الانوار از كتب معتبر شيعه است؟

 

معتبرترين كتاب‌هاي حديثي شيعه، «كتب اربعه» است و اين كتب اربعه برگرفته از 400 كتاب بنام اصول اربعمأه كه صحابه و تابعين آن را جمع آوري كرده‌اند مي‌باشد. كتب اربعه شامل كتابهاي:


1. الكافي في الاصول و الفروع و الروضه؛ اين كتاب از نخستين جوامع حديثي شيعه است كه در زمان غيبت صغري شكل گرفت و توسط ابوجعفر محمد بن يعقوب كليني، متوفي 328 هـ در سه بخش، اصول، فروع و روضه و مشتمل بر 16199 حديث مي‌باشد.


2. من لا يحضره الفقيه؛ ابوجعفر محمد بن علي بن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق، متوفي (381 هـ) و مشتمل بر 5963 حديث فقهي مي‌باشد.


3. تهذيب الاحكام في شرح المقنعه.


4. الاستبصار في ما اختلف من الاخبار.


اين دو كتاب حديثي تأليف شيخ طائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسي، متوفي (460 هـ) مي‌باشد. تهذيب مشتمل بر 13590 حديث و استبصار مشتمل بر 5511 حديث مي‌باشد.[1]
كتاب «بحار الانوار» به دست علامه مجلسي (متوفي 1110 قمري) در سال (1070 هـ .ق) به مدت 40 سال به رشته تحرير در آمد. نخستين چاپ جلد اول و دوم كتاب در كشور هندوستان در سال 1248 هـ .ق بوده و در سال 1270 هـ .ق در ايران تا 10 جلد به چاپ رسيده است و چاپ‌هاي گوناگوني در طي اين ساليان صورت گرفته که بهترين چاپ اخير بحار، در 110 جلد توسط مؤسسه الوفا، دار احياء التراث العربي، بيروت مي‌باشد.

مهمترين ويژگي بحار الانوار:
1. بيشتر آموزه هاي ديني در آن آمده است.

 

2. به جمع آوري احاديث از نسخه‌هاي خطي همت داشته است.

 

3. مطالبي از برخي كتابها نقل كرده است كه بعدها آن كتابها از بين رفته است؛

 

 4. علامه مجلسي در نقل احاديث دقت بسياري به خرج مي‌داد و اگر نسخه معتبر و خطي نداشت آن را تذكر مي‌داد و هر حديثي را صحيح مي‌دانست مي‌آورد. امّا بعضي از صاحب نظران معتقدند كه علامه مجلسي احاديث درست و نادرست را جمع آوري كرده تا از تلف شدن در امان باشند، و در واقع به مانند دائره المعارفي است که انتخاب درست و نادرست آن را به آيندگان سپرده است.


كتاب بحار، همانند هر كتاب ديگري داراي روايات صحيح و معتبر و نيز روايات ضعيف السند مي‌باشد. شايد غير از قرآن كريم، هيچ كتاب ديگري را نتوان ادعا نمود تمام محتواي آن صددرصد صحيح و قطعي مي‌باشند.[2]


علامّه مجلسي دربارة علت نامگذاري اين كتاب به بحار مي‌گويد: چون اين كتاب مشتمل بر همه علوم و حكمت‌ها و اسرار بوده و خواننده را از ساير كتاب‌هاي حديثي بي‌نياز مي‌كند، آن را به «بحار الانوار الجامعة لدرر الاخبار الائمه الاطهار ـ عليهم السّلام ـ يعني؛ درياي نور كه دربردارنده درّها احاديث امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشند، ناميدم.[3]


ايشان هدف از نوشتن اين كتاب را به دسترسي آسان دانش پژوهان به احاديث معصومين، پراكندگي احاديث و تجمع آنها، از بين رفتن كتابها و نسخه‌هاي خطي روايي، گرايش مردم ( به خصوص در اصفهان) به صوفيان و دوري از احاديث معصومين ـ عليهم السّلام ـ و... مي‌داند.


لازم به ذكر است كه اين كتاب، شامل كل روايات معصومين نمي‌باشد و شاهد بر اين مدعا، كتاب «مستدرك» است كه بعدها نوشته شده است علاوه بر آن علامه مجلسي از كتب مشهور و متواتر و معروف، روايات كمتر نقل كرده است مانند: كتب اربعه، صحيفه سجاديه، نهج البلاغه و... .[4]


امام خميني در توصيف اين كتاب مي‌فرمايد:
كتاب «بحارالانوار» كه تأليف عالم بزرگوار محدث عالي مقام، محمد باقر مجلسي است مجموعه‌اي است كه قريب چهارصد كتاب و رساله كه در حقيقت يك كتاب‌خانه‌اي كوچكي است كه با يك اسم نام برده مي‌شود. صاحب اين كتاب چون ديده كتاب‌هاي بسياري از احاديث است كه به واسطه كوچكي و گذشتن زمان، از دست مي‌رود؛ تمام آن كتاب‌ها را بدون آن كه التزام به صحت آنها داشته باشد در يك مجموعه به اسم بحار الانوار فراهم كرده است.[5]


در نتيجه بايد گفت: بحارالانوار نقش واسطه را ايفا مي كند و چون منابع و مصادر آن از اعتبار يكساني برخوردار نيست ، بر اين پايه در بررسي روايات آن سه جهت مهم را بايستي مورد توجه قرار داد ، اول :  منابعي كه كتاب از آم بهره برده است ، دوم سند خود روايت ، سوم برسي محتوايي روايت .


 ==============================
پي نوشت ها:
[1] . ر.ك: مؤدب، سيد رضا، علم الحديث، قم، انتشارات احسن الحديث، چاپ اول، 1378، ص177.
[2] . ر.ك: عابدي، احمد، آشنايي با بحارالانوار، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1378، ص78ـ278.
[3] . مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج1، ص5.
[4] . بحارالانوار، ج53، مقدمه جناب آقاي شعراني.
[5] . امام خميني، كشف الاسرار، تهران، موسسه نشر آثار امام خميني، ص319.


- نظرات (0)

علت نام گذاری روز عرفه

عرفه روز نیایش و مناجات با خالق هستی است ؛ چرا که در این روز، درهای رحمت الهی بر روی همه بندگان به ویژه گنهکاران گشوده است و همه گنهکاران در این روز، چشم امید خود را به خدای خود دوخته اند و از دنیا بریده و به خدا نزدیک می شوند.
در این روز دعا به استجابت نزدیک است و هر ناامیدی، امیدوار بر در خانه الهی دست هایش را به دعا باز می کند.


روز عرفه، روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است.

آري باز هم فرصت براي بازگشت انسان به اصل و جايگاه اعلي اوليه‌اش را فراهم مي‌كنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار مي‌كنند. علیرغم ارتکاب گناهان بسیار و کوتاهی در کردار و گفتار، باز هم مي‌خوانند مان، دعوتمان مي‌كنند و مي‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم زیرا در حدیثی از پیشوای ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام آمده است که:
اگر شخص گناه ‌كاري نتواند در شب‌هاي قدر،  از قدر و منزلت خود به نحو احسن استفاده كند وبهره گيرد، مي‌تواند در اين روز (روز عرفه) از رحمت الهي برخوردار گردد.

 

آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي، سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است. روزی که زائران کوی دوست، با تضرع به درگاه خداوند متعال، خواهان بخشش گناهان و تولدی دوباره می شوند.‏


اما چرا این روز، به روز عرفه مشهور است و یا به بیان دیگر، وجه تسمیه این روز چیست؟
در پاسخ به این سوال می توان گفت؛ عرفات، نام منطقه وسيعى است با مساحت حدود 18 كيلومتر مربع در شرق مكه معظمه، اندكى متمايل به جنوب كه در ميان راه طائف و مكه قرار گرفته است وزائران بيت ‏الله الحرام در نهم ذى الحجه، از ظهر تا غروب در اين منطقه حضور دارند.

 

در نقلى آمده است كه آدم و حوا علیهم السلام پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكى، در اين سرزمين یکديگر را يافتند و به همين دليل، اين منطقه «عرفات» و اين روز «عرفه» نام گرفته است.

 

همچنين گفته‌اند كه جبرئيل عليه السلام هنگامي كه مناسك حج را به ابراهيم مي‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد و نيز گفته‌اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي‌كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي‌دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي و تحمل است.

 

روز عرفه,روز عرفه چه روزی است,نهم ذیحجه روز عَرَفه

 آداب و مراسم روز عرفه


همان طور که در سطور پیشین اشاره شد، این روز، روز دعا و نیایش و تضرع به درگاه احدیت و اعتراف به گناهان و تامل و تدبر در قدرت و عظمت حق تعالی است، اما چگونه؟ و با چه وسیله ای؟ چرا که انسان اساسا از خود چیزی ندارد. اینجاست که اهل بیت عصمت علیهم السلام به کمک انسان می آید و راه ورسم ایجاد ارتباط با معبود را نشان می دهد.


لذا یکی از آداب روز عرفه برای نیل به مقصود و پناه آوردن به درگاه قادر متعال، خواندن دعای عرفه است که از لبان مبارک و مطهر عارف شاهدان كوي شهود و شهادت، سالار جانبازان ميدان نبرد توحيد عليه طاغوت و سرور پاكان و آزادگان در ساحت فضيلت، حضرت حسين بن علي علیهم السلام جاری شده است.


آن حضرت در اين دعاي پرمحتوا و شيوا كه در عصر روز عرفه و مناسب ترين وقت دعا عرضه شده است، عالي ترين مضامين توحيدي را در قالب كلماتي دلنشين بيان مي كند. روح عرفان و معرفت در عرصه توحيد الهي در فرازهاي مختلف اين دعا موج مي زند و سالكان راه حقيقت را در طي مراحل سير و سلوك استوارتر، مصمم تر و مشتاق تر مي كند.


امام حسين(ع)، اين مناجات عاشقانه را در فضايي معنوي و در كنار كعبه، مقدس ترين جايگاه مسلمانان و با دلي پرسوز و چشماني اشكبار قرائت كرده و به عنوان منشور جاويدان توحيد براي اهل ايمان به يادگار گذاشته است.


نگاهي گذرا به مضامين والاي دعاي عرفه نشان مي دهد كه اين نيايش تاريخي، پر محتوا و تكان دهنده از مباحثي همچون ستايش پروردگار يكتا، تجديد عهد و ميثاق با خدا، خود شناسي، بيان راز آفرينش آدمي، اهميت تربيت انسان در دانشگاه الهي، توجه به نعمتهاي بي شمار خداوند و بيكرانگي آنها، ناتوان بودن بشر از شكرگزاري و سپاس آوري به پيشگاه حضرت حق، اشاره به خواسته هاي يك انسان متعالي، تأكيد بر طلب نيازهاي تربيتي از كردگار يگانه، شكايت و التماس و درخواست به پيشگاه حضرت آفريدگار، توجه قلبي به پروردگار به عنوان تنها پناهگاه انسان، مربي پيامبران و فرستنده كتاب جاويدان آسماني و... شكل گرفته و آن را در سطح يك نيايش ارجمند و كم نظير مطرح ساخته است.


بدين اميديم كه توفيق الهي يار همگان شود تا از روز عرفه به عنوان چشمه جوشان نیایش و یک فرصت طلايي براي دستيابي به سرچشمه زلال پويندگي و پيوستگي به حضرت حق و بهره وري از بركات نيايش و بصيرت و پاكي، استفاده شايسته و بايسته به عمل آید و روزی باشد برای پرکشیدن از زنجیر گناه تا آسمان آبی اجابت و مغفرت.
- نظرات (0)