سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

پیوند اسمانی نور بارک







- نظرات (0)

اعمال دحوالارض


شب بيست‏وپنجم:شب دحو الارض است،يعنى پهن شدن زمين از زير كعبه به روى آب،و از شبهاى بسيار شريف‏ است كه رحمت خدا در آن نازل مى‏شود،و قيام به عبادت د رآن اجر بسيار دارد،و از حسن بن على وشّاء روايت شده‏ كه گفته:من كودك بودم كه با پدرم در شب بيست‏وپنجم ماه ذو القعده،در خدمت حضرت رضا عليه السّلام شام خورديم،حضرت فرمود امشب حضرت ابراهيم و حضرت عيسى عليهما السلام متولّد شده‏اند،و زمين از زير كعبه پهن شده،پس هركه روزش را روزه بدارد،چنان است‏ كه شصت ماه روزه داشته باشد،و در روايت ديگر است كه فرمود:در اين روز حضرت قائم(عج)قيام خواهد كرد. روز بيست‏وپنجم:روز دحو الارض است،يكى از آن چهار روزى است،كه در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است،و در روايتى آمده:كه روزه اين روز همانند روزه هفتاد سال است و در روايت ديگر آمده كه كفاره هفتاد سال است،و هركه‏ اين روز را روزه بدارد،و شب را به عبادت به سر آورد،براى او عبادت صد سال نوشته شود و براى روزه‏دار اين روز، كه هرچه در ميان زمين و آسمان است استغفار كند،و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر شده،و براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسيارى است،و بارى اين روز جز روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل ديگر وارد است: اوّل:نمازى كه در كتابهاى علماى شيعه از اهل قلم روايت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت[بالا آمدن آفتاب تا پيش از گذشتن از وقت ظهر]در هر ركعت پس از سوره«حمد»پنج مرتبه سوره«و الشّمس»خوانده شود،و پس از سلام بگويد،
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ
هيچ جنبش و نيرويى نيست مگر به خداى برتر بزرگ
آنگاه دعا كند و بخواند:
يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِي عَثْرَتِي يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِي يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
اى ناديده‏گير لغزشها لغزشم را ناديده‏گير،اى اجابت كننده دعاها،دعايم را اجابت كن،اى شنواى صداها،صدايم را بشنو،و به‏ من رحم كن،و از بديهايم و آنچه نزد من است درگذر،اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.
دوّم:خواندن دعايى كه شيخ در كتاب«مصباح»فرموده:خواندن آن مستحبّ است:
اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ أَيَّامِكَ الَّتِي أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِينَ وَدِيعَةً وَ إِلَيْكَ ذَرِيعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِيعَةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِي الْمِيثَاقِ الْقَرِيبِ يَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَيْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ ،
خدايا اى گستراننده كعبه،و شكافننده دانه،و برگيرنده سختى،و برطرف كننده هر گرفتارى،از تو مى‏خواهم‏ در اين روز از روزهايت،كه حقّش را بزرگ گرداندى،و سبقتش را پيش انداختى،و آن را نزد اهل ايمان امانت و و به سوى خود وسيله قرار دادى،و به رحمت گسترده‏ات كه بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزيده‏ات‏ در پيمان نزديك،روز ديدار،شكافنده هر امر بسته،و دعوت كننده به حق،و بر اهل بيت پاكش‏ آن راهنمايان،و روشن‏كنندگان راه حق،ستونهاى جبّار،و متولّيان بهشت و دوزخ،و عطا كن به ما از عطاى در خزانه‏ات كه نه بريده شود،و نه منع گردد،تا به وسيله آن توبه،و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمايى
يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ يَا كَفِيُّ يَا وَفِيُّ يَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِيٌّ الْطُفْ لِي بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِي بِعَفْوِكَ وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِي كَرِيمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِي مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى يَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِي أَوْلِيَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِي وَ حُلُولِ رَمْسِي وَ انْقِطَاعِ عَمَلِي وَ انْقِضَاءِ أَجَلِي اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِي عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَيْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِيَنِيَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِي دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِي مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ ،
اى بهترين خوانده شده و كريم‏ترين اميد شده،اى كفايت كننده،اى وفادار،اى آن‏كه لطفش پنهانى است،به لطفت به من لطف كن،و به‏ عفوت خوشبختم نما،و به يارى‏ات تأييدم فرما،و از ذكر كريمانه‏ات فراموشم مكن به حق متوليان امرت و نگهبانان‏ رازت و از گرفتاريهاى روزگار تا روز قيامت و برانگيخته‏شدن خفظم كن‏ هنگام بيرون آمدن جانم،و فرو رفتن در قبرم،و تمام شدن كارم،و سپرى شدن عمرم،اوليايت را به بالينم حاضر كن،خدايا يادم كن،بر طول پوسيدگى،زمانى‏كه در ميان توده‏هاى خاك فرود آيم،و فراموش‏كنندگان از مردم فراموشم كنند،و در خانه اقامت فرودم آر،و در منزل كرامت جايم ده،
وَ اجْعَلْنِي مِنْ مُرَافِقِي أَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِي فِي لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِيئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِي حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِي مِنْهُ مَشْرَبا رَوِيّا سَائِغا هَنِيئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِي خَيْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِيعَادٍ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِيَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِينَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْيَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ.
و از دوستان اوليايت،و برگزيدگان و خاصان درگاهت قرارم‏ ده،و ديدارت را بر من مبارك گردان،و پيش از فرا رسيدن پايان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏كه پاك از لغزشها و گفتار بى‏پايه و منطق تباه باشم.خدايا مرا به حوض پيامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)وارد كن،و از آن به من بنوشان،نوشاندنى سيراب كننده،روان و گوارا،كه پس از آن هرگز تشنه نشوم،و از ورود به آن طرد نگردم،و از آن‏ منع نشوم،و آن را قرار ده برايم بهترين توشه،و كاملترين وعده‏گا،روزى كه گواهان بپا مى‏خيزند.خدايا لعنت كن گردنكشان‏ گذشته و آينده را،هم آنان‏كه حقوق اوليايت را به ناحق به خود اختصاص دادند.خدايا پايه‏هايشان را بشكن،و پيروان و عمّالشان را نابود ساز،زميه‏هاى هلاكتشان را به زودى فراهم فرما،و كشورهايشان را از دستشان بگير،و راههايشان را بر آنان تنگ كن، و بر آنان‏كه با آنان سهيم و شريكند لعنت فرست.
اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِيَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِينِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِي أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَيْتَ إِلَيْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ يَعُودَ دِينُكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ جَدِيدا غَضّا وَ يَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ يَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى جَمِيعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِي كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِي زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِيَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَيَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَيْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَيْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ [عَلَيْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
خدايا در فرج دوستانت شتاب كن و حقوق تاراج‏رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشكار كن،و او را يارى‏رسان دينت بدار،و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.خدايا فرشتگان پيروزى را گرداگرد او همواره بدار،و به آن دستورى كه در شب قدر به او القا كردى او را انتقام‏گيرنده خويش‏ قرار ده،تا جايى‏كه خشنود شوى،و دينت به وسيله او،و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد،و حق به طور كامل ناب شود،و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افكنده شود.خدايا بر او و همه پدرانش درود فرست،و ما را از همنشينان و خاندانش قرار بده،و در زمان بازگشتش ما را برانگيز،تا در دوران او در شمار يارانش باشيم.خدايا درك قيامش را روزى ما كن،و در روزگارش ما را حاضر كن،و بر او درود فرست،و سلام او را به ما باز رسان،درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.
ميرداماد(ره)در رساله اربعه ايّام خود،در بيان اعمال روز دحو الارض فرموده است:زيارت امام رضا عليه السّلام‏ در اين روز افضل اعمال مستحبّ،و مؤكّدترين آداب مى‏باشد،و همچنين زيارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد در نهايت تأكيد بوده،و نسبت به آن ترغيب بسيار شده است. روز آخر ماه:سال دويست‏وبيست بنابر مشهور،امام جواد عليه السّلام،در بغداد به سبب زهرى كه معتصم عباسى به ايشان خوراند شهيد شد و اين حاديثه تقريبا پس از درگذشت دوسال‏ونيم از مرگ مأمون عبّاسى اتفاق افتاد،چنان‏كه خود آن جناب مى‏فرمود الفرج بعد المامون بثلاثين شهرا[گشايش كار سى‏ماه پس از مأمون است]و اين جمله نشان‏دهنده اين است كه آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در كمال رنج و ناراحتى بوده است،كه مرگ خود را فرج و گشايش تعبير نموده است،چنان‏كه پدر بزرگوارشان‏ امام رضا عليه السّلام،در زمان ولايتعدى خويش چنين بوده است و در هر جمعه كه از مسجد جامع باز مى‏گشت،به همان حال كه عرق‏ ريزان و غبارآلوده بود،دستها را به درگاه الهى بلند نموده و مى‏گفت:الهى اگر فرج و گشايش كار من در مرگ من است‏ پس همين ساعت در مرگ من شتاب ورز و پيوسته در غم‏واندوه بود،تا از دنيا رحلت فرمود،و امام جواد عليه السّلام زمانى كه وفات كرد از عمر شريفش بيست‏وچند سال و چند ماه گذشته بود،مرقد شريف ايشان در بقعه مباركه كاظميه در پشت سر جّد بزرگوارشان‏ امام موسى بن جعفر عليهما السّلام قرار دارد.


- نظرات (0)

ویژه نامه میلاد امام رضا

 

چکيده زندگاني و حالات امام هشتم عليه السلام



آن حضرت روز پنج شنبه يا جمعه ، 11 ذى القعدة ، سال 148 هجرى قمرى (1)،

يك سال پس از شهادت امام جعفر صادق عليه السلام در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود؛

و با ظهور نور طلعتش جهانى را روشنائى بخشيد.

نام : علىّ، صلوات اللّه و سلامه عليه .(2)

كنيه : ابوالحسن ثانى ، ابوعلىّ و... .

اءلقاب : رضا، صابر، زكىّ، وفىّ، ولىّ، رضىّ، ضامن ، غريب ، نورالهدى ، سراج اللّه ، غيظ المحدّثين ، غياث المستغيثين و... .

پدر: امام موسى كاظم ، باب الحوائج إ لى اللّه عليه السلام .

مادر: شقراء، معروف به خيزران ، امّ البنين ، و بعضى گفته اند: نجمه بوده است .

نقش انگشتر: حضرت داراى سه انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتيب عبارتند از:

((حَسْبىَ اللّهُ)) ، ((ما شاءَ اللّهُ وَ لا قُوَّةَ إ لاّ بِاللّهِ)) ، ((وَلييّ اللّهُ)) .

دربان : مورّخين ، دو نفر را به نام محمّد بن فرات و محمّد بن راشد به عنوان دربان حضرت گفته اند.

مدّت امامت : بنابر مشهور، روز جمعه ، 25 رجب ، سال 183 هجرى قمرى ،

پس از شهادت پدر مظلومش بلافاصله مسئوليّت رهبرى و امامت جامعه اسلامى را به عهده گرفت ، كه تا سال 203 يا 206 به طول انجاميد.

و در سال 200 هجرى قمرى حضرت توسّط ماءمون به خراسان احضار گرديد.

مدّت عمر: در طول عمر آن حضرت بين 49 تا 57 سال بين مورّخين اختلاف است .

و بر همين مبنا در مقدار و مدّت هم زيستى با پدر بزرگوارش ؛ و نيز در مدّت حيات پس از پدرش اختلاف مى باشد،

گرچه برخى گفته اند كه آن حضرت 29 سال و دو ماه در زمان حيات پدر بزرگوارش زندگى نموده است .

در علّت آمدن امام رضا عليه السلام به خراسان ، نيز بين مورّخين اختلاف است ؛ ولى مى توان از مجموع گفته ها، اين گونه استفاده نمود:

چون هارون الرّشيد به هلاكت رسيد، بغداد و حوالى آن در اختيار فرزندش امين ، و خراسان با حوالى آن تحت حكومت ديگر فرزندش ماءمون قرار گرفت .

پس از گذشت مدّتى كوتاه ، بين دو اين برادر اختلاف و جنگ ، رونق گرفت و امين كشته شد.

در اين بين ، ماءمون نيز جهت استحكام قدرت خود چنان ابراز داشت كه از علاقه مندان خاندان علىّ بن ابى طالب و سادات بنى الزّهراء مى باشد.

بنابر اين ، در سال 200 هجرى نامه اى به استاندار خود در شهر مدينه منوّره فرستاد،

تا حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام را از راه بصره اهواز، (به گونه اى كه از غير مسير شهر قم باشد) به خراسان منتقل گردانند.

هنگامى كه امام رضا عليه السلام به شهر مَرْوْ رسيد، ماءمون عبّاسى به حضرتش پيشنهاد بيعت و خلافت را داد.

ولى حضرت چون كاملاً نسبت به افكار و دسيسه هاى ماءمون و ديگر خلفاء بنى العبّاس آگاه و آشنا بود، پيشنهاد خلافت را از طرف ماءمون نپذيرفت .

و ماءمون دو ماه به طور مرتّب ، با نيرنگ ها و شيوه هاى گوناگونى اصرار مى ورزيد كه شايد امام عليه السلام بپذيرد؛

ولى چون از طريقى در رسيدن به هدف خويش موفّق نگرديد، در نهايت ، حضرت را تهديد به قتل كرد.

بر همين اساس امام عليه السلام مجبور گرديد كه ولايتعهدى را تحت شرائطى بپذيرد،

كه روز پنج شنبه ، پنجم ماه مبارك رمضان ، در سال 201 بيعت انجام گرفت ، مشروط بر آن كه حضرت در هيچ كارى از امور حكومت دخالت ننمايد.

پس از آن كه ماءمون به هدف خود رسيد و از هر جهت حكومت خود را ثابت و استوار يافت ، شخصا تصميم قتل حضرت رضاعليه السلام را گرفت

و به وسيله انگور زهرآلود، آن امام مظلوم و غريب را مسموم و شهيد كرد.

شهادت : بنابر مشهور بين تاريخ ‌نويسان ، حضرت روز جمعه يا دوشنبه ، آخر ماه صفر، در سال 203 يا 206 هجرى قمرى

(3) به وسيله زهر مسموم شده و در سناباد خراسان شهيد گرديد؛ و به عالم بقاء رحلت نمود.

و جسد مطهّر و مقدّس آن حضرت در منزل حميد بن قحطبه ، كنار قبر هارون الرّشيد دفن گرديد.

خلفاء هم عصر آن حضرت : امامت حضرت ، هم زمان با حكومت هارون الرّشيد، فرزندش امين ، عمويش ابراهيم ،

دوّمين فرزندش محمّد، سوّمين فرزندش عبداللّه ملقّب به ماءمون عبّاسى مصاددف گرديد.

تعداد فرزندان : عدّه اى گفته اند حضرت داراى پنج پسر و يك دختر به نام فاطمه بوده است ؛

ولى اكثر مورّخين بر اين عقيده اند كه حضرت بيش از يك پسر به نام ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام نداشته است .

نماز آن حضرت : شش ركعت است ، در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، ده مرتبه ((هل اءتى عَلَى الا نْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئا مَذْكُورا)) خوانده مى شود.(4)

و بعد از آخرين سلام نماز، تسبيحات حضرت فاطمه زهراءعليها السلام گفته مى شود؛

و سپس حوائج و خواسته هاى مشروعه خويش را از درگاه خداوند متعال مسئلت مى نمايد كه انشاء اللّه تعالى برآورده خواهد شد.

1- در سال ولادت آن حضرت بين محدّثين اختلاف است ، كه از 148 تا 153 گفته اند.

و برحسب 11 / ذى القعدة / 148 قمرى ، طبق سال شمسى 11 / آذرماه / 144 مى باشد.

2- نام و لقب مبارك حضرت به عنوان امام ((علىّ، رضا)) عليه السلام ، طبق حروف اءبجد كبير، عدد 110، 1001 مى باشد.

3- تاريخ شهادت آن حضرت طبق سال شمسى : 19 / شهريور / 197، يا 17 / مرداد / 200 خواهد بود.

4- تاريخ ولادت و ديگر حالات حضرت برگرفته شده است از:

، اصول كافى : ج 1، كشف الغمّة : ج 2، فصول المهمّه ابن صبّاغ مالكى ، إ علام الورى طبرسى : ج 2،

مجموعه نفيسه ، تاريخ اهل بيت عليهم السلام ، ينابيع المودّه ، تهذيب الا حكام : ج 6،

جمال الا سبوع سيّد ابن طاووس ، دعوات راوندى ، دلائل الا مامه طبرى ، عيون المعجزات و... .


منبع:

چهل داستان از امام رضا عليه السلام، صالحي، عبدالله

 


 

قطعه شعری زیبا دروصف امام رضا

 

 

شب است و منــادى نـــدا مى كند                   

                 مــریدان حــق را صدا مى كند


كه امشب در رحـــمت خویـــش را               

                       خــدا بر رخ خــلق وا مـى كند


ز خمخانه شــــب شرابــــاً طهــورا                   

                   بــه پیمــانه  انّــما  مـى كند


ز  رحمت به موسى بن جعفر خدا                 

                      گران هدیه اى را عطا مى كند


بــه نجمـــه عطا كرده حق آیتــــى                  

                    كه حق را ز باطل جدا مى كند


قدم زد على بن موسى به عالــم                         

               كه عالم بر او  اقتـــدا مـى كند


به شمس الضحى داده شمس الشموسى           

            كز او شمس كسب ضیا مى كند


درخشید رخشنده مهرى كه مهرش                    

                 مس  قلب مــا  را طلا مـى كند


چو جدّش ز رفعت برد گوى سبـقت                    

                  كه صبــر بــلا در قضــا مــى كند


ز نام على نام او گشتـــه مشتـــق                   

                   كه توصیف او هل اتى مى كند


بــــود عصمت فاطمـى را دُر نـــــاب              

                        كه شــرم از رخ او حیـا مى كند


بـــود او حَسَن را علمــــدار صلحـى                 

                     كه پــاینده دیــن خــدا مـى كند


بـــود وارث نهضـــت ســـرخ عاشور                  

                    كه كـاخ ستـــم را فنــا مى كند


بـــود در عبــادت چو زیـــن العبـــاد                      

                  كه بر شیعیانـــش دعا مى كند


چو بحرالعلوم است دریایى از علم                     

                   كه فكـــر بـــشر كیمیا مــى كند


ز فقه الرضا زنده شد فقـه صــادق                      

                 كه تضمیــن آن بـــا  ولا مى كند


اگر اژدهــــا كرد موســى عصــا را                     

                   رضا این عمل بى عصا مى كند


كند زنــده در پرده تصویـر شیـــران                 

                       ببین پور موسى چه ها مى كند


اگر آهــــویى را به دامــى ببینـــد                    

                     ز دام بلایـــش رهـــــا مــى كند


بود او طبیبى كه بى نسخه درمان                       

                 ز مـــا  دردهـــا را  دوا مــى كند


چو بابش بود مظهر جود و بخشش                       

                كه حــاجــات مــا را روا مـى كند


ز بس كه رئوف است از ما خـدا را                        

                 ز فـــرط رضایــش رضــــا مى كند


رســـول خــــدا را بــــود پاره تــــن                       

                 كه وصفش رســول خـدا مى كند


خــــدا را زیـــــارت كند هر كه او را                            

            زیــارت به صــدق و صفــا مى كند


به دیدار قبــرش رود هر كه یك بار                        

به «ژولیده» او داده قولى كه فردا                  

                     به قـــولى كه داده وفــا مى كند

 

 

 

 

ویژه های دگر مناسب با میلاد

 

نماهنگ زیبای  یا غریب الغربا

 

آهنگ های مولودی امام رضا

 

مقالات خواندنی از امام رضا

 

پخش تصاویرزنده از حرم رضوی

 

دانلود کتب ارزشمند از امام رضا

 

 


- نظرات (0)

روزت مبارک دختر








- نظرات (0)

ولادت حضرت معصومه








روز دختر بر دختران مسلمان و پیروان سیره حضرت معصومه (س)

آفتاب قم*ویژه نامه میلاد کریمه آل الله روز دختر و هفته کرامت(سال91)

ميلاد فرخنده حضرت معصومه(س)٬گراميداشت روزدختر و هفته کرامت مبارک باد(سال90)
ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت معصومه(س){دهه كرامت}و گراميداشت روز دختر(سال89)
آهنگ های اسلامی برای موبایل (ویژه ولادت بی بی حضرت معصومه «س»)
پيامك هاي تبريك ولادت فاطمه معصومه (س)وبزرگداشت روزدختر
ولادت حضرت معصومه (س) (صوت ، تصویر ، فلش)
کرامات و معجزات حضرت معصومه(س) - صوتي
حضرت معصومه(س) درگلستان سبز تصوير
گلواژههاي شعر در وصف بانوي كرامت


مقالات :
كوثر جوشان كویر قم
شفیعه ای در کنار مادر
زیارتی بر بلندای مرتبه
فاطمه ای از تبار فاطمه سلام الله علیها

دختران چه مي‌پرسند؟
رفتار با دختران
اخلاق اجتماعي دختران
خاطره دختر 19 ساله ؛ قابل توجه دختران جوان
پیشنهاد ازدواج برای فریب دختران





- نظرات (0)

بزرگ ترین گل واژه هستی روزت مبارک

مادرم

بزرگ شديم .. و فهميديم كه دارو آبميوه نبود

بزرگ شديم ... و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت همانطور كه مادر گفته بود ..

بزرگ شديم ... و فهميديم چيزهايي ترسناك تر از تاريكي هم هست ...

بزرگ شديم ... به اندازه اي كه فهميديم پشت هرخنده مادرم هزار گريه بود ..

و پشت هر قدرت پدرم يك بيماري نهفته بود ...

بزرگ شديم ... ويافتيم كه مشكلاتمان ديگر با يك شكلات،يك لباس يا كيف حل نمي شود ...

و اينكه والديمان ديگر دستهايمان را براي عبور از جاده نخواهند گرفت

ويا حتي براي عبور از پيج و خم هاي زندگي ...

بزرگ شديم ... و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم،

بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند ، و چيزي نمانده كه بروند

ويا هم اكنون رفته اند ...

خيلي بزرگ شديم ...

وفهميديم سخت گيري مادرم عشقش بود،

وغضبش عشق بود  وتنبيه اش عشق بود 

عجب دنيايي است ، و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه است

عمرمانمعذرت ميخواهم - فيثاغورس

مادر من سخت ترين معادلات است!

معذرت ميخواهم - نيوتن

راز جاذبه مادر من است!

معذرت ميخواهم - أديسون

چراكه مادر من اولين چراغ زندگي من است****




- نظرات (0)

عیدی امسال مابافاطمه ست

یا فاطمه به حق ابی ها

یافاطمه بحق علی ها

اشفع مرضانا بحق الحسن

امرظهورنا بحق الحسین



- نظرات (0)

وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی

روز : 1
بخواند دعائى را كه (سيد) نقل كرد: (( اللهم انت اله كل شى ء الخ ‌)) .

روز : 2

در اين روز، سنه 296، (مونس خادم ) بامر (مقتدر بالله ) عباسى ، (عبدالله بن معتز) را بكشت و بسبب آنكه (مقتدر) را از خلاف خلع كرده بود و مردم را به بيعت خو خوانده بود و (ابن معتز) درادبيت و شعر، معروف بوده و صاحب تصنيفات است و نزد (مبرد) و (ثعلب )تملذ كرده بود و با اهل بيت اطهار در طريق نصب و عناد بوده و قصيده گفته در مفاخرت (آل عباس ) بر (آل ابوطالب ) و رد كرده آنرا بقصيده خود (قاضى ابوالقاسم على بن محمد تنوخى ).
روز : 4
در اين روز، سنه 232، بقول (كفعمى ) و (فيض ) ولادت حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام واقع شده و مشهور هشتم و دهم است .
روز : 5
در اين روز، سنه 248، (منتصر بالله ) خليفه عباسى وفات كرد. (مسعودى ) گفته كه (منتصر) مردى عطوف و رؤ ف بر اهل بيت و رسولخدا(ص ) و آل على عليه السلام بود و بعكس پدرش (متوكل ) بود در حالات خود، و با (آل ابوطالب ) احسان ميكرد و بهيچوجه متعرض ايشان نميگشت و مانع نشد احدى را از زيارت قبر حسين عليه السلام و امر كرد (فدك ) را باولاد امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام رد كنند و اوقاف (آل ابواطالب ) را اطلاق نمايند و كسى متعرض شيعيان على نشود و از براى علويين و علويات (مدينه ) اموالى فرستاد كه بر ايشان بخش كنند.
روز : 6
در اين روز، سنه 125، (هشام بن عبدالملك مروان ) بسن پنجاه و سه در (رصافه قنسرين ) وفات كرد. مدت سلطنتش قريب بيست سال بوده و او مردى احول و غليظ و بد خو و موصوف بحرص و بخل بوده و آنچه از اموال در خزينه جمع آورد هيچيك از خلفاى سابقين بر اندوخته نكرده بوند و چون وفات كرد، (وليد بن يزيد) طريق احتياط پيش داست و از مالهاى اندوخته او صرف كفن و دفن او ننمود، بلكه از قرض و عاريه او را تجهيز كرد و در (اخبارالدول ) است كه ما بين (هشام ) و (وليد) منافرت بود، لاجرم پس از مرگ (هشام )، (وليد) او را غسل نداد و كفن نكرد و بعنوان احتياط تا آنكه جيفه او گنديد و (هشام ) مردى با تدبير و سياس بوده .
گويند كه از بنى اميه سه نفر در امور سياسى ، بى نظير بودند: (معاوية بن ابى سفيان ) و (عبدالملك مروان ) و (هشام ) و از بنى عباس (منصور دوانيقى ) در امور سياسى تقليد (هشام ) ميكرد و زمانى سخت تر از زمان او بر رعيت نگذشت .
و در اين روز، سنه 816، وفات كرد در (شيراز)، (شريف الدين على بن محمد الحسينى الجرجانى الاسترآبادى ) مشهور به (مير سيد شريف ) فاضل معروف ، صاحب شرح مواقف قاضى عضد و تعليقات بر شمسيه و بر مطول و غيره معاصر (سعدالدين تفتازانى ) و تمليذ (قطب الدين رازى ) بوده و در مذهب او اختلاف است ، اكثر علماء شيعه او را سنى ميدانند و (قاضى نورالله ) او را حكماء و علماء مذهب شيعه شمرده و استشهاذ كرده و بتصريح تلميذ او (سيد محمد نوربخش ) و تنصيص (شيخ محمد بن ابى جمهور احسائى ) و گفته : (به ما هتاب چه حاجت شب تجلى را) ولكن فرزند او (سيد شمس الدين محمد) شيعى امامى است و فرزندش (ميرزا محمد على )معروف به (ميرزا مخدوم شريفى ) سنى بلكه ناصبى است و او است كه (سلطان شاه اسماعيل ثانى ) را، سنى كرد و كتاب هم در رد شيعه نوشته موسوم به (نواقص الروافض ) و (قاضى نورالله ) نورالله مرقده ، ردى بر آن نوشته ، مسمى به (مصائب النواصب ) و پسر ميرزا مخدوم ، ابوالفتح شريفى ، صاحب آيات الاحكام شيعه و امامى و مصداق : (( يخرج الحى من الميت )) ، چنانچه پدرش مصداق : (( يخرج الميت من الحى )) است .
بالجلمه گويند كه چون (مير سيد شريف ) خواست دنيا را وداع كند، پسرش باوى گفت : بابا! مرا وصيتى كن . (مير سيد شريف ) گفت : (بابا بحال خود باش ).
پسر مضمون كلام پدر را بشعر در آورده و گفته :

مرا مير سيد شريف آن بحرز خار
كه رحمت برروان پاك او باد
وصيت كرد و گفت ارزانكه خواهى
كه باشد در قيامت جا تو شاد
چنان مستغرق احوال خود باش
كه از حال كسى نايد ترا ياد
روز : 8
در اين روز، سنه 232، بقول جمعى از علماء، ولادت حضرت عسكرى عليه السلام ، واقع شد.
و در اين روز، سنه 357، (حارث بن سعيد ابن حمدان بن حمدون ) معروف به (ابوفراس ) پسر عم (سيف الدوله ) و (ناصرالدوله ) وفات كرد و بنوحمدون در زمان بنى عباس امارت و رياست داشتند و ديار (ربيعه ) و (موصل ) در اداره ايشان بوده و (ابوفراس ) در ادبيت و فضل و كمال شجاعت و شعر مشهور بوده و در فصاحت و حلاوت و عذوبت شعر، ممتاز بوده و نظيرى از براى او نبود جز (عبدالله بن معتز بالله ) و اهل صنعت ، (ابوفراس ) را اشعر از او گفته اند و (متنبى ) شاعر، تصديق داشت او را و (صاحب ابن عباد) در حق او گفته :
(( بدء العشر بملك و ختم بملك )) .
يعنى (امرءالقيس ) و (ابافراس ) و اشعار او معروف است و از جمله قصيده ميميه او است كه در مظلوميت اهل بيت اطهار عليهم السلام و ظلم بنى عباس و هجو ايشان گفته و معروف است به (شافيه ) و در آن تشفى خاطر خود و ساير مؤ منان نموده و قصيده شرالعباد، (عبدالله بن معتز) را كه در فخريه بنى عباس و ذم آل ابوطالب گفته ، جواب داده و قصيده (ابى فراس ) را بعضى از فضلاء حائر شرح كرده اند.
نقل است كه چون (ابوفراس ) آن قصيده را گفت چونكه در زمان تسلط و خلافت بنى عباس بود، امر كرد لشكر را كه شمشيرها را بكشند و از غلاف و پانصد شمشير در يارى او كشيده شد، آنوقت در ميان لشكر، شروع كرد بخواندن قصيده مباركه كه مطلعش اين است :
(( الحق معتضم و الدين مخترم
و فى آل رسول الله مغتتم ))
و نيز در اين روز، سنه 566، (مستنجد بالله ) خليفه 32 عباسى وفات كرد و او مردى بوده موصوف بعدل و ساعى در اخذ مفسدين و حبس ايشان . گويند: مرد نمام مفسدى را بگرفت و در بند كرد، وقتى مردى بشفاعت او بيرون شد و ده هزار دينار تقديم خليفه كرد كه او را رها كند. (مستنجد) گفت : كه من ده هزار دينار ميدهم كه يكى ديگر از قبيل او براى من پيدا كنى كه من او را نيز در زندان كنم و مردم را از شر او آسوده نمايم و (مستنجد) را معرفتى تمام بود بعلم اسطرلاب و عمل آلات فلك و گفتن شعر بديع و نثر بليغ از اشعار او است :
(( عيرتنى بالشيب وهو وقار
ليتها عيرت بما هو عار
ان يكن شاب الذاوائب منى
فالليالى تزينها الاقمار))
(ابن خلكان ) گفته كه (مستنجد) در حيات پدرش در خواب ديد كه ملكى از آسمان فرود آمد و بر كف دست او چهار لفظ (خ ) نوشت ، چون بيدار شد، معبرى طلبيد و خواب خود را باوى گفت . معبر گفت : تعبيرش آنستكه بتو خواهد رسيد خلافت در سنه خمس و خمسين و خمسماءة و چنان شد كه تعبيرش كرده بود.
و در اين روز، سنه 555، بعد از پدرش ، (مقتضى لامرالله ) بخلافت رسيد.
و در شب اين روز، سنه ، 616، (شيخ ابوالبقاء عبدالله بن الحسين عكبرى ) بغداد ضرير نحوى حنبلى وفات كرد و (ابوالبقاء) از آبله نابينا شده بود و با وجود نابينائى كتابها و شرح بسيار تاءليف كرده از جمله كتاب (التبيان فى اعراب القرآن ) است كه معروف است به (تركيب ابوالبقاء).
روز : 9
در اين روز، سنه 663، وفات كرد (هلاكوخان ابن تولى خان بن چنگيز خان ) مفتى دولت بنى عباس ، چنانچه در 28 محرم بآن اشاره شد.
روز : 10
در اين روز، سنه 232، بقول (سيد) و (شيخين ) حضرت ابى محمد حسن بن على عسكرى عليه السلام متولد شد. نام مادر آنجناب (حديث ) و بقولى (سوسن ) است و بعضى (سليل ) گفته اند و آن عفيفه كريمه در نهايت عفت و صلاح و ورع و تقوى بوده است .
بالجمله ، علماء گفته اند كه اين روزى است شريف و عظيم البركة و مستحب است روزه آن و (علامه مجلسى ) گفته كه زيارت آنحضرت و ساير اعمال خير در اين روز با بركت ، مناسب است .
و در شب اين روز، سنه 291، (قاسم بن عبدالله ) وزير (مكتفى بالله ) وفات يافت و او مردى عظيم الهيبة و سفاك و خونريز بوده ، لاجرم و صغير و كبير از او ترسان بودند و راحت نبودند تا بمرگ او راحت شدند. بعض از اهل ادب در مرثيه او گفته :
(( شربنا عشيته مات الوزير
سرور او نشرب فى ثالثه
فلا قدس الله تلك العظام
و لا بارك الله فى وارثه ))
واين احقير، مناسب ديدم كه در اين جا اين سه شعر را از (سعدى ) نقل كنم كه خوب پندى فرموده :
منه دل بر اين دولت پنج روز
بدود دل خلق ، خود را مسوز
چنان زى كه ذكرت بتحسين كنند
چه مردى نه بر گورت نفرين كنند
نبايد برسم بد، آيين نهاد
كه گويند لعنت بر او كاين نهاد
روز : 11
در اين روز، سنه 385، (محمد بن عبدالله ) معروف به (ابن سكره بغدادى ) شاعر، وفات كرد و او از احفاد (مهدى بن ابيجعفر) منصور عباسى است و معاصر است با (ابن حجاج ) شاعر امامى و او همان (ابن سكره ) است كه ابن حجاج در بعض اشعار خود او را هجو كرده .
روز : 12
در اين روز سنه 1، كه يك ماه از هجرت گذشته باشد ركعات نماز زياده شد و آنچنان بود كه نمازهاى پنجگانه هر كدام دو ركعت فرض بود در سفر و حضر، اين جمله را كه ده ركعت است واجب مى شمردند و سفر را با حضر فرقى نميگذاشتند، پس حضرت رسول (ص ) بفرمان خداوند تعلى هفت ركعت در هنگام حضر بر اين ركعات بيفزود.
(( فالصلوة كلها فى السفر الفريضه ركعتان كل صلوة الاالمغرب فانها ثلت ليس فيها تقصير وانه تركها رسول الله صلى الله عليه و آله فى السفر و الحضر ثلث ركعات ((
روز : 13
در اين روز، سنه 218، (عبدللملك بن هشام ) صاحب (سيره نبويه ) وفات كرد و در اين روز، سنه 312، (على بن محمد) معروف به (ابن الفرات ) وزير را با پسرش (محسن ) بقتل رسانيدند و (ابن الفرات ) سه مرتبه وزير (مقتدر بالله ) شد بعد از آنكه او را عزل كرد و نوا در حكايات او بسيار است و (صاحب ابن عباد) از (ابوالحسن - بن ابوبكر علاف ) معروف به (كثرة الاكل ) نقل كرده كه پدرم (ابوبكر) قصيده اى را كه در مرثيه كربه گفته مرادش (محسن ) پسر (ابن الفرات ) بوده كه در ايام محنت ايشان گفته و بقولى مرادش ‍ (ابن المعز) بوده و از ترس خليفه نتوانست اظهار كند و بكنايه او را مرثيه گفت و آ، قصيده را (فاضل دمير) در (حيوة الحيوان ) در لفظ (هر) ذكر نموده و مطلعش اين بيت است :
(( ياهر فارقتنا و لم تعد
و كنت عندى بمنزلة الولد))
و برادر (ابن الفرات ) ، (بوالعباس احمد بن محمد بن الفرات ) اكتب اهل زمان و اضبط ايشان در علوم بوده و (فضل بن جعفر) پسر برادر او معروف به (ابن خنزايه ) نيز كاتب بوده و در زمان خلفاء وزارت و رياست داشته .
روز : 16
در اين روز، سنه ، 465، (شيخ ابوالقاسم عبدالكريم بن هوازن قشيرى صوفى ) تلميذ و داماد (ابو على دقاق ) وفات كرد و در (نيشابور) نزديك قبر (ابو على ) به خاك رفت و (قشيرى ) مؤ لف رساله كبيره (قشيريه ) است كه براى طوايف عرفاء و صوفيه نوشته است و قشير كزبير ابوقبيله من العرب .
روز : 17
در اين روز، سنه 356، (معزوالدوله احمد بن بويه ) وفات كرد و در مقابر قريش بخاك رفت و قريب بيست و دو سال سلطنت كرد و او عموى (عضدالدوله ديلمى ) است و (معزالدوله ) را اقطع ميگفتند بجهت آنكه اكراد در ناحيه (كرمان ) بر او ريختند و زخمها بر او زدند، دست چپش با بعض انگشتن دست راستش قطع شد و (معزالدوله ) اميرالاامراء بغداد بوده و بسيار ترويج مذهب شيعه نموده و او همانستكه امر كرد تا بر ديوارهاى مساجد بغداد و ساير عمارات آنجا لعن (معاويه ) و ظالمين آال محمد (ص ) را نوشتند (سيف الدوله حمدانى ) امير (حلب ) نيز اقتداء باو كرد و امر نمود كه در (حلب ) نيز همان كار را بجا آوردند.
روز : 18
در اين روز، سنه 498، (ركن الدين بر كيا روق بن ملكشاه بن الب ارسلان سلجوقى ) برادر (سلطان سنجر) در (بروجرد) وفات كرد و (بركياروق ) را ممالك بسيارى در تحت فرمان بوده .
روز : 22
در اين روز، سنه 354، (فخر الملك ) وزير متولد شد، وفاتش در روز 28 ربيع الاول ، گذشت .
شب : 23
در اين شب ، سنه 289، (معتضد بالله ) احمد بن طلحة بن متوكل ، خليفه 16 عباسى ، وفات كرد و (معتضد) را (سفاح ثانى ) ميگفتند بجهت آنكه تجديد كرد دولت بنى عباس را پس از آنكه كهنه و ضعيف شده بود، چه از زمان (متوكل ) پيوسته سلطنت ايشان در ضعف بود تا ايام او، و او مردى سفاك و خونريز بوده و لكن با علويين و آل ابوطالب مهربان بود و سببش آن بوده كه در اياميكه در حبس پدرش بود، حضرت امير المؤ منين (ع ) را در خواب ديده بود كه باوى فرموده بود: اى احمد! امر سلطنت بر تو مستقر خواهد گشت : چون بسلطنت رسيدى متعرض اولادهاى من مشو. (معتضد) هم باين مطلب عهد كرده بود، لهذا در ايام خلافت خود بعهد خود پاينده بود و معترض ‍ اولادهاى آنحضرت نميشد و بر ايشان انعام ميكرد و ظاهرا فرمايش امير المؤ منين (ع ) در اخبار غيبيه خود در آ،جا كه بنى عباس رانام ميبرد تا آنكه مى فرمايد:
(( وسادس عشر هم اقضاهم للذقم و اوصلهم للرحم )) ، اشاره بهمين مطلب باشد.
روز : 25
در اين روز، سنه 478، امام الحرمين (عبدالملك بن شيخ عبدالله جوينى ) شافعى استاد (غزالى ) و غيره در (نيشابور) وفات كرد و بعد از چند سال جنازه او را به (كربلا) حمل دادند و در نزد پدرش بخاك سپردند (ابن خلكان ) گفته كه در روز فوت او بازارها را به بستند و منبر او را شكستند و شاگردان او كه قريب بچهارصد نفر بودند، دوات و قلم خود را شكستند و يكسال كامل ، عزاى او را گرفتند و نقل شده كه پدرش مادر او را كه جاريه بوده از پول حلال خريده بود و از كسب يدخود او را طعام ميداد و چون (امام الحرمين ) را متولد كرد باو وصيت كرد كه شير ديگرى را باو مده كه شير در طفل اثر دارد، اتفاقا وقتى مادرش كسالتى داشت و آن طفل ميگريست ، يكى از زنان همسايه بحال او رفت كرد و مقدارى شير باو داد، در اين حال پدرش وارد شد و چون برخوردن او، شير غير را اطلاع يافت همان وقت او را سرازير كرد و پيوسته دست بدلش كشيد تا آن شر را قى كرد و گفت : مردن طفل من آسانتر است بر من از فساد طبع او به شير غير گويند: گاهى در حين مناظره ، فترتى براى (امام الحرمين ) حاصل ميشد، ميگفت : اين از بقيه همان شير است .
فقير گويد: مسلم است كه شير در طبيعت طفل خيلاثردارد و در كلمات جامعه حكمتيه رسول خدا (ص ) است كه (الرضاع يغير الطباع ).
در باب فصاحت و بلاغت (حسن بصرى ) نقل شده كه مادرش (خيره ) كنيز (ام سلمه ) زوجه رسولخدا (ص ) بود و گاهى كه (خيره ) پى حاجتى ميرفت و (حسن ) ميگريست ، (ام سلمه ) پستان خود را در دهان او ميگذاشت و او را مشغول ميساخت گاهى شير از پستانش بيرون ميامد و (حسن مى مكيد، لاجرم گفتند: حكمت و فصاحت او از بركت پستان (ام سلمه ) بوده .
در حال (شريك قاضى ) در غره ذى القعده ، دانستى كه لقمه حرام نيز تاءثير غريبى دارد.
روز : 30
دراين روز: سنه 463، (يوسف بن عبدالبر شافعى ) صاحب (استيعب ) وفات كرد.
(( قيل كان ابن عبدالبر حافظ المغرب و الخطيب البغدادى حافظ المشرق و ماتا فى نة واحدة )) .

- نظرات (0)

دختران شایسته

مهارتهای دخترانه
 فناوری های دخترانه 
 دختران دم بخت
 چمدان های دخترانه 
 دختران سالم
 بخور نخورهای دخترانه
 داستان دخترک ها 

 

 








 

 

 

 


- نظرات (0)

کشور عنکبوت

 صهیونیسم پلی برای رسیدن به مقصد ( مصاحبه اختصاصی تبیان با دکتر مطهرنیا) 
 حماقت های مقطعی صهیونیست ها( مصاحبه اختصاصی با دکتر ساداتیان) 
 مثلث شوم صهیونیست 
 آیا ما به اقتصاد صهیونیسم کمک می کنیم؟ 
 اسراییل؛ از غصب تا استیصال 
 پروتکل های افشاگر 
 همه چیز درباره مثلث مقدس 
 یهود، حاکمان بلا‌منازع رسانه‌های جهان 
 ناتوری کارتا 
 آیا فراماسونری و صهیونیسم یکی است؟ 
 "ایپاک" دولتی درون دولت آمریکا 
 یهودی، اسرائیلی، صهیونیست کدامیک؟ 
 نئوصهیونیست‌ها چه کسانی هستند؟ 
 یهود ،زمینه ساز ظهور مسیح 
 وارثان تورات تحریف شده 
 تبلیغات رسانه ای اوانجلیس ها 
 رهبران صهیونیسم را بشناسید 
 شیمون پرز 
 اسحاق شامیر 
 بن گورین 
 بنیامین نتانیاهو 
 یهود باراک 
 نگاه دوربینی به صهیونیسم 
 عزت اسلامی 
 پشت پرده صهیونیست(جلجتا) 
 هولو کاست ، افسانه یا واقعیت؟ 
 زندان زنان فلسطینی 
 سرنوشت کشتی آزادی 
 ترانه فلسطین(محسن چاووشی) 
 ویژگی هایی از جنس یهود 
 نفوذ یهود در سازمان های بین المللی 
 جنایت هایی مخصوص صهیونیست ها 
 روایتی عجیب از یهودی بودن مارکسیسم 
 پایگاه‌های نفوذ صهیونیسم در ایران عصر پهلوی 
 آشنایی با کتاب مقدس 
 تناقضهاى مقدس 
 صهیونیسم و بهائیت 
 صهیونیسم و تحریف تاریخ 

 

 




- نظرات (0)