سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

گریه خون باراسمان برحسین

 
گریه، کربلا، باران

ظاهر و باطن قرآن

ظاهر قرآن شاخه است و باطن اصل و ریشه، در عین حال که نازل شده است و ظاهر آن در دست همگان قرار دارد، اصل آن نزد  معلم آن خداوند سبحان قرار دارد. این مرحله اصلی و باطن به منزله ام الکتاب بوده و مرحله فرعی و ظاهر به آن متکی است، چنانچه همگان به آن مقام محجوب راه ندارند زیرا جز پاکان را بدان راه نیست .

شاید کنایه نباشد بلکه واقعاً سختی مصیبت آن روز در آسمان و زمین اثر فیزیکی گذاشته و آثار تغییر در آن ظاهر شده است، چرا که در برخی روایات آمده است آسمان بر احدی گریه نکرد جز بر یحیی بن زکریا و حسین بن علی و گریه ی آنان همان سرخی آسمان بود.

بیان غیر صریح آیات

تأویل و تفسیر باطنی بسیاری از آیات قرآن در بیان اهل بیت و ائمه معصومین وارد شده است. هرچند که در ظاهر در هیچ آیه ای به اسم آنان اشاره نشده است، و علت این مسئله این است که مصلحت در آن می باشد که قرآن به صورت غیر صریح و با اشاره و کنایه مطلب را بیان نماید؛ زیرا احتمال دارد که دامنه مخالفت با مسئله امامت ائمه به مخالفت با قرآن و اصل دین کشیده شود که این به صلاح مسلمانان نخواهد بود و مسئله بعد اینکه اگر آیه به طور صریح از امامت و ولایت صحبت کنند آن آیه را تبدیل یا تحریف نمایند و آنگاه ارزش اسلام به عنوان دین خاتم و قرآن به منزله یک کتاب آسمانی جاودان هتک می گردید .

امام حسین علیه السلام در قرآن

در روایات متعددی آیه 29 سوره دخان بر گریه ی خون بار آسمان و زمین بر امام حسین تطبیق داده شده است : فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالأرْضُ وَمَا کَانُوا مُنْظَرِینَ (دخان، 29)

آیه در مقام بیان است که پس از غرق شدن فرعونیان آسمان و زمین بر آنان گریه نکردند زیرا آنان موجودات خبیثی بودند که گویی هیچ ارتباطی با عالم هستی و جهان بشر نداشتند. هنگامیکه این بیگانگان از عالم طرد شدند کسی جای خالی آنان را احساس نکرد؛ نه در صحنه ی زمین، نه بر پهنه ی آسمان و نه در اعماق قلوب انسانها. به همین دلیل هیچکس قطره ی اشکی بر مرگ آنان فرو نریخت و اما بر خلاف فرعونیان و تبهکاران، در روایات متعددی آمده است که هنگامیکه امام حسین علیه السلام به شهادت رسید آسمان و زمین بر مصیبت او گریه کردند؛ آسمان خون بارید و هر سنگی را که از زمین بر می داشتند زیر آن خون تازه بود. این روایات هم در کتاب های شیعه نقل شده است هم در کتاب های اهل سنت.( اقبال الاعمال: ص545- بحار الأنوار: ج 14-ص182-183- ج45-ص210-211؛ فضایل الخمسة من الصحاح آلسته : ص293)

اگر آیه به طور صریح از امامت و ولایت صحبت کنند آن آیه را تبدیل یا تحریف نمایند و آنگاه ارزش اسلام به عنوان دین خاتم و قرآن به منزله یک کتاب آسمانی جاودان هتک می گردید .

مقصود از گریه آسمان و زمین چیست؟

1.گریه ی آسمان و زمین کنایه از شدت مصیبت روز عاشورا است .

2.شاید کنایه نباشد بلکه واقعاً سختی مصیبت آن روز در آسمان و زمین اثر فیزیکی گذاشته و آثار تغییر در آن ظاهر شده است، چرا که در برخی روایات آمده است آسمان بر احدی گریه نکرد جز بر یحیی بن زکریا و حسین بن علی و گریه ی آنان همان سرخی آسمان بود .

ظاهر روایات این است که این تعبیر ها کنایه نیست و تنها آسمان سرخ نشده بود و واقعاً از آسمان خون بارید و زمین پر از خون شد، ولی به نظر می رسد که این حوادث ملکوتی باشد که در آن روز رخ داد و خون همه جا را فرا گرفت اما برای همه افراد قابل مشاهده نبود بلکه افراد خاصی آن را می دیدند.


پی نوشت:
تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی
تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبایی
اقبال الاعمال، ص545
بحارالانوار، ج 14، ص182.183
مقتل الحسین، ج 2، ص 89.90


- نظرات (0)

ویژه نامه محرم



vijename.jpg
 

 ویژه نامه محرم



- نظرات (0)

روزت مبارک

آپلود 
عکس


ﻫﻴﺴﺴﺴﺴﺴﺴﺲ!!!!!!

ﻳﻮﺍﺵ ﺗﺮﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ ﻛﻨﻴﺪ!!!!!!!!!!!

ﺷﺎﻳﺪﻛﺴﻲ ﭘﺪﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ…

ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﻃﻼی ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻧﻜﺸﻴﺪ ...

ﻗﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ..

ﺍﺯﻛﻨﺎﺭﺵ ﺑﻮﺩﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻳﺪ،

ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﺪ،

ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﻨﻴﺪ ، ﭘﺪﺭﻫﺪﻳﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﺪ...ﭘﺪﺭﺧﻮﺩﺵ ﻫﺪﻳﻪ ﺍﺳﺖ،

ﺍﺯﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﻫﻴﺪ ,ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ.

ﻧﮕﻴﺪ ﺑﺎﺑﺎ ﮔﻴﺮ ، ﻧﺪﻩ; ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ,

ﻧﻪ!! ﺗﻮﺑﺮﺍی ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻛﻮﭼﻮﻟﻮﻳﻲ .... 

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺍﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺗﻮﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺁﻣﺪﻩ... ﺗﺎﺍﺯﺗﻮ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ...

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺩﻝ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﻜﻨﻲ...

ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﻛﻢ ﻳﻮﺍﺷﺘﺮ!!!

ﺷﺎﻳﺪ ﻛﺴﻲ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍی ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ......


- نظرات (0)

گریه کننده بر امام حسین علیه السلام قطعاً بهشتی است؟!

گریه برای امام حسین، اشک ، عزاداری

گریه بر امام حسین علیه السلام شاه بیت اعمال است. دستگاه امام حسین علیه السلام نقطه اتصال خوبی برای وصل شدن به خداست.

در کتاب کامل الزیارات روایت آمده است که گریه برای امام حسین علیه السلام، اولیای دین مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها السلام را خوشحال می کند. شاد کردن دل ایشان مانند مرحمی است که بر دل ایشان گذاشته می شود.

بر این اساس می توان به اهمیت مجالس روضه اهل بیت علیهم السلام اذعان بیشتری داشت.

اصلاً چرا ما برای اباعبدالله علیه السلام اشک می ریزیم؟

1. چون سید الشهدا علیه السلام مظهر اعتقادات ماست، امامت جزء لاینفک دین ماست؛

2. چون امام حسین علیه السلام مظهر فضیلت است، ما بر فقدان این همه فضایل اشک می ریزیم؛

كسی كه عاشق امام حسین علیه السلام شده و بر مظلومیت او می گرید، نسبت به نماز بی اعتنا نیست و نسبت به نمازهایی كه قبل از آن از وی فوت شده نیز، احساس وظیفه می كند

سید بن طاوس می فرماید: اگر به ما فرمان عزاداری نمی دادند، عاشورا جشن داشت. بعد حفظ عاشورا جشن دارد اما بعد مصیبتی آن چنین نیست. اگر تیر به دست کسی بخورد شما متأثر می شوید. چگونه ممکن است جلوی چشم انسان بچه ای قطعه قطعه شود، آدم ساکت بنشیند و به حال او اشک نریزد. این گریه ها، گریه ضعف نیست، گریه بیچارگی نیست، این است که برای گریه بر امام حسین این قدر ثواب وارد شده است. (به نقل از حجة الاسلام فرحزادی)

بهشتی شدن بدون قید و شرط ممکن نیست

روایات ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام فراونند. اما در هیچ روایتی نیامده كه اگر كسی بر امام حسین علیه السلام گریه كند بدون شرط و قید و قطعاً بهشتی است تا با آیات و احادیث ذكر شده منافات داشته باشد، بلكه گریه بر امام حسین علیه السلام كه یك كار بسیار ارزشمند است، مانند دیگر اعمال صالح زمانی قبول در گاه خدا می باشد كه از فرد با تقوا سر بزند و گریه كننده را به بندگی و همرنگی با امام حسین علیه السلام سوق دهد.

قید تقوا و احسان و خلوص در آیات و روایات فراوان ذكر شده از جمله خداوند به عنوان یك قاعده كلی می فرماید:
إِنَّما یَتَقَبَّل اللَّه مِنَ الْمتَّقینَ (مائده(5) آیه27)
خدا، تنها از پرهیزگاران مى پذیرد.
این آیه تنها ملاك برای پذیرش اعمال را تقوا می شمارد.
روایات مطلق به این آیات و روایات كه قید در آنها ذكر شده، حمل می گردد مثلا در روایت آمده:
مَنْ ذَكَرَه فَبَكَى فَلَه الْجَنَّة (ابن قولویه، كامل الزیارات، ص211)
هر كس امام حسین را یاد كند و بر او بگرید، بهشت برای اوست.
معلوم است كه این روایت مطلق با اطلاقش مورد نظر نیست و آن قید همه گیر اینجا را هم فرا می گیرد.
این روایات همه برای این است كه ما در مجالس حسینی حاضر شویم تا شاید حسینی گردیم و عشق به امام حسین علیه السلام كه عشق به حق و خداست در ما شعله ور گردد و رذایل وجود ما را نابود كند و بسوزاند و طلای ناب وجودمان را خالص گرداند وگرنه صرف گریه بر امام حسین علیه السلام بدون معرفت و محبت و تأثیرگذاری فایده ای ندارد. همان كسانی كه امام حسین علیه السلام را كشتند، بر ایشان گریه هم كردند.
گریه بر امام حسین دری است كه اگر از آن وارد شدیم، ما را به سوی بندگی خدا سوق می دهد. این مقدمه ارزشمند است. اما برای كسی كه از این پله برای بالا رفتن استفاده كند نه كسی كه به خود این پله بچسبد و آن را مقصد بداند.
گریه كننده بر امام حسین علیه السلام كه گریه اش از صفا و عشق است، به همرنگی با امام اقدام می كند و از گناهان گذشته توبه كرده و به جبران حقوقی كه از بندگان ضایع كرده اقدام می كند و واجباتی كه از او فوت شده را قضا می كند و در آینده عزم بر خودداری از گناه می نماید و خداوند هم او را نصرت می كند و توبه اش را می پذیرد و حقوق خودش را كه نتوانسته قضا كند، می بخشد و حقوق بندگانش كه نتوانسته ادا كند، جبران می نماید تا بندگانش از او راضی شوند و لغزش هایی كه در آینده از او سر بزند، می بخشد زیرا انسان در معرض لغزش است.

روایات ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام فراونند. اما در هیچ روایتی نیامده كه اگر كسی بر امام حسین علیه السلام گریه كند بدون شرط و قید و قطعاً بهشتی است تا با آیات و احادیث ذكر شده منافات داشته باشد، بلكه گریه بر امام حسین علیه السلام كه یك كار بسیار ارزشمند است، مانند دیگر اعمال صالح زمانی قبول در گاه خدا می باشد كه از فرد با تقوا سر بزند و گریه كننده را به بندگی و همرنگی با امام حسین علیه السلام سوق دهد


كسی كه عاشق امام حسین علیه السلام شده و بر مظلومیت او می گرید، نسبت به نماز بی اعتنا نیست و نسبت به نمازهایی كه قبل از آن از وی فوت شده نیز، احساس وظیفه می كند.

عشق به امام حسین علیه السلام و گریه بر ایشان اولین قدم به سوی توبه از زشتی ها و همرنگی با خوبی هاست و همان توبه ای است كه اگر به كمال برسد، نه تنها گناهان را می پوشاند بلكه كیمیایی می شود كه گناهان را به خوبی تبدیل می كند:
إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأوْلئِكَ یبَدِّل اللَّه سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّه غَفوراً رَحیماً (فرقان آیه70) مگر آن كسان كه توبه كنند و ایمان آورند و كارهاى شایسته كنند. خدا گناهانشان را به نیكی ها بدل مى كند و خدا آمرزنده و مهربان است.
كسی كه عاشق امام حسین علیه السلام شد و حسینی گردید، در دنیا، برزخ و آخرت مورد نظر خداست و رحمت خاص خدا در همه این مراحل او را در بر می گیرد.

 هر كس با محبوبش محشور می شود

انس گوید مردی از بادیه نشینان به محضر رسول خدا صلی الله و علیه و آله رسید و پرسید: قیامت چه وقت است؟ حضرت از او پرسید: برای قیامت چه توشه ای آماده كرده ای؟
گفت: نماز و روزه و عمل قابل توجهی آماده نكرده ام جز این كه خدا و رسولش را دوست دارم.
حضرت فرمود: فرد با محبوبش محشور می شود. (شیخ صدوق، علل الشرائع، نجف، مكتبه الحیدریه، 1385ق، ج 1، ص 139 - 140)
بنابراین اگر كسی عاشقانه و عارفانه (چرا که عشق، لازمه اش شناخت و بعد هم اطاعت است) برای امام حسین (علیه السلام) اشك بریزد این اشك، او را همرنگ امام ساخته و همراه او محشور می گرداند.


- نظرات (0)

رمزی که انسان را با امام حسین(علیه السلام) محشور می کند

چرا سوره ی مبارکه ی فجر چنین پیوند محکمی با امام حسین علیه السلام دارد؟ تا جایی که انس با این سوره و مداومت بر تلاوتش، مقام عظیم و درجه بهشت را به ارمغان می آورد!

امام حسین

امام صادق (علیه السلام) فرمود: "هر كس در خواندن سوره فجر مداومت داشته باشد، با امام حسین علیه السلام در درجه َاش در بهشت خواهد بود" (تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، استرآبادى، على ، تصحیح حسین استاد ولى، قم، مؤسسة النشر الإسلامی ، 1409 ق )
اهل بیت عصمت علیهم السلام، راز این پیوند را در آیات پایانی سوره نشانی داده اند.
از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده اند که: «اقرءوا سورة الفجر فی فرائضكم و نوافلكم، فإنها سورة الحسین بن علی " "سوره ی فجر را در نمازهای واجب و مستحب تان بخوانید، زیرا این سوره، سوره حسین بن علی (علیهما السلام) است." یکی از حاضران (ابو اسامه) پس از بیان امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: چگونه این سوره، سوره امام حسین (علیه السلام) شده است؟

ماجرای کربلا هم مثل همه چیز دیگر، اراده ی خدا بود. و البته همه چیز حکایت از این دارد که بخشی از این اراده ی الهی این بود که امام حسین علیه السلام و همه ی اصحاب و همراهانش، با اراده و اختیار و تلاش خودشان، کربلایی شدند و با تمام وجود، از قضا و اراده ی الهی راضی بودند.

حضرت فرمود: مگر این بخش از آیه و كلام خداوند را نشنیده َاید كه می فرماید: "یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی إلى ربك راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی " این آیه درباره حسین بن علی علیهماالسّلام است؛ چرا که آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد (صلی الله و علیه و آله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آن ها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد (صلی الله و علیه و آله) می باشد." (البرهان فى تفسیر القرآن، بحرانى، هاشم بن سلیمان ، ج 5، ص: 658)

گویا همه چیز دست به دست هم داده تا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در میان همه ی هادیان الهی بشریت، یگانه و ویژه باشد. قطعاً مأموریت ویژه و خاص امام حسین علیه السلام از سوی خدای متعال تعیین شده بود؛ پس طراحی تمامِ این صحنه ی ماندگار و فوق العاده، کارِ همان خدای فوق العاده است.
اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: و ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است.
اقدام و مأموریت ویژه ی امام حسین علیه السلام، سال 60و 61 هجری وقتش رسیده بود. زمانی که با خلیفه شدن یزید، کار امت پیامبر صلی الله و علیه وآله به جاهای باریک کشیده شد. یزیدِ معلوم الحال آمده بود تا تیشه ای که پدرش معاویه، موذیانه و کم کم به شاخ و برگ اسلام می زد، او یکسره به ریشه بزند و از جای برکند.

مأموریت امام، مثل پدر و برادر بزرگوارش، حفظ دین خداست. این وظیفه، گاه با تاکتیک سکوت، گاه با جنگی حساب شده یا صلحی هوشمندانه و گاه با  یک انقلاب تحول آفرین به انجام می رسد و شرایط زمانه ی امام حسین علیه السلام، این شیوه ی آخر را می طلبد.

امام در وصیت خود به محمد حنفیه، از راز این قیام تاریخ ساز پرده برمی دارد و آن چیزی نیست جز وظیفه ی حفظ و اصلاح امت اسلام و احیای سیره ی پیامبر صلی الله علیه و آله:  "...و أنّی لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و إنّما خرجت لطلب الاصلاح فی أمّة جدّی صلّى اللّه علیه و آله، ارید أن آمر بالمعروف و أنهى عن المنكر، و أسیر بسیرة جدّی محمد صلّى اللّه علیه و آله و أبی علیّ بن أبی طالب علیه السلام " (تسلیة المجالس و زینة المجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، حسینى موسوى، محمد بن أبیطالب ، ج 2، ص: 160)
گاهی انجام یک وظیفه، با هزینه ای گران و مصیبت و ابتلایی بزرگ همراه است. اینجاست که رضایت داشتن از خدا، اراده ها و برنامه های او، و ایستادگی بر انجام وظیفه ی خدایی، کاری می کند کارستان. مثلاً آدمی را در مسیر "راضیة مرضیة" قرار می دهد یا آدم را لایق شهادت در کربلا می کند یا ندای "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" را به گوش انسان می رساند.
همان طور که خوانده و شنیده اید، در جای جای صحنه ی کربلا آثار رضایت قلبی از این ایثار بزرگ، به چشم می خورد. در چهره ی بشاش و رضایتمندِ امام در همه ی مصیبت ها، در شور و شوق یاران برای یاری دین خدا و یاوری ولی خدا، در شتاب حضرت عباس علیه السلام برای پاسخ به العطش کودکان، در استواری و استحکام مادر وهب برای فرستادن فرزندش به میدان و خلاصه "رضایت از انجام وظیفه ی خدایی" در قلب های اهالی عاشورا موج می زند.

 

گویا همه چیز دست به دست هم داده تا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در میان همه ی هادیان الهی بشریت، یگانه و ویژه باشد. قطعاً مأموریت ویژه و خاص امام حسین علیه السلام از سوی خدای متعال تعیین شده بود؛ پس طراحی تمامِ این صحنه ی ماندگار و فوق العاده، کارِ همان خدای فوق العاده است.
اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: وَمَا یَنطِق عَنِ الْهَوَى* إِنْ هوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحَى (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است.

اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: وَمَا یَنطِق عَنِ الْهَوَى* إِنْ هوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحَى (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است.


نمونه ای دیگر از این رضایت، در کلام امام حسین علیه السلام جاریست: شبى كه صبحش حسین علیه السّلام تصمیم داشت از مكّه حركت كند محمّد بن حنفیّه شبانه به نزد امام حسین علیه السلام رفت و گفت: برادرم، دیدى كه اهل كوفه با پدرت و برادرت چه حیله و مكرى بكار بردند، و من می ترسم كه حال تو نیز مانند حال پدر و برادرت گردد، اگر رأیت به ماندن در مكّه باشد عزیزترین فردى خواهى بود كه در حرم الهى است و كسى را به تو دسترسى نخواهد بود، فرمود: برادرم، می ترسم یزید بن معاویة به ناگاه مرا بكشد و احترام این خانه با كشته شدن من از میان برود...

محمّد بن حنفیّه گفت: اگر از چنین پیش آمدى می ترسى به سوى یمن و یا یكى از بیابان هاى دور دست برو كه از هر جهت محفوظ باشى و كسى را به تو دسترسى نباشد فرمود: تا ببینم، چون سحر شد حسین علیه السلام كوچ كرد. خبر كوچ كردن حسین علیه السلام به محمّد بن حنفیّه رسید، آمد و زمام شترى را كه حضرت سوار بر آن بود بگرفت و عرض كرد: برادر! مگر وعده نفرمودى كه پیشنهاد مرا مورد توجّه قرار دهى؟ فرمود: چرا، عرض كرد: پس چرا با این شتاب بیرون می روى؟ فرمود: پس از آنكه از تو جدا شدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله نزد من آمد و فرمود: "یَا حسَیْن اخْرجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاكَ قَتِیلا" حسین بیرون برو كه مشیّت خداوندى بر این است كه تو را كشته ببیند، محمّد بن حنفیّه گفت: انّا اللَّه و انّا الیه راجعون، حال كه تو با این وضع بیرون می روى پس همراه بردن این زنان چه معنى دارد؟ فرمود: رسول خدا صلى اللَّه علیه و اله بمن فرمود:" إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهنَّ سَبَایَا" مشیّت خدا بر این شده است كه آنان را نیز اسیر و گرفتار ببیند. این بگفت و با محمّد خداحافظى فرموده و حركت كرد. (اللهوف علی قتلی الطفوف (ترجمه سید احمد فهری) ص: 100)

یک نکته عاشورایی:

مسلمانِ پیرو حسین بن علی علیهماالسلام که نفس مطمئنة و راضیة و مرضیة است-  هیچ وقت بی وظیفه نمی ماند. هر کجا هست، در برابر مسلمانیِ خودش و همه خواهران و برادران ایمانی اش، وظیفه دارد. باید فرزند زمان خود باشد تا حسینی شود.


- نظرات (0)

نمونه ی بارز از عفو و گذشت در کربلا

عفو وگذشت

حر كه از دست پرورده های مكتب حسینی است به ما آموخت كه نباید از رحمت الهی مأیوس باشیم.

خداوند در قرآن می فرماید:

قلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفوا عَلَى أَنفسِهِمْ لَا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِر الذّنوبَ جَمِیعًا إِنَّه هوَ الْغَفور الرَّحِیم (زمر، 53)

بگو ای بندگانی كه اسراف بر خودتان كرده اید از رحمت خدا مأیوس نشوید كه همانا خداوند تمام گناهان را می بخشد و او بخشنده و مهربان است.

اگر توبه حر و بخشش امام حسین (علیه السلام) نبود شاید باور این آیه و حدیث از اعماق دل برای بسیاری لااقل سخت بود ولی حر در كربلا به تمام گناهكاران عالم آموخت كه اگر انسان اراده كند كه برگردد و در تصمیمش راسخ باشد راه باز است.

بر اساس آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، خداوند به بنده توّاب خود سلام می کند: ... فَقلْ سَلاَمٌ عَلَیْكمْ ... [ انعام / 54]، او را دوست می دارد: ... إِنَّ اللّهَ یحِبّ التَّوَّابِینَ ... [بقره / 222]، هزار باب رحمت از دنیا و آخرت به روى او می گشاید [مستدرك الوسائل، ج 12، ص 127] و نظیر کسی که گمشده خود را یافته است، از بازگشت بنده اش خوشحال می شود.[كافی، ج 2، ص 436] (به نقل از آیت الله مظاهری)

اگر توبه حر و بخشش امام حسین (علیه السلام) نبود شاید باور این آیه و حدیث از اعماق دل برای بسیاری لااقل سخت بود ولی حر در كربلا به تمام گناهكاران عالم آموخت كه اگر انسان اراده كند كه برگردد و در تصمیمش راسخ باشد راه باز است.

با این واقعیات رخ داده در تاریخ اسلام، درسی است برای پذیرش و رسیدن به یقین بر اینکه در هر مسیر زندگی، یک لحظه اگر به خود بیاییم و توبه ی واقعی داشته باشیم راه بازگشت همیشه به سویمان باز است:

الَّذِینَ تَابواْ وَأَصْلَحواْ وَبَیَّنواْ فَأوْلَئِكَ أَتوب عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّاب الرَّحِیم (160 بقره)

مگر كسانى كه توبه كردند و [خود را] اصلاح نمودند و [حقیقت را] آشكار كردند پس بر آنان خواهم بخشود و من توبه پذیر مهربانم.

افزون بر این همه لطف و مهربانی از خداوند، بعد از آن همه بدی و ظلم بنده، پرونده سیاه و پر از گناه او را نابود می فرماید و با گشودن یک پرونده جدید که ثواب توبه در آن می درخشد، بدی ها و سیئات قبلی را به نیکی و حسنه مبدّل می سازد: «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأوْلئِكَ یبَدِّل اللَّه سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[سوره فرقان، آیه 70]

وَ هوَ الَّذِى یَقْبَل التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفواْ عَنِ السَّیِّاتِ وَ یَعْلَم مَا تَفْعَلون (سوره شوری آیه 25)

و اوست كسى كه از بندگانش توبه می پذیرد و از گناهان در می گذرد و آنچه را كه می كنید، می داند.
امیدوار بودن به خدا و مایوس نگشتن از درگاه او

اگر توبه حر و بخشش امام حسین (علیه السلام) نبود شاید باور این آیه و حدیث از اعماق دل برای بسیاری لااقل سخت بود ولی حر در كربلا به تمام گناهكاران عالم آموخت كه اگر انسان اراده كند كه برگردد و در تصمیمش راسخ باشد راه باز است.

نکته ی دیگری که باید مورد توجه قرار دهیم آن است که همان طور که خدای مهربان، خالق ما بندگان به این زیبایی عفو بخشش را در مورد بندگان دارد، ما نیز باید به تأسی از خدا و اهل بیت علیهم السلام این رفتار پسندیده را در مسیر درست خودش تقویت کنیم؛ در جایی که درست و پسندیده است عفو کنیم و تنها به فکر انتقام نباشیم: چنانچه پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) می فرمایند: هر کس قدرت (بر انتقام) دارد گذشت کند، خداوند در روز لغزش از او درگذرد.[ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ج8، ص3837]

امام علی (علیه السلام) درباره عفو می فرماید: (بدی یا خوبی را) به نیکی پاداش ده و از بدی درگذر، به شرط آنکه به دین لطمه ای نزند یا در قدرت اسلامی ضعفی پدید نیاورد.[ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ج8، ص3839]

و خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید: «وَأَن تَعْفواْ أَقْرَب لِلتَّقْوَى : اگر شما گذشت کنید، به پرهیزگاری نزدیکتر است.» [بقره / 237]

رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) در بیانی می فرماید: «عفو و گذشت سبب عزت و آبرو می گردد. چرا که عفو چیزی جز عزت بر انسان نمی افزاید».[کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق؛ اصول کافی، ترجمه مصطفوی، سید جواد، ج23، ص108]

حضرت در جایی دیگر فرمودند: آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آواز دهنده ای ندا می دهد آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته می شود: چه کسی مزدش با خداست؟ می فرمایند: بخشایندگان مردم.[مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج20، ص467]

 توبه حقیقی حتماً پذیرفته می شود  

از نظر قرآن و روایات، بلكه از نظر عقل، پذیرش توبه از سوى پروردگار متعال، حتمی است و هیچ شرطى ندارد. توبه، یک حالت است که با پشیمانی قلبى تحقّق می یابد و در پی آن، استغفار زبانى، عزم اصلاح و اصلاح، به عنوان لوازم توبه محقّق می شود.

بنابراین كسى که حتی یک عمر گناه کرده و گناهان او بزرگ و فراوان باشد، اگر به راستى از گذشته خود پشیمان شود و پشیمانى او با ترك گناه همراه باشد، به یقین باید بداند كه خداوند تبارك و تعالى گناهان او را می آمرزد.

البته در قرآن کریم به عدم پذیرش توبه برخی افراد اشاره شده است.[نساء / 18- 17]توضیح تفصیلی دارد که فعلاً در این فرصت با آن کاری نداریم، امّا به طور خلاصه باید گفت: قرآن، توبه همراه با لجاجت در ارتكاب گناه، توبه توأم با تسویف (به تأخیر انداختن)، توبه هنگام مرگ و توبه پس از مرگ را قابل پذیرش نمی داند .

 آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آواز دهنده ای ندا می دهد آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته می شود: چه کسی مزدش با خداست؟ می فرمایند: بخشایندگان مردم

این بیان نورانی قرآن کریم، حاکی از نپذیرفتن توبه حقیقی نیست و شرطی برای پذیرش توبه مقرّر نفرموده است، بلکه حاوى یك سلسله نكات مهمّ اخلاقى است. از جمله اینكه: انسان گناهكار، در اثر عادت به گناه، موفّق به توبه از گناه نمی شود و یا در برخى از موارد، خود را گناهكار نمی شمارد كه پشیمان شده و توبه كند و در مواردى نیز پشیمانى واقعى براى گناهكار رخ نمی دهد و ندامت او در اثر كیفرى است كه در مقابل راه خود مشاهده می كند و چنانچه رها شود، مجدّداً مرتكب همان گناهان خواهد شد و به دروغ، اظهار پشیمانى و ندامت می كند.

در برخی روایات[نهج البلاغة، حكمت 417] نیز شرایطی برای توبه بیان شده است که تحلیل آن شرایط به طور فشرده چنین است که: شرایط توبه، همان لوازم توبه، نظیر عزم اصلاح و اقدام برای ترک گناه و جبران آن و اصلاح در آینده است و توبه حقیقی، این لوازم را در پی خواهد داشت.

برخی از آن شرایط هم در واقع امتیازات ویژه اى است كه موجب درخشندگى بیشتر توبه می شود و نورانیّت خاصّی به توبه كننده و پرونده اعمال وى می بخشد و شاید بتوان گفت: از شرایط إكمال و كمال توبه به شمار می آید.

بنابراین خدا ارحم الرّاحمین است و حتماً توبه بندگان را می پذیرد، هرچند گناه آنها بزرگ و فراوان باشد.

ای كاش تمام ما گناهكاران زانو تلمّذ خدمت استاد بزرگ كربلا یعنی حر شهید به زمین بزنیم و در این شب ها انقلابی در خود ایجاد کنیم  ....  آری حر ره صد ساله را یك شبه پیمود و به همگان آموخت درهای رحمت خدا به سوی بندگان باز است ...  حر در دانشگاه كربلا درس اخلاقی توبه را به صورت عملی تدریس كرد و شك شبهه را از تمام دیر باوران گرفت و ضربه مهلك تا ابد بر شیطان رجیم وارد كرد كه تمام زحمت های آن ملعون به باد رود.


- نظرات (0)