سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

4 نعمت بزرگ مومن

بهشت انبیا


جزء هفدهم قرآن کریم که از ابتدای سوره مبارکه أنبیاء علیهم السلام آغاز و به پایان سوره مبارکه حج ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.


باطل را مغزکوب می کنیم

آیه 18 سوره مبارکه انبیاء علیهم السلام به قانونی از قوانین الهی اشاره می کند که بیانگر برخورد پروردگار عالم با باطل و مظاهر آن است.

در این آیه خداوند وعده نابودی باطل به واسطه حق را می دهد:

نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ؛ ما به سبب حق بر سر باطل مى‏كوبیم تا به مغز او مى‏رسد پس به ناگاه باطل نابود شده است.

واژه «دمغ» به معنای شکافتن فرق سر تا مغز سر است و باطل به معنای چیزی است که حقیقتی ندارد؛ اما خود را به شکل حق جلوه می دهد تا مردم، آن را حق به پندارند؛ ولی وقتی در برابر حق قرار می گیرد باطل بودنش روشن شده و از بین می رود؛ مانند آبی که خود یکی از حقایق است و سرابی که حقیقتاً آب نیست؛ ولی خود را به شکل آب جلوه می دهد و بیننده آن را آب می پندارد؛ ولی وقتی نزدیکش می‌شود آبی نمی بیند.

خدای سبحان در کلام خود مثال‌های بسیاری برای حق و باطل زده: اعتقادات مطابق واقع را حق و آنچه مطابق واقع نیست را باطل؛ زندگی آخرت را حق و زندگی دنیا را با همه زرق و برقش که انسان‌ها آن‌ها را برای خود می پندارند و به طلب آن می دوند ، که یا مال است و یا جاه و یا امثال آن، باطل دانسته و همچنین خداوند متعال خود را حق و سایر اسبابی که انسان‌ها فریب آن را می خورند و به جای تمایل به خدا به آن‌ها میل پیدا می کنند را باطل خوانده است.

در این بین، سنت خداوند متعال بر این تعلق گرفته که باطل را آن قدر مهلت دهد تا روزی با حق روبرو گردد و با آن درافتد تا به خیال خود آن را از بین برده، خودش جای آن را بگیرد؛ آنگاه خداوند با دست حق خود، او را از بین به برد و نابودش کند.

از استمراری که در معنای «نقذف» و بعد «یدمغه» وجود دارد دو نکته فهمیده می شود:

1. حق را به جنگ باطل انداختن سنت جاری و همیشگی خدا است.

2. همیشه حق پیروز است.

آن‌ها صدای آتش را نمی شنوند (لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا) و این برای آن است که مۆمنان راستین چون از جهنم دورند ، هرگز این صداهای وحشتناک به گوششان نمی خورد

در نهایت، آیه حامل این پیام الهی است که: ما عالم را برای بازی خلق نکردیم و نخواستیم سرگرمی برای خود تهیه کنیم؛ بلکه سنت همیشگی ما این بوده که باطل را با حق چنان مغز کوب کنیم که او را هلاک کند و ناگهان مردم ببینند که دارد از بین می‌رود؛ خواه آن باطل، دلیل یا باوری باشد که دلیل و باور حق ، آن‌ها را نابود می کند؛ خواه عمل و سنتی باطل که عمل و سنت حق ، آن‌ها را از بین می برد. همانگونه که در اقوام ستمکار پیشین نیز چنین شد و عذاب ویرانگر الهی آمد و آن اعمال و سنت های باطل را از بین برد و نابود کرد. [1]

 

یک ترجمه اشتباه و فهم نادرست از آیه

برخی آیه 30 را تلاوت کرده و وقتی به ترجمه این جمله (وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُۆْمِنُونَ) می رسند آن را اینگونه ترجمه می کنند: ما از آب هر چیزی را زنده کردیم. و حال آنکه این ترجمه، ترجمه ناروایی از آیه است؛ زیرا در این آیه واژه «حَیّ» وصف «شىَ‏ْءٍ» است و این دو با هم می شوند: «هر چیز زنده ای»

بر این اساس معنای عبارت چنین می شود: «ما هر چیز زنده‌ای را از آب آفریدیم»؛ نه آنکه ما از آب هر چیزی را زنده کردیم!

 

بهشت
موادی نرم و زبر برای امتحان

برخلاف باور برخی که امتحان الهی را فقط در موارد زبر و ناملایم می پندارند و گمان می کنند که آزمون‌های خدا فقط در فقر و بیماری و مانند آن است ، آیه 35 مواد آزمون‌های الهی را از دو جنس نرم و زبر معرفی می کند تا انسان بیش از پیش مراقب اعمال خود باشد و بداند که با هر دو ماده آزمایش می شود.

آیه می فرماید: ما شما را با خیر و شر آزمایش می کنیم (وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً)؛ یعنی با اموری که برخی موافق طبع و میل شماست؛ مانند ثروت، سلامت، امنیت و آبادانی و برخی مخالف میل و علاقه شما؛ مانند فقر، بیماری، نا امنی و قحطی.

از این آیه معلوم می شود که همه مردم در هر وضعیتی که قرار دارند مشغول امتحان شدن هستند.

 

هدایت با کشش دل

هدایت گاهی با تعلیم است که در این صورت دانش و علم به آن کار در اختیار فرد گذاشته می شود؛ یعنی به او از راه وحی یا سخن معمولی گفته می شود که فلان کار را انجام بده؛ گاهی هم با کشش دل است. در این شکلِ هدایت، دیگر سخن از علم و آموزش نیست؛ بلکه در درون فرد کشش و علاقه ای به سوی آن کار ایجاد می شود تا بی لفظ و گفتگو او به سوی آن کار رفته و آن را انجام دهد.

این شکل از هدایت در آیه 73 مطرح شده که می فرماید: ما به آن‌ها انجام کار خیر را وحی کردیم (وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ)؛ نه دانش و آگاهی به خیر بودن آن کار را؛ بلکه خود کار را وحی کردیم؛ یعنی به دل آن‌ها انداختیم که آن کارهای خیر را انجام دهند.

نمونه ای از وحی فعل را می‌توان در جریان مادر موسی علیه السلام مشاهده کرد که خداوند بی آنکه با او سخن بگوید ، به دل او انداخت که کودکش را شیر بدهد و آن را آب بسپارد (أَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ)[2]

فرشتگان رحمت به استقبال آن‌ها می شتابند و به آن‌ها تبریک و شادباش می گویند و بشارت می دهند این همان روزی است که به شما وعده داده می شد (وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا یَوْمُكُمُ الَّذِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ)

گاهی خداوند متعال انسان را این‌گونه هدایت می کند که به دل او می اندازد توبه کند؛ قرآن بخواند؛ به مسجد برود؛ به نیازمندی کمک کند و مانند آن ، بی آنکه کسی چیزی به او بگوید.

 

باید سپاسگزار دانشمندان میهن بود

از آیه 80 که درباره داوود علیه السلام و زره سازی برای دفاع از امت بود ، فهمیده می شود که باید در موارد مشابه شکرگزار خداوند متعال و سپاسگزار دانشمندانی بود که با علمی که خدا روزی آن‌ها کرده است در تلاش‌اند تا مدافع عزت، شرف و تمامیت ارضی مردم باشند.

در آیه می خوانیم: ما به سود شما صنعتِ ساختنِ پوشش های دفاعی را به داوود علیه السلام او آموختیم (وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ ) تا شما را از آسیب‌های تحمیلی محافظت نماید (لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ).

در پایان با استفهامی توبیخی ، مردم را به شکرگزاری از حق تعالی تشویق و ترغیب می نماید.

امروز هم که دانشمندان متعهد ما در تلاشند تا در عرصه های گوناگون ما را از بردگی استعمار و زیاده خواهان عالم برهانند و ساخت و تولید تجهیزات گوناگون نظامی، هسته ای، پزشکی، صنعتی و مانند آن مدافع حیثیت اسلامی ایرانی ما باشند ، همگان وظیفه داریم شکرگزار خداوند متعال باشیم برای این دانشی که به آن‌ها ارزانی داشته است و در همین راستا از خود این عزیزان هم سپاسگزاری کرده و قدردان زحماتشان باشیم. [3]

 

بهشت
کسانی که از جهنم دورند و صدای آن را هم نمی شنوند

آیه 102 و 101 و 103حالات مۆمنان راستین و مردان و زنان با ایمان را بازگو می کند که خداوند برای ایمان و اعمال صالحشان پیش‌تر وعده نیک به آن‌ها داده است از این آتش هولناک و وحشتناک دورند (إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ).

آنگاه چهار نعمت بزرگ الهی را که شامل حال این گروه سعادتمند است برمی شمرد:

نخست اینکه آن‌ها صدای آتش را نمی شنوند (لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا) و این برای آن است که مۆمنان راستین چون از جهنم دورند ، هرگز این صداهای وحشتناک به گوششان نمی خورد.

دوم اینکه آن‌ها در آنچه بخواهند و مایل باشند به طور جاودان متنعمند (وَهُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ)؛ یعنی آنجا محدودیت این جهان را ندارد که انسان آرزوی بسیاری از نعمت‌ها را کند و به آن دسترسی نداشته باشد؛ هر نعمت مادی و معنوی که بخواهد بدون استثناء در دسترس او است، آن‌هم نه یک روز و دو روز؛ بلکه در یک عمر جاویدان.

سوم اینکه فزع اکبر (وحشت بزرگ روز قیامت) آن‌ها را غمگین نمی‌کند (لَا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ).

دست آخر اینکه که فرشتگان رحمت به استقبال آن‌ها می شتابند و به آن‌ها تبریک و شادباش می گویند و بشارت می دهند این همان روزی است که به شما وعده داده می شد (وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا یَوْمُكُمُ الَّذِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ). [4]

 

پی نوشت ها:

1.   ر. ک به المیزان 14/ 368-371

2.   7/ قصص

3.   برگرفته از جلسات تفسیری حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله

4.   ر.ک به تفسیر نمونه 13/509-512


- نظرات (0)

پذیرایی اولیه در قیامت

جزء شانزدهم قرآن کریم که از آیه 75 سوره مبارکه کهف آغاز و به پایان سوره مبارکه طه ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح‌افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.


بهشت و جهنم
پذیرایی اولیه در قیامت

در آیه 102 سوره مبارکه کهف درباره چگونگی برخورد با کافران در قیامت آمده است: إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِینَ نُزُلًا .

«نُزُل» نخستین چیزی است که با آن از مهمان پذیرایی می کنند؛ مانند شربت یا میوه‌ای که در آغاز ورود مهمان برای او می آورند. [1] بنابراین معنای آیه این می شود که ما جهنم را آماده کرده ایم تا در همان ابتدای ورود کفار به قیامت، وسیله پذیرایی‌شان باشد.

علامه طباطبایی (ره) در ادامه می نویسد: با در نظر گرفتن اینکه بعد از دو آیه می فرماید: در قیامت این‌ها اعمالی ندارند (فحَبِطَتْ أَعْمَالُهُم) که وزن شود و محاسبه گردد (فَلَا نُقِیمُ لهَُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا) در جمع بندی فهمیده می شود که این گروه کاری در قیامت ندارند جز اینکه وارد جهنم شده و عذاب شوند ؛ یعنی در بدو ورود وارد جهنم می شوند و کار برایشان تمام می شود.

در آیه 107، همین تعبیر (نُزُل) در مورد بهشت برای مومنان نیز آمده است (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا).

هم علامه (ره) در المیزان [2] و هم آیت الله جوادی آملی در درس تفسیرشان این سخن را نوشته و نقل کرده اند که معنا تأکید دارند که با توجه به معنای «نُزُل» و با استفاده از دیگر آیات [3] می‌توان به معنای لطیفی رسید و آن وجود عذاب و پاداشی فراتر از بهشت و جهنم توصیف شده در قرآن برای مۆمنان و کافران است.

خلاصه کلام اینکه بهشت و جهنم توصیف شده در قرآن کریم دو جلوه از رحمت و غضب الهی‌اند که مۆمنان و کفار در همان بدو ورود به قیامت با آن پذیرایی می شوند. بی تردید پذیرایی اصلی غیر از این پیش پذیرایی اولیه است و آن پاداش و عذابی است که الفاظ از حمل معنای آن و اذهان از درک آن عاجزند؛ برای همین در قرآن کریم جز با اشاره از آن یاد نشده است.

کسانی که با معارف و دستورات و حریم الهی غریبه بلکه متجاوز به آن‌ها هستند؛ سروکارشان با این سگ است که به دستور خداوند از حریم او محافظت کرده و به آن‌ها که مستحق هستند ، حمله ور می شود

عبادت نیازمند صبر و تحمل است

در آیه 65 سوره مبارکه مریم سلام الله علیها ابتدا به عبادت پروردگار عالم امر شده است (رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ) و بعد بلافاصله امر به صبر و تحمل در آن (وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ).

شکیبایی در طاعت و بندگی خداوند متعال امری است که در روایات نیز به آن توصیه شده است و چنین صبری را یکی از انواع صبر برشمرده اند.

رسول خدا صلی الله علیه وآله در حدیثی می فرماید:

صبر سه نوع است: صبر در مصیبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه، بعد فرمودند:

پس هر که بر طاعت و بندگی خداوند متعال صبر کند ، خداوند برایش 600 درجه می نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر به اندازه فاصله میان قعر زمین تا عرش باشد:

(کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی الْعَرْشِ). [4]

 

شیطان سگ درگاه الهی

از برخی بزرگان مانند آیت الله شاه آبادی (ره) استاد حضرت امام (ره) نقل شده است که شیطان را سگ در گاه الهی خوانده اند.

شاید این تعبیر با عنایت به آیه 83 سوره مبارکه مریم سلام الله علیها باشد که می فرماید:

أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْكَافِرِینَ تَۆُزُّهُمْ أَزًّا ؛ ما شیطان‏ها را بر سر كافران فرستادیم تا آنها را (به صوت اغواى خود همانند رمه حیوانات) از جاهایشان (به سوى گناه و فساد) به شدت برانگیزند؟

کلمه «أزّ» عبارت است از تکان دادن به شدت و مراد آیه این است که شیطان‌ها، کفار را با شدت به سوی شر و فساد تکان داده؛ تحریک می کنند و به پیروی باطل تشویق نموده و به وسیله تزلزل از فضیلت استقامت و ثبات بر حق گمراهشان می سازند. [5]

اینکه خداوند متعال فرستادن شیطان به سوی بدان را به خود نسبت می دهد (أَنَّا أَرْسَلْنَا) برای آن است که بفهماند این در سزای اعمال بد آن‌هاست و خداوند برای عقاب آن‌ها چنین می کند.

با این تعبیر کسانی که مَحرم و آشنای این درگاه و آستان‌اند ، شیطان کاری با آن‌ها ندارد که برترین این افراد همان مخلصین هستند که قرآن کریم آن‌ها را ازدست اندازی شیطان استثناء کرده است (إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ)

اما کسانی که با معارف و دستورات و حریم الهی غریبه بلکه متجاوز به آن‌ها هستند؛ سروکارشان با این سگ است که به دستور خداوند از حریم او محافظت کرده و به آن‌ها که مستحق هستند ، حمله ور می شود.

 

سعادتمند و رستگار کیست؟

این سوال بسته به دو دیدگاه همیشه موجود، دارای دو جواب است: یکی در آیه 64 سوره مبارکه طه است و دیگری در آیات اول مۆمنون، 14 اعلی و 9 شمس.

دیدگاه اول، اعتقادی به آخرت نداشته و همه ی برتری‌ها را خلاصه در همین دنیا می داند که چه کسی با همین معیارهای محسوس از دیگران برتر و در نتیجه سعادتمند تر است. برای همین می گویند: قطعاً امروز کسی کامیاب است که برتری یابد (وَقَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى). برتری‌های مادی هم روشن است که چیست؛ زر و زور بیش‌تر در نگاه تنگ انسان‌های مادی، دو عوامل مهم برای برتری بر دیگران است. در ادبیات دنیا طلبان هر که پول و زورش بیش، خو شبخت تر.

اما در ادبیات دینی که معیار برتری تقواست (إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ)[6] کسی برتر است که با تقواتر باشد و سعادتمند کسی است که به خدا ایمان داشته باشد (قَدْ أَفْلَحَ الْمُۆْمِنُونَ)[7] و در راه پاکی و رشد معنوی خود تلاش می کند (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی)[8] و (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها)[9].

فرق زندگی با دین و زندگی بی دین

از آیات 117، 123 و 124 سوره مبارکه طه به دست می آید که زندگی در این دنیا اگر با محوریت دین و بر اساس آیین حق باشد ، سراسر آرامش و تهی از فشارهای روانی خواهد بود (فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى) هر چند از آسایش بدنی قابل توجهی برخوردار نباشد؛ مانند زندگی پیشوایان دین و اولیای الهی.

و اگر زندگی از مدار دین خارج شده و حول محور تمایلات نفسانی و رویگردانی از یاد خدا بچرخد ، روی آرامش نخواهد دید و فشارهای روحی و روانی بر آن حاکم خواهد شد (وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا) هر چند آسایش تن و رفاه بدنی در آن موج زند.

 

پی نوشت ها :

1.المیزان فی تفسیر القرآن 13/368

2.همان ص 401

3.مانند: لَهُم مَّا یَشَاۆُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ (35/ ق)؛ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ (17/ سجده)؛ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ یَكُونُوا یَحْتَسِبُونَ (47/ زمر)

4.کافی 2/91

5.المیزان فی تفسیر القرآن 14/109

6. 13/ حجرات

7. 1/ مومنون

8. 14/ اعلی

9. 9/ شمس

 


- نظرات (0)

کوران محشر

جزء پانزدهم قرآن کریم که از ابتدای سوره مبارکه إسراء آغاز و به آیه 74 سوره مبارکه کهف ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح‌افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.


به گناه بر گردید ، عذاب خدا هم برمی گردد  

قیامت

در آیه 8 سوره مبارکه إسراء جمله شرطیه ای وجود دارد که می فرماید: اگر بر گردید ما نیز بر می گردیم (وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا).

این جمله در واقع تهدیدی است به بدکارانِ توبه‌کار که توبه کردند و با دست کشیدن از گناه، رحمت خدا نصیبشان شد .

به آن‌ها هشدار داده می شود که اگر بعد از توبه ای که کردید و رحمتی که از سوی خدا به دنبال آن نصیبتان شد ، دوباره بخواهید به فساد و تباهی دست زده و به همان رفتارهای ناپسند گذشته بر گردید ، ما نیز دست از رحمتمان کشیده به همان عقوبت و عذاب گذشته بر می گردیم. [1]

در واقع ترجمه این بخش از آیه شریفه چنین می شود: و اگر به سوی ما بازگردید ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز می گردانیم و اگر به فساد و برتری جویی گرایید ، باز هم شما را به کیفر شدید گرفتار خواهیم ساخت. [2]

 

سه قانون اساسی در یک آیه

آیه 15 سوره إسراء دربردارنده سه قانون از قوانین اساسی اسلام در قرآن کریم است.

قانون اول: هر کس پذیرای هدایت شود به نفع خود کار کرده است (مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدی لِنَفْسِهِ) و هر کس گمراهی را بپذیرد، به زیان خود عمل کرده است (وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا).

قانون دوم: هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد (کسی را به جرم دیگری مجازات نمی‌کنند) (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)؛ مگر آنکه در جرم او شریک باشد که در این صورت مجازات سهم خود را می چشد. [3]

قانون سوم: ما هیچ شخص و قومی را مجازات نخواهیم کرد مگر اینکه پیاممان را توسط فرستاده ای به آن‌ها به رسانیم (وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً).

در نیکو سخن گفتن هم باید دقت کرد آن که نیکوتر است بر زبان جاری شود؛ زیرا تعبیر قرآن کریم امر به «حَسَن؛ نیکو» نیست؛ بلکه دستور به «أحسَن؛ نیکوتر» است

بر اساس روایت امام کاظم علیه السلام این پیام‌ رسان، نیروی عقل و فطرت است از درون و فرستاده الهی است از بیرون (إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً)[4] و این فرستاده الهی هر کسی است که سخن خدا را برای انسان بازگو کند ؛ خواه انبیاء و ائمه علیهم السلام باشند آنگونه که در همین روایت آمده است؛ خواه طلبه ای گران‌قدر که به شهر و روستای ما آمده است و معارف و احکام دین خدا را بیان می کند.

 

پاسخ خدا به دنیا خواهان نقد

آیه 18؛ بیان درخواست کسانی است که تنها خواسته شان همین دنیای نقد است (مَّن كَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ). پاسخ خداوند به آن‌ها این است: هر چه را ما برای هر که بخواهیم، به سرعت در همین دنیا به او عطا می کنیم (عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِیدُ).

این سخن معنایش این است که ما هم آنچه را که او می‌خواهد فوراً به او می‌دهیم؛ البته نه هر قدر که او می خواهد؛ بلکه هر قدر که ما بخواهیم (مَا نَشَاء) و نیز این روش را درباره همه دنیاطلبان اعمال نمی کنیم؛ بلکه در حق هر کس که ما بخواهیم به کار می بندیم. [5]

کور

خلاصه اینکه در اجابت خواسته دنیاطلبانی که هیچ اعتقادی به قیامت ندارند ، خداوند متعال بر اساس علم حکمتی که لازمه علیم و حکیم بودن اوست برخی از خواسته هایِ برخی از این عده را اجابت می کند. و چون این‌ها تنها هدفشان همین زندگی زودگذر دنیای مادی است و اعتقادی به خدا و قیامت ندارند ، پس از آنکه به برخی از آن‌ها به مقداری که حکمت خداوند اقتضاء می کرد داده شد، وقتی وارد قیامت شدند جایگاهی جز آتش جهنم نخواهند داشت (ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاهَا).

بهتر را بگویید

بنابر آیه 53؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله مأمور می شود مردم را نیکو سخن گفتن امر کند (وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ).

دقت در واژه «أحسَن» نکاتی را هویدا می کند:

1. در سخن گفتن با دیگران (هر که باشد) باید از هرگونه سخن زشت و ناروا که به نوعی در مقابل سخن نیکوست ، پرهیز کرد.

2. در نیکو سخن گفتن هم باید دقت کرد آن که نیکوتر است بر زبان جاری شود؛ زیرا تعبیر قرآن کریم امر به «حَسَن؛ نیکو» نیست؛ بلکه دستور به «أحسَن؛ نیکوتر» است.

این را هم باید دانست که این گونه سخن گفتن تنها در برخورد با مۆمنین نیست؛ بلکه با توجه به فضای نزول و سیاق آیات [6]، مۆمنین وظیفه دارند دستور این آیه را در برخورد با کفار و مشرکین هم رعایت کنند.

هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد (کسی را به جرم دیگری مجازات نمی‌کنند) (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)؛ مگر آنکه در جرم او شریک باشد که در این صورت مجازات سهم خود را می چشد

درخت نفرین شده در قرآن

در آیه 60، سخن از درختی نفرین شده است (وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ).

کشف این درخت و دست یافتن به منظور قرآن؛ بحث دامنه‌داری را بین مفسرین به راه انداخته است. آنچه در نهایت به کمک روایات و دیگر قراین می تواند تفسیر مناسب‌تری باشد ، همان است که علامه طباطبایی (ره) با موشکافی های عالمانه خود به آن دست پیدا کرده است.

چکیده یافته ایشان این است:

شجره ملعونه

شجره ملعونه یکی از همان اقوام لعنت شده در کلام خدا هستند که مانند درخت از یک ریشه نشو و نما نموده و شاخه شاخه شده‌اند و نیز ایشان دودمانی هستند که امت اسلام به وسیله آن آزمایش شده و می‌شوند.  چنین صفاتی جز بر یکی از سه دسته نفرین شده در قرآن کریم یعنی مشرکین، منافقین و یا اهل کتاب تطبیق نمی‌کند.

از آیه به دست می


- نظرات (0)

نمازازدید 14 معصوم

1. نماز حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ

نماز حضرت دو ركعت است. در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه سوره قدر، و در هر یك از ركوع و بعد از سر برداشتن از آن و در سجود و بعد از سر برداشتن از آن و در سجده دوم و بعد از سر برداشتن از آن پانزده مرتبه سوره قدر را بخواند، بعد از آن ركعت دوم را مثل ركعت اولی انجام دهد.

اگر چنین كند منصرف شود، در حالی كه مابین او و خداوند گناهی نماند، مگر این كه بخشیده شود و هر چه را كه طلب كرده به او بدهند.

و مستحب است بعد از آن دعا بخواند كه در مفاتیح ذكر شده است.

2. نماز حضرت علی ـ علیه السّلام ـ

و آن چهار ركعت است به دو تشهد و دو سلام. در هر ركعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحید خوانده می شود.

از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ روایت كرده اند كه فرمود: «كسی كه این نماز را به جا آورد از گناهان بیرون آید مانند روزی كه از مادر متولد شده باشد و حاجتهای او برآورده شود».

3. نماز حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ

نماز حضرت دو ركعت است، در ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحید می خواند و بعد از فارغ شدن از نماز تسبیحات حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ را انجام می دهد.

و وارد شده كه این افضل نمازهای مستحبی است و در اول شب ذی الحجه مؤكد است.

نماز دیگر: چهار ركعت نماز كند به دو سلام بخواند در ركعت اول بعد از حمد «توحید» پنجاه مرتبه و در ركعت دوم بعد از حمد «و العادیات» پنجاه مرتبه و در ركعت سوم بعد از حمد «اذا زلزلت» پنجاه مرتبه و در ركعت چهارم بعد از حمد «اذا جاء نصرالله» پنجاه مرتبه.

4. نماز امام حسن ـ علیه السّلام ـ

نماز امام حسن ـ علیه السّلام ـ در روز جمعه و آن چهار ركعت است مثل نماز امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ .

نماز دیگر: در روز جمعه و آن نیز چهار ركعت است در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید بیست و پنج مرتبه.

5. نماز امام حسین ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ چهار ركعت است، در هر ركعت سوره فاتحه پنجاه مرتبه و سوره توحید پنجاه مرتبه، و در ركوع فاتحه و توحید هر یك ده مرتبه، و چون از ركوع سر بردارد هر یك را ده مرتبه، و هم چنین دو سجده اولی و در بین دو سجده و در سجده دوم هر یك ده مرتبه، و چون از چهار ركعت فارغ شدی و سلام گفتی این دعا بخوان: «اللّهمّ انت الّذی استجبت لآدم و حوّاء...» تا آخر دعا كه فی الجمله طولانی است.

6. نماز امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ

نماز امام سجاد ـ علیه السّلام ـ چهار ركعت است، در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید صد مرتبه.

نماز دیگر: كه بنا به روایت قطب راوندی دو ركعت است، در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه آیه الكرسی خوانده می شود.

7. نماز حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است در هر ركعت حمد یك مرتبه و «سبحان الله و الحمد للّه و لا اله الّا الله و الله اكبر» صد مرتبه.

8. نماز حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیه «شهد اللهُ...» صد مرتبه.

نماز دیگر: چهار ركعت است، در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه تسبیحات اربعه خوانده می شود.

9. نماز امام كاظم ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت كاظم ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید دوازده مرتبه. دعای آن حضرت در مفاتیح الجنان ذكر شده است.

10. نماز امام رضا ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت امام رضا ـ علیه السّلام ـ شش ركعت است، در هر ركعت حمد یك مرتبه و بعد از حمد «هل اتی علی الإنسان...» ده مرتبه. دعای آن حضرت در مفاتیح الجنان ذكر شده است.

11. نماز حضرت جواد ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت جواد ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، و در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید هفتاد مرتبه. دعای آن حضرت در مفاتیح الجنان ذكر شده است.

12. نماز حضرت هادی ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت هادی ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، در ركعت اول سوره حمد و یس و در ركعت دوم سوره حمد و الرحمن.

نماز دیگر: دو ركعت است در هر ركعت بعد از حمد، هفتاد مرتبه سوره توحید.

13. نماز امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ

نماز امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ چهار ركعت است، در دو ركعت اول بعد از حمد پانزده مرتبه سوره زلزلت، و در دو ركعت آخری بعد از حمد پانزده مرتبه سوره توحید.

14. نماز حضرت صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ

نماز امام زمان ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، در هر ركعت حمد را یك مرتبه بخواند و «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» را صد مرتبه مكرر كند، بعد از آن حمد را تمام كند و سوره توحید را یك مرتبه بخواند. سپس دعای فرج را بخواند «اللّهمّ عظم البلاء و برحَ الخفاء...».[1]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . سراج الشیعه، ص 102 و 103، مفاتیح الجنان، ص 78. 


- نظرات (0)

د عا به شیوه حضرت یوسف

دعا، نیایش، طلب،


جزء سیزدهم قرآن کریم که از آیه 53 سوره یوسف علیه السلام آغاز و به پایان سوره مبارکه ابراهیم علیه السلام ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آنها را نقل می کند.


جمال یوسف علیه السلام

در اینکه چهره یوسف علیه السلام زیبا بود حرفی نیست؛ همان چهره ای که وقتی زنان دیدند ، دست خود را به جای میوه بریدند و گفتند:

حَاشَ لِلّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا إِنْ هَـذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِیمٌ ؛منزه است خداوند، این بشر نیست، این جز فرشته‏اى بزرگوار نیست.[1] اما آنچه او را یوسف قرآن کرد صفات اخلاقی فوق العاده او بود؛ نه چهره دلربایش.

جمال یوسف علیه السلام در این است که در تمام این آمد و شدها هیچ گاه آن ظلمی را که برادران جفاکار در حقش کردند ، به رویشان نیاورد و همواره از خدا و لطف و رحمت بی انتهایش سخن گفت.

در جریان کشف جام سلطان از بار بنیامین، در حضورش به او تهمت دزدی زدند و گفتند: اگر این پسر، دزدى كرده چیز عجیبى نیست؛ چرا كه برادرش (یوسف) نیز قبلاً مرتكب چنین كارى شده بود (قَالُواْ إِن یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُ مِن قَبْلُ).

اما یوسف علیه السلام در چنین فضای سخت و جانسوز هم ، لب به توبیخ برادران نگشود و تنها در دل، آنها را سرزنش کرد (فَأَسَرَّهَا یُوسُفُ فِی نَفْسِهِ وَلَمْ یُبْدِهَا) و با خود گفت: منزلت شما بدتر است [كه ظاهرتان نشان مى‏دهد] و خدا به آنچه بیان مى‏كنید، داناتر است (أَنتُمْ شَرٌّ مَّكَانًا وَاللّهُ أَعْلَمْ بِمَا تَصِفُونَ). (آیه 77)

آنجا هم که برادران، او را می شناسند و ابراز شرمندگی می کنند، او نه تنها حرفی که بوی طعن و سرزنش بدهد بر زبان جاری نمی کند؛ به گونه ای با آنان سخن می گوید که گویا ایشان اصلاً خطایی نکرده اند؛ به آنها می گوید: هیچ ملامتی بر شما نیست (لاَ تَثْرَیبَ عَلَیْكُمُ). (آیه 92)

هنگامی هم که در محضر پدر شروع به تشریح جریانات گذشته می کند از زندان شروع می کند؛ سپس اشاره ای به بیابان کرده و شیطان را متهم می کند.

در این صحنه هم صحبتی از چاه و ظلم برادران به میان نمی آورد (إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَبَیْنَ إِخْوَتِی). (آیه 100)

جمال یوسف علیه السلام در این است که در تمام این آمد و شدها هیچ گاه آن ظلمی را که برادران جفاکار در حقش کردند ، به رویشان نیاورد و همواره از خدا و لطف و رحمت بی انتهایش سخن گفت.

وعده استغفار

بعد از آشکار شدن آن خیانتی که برادران یوسف علیه السلام در سالهای دور مرتکب شدند ، نزد پدر آمدند و ضمن خطاکار خواندن خود از او خواستند تا برایشان از خدا، طلب آمرزش کند (یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِینَ). (آیه 92)

پدر كه روحى همچون اقیانوس وسیع و پرظرفیت داشت ،بى آنكه آنها را ملامت و سرزنش كند به آنها وعده داد كه من به زودى براى شما از پروردگارم طلب آمرزش می کنم (قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّیَ ) و امیدوارم او توبه شما را بپذیرد و از گناهانتان صرف نظر كند؛ چرا كه او غفور و رحیم است (إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ).

اینکه فرمود من به زودی برای شما طلب آمرزش می کنم بر اساس روایت امام صادق علیه السلام برای آن بود که انجام این تقاضا را به سحرگاهان شب جمعه[2] كه وقت مناسب ترى براى اجابت دعا و پذیرش توبه است، به تاخیر اندازد.

این نکته هم از این آیات شریفه قابل استفاده است که تقاضاى استغفار از دیگرى نه تنها منافات با توحید ندارد، بلكه راهى است براى رسیدن به لطف پروردگار و گرنه چگونه ممكن بود یعقوب پیامبر علیه السلام ، تقاضاى فرزندان درباره استغفار براى آنان را بپذیرد و به توسل آنها پاسخ مثبت دهد. این نشان مى دهد كه توسل به اولیاى الهى، اجمالا امرى جائز است و آنها كه آن را ممنوع و مخالف با اصل توحید مى شمرند ، با معارف قرآن بیگانه اند و یا تعصب هاى غلط مانع دید آنها مى شود.[3]

تقاضاى استغفار از دیگرى نه تنها منافات با توحید ندارد، بلكه راهى است براى رسیدن به لطف پروردگار و گرنه چگونه ممكن بود یعقوب پیامبر علیه السلام ، تقاضاى فرزندان درباره استغفار براى آنان را بپذیرد و به توسل آنها پاسخ مثبت دهد.

دعای یوسف علیه السلام

آیه 101 که مربوط به بخش های پایانی داستان یوسف علیه السلام است ، مناجات آن حضرت با خدای متعال را بیان می کند. ابتدا خداوند را برای نعمتهایی که به او ارزانی داشته شکرگزاری می کند: پروردگارا! بخشى از یك حكومت وسیع را به من مرحمت فرمودى (رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْكِ) و از علم تعبیر خواب به من آموختى (وَعَلَّمْتَنِی مِن تَأْوِیلِ الأَحَادِیثِ).

بعد به تعریف و تمجید از خداوند متعال می پردازد:

تویى كه آسمانها و زمین را ایجاد نمودى (فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ).

بعد از آن به ارتباط خود با او و اینکه تو همه کاره من هستی ، اعتراف می کند (أَنتَ وَلِیِّی فِی الدُّنُیَا وَالآخِرَةِ) که این اعتراف به عظمت خدا و ذلت خود است.

دست آخر خواسته خود را عرض می کند: مرا مسلمان و تسلیم در برابر فرمانت از این جهان ببر (تَوَفَّنِی مُسْلِمًا) و مرا به صالحان ملحق كن (وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ).

اینگونه دعا کردن که قرآن کریم از یک پیامبر الهی نقل می کند دربردارنده نکاتی است که به دونکته آن اشاره می کنیم:

1. در دعا شایسته است به همین ترتیب که آن حضرت دعا کرد و قرآن کریم نقل کرد عمل شود:

الف) برشمردن نعمتهایی که خدا به ما ارزانی داشته است.

ب) توسل به نام هایی از اسماء الهی که بیانگر کمالات بی نهایت خداوند متعال است.

ج) اعتراف به عظمت و قدرت الهی از طرفی و ضعف و ناتوانی خود از طرف دیگر.

د) بیان درخواست خود.

2. با ایمان از دنیا رفتن و ملحق شدن به نیکان در سرای دیگر و در یک کلام عاقبت به خیری از بهترین دعاهاست که در عین کوتاهی، بسیار عمیق و وسیع است که هم دنیای انسان را تنظیم می کند و هم آخرت او را تأمین.

کسی که به دنبال این خواسته است خود را موظف می داند در راه رسیدن به آن تلاش کند که همین سبب می شود توفیق عاقبت به خیری نصیبش شود.

بنابراین شایسته است دعا به گونه ای باشد که در عین جامعیت دنیا و آخرت، در نوع رفتار عملی انسان نیز تأثیرگذار باشد.

 

شایسته است دعا به گونه ای باشد که در عین جامعیت دنیا و آخرت، در نوع رفتار عملی انسان نیز تأثیرگذار باشد.

اکثر مردم ایمان بیار نیستند

آیه 103 اعلام می کند که اکثر مردم ایمان بیار نیستند (وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُۆْمِنِینَ) و آیه 106 مومنین را مشرک می خواند (وَمَا یُۆْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ)

هر چند معنای این دو آیه در نگاه اول عجیب و فهم آن دشوار به نظر می آید؛ اما باید دانست که مراد از ایمان در این آیات آن ایمان خالص و تهی از هر گونه شرک بین خالق و مخلوق است.[4]  

کسانی که مومن هستند و با آگاهی و از روی عمد، گناه می کنند ، آلوده به شرکند[5]؛ زیرا نظر خود بر انجام آن کار را در عرض نظر خدا بر ترک آن می دانند و این یعنی شرک؛ منتهی شرک در طاعت و عمل و نه شرک در عبادت و اعتقاد.[6]

و یا کسانی که خدا را اول و دیگران را که لطفی در حقشان کرده یا قرار است کنند را دوم قرار می دهند ، نیز مومنین مشرکند که در عمل و نه در عبادت برای خدا شریک و دومی قرار داده اند و می گویند اول خدا دوم شما؛ یا اگر فلانی نبود من می مُردم و یا مشکلم حل نمی شد و مانند آن.[7]

به جای این تعابیر باید گفت: خدایا شکر که به واسطه فلانی خطر را از ما دفع و یا مشکل ما را برطرف کرد.

مۆمن وظیفه دارد هم در اعتقاد و هم در عمل و هم در سخن گفتن به گونه ای باشد که منافاتی با توحید ناب نداشته باشد ، که اگر به چنین توفیقی دست پیدا کرد جزء آن اندکی خواهد شد که آیه 103 و 106 به آنها اشاره دارند.

 

خداوند محتاج عبادت خلق نیست  

آیه 8 سوره ابراهیم علیه السلام پاسخ روشن به کسانی است که خدا را محتاج عبادت هایی می دانند که به آن امر کرده است و گمان می کنند اگر ایمان نیاوردند و او را عبادت نکنند و بی مهابا گناه کنند ، خداوند دچار کمبود می شود و آسیبی می بیند. بی خبر از آنکه خداوند، بی نیاز محض است و نیازمند به هیچ چیز نیست تا چه رسد به ایمان و عبادت بندگانش.

کسانی که خدا را اول و دیگران را که لطفی در حقشان کرده یا قرار است کنند را دوم قرار می دهند ، نیز مومنین مشرکند که در عمل و نه در عبادت برای خدا شریک و دومی قرار داده اند و می گویند اول خدا دوم شما؛ یا اگر فلانی نبود من می مُردم و یا مشکلم حل نمی شد و مانند آن.

از این رو با صراحت تمام می فرماید حتی اگر تمام مردم روی زمین کافر شوند خداوند دچار ذره ای کمبود مشکل نمی شود چرا که از هر کس و هر چیز بی نیاز است (إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ)

و اگر امر و نهی هست ، برای پرورش خود انسان و رعایت آن به نفع خود اوست. قرآن کریم می فرماید: كسى كه كار شایسته انجام دهد، به سود خود اوست و كسى كه مرتكب زشتى شود ، به زیان خود اوست و پروردگارت ستمكار به بندگان نیست (مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ).[8]

 

پی نوشت ها :

1.   آیه 31/ یوسف علیه السلام

2.   فَأَخَّرَهُمْ إِلَى السَّحَرِ لَیْلَةِ الْجُمُعَة . علل الشرائع 1/54 . در تفسیر قرطبى مى‏خوانیم كه هدفش این بود كه در شب جمعه اى كه مصادف با روز عاشورا بود براى آنها استغفار كند. تفسیر قرطبى 6/3491، به نقل از تفسیر نمونه

3.   تفسیر نمونه 10/76

4.   المیزان فی تفسیر القرآن 11/274 و 276

5.   تفسیر العیاشی 2/199

6.   کافی 2/397

7.   عدة الداعی و نجاح الساعی ، ص99

8.   46/فصلت


- نظرات (0)

مناجات سحر







لذت اشک مناجات سحر، مشهود است
حال آشفته دل از دیده تر مشهود است

منتی نِه ز کرم، دست زمین خورده بگیر
همه جا سایه لطف تو به سر مشهود است

راه خود را سحری جانب ما مایل کن
دست خالیِ گدا وقت گذر مشهود است

حال و روز من هجران زده دیدن دارد
حال دل سوخته از آه جگر مشهود است


هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
بین خاکسترِ پروانه هنر مشهود است

هر که فانی نشود جام بقایش ندهند
مردیِ مرد به هنگام خطر مشهود است


من و تنهایی در قبر خودم می دانم
اوج بیچارگیم وقت سفر مشهود است







- نظرات (0)

روزه داران بخوانند

رمضان

سوال: بعضى از پزشکان که به مسائل شرعى ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع مى‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است؟ اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتبارى ندارد و در غیر این صورت نباید روزه بگیرد. (آیة الله خامنه ای دام ظله)


یک عمل عبادی در میان تمام افراد بشر

روزه در لغت به معنای امساک و خودداری از هر چیزی است و در اصطلاح فقه، عبارت است از امساک و خودداری از موارد هشتگانه (خوردن و آشامیدن و...) از هنگام صبح تا اذان مغرب، به قصد و نیت انجام دادن فرمان خدا.

براساس صریح آیه 183 از سوره بقره، روزه برای امتهای گذشته نیز واجب بوده است آنجا که می فرماید: «ای ایمان آورندگان به حقیقت اسلام! بدانید که روزه بر شما واجب شد آن چنان که بر پیشینیان از شما نیز واجب بوده است». (سوره بقره ، آیه 183)

در اثبات این ادعای قرآنی گفتنی است که برحسب روایات و نقلهای موفق تاریخ، روزه یکی از برنامه های مذهبی مردمان روم هند و یونان و مصر باستان بوده و به نقل از گفتار تفسیر نمونه، در قاموس کتاب مقدس آمده است که: «روزه در همه دوره ها در میان هر طایفه و هر ملت و مذهبی در مواقع اندوه و زحمت و سختی های پیش بینی نشده، رایج بوده است.»

از تورات نیز چنین بر می آید که موسای نبی علیه السلام 40 روز روزه داشته اند: «هنگام برآمدنم بر کوه (طور)، لوحهای سنگی (لوحهای عهدی که خداوند با شما بست) را بگیرم. آن گاه در کوه ، 40 روز و 40 شب ماندم. نه نان خوردم و نه آب نوشیدم ».

همچنین از انجیل لوقا (یکی از انجیل های چهارگانه معتبر مسیحیان) برمی آید که حواریون مسیح علیه السلام روزه می گرفتند. روزه به عنوان یک برنامه و دستور عبادی ، در میان یهود رواج دارد ولی فقط در روز کیپور (کافر) این عمل صورت می گیرد و در این روز یهودیان از مغرب روز قبل تا شبانگاه این روز یاد شده، به عنوان کفاره گناهان خود، روزه می گیرند و از خوردن و آشامیدن و حتی کار و استحمام، پرهیز کرده و در کنیسه ها به عبادت و استغفار مشغول می شوند. (آشنایی با ادیان بزرگ ، ص 94)

نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که با تامل در گفته های فوق و تدبر در آیات قرآن ، همچون آیه 26 از سوره مریم علیهاالسلام، می توان به این نتیجه رسید که روزه با اندک تفاوتی در شکل و فرمول آن و نیز زمان اختصاص داده شده برای آن ، به عنوان یک عمل عبادی در میان تمام افراد بشر، در طول تاریخ، رواج داشته است.

آنچنان که در سوره مریم سلام الله علیها مشاهده می کنیم روزه سکوت داشتن، از اعمال رایج آن وقت بود. گاه نذر روزه سکوت می کردند. حال آن که در شریعت اسلام از این نحو روزه داری و نیز افطار نکردن و دو یا چند روز پی در پی روزه داری (بدون افطار کردن) نهی شده است.

بعد از این مقدمه به طرح پرسش و پاسخهایی در مورد روزه می پردازیم:

سوال: اگر پول کفاره‌ی روزه را داشته باشیم، ولی دسترسی به شصت فقیر نداریم، چه باید کنیم؟

در این‌ موارد، می‌توانید مبلغ کفاره را (با تذکر این‌که مبلغ مذکور، کفاره است) به کمیته امداد، موسسات خیریه یا دفاتر مراجع تقلید، تحویل نمایید.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

به طور کلى کفاره افطار عمدى روزه ماه رمضان عبارت است از شصت روز روزه (که سى و یک روز آن باید پى در پى باشد) یا اطعام شصت فقیر و یا دادن شصت مدّ طعام به شصت مسکین که سهم هر کدام یک مدّ ‏‏(تقریباً 750 گرم گندم یا نان و مانند آن) مى‌باشد و قیمت آن را مى‌توانید از بازار بدست آورید و دادن پول آن کافى نیست ولى اگر اطمینان داشته باشید که فقیر به وکالت از شما طعام خریده و سپس آن را به عنوان کفاره قبول مى‌‏کند، اشکال ندارد؛ در هر صورت مى‌توانید به دفتر یکى از مراجع بپردازید و بگویید بابت چیست تا آنان به مصرف لازم برسانند.

 

حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

در کفاره افطار به عمد کافی است بابت هر روز به 60 فقیر، هر یک 750 گرم نان یا گندم یا ماکارونی بدهید و در غیر آن مانند کفاره‌ای که بر زن شیرده و زن حامله‌ای که وضع حملش نزدیک است واجب می‌گردد و همچنین کفاره تأخیر قضای روزه تا ماه رمضان بعد، کافی است بابت هر روز 750 گرم نان یا گندم یا ماکرونی به فقیر بدهید و پول از آن کفایت نمی‌کند.

 

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

بهتر است طعام و یا وجهش را به کمیته امداد پرداخت کنید.

 

حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

می‌توانید به دفتر ارسال کنید تا به وکالت از جانب شما به فقرا پرداخت شود.

سوال: آیا نیت روزه چه واجب و چه مستحب وقت مشخصی دارد؟

جواب: برای نیت واجب ماه رمضان از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح هر وقت نیت روزة فردا بکند اشکالی ندارد. اما وقت نیت روزة مستحبی از اول شب است تا موقعی که به اندازة نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد که اگر تا این وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و نیت روزة مستحبی کند روزة او صحیح است. (ر.ک: توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 915، م 3-1552)

سوال: کسی که پیش از اذان صبح بدون نیت روزه خوابیده است، اگر پیش از ظهر بیدار شود و نیت کند، روزه او چه حکمی دارد؟

جواب: روزه او صحیح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب. و اگر بعد از ظهر بیدار شود، نمی تواند نیت روزة واجب نماید. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 916، م 1554)

دو استفتاء از آیة الله خامنه ای دام ظله:

سوال: آیا روزه گرفتن بر زن باردارى که نمى‏داند روزه براى جنین او ضرر دارد یا خیر، واجب است؟

جواب: اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وى هم داراى منشأ عقلایى باشد، افطار بر او واجب است و در غیر این صورت واجب است که روزه بگیرد.

سوال: بعضى از پزشکان که به مسائل شرعى ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع مى‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است؟

جواب: اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتبارى ندارد و در غیر این صورت نباید روزه بگیرد.

و حسن ختام این نوشتار توصیه ای از آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله:

چـه تـوصیه ای اخـلاقی بـرای روزه داران و مـقـلّـدین می فرمایید؟

خطبه رسول اكرم صلّی الله علیه و آله كه بمناسبت فرا رسیدن ماه مبارك ایراد فرمودند با دقّت ملاحظه شود و در آداب روزه در ماه مبارك روایاتی و تذكراتی در مفاتیح الجنان ذكر شده ملاحظه نمایند. خداوند همه مومنین را موفّق به انجام روزه و نماز و سایر وظایف شرعی به صورتی كه مرضیّ خداوند متعال باشد بفرماید.


- نظرات (0)

خداعهده دارروزی توست


معارفی از جز 12 قرآن


روزی
باور کنیم خدا عهده دار روزی خلایق است

آیه 6 سوره مبارکه هود علیه السلام با صراحت تمام خداوند متعال را عهده دار رزق تمام روزی خوران عالم معرفی می کند (وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا ؛

و هیچ زنده متحركى در این زمین (از حیوان و جن و انس) نیست مگر آنكه روزى او بر عهده خداست).

باید توجه داشت که «رزق» به معنى عطاء و بخششِ مستمر است و از آنجا كه روزىِ الهى، عطاى مستمر او به موجودات است به آن رزق گفته مى‏شود.[1]

این باور قرآنی گاهی در اثر بی توجهی به چند اصل قرآنی و رواییِ دیگر، مورد تردید و یا تنگی وسعت قرار می گیرد و در نظر برخی با تردیدهایی مواجه می شود.

برخی از آن اصول عبارتند از:

1. لازمه دریافت روزی، تلاش و انجام وظیفه است.

راوی می گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم : انسان در طلب رزق چه وظیفه ای دارد؟ امام علیه السلام فرمود: إِذَا فَتَحْتَ بَابَكَ وَ بَسَطْتَ بِسَاطَكَ فَقَدْ قَضَیْتَ مَا عَلَیْكَ ؛ وقتی در مغازه ات را گشودی و بساطت را پهن کردی ، به وظیفه ات عمل کرده ای.[2]

2. روزی همیشه درخانه نیست و باید به دنبال آن رفت.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: اطْلُبُوا الرِّزْقَ فَإِنَّهُ مَضْمُونٌ لِطَالِبِهِ ؛ به دنبال طلب رزق باشید که رزق، برای کسی که طالب آن است ، تضمین شده است.[3]

3. گناه روزی را کم یا نابود می کند.

در آیه 124سوره طه خداوند متعال می فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا ؛ و هر كه از یاد من روى گرداند حتما براى او زندگى تنگى خواهد بود.

در دعای کمیل می خوانیم: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمِ ؛ خدایا ببخش گناهانی را که سبب دگرگونی نعمت به نقمت می شوند.

آیات 15 و 16 به پاداش کار کسانی می پردازد که تمام هدف و مقصودشان نام و نان دنیاست (مَن كاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهََا). خداوند متعال پاداش تمام کارهایی که افراد به این هدف انجام داده اند را در همین دنیا به آنها می دهد و طلبی برایشان باقی نمی گذارد (نُوَفّ‏ِ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُون)

4. مدیریت صحیح اقتصادی

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی الْفَقْرَ وَ لَكِنْ أَخَافُ عَلَیْهِمْ سُوءَ التَّدْبِیرِ ؛ ترس من از فقر امتم نیست؛ ترس من برای بی تدبیری آنهاست.

بنابراین نداشتن مدیریت صحیح اقتصادی یکی از عوامل مهم در از دست دادن رزقی است که خداوند روزی انسان کرده است.  

 

دو واکنش نادرست انسان دربرابر آمد و شد نعمت

آیات 9 و10 به دو واکنش برخاسته از طبیعت انسان اشاره می کند:

1. یأس و کفران در برابر مشكلات و ناراحتیها و قطع بركات الهى. آیه نهم مى فرماید: و هر گاه نعمت و رحمتى به انسان بچشانیم و سپس آن را از او بگیریم او مایوس و نومید مى شود و به كفران و ناسپاسى بر مى خیزد (وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَئُوسٌ كَفُورٌ).

2. غرور و خودباختگی هنگامى كه در ناز و نعمت فرو مى رود؛ آنچنان است كه همه چیز را فراموش مى كند. آیه دهم می‌فرماید: اگر نعمت هایى بعد از ناراحتی ها به این انسان برسد چنان از خود مغرور مى شود كه مى گوید دیگر همه مشكلات و ناراحتی هاى من برطرف شد و هرگز باز نخواهد گشت و به همین جهت، شادى و سرور بى حساب و فخر فروشى و غرور بی جا سر تا پاى او را فرا مى گیرد ، آن چنان كه از شكر نعمت هاى پروردگار غافل مى گردد (وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ).

همان گونه که در آغاز بیان شد این دو ویژگی مربوط به طبیعت انسان است؛ طبیعتی که در ساحت مادی و خاکی انسان معنا می شود ، اما این تمام داستان نیست.

انسان، ساحت غیر مادی هم دارد که فطرت خدادادی اوست که وظیفه دارد گرایشات مادی و طبیعی خود را با آموزه هایی که دین به او می دهد تحت فطرت الهی تربیت کند.

اگر طبیعت انسان تحت فطرت او تربیت دینی شد ، آنگاه در برابر آمد و شد نعمت از خود کم ظرفیتی نشان نمی دهد؛ بر آمدن آن ، شکر خدا می گوید و بر رفتن آن صبر می کند. برای همین در آیه بعد فرمود:

إِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَـئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِیرٌ 

تنها افراد با ایمان كه صبر را در برابر شدائد و حوادث سخت زندگى پیشه كرده اند و در همه حال از اعمال صالح فروگذار نمى كنند، از تنگ نظرى ها و ناسپاسی ها و غرور و تكبر بر كنارند.

دنیا پرستی
تصویه حساب کامل با دنیاخواهان

آیات 15 و 16 به پاداش کار کسانی می پردازد که تمام هدف و مقصودشان نام و نان دنیاست (مَن كَانَ یُرِیدُ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا). خداوند متعال پاداش تمام کارهایی که افراد به این هدف انجام داده اند را در همین دنیا به آنها می دهد و طلبی برایشان باقی نمی گذارد (نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لاَ یُبْخَسُونَ).

اینها کسانی اند که حتی بهترین کارها و با منفعت ترین خدمات را تنها برای رسیدن به اقتصاد برتر و یا شهرت بیشتر و مانند آن انجام می دهند و در هدفشان، خدا و بهشت جاودان هیچ جایگاهی ندارند.

و چون از دو شرط ورود به بهشت (کار خدایی و نیت خدایی) شرط دوم را ندارند ، از ورود به بهشت محروم و روانه جهنم خواهند شد (اوْلَـئِكَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ).

این عده چون کاری برای آخرت نکردند ، اندوخته ای هم در قیامت نخواهند داشت (وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ یَعْمَلُونَ) ؛ آنچه را هم که برای دنیا انجام دادند ، در همین دنیا با آنها تصفیه حساب می شود.

اگر به دنبال نام و شهرت هستند خداوند آوازه آنها را بر سر زبان ها خواهد انداخت و اگر به دنبال منافع مالی اند ، خداوند به مقدار ارزش کارشان آنقدر به آنها عطا می کند که چیزی طلبکار نباشند (وَهُمْ فِیهَا لاَ یُبْخَسُونَ).

این عده با دستانی تهی وارد صحنه قیامت می شوند و عملی ندارند که آنها را وارد بهشت کند.

رسول خدا ص فرمودند: مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی الْفَقْرَ وَ لَكِنْ أَخَافُ عَلَیْهِمْ سُوءَ التَّدْبِیرِ ؛ ترس من از فقر امتم نیست؛ ترس من برای بی تدبیری آنهاست. بنابراین نداشتن مدیریت صحیح اقتصادی یکی از عوامل مهم در از دست دادن رزقی است که خداوند روزی انسان کرده است

نجات مۆمنین در عذاب ها  

یکی از بارزترین تفاوت های بین بلاء و عذاب که اولی آزمون است و دومی ظهور غضب الهی بر قومی نابکار، نجات همه مومنین در عذاب هاست.

با توجه به آیاتی مانند 40 و 58 و 66 و 94 همین سوره این معنا به خوبی روشن می شود.

در داستان قوم سرکش و کافر نوح علیه السلام در آستانه نزول عذاب، فهرستی از نجات یافتگان به حضرتش ابلاغ می شود که در آن نام تمام مۆمنین به آن حضرت به چشم می خورد: قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِن كُلٍ‏ّ زَوْجَینْ‏ِ اثْنَینْ‏ِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ءَامَنَ ؛ گفتیم: در آن كشتى از هر نوع حیوانى دو زوج (یك جفت نر و ماده) سوار كن و نیز خاندان خود را- جز كسى كه گفتار (ازلى ما) درباره (هلاكت) او گذشته است ( همسر و یك پسرت)- و كسانى را كه ایمان آورده‏اند.

این نجاتِ از عذاب، در آیات دیگر نیز تکرار می شود؛ مانند آیه 58 که می فرماید: هنگامى كه فرمان ما [بر عذاب آنان‏] فرا رسید، هود علیه السلام و مومنانِ همراه او را با رحمتى از سوى خود نجات دادیم و آنان را از عذابى سخت رهایى بخشیدیم.

 

کوتاهی در هر وظیفه ای ممنوع

آیه 85 با اینکه درباره انصاف و رعایت عدالت اقتصادی در خرید و فروش است: أَوْفُواْ الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ ؛ پیمانه و ترازو را كامل و عادلانه بدهید ، اما در آن دستوری است که از جامعیت گسترده ای برخوردار است و هر وظیفه ای که هر کس در مقابل دیگری دارد را در بر می گیرد. آن دستور این است: وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ ؛ و از مردم كالاهایشان را (هنگام اداء حقوق در تمام سنجیدنى‏ها) كم مگذارید .

یعنی همگان در انجام وظیفه ای که در برابر دیگران دارند کمال دقت و همت را به کار گیرند و از هر گونه کوتاهی پرهیز کنند.

 

پی نوشت ها:

1.   تفسیر نمونه 9/16

2.   کافی 5/79

3.   الارشاد 1/303


- نظرات (0)

بسم الله



هر که دارد سر سودای خدا بسم الله
هر که دارد غم مهمانی ما بسم الله

میزبانان سحر منتظر مهمانند
هر که خواهد سحر اهل بکا بسم الله


چشمه ی آب حیات است مناجات سحر
هر که دارد طلب آب بقا بسم الله


ماه ها منتظر ماه مبارک بودیم
آمد ای منتظران ماه خدا بسم الله


سفره بندگی ماه خدا پهن شده
سفره ماست کنار شهدا بسم الله


دیده وا کن که خدا در بر ما بنشسته
همنشین است خدا با فقرا بسم الله


شد هلال مه دلدار حلال همگان
رویت یار حلال است تو را بسم الله


دست ابلیس که بسته است امان ازاین نفس
باید ای نفس کنی ترک خطا بسم الله


یادی از تشنگی روز قیامت باید
باب افطار گشوده ست به ما بسم الله


میهمان خانه ارباب کرم ماه خداست
ایها الناس سوی آل عبا بسم الله


روزه یعنی عطش روضه ی لب های حسین
هرکه دارد طلب خون خدا بسم الله

رحمت واسعه اینجاست سر کوی حبیب
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله


در رکاب پسر فاطمه باید جان داد
هر که خواهد شود اینگونه فدا بسم الله

ژولیده






- نظرات (0)

روزه چشم و گوش


قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.


امام صادق عليه السلام فرمود:


آنگاه كه روزه مى ‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم
روزه‏ دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»


الكافى ج 4 ص 87، ح 1









- نظرات (0)