سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

عید فطر مخصوص چه کسانی است؟

عید فطر

واژه «عید» از لغت «عود» به معنای بازگشت و «فطر» از کلمه «فطرت» گرفته شده، به همین دلیل از عید فطر به «بازگشت به فطرت» تعبیر شده است. فطرتی که با ارتباط‌های خالصانه با خداوند متعال، استغفار از گناهان، فاصله گرفتن از زشتی‌ها و غلبه بر شیطان در جهت تطهیر از غبار‌ها و زنگارهایی که روح و جان آدمی را فراگرفته، جانی تازه یافته است، لذا بعد از یک ماه خودسازی و سالم‌سازی روح از طریق روزه گرفتن، تلاوت قرآن، دعا و مناجات و برگزاری مراسم احیا در شب‌های قدر، برای مسلمانان، شایسته است که این روز را جشن بگیرند.

هر روزی که در آن نافرمانی خدا نشود عید است

اما منظور از عید چیست؟ حضرت علی (علیه السلام) هر روزی را که در آن معصیت و نافرمانی خدا نشود، عید می‌نامند: «و کل یوم لایعصی الله فیه فهو عید» شادابی و طراوت جان انسان اگر به گناه آلوده نشود همیشگی است؛ در واقع شادی و طراوت پایدار در عمق وجود انسان جای می‌گیرد و نیت روزه، ژرفای قلب او را جلا می‌دهد و این مهم میسر نیست مگر با دوری از آلودگی‌ها؛ از این رو در فرهنگ ما مسلمانان، آن‌گاه عید اعلام شده است که انسان ریشه‌های روحی، معنوی و فکری خود را از آفات و پستی‌ها حفظ کند. این است معنای واقعی عید، نه این معنای ظاهری که متاسفانه امروز رسم شده و افراد با درون آلوده و روحی سراسر گناه، اما با تبسم و لبخند ظاهری می‌خواهند شادی و نشاط تصنعی را به دیگران اظهار کنند.

 

عید فطر مخصوص چه کسانی است؟

طبق کلام حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه، این عید مخصوص کسانی است که خداوند روزه آن‌ها را پذیرفته و نمازشان را ستوده و از آنان به خاطر کارهای نیکشان سپاسگزاری کرده است. امام علی (علیه السلام) همچنین می‌فرمایند: «عید آن کس فرخنده و مبارک است که خدای خویش را اطاعت کرده است».

امیرالمومنین علی (علیه السلام) این روز را شبیه‌ترین روز به قیامت عنوان کرده‌اند، لذا بیرون رفتن مسلمین از منزلشان به سوی نمازگاه را به خروج انسان‌ها از گور‌ها به محضر پروردگار تعبیر نموده‌ و سپس می‌فرمایند: «یاد کنید به وقوف خود در نمازگاه از زمان وقوف در برابر پروردگار خود و یاد کنید به برگشت خود به منزل‌هایتان از بازگشت خود به منزل‌های بهشت یا دوزخ»

محورهای خطبه امام علی(علیه السلام) در روز عید فطر

محور خطبه حضرت علی (علیه السلام) در روز عید فطر موارد زیر را در بر می‌گیرد:

1- اقرار به توحید

2- نکوهش و مذمت دنیا

3- ستایش و حمد خداوند

4- شهادت به رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم)

 

مهم‌ترین نقشی که تقوا ایفا می‌کند چیست؟

5- توجه به تقوا

تقوا مهم‌ترین عامل تزکیه روح انسان و مایه رشد و شکوفایی ریشه‌های معنوی اوست، لذا در روز عید فطر نیز به داشتن تقوا در جهت استمرار نشاط درونی مسلمین تاکید شده است؛ چرا که یکی از مهم‌ترین نقش‌های کلیدی تقوا، نگهداری از گناهان است.

حضرت علی (علیه السلام) در این خطبه بعد از ذکر نام برخی از گناهان می‌فرمایند: «خداوند ما و شما را بوسیله تقوا حفظ کند.» از طرفی، فلسفه و حکمت وجوب روزه نیز رسیدن به تقوای الهی است، همچنان‌که در آیه 183 سوره بقره بدان اشاره شده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما واجب شده، همان‌طور که بر مردمان قبل از شما واجب شده بود، شاید پرهیزکار و متقی شوید»

6- بیان ویژگی‌های منحصربفرد روز عید فطر

الف) روز پاداش گرفتن: حضرت علی (علیه السلام) درباره مهم‌ترین ویژگی عید فطر فرموده‌اند: «در این روز به محسنان ثواب دهند و بدکاران زیان‌مندند»

روزه داری
کمترین مزد مرد و زن روزه‌دار چیست؟

همچنین در جایی دیگر می‌فرمایند: «بدانید ‌ای بندگان خدا، کمترین مزد زن و مرد روزه‌دار آن است که فرشته‌ای در آخر ماه مبارک رمضان ندا می‌دهد که مژده بگیرید بندگان خدا که گناهان گذشته شما آمرزیده شد».

البته بیان سخن حضرت محمد نیز خالی از لطف نیست که ‌فرمودند: «چون شب عید فطر که شب جوایز نام دارد، فرارسد، خداوند پاداش عمل‌کنندگان را بدون حساب و شمارش می‌بخشد و چون صبح روز عید فرارسد، خداوند فرشتگان را در تمام شهر‌ها برانگیزد، پس در زمین فرود آیند و سر کوچه و گذر‌ها بایستند و بگویند:‌ای امت محمد! به سوی پروردگار کریم برای نماز عید بیرون شوید که پاداش فراوان دهد و گناهان بزرگ را بیامرزد و چون به سوی محل برگزاری نماز عید روند خداوند عزوجل به ملائکه فرماید:‌ای ملائکه من! پاداش یک اجیر وقتی به وظیفه‌اش عمل کند چیست؟ گویند: معبودا! پاداش او آن است که اجر او را به طور کامل عطا کنی.»

 

شبیه‌ترین روز به قیامت در کلام امیرالمومنین (علیه السلام)

ب) شباهت به روز قیامت: امیرالمومنین علی (علیه السلام) این روز را شبیه‌ترین روز به قیامت عنوان کرده‌اند، لذا بیرون رفتن مسلمین از منزلشان به سوی نمازگاه را به خروج انسان‌ها از گور‌ها به محضر پروردگار تعبیر نموده‌ و سپس می‌فرمایند: «یاد کنید به وقوف خود در نمازگاه از زمان وقوف در برابر پروردگار خود و یاد کنید به برگشت خود به منزل‌هایتان از بازگشت خود به منزل‌های بهشت یا دوزخ»

 

دنیا میدان مسابقه است

ج) شباهت به میدان مسابقه: امام حسن (علیه السلام) اعمال عبادی ماه مبارک را به مسابقه بین افراد تشبیه نموده‌ و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان می‌دانند؛ همچنان‌که مولی الموحدین حضرت علی (علیه السلام) دنیا را به میدان مسابقه تشبیه کرده‌اند: «دنیا محل مسابقه و آخرت زمان مزد گرفتن است؛ بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگانش است.»

د) روز بشارت غفران و بخشش الهی: روز عید فطر روزی است که به موجب یک ماه بندگی و عبودیت، امید عفو و بخشش از جانب حضرت دوست انتظار می‌رود؛ تعبیر مولای متقیان علی (علیه السلام) در این مورد چنین است: «ابشروا عباد الله فقد غفرلکم ما سلف من ذنوبکم»

7- بیان وظایف مسلمین در روز عید فطر: سوالی که اینجا می‌تواند مطرح شود این است که آیا با تمام شدن ماه مبارک رمضان، خودسازی تمام می‌شود و یا همچنان ادامه دارد؟ سخنان حضرت علی (علیه السلام) حاکی از آن است که سازندگی و تقویت ریشه‌های معنوی باید همیشگی باشد؛ چرا که نشاط واقعی چیزی جز سلامت روحی و معنوی انسان نیست. سخن حضرت علی (علیه السلام) موید سخن ماست: «بیدار باشید! امروز روزی است که خدا آن را برای شما عید قرار داده و شما را اول آن قرار داده است.»

اهم وظایف مسلمین در روز عید فطر به شرح زیر است:

 

زکات فطره سپاسگزاری از سلامت بدن است

الف) پرداخت زکات فطره: زکات فطره از جمله مواردی است که وجوب پرداخت آن بر همه واضح و مبرهن است. این عمل در حقیقت نوعی سپاسگزاری از سلامتی بدن می‌باشد. حضرت علی (علیه السلام) در این مورد می‌فرمایند: «زکات فطره خود را بپردازید که آن سنت پیامبرتان و فریضه واجبی از جانب پروردگارتان است.»

ب) ذکر تکبیر: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرموده‌اند: «پیوسته روش علی (علیه السلام) این بود که از شب عید فطر تا هنگام بازگشت از مصلی تکبیر می‌گفت.»

تقوا مهم‌ترین عامل تزکیه روح انسان و مایه رشد و شکوفایی ریشه‌های معنوی اوست، لذا در روز عید فطر نیز به داشتن تقوا در جهت استمرار نشاط درونی مسلمین تاکید شده است؛ چرا که یکی از مهم‌ترین نقش‌های کلیدی تقوا، نگهداری از گناهان است

ج) افطار کردن: حضرت علی (علیه السلام) بر طبق سنت و روش رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) که قبل از رفتن به محل برگزاری نماز عید فطر با خرما یا چند دانه کشمش افطار می‌نمودند، قبل از رفتن به مصلی چیزی تناول می‌کردند.

 

هدف از برگزاری نماز عید فطر

د) برگزاری نماز عید فطر: از مهم‌ترین اعمال عبادی این روز، برگزاری نماز عید فطر است؛ از آنجا که بزرگ‌ترین هدف شریعت، ایجاد الفت و مهربانی میان مسلمین میباشد، لذا مهم‌ترین هدف از اجتماع در این روز، پیوند و گسستگی مسلمین با یکدیگر و مطلع شدن از حال همدیگر است.

همچنین تجمع و یگانگی در پیروی از رهبر و پیشوای مسلمین از دیگر علل ایجاد همبستگی و مودت بین مسلمین می‌باشد که ناشی از آگاهی آن‌ها به مصالح و مفاسد خویش و در نتیجه نحوه عمل بر طبق این آگاهی است.

نهایتاً مولای ما، حضرت علی (علیه السلام) بعد از سفارش مسلمین به دوری از اعمال ناپسند نظیر دروغ، امتناع از جهاد، کم‌فروشی، گران‌فروشی و دیگر مفاسد اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی متذکر می‌شوند که اگر حقیقتاً توحید در جان انسان جا بگیرد و انسان به این باور برسد که تمام اعمال، تفکرات و رفتارهای او در علم الهی حاضر است و تقوای الهی را پیش بگیرد، روز‌هایش همیشه عید خواهد بود و شادی و نشاط معنوی با جانش عجین خواهد شد.

عید صیام آمد و ماه صیام رفت لطف تمام آمد و فیض تمام رفت

شب عید فطر و لطف خدا باز تازه شد گرد غم گناه ز جان عوام رفت


- نظرات (0)

باور نداریم کفن جیب ندارد!!

باور نداریم کفن جیب ندارد!!

یکی از آداب زیبایی که در پایان ماه رمضان در روز عید فطر انجام می شود  پرداخت فطریه است ...

برای چی فطریه می دهیم؟

در حقیقت فطریه یک نوع زکات و صدقه ای است برای بدن انسان و ضامن صحت و سلامتی و تندرستی فرد پرداخت کننده.

از نگاه دیگر فطریه یکی از اصول اقتصاد اسلامی برای یاری محرومان و کمک به فقیران و برطرف ‌کردن نیازهای مستمندان در جامعه اسلامی است .
ابان بن تغلب گفته است: امام جعفر صادق‌ (علیه السلام) در تبیین جایگاه فطریه فرمود: هر کس روزه اش را با گفتار شایسته یا رفتار شایسته به پایان رساند، خداوند روزه‌اش را قبول می ‌کند.

گفته شد: یا ابن رسول ‌الله! گفتار شایسته چیست؟ فرمود: شهادت به لا اله الا الله و رفتار شایسته جدا کردن فطریه از مال و پرداخت فطریه است‌. (امالی شیخ صدوق ، ص 34 و بحار الانوار ج 96 ، ص 103)
با توجه به این روایت قبولی روزه ماه رمضان بستگی به پرداخت فطریه دارد و بی ‌اعتنایی و کوتاهی در پرداخت فطریه مانع قبولی روزه است.

 

کار نیک محدود به ماه رمضان نیست

یکی از کارهایی که در ماه مبارک رمضان رونق خوبی می گیرد و به عبارتی بازارش داغ می شود کمک به محرومان و مستمندان می باشد؛ طرح هایی مثل طرح محسنین، جشن رمضان کمک به ایتام و ...

فطریه عید فطر در حقیقت می تواند تلنگری باشد بر اینکه کمک به محرومان و توجه کردن به آنها را فقط منوط به روزهای ماه رمضان ندانیم.

اینکه ما مردم در ماه مبارک رمضان اقبال بیشتری به محافل خیریه داریم می توان گفت هم خوب است و هم بد چرا که بسیاری از ما در ماه رمضان کار خیر می ‌کنیم و در بقیه اوقات سال کار خیر را فراموش می ‌کنیم و ممکن است حتی کلاه سر هم بگذاریم ....

قرآن تصریح می‏ فرماید كه در اموال مومنین، حقی برای سائل و برای محروم است و باید مسلمان مقداری از مال را برای محرومین و برای كسانی كه در اثر نیاز چاره ‏ای جز اظهار حاجت ندارند، در نظر بگیرد

ما در کشورمان آدم ‌های متمول کم نداریم. ثروتمند بودن اشکالی هم ندارد اما اگر این قشر ثروتمند یک ‌در صد یا یک ‌دهم درصد از اموالشان را برای کمک به نیازمندان و مستمندان جامعه اختصاص دهند، به نظرتان انسان بی ‌پولی در کشور باقی می ‌ماند؟
می ‌بینیم که این اتفاق نمی ‌افتد، اسم این کار را زرنگی آن قشر بگذاریم یا بی لیاقتی یا چیز دیگر اما باید باور کنیم که کفن جیب ندارد و همه ما با دست خالی به قبر می ‌رویم.
نکته ای که قابل توجه است این است که این توجه و دقت در این زمینه را نباید تنها مختص به ماه مبارک رمضان بدانیم و باید در همه ی ایام سال به این مهم توجه کنیم.
حواسمان هم باشد در این میان شیطان کار خودش را خوب بلد است؛ «الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» (بقره، 268)
قرآن می‌ گوید وقتی می‌ خواهی پول بدهید شیطان می‌ آید می‌ گوید: نده پیری داری، كوری داری، دخترت را هنوز عروس نكردی، پسرت هم داماد نكردی، تو هزار تا مشكلات داری .... تو  توی خرج زندگی خودت تو این اقتصاد سخت موندی حالا می خواهی کمک هم بکنی؟ ....

فطریه دادن معنی نداره وقتی توی این روزهای سخت و طولانی روزه گرفتی ... خدا خودش می بخشد ... کمک کردن به دیگران بماند برای دیگران ....

این ها همه در حالی است که خداوند در قرآن از انفاق سخن بسیار گفته است(بقره: 272، 262، 265/ سبأ، 39 / آل عمران: 92)

زکات

در جایی قرآن كریم پس از رسیدگی به اقوام و خویشاوندان، به رعایت حال همسایگان سفارش فرموده: «وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ» (نساء / 36)

همه ی این نکات و توجهات نشان از این دارد که ما آدم ها حق نداریم فقط به خودمان توجه کنیم و از حال دیگران بی خبر باشیم ... 
به عبارتی دیگر اگر همه ی ما با نگاه تیز بینانه به اطراف خود نگاه داشته باشیم و بتوانیم زیر بال و پر بستگان و همسایگان مستمند خود را بگیریم دیگر فقیر و مستحقی در جامعه آن هم به شکلی که امروز وجود دارند وجود نخواهند داشت.

چنانچه آیه قرآن تصریح می‏ فرماید كه در اموال مومنین، حقی برای سائل و برای محروم است و باید مسلمان مقداری از مال را برای محرومین و برای كسانی كه در اثر نیاز چاره ‏ای جز اظهار حاجت ندارند، در نظر بگیرد. (معارج، 24-25)

در قرآن یكی از اوصاف اهل عذاب و كسانی كه به نماز بی ‌اعتنا هستند و زكات را پرداخت نمی ‌كنند این است كه «و یَمْنَعُونَ الْماعُونَ» (ماعون / 7)

کسانی که از کمک کردن به دیگران و باز کردن گره دیگران خودداری می کنند.

بعضی اوقات وقتی حرف از کمک به محرومان به میان می آید و یا درخواستی از گروه متمول می شود برای کمک برای مستمندان، باد در گلو انداخته و می گویند: این وظیفه دولت و نظام است که هوای این ها را داشته باشد، این مالیات ها و... که می گیرند را پس چیکار می کنند؟
ای کاش که ما آدم ها باور داشتیم که کفن ما جیب ندارد و نمی توانیم اموالی که در این دنیا به دست آورده ایم را حتی ذره ای اش را با خودمان ببریم.

حواسمان باشد کار و وظایف افراد و دولت دو چیز مجزا از هم هستند و هیچ کدام حق ندارند وظایف خود را به دیگری موکول کنند.

در قیامت هر كسی نتیجه عمل خود را می بیند «وَ کُلُّهُمْ آتیهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَرْداً» (مریم/ 95) «لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری» (انعام / 164) هیچ كس مسئولیت دیگری به عهده‏ اش نیست «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی» (نجم / 39) هر كسی به همان اندازه كه سعی و تلاش نموده، از آن بهره می ‏گیرد. این یك اصل كلی در اسلام است.

امام جعفر صادق‌ (علیه السلام) در تبیین جایگاه فطریه فرمود: هر کس روزه اش را با گفتار شایسته یا رفتار شایسته به پایان رساند، خداوند روزه‌اش را قبول می ‌کند.

گفته شد: یا ابن رسول ‌الله! گفتار شایسته چیست؟ فرمود: شهادت به لا اله الا الله و رفتار شایسته جدا کردن فطریه از مال و پرداخت فطریه است‌

 

کمک کردن به دیگران، مایه رشد و شکوفایی است

«لَنْ تَنالُوا الْبِرّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ» (آل‏ عمران / 92) هرگز شما به نیكی نخواهید رسید مگر آنكه از اموالی كه آن را دوست دارید در راه خدا بدهید.

بهترین راه را اسلام قرار داده تا با خودسازی، روحیات فردی تكامل پیدا نموده و یادمان باشد وظایف مالی كه اسلام تعیین كرده، فقط برای این نیست كه امور جامعه سامان بگیرد، بلكه با انجام دادن این وظایف، انسان رشد نموده و تزكیه ‏شود و روح، تكامل پیدا می ‏كند اگرچه مشكلات اجتماعی نیز حل می ‏شود و فقرا به حقوق خود می ‌رسند، اما این در درجه دوم قرار دارد. 

برکات کمک به نیازمندان

کمک به نیازمندان گناه پاک کن است و هیچ چیز به این اندازه باعث از بین رفتن و پاک شدن گناهان نمی شود.
پاک کردن گناه در این دنیا خیلی ارزان است در برزخ گران می شود و در قیامت خیلی گران تراست در آنجا با آتش گناه را پاک می کنند اما در اینجا با دستگیری از یک نیازمند و یا برطرف کردن اندوه یک مستمند و یا با پاک کردن اشک یک یتیم، گناه آدم را پاک می کنند و نادیده می گیرند.

صدقه و صرف کردن مال برای خدا و در راه او قرب به خدا و اولیاء را موجب می شود. (توبه، 103)

امام رضا (علیه السلام) فرمود: هر کس گره از کار یک مومن باز کند خداوند در روز قیامت گره از کار او باز می کند.

 

نتیجه

کمک به نیازمندان و ایتام، گناه پاک کن، بالابر و گره باز کن است.

اگر نیاز به این اسباب داریم باید سرعت بگیرم و به سمت محرومان برویم نه اینکه روی گردان شویم؛ در کار خیر سبقت بگیریم؛ «فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ» (بقره، 148)

اگر محرومی را دیدیم یا به ما معرفی کردند، نگوییم دیگران هستند « وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ الله» (آل عمران، 133)

منابع:

بیانات حجت ‌الاسلام و ‌المسلمین جواهری
بیانات حجت الاسلام ماندگاری
بیانات آیت الله مصباح یزدی



- نظرات (0)

موثرترین و عمومی ترین رژیم معنوی

روزه

روزه در آیات قرآن کریم و زبان عربی با تعابیر «صوم» یا «صیام» بیان گردیده است.

اصل «صوم» در لغت به معنی امساک و خودداری است که در کتب لغت متعلق این امساک و خودداری به طرق ذیل بیان گردیده است:

«امساك از مطلق فعل است؛ حال خوردن باشد، یا گفتن، یا رفتن»[1]؛ «ترک طعام, نوشیدنی, ازدواج و سخن گفتن»[2].

علامه طباطبایی نیز در این باره می نویسد: «و كلمه (صیام) و كلمه (صوم) در لغت مصدر، و به معناى خوددارى از عمل است، و چه بسا در معناى آن این قید ها را اضافه کرده باشند».[3]

در شرع نیز «روزه» عبارت است از اینکه کسانی که دارای شرائط خاصی هستند؛ باید از چیزهای مخصوص (که ده عدد بوده و از آنها به مفطرات «روزه» تعبیر می کنند)، در زمان معینی خودداری نمایند.[4] خداوند متعال فلسفه این عبادت انسان ‌ساز و تربیت ‌آفرین را در یک جمله کوتاه اما بسیار پر محتوا «پرهیزگاری» بیان می ‌کند (لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) [5].

تقوا و خدا ترسی، در ظاهر و باطن، مهم‌ترین اثر روزه است. روزه، یگانه عبادت مخفی است؛ نماز، حج، جهاد، زکات و خمس را مردم می ‌بینند، امّا روزه دیدنی نیست. روزه، اراده انسان را تقویت می ‌کند.[6]

فائده داشتن تقوا مطلبی است که احدی در آن شک ندارد، چون هر انسانی به فطرت خود این معنا را درک می ‌کند، که اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد، اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند، و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذت‌های جسمی و شهوات بدنی نباشد، و خود را بزرگ تر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد.

سخن کوتاه آنکه از هر چیزی که او را از پروردگار تبارک و تعالی مشغول سازد بپرهیزد و این تقوا، تنها از راه روزه و خودداری از شهوات بدست می ‌آید.

نزدیک ‌ترین راه و مۆثرترین رژیم معنوی و عمومی ‌ترین آن به طوری که همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره ‌مند شوند، و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد، و هم شکم بارگان اهل دنیا، عبارت است از خودداری از شهوتی که همه مردم در همه اعصار مبتلای بدانند و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن، و شهوت جنسی که اگر مدتی از این سه چیز پرهیز کنند و این ورزش را تمرین نمایند، به تدریج نیروی خویشتن ‌داری از گناهان در آنان قوت می ‌گیرد و نیز به تدریج بر اراده خود مسلط می‌ شوند، آن وقت در برابر هر گناهی عنان اختیار از کف نمی ‌دهند، و نیز در تقرب به خدای سبحان دچار سستی نمی ‌گردند، چون پر واضح است کسی که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسی که امری مباح است اجابت می ‌کند، قهراً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرمانی ‌ها شنواتر، و مطیع ‌تر خواهد بود.[7]

کسی که یک ماه خود را مقید به پروای از تمامی ممنوعیات الهی می کند, صفای باطن می یابد, کارها و اعمال وی رنگ و لعاب الهی به خود می گیرد و به عبارت بهتر روح اخلاص در اعماق جان وی رسوخ کرده و برای او به صورت ملکه تثبیت می شود و دلش از هر آنچه غیر خداست, خالی خواهد شد

البته مفسرین بر این باورند که مردم در چگونگی امتثال به این فرمان الهی سه دسته اند: روزه ی «مردمان عادّى» که  همان خودداری از نان و آب و همسر است، روزه «خواص» علاوه بر اجتناب از مفطرات، اجتناب از گناهان نیز لازم است، و روزه ی «خاصّ ‏الخاص» علاوه بر اجتناب از مفطرات و پرهیز از گناهان، خالی بودن دل از غیر خداست.[8]

حضرت زهرا علیها السلام‌ در فرازی از خطبه ی گرانمایه فدکیه، ثمره ی «روزه» را «تثبیت اخلاص» در انسان معرفی می نماید، که حضرت آیت ‌الله مصباح یزدی (دامت برکاته) در تبیین این تعبیر حضرت زهرا علیها السلام گوید:

«روزه ویژگی برجسته‌ای دارد که در سایر عبادات نیست و آن این است که چون روزه یک عمل امساکی است و عبادتی است که قوامش به ترک است، جای ریا و سمعه ندارد.

کسی که روزه گرفته است به صرف روزه گرفتن نمی ‌تواند ریاکاری کند، مگر کسی تعمد داشته باشد که خود نمایی و اظهار کند و بگوید: من روزه هستم که آن مسأله دیگری است.

خود روزه گرفتن ترک یک سلسله مفطرات است و این اعم است از این‌که شخص روزه باشد یا به دلیل دیگری امساک کند.

سایر عبادات این طور نیست. وقتی کسی نماز می‌ خواند ظاهر عمل او نشان می‌ دهد که مشغول نماز است. وقتی خمس و زکات می ‌دهد یا انفاق می ‌کند دست کم کسی که مال را می ‌گیرد می‌ فهمد که این مال را اعطا کرد. حج، جهاد و سایر عبادات هم همین ‌طور است؛ ولی روزه این طور نیست. از این جهت این عبادت به اخلاص نزدیک ‌تر است. کسی که یک ماه این عبادت را انجام می ‌دهد این عمل برای او تمرین اخلاص است.

نزدیک‌ترین راه و مۆثرترین رژیم معنوی و عمومی‌ترین آن بطوری که همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره‌مند شوند، و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد، و هم شکم‌بارگان اهل دنیا، عبارت است از خودداری از شهوتی که همه مردم در همه اعصار مبتلای بدانند، و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن، و شهوت جنسی

وقتی یک ماه انسان عملی را هر روز تکرار کند برای او ملکه می ‌شود. پس روزه اخلاص را در انسان تثبیت می ‌کند. این فایده بر روزه بیش از سایر عبادات مترتب می ‌شود. از این جهت می ‌توان گفت که: همان ‌طور که حضرت زهرا علیها السلام‌ فرمودند،‌ در روزه «تثبیت اخلاص» است. اما معنای این سخن این نیست که فایده روزه فقط همین است» .[9]

شاید بتوان در تبیین کلام گهربار حضرت زهرا علیها السلام نوشت: بر پایه ی آموزه های دینی و با استناد به آیات نورانی قرآن مجید «روزه» بر هر فرد مسلمان و مکلف، واجب گردید؛ که امتثال از این فرمان الهی مستلزم رعایت قواعد و اصولی همچون: مفطرات روزه، محدوده زمانی امساک و پرهیز از مفطرات, صائم بودن تمامی اعضاء و جوارح انسان و .... می باشد؛ و کسی که یک ماه خود را مقید به پروای از تمامی ممنوعیات الهی می کند، صفای باطن می یابد، کارها و اعمال وی رنگ و لعاب الهی به خود می گیرد و به عبارت بهتر روح اخلاص در اعماق جان وی رسوخ کرده و برای او به صورت ملکه تثبیت می شود و دلش از هر آنچه غیر خداست، خالی خواهد شد.

 

پی نوشت ها:

[1]. الراغب اصفهانى, حسین بن محمد, المفردات فی غریب القرآن, تحقیق: صفوان عدنان داودى, ص 500

[2]. ابن منظور, محمد بن مكرم, لسان العرب, ج‏12، ص350

[3]. موسوى همدانى, سید محمد باقر, ترجمه تفسیر المیزان‏, ج‏2، ص7

[4]. مترجمان, ‏ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن محقق: رضا ستوده‏, ج‏2، ص200

[5]. البقره/183: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه كه بر كسانى كه پیش از شما [بودند] مقرر شده بود، باشد كه پرهیزگارى كنید.»

[6]. قرائتى, محسن, ‏تفسیرنور, ج‏1، ص283

[7]. موسوى همدانى, ترجمه تفسیر المیزان‏, پیشین, ج‏2، ص9

[8]. قرائتى, ‏تفسیرنور, پیشین, ج‏1، ص283 ؛ تفسیر روح البیان، ج1, ص289

[9]. گزیده‌ ی سخنان حضرت آیت ‌الله مصباح یزدی (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری در تاریخ 16/06/89



- نظرات (0)

شوخی هایی با ماه مبارک رمضان!!

جوک

قطعاً توی شبکه های رنگارنگ موبایلی زیاد دیده اید که با این ماه مبارک و این روزه های ساده ای که می گیریم، زیاد شوخی می کنند؛ شکایت از روزهای طولانی، شکایت از گرما و سختی روزه داری البته در قالب شوخی!

روزه هایمان ساده است چون کمتر می توانیم رنگ و بوی روزه ی خواص یا روزه ی خاص الخواص را احساس کنیم. معمولاً روزه هایمان خلاصه می شود در نخوردن؛ البته برای خدا.

بهتر است بگوییم ساعت خوردن و آشامیدن را تغییر می دهیم حتی کم هم نمی کنیم چون شب ها تلافیِ روز را درمی آوریم! اما همین روزه های ساده کاری می کنند کارستان.
اول باید از یک چیز خیال خودمان را راحت کنم: برنامه ی روزه را کسی طراحی کرده که اتفاقاً طرفدار خوردن است. اصلاً هزاران مدل چیز خوردنی درست کرده است. گاهی دستور می دهد بخورید گاهی ناراحت می شود از نخوردن و لذت نبردن ما!
همان خدایی که خودش فرموده "كُلُوا وَ اشْرَبُوا"  "بخورید و بنوشید"؛
همان خدایی که ناراحت می شود اگر بندگان مومنش از نعمت های او بهره نبرند؛
"قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَة"  "بگو چه كسى زینت هاى الهى را كه براى بندگان خود آفریده و روزی هاى پاكیزه را حرام كرده است؟ بگو اینها در زندگى دنیا براى كسانى است كه ایمان آورده‏اند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشاركت دارند ولى) در قیامت خالص (براى مومنان) خواهد بود" (سوره اعراف، آیه 32)
همان خدای مهربانی که روزی پاک می دهد و می گوید بخورید و شکرگزار باشید؛
"یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُون‏"؛ "اى افراد با ایمان از نعمت هاى پاكیزه كه به شما روزى داده‏ایم بخورید و شكر خدا را به جا آورید اگر او را مى‏ پرستید" (سوره بقره، آیه 172)
همان خدایی که مباشرت با همسران را حتی در شب های ماه رمضان حلال کرده؛
"فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُم‏"  "اكنون كه چنین است با آنها آمیزش كنید و آنچه را خداوند بر شما مقرر داشته طلب نمائید" (سوره بقره، آیه 187) یا می فرماید: "نِساوُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُوْمِنِینَ "؛ " زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند، پس هر زمان كه بخواهید، مى ‏توانید با آنها آمیزش كنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیكى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید كرد و به مومنان، بشارت ده!" (سوره بقره، آیه 223)

انسان های معمولی مثل ما، در لغزش گاه های سخت گناه، ارزش اراده های ورزیده را خوب درک می کنند. در موقعیت وسوسه، راه نجات، مراقبت و خود کنترلی است که نامش "تقوا" است و برای کسب ملکه ی تقوا، باید عزم جزم و اراده ی محکم داشت و برای داشتن اراده ی محکم، برنامه ی جامع روزه داری یک تمرین فوق العاده است

همان خدایی که به هیچ وجه به ضرر و زیان بندگانش حتی به عسر و حرجشان راضی نمی شود؛
"ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ "  "خداوند نمى ‏خواهد مشكلى براى شما ایجاد كند" (سوره مائده، آیه 6)
طراحیِ این همایش بزرگِ یک ماهه، کار این خداست. در نهایت مهربانی، در نهایت مهمان نوازی و دست و دل بازی. از این خیالمان راحت.

روزه با ما چه می کند؟ بهتر بگویم: ما قرار است با روزه داریمان چه کار کنیم؟
فواید سلامتِ بدنی و معجزات حوزه ی پزشکی را که کنار بگذاریم، روزه داری آزمونِ اراده هاست. گویی اراده هایمان را به باشگاهِ رمضان می آوریم تا وزنه بزنند و ورزیده شوند.

توی این روزگار، مثل همه ی روزگاران دیگر، بدون اراده ی ورزیده نمی شود زندگی کرد. از روزگارِ آدم ابو البشر حکایت ها شنیده اید. یعنی همان برهه ای که ساکن بهشت برزخی بود. همه چیز خوب و خوش و  رو به راه: " إِنَّ لَكَ أَلاَّ تَجُوعَ فیها وَ لا تَعْرى‏ وَ أَنَّكَ لا تَظْمَوُا فیها وَ لا تَضْحى‏"  " تو در اینجا گرسنه نخواهى شد و برهنه نمى ‏شوى‏، و در آن تشنه نمى ‏شوى و حرارت آفتاب آزارت نمى ‏دهد." (سوره طه، آیات 118-119)
چیزی که ورقِ روزگارِ خوش آدم (علیه السلام) را برگرداند، به قول قرآن، ضعف عزم و اراده بود: " وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما"  "ما از آدم از قبل پیمان گرفته بودیم، اما او فراموش كرد، عزم استوارى براى او نیافتیم‏" (سوره طه، آیه 115)
تازه حضرت آدم (علیه السلام) معصوم بود و ضعف اراده برایش فقط به قیمت یک ترک اولی (البته سنگین و پرهزینه) تمام شد؛ اما انسان های معمولی مثل ما، در لغزش گاه های سخت گناه، ارزش اراده های ورزیده را خوب درک می کنند.

در موقعیت وسوسه، راه نجات، مراقبت و خود کنترلی است که نامش "تقوا" است و برای کسب ملکه ی تقوا، باید عزم جزم و اراده ی محکم داشت و برای داشتن اراده ی محکم، برنامه ی جامع روزه داری یک تمرین فوق العاده است.

روزه داری آزمونِ اراده هاست. گویی اراده هایمان را به باشگاهِ رمضان می آوریم تا وزنه بزنند و ورزیده شوند

شاید پرهیز از چیزهای آلوده و کثیفی که بوی تعفنشان آزار می دهد، یک عکس العمل طبیعی و عادی باشد؛ اما سراغ روزی های حلال و پاک نرفتن، آن هم با یک برنامه ی خاصی که دلیل خیلی از ریزه کاری هایش را هم نمی دانیم، آدمی را تمرین می دهد و برای تقوا آماده می کند.

روزه تقوا را تضمین نمی کند اما برای تقوا به خوبی زمینه سازی می کند به همین دلیل قرآن می گوید با روزه "شاید" تقوا پیشه کنید. "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ "  "اى كسانى كه ایمان آورده‏اید روزه بر شما نوشته شده است آن گونه كه بر امت هایى كه قبل از شما بودند نوشته شده بود، شاید پرهیزكار شوید" (سوره بقره، آیه 183)
وقتی اراده تقویت شد و تقوا در دسترس تر، گذشت آسان می شود. از مال گذشتن، از افاده های طبقاتی عبور کردن.

دیگر رفت و آمد با یتیمانی که هم سطح و هم طبقه نیستند، کسر شأن نیست؛ دیگر جواب دادن به مستحقی که درب خانه را زده، بی کلاسی نیست."فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ  "  "اما یتیم را مورد قهر و تحقیر قرار مده و سوال كننده را از خود مران‏" (سوره ضحی، آیات 9-10)
این ها برکات همین روزه های ساده ی ماست.


- نظرات (0)

5 دستور العمل برای ماه مبارک رمضان

رمضان

ماه عزیز خدا هم در حال اتمام است و چه زود این روزهای خوب خدا گذشت ... ایام با برکتی که خودمان هم قبل از این ماه فکر نمی کردیم انقدر زود بگذرد ...

قبل از ماه مبارک خیلی ها به شوخی و جدی می گفتیم : وای چه جوری این ماه را با این روزهای طولانی بتوانیم روزه بگیریم ... ولی الحق که خود خدای مهربان در این ماه خیلی کمک کرد ... نمی گویم سخت نبود... روزها خیلی طولانی هستند ولی لذتش بر سختی اش می ارزد ...

لحظه های سحرش ... دعای افتتاح ... شب زنده داری ها ... هیئت رفتن ها....

لحظه های افطارش ... اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَعَلى رِزْقِكَ اَفْطَرْتُ وَعَلَیْكَ تَوَكَّلْتُ گفتن هایش... افطاری دادن ها ... واقعاً خیلی لذت دارد ...

شما این ایام را چگونه سپری کردید؟

در این مقاله 5 نکته را از باب تذکر البته اول به خودم بعد هم به دوستای عزیزم برای روزهای باقی مانده از این ماه تقدیم می کنم ...

 

1- روزه داری را اقامه کنیم

چه خوب است که اگر من نوعی نتوانستم از توفیق روزه در این ماه به هر دلیلی استفاده کنم ، سعی کنم حرمت این باقیمانده از این ماه عزیز را حفظ کنم ...

روزه را اگر نمی گیریم ، حرمت اقامه ی آن را داشته باشیم...

اگر به هر دلیل قبول ندارم که روزه گرفتن معنا دارد، اصل قضیه را زیر سوال نبرم ... این دستور خود خدایی است که من و تو را به این زیبایی آفریده است و روزی خوار سفره ی او هستیم ...

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (سوره بقره، آیه 183)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ (سوره بقره، آیه 185)

مراعات کنیم ... از خوردن آب و غذا و آدامس گرفته تا ...

 

2- از قرآن در این ایام غافل نشویم ...

در این ماه به قرائت قرآن، بسیار سفارش شده است .

تا به امروز چه قدر با او همراه بوده اید؟

رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم می فرمایند: اگر کسی در این ماه یک آیه از قرآن را تلاوت نماید ثوابش مثل کسی است که در غیر رمضان یک ختم قرآن نموده باشد. (خطبه شعبانیه)

او تنها کسی است که اگر هزاران بار بر او رو بیاندازیم و از او چیزی بخواهیم هر دفعه مهربان تر از قبل با رویی گشاده تر با ما برخورد می کند ... گویا با هر درخواست جدید از او، برایش عزیز تر می شویم ... خودش می فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوُكُمْ .....» ؛ بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى ‏كند


امام صادق علیه السلام می فرمایند: به راستى كه در كتاب خدا ماه ها نزد خدا دوازده ماه است. روزى كه خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، پس نور و روشنى ماه ها ماه رمضان است، و قلب ماه رمضان شب قدر است، و قرآن در شب اول ماه رمضان نازل گشته، پس با قرآن از این ماه استقبال كن؛ فَاسْتَقْبِلِ الشَّهْرَ بِالْقُرْآن (بحار الانوار، ج 96، ص 386)

 

3- دست به سوی هر کسی دراز نکنیم ...

اکثر ما آدم ها دوست نداریم هیچ وقت دستمان جلوی کسی دراز باشد و از کسی چیزی بخواهیم، همیشه یکی از دعاهای اصلی پدر و مادر ها و پدر بزرگ و مادر بزرگ هایمان هم همین بوده و هست که خدایا ما را به خلق محتاج نکن، دست ما را جلوی کسی دراز نکن  ...

حقیقتاً هم دعای زیبایی است ... چرا که با این کار گویا عزت نفس آدمی زیر سوال می رود و انسان خود را خوار و خفیف کرده است ...

دعا

در این عالم تنها یک نفر است که ارزش این را دارد که دستمان همیشه به سوی او دراز باشد ... هیچ گاه دست رد بر سینه ما نمی زند ... هر چه خواسته شود اجابت می کند و هر آنچه از بنی بشر بر زمین مانده ، او توانا است بر انجامش ...

او تنها کسی است که اگر هزاران بار بر او رو بیاندازیم و از او چیزی بخواهیم هر دفعه مهربان تر از قبل با رویی گشاده تر با ما برخورد می کند ... گویا با هر درخواست جدید از او، برایش عزیزتر می شویم ... خودش می فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوُكُمْ ...» (الفرقان، 77)؛ بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى ‏كند.

و چه زمانی بهتر از این ماه مبارک رمضان برای داشتن درخواست از خدای مهربانمان ... ماهی که درهای رحمتش باز است و او منتظر است برا اجابت درخواست های بندگانش ...

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: درهاى آسمان در شب اوّل ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمى شود. (بحار الانوار، ج 8)

یادمان باشد استجابت دعا حتمی است شاید زمان و ظهورش بنابر مصلحت های ما بندگان متفاوت باشد ...

 

4- بهترین دعا استغفار است

به فرموده بزرگان استغفار کردن یکی از بهترین دعاها در این ایام است. از گناهانمان در این ماه استغفار کنیم  ...

در آیه‌ ی شریفه می فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ... لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» (64، نساء)

از تجاوز هایمان، از ظلم هایی که به خود و دیگران کرده ایم استغفار کنیم ...

خدای متعال وعده داده است آن کسی که استغفار کند، به عنوان یک دعای حقیقی از خدای متعال حقیقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشیمان باشد، « لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»؛ خدای متعال توبه ‌پذیر است.

از استغفار در این ماه غفلت نشویم؛ به خصوص در سحرها، در شب ها.

درهاى آسمان در شب اوّل ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمى شود

5- داشتن درکی ناچیز از درد گرسنگان

در بیان امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به جناب هشام بن حکم که درباره چرایی روزه از ایشان سوال پرسیده بودند، آمده است: «روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق كند، چرا كه اغنیاء معمولاً هرچه بخواهند برایشان فراهم است؛ خدا می‏ خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند.» (وسایل الشیعه، ج7، باب اول كتاب صوم، ص 3 و 4؛ بحار،ج 93، ص 371)

آنچه امام صادق (علیه السلام) فرمودند، اشاره به این مهم دارد که آنان که غنی و ثروتمند هستند، شاید در حالت عادی و طبیعی کمتر به فکر فقراء باشند اما روزه این شرائط را برای آنان ایجاد می کند که درد گرسنگی را بیشتر احساس کنند و چه بسا تلاش کنند به واسطه ترحمی که در ایشان پدید می آید به فقراء کمک بیشتری داشته باشند.

به امید آنکه در این باقیمانده از این ماه پر برکت و عزیز کشکول های گداییمان پر شوند از بهترین های مادی و معنوی ...

برای همدیگر دعا کنیم... دعاگویتان هستیم ... به یادمان باشید ...


- نظرات (0)

سایت های رمضانی

1.مسایل ویژه ماه مبارک رمضان 

2.ویژنامه رمضانی



- نظرات (0)

ناگفته هایی از شب قدر !

بڑے مفسروں کی رائے شب قدر کے بارے میں

فلسفه شب قدر چیست؟

نقلی در اوایل شرح صحیفه سجادیه است که به فلسفه شب قدر اشاره دارد.

مسئله از اینجا نشأت گرفته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خوابی دیدند که به این خواب در آیه 60 سوره اسراء اشاره است : «وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّویَا الَّتِی أَرَیْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا كَبِیرًا»

داستان خواب این بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خواب می بینند که میمون ها بر منبرش بالا و پایین می آیند و ملعبه کردند و مردم در حالی که رو به منبر هستند پشت پشت از در مسجد خارج می شوند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از این خواب اندوهگین شدند و  این آیه نازل شد و جبرئیل به پیامبر (صلی الله و علیه و آله) خبر داد که بعد از تو ، بنی امیه که از بزرگترین دشمنان تو هستند و الان همه این جنگ ها را بر تو تحمیل می کنند ، صاحب این منبر و حکومت و ریاست مسلمان ها می شوند و این منبر تو ملعبه این بوزینه صفت ها می شود و اینها از نظر قرآن شجره ملعونه هستند و ما آنها را می ترسانیم.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) تأسف شدیدی از این مسئله پیدا کردند چون بنی امیه بدترین دشمنان پیامبر بودند و با اسلام شدیداً عناد داشتند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از آینده اسلام و تربیت دینی امتش شدیداً ناراحت شدند.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از جبرئیل سوال می کنند که آیا من زنده هستم که اینها این کار را می کنند ؟ جبرئیل می گوید نه.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) سوال می کنند که چقدر مدت حکومتشان طول می کشد ؟ جبرئیل می گوید: هزار ماه .

بعد سوره قدر نازل شد که «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ما یک شب را به امت تو می دهیم که از این هزار ماه بنی امیه بهتر است و در این یک شب عبادت بیش از هزار ماه را در پرونده امتت ضبط می کنیم که جبران آن کمبود تربیت‌ ها و توفیقاتی که کم کم رخ می دهد ، بشود.

پیامبر از این نگران بودند که حالا دنیای امتش این طور شد تکلیف آخرتشان که پرونده آنها از اعمال صالح خالی می شود، چه؟ به ایشان گفته شد که امت تو اگر یک شب را از غروب تا اذان صبح عبادت کنند مثل 83 سال و 4 ماه در پرونده آنها ضبط می کنیم بلکه بالاتر که جبران این مسائل شود و این مژده ای برای پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چون امام عصر (عج) خلیفة الله است و مستجاب الدعوه است و برای همین به ما می گویند که شب قدر بیدار باشید و عبادت کنید تا با دعای ایشان گرفتاری‌ها برداشته شود و آن‌هایی که قرار است بمیرند، عمر بیش‌تری برایشان مقدر شود و یا حوادث بد برداشته شود و از دعای امام عصر (عج) در این شب استفاده شود و آن شب عبادت‌هایی که مردم می کنند جلب رحمت کند

قرآن چگونه بر پیامبر نازل شد و آیه «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» اشاره به مسئله ای دارد؟

قرآن دو جور نازل می شد گاهی قرآن «انزلنا» می گوید یعنی یک دفعه می آید و گاهی «تنزیل» می گوید که به معنی تدریج است.

«انزلنا» اشاره به این دارد که کل قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر می آمد و جبرئیل از سه سال قبل از دعوت عمومی پیامبر (صلی الله علیه وآله) همه قرآن را بر قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند و دیگر هر شب قدر این انزلنا بود تا شب قدر آخر که دو بار قرآن را بر قلب مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : امسال جبرئیل دوبار قرآن را بر من خواند و من بر این باورم که سال دیگر زنده نیستم.

بنابراین رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) 23 سال طول کشید و بعلاوه سه سال قبل از آن و سال آخر که دو بار کل قرآن بر پیامبر خوانده شد که مجموعا 27 بار همه قرآن بر قلب ایشان نازل شد.

قرآنی که نوشته می شد «تنزیل» بود ؛ هنگامی که حالت وحی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست می داد و به تدریج می آمد ، ایشان به کتّاب وحی می گفتند و آنها می نوشتند و جمع آوری می کردند و از آنجا که اصل قرآن در نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود گاهی می فرمودند این سوره تمام نشده و یا اینکه مثلاً جای دو آیه خالی بگذارید بعد که آمد می گویم که بنویسید. چون همه قرآن در نزد ایشان بود و یا وقتی سوره ها تمام می شد می فرمودند که این سوره تمام شد و می توانید بخوانید و تبلیغ و ترویج کنید.

کلام را با روایتی بسیار زیبا به پایان می برم :

على بن محمد نوفلى می‌ گوید: شنیدم از امام جعفر صادق علیه ‌السلام که فرمود: گاه مى ‌شود که بنده‌اى براى نماز شب بر می ‌خیزد در حالی که خواب بر او غلبه مى ‌کند و به سمت راست و چپ مایل می‌ شود (و از خستگى و شدت خواب) چانه او به روى سینه‌اش مى ‌چسبد ، در این حال خداوند متعال به درهای آسمان و زمین فرمان مى ‌دهد و آن ها برای او گشوده می ‌گردند. سپس به فرشتگان می فرماید: به این بنده من نظر کنید که براى نزدیک شدن به من ، چه سختى ‌هایى را بر خود روا مى ‌دارد در حالى که من این عمل را بر او واجب نکرده‌ام . و او امیدوار به سه چیز از جانب من می ‌باشد:

اول آنکه گناهانش را بیامرزم ، دوم آنکه توفیق توبه را به او ارزانى دارم، سوم آنکه روزى او را فراوان کنم ؛ اى فرشتگان! شاهد باشید که خواسته ‌های او را برآورده کردم. «ثواب ‌الاعمال و عقاب الاعمال ، صفحه 91»

و چه شب هایی بهتر از ماه رمضان آن هم در شب های قدر برای خواندن نماز شب!

انشالله که فرصت ها را از دست ندهیم ....

منابع:

بیانات استاد خوانساری



- نظرات (0)

نگاهی به احكام روزه

نگاهی به احكام روزه

روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند و شرح آنها بعدا گفته مى‏شود، خوددارى نمايد.

 - نيت - چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند 1- خوردن و آشاميدن
 2- جماع 3- استمناء 4- دروغ بستن به خدا و پيغمبر
 5- رساندن غبار غليظ به حلق 6- فرو بردن سر در آب 7- باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح
 8- اماله كردن 9- قى كردن - احكام چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند
 - آنچه براى روزه‏دار مكروه است - جاهايى كه قضا و كفاره واجب است - كفاره روزه
 - جاهايى كه فقط قضاى روزه واجب است - احكام روزه قضا - احكام روزه مسافر
 - كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست - راه ثابت‏ شدن اول ماه - روزه ‏هاى حرام و مكروه
 - روزه‏ هاى مستحب - مواردى كه مستحب است انسان از كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد


نيت

1550 لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند يا مثلا بگويد فردا را روزه مى‏گيرم بلكه همين قدر كه براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد، كافى است و براى آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد.

1551 انسان مى‏تواند در هر شب از ماه رمضان برای روزه فرداى آن نيت كند بهتر است كه شب اول ماه هم نيت روزه همه ماه را بنمايد.

1552 از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نيت روزه فردا را بكند اشكال ندارد.

1553 وقت نيت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى كه به اندازه نيت كردن به مغرب وقت مانده باشد، كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد و نيت روزه مستحبى كند، روزه او صحيح است.

1554 كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده است، اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند، روزه او صحيح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بيدار شود، نمى‏تواند نيت روزه واجب نمايد.

1555 اگر بخواهد غير روزه رمضان، روزه ديگرى بگيرد بايد آن را معين نمايد، مثلا نيت كند كه روزه قضا يا روزه نذر مى‏گيرم، ولى در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان مى‏گيرم، بلكه اگر نداند ماه رمضان است، يا فراموش نمايد و روزه ديگرى را نيت كند، روزه ماه رمضان حساب مى‏شود.

1556 اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نيت روزه غير رمضان كند، نه روزه رمضان حساب مى‏شود و نه روزه‏اى كه قصد كرده است.

1557 -----------------------

1558 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بيهوش شود و در بين روز به هوش آيد، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد و اگر تمام نكرد،قضاى آن را بجا آورد.

1559 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و مست‏ شود و در بين روز بهوش آيد، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاى آن را هم بجا آورد.

1560 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود،روزه‏اش صحيح است.

1561 اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت‏ شود،چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيت كند و روزه او صحيح است و اگر كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد، يا بعداز ظهر ملتفت‏ شود كه ماه رمضان است، روزه او باطل مى‏باشد ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد و بعد از رمضان هم روزه آن روز را قضا نمايد.

1562 اگر بچه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، بايد روزه بگيرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.

1563 كسى كه براى به جا آوردن روزه ميتى اجير شده اگر روزه مستحبى بگيرد اشكال ندارد، ولى كسى كه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى دارد، نمى‏تواند روزه مستحبى بگيرد. و چنانچه فراموش كند و روزه مستحب بگيرد، در صورتى كه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبى او به هم مى‏خورد و مى‏تواند نيت‏خود را به روزه واجب برگرداند. و اگر بعد از ظهر ملتفت‏شود، روزه او باطل است، و اگر بعداز مغرب يادش بيايد، روزه‏اش صحيح است، اگر چه بى‏اشكال نيست.

1564 اگر غير از روزه ماه رمضان، روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد، مثلا نذر كرده باشد كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه عمدا تا اذان صبح نيت نكند، روزه‏اش باطل است، و اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است، يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، روزه او صحيح و گرنه باطل مى‏باشد.

1565 اگر براى روزه واجب غير معينى مثل روزه كفاره، عمدا تا نزديك ظهر نيت نكند، اشكال ندارد. بلكه اگر پيش از نيت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد، يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، و پيش از ظهر نيت كند، روزه او صحيح است.

1566 اگر در ماه رمضان پيش از ظهر كافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، نمى‏تواند روزه بگيرد و قضا هم ندارد.

1567 اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روزه بر او واجب نيست.

1568 روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است‏يا اول رمضان واجب نيست روزه بگيرد، و اگر بخواهد روزه بگيرد مى‏تواند نيت روزه رمضان كند، ولى اگر نيت روزه قضا و مانند آن بنمايد و چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب مى‏شود.

1569 اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است‏يا اول رمضان، به نيت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگيرد، و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است‏بايد نيت روزه رمضان كند.

1570 اگر در روزه واجب معينى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن برگردد، روزه‏اش باطل است، ولى چنانچه نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل مى‏كند بجا آورد در صورتى كه آن را انجام ندهد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1571 در روزه مستحب و روزه واجبى كه وقت آن معين نيست مثل روزه كفاره، اگر قصد كند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، يا مردد شود كه به جا آورد يا نه،چنانچه به جا نياورد و پيش از ظهر دوباره نيت روزه كند، روزه او صحيح است.

چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند

1572 نه چيز روزه را باطل مى‏كند:

اول: خوردن و آشاميدن.

دوم: جماع.

سوم:استمنا، و استمنا آن است كه انسان با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد.

چهارم: دروغ بستن به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر عليهم السلام.

پنجم:رساندن غبار غليظ به حلق.

ششم: فرو بردن تمام سر در آب.

هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح.

هشتم: اماله كردن با چيزهاى روان.

نهم: قى كردن.

و احكام اينها در مسايل آينده گفته مى‏شود.

1- خوردن و آشاميدن

1573 اگر روزه‏دار عمدا چيزى بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مى‏شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاك و شيره درخت، و چه كم باشد يا زياد. حتى اگر مسواك را از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه او باطل مى‏شود، مگر آنكه رطوبت مسواك در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت‏خارج به آن گفته نشود.

1574 اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است‏بفهمد صبح شده، بايد لقمه را از دهان بيرون آورد. و چنانچه عمدا فرو برد، روزه‏اش باطل است و به دستورى كه بعدا گفته خواهد شد، كفاره هم بر او واجب مى‏شود.

1575 اگر روزه‏دار سهوا چيزى بخورد يا بياشامد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1576 احتياط واجب آن است كه روزه‏دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى رود، خوددارى كند. ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى‏كند يا به جاى دوا استعمال مى‏شود، اشكال ندارد.

1577 اگر روزه‏دار چيزى را كه لاى دندان مانده است، عمدا فرو ببرد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1578 كسى كه مى‏خواهد روزه بگيرد، لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند، ولى اگر بداند غذايى كه لاى دندان مانده در روز فرو مى رود، چنانچه خلال نكند و چيزى از آن فرو رود روزه‏اش باطل مى‏شود. بلكه اگر فرو هم نرود، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن روز را بگيرد.

1579 فرو بردن آب دهان، اگر چه بواسطه خيال كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمى‏كند.

1580 فرو بردن اخلاط سر و سينه، تا به فضاى دهان نرسيده، اشكال ندارد. ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتياط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.

1581 اگر روزه دار به قدرى تشنه شود كه بترسد از تشنگى بميرد، مى‏تواند به‏اندازه‏اى كه از مردن نجات پيدا كند آب بياشامد، ولى روزه او باطل مى‏شود. و اگر ماه رمضان باشد، بايد در بقيه روز از بجا آوردن كارى كه روزه را باطل مى‏كند، خوددارى نمايد.

1582 جويدن غذا براى بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولا به حلق نمى‏رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد، روزه را باطل نمى‏كند. ولى اگر انسان ازاول بداند كه به حلق مى رسد، چنانچه فرو رود، روزه‏اش باطل مى‏شود، و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب است.

1583 انسان نمى‏تواند براى ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است‏كه معمولا نمى‏شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد.

2- جماع

1584 جماع روزه را باطل مى‏كند، اگر چه به مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.

1585 اگر كمتر از مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد، روزه باطل نمى‏شود، ولى كسى كه آلتش را بريده‏اند اگر كمتر از ختنه‏گاه را هم داخل كند، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1586 اگر شك كند كه به اندازه ختنه‏گاه داخل شده يا نه، روزه او صحيح است. و كسى كه آلتش را بريده‏اند، اگر شك كند كه دخول شده يا نه، روزه او صحيح است.

1587 اگر فراموش كند كه روزه است و جماع نمايد، يا او را به جماع مجبور نمايند، به طورى كه از خود اختيارى نداشته باشد، روزه او باطل نمى‏شود. ولى چنانچه در بين جماع يادش بيايد يا ديگر مجبور نباشد، بايد فورا از حال جماع خارج شود، و اگر خارج نشود، روزه او باطل است.

3- استمناء

1588 اگر روزه‏دار استمنا كند، يعنى با خود كارى كند كه منى از او بيرون‏آيد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1589 اگر بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل نيست. ولى اگر كارى كند كه بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1590 هرگاه روزه‏دار بداند كه اگر در روز بخوابد، محتلم مى‏شود، يعنى در خواب منى از او بيرون مى آيد، مى‏تواند در روز بخوابد. و چنانچه بخوابد و محتلم هم بشود، روزه‏اش صحيح است.

1591 اگر روزه‏دار در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود، واجب نيست از بيرون آمدن آن جلوگيرى كند.

1592 روزه‏دارى كه محتلم شده، مى‏تواند بول كند و به دستورى كه در مساله گفته شد، استبرا نمايد. ولى اگر بداند به واسطه بول يا استبرا كردن باقى مانده منى از مجرى بيرون مى‏آيد، در صورتى كه غسل كرده باشد، نمى‏تواند استبرا كند.

1593 روزه‏دارى كه محتلم شده، اگر بداند منى در مجرى مانده و در صورتى كه پيش از غسل بول نكند بعد از غسل منى از او بيرون مى‏آيد، بنابر احتياط واجب بايدپيش از غسل بول كند.

1594 اگر به قصد بيرون آمدن منى كارى بكند، در صورتى كه منى ازاو بيرون نيايد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1595 اگر روزه دار بدون قصد بيرون آمدن منى با كسى بازى و شوخى كند، در صورتى كه عادت نداشته باشد كه بعد از بازى و شوخى منى از او خارج شود، اگرچه اتفاقا منى بيرون آيد، روزه او صحيح است. ولى اگر شوخى را ادامه دهد تا آن جا كه نزديك است منى خارج شود، و خوددارى نكند تا خارج گردد، روزه‏اش باطل است.

4- دروغ بستن به خدا و پيغمبر

1596 اگر روزه‏دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها، به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عمدا نسبت دروغ بدهد، اگر چه فورا بگويد دروغ گفتم، يا توبه كند، روزه او باطل است. و احتياط واجب آن است كه حضرت زهرا سلام الله عليها و ساير پيغمبران و جانشينان آنان هم در اين حكم فرقى ندارند.

1597 اگر بخواهد خبرى را كه نمى‏داند راست است‏يا دروغ نقل كند، بنابر احتياط واجب بايد از كسى كه آن خبر را گفته يا از كتابى كه آن خبر در آن نوشته شده، نقل نمايد. ليكن اگر خودش هم خبر بدهد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1598 اگر چيزى را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1599 اگر بداند دروغ بستن به خدا و پيغمبر روزه را باطل مى‏كند و چيزى را كه مى‏داند دروغ است‏به آنان نسبت دهد و بعدا بفهمد آن چه را كه گفته، راست‏بوده، روزه‏اش صحيح است.

1600 اگر دروغى را كه ديگرى ساخته عمدا به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر نسبت دهد، روزه‏اش باطل مى‏شود، ولى اگر از قول كسى كه آن دروغ را ساخته نقل كند، اشكال ندارد.

1601 اگر از روزه‏دار بپرسند كه آيا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين مطلبى فرموده‏اند و او جايى كه در جواب بايد بگويد نه، عمدا بگويد بلى، يا جايى كه بايد بگويد بلى، عمدا بگويد نه، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1602 اگر از قول خدا يا پيغمبر حرف راستى را بگويد، بعد بگويد دروغ گفتم، يا در شب دروغى را به آنان نسبت دهد و فرداى آن روز كه روزه مى‏باشد بگويد آنچه ديشب گفتم راست است، روزه‏اش باطل مى‏شود.

5- رساندن غبار غليظ به حلق

1603 رساندن غبار غليظ به حلق روزه را باطل مى‏كند، چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است، مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است.

1604 اگر به واسطه باد غبار غليظ‏ى پيدا شود و انسان با اين كه متوجه است مواظبت نكند و به حلق برسد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1605 احتياط واجب آن است كه روزه‏دار دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند. ولى بخار غليظ روزه را باطل نمى‏كند، مگر اين كه در دهان به صورت آب در آيد و فرو دهد.

1606 اگر مواظبت نكند و غبار يا بخار يا دود و مانند اينها داخل حلق شود،چنانچه يقين داشته كه به حلق نمى رسد روزه‏اش صحيح است.

1607 اگر فراموش كند كه روزه است و مواظبت نكند، يا بى‏اختيار غبار و مانند آن به حلق او برسد، روزه‏اش باطل نمى‏شود، و چنانچه ممكن است‏بايد آن را بيرون آورد.

6- فرو بردن سر در آب

1608 اگر روزه‏دار عمدا تمام سر را در آب فرو برد، اگرچه باقى بدن او از آب بيرون باشد، بنا بر احتياط واجب بايد قضاى آن روزه را بگيرد. ولى اگر تمام بدن را آب بگيرد و مقدارى از سر بيرون باشد روزه او باطل نمى‏شود.

1609 اگر نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو برد،روزه‏اش باطل نمى‏شود.

1610 اگر شك كند كه تمام سر زير آب رفته يا نه روزه‏اش صحيح است.

1611 اگر سر زير آب برود ولى مقدارى از موها بيرون بماند، روزه باطل مى‏شود.

1612 احتياط واجب آن است كه سر را در گلاب فرو نبرد، ولى در آبهاى مضاف ديگر و در چيزهاى ديگر كه روان است، اشكال ندارد.

1613 اگر روزه‏دار بى‏اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد، يا فراموش كند كه روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمى‏شود.

1614 اگر عادتا با افتادن در آب سرش زير آب مى رود، چنانچه با توجه به‏اين مطلب خود را در آب بيندازد و سرش زير آب برود روزه‏اش باطل مى‏شود.

1615 اگر فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد يا ديگرى به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زير آب يادش بيايد كه روزه است‏يا آن كس دست‏خود را بردارد، بايد فورا سر را بيرون آورد، و چنانچه بيرون نياورد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

1616 اگر فراموش كند كه روزه است و به نيت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحيح است.

1617 اگر بداند كه روزه است و عمدا براى غسل سر را در آب فرو برد،چنانچه روزه او روزه واجبى باشد كه مثل روزه كفاره وقت معينى ندارد، غسل صحيح و روزه باطل مى‏باشد. ولى اگر واجب معين باشد، اگر به فرو بردن سر در آب قصد غسل كند، روزه او باطل است و بنابر احتياط واجب غسل او هم باطل است،مگر آن كه در زير آب يا در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند، كه در اين صورت غسل او صحيح است. و اما اگر روزه ماه رمضان باشد، هم غسل و هم روزه باطل است، مگر آن كه در همان زير آب توبه نمايد و در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند،كه در اين صورت غسل او صحيح است.

1618 اگر براى آنكه كسى را از غرق شدن نجات دهد، سر را در آب فرو برد، اگرچه نجات دادن او واجب باشد، روزه‏اش باطل است.

7- باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح

1619 اگر جنب عمدا تا اذان صبح غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمدا تيمم ننمايد، روزه‏اش باطل است.

1620 اگر در روزه واجبى كه مثل روزه ماه رمضان وقت آن معين است، تا اذان صبح غسل نكند و تيمم هم ننمايد، روزه‏اش صحيح است.

1621 كسى كه جنب است و مى‏خواهد روزه واجبى بگيرد كه مثل روزه رمضان وقت آن معين است، چنانچه عمدا غسل نكند تا وقت تنگ شود، مى‏تواند با تيمم روزه بگيرد و صحيح است.

1622 اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روز يادش بيايد، بايد روزه آن روز را قضا نمايد، و اگر بعد از چند روز يادش بيايد، بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد. مثلا اگر نمى‏داند سه روز جنب بوده يا چهار روز، بايد روزه سه روز را قضا كند.

1623 كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت ندارد،اگر خود را جنب كند روزه‏اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود، ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند، با تيمم روزه او صحيح است، ولى گناهكار است.

1624 اگر گمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده، چنانچه تيمم كند روزه‏اش صحيح است.

1625 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند كه اگر بخوابد تا صبح بيدار نمى‏شود، نبايد بخوابد، و چنانچه بخوابد و تا صبح بيدار نشود، روزه‏اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود.

1626 هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود، اگر احتمال بدهد كه اگر دوباره بخوابد بيدار مى‏شود براى غسل، مى‏تواند بخوابد.

1627 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان خواب بماند، روزه‏اش صحيح است.

1628 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه غفلت داشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند، در صورتى كه بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، روزه‏اش صحيح است.

1629 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند، يا ترديد داشته باشد كه غسل كند يا نه، در صورتى كه بخوابد و بيدار نشود، روزه‏اش باطل است.

1630 اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود و تصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود، بايد روزه آن روز را قضا كند، و همچنين است اگر از خواب دوم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد، و كفاره بر او واجب نمى‏شود.

1631 خوابى را كه در آن محتلم شده نبايد خواب اول حساب كرد، بلكه اگراز آن خواب بيدار شود و دوباره بخوابد، خواب اول حساب مى‏شود.

1632 اگر روزه‏دار در روز محتلم شود، واجب نيست فورا غسل كند.

1633 هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده، اگرچه‏بداند پيش از اذان محتلم شده، روزه او صحيح است.

1634 كسى كه مى‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگر چه از روى عمد نباشد، روزه او باطل است.

1635 كسى كه مى‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، اگرچه بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده و بداند پيش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت روزه تنگ است، مثلا پنچ روز روزه رمضان دارد، و پنج روز هم به رمضان مانده است، بعد از رمضان عوض آن را به جا آورد، و اگر وقت قضاى روزه تنگ نيست روزه بگيرد.

1636 اگر در روزه واجبى غير روزه رمضان و قضاى آن، تا اذان صبح جنب بماند، روزه‏اش صحيح است، چه وقت آن معين باشد و چه نباشد.

1637 اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمدا غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است تيمم نكند، روزه‏اش باطل است.

1638 اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان يا قضاى آن را بگيرد، بايد تيمم نمايد و روزه‏اش صحيح است، و اگر بخواهد روزه مستحب يا روزه واجب مثل روزه كفاره و روزه نذرى بگيرد، اگرچه بدون تيمم هم روزه‏اش صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است كه تيمم كند.

1639 اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده، روزه او صحيح است، ولى اگر در وسعت وقت قضاى رمضان را گرفته باشد،صحيح بودن آن اشكال دارد.

1640 اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود، يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، اگر چه نزديك مغرب باشد، روزه او باطل است.

1641 اگر زن غسل حيض يا نفاس را فراموش كند و بعد از يك روز يا چند روز يادش بيايد، روزه‏هايى كه گرفته صحيح است.

1642 اگر زن پيش از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود ودر غسل كردن كوتاهى كند و تا اذان غسل نكند و در تنگى وقت تيمم هم نكند، روزه‏اش باطل است. ولى چنانچه كوتاهى نكند، مثلا منتظر باشد كه حمام زنانه شود، اگرچه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نكند، در صورتى كه تيمم كند روزه او صحيح است.

1643 اگر زنى كه در حال استحاضه است، غسلهاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه در مساله به بعد گفته شد به جا آورد، روزه او صحيح است.

1644 كسى كه مس ميت كرده، يعنى جايى از بدن خود را به بدن ميت رسانده،مى‏تواند بدون غسل مس ميت روزه بگيرد. و اگر در حال روزه هم ميت را مس نمايد،روزه او باطل نمى‏شود.

8- اماله كردن

1645 اماله كردن با چيز روان اگرچه از روى ناچارى و براى معالجه باشد، روزه را باطل مى‏كند، ولى استعمال شيافهايى كه براى معالجه است اشكال ندارد، و احتياط واجب آن است كه از استعمال شيافهايى كه براى كيف كردن است، مثل شياف ترياك يا براى تغذيه از اين مجرا است، خوددارى نمايند.

9- قى كردن

1646 هرگاه روزه‏دار عمدا قى كند - اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد - روزه‏اش باطل مى‏شود، ولى اگر سهوا يا بى‏اختيار قى كند، اشكال ندارد.

1647 اگر در شب چيزى بخورد كه مى‏داند به واسطه خوردن آن در روز بى‏اختيار قى مى‏كند، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را قضا نمايد.

1648 اگر روزه‏دار بتواند از قى كردن خوددارى كند، چنانچه براى او ضرر و مشقت نداشته باشد، بايد خوددارى نمايد.

1649 اگر مگس در گلوى روزه‏دار برود، چنانچه به قدرى پايين رود كه به فرو بردن آن خوردن نمى‏گويند، لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است، واگر به اين مقدار پايين نرود، بايد آن را بيرون آورد، اگرچه موجب شود كه قى كند و روزه‏اش باطل شود، و چنانچه فرو برد روزه‏اش باطل مى‏شود، و بنابر احتياط واجب بايد كفاره جمع بدهد.

1650 اگر سهوا چيزى را فرو ببرد و پيش از رسيدن به شكم يادش بيايد كه روزه است، چنانچه به قدرى پايين رفته باشد كه اگر آن را داخل شكم كند خوردن نمى‏گويند، لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است.

1651 اگر يقين داشته باشد كه به واسطه آروغ زدن چيزى از گلو بيرون مى‏آيد، نبايد عمدا آروغ بزند، ولى اگر يقين نداشته باشد اشكال ندارد.

1652 اگر آروغ بزند و بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد آن را بيرون‏بريزد، و اگر بى اختيار فرو رود، روزه‏اش صحيح است.

احكام چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند

1653 اگر انسان عمدا و از روى اختيار كارى كه روزه را باطل مى‏كند، انجام دهد،روزه او باطل مى‏شود و چنانچه از روى عمد نباشد اشكال ندارد، ولى جنب اگر بخوابد و به تفصيلى كه در مساله گفته شد تا اذان صبح غسل نكند، روزه او باطل است.

1654 اگر روزه‏دار سهوا يكى از كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد و به خيال اين كه روزه‏اش باطل شده، عمدا دوباره يكى از آنها را بجا آورد، روزه او باطل مى‏شود.

1655 اگر چيزى به زور در گلوى روزه‏دار بريزند، يا سر او را به زور در آب فرو برند، روزه او باطل نمى‏شود، ولى اگر مجبورش كنند كه روزه خود را باطل كند مثلا به او بگويند اگر غذا نخورى ضرر مالى يا جانى به تو مى زنيم و خودش براى جلوگيرى از ضرر، چيزى بخورد، روزه او باطل مى‏شود.

1656 روزه‏دار نبايد جايى برود كه مى‏داند چيزى در گلويش مى ريزند يا مجبورش مى‏كنند كه خودش روزه خود را باطل كند، اما اگر قصد رفتن كند و نرود يا بعد از رفتن چيزى به خوردش ندهند، روزه او صحيح است، و چنانچه از روى ناچارى كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، روزه او باطل مى‏شود، ولى اگرچيزى در گلويش بريزند، باطل شدن روزه او محل اشكال است.

آنچه براى روزه‏دار مكروه است

1657 چند چيز براى روزه‏دار مكروه است و از آن جمله است: دوا ريختن به چشم و سرمه كشيدن در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد، انجام دادن هر كارى كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف مى‏شود، انفيه كشيدن اگر نداند كه به حلق مى‏رسد و اگر بداند به حلق مى رسد جايز نيست، بو كردن گياههاى معطر، نشستن زن در آب، استعمال شياف، تر كردن لباسى كه در بدن است، كشيدن دندان و هر كارى كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، مسواك كردن به چوب تر، و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون آمدن منى زن خود را ببوسد يا كارى كند كه شهوت خود را به حركت آورد، و اگر به قصد بيرون آمدن منى باشد، در صورتى كه منى بيرون‏آيد، روزه او باطل است.

جاهايى كه قضا و كفاره واجب است

1658 اگر در روزه ماه رمضان عمدا قى كند يا در شب جنب شود و به تفصيلى كه در مساله گفته شد سه مرتبه بيدار شود و بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود،فقط بايد قضاى آن روز را بگيرد، و چنانچه عمدا اماله كند يا سر زير آب ببرد،بنابر احتياط واجب بايد كفاره هم بدهد، ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى‏كند عمدا انجام دهد، در صورتى كه مى‏دانسته آن كار روزه را باطل مى‏كند، قضا و كفاره براو واجب مى‏شود.

1659 اگر به واسطه ندانستن مساله كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى‏كند، چنانچه مى‏توانسته مساله را ياد بگيرد، بنابر احتياط واجب كفاره بر او ثابت مى‏شود، و اگر نمى‏توانسته مساله را ياد بگيرد يا اصلا ملتفت مساله نبوده يا يقين داشته كه فلان چيز روزه را باطل نمى‏كند، كفاره بر او واجب نيست.

كفاره روزه

1660 كسى كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك بنده آزاد كند يا به دستورى كه در مساله بعد گفته مى‏شود، دو ماه روزه بگيرد يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام، يك مد كه تقريبا ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، هر چند مد كه مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگر چه مثلا بك مرتبه بگويد: "استغفرالله"، و احتياط واجب در فرض اخير آن است كه هر وقت‏بتواند، كفاره را بدهد.

1661 كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد، و اگر بقيه آن پى در پى نباشد، اشكال ندارد.

1662 كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، نبايد موقعى شروع كند كه در بين سى و يك روز، روزى باشد كه مانند عيد قربان روزه آن حرام است.

1663 كسى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد، يا وقتى شروع كند كه در بين آن به روزى برسد كه روزه آن واجب است،مثلا به روزى برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه‏ها را از سر بگيرد.

1664 اگر در بين روزهايى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، عذرى مثل حيض يا نفاس يا سفرى كه در رفتن آن مجبور است، براى او پيش آيد، بعد از برطرف شدن عذر واجب نيست روزه‏ها را از سر بگيرد، بلكه بقيه را بعد از برطرف شدن عذر بجامى‏آورد.

1665 اگر به چيز حرامى روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتى حرام شده باشد مثل نزديكى كردن با عيال خود در حال حيض، بنا بر احتياط كفاره جمع
- نظرات (0)

ضیافت رمضان به خاطر چیست؟

قرآن کریم

ضیافت رمضان به واسطه نزول این کتاب الهی بوده است و آنچه از روایات مستفاد می‌ شود نزول دیگر کتب آسمانی نیز در همین ماه مبارک رمضان بوده است.

«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ» (185 ، بقره)
فرا رسیدن ماه رمضان ماه ضیافت الهی و ماه نزول قرآن فرصت مناسبی است تا با حضور در ضیافت الهی بر سر سفره قرآن کریم نشسته ، چرا که در حقیقت این ضیافت به واسطه نزول این کتاب الهی بوده است ، البته آنچه از روایات استفاده می ‌شود نزول دیگر کتب آسمانی نیز در همین ماه مبارک رمضان بوده است و این ماه از برکات عظیمی برخوردار است.

به عبارتی شرافت ، کرامت و برکت ماه مبارک رمضان به برکت نزول قرآن کریم در شب مبارک قدر است و این نزول قرآن منشأ تمام برکات این ماه عزیز است. (بیانات آیت الله سبحانی)
این ماه در شرافت بی‌ نظیر است و برای مومنان و روزه‌ داران این ماه فرموده‌ اند که «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ» در هیچ ماهی نفس کشیدن انسان ثواب ندارد و تسبیح محسوب نمی ‌شود الا ماه مبارک رمضان.

در هیچ ماهی خواب ایشان عبادت محسوب نشده است الا ماه شریف رمضان. (خطبه شعبانیه پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله) 
شیخ صدوق در کتاب ثواب‌ الاعمال به سندش از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که حضرت فرمودند: جوان مومنی که قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خون او عجین می‌ شود و خداوند جایگاه او را با سفیران با کرامت و نیکان قرار می‌ دهد و قرآن کریم در روز قیامت مدافع او خواهد بود و برای او و به نفع او دلالت می‌ کند . (بیانات آیت الله سبحانی)

محبوب ترین اعمال در این ماه تلاوت قرآن همراه با تدبر و توجه به مضامین و معانی آیات است، توجه به قرآن کریم در این ماه عزیز به قدری دارای اهمیت است که ثواب تلاوت یک آیه به اندازه ثواب تلاوت یک ختم قرآن است و این بدان جهت است که در این ماه با توجه به ویژگی هایی که در زمان، مکان و شرائط مختلف پدید میاد آمادگی مناسبی جهت انس و ارتباط با قرآن برای هر کس می باشد

از این حدیث شریف مستفاد می‌ شود که هر چه بیشتر ما جوانان ، خود را با قرآن و مفاهیم قرآن نزدیک و آشنا کنیم ، قطعاً از خطرات مصون تر خواهیم بود.

ماه رمضان را می توان بهترین فرصت برای ایجاد این نزدیکی و انس با قران دانست ؛ چرا که محبوب ترین اعمال در این ماه تلاوت قرآن همراه با تدبر و توجه به مضامین و معانی آیات است ، توجه به قرآن کریم در این ماه عزیز به قدری دارای اهمیت است که ثواب تلاوت یک آیه به اندازه ثواب تلاوت یکختم قرآن است و این بدان جهت است که در این ماه با توجه به ویژگی هایی که در زمان ، مکان و شرائط مختلف پدید میاد آمادگی مناسبی جهت انس و ارتباط با قرآن برای هر کس می باشد.




- نظرات (0)

یک میهمانی خاص با پذیرایی خاص

روزه

در رمضان، مۆمنان با كارت «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ» به میهمانى خداوند دعوت شده‏اند، و این میهمانى هیچ سنخیّتى با میهمانى‏هاى دنیوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزیز و جلیل، میزبان انسان‏هاى جاهل و فقیر و فانى و مخلوق و ذلیل مى‏شود.

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِیضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (بقره ـ 185)

(روزه در) ماه رمضان، ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن كتابى است كه) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر كس از شما كه این ماه را دریابد، باید روزه بگیرد. و آن كس كه بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد (این قضاى روزه) براى آن است كه شماره مقرّر روزها را تكمیل كنید و خدا را بر اینكه شما را هدایت كرده، به بزرگى یاد كنید، باشد كه شكرگزار گردید.

 

نکات آیه:

«رَمَضانَ» از ماده «رمض» به معناى سوزاندن است. البتّه سوزاندنى كه دود و خاكستر به همراه نداشته باشد. وجه تسمیه این ماه از آن روست كه در ماه رمضان، گناهان انسان سوزانده مى‏شود.

ماه رمضان، ماه نزول قرآن مى‏باشد و تنها ماهى است كه نامش در قرآن آمده و شب قدر نیز در این ماه است. در تفسیر برهان از پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله نقل شده است كه فرمودند: تمام كتاب‏هاى آسمانى، در ماه رمضان نازل شده‏اند. ماه رمضان، بهترین ماه خدا است.

آن حضرت در جمعه آخر ماه شعبان، خطبه مفصلى در عظمت ماه رمضان ایراد كرده‏اند كه در بعضى از تفاسیر و كتب روایى آمده است. (بحار الانوار، ج 96، ص 356) همچنین در صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام در وداع ماه رمضان مناجات جان سوزى دارند.

شرط حضور در این مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نیست. در حدیث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سر باز زند و یا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد و یا از تأمین خواسته‏هاى مشروع او خوددارى كند و یا والدین از او ناراضى باشند، روزه او قبول نیست و شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است

رمضان ماه مهمانى خدا

در رمضان، مۆمنان با كارت «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ» به میهمانى خداوند دعوت شده‏اند، و این میهمانى ویژگى‏هایى دارد:

1 میزبان، خداوند است و میهمانان را شخصاً دعوت كرده است.

وسیله پذیرایى، شب قدر، نزول قرآن، فرود آمدن فرشتگان، استجابت دعا، لطافت روح، و دورى از دوزخ است.

3 زمان پذیرایى، ماه رمضان است كه به گفته‏ى روایات، اوّل آن رحمت، وسط آن مغفرت و آخر آن پاداش است.

4 چگونگى پذیرایى، شب قدر به گونه‏اى است كه در آن نیاز یك سال میهمانان تأمین مى‏شود و زمین با نزول فرشتگان در شب قدر مزیّن مى‏گردد.

5 غذاى این ماه، غذاى روح است كه براى رشد معنوى لازم است، نه غذاى جسم. لطف غذاى این مهمانى، آیات قرآن است كه تلاوت یك آیه آن در ماه رمضان همچون تلاوت تمام قرآن در ماه‏هاى دیگر است.

این میهمانى هیچ سنخیّتى با میهمانى‏هاى دنیوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزیز و جلیل، میزبان انسان‏هاى جاهل و فقیر و فانى و مخلوق و ذلیل مى‏شود و مى‏گوید: من دعایتان را مستجاب مى‏كنم و براى هر نفسى كه در ماه رمضان مى‏كشید، پاداش تسبیحى عطا مى‏كنم. (خطبه‏ى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در جمعه آخر ماه شعبان)

 

آداب مهمانى‏

در وسائل الشیعه (وسائل، ج 7، ص 119) براى اخلاق روزه‏دار در ضمن روایت مفصلى مى‏خوانیم:

روزه‏دار، از دروغ، گناه، مجادله، حسادت، غیبت، مخالفت با حقّ، فحش و سرزنش و خشم، طعنه و ظلم و مردم آزارى، غفلت، معاشرت با فاسدان، سخن‏چینى و حرام‏خوارى، دورى كند و نسبت به نماز، صبر و صداقت و یاد قیامت توجّه خاص داشته باشد.

شرط حضور در این مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نیست. در حدیث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سر باز زند و یا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد و یا از تأمین خواسته‏هاى مشروع او خوددارى كند و یا والدین از او ناراضى باشند، روزه او قبول نیست و شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است.

روزه گرچه فوائد و منافع طبّى از قبیل دفع و برطرف شدن مواد زاید بدن در اثر گرسنگى را دارد، امّا سحرخیزى و لطافت روح و استجابت دعا در ماه رمضان چیز دیگرى است و محروم واقعى كسى است كه از این همه خیر و بركت محروم باشد.

مردم افریقا

اثر اجتماعى روزه‏

بر كسى پوشیده نیست. روزه یك درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبى، افراد متمكن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى‏یابند، و هم‏ با صرفه‏جویى در غذاى شبانه روزى خود مى‏توانند به كمك آنها بشتابند.

البته ممكن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مساله جنبه حسى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد، روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسى مى‏دهد، لذا در حدیث معروفى از امام صادق علیه السلام نقل شده كه" هشام بن حكم" از علت تشریع روزه پرسید، امام علیه السلام فرمود:" روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنى مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنى طعم گرسنگى را بچشد و نسبت به فقیر اداى حق كند، چرا كه اغنیاء معمولا هر چه را بخواهند براى آنها فراهم است، خدا مى‏خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگى و درد و رنج را به اغنیاء بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند" (وسائل الشیعه جلد 7 باب اول كتاب صوم صفحه 3)

راستى اگر كشورهاى ثروتمند جهان چند روز را در سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند باز هم این همه گرسنه در جهان وجود خواهد داشت؟!

 

اثر بهداشتى و درمانى روزه‏

در طب امروز و همچنین طب قدیم، اثر معجزه‏آساى" امساك" در درمان انواع بیماری ها به ثبوت رسیده و قابل انكار نیست، كمتر طبیبى است كه در نوشته‏هاى خود اشاره‏اى به این حقیقت نكرده باشد، زیرا مى‏دانیم عامل بسیارى از بیماری ها زیاده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، چون مواد اضافى، جذب نشده به صورت چربی هاى مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربى و قند اضافى در خون باقى مى‏ماند، این مواد اضافى در لابلاى عضلات بدن در واقع لجنزارهاى متعفنى براى پرورش انواع میكروب هاى بیمارى‏هاى عفونى است، و در این حال بهترین راه براى مبارزه با این بیماری ها نابود كردن این لجنزارها از طریق امساك و روزه است!.

روزه زباله‏ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى‏سوزاند، و در واقع بدن را" خانه تكانى" مى‏كند.

به علاوه یك نوع استراحت قابل ملاحظه براى دستگاه هاى گوارشى و عامل مۆثرى براى سرویس كردن آنها است، بدیهى است شخص روزه‏دار طبق دستور اسلام به هنگام" افطار" و" سحر" نباید در غذا افراط و زیاده روى كند، تا از این اثر بهداشتى نتیجه كامل بگیرد، در غیر این صورت ممكن است نتیجه بر عكس شود.

در حدیث معروفى پیغمبر اسلام مى‏فرماید:" روزه بگیرید تا سالم شوید" (بحار الانوار جلد 96 صفحه 255)

چگونگى پذیرایى شب قدر به گونه‏اى است كه در آن نیاز یك سال میهمانان تأمین مى‏شود و زمین با نزول فرشتگان در شب قدر مزیّن مى‏گردد

پیام‏های آیه:

1ـ ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسان‏ها نیز مى‏تواند به مقدارى باشد كه قرآن در آنها نفوذ كرده باشد. «الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»

2ـ هدایت، داراى مراحلى است: یك مرحله‏ى عمومى است «هُدىً لِلنَّاسِ» و یك مرحله‏ى خاصّ است. «وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏»

3ـ وجوب روزه، بعد از یقین به حلول ماه رمضان است. «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ»

4ـ قضاى روزه بر مریض و مسافر واجب است. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ»

5ـ روزه‏ى قضا، مشروط به زمان خاصّى نیست. «أَیَّامٍ أُخَرَ»

6ـ احكام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ»

7ـ عسر و حرج، واجبات را از دوش انسان برمى‏دارد. «لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»

8ـ روزه‏ى قضا باید به تعداد روزهایى باشد كه عذر داشته است. «لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ»

9ـ هدایت و توفیق انجام عبادات، از طرف خداست. تكبیر، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و دیگران است. «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ»

10ـ روزه، زمینه‏ساز هدایت انسان و سپاسگزارى اوست. «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

بحار الانوار، ج 96

وسائل الشیعه، ج 7

 


- نظرات (0)