سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

این عمل دعا به اجابت می رسد!

دعا

خداوند در آیه 186 سوره مبارکه بقره خداوند هفت مرتبه به ذات پاك خود اشاره كرده و هفت بار به بندگان! و از این راه نهایت پیوستگى و قرب و ارتباط و محبت خود را نسبت به آنان مجسم ساخته است!

"عبداللَّه بن سنان" مى‏گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: "زیاد دعا كنید زیرا دعا كلید بخشش خداوند و وسیله رسیدن به هر حاجت است، نعمت ها و رحمت هایى نزد پروردگار است كه جز با دعا نمى‏توان به آن رسید! و بدان هر در را كه بكوبى عاقبت گشوده خواهد شد"! (کافی ج 2 ص 468)

آرى او به ما نزدیك است، چگونه ممكن است از ما دور باشد در حالى كه میان ما و قلب ما جاى او است! (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) (سوره انفال آیه 24).

وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُۆْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (بقره ـ 186)

و هر گاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیكم دعاى نیایشگر را آن گاه كه مرا مى‏خواند پاسخ مى‏گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد كه به رشد رسند.

 

سلاحى به نام دعا و نیایش‏

از آنجا كه یكى از وسایل ارتباط بندگان با خدا مساله دعا و نیایش است ، به دنبال ذكر بخش مهمى از احكام اسلام در آیات گذشته آیه مورد بحث از آن سخن مى‏گوید، و با اینكه یك برنامه عمومى براى همه كسانى كه مى‏خواهند با خدا مناجات كنند در بردارد،

قرار گرفتن آن در میان آیات مربوط به روزه مفهوم تازه‏اى به آن مى‏بخشد، چرا كه روح هر عبادتى قرب به خدا و راز و نیاز با اوست.

برخى افراد از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله مى‏پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیا خدا به ما نزدیك است كه او را آهسته بخوانیم و یا اینكه دور است كه با فریاد بخوانیم؟! این آیه در پاسخ آنان نازل شد.

دعا كننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بكار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند.

دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ» (بقره، 116)

كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد

و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (الرحمن، 29) پس ما نیز از او درخواست كنیم تا وصله‏ى ناهمگون هستى نباشیم.

قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله:

1ـ دعا و درخواست باید خالصانه باشد. «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» «1»

2ـ با ترس و امید همراه باشد. «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً» «2»

3ـ با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. «یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً» «3»

4ـ با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً» «4»

5ـ با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. «إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِیًّا» «5»

در اصول كافى، صدها حدیث در اهمیّت، نقش و آداب دعا، توجّه و اصرار و ذكر حاجت‏ها هنگام دعا و دعاى دسته جمعى و ایمان به استجابت آن آمده است. «6»

گناه
سۆال: چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمى‏شود؟

پاسخ:

عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرك یا جهل ماست.

در تفسیر المیزان مى‏خوانیم كه خداوند در این آیه مى‏فرماید: «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ» خودم اجابت مى‏كنم دعا كننده‏اى را كه فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خیر كند.

پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است كه ما از خداوند خیر نخواسته‏ایم، و در واقع براى ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نكرده‏ایم و همراه با استمداد از غیر بوده است و یا اینكه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد كه به فرموده روایات، در این صورت به جاى آن بلایى از ما دور مى‏شود و یا براى آینده ما یا نسل ما ذخیره مى‏شود و یا در آخرت جبران مى‏گردد.

در اصول كافى مى‏خوانیم: كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد.

معناى دعا، ترك كسب و كار نیست، بلكه توكّل به خداوند همراه با تلاش است.

لذا در حدیث مى‏خوانیم: دعاى بیكار مستجاب نمى‏شود.

شاید قرار گرفتن آیه‏ى دعا در میان آیات روزه به خاطر تناسب بیشترى است كه ماه خدا با دعا دارد.

اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند. دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ»

سۆال: با اینكه كارهاى خداوند قانون‏مند و بر اساس عوامل و سنّت‏هاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟

پاسخ:

همانگونه كه انسان در سفر، حكم نماز و روزه‏اش غیر از انسان در وطن است، انسان دعا كننده با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفیّت انسان را براى دریافت الطاف الهى بیشتر مى‏كند. همانگونه كه توسل و زیارت اولیاى خدا، شرایط انسان را عوض مى‏كند. چنان كه اگر كودكى همراه پدر به مهمانى رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود كه تنها برود.

بنابراین دعا، زیارت و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهم‏ زدن سنّت‏هاى قطعى الهى.

 

پیام‏های آیه:

1ـ دعا در هرجا و در هر وقت كه باشد، مفید است. چون خداوند مى‏فرماید: من نزدیك هستم. «فَإِنِّی قَرِیبٌ» (آنچه از اوقات مخصوصه، یا اماكن مقدّسه براى دعا مطرح شده براى فضیلت است، نه انحصار به آن ایام و یا اختصاص به آن امكنه)

2ـ خداوند به ما نزدیك است، ولى ما چطور؟ اگر گاهى قهر او دامن ما را مى‏گیرد، به خاطر دورى ما از خداوند است كه در اثر گناهان مى‏باشد. «فَإِنِّی قَرِیبٌ»

3ـ استجابت خداوند دائمى است، نه موسمى. «أُجِیبُ» نشانه‏ى دوام است.

با آنكه خدا همه چیز را مى‏داند، امّا دعا كردن وظیفه‏ى ماست. «فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی»

5ـ دعا آنگاه به اجابت مى‏رسد كه همراه با ایمان باشد. «وَ لْیُۆْمِنُوا بِی»

6ـ دعا، وسیله‏ى رشد و هدایت است. «لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»

 

پی نوشت ها:

(1). غافر، 14.

(2). اعراف، 56.

(3). انبیاء، 90.

(4). اعراف، 55.

(5). مریم، 3.

(6). كافى، ج 2، كتاب الدعا.


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

کافی ج 2

 



- نظرات (0)

شرطی که استجابت دعا را بیشتر می کند

دعای دیگران

دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن

دعا نافی عمل نیست و نباید چنین پنداشته شود که داعی وظیفه ای جز گشودن دست نیاز به درگاه حضرت بی نیاز ندارد و باید بنشیند و پی در پی تمنا و درخواست نماید تا حاجاتش برآورده شود و موانع راهش مرتفع گردد. بلکه برعکس دعا بدون عمل تحقق نمی یابد و داعی باید در کنار تفکر و تعقل و کار و تلاش درخواست هایش را به پیشگاه الهی عرضه بدارد و از او یاری و مساعدت بطلبد.
در فرهنگ عمومی قاعده ای مطرح است و آن این که از تو حرکت از خدا برکت. این اصل و قاعده که در تعالیم مقدس اسلام ریشه دارد و از آنجا در فرهنگ عمومی نفوذ و تسری یافته است به ضرورت عزم و اراده و حرکت و فعالیت و در کنار آن دعا و تقاضای مساعدت الهی در رفع موانع و مشکلات تصریح دارد و این واقعیت را می نمایاند که محال است بدون حرکت برکتی از جانب حضرت پروردگار نازل گردد. آنچه در این باره با معیارهای شرع و عقل انطباق دارد این است که دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن و هر انسان داعی با ایجاد پیوند و ارتباط معنوی با حضرت پروردگار از او یاری و مساعدت می طلبد تا تلاش و کوشش هایش در امور مختلف معنوی اقتصادی علمی سیاسی و نظامی را به نتیجه برساند و افق های پیروزی و موفقیت را نمایان سازد.

آداب دعا کردن

دعا کردن آدابی دارد از جمله اینکه قبل از دعا کردن نعمت های خدا را برشماریم و در این مورد باید به نعمت های ویژه خداوند توجه داشته باشیم که تا خدا آنها را از ما نگیرد متوجه نمی شویم.
تمجید خدا، شکرگزاری، بازگویی عیب های خود، استغفار و صلوات فرستادن از دیگر آداب دعا است.

شرایط اجابت دعا

سخن از تاثیر و استجابت دعا برای دیگران و یا دعا و نیایش به شکل جمع امری است که در روایات به آن اشاره شده است. بدین معنا که دعا به شکل جمع و یاد کرد دیگران در دعا موجب می شود تا خواسته شما نیز پذیرفته شود.

درحدیث قدسی درباره ارزش این مساله و تاثیر آن در استجابت دعا به این نکته اشاره می شود که دعای دیگران از آن جهت که شخص با آن زبان، گناهی نکرده است اجابت می شود و خواسته هایی که در حق وی از خدا شده برآورده می شود.
در کتاب الجواهر السنیه که کلیات حدیث قدسی است در باب هفتم ص 146آمده خداوند به موسی(علیه السلام) وحی کرد: ای موسی، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است. موسی عرض کرد: خداوندا! آن زبان را از کجا بیاورم؟ خطاب آمد: با زبان دیگری مرا دعا کن.

در شرایط استجابت دعا، دعای دیگران درحق شخص است. در آیات قرآنی سخن از طلب استغفار پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از برای مومنان بیان شده است. خداوند از پیامبر می خواهد تا برای مومنان دعا و نیایش کند و درجهت رهایی ایشان از گناه در حق آنان استغفار نماید. (نساء،64) دعا و استغفار پیامبر (صلی الله و علیه وآله) برای مومنان در تحلیل قرآنی از جایگاه خاصی برخوردار است (آل عمران،159) زیرا پیامبر(صلی الله و علیه وآله) درپیشگاه خداوند از مقام بلند و والایی برخورداراست و استغفار حضرت همانند شفاعت ایشان پذیرفته می شود.در آیاتی دیگر توضیح داده می شود که خداوند برای رضایت پیامبر (صلی الله و علیه وآله) شفاعت وی را تا آن اندازه می پذیرد که وی راضی و خشنود گردد. از این رو دعای پیامبر برای مسائل بسیار سخت و اموری که احتمال استجابت نیست می تواند تاثیر گذار باشد. البته برای وی نیز محدودیت هایی (توبه،113- کهف،55) در برخی از مسائل است که در داستان استغفار حضرت ابراهیم در حق سرپرست و ولی خویش بیان شده و از مومنان خواسته شده که حضرت ابراهیم (علیه السلام) را درهمه چیز جز مساله استغفار در حق ولی خود، الگو و سرمشق قرار دهند. (ممتحنه،4)
در داستان منافقان نیز در تبیین محدودیت ها می فرماید که اگر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) حتی بیش از هفتاد بار برای منافقان استغفار کند خداوند آنان را نمی بخشد. (توبه،80) منافقان با تعریض و کنایه بر این مطلب تاکید می کردند که فرقی میان دعا و استغفار آن حضرت (صلی الله و علیه وآله) با نیایش های دیگران نیست و خداوند با تخطئه این بینش و اندیشه آنان تبیین می کند که نمی توان و نمی بایست دعا و استغفار حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) را با نیایش های دیگران همسان دانست. بی گمان دعاهای انسان های کامل و کسانی که محبوب خداوند 179368 هستند را نمی توان با نیایش های دیگران هم سنگ دانست. انسانهای کامل و محبوب به جهت جایگاه و مقام والای خویش به آسانی می توانند خواسته های خود را بیان و پاسخ دریافت کنند.

التماس دعا می گوییم تا دعایمان مستجاب شود

از دیگر مسائل که به عنوان شرایط استجابت دعا بیان می شود مساله درخواست دعا از دیگران است. درحدیث قدسی درباره ارزش این مساله و تاثیر آن در استجابت دعا به این نکته اشاره می شود که دعای دیگران از آن جهت که شخص با آن زبان، گناهی نکرده است اجابت می شود و خواسته هایی که در حق وی از خدا شده برآورده می شود.
در کتاب الجواهر السنیه که کلیات حدیث قدسی است در باب هفتم ص 146آمده خداوند به موسی(علیه السلام) وحی کرد: ای موسی، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است. موسی عرض کرد: خداوندا! آن زبان را از کجا بیاورم؟ خطاب آمد: با زبان دیگری مرا دعا کن.

دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن و هر انسان داعی با ایجاد پیوند و ارتباط معنوی با حضرت پروردگار از او یاری و مساعدت می طلبد تا تلاش و کوشش هایش در امور مختلف معنوی اقتصادی علمی سیاسی و نظامی را به نتیجه برساند و افق های پیروزی و موفقیت را نمایان سازد.

در تفسیر این حدیث قدسی دوگونه برداشت بیان شده است: نخست آنکه در هنگام دعا از واژگان جمع استفاده کند و دیگری را نیز با خود همراه سازد و بگوید که خداوندا ما را ببخش و یا به ما فرزندان نیکو ده و یا عاقبت همه ما را ختم به خیر گردان. دوم آنکه از دیگران التماس دعا داشته باشد و از آنان بخواهد که در حق شما دعا کنند چنان که دستور داده شده است که مومنان از پیامبر(صلی الله و علیه وآله) بخواهند تا در حق ایشان استغفار کند. بنابراین شخصی که از دیگری می خواهد که برای وی دعا کند از زبانی استفاده می کند که با آن گناهی نکرده است. اگر به کسی گفته شود که با زبانی که گناه نکرده ای دعا کن آن زبان تنها زبان دیگری است؛ زیرا شخص با زبان دیگری دعا نکرده و یا آنکه شخص با اعضا و جوارح دیگری هرگز گناهی مرتکب نشده است از این رو زبان دیگری زبانی است که شخص با آن هیچ گناهی انجام نداده است.


- نظرات (0)

راهکار رفع سستی در صیانت از حجاب اسلامی

راهکار رفع سستی در صیانت از حجاب اسلامی
گاهی مواقع نیز جوّ غالب تحت عنوان اینکه همه روسری‌ها را تا نیمه می‌بندند یا آرایش کرده هستند یا در خیابان‌ها بدون چادرند ممکن است در دل برخی ایجاد شرم و وحشت کند که مبادا انگشت‌نما خاص و عام شوم و رویه «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» را در پیش گیرند که قرآن کریم جوّ غالب بدون دلیل و منطق را به‌شدت محکوم  کرده و تبعیت از رسوم جاهلی را ناشی از جهل می‌داند، پس اگر فرهنگی منطق داشت قابل‌پذیرش است و گر نه خیر. زیرا قرآن اکثریّت را ملاک حقّانیت نمی‌داند.[2]
عامل دیگر سستی در حجاب رفقای بد هستند که گاهی انسان با افرادی دوست می‌شود که بجای صداقت، رویه‌های شیطانی دارند و به دنبال خوشی‌های زودگذر و فانی هستند و انسان‌های پاک را با اصرار به گمراهی می‌کشند و با عناوینی مثل تفریح کردن پای انسان را به دام‌های شیطان گرفتار می‌کنند که این افراد حتّی ممکن است فرایض دینی به‌مانند حجاب را تضعیف کنند و آن را برخلاف رسوم اجتماعی بدانند و از آن به‌عقب ماندگی یاد کنند. راهکار ارائه‌شده قرآن آن است که گرد این گونه افراد نچرخید وگرنه زمانی نادم و پشیمان خواهید شد که پشیمانی سودی نداشته باشد هم چنانکه در سوره فرقان زبان حال این افراد را چنین بیان می‌کند: «یا وَیْلَتی لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً [فرقان/ 38] ای وای بر من، کاش فلان گمراه را دوست خود انتخاب نکرده بودم».
امید است همه مؤمنین و متدین با پرهیز از عوامل سستی در عمل به فرایض دینی و به‌کار بستن راهکارهای قرآنی هرچه بیشتر سعادت دنیوی و اخروی خود را با عمل به دستوارت دینی تضمین نمایند.

- نظرات (0)

بخشش تضمینی

بخشش

معنای رحمت الهی

وقتی این کلمه صفت خداوند می شود، معنای نیکی کردن و احسان به خود می گیرد. از نظرگاه کلام شیعی، رحمت الهی، به معنای افاضه خیر بر نیازمندان و فرودستان و دستگیری از آنان است. رحمت خداوندی از ویژگی های تمامیت، عمومیت و کمال است. « تمامیت» بدین معنا است که خداوند می خواهد نیازمندی و ناتوانی را از جمیع نیازمندان بردارد. «عمومیت» بدین معنا است که گستره رحمت الهی هم نیک سیرتان و شایستگان را دربرمی گیرد و هم بدسیرتان و سرکشان را و هم مؤمنان و هم کافران را، و هم در این جهان مشمول آنان می شود و هم در آن جهان. «کمال» به این معنا است که خداوند مانند مردمان مهربان و نیکوکار، بر اثر مهربانی آوردن و نیکی کردن، دچار رنج و تعب نمی شود.

انواع رحمت الهی

رحمت خداوند بر دو گونه است:
الف. رحمت رحمانیه؛ یعنی رحمتی بی کران و فراگیر که بر همه هستی پرتو می افکند.
ب. رحمت رحیمیه؛ یعنی رحمتی که تنها پرهیزگاران و نیک سیرتان را در خود می گیرد.

صفت رحمت در قرآن

خداوند متعال خود را در قرآن کریم با صفات زیادی به بندگان خویش معرفی فرموده است؛ صفاتی که هر کدام جلوه ای از جمال و جلال الهی را به نمایش میگذارد. صفت رحمت یکی از این صفات است که در بیش از 500 آیه از آن سخن به میان آمده است.

فراگیرترین آیه قرآن از جهت رحمت الهی به بندگان کدام است؟

رحمت رحمانیه؛ یعنی رحمتی بی کران و فراگیر که بر همه هستی پرتو می افکند

بر اساس برخی از روایات؛ فراگیرترین و گسترده ترین آیه از جهت امید و رحمت قرآن، این آیه مبارکه است: «یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛[1] بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
دقت در تعبیرات فوق نشان می دهد که این آیه از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنه کاران است، شمول و گستردگى آن به حدى است که در روایات از آن تعبیر به «أوسَعُ الآیات » شده است:

1- پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: «دوست ندارم که دنیا و آنچه در آن است، به ازاىِ این آیه از آنِ من باشد: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ...». مردى گفت: اى پیامبر خدا! پس کسى که شرک ورزیده است [آیا این آیه، شامل حال او هم می شود]؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله ) سکوت کرد و سپس سه بار فرمود: بجز کسى که شرک ورزیده است».[2]

2- امام على (علیه السلام) فرمود: «در قرآن، آیه اى فراگیرتر از "یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ..." وجود ندارد».[3]

3- گفته شد: این آیه، درباره وحشى، قاتل حمزه، نازل شد، آن گاه که خواست اسلام آورد؛ امّا ترسید که توبه اش پذیرفته نشود و چون این آیه نازل شد، اسلام آورد. به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته شد: اى پیامبر خدا! این آیه اختصاص به او دارد یا شامل حالِ همه مسلمانان می شود؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شامل همه مسلمانان می شود».[4]

دلیل وسعت و فراگیر بودن این آیه شریفه نیز روشن است؛ زیرا:

رحمت رحیمیه؛ یعنی رحمتی که تنها پرهیزگاران و نیک سیرتان را در خود می گیرد

1- تعبیر به «یا عبادى» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار.
2- تعبیر به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنایت» نیز لطف دیگرى است.
3- تعبیر به «عَلى أَنْفُسِهِمْ» که نشان می دهد گناهان آدمى همه به خود او باز می گردد، نشانه دیگرى از محبت پروردگار است، همان گونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویش می گوید «این همه بر خود ستم مکن!».
4- تعبیر به «لا تقنطوا» (مأیوس نشوید) با توجه به این که «قنوط» در اصل به معناى مأیوس شدن از خیر است[5] به تنهایى دلیل بر این است که گنه کاران نباید از «لطف الهى» ناامید گردند.
5- تعبیر «مِنْ رَحْمَةِ اللهِ» بعد از جمله «لا تقنطوا» تأکید بیشترى بر این خیر و محبت می باشد.
6- هنگامى که به جمله «إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ» می رسیم که با حرف تأکید آغاز شده و کلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر می گیرد سخن اوج می گیرد و دریاى رحمت مواج می شود.
7- هنگامى که «جمیعا» به عنوان تأکید دیگرى بر آن افزوده می شود، امیدوارى به آخرین مرحله می رسد.
8 و 9- توصیف خداوند به «غفور» و «رحیم» که دو وصف از اوصاف امید بخش پروردگار است، در پایان آیه جایى براى کمترین یأس و نومیدى باقى نمی گذارد.[6]
به همین دلیل آیه فوق؛ گسترده ترین و فراگیرترین آیات قرآن است که شمول آن هر گونه گناه را در بر می گیرد، و نیز به همین دلیل از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید محسوب می شود. و جلوه گری عمل به این آیه شریفه در توبه واقعی انسان است.

پی نوشتها:
[1]. زمر، 53.
[2]. شیبانی، أبو عبد الله أحمد بن محمد، مسند احمد، تحقیق، الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف، ترکی، عبد الله بن عبد المحسن، ج 37، ص 45، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق؛ أبو بکر بیهقی، أحمد بن حسین، شعب الایمان، ج 9، ص 340 ، 341، ریاض، مکتبة الرشد للنشر و التوزیع، چاپ اول، 1423ق.
[3]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمد جواد، ج 8، ص 784، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[4]. همان، ص 785.
[5]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن ، ص 685، بیروت، دار القلم ، چاپ اول، 1412ق.
[6]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 19، ص 499 ، 500، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.


- نظرات (0)

اکسیری برای نجات از فقر و کوتاهی عمر

صله رحم

صله رحم و به یاد داشتن نزدیکان و برقراری ارتباط با ایشان یکی از راههای مهم ابراز محبت، مهروزی و نوع دوستی به حساب می آید. با توجه به اهمیت و کارکرد مهمی که این واجب الهی در زندگی فردی و اجتماعی به دنبال دارد برای تقویت و گسترش فرهنگ نوع دوستی و صله رحم سزاوار است با شناسایی و برطرف نمودن آسیب های پیشروی آن موجبات بهره مندی از برکات این واجب دینی را فراهم نماییم.

معنا و مفهوم صله رحم در فرهنگ اسلامی

صله رحم از دو واژه صِلِه و رَحِم تشکیل شده است. صله از ریشه «وصل» به معنای پیوستن دو چیز است [1] معنای اصطلاحی صله رحم، ارتباط و دیدار با خویشاوندان و کمک به آنها است. [2]
كلمه «ارحام» جمع كلمه «رحم»  است و رحم در اصل به معناى محل نشو و نماى جنین در شكم مادران مى باشد ولى بعدها به عنوان استعاره و به علاقه ظرف و مظروف در معناى قرابت و خویشاوندى استعمال شد، چون خویشاوندان همه در اینكه از یك رحم خارج شده اند مشتركند پس كلمه" رحم" به معناى نزدیك و ارحام به معناى نزدیكان انسان است. [3]
صله رحم و فقط دیدار نیست، همیاری هم هست.
باید به یاد داشت فرهنگ صله رحم نباید تنها به دیدار ختم شود بلکه سزاوار است، با آگاه شدن از نیاز و گرفتاری های  اطرافیان قدمی در مسیر حل آن نیز برداریم.
 از این رو در روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل شده است: «فَمَنْ أَتاهُ اللَّهُ مالًا فَلْیَصِلْ بِهِ قَرابَتَه[4] كسى كه از سوى خدا ثروتى به دست آورد، باید بستگان خویش را به وسیله آن دستگیرى كند».

جایگاه و اهمیت صله ارحام در آیات و روایات

در روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل شده است: «فَمَنْ أَتاهُ اللَّهُ مالًا فَلْیَصِلْ بِهِ قَرابَتَه[4] كسى كه از سوى خدا ثروتى به دست آورد، باید بستگان خویش را به وسیله آن دستگیرى كند»

از آنجا که آموزه های ارزشمند اسلامی برای حفظ و تقویت بنیانهای اجتماعی و روابط خویشاوندی تأکید بسیاری دارد، ترک و بی توجهی به ارحام، در منطق و فرهنگ اسلامی یکی از زشت ترین و بزرگترین گناهان کبیره به حساب آورده است.
بی توجهی به ارحام در منطق قرآن آنقدر مورد نکوهش است که خداوند متعال در آیاتی چند به طور صریح و آشکار از کسانی که به این واجب دینی بی توجهی می نمایند، به شدت  نکوهش می نماید و ایشان را از ترک صله رحم باز می دارد: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقیباً؛ [نساء، آیه1] و از خدایى كه به نام او از یكدیگر درخواست مى كنید و از [بریدن با] خویشاوندان پروا داشته باشید، كه خداوند بر شما نگاهبان است».
در مذمت و نکوهش قطع ارتباط با خویشاوند و شومی آن همین بس که در روایتی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که  فرمودند: «مبادا با كسى كه قاطع رحم است رفاقت كنى، زیرا من او را در سه موضع از قرآن خدای عز و جل یافتم كه به او لعن شده است. [6]
خداوند عز و جل می فرماید (23 سوره محمد): «بسا باشد كه اگر پشت دادید در زمین تباهى به بار آورید و قطع رحم كنید (24) آنهایند آن كسانى كه خدا لعنتشان كرده است و آنها را از گوش و چشم هایشان كور نموده است» و فرموده است (24 سوره رعد): «آن كسانى كه بشكنند پیمان خدا را پس از بستن آن و ببرند از آنچه خدا فرمان داده كه پیوست باشد و فساد كنند در زمین، آنانند كه لعنت از آن آنها است و بد خانمانى» و در بقره فرموده است (27): «آن كسانى كه بشكنند عهد و پیمان خدا را پس از بستن آن و ببرند آنچه را خدا فرمان داده كه پیوست شود و فساد كنند در زمین هم آنانند زیان كاران».

نقش صله رحم در توسعه رزق و روزی و فقر زدایی:

شاید در باور بعضی افراد ارتباط فقر زدایی و توسعه روزی با مسئله صله ارحام و ارتباط با خویشاوندان قدری مشکل به نظر برسد!.
مگر می شود کسی با این شیوه بتواند فقر را از خود دور نماید.! چه ارتباطی بین این دو وجود دارد؟
اگر قدری نگرش خود در خصوص اسباب رزق و عوامل توسعه روزی ارتقاء بخشیم و نگاه خود را در خصوص محاسبات دنیایی و تأثیر گذار بودن عوامل مادی اصلاح نماییم،  قدرت، اراده و تقدیر الهی را در این خصوص پر رنگ تر خواهیم دید.
در واقع می توان این چنین بیان داشت ارتباط با خویشاوند و دستگیری از ایشان موجب جلب رحمت و برکت الهی می شود قانون ثابت و مشخصی که در فرهنگ روایات به آن اشاره شده است.
در روایتی از پیامبر اکرم نقل شده است: « هیچ خانواده ای صله رحم نمی کند، جز اینکه خداوند روزی را بر آنها جاری می نماید و آنها در تحت حمایت خداوند هستند» [7]
در روایتی دیگر نقل شده است: امام على (علیه السلام): «اِذا قَطَّعُوا الرحامَ جُعِلَتِ الموالُ فى أیدىِ الشرارِ؛[8] هرگاه مردم قطع رحم كنند، ثروت ها در دست افراد شرور قرار مى گیرد».
یکی از معانی  ظاهری و ابتدایی که از این روایت به دست می آید این است، کسانی که صله رحم را قطع می کنند در این احتمال خطر قرار دارند که مالشان را از دست داده و افراد ناصالح مثل دزدان و کلاه برداران آن را تصاحب نمایند. از اینرو برای حفظ نعمت و دارایی سفارش به ارتباط با خویشاوندان شده است. کما اینکه از امام علی علیه السلام نقل شده است: «حِراسَةُ النِّعَمِ فى صِلَةِ الرَّحِمِ؛[9] حفظ نعمت ها در صله رحم است».

ارتباط صله رحم و طول عمر

برای حفظ نعمت و دارایی سفارش به ارتباط با خویشاوندان شده است. کما اینکه از امام علی علیه السلام نقل شده است: «حِراسَةُ النِّعَمِ فى صِلَةِ الرَّحِمِ؛ [9] حفظ نعمت ها در صله رحم است»

به طور طبیعی و زیستی کسانی که روحیه اجتماعی و نوع دوستی و ارتباط با دیگران در آنها قوی تر است امید بهتری به زندگی دارند و نشاط و شادابی بهتری در زندگی ایشان خودنمایی می کند، از طرفی کسانی که از روحیه انزوا گرا  برخوردارند و هیچ تمایلی به ارتباط با نزدیکان ندارند، خود را از این نشاط محروم ساخته اند.
این دسته افراد علاوه بر محروم شدن از نشاط اجتماعی از برکاتی که خداوند متعال برای ارتباط با خویشاوندان قائل شده نیز محروم می شوند. از جمله برکات ارزشمند ارتباط با خویشاوندان طول عمر معرفی شده است. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است: «مَن سَرَّهُ اَن یُنسَاَل َهُ فى عُمُرِهِ وَ یُوَسَّعَ لَهُ فى رِزقِهِ فَلیَتَّقِ اللّه  وَ لیَصِل رَحِمَهُ؛ [10] هر كس دوست دارد كه عمرش طولانى و روزى اش زیاد شود، تقواى الهى پیشه كند و صله رحم نماید».

آسیب های پیش روی صله رحم

حذف گناهان کبیره از مجلس صله رحم

1). از غیبت بپرهیزیم:
یکی از آسیب های شومی که شادی دیدار با نزدیکان را به سیاهی و تباهی مبدل می سازد دور شدن از موازین اخلاقی و گرفتار شدن در دام رذایل و گناهان کبیره است. گاهی دیده شده است مجلس دید و بازدید به مجلس توأم با گناهان مختلف از جمله غیبت و بدگویی از دیگران مبدل می شود که شایسته فرهنگ و آموزه های اسلامی نیست و می بایست از آن اجتناب نمود.
2). تجملگرایی و اسراف و زیاده روی:
از جمله آسیب های مجلس صله رحم تجملاتی شدن آن و گرفتار شدن در گناه اسراف و زیاده روی است. این رویه نامناسب باعث می شود بازار دید و بازدید کمرنگ شود چرا که نوعاً افراد به واسطه چشم و هم چشمی خواهان برگزاری مجلس مهمانی مشابه هستند در حالی که توانایی مالی آن را نیز ندارند. و این موضوع به ختم ارتباطات خویشاوندی منجر می شود.
نتیجه گیری
با توجه به آثار و برکات فوق العاده ای که صله رحم و دیدار با آشنایان در پی دارد سزاوار است با شناسایی و حذف گناهان رایج در این مجالس زمینه بهره مندی از آثار سودمند آن را برای خود و دیگران فراهم نماییم.

پی نوشت ها:
[1]. لغت نامه دهخدا، ج۷، ص۱۰۵۱۹.
[2]. طاهری خرم آبادی، صلة الرحم و قطیعتها، ص۱۲، مؤسسه نشر اسلامی.
[3]. ترجمه المیزان، ج 4، ص220.
[4]. نهج البلاغه ، خطبه 142 ، ص 432 .
 [5]. الکافی، ج2، ص 641.
[6]. همان، ج 2، ص 377.
[7]. کنزالعمال، ج6، ص472، ح16607.
 [8]. كافى، ج 2، ص 348.
[9]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم  ص 406 ،ح9303
[10]. بحارالأنوار، ج 71، ص 102.


- نظرات (0)

برای استجابت دعا این كار را انجام دهید

دعا

گره گشایی از مردم بهترین وسیله برای پاکیزه شدن روح و استجابت دعا در این دنیا و سرور یافتن در آخرت است.

منشأ سروری که در آخرت به سبب گره گشایی از کار دیگران نصیب مومن می‌ شود، پاکیزه شدن روح ، قرب یافتن الهی ، باز شدن گره از امور آخرتی ، همنشینی با اولیاء و دست یابی به اذن شفاعت است.

این‌ که در روایات گوناگون اشاره می ‌شود که اگر مردم می ‌دانستند در صف اول نماز جماعت، در اذان گفتن،‌ در غسل جمعه و در زیارت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) چه ثوابی نهفته است، هیچ ‌گاه آن را ترک نمی ‌کردند، نشانی بر عدم اطلاع مومنان از وعده ‌های الهی است.

مردم حاضرند بابت سود چند برابری که در این دنیا به آن ‌ها وعده می ‌شود،‌ هر گونه تلاشی بکنند اما برای پاداش 700 برابری که خدا برای برخی از اعمال وعده داده است، تلاشی نمی‌ کنند.

و چه زیبا در این باره شیخ بهایی فرمودند:

همه روز روزه بودن ،‌ همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک ، به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابر ، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه‌ ها نخفتن ،‌ به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ، طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ، ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله فرمودند:

مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ، فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ ؛

هر كس می ‌‏خواهد دعایش مستجاب و غمش از بین برود، باید گره از كار گرفتارى باز كند. (مسند ابن حنبل ، ج ۲، ص ۲۴۸، ح ۴۷۴۹)

خدمتكاری مردم به بهره كشی و استثمار نینجامد و این گونه نشود كه دیگران سوءاستفاده كنند و خدمت كننده را به سوی بردگی بكشانند. از این رو امام صادق(علیه السلام) درباره شرایط و خط قرمز خدمتكاری مردم فرمودند : برادرت را خدمت كن ، اما اگر تو را به خدمت و بیگاری گرفت (و طلبكارانه برخورد كرد.) خدمتش مكن

سه روش عمده در گره گشایی از کار دیگران

مومنی که توان مالی، جسمی و آبرویی دارد، می‌ تواند خود مباشرتاً گره مومنی را باز کند ؛ برخی افراد نیز می‌ توانند با تلاش خود مسبب گشایش گرهی از کار دیگران شوند.

دعا کردن برای مومنان سومین روش گره گشایی از کار دیگران است که از عهده هر کسی بر می ‌آید؛ در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود.

در دعاهایی همچون دعای ماه رمضان که می ‌فرماید: «اللهم اشف کل مریض» و «اللهم اغن کل فقیر» برای تمامی مومنان طلب عافیت می ‌شود در حالی به روال عادی چنین اتفاقی ممکن نیست ؛ بنابراین این‌ گونه دعاها به سبب این است که حس هم نوع دوستی در مومنان به وجود آید.(حجت‌ الاسلام و المسلمین مهدی ماندگاری)

 

نیکی

عمل صالح تنها نماز و روزه نیست

هر چند كه عمل صالح دایره وسیع و گسترده ای دارد كه شامل نماز و روزه و دیگر عبادات محض شرعی می شود، ولی اگر به خوبی توجه شود، این معنا به دست می آید كه احسان به دیگران و خدمت به همه موجودات و آفریده های خداوندی از جمله انسان، مهم ترین و اساسی ترین كارهای نیك و اعمال صالحی است كه انسان می تواند در مقام انسانیت و مظهریت ربوبیت به عنوان خلیفه الهی انجام دهد.
بسیاری از آموزه های قرآنی به ویژه آموزه های دستوری آن مرتبط با دیگران سامان یافته است.

به عنوان نمونه خداوند در كنار نماز، مسأله انفاق و پرداخت زكات را مطرح می كند (حج ، 41) كه یك عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است .

نکته ی  جالب و عجیب آن است كه در آیه 144 بقره ، نیكوكارى و كمك به دیگران، قبل از نماز و زكات ذكر شده است تا معلوم شود خدمت به خلق جداى از بندگى خالق نیست و در واقع مردم، عیال خدایند و خدمت به آنان، خدمت به خداست.

 

در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود

در (كافی) جلد دوم، در باب سعی در رفع حاجت مومن نقل كرده است: روزی صفوان در محضر امام صادق (علیه السلام) نشسته بود كه ناگهان مردی كه برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید و گرفتاریش را شرح داد.

امام به صفوان دستور فرمود كه فوراً حركت كن و برادر ایمانی خویش را در كارش یاری كن.
صفوان رفت و پس از توفیق در اصلاح كار و حل مشكل او به پیش حضرت بازگشت. امام در مورد كار او سوال نمودند.

صفوان گفت: خدا اصلاح كرد. امام خطاب به صفوان فرمود: بدان كه همین كار به ظاهر كوچك و حاجتی كه بر آوردی و وقت كمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور كعبه ، محبوب تر و برتر است. (بحار الانوار، ج47، ص 285)

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) درباره خدمت به خلق و خدمتكاری است که فرمودند : خدای متعال می فرماید: مردم ، خانواده من هستند . پس محبوبترین آنان نزد من كسانی هستند كه با مردم مهربان تر و در راه بر آوردن نیازهای آنان كوشاتر باشند. (الكافی، ج 2، ص 199)
در جایی دیگر فرمودند : كسی كه در فكر برآوردن نیاز برادر مومن مسلمان خود باشد تا زمانی كه در فكر نیاز او هست، خداوند نیز در (فكر) نیاز وی باشد (نیازش را برطرف می كند). (امالی شیخ طوسی ، ص 79 ، ج 741)

سخن را با روایتی از امام على (علیه السلام) به پایان می بریم:

بر طرف كردن نیاز هاى مردم (كه جلوه‏ اى از خدمت ‏رسانى است) پایدار نیست، مگر به سه چیز: كوچك شمردن خدمت تا خدا آن را بزرگ نماید، پنهان داشتن آن تا خدا آن را آشكار سازد و شتاب در بر آوردن نیاز تا براى محتاج، گوارا باشد. (نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 1131)

منابع:

سخنان حجت الاسلام ماندگاری

مقاله ای از محمد سبحانی نیا؛ فصلنامه معارف اسلامی


- نظرات (0)

دعایی برای رفع غم و اندوه

ماه مبارک رمضان

خدا را سپاسگزاریم که این توفیق را باز پیدا کردیم تا در فضای سرشار از رحمت و برکت ماه مبارک رمضان قرار بگیریم و انشالله که بتوانیم از آن استفاده های لازم را داشته باشیم.

همان طور که می دانید برای موفق شدن و رسیدن به هر هدفی باید برنامه ریزی داشت تا در راستای آن برنامه ریزی، به هدف اصلی رسید.

برای استفاده بیشتر از این ماه عزیز هم قطعاً باید با برنامه جلو برویم و به نظر می رسد بالاتر از رسیدن به رشد و کمالات معنوی، نتوان هدفی را برای این ماه در نظر گرفت.

برای رسیدن به این هدف، باید برنامه ریزی و مدیریت داشت و مهم ترین مدیریت، مدیریت ذهن است.

سعی کنیم ذهنمان را مدیریت کنیم ...

چگونه؟

در یاد خدا؛ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد، 28)

وَ ذِكْرُ اللهِ عَلی كُلِ حالٍ

نمی گوید دائماً بر سر سجاده باشید و نماز و قرآن بخوانید، تسبیح در دست داشته باشید و ذکر بگویید ... بلکه می فرماید:

یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تُلهِکُم أموَالُکُم وَلاَ أولاَدُکُم عَن ذِکرِ اللهِ وَ مَن یَفعَل ذلِکَ فَأولئِکَ هُم الخَاسِرُونَ (منافقون:9)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نکند؛ که هرکس چنین کند، زیانکار است.

در نحوه ی اعمال و سبک زندگیمان، از یاد او غفلت نکنیم؛ خدایی ناکرده حبّ جاه و مدیر و فرزند و همسر و خانواده ما را از یاد خدا منحرف نکنند ...

وَ اذکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ (انفال:45)؛ خدا را فراوان یاد کنید، باشد که پیروز شوید.

 

این گونه همنشین خدا شویم ...

یاد خدا بودن، آدمی را همنشین خدا می کند و چه لذتی، لذت بخش تر از همنشینی با محبوبش!

خداوند در حدیث قدسی به حضرت موسی(علیه السّلام)- آن گاه که از قرب و بعد خداوند سوال کرد- خود را همنشین کسی دانست که او را یاد می کند و فرمود:
اَنَا جَلیسُ مَن ذَکَرَنی؛ من همنشین کسی هستم که مرا یاد می کند. (بحارالانوار، جلد 93، ص 153)

هر کس، قلب خود را با یاد خدا، پیوسته آباد سازد، اعمال او در پنهان و آشکار، نیکو و پسندیده می شود

باز راجع به همین نکته، در قرآن می خوانیم:
فَاذکُرُونِی أذکُرکُم وَ اشکُرُوا لِی وَلاَ تَکفُرُونِ (بفره:152)؛ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. شاکر و سپاسگزار من باشید و به من کفر نورزید.

امام صادق(علیه السّلام) فرمود:
خدای سبحان خطاب به بندگان خود می فرماید: « ای پسر آدم! در قلب و درون خود، به یاد من باش؛ تا من نیز در جانم به یاد تو باشم. در خلوت به ذکر من مشغول باش تا در جَلوت به یاد تو باشم. در میان جمع مرا یاد کن؛ تا من نیز در میان جمعی بهتر، نزد فرشتگان، از تو یاد کنم. (بحار الانوار، جلد 93، ص 158)

در هر حالی یاد خدا باشیم. اگر با معصیتی مواجه می شویم، به یاد خدا آن را ترک کنیم....

امام علی(علیه السّلام)، در حدیث شریفی می فرماید:
مَن عَمَّرَ قَلبَهُ بِدَوامِ الذِّکرِ، حَسُنَت اَفعالَهُ فِی السِّرِّ وَ الجَهرَ؛ (تصنیف درر الحکم، ص186) هر کس، قلب خود را با یاد خدا، پیوسته آباد سازد، اعمال او در پنهان و آشکار، نیکو و پسندیده می شود.

 

طاعت برای خدا، ترگ گناه برای خدا ...

گاهی اوقات تا به خودمان می آییم می بینیم که بر درب ورودی گناه و معصیت قرار گرفته ایم، به یاد خدا پا را عقب کشیده و معصیت را ترک کنیم...

طاعتی می بینیم که بر ما عرضه شده است ولی برایمان انجام آن سخت است، اما می بینیم خدا انجام آن را دوست دارد، به واسطه دوست داشتن خدا آن را انجام دهیم ...

 

برای ارتباط با خدا، پل ارتباطی درست کنیم

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده: هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد، و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:
اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

گناه نباید جدایی بخش ما از خدا باشد، یادمان باشد زندگی از این حالات بیرون نیست و به ما یاد داده اند در هر حالی پل ارتباطی با خداوند را داشته باشیم: وَ ذِكْرُ اللهِ عَلی كُلِ حالٍ...

مهیا كردم براى هر هراسى «لا اله الا اللّه» را و براى هر اندوه و غمى «ما شاء اللّه» را، و براى هر نعمتى‏ «الحمد للّه»، و براى هر راحتى «الشكر للّه»، و براى هر شگفتى «سبحان اللّه»، و براى هر گناهى «استغفر للّه» و براى هر مصیبت «انا للّه و انا الیه راجعون» را، و براى هر تنگى «حسبى اللّه» و براى هر قضا و قدر «توكلت على اللّه» را، و براى هر دشمن «اعتصمت باللّه » را و براى هر طاعت و معصیت «لا حول‏ و لا قوّة الاّ باللّه العلى العظیم» را.

حدیثی زیبا است ... گویا تمام شئون زندگی را برای انسان ترسیم می کند.

با توجه به این حدیث می توان دریافت که برای لحظه به لحظه ی زندگی آدمی پلی برای ارتباط با خالق و یاد او در تمام لحظات زندگی ترسیم شده است.

 

حواسمان به کارهای شیطان باشد

حواسمان باشد که همیشه شیطان دو کار را با هم انجام می دهد:

اول: او را تشویق و تحریک به گناه  می کند ...

دوم: اینکه او را از خدا و امرزش او ناامید می کند که دومی همیشه بدتر از اولی است ...

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ .

گناه نباید جدایی بخش ما از خدا باشد، یادمان باشد زندگی از این حالات بیرون نیست و به ما یاد داده اند در هر حالی پل ارتباطی با خداوند را داشته باشیم: وَ ذِكْرُ اللهِ عَلی كُلِ حالٍ...

منابع:

بیانات محسن میرباقری



- نظرات (0)

شرط استجابت دعاى امت پیامبر

صلوات

شخص یهودى خدمت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) آمد، و از فضل خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله) بر سایر انبیاء (علیهم السلام) سؤال نمود، و گفت كه حق تعالى ملایكه را به سجده آدم (علیه‌السلام) امر كرد.

آن حضرت فرمود: افضل از آن را به محمد (صلى الله علیه و آله) كرامت نموده؛ زیرا كه خود بر او صلوات فرستاد، و به ملایكه امر فرمود كه بر او صلواتفرستند، و عبادت عباد را تا روز قیامت، در صلوات بر آن حضرت قرار داد، و فرمود كه: "انّ الله و ملائكته یُصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما" و هر كس در حال حیات یا بعد از وفات آن حضرت، بر او صلوات فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن كس مى‌فرستد، و ده حسنه به او عطا مى‌فرماید.

و هر كس بعد از وفات آن جناب، بر ایشان صلوات فرستد، آن حضرت مطلع مى‌شود و بر آن كس صلوات و سلام مى‌فرستد، مثل صلواتى كه فرستاده است و حق سبحانه و تعالى، دعاى امت او را، در هر چه از پروردگار سؤال نمایند، موقوف مى‌دارد و به اجابت نمى‌رساند، تا آن كه بر آن حضرت صلوات فرستند. و این برزگ‌تر و عظیم‌تر است از آن چه به آدم (علیه السلام) عطا فرمود.

هر كس در حال حیات یا بعد از وفات پیامبر اكرم، بر ایشان صلوات فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن كس مى‌فرستد، و ده حسنه به او عطا مى‌فرماید.

اللهم صل على محمد و آله، فى كل اوان وقت و على كل حال عدد ما صلیّت على من صلیّت علیه، و اضعافَ ذلك كله بالاضعافَ التى لا یُحصیها غیرك، انك فعال لما ترید؛ بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال، به تعداد درودى كه بر هر كس فرستاده‌اى . و چندان برابر همه آنها، به چندان برابرى كه جز تو آنها را نتواند شمرد؛ زیرا تو هر چه بخواهى، به جا آورنده‌اى. (1)

ربِّ صلِّ علیهم زنة عرشك و مادونه، و مِلاء سَمواتِكَ و ما فَوقهُن، و عدد ارضك و ما تحتهُن و ما بینهن، صلوة تقربهم منك زلفى، و تكون لك و لهم رضى، و متصلة بنظائرهن ابدا ؛ پروردگارا! بر ایشان درود فرست، هم‌وزن عرش خود و آن چه زیر عرش است (همه عالم)؛ و مقدار آن چه آسمان‌هایت و آن چه در بالاى آنهاست را پر گرداند؛ و مقدار شماره زمین‌هایت و آن چه در زیر آنها و میان آنهاست (را پر سازد)؛ درودى كه ایشان را به كمال قرب تو رساند؛ و براى تو و ایشان خشنودى؛ و همیشه به مانندهاى آن، درودها پیوسته باشد. (2)

اللهم صلِّ على محمد و آله، كما هَدیتنا به، و صلِّ على مُحمد و آله، كَما استنقذَ تَنابه، و صلِّ على محمد و آله صلوة تشفع لنا یوم القیمة و یَوم الفاقة الیك، انك على كل شىء قدیر، و هو علیك یسیر؛ بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، چنان كه ما را به سبب او (به راه حق) هدایت نمودى . و بر محمد و آل او درود فرست، چنان كه ما را به وسیله آن حضرت از (جهل و نادانى) رهانیدى و بر محمد و آل او درود فرست، درودى كه ما را روز رستاخیز و روز نیازمندى به تو شفاعت نماید؛ زیرا تو بر هر چیز توانایى، و آن بر تو آسان است . (3)

خداوند دعاى امت پیامبر را، در هر چه از پروردگار سؤال نمایند، موقوف مى‌دارد و به اجابت نمى‌رساند، تا آن كه بر آن حضرت صلوات فرستند. و این برزگ‌تر و عظیم‌تر است از آن چه به آدم (علیه السلام) عطا فرمود.

از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه:

هر كس خواهد كه شاد گرداند محمد و آل آن حضرت را (صلوات الله علیهم) به این نحو، به ایشان صلوات فرستد:

«اللهم یا اَجودَ مَن اَعطى و یا خیر مَن سَئلَ و یا ارحم مَن استرحم . اللهم صل على محمد و آله فى الاولین و صل على محمد و آله فى الآخرین و صلِّ على محمد و آله فى المَلاء الاَعلى و صلِّ على محمد و آله فى المرسلین . اللهم اَعط محمداً و آله الوسیلة و الفضیلة و الشرف و الرفعة و الدرجة الكبیره. اللهم انى آمنت بمحمد - صلى الله علیه و آله - و لم اره فلا تحرمنى یوم القیامة رؤیته و ارزقنى صحبته و توفنى عَلى مِلته واسقنى مِن حَوضهِ مَشربا رویا سائغا هنیئا لا اظماء بعده ابداً انك على كل شىء قدیر. اللهم انى آمنت بمحمد صلى الله علیه و آله و لَم اَره فَعَرفنى فى الجنان وجهه. اللهم بَلّغ محمداً صَلى الله علیه و آله مِنى تَحیة و سَلاما.»

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه سجادیه، دعاى 44 .

2- صحیفه سجادیه، دعاى 47 .

3- صحیفه سجادیه، دعاى 31 .

 

منبع:

آثار و بركات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت، عباس عزیزى .

 


- نظرات (0)

مروری بر فرازهایی از زیارت امین الله

امین الله

به نیمه ماه رجب که نزدیک می شویم  و پس از آن طنین یا علی(علیه السلام) شهرها را پر می کند. سیزده رجب که فرا می رسد شور و نشاطی عجیب شهرهای شیعه نشین را پر می کند و یاد مولا زینت بخش محافل می گردد.

یکی از بهترین زیاراتی که از ائمه(علیهم السلام) در توصیف مولا و سرورمان امام علی(علیه السلام) در دست است زیارت امین الله می باشد.

زیارتی که به گزارش جابر بن یزید جعفی از قول امام باقر(علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان حضرت زین العابدین (علیه السلام) در هنگام زیارت مشهد شریف علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفته شده است: "السلام‏ علیك‏ یا أمین‏ الله‏ فی أرضه و حجته على عباده [السلام علیك یا أمیر المومنین‏] أشهد أنك جاهدت‏ فی الله‏ حق جهاده‏ و عملت بكتابه و اتبعت سنن نبیه صلی الله علیه و آله ... ". (كامل الزیارات، ص 39)
به راستی معنای این فراز چیست؟ چگونه امام علی(علیه السلام) حق جهاد در راه خدا را ادا نمودند؟ چه شد که در عمل به کتاب و سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیروز شدند؟

آنچه در این مجال مدنظر قرار داده می شود بررسی معنای این بخش از زیارت امین الله با در نظر گرفتن آیات قرآنی پیرامون آن خواهد بود.


معنای جهاد

كلمه "جهاد" به معناى بذل جهد و كوشش در دفع دشمن است و بیشتر بر مدافعه به جنگ اطلاق مى ‏شود و لیكن گاهى به طور مجاز توسعه داده مى‏ شود به طورى كه شامل دفع هر چیزى كه ممكن است شرى به آدمى برساند مى ‏شود؛ مانند شیطان كه آدمى را گمراه مى‏ سازد و نفس امارهكه آن نیز آدمى را به بدی ها امر مى ‏كند و امثال اینها.

در نتیجه جهاد شامل مخالفت با شیطان در وسوسه‏ هایش و مخالفت با نفس در خواسته‏هایش مى ‏شود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این قسم جهاد را "جهاد اكبر" نامید. (ترجمه المیزان، ج‏14، ص: 582)
مقصود از جهاد در عبارت "أشهد أنك جاهدت‏ فی الله‏ حق جهاده" همان معنای عام می باشد که در حقیقت علی(علیه السلام) را مصداقی برای آیۀ 78 سورۀ حج دانسته است:
"وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَكُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ"؛ "و در راه خدا چنانكه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنید اوست كه شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود كه قبلاً شما را مسلمان نامید و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زكات بدهید و به پناه خدا روید او مولاى شماست چه نیكو مولایى و چه نیكو یاورى."

علی(علیه السلام) مصداقی است بارز برای کسانی که حق جهاد در راه خدا را به جا آوردند. او کسی است که در راه خدا و برای نجات جان رسولش از جان خویش می گذرد و در شب لیلة المبیت در خوابگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می خوابد تا دین حق پایدار بماند. حقیقتی که قرآن نیز بدان اشاره کرده و مورد اتفاق شیعه و سنی است: "وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَوُفٌ بِالْعِبادِ"؛ "و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى ‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است

مجاهدت های علی(علیه السلام)

علی(علیه السلام) مصداقی است بارز برای کسانی که حق جهاد در راه خدا را به جا آوردند. او کسی است که در راه خدا و برای نجات جان رسولش از جان خویش می گذرد و در شب لیلة المبیت در خوابگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می خوابد تا دین حق پایدار بماند. حقیقتی که قرآن نیز بدان اشاره کرده و مورد اتفاق شیعه و سنی است:
"وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَوُفٌ بِالْعِبادِ"؛ "و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى ‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است". (بقره/207)
او در میدان کارزار بی هیچ واهمه ای حاضر می شد و تا پای جان برای حفظ اسلام و آرمان های اسلامی تلاش می نمود. هنوز ندای "لا فتی إلا علی(علیه السلام) لا سیف إلا ذو الفقار" جبرئیل در کارزار احد، زمانی که مومنین فریب مطاع دنیایی را خورده و رسول خویش را تنها گذاردند، در آسمان طنین انداز است.
هنوز کوچه پس کوچه های مدینه و کوفه مرد کوله به دوش را به خاطر دارند که شبانه برای یتیمان و مساکین طعام می برد تا شاید اندکی از اندوه آنان بکاهد. امری که قرآن نیز بدان اشاره کرده و بسیاری از مفسرین آیۀ 274 سورۀ بقره را در شأن و فضیلت مولای شیعیان می دانند:
"الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ"؛ "كسانى كه اموال خود را شب و روز، و نهان و آشكارا، انفاق مى ‏كنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى ‏شوند."
داستان سورۀ دهر و همراهی این خاندان در یاری مسکین و یتیم و اسیر زبانزد خاص و عام بوده و در میان مردمان مشهور است.
آری! علی(علیه السلام) به حق، کسی است که مجاهدت در راه خدا را معنا بخشید و با تبعیت از کتاب خدا و سنت رسول بزرگوارش(صلی الله علیه و آله)، اسوه و الگویی برای مردمان، به ویژه شیعیان، قرار گرفت.

جهاد شامل مخالفت با شیطان در وسوسه‏ هایش و مخالفت با نفس در خواسته‏هایش مى ‏شود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این قسم جهاد را "جهاد اكبر" نامید

انسانی که در زندگی اش جز خدا و رنگ خدا، امری دیگر را نمی توان دید. کسی که به خاطر خدا و در راه حفظ نظام اسلام در هنگام غصب خلافت بر حقش، سکوت نمود و شاهد شهادت بانوی خانۀ خویش بود. او که از حق خویش در مجازات قاتلش درگذشت و بر فرزندانش سفارش نمود تا بر طبق حدود و موازین اسلامی عمل نمایند.
آری! علی(علیه السلام) نمونۀ عینی "جاهدت فی الله حق جهاده" بوده و فرزندانش نیز به تبعیت از وی قدم در این مسیر گذاشته و بهترین اسوه و الگو برای ما شدند. باشد پیروانی نیکو برای صاحبان شریعتمان باشیم.

ان شاء الله.


نتیجه

فراز اول زیارت امین الله، "جاهدت فی الله حق جهاده"، در حقیقت برگرفته از آیۀ 78 سورۀ حج بوده و امام علی(علیه السلام) و سایر معصومین(علیهم السلام) را مصداق کامل مجاهدین در راه حق معرفی می نماید.

انسان هایی شریف که از جان، مال، مقام و ... خویش در راه خدا گذشتند و از هیچ تلاشی فروگذاری نکردند.

نمونه های فراوانی از مجاهدت های این بزرگواران در صفحات تاریخ نقش بسته است که مایۀ افتخار و سربلندی شیعیان بوده و راه زندگی را در عمل به سیرۀ این بزرگواران هموار می سازد.


- نظرات (0)

صورت واقعی اعمال ما چگونه است؟

محبتمان به دنیا خیلی عمیق است

ظاهراً ما می گوییم دنیا چیست؟!، این چه دنیای بدی است و...

این حرف ها را زیاد شنیده اید که می زنند و زیاد می زنیم مگرنه ؟!

اما محبتمان به دنیا خیلی عمیق است. اگر این محبت عمیق بخواهد از دل آدم در بیاید، آدم باید خیلی کار کرده باشد و زحمت کشیده باشد.

فرمودند ریشه تمام بدی ها  و گناهان هم محبت دنیاست. اگر این را کنده باشی، چه می شود؟ راحت می شویم. تازه نفس می کشیم. می توانیم یک نماز بخوانیم.

گناه نمی گذارد انسان نماز بخواند. اگر انسان گناه کند، نمی تواند درست نماز بخواند. نماز که می گوییم منظور هیکل نماز نیست. هیکل نماز را می شود خواند. مگر اینکه خیلی گناه کند که حتی جسم نماز را هم از آدم بگیرند. اما انسان با گناه نمی تواند به روح نماز  برسد.

 

خدا که احتیاجی به اعمال ما ندارد. نه از کارهای بد من ضرری به خدا می رسد و نه از کارهای خوبم سودی برای خدا هست. خب پس این به چه درد می خورد؟ برای چه به ما گفته اند این کارها را بکنیم؟

می گویند: به درد خودت می خورد. شاید ده پانزده تا آیه باشد که مانند آیه 7 سوره مبارکه اسراء می فرماید: «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ» اگر خوبی بکنید به خودت کرده ای.

در ادامه می فرماید: «وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اگر بد کردی هم به خودت کرده ای.

اگر این مسأله را باور کنیم، شرایطمان خیلی خوب می شود.

باز در آیه 272 سوره مبارکه بقره می فرماید: «وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ» هر کار خیری و هر چیز خیری انفاق کنید، برای خودتان است.

آیه 286 سوره مبارکه بقره که همه با آن آشنا هستید می فرماید: «لَا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ» هرچه به نفعش است، کارهایی است که کرده است و هرچه به ضررش است هم کارهایی است که کرده است.

وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ. ضرری از جای دیگر نداریم. ضررها مربوط به کارهای خودمان است.

سودها هم مربوط به کارهای خودمان است.

می فرماید: من چیزی به شما نمی دهم. تو خودت کرده ای. کرده هایت را به تو تحویل می دهیم. بعد می گویند در اینکه این کرده ها را به تو تحویل می دهیم، نه یک ذره کم می کنیم و نه یک ذره زیاد می کنیم. وَلَا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا آنجا نهایت عدل است

باز قرآن یک کمی ریزترش را می فرماید: در آیه 6 سوره مبارکه عنکبوت می فرماید: «وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ» هر کس جهاد کند، نه به معنای جنگ؛ هر کس بکوشد و کار کند، فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ برای خودش کرده است.

در ادامه آیه می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ» خدا از همه بی نیاز است. اصلا فکر نکنی یک ذره اش به سود خدا یا فرشتگان خدا یا پیغمبر خداست.

در آیه 40 سوره مبارکه نمل می فرماید: «وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا یَشْكُرُ لِنَفْسِهِ» هرکس شکر کرد.

بسیاری از مشکلاتی که در زندگی برای ما پیش می آید برای این است که خدا به ما نعمتی می دهد و ما یادمان می رود که این داده خداست. شکرش را نمی کنیم، می گیرند. بسیاری از مشکلات ما نعمت هایی بود که از دستمان گرفتند. چرا گرفتند؟ چون شکرش را نکردیم.

می فرمایند هر کاری می کنی، یک روزی نتیجه این کارها را می بینی. فکر نکنی یک دانه اش از بین می رود، سر سوزنش نمی رود.

ببینید در آیه 7 سوره مبارکه زلزال از سر سوزن صحبت شده است: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ» هرکس به وزن یک ذره کار خیر بکند، آن را می بیند. هرکس به وزن یک ذره کار بد بکند، آن را می بیند.

در آیه 30 سوره مبارکه آل عمران نیز می فرماید: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا» قیامت یک روزی است که هر کس هر چه کار خوب کرده آن را حاضر می بیند. در برابر خودش حاضر می بیند.

«یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ» اگر عمل بد کرده چه؟ متاسفانه او هم می بیند. مگر اینکه جبران کند.

کارهای خوبت هم متعلق به شماست. حالا اگر من کارهای بد کرده ام، کارهای بدم هم متعلق به من است. پس هم آزار کارهای بدم را می بینم و هم حظ و لذت کارهای خوبم را می برم

صورت واقعی اعمال ما چگونه است؟

ما صورت واقعی اعمال خودمان را که ندیده ایم. من یک دروغ گفته ام. صورت واقعی اش چگونه است؟ روایتش غریب است. می گویند بوی بدی که از دهان کسی که دروغ  گفته است متصاعد می شود، تا هفت آسمان می رود. همه فرشتگان از این بوی بد آزار می بینند و لعنت می کنند.

لذا آدمی که بدی های اعمالش را دید می گوید خدایا ای کاش بین من و اعمال بدم هزار فرسنگ فاصله بود. 

در پاسخ گفته می شود: این اعمال متعلق به خودت است. یادمان باشد که ما تنها یک چیز داریم که متعلق به خودمان است. پولمان نیست. لباسمان نیست. فقط اعمالمان است.

در آیه 39 سوره مبارکه نجم می فرماید: «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی» انسان مالک هیچ چیز نیست، مگر مالک آن چیزی که کرده است. مالکیت واقعی است. آن وقت آقا اگر من یک بدی کرده ام، اگر این واقعا متعلق به من است، چطور امکان دارد از من جدا شود؟

کارهای خوبت هم متعلق به شماست. حالا اگر من کارهای بد کرده ام، کارهای بدم هم متعلق به من است. پس هم آزار کارهای بدم را می بینم و هم حظ و لذت کارهای خوبم را می برم.

در آیه 49 سوره مبارکه کهف می فرماید: وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا آنچه کرده اند را حاضر می یابند. در ادامه می فرماید: «وَلَا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا» یک قانون است. می فرماید: من چیزی به شما نمی دهم. تو خودت کرده ای. کرده هایت را به تو تحویل می دهیم. بعد می گویند در اینکه این کرده ها را به تو تحویل می دهیم، نه یک ذره کم می کنیم و نه یک ذره زیاد می کنیم. وَلَا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا آنجا نهایت عدل است.

بیانات حجت الاسلام حق شناس در درس های هفتگی ایشان



- نظرات (0)