سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

بحار الانوار از كتب معتبر شيعه



ترجمه بحار الانوار,بحار الانوار فارسی

آيا بحار الانوار از كتب معتبر شيعه است؟

 

معتبرترين كتاب‌هاي حديثي شيعه، «كتب اربعه» است و اين كتب اربعه برگرفته از 400 كتاب بنام اصول اربعمأه كه صحابه و تابعين آن را جمع آوري كرده‌اند مي‌باشد. كتب اربعه شامل كتابهاي:


1. الكافي في الاصول و الفروع و الروضه؛ اين كتاب از نخستين جوامع حديثي شيعه است كه در زمان غيبت صغري شكل گرفت و توسط ابوجعفر محمد بن يعقوب كليني، متوفي 328 هـ در سه بخش، اصول، فروع و روضه و مشتمل بر 16199 حديث مي‌باشد.


2. من لا يحضره الفقيه؛ ابوجعفر محمد بن علي بن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق، متوفي (381 هـ) و مشتمل بر 5963 حديث فقهي مي‌باشد.


3. تهذيب الاحكام في شرح المقنعه.


4. الاستبصار في ما اختلف من الاخبار.


اين دو كتاب حديثي تأليف شيخ طائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسي، متوفي (460 هـ) مي‌باشد. تهذيب مشتمل بر 13590 حديث و استبصار مشتمل بر 5511 حديث مي‌باشد.[1]
كتاب «بحار الانوار» به دست علامه مجلسي (متوفي 1110 قمري) در سال (1070 هـ .ق) به مدت 40 سال به رشته تحرير در آمد. نخستين چاپ جلد اول و دوم كتاب در كشور هندوستان در سال 1248 هـ .ق بوده و در سال 1270 هـ .ق در ايران تا 10 جلد به چاپ رسيده است و چاپ‌هاي گوناگوني در طي اين ساليان صورت گرفته که بهترين چاپ اخير بحار، در 110 جلد توسط مؤسسه الوفا، دار احياء التراث العربي، بيروت مي‌باشد.

مهمترين ويژگي بحار الانوار:
1. بيشتر آموزه هاي ديني در آن آمده است.

 

2. به جمع آوري احاديث از نسخه‌هاي خطي همت داشته است.

 

3. مطالبي از برخي كتابها نقل كرده است كه بعدها آن كتابها از بين رفته است؛

 

 4. علامه مجلسي در نقل احاديث دقت بسياري به خرج مي‌داد و اگر نسخه معتبر و خطي نداشت آن را تذكر مي‌داد و هر حديثي را صحيح مي‌دانست مي‌آورد. امّا بعضي از صاحب نظران معتقدند كه علامه مجلسي احاديث درست و نادرست را جمع آوري كرده تا از تلف شدن در امان باشند، و در واقع به مانند دائره المعارفي است که انتخاب درست و نادرست آن را به آيندگان سپرده است.


كتاب بحار، همانند هر كتاب ديگري داراي روايات صحيح و معتبر و نيز روايات ضعيف السند مي‌باشد. شايد غير از قرآن كريم، هيچ كتاب ديگري را نتوان ادعا نمود تمام محتواي آن صددرصد صحيح و قطعي مي‌باشند.[2]


علامّه مجلسي دربارة علت نامگذاري اين كتاب به بحار مي‌گويد: چون اين كتاب مشتمل بر همه علوم و حكمت‌ها و اسرار بوده و خواننده را از ساير كتاب‌هاي حديثي بي‌نياز مي‌كند، آن را به «بحار الانوار الجامعة لدرر الاخبار الائمه الاطهار ـ عليهم السّلام ـ يعني؛ درياي نور كه دربردارنده درّها احاديث امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشند، ناميدم.[3]


ايشان هدف از نوشتن اين كتاب را به دسترسي آسان دانش پژوهان به احاديث معصومين، پراكندگي احاديث و تجمع آنها، از بين رفتن كتابها و نسخه‌هاي خطي روايي، گرايش مردم ( به خصوص در اصفهان) به صوفيان و دوري از احاديث معصومين ـ عليهم السّلام ـ و... مي‌داند.


لازم به ذكر است كه اين كتاب، شامل كل روايات معصومين نمي‌باشد و شاهد بر اين مدعا، كتاب «مستدرك» است كه بعدها نوشته شده است علاوه بر آن علامه مجلسي از كتب مشهور و متواتر و معروف، روايات كمتر نقل كرده است مانند: كتب اربعه، صحيفه سجاديه، نهج البلاغه و... .[4]


امام خميني در توصيف اين كتاب مي‌فرمايد:
كتاب «بحارالانوار» كه تأليف عالم بزرگوار محدث عالي مقام، محمد باقر مجلسي است مجموعه‌اي است كه قريب چهارصد كتاب و رساله كه در حقيقت يك كتاب‌خانه‌اي كوچكي است كه با يك اسم نام برده مي‌شود. صاحب اين كتاب چون ديده كتاب‌هاي بسياري از احاديث است كه به واسطه كوچكي و گذشتن زمان، از دست مي‌رود؛ تمام آن كتاب‌ها را بدون آن كه التزام به صحت آنها داشته باشد در يك مجموعه به اسم بحار الانوار فراهم كرده است.[5]


در نتيجه بايد گفت: بحارالانوار نقش واسطه را ايفا مي كند و چون منابع و مصادر آن از اعتبار يكساني برخوردار نيست ، بر اين پايه در بررسي روايات آن سه جهت مهم را بايستي مورد توجه قرار داد ، اول :  منابعي كه كتاب از آم بهره برده است ، دوم سند خود روايت ، سوم برسي محتوايي روايت .


 ==============================
پي نوشت ها:
[1] . ر.ك: مؤدب، سيد رضا، علم الحديث، قم، انتشارات احسن الحديث، چاپ اول، 1378، ص177.
[2] . ر.ك: عابدي، احمد، آشنايي با بحارالانوار، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1378، ص78ـ278.
[3] . مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج1، ص5.
[4] . بحارالانوار، ج53، مقدمه جناب آقاي شعراني.
[5] . امام خميني، كشف الاسرار، تهران، موسسه نشر آثار امام خميني، ص319.


- نظرات (0)

تعصب خدا ناباوران بر بی دینی

صم بکم عمی فهم لا یعقلون

خدا ناباوری در اینستاگرام گفته است که در منطق ما بی دینان و مخالفان قرآن، تعصب جایی ندارد. می‌خواستم با استفاده از آیات قرآن، جواب او را بدهید.

ابتدا باید بدانیم تعصب یعنی چه؛ تعصب در اصل از ریشه «عصب» به معنای رگ‌ ها و پی‌ هایی است که مفاصل را هم ارتباط می‌دهد.[1] سپس هرگونه ارتباط و به هم پیوستگی را تعصب و عصبیت نامیده‌‌ اند و در اصطلاح، دفاع از حقوق خویشاوندان و متعلقات آنان(مذهبی، مسلکی، سیاسی، میهنی و...) تعصب است، پس اگر قصد انسان دفاع از آنان باشد ولی کاری به حق بودن این دفاع نداشته باشد، مذموم است.[2] بر این اساس، بی دینان و خدا ناباوران که از هم مسلکان خود به شدت دفاع می‌کنند، متعصب هستند.
اگر چه بی دینان، تعصبی را که برای دینداران شناخته شده است ندارند، اما به گونه ی دیگری تعصب دارند؛ به بیان دیگر آنها با تخریب دین و آموزه های قرآن به طرق مختلف و دنبال کردن این شیوه ی باطل، تعصب خود را در مقابله با دینداری نشان می‌دهند. «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ‏ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ[توبه/65] و اگر از آنها بپرسى (كه چرا سخريه و استهزاء مى‌‏كنيد؟) پاسخ دهند كه ما به مزاح و مطايبه سخن مى‌گفتیم. بگو: آيا با خدا و آيات و رسول او را تمسخر مى‏‌كرديد؟.»

آیا بی دینانی که همواره منتظر شنیدن خبر رنج و سختی و پسرفت مسلمانان هستند و بغض و کینه ی مسلمانان را به طریق های گوناگون بیان می‌کنند، تعصب ندارند؟! «لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَر[آل عمران/118] (دشمنان) از هيچ فسادى در حق شما كوتاهى نمى‏‌كنند و خواستار رنج و مشقت شمايند. و كينه ‏توزى از گفتارشان آشكار است و آن كينه كه در دل دارند بيشتر است‏.»

 آیا بی دینانی که همت خود را صرف بازداشتن مردم از راه خدا می کنند؛ تعصب ندارند؟ «الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّه[نحل/88]‏ آنان كه كافر شدند و ديگران را از راه خدا بازداشتند.» قطعا کسانی که همت خود را صرف بازداشتن مردم از راه قرآن و ارزشهای آن کرده و با ایجاد شبهات گمراه کننده در سایتها و فضای مجازی(مثل خدا ناباوران) به فکر گمراه کردن مردم به هر قیمتی هستند، تعصب دارند، و بی دینانی که با ساختن فیلمها و کلیپ های ضد اخلاقی در پی متلاشی کردن نهاد خانواده هستند، تعصب دارند. تعصب بر از بین بردن نهاد خانواده.

آیا بی دینانی که چنان به پول و امکانان ظاهری خود مغرور شده اند که توهم می‌کنند مادیات آنها، آنها را از عذاب خدا رهایی می‌بخشد، تعصب ندارند؟ در حالی که اصلا اینگونه نیست. حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: «وَ أَمَّا الْأَغْنِیَاءُ مِنْ مُتْرَفَةِ الْأُمَمِ فَتَعَصَّبُوا لِآثَارِ مَوَاقِعِ النِّعَمِ فَقالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِین؛ اما ثروتمندان ناز پرورده امت‌ ها، به نعمت‌هاى فراوان خود تعصب به خرج دادند، و گفتند: «اموال و اولادمان از همه افزون ‌‏تر است، و ما را عذابى نخواهد بود.»[2]
حاصل سخن اینکه، خدا ناباوران با برنامه ریزی گسترده برای گمراه کردن مسلمانان و بلکه ادیان دیگر از طریق ایجاد شبهات و راه اندازی سایتها و کانال های غیراخلاقی، تعصب خود را بر بی دینی نشان می‌دهند.

پی نوشت:
[1]. لسان العرب، ابن منظور، دار صادر، بیروت، 1414 ق. ج 1، ص 602.
[2]. شرح چهل حدیث(اربعین حدیث)،  موسوی الخمینی، روح الله، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386ش.


- نظرات (0)

دعا جهت برآورده شدن حوائج


دعای سریع الاجابه,دعای برآورده شدن حاجت

دعا جهت برآورده شدن حوائج

 

برای استجابت دعا قبل از اذان صبح یا بعد از  نمازنافله صبح (بعد از اذان) 180 مرتبه ذکر "یا سمیع" خوانده شود.

دعا جهت برآورده شدن حوائج :
از تعقيبات مهم جهت برآورده شدن حوايج، آن است كه وقتى از نماز فراغت پيدا كرد، بخواند دعايى را كه ادريس بن عبداللَّه مى‏گويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم مى‏ فرمود: وقتى از نماز فراغت پيدا كردى بگو:
أَللّهُمَّ، إِنّى أَدينُكَ بِطاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ وَ وِلايَةِ رَسُولَكِ وَ وِلايَةِ الاَْئِمَّةِ مِنْ أَوَّلِهِمْ وَ [يا: إِلى‏] آخِرِهِمْ.


و همه ائمه [(عليهم‏ السلام)] را يكايك نام مى‏برى، سپس مى‏ گويى:
أَللّهُمَّ، أَدينُكَ بِطَاعَتِهِمْ وَ وِلايَتِهِمْ وَ الرِّضا بِما فَضَّلْتَهِمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ [يا: مُنْكِرٍ] وَ لا مُسْتَكْبِرٍ عَلى مَعْنى ما أَنْزَلْتَ فى كِتابِكَ عَلى حُدُودِ ما أَتانا فيهِ وَ مالَمْ يَأْتِنا، مُؤْمِنٌ مُعْتَرِفٌ مُسَلِّمٌ بِذلِكَ، راضٍ بِما رَضيتَ بِهِ، يارَبِّ، أُريدُ بِهِ [وَجْهَكَ الْكَريمَ وَ] الدّارَ الْآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فيهِ، فَأَحْيِنى عَلى ذلِكَ وَ أَمِتْنى إِذا أَمَتَّنى عَلى ذلِكَ، وَ ابْعَثْنى عَلى ذلِكَ. وَ إِنْ كانَ مِنّى تَقْصيرٌ فيما مَضى، فَإِنّى أَتُوبُ إِلَيْكَ، وَأَرْغَبُ إِلَيْكَ فيما عِنْدَكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنى بِوِلايَتِكَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ لا تَكِلْنى إِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ لا أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ، إِنَّ النَّفْسَ لاََمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمْتَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَ أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ وَجْهِكَ الْكَريمِ وَ بِحُرْمَةِ اسْمِكَ الْعَظيمِ وَ بِحُرْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله على و آله و سلم) وَ بِحُرْمَةِ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِكَ (عليهم‏السلام) و آن بزرگواران را [يك به يك‏] نام مى‏ برى – أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَفْعَلُ بى كَذا وَ كَذا.

خدايا، من به طاعت و ولايت و دوستى تو ولايت رسولت و ولايت امامان از اوّل تابه آخرشان، از تو اطاعت نموده و مى‏پرستمت. خداوندا، من به واسطه‏ى اطاعت و ولايت و دوستى آنان، و خشنودى از آنچه كه ايشان را به آن برترى دادى، بدون اينكه تكبّر نموده [يا: انكار نموده‏] و يا گردنكشى نمايم، بر اساس آنچه كه در كتابت فرو فرستادى، و بر اساس احكام و حدودى كه در آن به ما رسيده و يا نرسيده، از تو اطاعت نموده و مى‏پرستمت. و به آن ايمان آورده و معترف و تسليم آن هستم، و به هرچه كه تو بدان خشنودى، خرسندم، پروردگارا، مقصودم از اين [روى و اسماء و صفات – گرامى‏ات و رضاى تو و ]دار آخرت مى‏باشد، در حالى كه در اين باره هم از تو هراسانم و هم به سوى تمايل و رغبت دارم. پس مرا بر همين [اعتقاد] زنده‏بدار، و هنگامى كه مى‏ ميرانى بر همان بميرانم، و بر همان [در قيامت‏] مبعوثم بدار، و اگر در گذشته تقصير و كوتاهى از من سرزده [از آن‏] به سوى تو توبه مى‏نمايم، و نسبت به آنچه در نزد توست ميل و رغبت دارم، و از تو درخواست مى ‏كنم كه مرا به سرپرستى خود از نافرمانى‏ات نگاه دارى، و هيچگاه به اندازه‏ى چشم برهم زدنى مرا به خود وامگذار، نه كمتر از اين و نه بيشتر از آن، زيرا نفس بسيار بدفرماست، مگر اينكه تو رحم آرى. اى مهربانترين مهربانان، و از تو درخواست مى‏نمايم به حرمت روى [و اسماء وصفات ]گرامى‏ات، و به احترام اسم بزرگت، و به حرمت رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم) و به احترام اهل بيت رسولت (عليهم‏السلام) – و ايشان را نام مى ‏برى – اينكه بر محمّد و آل او درود فرستى، و به من چنين و چنان كنى.


به جاى اين لفظ چنين و چنان كن حوايج خويش را ذكر مى‏كنى كه إِنْ شاءَ اللَّه. برآورده مى‏شود.

(فلاح السائل ص 169)

دعای برآورده شدن حاجت,دعای برآورده شدن حاجت سریع

 دعای برآورده شدن حاجت سریع

ذکر "یا سمیع" برای برآورده شدن حاجات
بخواند "یا سَمیعُ یا بَصیر"هرگز به هیچ چیز محتاج نشود و رسوا نگردد و دعاهای او مستجاب شود و صفای باطن او را حاصل گردد.
برای استجابت دعا قبل از اذان صبح یا بعد از  نمازنافله صبح (بعد از اذان) 180 مرتبه ذکر "یا سمیع" خوانده شود.
تعداد  کبیر این ذکر 180 و تعداد وسیط آن 18 وتعداد صغیر آن 9 می‌باشد.

اگر کسی اسم مبارک "یا سمیع" راروز  پنجشنبه بعد از نماز 500 بار بخواند هر دعا و حاجتی که خواهد روا گردد. و اگرقاری به این قیام کند مستجاب الدوةگردد.
و هرروز به طریق اوراد چهارصد و دو نوبت بخواند "یا سَمیعُ یا بَصیر"هرگز به هیچ چیز محتاج نشود و رسوا نگردد و دعاهای او مستجاب شود و صفای باطن او را حاصل گردد.

 

دعای برآورده شدن حاجت,دعای برآورده شدن حاجت سریع

دعای سریع الاجابه

دعا جهت رفع حاجت :
از سید کائنات رسول گرامی اسلام محمد مصطفی صل الله علیه و آله نقل شده است که اگر کسی را مشکلی پیش آید و دو رکعت نماز بخواند و بعد از آن سر به سجده گذارد و سی مرتبه بگوید :
بسم الله الرحمن الرحیم اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيم َ الْأَكْبَرِ الْأَكْبَرِ الَّذی إِذَا دُعِيتَ بِهِ أَجَبْتَ وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَيْتَ أَنْ تَقْضِيَ حَاجَتِي بِحُرمَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین
حاجتش برآورده شود .
 (راهنمای گرفتاران ص 349)

 

 دعای برآورده شدن حاجت,دعای برآورده شدن حاجت سریع

 دعای رفع جاجت

 

ذکر «یا وهاب» برای برآورده شدن حاجت
 اگر کسی بعداز فراغ از نماز دستها را بردارد و هفت نوبت این اسم  مبارک "یا وهاب" رابخواند و حاجت بخواهد البته دعای او مستجاب است.


- نظرات (0)

به باطل نخورید!!

ربا-بانکداری اسلامی-اقتصاد اسلامی

آیه ی 29 سوره نساء را آیه ی «تجارت» نام نهاده اند.

این آیه با طرح یکی از موضوعات اقتصادی اسلام، تصرف در دارایی های یکدیگر از راه های باطل مانند ریا، قمار، سرقت، و غصب را حرام داشته 2 و فقط از راه داد و ستدی که با رضایت یکدیگر باشد، جایز شمرده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَ لاَتَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِیمًا

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، اموال همدیگر را به ناروا مخورید- مگر آنكه داد و ستدى با تراضى یكدیگر، از شما [انجام گرفته‏] باشد- و خودتان را مكشید، زیرا خدا همواره با شما مهربان است.

 

تصرف مشروع به سبب تجارت

به آیه تجارت بر اباحه تصرف به سبب تجارت در صورتی که با اختیار و رضایت دو طرف انجام شده باشد، استناد شده است.

 

مراد از تجارت در آیه

مراد از تجارت، مطلق معاوضه از قبیل بیع، صلح و قرض می‌باشد. [زبدة البیان، ص427][ کنز العرفان ج2، ص33]

در ادامه به نکاتی پیرامون تجارت از نگاه آیات قرآن و روایات می پردازیم:

 

بازرگانی (تجارت)

ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتی باشد هر دو طرف به آن رضایت داشته باشند...هرآینه خدا با شما مهربان است. (سوره نساء، 29)

 

فضیلت بازرگانی

امام علی (علیه السلام): به کارهای تجاری بپردازید که آن شما را از مال دیگران بی نیاز می کند.خداوند پیشه ور درستکار را دوست دارد. (وسائل الشیعه: 12/4/6)

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ): کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد وگرنه نباید خرید و فروش کند: ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف وتبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار الانوار، 103/95/18)

امام صادق (علیه السلام): تجارت کردن خرد را می افزاید. (کافی: 5/148/1)

 

رها کردن تجارت

امام صادق (علیه السلام): رها کردن تجارت خرد را کم می کند. (همان)

ربا

آداب تجارت

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ): کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد و گرنه نباید خرید و فروش کند:ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف وتبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار الانوار، 103/95/18)

امام صادق (علیه السلام): هر کس بخواهد تجارت کند باید احکام دین خود را بیاموزد تا بدین وسیله حلال را از حرام باز شناسد. کسی که احکام دین خود را نیاموزد و تجارت کند در دام شبهات فرو می غلتد. (همان)

امام صادق (علیه السلام): هرگاه مسلمانی از معامله پشیمان شود و تقاضای فسخ کند و مسلمان طرف دیگر معامله تقاضای فسخ معامله را بپذیرد، خداوند در روز رستاخیز از لغزش های او در می گذرد. (همان)

 

رعایت حق مشتری

وای بر کم فروشان ؛ آنان که چون از مردم پیمانه می ستانند آن را پر می گیرند و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن می کنند از آن می کاهند. (انعام: آیه 152)

 

تشویق تاجر به صدقه دادن

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله ): ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولاً) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را با صدقه در آمیزید. (کنز العمال: 9439)

امام علی (علیه السلام): در سفارش به مردی که مشغول فروختن کالایی بود، فرمود : از پیامبر شنیدم که می فرمود : گذشت و آسان گیری نوعی سود است. (وسائل الشیعه: 12/288/4)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله ): ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولاً) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را با صدقه در آمیزید. (کنز العمال:  9439)

تشویق تاجر به راستگویی

پیامبر (صلی الله علیه وآله): تاجر درستکار ، راستگو و مسلمان ،در قیامت با شهیدان است. (کنز العمال:9216)

 

پرهیز از سوگند خوردن در تجارت

امام علی (علیه السلام): ای جماعت دلال! کمتر سوگند یاد کنید؛ زیرا اگر چه این کار کالا را به فروش می رساند ولی سود (حقیقی) را می برد. (کافی: 5/162/2)

 

برکت:

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله): برکت، در بازرگانی و داد و ستد است. (مستدرک الوسائل: 13/9)

امام صادق (علیه السلام): خوش خلقی روزی را زیاد می کند. (بحارالانوار: 71/396/77)

وام

وام :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله): از وام گرفتن بپرهیزید که آن غصه شب و خواری روز است. (بحارالانوار: 103/141/4)

 

ربا:

ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا بترسید و اگر ایمان آورده اید ، ربا را هر چند باقی مانده است رها کنید و اگر چنین نکردید با خدا و رسول او اعلان جنگ دهید و اگر توبه کنید اصل سرمایه برای شماست. در این حال نه ستم کرده اید و نه به شما ستم شده است . (بقره: 278،279)

 

احتکار:

امام علی (علیه السلام)- در فرمان زمامداری مصر به مالک اشتر – نوشت :...با این همه ،بدان که بسیاری از تاجران در داد و ستد بیش از اندازه سختگیرند و بخل ورزی ناپسندی دارند و به منظور سود بیشتر کالا را احتکار می کنند و به دلخواه نرخ گران می بندند و این کار برای توده ی مردم زیانبار و برای حکمرانان عیب و ننگ است.

بنابراین از احتکار جلوگیری کن؛ زیرا که رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) از آن منع فرموده است. (نهج البلاغه: کتاب 53)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): محتکران و آدم کشان در جهنم هم درجه هستند. (کنز العمال: 9739)

 

زکات:

امام صادق (علیه السلام): خداوند چیزی سخت تر از زکات بر این امت واجب نکرد و عموم آنان جز در این مورد هلاک نمی شوند. (الامالی طوسی: 693/1474)


- نظرات (0)

این عمل دعا به اجابت می رسد!

دعا

خداوند در آیه 186 سوره مبارکه بقره خداوند هفت مرتبه به ذات پاك خود اشاره كرده و هفت بار به بندگان! و از این راه نهایت پیوستگى و قرب و ارتباط و محبت خود را نسبت به آنان مجسم ساخته است!

"عبداللَّه بن سنان" مى‏گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: "زیاد دعا كنید زیرا دعا كلید بخشش خداوند و وسیله رسیدن به هر حاجت است، نعمت ها و رحمت هایى نزد پروردگار است كه جز با دعا نمى‏توان به آن رسید! و بدان هر در را كه بكوبى عاقبت گشوده خواهد شد"! (کافی ج 2 ص 468)

آرى او به ما نزدیك است، چگونه ممكن است از ما دور باشد در حالى كه میان ما و قلب ما جاى او است! (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) (سوره انفال آیه 24).

وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُۆْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (بقره ـ 186)

و هر گاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیكم دعاى نیایشگر را آن گاه كه مرا مى‏خواند پاسخ مى‏گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد كه به رشد رسند.

 

سلاحى به نام دعا و نیایش‏

از آنجا كه یكى از وسایل ارتباط بندگان با خدا مساله دعا و نیایش است ، به دنبال ذكر بخش مهمى از احكام اسلام در آیات گذشته آیه مورد بحث از آن سخن مى‏گوید، و با اینكه یك برنامه عمومى براى همه كسانى كه مى‏خواهند با خدا مناجات كنند در بردارد،

قرار گرفتن آن در میان آیات مربوط به روزه مفهوم تازه‏اى به آن مى‏بخشد، چرا كه روح هر عبادتى قرب به خدا و راز و نیاز با اوست.

برخى افراد از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله مى‏پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیا خدا به ما نزدیك است كه او را آهسته بخوانیم و یا اینكه دور است كه با فریاد بخوانیم؟! این آیه در پاسخ آنان نازل شد.

دعا كننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بكار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند.

دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ» (بقره، 116)

كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد

و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (الرحمن، 29) پس ما نیز از او درخواست كنیم تا وصله‏ى ناهمگون هستى نباشیم.

قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله:

1ـ دعا و درخواست باید خالصانه باشد. «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» «1»

2ـ با ترس و امید همراه باشد. «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً» «2»

3ـ با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. «یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً» «3»

4ـ با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً» «4»

5ـ با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. «إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِیًّا» «5»

در اصول كافى، صدها حدیث در اهمیّت، نقش و آداب دعا، توجّه و اصرار و ذكر حاجت‏ها هنگام دعا و دعاى دسته جمعى و ایمان به استجابت آن آمده است. «6»

گناه
سۆال: چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمى‏شود؟

پاسخ:

عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرك یا جهل ماست.

در تفسیر المیزان مى‏خوانیم كه خداوند در این آیه مى‏فرماید: «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ» خودم اجابت مى‏كنم دعا كننده‏اى را كه فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خیر كند.

پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است كه ما از خداوند خیر نخواسته‏ایم، و در واقع براى ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نكرده‏ایم و همراه با استمداد از غیر بوده است و یا اینكه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد كه به فرموده روایات، در این صورت به جاى آن بلایى از ما دور مى‏شود و یا براى آینده ما یا نسل ما ذخیره مى‏شود و یا در آخرت جبران مى‏گردد.

در اصول كافى مى‏خوانیم: كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد.

معناى دعا، ترك كسب و كار نیست، بلكه توكّل به خداوند همراه با تلاش است.

لذا در حدیث مى‏خوانیم: دعاى بیكار مستجاب نمى‏شود.

شاید قرار گرفتن آیه‏ى دعا در میان آیات روزه به خاطر تناسب بیشترى است كه ماه خدا با دعا دارد.

اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند. دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ»

سۆال: با اینكه كارهاى خداوند قانون‏مند و بر اساس عوامل و سنّت‏هاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟

پاسخ:

همانگونه كه انسان در سفر، حكم نماز و روزه‏اش غیر از انسان در وطن است، انسان دعا كننده با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفیّت انسان را براى دریافت الطاف الهى بیشتر مى‏كند. همانگونه كه توسل و زیارت اولیاى خدا، شرایط انسان را عوض مى‏كند. چنان كه اگر كودكى همراه پدر به مهمانى رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود كه تنها برود.

بنابراین دعا، زیارت و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهم‏ زدن سنّت‏هاى قطعى الهى.

 

پیام‏های آیه:

1ـ دعا در هرجا و در هر وقت كه باشد، مفید است. چون خداوند مى‏فرماید: من نزدیك هستم. «فَإِنِّی قَرِیبٌ» (آنچه از اوقات مخصوصه، یا اماكن مقدّسه براى دعا مطرح شده براى فضیلت است، نه انحصار به آن ایام و یا اختصاص به آن امكنه)

2ـ خداوند به ما نزدیك است، ولى ما چطور؟ اگر گاهى قهر او دامن ما را مى‏گیرد، به خاطر دورى ما از خداوند است كه در اثر گناهان مى‏باشد. «فَإِنِّی قَرِیبٌ»

3ـ استجابت خداوند دائمى است، نه موسمى. «أُجِیبُ» نشانه‏ى دوام است.

با آنكه خدا همه چیز را مى‏داند، امّا دعا كردن وظیفه‏ى ماست. «فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی»

5ـ دعا آنگاه به اجابت مى‏رسد كه همراه با ایمان باشد. «وَ لْیُۆْمِنُوا بِی»

6ـ دعا، وسیله‏ى رشد و هدایت است. «لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»

 

پی نوشت ها:

(1). غافر، 14.

(2). اعراف، 56.

(3). انبیاء، 90.

(4). اعراف، 55.

(5). مریم، 3.

(6). كافى، ج 2، كتاب الدعا.


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

کافی ج 2

 



- نظرات (0)

شرطی که استجابت دعا را بیشتر می کند

دعای دیگران

دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن

دعا نافی عمل نیست و نباید چنین پنداشته شود که داعی وظیفه ای جز گشودن دست نیاز به درگاه حضرت بی نیاز ندارد و باید بنشیند و پی در پی تمنا و درخواست نماید تا حاجاتش برآورده شود و موانع راهش مرتفع گردد. بلکه برعکس دعا بدون عمل تحقق نمی یابد و داعی باید در کنار تفکر و تعقل و کار و تلاش درخواست هایش را به پیشگاه الهی عرضه بدارد و از او یاری و مساعدت بطلبد.
در فرهنگ عمومی قاعده ای مطرح است و آن این که از تو حرکت از خدا برکت. این اصل و قاعده که در تعالیم مقدس اسلام ریشه دارد و از آنجا در فرهنگ عمومی نفوذ و تسری یافته است به ضرورت عزم و اراده و حرکت و فعالیت و در کنار آن دعا و تقاضای مساعدت الهی در رفع موانع و مشکلات تصریح دارد و این واقعیت را می نمایاند که محال است بدون حرکت برکتی از جانب حضرت پروردگار نازل گردد. آنچه در این باره با معیارهای شرع و عقل انطباق دارد این است که دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن و هر انسان داعی با ایجاد پیوند و ارتباط معنوی با حضرت پروردگار از او یاری و مساعدت می طلبد تا تلاش و کوشش هایش در امور مختلف معنوی اقتصادی علمی سیاسی و نظامی را به نتیجه برساند و افق های پیروزی و موفقیت را نمایان سازد.

آداب دعا کردن

دعا کردن آدابی دارد از جمله اینکه قبل از دعا کردن نعمت های خدا را برشماریم و در این مورد باید به نعمت های ویژه خداوند توجه داشته باشیم که تا خدا آنها را از ما نگیرد متوجه نمی شویم.
تمجید خدا، شکرگزاری، بازگویی عیب های خود، استغفار و صلوات فرستادن از دیگر آداب دعا است.

شرایط اجابت دعا

سخن از تاثیر و استجابت دعا برای دیگران و یا دعا و نیایش به شکل جمع امری است که در روایات به آن اشاره شده است. بدین معنا که دعا به شکل جمع و یاد کرد دیگران در دعا موجب می شود تا خواسته شما نیز پذیرفته شود.

درحدیث قدسی درباره ارزش این مساله و تاثیر آن در استجابت دعا به این نکته اشاره می شود که دعای دیگران از آن جهت که شخص با آن زبان، گناهی نکرده است اجابت می شود و خواسته هایی که در حق وی از خدا شده برآورده می شود.
در کتاب الجواهر السنیه که کلیات حدیث قدسی است در باب هفتم ص 146آمده خداوند به موسی(علیه السلام) وحی کرد: ای موسی، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است. موسی عرض کرد: خداوندا! آن زبان را از کجا بیاورم؟ خطاب آمد: با زبان دیگری مرا دعا کن.

در شرایط استجابت دعا، دعای دیگران درحق شخص است. در آیات قرآنی سخن از طلب استغفار پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از برای مومنان بیان شده است. خداوند از پیامبر می خواهد تا برای مومنان دعا و نیایش کند و درجهت رهایی ایشان از گناه در حق آنان استغفار نماید. (نساء،64) دعا و استغفار پیامبر (صلی الله و علیه وآله) برای مومنان در تحلیل قرآنی از جایگاه خاصی برخوردار است (آل عمران،159) زیرا پیامبر(صلی الله و علیه وآله) درپیشگاه خداوند از مقام بلند و والایی برخورداراست و استغفار حضرت همانند شفاعت ایشان پذیرفته می شود.در آیاتی دیگر توضیح داده می شود که خداوند برای رضایت پیامبر (صلی الله و علیه وآله) شفاعت وی را تا آن اندازه می پذیرد که وی راضی و خشنود گردد. از این رو دعای پیامبر برای مسائل بسیار سخت و اموری که احتمال استجابت نیست می تواند تاثیر گذار باشد. البته برای وی نیز محدودیت هایی (توبه،113- کهف،55) در برخی از مسائل است که در داستان استغفار حضرت ابراهیم در حق سرپرست و ولی خویش بیان شده و از مومنان خواسته شده که حضرت ابراهیم (علیه السلام) را درهمه چیز جز مساله استغفار در حق ولی خود، الگو و سرمشق قرار دهند. (ممتحنه،4)
در داستان منافقان نیز در تبیین محدودیت ها می فرماید که اگر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) حتی بیش از هفتاد بار برای منافقان استغفار کند خداوند آنان را نمی بخشد. (توبه،80) منافقان با تعریض و کنایه بر این مطلب تاکید می کردند که فرقی میان دعا و استغفار آن حضرت (صلی الله و علیه وآله) با نیایش های دیگران نیست و خداوند با تخطئه این بینش و اندیشه آنان تبیین می کند که نمی توان و نمی بایست دعا و استغفار حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) را با نیایش های دیگران همسان دانست. بی گمان دعاهای انسان های کامل و کسانی که محبوب خداوند 179368 هستند را نمی توان با نیایش های دیگران هم سنگ دانست. انسانهای کامل و محبوب به جهت جایگاه و مقام والای خویش به آسانی می توانند خواسته های خود را بیان و پاسخ دریافت کنند.

التماس دعا می گوییم تا دعایمان مستجاب شود

از دیگر مسائل که به عنوان شرایط استجابت دعا بیان می شود مساله درخواست دعا از دیگران است. درحدیث قدسی درباره ارزش این مساله و تاثیر آن در استجابت دعا به این نکته اشاره می شود که دعای دیگران از آن جهت که شخص با آن زبان، گناهی نکرده است اجابت می شود و خواسته هایی که در حق وی از خدا شده برآورده می شود.
در کتاب الجواهر السنیه که کلیات حدیث قدسی است در باب هفتم ص 146آمده خداوند به موسی(علیه السلام) وحی کرد: ای موسی، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است. موسی عرض کرد: خداوندا! آن زبان را از کجا بیاورم؟ خطاب آمد: با زبان دیگری مرا دعا کن.

دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن و هر انسان داعی با ایجاد پیوند و ارتباط معنوی با حضرت پروردگار از او یاری و مساعدت می طلبد تا تلاش و کوشش هایش در امور مختلف معنوی اقتصادی علمی سیاسی و نظامی را به نتیجه برساند و افق های پیروزی و موفقیت را نمایان سازد.

در تفسیر این حدیث قدسی دوگونه برداشت بیان شده است: نخست آنکه در هنگام دعا از واژگان جمع استفاده کند و دیگری را نیز با خود همراه سازد و بگوید که خداوندا ما را ببخش و یا به ما فرزندان نیکو ده و یا عاقبت همه ما را ختم به خیر گردان. دوم آنکه از دیگران التماس دعا داشته باشد و از آنان بخواهد که در حق شما دعا کنند چنان که دستور داده شده است که مومنان از پیامبر(صلی الله و علیه وآله) بخواهند تا در حق ایشان استغفار کند. بنابراین شخصی که از دیگری می خواهد که برای وی دعا کند از زبانی استفاده می کند که با آن گناهی نکرده است. اگر به کسی گفته شود که با زبانی که گناه نکرده ای دعا کن آن زبان تنها زبان دیگری است؛ زیرا شخص با زبان دیگری دعا نکرده و یا آنکه شخص با اعضا و جوارح دیگری هرگز گناهی مرتکب نشده است از این رو زبان دیگری زبانی است که شخص با آن هیچ گناهی انجام نداده است.


- نظرات (0)