سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

باید ترک صله رحم کرد؟!

صله رحم
مگر سفارش نشده صله رحم بجا بیاوریم؟

نباید فراموش کنیم، صله رحم نهایت نهایتش یک فعل مستحبه، و نهی از منکر یک فعل واجب!

و اگر یکی از اقوام نزدیک، فعل حرامی را انجام داد ، مناسب با رفتار او باید او را نهی از منکر نمود و حتی گاهی بنابر آیه شریفه ای که آمد، می بایست از او دوری کنیم!(صله رحم فقط به معنای رفت و آمد نیست، حتی در مواردی با یه تلفن و جویای حال شدن نیز می توان صله رحم را به جا آورد.)

 

کیفیت ارتباط

صله رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع ، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل تغییر است و به هر حال تا هر درجه ای که ممکن است باید به این برنامه دینی عمل کرد.

پس نسبت به حدود صله رحم می توان گفت که: مقدار و حدود صله رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می کنند متفاوت است مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رحم محسوب نشود.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! ... با همه مردم خوش خلق باش.

پسرم اگر مال دنیایى نداشتى که با آن صله رحم کنى، و بر برادران تفضل نمایى، حسن خلق و روى خوش داشته باش، چون کسى که حسن خلق دارد خوبان او را دوست مى‏دارند، و بدکاران از او دورى مى‏نمایند. [ترجمه المیزان، ج‏16، ص: 337]

نسبت به حدود صله رحم می توان گفت که: مقدار و حدود صله رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می کنند متفاوت است مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رحم محسوب نشود

با اهل معصیت رفت و آمد نکن

روایتی در این باب است که می فرماید:

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع یَقُولُ‏ مَا لِی رَأَیْتُكَ عِنْدَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ یَعْقُوبَ فَقَالَ-إِنَّهُ خَالِی‏ فَقَالَ إِنَّهُ یَقُولُ فِی اللَّهِ قَوْلًا عَظِیماً یَصِفُ اللَّهَ‏ وَ لَا یُوصَفُ‏ فَإِمَّا جَلَسْتَ مَعَهُ‏ وَ تَرَكْتَنَا وَ إِمَّا جَلَسْتَ مَعَنَا وَ تَرَكْتَهُ‏ فَقُلْتُ هُوَ یَقُولُ مَا شَاءَ أَیُّ شَیْ‏ءٍ عَلَیَّ مِنْهُ إِذَا لَمْ أَقُلْ مَا یَقُولُ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع أَ مَا تَخَافُ أَنْ تَنْزِلَ بِهِ نَقِمَةٌ فَتُصِیبَكُمْ جَمِیعاً أَ مَا عَلِمْتَ بِالَّذِی كَانَ مِنْ أَصْحَابِ مُوسَى ع وَ كَانَ أَبُوهُ مِنْ أَصْحَابِ فِرْعَوْنَ فَلَمَّا لَحِقَتْ خَیْلُ فِرْعَوْنَ مُوسَى تَخَلَّفَ عَنْهُ لِیَعِظَ أَبَاهُ فَیُلْحِقَهُ بِمُوسَى‏ فَمَضَى أَبُوهُ‏ وَ هُوَ یُرَاغِمُهُ‏ حَتَّى بَلَغَا طَرَفاً مِنَ الْبَحْرِ فَغَرِقَا جَمِیعاً فَأَتَى مُوسَى ع الْخَبَرُ فَقَالَ هُوَ فِی رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَكِنَّ النَّقِمَةَ إِذَا نَزَلَتْ لَمْ یَكُنْ لَهَا عَمَّنْ قَارَبَ الْمُذْنِبَ دِفَاعٌ. (كافی ج‏2 بَابُ مُجَالَسَةِ أَهْلِ الْمَعَاصِی‏ ص 374)

جعفرى گوید: حضرت موسى بن جعفر علیه السلام به من فرمود: چرا ترا نزد عبد الرحمان بن یعقوب مى بینم؟ عرض كردم: او دائى من است. فرمود: او درباره خداوند مطالب بدى مى گوید، خدا را (به اجسام ) توصیف مى كند با اینكه اینکار صحیح نیست. یا با او همنشین شو و ما را ترك كن ، یا با ما همنشین و او را ترك كن ! گفتم: او هر چه بگوید زیانى برایم ندارد! فرمود: آیا نمى ترسى عذابى به او رسد و ترا هم بگیرد مگر نمى دانى كسى از اصحاب موسى علیه السلام بود و پدرش از مریدان فرعون ، پس ‍ آنوقت كه لشگر فرعون (در دریا) به موسى (و لشگریانش ) نزدیك شدند، آن صحابى حضرت ، از سپاه جدا شد و رفت پدر را كه در لشگر فرعون بود نصیحت كند، تا اینكه با هم كنار دریا رسیدند، چون فرعونیان غرق شدند آن دو هم غرق شدند.

خبر را به حضرت موسى علیه السلام دادند فرمود: او در رحمت خدا است ولى چون عذاب نازل گردد از آنكه نزدیك گنهكار است دفاعى نشود.


بر اساس آیه 29 از سوره نجم باید ملاکمان در هر گونه ارتباط این باشد که آیا فرد مورد نظر ما مسیرش مسیر خدا هست یا نه؟ که اگر مسیرش خدایی نبود، دیگر نباید با او ارتباط داشته باشیم و تا حد ممکن باید از او اعراض کنیم! فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیاةَ الدُّنْیا؛ حال که چنین است از کسی که از یاد ما روی می‌گرداند و جز زندگی مادی دنیا را نمی‌طلبد، اعراض کن! (نجم/29)


- نظرات (0)

مدارا کردن با مردم، نوعی صدقه است

مدارا
حب و بغض

حب و بغض که در علم اخلاق از آن به شهوت و غضب تعبیر می شود مهم‌ترین انگیزه برای کسب فضائل و دوری از رذائل است. چرا که انسان تا چیزی را دوست نداشته باشد به سوی آن حرکت نمی کند و تا از چیزی متنفر نباشد از آن دوری نمی جوید .

همین خواستن‌ها و نخواستن‌ها و دوستی‌ها و دشمنی‌هاست که اساس زندگی انسان را تشکیل می دهد و با نبود آن شور و نشاط از زندگی رخت بر می بندد.

با این بیان مشخص می گردد که شناخت خوبی‌ها و بدی‌ها نمی تواند به تنهایی موجب رشد و تکامل گردد و یا جهل و نادانی را یگانه علت سقوط بدانیم چون بدون خواستن و اراده، انگیزه حرکت به سمت خوبی‌ها و دوری از بدی‌ها محقق نمی شود.

قرآن نیز در وصف پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: محمد و کسانی که با او هستند ، در برابر دشمنان سر سخت و در میان خودشان مهربان هستند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در جمله ای می فرمایند:

" مداراةُ الناس نصفُ الایمان و الرّفقُ به هم نصف العیش "(اصول کافی، ج 2، ص 117)

یعنی مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمی مهربانی با آنان نصف زندگی است.

همچنین در برخی روایات آمده است که مدارا باعث می شود که مکافات بد و زندگی تلخ از انسان دور شود و هر آنکس که مدارا کردن در اخلاق و رفتار او را اصلاح نکند ، مکافات بد او را اصلاح خواهد کرد (یعنی مکافات ِ بد گریبانگیر او خواهد شد.)

" قال علی (علیه السلام): مَن لم یُصلِحهُ حُسنُ المُداراة، أصلَحَهُ سوءُ المُکافاة " (غررالحکم)

حضرت علی (علیه السلام) در جملات زیادی این آرامش بخشی و زندگی راحت را که در پرتو مدارا کردن امکان پذیر می شود را یادآوری و با بیان های مختلف تأکید می فرمایند.

از جمله اینکه سلامت دین و دنیا در مدارا کردن با مردم است (سلامةُ الدّین و الدّنیا فی مداراة ِ الناس) و نیز اینکه هرکس با دشمنان و مخالفین خود مدارا کند از جنگ‌ها و خشونت‌ها در امان خواهد ماند (مَن داری أضدادهُ أمِنَ المحارب) [هر دو مورد در غرر الحکم]

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: إن لکل شئ قفلا وقفل الایمان الرفق؛ هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان دوستی با مردم است (یعنی تا انسان مردم دار نشود در خانه ایمان به روی او بسته است

چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نیز در جمله ای نغز خشونت و نرمی و مدارا را در مقابل هم قرار داده و یکی را مایه ی شومی و بدبختی و دیگری را مایه ی میمنت و برکت می داند:

" الخُرقُ شُۆمٌ و الرِّفقُ یُمنٌ " (نهج الفصاحة) که در روایات اسلامی جلب توجه می کند اینست که رفتار مدارا جویانه نمونه ای از یک رفتار و عمل خردمندانه و کامل است. گرچه خود ِ مدارا به فرمودهء حضرت علی (علیه السلام) میوه ی خرد است (ثمرةُ العقل مداراةَ الناس) [غررالحکم] و لیکن جدای از این خردمندی از لحاظ دینی و عقیدتی نیز کامل‌ترین رفتار در مواجهه ی با مردم و به خصوص در مواجهه با مردمی که رفتاری جاهلانه و غیر خردمندان با انسان دارند مدارا کردن است.

 

مدارا با مردم صدقه است

چنانکه در تعبیری ظریف، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مدارا کردن با مردن را «صدقه» می دانند:

" مُداراةُ الناس صدقةٌ " (نهج افصاحة)

یعنی همانطور که صدقه از انسان دفع بلا می کند.

(چنانکه حضرت رسول در مورد صدقه می فرماید: " فأنّها تدفَعُ عنکم الأمراض و الأعراض یعنی بیماری‌ها و بلایا و پیشامدها را از شما دفع می کند)؛ مدارا کردن با مردم هم نوعی صدقه است و بلایا و اضطراب‌ها و آشفتگی‌ها را از انسان دفع می کند و آرامش و آسودگی را برای آدمی به ارمغان می آورد.

آنچنان مسأله ی مدارا پر اهمیت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید : هرگاه خداوند اراده فرماید که برای اهلِ خانه ای و در محیط خانواده ای خیر و نیکی برقرار گردد ، آن خانواده و ارتباطات فیمابین آن‌ها را آمیخته ی با رِفق و مدارا می سازد و آنان را در فضای آرامبخش رِفق و دوستی و ملایمت و مدارا وارد می سازد:

مدارا کردن

إذا أراد الله بأهل بیتٍ خیراً أدخل علیهم الرّفقَ " (نهج الفصاحة) و مسأله به اینجا متوقف نمی شود ، بلکه از این رفق و مدارا خیرات و برکات دیگری نیز در آن خانواده جاری می گردد چنانکه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:

" عن الصادق (علیه السلام): قال: ایما اهل اعطوا حظّهم الرفق وسع علیهم الرزق " [وسایل الشیعة، ج 15، ص 207]

یعنی: هرخانواده ای که نسبت به هم دیگر با رفق و مدارا برخورد کنند (این نعمت مدارا را قدر بدانند) خداوند هم به رزق و روزی آنان وسعت می بخشد و روزی فراوان نصیب آنان می سازد.

مدارا با مردم نتیجه ی دوست داشتن مردم

پس از اینکه انسان (به مقتضای دین و انسانیتش)، عاشق مردم شد دیگر مدارای با آن کار سختی نیست. صفتی که به قول حافظ آسایش دو گیتی را در پی دارد:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

           با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در روایات نیز به نقش ارزندهء این صفت اشاره شده است:

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: إن لکل شئ قفلا وقفل الایمان الرفق؛

هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان دوستی با مردم است (یعنی تا انسان مردم دار نشود در خانه ایمان به روی او بسته است).(جهاد النفس، ح271. الکافی ج2 ص 118).

همانطور که صدقه از انسان دفع بلا می کند. (چنانکه حضرت رسول در مورد صدقه می فرماید: " فأنّها تدفَعُ عنکم الأمراض و الأعراض یعنی بیماری‌ها و بلایا و پیشامدها را از شما دفع می کند)؛ مدارا کردن با مردم هم نوعی صدقه است و بلایا و اضطراب‌ها و آشفتگی‌ها را از انسان دفع می کند و آرامش و آسودگی را برای آدمی به ارمغان می آورد

و نیز می فرمایند: «من قسم له الرفق قسم له الایمان؛ به هر کس مدارا با مردم روزی داده شد ، ایمان را نیز به او می دهند.

امام صادق (علیه السلام): «من كان رفیقا فی أمره نال ما یرید من الناس»؛

هر کس با مردم مدارا داشته باشد ، آنچه از مردم انتظار دارد را به دست می آورد.(بحار الأنوار، ج 46، ص291.)

 

دوستی و مدارا در رانندگی

باید دقت کنیم حب و بغض خود را در صحنه ی بزرگی از اجتماعی به نام خیابان درست نشان دهیم و دین خود و اخلاق خود را در این دانشگاه بزرگی یعنی اجتماع نه تنها حفظ کنیم بلکه پرورش دهیم چون اجتماع علاوه بر دانشگاه، پرورشگاه هم هست.

یکی از دوستان شهید ابراهیم هادی نقل می کند:

از خیابان 17 شهریور عبور می کردیم. من روی موتور پشت سر ابراهیم بودم. ناگهان یک موتور سوار دیگر با سرعت از داخل کوچه وارد خیابان شد. جوان موتور سوار- که قیافه ی درستی هم نداشت- داد زد: هو! چیکار می کنی؟ همه می دانستند که او مقصر است.

من دوست داشتم ابراهیم پایین بیاید و جوابش را بدهد. ولی با لبخندی که روی لب داشت در جواب عمل زشت او گفت: سلام، خسته نباشید!

موتور سوار که جا خورده بود، کمی مکث کرد و گفت: سلام، معذرت می خوام، شرمنده.

شهید هادی به من گفت: اگه من هم می خواستم داد بزنم و دعوا کنم، جز اینکه اعصاب و اخلاقم را به هم به ریزم هیچ کار دیگری نمی کردم.

منابع:

سبقت در اخلاق آزاد!؛ نوشته محمد قربانی مقدم


- نظرات (0)

چگونه همسایه‌ای اخلاقمند باشیم؟

یكی از آیاتی كه به خوبی می تواند فرهنگ آپارتمان نشینی را برای ما به تصویر بكشد آیه سی و ششم از سوره نساء است كه خداوند متعال به برخی از مهمترین وظایف ما در آن اشاره می كند:

(وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً : و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریك مگردانید؛ و به پدر و مادر احسان كنید؛ و درباره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگانِ خود [نیكى كنید]، كه خدا كسى را كه متكبّر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد)( النساء :  36)

آیات متعددی از قرآن مجید در ارتباط با آداب همسایگی نازل شده اند كه توجه به هركدام زندگی را برای ما و اطرافیان لذت بخش تر می كند و نشاط و آرامش را در زندگی ما حكمفرما خواهد كرد

همسایه های نمونه چه كسانی هستند؟

این سوال كه از درجه اهمیت بالایی برخوردار است توسط رسول خدا و ائمه اطهار به خوبی پاسخ داده شده است كه به برخی از آنها اشاره می  شود:

1)به همسایه خود مانند مادرت احترام بگذار

همسایه نمونه به كسی گفته می شود كه به بهترین شكل  ممكن احترام همسایه خود را نگاه دارد ،تا جایی كه رسول خدا پیرامون این مسئله اینگونه می فرماید: "احترام همسایه بر انسان همانند احترام مادرش می باشد."(مكارم الاخلاق،ج1،ص834)

2)جویا شدن از احوال همسایه ها

جویا شدن از احوال همسایه ها از جمله مواردی است كه می تواند انسان را به یك همسایه نمونه تبدیل كند چنانچه امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید: "از نشانه های همسایگی جویا شدن از احوال همسایه است." (كافی،ج2،ص667)

البته در این میان توجه به این نكته لازم است كه این جویا شدن احوال در حد اعتدال باشد، تا جایی كه فرد متهم به دخالت در امور همسایه ها نشود، چرا كه یكی دیگر از ملزومات مهم آپارتمان نشینی عدم تجسس و دخالت و سر كشی در زندگی انسان هاست .

توجه به این نكته نیز لازم و ضروری است كه یكی از فوائد مهم رعایت كردن فرهنگ همسایگی مخصوصا در آپارتمان ها كه نیاز بیشتری به این مسئله دیده می شود این است كه رعایت فرهنگ آپارتمان نشینی سبب آبادانی خانه ها و همچنین زیاد شدن عمر ها می شود چنانچه امام صادق در این زمینه می فرماید:

(حسن همسایگی خانه ها را آباد و عمرها را زیاد می كند) (كافی،ج2،ص667)

یكی از دلیل های زیاد شدن عمرها ممكن است این باشد كه وقتی در یك مجتمع ،تمام ساكنین خود را ملزم به رعایت آداب و قوانین مربوط به زندگی می كنند زندگی در آن مجتمع لذت بخش خواهد بود و در نتیجه شاهد دور شدن استرس ها و ناراحتی ها خواهیم بود .

همسایه
اذیت و آزار همسایگان ممنوع

یكی از ویژگی های آپارتمان نشینی این است كه افراد با عقائد و فرهنگ های مختلف در یك مجتمع دور هم گرد آمده و زندگی می كنند كه این اختلاف عقیده ها در بسیاری از موارد سبب اذیت و آزار همسایگان می شود كه از جمله این اختلاف عقیده ها می توان به نگهداری حیوانات در آپارتمان اشاره كرد كه برای برخی یك امر عادی و برای عده ای با توجه به برخی عقائد مذهبی حتی یك ثانیه نیز قابل تحمل نخواهد بود .

آیات الهی به همه ما هشدار می دهند كه انسان ها با هر عقیده و فرهنگی كه هستند حق اذیت و آزار دیگران را ندارند :

(وَ الَّذینَ یُۆْذُونَ الْمُۆْمِنینَ وَ الْمُۆْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً :و كسانى كه مردان و زنان مۆمن را بى‏آنكه مرتكب [عمل زشتى‏] شده باشند آزار مى‏رسانند، قطعاً تهمت و گناهى آشكار به گردن گرفته‏اند.)(الأحزاب: 58) كه یكی از  مصادیق این اذیت و آزار چنانچه در آیه ذكر شده است  تهمت و بهتان  به یكدیگر است .

در اهمیت این موضوع تنها به حدیثی گهربار از امام صادق علیه السلام اشاره می شود كه ایشان فرمودند:

خداوند عزّوجلّ مى فرماید: لِیَأْذَنْ بِحَرْب مِنِّی مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُۆْمِنَ: آن کس که بنده مۆمن مرا بیازارد اعلان جنگ با من مى دهد. (اصول کافى ، جلد 2، صفحه 35)

عمل كردن به این تكنیك می تواند موجی از صمیمیت را در آپارتمانی كه ما در آن زندگی می كنیم ایجاد كند : وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ : و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى‏گردد

یك نسخه طلایی برای آپارتمان نشینی

در هر مجتمعی خواه ناخواه مشكلاتی وجود دارد كه در برخی از موارد این مشكلات سبب بروز برخی از پرخاشگری ها و مشاجرات لفظی می شود، اما نسخه قرآن مجید در این گونه موارد آن است كه هرگز جواب بدی با بدی داده نشود ،چرا كه عمل كردن به این تكنیك می تواند موجی از صمیمیت را در آپارتمانی كه ما در آن زندگی  می كنیم ایجاد كند:

(وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ : و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى‏گردد.)(فصلت :  34)

 

چشم و هم چشمی ممنوع

از آنجایی كه همسایه ها با توجه به رفت و آمدهای روزانه گاهی از فامیل هم به یكدیگر نزدیك تر هستند این صمیمیت و رفت و آمدها می تواند سبب بروز برخی از تجملات و همچنین برتری یافتن از یكدیگر در امور اقتصادی  و در نتیجه عدم رضایت كافی از زندگی شود كه در این زمینه آیات الهی در سوره مبارکه تکاثر به این صفت اشاره کرده است و نمونه ای از مردمی که دنبال چشم و هم چشمی بودند را برای ما بیان می کند که برای اینکه کمبودهای خود را جبران کنند و برتری خویش را بر دیگران ثابت کنند تنها به جمع آوری ثروت و ... اکتفا نمی کردند بلکه مردگان خود را نیز شمارش می کردند تا زیاد بودن جمعیت خود را نیز به رخ دیگران بکشند .

خلاصه كلام آنكه آیات متعددی از قرآن مجید در ارتباط با آداب همسایگی نازل شده اند كه توجه به هر كدام زندگی را برای ما و اطرافیان لذت بخش تر می كند و نشاط و آرامش را در زندگی ما حكمفرما خواهد كرد


- نظرات (0)

تاثیر لقمه حرام در ذریه و نسل

تجمل گرایی از پیامدهای حرام خواری

آیت الله العظمی مظاهری ضمن اشاره به این مطلب مهم می نویسد: کسی که غذای حرام می‌خورد، نه تنها توفیق سیر و سلوک و عروج به مقامات عرفانی پیدا نمی‌کند، بلکه ممکن است در اعتقادات خود سست و بی‌دین شود. لقمه حرام، اثرات سوء فراوانی دارد و آفات بی‌شماری به همراه خواهد داشت، که از آن جمله می‌توان به تجمّل گرایی اشاره کرد. بسیاری از مردم به زندگی تجملّی مبتلا شده‌اند و با این استکبار و خودخواهی که می‌ورزند، انتظار استجابت دعا هم دارند. دعای آنان در اثر مال‌ اندوزی حرام و خودگرایی مستجاب نمی‌شود و بدبختی بدتر این است که خداوند متعال را در گرفتاری‌ها و مستجاب نشدن دعای خود، مقصر می‌دانند. (1)

از اخبار ظاهر می شود كه كسب حرام بدترین چیز است و وارد شده كه كسب حرام ظاهر می شود در ذرّیه و نسل؛ یعنى لقمه هاى حرام خورده می شود و فرزندها از لقمه حرام به هم می رسد كه این یك قسم از حرامزاده‌گی است

رستگاری و سعادت بسیار مشکل می شود

بی شک کسی که عبادتش برگشت بخورد و دعایش شنیده نشود، وصول به سعادت برایش بسی مشکل و شاید غیر ممکن باشد.

آیت الله مظاهری می فرماید: اگر شکم کسی از حرام پر شود، رستگاری و سعادت او بسیار مشکل است.(2)

مرحوم کراجکی از علمای به نام شیعه در قرن پنجم در بحث اجتناب از حرام می نویسد: از مال حرام اجتناب كن كه آن اشدّ انواع مهلكات و اعظم موانع وصول به سعادات است و اكثر مردمى كه از فیوضات محروم ماندند به واسطه آن شد. رى؛ دلى كه از لقمه حرام روئیده شد كجا و قابلیّت او از عالم قدس كجا؟(3)

 

تاثیر لقمه حرام در ذریه و نسل

آیت الله وحید بهبهانی(ره) ضمن نکوهش کسبهای حرام به تاثیر آن در نسل آدمی اشاره می کند و آن را ریشه بسیاری از فتنه ها در جوامع بشری می داند. ایشان در رساله متاجر خود می نویسد:

از اخبار ظاهر می شود كه كسب حرام بدترین چیز است و وارد شده كه كسب حرام ظاهر می شود در ذرّیه و نسل؛ یعنى لقمه هاى حرام خورده می شود و فرزندها از لقمه حرام به هم می رسد كه این یك قسم از حرامزاده‌گی است. دیگر آن كه گوشت بدن؛ بلكه كل جثه كه از حرام و لقمه حرام به هم رسیده، غیر جهنم جاى دیگر جاى او نمی تواند بود و بهشت طیب است و داخل نمی شود او را مگر طیب و غالب فتنه ها و فسادها كه در زمین به هم می رسد از قتل نفس و نهب و غارت شدن اموال و بى‌سیرت شدن عرضها و ناموسها و اسیر شدن عیال و اطفال و خراب شدن شهرها همه از حقوق ناس و تحصیل اموال ایشان به غیر وجه حلال است.(4)

 

حرام خور نمی تواند صاحب مقامات معنوی شود

لقمه حرام

مرحوم آیت الله مشکینی فرمودند: طلبه اى که لقمه حرام در معده او وارد شود و یا بفهمد مشتبه است و بگیرد و بخورد، هیچ گاه نمى تواند مقامى را حیازت کند.(5)

 

با لقمه حرام که نمی شود جنگید

جریانی که در ادامه می آید رویدادی واقعی است که یکی از رزمندگان و همرزمان شهید خرازی نقل کرده است:

سفره وسط سنگر پهن بود و قابلمه و بشقاب ها پُر. «مهمان نمی خواهید؟» حاج حسین خرازی بود، با چشمانی براق و لبانی خندان.

«این همه غذا! منتظر کس دیگری هستید؟»

نه حاجی، دوازده نفریم؛ اما گفتیم 21 نفر؛ غذا گرفتیم. پیشانی اش پر خط و صورتش بر افروخته شد. فریاد زد: « برپا! همه بیرون» زمین پر سنگریزه، آفتاب داغ، دوازده نفر سینه خیز، بعد کلاغ پر. از پا که افتادند، گفت: «آزاد! خیلی سبک شدید، هان؟! آن همه گوشت و دنبه حرام، عرق شد و ریخت پایین» بعد گفت: «با لقمه حرام نمی شود جنگید.»(6)

 

نماز را سنگین و روزه را ملال آور می کند

آیت الله مظاهری اظهار داشت: نماز، معراج مؤمن است و انسان با دو رکعت نماز می تواند به مقامات والای عرفانی دست یابد. ولی اگر مال حرام در زندگی کسی باشد، نماز او هیچ ارزشی ندارد. برای چنین کسی نماز سنگین و روزه ملال آور است.(7)

كسی كه به حلال و حرام خداوند اهمیت نمی دهد باید به یقین بداند كه دارای سیری بسوی خداوند است. لیكن این سیر نزولی و هر لحظه در تنزل می باشد یعنی هر لحظه به قهر و غضب خدا نزدیك می شود

سیر نزولی با لقمه حرام

از نظر قرآن کریم، انسان دائماً در سیر است و حضور وی در دنیا منهای سیر، بی معنا می باشد؛ «یا اَیُّها اْلاِنْسانُ اِنّك كادِحٌ اِلی رَبّكَ كَدْحاً فَمُلاقیه» (8)

اما گاهی این سیر یك سیر صعودی و ملكوتی بوده كه قوس صعودی را طی نموده و بالا می رود. یعنی از توبه به یقظه، از یقظه به تخلیه و از تخلیه به تحلیه می رود تا به عالم لقاء و رحمت حق تعالی در دنیا و آخرت برسد. گاهی نیز سیر نزولی است، یعنی هر قدمی كه انسان برمی دارد رو به جهنم و قهاریت خداوند برداشته و مانند سنگی است كه از ارتفاع پرتاب شده و رو به پایین و نزول می رود.

به عبارت دیگر در سیر نزولی نیز سیر انسان به سوی خداست، لیكن بسوی جهنم و قهاریت خداوند می باشد. كسی كه به حلال و حرام خداوند اهمیت نمی دهد باید به یقین بداند كه دارای سیری بسوی خداوند است. لیكن این سیر نزولی و هر لحظه،‌در تنزل می باشد یعنی هر لحظه به قهر و غضب خدا نزدیك می شود. در روایات می خوانیم كه یك لقمه حرام تا چهل شبانه روز روی انسان اثر می گذارد. همچنین شكمی كه پر از حرام باشد، دارای قساوت بوده و به همین دلیل پروردگار عالم از آن چیزی قبول نمی كند.(9)

 

مقدار حرامی که اثرگذار است

شاید گمان شود برای اینکه آن آثار و پیامدهای شوم لقمه حرام پدید آید لازم است تا مقدار قابل توجهی حرام مصرف شود تا آن حرام تاثیرگذار شود؛ اما این پندار صحیح نیست؛ زیرا  رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ اللُّقْمَةَ الْوَاحِدَةَ تُنْبِتُ اللَّحْمَ» (10) معنای این سخن گهربار این است که حتی یک لقمه حرام هم تاثیرگذار است و با رویاندن گوشت در بدن اگر درمان و اصلاح نشود بالاخره تاثیر خود را خواهد گذاشت.

نباید گمان کرد که مانند یک دانه برنجی که از حرام به دست آمده عدد و رقمی ندارد و در بین مردم دارای قیمتی نیست که حالا اگر کسی از مال مردم به عمد تصرف کرد و خورد حرام خور محسوب شود. در پاسخ عبارت دقیقی از استاد حسین انصاریان را نقل می کنیم ایشان در مورد چنین اموالی می نویسند: گرچه مالیت ندارد اما مالکیت دارد.(11) یعنی درست است که قیمتی ندارد اما به هر حال از اموال کسی به حساب می آید که ما بدون رضایت او حق تصرف در آن را نداریم.

 

عاقبت اثرش ظاهر شود

شیخ بهایی(ره) همین معنا را با استادی تمام به نظم در ورده و اینگونه سروده:

لقمه نانی که باشد شبهه ناک                  در حریم کعبهی ابراهیم پاک

گر به دست خود فشاندی تخم او             ور به گاو چرخ کردی شخم او

ور مه نو در حصادش داس کرد                 ور ز سنگ کعبه اش دستاس کرد

ور به آب زمزمش کردی عجین                  مریم آیین، پیکری از حور عین

ور بُدی از شاخ طوبی آتشش                  ور شدی روح القدس هیزم کشش

ور تنور نوح بندد مریمش                          ور دم عیسی بود آتش دمش

ور تو برخوانی هزاران بسمله                 بر سر آن لقمه ی پر ولوله

عاقبت خاصیّتش ظاهر شود                    نفس از آن لقمه تو را قاهر شود

در ره طاعت، تو را بی جان کند                خانه ی دین تو را ویران کند(12)

 

پی نوشت ها:

(1)      سیر و سلوک، یت الله مظاهری، ص 132-133

(2)      پایگاه اطلاع رسانی یت الله مظاهری

(3)      نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر ص122 با ترجمه مرحوم شیخ عباس قمی(ره)

(4)      رساله عملیه متاجر وحید بهبهانى(با تعلیقات میرزاى شیرازى)؛ ص5

(5)      افق حوزه، 19/4/87، ش‏195

(6)      نشریه امتداد، خرداد 1388، شماره 41

(7)      پایگاه اطلاع رسانی یت الله مظاهری

(8)      سوره انشقاق یه 6

(9)      به سوی حق؛ یت الله مظاهری، بخش سوم، بحث سیر صعودی و سیر نزولی انسان

(10)   عدةالداعی، ص 141

(11)   حرامهای مالی، ص469

(12)   نان و حلوا، بخش هفتم



- نظرات (0)

راه‌های حرام شدن مال و یا آغشته شدن آن به حرام

اگر انسان به یکی از این روش‌ها مالی را کسب کرد و یا حبس کرد و پیش خود نگه داشت حق تصرف در آن را نداشته و باید آن مال را به صاحبش بدهد؛ آن را روش‌ها عبارتند از:

1. کسب‌های حرام

برخی از این راه‌های درآمد عبارتند از: (1)

الف. خرید و فروش چیزی که عین نجاست(2) است مگر آنکه آن نجس دارای منفعت حلال باشد و معامله برای آن منفعت صورت بگیرد مانند خرید و فروش خون برای مصارف پزشکی و درمانی.

ب. خرید و فروش ابزاری که استفاده مهم آن در حرام است مانند پاسور که از آلات قمار است.

ج. فروش کالای حلال برای استفاده حرام مانند فروش انگور برای ساخت مشروبات الکلی.

د. کسب درآمد از راه خوانندگی‌های طرب آور و متناسب با مجالس لهو و لعب.

ه. کسب درآمد از راه جادوگری جن گیری و شعبده بازی و احضار روح و مانند آن.

ربای در معامله آن است که دو چیز مثل هم را معامله پایاپای کنند در حالیکه یکی بیشتر از دیگری باشد؛ مانند اینکه ده کیلو برنج را با پانزده کیلو داد و ستد کنند که در این صورت گیرنده پانزده کیلو، پنج کیلو ربا گرفته است. این قسم ربا دارای احکام مهمی است که در مقاله‌ای مستقل به شرح و توضیح آن خواهیم پرداخت

2. غش در معامله

یکی دیگر از راه‌های آغشته شدن مال حلال به حرام، «غش در معامله» است به این شکل که فروشنده جنس مورد معامله را با جنس کم ارزش دیگری به گونه‌ای مخلوط می‌کند که خریدار متوجه این ناخالصی نشده و به اسم همان جنس مورد معامله تحویل می‌گیرد؛ مانند مخلوط کردن آب در شیر.(3)

3. ربا

ربا دو قسم است: «معامله‌ای» و «قرضی». (4)

ربای در معامله آن است که دو چیز مثل هم را معامله پایاپای کنند در حالیکه یکی بیشتر از دیگری باشد؛ مانند اینکه ده کیلو برنج را با پانزده کیلو داد و ستد کنند که در این صورت گیرنده پانزده کیلو، پنج کیلو ربا گرفته است. این قسم ربا دارای احکام مهمی است که در مقاله‌ای مستقل به شرح و توضیح آن خواهیم پرداخت.

ربای قرضی همان است که فرد، پول یا کالایی را به عنوان قرض به دیگری می‌دهد به شرط آنکه هنگام پس دادن، چیزی بیشتر از آن پول یا کالا به او بدهد. در این قسم آن زیادتی که اخذ می‌شود حرام است و دهنده قرض باید از آن صرف نظر کند.

فساد مالی-رشوه

4. رشوه

گرفتن و دادن رشوه اگر برای این باشد که رشوه گیرنده برای رشوه دهنده به باطل حکم نماید حرام است؛ ولی اگر رسیدن به حقش متوقف بر آن باشد برای رشوه دهنده جایز است؛ اما برای گیرنده‌ی آن حرام می‌باشد.(5)

5. نپرداختن وجوهات شرعی (مانند خمس و زکات)

برخی عبادت‌ها که به عبادت‌های مالی مشهورند عبادت‌هایی هستند که با پرداخت بخش معینی از اموال محقق می‌شود؛ مانند پرداخت یک پنجم از مازاد درآمد سالیانه که به آن خمس می‌گویند و یا پرداخت زکات که آنهم احکام خاص به خود را دارد و یا اختصاص بخشی از اموال به مستمندان و نیازمندان از سوی کسانی که تمکن مالی دارند.(6)

اگر یکی از عبادت‌های مالی بر کسی واجب شد باید آن را پرداخت کند و اگر از انجام (پرداخت) آن خودداری کرد؛ تصرف در آن اموال بر او ممنوع می‌شود و چنانچه تصرفی در آن اموال کرد کار او مصداق خوردن مال حرام خواهد بود.

حضرت امام (ره) می‌نویسد:« چیزی که خمس یا زکات به آن تعلق گرفته و آن‌ها را نه از آن و نه از مال دیگری پرداخت ننموده، [تصرف در] اصل و عین آن [مال] غصب محسوب می‌شود.»(7)

6. میراث پاک نشده

کسی که از دنیا می‌رود و مالی از خود برجا می‌گذارد، ورثه ابتدا باید موارد زیر را از مال او جدا کنند و بعد آنچه می‌ماند را بر اساس دستور شرع بین خود تقسیم کنند.

هر مالی که مجوز شرعی برای تصرف در آن وجود ندارد مصداق لقمه حرام است و باید از آن پرهیز کرد. برای مصون ماندن از آلوده شدن به مال حرام لازم است تا با راهکارهای شرعی که به دقت در کتاب‌های فقهی از جمله توضیح المسائل آمده است آشنا شویم و با حساسیت خاصی مراقب باشیم که از آن مسیرها خارج نشویم

1.  بخشی برای ادای حق الناس: اگر متوفی به کسی بدهکار است و دینی بر عهده اوست باید به همان میزان از مال او جدا کنند و آن را ادا کنند.

2.بخشی برای ادای حق الله: اگر متوفی، خمس، زکات، حج واجب و مانند آن بر عهده‌اش مانده باید از مال او به میزان لازم جدا کرده و این واجبات او را بجا آورند.

3. بعد از این دو مرحله اگر در مورد یک سوم (ثلث) مال خود وصیت خاصی کرده است؛ مثلا گفته است که یک سوم از مال مرا به نیازمندان بدهید؛ این مقدار هم باید جدا شده و در محل خودش مصرف شود.(8)

در نهایت مال مانده را بین خود تقسیم کنند. اگر چنین نکنند و بدون توجه به این مساله در اموال میت تصرف کنند کارشان غصب و مصداق لقمه حرام خواهد بود.

7. مبادلات مالی ایی که هیچ مجوز شرعی ندارند مانند قمار و شرکت‌های هرمی

تا مبادله‌ای از نظر شرع مقدس صحیح نباشد تصرف طرفین در آنچه مبادله کرده‌اند جایز نخواهد بود. این داد و ستدها یا به صراحت نهی شده‌اند مانند آنچه که از طریق قمار به یکدیگر پرداخت می‌کنند یا چون عملا هیچ فایده‌ای عقلایی بر آن مترتب نمی‌شود و برعکس باعث ویرانی اقتصاد فردی و اجتماعی می‌شود مانند آنچه که در شرکت‌های هرمی می‌گذارد شرع آن‌ها را ممنوع کرده است.

با این ترتیب اگر کسی از طریق یکی از این راه‌ها که دین آن‌ها را ممنوع کرده است به مالی دست پیدا کرد باید آن را به صاحبش برگرداند و از تصرف در آن که همان لقمه حرام است خودداری کند.

 

(1) تحریرالوسیله، ترجمه ج2، کتاب مکاسب و متاجر

(2) خون، ادرار، مدفوع، منی، مردار، سگ، خوک، کافر و هر مایع مست کننده عین نجاست هستند که هر یک احکام خاصی دارند و می‌توان برای اطلاع بیشتر به بخش احکام نجاسات توضیح المسائل مراجعه کرد.

(3) تحریرالوسیلة، ترجمه، ج‌2، ص 353

(4) همان ص423

(5) همان ج4 ص84

(6) آیات 19 ذاریات و 25 معارج

(7) تحریرالوسیلة، ترجمه، ج‌1، ص 263

(8) توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج‌2، مسائل 2719-2720


- نظرات (0)

راه امان از خطرات زبان

1-

- توجه کامل نمودن به خطرات زبان

انسان هر روز باید به خود سفارش کند که ای انسان مراقب زبان خود باش، زیرا این عضو بسیار حساس و سرنوشت ساز است هم می تواند تو را به اوج قلّه سعادت و خوشبختی برساند، به گونه ای که در دنیا و آخرت از آثار بسیار ارزشمند آن بهره مند شوی و سرنوشتی زیبا و نورانی را برای خود رقم بزنی و هم می تواند تو را از قلّه رفیع انسانیت و خوشبختی به زیرکشیده و در ردیف پست ترین موجودات عالم قرار داده و سیاه ترین سرنوشت را در زندگی برای تو به بار آورد.

زبان چون سگ درّنده است که همواره در پی دریدن است امّا نه دریدن جسم و تن بلکه دریدن لباس سعادت و خوشبختی، عزّت و حیثیت و آبروی انسان. پس همیشه مراقب آن باش که با طناب آن در چاه گمراهی و هلاکت ابدی واقع نشوی.

 

2- سکوت نمودن

انسان هر قدر کمتر حرف بزند، کمتر در زندگی دچار خطا و لغزش می شود، تمرین سکوت به انسان این قدرت را می دهد که بتواند اختیار زبانش را داشته باشد به گونه ای که سخنی به ناحق و ناشایست نگوید.

جناب لقمان در یکی از سفارش های خویش به فرزندش می فرماید: (یا بُنَیَّ اِن کُنتَ زَعَمتَ اَنَّ الکلامَ مِن فضةٍ فانّ السکوتَ مِن ذَهَبٍ)1؛ ای فرزندم اگر گمان می کنی که سخن گفتن نقره است، همانا سکوت طلا است.

انسان هر قدر کمتر حرف بزند، کمتر در زندگی دچار خطا و لغزش می شود، تمرین سکوت به انسان این قدرت را می دهد که بتواند اختیار زبانش را داشته باشد به گونه ای که سخنی به ناحق و ناشایست نگوید

کم حرف زدن

و نیز حضرت داود به فرزندش حضرت سلیمان در یکی از سفارشات خویش می فرماید: (فرزندم بر تو باد سکوت طولانی، زیرا پشیمانی بر طولانی شدن سکوت، بهتر است از اینکه بارها از زیادی سخن پشیمان شوی)2

بیان نورانی حضرت داود و جناب لقمان، حاکی از نقش فوق العاده مهم سکوت در حفظ سعادت و نجات ابدی انسان دارد.

در پایان این بخش تذکر این نکته ضروری است که مراد از سکوت این نیست که انسان برای همیشه مهر خاموشی بر دهان بزند و سخن نگوید زیرا بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، عبادی و غیر عبادی از طریق سخن گفتن انجام می شود، بلکه منظور از سکوت نمودن آن است که انسان در سخن گفتن به حدّ ضرورت و لزوم اکتفا نماید و از سخنان بیهوده و بی ارزش پرهیز نماید.

امیرالمومنین علیه السلام در این باره می فرماید: (الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل)3؛ سخن گفتن مانند دارو است که اندکش مفید و زیادش کشنده است.

 

3- فکر و اندیشه قبل از سخن گفتن

برای اینکه انسان از خطرات مهلک زبان در امان بماند، ابتدا باید در مورد سخنی که می خواهد بگوید فکر نماید که آیا سخن سودمندی هست یا خیر؟ خدا راضی هست یا خیر؟ و بعد از اینکه اطمینان خاطر به سلامت آن پیدا نمود، آن را به زبان آورد.

امام حسن عسکری(علیه السلام) در این باره می فرماید: (قلب الاحمق فی فمه و فم الحکیم فی قلبه)4؛ عقل انسان احمق در دهان اوست و دهان انسان دانا و حکیم در عقل اوست. (یعنی انسان احمق قبل از اینکه فکر کند، سخن می گوید برعکس انسان دانا که قبل از سخن گفتن تفکر می کند)

تأمل کنان در خطا و صواب

 

به از ژاژ خایان حاضر جواب

 

در پایان دست نیاز به سوی درگاه الهی بلند نموده و از آن قدرت بی همتا در جهت حفظ و کنترل زبان کمک و یاری می جوییم، امید است که به دعای خیر امام عاشقان، امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، مدد الهی شامل حال ما بندگان سرا پا نیاز شود.

1- کافی، ج2، ص114

2- وسائل الشیعه، ج12، ص186

3- غرر الحکم، باب قلة الکلام و آثارها، ص211، ج4081

4- بحارالانوار، ج75، ص374



- نظرات (0)

رذایل اخلاقی و میزان آلایندگی آنها

عصبانی

برخی از گناهان و رذایل اخلاقی تنها بر خود فرد گنهکار و یا زمان و مکان او تاثیر می گذارند. اما در مقابل برخی از آنها از محدوده فرد یا زمان و یا مکان او گسترش پیدا می کنند و شعاع بیشتری را تحت تاثیر خود قرار می دهند. بدین ترتیب شاید بتوان مجموعه بیماری های اخلاقی را به پنج گروه تقسیم کرد.

البته باید توجه داشت که برخی از گناهان و رذایل اخلاقی گونه های مختلفی دارند و به شکل های متفاوتی بروز می کنند. بنابراین چنین رذایلی ممکن است ذیل چند دسته از این گروه ها قرار گیرند و متناسب با شعاع آلایندگیشان مورد تحلیل قرار گیرند. اما این گروه های پنج گانه عبارتند از:

گروه اول: گناهان محدود به فرد گنهکار

دسته ای از رذایل اخلاقی هستند که تنها قلب خود فرد را آلوده می کنند و تاثیری فراتر از آن ندارند. این دسته از گناهان اگرچه زشت و ناپسند هستند اما شعاع تاثیرشان نسبت به دیگر گناهان کمتر است. بنابراین نکبت و پستی این گناهان تنها به درون خود فرد محدود می گردد و شعاع آلایندگی آن اندک است.

برخی از گناهان و رذایل اخلاقی تنها بر خود فرد گنهکار و یا زمان و مکان او تاثیر می گذارند. اما در مقابل برخی از آنها از محدوده فرد یا زمان و یا مکان او گسترش پیدا می کنند و شعاع بیشتری را تحت تاثیر خود قرار می دهند. بدین ترتیب شاید بتوان مجموعه بیماری های اخلاقی را به پنج گروه تقسیم کرد

کسی که عمل ریاکارانه به جا می آورد و یا اینکه به خدا بدگمان است و امیدی به رحمت او ندارد، تنها خود را به دام این بیماری مهلک انداخته است. البته تا زمانی که دیگران را در گناه خود شریک نگرداند و آنان را دخیل در آن ننماید.

نکته دیگری که باید درباره چنین رذایلی توجه داشت این است که با دیدی وسیع تر خواهیم فهمید که حتی چنین گناهانی هم به جامعه انسانی ضرر خواهند رساند. چراکه این رذیله اخلاقی فردی از جامعه را فراگرفته است و گوشه ای از ساختمان بزرگ اجتماع را تخریب کرده است.

با این حال باز هم بر سر سخن اولیه خود هستیم که شعاع تاثیر چنین گناهانی کمتر از دیگر گناهان و رذایل اخلاقی است.

گروه دوم: گناهان محدود به فرد و اطرافیان او

برخی از گناهان نه تنها شخص گنهکار را به آلودگی می کشاند, بلکه دیگران را نیز در انجام آن شریک می کند. نمونه بارز این دسته از گناهان, غیبت است. امام على علیه السلام هنگامی که دید شخصى در حضور فرزندش از كسى غیبت مى كند, چنین فرمود:

یا بُنَیَّ، نَزِّهْ سَمعَكَ عن مِثلِ هذا؛ فإنّهُ نَظَرَ إلى أخبَثِ ما فی وِعائهِ فَأفرَغَهُ فی وِعائكَ! (الاختصاص, ص 225)

فرزندم! گوش خود را از چنین كسى به دور دار؛ زیرا او به پلیدترین چیزهایى كه در ظرف خود دارد، نگریسته و آنها را در ظرف تو خالى كرده است.

دسته ای از رذایل اخلاقی هستند که تنها قلب خود فرد را آلوده می کنند و تاثیری فراتر از آن ندارند. این دسته از گناهان اگرچه زشت و ناپسند هستند اما شعاع تاثیرشان نسبت به دیگر گناهان کمتر است. بنابراین نکبت و پستی این گناهان تنها به درون خود فرد محدود می گردد و شعاع آلایندگی آن اندک است

چنین گناهانی معمولا نیازمند همکاری جمعی است. چراکه اگر کسی حاضر نباشد به غیبت یا تهمت دیگران گوش دهد، معمولا چنین گناهانی شکل نمی گیرد و آلودگی آن گسترش نمی یابد.

گروه سوم: گناهان آلاینده جمع, گروه و جامعه

آلودگی برخی از گناهان بسیار فراتر از فرد و یا اطرافیان او است. ارتکاب این دسته از گناهان به نهادینه شدن آن در میان یک گروه کوچک و یا اجتماع بزرگ منتهی می گردد. بسیار اتفاق می افتاد که در جوامع کوچک یا بزرگ, فردی تنها یک بار لقبی زشت را بر پیشانی کسی می زند؛ اما از آن پس بسیاری از افراد آن جامعه او را با آن لقب فرا می خوانند. قرآن در مورد این دسته از گناهان می فرماید:

إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ ... (سوره نور, آیه 19)

كسانى كه دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنیا و آخرت است‏.

اشاعه دادن رذایل اخلاقی در جامعه گناهی بس بزرگ تر از ارتکاب آن است. چراکه در این صورت افراد بسیاری به این گناه آلوده می شوند و تعداد زیادی به وسیله آن رنگ تاریک گمراهی را لمس می نمایند.

گروه چهارم: گناهان مسری به جوامع دیگر

دسته دیگری از گناهان هستند که نه تنها جامعه خود را به فساد می کشانند, بلکه جوامع دیگر را نیز آلوده می گردانند. متاسفانه امروز شاهد آن هستیم که بی بند و باری و فسادی که دامن گیر جهان غرب شده است, با سرعت فزاینده ای جوامع شرقی را نیز در می نوردد.

برخی از گناهان نه تنها شخص گنهکار را به آلودگی می کشاند, بلکه دیگران را نیز در انجام آن شریک می کند. نمونه بارز این دسته از گناهان, غیبت است

گروه پنجم: گناهان مسری به آیندگان

دسته دیگری از گناهان، مسیر زمان را نیز درمی نوردد و آیندگان را نیز آلوده خود می کند. این گناهان با چنان قدرتی در جامعه و یا جوامع دوران خود نهادینه می گردند که ناهنجاری آن در طول زمان به صورت یک هنجار در می آید و عادی سازی آن به شکل بسیار طبیعی صورت می پذیرد.

نمونه بارز این دسته از گناهان، بدعت است. پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله در روایتی، بدعت گذاران را بدترین مردم و موجودات برمی شمرد. (میزان الحکمه، ج 1، ص 513) چراکه شعاع تاثیر گناه آنان بسیار بیشتر از گناهان دیگر است.

مسلما شعاع آلایندگی این دسته از رذایل اخلاقی به هیچ وجه قابل مقایسه با گروه های دیگر نیست. به همین دلیل مراقبت و پیشگیری از این نوع از گناهان باید بیشتر از دیگر گناهان باشد.

این دسته از گناهان که بدترین و پست‌ترین رذایل است به دلیل آلایندگی فراوانی که دارد, قابل مقایسه با دیگر گناهان نیست. بنابراین همه افراد جامعه به صورت فردی و مسئولان جامعه به صورت اجتماعی باید مراقبت ویژه ای نسبت به شیوع این نوع از بیماری ها داشته باشند.

آلودگی برخی از گناهان بسیار فراتر از فرد و یا اطرافیان او است. ارتکاب این دسته از گناهان به نهادینه شدن آن در میان یک گروه کوچک و یا اجتماع بزرگ منتهی می گردد. بسیار اتفاق می افتاد که در جوامع کوچک یا بزرگ, فردی تنها یک بار لقبی زشت را بر پیشانی کسی می زند؛ اما از آن پس بسیاری از افراد آن جامعه او را با آن لقب فرا می خوانند

تطبیق

برای روشن شدن مطلبی که بیان شد، یکی از رذایل اخلاقی را بر آن تطبیق خواهیم کرد. حسادت یکی از بیماری های اخلاقی است که معمول مردم می توانند آن را درک کنند.

حسادت ممکن است در دل هر کسی بروز کند. اما گاهی با هوشیاری انسان بلافاصله از دل رخت برمی بندد. گاهی در دل می ماند و انسان را می آزارد اما با این وجود به مرحله عملیاتی شدن نمی رسد. گاهی هم از دل به زبان و عمل سرایت می کند و دیگران را نیز درگیر این رذیله اخلاقی می نماید. گاهی هم یک حسادت ساده چنان شعاع تاثیرش فزاینده می شود که تبدیل به یک معضل سیاسی یا اجتماعی می گردد و مثلا فعالیت های انتخاباتی را تبدیل به تسویه حساب های شخصی می کند. گاهی هم پا را فراتر می گذارد و به جوامع مختلف و زمان های گوناگون سرایت می کند و مردم را در دوران های پس از خود در آتش چنین فتنه ای می سوزاند.

اگر خوب به جامعه بزرگ مسلمان ها بیاندازیم خواهیم دید که اختلافات کنونی آنها ریشه در رذایل اخلاقی هزار و اندی سال پیش دارد. کینه و حسادتی که برخی از به ظاهر مسلمانان از خود بروز دادند در دنیای امروز ما به شکل بمب گذاری در حرمین شریفین عسکریین و کشتار مردم بی گناه شیعه شکل می گیرد و همچنان ادامه پیدا می کند.

به خداوند بزرگ پناه می بریم از شر همه رذایل اخلاقی.


- نظرات (0)

چگونگی واگذاری کارها به خدا

توکل

جمله "واگذارش کردم به خدا" را تا به حال هم زیاد شنیده ایم و هم زیاد بکار برده ایم ،اما واقعا معنای این جمله چیست؟ چگونه امر مورد نظرمان را به خدا واگذار می کنیم ؟

این جمله عبارت دیگری است از توکل کردن و تکیه بر خدا داشتن، این بسیار عالی است که یک بنده به بینشی برسد که از همه مادیات عالم قطع امید کرده و فرج کارش را فقط در دست پر قدرت خدای عالم تاب ببیند و بس .

باید به هوش باشیم که هرگز جایز نیستیم تا وقتی خدای متعال هست و آنی از ما غافل نیست امید خود را حتی ذره ای به غیر او ببندیم .

اما متأسفانه بعضی از ما با بی بصیرتی تمام وقتی دست به دامان تمام خلایق می شویم و امیدمان را به یأس بدل می کنند با هزاران آه و ناله می گوییم : "واگذارش می کنم به خدا" ما راهی به جز خدا نداریم برای هر کاری باید ابتدا تا انتهایش را به خدا واگذار کنیم ،شک به دل راه ندهیم و یقین بداریم که  خداوند متعال خیر مطلق است و برای هیچ بنده ای بد نمی خواهد اگر مصلحت کبریائیش اینطور اقتضا کرد و چیزی را خواست که چنان به مذاق ما خوش نیامد نباید اعتماد خود را به خدای خوبی ها از دست داد و به غیر او امید بست ،رکن اصلی واگذاری امور به خداوند متعال صبر است و صبر.

محقق طوسى در كتاب «اوصاف الاشراف» چنین تعریف كرده است: مقصود از توكل اینست كه بنده هر كارى كه میكند و براى او پیش مى‏آید بخدا تعالى واگذارد، زیرا كه میداند خدا از خود او تواناتر و قویتر است و بنحو احسن انجام میدهد، و سپس بقضاء خدا راضى باشد، و با وجود این در امورى كه خدا باو واگذار فرموده است كوشش و جدیت كند و خود را با كوشش و قدرت و اراده خویش از اسباب و شروطى بداند كه موجب تعلق اراده و قدرت خدا بامر او مى‏شود، و معنى‏ "لا جبر و لا تفویض بل امر بین امرین"‏ هم از این بیان ظاهر میگردد.

امام صادق علیه السّلام فرمود: بى‏نیازى و عزت به هر طرف در گردشند تا چون بمحل توكل برسند وطن گیرند.

امام صادق علیه السّلام فرمود: به هر كه سه چیز دادند،از سه چیزش باز نگرفتند: به هر كه دعا دادند اجابت دادند، به هر كه سپاسگزارى دادند، افزونى بخشیدند، به هر كه توكل دادند، كارگزارى دادند، سپس فرمود: آیا كتاب خداى عز و جل را خوانده‏ اى: «هر كه بر خدا توكل كند، او را بس است. و فرماید: اگر سپاسگزارید، شما را افزونى دهم .و فرماید «مرا بخوانید تا براى شما مستجاب كنم

شرح

- استعاره تمثیله بسیار جالبى است، براى مجسم ساختن بى‏نیازى و عزتى كه همواره براى شخص متوكل حاصل است، كه گویا بى‏نیازى و عزت را مانند هماى سعادت و شرف در جستجوى هدف و مقصودى در گردنش دانسته. و هدف و مقصود آنها را توكل معرفى فرموده و فرودگاهى جز توكل براى آنها مناسب ندانسته است، پس هر گاه شخص متوكلى را جستند، بر سر او مقام گیرند و همواره همراه او باشند .  (أصول الكافی / ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 106)

امام صادق علیه السّلام فرمود: هر بنده‏اى كه به آنچه خداى عزّوجل دوست دارد، روى آورد، خدا به آنچه او دوست دارد روى آورد، و هر كه در پناه خدا رود، خدایش پناه دهد. و كسى كه خدا به او رو آورده و او را پناه داده است، باک ندارد، و اگر آسمان بر زمین افتد یا بلائى بر اهل زمین نازل شود و همه را فراگیرد، او به سبب تقوایش در زمره حزب خداست .(كه فرماید: ألا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ‏  ؛ «یعنى حزب خدا پیروزند» و از هر بلا محفوظ است.)

امام صادق علیه السّلام فرمود: به هر كه سه چیز دادند، از سه چیزش باز نگرفتند: به هر كه دعا دادند اجابت دادند، به هر كه سپاسگزارى دادند، افزونى بخشیدند، به هر كه توكل دادند، كارگزارى دادند، سپس فرمود: آیا كتاب خداى عز و جل را خوانده‏ اى: «هر كه بر خدا توكل كند، او را بس است.  و فرماید: «اگر سپاسگزارید، شما را افزونى دهم . و فرماید «مرا بخوانید تا براى شما مستجاب كنم». (أصول الكافی / ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 108)

حالا اگر دوست دارید امورتان را به خداوند متعال واگذارید و  خیرش را ببینید ، به این نکته خوب توجه داشته باشید که روش خداوند متعال با روش های ما متفاوت است ،او چیزی را برای ما می خواهد که جز خیر و خوبی نتیجه ای ندارد اما گاه در مسیر رساندن ما به آن ممکن است سختی های زیادی باشد و ما این  برای ما خوشایند نباشد و گمان کنیم  که خداوند متعال صدای ما را نشنیده و دستمان را نگرفته که در این وادی افتاده ایم.

شک به دل راه ندهیم و یقین بداریم که خداوند متعال خیر مطلق است و برای هیچ بنده ای بد نمی خواهد اگر مصلحت کبریائیش اینطور اقتضا کرد و چیزی را خواست که چنان به مذاق ما خوش نیامد نباید اعتماد خود را به خدای خوبی ها از دست داد و به غیر او امید بست ،رکن اصلی واگذاری امور به خداوند متعال صبر است و صبر

اصلا چنین نیست خدای ما شنواترین و بیناترین عالم است هر چه بگویم می شنود و دعایمان را حتما به اجابت می رساند این وعده خداست و خدا خلف وعده نمی کند .

این نارضایتی و بی صبری ما را هم خوب درک می کند و در کتاب شریفش به ما می گوید : « وَ عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»(سوره بقره آیه 216) ؛ شاید چیزی را، ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و برایتان ناپسند افتد خدا می داند و شما نمی دانید.


- نظرات (0)

تابلوهای ورود ممنوع شهر تواضع!

فروتنی یکی از صفات شایسته انسانی است که خداوند آن را بسیار پر اهمیت دانسته و از جمله معیارهای اساسی بندگان خاص خود معرفی کرده است.(1) با این حال, این شهر اخلاقی پر خیابان, ورود ممنوع هایی هم دارد که باید به آنها نیز توجه ویژه داشت.

اگر چه تواضع و فروتنی, اخلاقی پسندیده است، اما باید دانست که در همه جا و در برابر همه کس نباید برخوردی متواضعانه داشت. بنابراین باید با استفاده از فرهنگ قرآن و اهل بیت علیهم السلام تابلوهای ورود ممنوع را بیابیم و مراقب باشیم تا ندانسته خود را به بدبختی نکشانیم.

برخی از تابلوهای ورود ممنوع شهر تواضع را می توان چنین برشمرد:

1ـ تواضع در برابر دشمنان

قرآن اگرچه تواضع در برابر مومنان را کاری شایسته و در خور آنان می داند, اما نه تنها فروتنی در برابر کافران را برنمی تابد, بلکه دستور به بزرگ منشی در مقابل آنان هم می دهد. قرآن ویژگی مومنان راستین را چنین معرفی می کند:

أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ(2)؛ در برابر مؤمنان, فروتنند و در برابر كافران, بزرگ منش.

شایان ذکر است که مقصود اصلی قرآن در این آیه, کافران حربی و دشمنانی است که در مقابل اسلام و مسلمین ایستادگی می کنند و می خواهند که تیشه به ریشه آنها بزنند. چرا که قرآن در جای دیگر محبت و مهرورزی به کافرانی را که هیچگونه انگیزه دشمنی و عداوت در دل ندارند, شایسته برشمرده است.(3)

بنابراین در برابر دشمن به هیچ عنوان نباید کوتاه آمد, بلکه باید سرسختانه و با شدّت در مقابل او ایستاد. قرآن در مورد پیامبر و یاران حقیقی او چنین می گوید:

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ؛ محمّد صلّی‌الله علیه‌وآله فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.

تواضع در برابر «ثروتمندان» آن هم به جهت احترام به یک برادر دینی هیچ اشکالی ندارد و امری است پسندیده. بلکه آنچه ناشایست است و سبب دین سوزی می شود, تعظیم و تواضع در برابر «اموال توانگران» است.

2ـ تواضع ذلیلانه

فروتنی هنگامی شایسته است و صفتی در خور به حساب می آید که کرامت انسان را لکه دار نکند. خداوند همه انسانها را کرامت بخشیده(4) و حتی به خود آنها اجازه نداده تا این موهبت الهی را لگدمال کنند. بنابراین تواضعی که ریشه در ذلت و خواری داشته باشد و انسان را در برابر غیر خدا کوچک کند, نه تنها ارزش نیست, بلکه گناهی است بس بزرگ. امیر مومنان علی علیه‌السلام می فرماید:

الجُوعُ خَیرٌ مِن الخُضوعِ(5)؛ گرسنگى كشیدن بهتر از اظهار ذلّت و خضوع است.

آری, فروتنی نباید از روی بدبختی و بیچارگی باشد. بلکه باید عزت مندانه و در نهایت شرافت صورت گیرد.

 

3ـ تواضع در برابر متکبران

هدف از فروتنی این است که روحیه تواضع در جامعه فراگیر شود تا تنش ها و ناهنجاری ها به حداقل ممکن کاهش یابد. اما اگر تواضع در برابر برخی, ما را به این هدف والا نرساند و نتیجه عکس داشته باشد, مسلما فروتنی در برابر آنان شایسته نخواهد بود.

زورگویان و فخر فروشان هر جامعه ای, کرنش و تواضع دیگران را بسیار خوش می دارند. بنابراین تواضع در برابر آنان یاری رساندن به ظلم و فساد است. پیامبر خدا می فرماید:

التَّکَبُّرُ مَعَ المُتَکَبِّرِ عِبادَة(6)؛ تکبر در برابر انسان متکبر, عبادت است.

اگرچه تکبر و فخر فروشی یکی از رذایل اخلاقی به شمار می آید, اما در برابر متکبران و زورگویان عبادت است. چرا که در برابر آنان باید ایستاد و با بزرگ منشی و فخر, رفتار کرد و سخن گفت.

افرادی که برخوردی متواضعانه دارند و تا کمر برای دیگران تعظیم می کنند, نه به خاطر این است که قلب پر محبتی دارند و از روی شرافت نفس چنین می کنند. بلکه چشمداشت به اموال دیگران, آنان را به این کار واداشته است. در دیدگاه چنین افرادی, فروتنی تنها وسیله ای است برای دستیابی به اموال و ثروت دیگران و هیچ ارزش و جایگاه دیگری ندارد.

4ـ تواضع در برابر اموال توانگران

آنها که تواضع پیشه هستند, ممکن است با انگیزه ها و نیت های مختلفی چنین منشی داشته باشند. برخی به خاطر خدا تواضع می کنند. برخی به خاطر آداب و معاشرت و انسان دوستی. برخی به خاطر مرام گذاشتن برای رفقا. اما برخی هم فروتنی را ابزاری برای دستیابی به مطامع خود می دانند و با انگیزه ابزاری به آن می نگرند.

چنین افرادی اگر برخوردی متواضعانه دارند و تا کمر برای دیگران تعظیم می کنند, نه به خاطر این است که قلب پر محبتی دارند و از روی شرافت نفس چنین می کنند. بلکه چشمداشت به اموال دیگران, آنان را به این کار واداشته است. در دیدگاه چنین افرادی, فروتنی تنها وسیله ای است برای دستیابی به اموال و ثروت دیگران و هیچ ارزش و جایگاه دیگری ندارد. امام صادق علیه‌السلام می فرماید:

روزی پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هر كس نزد توانگرى رود و از سرِ چشمداشت به آنچه او دارد در برابرش كُرنش كند، دو سوم دینش از بین مى رود.

سپس فرمود: سراسیمه نشو؛ چنین نیست كه هر كس از شخص ثروتمندى به چیزى برسد و بدین سبب او را احترام و تجلیل كند، لزوما دو سوم دینش از بین مى رود. بلكه ببین كه آیا قصدش از این احترام, پاداش الهى است یا مى خواهد او را فریب دهد و آنچه را دارد از دستش در آوَرَد.(7)

بنابراین تواضع در برابر «ثروتمندان» آن هم به جهت احترام به یک برادر دینی هیچ اشکالی ندارد و امری است پسندیده. بلکه آنچه ناشایست است و سبب دین سوزی می شود, تعظیم و تواضع در برابر «اموال توانگران» است.

اگرچه تکبر و فخر فروشی یکی از رذایل اخلاقی به شمار می آید, اما در برابر متکبران و زورگویان عبادت است. چرا که در برابر آنان باید ایستاد و با بزرگ منشی و فخر, رفتار کرد و سخن گفت.

امیر مومنان علی علیه‌السلام می فرماید:

ما أحسَنَ تَواضُعَ الأغنیاءِ لِلفُقَراءِ طَلَبا لِما عِندَ اللّهِ و أحسَنُ مِنهُ تِیهُ الفُقَراءِ علَى الأغنِیاءِ اتِّكالاً علَى اللّهِ.(8)

چه نیكوست فروتنى توانگران در برابر تهیدستان به قصد رسیدن به اجر خداوند و نیكوتر از آن بى اعتنایى و سرفرازى درویشان است در برابر توانگران از سر اعتماد به خداوند.

 

5ـ تواضع در برابر قدرت صاحب منصبان

کرنش در برابر صاحب منصبان نیز درست ممکن است با همان انگیزه هایی که درباره توانگران گفته شد صورت پذیرد. اگر تواضع در برابر دولتمردان و صاحب منصبان به خاطر ایمان و یا انسانیت آنها باشد که بسیار ارزشمند نیز خواهد بود. اما امان از روزگاری که برخی تنها به جهت کسب اعتبار یا دریافت موقعیت شغلی و مالی به دست بوسی چنین افرادی بشتابند. امام صادق علیه‌السلام می فرماید:

هر مؤمنى كه در برابر دولتمردى یا در برابر كسى كه مخالف دین اوست، به قصد رسیدن به چیزى از آنچه او دارد كرنش كند، خداوند او را پست گرداند و بر او غضب كند و وى را به خودش وا گذارد و اگر به چیزى از دنیاى آن كس برسد و چیزى از او به دست آورد، خداوند بركت را از آن بگیرد و اگر از آنچه به دست آورده است در راه حج یا عمره و یا آزاد كردن بنده خرج كند، پاداشى به او ندهد.


1- سوره فرقان, آیه 63.

2- سوره مائده, آیه 54.

3- سوره ممتحنه, آیه 8 و 9.

4- سوره اسراء, آیه 70.

5- غررالحكم, حدیث 1447.

6- تفسیر نوین، ص 136.

7- بحار الأنوار, 73, ص 169.

8- نهج البلاغة, حكمت 406.


- نظرات (0)

سوره هایی برای افزایش روزی

روزی
چگونه رزق خود را افزایش دهیم؟

از آیات قرآن كریم استفاده می‌شود كه توسعه و تنگی روزی به دست خداست‌ چنان كه می‌فرماید:"إن‌ّ ربّك یبسط الرّزق‌َ لِمَن یشأ و یقدر إنّه كان بِعبادِه خبیراً بصیراً" (اسرá30) بنابراین هر چند اراده و كوشش انسان در زیاد شدن رزق و روزی مؤثر است‌"لیس‌َ للانسـَن‌َ الاّ ما سَعی‌َ" (نجم‌، 39) ولی اینها "جزءالعلة‌" و یا از آن هم كمتر به حساب می‌آیند زیرا اراده و عمل انسان در به دست آمدن رزق و روزی یكی از صدها شرایط است كه تمامی اسباب و شرایط به او منتهی می‌شود، و اوست كه بر اساس علم و حكمتش روزی را بین بندگان تقسیم می‌كند چنانكه می‌فرماید: "أهم یقسمون رحمت ربّك نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوَة الدّنیا (زخرف‌، 32) آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌كنند؟! ما معیشت آنها را در حیات زندگی در میانشان تقسیم كردیم‌."

همان گونه كه بیان كردیم‌، خواست خداوند متعال "یرزق من یشأ" جزافی نیست‌ بلكه گشایش و تنگی روزی نیز، روی عللی است كه خدا به بندگان دانا و به صلاح آنان آگاه‌تر است‌. به بعضی افراد به جهت برخی اعمالشان روزی فراوان و به بعضی به سبب عمل‌هایشان (مانند تنبلی‌، قطع رحم و...) روزی كمتر می‌دهد. برخی را جهت آزمایش‌، روزی فراوان عطا می‌كند و در كار و زندگیشان گشایش می‌دهد و برخی را جهت آزمایش‌، روزی كم می‌دهد و... (1)

برخی از سوره‌هایی كه در روایات اسلامی برای زیاد شدن رزق و روزی توصیه شده عبارتند از:

1. سوره واقعه.: امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی‌بیند و از دوستان حضرت علی‌(علیه السلام) می‌شود..."(2)

2. سوره همزه:‌ امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره همزه را در نمازی واجب بخواند فقر از او دور می‌شود و روزی بر او روی می‌آورد..."(3)

3. سوره لیل:‌ پیامبر اكرم‌(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: هر كس سوره لیل را بخواند خداوند آن قدر به او عطا می‌كند تا راضی شود و او را به سختی نیندازد و برایش آسان می‌گیرد."(4)

4. سوره مزمل:‌ رسول اكرم‌(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: "هر كس سوره مزمل را بخواند در دنیا و آخرت سختی از او برداشته می شود".(5)

5. سوره ذاریات‌: امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد..."(6)

6. سوره ممتحنه‌: امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ممتحنه را در نمازهای واجب و مستحبی بخواند خداوند....فقر و دیوانگی را بر او و فرزندانش دور می‌كند". و همچنین سوره‌های نجم‌، ابراهیم و... برای توسعه در رزق توصیه شده است‌.

امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد

البته باید توجه داشت كه برای به دست آوردن روزی و مال و ثروت مشروع انسان نباید از تلاش و كوشش غافل شود و عوامل مختلف دیگر مانند علم و آگاهی نسبت به تجارت و امور مربوط به آن‌، مشورت و تدبیر و... در امر به دست آوردن روزی و بهبود وضع معیشتی و مادی بسیار مؤثر است‌.(7)

همچنین دعاهای فراوانی در مورد وسعت رزق و روزی وارد شده ، از جملة آن ها دعایی در تعقیبات نماز صبح است:

اللّهم انی اسئلك بحق محمّد و ال محمّدٍ علیك، صلّ علی محمّد و آل محمّد واجعل النور فی بصری و البصیرهْْ فی دینی ...

هم چنین دعای حضرت مهدی(علیه السلام): اللّهم ارزقنا توفیق الطاعهْْ و بعد المعصیه .... كه قبل از مناجات خمسهْْ عشر در مفاتیح آمده است.

هم چنین دعای " یا من تحلّ به عقد المكاره ..." باز قبل از آن مناجات است.

نیز در حواشی مفاتیح الجنان دعاهایی برای وسعت رزق ذكر شده كه می توانید آن ها را حوالی زیارات امیرالمؤمنین یا از فهرست مفاتیح پیدا كنید.

و بهترین دعا برای حضرت مهدی(علیه السلام) و درخواست رؤیت حضرت ، دعای عهد است كه بعد از دعای ندبه در مفاتیح الجنان آمده است(اللّهم ربّ النّور العظیم و ربّ الكرسی الرفیع ...) و دعاهای دیگری كه به دنبال دعای عهد آمده است.

همچنین نماز شب بخواند که موجب افزایش روزی او می‏گردد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: الصلاه... بركه فی الرزق؛ نماز باعث بركت در رزق و روزی می‏شود. (8)

و نیز در روایتی آمده است: ان صلاه اللیل تدرالرزق؛ نماز شب روزی را جلب كرده و زیاد می‏كند.(9)

 

پی نوشت:

(1)- اقتباس از: قاموس قرآن‌، سید علی‌اكبر قرشی‌، ج 3، ص 82ـ86، دارالكتب‌الاسلامیة‌، با اندكی اضافات‌

(2)- ر.ک‌: وسائل الشیعه‌، شیخ حر عاملی‌، ج 6، ص 112، مؤسسه آل البیت‌، قم‌

(3)- ر.ک‌: وسائل الشیعه‌، همان‌، ص 150

(4)- ر.ک‌: مصباح الكفعمی‌، عاملی كفعمی‌، ص 444، انتشارات رضی‌، قم

(5)- ر.ک: مستدرك الوسائل‌، محدث نوری‌، ج 4، ص 354، مؤسسه آل البیت‌، قم

(6)- ر.ک‌: اعلام الدین‌، دیلمی‌، ص 377، مؤسسه آل البیت‌، قم‌

(7)- ر.ک‌: وسائل الشیعه‌، همان‌، ص 143 ثواب قرائت سوره‌های قرآن‌، رضا بزاز بنایی‌، انتشارات حضرت معصومه‌3

(8)- خصال صدوق، ج2، ص 522

(9)- وسائل الشیعه، ج 5، ج 35



- نظرات (0)