سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



طريقة محاسبه ثواب در جهان آخرت چگونه است؟

طريقة محاسبه ثواب در جهان آخرت

در مورد طريقه محاسبه ثواب در جهان آخرت بايد متذكر شويم كه:


اولاً: وزن[1] (مقدار) ثواب اعمال در روز قيامت تطبيق براعمال است ، به اين معنا كه هر شخصي پاداش نيكش به مقدار حقي است كه عمل او مشتمل بر آن است، در نتيجه اگر اعمال شخصي به هيچ مقداري از حق مشتمل نباشد از عملش جز هلاكت و عقاب بهره و ثمره‌اي عايدش نمي‌شود.


ثانياً: براي هر انساني ميزان‌هاي متعددي است كه هر كدام از عمل‌هايش با يكي از آنها سنجيده مي‌شود ، و ‌ميزان هر عملي همان مقدار حقي است كه عمل مشتمل بر آن است، مثلاً حق در نمازش، نماز واقعي و جامع همه اجزاء و شرايط است، و حق در زكاتش، زكات جامع شرايط است، خلاصه، حق در نماز، غير حق در روزه و زكات و حج و امثال آن است. (ترجمه تفسير الميزان، ج 8، ص 10 الي 15، با تلخيص).


آن چه كه از روايات هم برداشت مي‌شود، محاسبه ثواب در جهان آخرت بستگي به عواملي دارد:


1. كيفيت عمل: يك وقت عمل خير از شخصي صادر مي‌شود كه از نظر ايمان، شناخت، آگاهي و اخلاص در سطح بالايي قرار دارد، بدون شك چنين عملي از ارزش بسيار والايي برخوردار است. و گاه از شخصي كه از نظر علم و آگاهي و اخلاص در سطح پايين تري قرار دارد، عملي سر مي‌زند، طبيعي است كه چنين عملي از ارزش و ثواب پايين‌تري برخوردار مي‌باشد.

 

از حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي‌كنند: هنگامي كه حج گذار با رحل و توشه پاكيزه از خانه بيرون رود و پا در ركاب نهد، پس اللهم لبيك سر دهد، منادي از آسمان ندا دهد كه لبيك، سعديك، زاد و توشه تو حلال و مركبت نيز حلال و حجت مقبول است، و وزر و وبالي بر تو نيست. و آن گاه كه با زاد و توشه آلوده به حرام خارج گردد و پاي در ركاب گذارد، و نداي لبيك، سر دهد، منادي از آسمان بانگ برآورد كه لا لبيك و لا سعديك زاد، و توشه‌ات حرام و حجت مايه وزر و وبال است، نه مقبول حق.[2]


محمد بن حمران از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت كرده كه فرمود: هر كس با اخلاص بگويد: (لا اله الا الله)، داخل بهشت خواهد شد. و اخلاص در كلمة توحيد به اين است كه شهادت دادن به يگانگي پروردگار، او را از معاصي باز دارد.[3]


2. زمان عمل
زمان عمل از نظر ارزش دادن به عمل نيز مؤثر است، مثلاً اذكار و اورادي را شخص در شب و روز جمعه يا شب و روز عرفه و نماز اوّل وقت و امثال آن مي‌خواند، با همان اذكار در ديگر شبها و ورزها و نماز غير اول وقت، از نظر ثواب برابري ندارد، زيرا در روايات براي دعا و عبادات زمانهاي ياد شده، ثواب هاي مضاعف ذكر شده است.


امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد:
برتري نماز در اوّل وقت، مانند برتري آخرت بر دنياست.[4]


3. مكان عمل: مكان عمل نيز به عبادت ارزش مضاعف مي‌بخشد.
حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: ثواب نماز در مسجد من مانند ثواب هزار نماز در غير اين مسجد است، مگر مسجد الحرام، زيرا ثواب نماز در مسجد الحرام معادل ثواب هزار نماز در مسجد من است.[5]


4. ولايت: در روايات بسيار ـ در حد تواتر ـ نقل شده كه هر كس ولايت اولياء خدا و امامت و رهبري حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و امامان بر حق را نپذيرد، عبادت او ـ هر چند با تمام شرايط و مستحبات باشد ـ قبول نمي‌گردد.


امام صادق ـ عليه السّلام ـ به يكي از اصحابش به نام ميسر فرمود: احترام كدام مكاني از همه بيشتر است؟ ميسر: خدا و رسول و فرزندانش بهتر مي‌دانند.


امام صادق ـ عليه السّلام ـ : اي ميسر! بين حجر الاسود و مقام ابراهيم (در كنار كعبه) باغي از باغ‌هاي بهشت است، و بين قبر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مقبره باغي از باغ‌هاي بهشت است، سوگند به خدا اگر خداوند به بنده‌اي از بندگانش هزار سال عمر بدهد و او در اين دو مكان مقدس، هزار سال خدا را عبادت كند، آنگاه مظلومانه در بسترش كشته شود، ولي خدا را بدون ولايت ما، قبول امامت ما، ملاقات نمايد، بر خدا سزاوار امت كه او را با صورت در آتش دوزخ واژگون سازد.[6]


4. كميت عمل: هر چند ميزان اعمال خير بيشتر باشد اجر و ثواب بيشتري در قيامت براي او محاسبه مي‌شود.


امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: هر كس دو بار به مكه معظمه مشرف شود و اعمال حج را بجا آورد، تا زنده است در خير و سعادت مي‌باشد.[7]

لفظ ثواب در قرآن
در چند آيه از آيات قرآن مجيد لفظ ثواب ذكر شده است:
«وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ»[8]


ترجمه: سعي و كوشش انسان هيچ گاه ضايع نمي‌شود، اگر هدف كسي تنها نتيجه‌هاي مادي و دنيوي باشد و همانند بعضي از رزمندگان احد تنها به خاطر غنيمت تلاش كند، بالاخره‌ بهره‌اي از آن بدست مي‌آورد، امّا اگر هدف عالي‌تر بود و كوشش‌ها در مسير حيات جاويدان و فضايل انساني به كار افتاد، باز به هدف خواهد رسيد. بنابراين حالا كه رسيدن به دنيا يا آخرت هر دو نيازمند به كوشش است، پس چرا انسان سرمايه‌هاي وجودي خود را در مسير دوّم كه يك مسير عالي و پايدار است، به كار نيندازد؟


«مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً بَصِيراً»[9]
كسي كه از زندگي پاداش دنيوي را بخواهد، بايد بداند پاداش دنيا و آخرت هر دو نزد خداست، شنوا و بينا بودن صفت خداست. مراد از ثواب دنيا و آخرت، سعادت دنيا و آخرت با هم باشد و آن، هم نزد خداست، پس بندة خدا بايد به درگاه او تقرب بجويد، حتي آن هم كه سعادت دنيا و پاداش مادي را در نظر دارد، بايد از خداي تعالي بخواهد. چون سعادت دنيا و آخرت از غير مسير تقوا براي انسان حاصل نمي‌شود، و تقوي هم جز از طريق عمل به احكام دين براي او حاصل نمي‌گردد، پس اين نيست مگر، سعادت حقيقي بشر و با اين حال ديگر چگونه تصور دارد كه كسي جز از طريق خداوندي به ثواب و پاداشي برسد؟ با اين كه تنها او سميع و بصير است، از حاجت خلق با خبر و بينا و دعاي آن را شنوا است.[10]


بعضي از ‌آيات كه كلمه ثواب در آنها ذكر شده است:
آل عمران / 148 و 149؛ كهف / 31 و 44 و 46؛ مريم / 76؛ قصص / 80؛ مطففين / 36.

پي نوشت ها:
[1]. اعراف/8: و وزن کردن، در آن روز حق است. کساني که ميزان هاي آن ها سنگين است، همان رستگارانند.
[2] . الحج في السنة، تحقيق معاونية شؤون التعليم و البحوث الاسلاميه في الحج، نشر اداري، چاپ اول، محرم 1417 هـ .ق، ناشر المشعر، ص 42.
[3] . صدوق؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه علي اکبر غفاري، تهران، انتشارات صدوق، چاپ دهم، 1367، ص 19.
[4] . محمدي اشتهاردي، محمد؛ نماز از ديدگاه قرآن و عترت، ناشر انتشارات نبوي، چاپ چهارم، چاپ نهضت، تابستان 1375.
[5]. حر عاملي، محمد، وسائل الشيعه، قم، آل البيت، 1409 هـ ق، ج5، ص 280، حديث 6548.
[6]. همان، ج1، ص 123، باب 12.
[7] . حر عاملي، محمد؛ وسائل الشيعه، قم، ال البيت، 1409 هـ ق، ج11، ص 129.
[8]. آل عمران/ 145.
[9]. نساء/ 134.
[10]. طباطبائي، سيد محمد حسين، الميزان، ترجمه محمد باقر موسوي، قم، جامعه مدرسين، ج5، ص 169.
andisheqom.com


- نظرات (0)

راز تاخير ظهور حضرت وليعصر(عج) چیست؟


راز تاخير ظهور حضرت وليعصر,ظهور امام زمان

به واسطه کثرت گناهان ما ممکن است، امر فرج تأخير بيفتد. خدا مي‌داند. انسان مؤمن، بايد مقداري بيشتر حواسش را جمع کند و به حضرت، بيشتر دعا کند.

در روايات متعدد آمده است که براي تعجيل در فرج دعا کنيد.[۳] خداوند امر فرج را به يک شب اصلاح مي­کند؛[۴] يعني اگر حضرت حق اراده کند، مطلب تمام است. اراده حق هم متوقف بر تقاضاي من و شما است. اگر تقاضا باشد، قطعاً عرضه خواهد بود. داستانهاي متعددي در اين زمينه نقل شده است. روايت شده است که ...

آيت‌الله ناصري از اساتيد اخلاق حوزه علميه اصفهان طي سخناني، راز تاخير ظهور حضرت وليعصر (عج) را با بهره‌گيري از آيات و روايات تشريح کرده است.

متن سخنان اين استاد حوزه که دوماهنامه‌ خُلُق آن را منتشر کرده است به شرح ذيل است.

الْكَلَامُ إِذَا خَرَجَ مِنَ الْقَلْبِ وَقَعَ عَلَى الْقَلْبِ وَ إِذَا خَرَجَ مِنَ اللِّسَانِ لَمْ‏ يُجَاوِزِ الْآذَان‏؛[۱]
سخن وقتي از قلب خارج شود، به قلب هم مي‌نشيند و اگر فقط از زبان خارج شود، از گوش‌ها هم تجاوز نمي‌کند.

اگر کسي وصل شود، هرچه از خدا، انبيا و ائمه بگويد، در قلب مي‌نشيند؛ اما آن‌هايي که مثل من وصل نيستند، فقط حرف مي‌زنند و حرفشان از اين گوش‌ها تجاوز نمي‌کند، از اين گوش مي‌رود و از آن گوش در مي‌آيد. ما قابل نيستيم که بخواهيم فضايل امام زمان (عج) را بگوييم؛ لکن در عين حال «تا ريشه به آب است اميد ثمري هست». اميدواريم حضرت، ما را هدايت فرمايد.

* حکمت تأخير فرج حضرت بقية الله (عج)
يکي از سؤالات مطرح دربارة حضرت مهدي (عج) اين است که حکمت تأخير فرج چيست؟

در روايات و زيارات متعددي مي‌فرمايد:

يَمْلَاُ الْأرْضَ‏ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما؛[۲]
[حضرت] دنيا را پر از عدل و داد مي‌کند، بعد از آن‌که پر از ظلم و جور شده است.

عدل واقعي را که از زمان حضرت آدم تا الآن پياده نشده است، حضرت بقية‌الله (عج) پياده مي‌کنند.

اما حالا که ظلم و جور همه دنيا را گرفته است؛ پس چرا حضرت تشريف نمي‌آورد؟ چقدر دعاي ندبه مي‌خوانيم! چقدر به جمکران و حرم‌هاي اهل‌بيت (ع) مي‌رويم و «يا بن الحسن، يا بن الحسن» ميگوييم! چرا حضرت نمي‌آيد؟

* ظهور حضرت به خواست خدا است
در جواب، عرض مي‌کنيم: اولاً امر ظهور به دست حضرت حق است. هر موقعي که پروردگار مصلحت بداند، حضرت ظهور مي‌کند. خداوند متعال که حکيم است و هر کاري بکند، طبق حکمت و مصلحت است.

ظهور حضرت بقية‌الله يکي از احکام الهي است. حضرت حق، بايد حکم بکند تا حضرت بقية الله -روحي له الفداء- ظهور کند. چرا خداوند متعال اجازه ظهور نداده است؟ حکمتش چيست؟ ما نمي‌دانيم. همان‌طور که حکمت احکام ديگر را نمي‌دانيم. مثلاً نماز ظهر و نماز عصر چهار رکعت است، نماز مغرب سه رکعت است. چرا؟ ما علت احکام الهي را نمي‌فهميم. زکات به نُه چيز تعلق مي‌گيرد. يکي از آن‌ها گوسفند است. کساني که گوسفند دارند با شرايطش، اگر تعدادشان چهل تا شد بايد يکي از آن‌ها را زکات بدهند و اگر تعدادشان به صد و بيست و يک رسيد بايد دو رأس گوسفند زکات بدهند. حالا چرا صد و بيست و يک گوسفند بايد باشد، حکمتش را خدا مي‌داند.

تأخير ظهور حضرت بقية‌الله -روحي له الفداء- که به اجازة حق است، طبق حکمت حق است. او اين طور مصلحت مي‌داند.

* نبود تقاضا به اندازه کافي
در روايات متعدد آمده است که براي تعجيل در فرج دعا کنيد.[۳] خداوند امر فرج را به يک شب اصلاح مي­کند؛[۴] يعني اگر حضرت حق اراده کند، مطلب تمام است. اراده حق هم متوقف بر تقاضاي من و شما است. اگر تقاضا باشد، قطعاً عرضه خواهد بود. داستانهاي متعددي در اين زمينه نقل شده است. روايت شده است که قوم بنياسرائيل در کمال شدت و ناراحتي قرار گرفته بودند و ميدانستند که رفع گرفتاري آن‌ها به آمدن حضرت موسي (ع) است. مدتي از شهر بيرون آمدند و شروع کردند به استغاثه کردن. به واسطه همين تضرع و زاري، خداوند از چهارصد سال که قرار بودن سرگردان باشند، صد و هفتاد سال کم کرد.

حضرت صادق (ع) مي‌فرمود: خداوند به حضرت ابراهيم وحى فرستاد كه به زودى فرزندى براى تو متولد خواهد شد. ابراهيم هم به ساره (همسرش) خبر داد. ساره گفت: «من پير زن هستم». با اين وصف خداوند به سوى ابراهيم وحى فرستاد كه ساره به زودى فرزندى مى‏آورد و اولادش چهار صد سال گرفتار خواهند بود.آن‌گاه حضرت فرمود: چون گرفتارى بنى اسرائيل به طول انجاميد، چهل صبح به درگاه الهى رو آورده، به گريه و زارى پرداختند. خدا هم به موسى [و برادرش] هارون وحى فرستاد كه [با امداد غيبى] آن‌ها را از شر فرعون نجات دهند و صد و هفتاد سال از چهار صد سال گرفتارى آن‌ها را برداشت.

* امام ششم (ع) فرمود:
شما هم اگر مثل بنى اسرائيل در درگاه خداوند به گريه و زارى بپردازيد، خداوند فرج ما (اهل بيت‌ (ع) )را نزديك خواهد كرد؛ اما اگر چنين نباشيد، اين سختى تا پايان مدتش، طول خواهد کشيد.[۵]

وقتي تقاضا باشد، عرضه هم به دنبالش مي‌آيد. اگر ما فرج کلي را از حضرت حق درخواست کرديم، حضرت حق عنايت ميکند؛ و گرنه از فيوضات خاص خداوند و امام زمان (عج) محروم مي‌شويم.

مرحوم حاج محمد علي فشندي نقل مي‌کرد: در مسجد جمكران قم اعمال را به جا آورده، با همسرم مي‌آمدم. ديدم آقايي نوراني داخل صحن شد و قصد دارد به طرف مسجد برود.

با خودم گفتم: «اين سيد در اين هواي گرم تابستان، از راه رسيده و تشنه است».

ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد؛ پس از آن‌كه ظرف آب را پس داد، گفتم: «آقا شما دعا كنيد و فرج امام زمان را از خدا بخواهيد، تا امر فرجش نزديك شود».

فرمود: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني، ما را نمي‌خواهند. اگر بخواهند، دعا مي‌كنند و فرج ما مي‌رسد».

اين را فرمود و تا نگاه كردم آقا را نديدم. فهميدم وجود اقدس امام زمان (عج) را زيارت كردم و حضرتش امر به دعا کرده است».

* خارج شدن مؤمنان از صلب پدران
در جنگ صفين، اميرالمؤمنين (ع) با معاويه جنگ کرد. اين جنگ، طولاني‌ترين جنگ‌ در صدر اسلام شد. البته در زمان ظهور امام زمان (عج)، جنگ‌هاي ۷، ۸، ۹ ساله اتفاق مي‌افتد و در ،نهايت اسلام پيروز مي‌شود. حدود ۱۸ ماه جنگ صفين طول کشيد. مردم در طول اين مدت ۱۸ ماه معجزه‌هايي از حضرت امير (ع) ديدند.

يک شب معاويه تصميم گرفت جنگ را يک سره کند. شجاعان لشکرش را که هزاران نفر بودند انتخاب کرده، غرق آهن نمود و به خط مقدم فرستاد، تا جنگ يک سره شود. اصحاب بلند شدند تا بجنگند. حضرت فرمود: «کار من است، شما کنار برويد». حضرت به جنگ آمد و هر کسي را که به درک مي‌فرستاد، يک تکبير مي‌گفت. آن شب هزار تکبير از حضرت شنيده شد.

مالک اشتر هم جنگيد و از او هم نهصد و نود و نه تکبير شنيده شد. موقعي که برگشت به حضرت عرض کرد: «يا اميرالمؤمنين! خسته نباشيد. شما يک تکبير بيشتر از من گفتيد». حضرت فرمود: «بله؛ تو همه را از تيغ مي‌گذراندي؛ ولي من هر کس که مقابلم مي‌آمد تا هفتاد پشتش را نگاه مي‌کردم، اگر يک شيعه در نسلش بود و بنا بود به دنيا بيايد، او را نمي‌کشتم و زخمي‌اش مي‌کردم تا از صحنه جنگ کنار برود. فرق من و تو همين است»

از حضرت سجاد (ع) پرسيدند: «يابن رسول الله! چطور شد ضربات پدر شما روز عاشورا، يک ضربه‌اي بود؟ هر کس مقابل حضرت بود، يک ضربه مي‌خورد و احتياج به ضربه دوم نداشت؛ اما خيلي‌ها زخمي مي‌شدند و کنار مي‌رفتند، علتش چه بود؟ پدرتان بعضي‌ را زخمي مي‌کرد تا کنار بروند؛ اما بعضي را که يک ضربه مي‌زد کشته مي‌شد و در قعر جهنم قرار مي‌گرفت؟»حضرت فرمود: «پدرم نگاه مي‌کرد تا هفتاد پشت افراد اگر يک شيعه به دنيا مي‌آيد او را فقط زخمي مي‌کرد؛ و گرنه ضربه هاي پدرم يک ضربه‌اي بود».

همچنين حضرت نوح (ع) چند سال عمر کرد؟ دربارة سنش اختلاف است. صريح قرآن است که تبليغش ۹۵۰ سال طول کشيد. در اين مدت هشتاد نفر به دين او ايمان آوردند. اين تعداد را بر مدت تبليغ حضرت نوح تقسيم کنيد، ببينيد سالي چند نفر به او ايمان مي‌آوردند؟ حضرت نوح در سال چند نفر را توانسته ‌است موحد کند. حدوداً هر دوازده سال يک نفر را توانسته به دين خدا جذب کنند. چرا؟ براي همين جهت بود؛ يعني عذاب قوم حضرت نوح تأخير مي‌افتاد تا ديگر هيچ مؤمني در صلب آن‌ها نباشد.حضرت نوح هم در قرآن تصريح مي‌کند:

إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً؛[۷]
چرا كه اگر آن‌ها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى ‏آورند.

عذاب اين‌ها که تا اين مدت طولاني به تعويق افتاد براي همين علت بود. اين‌هايي که متولد مي‌شدند، اگر ۱۰۰ سال ديگر يا ۱۵۰ سال ديگر، در نسل اين‌ها يک مسلمان بود و بنا بود بيرون بيايد، اين‌ها را مهلت مي‌دادند تا آن مسلمان بيرون بيايد، بعد اين‌ها را بکشند. اگر يک نفر مسلمان در نسل پنجاهم يا هشتادم کافري بود، آن کافر را به احترام آن شيعه نمي‌کشتند.

حالا هم همين‌طور است. خيلي‌ها مهدور الدم هستند که اگر حضرت ظهور کند، قتلشان واجب است؛ اما ممکن است در نسل همين‌ها که واجب القتل هستند، فرزند صالحي باشد؛ مثل خليفه اول که وضعيتش معلوم است؛ لکن فرزندي دارد به نام محمد بن ابي بکر که بازوي اميرالمؤمنين (ع) است.

محمد بن ابي بکر آن‌قدر مقرب درگاه حضرت امير (ع) بود که حضرت فرمود بگوييد: محمد بن علي ممکن است در پشت خيلي از اين کفار و مشرکاني که اگر به دست ما برسند، هزارتايشان را يک روزه مي‌کشيم، شيعياني بعداً به وجود بيايند که به درد مي‌خورند.

لذا من حق ندارم که اشکال کنم که: خدايا! چرا حضرت را نمي‌فرستي؟ ما چه کاره هستيم که در کار خدا دخالت کنيم؟ ما بايد تسليم باشيم. بهترين حالات، اين است که انسان تسليم حق باشد. به حضرت حق عرض کند: پروردگارا! آنچه تو صلاح مي‌داني، مطيعم.

براي خدا ناراحتي ها و مشکلات زمان غيبت را تحمل کن؛ اجر و مقام داري. لکن دعا براي تعجيل فرج را فراموش نکن؛ زيرا اين دعا معرّف خواست قلبي ما است و از آن طرف اگر در فرج تأخير شد، بايد راضي به رضاي الهي باشيم.

البته به واسطه کثرت گناهان ما ممکن است، امر فرج تأخير بيفتد. خدا مي‌داند. انسان مؤمن، بايد مقداري بيشتر حواسش را جمع کند و به حضرت، بيشتر دعا کند
- نظرات (0)

دو گام مهم برای رسیدن به آرزوها

موفقیت

حقیقت این است که شما جز با تلاش و کوشش و پایداری هر گز نمی توانید به حتی یکی از آرزوهای خود دست پیدا کنید چه برسد به همه آنها و بالاخره روزی فرا می رسد که مجبور خواهید بود که با همه آنها خداحافظی کنید و بقیه عمر خود را در حسرت داشتن آرزوهای رنگارنگ به سر ببرید .

در روایات اسلامی برای رسیدن به آرزوها و اهدافی که ما در سر داریم دو رکن و عامل اساسی بیان شده است دو عاملی که اگر در زندگی اجرایی شود حتما شما می توانید به موفقیت دست پیدا کنید .

عامل اول: داشتن اراده قوی

همّت در لغت به معنی اراده، آرزو، خواهش و عزم است و بلند همّتی از صفات بسیار والای انسانی است كه صاحب آن به خاطرش ستایش می‌شود.کسی که از اراده قدرتمندی برخوردار است همیشه سعی می کند تا به مرحله بالاتری از زندگی دست پیدا کند .کارهای کوچک و بی ارزش به هیچ وجه او را راضی نمی کند و همیشه دست به انجام کارهای بزرگ می زند .

آن قدر این عامل مهم و حیاتی است که در روایات اسلامی ارزش هر فردی را به اندازه همت و اراده ای که در زندگی دارد معرفی کرده اند، چنانچه امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید:

(قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شُجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِه‏‏: قدر هر کس به اندازه همّت اوست و صداقت او به اندازه جوانمردیش؛ شجاعت هر کس به قدر عزت نفس اوست و عفت او به قدر غیرتش‏.)(حکمت 47 :نهج البلاغه)

کسانی که از اراده و همت بالایی برخوردار هستند،  همه تلاش خود را برای رسیدن به دنیا به کار نمی گیرد چرا که یقین دارد که دنیا پلی است که هرچند بزرگ است ولی محلی برای اقامت نیست و باید روزی از آن عبور کرد .

و در مقابل عواملی نیز سبب می شود که انسان هیچ گاه به فکر رسیدن به قله های موفقیت نباشد که یکی از بزرگترین و مهمترین آنها کوتاهی همت و اراده انسان هاست چنانچه امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید:

(ثلاث یحجزن المرء عن طلب المعالی: قصر الهمة و قلة الحیلة و ضعف الراى:سه چیز است که آدمی را از دست یافتن به افق هاى بلند باز مى دارد: کوتاهى همت و انگیزه، کمى چاره جویى و پژوهش و ناتوانى و ضعف در راى و نگرش )(تحف العقول :ص318 )

انجام هر کاری و رسیدن به هر آرزویی برای انسان امکان دارد به شرطی که همواره قرین با دو عامل اراه قوی و سعی و تلاش  باشد، پس بیایید از امروز موفقیت و خوشبختی را با تکیه بر این دو عامل مهم برای زندگی فردی و اجتماعی خود تضمین کنید .

پس اگر آرزو و سودای موفقیت در سر دارید، در مرحله اول باید از اراده قدرتمندی برخوردار باشید، اراه خود را تا می توانید قدرتمند و عالی کنید تا بتوانید زودتر به آرزوها و آمال خود برسید

عامل دوم: تلاش و کوشش

داشتن اراده قدرتمند نیز به تنهایی نمی تواند شما را به آرزوها و خواسته هایتان برساند، بلکه علاوه بر آن شما نیازمند عامل دیگری است، عاملی به نام تلاش و کوشش که اگر با اراده قوی جمع شود، رسیدن به موفقیت  را برای شما تضمین خواهد کرد .

خداوند متعال در توضیح این قانون ارزشمند و طلایی در قرآن مجید این گونه می فرماید:

(وَ أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی  :و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.) (نجم ، 39)

قانون تلاش بیان می‌کند که شما به اندازه تلاش و کوششتان به موفقیت‌ها دست پیدا می‌کنید و اگر سعی و تلاش کمی دارید به هیچ وجه آرزوی رسیدن به موفقیت‌های بزرگ را نداشته باشید.

موفقیت تصادفی نیست. هیچ‌کس نیست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست پیدا کند.

کار

این خودتان هستید که می‌توانید تصمیم بگیرید که در زندگیتان موفق باشید یا ناموفق. انتخاب با شماست .

 

از این رو انسان های بسیار زیادی در طول تاریخ به چشم می خورند که هر چند از استعداد کمی برخوردار بودند اما با تکیه بر دو عامل اراده و تلاش توانسته اند تا جایی پیش بروند که برای همیشه نام خود را در دفتر تاریخ ثبت کنند که از جمله این افراد می توان به سکاکی اشاره کرد .

چنانچه در زندگی او نقل می کنند شغل او ابتدا قفل سازی بوده است و یک اتفاق ساده سبب می شود تا او راهی جاده موفقیت شود .

سکاکی روزی یک قفل بسیار زیبا برای حام وقت می سازد و نزد وی می برد حاکم که از دیدن آن قفل بسیار خوشحال می شود و در حال باز و بسته کردن آن قفل بوده که ناگهان دانشمندی وارد می شود .

حاکم که از دیدن دانشمند بسیار خوشحال می شود قفل را زیر تشکی که بر آن نشسته بود پنهان می کند و با آن فرد دانشمند و حکیم شروع به گفتگو می کند .

سکاکی که با دیدن این منظره  ناراحت می شود با خود این گونه می گوید:(این علم خوب است نه آن علمی که زیر تشک برود)

داشتن اراده قدرتمند نیز به تنهایی نمی تواند شما را به آرزوها و خواسته هایتان برساند، بلکه علاوه بر آن شما نیازمند عامل دیگری است، عاملی به نام تلاش و کوشش که اگر با اراده قوی جمع شود، رسیدن به موفقیت را برای شما تضمین خواهد کرد

از آن روز به بعد تصمیم می گیرد تا در وادی علم آموزی وارد شود ولی هر چه تلاش می کند موفق نمی شود تا اینکه  اتفاق ساده ای  سبب می شود تا نا امید نشود .

روزی که از نزدیک آبشاری می گذشت که دید آبا از بالای آبشار روی سنگی می چکد و سنگ بر اثر آن آبها مقداری سوراخ شده است و با خود می گوید :

دل من که از این سنگ سخت تر نیست، علم هم از آن آب روان تر نیست ،پس باید عالم بشوم .با این که بیش از چهل سال از عمر او می گذشت و کسب دانش با زن و فرزندان برای او بسیار مشکل بود تلاش کرد تا جایی که به یکی از دانشمندان معروف زمان خود تبدیل شد .

امام مجتبی علیه السلام نیز در زمینه تلاش و کوشش در راستای رسیدن به خواسته ها و اهداف انسان این گونه می فرمایند:

(اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ وَ جِدُّوا فی الطَّلَبِ وَ تِجاهِ الْهَرَبِ وَ بادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَ هادِمِ الَّذّاتِ ؛ ای بندگان خدا! پرواپیشه باشید و برای رسیدن به خواسته‏ها تلاش كنید و از كارهای ناروا بگریزید و قبل از آنكه ناگواریها به شما روی آورند و نابود كننده لذات  یعنی مرگف را رسد، به كارهای نیك مبادرت ورزید.)( بحار الانوار، ج 75، ص 109)

خلاصه کلام آنکه انجام هر کاری و رسیدن به هر آرزویی برای انسان امکان دارد به شرطی که همواره قرین با دو عامل اراه قوی و سعی و تلاش  باشد، پس بیایید از امروز موفقیت و خوشبختی را با تکیه بر این دو عامل مهم برای زندگی فردی و اجتماعی خود تضمین کنید .


- نظرات (0)

چه کسانی یک شبه پولدار شده اند

تلاش

تاکنون فکر کرده‌اید چرا دین اسلام سفارش و تأکید بسیاری بر صبر دارد. صبر چیست و آثار و برکات صبر کدام است؟ دنیایی که ما در آن زندگی می ‌کنیم، دنیایی است که محدود به زمان سلسله و مکان می‌ باشد. در سیر تکاملی انسان و اهداف او زمان حرف اول را می ‌زند. یک شبه نوزاد یک ماهه جوان رشید 18 ساله نمی‌ شود، یک شبه ره صد ساله طی نمی‌ گردد، یک شبه پولدار نمی‌ شویم و به مدارج عالی علمی و معنوی نمی ‌رسیم.

نقص موجودات باید در سیر تکاملی خویش پله‌ پله و گام به گام پیش رود. قانون زمان، قانون بسیار مهمی است که در صورت علم به این مهم و عمل به آن موفقیت حاصل خواهد شد و پیروزی کسب می ‌گردد.

آفت صبر

خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ

انسان از شتاب آفریده شده است به زودى آیاتم را به شما نشان مى ‏دهم پس[عذاب را] به شتاب از من مخواهید. (انبیاء/37)

متأسفانه یکی از نقاط ضعف انسان این است که عجول می ‌باشد و این عجله موجب می ‌شود به هدف مطلوب نرسد و در نتیجه ناامیدی و یأس به سراغش می ‌آید. انسانی که در مکتب اسلام خود را تربیت نکرده و نقاط ضعف خود را به قوت تبدیل نکرده است، نمی‌ تواند این اخلاق نکوهیده را کنترل کند؛ بنابراین بدون علم و آگاهی به امر مهم زمان می‌ خواهد یک شبه ره صدساله را بپماید.

علت اصلی بسیاری از یأس و ناامیدی ‌های ما این است که می ‌خواهیم بدون تلاش و زحمت و صبر، به همه اهداف و آرزوهایمان برسیم که این امر محال است.

شما گندم را که در زمین می‌ کارید، باید مدت زمانی بگذرد تا سر از دانه در بیاورد، رشد کند و قد علم کند تا وقت درو برسد. آیا بدون کاشت و داشت، برداشتی صورت می‌گیرد؟

قرآن به زیبایی می‌ فرماید انسان گاهی اوقات به خاطر عجله چیزی را از خدا می‌ خواهد که به ضرر او تمام می‌شود و در صورت عدم صبر، یأس و ناامیدی آتش به جان انسان می ‌زند و گاهی دنیا و آخرت او را تباه می‌کند؛ وَیَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَیْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولًا (اسراء/11)

و انسان [همان گونه كه] خیر را فرا مى‏خواند [پیشامد] بد را مى‏خواند و انسان همواره شتابزده است.

اکنون هر جا و موقعیتی که دارید، محصول کار و فعالیت و برنامه‌ ریزی یا بالعکس کوتاهی و کسلی و تنبلی و اشتباهات گذشته شما است

راه ‌حل معما؟

هدفمندی

آیا برای دستیابی به هدفی مهم، فقط خواستن و آرزو داشتن کافی است؟ خیلی‌ها در تمام مدت عمرشان فقط آرزو می‌ کنند، فقط خیال ‌پردازی می ‌کنند.

در احادیث، آرزو آفت عمر انسان معرفی می‌ شود و آن آرزویی است که بدون هدفمندی، برنامه‌ریزی و عمل باشد که این، پای تلاش انسان را فلج می‌کند و قدرت او را قطع می ‌سازد.

ما برای رسیدن به هدفی ارزشمند مثل عبد مطیع خدا شدن، رسیدن به مدارج عالی علمی، درک معنویات، پولدار شدن و رسیدن به زندگی ایده ‌آل.

اولین قدم در رسیدن به اهداف و آرزوها، هدفمند کردن زندگی است. قرآن در آیات زیادی، هدفمند بودن زندگی را یادآوری می ‌کند و می‌ فرماید که زمین و آسمان بیهوده خلق نشده‌اند.

اینکه هدف اصلی ما زندگی باقی و جاودان است و این دنیا محل گذر است و جای ماندن نیست، وقتی هدف، زندگی قیمتی و برتر آخرت شد، در نتیجه دنیا و رسیدن به آن و به هر قیمتی زندگی کردن ارزشی ندارد.

قرآن می فرماید به خاطر عجله به جای خیر، دنبال شر می روند؛ زیرا الان آن خیر حکم شر را برای او دارد، ولی او نمی داند.

وَیَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاَتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِیدُ الْعِقَابِ (رعد/6)

و پیش از رحمت‏ شتابزده از تو عذاب مى‏طلبند و حال آنكه پیش از آنان [بر كافران] عقوبتها رفته است و به راستى پروردگار تو نسبت به مردم با وجود ستمشان بخشایشگر است و به یقین پروردگار تو سخت‏ كیفر است.

 

برنامه ‌ریزی

هدف شما هر چه باشد برای رسیدن به آن عنصر زمان را نباید فراموش کنید. چگونه؟

اگر تصمیم دارید، چند سال بعد در امتحانات کنکور رتبه ی خوبی را حائز شوید، یا برای یک موقعیت خوب تجاری و مالی خودتان را آماده می‌ سازید، یا دوست دارید که نمازتان را اصلاح بفرمائید، از همین الان اقدام کنید.

کار امروز را به فردا نیاندازید. کاغذ و قلمی بردارید و ببینید که امروز باید چه کاری را شروع کنید یا چه بکارید تا چند سال دیگر درو کنید.

اکنون هر جا و موقعیتی که دارید، محصول کار و فعالیت و برنامه‌ ریزی یا بالعکس کوتاهی و کسلی و تنبلی و اشتباهات گذشته شما است.

در احادیث، آرزو آفت عمر انسان معرفی می‌ شود و آن آرزویی است که بدون هدفمندی، برنامه‌ریزی و عمل باشد که این، پای تلاش انسان را فلج می‌کند و قدرت او را قطع می ‌سازد

مثلاً با یک تصمیم 100 میلیون تومان را نمی ‌توانید تهیه کنید اما اگر درست قدم بردارید تا 3، 4، 5 سال دیگر در جایگاه خوبی قرار دارید. ولی اگر اقدامی نفرمائید، 5 سال دیگر اوضاع شما از این که هست بدتر خواهد شد. مثلاً، من برای اینکه پنج‌ سال دیگر حافظ کل قرآن شوم باید برنامه ‌ریزی کنم، امروز چه قدم هایی را بردارم تا چند سال دیگر به این مقام برسم.

 

کار و تلاش

هزاران برنامه‌ ریزی دقیق، بدون عمل و کار و تلاش بیهوده و پوچ است. خواندن دروس، مرور علمی و دقیق مطالب، امتحانات پی در پی همه و همه ما را به هدفمان نزدیک می‌ کند.

به عبارتی هدفمندی و برنامه‌ ریزی بدون کار و تلاش هیچ ثمری ندارد. قرآن نیز شرط رسیدن به سعادت و خوشبختی و موفقیت را عمل صالح  می‌ داند. حال عمل تا چه اندازه و چگونه؟

آب در حالت عادی در دمای 100 درجه به جوش می ‌آید. گاهی ما عمل انجام می ‌دهیم اما به نتیجه نمی ‌رسیم با یک محاسبه دقیق هنوز به دمای 100 درجه نرسیده‌ایم تا حاصل کارمان را مشاهده کنیم.

بسیاری از افراد کار می ‌کنند اما در کارشان پشتکار و تداوم ندارند. تلاش واقعی انجام نمی ‌دهند.

قرآن کار درست را مجاهده می ‌نامد. مجاهده و جهاد تنها جنگ و دفاع در راه خدا نیست، تلاش واقعی با پشتکار برای رسیدن به هدفی درست و خداپسندانه همان جهاد در راه خداست. برای همین می‌ فرمایند: مردی که در راه معاش زندگی و خرج عیال و فرزند کار کند و در این حین از دنیا رود، مانند شهید در راه خدا محسوب می ‌شود و یا اینکه در جای دیگر از ائمه معصومین آمده است: که جهاد زن، خوب شوهرداری کردن او است. جهاد در راه خدا مصادیق بسیار روشن و بارزی دارد که در زندگی روزمره مشهود است.

منابع:

تفسیر نمونه – آیة الله مکارم شیرازی 

تفسیر نور –آقای قرائتی


- نظرات (0)

زنانی که گویا امروز هم زنده به گور می‌شوند

مد

برخی عرب های جاهلیت آداب و عقاید خوب و بدی داشتند که یکی از معروفترین آنها نزد ما، زنده به گور کردن دختران است. هم اکنون نیز در برخی قبایل عقاید مشابهی دیده می ‌شود اما هیچ گاه مسأله‌ای عمومی و جزو فرهنگ جهانی محسوب نمی ‌شود.

با این حال، در دوران کنونی مسأله مشابهی در حال رخ دادن است که جریانی بسیار وسیع تر از دوران عرب های جاهلی دارد و در اینجا می ‌خواهیم قدری درباره آن سخن بگوییم.

عرب های جاهلی کسانی بودند که تا قبل از ایمان به پیامبر در شبه جزیره عربستان زندگی می ‌کردند و عادات و رسوم زیبا و زشتی از آنان در کتاب ها ذکر شده است.

روحیه شجاعت، علاقه به حج و ابراهیم علیه السلام و مهمان نوازی از صفات خوب آنان است؛ اما زنده به گور کردن دختران، در کنار کفر و شرک، باعث زشتی چهره آنان شده است.

بدیهی است که همه عرب ها این کار را نمی‌ کرده‌اند، اما اقدام برخی از آنها و سکوت بقیه و تبدیل شدن این مسأله به پاره‌ای از فرهنگ جامعه ‌شان امری نیست که بتوانیم به سادگی از کنار آن بگذاریم.

 

ما که عرب جاهلیت نیستیم!

زشتی این مسأله برای ما از واضح ترین امور محسوب می‌ شود و مردم این عصر با نگاهی تحقیر آمیز به عرب های جاهلیت می ‌نگرند، غافل از آنکه خود ما نیز به گونه‌ای دیگر – که بسی زشت ‌تر و فراگیرتر از دوران جاهلیت است – مشغول گور کردن زنان زنده هستیم و حتی زنان ما نیز دوشادوش مردان مشغول چنین ظلمی هستند.

به عبارت دیگر، ما در فرهنگی که در این دوران پذیرفته‌ایم، دچار چنان انحطاطی شده ایم که همانند جاهلان، نه تنها بدی های خود را نمی ‌بینیم، ‌بلکه آن را جزو شرافت خود به حساب می‌آوریم.

 

زنانگی، مذبوح جاهلیت مدرن

سوره تکویر در تصویری که از صحنه قیامت به ما نشان می ‌دهد، از دختران زنده میرانده عرب، به "موودة" تعبیر می‌ کند که از آنها سوال می‌ شود که به سبب کدام گناه کشته شده بودند: وَ إِذَا الْمَوْوُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ

پاسخ این سوال، البته روشن است: به سبب هیچ گناه و به دست کسانی که کورکورانه از بدی های فرهنگ زمانه خود پیروی کردند. فرهنگی که حتی برخی از خود زنها هم مشوق آن بودند.

دوران کنونی ما به حدی مردگرا شده است که عرصه‌های بزرگی از زنانگی، انسان ها را قربانی طمعکاری‌ های عده‌ معدودی کرده است و انبوه انبوه از گوهرهای زنانه را زنده زنده در خاک می‌ کند

کشتاری به این قساوت را در جوامع دوران خود به ندرت ممکن است بیابیم؛ اما با کمال تأسف باید گفت کشتاری به مراتب وسیع تر و علنی ‌تر همه روزه در این دوران در حال وقوع است که شاید بتوان آن را نیز نوعی زنده به گور کردن زنان دانست. دوران کنونی ما به حدی مردگرا شده است که عرصه‌های بزرگی از زنانگی، انسان ها را قربانی طمعکاری‌ های عده‌ معدودی کرده است و انبوه انبوه از گوهرهای زنانه را زنده زنده در خاک می‌ کند.

 

زنانی که آرزو می ‌کنند مرد می‌ بوده‌اند

به رغم همه تلاش ها و تبلیغاتی که درباره رعایت حقوق زنان و تساوی آنها در دنیای کنونی به گوش می ‌رسد، وضعیت زنان از جانب دیگری بغرنج شده است.

هر چند در ظاهر وضعیت زنان بهبود یافته است و مثلاً در تحصیل و اشتغال موانع کمتری بر سر راه دارند، گنجینه ‌های خداداد درونی آن ها به شدت تباه می ‌شود.

به عبارت دیگر، دنیای امروز ما دنیایی مردانه و مردگراست؛ به گونه‌ای که بسیاری از زنان این دوره، عمیقاً آرزوی مرد شدن را دارند و گویا خود را به خاطر زن بودن، دارای اشکال می‌ بینند.

 

برای زنان یا علیه زنان؟

هرچند روانشناسان بیان می‌ کنند که دنیای زنان با مردان تفاوت دارد، دوران کنون به دنبال یکپارچه کردن و استاندارد کردن همه کس و همه چیز است که در آن "زن" یک گوهر انسانی خاص نیست، بلکه به عنوان یک موجودی که باید مثل مردان بیندیشد و همانند آنان کار کند و مدیریتش مردانه باشد و رقابت و مسئولیت پذیری‌اش نیز مردانه باشد؛ حال آنکه جوهره زنان در این امور با مردان تفاوت دارد.

دختران سوپراستار و پسران آرنولد

جالب توجه آنکه تبلیغات فمنیستی که ظاهراً به نفع زنان صورت می‌ گیرد نیز مردانه است؛ یعنی زن را نه به عنوان یک جنس انسانی که دارای اقتضائات زنانه است؛ بلکه به عنوان یک جنس با ظاهر زنانه ولی باطن مردانه می‌ پسندد.

عمیق ترین نیازهای زنان را نادیده می‌ گیرد و بر برابری با مردان – آن هم از نوع برابری مردانه – تأکید می ‌کند.

زنان را به شرکت در رقابت های سیاسی، ورزشی و اقتصادی تشویق می‌ کند و با این کار به خیال خود به جنس زن خدمت می‌ کند.

در این میان کمتر کسی پیدا می ‌شود که برای تعالی زنان، به فکر نسخه‌ای زنانه باشد، گو اینکه زن متعالی زنی که هرچه بیشتر به مردان شبیه باشد. حاصل این مردگرایی‌ها بیشترین ضرر را به خود زنان می ‌رساند و با آسیب زنان، ضرر نهایی آن به شکل عمومی به کل بشریت باز می‌گردد.

آیاتی که گویا در شأن مردم دوران ما نازل می ‌شوند

از قرآن شناسان معصوم از خاندان پیامبر آموخته‌ایم که قرآن همیشه زنده است و مثل خورشید و ماه، هر روز و شب طلوع می ‌کند و به مصادیق جدید خود اشاره می ‌کند.

شاید بتوانیم در حد یک احتمال، حال کنونی زنان و نیز زنانگی را در جامعه امروز بشریت مصداق آیه معروف سوره تکویر بدانیم و مطابق با این احتمال بگوییم که تأویلاتی از آیه "وَ إِذَا الْمَوْوُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ" را نیز باید در زندگی این روزه خود تماشا کنیم.

توضیح، آنکه موووده را از ریشه "وود" به معنی سنگین کردن دانسته‌اند و شاید از جهت آنکه دختران زنده به گور، سنگینی خاک را روی بدن خود حس می ‌کردند، قرآن به آنان چنین نامی داده باشد.

ما در فرهنگی که در این دوران پذیرفته‌ایم، دچار چنان انحطاطی شده ایم که همانند جاهلان، نه تنها بدی های خود را نمی ‌بینیم، ‌بلکه آن را جزو شرافت خود به حساب می‌آوریم

اگر فشارهای همه جانبه‌ای را که در جوامع کنونی بر زنان وارد می ‌شود تا خود را به رنگ مردان در بیاورند و هویت زنانه خویش را از دست بدهند در نظر بگیریم، می‌ توانیم احتمال دهیم که تأویلی از آیه شریفه بالا، به وضعیت کنونی ما مرتبط باشد.

 

درمان زن و جامعه با بازگشت به فاطمه زهرا

الگو دانستن فاطمه زهرا سلام الله علیها باعث می‌ شود معتقد شویم که زن، برای اثبات هویت خویش نیاز به همسانی با مردان ندارد؛‌ بلکه خود دارای اصل و هویت متفاوت و خاص زنانه است که مستقل و مقبول است. هویتی که مخلوق احسن الخالقین است و ذاتاً عیبی ندارد و برای شکفتگی خود نیازمند دریافت هایی متناسب با خود – و نه هویت مردانه – می‌ باشد.

زنانی که فاطمه زهرا سلام الله علیها را دوست می ‌دارند برای کسب هویت، رفتارهای خود را به مردها شبیه نمی ‌کنند.

طرز فکر و نیز آرمان هایشان مردانه نیست زیرا در زن بودن خود کاستی نمی ‌بینند؛‌ در شادی و شکفتگی خویش، راهی زنانه را در پیش می‌ گیرند و خود را در تعادل زنانه حفظ می ‌کنند و از تخریب روحیه و آشفتگی روان در امان می ‌مانند.

آرامشی را که از یکپارچگی طبیعی زنانه خود می ‌برند با زحمات فرساینده برای "تر" و "ترین" بودن بر هم نم ی‌زنند.

به عبارت دیگر دوستی و شناخت فاطمه زهرا باعث افتخار به زن بودن است. زنی که از چنین نعمتی برخوردار باشد، هرگز آرزو نمی ‌کند که خدا او را مرد آفریده بود.



- نظرات (0)