سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

اسماالحسنی و حوائج


اسماء الحسنی,خواص اسماء الحسنی,خاصیت اسماء الحسنی

 اَلْمَلِکْ: از خاصیت‌های این نام دوام ملک و قدرت است برای کسی که هر روز 90 مرتبه بر ذکر «یا مَلِک» مداومت نماید. سپس خدا او را از مردم بی‌نیاز می‌کند و در دنیا و آخرت آقا و سرور قرار می‌دهد.

 اَلْقُدّوُسْ: اگر کسی در میان جمع 170 بار این نام را ذکر کند درون او از پستی‌ها و دنائت‌ها پاک می‌شود.

 اَلْسَّلامْ: در این نام شفای بیماران و سلامت از آفات و بیماری‌هاست وهر کس آن را 100 بار برای مریضی بخواند به اذن خداوند شفا می‌یابد.

 اَلْمُؤْمِنْ: هر کس 136 بار این ذکر را قرائت کند از شر جن و انس در امان می‌ماند.

 اَلْمُهَیْمِنْ: هر کس 125 بار این نام را ذکر کند صفای باطن پیدا می‌کند و بر اسرار غیب و حقایق آن آگاهی می‌یابد.

 اَلْعَزیزْ: هر کس 64 بار این نام را بعد از طلوع فجر هر روز بخواند رازهای علم کیمیاگری و علم شیمی بر او کشف می‌شود و هر کس چهل روز و هر روز چهل بار آن را بخواند به کسی محتاج نمی‌شود.

 اَلْجَبّارْ: برای درمان دردهای شکستگی‌ها و غیر آن وارد شده است که ذکر «یا جبار» به مدت چهل روز و هر روز 206 مرتبه گفته می‌شود.

 اَلْمُتَکَبِّرْ: هر کس این نام را پیش شخص ستمگری ببرد او خوار می‌شود.

 اَلْخالِقْ: کسی که این ذکر را زیاد بگوید خداوند قلب او را نورانی می‌کند.

 اَلْبارِئْ: کسی که این ذکر را زیاد بگوید در قبرش شاداب و با طراوب خواهد بود.

 اَلْمُصَّوِّرْ: اگر زن عقیم و نازایی سه روز روزه بگیرد و این نام را 13 مرتبه هنگام نوشتن تلاوت کند و در ظرفی قرار دهد و از آب آن بنوشد خداوند فرزند صالحی به او عطا می‌کند.

 اَلْغَفّارْ: هر کس هنگام نماز جمعه 100 بار این نام را بگوید و بگوید خداوندا مرا بیامرز ای بسیار آمرزنده، خداوند تبارک و تعالی او را می‌آمرزد.

 اَلْقَهّارْ: کسی که این ذکر را زیاد بگوید خداوند عشق به دنیا را از قلب او خارج می‌کند و کسی که در میانه ماه و آخر شب بگوید: ای خداوند با عزت و قدرت ای بسیار قهرکننده و عذاب‌کننده ای صاحب عذاب شدید تو کسی هستی که کسی در مقابل انتقام تو طاقت نمی‌آورد و بر دشمنش دعا کند خداوند او را بر دشمنش پیروز می‌گرداند و از شر او ایمنش می‌دارد.

 اَلْوَهّابْ: برای برآورده شدن حاجت به مدت چهل روز و هر روز 175 بار بگو «یا وهّاب».

 اَلْکَریمُ اَلْوَهّابْ ذُوالطَّوْلْ: کسی که این ذکر را زیاد قرائت کند خداوند او را از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌رساند.

 اَلْرَزّاقْ: کسی که اول هر صبح 315 بار «یا رزاق» و 308 بار «یا رازق» بگوید روزی‌اش زیاد می‌شود.

 اَلْفَتّاحْ: هر کس بعد از نماز صبح در حالی که دستش روی سینه‌اش قرار دارد 70 مرتبه بگوید الفتاح خداوند حجاب را از قلب او بر می‌دارد.

 اَلْعَلیمْ: از خاصیت‌های این نام آن است که باب معارف را به روی گوینده‌اش باز می‌کند.

 اَلْحَکیمُ الْعَلیمْ: هر کس این دو نام را مدام ذکر بگوید و امر مهمی داشته باشد خداوند او را به مقصودش می‌رساند و همین طور است ذکر «الحفیظ العلیم».

 اَلْقابِضْ: کسی که در چهل لقمه چهل بار این ذکر را بنویسد و آن را بخورد خداوند او را از عذاب گرسنگی در طول عمرش ایمن می‌کند.

 اَلْباسِطْ: کسی که می‌خواهد مالش و فرزندش زیاد شود و در زندگی‌اش یک راحتی و در کارهای دنیوی‌اش آسانی داشته باشد پس باید این ذکر را مداوم یعنی «یا باسط» 72 بار در روز بگوید. و این تجربه شده است.

 اَلْمُعِزّ ْ: هر کس در سحر در حالی که دستانش را بالا برده ده بار این ذکر را بگوید به هیچ مسأله‌ای احتیاج پیدا نخواهد کرد.

 عالِمُ الْغَیْبْ: کسی که بعد از هر نماز 100 بار این ذکر را بگوید اسرار غیب بر او مکشوف و آشکار می‌شود.

 اَلْخافِضْ: هر کس این نام را 70 بار ذکر بگوید خداوند شرّ ستمکاران را از او دور می‌کند.

 الرّافِعْ: هر کس بعد از نماز ظهر 100 بار این ذکر را بگوید خداوند تعالی رفعت او را زیاد می‌کند.

 اَلْمُعِزّ ْ: خداوند هیبت ذکر گوینده را زیاد می‌کند.

 اَلْمُذِلّ ْ: هر کس در دل شب تاریکی در حالی که در سجده است و پیشانی بر خاک نهاده هزار مرتبه این نام را بگوید و بگوید: «یا مذلّ الجبارین و مبیرُ الظالمین» همانا فلانی مرا خوار کرد پس حق مرا از او بگیر پس در همان وقت خداوند حق او را از ستمکار خواهد گرفت. و هر کس این ذکر را 55 بار در سجده بگوید و آن گاه بگوید: «پروردگار من مرا امنیت ده»‌ خداوند او را از شر ستمکاران در امان می‌دارد.

 اَلسَّمیعْ: هر کس این ذکر را زیاد بگوید دعایش مستجاب می‌شود.

 اَلْبَصیرْ: هر کس در مجامع این ذکر را زیاد بگوید خداوند عنایت و توجه خاص خود را به او معطوف می‌دارد.

 اَلْحَکَمُ الْعَدْلْ: کسی که در نیمه‌های شب به این ذکر مداومت ورزد خداوند لطف خود را مخصوص او می‌گرداند و درونش را خزانه اسرار غیب می‌گرداند.

 

اسماء الحسنی,خواص اسماء الحسنی,خاصیت اسماء الحسنی

   اَللَّطیفْ: و در نماز حاجت: دو رکعت نماز بگذار و در هر رکعت بعد از حمد 3 بار بگو «خداوند به بندگانش مهربان است و هر کس را بخواهد روزی می‌دهد و او بسیار نیرومند و شکست‌ناپذیر است» و بعد از اسلام برخیز و 129 بار بگو «یا لطیف».سپس سجده کن و بر محمد و آل محمد درود بفرست و حاجت خود را بخواه ان شاءالله در میان سه روز آینده حاجتت برآورده می‌شود و اگر به تأخیر افتاد این را تکرار کن و «یا لطیف» را 903 بار بگو.

 اَلْهادِی الْخَبیرِ الْمُبینْ: هر کس به این ذکر بعد از گرسنگی مداومت ورزد خداوند اسرار غیب را بر او آگاه می‌گرداند و هم چنین است ذکر «النور الهادی» و بعد از آن بگوید «ای هدایت‌کننده مرا هدایت کن و ای آگاه مرا باخبر گردان و ای آشکارکننده بر من اسرار غیب را آشکار کن».

 اَلْحَلیمِ الرَّئوُفِ الْمَنّانْ: هیچ ترسویی این ذکر را نمی‌گوید مگر این که امنیت می‌یابد.

 اَلْحَکیمْ: هر کس این را بنویسد و با آب بشوید سپس بر روی زراعت خود بپاشد آن پاک می‌گردد و برکتش آشکار می‌شود.

 اَلْغَفُورْ: هر کس در گفتن این ذکر مداومت نماید از وسواسی نجات پیدا می‌کند.

 اَلْشَّکُورْ: هر کس این نام را چهل بار بر آبی بخواند و با آن چشم بیماری را بشوید خوب خواهد شد.

 اَلْعَلیّْ: هر کس این نام را زیاد بگوید و بر خود آویزان نماید نزد مردم با آبرو خواهد شد.

 اَلْکَبیرْ: هر کس در خلوت و ریاضت خود این ذکر را به عددی زیاد بخواند و بعد از آن دعا کند خداوند دعایش را اجابت می‌کند.

 اَلْحَفیظْ: هر کس این ذکر را به تعدادش بگوید رنج و درد به سراغ او نمی‌آید هر چند به زمین‌های هفت‌گانه برود و او از غرق شدن محفوظ است و این نام برای ترسیدگان سریع‌الاجابه است و نگهداری گوینده آن هرگز ازاله نمی‌شود و از بین نمی‌رود.

 اَلْحَسیبْ: برای آسان شدن کارها هر روز 80 مرتبه بگو «یا حسیب».

 اَلْجَلیلْ: کسی که این ذکر را بسیار بگوید و هر جایی که دیده می‌شود آن را قرار بدهد به او بخشیده می‌شود آنچه را می‌بیند و می‌خواهد.

 اَلْکَریمْ: هر کس می‌خواهد روزی‌اش زیاد شود چهل روز و هر روز 128 بار به این ذکر مداومت جوید «یا کریم یا وهاب یا ذالطول» خداوند از جاهایی که گمان نمی‌کند به او روزی می‌دهد.

 اَلْقَریبُ الْمُجیبُ: کسی که این ذکر را زیاد بگوید خداوند تعالی او را امنیت می‌بخشد.

 اَلْواسِعْ: کسی که این ذکر را زیاد بگوید خداوند برای او وسعت در زندگی ایجاد می‌کند.

 اَلْوَدُودْ: کسی که هر روز 100 بار بر غذایی این ذکر را بخواند و به دشمنانش بخوراند با آنها مهربان و دوست خواهد شد.

 اَلْمَجیدْ: هر کس این ذکر را زیاد بگوید از همه دردها و بیماریها شفا می‌یابد.

 اَلْباعِثْ: هر کس هنگام خواب در حالی که دستش روی سینه‌اش می‌باشد خداوند باطنش را زنده می‌کند و قلبش را نورانی می‌گرداند.

 اَلْشَّهیدُ الْحَقْ: کسی که این دو نام را در چهار گوشه کاغذی بنویسد و آنچه که ضایع شده یا غیب گشته در وسط کاغذ بنویسد و آن را نصف شب زیر آسمان بگذارد و به آن نگاه کند و این دو اسم را هفتار بار تکرار کند خبر آن چیز ضایع گشته یا گمشده به او می‌رسد.

 اَلْوَکیلْ: کسی که این ذکر را وِرد خود قرار دهد از غرق شدن یا دچار آتش‌سوزی شدن امنیت می‌یابد.

 اَلْقَویّ: هر کس ذکر «یا قوی» را روزی 116 بار تکرار کند از ناتوانی و ضعف رهایی می‌یابد.

 اَلْمُعیدْ: کسی که در گوشه‌های اتاقش بایستد و نیمه شب هفتاد مرتبه بگوید «ای معید فلان چیز را به من برگردان» پس در خلال هفته خبر گم شده به او می‌رسد یا این که خداوند اسرار اسماءش را در او به ودیعت می‌نهد.

 اَلْمُحِی الْمُمیتْ: برای سالم ماندن جسم پس از مرگ 69 بار «یا محیی» به مدت 40 روز.

 اَلْحَیّْ: کسی که بر مریض و بیمار 19 بار این ذکر را بگوید شفا حاصل می‌شود و ذکر الحی القیوم در آخر شب اثر بسیار بزرگی در زیادی روزی دارد.

 اَلْقَیُّومْ: برای آسان شدن کارها در نیمه‌های شب 1000 بار بگو «سبحان الملک الحی القیوم الذی لایموت» یعنی پاک و منزه است پروردگار زنده و پایداری که هیچ وقت نمی‌میرد» که به راستی اثری عجیب دارد.

 اَلْواجِدْ: کسی که آن را بر غذایی بخواند و بخورد در درون خود نوری را می‌یابد.

 اَلْماجِدْ: ذکر این نام در خلوت و پنهانی انسان را نورانی می‌کند.

 اَلأحَدْ: کسی که در خلوت بعد از ریاضت و سختی هزار مرتبه این ذکر را بگوید ملائکه را در اطراف خود می‌بیند.

 اَلْصَّمَدْ: برای برآورده شدن نیاز خود 40 روز و هر روز 134 مرتبه بگو «یا صمد» و برای به دست آوردن مقام صدق و یقین در سحر در حالی که به سجده رفته‌ای 111 بار «یا صمد» را با توجه به معنای آن در قلبت تکرار کن و هر روز بر این ذکر مداومت نما پس از صادقان و اهل یقین خواهی بود.

 اَلْقادِرْ: هر کس در خلوت با وضو باشد و هزار مرتبه این ذکر را تکرار نماید بر دشمن چیره خواهد شد.

 اَلْبِرّ ْ: کسی که توفیق کار خیر و دفع سوء و بدی را می‌طلبد پس باید روزی 402 بار «یا بّر» بگوید.

 اَلْتَّوّابْ: کسی که بسیار این ذکر را بگوید خداوند توبة او را می‌پذیرد.

 اَلْمُنْتَقِمْ: کسی که به این ذکر مداومت کند بر دشمنش غالب خواهد شد.

 اَلْرَّؤُوفْ: کسی که بسیار این ورد را بگوید در نزد ظالمی او را خاضع می‌سازد.

 اَلْسُّبُوُحْ: کسی که این نام را بر روی نانی بنویسد و بعد از نماز جمعه آن را بخورد صفات و اخلاقش مانند فرشتگان می‌شود.

 اَلْرَبّْ: برای انجام کارهای سخت شب جمعه بعد از نماز عشاء 1201 بار در یک مجلس می‌گویی «یا الله، یا رباه، یا سیداه» پس آن کار مهم ان شاءالله انجام خواهد شد. و کسی که بسیار این ذکر را بگوید خداوند او را برای فرزندش حفظ می‌کند.

 مالِکُ الْمُلْکْ: کسی که بسیار این نام را بگوید خداوند در دنیا و آخرت او را بی نیاز می‌کند.

 اَلْغَنِیُّ وَالْمُغْنی: هر کس ده جمعه و هر جمعه ده هزار بار این اذکار را بگوید خداوند او را به زودی و در آخرت بی نیاز می‌کند و او حیوانی را نمی‌خورد و اگر همراه هر ذکر یک فاتحه هم بخواند یقیناً غنی هم روزی داده می‌شود.

 اَلْمُعْطی: هر کس هنگام خواب این ذکر را بگوید خداوند قرض او را ادا خواهد کرد.

 اَلْمانِعْ: برای دفع آزار و اذیت دشمن و شر ایشان 161 بار «یا مانع» و هم چنین برای مطیع شدن همسر و شریک زندگی، روایت شده است هر کس شریک زندگی‌اش از او فرمان نمی‌برد پس هنگام خواب بسیار بگوید «یا مانع».

 اَلْنُّورْ: هر کس این ذکر را هزار بار بگوید خداوند نوری در ظاهر و باطن او قرار می‌دهد.

 اَلْهادی: کسی که این ذکر را بسیار بگوید خداوند معرفتش را روزی او می‌کند.

 اَلْبَدیعْ: هر کس این ذکر را هزار بار بگوید حاجتش برآورده می‌شود.

 اَلْوارِثْ: کسی که این ذکر را هزار بار تکرار کند خداوند تعالی او را به سوی راه درست هدایت می‌کند.


 اَلْصَّبُورْ: هر کس این ذکر را هزار بار تکرار کند خداوند صبر در هنگام سختی‌ها را به او الهام می‌کند.

منبع:hengamnews.com





- نظرات (0)

یک مادر نمونه ازمنظرقران

مادر، مادران، روز مادر

غرض از بیان چنین بحثی، ارائه و روشن کردن مسیری است روحانی و متعالی برای تمامی مادران. که هرچه بیشتر نسبت به قبل در رشد و تکامل انسانی خود گام بردارند.

بیانی گذرا از نقش های سه گانه ی زن

جنس زن به حکم طبیعت  و قوانین طبیعی سه نقش عمده را ایفاء می کند. که یکی پس از دیگری مهم تر و جایگاهی ارزشمند و والا را دارد. در بیان این سه نقش (دختری- همسری- مادری) سعی می کنیم در دو مورد اول به طور خلاصه و گذرا، اشاره ای به آیاتی از کلام الهی داشته باشیم و سپس در مورد نقش مادری توضیح کاملی بیان کنیم.

نقش دختری

الف/1: دفاع از منزلت انسانی دختران (اسراء / 31) (تكویر / 8 و 9)

الف/2: تایید حس روانشناسی و شخصیت شناسی دختران (قصص / 26)

الف/3: تایید هوش اطلاعاتی (قصص / 13-11)

نقش همسری

ب/1: تکمیل کننده ی وجود و هستی جنس مرد (نساء / 1)

ب/2: عنصرتکمیلی ادامه دهنده ی نسل بشریت (نساء / 1)

ب/3: مایه آرامش و سکونت همسر (روم / 21)

ب/4: ساتر عیوب و برطرف کننده کمبود و نیاز شوهران (بقره / 187) (بقره / 223)

ب/5: نقش مشاوری همراه (بقره / 233) (طلاق / 6)

نقش مادری

نقش مادری را می توان در دو تقسیم بندی کلی بیان نمود:

الف: خصوصیات عام: «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً .(الاحقاف/15)

ما انسان را نسبت به والدینش به نیكى سفارش كردیم, مادرش او را با محنت و رنج حمل كرد و با مشقت و سختى به دنیا آورد و مدت باردارى و از شیر گرفتن او سى ماه است.»

تمامی اعمال و رفتار والدین جنبه ی تربیتی داشته و از سوی دیگر اشاره به این نکته دارد که  تربیت دینی و بایسته ی چنین فرزندی، چنین نتیجه ایی(فرزند صالح) به دنبال خواهد داشت.

چنانچه در مقابل نیز، برخی قرآن پژوهان شقاوت و گمراهی فرزند حضرت نوح علیه السلام را نتیجه ی تربیت نادرست مادر وی می دانند. چرا که از خانواده حضرت نوح، مادر و پسرش بودند که به نوح ایمان نیاوردند.

در این آیه شریفه به سه خصوصیت عمومی مادران اشاره می کند:

- بارداری

- وضع حمل(ولادت)

- شیردهی 

همانطور که می دانید این سه خصوصیت در انسان و حیوان مشترک است و حیوانات نیز در این امور سه گانه با انسان یک مسیر را طی می کنند. 

امــا ذکر این نکته و تلنگر نیز خالی از لطف نیست که برخی از انسان ها در این امور نسبت به حیوانات نیز نقش پست تر و پایین تری را انتخاب کرده اند، تا آنجا که در جامعه ی کنونی خود مشاهده می کنیم؛ برخی از مادران همین که خود را متوجه ضرری در این امور می بیینند دست از وظیفه و رسالت  اصلی خود برداشته و با بیان  بهانه هایی واهی خود را از انجام این رسالت عظیم منصرف می کنند.

 گاه فرزند خود را سقط کرده و یا به جهت بهم نریختن تناسب اندامی خود، فرزند را از شیر دادن محروم می کنند و مثال های دیگری که در این زمینه می توان بیان نمود.

که در اینجا به فرموده ی قرآن چنین انسان هایی در حکم و رده ای پست تر از حیوانات قرار می گیرند: «أولٰئک کالأنعام بل هم أضل  أولٰئک هم الغافلون [اعراف/179] اینان مانند چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان [از معارف و حقایق الهی] بی خبرند»

خصوصیات و مصادیقی از مادر نمونه:

- نقش تربیت و مربی گری:

از جمله مهمترین وظیفه پیامبران در رسالت خویش، نقش تربیت و مربی گری است.

« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» (جمعه / 2) اوست که در بین مردمِ درس نخوانده پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنان بخواند، و [از هر نوع آلودگی] پاکشان سازد و کتاب و معارف استوار و سودمند به آنان بیاموزد، مسلّماً آنان پیش از این در گمراهی آشکاری بودند»

همینطور این وظیفه ی والا بر عهده ی والدین بالاخص مادران نیز قرار دارد. و به این جهت است که قرآن کریم مادران را در قرآن به کرات ستایش می کند، خداوند در سوره ی اسراء این چنین متذکر این خصوصیت ویژه می شود: « وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا  (اسراء/ 24) 

« و در برابرشان از روی رحمت و مهربانی فروتن باش! و [در دعایت] بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آن که مرا در کودکی تربیت کردند مورد مهر و رحمت قرار ده .

از دیگر ویژگی های یک مادر نمونه معرفی شده در قرآن، ارتباط خاص مادر بوسیله مناجات با خداوند است. چنانچه در داستان حضرت مریم، این ارتباط با خدای متعال وی را به مقامی والا می رساند، چنانچه خداوند او را به عنوان صدیقه معرفی کرده و می فرماید:«وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ [تحریم/12] و فرمان های پروردگارش و کتاب های او را تصدیق کرد، و از زمرۀ اطاعت کنندگان [از خواسته های حق] بود »

در این آیه شریفه خداوند متعال بعد از امر به تواضع و فروتنی در مقابل والدین، به فرزندان دستور می دهد، که در مناجات و خلوتگاه های خود، این نقش مهم والدین را برای خود یادآوری کنند و در ازای این نقش پررنگ از خدا متعال برای آنان طلب آمرزش و مغفرت نمایند.

در آیه شریفه دو نکته مهم را یادآور می شود: یکی این که تمامی اعمال و رفتار والدین جنبه ی تربیتی داشته و از سوی دیگر اشاره به این نکته دارد که  تربیت دینی و بایسته ی چنین فرزندی، چنین نتیجه ایی(فرزند صالح) به دنبال خواهد داشت.

چنانچه در مقابل نیز، برخی قرآن پژوهان شقاوت و گمراهی فرزند حضرت نوح علیه السلام را نتیجه ی تربیت نادرست مادر وی می دانند. چرا که از خانواده حضرت نوح، مادر و پسرش بودند که به نوح ایمان نیاوردند.

- ارتباط خاص با خداوند:

از دیگر ویژگی های یک مادر نمونه معرفی شده در قرآن، ارتباط خاص مادر بوسیله مناجات با خداوند است. چنانچه در داستان حضرت مریم، این ارتباط با خدای متعال وی را به مقامی والا می رساند، چنانچه خداوند او را به عنوان صدیقه معرفی کرده و می فرماید:«وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ [تحریم/12] و فرمان های پروردگارش و کتاب های او را تصدیق کرد، و از زمرۀ اطاعت کنندگان [از خواسته های حق] بود »

«و امه صدیقة [مائده/75] مادر مسیح زنِ [درست کردار و] راست گفتاری بود،»

در بیان صدیقین ذکر این نکته خالی از لطف نیست که صدیقین گروهی هستند که با انبیاء و صلحاء و شهداء همراه هستند. 

این ارتباط  ویژه ی حضرت مریم، در آیات دیگر نیز به آن اشاره هایی شده: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَكَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿آل عمران/٣٧﴾ هرگاه که زکریا در محراب بر او وارد می شد نزد او نوعی خوراکی می یافت. گفت: ای مریم این از کجا برای تو آمده است؟ او گفت: این از جانب خداست، که خدا به هرکس بخواهد بی شمار روزی دهد»

چنانچه مشاهده می شود این آیه از ارتباط خاص حضرت مریم با خداوند حکایت دارد.

همچنین در آیات دیگری نیز این خصوصیت در همسر ابراهیم خلیل نمودار است. 

«وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ ﴿هود/٧١﴾همسرش که ایستاده بود [از گفت وشنید آنان با ابراهیم] خندید، پس او را به اسحاق، و بعد از اسحاق به یعقوب مژده دادیم !»

زمانی که فرشته ها با ابراهیم صحبت می کردند همسر وی نیز حاضر بود و سخن فرشته ها را می شنید و از این رو بود که چنین بیان کرد: «قَالَتْ یَا وَیْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِی شَیْخًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ  [هود/72و73] [همسر ابراهیم] گفت: ای وای! آیا درحالی که پیره زنم، و همسرم که سالخورده است [فرزند] می زایم، همانا این مسئله بسیار عجیب است!(فرشتگان) گفتند: آیا از کار خداوند به شگفت میایی؟ رحمت خداوند و برکاتش برای شما خاندان مقرر است؛ زیرا او ستوده و بزرگوار است »


- نظرات (0)

گره گشا

مقدمه

سپاس بی پایان خدای منان را که ما را در مکتبی قرار داد که سراسر لطف ورحمت است .

سپاس بی پایان خدای منان را که مارا با مکتب قرآن کریم آشنا کردقرآنی که براساس آیة 82 سورة اسرا شفا  ورحمت است چنانچه میفرماید :از قرآن‌آنچه شفا ورحمت است برای مؤمنان نازل می‌کنیم وستمگران را جز خسران وزیان نمی‌افزاید.

یا براساس آیة 57 سورة یونس: ای مردم : اندرزی ازسوی پروردگارتان برای شما آمده است ودرمان برای آنچه درسینه هاست وهدایت ورحمتی است برای مؤمنان .

از رسول خدا (ص): روایت است که فرمودند:  هرکه از قرآن شفا نطلبد خداوند شفایش ندهد.

این جزوه کوتاه برای رسیدن به اهداف زیر تدارک دیده شده

1-  آشنائی بیشتر با قرآن کریم .                       

5-کلیدی باشد برای باز شدن گره مشکلات .

2- راهی برای رسیدن به قرب الهی.

6- شفابخش برای بیماری های روحی وروانی .            

3- نحوه توسل به دعا ومناجات.                 

7-طریقة استفاده از حروف واسماء(اسماءالحسنی)

4- نگرشی به موضوعات بعضی از موضوعات قرآنی.       

8- آشنائی با شماره حروف ابجد.

 

انشاءالله بتوانید به خوبی از آن در تمامی شئونات زندگی استفاده کنید وحلال قسمت مهم مشکلات دنیوی واخروی خودباشید.

تذکر : جهت قرائت صحیح آیات توجه داشته باشید درقرآن کریم شماره هر آیه جلوآن آیه نوشته شده

منابع: مصابیح الجنان (1)گزیده ای از کتاب دوهزارو یک ختم انتشارات ائمه (ع)

 تهیه وتنظیم احمد تقدیسی نیا

  قرآن شناخت بهاء الدین خرمشاهی- مفاتیح نوین- توضیح المسائل

              گرد آورنده: ( زهرا ممیز)

شرایط استجابت دعا

1 -  اخلاص   2-  اقبال قلب (حضور قلب )  3-  یقین به استجابت دعا 4 – قطع امید به غیر خدا  5 – توبه از گناه  6 – انجام عمل صالح  7- حالت رقت و گریه  8-  کسب مال حلال و رد مظالم (حق الناس)

آداب دعا

1-  طهارت (با وضو ) .

 2- رو به قبله دعا کردن.

3- مدح وثنای الهی قبل از دعا ( خدا را حمد وثنا کنید پیش از خواستن حاجات)

4- در اول وآخر هر دعا صلوات فرستادن .

 5- اصرار در دعا ( امام صادق (ع) : فرمود بندة مؤمن در حاجت خود از خدا اصرار نمی‌کند مگر این که خداوند حاجت اورا برآورده می‌کند.

6 – روزه و دعا ( در روایات داریم که خداوند شکم خالی را دوست داشته ونور خود را در آن متجلی می‌سازد به همین لحاظ دعای روزه دار مورد قبول درگاه خداوند واقع می‌شود .

 7- قرائت قرآن قبل وبعد از دعا .

امام صادق(ع) : فرمودند کسی که 100آیه از هر جای قرآن بخواند وپس از آن 7 مرتبه (یا الله ) بگوید اگر به سنگ های سخت دعا کند آنها را می‌شکافد .

8- دعا بعد از نماز های واجب .

 9- دعا بعد از دادن صدقه . 10 – دعا بعد از بسم الله

11 – دعا با انگشتر عقیق وفیروزه  امام صادق (ع) به نقل از پیامبر (ص) : خداوند عزوجل فرمودند: من حیا می‌کنم از بنده ای که دستش را بلند کند (برای دعا) و در آن انگشتری نقره از فیروزه باشد . پس من آن دست را محروم بر نگردانم .

12 – پنهان دعا کردن : عبادت سّری وپنها‌نی در مستحبات ارزش بسیار دارد .

خواص سوره ها و آیات قرآنی

1. سورة حمد: امام صادق (ع) : هرصاحب دردی 70  مرتبه سوره حمد را بخواند از آن مرض شفا یابد.

 جهت استجابت دعا : 7 رور روزه بگیرد هرروز حمد را 111 بار بخواند و 111 بار صلوات بفرستد .

جهت تسکین درد : سوره حمد 70 بار خوانده شود.

2. سورة بقره :  ختم آیات 41تا 43 سوره بقره جهت رفع پریشانی : تا 4 روز بعد از نماز صبح هر روز 21 بار بی فاصله بخواند از هلاکت وفلاکت رها شود.

  امام صادق (ع) فرمود : کسی که هنگام مصیبت گفتن ( انا لله وانا اله راجعون ) به او الهام شود بهشت برای او واجب می شود.

 آیة الکرسی جهت برآورده شدن حاجات بسیار مجرب است تا 40 روز پشت سر هم با طهارت وتواضع رو به قبله به عدد کرسی 290 بار تا ( علی العظیم)  بخوانداثر عجیبی دارد.

جهت شفای بیماری چشم خواندن آیة الکرسی مجرب است.

آیة الکرسی جهت امان از گزندگان بعد از هر نماز واجبی خواندن آن بسیار نافع است .

امام صادق (ع) : جهت شفای درد مثانه آیة 107 سوره بقره 3 مرتبه قبل از خواب و یک مرتبه بعد از بیدار شدن خوانده شود.

آیة 102 سوره بقره جهت دفع سحروجادو نافع است .

آیة 125 سوره بقره جهت بیدار شدن از خواب در هر ساعتی که دوست داشتی مجرب است .

3. سورة آل عمران : پیامبر (ص) : هرکس سوره آل عمران را روز جمعه بخواند خداوندو فرشتگان بر او صلوات فرستند تا آفتاب فرو رود.

آیة 18سوره آل عمران همراه با خواندن سوره حمد و آیة 26 و 27 این سوره برآورده شدن حاجات نافع است

جهت باطل شدن سحر ساحران وجادوگران خواندن آیه 144 سوره آل عمران نافع است.

جهت زیاد شدن ایمان از آیة 190 تا 194 سوره آل عمران با نیت خالص بسیار نافع است

جهت آسان شدن زایمان ووضع حمل خواندن آیة 35 آل عمران با آیة 35 احقاف نافع است.

جهت تسکین درد کمر وپشت آیه 145 آل عمران را سه مرتبه همراه 3 مرتبه سوره قدر بخواند درد کمر تسکین می‌یابد

جهت رفع استرس واضطراب آیة 154 سوره آل عمران تا 40 روز روزی 40 مرتبه بعد از نماز صبح خوانده شود. وهمین آیة برای دفع دشمن تا 20 روز روزی 29 بار خوانده شود.

4. سورة نساء: امام صادق(ع): جهت موافقت و الفت زن وشوهر خواندن سورة نساء با نیت خالص وبا وضو بسیار نافع است .

آیه 58 سوره نساء برای پیدا کردن محل دفن چیزی که جای آنرا گم کرده اید نافع است.

5. سورة مائده: آیة 3 سوره مائده آیة اکمال است آخرین آیه ای که برای پیامبر نازل شد است

آیة 114 سوره مائده برای وسعت رزق وروزی بعد از نماز صبح سه بار با بسم الله الرحمن الرحیم خوانده شود وبرای ختم تا 40 روز روزی 50 مرتبه همراه با صد صلوات بخواند وروز اول دورکعت نمازحاجت بخواند انشاءالله روزی او وسعت پیدا می ‌کند.

6. سورة انعام : جهت رفع مشکلات امام باقر(ع)فرمودند : هرگاه علتی یا مشکلی برای کسی حاصل شود واز آن بترسد سوره انعام را بخواند که از آن امر مکروهی به او نرسد.

جهت محفوظ ماندن از امراض آیة اول سورة انعام را هر صبح وشام 7 بار با نیت خالص وتوجه به خدا بخواند وهر بار دست بر بدن خود بکشد از جمیع آفات وامراض ایمن گردد.

آیة 136سوره انعام جهت تسکین غضب وخشم واضطراب نافع است.

آیة 17 و 18 سوره انعام در وقت خواب 7 بار با نیت خالص خوانده شود جهت درمان غم واندوه نافع است

آیه 115 سوره انعام جهت آشتی دونفر 3 بار خوانده شود ودر صورت دو طرف فوت شوددوستی برقرار گردد.

7. سورة اعراف : جهت ایمنی از شیطان آیات 54-55-56 را وقت خواب بخواند بسیار نافع است.

همچنین برای کم شدن خواب وبر خواستن برای عبادت شبانه این آیات نافع است.همچنین جهت ترس از شیطان وجادوگران وساحران ومحافظت ودوری از شیطان بسیار نافع است.

آیة 142 سورة اعراف : در دهه اول ماه ذیحجه بین نماز مغرب وعشاء دورکعت نماز خوانده می‌شود که این آیه بعد از قرائت حمد وسوره در هر رکعت تلاوت می‌شودجهت همراهی با حجاج در مکه مکرمه .

 8. سورة انفال: پیامبر اکرم(ص): هرکه سورة انفال وتوبه را بخواند من شفیع او باشم وروز قیامت گواهی میدهم که او از نفاق پاک است وبه عدد هر منافق ومنافقه که در دنیا باشد 10 حسنه برای او نویسند و10 بدی را محو کنند و10 درجه بردارند وتا در دنیاباشد تمام عرش وحمل آن برایش صلوات فرستند.

9. سورة توبه: به خاطر برائت از مشرکین بدون بسم الله آغاز می‌شود.

جهت پیروزی بر دشمن سورة توبه 21 یا 41 مرتبه خوانده شود نافع است.

جهت روا شدن حاجت 11 مرتبه سورة توبه خوانده شود.

جهت حفظ گله از گرگ آیه 128 توبه بعد از نماز صبح 10مرتبه خوانده شود البته با نیت خالص گله محفوظ می‌ماند. وهمچنین بعضی از بزرگان فرموده اند این آیه را بعد از نماز صبح 10 بار با نیت خالص بخوانید وبر کف دست های خود بدمید وبه صورت خود وتمام اعضای بدن بمالید درآن روز به هیچ گرفتاری مبتلا نمی شوید.

جهت کفایت مهمات آیه 129 توبه هر روز 70 مرتبه خوانده شود.

10. سورة یونس: برای دفع دشمن 21 بار خوانده شود.

11. سورة هود : جهت رسیدن به مراد وحاجت سوره هود 13 مرتبه خوانده شود.

جهت حفظ ایمنی ومحافظت در سفر آیة 41 سوره هود با نیت خالص خوانده شود.

جهت حفظ از شردرندگان وگزندگان آیات 56و57 سورة هود خوانده شود.

12. سورة یوسف : جهت رفع درماندگی آیات 54تا56 سوره یوسف با نیت خالص خوانده شود.

جهت شفای جمیع امراض آیات 91و92و93 سورة یوسف با نیت خالص خوانده شود.

جهت خلاصی از زندان آیه 67 سوره یوسف تا یک هفته بعد از نماز ها 100 بار خوانده شود.

جهت دفع دشمن ادای قرض- شفای بیمار وحصول مطالبات کلی وجزئی فاالله خیراً حافظاً وهوالرحم راحمین (آیة 69 سورة یوسف) در یک مجلس 3333 بار خوانده شود.

13. سورة رعد: جهت یادگیری علم ودانش وعلم کیمیا آیات 17و18 سورة رعد به مدت 40روز، روزی 70 مرتبه خوانده شود.

14. سورة ابراهیم: جهت رفع گرسنگی سورة ابراهیم 3 بار با نیت خالص خوانده شود.

15. سورة حجر: امام جعفرصادق (ع): هرکس با ایمان سورة حجر را دروقت خرید وفروش ومعاملات با نیت خالص وتوجه به خدا بخواند آن معامله برایش مبارک می‌گردد.

 جهت دفع دشمن آیه 95 سورة حجر 1000 بار با نیت خالص خوانده شود.

 جهت زیاد شدن رزق وروزی آیات 19و20 سورة حجر بانیت خالص خوانده شود.

16. سورة نحل: جهت آسان شدن زایمان آیة 78 سورة نحل وآیات 23و24 سورة مریم خوانده شود.

17. سورة اسراء (بنی اسرائیل): جهت برآورده شدن حاجات تا 7 روز روزی 7 بار سورة اسرا را بعد از دورکعت نماز حاجت روبه قبله در جای خلوتی بخوانید انشاالله حاجت روا شود.

جهت رفع خیالات باطل آیات 45و46 سورة اسرا خوانده شود.

جهت شفای بیمار آیة 82 سورة اسرا 7 مرتبه با نیت خالص خوانده شود.

18. سورة کهف: سوره ای بود که امام حسین(ع)آیه 9 آن را بالای نیزه تلاوت ‌کرد.

جهت رفع فتنه دجال سورة کهف 7 بار خوانده شود.

جهت بیدار شدن از خواب به عنوان زنگ ساعت قرآن آیة 110 کهف خوانده شود.

جهت حفظ از شر دشمن آیات 94 تا99 سوره کهف با نیت خالص خوانده شود.

جهت تسکین درد ساق پا آیه 27 سورة کهف خوانده شود.

جهت رفع گریه طفل آیات 12 و13 کهف خوانده شود.

19. سورة مریم: جهت فراخی روزی سوره مریم 7بار با نیت خالص خوانده شود.

20. سورة طه :جهت نرم شدن دلهای دیگران وغلبه بردشمن سورة طه خوانده شود.

جهت زیاد شدن رزق وروزی خوانده سوره طه اثر عجیبه ای دارد .

جهت درمان درد سینه ازآیة 25 تا 28 سورة طه به مقداری آب خوانده شود وبخورند بسیار نافع است.

جهت پیدا کردن راه آیات 77 تا 79 سورة طه باخلوص نیت خوانده شود

همچنین اگر راه را گم کرده باشید ودر سفر باشید این آیات را با توجه خالص بخوانید.

21. سورة انبیاء: پیامبر (ص): جهت آسانی حساب در قیامت سورة انبیاء را با خلوص نیت بخوانید.

جهت غلبه بر دشمن امام صادق(ع) : سورة انبیاء را 75 بار با نیت خالص بخوانید وبر دشمن ظفر یابید .

جهت فرزنددار شدن امام صادق (ع) : آیات 87و 88 و 89 سورة انبیاء را با نیت خالص بخوانید .

جهت فرزند دار شدن آیة 38 سورة آل عمران و آیة 89 سورة انبیاء را با هم بخوانید.

جهت ادای قرض : امام رضا(ع) : آیات 87 از لا اله الله تا آخر آیة 88 را بخوانید.

جهت رفع پریشانی : آیات 173 سورة آل عمران -  آیات 83 و 84 سورةانبیاء – آیات 87و 88 سورة انبیاء – آیات 44 و45 سورة غافر وآیة 129 سورة توبه را با نیت خالص بخوانید وبعد 70 بار استغفر الله ربی واتوب والیه وبعد 70 بار صلوات بفرستید انشاءالله در اسرع وقت پریشان خاطری وغم وغصه را از او بر طرف می‌کند.   

جهت استجابت دعا ذکر یونسیه ( لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) بسیار مجرب است. بعد از نماز این ذکر را 110 بار بخوانید تا هر گز گرفتار نشوید.

جهت شفای بیمار این ذکر را 40 بار بخوانید.

جهت نجات از دست ظالمان ودشمنان ورفع هم وغم وگرفتاری وخلاصی از زندان این ذکر 730 بار خوانده شود.

22. سورة حج: جهت مشرف شدن به بیت الله الحرام هر سه روز یک بار این سوره را تلاوت کنید .

جهت ظهور غایب واطلاع از عاقبت امور شب پنج شنبه در یک مجلس آیة 70 سوره حج 201 بار خوانده شود.

جهت پیدا کردن فراری وگم شده آیه 70 سورة حج 101 بار با نیت خالص خوانده شود.

کلید های بهشت: 8 آیه از 58 تا 65 سورة حج برای قضای حوائج بسیار مجرب است قبل از خواندن آن 15 بار یا الله بگوئید.

23. سورة مؤمنون: جهت نجات از هر امر مهم سورة مؤمنون 140 بار باتوجه خاص به خداوند خوانده شود.

24. سورة نور:جهت حفظ از ارتکاب منافی عفت وبرای جلو‌گیری از انحرافات جوانان سورة نور با دقت خوانده شود.

امام صادق(ع) : جهت خلاصی از تهمت سوره نور 7 بار با توجه خالص خوانده شود.

جهت درمان چشم درد آیة 35 سوره نور (که آیة نور نامیده می‌شود)3 بار خوانده شود.

جهت شفای مریض آیة 35 نور را روی آئینه با نیت خالص بخوانید بعد از آن هر مریضی به آینه نگاه کند بیماری او زائل شود.

جهت دیدن خواب خوش وشادابی روح وروان در موقع خواب 66 بار آیه 35 سورة نور خوانده شود.

تفسیر آیة 35 سورة نور توسط امیرالمومنین علی(ع): حضرت علی (ع)  میفرمایند: الله نور السموات والارض مثل نوره کمشکوة ، مشکوة محمد(ص) است فیها مصباح ، مصباح من هستم فی زجاجه  ، زجاجه حسن وحسین (ع) می‌باشند کانها کوکب دری ، علی بن الحسین  امام سجاد (ع) است .یوقد من شجرة مبارکة ، محمد بن علی امام باقر(ع) است . زینونه ، امام صادق (ع) است  لاشرقیه، امام موسی کاظم(ع) است .لاغربیه، امام رضا (ع) است. یکادزتیتها یضیء امام محمد تقی امام جواد (ع) است. ولولمه تمسسه نار، امام هادی (ع) است نور علی نور ، امام حسن عسگری (ع) است. یهدی الله النور من یشاء تا آخرآیة امام قائم مهدی (ع) است.

25. سورة فرقان: جهت آسانی امر ازدواج آیة 74 سورة فرقان در روزهای 13و14و15 ماه را روزه بگیرد وهر شب وقت خواب این آیة را (آیه 74 سوره فرقان) را 21 بار بخواند خوشی وآسانی در کار حاصل شود.

26.سورة شعراء: جهت راست گوئی وایمان آیات 78 تا 84 سورة شعراء را با نیت خالص وقت نماز صبح بخواند.

جهت نجات از مشکلات سفر آیات 78 تا 89 را با نیت پاک بخواند.

جهت نجات از گرسنگی وتشنگی یا گم کردن راه در سفر یا خسته شدن در راه سفر وضو سازد ودورکعت نماز حاجت بگذارد وبعد از نماز این آیات (78 تا 89 سورة شعراء ) را 7بار یا 21 بار بخواند.

هر روز صبح بعد از نماز دست بر سینه بگذاردو70باریا فتاح بگویدبرای صفای قلب بسیار مجرب است.

27.سورة نمل: جهت حصول مهمات وکلیه مطالبات از جمله شفای بیمار امن یجیب آیه 62 سورة نمل را 12000 مرتبه در یک مجلس بخواند واگر نتواند 120 بار بخواند سریع الاثر است.

 جهت قضای حوائج آیه 62 امن یجیب را 120 بار بخواند در همان هفته به مطلب می‌رسد انشاء الله.

 اگر در کاری مضطر شدی در شب جمعه بعد از خواندن دورکعت نماز حاجت 2732 بار با توجه این آیه را بخوان   بی شک انشاءالله خداوند سبحان اجابت می‌کند.

طواسین سوره های شعراء – نمل وقصص می‌باشد وخواندن این سوره ها بسیار مجرب است وبرای نجات از فقر وناامنی این سوره ها در شب جمعه با نیت خالص خوانده شود.

28. سورة قصص: جهت شروع کار وآسان شدن کار ها آیات 20 و21 سورة قصص را بخواند .وجهت حفظ از بلیات سفر وحفظ از شر درندگان واز شر حیوانات زهر ناک واز شر دزد آیات 23 سورة قصص وآیات 26و 27و 28 این سورة را بخواند 77 فرشته اورا محافظت کنند تا به خانه بر گردد واز شر شیطان در آن سفر دور باشد.

جهت حفظ از شر حاکم آیات 68 و69و 70 سورة قصص را با نیت خالص بخواند.

29. سورة عنکبوت: برای رفع بی خوابی این سورة را در وقت خواب با نیت خالص بخواند.

30. سورة روم: رسول خدا (ص) : هرکس آیات 17و 18و 19 روم را بامداد وشبانگاه بخواند جبران هر عبادتی باشد . در شب یا روز که از او فوت شده باشد از نوافل ودعاها وتسبیحات ونیز فرمود : هر کس بعد ازهر نمازواجب این آیات را بخواند به عدد قطرات باران وبرگ درختان روی زمین برای او حسنه می نویسند.

جهت شفای بیمار آیات 17و 18 سورة روم 3 روز و 3 شب 80 بار با نیت خالص بخواند وشب چهارم وقت سحر بیمار را بیرون آورد تا صبح صادق پدید آید آنگاه به اطاقش برگرداند به اذن خدا خوب می‌شود.

جهت آزادی از زندان این آیات را باوضو ونیت خالص بخواند بزودی از زندان آزاد خواهد شد انشاءالله.

31. سورة لقمان: جهت تقویت حافظه آیات 27و 28 سورة لقمان با نیت خالص بر نیم مثقال کٌندربخواند وبعد آنرا باهم وزن خود باشکر وعسل مخلوط وممزوج کند وهر روز ناشتا کمی از آنرا بخورد حافظه اش قوی می‌شود وآنچه را بخواهد یادمی‌گیرد وبخاطر سپارد وبزودی یاد می‌گیرد.

جهت نجات از غرق شدن آیة 31 سورة لقمان با نیت خالص بخواند اگردر کشتی هم نشسته باشد ایمن گردد.

32. سورة سجده: رسول خدا (ص) : هرکس سورة سجده رادرخانه خود بخواند شیطان تا سه روز داخل آن خانه نگردد.

33. سورة احزاب: اگر کسی بعد از نماز صبح ونماز مغرب پیش از آنکه با کسی حرف بزند آیه 56 سورة احزاب را بخواند وصلوات بفرستد خداوند 100 حاجت اورا برآورد 70 در دنیا و30 در آخرت. واین آیه بعد ازهر نماز فریضه تلاوت گردد وهمراه با آن صلوات بفرستید.

34.   سورة سباء: جهت حفظ ودرامان بودن سورة سباء شبها تلاوت شود.

35.  سورة فاطر: امام باقر(ع) :می‌فرمایند جهت امان ماندن از خراب شدن خانه بر سر آیة 41 سورة فاطر خوانده شود خانه بر سرش خراب نمی‌شود.

جهت در امان بودن از سر درد آیة 41 سوره فاطر با نیت خالص خوانده شود.

36. سورةیس: سورةیاسین به فرموده پیامبر (ص) قلب قرآن است وبسیار مجرب است .برای شفای بیمار ، سر قبر اموات ، برای حفظ از شر آفات وبلایا وبرای استغفار، برای جلوگیری از فشار قبر وایمنی از مکافات در شب اول قبر سورة یس خوانده شود.

جهت دفع دشمن وجهت عزت ومعیشت از روز جمعه شروع شود تا روز پنج شنبه روزی سه بارخوانده شود وهر روز بعداز آن دعای 7 صحیفه سجادیه رایک بار بخواند . (این دعا در مفاتیح الجنان هست)

جهت طول عمر وعافیت شب نیمه شعبان 3 بار یس خوانده شودبار اول جهت طول عمر .بار دوم جهت عافیت از بلا وبار سوم جهت انجام وظیفه ودر هر بار بعد ازآن دعای 7 صحیفه سجادیه را بخواند.

جهت ادا شدن حاجت در یک مجلس 21 بار یس خوانده شود ودر خاتمه دعای 7 صحیفه سجادیه خوانده شود.

جهت مطالب مشروعه: روز اول سورة یس را بخواند وآیه سلام قولا من رب رحیم را 70 بار تکرار وآن را هدیه به پیامبر (ص) کند روز دوم به علی مرتضی وروز سوم به فاطمه زهرا (س) وروز چهارم به امام حسن مجتبی(ع) وروز پنجم به سید الشهدا هدیه کند وبعد بگوید الهی این پنج بزرگوار را شفیع آوردم تا حاجتم را بر آوری انشاء الله دعا مستجاب است.

جهت روا شدن حاجت به هنگام درما‌‌ ندگی با توجه یس را بخواند وبه هر مبین که می‌رسدحاجت خود را از خدا بخواهد .

آية 64 سورة يس در تعقيبات نماز صبح براي بستن زبان دشمن نافع است.

جهت خلاصی از هم وغم وگرفتاری سورةیس را بخواند وآیة 58 را 818 بار تکرار کند خداوند اورا از گرفتاریها رهائی بخشد.

جهت درد دندان از آیة 78 سورةیس تا آخر سورة بخواند وبعد آیه 74 سورة بقره را با نیت خالص بخواند البته شفا یابد.

جهت کفایت از هر امر مهم آیة 58 سورة یس به مدت 15 روز 818 بار خوانده شود واز روز چهار شنبه شروع شود بسیار مؤثر است.

37. سورة صافات : علی (ع)می‌فرماید : جهت اجر وپاداش کافی بعد ازهر نماز 3 آیه آخر سورة صافات را بخوانید.

جهت قضای کلیة حاجات بعد از نماز صبح 100 باربلند و100 بار آهسته آیة 76 سورة صافات را بخوانید .

جهت آسان جان کندن : امام موسی کاظم(ع) : فرمودند: سورة صافات را بخوانید.

38. سورة ص : جهت حفظ از گناهان کبیره وصغیره ورسیدن به خیر دنیا وآخرت سورة ص را بخوانید.

39. سورة زمر : امام صادق(ع) وپیامبر (ص) می‌فرمایند جهت امیدوار شدن وعزت وشرافت سورة زمر را بخوانید.

40. سورة غافر (مؤمن) : جهت رونق کاسبی – گردش در بهشت –بسته شدن در های دوزخ وحل همه نوع مشکل – گشادگی درب ها سورة غافر را یک بار بخوانید.

جهت حفظ از آفات : پیامبر (ص) : می‌فرمایند : آیات 1و2و3 سورة غافر را با آیة الکرسی در بامداد با نیت خالص بخوانیدتادر وقت شام از همه آفات محفوظ می‌مانید.

جهت نجات از زندان ورفع گرفتاری ، مداومت بر خواندن آیة 44 سورة غافر همراه با

 بسم الله الرحمن الرحیم داشته باشید اثر عجیب دارد.

41. سورة فصلت: جهت سروروخوشحالی و نامه عمل در دست راست در روز قیامت فصلت را بخوانید

جهت شفای دردناف آیة 44 سورة فصلت را 3 بار بخواند ودست به موضع بگذارد.

42. سورة شوری: جهت الفت قلب ها – وسعت رزق – بزرگي – عقد السان- طلب منصب – تپق نزدن- آية 19 سورة شوري را 1001 بار بخوان.

43. سورة زخرف: امام صادق(ع): مي‌فرمايند جهت کفايت مهمات سورة زخرف را 3 بار با توجه خالص بخوان. جهت ایمن بودن در سفر آیة  13 از سبحان الذی تا آخر آیة 14 خوانده شود.

44. سورة دخان: امام صادق(ع) : مي‌فرمايند جهت رفع مشکلات اين سورة را 7 بار بخوان.

45.سورة جاثیه: امام صادق(ع) می‌فرمایند: هرکس سورة جاثیه را تلاوت کند ثوابش این است که هرگز آتش دوزخ را نبیند. وصدای ناله جهنم رانمی‌شنود وهمنشین پیامبر (ص) خواهد بود.

46.سورة احقاف: امام صادق (ع) هرکس با ایمان 7 بار سورة احقاف را جهت ایمنی از دیو وپری با نیت خالص وتوجه به خدا ومعنی آن بخواند بسیار مؤثر است ومانع رسیدن اذیت وآزار از آنها می‌شود.

47.سورة محمد: پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده اند کسی که این سوره را تلاوت کند بر خدا حق است که اورا از شهر های بهشت سیراب سازد.

48. سورة فتح: جهت گشايش در کارها سورة فتح را يک بار وجهت دفع دشمن 41 مرتبه بخوانيد.

جهت ايمني از غرق شدن وايمني از گرفتاريهاي دريا وطوفان يک بار با نيت خالص سورة فتح بخوانيد.

49. سورة حجرات : جهت رفع درد هاي شکم 7 بار سورة حجرات خوانده شود.

جهت آشتي بين دو نفر آيه 9 سورة حجرات خوانده شود .

50. سورة ق : جهت زيادي روزي سورة ق روزي 3 باررو به قبله خوانده شود .

جهت نور چشم وروشنائي تا 7 جمعه وهر جمعه 3 بار اين سورة ق خوانده شود.

جهت دندان در آوردن طفل : اين سورة رابه آب بخوانيد وبا آب بشوئيد وبا آن آب دهان طفل را بشویند.

51. سورة ذاريات: جهت تسکين درد ووسعت روري اين سورةرا بخوانيد.

جهت وسعت روزي آية56 و 57 اين سورة راروزي 75 بار بخوانيد.

جهت برآورده شدن حاجات آيه 58 اين سورة را تايک هفته با نيت خالص بخوانيد.

52. سورة طور:  جهت خلاصي از زندان بسيار مجرب است.

53. سورة نجم : جهت برآورده شدن حاجات 21 بار خوانده شود.

54. سورة قمر : جهت بر آورده شدن حاجات بخصوص خوف از دشمن 2160 بار آية 10 در يک مجلس خوانده شود  .

55. سورة الرحمن :به فرموده امام موسي کاظم (ع) :این سوره عروس قرآن است وامام صادق (ع) می‌فرمایند: براي رسيدن به مقام شفاعت مجرب است.

56. سورة واقعه: امام صادق می‌فرمایند: این سوره مخصوص امیر المؤ منین(ع) است و جهت رفيق شدن با حضرت علي(ع) در شب جمعه بخواند – جهت ملاقات با خداوند هر شب قبل از خواب بخواند – جهت دخول در بهشت سورة واقعه بخواند.

جهت وسعت رزق اين سورة مجرب است: امام سجاد(ع): مي‌فرمايند هر ماه قمري که از دوشنبه شروع مي‌شود سورة واقعه را از روز اول شروع وبه تعداد روزها سورة واقعه بخواند تا روز 14 ماه يعني روز سوم 3 واقعه وروز پنجم 5 واقعه وروز چهاردهم 14 واقعه بخواند اثر عجيبي دارد .(مرحوم مجلسی)

جهت فرزند دار شدن آيات 58 و 59 سورة واقعه را بانيت خالص بخواند فرزندي که بدنيا مي‌آيد از بليات محفوظ است .  جهت عدم گرسنگي وتشنگي سورة واقعه را صبح وشام با نيت خالص بخوانيد.

57. سورة حديد: امام محمد باقر(ع): فرمود جهت ديدن امام زمان (ع) شب قبل از خواب سورة هاي مسبحات (حديد – حشر – صف – جمعه و تغابن) را بخوانيد امام زمان (ع) را قبل از مرگ درک کنيد . حضرت علی(ع) : می‌فرمایند 6آیه از اول سورة حدید با 4 آیه از آخر سورة حشر برای برآورده شدن حاجات ورفع مشکلات کلی وجزئی می‌باشد.

جهت فتح امور ونيل به مقصود تا 40 روز روزي 351 بار آية 29 سورة حديد را بخوانيد.

جهت گشایش کارها سورة حدید را70 بار با توجه به معنی آن بخوانید.

58. سورة مجادله:در تمامي آيات اين سورة لفظ جلاله « الله » برده شده وبراي سلامتي بيمار اين سورة مجرب است.

59. سورة حشر: جهت حفاظت خود وخانواده سورة حشر را بخوانيد .

4 آية آخر سورة حشر آيات اعظم الهي است وبسيار مجرب است و براي شنوائي نيز مجرب است.

60. سورة ممتحنه : جهت دفع شيطان وظلم سلطان 5 بار با نيت خالص خوانده شود.

61. سورة صف: امام صادق (ع) : مي‌فرمايد جهت اطاعت اولاد از پدر ومادر سورة صف 107 بار بانيت خالص خوانده شود.

جهت سلامت برگشتن از سفر سورة صف با نيت خالص خوانده شود به سلامت برمي‌گردد.

62. سورة جمعه: جهت کفاره گناهان – ثواب بهشت  ودر امان خدا بودن – پاک شدن ازنفاق مجرب است.

63. سورة منافقون: امام صادق(ع): مي‌فرمايند:  جهت الفت بين زن و شوهر 5 بار با نيت خالص خوانده شود

64. سورة تغابن:  جهت نجات از مرگ ناگهاني وشفيع در روز قيامت خوانده شود.

جهت حفظ اموال از دزد سورة تعابن 7 بار با وضو با نيت خالص خوانده شود.

65. سورة طلاق: جهت رهائي از نگراني خوانده شود.

جهت محبت واداي قرض ووسعت روزي آيه 3 سورة طلاق 21 بار خوانده شود.  جهت رفع گرفتاري اين آيه تايک هفته هر شب بعد از نماز عشاء 4 رکعت نماز بخواند ودر هر رکعت يک حمد و25 بار آيه 3 سوره طلاق خوانده شود.

66. سورة تحريم:  جهت شفاي بيمار ورام شدن زن بد اخلاق وسليطه ومخفي ماندن اسرار مجرب است.

67. سورة ملک:  جهت ايمني از عذاب قبر آيه يک سورة ملک را 30 بار صبح و30 بار شب بخواند.

68. سورة قلم:  جهت حسن اخلاق – جهت حل مشکلات – ايمني از فقر و نداري اين سورة خوانده شود دوآية آخر سورة قلم براي رفع چشم زخم است. وآیات 51 و52 سورة قلم در ارتباط با چشم زخم است.

69. سورة حاقه :  جهت سؤال وجواب نکير ومنکر در قبر و آساني شب اول قبر 75 بار بخوانيد.

70. سورة معارج: جهت صلح وآشتي ومؤدت بين دونفر سورة معارج را80 بار بخواند.

جهت رفع محتلم شدن وايمني از خواب هاي پريشان قبل از خواب خوانده شود.

71. سورة نوح:  جهت دفع دشمن – قضاي حاجت – ايمني از شر ظالم – ديدن جاي خود در بهشت خوانده شود.

72. سورة جن:  به غیر از سوره های چهار قل سورة جن نیز با قل شروع می‌شود.

 جهت امان بودن از شر جن 7 مرتبه خوانده شود .  آية 9 براي گوش درد نافع است.   

73. سورة مزمل:  جهت وسعت روزي ورزق تا40 روز روزي يک بار خوانده شود. براي رفع گرفتاري 1000 بار خوانده شود  جهت پيدا کردن گم شده 10 مرتبه خوانده شود وبراي پيدا کردن دزد از آية 12 تا 16 سورة مزمل خوانده شود.

74. سورة مدثر: جهت زياد شدن حافظه 108 بار تا 36 روز روزي 3 بار خوانده شود.

75. سورة قيامت: جهت ايمني از شر شيطان – ظالم – از حاکم – ایمنی از گناه وگواهي پيامبر (ص) وجبرئيل براي ما در هنگام محشور شدن

76. سورة انسان:  ((هل اتي دهر)) جهت وسعت روزي – دخول در بهشت – خوف از خدا -  ثواب زياد – مقام عالي در بهشت – آساني حساب در قيامت – يقين به روز جزا خوانده شود.

77. سورة مرسلات: امام صادق(ع)می فرمایند: هرکس باایمان جهت غلبه بردشمن سورةمبارکه مرسلات را بانیت خالص وتوجه به خدا ومعنی آن 100 بار بخواند بسیار مؤثر است.

78. سورة نبأ :  جهت زيارت خانه خدا – عدم زوال ايمان – روشني چشم و وسعت روزي مجرب است.

79. سورة نازعات: جهت ايمني از شر دشمن – تسريع حساب در روز قيامت و سلامتي درايمان زيادي نور چشم – محشور شدن با چهره خندان – مشمول شدن رحمت الهي مجرب است.

80. سورة عبس: رسول اکرم(ص) فرمودند: کسی که سورةعبس رابخواند درروز قیامت درحالی وارد محشر میشود که صورتش بشاش وخندان است.

81. سورة تکوير:  جهت زياد شدن آب چشمه 3 بار خوانده شود براي رفع سحر وجادو 7 بار خوانده شود.

82. سورة انفطار : جهت رفع گرفتاري 70 مرتبه خوانده شود.

83. سورة مطففين: جهت رفع گريه کودک 7 مرتبه خوانده شود.

84. سورة انشقاق: جهت ايمني از تنگي قبر خوانده شود.

85. سورة بروج: جهت درمان بواسير يک بار خوانده شود وجهت بسته شدن زبان بد گويان 3 مرتبه خوانده شود. آيات 20و 21و 22 سوره بروج براي ايمني در سفر 3 بار خوانده شود .

86. سورة طارق : جهت رفع جن وپري 3 مرتبه خوانده شود و جهت رفع احتلام جوانان يک بار خوانده شود.

87 . سورة اعلي:جهت درمان بواسير و براي ايمني در سفر 3 مرتبه و براي گوش درد يک بار خوانده شود.

88 . سورة غاشيه: جهت  تسکين درد يک بار خوانده شود.

89 . سورة فجر:  جهت بخشش گناهانهمجواري با امام حسين (ع)  - رفع ترس خوانده شود.

90. سورة بلد :جهت حفظ از بلاها خوانده شود .

91. سورة شمس:جهت رفع سختي هاي زندگي خوانده شود .

92. سورة ليل: جهت بهوش آمدن بيماران براي خلاصي از تنگي امور زندگي خوانده می‌شود. اگر سورة لیل را بر مصروع بخوانند وبه او بدمند بهوش می‌آید.

جهت رسیدن به مراد تا 40 شب هر شب 40 مرتبه سورة لیل را بخواند وآیة شریفه 19 را 3 بار تکرار کند .

93. سورة ضحي: جهت پيدا شدن گم شده 7 مرتبه خوانده شود .

94. سورة شرح:  جهت  شرح صدر وايمان قلبي سورة شرح خوانده شود.

95. سورة تين: جهت برکت در انبار غله سوره تين خوانده شود .

96. سورة علق:   جهت شفاي مريض 41 بار به 41 سکه پول خوانده شود( همراه با سجده ) وآن پول به فقیر داده شود.

97. سورة قدر : جهت وسعت روزي بعد از نماز صبح 10 بار خوانده شودودر ماه مبارک رمضان براي بخشش گناهان .

98. سورة بينه :جهت  قبولي طاعات 21 بار خوانده شود.

99. سورة زلزله :  اگر سورة زلزال 4 بار خوانده شود به منزله خواندن تمام قرآن است.

100. سورة عاديات: سوره عاديات جهت وسعت روزي روزي 110 بار به نام علي (ع) خوانده شود.

101. سورة قارعه: جهت تعجيل در فرج امام زمان (ع)  180 بار خوانده شود.

102. سورة تکاثر: جهت آمرزش گناهان 50 ساله 100بار خوانده شود.

103. سورة والعصر: جهت رفع تب و رفع درد هاي شکمي 70 بار خوانده شود براي صبر هم نافع است.

104. سورة همزة : جهت شفاي درد چشم چشم زخم نافع است وجهت ايمني از شر بدگويان 21بار خوانده شود.

105. سورة فيل:جهت بهوش آمدن افراد غشي نافع است.

106. سورة قريش :جهت رفع استرس واضطراب 7 مرتبه خوانده شود همچنين جهت دفع بلا ها نافع است . وبراي برکت درمان – رفع وسوسه ووسواس خواندن آن نافع است.

107. سورة ماعون:  جهت برطرف شدن فقر 41 بار خوانده شود – جهت اثاث کشي خانه خواندن آن نافع است.

108. سورة کوثر: جهت وسعت روزي روز چهار شنبه 2 رکعت نماز خوانده شود وبعد 41 بار اين سورة خوانده شود.

109. سورة کافرون : جهت روا شدن حاجت 10 بار خوانده شود.

110. سورة نصر:  جهت دفع دشمن 25 مرتبه خوانده شود . جهت رفع بلا وگرفتاري نيز نافع است.

111. سورة مسَد : جهت رفع دشمن 7 مرتبه خوانده شود.

112. سورة توحيد : جهت خير دنيا وآخرت : امام صادق(ع) : مي‌فرمايند هرکس آنرا بعد از هر نماز بخواند خداوند خير دنيا وآخرت را به او مي‌دهد واو وپدر ومادر وفرزندان اورا مي‌آمرزد..

پيامبر (ص): فرمود : سورة توحيد ثلث قرآن است . امام صادق(ع) : فرمود: هرکس سورة توحيد رايک بار بخواند گويا يک سوم قرآن را ( ثلث تورات – ثلث انجيل و ثلث زبور ) را خوانده است .

سه بار خوانده سورة توحيد به منزله قرائت کامل قرآن است.

خواندن يک بار حمد ويک بار توحيد به منزله خواندن کامل قرآن است.

جهت بخشش گناهان 50 ساله : پيامبر(ص): فرمود هرکس سورة توحيد را وقت خواب 100 بار بخواند خداوند گناهان 50 ساله اورا بيامرزد.

امام صادق(ع): فرمود : هرکس سورة کافرون وسورة توحيد را در نماز هاي واجب بخواند خداوند اورا وپدر ومادرش را بيامرزد.

جهت نورانيت وروحانيت قلب وآسان شدن امور ورزق خواندن 1000 بار سورة توحيد بسيار نافع است.

جهت برآورده شدن حوائج ودفع بليات سورة توحيد را  71 بار بخواند و وسط آن حرف نزند .

113. سورة فلق: جهت ايمني از چشم زخم وطول عمر نافع است وبراي ايمني از بلا ها صبح وشام 3 بار با نيت خالص خوانده شود.

114. سورة ناس:  جهت ايمني از چشم زخم نافع است وجهت ايمني کودکان از جن وپري خواندن سورة ناس نافع است.

امام صادق (ع): مي‌فرمايد هرکس با ايمان در شبي از شبهاي ماه مبارک رمضان سورة فلق وناس را در نمازهاي واجب ويا مستحب با نيت خالص وتوجه به خدا وبا توجه به معني آن بخواند همچنان باشد که حج عمره گذارده است وتمام ماه رمضان در مکه روزه داشته است.

آشنائی باحروف ابجد

حروف

اعداد

حروف

اعداد

حروف

اعداد

حروف

اعداد

الف

1

ح

8

س

60

ت

400

ب

2

ط

9

ع

70

ث

500

ج

3

ي

10

ف

80

خ

600

د

4

ک

20

ص

90

ذ

700

ه

5

ل

30

ق

100

ظ

800

و

6

م

40

ر

200

ض

900

ز

7

ن

50

ش

300

غ

1000

سوره حمد سبع المثانی یا ام الکتاب یا سورة فاتحه نامیده می‌شود.

سوره‌های بقره وآل عمران زهراوان (یعنی روشنائی ) نامیده می‌شودند.

به سوره هائی که با الحمدالله آغاز میشوند حامدات می‌گویند. مثل سوره های فاتحه- انعام – کهف- سباء – فاطر.

مسبحات: عبارتند از سوره های اسرا- حدید -  حشر- صف - جمعه – تغابن – اعلی که با سبح اله یا یسبح اله آغاز می‌شوند.

عزايم : سورة هائي هستند که سجده واجب دارد شامل سورة هاي سجده – فصلت – نجم – وعلق مي‌باشد.

سورة حمد سبع المثانيام الکتاب نيز ناميده مي‌‌شود و7 آية دارد.

آیة 61 سورة آل عمران آیة مباهله نامیده می‌شود. (روز مباهله 24 ذیحجه )

آیة 3 سورة مائده آیة اکمال نامیده می‌شود در ارتباط با غدیر خم است وآخرین آیة ای است که بر پیامبر نازل شد وآیة 6 سورة مائده آیة وضو نامیده می‌شود

 آیة19 سورة مائده  آیة  فترت نامیده می‌شود .

 آیة 47 سورة مائده آیة قصاص نامیده می‌شود.  

آیة 55 سورة مائده در شأن حضرت (ع) است که در رکوع به سائل انگشتر داد..           

  آیة 67 سورة مائده آیة تبلیغ نامیده می‌شود .

آیة 59 سورةانعام در رکعت دوم نماز غفیله بعد از حمد خوانده می‌شود.

آیة 142 سورة اعراف در دهه اول ماه ذیحجه بین نماز مغرب وعشا در دو رکعت نماز بعد از حمد وسوره خوانده می‌شود .

آیة 41 انفال آیة خمس نامیده می‌شود . سورةتوبه به خاطر برائت از مشرکین بدون بسم الله شروع می‌شود . آیة 33 سورة توبه در ارتباط با ظهور امام زمان (ع) است .

آیه 86 سورة هود آیه ای است که بقیة الله (ع) در موقع ظهورش می‌خواند.

آیة 28 سورة رعد در ارتباط با آرامش دلها است . (الا بذکر الله تطمئن القلوب )

آیة 81 سو
- نظرات (0)

قران وجوانمردی

جوانمردی در قرآن

"اذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا ءَاتِنَا مِن لَّدُنك رَحْمَةً وَ هَیىْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشداً "( زمانى را به خاطر بیاور كه آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگارا ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز.) (10 کهف)

در فرهنگ عربی دو تعبیر رایج در مورد جوان وجود دارد: یكی «فتی» و دیگری «شاب.» اولی از ریشه «فتی فتو (طراوت و شادابی)» و دومی از ریشه «شبّ (شكوفایی و برخورداری از حرارت)» است. (معجم مقاییس اللغه، ج4، ص473. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص625.)

در حقیقت می توان گفت که دین مجموعه ای است از اعمالی چون نماز و روزه و... در کنار اخلاقیاتی چون صداقت و پاکی و جوانمردی و اعمالی که حکم پوسته را برای در برگرفتن مغز دین که همان جوانمردی است دارند.

از این رو کسی که نماز می گزارد اما بی صفا بوده و از عاطفه و عشق نصیبی ندارد، و یا از احساس و آدمیت و آقایی و جوانمردی و گذشت و گذشتن برای خدا و گذاشتن برای مردم بی بهره است، درست به باغبانی می ماند که تنها پوست ها را کاشته باشد! حال آنکه خروار خروار پوست اگر کاشته شوند از آن میان حتی یکی سبز نشده، و جوانه نمی زند، و بالا نیامده، و به ثمر نمی نشیند. همچنانکه اگر مغزها را به تنهایی بکارند گویی نکاشته اند.

در نگاه قرآن کریم این قول که «دل آدم باید پاک باشه، ظاهر مهم نیست» هیچ مقبولیتی در ندارد. بلکه در جای جای قرآن کریم در کنار ایمان، عمل صالح مطرح شده است. در آموزه های قرآنی، عمل صالح، بازتاب بیرونی ایمان واقعی است. هر کس به ایمان واقعی دست یافته باشد در منش و کنش خویش نیک کردار خواهد بود: وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ  «خداوند کسانى را که ایمان آورده و عمل ‏هاى شایسته کرده ‏اند وعده داده که آن ها را آمرزش و پاداشى بزرگ است.» (سوره مائده، آیه ۹)

تنها مغزها به همراه پوست ها و پوست ها به همراه مغزها سبز می شوند.

پس، کسی که می گوید دلت پاک باشد و تنها در پی پاک ساختن دل است اما نمازش را نمی گزارد همچون باغبانی است که در این مزرعه دنیا مغز می کارد اما بی پوست!

و کسی که پیوسته بر سجاده است و دستانش به دعاست اما مروت و صفا را تجربه نکرده ، همچون باغبانی است که خرمن خرمن پوست در آغوش خاک می نهد غافل از آنکه حتی یکی کارگر نشده، و از خاک سر بلند نمی کند! 

عواملی که بهشت آفرین می شوند

یک باغستان وقتی سبز و خرم و با طراوت است که در کنار خود آب و جوی را با هم داشته باشد، وگرنه جوی بی آب هر چند با سنگفرش های مرمرین ساخته شده باشند، هیچ فایده ای ندارد!

همانطور که اگر آب، زلال و زمزم و فراوان باشد اما در جوی قرار نگیرد حاصلی جز هرز رفتن و تخریب ساختن، خاصیی دیگر با خود ندارد!

و نماز و روزه و حجاب و ظواهر عملی و تمام آداب دینی دیگر همان جوی را می مانند و خوبی هایی چون صداقت و مروت و جوانمردی و ... که از آن یاد کردیم به منزله همان آب است، و اگر این دو، دوشادوش هم باشند باغی پدیدار خواهد شد به نام بهشت وگرنه هر کدام بدون دیگری و به دور از دیگری ضایع و بی حاصل است.

و این گونه است که در نگاه قرآن کریم این قول که «دل آدم باید پاک باشه، ظاهر مهم نیست» هیچ مقبولیتی در ندارد. بلکه در جای جای قرآن کریم در کنار ایمان، عمل صالح مطرح شده است. در آموزه های قرآنی، عمل صالح، بازتاب بیرونی ایمان واقعی است. هر کس به ایمان واقعی دست یافته باشد در منش و کنش خویش نیک کردار خواهد بود: وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ  «خداوند کسانى را که ایمان آورده و عمل ‏هاى شایسته کرده ‏اند وعده داده که آن ها را آمرزش و پاداشى بزرگ است.» (سوره مائده، آیه ۹)

در روایت نیز می فرماید: الْإِیمَانُ تَصْدِیقٌ بِالْجَنَانِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان‏ «ایمان، تصدیق با دل و اعتراف با زبان و التزام در عمل است.» (بحارالانوار، ج۶۶ ص۷۴)

کسی که نماز می گزارد اما بی صفا بوده و از عاطفه و عشق نصیبی ندارد، و یا از احساس و آدمیت و آقایی و جوانمردی و گذشت و گذشتن برای خدا و گذاشتن برای مردم بی بهره است، درست به باغبانی می ماند که تنها پوست ها را کاشته باشد! حال آنکه خروار خروار پوست اگر کاشته شوند از آن میان حتی یکی سبز نشده، و جوانه نمی زند، و بالا نیامده، و به ثمر نمی نشیند. همچنانکه اگر مغزها را به تنهایی بکارند گویی نکاشته اند.

در جایی دیگر خداوند در آیه ۱۵۰ سوره نساء می فرماید: إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً: کسانى که خدا و پیامبران او را انکار مى‏ کنند، و مى خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و مى‏ گویند: به بعضى ایمان مى‏ آوریم، و بعضى را انکار مى کنیم‏» و مى ‏خواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند…»

نمازی که همچون صدف در دل خود گوهرجو و جوانمردی ندارد هر چند با صوت خوش ادا شود همان جوی مرمرین است اما بی آب، که لاجرم مزبله یعنی نشیمنگان شیطان خواهد شد، ندیده ای جوی هایی بی آب مالامال از زباله ها و خاشاک و خس ها می شوند؟

آری، آن مروت و جوانمردی که با گلبرگ های زیبای نماز و روزه کادو پیچی نشود هر چند هدیه ای باشد برای خدا از سویی جسارت، و از دیگر سو مایه خسارت است، و هدر خواهد شد و هرز خواهد رفت.


- نظرات (0)

شیطان تا چه زمانی زنده می‌ ماند

مرگ شیطان

در قرآن کریم از شیطان سخن بسیار زده شده ... اینکه از چه جنسی است، چه می خواهد، اصلا چه شد که شیطانی که جزو فرشتگان بود از درگاه خداوند رانده شد؛ رمز عاقبت بخیر نشدن شیطان چه بود،‌ ابزار کارش برای فریب آدم ها چیست؟ چه انسان هایی را می تواند فریب دهد و از توان فریب چه انسان هایی ناتوان است و خیلی چیزهای دیگر که با مطالعه قرآن کریم به آن می رسیم.

در این فرصت بر آن شده ایم که رمز عاقبت بخیر نشدن شیطان را در کلام قرآن کریم مرور کنیم، ببینیم این شیطان تا چه زمانی فرصت دارد که برای فریب انسان ها با همکاران خود تلاش کند و بالأخره خودش کی از بین می رود...

اولین گرد بدبختی که شیطان را غبار آلود کرد و پله ای شد برای بدبختی و سرنگونی او، غرور و تکبر بود؛ قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿اعراف، 12﴾؛ فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چیز تو را باز داشت از اینكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفریدى و او را از گل آفریدی.

غروری که کم و بیش متأسفانه امروز دیده می شود که شانه های افراد مؤمن را هم آلوده کرده است؛ من از او بزرگترم، اول او باید سلام کند، او باید جلوی پای من بلند شودف باید من را حضوری برای میهمانی دعوت کند و ....

و این در حالی است که قرآن کریم می‎ فرماید: "ان الله لا یحب المتکبرین" (سوره نمل آیه 22) یعنی خداوند متکبران را دوست ندارد. و در جایی دیگر می فرماید: « من آنان را که از روی کبر دعوی بزرگی کنند از آیات رحمتم رویگردان کنم.» (سوره اعراف آیه 146) و اینجاست که باید مراقب این خصیصه اخلاقی باشیم؛ مراقب باشیم که با خوب ‌ها همنشین شویم تا خلق و خوی خوب و الهی در ما ساخته شود.

اولین گرد بدبختی که شیطان را غبار آلود کرد و پله ای شد برای بدبختی و سرنگونی او، غرور و تکبر بود؛ قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿اعراف، 12﴾؛ فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چیز تو را باز داشت از اینكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفریدى و او را از گل آفریدی.

شیطان چه زمانی از بین می رود؟

بر اساس آیه « و نفخ فی الصور فصعق من فی السماوات و من فی الارض» (زمر/68) در پی نفخ صور همگان خواهند مرد. اما آیا تا پیش از آن گستره حیات شیطان تا کجاست از این آیه به دست نمی آید. بر پایه برخی روایات، ابلیس در میان نفخه نخست و دوم می میرد.(التفسیر الكبیر ، ج 54 ، ص 367 – ج11 ، ص 108)

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، پایان كار شیطان را برپایی حكومت حضرت مهدی (عج) دانسته (المیزان ، ج 12 ، ص161-160) كه بر اساس برخی روایات، ابلیس به دست مبارك آن حضرت یا طبق روایات رجعت، پس از جنگ با لشكر امیرالمومنین، علی(علیه السلام) ، در حوالی كوفه می گریزد و به دست پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بر صخره بیت المقدس (بحارالانوار، ج53 ، ص 42) كشته می شود.(همان ، ج 6 ، ص 254) برخی پایان حیات ابلیس را مقارن با پایان حیات انسان بر روی كره خاكی دانسته اند. (المیزان ، ج 8 ، ص 28-27)

پایان کار شیطان در بیان علامه جوادی آملی

استاد علامه جوادی آملی (حفظه الله) در باب پایان کار شیطان فرموده اند: تا آخرین انسان هست، او (ابلیس) هم هست. برای اینکه آخرین انسان را هم اغوا می کند، وسوسه می کند. این چنین نیست که شیطان قبل از یک عده ای بمیرد. آن وقت آن عده ، هیچ وسوسه ای ندارند. اگر وسوسه نداشتند که به کمال نمی رسند. انسان وقتی به کمال می رسد که جهاد اکبر داشته باشد. اگر هیچ گرایشی به طرف رذیلت نبود، انسان که طبعاً به طرف رذیلت و گناه میل ندارد. شهوت می خواهد، لباس می خواهد، غذا می خواهد نه حرام، و همه اینها از سنخ حلالش هست... آنکه انسان را به طرف حرام تشویق می کند، ابلیس است و الا انسان فطرتا به دنبال حلال می رود.(دروس تفسیر سوره اعراف،آیت الله جوادی آملی،جزوه نهم،ص11)


منابع:

آیت ‌الله ضیاء آبادی در درس تفسیر آیات 61 تا 65 سوره مبارکه «اسراء»

اخلاق در قرآن (جلد 2: فروع مسائل اخلاقی)؛ به نقل از سایت حوزه

"تکبر" از دید قرآن و احادیث؛ سایت مهر، 1392/10/22

 


- نظرات (0)

نمازی که آدمی را عباد الرحمن می کند


سحرخیزی

به عبارت دیگر می توان از سرنوشت و سیر آفرینش انسان این گونه فهمید که انسان تنها آفریده شده و تنها از دنیا می رود و با دانستن این واقعیت، او باید کاری کند که حداقل برای آن لحظات تنهایی اش مونس و رفیقی حقیقی پیدا کرده تا با او همراه باشد : یا انیس من لا انیس له و یا رفیق من لا رفیق له ...

درمان تنهایی انسان تنها خداوند است ... ای رفیق کسی که هیچ رفیقی جز تو ندارد ... کسی که خصلت انسانی خود را درک کند و حقیقت تنهایی خودش را بفهمد راه برای زندگی واقعی و انس با خدا برایش راحت تر است ...

خیلی از ما در زندگی عادی دنیایی خودمان دوستان و رفیقانی داریم و با آن ها هم در ظاهر خیلی معاشرت داریم اما حس تنهایی واقعی را در کوران های مشکلات زندگی و سختی های زندگی به وضوح حس می کنیم ... و بعد از آن این حس تنهایی زمان مرگ است ... آن جا است که اگر در دنیا خداوند را رفیق خود برگزیده باشیم و ارتباط خوبی در دنیا با او برقرار کرده باشیم در لحظات سخت تنهایی آماده خواهیم بود چون می دانیم که رفیقی برای تنهایی داریم و او ما را تنها نمی گذارد...

یکی از بهترین مکان ها برای درک تنهایی واقعی انسان و اینکه بتواند از این تنهایی واقعی، رفیقی برای تنهایی لحظه مرگ داشته باشد، وقت سحر است.

از اهل بیت (علیهم السلام) روایت است كه: آگاه باشید، درودهای خداوند شامل حال اهل سحر و پوزش طلبان سحری است

«سحر» ناب‏ترین لحظه شبانه روز است. جایگاه این وقت شریف، آن‏گاه روشن می‏شود كه سوگندهای خداوند متعال بر این لحظه زمانی را با تعبیرهای گوناگون قدسی در نظر آوریم.1 سوگندهای قرآن، دلیلی است بر عظمت و اهمیت اموری كه به آنها سوگند یاد شده است.

آیات قرآن در موضوع سحر و سحرخیزی، فراخوانی است كه گاه از برتری وقت سحر و شكوه سحرخیزی و نشانه ها و یادگارها و نكات باریك و حقیقت های آن به گونه آشكار و بی پرده یاد كرده و همه را به شب خیزی فراخوانده: یا ایها المزمل، قم الیل الا قلیلا، نصفه او انقص منه قلیلا، او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا ؛ ای جامه به خود پیچیده، شب را جز اندكی بپاخیز، نیمی از شب را یا كمی از آن كم كن، یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان.[1]

استغفار در سحر را غنیمت شماریم

المستغفرین بالاسحار؛ (پرهیزكاران) آمرزش طلبان در سحرگاه.[2]... كانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون؛ و آنان (پرهیزكاران) كمی از شب را به خواب می روند و سحرگاهان آمرزش می طلبند.

یکی از بهترین اعمالی که در سحرگاه توصیه شده استغفار است و لازمه استغفار سحری، بیداری در پایان شب است و سنت مطهر از آن به نماز شب و استغفار در قنوت نماز وتر تفسیر می كند.[3] در برخی از روایت های دینی آمده است كه مقصود از استغفاركنندگان در دو آیه یاد شده، همان نمازگزاران گاه سحراند.[4] نیز از امام رضا(علیه السلام) نقل است كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قنوت نماز وتر، هفتاد مرتبه استغفار می كرد.[5] مقصود از پوزش طلبان در آیه هجده سوره ذاریات، كسانی اند كه در پایان شب، هفتاد مرتبه در قنوت نماز وتر استغفار كرده و از خداوند پوزش می طلبند.[6] از امام صادق (علیه السلام) روایت است كه: هر كس در گاه سحر استغفار كند از اهل این آیه به شمار می آید.[7]

از اهل بیت (علیهم السلام) روایت است كه: آگاه باشید، درودهای خداوند شامل حال اهل سحر و پوزش طلبان سحری است.[8]

دو رکعت نمازی که آدمی عباد الرحمن می کند

و عبادالرحمن ... والذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما؛ و بندگان خدای مهربان... كسانی اند كه شب هنگام برای پروردگارشان سجده و قیام می كنند.[9]

سجده و قیام در شب از ویژگی های عبادالرحمن است و مقصود از بیتوته و سجده و قیام شبانه همان نماز شب است و این ویژگی اختصاصی بدان خاطر است كه اطاعت شبانه سخت تر و پسندیده تر و از ریا دورتر است.

ابن عباس می گوید: هر كس در دل شب دو ركعت یا بیش تر نماز بگزارد از عبادالرحمن به شمار می آید.[10]

امام صادق (علیه السلام) درباره آیه «ان الحسنات یذهبن السیئات؛[11] همانا نیكی ها بدی ها را از میان می برد». فرمود: نماز شب مؤمن، گناه روز او را از بین می برد.[12]

پی نوشت ها:

[1] - سوره مزمل، آیات 1 و 2.

[2] - سوره آل عمران، آیه 17.

[3] - عدة الداعی و نجاح الساعی: احمد بن فهداالحلی، صححه و علق احمد الموحدی القمی، ص 251.

[4] -المصلین وقت السحر.» میزان الحكمة: ج 7، باب 3084، ص 249، ح 14806 و مجمع البیان: ط تهران، 1373، ج 2.

[5] - وسائل الشیعه: ج 4، ح 7 و 9، باب 10 از ابواب قنوت.

[6] - میزان الحكمة: پیشین، ح 14807.

[7] - همان: ح 14808.

[8] - عدة الداعی و نجاح الساعی: پیشین، ص 251.

[9] - سوره فرقان: آیات 63 و 64.

[10] - صلاة اللیل: ص 29.

[11] - سوره هود، آیه 114.

[12] - میزان الحكمة: ج 5، باب 2314، ص 421، حدیث 10462.


- نظرات (0)

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنیم

قرائت قرآن

پوست کجا و مغز کجا؟ لفظ کجا و معنا کجا؟

پوست سیب، پوست گلابی یا پوست خیار خاصیت دارند اما هرگز خاصیت سیب و گلابی و خیار را ندارند، تازه اگر هم خاصیتی دارند از همان سیب و گلابی و خیار است.

حکایت واژه ها و الفاظ قرآنی نسبت به معنا و مفهوم آنها همان حکایت پوست و سیب است.

خواندن واژه ها و الفاظ، هزار البته که نافع و مفید است و سودمند و ثمر بخش، اما واژه ها کجا و معانی آنها کجا!

پوست سیب و خود سیب چیزی شبیه پوست گوسفند و گوشت آن است، با گوشت است که می توان تغذیه کرد و رشد نمود و نیازها بدن را تامین و تضمین نمود و انرژی و نیرو گرفت، اما با پوست نه؟

البته پوست منفعت بسیار خود را دارد، با پوست می توان دف ساخت و با طبل و از آنها صداهایی خوش و طرب انگیز پدید آورد اما این همه تنها گوش را نوازش می دهند بی آنکه برای جان و دل رشدی در پی داشته باشند.

الفاظ قرآن و قرائت قرآن چیزی شبیه همان پوست خواهد بود، که البته می توان با آنها نغماتی دلنشین و آهنگ هایی خوش پدید آورد و می توان با آنها عبدالباسط و با منشاوی و با حصری شد اما سلمان و ابوذر و مقداد نه، زیرا که آهنگ، جان را فربه و نیرومند نخواهد ساخت.

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنید! 

در زندگی های امروزمان به واقع کتاب الهی قرآن کمرنگ شده است و کمرنگ بودنش نه از باب وجود خارجی و استفاده ابزاری بلکه از لحاظ معنایی؛ بدین گونه که این کتاب الهی را به عنوان کاتالوگ زندگی قرار دهیم و مو به مو در خط مشی زندگی از آن بهره ببریم.

قرآن کریم شده زینتی برای زندگی هایمان که هر چه گران تر خریده باشیم و جلد زیباتری داشته باشد، گویا ارزشش بیشتر است ... و آخر آخر توجهمان به قرآن کجا می شود؟! وقتی عزیزی از دست می رود برای شادی روحش سوره ای از آن می خوانیم یا برای شروع زندگیمان، روی همان کتاب قرآن گران قیمتی که باز آن هم به عنوان نمادین در مهریه ی عروس خانم به تعبیر خود "من باب تبرک" گذاشته شده که خریده شود، لحظه ی خواندن خطبه عقد نگاهی می اندازیم و بعد آن را می بندیمش و خدا می داند در طول زندگی چقدر از آن استفاده می کنیم ... خوش بینانه اش این است که زیاد قرائتش کنیم اما تلاوت را نمی دانم ...

در حقیقت تلاوت در زبان عرب به معنای چیزی در کنار چیزی قرار دادن است؛ یعنی کسی که الفاظ قرآن را مرور می کند باید چیزی در کنار آن قرار دهد و آن توجه به معناست، و گرنه مثل کسی می ماند که تنها پیاله های خالی از یک نوشیدنی را سر کشد!  

خیلی از کلمات روزمره ای را که استفاده می کنیم، به جاى هم دیگر به كار رفته و ما آنها را «هم معنا» مى‌ دانیم، هر چند با دقت و با مراجعه به كتاب‌هاى لغت در مى ‌یابیم كه بین آنها تفاوت وجود دارد؛ مثلا ما «خواندن» و «مطالعه كردن» را هم معنا مى ‌دانیم، در حالى كه این دو با هم تفاوت مى‌ كنند. قرائت و تلاوت هم همین گونه است كه در بسیارى از موارد به جاى یك دیگر به كار مى ‌روند، ولى با دقت مى ‌فهمیم بین آن ‌ها تفاوت وجود دارد.

قرائت از ریشه «قَرَءَ» به معنی «جمع كردن و به هم پیوستن» می ‎باشد و مقصود از آن در سخن، «جمع و پیوستنِ حروف و كلمات» می ‎باشد كه با به هم پیوستنِ حروف، كلماتِ با معنی و با پیوستنِ كلمات و حروف با هم، جملاتِ مفید ساخته می‎شود.

قرائت در لغت به معناى خواندن است و استادان تجوید معتقدند: قرائت تنها به خواندن صورت ظاهر آیات گفته مى ‌شود، ولى تلاوت هم به خواندن ظاهر آیات ـ بدون توجه به معناى آن ـ گفته مى‌شود و هم به خواندن آیات با توجه به معناى كلمات و مفاهیم كلام الهى و امر و نهى ‌هاى قرآن؛ به گونه‌اى كه گویا خداوند با تلاوت كننده قرآن سخن مى‌ گوید و آیات بر او نازل مى‌ شود. [مفردات راغب، ص 71ـ72]

در حقیقت تلاوت در زبان عرب به معنای چیزی در کنار چیزی قرار دادن است؛ یعنی کسی که الفاظ قرآن را مرور می کند باید چیزی در کنار آن قرار دهد و آن توجه به معناست، و گرنه مثل کسی می ماند که تنها پیاله های خالی از یک نوشیدنی را سر کشد! 


- نظرات (0)

سفره فسق و فجور پهن وگسترده

تمسخر خدا

تمسخر خداوند با تمسخر انسان ها فرق می کند

تا به حال شده که کسی را مسخره کنید؟! این سوال از گروهی پرسیده شد، می دانید چه پاسخی دادند؟ آن ها گفتند: بله ما دیگران را مسخره می کنیم، چرا که خداوند به بیان قرآن کریم، خود نیز این عمل را انجام می دهد...
با خود گفتم: عجب، این نسبت دادن تمسخر در قرآن کریم به خدا، خود یک موضوعی است که خوب است پیرامونش جستجویی بشود و نتیجه روشن شود ... در ادامه با ما همراه باشید
تمسخر خدای متعال در مورد افراد منافق مشرک به معنای تمسخری که گاهی بعضی از انسان ها نسبت به یک دیگر روا می دارند، نیست و استهزاء خدای متعال استهزائی خاص می باشد.

استهزاء از ریشه «هزء» و آن هم به معنای به مسخره گرفتن آمده است، و هم به معنای شکستن و خورد کردن، و البته این دو معنا با یکدیگر بی ارتباط نیستند، چون وقتی کسی را به مسخره می گیرند، می خواهند شخصیت او را بشکنند.
الله یستهزیّ بهم: خداوند آنان- منافقین- را خورد می کند.
و البته خورد کردن خداوند هم به گونه ای دیگر است. خدا اگر بخواهد کسی را خورد کند او را بالا برده و شوکت و حشمت او را افزون می کند و آنگاه او را از آن بلندا فرو می افکند.
درست مثل شکستن گردو که آن را بالا می بری و بر سنگی سخت می کوبی.

تفاسیر مختلفی از تمسخر خدا

در تفسیر آیه شریفه "اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ" نوشته اند:
الف:استهزاء به معنى مصطلح بر خداوند روا نیست، زیرا ذات خداوند از عیوب و قبایح منزّه و مبرّا است. بنا بر این، مراد از استهزاء ممكن است یكى از چهار چیز باشد:

از حضرت رضا علیه السّلام در مورد تفسیر قول خداوند كه می فرماید: "اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ" سوال کردم: فرمود: خداوند آن ها را استهزاء نمی كند. بلكه آنان را مجازات و كیفر نماید و مراد از استهزاء خداوند، كیفر بخشیدن به منافقین باشد

1- جزاء و عقوبت عمل آنها كه معنى اللَّه یستهزئ بهم، یجازیهم و یعاقبهم باشد و تعبیر به لفظ استهزاء از باب مشابهت در لفظ است مانند: وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماكِرِینَ (1) یعنى یجازیهم على مكرهم یعنی به خاطر مکرشان مجازات می شوند.
2- استهزاء مومنین و ملائكه از آنها در قیامت، و این عقوبتى است كه خداوند براى آنها مقرر داشته چنانچه این معنى از آیه شریفه: فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ یَضْحَكُونَ (2) (امروز مومنین به كفار می خندند) استفاده می شود و در مجمع البیان بر طبق این مضمون حدیثى از ابن عباس روایت شده كه گفت: "انه یفتح لهم و هم فى النار باب من الجنة فیقلبون من النار الیه مسرعین حتى اذا انتهوا الیه سد علیهم و فتح لهم باب آخر فى موضع آخر فیقلبون الیه من النار مسرعین حتى اذا انتهوا الیه سد علیهم فیضحك المومنون منهم". یعنی: وقتى مومنین داخل بهشت و كافرین داخل جهنم شدند درى از بهشت بروى كفار باز می شود و از آتش شتابان بسوى آن می روند وقتى رسیدند درب بروى آنان بسته می شود و از جاى دیگر درى از بهشت باز می شود باز به سرعت به طرف آن می روند و وقتى رسیدند، مجددا درب بسته می شود، سپس مومنان بر آنان می خندند.

3- مراد از استهزاء، استدراج باشد كه خداوند آنان را مهلت دهد تا در معصیت و طغیان ازدیاد كنند و اینان گمان می كنند خدا خیر آنان را خواسته و سپس به عذاب سخت گرفتار كند بنا بر این، جملة "وَ یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ" تفسیر و بیان آن است
4- مراد از استهزاء الهى مكافات عمل آنها در دنیا باشد كه همین طور كه این منافقان مومنان را استهزاء می كنند خداوند آنان را به استهزاء و سخریه دیگران مبتلا و گرفتار خواهد نمود، مانند ظلم كه نتیجه آن در دنیا دامن گیر ظالم می شود و بالاخره دست مكافات گلوى او را به دست ظالم دیگر می فشارد و نسبتش به خداوند از جهت این است كه تمام امور در تحت مشیت و اراده اوست. (3)
ب:معناى استهزاء خدا سزا دادن حق تعالى به استهزاء آنان می باشد، زیرا در میان اعراب مرسوم است كه سزاى عمل را به نام عمل نام می برند چنانكه در قرآن می فرماید جزاى سیئة سیئة است با اینكه جزاى سیئة و سزاى عمل زشت عدل است، اما از این عدل تعبیر به سیئه شده زیرا عمل را به نام آن می خواند. (4)
ج:مراد از استهزاء خداوند، مكافات و پاداش اعمال منافقین در دنیا است یعنى همین طور كه منافقین مومنان را استهزاء می كنند خداوند آنها را به استهزاء و سخریه دیگران گرفتار می كند، مانند ظلم كه نتیجه آن در دنیا دامن گیر ظالم می شود و اما نسبتش به خدا به خاطر این است كه تمام امور در تحت مشیت و اراده اوست. به عقیده بعضى از مفسرین معنى استهزاء در آیه مزبور این است كه خداوند آنها را در دنیا مهلت می دهد تا در معصیت و طغیان ازدیاد كنند و آنها گمان میكنند كه خدا خیر آنان را خواسته سپس بعذاب سخت گرفتارشان میكند و جمله یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ نیز در بیان و تفسیر این مطلب است و در حقیقت مراد از استهزاء در آیه مباركه استدراج است.

همه بر مرکب چموش "نفس" سواریم، حال کسانی که اهل ایمان اند خداوند نخست دست ایشان را تهی می کند تا بتوانند مهار اسب را در دست داشته باشند و آن را به خوبی برانند، و این در حالی است که دستان اهل نفاق را پر کرده و آن ها توفیق مهار را نمی یابند؛ بی شک آنان به سرعت ساقط شده و سقوط می کنند

د: مراد از استهزاء خدای متعال، همان حقارت و خوارى پیش خدا است كه مترتب بر استهزاء آنان می باشد و مجازا ت لازم استهزاء را استهزاء نامیده اند. (5)
ذ:ابن بابویه در كتاب توحید از على بن حسن بن فضال روایت كرده گفت از حضرت رضا علیه السّلام در مورد تفسیر قول خداوند كه می فرماید: "اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ" سوال کردم: فرمود: خداوند آن ها را استهزاء نمی كند. بلكه آنان را مجازات و كیفر نماید و مراد از استهزاء خداوند، كیفر بخشیدن به منافقین باشد. (6)

کلام آخر

وقتی که سفره را می اندازند آن را می کشند، تا بازتر شود و غذای بیشتری در آن جای گیرد و افراد بیشتری گرداگرد آن بنشینند، این کشیدن را عرب «مد» می گوید.
"و یمدهم فی طغیانهم"
یعنی خداوند سفره فسق و فجور و طغیان اهل نفاق را توسعه داده و گسترش می دهد، تا آنان از هر گونه جفا و جنایتی دریغ نکنند، یعنی سفره آنها را پر می کند از آنچه می خواهد و این در حالی است که آنان بر اسب چموش نفس سوارند، و بی گمان دیر یا زود اسب رم کرده و آنان را بر زمین می کوبد.
روشن تر بگویم: همه بر مرکب چموش "نفس" سواریم، حال کسانی که اهل ایمان اند خداوند نخست دست ایشان را تهی می کند تا بتوانند مهار اسب را در دست داشته باشند و آن را به خوبی برانند، و این در حالی است که دستان اهل نفاق را پر کرده و آن ها توفیق مهار را نمی یابند؛ بی شک آنان به سرعت ساقط شده و سقوط می کنند.
از مجموع این بیانات این مطلب به دست می آید که شخص منافق و کافر در اثر نفاق و کفری که مرتکب می شود، در اصل خودش را خوار و ذلیل کرده و مورد تمسخر قرار داده است و این تمسخر از طرف خدای متعال به وقت خودش آشکار خواهد شد. و چنین نیست که معنایی که ما از تمسخر می فهمیم، همان معنا را در مورد خدای متعال به کار بریم تا بعد قضاوت کنیم که آیا این گونه تمسخر کردن در مورد خدای متعال اشکالی دارد یا نه!
پی نوشت ها:
 1. سوره آل عمران آیه 54.
 2. سورة مطففین آیه 34.
 3. طیب سید عبد الحسین،أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 403.
4. داور پناه ابوالفضل، أنوار العرفان فی تفسیر القرآن،تهران، ج 1، ص 270.
5. همان، ص 271.
6. بروجردی سید محمد ابراهیم، تفسیر جامع، ج 1، ص118.


منابع:
پرسمان قرآنی
کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر


- نظرات (0)

سوره "یس" راهی برای سیر و سلوک

سوره یس

انسان با اندک توجّهی به بیانات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام)، به این حقیقت پی می برد که سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه ای بلند برخوردار است و اگر کسی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید کاملی را از آن خود سازد.
امامان(علیهم السلام) برای این که مومنان را از موقعیت ممتاز این سوره که همچون قلّه ای پوشیده از فضایل است، آگاه کنند، فرموده اند: «یس قلب قرآن است».
موقعیت ممتاز و جایگاه برتر و منحصر به فرد بودن قلب در بدن انسان بر کسی پوشیده نیست. سوره یس نیز دارای همان موقعیت و جایگاه در میان دیگر سوره ها است.

عارف بزرگ آیة الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی(ره) به شاگردان خود چنین سفارش می کردند که هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن، 14 صلوات بفرستید. یعنی این سوره را در بین این صلوات ها قرار دهید. بی شک این 14 صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است.

چنین نیست که فضایل و عجایب سوره یس تنها در زمانه خاصّی کشف شده باشد. با مطالعه تاریخ در می یابیم از همان صدر اسلام، از این سوره با شگفتی یاد می شده و فضایلش معروف بوده است. حتّی گاهی بزرگانی را به فکر وا می داشته که این همه فضیلت برای این سوره ناشی از کدام یک از آیات آن است.

طرز خواندن سوره یس

باتوجه به این سفارشات می توان گفت یس در این مكتب، محور سیر و سلوك و نردبان رسیدن به بالاترین مقامات معنوی می باشد.
بزرگانی که خود با این سوره مأنوس بوده اند اغلب برای شاگردان خود در مورد قرائت این سوره مبارکه دستورالعمل هایی نیز داشته اند.
عارف بزرگ آیة الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی(ره) به شاگردان خود چنین سفارش می کردند که هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن، 14 صلوات بفرستید. یعنی این سوره را در بین این صلوات ها قرار دهید. بی شک این 14 صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است. (متاله قرآنی، رحیمیان، محمدعلی، ص 278)
آن بزرگمرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه که رسیده ام و هرچه به دست آورده ام از برکت این سوره می باشد.
با توجه به این فرمایش می توان گفت: «یس در این مكتب، محور سیر و سلوك و نردبان رسیدن به بالاترین مقامات معنوی می باشد.»

فضیلت خواندن سوره یس

در فضیلت این سوره، حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) می فرمایند: هر کس سوره «یس» را قرائت کند مانند آن است که 10 بار قرآن را ختم کند.
در این رابطه امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که قبل از خواب یا در روز آن را تلاوت کند، در آن روز محفوظ بوده و روزی می خورد.
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به امیرالمومنین علی(علیه السلام) فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن 10 اثر است: هر که آن را قرائت کند، اگر گرسنه باشد سیر گردد؛ اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛ اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛ اگر عزب باشد، ازدواج کند؛ اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛ اگر مریض باشد، عافیت یابد؛ اگر زندانی باشد، نجات یابد؛ اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛ نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛ اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: کسی که یک بار در عمر خود سوره یس را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده ای در دنیا و هر آفریده ای در آخرت و در آسمان دو هزار حسنه برای او نوشته و دو هزار گناه او را پاک می نماید و دچار فقر، زیان مالی، زیر آوار ماندن، بیچارگی، دیوانگی، جذام، وسواس و بیماری زیانبخش نمی شود.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: سوره ی یس را به فرزندان خود بیاموزید؛ زیرا که آن گل خوشبوی قرآن است.


- نظرات (0)

مسابقه حرام خوری و جهنم

حرام خواری

محاسبه روز قیامت را جدی بگیریم

یکی از مسائلی که خداوند در آیات متعدد از قرآن مجید انسان را به آن تذکر داده است عظمت روز قیامت است که تمام عقبات آن بسیار سخت و مشکل است و یکی از مشکل ترین عقبات آن عقبه مظالم و مرصاد و یا حق الناس می باشد چنانچه خداوند متعال می فرماید: «وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ  الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِینَ» (انبیاء، 47) یعنی «ما در قیامت برپا می کنیم ترازوی عدل را پس در آن روز بر کسی ظلم نخواهد شد و کردار هر کس هر چند اندک باشد آن عمل را می آوریم و ما از برای محاسبه روز قیامت کافی می باشیم.

مال حرام دل تاریک می شود غفلت به سراغ انسان می آید، غفلت یعنی بیدار نیست، دعا مستجاب نمی شود، نماز قبول نمی شود، در مسیر دوزخ قرار می گیرد و باعث سلب توفیق می شود.

دنیای حرام، درخششی ندارد

امام علی (علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه می فرماید: بندگان خدا شما را سفارش به تقوا می کنم، این حق خداست بر شما که تقوا کنید .

مصادیق مال حرام را جدی بگیریم

کسب مال و تحصیل مال برای زندگی و تربیت لازم است اما از راه حلال. در آیات قرآن کریم مصادیقی برای مال حرام ذکر شده چرا که این اموال حرام به گونه ایست که دین و ایمان را از بین می برد و قساوت دل ایجاد می کند.
مال حرام دل تاریک می شود غفلت به سراغ انسان می آید، غفلت یعنی بیدار نیست، دعا مستجاب نمی شود، نماز قبول نمی شود، در مسیر دوزخ قرار می گیرد و باعث سلب توفیق می شود.
حرام خواری، مانع سعادت و خوشبختی می شود، ارتباط با خدا را  قطع می کند و رابطه انسان با شیطان محکم شود.

چرا انسان به دنبال حرام خواری می رود؟

بخاطر حرص و آزمندی و دلبستگی به مال دنیا انسان به دنبال حرام خواری می رود. در سوره مائده آمده است: کسانی که رشوه می دهند هم گناه انجام می دهند و هم کار شرم آوری انجام می دهند.

مسابقه حرام خوری، مسابقه جهنم رفتن است

متأسفانه این روزها عده ای را می بینیم که در حرام خواری تلاش می کنند، مسابقه حرام خواری مانند مسابقه به سمت جهنم است.
غضب اموال دیگری مثالی است که در قرآن بیان شده است، مال دیگری را بردن، مال دیگری را دزدیدن، بیت المال همه مال مردم است و گناه دارند.
در مثال دیگر قرآنی آمده است ای کسانی که اصرار بر ادامه کسب مال حرام در ربا و نزول دارید، اگر ادامه دهید به رباخواری و برنگردید، شما با خدا و پیامبر اعلام جنگ دارید.
اگر مال یتیم را مثل ربا و .. بخورید به جای آن آتشی در شکم های خود می ریزید.

آتشی که هیزمش خود ما هستم

امیر المومنین علیه السلام در تفسیر آیه: «فَاتَّقُوا النَّارِ الَّتِی  وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة» فرمودند: «یَا مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا اتَّقُوا اللَّهَ - وَ احْذَرُوا أَنْ تَكُونُوا لِتِلْكَ النَّارِ حَطَباً - وَ إِنْ لَمْ تَكُونُوا بِاللَّهِ كَافِرِینَ- فَتَوَقَّوْهَا بِتَوَقِّی ظُلْمِ إِخْوَانِكُمُ الْمُوْمِنِینَ- وَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ مُوْمِنٍ ظَلَمَ أَخَاهُ الْمُوْمِنَ- الْمُشَارِكَ لَهُ فِی مُوَالاتِنَا- إِلَّا ثَقَّلَ اللَّهُ فِی تِلْكَ النَّارِ سَلَاسِلَهُ وَ أَغْلَالَهُ- وَ لَنْ یَكُفَّهُ مِنْهَا إِلَّا شَفَاعَتُنَا- وَ لَنْ نَشْفَعَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى- إِلَّا بَعْدَ أَنْ نَشْفَعَ لَهُ فِی أَخِیهِ الْمُوْمِنِ- فَإِنْ عَفَا شَفَعْنَا وَ إِلَّا طَالَ فِی النَّارِ مَكْثُه» یعنی: ای شیعیان و پیروان ما بپرهیزید و بترسید از اینکه شما برای چنین آتشی هیزم باشید اگر چه کافر به خدا نیستید خود را از این آتش به ستم نکردن به برادران دینی نگه دارید هر یک از شما به برادر خود که با او در دوستی ما شرکت دارد ستمی روا دارد خداوند در میان همین آتش زنجیر و غل او را سنگین می نماید و هیچ چیز او را نجات نخواهدداد مگر شفاعت ما و ما هرگز شفاعت نمی کنیم پیش خدا مگر بعد از اینکه واسطه شویم پیش آن برادرش اگر او گذشت و بخشید شفاعت می کنیم و الا درنگ و مکث او در آتش زیاد خواهد شد. و نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «فَمَنْ نَالَ مِنْ رَجُلٍ شَیْئاً مِنْ عِرْضٍ أَوْ مَالٍ وَجَبَ عَلَیْهِ الِاسْتِحْلَالُ مِنْ ذَلِكَ وَ الِانْفِصَالُ مِنْ كُلِّ مَا كَانَ مِنْهُ إِلَیْهِ وَ إِنْ كَانَ قَدْ مَاتَ فَلْیَتَنَصَّلْ مِنَ الْمَالِ إِلَى وَرَثَتِهِ وَ لْیَتُبْ إِلَى اللَّهِ مِمَّا أَتَى إِلَیْهِ حَتَّى یَطَّلِعَ عَلَیْهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالنَّدَمِ وَ التَّوْبَةِ وَ الِانْفِصَالِ» (وسائل قدیم، ص 524) یعنی: «هر کس ضرر آبرویی یا مالی بر کسی وارد کند، بر او واجب و لازم است که از او طلب گذشت و حلالیت کند و ذمه خود را بری کند از آن ظلمی که در حق او روا داشته و هر گاه صاحب حق مرده باشد برائت و آزادی ذمه اش به این است که مال را به ورثه او بدهد و نیز توبه کند از آنچه کرده و واقعا از آن کارپشیمان شود.ابوبصیر می گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصاد» فرمودند: «یَقُولُ مَنْ أَكَلَ مَالَ أَخِیهِ ظُلْماً وَ لَمْ یَرُدَّهُ إِلَیْهِ- أَكَلَ جَذْوَةً مِنَ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَة» یعنی: «هر کس از روی ظلم مال برادرش را بخورد و به او برنگرداند، (در حقیقت) پاره ای افروخته از آتش را در روز قیامت خورده است.» و نیز امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «بِئْسَ  الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَان »یعنی: چه بد توشه ای است برای روز قیامت، تجاوز بر حقوق بندگان خدا.

متأسفانه این روزها عده ای را می بینیم که در حرام خواری تلاش می کنند، مسابقه حرام خواری مانند مسابقه به سمت جهنم است.
غضب اموال دیگری مثالی است که در قرآن بیان شده است، مال دیگری را بردن، مال دیگری را دزدیدن، بیت المال همه مال مردم است و گناه دارند.

به این داستان توجه کنید

شریک بن عبدالله نخعی از دانشمندان معارف اسلامی در قرن دوم بود، مهدی عباسی خلیفه سوم عباسی که از علم و هوش شریک اطلاع داشت، او را به حضور طلبید و اصرار کرد منصب قضاوت را قبول کند. او که می دانست قضاوت در دستگاه طاغوتی عباسیان گناه بزرگی است، قبول نکرد، مهدی عباسی اصرار کرد حال که منصب قضا را قبول نمی کنی، معلم فرزندانش گردد. شریک بن عبدالله به شکلی از زیر بار این پیشنهاد نیز خارج شد و نپذیرفت تا اینکه روزی خلیفه عباسی به وی گفت: من به تو سه پیشنهاد می دهم که حتماً باید یکی از آن ها را بپذیری: 1- قضاوت 2- آموزگاری 3- امروز مهمان من باشی و بر سر سفره ام بنشینی.
شریک تأملی کرد، سپس گفت: اکنون که به انتخاب یکی از این سه کار مجبور هستم، ترجیح می دهم که مورد سوم را بپذیرم. خلیفه قبول کرد، به آشپز خود دستور داد، لذیذترین غذاها را آماده کند و از شریک به بهترین وضع ممکن پذیرائی نماید. پس از آماده شدن غذا، شریک که تا آن روز از آن غذاهای لذیذ و گوناگون نخورده بود، با حرص و ولع از آن ها خورد، در همین حال یکی از نزدیکان خلیفه گفت: همین روزها شریک هم منصب قضاوت را می پذیرد و هم منصب آموزگاری فرزندان شما را و اتفاقاً همین طور هم شد و او عهده دار هر دو مقام گردید، از طرف دستگاه عباسی، حقوق و ماهیانه مناسبی برایش معین گردید، روزی شریک با متصدی پرداخت حقوق، حرفش شد، متصدی به او گفت: مگر گندم به ما فروخته ای که این همه توقع داری!؟
شریک جواب داد: چیزی به مراتب بالاتر از گندم به شما فروخته ام، من دینم را به شما فروخته ام!
آری غذای حرام و لقمه ناپاک، آن چنان قلب او را تیره و تار کرد که او به راحتی جزء درباریان دستگاه ظلم گردید و به این ترتیب انسان خوبی بر اثر غذای حرام، دین خود را فروخت و عاقبت به شر شد. (با اقتباس و ویراست از کتاب داستان دوستان)


- نظرات (0)