سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



چه استغفاری مانع نوشتن گناه می‌شود

امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخ به این سوال که چه استغفاری مانع نوشتن گناه می‌شود؟ فرمودند: " هرگاه بنده گناهی مرتکب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده می‏‌شود. اگر آمرزش خواست، آن گناه برایش نوشته نمی‏‌شود(الکافی: 2 / 437 / 1 منتخب میزان الحکمة:428 )"


استغفار و عذرخواهی

تاکنون درباره نقش استغفار، بسیار گفته و نوشته اند، با این همه به نظر می رسد که این عامل سرنوشت ساز که حضرت آدم(علیه السلام) را در هنگام هبوط از بهشت، رهایی بخشید و فرصت های مکرری به او داد تا در مسیر کمالی و هدایتی عبودیت گام بردارد و به مقام راستین خویش دست یابد و هم چنین بسیاری از انسان ها را دستگیر شده و حتی پیامبرانی را از خطر هلاکت نگه داشت، آن چنان مهم و ارزشمند است که هر از گاهی می بایست و بلکه می توان چیزهای جدید و آثار و برکات تازه ای از آن کشف کرد و به دست آورد.

از این رو بازخوانی آداب و آثار آن تنها برای کشف بعدی دیگر از ابعاد و جهتی دیگر از جهات بی نهایت این ابزار کارآمد الهی در دست بشر است که به سادگی می تواند به وسیله آن خود را از بسیاری از گرفتاری ها رهایی بخشد و یا بسیاری از گرفتاری ها و مصیبت ها را از خویش دفع کند؛ زیرا استغفار دارای دو کارکرد مهم دفعی و رفعی است.

 

از چه چیزی استغفار کنیم؟

بسیاری از مردم به ویژه جوانان می پرسند که از چه چیزی استغفار کنیم؟ ما که گناهی نکرده و جرم و جنایتی مرتکب نشده‌ایم.

این پرسش زمانی پررنگ تر مطرح می شود که آنان که با آموزه های قرآنی و یا روایی مواجه می شوند که در آن پیامبران و امامان(علیه السلام) و اولیای خداوندی مامور به استغفار شده و یا در دعاهای خویش به ذیل توبه و استغفار چنگ زده اند. در این صورت می پرسند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) و یا امامان(علیه السلام) چرا باید استغفار کنند و از چه چیزی می بایست استغفار کنند؟

اصولا استغفار چیست و چه جایگاهی در هستی شناسی و امور تکوین دارد که برای دفع امور تکوینی و بلاهای طبیعی به ذیل آن تمسک جسته می شود و یا برای رفع مصیبت و بلایی آن را ابزار و وسیله رهایی قرار می دهند؟

آن گونه که محقق اندیشمند و زبان شناس و قرآن پژوه فرهیخته راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ القرآن الکریم خویش گفته است: «استغفار به معنای طلب آمرزش، از ریشه غفران گرفته شده است که در اصل به معنای پوشیدن چیزی است که آدمی را از آلودگی نگه دارد. بنابراین استغفار به معنای طلب پوشیدن چیزی است که آدمی را از آلودگی های درونی و بیرون محافظت کند و از آن دور نگه دارد. به سخن دیگر، استغفار، درخواست مصونیت از عذاب با گفتار و رفتار خویش است. (مفردات راغب اصفهانی ذیل واژه غفر)

کسی که استغفار می کند می کوشد تا خود را از آلودگی حفظ کند و تن پوشی را به تن نماید تا بوی گناهان بیرونی دیگران به وی نرسد و یا نمی گذارد بوی گناهان او به بیرون درز کند و او را رسوا سازد و یا کاری می کند که آثار و پیامدهای آن از درون و بیرون وی برطرف شود.

استغفار گاه از گناه و خطای خود است(ابراهیم آیه 41 ونوح آیه 28) و گاه برای گناه دیگران از مردم و زنان مومن (محمد آیه 9 و ممتحنه آیه 12 و نوح آیه 28) یا فرزند (یوسف آیات 97 و 98) و برادران (اعراف آیه 151 و حشر آیه 10) ووالدین (ابراهیم آیه 41 و نوح آیه 28) ومانند آن می باشد

بوی بد گناهان

در روایات است که هر گناهی بویی دارد که بسیار زننده است و دیگران را می آزارد. انسان هایی که اهل دل هستند حتی از کسی که در حالت جنابت و یا حیض است در رنج و عذاب قرار می گیرند؛ زیرا با آن که جنابت و حیض امری طبیعی است ولی بویی خاص و زننده برای اهل دل دارد و آنان را به رنج می افکند.

اصولا هر چیزی در دنیا دارای بوی خوش و بوی زننده است. رفتارها و گفتارهای آدمی نیز این گونه است. لذا از مۆمن و انسان های طیب و پاک بوی خوشی برمی خیزد که همگان را به سوی خود جلب و جذب می کند.

در داستان اویس قرنی آمده است که وقتی آن حضرت(صلی الله علیه وآله) از مسافرت به مدینه بازگشت بیان کرد که بوی خوشی به مشام می رسد و این بوی از قرن است. معلوم شد که اویس قرنی به مدینه آمده بود تا به دیدار محبوب خویش حضرت ختمی مرتبت(صلی الله علیه وآله) برسد ولی به سبب وعده ای که به مادر خویش داده بود آن حضرت را ندیده از مدینه بازگشت؛ زیرا پیامبر(صلی الله علیه وآله) به بیرون مدینه مسافرت کرده بود و در آن جا حضور نداشت. این بوی خوش مۆمن است که اهل دل آن را می بویند و می شنوند.

 

بوی خوش کار نیک

استغفار موجب می شود تا آدمی دور خویش حصار و دژی استوار بر پا کند و از آثار زشت گناه دیگران در امان ماند؛ همچنین باعث می شود تا از آثار و تبعات گناه خویش در امان باشد و حداقل در میان خلق رسوا نشود. توبه یعنی بازگشت به سوی خدا و درمسیر کمالی قرارگرفتن پس از آن که با گناه خویش کجروی کرده است و استغفار یعنی این که خود را از آثار و تبعات آن در امان داشتن و از رسوایی رهایی یافتن. بنابر این هرکسی می بایست برای رهایی از آثارو تبعات بیرونی، با استغفار دژ و قلعه ای برای خود بسازد.

استغفار امری عمومی است و اختصاص به گناهکاران ندارد وحتی مومنان بلکه پیامبران برای در امان ماندن از آثار درونی و بیرونی اعمال دیگران به ذیل استغفار تمسک می جویند.

استغفار

از این رفتارها استغفار کنیم

گاه انسان می بایست از ظلم و ستم به نفس خویش استغفار کند؛ زیرا حق نفس را چنان که باید و شاید ادا نکرده و اسمایی را که خداوند در ذات وی به ودیعت نهاده به فعلیت نرسانده است (آل عمران آیه 135 و نساء آیات 64، و 110 و نیز اعراف آیه 23 و انبیاء آیات 87 و 88 و قصص آیه 16) و گاه دیگر نیاز است که از گناه و خطای خویش توبه و استغفارکند (بقره آیه 58 و اعراف آیه 161 و غافر آیه 55 و آل عمران آیه 190و 193 و یوسف آیه 29 و 97و آیات دیگر قرآن) و دمی دیگر می بایست از قضاوت عجولانه و داوری بی دلیل و ضد ارزشی (ص آیات 24 و 25) یا قتل (قصص آیات 15و 16) و کفر نفاق وشرک(مائده آیات 73 و 74) استغفار نماید.

چنان که استغفار گاه از گناه و خطای خود است(ابراهیم آیه 41 ونوح آیه 28) و گاه برای گناه دیگران از مردم و زنان مومن (محمد آیه 9 و ممتحنه آیه 12 و نوح آیه 28) یا فرزند (یوسف آیات 97 و 98) و برادران (اعراف آیه 151 و حشر آیه 10) ووالدین (ابراهیم آیه 41 و نوح آیه 28) ومانند آن می باشد.

 

آثار استغفار

در روایت است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) به مردم هشدار می دهد که برای در امان ماندن از رسواشدن در پیشگاه مۆمنان، خود را با استغفار از خطا و گناهان در امان نگه دارید؛ زیرا چنان که گفته شد هر خطا و گناهی بویی دارد و حالتی در انسان ایجاد می کند و نوری را از انسان می زداید که اهل دل آن را می بینند و می بویند. آن حضرت فرمود: تعطروا بالاستغفار لاتفضحنکم روائح الذنوب؛ با استغفار خود را معطر کنید تا بوی گناهشان شما را رسوا نسازد.

نزول باران و رونق کشاورزی (نوح آیه 10 و 12) ازطریق جلب محبت الهی با استغفار (هود آیه 90) صورت می گیرد و انسان در رحمت الهی قرار گرفته و از آثار رحمت خاص بهره مند می شود. (بقره آیه199 و نساء آیات 106 و 110 و آیات دیگر) البته آثار دیگری نیز برای استغفار در آیات قرآنی گفته شده که بیان آن مجال دیگری می طلبد.

استغفار، درخواست مصونیت از عذاب با گفتار و رفتار خویش است

چه استغفاری مانع نوشتن گناه می‌شود؟

امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخ به این سوال که چه استغفاری مانع نوشتن گناه می‌شود؟ فرمودند: " هرگاه بنده گناهی مرتکب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده می‏‌شود. اگر آمرزش خواست، آن گناه برایش نوشته نمی‏‌شود(الکافی: 2 / 437 / 1 منتخب میزان الحکمة:428 ).

امیرالمومنین (علیه السلام) نیز درباره این که هرکس نعمت استغفار بیابد از چه نعمتی محروم نمی‌شود؟ می‌فرمایند: "به هر کس (نعمت) آمرزش خواهی داده شود، از آمرزیده شدن محروم نشود(نهج البلاغة: الحکمة 135 منتخب میزان الحکمة: 428 ).

رسول مکرم اسلام همچنین ارزش پیامد استغفار زیاد را چنین توصیف می‌فرمایند: "هر کس زیاد آمرزش بخواهد، خداوند از هر غمی برای او گشایشی قرار دهد و از هر تنگنایی برون شوی(نور الثقلین: 5 / 357 / 45 منتخب میزان الحکمة: 428).


- نظرات (0)

نماز و دعای جاهلی به روایت قرآن

نیایش

جاهلیت از منظر قرآن کریم در ابعاد و محورهاى گوناگونى قابل بحث است. یکى از این محورها که در آیات قرآن انعکاس یافته، چگونگى انجام مراسم دینى و عبادت هاى مردم عصر جاهلى، به ویژه عرب ساکن در جزیرة العرب است.

از آن جا که بشر به لحاظ نیاز و زمینه فطرى نمى تواند فارغ از عبادت باشد، عرب جاهلى نیز مراسم عبادى خاصى داشتند که به صورت فردى یا جمعى انجام مى شد. هر چند اصل این عبادات، غالباً در تعالیم ادیان آسمانى پیشین، به ویژه دین حنیف ابراهیمى(علیه السلام) ریشه داشت، اما آنان در چگونگى انجام آن دچار کژى ها و تحریفاتى شده بودند که گاه شکل خنده آور و پوچى را براى یک عبادت پدید آورده بود.

در این مقال با بهره گیرى از روایات تفسیرى کژى هاى عبادى مردم جاهلى در بخش نماز و دعا را خلاصه وار بیان می کنیم.


1. نماز یا مکاء و تصدیه؟

نماز که یکى از مهم ترین جلوه هاى عبادت و زیباترین نمادهاى عبودیت است بر اثر جهل جاهلان، گونه اى تأسف بار و مسخره آمیز یافته بود. قرآن کریم ضمن آیه شریفه 35 سوره انفال، نماز جاهلى را این چنین توصیف کرده است:
وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاّ مُکاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ; (آن ها که مدعى هستند ما هم نماز داریم) نمازشان نزد خانه (خدا) چیزى جز سوت کشیدن و کف زدن نبود، پس بچشید عذاب (الهى) را به خاطر کفرتان.
آیه شریفه، در صدد نفى و محکوم کردن رفتار مشرکانى است که مسلمانان را از زیارت بیت الله و انجام مناسک عبادى مربوط به خانه خدا باز داشتند. این جلوگیرى همراه این ادّعا بوده که آنان سزاوارتر به عبادت در کنار بیت الله الحرام هستند، از این رو، خداوند در جمله اى تحقیرآمیز، گونه عبادت آنان را در کنار بیت الله الحرام به چالش کشیده و به طور ضمنى رفتارهاى عبادى مشرکان و مسلمانان را در معرض تطبیق و مقایسه قرار داده است، و قصد آن دارد که عدم صلاحیت مشرکان را ـ با چنان عبادتى ـ در منع مسلمانان از بیت الله الحرام اثبات، و انحراف عبادى آنان را محکوم کند.


انگیزه مشرکان از مکاء و تصدیه

آیا مکاء و تصدیه به عنوان یک رفتار عبادىِ ثابت و نهادینه شده در عصر جاهلى رواج داشت؟ و به تعبیرى دیگر، آیا مشرکان به قصد انجام عبادت (نماز) در کنار بیت الله الحرام به سوت کشیدن و دست زدن مى پرداختند یا آن که این رفتار به انگیزه اى غیر از آن چه اشاره شد صورت مى گرفته است؟
در بعضى روایات نقل شده در تفسیر آیه، چنین آمده که مشرکان قریش به هنگام نماز خواندن پیامبراکرم (صلى الله علیه و آله) در کنار بیت الله الحرام، در دو سوى آن حضرت ایستاده و دو نفر به سوت کشیدن از یک سو، و دو نفر نیز به کف زدن در سوى دیگر مى پرداختند تا نماز آن حضرت را بر هم زده و موجب ایذاء وى شوند.1

نماز که یکى از مهم ترین جلوه هاى عبادت و زیباترین نمادهاى عبودیت است بر اثر جهل جاهلان، گونه اى تأسف بار و مسخره آمیز یافته بود

در روایت یاد شده، قبیله اى که به این رفتار ناپسند اقدام مى کرد بنى سهم و در بعضى دیگر بنى عبدالدار معرفى شده است.2

ظاهر این روایات، آن است که این رفتار، عکس العملى به نماز خواندن پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) در کنار کعبه، و یکى از رفتارهاى ایذائى مشرکان به آن حضرت بوده، و حال آن که صریح آیه شریفه آن است که مکاء و تصدیه در کنار بیت الله براى مشرکان حکم نماز را داشته است، زیرا واژه نماز، اضافه به ضمیر "هُم" شده و حکایت از رفتار عبادى خاصّ مشرکان دارد.
اما به نظر مى رسد میان این روایات و نصّ آیه، تفاوتى نباشد، چرا که هر چند مشرکان ـ طبق روایت یاد شده ـ هنگام نماز خواندن پیامبر(صلى الله علیه و آله) به این عمل مشغول مى شدند، اما گویا مى خواستند هم زمان با نماز پیامبر(صلى الله علیه و آله) نوع نماز خود را نیز به رخ حضرت بکشند، و به هر حال، روایت یاد شده نمى تواند اطلاق حاصل از بیان آیه را مقیّد به رفتار ایذائى خاصى کند.

حاصل آن چه گذشت این است که قرآن کریم ضمن یک آیه به خوبى لغوگرایى و بیهوده کارى مشرکان را ـ حتى در مقدس ترین رفتار در مقدس ترین مکان ـ به تصویر کشیده است. و در صورتى که نماز ایشان در کنار بیت چنین بوده چه انتظارى از وضع عبادى آنان در غیر این مکان مى توان داشت؟!


2. دُعاى جاهلى

قرآن کریم ضمن بیانى دیگر، به چگونگى دعاى مردم جاهلى اشاره کرده و آن را با دعاى مومنان به معرض مقایسه آورده است. بیان قرآن در آیات 200 ـ202 از سوره بقره چنین است: 
فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ فَاذْکُرُوا اللّهَ کَذِکْرِکُمْ آباءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْراً فَمِنَ النّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا وَ ما لَهُ فِی الاْخِرَةِ مِنْ خَلاق * وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ* أُولئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِمّا کَسَبُوا وَ اللّهُ سَرِیعُ الْحِسابِ; ... (در مراسم حج، مردم دو گروهند:) بعضى از مردم مى گویند: خداوندا به ما در دنیا نیکى عطا کن، ولى در آخرت بهره اى ندارند* و بعضى مى گویند: پرودگارا به ما، در دنیا نیکى عطا کن و در آخرت نیز نیکى مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگاه دار* آن ها از کار (و دعاى) خود، نصیب و بهره اى دارند و خداوند سریع الحساب است.

هر چند مشرکان ـ طبق روایت یاد شده ـ هنگام نماز خواندن پیامبر(صلى الله علیه وآله) به این عمل مشغول مى شدند، اما گویا مى خواستند هم زمان با نماز پیامبر (صلى الله علیه وآله) نوع نماز خود را نیز به رخ حضرت بکشند، و به هر حال، روایت یاد شده نمى تواند اطلاق حاصل از بیان آیه را مقیّد به رفتار ایذائى خاصى کند

آیات یاد شده، در مراسم حجة الوداع بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) نازل شد.3

این آیات در ردیف آیاتى قرار دارند که در صدد تصحیح اعمال و مناسک حج و بر حذر داشتن مردم از انحرافاتى است که در مناسک حج به آن دچار بودند که از جمله آن ها چگونگى دعاى آن ها در مشعر الحرام یا عرفات یا ضمن طواف بود.

از آن جا که اعتقاد به آخرت در آن عصر، یا وجود نداشت و یا دچار تصویرى تحریف شده بود، مسئله آخرت در دعاهاى جاهلى جایگاهى نداشت و این حقیقتى است که قرآن بدان تصریح کرده است.

تمامى همت مردم جاهلى متوجه دنیا و جلوه هاى گوناگون آن بود. در برخى روایات تفسیرى، چگونگى دعاى جاهلى انعکاس یافته است.

بنابر نقلى از عبداللّه بن عباس، گروهى از عرب در موقف حج این چنین دعا مى کردند: «خداوندا! این سال را سال باران و سال حاصل خیزى و وفور نعمت و زاد و ولدى نیکو قرار بده»، و چیزى از امر آخرت یاد نمى کردند لذا خداوند این آیات را نازل کرد.4

و بنابر نقل ابو وائل و عبداللّه بن زبیر، مردم در جاهلیت هنگام وقوف در مشعر الحرام چنین دعا مى کردند: «خدایا مرا شترى روزى کن، خدایا گوسفندى روزى ام کن»، لذا خداوند این آیات را نازل کرد.5


 

پی نوشت ها:
1. سیوطى این معنا را از عکرمه نقل کرده است، ر.ک: الدر المنثور، ج 3، ص 183.
2. طبرى، همان، ج 9، ص 319.
3. طباطبایى، همان، ج 2، ص 81.
4. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج 1، ص 251.
5. طبرانى، کتاب الدعاء، ص 275.


- نظرات (0)

برای درخشش خانه بخوانید

برگزاری سیزدهمین دوره مسابقات قرآن، عترت و نماز فرهنگیان شهر تهران

رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمودند: خانه اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خیر آن بسیار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانیان بدرخشد چنان كه ستارگان آسمان براى زمینیان مى درخشند.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اِنَّ البَیتَ اِذا كَثُرَ فیهِ تِلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَیرُهُ وَاتَّسَعَ اَهلُهُ وَاَضاءَ لاَهلِ السَّماءِ كَما تُضى ءُ نُجومُ السَّماءِ لاَهلِ الدُّنیا. (اصول كافى، جلد۲، صفحه۶۱۰)

بدون شک سبک زندگی دینی ، مشخصات و شرایط ویژه خود را دارد. شاید یکی از مواردی که در زندگی ما به عنوان یک مسلمان کمتر بدان توجه می شود تلاوت قرآن ، به عنوان کتاب دینی و تعمق در آیات آن است.

این در حالی است که خداوند حکیم در این مورد می فرماید: ای مردم، از سوی پروردگارتان موعظه و اندرزی برای شما آمد، قرآنی که مایه شفای بیماری دل ها و روان ها است و چیزی که مایه هدایت و راهنمایی و رحمت برای مومنان است.

ای پیامبر به مردم بگو به فضل پروردگار و به رحمت بی پایان او و این کتاب بزرگ آسمانی که جامع همه نعمت ها است، باید خشنود بشوند نه به ثروت اندوزی و پست و مقام دنیا و فزونی قوم و قبیله. (سوره یونس آیات ۵۸-۵۷)

 

بهترین مکان برای تلاوت قرآن

در هر جا و مكانی ـ به جز اماكنی كه قرائت قرآن در آنها سبب توهین به قرآن گردد ـ می‎ توان قرآن تلاوت كرد و از نظر اسلام مانعی ندارد. در میان اماكن دو مكان برای تلاوت قرآن شرافت بیشتری دارد: خانه و مسجد.

این مطلب را از روایاتی كه در این زمینه وارد شده است می ‎توان فهمید. خصوصاً در فضیلت تلاوت قران در منازل تأكید زیادی شده است و برای آن فواید شگفت ‎آوری را ترسیم كرده‎اند.

نکته مهمى که در احادیث قرائت قرآن وجود دارد این است که این احادیث ، مسلمانان را به تلاوت قرآن در منازلشان تشویق فراوان مى کند. خواص و آثار گوناگون براى آن مى شمارد. این فواید عبارت از:

اول : خواندن قرآن در منازل سبب اعتلاى کلمه حق و نشر حقایق اسلام ، و نیز موجب انتشار و کثرت قرآن خواهد بود؛ زیرا وقتى انسان در منزل خود قرآن بخواند همسر و فرزندان وى نیز طبعا در این عمل از وى پیروى نموده و به خواندن آن تشویق مى گردند و در نتیجه به خواندن قرآن گرایش مخصوص به وجود آورده و تعداد قرآن خوانان روز به روز افزایش ‍ پیدا مى کند.
دوم : قرائت قرآن در منازل و خانه ها، تعظیم و پاداش شعائر اسلام است ؛ زیرا وقتى از خانه هاى مسلمانان هر صبح و شام صداى روح نواز قرآنبلند گردد و از هر نقطه شهرهاى اسلامى صداى تلاوت آیات الهى به گوش رسد، در اعماق جان و دل شنوندگان اثر خاص و عمیقى مى گذارد و ایمان در دلشان بارور و شکوفا مى گردد.

 

فضیلت تلاوت در خانه

پیامبر عظیم الشّأن اسلام می ‎فرماید:
خانه ‎های خود را با تلاوت قرآن نورانی كنید، و آنها را گورستان نسازید، همان ‎گونه كه یهود و نصارا چنین كردند (زیرا فقط در معابد نماز خوانده) و خانه ‎های خویش را از عبادت تهی ساختند.

هر خانه‎ای كه در آن قرآن زیاد تلاوت شود، خیر و بركت آن افزون می‎ گردد و اهل آن در وسعت قرار می‎ گیرند و آن خانه برای اهل آسمان نور افشانی می‎ كند، آن گونه كه ستارگان آسمان برای اهل دنیا نور می ‎دهند. (اصول كافى، جلد۲، صفحه۶۱۰)
از كلام حضرت چنین استفاده می ‎شود: منازلی كه در آنها قرآن خوانده نمی ‎شود مانند گورستان، تاریك و ظلمانی است.
كسی كه اهل قرآن نیست و با آن انس ندارد دل مُرده است و خانه او گورستان است. بنابراین همه مسلمانان این گفتار پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را آویزه گوش كنند و خانه‎ ها را با ترك تلاوت قرآن تاریك نكنند. بلكه خانه ‎ها را با تلاوت آن روشن بسازند. خود و خانواده، كوچه و محل زندگی را هم نورانی كنند.

در خانه ‎هایی كه اتاق های متعدّد دارد یك اتاق برای نماز، دعا و قرآن خواندن اختصاص یابد. و خانواده‎هایی كه كمبود جا دارند، مكان مشخصی را برای قرائت قرآن و سایر عبادات در نظر گیرند، زیرا شرافت چنین مكان ‎هایی موجب استجابت دعا خواهد شد

حضرت می‎ فرماید: این نورانیت به زمین و زمینیان محدود نمی‎ شود بلكه اهل آسمان هم از نور افشانی چنین خانه‎ای بهره می ‎برند. همان‎طور كه ستاره ‎های آسمان برای ساكنان زمین چشمگیر است، خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت می ‎شود برای اهل آسمان ها چشمگیر است و آن ها هم از مراكز تلاوت قرآن نور می‎ گیرند.
خانه‎ای كه صدای قرآن اهل آن، از كوچك و بزرگ، طنین‎انداز است، دنیایشان نیز آباد است. خیر و بركت آن زیاد است و رزق و روزی آن خانه فزونی می‎یابد.


دلایل فضیلت تلاوت در خانه

1. دوری از ریا: عبادت در خلوت، بدور از تظاهر و خودنمایی است و معمولاً با اخلاص همراه است. به این جهت كمتر آلوده به ریا می ‎شود. از این روكسی كه ترسی از ریا و وسوسه ‎های شیطانی دارد، بهتر است قرآن را در خلوت و خانه تلاوت كند.

هر خانه‎ای كه در آن قرآن زیاد تلاوت شود، خیر و بركت آن افزون می‎ گردد و اهل آن در وسعت قرار می‎ گیرند

2. تأثیر در فرزندان: تلاوت قرآن در خانه‎ها در سایر افراد خانواده اثر دارد. پدر و مادری كه خواندن قرآن جزو برنامه زندگیشان باشد، فرزندانشان هم به فراگیری و خواندن قرآن علاقمند می‎ شوند. حتی فراتر از خانه، در همسایگان نیز تأثیر زیادی دارد.
3. اثر اجتماعی آن: اگر صدای قرآن در همه یا اكثر خانه‎ ها طنین ‎انداز شود و صبح و شام صدای روح ‎نواز آن از هر كوی و برزن شنیده شود، در قلب انسان های مشتاق اثر می ‎گذارد، روح و روان ها را منقلب می‎ كند و زمینه‎ ساز حضور قرآن در عرصه اجتماعی می ‎شود. آنگاه انسان ها به خود آمده، قرآن را برنامه زندگی خود قرار می ‎دهند و كاستی های خود را با آن برطرف می‎سازند و قرآن در جامعه تجسّم عینی می ‎یابد.


- نظرات (0)

خانه هایی با بوی معرفت و ایمان!

مسجد

خانه هاى معرفت 

«فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ

رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاء الزَّكَاةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ» «آیات 38 ـ 36، نور»


مصداق خانه ها (بیوت) کدام است؟

ظاهرا تردیدى نیست که مساجد، از مصداق هاى روشن خانه هاى یادشده است، ولى تردیدى نداریم خانه هاى دیگرى نیز وجود دارد که اساس معابد الهى و حیات مساجد بسته به آنهاست و آن خانه هاست که خاستگاه شکل گیرى مساجد و حیات و آبادانى آنهاست؛ اینها خانه هاى پیامبران و اولیاى الهى، صلوات اللّه علیهم است که مصداق کامل و در رأس آنان خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک او است؛ همان خانه اى که به دلالت روشن آیه تطهیر،برگزیدگان آن به مقام خاص عصمت و طهارت الهى دست یافته اند و در واقع در آن جایگاه رفیع قرار داده شده اند.

از همین روى، در روایات چندى ـ چنان که خواهد آمد ـ تصریح و تأکید شده است که منظور «بیوت» پیامبران و ائمه علیهم السلام است.

هر چند مساجدى که خاستگاه آن، این خانه ها باشد و نمازگزاران و عبادت گران آن در صفوف واقعى انبیاء و اولیاء خاص باشند نیز در ردیف همین «بیوت» خواهند بود و از این منظر «بیوت» منحصر در خانه هاى یادشده نخواهد بود و لکن «اَیْنَ» و «متی» و «کیف»؟!
آیا در تاریخ ادیان الهى، خانه اى به شرافت و رفعت و مرتبت خانه فاطمه سلام اللّه علیها مى توان یافت؟ خانه بانویى که به تعبیر امام خمینى، قدس سره، «در حجره اى کوچک و محقر، انسان هایى تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوى افلاک و از عالم مُلک تا آن سوى ملکوت اعلى مى درخشد.» خانه اى که «جلوه گاه نور عظمت الهى و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است.» (صحیفه امام، ج16، ص192) 
خانه فاطمه(سلام الله علیها)، خانه اى است که به گفته امام صادق(علیه السلام) نماز گزاردن در آن در مقایسه با روضه نبوى که مقدس ترین مکان در مسجد عظیم الشأن پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، برترى دارد.

هر کس بیشتر به یاد خداوند است و ذکر او بر زبان دارد و در مقام بندگى و عبودیت، از قرب و منزلت بیشترى برخوردار است، طبعا به او انتساب و تعلق بیشترى دارد و در نتیجه از والایى و بلندى بیشترى برخوردار است

یونس بن یعقوب گفته است: «به امام صادق(علیه السلام) گفتم: نماز در خانه فاطمه بافضیلت تر است یا در روضه؟ فرمود: در خانه فاطمه؛
قلت لابى عبداللّه (علیه السلام): الصلاة فى بیت فاطمة افضل او فى الروضة؟ قال: فى بیت فاطمة.» (وسائل الشیعه، ج3، ص547 و نیز حدیث دیگرى به همین مضمون در همین باب آمده است.)


مایه رفعت و علت عظمت این خانه ها چیست؟

از آنجا که عظمت و سربلندى واقعى از آنِ خدا و براى اوست، هر موجودى به نسبت انتسابى که به حق تعالى دارد و به فراخور عنایت خداوند، شأن و منزلت مى یابد.

روشن است همه موجودات در اصل وجود و هستى خویش به یک نسبت به آفریدگار متعال تعلق دارند، اما عنایت خاص خداوند به خاطر شایستگى هایى که برخى آفریده هاى او یافته اند، علاوه بر آن نسبت عام و یکسان از نزدیکى و نسبت خاصى برخوردارند و شرافت و مقام ویژه اى مى یابند.

بر همین اساس است که برخى زمان ها یا مکان ها یا اشخاص، در پیشگاه خداوند عظمت و ارزش ویژه اى یافته اند و طبعاً در نگاه بندگان خدا قداست و ارزش بیشترى دارند.

اگر مکان یا زمان خاصى، از ارزش متمایز و قداست ویژه اى برخوردار مى شود به خاطر این است که ظرف مکانى یا زمانى براى عنایت خاص الهى یا عمل ویژه یا حضور کسانى که مورد عنایت خاص الهى اند واقع مى شود.

خانه هایى که در این آیه شریفه به بزرگى و والایى از آنها یاد شده، نه به خاطر خشت و گِل و زمین آن این ویژگى را یافته و مقدس شده اند، و نه چنین است که عنایت خاص الهى و اذن و خواست او در دستیابى این خانه ها به چنین مقام و ارزشى، امرى بى حساب و اتفاقى بوده است.

وقتى به اذن و با عنایت خاص خداوند رفعت مى یابند و قهرا به اذن خداوند به او منتسب هستند، به حقایق و ارزش ها و قداست هایى برمى گردد که درون این خانه ها مى گذرد و به آن روشنایى بخشیده است.

هر کس بیشتر به یاد خداوند است و ذکر او بر زبان دارد و در مقام بندگى و عبودیت، از قرب و منزلت بیشترى برخوردار است، طبعا به او انتساب و تعلق بیشترى دارد و در نتیجه از والایى و بلندى بیشترى برخوردار است. خدایى که فوق همه والایى ها و رفعت ها و عزت ها و ارزش ها و قداست هاست، مایه رفعت و عزت و والایى این انسان خواهد بود. ولى شرط آن قرب هر چه بیشتر به او و بندگى هر چه نزدیک تر در پیشگاه اوست.

اذن خداوند به رفعت یافتن «بیوت» در واقع اذن به ذکر و تسبیح الهى است، پس خداوند خواسته است که آنان ذکر و تسبیح او را گویند تا رفعت یابند و به این سبب، خانه هایشان منزلت و رفعت یابد. با این توضیح مى توان مفاد آیه را این گونه بازگو کرد: خانه هایى که خداوند اذن داد نام او در آنها برده شود تا بلند مرتبه شوند و رفعت گیرند

از این رهگذر مى توان نتیجه گرفت که زمینه و علت عنایت خاص به این «بیوت» و رفعت آنها، همان جملات بعدى این آیه و دو آیه بعد است که سخن از ذکر و تسبیح الهى دارد. کسانى در این خانه ها به پرستش و یاد و تسبیح خداوند مى پردازند که شیفتگى به دنیا و توجه به فرصت هاى مادى و سرمایه اندوزى و مال پرستى نتوانسته آنان را از یاد و نام خداوند و انجام وظایف دینى و انسانى خویش و آمادگى براى قیامت و زندگى جاودانه باز دارد.

در واقع این ساکنان خانه ها هستند که با معرفت و کردار خویش، یعنى با «ذکر» حقیقى خود، زمینه رفعت این خانه ها را فراهم مى سازند و بالایى و والایى خانه ها (ظرف) به ارزش و علوّ ساکنان خانه ها (مظروف) است.

این خداوند است که رفعت و منزلت مى دهد، اما شرط آن ایمان و علم و معرفت است: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ) خداوند آنانى از شما که ایمان آوردند و کسانى که به دانش رسیدند، به درجاتى بالا مى رساند.» (8)

ولى همین وعده نیز در پى و مشروط به عمل کردن به فرمانى است که درباره چگونگى نشست و برخاست در مجالس و در حضور پیامبر(صلی الله و علیه و آله) صادر کرده است.
از این رو، اذن خداوند به رفعت یافتن «بیوت» در واقع اذن به ذکر و تسبیح الهى است، پس خداوند خواسته است که آنان ذکر و تسبیح او را گویند تا رفعت یابند و به این سبب، خانه هایشان منزلت و رفعت یابد. با این توضیح مى توان مفاد آیه را این گونه بازگو کرد: خانه هایى که خداوند اذن داد نام او در آنها برده شود تا بلند مرتبه شوند و رفعت گیرند.


- نظرات (0)

سوره ای با خاصیت معجزه گری


حمد

من شنیده ام یك سوره در قرآن هست که خواندنش در زندگی معجزه می كند. این کدام سوره است؟

شاید این سوال عده ای از دوستان باشد. بنابر این در این مقاله در مورد این موضوع کمی بحث خواهیم کرد.

قرآن سر تا سر دارای اعجاز در زندگی مادی و معنوی می باشد که اگر ما با معرفت تلاوت کنیم حتما اثرات آن را خواهیم دید. لذا در اثرات سوره های قرآن اثرات عجیبی ذکر شده که هر کدام یک معجزه ای می باشند. اما در سوره های قرآن آنچه که خیلی اثرات معجزه آسایی از آن ذکر شده است سوره مبارکه حمد می باشد که در کمتر سوره ای یافت می شود.

«سوره حمد» نسخه‎ای است برای درمان همه آلام جسمی و روحی. و چون انسان «العیاذ بالله» بیمار شد، راحت‎ترین درمان و کم ‎هزینه‎ ترین درمان، خواندن سوره حمد است.

«صادق آل‎ عبا» فرمود: «چنان‎چه بر مرده‎ای 70 بار سوره حمد خواندید و زنده شد تعجب نکنید.» (اصول كافى)

امام صادق علیه السلام فرمودند: سوره ی «حمد» سوره ای است که ابتدایش «حمد» خدا و وسطش «اخلاص» و آخرش دعا است.

از سلمة بن محمد نقل است که گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: کسی که سوره حمد، او را شفا نبخشد، چیزی او را شفا نمی بخشد. (خواص القرآن، ص48)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: سوره حمد بر هیچ دردی خوانده نشد مگر اینکه دردش آرام می گیرد (قرآن درمانی روحی و جسمی ،ص 62) و...

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد.»

هرکس، هنگامی که وارد خانه خود می شود، سوره حمد و توحید را قرائت نماید خداوند فقر را از خانه او دور کرده و برکت زندگی او را به حدّی زیاد می کند که به همسایگانش نیز می رسد

و به تحقیق فاتحه الکتاب بهترین چیزی است که در گنج های عرش است و خدای عزوجل این سوره را به طور اختصاصی به محمد داد و بدین سبب او را با عزت کرد و هیچ یک از پیغمبرانش را با او در این فضیلت شریک نکرده است به جز سلیمان که خدای تعالی به او «بسم الله الرحمن الرحیم» را ازفاتحة الکتاب داده است و از بلقیس حکایت کرده که گفت: به درستی که نوشته ای عزیز و گرامی از سلیمان به من رسیده است و نوشته این است که هر کس «بسم الله الرحمن الرحیم» را بخواند و به محمد و دوستی اهل بیت او اعتقاد داشته باشد و ایمان قلبی و ظاهری به ایشان داشته باشد خداوند به ازای هر حرفی که از آن سوره پاداش و ثوابی بهتر از دنیا و آنچه از مال ها و خوبی ها در آن است به او می دهد و کسی که به صوت خواننده این سوره گوش دهد ثوابش مانند کسی است که این سوره را می خواند پس هر یک از شما باید بسیار کوشش کند تا این ثواب و پاداش را به دست آورد که غنیمتی است که نباید از آن گذشت تا حسرت و افسوس آن بماند. (تفسیر البرهان، ج1، ص104) 

از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد».

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:  فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می شود. (مستدرک الوسائل، ج4، ص330)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرکس سوره حمد را قرائت کند خداوند به عدد خواندن تمام کتاب هایی که از آسمان نازل شده به او ثواب و پاداش عنایت می فرماید. (الاختصاص، ص39)

در روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله  آمده است: اگر سوره حمد را در یک کفه میزان و باقی سوره های قرآن را در کفه دیگر قرار دهند، سوره «حمد» هفت برابر سنگین تر است. (مجمع البیان، ج1، ص36 )

خستگی چشم

برخی از خواص سوره حمد

زیادی نور چشم

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: چون کسی را درد چشم باشد یا در بینایی او ضعفی باشد در اول ماه چون هلال ماه را ببیند دست بر چشم خود بنهد و سوره فاتحه را 10 بار با نیت خالص و توجه به معنی آن بخواند و در آخر سوره مبارکه «توحید» را 3بار بخواند بعد از آن 7بار بگوید: «یا ربِّ قَوِّ بَصَری».

سپس بگوید: «اللهم اکف انت الکافی، اللهم عاف انت المعافی». درد چشم و ضعف بینایی به صحت مبدل می گردد. (خواص آیات قرآن کریم، محمدتقی نجفی، ص10) 

 

جهت رفع تب

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: هر کس، با ایمان سوره مبارکه فاتحه را چهل بار بر قدح آب با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند و آن آب را بر روی کسی که تب دارد بپاشد، تب از او زایل می شود. (همان ص12) 

 

ایجاد برکت 

در کلامی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم آمده است: هرکس، هنگامی که وارد خانه خود می شود، سوره حمد و توحید را قرائت نماید خداوند فقر را از خانه او دور کرده و برکت زندگی او را به حدّی زیاد می کند که به همسایگانش نیز می رسد. 

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می شود

از حضرت امام صادق علیه السلام روایت شده است:‌ «هرکس سوره حمد را قرائت کند، به لطف و عنایت الهی، درهای خیر دنیا و آخرت به روی او گشوده خواهد شد.» (همان، ص 65 به نقل از الدرالمنثور، ج6)

 

ختومات مجرب

1) برکت و گشایش روزی  

از مولا علی علیه السلام نقل شده است: «اگر رزق و روزی و ثروت زیادی می خواهی و دوست داری از هر بنده و آزادی بی نیاز باشی و به زودی به آرزوهایت برسی و از غل و غش و حیله در امان باشی؛ پس «فاتحة الکتاب» را بخوان که اسرار عجیبی در ان نهفته است.

برای رسیدن به آرزوها و حاجت هایت، این سوره را در پنج نوبت (صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا) 100 مرتبه تلاوت کن. (همان،ص 66به نقل از شمس المعارف الکبری)

2) نماز عجیب و مشکل گشا 

اگر کسی به نیت قضای حاجت دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت 19 مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و بعد از آن سوره حمد را تلاوت نماید و بعد از تمام شدن نماز 786 مرتبه آیه بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده خواهد شد. ان شاءالله. (همان، ص67به نقل از شمس المعارف الکبری )

3) جهت عزت و شخصیّت و حفظ آبرو 

در روز جمعه شروع کند تا 41 روز، و هر روز 41 مرتبه سوره مبارکه حمد را بخواند و بعد از اتمام بلافاصله 13 بار این


- نظرات (0)