سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



صدقه‌ای برتر از نماز و روزه

آشتی

شناخت عوامل تنش ‌زا در جامعه، خانواده، محیط کار و هر جای دیگری می ‌تواند برای تنش ‌زدایی کمک کند، ولی به سبب وجود تفاوت ‌ها در انسان ها نمی ‌توان امید داشت که جامعه و خانواده هرگز گرفتار تنش و اختلاف نشوند. از این رو وظیفه اصلی مومنان، ایجاداصلاح و آشتی میان کسانی است که با قهر، روابط سالم را قطع کرده‌اند.

دیگر اینکه خود مردم و خانواده ها باید ریشه های تنش ها، قهر ها و دشمنی ها را پیدا کرده و از ایجاد زمینه های آن با برخوردهای مناسب جلوگیری کنند.

ریشه‌ های قهر را بشناسیم

از ریشه های اصلی قهر می توان به دو عنصر مهم اشاره کرد: خشم و غرور

خشم

یکی از عواملی که می تواند نتیجه اش قهر کردن و قطع روابط بین افراد باشد خشم و عصبانیت است؛ به طوری که طرف در یک ماجرایی نمی تواند بر خشم و قوه ی غضبیه خود مسلط باشد و نتیجه اش این می شود که به فرایند قهر منجر می شود.

فراموش نکنیم که در اسلام مسأله قهر به شدت مذموم شمرده شده به طوری که در آیات قرآن کریم به این مسأله توجه شده است؛

در آیه بیست و پنج از سوره رعد آمده است‌: "ویَقطَعون‌َ ما اَمَرَ اللّه‌ُ..." از مصادیق این آیه ، قطع رابطه با خویشان است‌. در همین آیه‌، چنین عملی را، از مفاسد در زمین می ‌داند.

در آیة 128 سوره نساء سفارش شده‌، اگر بین زن و همسرش کدورتی پیش آمد، با یکدیگر آشتی کنند، سپس در ادامه می ‌فرماید: "وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا; (نسأ،128) سازش بهتر است. و [لى‏] بخل [و بى‏گذشت بودن‏]، در نفوس، حضور [و غلبه‏] دارد و اگر نیكى كنید و پرهیزگارى پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام مى ‏دهید آگاه است.

در آیه 35 این سوره نیز سفارش شده‌:

وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن یُرِیدَا إِصْلاَحًا یُوَفِّقِ اللّهُ بَیْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیمًا خَبِیرًا

و اگر از جدایى میان آن دو [: زن و شوهر] بیم دارید پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن‏] تعیین كنید. اگر سرِ سازگارى دارند، خدا میانِ آن دو سازگارى خواهد داد. آرى! خدا داناى آگاه است.

رسول ‌اکرم (صلی الله و علیه وآله) در سخنی به ارزش‌ گذاری صدقه مالی با صدقه زبانی یعنی آشتی و اصلاح میان مردم می‌ پردازد و می ‌فرماید: آیا شما را به چیزی با فضلیت ‌تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاه نکنم؟ آن ‌چیز اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه میان مردم ریشه ‌کن کننده دین است

آیه 9 سورة حجرات که می ‌فرماید: اگر بین عده‌ای از مومنان نزاع و اختلاف پیش آمد آنان را آشتی دهید، چرا که "اِنَّمَا المُومِنون‌َ اِخوَة‌ٌ فَاَصلِحوا بَین‌َ اَخَوَیکُم‌; (حجرات‌،10) مومنان برادر یکدیگرند; پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید.

و نیز در آیات "انفال‌، 1 و نساء، 114" نیز سفارش به صلح و آشتی کرده سپس می ‌فرماید:

"ومَن یَفعَل ذَلِکَ ابتِغأَ مَرضات‌ِ اللّه‌ِ فَسَوف‌َ نُوتیه‌ِ اَجرًا عَظیمـا; (نسأ،114) هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد."

در روایات نیز از این مسأله غفلت نشده است؛
پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله به ابو‌ذر می ‌فرماید: "از قهر کردن با برادرت بپرهیز، زیرا با وجود قهر بودن‌، عمل پذیرفته نمی ‌شود." (میزان الحکمه‌، محمدی ری شهری‌، ترجمة حمید رضا شیخی‌، ج 13، ص 6617)

و نیز رسول خدا صلی الله و علیه وآله فرمودند: "روا نیست که مومن بیش از سه روز با برادرش قهر باشد; بعد از سه روز باید به دیدارش رود و به او سلام کند. اگر جواب سلامش را داد هر دو در ثواب شریک هستند و اگر جواب سلامش را نداد گنهکار است و سلام کننده از حالت قهر در آمده است‌. (میزان الحکمه‌، همان‌، ص 6619)

امام صادق علیه السلام ‌می ‌فرمایند: "آشتی بین مردم و نزدیک کردن آن ‌ها به یکدیگر در صورتی که اختلاف و قهری پیش آمده باشد، صدقه‌ای است که خداوند آن را دوست دارد." ( الکافی‌، کلینی‌، ج 2، ص 209)
این بدان معناست که اسلام دایره صدقات را فراتر را صدقه مالی دانسته و انجام کارهایی که با زبان انجام می ‌شود و موجب آشتی میان مردم می ‌شود را از مصادیق صدقه مالی بلکه برتر دانسته‌ است؛ چنان‌ که رسول ‌اکرم (صلی الله و علیه وآله) در سخنی به ارزش‌ گذاری صدقه مالی با صدقه زبانی یعنی آشتی و اصلاح میان مردم می‌ پردازد و می ‌فرماید: آیا شما را به چیزی با فضلیت ‌تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاه نکنم؟ آن ‌چیز اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه میان مردم ریشه ‌کن کننده دین است. (نهج ‌الفصاحه، ح ۴۵۸)
و نیز امام صادق‌ می ‌فرمایند: "ملعون است‌، ملعون است کسی که برادر دینی اش به وی پیشنهاد آشتی کند و او نپذیرد".(بحارالانوار، علامه مجلسی‌، ج 71، ص 236)

غرور

غرور

غرور نیز یکی از ریشه هایی است که باعث می شود آن قهری که به وجود آمده تمام نشود.

به طوری که هر یک از طرفین قهر شاید و اکثر قریب به اتفاق دوست دارند با هم آشتی کنند، با هم صحبت کنند، درد و دل کنند اما این غرور و منیّت نمی گذارد.

برای تصدیق این سخن می توان مخصوصاً سری به پرسش های زن و شوهر ها در مباحث مشاوره زد: چند روز است که با هم قهر کرده‌ایم اما دلمان می خواهد آشتی کنیم، دلمان برای هم تنگ شده و دوست داریم دو کلمه حرف بزنیم اما غرورمان اجازه نمی دهد... . (خراسان نیوز)

 

تا دیر نشده عجله کنید!

از نظر قرآن آشتی دادن مهمترین عامل آرامش جامعه و فرد است. (انعام، آیه ۴۸، اعراف، آیه ۳۵) همچنین از آیه ۱۰ سوره حجرات به دست می ‌آید که یکی از عوامل و اسباب برخورداری انسان از رحمت الهی، اصلاحات میان مردم و آشتی دادن است.
خداوند به صراحت در آیه ۱ سوریه انفال و ۱۰ سوره حجرات، آشتی دادن میان مومنان را امری ارزشمند معرفی می ‌کند و یکی از مسئولیت ‌های مومنان را آشتی بین خود با از بین بردن زمینه ‌های درگیری و اختلاف بیان می‌ کند. (بقره، آیه ۲۲۴)

انسان مصلح کسی است که خودش اهل حق و حق ‌گویی است (احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱) و با توکل و استمداد از خداوند (احقاف، آیات ۱۵ و ۱۶) و نماز (اعراف، آیه ۱۷۰) و مانند آن می ‌کوشد تا رابطه خود با خدا را اصلاح کرده سپس به توفیق الهی میان دیگران اصلاحات انجام دهد

از نظر قرآن قهر و آشتی نکردن به معنای همراه شدن با شیطان و گام برداشتن در مدار اوست و کسی که مانع آشتی میان مومنان می ‌شود پیروگام ‌های شیطان است. (بقره، آیه ۲۰۸)

بنابراین برای رهایی از شیطان و حرکت در مسیر او می ‌بایست به جای اختلاف ‌افکنی و یا مانع ‌تراشی در برابر آشتی و اصلاح، خودمان گام ‌های اساسی را برای آشتی و صلاح برداریم و دیگران را بدان ترغیب کنیم.

بنابر این اگر می خواهیم واسطه ی آشتی دادن دو نفر باشیم؛

گام نخست این است که خودسازی کرده و خود را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که دیگران به ما گرایش داشته و جذب خوشرویی ما شوند تا بتوانیم در صورت نیاز، به اصلاح و آشتی دادن میان افراد بپردازیم و میان مردم صلح و آشتی برقرار کنیم و قهر آنان را به مهر تبدیل نماییم. (پرسمان)
امیر مومنان علی (علیه السلام) آغاز اصلاحات و آشتی را از خود شخص می ‌داند و می‌ فرماید: اگر همت والای اصلاح مردم را در سر داری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است. (غررالحکم، ج۳، ص ۲۳، ح۳۷۴۹)

از آیات قرآنی به دست می ‌آید و کسانی را اهل اصلاح می‌ شمارد که خود گام درست اصلاحی را در میان خود و خدا بر داشته و اهل کتاب و ایمان (اعراف، آیه ۱۷۰) و تقوا باشند. (احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱)

انسان می ‌بایست خود اهل توبه باشد و به سوی خداوند بازگشت کرده و اصلاحاتی را میان خود و خدا انجام داده باشد (بقره، آیه ۱۶۰؛‌ نساء آیه ۱۴۶) آنگاه می‌ تواند میان مردم آشتی دهد.
انسان مصلح کسی است که خودش اهل حق و حق ‌گویی است (احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱) و با توکل و استمداد از خداوند (احقاف، آیات ۱۵ و ۱۶) و نماز (اعراف، آیه ۱۷۰) و مانند آن می ‌کوشد تا رابطه خود با خدا را اصلاح کرده سپس به توفیق الهی میان دیگران اصلاحات انجام دهد. (سایت حوزه)


- نظرات (0)

مهدویت، رو در رو با جاهلیت!

امام زمان

یكی از جلوه‌های زیبای ظهور و ایجاد حكومت جهانی امام مهدی(عج)، نابودی و محو جاهلیّت و تاریكی‌های وحشتزای نادانی و سفاهت بشر است. جاهلیّت و بی‌خردی‌ای كه در طول قرون و اعصار، گاهی به نام علم و عقلانیّت، مقام والای انسانی را از اوج ملكوت به حضیض پست‌ترین مراتب حیوانی كشانده است.

بر اساس بشارت‌های قرآن و معصومان(علیهم السلام) آن حجّت حق جلوه‌گری می‌كند تا زشت‌ترین جلوه‌های نادانی و سفاهت قرون و اعصار را در هم شكند و با جلوة نورانی خویش، دنیایی پر از علم و عقل، حكمت، صفا و صمیمیّت به وجود آورد.


پیرامون جاهلیّت ستیزی حضرت مهدی(عج) احادیث و روایات فراوانی مطرح شده كه به نقل دو روایت اكتفا می‌كنیم.

1- از امام باقر(علیه السلام) پرسیدند: هرگاه قائم قیام كند با چه روشی با مردم رفتار می‌كند؟ حضرت فرمودند:

«به سیره و روشی كه رسول خدا عمل می‌كرد، تا اسلام را پیروز گرداند.» راوی پرسید: سیرة رسول الله(صلی الله علیه و آله) چگونه بود؟ حضرت می‌فرماید: «آنچه را كه در جاهلیّت بود، باطل كرد و با مردم به شیوه عدل مواجه شد. همچنین امام عصر(عج) زمانی كه قیام كند؛ آنچه را كه در عصر جاهلیّت و آرامش و تن آسایی در اختیار مردم بود، باطل می‌كند و با مردم به عدل رفتار می‌كند.»

2- از امام صادق(علیه السلام) در مورد سیره امام مهدی(عج) سوال كردند؟ حضرت فرمودند:

«آنچه را كه رسول الله (ص) انجام داد، انجام می‌دهد و آنچه را كه رسول‌الله(ص) از آثار و شیوه‌های جاهلی نابود كرد؛ نابود می‌كند و اسلام را تجدید حیات می‌بخشد.»

یك پرسش اساسی و مهم: با توجّه به حاكمیّت سلطه و قدرت‌های استكباری بر جهان امروز و با توجّه به سیطرة عظیم امپریالیسم خبری بر شرق و غرب عالم و با عنایت به گسترش فساد و ظلم در گیتی؛ آیا امیدی به نجات انسان از جاهلیّت قرون و اعصار هست؟ آیا صبح صادقی برای انسان سرگردان در ظلمات وجود دارد؟ آیا پنجره‌ای به سوی نور و بهار و سرسبزی دنیای آفت زده، باز می‌شود؟

آری، نه تنها امیدی هست، بلكه این ارادة خدا(1) و وعده حتمی(2) اوست.

امّا چگونه؟

با توجّه به حاكمیّت سلطه و قدرت‌های استكباری بر جهان امروز و با توجّه به سیطرة عظیم امپریالیسم خبری بر شرق و غرب عالم و با عنایت به گسترش فساد و ظلم در گیتی؛ آیا امیدی به نجات انسان از جاهلیّت قرون و اعصار هست؟ آیا صبح صادقی برای انسان سرگردان در ظلمات وجود دارد؟ آیا پنجره‌ای به سوی نور و بهار و سرسبزی دنیای آفت زده، باز می‌شود؟

در ابتدای سخن گفتیم: امام مهدی(عج) شیوه‌های جاهلی بشر را از میان می‌برد، آن چنان كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) جاهلیّت زمان خویش را نابود فرمود. توجّه به چند فراز، این مطلب را روشن‌تر می‌كند.

1- از نشانه‌های اصلی و مهمّ عصر جاهلیّت؛ نشناختن و نداشتن رهبر و امام شایسته و معصوم است. در حالی‌كه اوّلین شاخصة حكومت مهدوی؛ امامت و رهبری امام معصوم(حضرت مهدی(عج)) است.

رهبری حكومت واحد جهانی را خدای متعال بر عهدة بندة صالح خود، حضرت حجّت بن الحسن(عج) قرار داده و او یگانه انسان روی زمین است كه امروز خدای متعال معصوم بودن او را امضا فرموده است. اوست كه از هر گونه لغزش و آلودگی، اشتباه كاری و خطا بركنار است.

امام رضا(علیه السلام) در دعایی كه به یونس بن عبدالرّحمن تعلیم فرمودند، در فرازهایی از آن، می‌فرمایند:

«خدایا همانا او (مهدی (عج)) بندة توست كه او را برای خودت خالص فرموده‌ای و بر غیبت و پنهانی خویش برگزیده‌ای و او را از هر گناه دور داشته‌ای و از هر عیب و نقصی در امان قرار داده‌ای و از هر پلیدی پاكش فرموده‌ای و از هر آلودگی سالم داشته‌ای.».(3)

امام مهدی(عج) با چنین مشخّصة ممتازی (عصمت) دست همة قدرتمندان و زورمندان فاسد كه دنیا را به جهل و فساد و تباهی كشانده‌اند، كوتاه می‌كند؛

2- او می‌آید تا دانش و بینش انسان به جاهلیّت كشیده شده را، به اوج برساند. او از نظر دانش و بینش همتای جدّش علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) است و دانش‌های علوی در سینة او موج می‌زند. او گنجینة دانش الهی در زمین است و تمام علوم پیامبران گذشته به حضرتش به ارث رسیده است. او به همة زوایای این جهان گسترده، آگاهی دارد. راه‌های آسمان را به گونه‌ای می‌شناسد كه دانشمندان امروزی، حتّی به اسرار زمینی آن، آگاهی ندارند.

گروه سوم، حكومت‌های غیر اسلامی ‌و به ظاهر اسلامی.‌ از دشوارترین مبارزات امام مهدی(عج) مبارزه با این گروه‌ها است. چون این مبارزه، مبارزه با همة ابعاد فكری ریشه‌دار در یك جامعه است، آن هم با چهرة حق به خود گرفته

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید:

«آنگاه كه قائم ما قیام كند، خداوند دستش را بر سر بندگان خواهد گذاشت. عقل‌های آنها را جمع و تفكّرشان را كامل خواهد كرد.»(4)

و از امام سجّاد(علیه السلام) نقل شده كه فرمودند:

«علم 27 حرف است. آنچه پیامبران آوردند و برای مردم آشكار ساختند؛ تنها دو حرف بوده است و مردم تا به امروز، جز آن دو حرف را نشناخته‌اند. هنگامی‌كه قائم ما قیام كند، 25 حرف دیگر را آشكار می‌كند و در بین مردم بسط می‌دهد و بر آن دو حرف گذشته، می‌افزاید و 27 حرف را می‌پراكند.»؛(5)

3- برای از بین بردن همة آثار جاهلیّت قرون و اعصار، یاران امام مهدی(عج) با او این چنین بیعت می‌كنند:

«هرگز دزدی نكنند. زنا نكنند. مسلمانی را دشنام ندهند. خون كسی را به ناحق نریزند. به آبروی كسی لطمه نزنند. به خانة كسی هجوم نبرند. كسی را به ناحق نزنند. طلا، نقره، گندم و جو ذخیره نكنند. مال یتیم را نخورند. مشروب نخورند. حریر و خز نپوشند. در برابر سیم و زر سر فرود نیاورند. راه را بر كسی نبندند. راه را ناامن نكنند. گرد هم‌جنس بازی نگردند. به كم قناعت كنند. طرفدار پاكی باشند. از پلیدی گریزان باشند. به نیكی فرمان دهند و از زشتی‌ها باز دارند...»(6)|

امام مهدی(عج) نیز در حقّ خود تعهّد می‌كند كه:

«از راه آنها برود. جامه‌ای مثل جامة آنها بپوشد. مركبی همانند مركب آنها سوار شود.آن چنان كه آنها می‌خواهند باشد. به كم راضی و قانع شود. زمین را به یاری خدا پر از عدالت كند، چنان كه پر از ستم شده است. خدا را آن چنان كه شایسته است، بپرستد. برای خود دربان و نگهبان اختیار نكند و ...»؛(7)

4- در طول تاریخ، عاملان اصلی انحرافات فكری و تحریف حقایق و دیگرگون كردن متون مذهبی سه گروه بوده‌اند:

گروه اوّل، روحانیون دنیادار و وابسته به حكومت‌های فاسد؛

گروه دوم، سرمایه داران و اشراف و به تعبیر قرآن مترفین؛

گروه سوم، حكومت‌های غیر اسلامی ‌و به ظاهر اسلامی.‌

از دشوارترین مبارزات امام مهدی(عج) مبارزه با این گروه‌ها است. چون این مبارزه، مبارزه با همة ابعاد فكری ریشه‌دار در یك جامعه است، آن هم با چهرة حق به خود گرفته.

امام علی

امام علی(علیه السلام) دربارة شیوه و رفتار امام زمان(عج) می‌فرماید:

«چون مهدی آید، هواپرستی را به خداپرستی بازگرداند، آنگاه كه همه خداپرستی را به هواپرستی بازگردانده باشند. رأی‌ها، نظرها و افكار را به قرآن بازگرداند، آنگاه كه قرآن را به رأی‌ها، نظرها و افكار خود بازگردانده باشند.» (8)

و پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند:

«مردم را بر اساس دین و شریعت من برپا می‌دارد و آنها را به كتاب پروردگار بزرگ دعوت می‌كند.»(9)

در آن نهضت عظیم جهانی باز هم رسالت عظیم اسلام است كه ملّت‌ها را از گرداب جهالت و سرگردانی نجات دهد و امام مهدی(عج) مجدّد اسلامِ راستینِ ضدّ جهل و نادانی خواهد بود؛

5- امروز در جوامع انسانی امنیّت فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به شدّت مورد هجوم واقع شده و سیر جنایات هر روز، رو به افزایش است. دوران قیام حضرت مهدی(عج) عصر بازگشت حق به صاحبان حقوق است، عصر نجات مظلوم از ظلم است، عصر رهایی بشر از دام تباهی است و عصر آزادی انسان از بند هرگونه پلیدی است.

امام حسن عسکری(علیه السلام) در سفارش‌های خویش به فرزندش حضرت مهدی(عج) می‌فرماید:

«خداوند با دست تو كمر ستمگران را می‌شكند. شعائر دین را باز می‌گرداند. آفاق جهان را روشن می‌سازد و آرامش و صلح را از كران تا كران برقرار می‌كند... كودكی كه در گهواره آرمیده، آرزو می‌كند كه بتواند به سوی تو بشتابد. وحشیان صحرا آرزو می‌كنند كه بتوانند به سویت راهی یابند. اقطار و اكناف جهان سبز و خرّم می‌شود. چهرة دنیا خندان و قلّه‌های شرف و عظمت از تو شاداب و خرامان می‌گردد. شالودة حق استوار می‌شود و فراری‌های احكام دین به آشیانه‌های خود باز می‌گردد. ابرهای پیروزی، باران نصرت را سیل‌آسا بر تو فرو می‌ریزد. دشمنانت خوار و زبون و دوستانت عزیز و پیروز می‌شوند. در روی زمین از ستمگران جنایتكار و منكران طغیانگر و دشمنان تجاوزگر و مخالفان عنادگر احدی باقی نمی‌ماند. هر كسی به خدا توكّل كند خداوند او را بس است. خداوند امر خود را به پایان می‌رساند، كه خداوند برای هر چیز، ‌اندازه‌ای مقرّر فرموده است.»(10)

تشیّع یعنی اعتقاد به زیباترین جلوة حق در هستی، یعنی حیات و زندگی مادّی و معنوی، یعنی علم و دانش و حكمت الهی، یعنی تمدّن و رشد و بالندگی انسان، یعنی آزادی بشر از قید همة جهالت‌ها، بردگی‌ها و سفاهت‌ها، یعنی پرواز انسان از حضیض مادّی‌گری به اوج بندگی خدا و ملكوت، یعنی حذف همة آثار نادانی و جهالت حاكم بر دنیای امروز...

6- عصر جاهلیّت، عصر بی هویّتی و بردگی، زنده به گور شدن زنان و دختران، عصر به تاراج رفتن حیثیّت و شخصیّت واقعی زن، دوران تبرّج و وسیلة كام‌جویی از این موجود برای مردان بود. در چنان روزگاری، پیامبر رحمت(ص) به فرمان پروردگار، دل‌های مأیوس آن ستمدیدگان را روشن ساخت و شخصیّت و هویّت واقعی زنان را به آنان بازگرداند.

اسوه‌های زیبای قرآنی از زنان بزرگ تاریخ (مریم، آسیه، ‌هاجر و ...) و حضور زنان بزرگی چون فاطمه(علیهاالسلام) و خدیجه(علیهاالسلام) و ... در زمان صدر اسلام؛ آینة تمام نمای جلال و جمال حق در بینش اسلام است.

زنان در دنیای امروز چنان كه می‌دانیم وضعیت بهتری از عصر جاهلیّت ندارند. یكی از ثمرات قیام جهانی امام مهدی(عج) بازگرداندن هویّت و شخصیّت واقعی زن به او است. زنان در قیام و حكومت مهدی(عج) مقام و موقعیّت خاصّی دارند.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر می‌آیند كه پنجاه نفر از این عدّه زن هستند و بدون هیچ قرار قبلی در مكّه كنار یكدیگر جمع خواهند شد. این است معنای آیة شریف: هر جا باشید خداوند همة شما را حاضر می‌كند؛ زیرا او بر هر كاری توانا است.»(11)

دوران بردگی، وحشت و استثمار زنان به پایان خواهد رسید و در عصر زیبای ظهور، به رشد و كمال خویش ادامه خواهند داد.

و اینها همه، نشانة مبارزة بی‌امان امام مهدی(عج) با آثار جاهلیّت انسان در طول قرون و اعصار است و به فراز بردن این موجود تا اوج ملكوت و بازگرداندن هویّت واقعی انسان به اوست.

 

اندیشة مهدویّت و منزلت شیعه

در ضمن تمام مباحث گذشته، از جاهلیّت نخستین تا جاهلیّت نوین، به این باور مهم رسیدیم كه اعتقاد به مهدویّت در بینش تشیّں یعنی مبارزة بی‌امان با جاهلیّت همة دوران‌های بشری و قیام مهدی(عج) یعنی نابودی كامل سفاهت و نادانی بشر.

تشیّع یعنی اعتقاد به زیباترین جلوة حق در هستی، یعنی حیات و زندگی مادّی و معنوی، یعنی علم و دانش و حكمت الهی، یعنی تمدّن و رشد و بالندگی انسان، یعنی آزادی بشر از قید همة جهالت‌ها، بردگی‌ها و سفاهت‌ها، یعنی پرواز انسان از حضیض مادّی‌گری به اوج بندگی خدا و ملكوت، یعنی حذف همة آثار نادانی و جهالت حاكم بر دنیای امروز...

 

پی‌نوشت‌ها:

1. سورة قصص (28)، آیة 5.

2. سورة نور (24)، آیة 55.

3. جمال الاسبوع، ص 507.

4. منتخب الاثر، ص 483.

5. آیندة جهان، ص 53.

6. منتخب الاثر، ص 469.

7. نهج البلاغه، خ 138.

8. كمال‌الدّین، ص 411.

9. بحارالانوار، ج10، ص104.

10. بحارالانوار، ج52، ص223.

11. معجم الامام المهدی، ج1، ص 534.


- نظرات (0)

گفتگوی محرمانه به شرط دادن صدقه!

حضرت محمد

بسیاری از مفسران زمینه نزول آیات 12 و 13 سوره مبارکه مجادله را با کمی اختلاف در تعبیر، این چنین نوشته اند:

جمعی از اغنیاء، خدمت رسول خدا صلی الله و علیه و آله می ‌آمدند و با او محرمانه گفتگو (نجوا) می ‌کردند که البته هدف عده ای از این کار، فخر فروشی به دیگران بود؛ پیامبر صلی الله و علیه و آله هم با این که از این کار آنها ناراحت می شدند؛ اما روی بزرگواری خاص خود، مانع آنها نمی شدند [1] تا اینکه آیه 12 این سوره نازل شد:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید هرگاه با پیامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‏ كنید پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏اى تقدیم بدارید این [كار] براى شما بهتر و پاكیزه‏تر است و اگر چیزى نیافتید بدانید كه خدا آمرزنده مهربان است.

به این ترتیب به کسانی که خواهان نجوای با رسول خدا صلی الله و علیه و آله بودند دستور داد که قبل از نجوا کردن با آن حضرت، صدقه ای به مستمندان بپردارند. اغنیاء وقتی شرایط را این چنین دیدند از نجوا خودداری کردند که آیه بعد نازل شد:

أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْكُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

آیا ترسیدید كه پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏ هایى تقدیم دارید و چون نكردید و خدا [هم] بر شما بخشود پس نماز را برپا دارید و زكات را بدهید و از خدا و پیامبر او فرمان برید و خدا به آنچه مى‏ كنید آگاه است.

این آیه ضمن سرزنش فراریان از حکم خدا (پرداخت صدقه قبل از نجوای با رسول خدا صلی الله و علیه و آله)، حکم جدیدی را اعلام کرد که در آن، اجازه نجوا به همگان داده شد بی آنکه نیاز به پرداخت صدقه باشد.

 

نکته های نهفته در این آیات:

1. با نزول آیه اول تمام نجوا کنندگانی که توان پرداخت صدقه را داشتند به یکباره عقب کشیدند و همگی به جز یک نفر از دادن صدقه و نجوا خودداری کردند و آن یک تن، شخص امیرالمومنین علی علیه السلام بود. خود حضرت می فرماید:

إِنَّ فِی کِتَابِ اللَّهِ لآَیَةً مَا عَمِلَ بِهَا أَحَدٌ قَبْلِی وَ لَا یَعْمَلُ بِهَا أَحَدٌ بَعْدِی [وَ هِیَ] آیَةُ النَّجْوَی: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً»؛ در قرآن آیه ای است که کسی غیر از من به آن عمل نکرده و عمل نخواهد کرد و آن آیه نجواست.

بعد حضرت ادامه دادند: یک دینار نزد من بود که آن را با ده درهم معاوضه کردم و هر وقت با پیامبر صلی الله و علیه و آله نجوا می‌کردم پیش از آن، یک درهم صدقه می‌ دادم.

از اینکه جمله «فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ» را با آوردن حرف «فاء»، فرع بر جمله «فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا ...» قرار داد بدست می آید که حکم «وجوب صدقه قبل از نجوا»، نسخ شده است

سپس فرمودند: ثُمَّ نُسِخَتْ فَلَمْ یَعْمَلْ بِهَا أَحَدٌ قَبْلِی؛ این آیه نسخ شد در حالی که کسی قبل از من به آن عمل نکرد و بعد آیه 13 مجادله را تلاوت فرمود: أَ أَشْفَقْتُمْ ... [2]

2. معلوم شد که در این نجواها غالباً مسائل مهمی مطرح نمی شده و آنچه آنها به شکل محرمانه می گفتند بی ارزش تر از مقداری صدقه بود. به خصوص اینکه مقدار خاصی برای صدقه نیز تعیین نشده بود و آنها می توانستند با مبلغ کمی این مانع را بردارند.

3. تعبیر به «توبه» نشان می ‌دهد که آنها در نجواهای قبلی مرتکب گناهی شده بودند، خواه به خاطر فخر فروشی و ریا، و یا آزار پیامبر صلی الله و علیه و آله و یا ایذاء مۆمنان فقیر.

علامه طباطبایی(ره) از جمله «تاب الله علیکم» استفاده می کند که خود این ترک نجوا برای ندادن صدقه، گناهی بوده که مرتکب شدند؛ اما خداوند متعال ایشان را آمرزید. [3]

4. مدت حکم و مقدار صدقه: در اینکه حکم اول یعنی وجوب صدقه قبل از نجوای با رسول خدا صلی الله و علیه وآله چقدر به طول انجامید و نسخ شد؛ نقل های مختلفی وجود دارد:

بعضی آن را یک ساعت و بعضی یک شب و بعضی ده روز ذکر کرده اند که به نظر، همین قول سوم صحیح است؛ زیرا یک ساعت و یک شب برای یک چنین امتحانی هرگز کافی نبود و اغنیاء اهل نجوا می توانستند عذر بیاورند که در این مدت کوتاه موردی برای نجوا پیش نیامد؛ ولی مدت ده روز می‌تواند حقایق را روشن سازد و زمینه‌ای برای ملامت و سرزنش متخلفان فراهم کند.

حضرت محمد

 اما در مورد مقدار صدقه، نه در آیه مقداری برای آن ذکر شده و نه در روایات اسلامی؛ هر چند از عملِ  امام علی علیه السلام بر می آید که حتی یک درهم نیز کافی بوده است. [4]

 

ناسخ و منسوخ در این دو آیه:

اکثر علما (مفسرین) بر این عقیده اند که آیه 13، ناسخِ آیه 12 است و با آمدن حکم جدید در این آیه، حکم آیه 12، منسوخ شده است. [5] این معنا را می توان در همان روایتی که از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است نیز مشاهده کرد؛ آنجا که حضرت می فرماید:

ثُمَّ نُسِخَتْ فَلَمْ یَعْمَلْ بِهَا أَحَدٌ قَبْلِی؛ این آیه (12/ مجادله) نسخ شد در حالی که کسی قبل از من به آن عمل نکرد و بعد حضرت، آیه 13 مجادله را تلاوت فرمود: أَ أَشْفَقْتُمْ ... [6]

اینکه چگونه می توان فهمید آیه 13، حکم آیه 12 را نسخ کرده است مفسرین سخنانی دارند:

المیزان می نویسد:

از اینکه جمله «فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ» را با آوردن حرف «فاء»، فرع بر جمله «فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا ...» قرار داد بدست می آید که حکم «وجوب صدقه قبل از نجوا»، نسخ شده است.

خود حضرت می فرماید: إِنَّ فِی کِتَابِ اللَّهِ لآَیَةً مَا عَمِلَ بِهَا أَحَدٌ قَبْلِی وَ لَا یَعْمَلُ بِهَا أَحَدٌ بَعْدِی [وَ هِیَ] آیَةُ النَّجْوَی: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً»؛ در قرآن آیه ای است که کسی غیر از من به آن عمل نکرده و عمل نخواهد کرد و آن آیه نجواست

تفسیر نمونه می نویسد:

گرچه در این آیه صریحاً سخنی درباره جواز نجوا بعد از این ماجرا نیامده، ولی تعبیر آیه نشان می ‌دهد که حکم سابق برداشته شد. [7]

مرحوم طبرسی در مجمع سخنی از چگونگی دلالت بر نسخ ندارد؛ ولی از اینکه ادعای نسخ را مترتب بر همان روایت مربوط به امیرالمومنین علیه السلام ذکر می کند [8] می توان حدس زد که دلیل او قراین بیرونی مانند همین روایت است.

مرحوم آیت الله خویی در کتاب البیان خود به بررسی این دو آیه و روایات آن می پردازد. ایشان پس از تصریح به ناسخ و منسوخ بودن این دو آیه؛ نوع نسخ آن را نیز بیان می کند.

ایشان معتقد است که نسخ این حکم برای تمام شدن مصلحت خود این حکمت نبوده است چرا که این کار (پرداخت صدقه قبل از نجوی) از اموری است که نفع و حُسن آن همیشگی است؛ آنچه که سبب شد تا خداوند این حکم را لغو کند اعراض مردم (به جز امیرالمومنین علیه السلام) از انجام آن بود که پیامد آن هم تعطیلی نجوا بود و هم تعطیلی پرداخت صدقه به دلیل حرصی که توانمندان بر مال داشتند.

همین امر سبب می شد تا بسیاری از کارها که در گرو گفتگوی محرمانه بود و مصلحت امت اسلامی را در پی داشت فوت شوند.

خداوند متعال برای حفظ مصلحت امت اسلامی و به جریان انداختن گفتگوهای محرمانه ی مفید به حال امت، این حکم را از امت اسلامی برداشت؛ و گرنه حُسن و مصلحت آن حکم هم چنان باقی بود. [9]

 

پی نوشت:

1.       روح المعانی 28/27

2.       شواهد التنزیل لقواعد التفضیل 2/320 این مضمون در کتابهای تفسیری اهل سنت فراوان به چشم می خورد مانند: الدر المنثور 6/185 و تفسیر فخر رازی 29/271

3.       المیزان، ترجمه 19/390

4.       برگرفته از تفسیر نمونه 23/454

5.       البیان فی تفسیر القرآن، ص 372

6.       شواهد التنزیل لقواعد التفضیل 2/320 این مضمون در کتابهای تفسیری اهل سنت فراوان به چشم می خورد مانند: الدر المنثور 6/185 و تفسیر فخر رازی 29/271

7.       تفسیر نمونه 23/450

8.       مجمع البیان 9/380

9.       البیان فی تفسیر القرآن، ص 374- 375



- نظرات (0)

اذانی که ماندگار شد!


موذن زاده

از قدیم رسم بر این بود که وقتی کودکی به دنیا می آمد او را در آغوش پدربزرگ یا مادربزرگش که سال ها مسلمانی کرده بود و آداب اسلامی را خوب می دانست می گذاشتند تا با دهانی که بارها با آن ذکر خدا را گفته، در گوشش اذان و اقامه بخواند.
این رسم هنوز هم در بین بسیاری از خانواده ها انجام می شود. البته شاید بعضی از خانواده ها به دلیل مشغله زیاد از این کار مهم غافل شده باشند اما خوب است بدانیم که گفتن اذان در گوش راست نوزاد و اقامه در گوش چپ او سنتی است که پیامبر(صلی الله و علیه وآله) آن را انجام می دادند و این کار را به پیروانشان نیز سفارش می کردند.
 در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: فرزند وقتی به دنیا آمد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید. در حالات امام حسین (علیه السلام) می‌نویسند چون آن حضرت متولد شد و پیامبر را از ولادت او اطلاع دادند نوزاد را گرفته و در گوش او اذان گفتند.(جلد 43 کتاب بحارالانوار)

به راستی این اذان چه اهمیتی دارد و قرآن و روایات در این زمینه چه فرموده اند؟

در قرآن کریم که مهم‌ترین منبع احکام اسلامی است، اگر چه کلمه اذان به معنای اصطلاحی آن نیامده است. ولی آیاتی در قرآن وجود دارد که در آنها عبارتند: نماز یا دعوت الی الله آمده است که مفسرین، به استناد روایات، آن‌ ها را به اذان تفسیر کرده‌اند.
آیه اول:
در سوره مائده آیه ۵۷ و ۵۸ می ‌فرماید: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، كسانى را كه دین شما را به ریشخند و بازى گرفته‏اند [چه‏] از كسانى كه پیش از شما به آنان كتاب داده شده و [چه از] كافران، دوستان [خود] مگیرید، و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید.

و هنگامى كه [به وسیله اذان، مردم را] به نماز مى ‏خوانید، آن را به مسخره و بازى مى‏ گیرند، زیرا آنان مردمى هستند كه نمى ‏اندیشند.


نظریه مفسران قرآن:

مفسرین قرآن_ اعم از شیعه و سنی_ عبارت نَادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ را به اذان تفسیر کرده و گفته اند: این آیه دلیل بر مشروعیت اذان برای نماز است.

فاضل مقداد (فقیه و مفسر آیات مربوط به احکام) در تفسیر آیه فوق می‌گوید: (مفسرین قرآن، همه اتفاق نظر دارند بر اینکه منظور از) (نداء) در این آیه اذان است، پس با این آیه بر مشروعیت اذان استدلال می ‌شود.

خودش می‌گفت: این اذان گفتن در خانواده‌ی ما موروثی است. ‌150 سال است که خانواده‌ی ما اذان می‌گویند. حتی زمانی که در اردبیل آن موقع‌ها شناسنامه می‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگی انتخاب می‌کردند. به بابایم هم گفته بودند تو چیکاره‌ای؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است»

آیه دوم:
در سوره جمعه آیه ۹ می ‌فرماید : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، چون براى نماز جمعه ندا در داده شد، به سوى ذكر خدا بشتابید، و داد و ستد را وا گذارید. اگر بدانید این براى شما بهتر است.
 

نظر مفسرین قرآن:

مفسرین عالیقدر قرآن -اعم از سنی و شیعه- دراین آیه نیز (مثل آیهً اول) به اتفاق گفته‌اند: منظور از عبارت نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ اذان روز جمعه است.
در تفسیر نمونه افزوده است که؛ "نودِی از ماده نداء به معنای بانگ برآوردن است؛ و در اینجا به معنای اذان است، زیرا در اسلام ندایی برای نماز جز اذان نداریم."  
 

آیه سوم:

در سوره فصلت آیه ۳۳ می ‌فرماید: و كیست ‏خوش گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نماید و كار نیك كند و گوید من [در برابر خدا] از تسلیم‏شدگانم.

در تفسیر این آیه نیز عده‌ای از مفسرین قرآن گفته‌اند: منظور از مَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ دعوت کننده به سوی خدا اذان گویان هستند.
عده ای نیز گفته‌اند که منظورخود پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) و یا همه مبلغین اسلام و دعوت کنندگان مردم به سوی خدا هستند.

این افتخار بزرگ نصیب او شد که اولین اذان گوی اسلام باشد، هرگاه وقت نماز فرا می‌رسید رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتظر صدای اذان بلال بود وبه خاطر چنین مقامی برای رفتن به بهشت سبقت گرفت

آثار اذان

افزایش رزق

در مکارم الاخلاق و مجالس صدوق نیز می ‌نویسد هر کس صدای اذان را بشنود و مانند موذن اذان بگوید روزی اش زیاد می‌گردد.
 

تأثیر اذان در خانه
از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:أذن فی بیتک فانه یطرد الشیطان و یستحب من أجل الصبیان (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۳، ص ۳۰۸)؛ در خانه ات اذان بگو که موجب دوری شیطان می شود و برای کودکان پسندیده است.

 

اوقات استجابت دعا

پیغمبر اکرم فرمود: هنگام اذان که می ‏شود درب‏ های آسمان باز می‏ شود، دعا مستجاب است و هیچ دعایی رد نمی شود. (کنز العمال، 2، 108)

اذان

موذن‌زاده و اذانی که با زبان روزه خواند

همان طور که می دانیم در تاریخ اسلام اولین اذان گو بلال حبشی بوده است که با توصیفاتی در تاریخ، از او سخن گفته شده است.

در ادامه می خواهیم با صاحب صدایی که سال‌هاست بیشتر ما لحظه‌های افطار و پایان روز را با نوای او سپری می‌ کنیم که خواننده‌اش از بین ما رفته اما صدایش همچنان خاطره‌انگیز است.
از زنده‌یاد «رحیم موذن‌زاده اردبیلی» سخن می‌گوییم که صدایش، صدای ملکوت و احساسش زایش‌گر یک اذان بود.
معنویت، خلوص و قدرت اذان موذن‌زاده اردبیلی آنچنان است که بسیاری آن را یک رویداد معنوی مهم تلقی می‌کنند و آن را روح ‌افزا می‌دانند.

همه ادیان، پیروان خود را با نغمه موسیقی ندا می ‌دهند، چرا که این بانگ روحانی در همراهی با موسیقی دل ‌انگیزتر جلوه می ‌کند. ما هم سال‌هاست که لحظات ملکوتی خود را با سبک و سیاق موذن ‌های متفاوت سپری می ‌کنیم اما صدای مرحوم موذن ‌زاده بیشتر برایمان تداعی کننده لحظه‌های روحانی و افطار است.
زنده ‌یاد موذن‌زاده اردبیلی در سال 1326 برای تکمیل درس‌های حوزوی به قم می‌ رود و در ایام تحصیل در بارگاه حضرت معصومه (سلام الله علیها) نیز اذان می ‌گفت.
خودش می ‌گفت: این اذان گفتن در خانواده‌ی ما موروثی است. ‌150 سال است که خانواده‌ی ما اذان می‌گویند. حتی زمانی که در اردبیل آن موقع‌ها شناسنامه می‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگی انتخاب می‌ کردند. به بابایم هم گفته بودند تو چیکاره‌ای؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است.»

هشام بن ابراهیم خدمت امام رضا (علیه السلام) رسید و از بیماری و نداشتن فرزند شکوه کرد، امام رضا (علیه السلام) به او دستور داد که در خانه‌اش با صدای بلند اذان بگوید

مرحوم موذن زاده اردبیلی می گوید: «ما ایرانی هستیم و اذان ما باید برخاسته از خودمان باشد. در حال حاضر اذان‌خوان‌هایی هستند که از عربستان تقلید می‌کنند و این پسندیده نیست زیرا باید خودمان ابتکار به خرج دهیم. الآن ‌50 سال است که کسی نتوانسته روی اذان من اذان بگوید. حتی برادرم سلیم که صدایی گیرا و زیبا دارد؛ این خواست خداست. همان خدایی که می‌گوید اگر با من یک ‌صدایی کنید، محبت شما را به قلوب همه می‌اندازم. در کل می‌خواهم بگویم در هر کاری که خدا و اخلاص در نظر گرفته شود ،آن کار جواب مثبتی خواهد داشت.»
او همچنین درباره راز ماندگاری اذانش گفته بود: «وقتی اولین ‌بار صدای اذان خود را شنیدم، مورد تشویق اطرافیان قرار گرفتم و این خوشحالی یک شادی معنوی بود که از خانواده ما صدای اذانی ضبط شده و به گوش تمام ایرانیان مشتاق می‌رسد.

تاکنون (1382) که با این سن و سال هنوز مشغولم، افتخار دارم که با گفتن آن یک اذان برای اسلام و مملکتم کاری کرده‌ باشم. ما نه ثروت داریم و نه مکنت و همین یک اذان برایمان بهترین خیر است. هر روز تلفن می ‌زنند و می‌ گویند که این اذان خیلی زیبا گفته شده است، می‌دانید چرا؟ من جوابتان را می ‌دهم برای این که باطن خوشگل است، برای اینکه این اذان را با دهان روزه پر کردم تا قربه الی‌الله باشد. این یک کار مادی نبود، بلکه معنوی بود و نتیجه‌اش را هم می‌بینید.»

رحیم موذن زاده مشهور به «بلال ایران»، سرانجام 5 خرداد 1384 در سن هشتاد سالگی بر اثر بیماری سرطان در تهران دیده از جهان فروبست و در آغوش پدر خود در ابن بابویه آرام گرفت.



- نظرات (0)

طلاق به سبک جاهلیت

طلاق توافقی

مردى به نام اوس بن صامت 1 همسرى داشت به نام خوله دختر خویلد یا (خوله ، دختر حكیم بن ثعلبه ) و چون اوس بن صامت مردى عجول و تندرو بود و در یكى از ایام با عدم تمكین همسرش از لحاظ زناشویى مواجه گشت به شدت ناراحت و عصبى شد و به وى گفت: انت على كظهر امى؛ تو بر من بسان پشت مادرم بوده و بر من حرام هستى. 2

این مرد پس از آنكه خشمش فروكش كرد و به حالت طبیعى بازگشت از این سخن ، یعنى اظهار، نادم و پشیمان شد. و در حالى كه سخت افسرده خاطر بود به همسرش گفت: از این پس تو بر من حرام هستى و پیوند ما از یكدیگر گسیخته است . زن به او گفت : دست از این سخن بردار و چنین مگو؛ تو مى توانى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله بروى و مشكل خود را با او در میان گذارى .

 مرد گفت : من خویشتن را چنین مى بینم كه از طرح این مشكل در حضور رسول خدا صلى الله علیه و آله ، در درونم احساس حیاء و آزرم مى كنم . زن گفت : پس راضى شو كه من شخصا نزد آن حضرت بروم و این زن حضور رسول خدا صلى الله علیه و آله رسید؛ در حالى كه عایشه مشغول شستشوى سر خود بود، زن به آن حضرت عرض كرد: شوهر من اوس بن صامت - آنگاه كه مرا به همسرى خود درآورد - من دخترى جوان و شاداب و صاحب اهل و مال و مكنت بودم ؛ اما او اموالم را صرف كرده و جوانیم تباه گشته و اهل و خویشاوندانم را از پیرامونم پراكنده است . اكنون كه سالخورده شده ام مرا ظهار كرده ؛ لكن از كار خویش پشیمان است. آیا براى حلال شدن ما نسبت به یكدیگر و بازگشت به زندگانى نخست، راهى وجود دارد؟

فرمود: اكنون تو بر او حرام مى باشى . آن زن عرض كرد: آن خدایى كه قرآن كریم را نازل كرد مگر سخنى از طلاق و جدایى به میان نیاورد، او مرا طلاق نداده و رهایم نكرده است ، او پدر فرزندان من و محبوب ترین افراد از دیدگاه من است . رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: آنچه هم اكنون مى توانم بگویم این است كه تو بر او حرام هستى ، و در زمینه كار و مشكل تو هیچ حكم جدیدى از جانب خداوند به من نرسیده است .

این زن پیاپى به رسول خدا صلى الله علیه و آله مراجعه مى كرد و همان پاسخ را مى شنید كه تو بر او حرام هستى . زن از این وضع سخت دچار افسردگى خاطر شده و آه از نهاد مى كشید و بانگ و ناله برمى آورد و مى گفت : از پریشانى و بینوایى و نگون بختى و نیاز و گرفتارى خویش به درگاه خدا شكوه مى برم ؛ بار خدایا به زبان پیامبر خود (راهى فراسوى مشكل و گرفتارى من بگشا) حكم و دستورى در این باره فروفرست.

کسانی که همسران خود را «ظهار» می‌کنند، سپس از گفته خود بازمی‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‌ای را آزاد کنند؛ این دستوری است که به آن اندرز داده می‌شوید؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است!

این حادثه نخستین ظهارى بود كه پس از اسلام روى داد؛ بارى آنگاه عایشه از شستشوى سر خود فارغ شد، این زن به پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله عرض كرد: اى پیامبر خدا راجع به حل مشكل من چاره اى بیندیش . عایشه گفت: سخن كوتاه كن و از ادامه مجادله با پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بپرهیز آیا به چهره رسول خدا صلى الله علیه و آله نمى نگرى كه به هنگام نزول وحى، حالت رخوت و سستى در آن پدیدار مى گردد. (و هم اكنون آن حضرت در حال دریافت وحى به سر مى برد؛ بنابراین سكوت اختیار كن )3

 

آنگاه كه وحى به پایان رسید به آن زن فرمود: برو شوهرت را بیاور. شوهر به حضور رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و آن حضرت این آیات را بر او تلاوت فرمود: قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُكَ فِی زَوْجِهَا وَ تَشْتَكِی إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ یسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ(المجادلة/1)

خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‌کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد)؛ خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می‌شنید؛ و خداوند شنوا و بیناست.

طلاق

الَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَیقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ(المجادلة/2)

کسانی که از شما نسبت به همسرانشان «ظهار» می‌کنند (و می‌گویند: «أنت علی کظهر أمی = تو نسبت به من بمنزله مادرم هستی»)، آنان هرگز مادرانشان نیستند؛ مادرانشان تنها کسانی‌اند که آنها را به دنیا آورده‌اند! آنها سخنی زشت و باطل می‌گویند؛ و خداوند بخشنده و آمرزنده است!

 

وَالَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ یعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ(المجادلة/3)

کسانی که همسران خود را «ظهار» می‌کنند، سپس از گفته خود باز می‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‌ای را آزاد کنند؛ این دستوری است که به آن اندرز داده می‌شوید؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است!

 

فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ شَهْرَینِ مُتَتَابِعَینِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ یسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْكِینًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِلْكَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ(المجادلة/4)

و کسی که توانایی (آزاد کردن برده‌ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند؛ این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند!

1-از این مرد به عنوان سلمه بن صخر نیز یاد كرده اند (رك : الاتقان 1/50).

2-ظهار: در دوران جاهلى موجب حرمت دائمى زن و شوهر نسبت به یكدیگر بود كه اسلام ، اصل اظهار را تحریم كرد. رك : جواهر الكلام 33/96. الروضه البهیه 6/117). بجاست بادآور شویم كه در میان تمام سوره هاى قرآن كریم - ظاهرا - تنها سوره اى كه در تمام آیات آن لفظ جلال ، یعنى الله یكبار و یا چند بكار رفته همین سوره مجادله است رك : هامش مسالك الافهام : جواد كاظمى 2/92.

3-اسباب النزول ، ص 76.

4-سوره مجادله ، آیات 1 تا 4



- نظرات (0)