سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

شوخی با نامحرم برای فهم بهتر درس

کارگاه آموزشی اصول و فنون برگزاری گردهمایی‌ها

امروزه یکی از مسائلی که در جامعه کم مشاهده نمی شود، شوخی کردن نامحرم است. گاهی دیده می شود که در دانشگاه ها، آموزشگاه ها و... در حین درس جهت خسته نشدن دانش آموزان و دانشجویان و یادگیری بهتر دروس، استاد چه مرد، چه زن با جنس مخالفش که از شاگردانش هستند و همه از نظر جنسیت مخالف اویند شوخی ای کند که آنها باصدای بلند بخندند.

متاسفانه در محیط کار یا محیط کوچه و بازار و...، نیز شاهد شوخی ها و بگو و بخند های افراد نامَحرم با یکدیگر هستیم که چه بسا چنین اعمالی باعث فروپاشی کانون گرم خانواده شده است. 
در این مقاله بر آن شدیم نگاه اسلام را در این زمینه بیشتر بدانیم:

قرآن کریم به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند:

«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ".:[احزاب 32]«پس به ناز سخن مگویید تا آنكه در دلش بیمارى است».

در خصوص روابط دو جنس مخالف، دیدگاه های افراطی و تفریطی وجود دارد. برخی آن را تا حد روابط خواهر و برادر بالا برده و بر اساس آن، بیشترین آزادی را در این گونه ارتباطات روا می دانند. برخی دیگر به طور مطلق هر گونه ارتباط با غیر همجنس را ناصحیح قلمداد می کنند. 
در این میان، اسلام دین تعادل است و افراد جامعه اسلامی را به رعایت حد اعتدال در امور فراخوانده است: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ [ سوره یوسف، آیه 33] همان گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید.»

از سوی دیگر، خداوند متعال با حکمت خویش، مناسبات و روابط انسانی و از جمله روابط با جنس مخالف را به صحیح ترین وجه ممکن ترسیم کرده است. 
در این فرصت به قسمتی از رابطه با نامحرم در بخش کلامی آن بحث خواهیم کرد؛


گفتگو

سخن گفتن با نامحرم نیز از جمله مواردی است که می تواند زمینه برخی انحرافات جنسی را در بین افراد فراهم کند. از سوی دیگر، گاه صحبت کردن با جنس مخالف اجتناب ناپذیر می شود. از این رو، لازم است با رعایت مواردی که در پی می آید، آثار منفی این گونه گفتگوها به حداقل برسد.

در صورت پذیرش این حدیث نیز، عذاب اعلام شده در مورد هر نوع شوخی و مزاح نخواهد بود، بلکه اشاره به مواردی دارد که چنین مزاحی به نوعی تحریک کننده شهوت جنسی باشد

پرهیز از شوخی با نامحرم

شوخی کردن با نامحرم، حریم میان آنها را کم رنگ نموده و احتمال وقوع گناه را در بین آنان تقویت می کند، اولیای دین افراد را از مزاح با نامحرم برحذر داشته اند. 
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز نقل شده است که فرمود: «مَنْ فَاکهَ امْرَأَهً لَا یمْلِکهَا- حُبِسَ بِکلِّ کلِمَهٍ کلَّمَهَا فِی الدُّنْیا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّار؛[ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 73، ص 363] کسی که با زن نامحرمی مزاح کند، به ازای هر کلمه ای که با او سخن گفته، هزار سال در دوزخ حبس می شود.
ابابصیر، از شاگردان امام صادق علیه السلام می گوید در کوفه به زنی قرآن می آموختم و روزی اتفاق افتاد که با او مزاح کردم. هنگامی که در مدینه به محضر امام باقر علیه السلام وارد شدم، مرا سرزنش کرد و فرمود: «مَنِ ارْتَکبَ الذَّنْبَ فِی الْخَلَاءِ لَمْ یعْبَأِ اللَّهُ بِهِ -أَی شَی ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَهِ- فَغَطَّیتُ وَجْهِی حَیاءً وَ تُبْتُ- فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَا تَعُد؛[ همان، ج 46، ص 247] کسی که در خلوت مرتکب گناه شود، خدا به او اعتنا نمی کند. چه چیزی به آن زن گفتی؟- از خجالت چهره خود را پوشاندم و توبه کردم- حضرت فرمود: دیگر تکرار مکن.»
بنابراین اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، به شدت مذموم و از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی و یا شاگرد انسان باشد.

ارتباط

آیا روایت "هر مردی که با زنی نامحرم شوخی کند در قیامت به ازای هر کلمه‌ هزار سال حبس خواهد شد" صحیح است؟

این روایت مفصل و طولانی را که بیشتر مفاد آن در مورد مسائل اجتماعی و روابط بین افراد است، مرحوم شیخ صدوق در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» آورده، که پیامبر اسلام(صلی الله و علیه وآله) فرموده است: «...و هرکس، با زنى نامحرم شوخى و مزاح کند، به هر کلمه‌اى که با او گفت‌وگو کرده؛ هزار سال در آتش دوزخ او را زندانى کنند، و آن زن اگر خود را با رضایت در اختیار وى قرار دهد، یا این‌ که شوخى کند تا آن‌که مرد از او کام گیرد بر آن زن همان گناه و کیفر باشد که بر مرد است، و چنانچه زن راضى نباشد و مرد به زور از او به نحوى کام گیرد، گناه هر دو بر مرد است و دو عقوبت خواهد دید».


بررسی سند حدیث

 روایت را از نظر سند نمی‌توان دارای رتبه قابل قبولی دانست.

 

بررسی محتوای حدیث

حدیث مذکور، مفصل و دارای ابعاد گسترده‌ای است که بیان همه آنها از عهده این مختصر خارج است. 
درباره قسمتی که پرسیده شده، بررسی‌ هایی خواهیم داشت.
معمولاً درباره احادیثی که درباره یکی از اصول اخلاقی مورد تأیید اسلام سخن گفته، دقت‌های سندی انجام نمی‌ شود، شاید علت آن؛ مورد قبول بودن اصلی است که حدیث مورد نظر در صدد تبیین، توضیح یا تعمیم و بیان جزئیات آن است.

در حدیث مورد نظر؛ صحبت از عقوبت اخروی برای عملی است که اصل آن در اسلام مورد قبول واقع شده است و آن هم، برخورداری زنان و مردان جامعه از یک ارتباط سالم و بدون شهوترانی در سطح اجتماع است. 
قرآن کریم در تذکری به همسران پیامبر(صلی الله و علیه و آله) چنین می‌ فرماید: «ای همسران پیامبر! شما مانند دیگر زنان نیستید؛ اگر تقوا پیشه کنید، پس در کلام خود با [مردان نامحرم] به گونه‌اى هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!» [ احزاب، 32]
پس اصل ارتباط کلامی سالم؛ بین زن و مرد نامحرم؛ مورد تأکید اسلام و قرآن است؛ و اسلام خواسته تا بین زن و مرد نامحرم آنچه موجب شهوترانیو سقوط در گناهان بزرگ ‌تر است؛ از بین برود. اما برخی روایات به کمیّت و کیفیّت عذاب می ‌پردازد.
در این روایت؛ عقوبت شوخی با نامحرم را بسیار بزرگ خوانده و عقوبت آن ‌را هزار سال زندانی شدن در آتش دوزخ دانسته است! که دلالت بر بزرگی این گناه دارد.
نقل این روایت؛ توسط افرادی مانند شیخ صدوق به نوعی ناظر به قبول محتوای آن از طرف این بزرگان است، اما باید به این نکته هم توجه داشت که در صورت پذیرش این حدیث نیز، عذاب اعلام شده در مورد هر نوع شوخی و مزاح نخواهد بود، بلکه اشاره به مواردی دارد که چنین مزاحی به نوعی تحریک کننده شهوت جنسی باشد.



- نظرات (0)

مسلمانی مان را به ارث برده ایم؟!

شناسنامه

گاهی احساس می کنم که عادت کرده ام مسلمان باشم، پیامبر و راهنما داشته باشم، دوستش داشته باشم، به زیارتش بروم یا آرزوی زیارت حرمش را در دل بپرورانم.

همیشه این گونه بوده ام و این چه خوب است و چه نعمت بزرگی است؛ اما بد نیست گاهی هم به دنبال چرایی ها بگردم؛ فایده اش این است که نگاهم عمیق تر می شود و قدر داشته هایم را بهتر می دانم.

لازمه ی چراها این نیست که همه ی آنچه را بوده ام و داشته ام، فراموش کنم و از نو بسازم. فقط باید چند سوال اساسی را از خود بپرسم و برای پاسخش قدری جستجو کنم.

مثلاً اینکه چرا باید مبعثی می بود که بشر پیامبری داشته باشد؟ در حقیقت چرا انسان ها نیاز داشتند که پیامبری از جانب خدای خالق برایشان مبعوث شود؟ اگر نبود، چه می شد؟
پاسخ سوالاتی از این دست را با دو روش می توان داد. یعنی دو نگاه و دو رویکرد وجود دارد: برون دینی و درون دینی.

روش برون دینی یعنی فارغ از تعالیم دین یا در اصطلاح امروزی گزاره های دینی تحقیق می کنیم تا استدلال کنیم. مثلاً صرفاً با ابزارهایی مثل عقل یا مشاهده به سراغ پاسخ سوالمان می رویم اما در روش درون دینی، مبنای استدلال، گزاره های دینی است.

در اینجا برای بررسی سوالی که در بالا مطرح کردیم، روش دوم یعنی رجوع به متن دین را انتخاب کرده ایم. پس منبع پاسخ های ما، قرآن است و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) که در حقیقت تفسیر آیات الهی است.

قرآن صریح و بی پرده به پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) می گوید که تو برای چه مبعوث شده ای و این، همان حقیقتی است که نیاز ما انسان ها به پیامبر را هم بیان می کند.


وکیل و حفیظ نمی خواهیم

آیاتی از قرآن به طور سلبی به مسئله پرداخته اند و آیاتی هم به صورت ایجابی. دسته ی اول که معمولاً رسول گرامی اسلام(صلی الله و علیه و آله) را خطاب می کند، بیان می کند که ای پیامبر، تو چه نیستی: تو حفیظ و وکیلِ مردم نیستی. 
1- " وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ وَكِیلاً"  "ما تو را وكیل بر آنها نساخته‏ایم كه ملزم باشى حتما آنها ایمان بیاورند" (54، اسراء)
2- "فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاغُ ..." "اگر آنها رویگردان شوند غمگین مباش، ما تو را مسئول حفظ آنان از انحراف به طور اجبار قرار نداده‏ایم‏ وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت الهى است خواه پذیرا شوند و خواه نشوند" (48، شوری)
وظیفه تو ابلاغ آشكار و دعوت مجدانه به سوى حق است، اگر ایمان آوردند چه بهتر وگرنه زیانى به تو نخواهد رسید، تو وظیفه خود را انجام داده‏اى‏.

تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته

"مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا" "هر كس از پیامبر فرمان بَرَد، در حقیقت، خدا را فرمان برده و هر كس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‏ایم." (80، نساء)
"حفیظ" از نظر اینكه صفت مشبهه است و معنى ثبات و دوام را مى ‏رساند با "حافظ" كه اسم فاعل است تفاوت دارد.

بنابراین "حفیظ" به معنى كسى است كه به طور مداوم مراقب حفظ چیزى مى ‏باشد، در نتیجه مفهوم آیه چنین مى ‏شود مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد. 
پس گویا ساختمان بنی آدم به گونه ای است که نیاز به وکیل و حفیظ ندارد؛ بلکه چیز دیگری می خواهد.


انذار

نیاز به شاهد و بشیر و نذیر

"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا‏"  "ما تو را به حق براى بشارت و انذار (مردم جهان) فرستادیم‏" (11، بقره)
"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا" "ما تو را گواه و بشارت دهنده، و بیم دهنده فرستادیم‏" (45، احزاب)
"بشارت" و "انذار" یا "تشویق" و "تهدید" بخش مهمى از انگیزه ‏هاى تربیتى و حركت هاى اجتماعى را تشكیل مى‏ دهد، آدمى هم باید در برابر انجام كار نیك "تشویق" شود، و هم در برابر كار بد "كیفر" بیند تا آمادگى بیشترى براى پیمودن مسیر اول و گام نگذاردن در مسیر دوم پیدا كند.
انسان مجموعه‏اى است از بیم و امید، از حب ذات و علاقه به حیات، و نفرت از فناء و نیستى، تركیبى است از جلب منفعت و دفع ضرر.

آیا انسانى كه ابعاد روح او را این دو تشكیل مى ‏دهد ممكن است پایه تربیتش تنها روى یك قسمت باشد؟

مخصوصاً تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته.


یک منّت بی نظیر، سه نیاز بزرگ

"لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُومِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ" "به یقین، خدا بر مومنان منت نهاد [كه‏] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشكارى بودند."
منت بزرگ خدای مهربان که یک نعمت فوق العاده ی اوست، فرستادن پیامبری است که از جنس خود ماست با همه ی مختصات بشریمان، با همه ی نیازهای روزمره ی ما. این یعنی اینکه همه جوره ما را می فهمد، می داند ریز و درشت نیازهای ما چیست.

مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد

این آیه، سه دلیل مهم بعثت را که دقیقاً سه دلیل نیاز بشر به داشتن پیامبر است، بیان می کند: 
1- خواندن آیات پروردگار بر مردم و آشنا ساختن گوش ها و افكار با این آیات.
2- تعلیم، یعنى وارد ساختن این حقایق در درون جان آنها.
3- تزكیه نفوس و تربیت ملكات اخلاقى و انسانى.

 

نیاز به هادی مهربان

"لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُوْمِنِینَ رَوُوفٌ رَّحِیمٌ" "رسولى از خود شما به سویتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است، و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است." (128، توبه)
"وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ" 
دو آیه ی بالا نکته ی لطیفی دارد که پاسخ زیبایی است برای سوال اصلی ما. گویا بشر علاوه بر نیازی که به یک بشیر و نذیر دارد، نیاز دارد هادیِ مهربان و دلسوزی، پیگیر تربیتش باشد؛ این مربی دلسوز، همان پیامبر رحمت است. 
پس با اتفاق عظیم بعثت، نیازهای بزرگی در انسان پاسخ داده شد که اگر نمی شد...


- نظرات (0)

اثر و ارزش "بسم الله" گفتن

در آموزه‌هاي ديني به ما ياد داده‌اند كه وقتي مي‌خواهي كاري را شروع كنيم؛ با نام خدا آغاز كنيم. چرا كه در روايت آمده است هر كاري كه بدون نام و ياد خدا آغاز شود ابتر مي‌ماند و به نتيجه نمي‌رسد.

امام باقر (عليه السلام) مي‌فرمايد: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى‌كنيم، چه بزرگ باشد چه كوچك، بسم الله بگوئيم تا پر بركت و مبارك باشد.

گفتن ذكر "بسم الله" يعنى هم با نام خدا شروع مى‌كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى‌طلبم. هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مى‌كنيم؛ خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرت‌ها است، سبب مى‌شود كه از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم، مطمئن‌تر باشيم، بيشتر كوشش كنيم، از عظمت مشكلات نهراسيم و مايوس نشويم، و نيز نيت و عمل خود را پاك‌تر و خالص‌تر كنيم.

آية‌الله مظاهري مي‌فرمايد كه انسان وقتي‌ "بسم‌الله"‌ مي‌گويد بايد چهار هدف‌ در نظرش‌ باشد:

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، به‌ نام‌ خدا براي‌ عظمت‌ او.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ كارم‌ مبارك‌ باشد، پربركت‌ باشد.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ در كارم‌ كمك‌ بگيرم‌ از خدا.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ كارم‌ براي‌ خدا باشد، يعني خلوص‌ و توحيد افعالي‌.(1)

گفتن ذكر "بسم الله" يعنى هم با نام خدا شروع مى‌كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى‌طلبم.

حتي‌ غذاي‌ شبهه‌ناك‌ را مي‌شود با بسم‌ الله حلال‌ كرد. در اين زمانه خوردن مال حلال خيلي دشوار است. در روايات‌ مي‌خوانيم‌ در دوره‌ آخرالزمان‌ همه‌‌ رباخوار مي‌شوند و آنهايي‌ كه‌ خيلي‌ دور هستند بالاخره‌ رنگ‌ گرد ربا به‌ دامنشان‌ مي‌رسد. خوب در اين شرايط چه‌ بكنيم؟‌ با "بسم‌ الله" بايد اين‌ شبهه‌ را رفع‌ كنيم‌. و اگر خالص بگوييم با اين "بسم الله" خيلي كارها مي‌توان كرد.

در‌ جنگ‌ ايران‌ و عراق فرمانده‌شان‌ آمد سراغ فرمانده ايراني و مي‌خواست او را بكشد. گفت شنيدم شما با «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ خيلي‌ كارها مي‌توانيد بكنيد. فرمانده ايراني گفت‌ بله‌.

فرمانده عراقي يك‌ قدري‌ زهر كه اگر  هر كجا مي‌ريختند آنجا را ذره‌ ذره‌ مي‌كرد؛ ‌ به كف‌ دست‌ آن ايراني ريخت و گفت‌: اگر راست‌ مي‌گويي‌ با "بسم‌ الله" اين‌ زهر را بخور.

مسلم‌ بود اگر به‌ حسب‌ ظاهر مي‌خورد جوارح داخلي بدنش پاره‌ پاره‌ مي‌شد. آن ايراني يك‌ «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌» گفت و زهر را ريخت‌ در دهان‌ خود‌ و هيچ‌ مشكلي برايش پيش نيامد. و اينگونه بود كه نقشه فرمانده عراقي، نقش بر آب شد. (2)

روزي‌ معلم‌ مكتبي‌ به‌ شاگردانش‌ ‌گفت‌ هر كس‌ «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ بگويد؛ مي‌تواند روي‌ آب‌ راه‌ برود.‌ يكي‌ از شاگردان پاكدل كه سلامت‌ نفس‌ داشت و غذاي‌ حلال‌خور بود؛ ديد، عجب‌ چيز خوبي‌. چون او براي اين كه به كلاس برسد بايد مسير زيادي را طي مي‌كرد تا به پل برسد و به كلاس برود.‌

حتي‌ غذاي‌ شبهه‌ناك‌ را مي‌شود با بسم‌ الله حلال‌ كرد. در اين زمانه خوردن مال حلال خيلي دشوار است. در روايات‌ مي‌خوانيم‌ در دوره‌ آخرالزمان‌ همه‌‌ رباخوار مي‌شوند و آنهايي‌ كه‌ خيلي‌ دور هستند بالاخره‌ رنگ‌ گرد ربا به‌ دامنشان‌ مي‌رسد. خوب در اين شرايط چه‌ بكنيم؟‌ با "بسم‌ الله" بايد اين‌ شبهه‌ را رفع‌ كنيم‌. و اگر خالص بگوييم با اين "بسم الله" خيلي كارها مي‌توان كرد.

يعني هر روز بايد دو سه‌ كيلومتر مي‌رفت تا از روي‌ پل‌ بيايد. خيلي خوشحال شد. پس‌ وقتي‌ كه‌ از مكتب‌خانه‌ بيرون‌ آمد با «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ رفت‌ آن‌ طرف‌ آب‌. ديگر هر روز با "بسم‌ الله" مي‌آمد و مي‌رفت‌. پدر و مادرش‌‌ گفتند براي تشكر،‌ معلمت‌ را مهمان‌ كنيم‌ چون خيلي‌ به تو خدمت‌ كرده‌ است. بالاخره آقا معلم پذيرفت. ظهر مكتب‌ تمام‌ شد.‌ آمدند بروند منزل! معلم‌ به سمتي رفت كه پل‌ بود. شاگرد‌ گفت‌: آقا چرا راهتان‌ را دور مي‌كنيد! از روي‌ آب‌ مي‌رويم‌.

معلم گفت‌ از روي‌ آب‌ كه‌ نمي‌شود گفت‌: "بسم‌ الله" مي‌گوييم‌ و از روي‌ آب‌ مي‌رويم.‌ از وقتي‌ كه‌ شما اين مورد‌ را‌ گفتيد من‌ هر روز با "بسم‌ الله" از روي آب رفت و آمد مي‌كنم.

معلم‌ آهي‌ كشيد و گفت‌ آن‌ زباني‌ كه‌ تو داري‌ من‌ ندارم‌. آن‌ دلي‌ كه‌ تو داري‌ من‌ ندارم‌ والا معلوم‌ است‌ كه با "بسم‌ الله" مي‌شود زهر را خورد و آن‌ زهر اثر نگذارد، با "بسم‌ الله" مي‌شود روي‌ آب‌ راه‌ رفت‌.

خلاصه كلام اين كه گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» خيلي اثرات دارد و خوب است كه به گفتن آن عادت كنيم چرا كه در آخرت به دردمان مي‌خورد.

رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:

چون روز قيامت شود به بنده خدا امر مي‌شود كه وارد آتش دوزخ شود، چون نزديك دوزخ مي‌شود مي‌گويد: «بسم الله الرحمن الرحيم» و پا در دوزخ مي‌نهد. آتش دوزخ هفتاد هزار سال راه از او دور مي‌شود.

در روايت ديگري آمده چون بنده خدا را پاي ميزان حساب حاضر مي‌كنند و نامه اعمال او را در حالي كه مملو از افعال و كردار زشت است به دست او مي‌دهند در حين گرفتن نامه اعمال بنابر عادتي كه در دنيا به گفتن "بسم الله الرحمن الرحيم" داشته اين ذكر را بر زبان جاري مي‌كند و نامه اعمال را به دست مي‌گيرد. چون نامه اعمال را مي‌گشايد آن را سفيد مي‌بيند در حالي كه هيچ نوشته و عمل بدي در او نمي‌بيند.

بنده گنهكار به فرشتگاني كه حاضرند مي‌گويد: در اين نامه عمل چيزي نوشته نيست كه بخوانم.

فرشتگان گويند: در همين نامه، تمام اعمال بد تو نوشته بود اما به بركت و ميمنت "بسم الله الرحمن الرحيم" همه آنها محو شد.(3)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- ذيل تفسير سوره حمد .

2- برگرفته از سخنان آية‌الله مظاهري .

2- منهج الصادقين، ج1، ص33 .

 


- نظرات (0)

خواص ذكر "لاحول ولا قوة الا بالله"

لاحول ولا قوة الا بالله

اذكاری كه توصیه شده‌اند، علاوه بر آن كه باعث غفلت‌زدایى از انسان مى‌شوند، معارف الهى را نیز آموزش مى‌دهند و ره‌توشه معرفتى مسافران به سوى خدا را فراهم مى‌كنند، چنانكه ذكر شریف «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم» كه از گنجینه‌هاى آسمانی می‌باشد:

«قال الله تعالى لنبیه صلى الله علیه و آله و سلم فی لیلة المعراج: اعطیتك كلمتین من خزائن عرشی لا حول و لا قوة الا بالله و لا منجا منك الا الیك(1) معناى بلند و فواید فراوانى دارد.

امام باقر(سلام الله علیه) در تفسیر این ذكر فرمودند: آنجا كه قدرتى را به جا صرف كرده و خدا را اطاعت كرده‌اید، این قدرت بر اطاعت، از ناحیه خداست و آنجا كه معصیت نكرده‌اید، در حقیقت، عنایت الهى بین شما و آن معصیت حائل شده است. پس لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم یعنى: لا حول لنا عن معصیة الله الا بعون الله و لا قوة لنا على طاعة الله الا بتوفیق الله عزوجل.(2)

گاهى انسان را به گناه دعوت مى‌كنند، اما مانعى در مسیرش پدید مى‌آید. او نمى‌داند راهى كه به آن دعوت شده است، راه گناه است و یا نمى‌داند چرا راه‌بندان شد، اما بعد مى‌فهمد او را به مجلس گناه دعوت كرده بودند و این راه‌بندان، همان حول الهى بود كه بین او و گناه حائل شد. این كه ما در نماز مى‌گوییم: «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» به این معنا نیست كه فقط در حال نماز كه برمى‌خیزیم و می‌نشینیم، بقوة الله است؛ بلكه به این معناست كه همه حركات و سكنات ما، در نماز و در غیر نماز به قوت الهى است.

پیامبر اكرم(صلى الله علیه و آله) این ذكر شریف را ذكر فرشتگان حامل عرش معرفى كرده است: تسبیح حملة العرش(3) و در برخى روایات تفسیرى آمده است كه فرشتگان حامل عرش نیز كه ذات اقدس خداوند از آنان به الذین یحملون العرش(4) یاد مى‌كند، هنگامى كه حمل عرش الهى، یعنى مقام فرمانروایى خدا، برایشان دشوار بود ذكر «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم» را به آنان آموختند: "اعلمكم كلمات تقولونها یخف بها علیكم. قالوا: و ما هی؟ قال: تقولون: بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و صلى الله على محمد و آله الطیبین فقالوها فحملوه.(5)

پیامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) در روایتى درباره آداب و اذكار بیرون آمدن از خانه چنین فرمودند: كسى كه هنگام خروج از منزل بگوید بسم الله الرحمن الرحیم دو فرشته مى‌گویند: هدایت شدى . و اگر بگوید لا حول و لا قوة الا بالله مى گویند: حفظ شدى . و اگر بگوید توكلت على الله مى گویند: بى‌نیاز شدى.

در این هنگام شیطان مى گوید: چگونه مى توانم در بنده اى كه هدایت شده ، حفظ گردیده و بى نیاز شده است ، نفوذ كنم .

شاید چنین ذكرى براى فرشتگان دفع سختی و دشواری باشد. لیكن، «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» در نماز مصداقى از آن اصل كلى است. زیرا «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ یعنى، هیچ جا منع و همچنین قدرت و توانى نیست مگر به عنایت ذات اقدس خداوند و اختصاصى به نماز یا غیر نماز و نیز اختصاصى به انسان و غیر او ندارد.

در اینجا به ذكر برخی روایات در باب این ذكر عظیم می‌پردازیم:

 

تاخیر زمان مرگ

امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: آن كس كه هزار بار بگوید «لا حول ولا قوة الا بالله» خداى تعالى زیارت كعبه را روزى‌اش خواهد نمود و اگر مرگش نزدیك باشد، خدا آن را به تاخیر خواهد انداخت تا حج را روزى‌اش سازد.(6)

 

گنجى از بهشت

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بسیار «لا حول و لا قوة الا بالله» بگویید كه آن از گنج‌هاى بهشت است.(7)

 

دور شدن هفتاد بلا

راوى مى‌گوید شنیدم كه امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: كسى كه بگوید "لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم" خداى عزوجل به خاطر آن هفتاد نوع بلا را از او دور مى‌گرداند كه كمترین آنها خفه شدن است.(8)

 

رفع درد و اندوه

از پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه فرمودند: ذكر "لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم" گنجى از گنج‌هاى بهشت است و آن باعث شفا یافتن از نود و نه درد است كه آسان‌ترین آنها اندوه است.(9)

 

داروى نود و نه بیمارى

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه فرمودند: گفتن ذكر «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم» دارویى است كه نود و نه بیمارى را بهبود مى‌بخشد كه آسان‌ترین آنها اندوه است و معناى این كلمه چنین است هیچ حركت و نیرویى جز به سبب و خواست خدا پدید نیامد.(10)

 

رفع شدن بلایا

از امام صادق(علیه‌السلام) روایت شده كه فرمود: هر گاه نماز صبح و مغرب را خواندى، هفت بار بگو: "بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم" زیرا هر كس آن را بگوید، به او جنون و جذام و برص، و هفتاد نوع از انواع بلایا نرسد.(11)

 

توصیه پیامبر به على(علیه‌السلام)

بكیر مى‌گوید: از امیرالمومنین(علیه‌السلام) شنیدم كه مى‌فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به من فرمود: اى على! آیا به تو كلماتى نیاموزم؟ هر گاه كه در سختى و بلایى در افتى، بگو بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم؛ زیرا خداوند عزوجل به وسیله آن انواع بلا را از تو دور می‌كند.(12)

امام رضا(علیه‌السلام) فرمود: هر كس پس از نماز صبح صد بار بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیك‌تر شده و به راستى كه در مدار اسم اعظم قرار گرفته است.

درمان بیمارى و ندارى

اسماعیل بن عبدالخالق گوید: مردى از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) مدتی بود كه به خدمت ایشان نرسیده بود.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: چه چیزى باعث شد كه دیر نزد ما بیایی؟ عرض كرد: بیمارى و ندارى .

پیامبر فرمود: آیا به تو دعایى یاد بدهم كه خدا به وسیله آن بیمارى و ندارى را از تو رفع كند؟ عرض كرد: بله یا رسول الله .

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: بگو «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم، توكلت على الحى الذى لا یموت و الحمدلله الذى لم یتخذ(صاحبة و لا) ولدا و لم یكن له شریك فى الملك و لم یكن له ولى من الذل و كبره تكبیرا.»

آن فرد ذكر را گفت و زمانی نگذشت كه نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) بازگشت و عرض كرد: یا رسول الله خداوند بیمارى و ندارى را از من رفع نمود.(13)

 

صد بار بعد از نماز صبح

امام رضا(علیه‌السلام) فرمود: هر كس پس از نماز صبح صد بار بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیك‌تر شده و به راستى كه در مدار اسم اعظم قرار گرفته است.(14)

 

سفارش حضرت على(علیه‌السلام) به كمیل

امام على(علیه‌السلام) خطاب به كمیل بن زیاد مى‌فرماید: اى كمیل! هر روز نام خدا را بر زبان جارى كن و بگو: «لا حول و لا قوة الا بالله»؛ بر خدا توكل كن، ما را یاد كن، نام ما ببر و بر ما درود فرست.

اى كمیل! به هنگام غذا نام خدایى را كه با اسمش هیچ دردى زیان نرساند و نامش براى هر بدى و دردى درمان است به زبان آور.

اى كمیل! به هنگام هر سختى بگو: «لا حول و لا قوة الا بالله» تا خدا آن را كفایت كند. و به هنگام نعمت بگو: الحمدلله تا زیاد شود و چون روزى‌ات دیر رسد، استغفار كن تا خدا گشایش دهد.(15)

 

ذكر هنگام بیرون آمدن از خانه

پیامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) در روایتى درباره آداب و اذكار بیرون آمدن از خانه چنین فرمودند: كسى كه هنگام خروج از منزل بگوید بسم الله الرحمن الرحیم دو فرشته مى‌گویند: هدایت شدى . و اگر بگوید لا حول و لا قوة الا بالله مى گویند: حفظ شدى . و اگر بگوید توكلت على الله مى گویند: بى‌نیاز شدى.

در این هنگام شیطان مى گوید: چگونه مى توانم در بنده اى كه هدایت شده ، حفظ گردیده و بى نیاز شده است ، نفوذ كنم .(16)

 

توسل به امام جواد(علیه‌السلام)

براى شفا یافتن هر مریضى دو ركعت نماز حاجت و توسل به حضرت جواد الائمه(علیه‌السلام) خوانده شود و بعد 146 مرتبه بگوید: «ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله.» اگر در ساعتى كه منسوب به آن حضرت است باشد، بسیار مفید و ساعت آن را هم از نماز عصر تا دو ساعت بعد از آن تشخیص داده‌اند كه مورد استجابت است.(17)

 

دورى شیطان

از حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: شیطان بر دو قسم است: شیطان جنى، كه با گفتن «لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» از شما دور مى‌شود.

و شیطان انسى، كه با فرستادن صلوات بر محمد و آلش «اللهم صل على محمد و آل محمد» از شما دور مى‌شود. (18)

 

ذكرهاى موثر در دنیا و آخرت

امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: شخصى به نام شبیه هذلى، حضور پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) آمده و عرض كرد: اى پیامبر خدا! پیرمردى هستم كه سنم بالا است و كارهایى مانند نماز، روزه، حج و جهاد را كه قبلا انجام می‌دادم، اكنون نمى‌توانم انجام دهم. اى رسول خدا! سخنى به من بیاموز كه ثواب خداوند را نصیبم سازد و بر من آسان گیر اى رسول خدا!

حضرت فرمودند: سخنت را تكرار كن و او تكرار كرد. و به همین ترتیب تا سه بار سخن خود را تكرار كرد. آنگاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمودند: اطراف تو هیچ درخت و گلى نبود، مگر این كه دلشان به حالت سوخت و برایت گریه كردند. پس از نماز صبح ده بار بگو «سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ (خداى بزرگ را منزه می‌دانم و به ثناى او مشغولم و هیچ توان و نیرویى جز با یارى خداى بزرگ بلند مرتبه بزرگ نیست) كه همانا خداوند بزرگ با این ذكر تو را از كورى، دیوانگى، جذام، فقر و زیر آوار ماندن محفوظ مى‌دارد.

عرض كرد: اى رسول خدا،این ذكر براى دنیا بود، براى آخرت چه؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: اللهم اهدنى من عندك، وافض ‍ على من فضلك وانشر على من رحمتك و انزل على من بركاتك؛ (خداوندا! مرا از جانب خود راهنمایى نما و از فضل خویش بهره‌مند ساز، از رحمت خود بر من فرو ریز و از بركات خود بر من نازل فرما.)

حضرت صادق(علیه‌السلام) فرمودند: این دستورات را گویى او با دستانش گرفت و رفت. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: بدانید كه همانا اگر او در روز قیامت بیاید و این اذكار را عمدا ترك نكرده باشد، خداوند هشت در بهشت را به روى او باز مى‌كند كه از هر درى كه خواست وارد شود.(19)

 

برطرف شدن حاجات

امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: كسى دعا مى‌كند و در پایان مى‌گوید «ماشاء الله، لاحول و لا قوة الا بالله» حاجتش برآورده شود.(20)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج90، ص 186 .

2- بحارالانوار، ج90، ص187.

3- بحارالانوار، ج90، ص191.

4- سوره غافر، آیه 7.

5- بحارالانوار، ج 55، ص33.

6- مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 396.

7- كنز العمال ، ج 1، ص 544.

8- ثواب الاعمال ، ص 349.

9- مستدرك الوسایل ، ج 1، ص 395.

10- مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 396.

11- اصول كافى ، ج 6، ص 195.

12- اصول كافى ، ج 6، ص 311.

13- اصول كافى ، ج 6، ص 249.

14- سفینة البحار، ج 1، ص 661.

15- تحف العقول ، ص 182.

16- ثواب الاعمال ، ص 349

17- داروخانه معنوى ، ص 48.

18- امید درماندگان ، ج 2، ص 223و 234.

19- ثواب الاعمال ، ص 341 و 342.

20- ثواب الاعمال ، ص 23


- نظرات (0)

آیت الکرسی یک آیه یا بیشتر؟


خداوند متعال در آیه 255 سوره بقره می‎فرماید:

"اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ".

هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانة زنده كه قائم به ذات خویش است، و موجودات قائم به او هستند؛ هیچ‎گاه خواب سبك و سنگین او را فرا نمی‎گیرد؛ (و لحظه‎ای از تدبیر جهان غافل نمی‎ماند)؛ آنچه در آسمان‎ها و آنچه در زمین است از آن او است. كیست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟ (بنابراین، شفاعت شفاعت‎كنندگان برای آنها كه شایستة شفاعتند، از مالكیت مطلقه او نمی‎كاهد) آنچه را در پیش روی آنها (بندگان) و پشت سرشان است، می‎داند (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او یكسان است) و كسی از علم او آگاه نمی‎گردد، جز به مقداری كه او بخواهد، (او است كه به همه چیز آگاه است و علم و دانش محدود دیگران پرتوئی از علم بی‎پایان و نامحدود او است)، تخت (حكومت) او آسمان‎ها و زمین را در برگرفته و نگاهداری آن دو او را خسته نمی‎كند، بلندی و مقام و عظمت، مخصوص او است[1].

 

با توجّه به تفاسیر و كتب مختلف و وجود قرائن و شواهد، روشن می‎شود آیةالكرسی منحصر در یك آیه است و فقط شامل آیه 255 سوره بقره است. قرائن و شواهد عبارتند از:

1. با مراجعه به كتب تفسیر در می‎یابیم مفسران فقط همین آیه را به عنوان آیةالكرسی مورد بررسی و تفسیر قرار داده و متعرض آیه‎های بعد نشده اند.

2. شأن نزول آیه‎های بعدی با شأن نزول این آیه متفاوت است، علاوه بر این‎كه برخلاف پیام و محتوای این‎ آیه كه بیان توحید خالص و صفات كمالیه خداوند است، آیه‎های بعدی پیام و محتوای مستقل و جداگانه دیگری را دنبال می‎كنند، و این مسئله موجب تفكیك این آیه از آیات بعدی می‎شود.

3. با توجّه به روایاتی كه در این باره از معصومین ـ علیهم السّلام ـ آمده میان عالمان شیعه انحصار آیة‎الكرسی به همین یك آیه اشتهار یافته از این‎رو علامه مجلسی فرمود:

الف) ... و المشهور انّ آیة الكرسی الی "العلی العظیم"...[2].

ب) ... والأشهر فی آیة الكرسی الی "العلی العظیم"...[3].

ج) هم‎چنین در روایتی كه از حضرت امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در باب فضیلت آیةالكرسی بیان شده[4] آن حضرت آیةالكرسی را از جمله "اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ" شروع و با جمله "الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ" ختم كرده‎اند، كه فقط همین یك آیه را شامل می‎شود.[5].

--------------------------

[1] . بقره/255.

[2] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج86، ص 4، روایت 3، باب 38.

[3] . همان ، ج 87، ص 99، روایت 17، باب 4.

[4] . طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ج 2، ص 515.

[5]. با تلخیص از پرتال جامع نور

 


- نظرات (0)

ارزش و ثواب آیة الكرسى


آیة الکرسی

آیة الکرسی یکی از بزرگترین و با فضیلت ترین آیات قرآن کریم است. در روایات، برای تلاوت آیة الكرسى، فضایل و برکات بسیار و نتایج مادی و معنوی فراوانی برشمرده شده است. برخی آیات نام خاصی دارند که آن نام، از متن آیه گرفته شده است. مانند کرسی که در آیه ذیل قرار دارد و این آیه، آیة‎الکرسی نامگذاری شده است. در این مطلب برخی از خواص و نتایج تلاوت این آیه را از این روایات ذکر می‎نماییم.

«اللهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأَرْضِ مَن ذَاالَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ.»(بقره/255)

خداست كه معبودى جز او نیست زنده و برپا دارنده است. نه خوابى سبك او را فرو مى‏گیرد و نه خوابى سنگین. آنچه در آسمان‎ها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست. كیست آن كس كه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت كند؟ آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مى‏داند. و به چیزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‏یابند. كرسىِ او آسمان‎ها و زمین را در برگرفته، و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست، و اوست والاىِ بزرگ .

  

نورانیت در قبر

امام صادق(علیه‎السلام) فرمودند: وقتی مؤمنی، ثواب قرائت آیة الكرسى را به اهل قبور هدیه کند، خداوند برای هر حرفى از این آیه، فرشته‎ای قرار می‎دهد كه خداوند را براى قاری آن، تا روز قیامت تسبیح كند. و به وى پاداش شصت پیامبر را دهد و خدا در هر قبرى از شرق تا غرب، چهل شمع از نور قرار می‎دهد و قبرهاى آنها را وسعت دهد. (1)

 

نتیجه قرائت آیة الكرسى

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه فرمودند: هر كس آیة الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، چیزى مانع از ورودش به بهشت نخواهد شد، مگر مرگ. (کنایه از این که وقتی مرگش برسد به بهشت می‎رود. البته باید به این نکته توجه کرد که صرف تلاوت این آیه ملاک نیست بلکه در مورد کسی است که مراقب اعمالش است.) و کسی بر قرائت آن، مواظبت نمى‎كند، مگر آن كس كه صدیق و راستگو باشد.(2)

از امیرالمؤ منین على(علیه‎السلام) روایت شده است كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هر گاه غم و اندوهى برایش ایجاد می‎شد، بعد از خواندن آیة الكرسى این دعا را مى‎خواند و مى‎فرمود: مسلمانى نیست كه این دعا را سه بار بخواند، مگر آن كه درخواست خود را به دست آورد.

یا حَىُّ یا قَیِوم، یا حَیّا لایَموت، یا حَىَّ لا اِلهَ اِلا انت كاشِفَ الهَمّ، مُجیبَ دَعوة المُضطَرین، اَسالُكَ بِانَّ لكَ الحَمد لا اِله اِلا انت، المَنّان، بَدیع السموات والارض، ذوالجلال و الاكرام، رَحمان الدنیا والاخرة و رَحیمها ربِّ ارحَمنى رَحمَةً تُغنینى بِها عَن رَحمةٍِ مِن سِواكَ یا ارحمَ الراحمین

اثر تلاوت آیة الکرسی هنگام خواب

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس آیة الکرسی را در هنگام خواب قرائت کند، خدا او را و خانه‎اش و خانه همسایگانش را، ایمن خواهد کرد.(3)

 

باعث قبولى نماز می‎شود

از پیغمبر گرامى(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه فرمودند: هر كس آیة الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، نمازش مورد قبول قرار مى‎گیرد و در امان خدا خواهد بود. (4)

 

ثواب آیة الكرسى بعد از وضو

از امام باقر(علیه‎السلام) روایت شده كه فرمودند: هر كس بعد از وضو گرفتن یك بار آیة الكرسى بخواند، خدا ثواب چهل سال عبادت را به او عطا كند و مقامش، چهل درجه بالا می‎رود. (5)

 

جهت رفع حاجت

از امیرمؤمنان على(علیه‎السلام) روایت شده است كه فرمودند: هر گاه یكى از شما حاجتى داشت، صبح پنج‎شنبه در طلب آن برود، زیرا رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) در دعا گفت: خدایا، در بیرون رفتن امتم در بامداد پنج‎شنبه بركت قرار ده و چون از منزل برون رفت، آیات سوره آل عمران و آیة الكرسى و سوره قدر را بخواند.(6)

 

قرائت آیة الكرسى بعد از هر نماز

از پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه فرمودند: هر كس آیة الكرسى را بعد از هر نماز بخواند، هفت آسمان شكافته گردد و به هم نیاید تا خدا به سوى خواننده‎اش نظر رحمت افكند و پس از آن فرشته‎اى را برانگیزد كه از آن هنگام تا فرداى آن روز، كارهاى خوبش را بنویسد و كارهاى بدش را محو نماید.(7)

 

دفع آفت از مال و جان

امام زین العابدین(علیه‎السلام) نقل مى‎نماید كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: كسى كه چهار آیه اول سوره بقره، آیة الكرسى، و دو آیه بعد از آن و سه آیه آخر این سوره را قرائت نماید، خودش و مالش دچار هیچگونه آفتى نخواهد شد، شیطان به او نزدیك نشده و قرآن را فراموش نخواهد كرد. (8)

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: كسى كه به هنگام خواب آیة الكرسى بخواند، ان شاءالله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت. و هر كس آن را پس از هر نمازى بخواند، هیچ گزنده زهردارى به او آسیب نخواهد رساند.

حفاظت از گزندها

امام کاظم(علیه‎السلام) فرمود: هر كس آیة الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، به او هیچ گزند و ضرری نرسد.(9)

 

كفاره گناهان

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: هر كس بعد از نماز جمعه، وقتى كه سلام مى‎دهد، حمد را یك بار، سوره توحید را هفت بار، سوره فلق هفت بار، سوره ناس را هفت بار و آیة الكرسى، آیه سخره؛ ان ربكم الله الذى خلق السموات (10) و آیه ما قبل آخر سوره توبه؛ لقد جاءكم رسول من انفسكم را بخواند، كفاره گناهان او از آن جمعه تا جمعه دیگر خواهد بود.(11)

 

ارزش آیة الكرسى در نماز مستحبى

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: كسى كه در هر ركعت از نماز مستحبى خود، سوره توحید، قدر و آیة الكرسى را بخواند، خداوند عمل او را بهترین اعمال خواهد دانست، مگر كسى كه مانند او و بیش از او این عمل را انجام دهد.(12)

 

ذكر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در بستر خواب

از محمد بن مروان روایت شده است كه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: آیا به شما گزارش ندهم آنچه را كه شیوه رسول گرامى خدا(صلی الله علیه و آله) بود كه هرگاه ایشان به بستر خواب می‎رفت، چه مى‎فرمودند؟ گفتم: چرا. فرمود: آیة الكرسى را مى‎خواند و مى‎گفت: آمنت بالله و كفرت بالطاغوت؛ بار خدایا! مرا در خواب و بیدارى‎ام حفظ فرما.(13)

 

آیة الکرسی، مانع بیمارى

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: كسى كه به هنگام خواب آیة الكرسى بخواند، ان شاءالله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت. و هر كس آن را پس از هر نمازى بخواند، هیچ گزنده زهردارى به او آسیب نخواهد رساند.(14)

 

دورى از بلاها و گناهان

به روایت دیگر، هر كس آیة الكرسى را بعد از هر نماز واجب بخواند، نمازش قبول گردد و در امان خدا باشد و خدا او را از بلاها و گناهان نگاه دارد.(15)

از امام باقر(علیه‎السلام) روایت شده كه فرمودند: هر كس بعد از وضو گرفتن یك بار آیة الكرسى بخواند، خدا ثواب چهل سال عبادت را به او عطا كند و مقامش، چهل درجه بالا می‎رود.

آیة الكرسى در تنهایى

از معصوم رسیده است که فرمود: هر كس تنها در خانه‎اى شب را به سر برد، باید آیة الكرسى را بخواند و باید بگوید: بارخدایا! هراسم را آرام كن و ترسم را بیاساى و در تنهایى كمكم كن .(16)

 

آغاز سفر با آیة الكرسى

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیة الكرسى آغاز كن .(17)

 

هنگام عزیمت به سفر

از  موسى کاظم(علیه‎السلام) روایت شده است: اگر فردى عازم سفر است، بر در خانه‎اش رو به مسیرى كه مى‎رود، بایستد و سوره حمد و آیة الكرسى را به سمت مقابل، چپ و راست بخواند.(18)

 

دعاى بعد از آیة الكرسى

از امام صادق(علیه‎السلام) نقل است كه فرمودند: هر كس در سفر، آیة الكرسى را در هر شب بخواند، خود و همراهانش سالم بمانند و سپس بگوید:

اللهم اجعل مسیرى عبرا و صمتى تفكرا و كلامى ذكرا؛ خداوندا! سیر مرا وسیله عبرت، و سكوتم را وسیله تفكر، و سخنم را ذكر قرار ده. (19)

 

ذكرى براى رفع همّ و غم

از امیرالمؤ منین على(علیه‎السلام) روایت شده است كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هر گاه غم و اندوهى برایش ایجاد می‎شد، بعد از خواندن آیة الكرسى این دعا را مى‎خواند و مى‎فرمود: مسلمانى نیست كه این دعا را سه بار بخواند، مگر آن كه درخواست خود را به دست آورد.

یا حَىُّ یا قَیِوم، یا حَیّا لایَموت، یا حَىَّ لا اِلهَ اِلا انت كاشِفَ الهَمّ، مُجیبَ دَعوة المُضطَرین، اَسالُكَ بِانَّ لكَ الحَمد لا اِله اِلا انت، المَنّان، بَدیع السموات والارض، ذوالجلال و الاكرام، رَحمان الدنیا والاخرة و رَحیمها ربِّ ارحَمنى رَحمَةً تُغنینى بِها عَن رَحمةٍِ مِن سِواكَ یا ارحمَ الراحمین.(20)

 

پی‎نوشت‎ها:

1- اجساد جاویدان، ص 124.

2- مستدرك الوسائل، ج 1، ص 343.

3- همان .

4- مصابیح الدجى، ص 1029.

5- لئالى الاخبار، ج 1، ص 208.

6- قول ثابت، ص 41.

7- لئالى الاخبار، ج 3، ص 357.

8- ثواب الاعمال، ص 223.

9- مصابیح الدجى، ص 1011.

10- سوره اعراف، آیه 54.

11- ثواب الاعمال، ص 83.

12- ثواب الاعمال، ص 73.

13- اصول كافى، ج 6، ص 207.

14- ثواب الاعمال، ص 223.

15- مصابیح الدّجى، ص 1012.

16- اصول كافى، ج 6، ص 311 .

17- فروع كافى، ج 4، ص 283 .

18- مكارم الاخلاق، ص 245 .

19- مكارم الاخلاق، ص 254 .

20- طرائف الحكم، ج 2، ص 21 .


- نظرات (0)

جامع ترین آیه خیر و شر


امر به معروف

جامع ترین آیه خیر و شر چه آیه اى است؟

در روایتى مى خوانیم: «عثمان بن مظعون» که از صحابه معروف پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است مى گوید: «من در آغاز، اسلام را تنها به طور ظاهرى پذیرفته بودم نه با قلب و جان، دلیل آن هم این بود که: پیامبر(صلى الله علیه وآله) کراراً پیشنهاد اسلام به من کرد و من هم از روى حیا پذیرفتم، این وضع همچنان ادامه یافت، تا این که: روزى خدمتش بودم، دیدم سخت در اندیشه فرو رفته است ناگهان چشم خود را به طرف آسمان دوخت، گوئى پیامى را دریافت مى دارد، وقتى به حال عادى بازگشت، از ماجرا پرسیدم. فرمود: آرى هنگامى که با شما سخن مى گفتم ناگهان جبرئیل را مشاهده کردم که: این آیه را براى من آورد: «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى...»(نحل، آیه 9)

پیامبر(صلى الله علیه وآله) آیه را تا آخر براى من خواند، چنان محتواى آیه در قلب من اثر گذاشت که، از همان ساعت، اسلام در جان من نشست، من به سراغ «ابوطالب» عموى پیامبر(صلى الله علیه وآله) رفتم و جریان را به او خبر دادم. فرمود: اى طایفه قریش از محمّد(صلى الله علیه وآله) پیروى کنید، که هدایت خواهید شد، زیرا او شما را جز به مکارم اخلاق دعوت نمى کند، سپس به سراغ «ولید بن مغیره» (دانشمند معروف عرب و یکى از سران شرک) رفتم و همین آیه را بر او خواندم، او گفت: اگر این سخن از خود محمّد(صلى الله علیه وآله) است بسیار خوب گفته و اگر از پروردگار او است باز هم بسیار خوب است».

در حدیث دیگرى مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) این آیه را براى «ولید بن مغیره» خواند، «ولید» گفت: فرزند برادر دوباره بخوان! پیامبر(صلى الله علیه وآله) تکرار کرد.«ولید» گفت: اِنَّ لَهُ لَحَلاوَةً، وَ اِنَّ عَلَیْهِ لَطَلاوَةً، وَ اِنَّ أَعْلاهُ لَمُثْمِرٌ، وَ اِنَّ أَسْفَلَهُ لَمُغْدِقٌ، وَ ما هُوَ قَوْلُ الْبَشَرِ: «شیرینى خاصى دارد و زیبائى و درخشندگى مخصوصى، شاخه هایش پر بار، و ریشه هایش پر برکت است، و این گفتار بشر نیست».

در حدیث دیگر از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: جِماعُ التَّقْوى فِى قَوْلِهِ تَعالى إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الإِحْسانِ: «مجموعه تقوا در این گفتار خدا است، که مى فرماید: خداوند به عدل و احسان فرمان مى دهد».

از احادیث بالا و احادیث متعدد دیگر به خوبى استفاده مى شود که: آیه فوق به عنوان یک دستور العمل کلى اسلامى و یکى از مواد قانون اساسى اسلام و منشور جهانى آن، همواره مورد توجه مسلمانان بوده است، تا آنجا که طبق حدیثى، هر گاه امام باقر(علیه السلام) نماز جمعه مى خواند، آخرین سخنش در خطبه نماز همین آیه بود و به دنبال آن چنین دعا مى کرد: أَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرى: «خداوندا! ما را از کسانى قرار ده که اندرزها را مى شنوند و به حالشان مفید است» سپس از منبر فرود مى آمد.

در روز رستاخیز آتش دوزخ با سه گروه سخن مى گوید: زمامداران، دانشمندان و ثروتمندان. به زمامداران مى گوید: اى کسانى که خدا به شما قدرت داد، اما اصول عدالت را به کار نبستید، و در این هنگام آتش آنها را مى بلعد همان گونه که پرندگان دانه کنجد را ! و به دانشمند مى گوید: اى کسى که ظاهر خود را براى مردم زیبا ساختى، اما به معصیت خدا پرداختى، سپس او را مى بلعد.و به ثروتمند مى گوید: اى کسى که خداوند به تو امکانات وسیعى بخشید و از تو خواست مختصرى از آن را انفاق کنى اماتو بخل کردى سپس او را نیزمى بلعد

احیاى اصول سه گانه عدل و احسان و ایتاء ذى القربى و مبارزه با انحرافات سه گانه فحشاء و منکر و بغى در سطح جهانى، کافى است که دنیائى آباد و آرام و خالى از هر گونه بدبختى و فساد بسازد، و اگر از «ابن مسعود» صحابى معروف نقل شده که: «این آیه جامع ترین آیات خیر و شرّ در قرآنست» به همین دلیل است.

محتواى آیه فوق ما را به یاد حدیث تکان دهنده اى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى اندازد که فرمود: صِنْفانِ مِنْ أُمَّتِى اِنْ صَلَحا صَلَحَتْ أُمَّتِى وَ اِنْ فَسَدا فَسَدَتْ أُمَّتِى: «دو گروه از امت منند که اگر اصلاح شوند امت من اصلاح مى شوند و اگر فاسد شوند، امت من فاسد مى شوند».عرض کردند: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) این دو گروه کیانند؟ فرمود: الفُقَهاءُ وَ الأُمَراءُ: «دانشمندان و زمامداران»!.

مرحوم «محدث قمى» در «سفینة البحار» بعد از نقل این حدیث، حدیث مناسب دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند: «در روز رستاخیز آتش دوزخ با سه گروه سخن مى گوید: زمامداران، دانشمندان و ثروتمندان. به زمامداران مى گوید: اى کسانى که خدا به شما قدرت داد، اما اصول عدالت را به کار نبستید، و در این هنگام آتش آنها را مى بلعد همان گونه که پرندگان دانه کنجد را! و به دانشمند مى گوید: اى کسى که ظاهر خود را براى مردم زیبا ساختى، اما به معصیت خدا پرداختى، سپس او را مى بلعد. و به ثروتمند مى گوید: اى کسى که خداوند به تو امکانات وسیعى بخشید و از تو خواست مختصرى از آن را انفاق کنى اما تو بخل کردى سپس او را نیز مى بلعد».(تفسیر نمونه، جلد 11، صفجه 404)


- نظرات (0)

جرم سنگین یک جنگ روانی

غیبت

اسلام بی دلیل یک گناه را اینقدر سخت عقوبت نمی دهد. غیبت کردن یک جنگ روانی علیه انسانی است که حضور ندارد تا از خود دفاع کند و ترک این گناه همچون یک مکتب تربیتی است.

در روایات نقل شده است که روز قیامت برخی افراد را می آورند که به خدا اعتراض می کنند که این اعمال ناپسند را در دنیا مرتکب نشده اند و از طرفی دیگر برخی می گویند خدایا ما چنین کار خوبی در دنیا انجام نداده ایم، آنان پاسخ می شوند که این به علت غیبت کردن شما است، زیرا وقتی انسان غیبت شخص دیگری را می کند اعمال ناپسند کسی که پشت آن حرف زده می شود در نامه اعمال غیبت کننده و اعمال خوب فرد غیبت کننده در نامه اعمال کسی که پشت سر او سخن گفته شده نوشته می شود.

گناه غیبت موجب می ‌شودعبادت ‌های غیبت ‌کننده در پرونده غیبت شونده نوشته شود یا اگر عبادتی ندارد گناهان غیبت شونده به پرونده غیبت کننده منتقل ‌شود.

 

تجسس، زمینه غیبت است

خداوند متعال در قرآن کریم روحیه تجسس در زندگی دیگران را مایه کشیده شدن به غیبت می‌داند، در سوره حجرات آیه 12 می‌ خوانیم: «اى کسانى که ایمان آورده اید، از گمان‌هاى بد درباره دیگران ـ که بسیار هم هست ـ بپرهیزید و به آنها ترتیب اثر ندهید، چرا که پاره‌اى از گمان‌ها گناه است، و درصدد کشف عیوب مردم برنیایید، و یکدیگر را غیبت نکنید که غیبت مومن بسان این است که کسى گوشت مرده برادر خود را بخورد؛ آیا یکى از شما دوست دارد گوشت برادرش را که مرده است بخورد؟ شما قطعاً از این کار کراهت دارید؛ پس غیبت را نیز ناخوشایند بدانید و از خدا بترسید و به درگاه او از این گناهان توبه کنید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است».

 

سوءظنّ و بدگمانی به دیگران

خداوند متعال در سوره حجرات همچنین بدگمانی به دیگران را سبب کشیده شدن آدمی به غیبت دیگران دانسته است: «اى کسانى که ایمان آورده اید، از گمان هاى بد درباره دیگران ـ که بسیار هم هست ـ بپرهیزید و به آنها ترتیب اثر ندهید، چرا که پاره اى از گمان ها گناه است، و درصدد کشف عیوب مردم برنیایید، و یکدیگر را غیبت نکنید».

 

اهمیت ترک کردن غیبت

غیبت کردن به قدری آثار سوء در اعمال انسان می گذارد، که ترک آن از ۱۰ هزار رکعت نماز ارزشمدتر است. انسان همان طور که دوست دارد پشت سرشان در موردشان خوب بگویند، باید پشت سر دیگران خیلی بهتر از آن صحبت کند، همچنین انسان های که به صفت رذیله غیبت اعتیاد پیدا می کنند جرم سنگینی نزد خداوند دارند.

وقتی گوشت مرده کنده شود گوشت دیگری جای آن را پر نمی‌کند؛ آبروی مومن نیز در زمان غیبت مانند گوشت مرده است بنابراین آبروی رفته دیگر باز نمی‌گردد و جای تامل است که غیبت کردن همچون خوردن گوشت برادر مرده است چرا که مسلمانان با یکدیگر برادر هستند

در روایات نقل شده است که اگر در مجلسی از شخصی غیبت شود و انسان برای آبروی ریخته شده آن فرد که پشت سر او سخن گفته شده دفاع نکند خداوند او را در دنیا و آخرت ذلیل می کند.

غیبت کردن گناهی است که در روایات عقوبت آن در کنار ناسزا دادن به امام معصوم قرار گرفته است، همچنین کسی که پشت سر او سخنی گفته می شود در نزد دیگران کوچک شده که کاری ناپسند است.

 

استثنائات غیبت کردن

انسان می تواند پشت سر انسان فاسق، یعنی کسی که با جرأت گناه می کند و برای قصد و توهین به خداوند مرتکب اعمال زشت شده و همچنین انسان بی حیا یعنی کسی که همواره بی آبرویی می کند، غیبت کند.

غیبت ‌کردن مظلوم از ظالم برای استیضاح او جایز است و این مورد از مواردی است که خداوند اجازه غیبت و بدگویی را به انسان داده است.

گناه غیبت موجب می ‌شود عبادت ‌های غیبت ‌کننده در پرونده غیبت شونده نوشته شود یا اگر عبادتی ندارد گناهان غیبت شونده به پرونده غیبت کننده منتقل ‌شود

غیبت درباره فردی که دارای عقیده غلط است به معنای مرزبانی از افکار است و ایرادی ندارد. همچنین مشورت کردن با هدف تحقیق و تجسس درباره شریک آینده زندگی، رفتن نزد قاضی جهت گواهی دادن برای اعاده حیثیت کسی و غیبت درباره کسی جهت رد ادعای پوچ او از جمله مواردی است که غیبت کردن درباره آن‌ها جایز است.


گناه غیبت چرا گوشت مرده خوردن است؟

چون وقتی گوشت مرده کنده شود گوشت دیگری جای آن را پر نمی‌کند؛ آبروی مومن نیز در زمان غیبت مانند گوشت مرده است بنابراین آبروی رفته دیگر باز نمی‌گردد و جای تامل است که غیبت کردن همچون خوردن گوشت برادر مرده است چرا که مسلمانان با یکدیگر برادر هستند. 

 

نتیجه گیری:

اسلام بی دلیل یک گناه را اینقدر سخت عقوبت نمی دهد. غیبت کردن یک جنگ روانی علیه انسانی است که حضور ندارد تا از خود دفاع کند و ترک این گناه همچون یک مکتب تربیتی است.


- نظرات (0)

بهترین زمان برای استغفار

استغفار

اکثر گرفتاری ‌هایی که انسان به آن مبتلا می ‌شود، به واسطه گناه است، زیرا به کار نگرفتن نعمت ‌هاى خداوند در مسیرى که او مى‌ پسندد و صرف کردن آن‌ها در معصیت خداوند نشانه کفران نعمت‌ها است.
حضرت آیت ‌الله بهجت می‌ فرمود: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید.

بخشش گناه و از میان بردن اثرات سوء آن از ناحیه پروردگار عالم همواره برای مومنان موجب ایجاد گشایش ‌های معنوی و مادی بوده است.

خداوند راه توبه و استغفار را برای همه باز گذاشته است و می ‌فرماید: «وَ تُوبُوا اِلَى اللهِ جَمیعاً اَیُّهَا الْمُوْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»، اى مومنان! همگى با هم به سوى خدا توبه کنید و باز گردید شاید رستگار شوید. (نور/31)

همچنین راه بازگشت به سوى خویش را به بندگانش آموخته است و ابتدا دستور عذرخواهى و استغفار، سپس فرمان به توبه مى ‌دهد: «وَاسْتَغْفِرُوا اللهَ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا اِلَیْهِ»؛ از الله، پروردگارتان طلب آمرزش کنید، پس از آن توبه کرده و به سوى او باز گردید. (هود/3)

با این وجود در آیاتی دیگر به اثرات استغفار در دنیا اشاره شده است مانند: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً/یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً/وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً»؛ از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است (اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پى‌درپى بر شما فرو مى‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک مى‌کند و باغ‌هاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار مى‌دهد.(نوح/10 تا 14)

بنابراین دستور به استفغار از خود قرآن گرفته شده و در روایات نیز تأکید شده است.

 

آثار و نقش استغفار در زندگی

برای چنین استغفار كاملی می توان آثار و دستاوردهای مختلفی برشمرد كه در سه دسته تقسیم می شوند:
1- آمرزش و عفو گناهان یا دفع آثار گناه: مهم ترین دستاورد استغفار این است كه خداوند از خطا و تقصیر بنده می گذرد و او را در مقام غفران خویش قرار می دهد.

آیت‌ الله محمدتقی بهجت آن عارف بالله در پاسخ به سوال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید

قرآن كریم در این باره می گوید: كسی كه كار بدی انجام دهد یا به خود ستم كند، سپس از خداوند استغفار نماید خداوند آمرزنده و مهربان است (نساء آیه 110) البته آیاتی دیگر چون آیه 46 سوره نساء و آیه 61 سوره قصص و 391 تا 591 سوره آل عمران و نیز آیه 85 سوره بقره و آیه 32 سوره اعراف و 78 و 88 سوره انبیاء نیز بر این نقش سازنده استغفار در زندگی دنیوی و اخروی بشر اشاره می كند.
بنابراین بندگان گناهكار خداوند باید برای آمرزش گناهان خویش به درگاه او روی آورند و بدانند كه خداوند، گناهان آنان را هر چند زیاد و عظیم باشد خواهد بخشید؛ زیرا خود در آیات فراوان دیگر این وعده را به مومنان داده است كه از جمله می توان به خطاب خداوند در سوره «زمر» به پیامبر (صلی الله و علیه وآله) اشاره كرد كه می گوید: بگو ای بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده اید از رحمت خدا مأیوس نشوید كه خداوند همه گناهان را می آمرزد.

در روایتی نیز پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: برای هر دردی دارویی است و داروی گناهان، استغفار است. (مستدرک‌الوسائل،ج 5،ص 318)
درباره نقش استغفار همین بس كه آدمی برای دست یابی به مقامات كمالی، لازم و ضروری است كه همواره خود را در پوشش غفران الهی قرار دهد و این با بهره مندی از استغفار شدنی است.

گناه2- رفع عذاب و بلا: گناه و معصیت به طور یقین عذاب الهی را در دنیا و آخرت به دنبال دارد و بسیاری از بلاهای آسمانی از جمله زلزله و سیل، جنگ های ویرانگر و مرگ های ناگهانی، معلول گناهان و طغیان بشر است و یكی از عواملی كه نقش به سزایی در رفع این بلاها و نیز عذاب اخروی دارد، استغفار است.

قرآن كریم می گوید: [ای پیامبر] تو در میان مردم هستی خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد و نیز تا آنها استغفار می كنند خداوند عذابشان نمی كند. (انفال آیه 33)
از امیرالمومنین علی(علیه السلام) در این باره نقل شده كه فرمود: روی زمین دو ابزار امنیت از عذاب الهی بود كه یكی از آنها وجود پیامبر اكرم بود كه با رحلت آن حضرت برداشته شد ولی دیگری استغفار است كه برای همگان وجود دارد. (وسائل الشیعه، ج 16،ص 69)

3-نزول نعمت و جلب بركات: استغفار افزون بر این كه آمرزش گناهان و رفع بلاهای آسمانی را درپی دارد، نزول نعمت های بی پایان الهی را نیز به همراه خواهد داشت. از این رو حضرت نوح به قوم گناهكار خویش می گوید: از پروردگار خود طلب آمرزش كنید كه او بسیار آمرزنده است تا باران های پربركت آسمان را پی درپی بر شما بفرستد و شما را با دادن اموال و فرزندان فراوان، كمك كند و باغ های سرسبز و نهرهای جاری دراختیارتان قرار دهد. (نوح آیات 01 تا 21).

خداوند ریزش باران و بسیاری از نعمت ها را، در زمان استغفار دانسته و با اشاره به نقش كلیدی و اساسی استغفار مردم را به انجام آن دعوت می كند. این مطلب به عناوین مختلف در آیاتی چون آیه 01 تا 31 سوره نوح و نیز آیه 3 سوره هود و هم چنین روایات و ادعیه بیان شده است.

آدمی برای دست یابی به مقامات كمالی، لازم و ضروری است كه همواره خود را در پوشش غفران الهی قرار دهد و این با بهره مندی از استغفار شدنی است

بهترین زمان برای استغفار کردن

توصیه شده است که بهترین وقت استغفار، سحرگاهان به ‌ویژه سحر شب جمعه است تا جایی که استغفار کنندگان در سحرگاهان مورد مدح خداوند عالمیان قرار می‌ گیرند.

همچنین طبق روایات ذکر استغفار از جمله تعقیبات نماز صبح و نماز عصر است که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان به آن اشاره کرده است.

آیت‌ الله محمدتقی بهجت آن عارف بالله در پاسخ به سوال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید. (برگرفته از سایت مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت)



- نظرات (0)

این فرصت طلایی را از دست ندهیم

استغفار

خداروشکر که به همه ی ما توفیق داده شد تا امسال هم توانستیم یکی از بهترین ماه های خوب خدا را نیز درک کنیم؛ ماهی که در وصف آن حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرموده اند: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى ‏رسد.

کسى که یک روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خوشنودى بزرگ خدا گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

یکی از موضوعاتی که درماه رجب به آن بسیار سفارش شده و بیشترین عباراتی که برای این ماه در نظر گرفته شده و توصیه شده بحث استغفار و توبه است.

بله توبه! همان بحث باز بودن درهای رحمت و به سوی خدا رفتن و تقاضای بخشش از این کریم بی همتا نمودن.

در این ماه به طلب آمرزش کردن از خدای مهربان تاکید و توصیه شده است؛ چنانچه داریم که رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) می ‌فرماید: کسی که در ماه رجب ۱۰۰ مرتبه این ذکر را بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و بعد از پایان آن انفاقی کند، خداوند امر او را به رحمت و آمرزش پایان برد ... و هنگامی که خداوند را در روز قیامت ملاقات کند، خداوند به او گوید: به سلطنت من اقرار کردی پس هر درخواستی داری بنما تا اجابت کنم که کسی جز من نمی‌تواند خواسته‌های تو را برآورد. (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۸۴، ح ۱۳۹۰۷)

در جایی دیگر فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده ای مهربان است.

ملّا محسن فیض کاشانی (اعلی اللّه مقامه) فرموده بودند: در عالم مکاشفه دیدم که شیطان نه در ماه مبارک رمضان به غل و زنجیر است که از ماه رجب آن بنده‌ای که توبه می‌کند، شیطان برای او در غل و زنجیر است. یک هاله‌ای می‌ آید، اجازه نمی‌ دهد شیطان به سمت او بیاید چون بنده در ماه رجب توبه کرده است، در حصن حصین توبه قرار می ‌گیرد و شیطان غل و زنجیر می ‌شود.

خداوند متعال در هر وقتى از اوقات یك نفحاتى دارد كه نفحات خاصّه‏اى است. مواظب باشید، پیگیر باشید، مراقب باشید كه خود را در جَنب و در كنار این نفحات قرار بدهید و مبادا غفلت کنید كه آن نفحه بیاید و به شما نخورد و شما را بهره‏مند و متنعّم نكند

چه خوب است در این فرصت های باقی مانده از این ماه عزیز، به ندایی که از جانب خدا به گوش ما می رسد پاسخ دهیم:

أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ آیا ندانسته‏اند كه تنها خداست كه از بندگانش توبه را مى ‏پذیرد و صدقات را مى ‏گیرد و خداست كه خود توبه ‏پذیر مهربان است. (104، توبه)

لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است. (53، زمر)

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ

و اوست كسى كه توبه را از بندگان خود مى‏ پذیرد و از گناهان در مى ‏گذرد و آنچه مى ‏كنید مى‏ داند. (25، شوری)

شیطان نه در ماه مبارک رمضان به غل و زنجیر است که از ماه رجب آن بنده‌ای که توبه می‌کند، شیطان برای او در غل و زنجیر است. یک هاله‌ای می‌ آید، اجازه نمی‌ دهد شیطان به سمت او بیاید چون بنده در ماه رجب توبه کرده است، در حصن حصین توبه قرار می ‌گیرد و شیطان غل و زنجیر می ‌شود

چه خوب است تا این ماه به پایان نرسیده، وقت های باقی مانده را قدر بدانیم؛ با خود و خدای خود خلوتی داشته باشیم و از قصوراتی که داشته ایم توبه کنیم.

بگوییم: خدایا من خودم را برای ورود به ماه شعبان  و رمضان می خواهم آماده كنم، دست و پای خودم را می خواهم جمع كنم، وضع خودم را می ‌خواهم درست كنم و حساب خودم را می خواهم با تو تصفیه كنم!

از منیت هایمان بیرون بیاییم؛ عبد و بنده فقط برای او بشویم.

یادمان نرود که اگر قرار است فیوضاتى در ماه شعبان و رمضان نصیب انسان شود، از ماه رجب منبعث مى ‏شود و به تعبیر بزرگان از این ماه است كه به ماه شعبان و ماه رمضان سرایت پیدا مى‏ كند.

رجب را «شهرُ الله» مى ‏گویند؛ یعنى اختصاص به خود خدا دارد و جهتش را هم آن طورى که بزرگان فرموده اند این است كه تجلیّات حضرت حقّ در ماه رجب بیش از سایر ایّام است و  روایت « ألا إنَّ لِرَبّكُم فى أیَّام دَهرِكُم نَفَحاتٍ ألا فَتَعرَّضوا لَها وَ لاتَعَرَّضوا عَنها »كه از پیغمبر اكرم مروى است را مربوط به ماه رجب مى ‏دانستند.

بدانید كه خداوند متعال در هر وقتى از اوقات یك نفحاتى دارد كه نفحات خاصّه‏اى است. مواظب باشید، پیگیر باشید، مراقب باشید كه خود را در جَنب و در كنار این نفحات قرار بدهید و مبادا غفلت کنید كه آن نفحه بیاید و به شما نخورد و شما را بهره‏مند و متنعّم نكند. 

انشالله که در باقی مانده از این ماه خود را از فیوضات این ماه محروم نسازیم.

انشالله


- نظرات (0)