سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نشانه های خداوند

نشانه های خداوند

نشانه های خداوند

نویسنده: مجتبی قزوینی خراسانی




 
جهت شناسایی خداوند در آیات و اخبار و ادعیه، به اقسام مختلف به آیات خداوند تذکر داده شده است، تا مردم با توجه و نظر در آیات به وجود صانع قادر حکیم معترف شوند، و راه عذر برای کسی باز نماند. باید دانست که جز ذات مقدس، همه ی عوالم: انوار، ارواح و اجسام، آیات خداوند می باشند.
(ان فی خلق السماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء) (فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابه و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لایات لقوم یعقلون) (1) ( و فی الارض آیات للموقنین، و فی انفسکم افلا تبصرون) (2)
(سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق) (3)
در آیه های شریفه ی فوق، آیات به آفاقی و انفسی تقسیم شده است. آیات آفاقی، عبارت است از جهان (عالم اکبر) و انفسی عبارت از انسان (عالم اصغر) می باشد.
در تذکر به آیات آفاق و انفس به چند طریق می توان وارد شد یکی آنکه عالم را- من حیث المجموع- موجودی واحد که دارای اجزای کثیره است در نظر آوریم. دیگر آنکه در هر یک از موجودات جداگانه وارد بحث شویم. ودر هر یک از دو طریق فوق یک مرتبه نظر در ذات مخلوقات نمائیم و متذکر شویم که ذاتاً بر مصنوع و مخلوق بودن خود و احتیاج به غیر دلالت دارند و یک مرتبه نظر کنیم به تدبیری که در خلقت آنان به کار رفته است و آثار و نتایج و خواصی که بر آنها مترتب است و در نتیجه اذعان کنیم به وجود قادری حکیم و توانا که که آنان را به مقتضای حکمت آفریده و در هر کدام تدبیری شایسته به کار برده و آثاری خاص نهاده است. با استفاده از آیات و اخبار، تذکراتی چند برای نمونه ذکر می کنم.

1-دلالت ذاتی موجودات بر مخلوقیت

هر عاقلی که تأمل در اشیای موجوده نماید، به نور علم و عقل خود، می یابد که تمام موجودات از انسان و حیوان و نبات و جماد و غیره، مختلف و متباین با یکدیگرند؛ و از برای هر یک حقیقت و واقعیت و آثاری است مخصوص به خود، و توهم نمودن اینکه تمام موجودات یک حقیقت واحده و مصداق لفظ وجود می باشند و اختلاف بین آنها به مراتب با تعینات وجود دارد. و اطلاق سایر الفاظ (مانند حیوان و انسان و جماد) بر اشیا به اعتبار و انتزاع عقل می باشد و در خارج واقعیت و حقیقت، غیر از لفظ و مصداق وجود ندارند- آن طور که عرفا توهم نموده اند- خلاف وجدان و فطرت هر عاقلی است چنان که محقق شریف می فرماید قول به وحدت وجود، خلاف مشاهده ی وجدان است و اثباتش بر عهده ی مدعی است. توضیح بیشتر هم در محل خود خواهد آمد ان شاءالله.
بهر تقدیر، اختلاف و واقعیت داشتن اشیا از بدیهیات و خلاف آن، خلاف فطرت و علم عقل است، و پس از تأمل در اشیا به وجدان و فطرت سلیم، می بینم که شیئیت اشیا- مثل انسانیت انسان و ناریت نار- به نفس ذات آنها نیست و مصنوعیت و احتیاج و بیچارگی ذاتی آنها می باشد و چون صانعیت مخالف و ضد با مصنوعیت است، در حقیقت واحده جمع نگردد و شیء مصنوع که مصنوعیت و احتیاج ذاتی اوست، صانع و خالق خود یا دیگری نخواهد بود، والا اجتماع ضدین در شی ء واحد لازم شود [که] از محالات اولیه است.
پس از تدبر در هر شیء که مجعولیت و مصنوعیت و احتیاج ذاتی آن را فهمیدیم که خود را درست نکرده و دارای حقیقت خود به خودی نمی باشد، بلکه امری خارج از حقیقت او که آن را به وجود آورده، صانع و خالق آن می باشد و فاعلیت و صانعیت حقیقت شیء و جزء آن نیست و اگر در انسان فاعلیت ترکیبی ملاحظه می شود به واسطه ی علم و قدرتی است که خارج از حقیقت ذات وی و اعطائی خالق متعال است که در موقع خود در بیان آیت بودن انسان خواهد آمد.
و بالجمله، هر یک از آیات آفاقی و انفسی را ملاحظه نمائیم. با تدبر کافی آنچه را گفتیم ظاهر می بینیم و صدای مصنوعیت و احتیاج را که دلالت بر صانع می نماید از شراشر وجودش می شنویم و توضیح بیشتر در ضمن ترجمه ی مناظره ی حضرت صادق (علیه السلام) ذکر می شود.
(یا ایها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذبابا و لو اجتمعوا له و ان یسلبهم الذباب شیئاً لا یستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب، ما قدروا الله حق قدره ان الله لقوی عزیز) (4)
ترجمه- ای مردمان! مثلی زده می شود آن را گوش دهید. همانا کسانی را که می خوانید غیر از خدا، خلق نکرده اند مگسی را، و اگر بربایند مگس از ایشان چیزی را، نمی توانند از او بگیرند؛ ضعیف و ناتوان است طلب کننده و طلب شده. تعظیم نکردند خدا را آن طوری که شایسته او است. همانا خداوند توانا و غالب است.
(هذا خلق الله فارونی ماذا خلق الذین من دونه بل الظالمون فی ضلال مبین) (5)
(ام خلقوا من غیر شیء ام هم الخالقون، ام خلقوا السماوات و الارض بل لا یوقنون) (6)
1-این است آفرینش خدا، نشان دهید آنچه را که غیر خدا خلق کرده، بلکه ستمکاران در گمراهی آشکارند.
2-آیا خلق شده اند از غیر چیزی و بدون علت و خالق؟ یا خود را خلق کرده اند؟ یا خلق کرده اندآسمان ها و زمین را؟ بلکه ایشان یقین ندارند به خداوند.
فی روایه الدقاق عن ابوعبدالله مسنداً الی ان قال و لکن افتح علیک بسوال و اقبل علیه فقال له أمصنوع انت او غیر مصنوع فقال عبد الکریم بن ابی العوجاء بل انا غیر مصنوع فقال له العالم (علیه السلام) فصف لی لو کنت مصنوعا کیف کنت تکون فبقی عبدالکریم ملیا لا یحیر جوابا و ولع بخشبه کانت بین یدیه و هو یقول طویل عریض عمیق قصیر متحرک ساکن کل ذلک صفه خلقه فقال له العالم فان کنت لم تعلم صفه الصنعه غیرها فاجعل نفسک مصنوعا لما تجد فی نفسک مما یحدث من هذه الامور فقال له عبدالکریم سالتنی عن مساله لم یسالنی عنها احد قبلک و لا یسالنی احد بعدک عن مثلها الی ان قال فعاد فی الیوم الثالث فقال اقلت السوال فقال له ابو عبدالله عن سل عما شئت فقال ما الدلیل علی حدث الاجسام فقال انی ما وجدت شیئا صغیرا و لا کبیرا لا و اذا ضم الیه مثله صار اکبر و فی ذلک زوال و انتقال عن الحاله الاولی و لو کان قدیما ما زال و لا حال لان الذی یزول و یحول یجوز ان یوجد و یبطل فیکون بوجوده بعد عدمه دخول فی الحدث و فی کونه فی الازل دخوله فی العدم و لن تجتمع صفه الازل و العدم و الحدوث و القدم فی شیء واحد فقال عبدالکریم هبک علمک فی جری الحالتین و الزمانین علی ما ذکرت و استدللت بذلک علی حدوثها فلو بقیت الاشیاء علی صغرها من این کان لک ان تستدل علی حدوثهن فقال العالم ع انما نتکلم علی هذا العالم الموضوع فلو رفعناه عالما آخر کان
لا شیء ادل علی الحدیث من رفعنا ایاه و وضعنا غیره و لکن اجبیبک من حیث قدرت ان تلزمنا فنقول ان الاشیاء لودامت علی صغرها لکان فی الوهم انه متی ضم شیء الی مثله کان اکبر و فی جواز التغییر علیه خروجه من القدم کما ان فی تغییره دخوله فی الحدث لیس لک وراءه شیء یا عبدالکریم (7)
ترجمه خبر- در توحید صدوق در روایت دقاق نقل می کند در مناظره ای که واقع شد بین حضرت صادق (علیه السلام) و ابن ابی العوجاء و حاصل مضمون خبر این است که حضرت از او سوال فرمود آیا تو مصنوعی یا غیر مصنوع؟ گفت: مصنوع نیستم. فرمود: اگر مصنوع بودی چگونه بودی؟ یعنی، صفت مصنوعیت را بیان کن. سر خود را به زیر افکند و با چوبی که در دست داشت بازی می نمود و صفات را بیان می کرد از عرض و طول و عمق و می گفت: تمام این ها اوصاف مخلوقات است. پس از آن حضرت فرمود: حالی که نمی یابی در نفس خود جز مصنوعیت، پس اعتراف کن به مصنوعیت خود. گفت: سوال کردی از من امری را که قبل از تو کسی سوال نکرده و بعد هم سوال نخواهد کرد. فرمود: کسی تا به حال از تو سوال نکرده، چه می دانی کسی سوال نخواهد کرد؟ به علاوه قائل به قبل و بعد شدی پس اساس خود را نقض کردی. (تا اینجا حضرت او را متذکر نمود و رجوع به فطرت و وجدانش داد پس از آنکه تأمل کرد دید آنچه را می بیند آثار مصنوعیت از آن می فهمد، لذا از جواب عاجز مانده اعتراف به عجز خود نموده بعد حضرت او را آگاه ساخت که آنچه می گوید از روی علم نیست. از کجا می داند که در آینده کسی از او نخواهد پرسید؟ و مثلی از برای او بیان فرمود: که عاقل چگونه می تواند نفی کند آنچه را نمی بینند و نمی داند و حضرت با وی جدال به احسن نموده زیرا فرمود: تو از برای اشیا، قبل و بعد و اول و آخری قائل نیستی و از برای حرکت و زمان، ابتدائی نمی دانی. چگونه مقدم و مؤخر قائل شدی؟ و حال اینکه قبل و بعد از صفات حادث و مختص به چیزی است که اول داشته باشد و چیزی که اول دارد انتها دارد).
بعد از آنکه ابن ابی العوجاء عاجز شد از اثبات دعوی خود، گفت: من سوال را برمی گردانم و به حضرت عرض کرد دلیل بر حدوث اشیا چیست؟ حضرت فرمود: نمی بینم چیزی را از کوچک و بزرگ مگر اینکه اگر ضم شود چیزی به او بزرگ تر خواهد شد. و این دلالت کند بر زوال و انتقال او از حالی به حالی و اگر قدیم و ازلی باشد زائل نگردد و از حالتی به حالت دیگر منتقل نشود و چیزی که جایز است بر او زوال، جایز است که موجود شود و باطل گردد؛ پس ممکن است در او وجود بعد از عدم و عدم بعد از وجود و در شیئی واحد صفت ازل با عدم جمع نشود. عرض کرد: درست است اگر اشیا به نحوی که فرمودی باشند حادث خواهند بود، ولکن اگر فرض شود که اشیا بر صغر خود باقی باشند چگونه دلالت بر حدوث نمایند؟
حضرت فرمود: فرض ما در عالم موجودات است که متصف می باشند به صفت حدوث و اگر فرض نمائی عدم این عالم و وجود عالم دیگری [را] پس بیشتر دلالت بر حدوث دارد. علاوه بر این نیز جواب گوئیم آنچه را فرض کردی که همیشه کوچک باشد، جایز است در وهم که منضم شود به او مثل او پس بزرگ تر گردد پس جایز است بر او تغییر و تبدیل و قابل زوال است و این امر با قدم و ازل ضد می باشد و از برای تو بیش از آنچه گفتی دلیل و برهانی نیست. پس ابن العوجاء ساکت و مغلوب شد و دنبال کار خود رفت.
در این جمله از فرمایش حضرت، نیز تذکر داده شده که در علم و اجزای آن اوصاف و آثار مصنوعیت آشکار است و از آثار و لوازم ذاتیه ی اشیا، تغییر و زوال و فنا می باشد، پس مصنوعیت و مخلوقیت، ذاتی آنها است و محتاج به خالق می باشند؛ زیرا شیء نتواند خود را ایجاد نماید و مثل او هم نتواند او را پدید آورد، چون مصنوعیت و احتیاج در او نیز هست و حال که خود صانع و خالق خود نشد و مثل او هم صانعش نبود لا محاله صانع و خالق قادر حکیم؛ جاعل و خالق او خواهد بود.

2-تذکر به آیات آفاقی از نظر وحدت جهان

چنانکه قبلاً اشاره شد نظر در آیات آفاقی، یک مرتبه به نحو جمعی است و یک مرتبه به نحو تفصیل. نظر به نحو جمعی آن است عالم را- که دارای اجزای کثیره است- به منزله ی شیء واحدی فرض نمائیم، که تمام اجزای آن مربوط به هم است و اگر عضوی یا جزئی از او کم یا نیست شود از آن نحو وجودی که دارد تغییر و تبدیل پیدا کند و عالم به هم خورد یا از آثار و فوائدی که دارد باز ماند. مثل اینکه اگر فرض شود خورشید یا ماه و یا جزء دیگر از اجزای عالم نباشد، یا از حرکت باز ماند، بدیهی است عالم خراب و فاسد خواهد گردید. پس می بینیم که اجزای عالم، به قسمی مربوط به هم می باشد که گویا به منزله ی انسان واحدی است که اگر عضوی از اعضای او که مهمل شود از عمل باز ماند یا تباه گردد، و به سان ساعتی است که اگر دندانه ای از چرخ های او بشکند یا کج شود، از کار بیفتد، در این صورت آیا می توان گفت و توهم نمود که این مصنوع با این کیفیت ارتباط بین اجزای آن، خود به خود یافت شده و یا آنکه خود را آفریده است یا به همین نحوی که مشاهده می شود ازلاً و ابداً بوده است و مصنوع قادر عالم مدبری نیست؟هر عاقل منصف و مدبر با وجدان، با اندک تأمل و تذکر، حکم کند که این مصنوع که مصنوعیت ذاتی او است ساخته شده ی صانعی است که مثل و مانند وی نیست و دارای علم و حکمت و تدبیر است.
پس عالم به نظر وحدت و اجتماع، آیت و نشانه ی مصنوعیت خود و صانعیت خالق خود می باشد و لا محاله با تدبر در این جهت اعتراف و اقرار وجدانی به خدا و صانع عالم برای انسان حاصل خواهد گردید.
مردمی که منکر صانع این عالم هستند و آن را قدیم دانسته یا آن را صانع خود پندارند مانند کسی هستند که گوید اجزای ساعت در بدو امر اجزا و ذراتی بودند و به تدریج به هم پیوسته آهن یا طلا و نقره شدند. به مرور زمان چرخ های مرتب و منظم و شکل مخصوصی پیدا کرده به هم متصل شده، اوقات را به ما نشان می دهد. آیا هیچ عاقلی چنین تصوری را می کند یا بی شعورترین مردم چنین خیالی را می نماید؟
(بل الظالمون فی ضلال مبین)(8)
سزاوار است چند آیه ی شریفه ی که در خصوص تذکر آیات آفاقی که از نظر وحدت می باشد ذکر گردد.
(الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش و سخر الشمس و القمر کل یجری لاجل مسمی یدبر الامر یفصل الایات لعلکم بلقاء ربکم توقنون، و هو الذی مد الارض و جعل فیها رواسی و انهاراً و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین یغشی الیل النهار ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون) (9)
(و فی الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب و زرع و نخیل صنوان و غیر صنوان یسقی بماء واحد و نفضل بعضها علی بعض فی الاکل ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون الله الذی خلق السماوات و الارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقاً لکم و سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخر لکم الانهار و سخر لکم الشمس والقمر دائبین و سخر لکم اللیل و النها، و آتاکم من کل ما سالتموه و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها ان الانسان لظلوم کفار)(10)
(هو الذی انزل من السماء ماء لکم منه شراب و منه شجر فیه تسیمون، افمن یخلق کمن لا یخلق افلا تذکرون) (11)
روایات مبارکات نیز در بیان این مطلب فراوان است فقط چند جمله از توحید مفضل ذکر می شود چون جملاتی که ما ذکر می نمائیم مضمون آنها مطابق با مضمون روایات مسلمه و آیات شریفه می باشد، محتاج به تصحیح سند نیست. اگر چه مجلسی- اعلی الله مقامه- تصحیح فرموده اند.
از جمله در روایت شریفه مفضل از حضرت صادق (علیه السلام) درباره منکرین حضرت باری متعال نقل می کند که فرمود: آنان، یعنی، منکرین خدا در گمراهی و کوری و تحیر، مانند کورانی هستند که داخل خانه و منزلی شدند که به محکم ترین و بهترین بناها بنا و بهترین و فاخرترین فرش ها در آن گسترده شده و اقسام خوراک ها و شراب ها و لباس ها و اسبابی را که نیازمند باشند مهیا شده و هر چیز به مکان و جایگاه خود که لایق به آن است به طور تقدیر صواب و حق و حکمت گذاشته شد، پس در آن خانه می گردند و دور می زنند در حالی که محجوب است قلوب آنان و بانی خانه را نبینند چه بسا برمی خورند به چیزی که گذاشته شده در محل خود و مقصود از آن را ندانند که برای چه مهیا شده و برای چه قرار داده شد، اظهار ناشناسائی و انکار و سخط کرده، بانی خانه را دم نمایند. این است حال آنان در انکار در امر خلقت و محکمی صنعت. از مهم ترین ادله و عبرت ها برای معرفت ذات مقدس خداوند، خلقت و مهیا کردن این عالم و ترکیب و نظم اجزای آن است به نحوی که هست، زیرا که اگر تأمل و فکر کنی در عالم و تمیز دهی به عقل، بیابی عالم را مانند خانه ای که مهیا شده در او آنچه که بشر به آن محتاج است از آسمان و زمین و ستارگان و جواهر؛ و انسان مانند مالک خانه است و اقسام نباتات و حیوانات مهیا و مصروف است در مصالح و منابع انسان و این دلالت روشنی می باشد که عالم مخلوق است به تدبیر و حکمت و نظام و اینکه خالق آن یکی و کسی است که ترکیب کرده و منظم فرموده بعضی را با بعضی، جل قدسه و تعالی جده و کرم وجهه و لا اله غیره تعالی عما یقول الظالمون. انتهی موضع الحاجه منه.

3-نظر در آیات افاقی به طریق تفضیل

نظر در آیات افاقی به نحو تفضیل، عبارت است از تأمل و تفکر در اجزای عالم فرداً فرد. بدیهی است که شناختن و رسیدن به حقایق تمام اجزای عالم، از سماوات و ارضیات و معرفت تمام آثار و خواص و کیفیت ربط هر جزء یا جزء دیگر از برای بشر محال است؛ و اگر تمام بشر، مجتمع بر این امر شوند نتوانند؛ بلکه هر پرده مختصری که از روی حقیقتی از حقایق موجود برداشته شود، ابواب جهل بیشتر گشوده شود و تحیر افزون گردد. علت آن است که این طرز رسیدگی و شناختن، متوقف است بر احاطه و معرفت به تمام علوم مدونه در عالم از عوامل رسمی و مخفی چون علم نجوم، هیئت، طب، تشریح، حیوان شناسی، جماد شناسی و سایر علوم مختلفه که ذکر تمام آنها کتاب جداگانه لازم دارد.
با این همه زحمات و کشفیات، بزرگان بشر تاکنون به تمام آثار و حقیقت شیء واحد، پی نبرده اند و اغلب آنان اظهار عجز و نادانی نموده اند. مقداری که در دسترس بشر و مقدر او است همان اندازه ای است که قرآن مجید برای ظهور معرفت فطری، تذکر به آن داده است.
(و لو ان ما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت کلمات الله ان الله عزیز حکیم)(12)
(قل لو کان البحر مداداً لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مدداً)(13)
با اندک تأمل، حقیقت آنچه گفتیم ظاهر گردد و اعتراف به عجز از شراشر وجود بشر متفکر و متدبر آشکار شود و چون بنای رساله به ذکر آیات الهیه برای ظهور فطرت و معرفت الله، ثابت در ذات انسان بر طبق قرآن مجید و روایات شریفه می باشد، لذا سزاوار است خطبه ی شریفه منسوبه به مولی العارفین و قطب الموحدین علی بن ابیطالب امیرالمومنین (علیه السلام) را متذکر بشویم:
و لو فکروا فی عظیم القدره و جسیم النعمه لرجعوا الی الطریق و خافوا عذاب الحریق و لکن القلوب علیله و البصائر مدخوله الا ینظرون الی صغیر ما خلق کیف احکم خلقه و اتقن ترکیبه و فلق له السمع و البصر و سوی له العظم و البشر انظروا الی النمله فی صغر جثتها و لطافه هیئتها لا تکاد تنال بلحط البصر و لا بمستدرک الفکر کیف دبت علی ارضها و صبت علی رزقها تنقل الحبه الی جحرها و تعدها فی مستقرها تجمع فی حرها لبردها و فی وردها لصدرها مکفول برزقها مرزوقه بوفقها لا یغفلها المنان و لا یحرمها الدیان و لو فی الصفا الیابس و الحجر الجامس و لو فکرت فی مجاری اکلها فی علوها و سفلها و ما فی الجوف من شراسیف بطنها و ما فی الراس من عینها و اذنها لقضیت من خلقها عجبا و لقیت من وصفها تعبا فتعالی الذی اقامها علی قوائمه و بناها علی دعائمه لم یشرکه فی فطرتها فاطرو لم یعنه علی خلقها قادر و لو ضربت فی مذاهب فکرک لتبلغ غایاته ما دلتک الدلاله الا علی ان فاطر النمله هو فاطر النخله لدقیق تفصیل کل شیء و غامض اختلاف کل حی و ما الجلیل و اللطیف و الثقیل و الخفیف و القوی و الضعیف فی خلقه الا سواء و کذلک السماء و الهواء و الریاح و الماء فانظر الی الشمس و القمر و النبات و الشجر و الماء و الحجر و اختلاف هذا الیل و النهار و تفجر هذه البحار و کثره هذه الجبال و طول هذه القلال و تفرق هذه اللغات و الالسن المختلفات فالویل لمن انکر المقدر و جحد المدبر زعموا انهم کالنبات ما لهم زرارع و لا لاختلاف صورهم صانع و لم یلجئوا الی حجه فیما ادعوا و لا تحقیق لما اوعوا و هل یکون بناء من غیر بان او جنایه من غیر جان و ان شئت قلت فی الجراده اذ خلق لها عینین حراوین و اسرج لها حدقتین قمراوین و جعل لها السمع الخفی و فتح لها القم السوی و جعل لها الحس القوی و نابین بهما تقرض و منجلین بهما تقبض یرهبها الزراع فی زرعهم و لا یستطیعون ذبها و لو اجلبوا بجمعهم حتی ترد الحرث فی نزواتها و تقضی منه شهواتها و خلقها کله لا یکون اصبعا مستدقه فتبارک الله الذی یسجد له من فی السموات و الارض طوعا و کرها و یعفر له خدّا و وجها و یلقی الیه بالطاعه سلما و ضعفا و یعطی له القیاد رهبه و خوفا فالطیر مسخره لامره احصی عدد الریش منها و النفس و ارسی قوائمه علی الندی و الیبس و قدر اقواتها و احصی اجناسها فهذا غراب و هذا عقاب و هذا حمام و هذا نعام دعا کل طائر باسمه و کفل له برزقه و انشا السحاب الثقال فاهطل دیمها و عدد قسمها قبل الارض بعد جفوفها و اخرج نبتها بعد جدوبها (14)
ترجمه خبر- اگر مردم، در قدرت عظیم و نعمت های بزرگ پروردگار اندیشه نمایند، به راه مستقیم رجوع خواهند نمود و از عذاب سوزان خواهند ترسید؛ لکن دلها بیمار و چشم ها غیر سالمند. آیا به سوی کوچک ترین مخلوق نظر نمی کنند که چگونه خلقت او را محکم فرموده و ترکیبش را استوار کرده و برای او گوش و چشم شکافته استخوان و پوستش را به تناسب خلق کرده؟ به سوی مورچه نگاه کنید در کوچکی جسم و لطافت هیأت او که به دیدن چشم، دریافته نشود و به فکر ادراک نگردد. چگونه بر زمین راه می رود و بر روزی خود حریص و بخیل است!؟ دانه را به جانب لانه نقل می کند و آن را در گرمی برای وقت سردی و هنگام آمدن برای وقت بازگشتن، جمع می کنند. روزی او کفالت شده و مناسب حالش روزی داده شده. خداوند، از او غافل نشود و جزا دهنده، او را محروم نکند، اگر چه در سنگ خشک هموار و سنگ محکم استوار باشد اگر فکر کنی در مجاری خوردن مورچه در منافذ بالا و پایین او و آنچه در شکم اوست از اطراف اضلاع شکمش و آنچه در سر اوست از چشم و گوش او، به عجیب کردن او به زحمت خواهی افتاد. پس بزرگ است خدائی که مورچه را به پا داشته بر پاها و دست های او و بنا کرد او را بر ستون ها و اعضایش. آفریننده ای، در آفرینش مورچه او را شرکت نکرده و او را قادری بر خلقت وی یاری ننموده. اگر راه های فکرت را بپیمائی تا برسی به آخرین درجه فکر خود، دلالت نکند تو را مگر بر اینکه خالق مورچه، همان آفریننده ی درخت خرما است. به جهت مخفی و باریک بودن اعضای هر چیزی و امتیاز بین آنها و مخفی بودن جهت اختلاف هر زنده، و نیست بزرگ و خرد و سنگین و سبک و قوی و ضعیف در خلقت، مگر مساوی و یکسان. هم چنین است آسمان و هوا و باد و آب [که] در خلقت یکسانند.
به جانب خورشید و ماه و گیاه و درخت و آب و سنگ و گردش شب و روز و شکافته شدن دریاها و زیادی کوه ها و طول قله ها و اختلاف زبان ها و مختلف بودن لغت ها، نگاه کن. پس وای بر کسی که انکار مقدر کند و تدبیر کننده را باور ننماید. گمان کرده اند ایشان مانند گیاه می باشند که زارعی نداشته باشند و از برای اختلاف صورت ها صانعی نباشد و دلیلی بر ادعای خود ندارند و بر آن چه می گویند تحقیقی ندارند. آیا بنائی بدون بانی و گناهی بدون جانی ممکن است؟ و اگر خواستی بگو درباره ی ملخ، آنچه در مورچه گفته شد که چشم سرخ برای او آفرید، و دو حدقه ی روشن برای او برافروخته و گوشی مخفی برای او قرار داده و دهان مناسب برای او گشوده و حس قوی برای او قرار داده و دو دندان که به آنها مقراض کند گیاه را و دو داس که به آن قطع می کند. زراعت کاران از او می ترسند و توانائی راندن او را ندارند، اگر چه تمامی آنان جمع شوند. وارد زراعت می شود و در برجستن های خود شهوت خود را از زراعت بر می آورد و تمام آفرینش او یک انگشت بیش نیست. بزرگ است خدائی که او را آنچه در آسمان ها و زمین است خواهی نخواهی سجده می نمایند و برای او رخساره را به خاک می مالند، در حالت سلامتی و ناتوانی اطاعت خدای خود را می نمایند و عنان اختیار را به جهت ترس به او می دهند. مرغان، به امر او مسخر شده اند. و شماره ی پرها و نفس زدن آنان را می داند دست و پای آنان را بر خشکی و تری استوار نموده روزی آنها را تقدیر فرموده و شماره ی طبقات آنها را می داند. این کلاغ است و این عقاب است و آن شتر مرغ، هر مرغی را به نامش نامیده روزی او را کفیل شده است.
ابرهای سنگین ایجاد فرموده که باران های بهاری را ریزان نمایند- و بهره ی هر جائی را مهیا فرموده و زمین را پس ازخشک شدن آب داده و بعد از آن رویانده.

4 -تذکر به آیت بودن ستارگان و علم نجوم

از آیات عظیمه ی خداوند، خلقت ستارگان می باشد. و دلالت آنها از نظر ذات، همان دلالت ذاتی سائر موجودات است که قبلا بیان شده است.
همچنین از نظر آثار و خواص و کیفیت حرکات نیز، آیت صانع حکم می باشند. قوانینی که علمای هیات قدیم و جدید برای حرکات سیارات و نظم عالم علوی به دست آورده اند، همه شاهد و دلیل است که همه مصنوع یک صانع حکیم می باشند. و از امور اتفاقی، چنین نظم شگرف حاصل نشود و همه اجرای عِلوی با مسافات بعیدی که از هم دارند، در حرکات خود از قوانین معین پیروی نمایند. از تدبر در آیات شریفه، که تذکر به آیات علوی است، معرفت به خداوند حاصل گردد.
(قل ارایتم جعل الله علیکم اللیل سرمدا الی یوم القیامه من اله غیر الله یاتیکم بضیاء افلا تسمعون، قل ارایتم ان جعل الله علیکم النهار سرمد الی یوم القیامه من اله غیر الله یاتیکم بلیل تسکنون فیه افلا تبصرون، و من رحمته جعل لکم اللیل و النهار لتسکنوا فیه و لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون) (15)
یعنی، بگو ای پیغمبر! (صلی الله علیه و آله) آیا نمی بینید اگر خداوند قرار می داد شب را بر شما تا روز قیامت، کیست غیر از خداوند که بیاورد برای شما روشنائی را، آیا نمی شنوید؟ بگو آیا نمی بینید که اگر خداوند قرار می داد بر شما روز را همیشگی تا روز قیامت کیست غیر از خداوند که بیاورد برای شما شب را که آرام بگیرید در آن، آیا نمی بینید؟ و از رحمت های اوست که قرار داده برای شما شب و روز را که آرام بگیرید در آن و طلب کنید از فضل خداوند. شاید سپاس گزار باشید.
(و لئن سألتهم من خلق السموات و الارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله فانی یوفکون)(16)
یعنی: اگر بپرسید از آنان کی آفریده آسمان ها و زمین را و رام کرده خورشید و ماه را؟ البته می گویند خداوند. پس کجا حیرانید؟
(تبارک الذی جعل فی السماء بروجا و جعل فیها سراجا و قمرا منیرا)(17)
یعنی: بزرگ است خدائی که قرارداده در آسمان بروج [را] و قرارداده در آن چراغ (خورشید) و ماه روشن.
(هو الذی جعل الشمس ضیاء و القمر نورا و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ما خلق الله ذلک بالحق یفصل الایات لقوم یعلمون) (18)
یعنی: اوست خداوندی که گردانید آفتاب را روشنی و ماه را صاحب نور، تا بدانید شماره ی سال ها و حساب را. نیافریده خداوند این را مگر به حق. بیان می کند نشانه ها را برای گروهی که می دانند.
(و الشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم، و القمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم) (19)
یعنی: خورشید، روان است به سوی محل قراری که او را است. این است تقدیر خداوند قوی دانا. و برای ماه تقدیر نمودیم منزل هائی، تا وقتی که باز گردد مانند جوب خرمای شش ماهه.
شایسته است در مورد آیت بودن علم نجوم (خبر دادن از اوضاع ستارگان به امور آینده) از مناظره ی حضرت صادق (علیه السلام) با طبیب هندی استفاده کنیم.
طبیب هندی به حضرت عرض نمود که در بلاد ما علمای نجوم می باشند که از امور واقعه حتی از موت، حیات، تولد، فقر، غنی، مرض و صحت اشخاص خبر می دهند و حکم آنان تخلف نمی کند.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: پس این علم، آیت بزرگی است از پروردگار، بلکه اعظم آیات الهیه می باشد؛ زیرا دلالت اوضاع سماویه بر امور واقعه در این عالم باید به واسطه ی روابط و مناسباتی باشد و ممکن نیست بالاتفاق و التصادف صورت گیرد. این امر مربوط است یا به ذات کواکب، از سعادت و نحوست ذاتی آنها یا به اوضاع و حرکات خاصه آنها از قبیل: تندی و کندی حرکت و سکون، و یا مستندات به وضع نسبی آنان از قبیل: تقابل و تقارن و تربیع و تسدیس و غیره؛ و چون ستارگان و حرکات و خواص آنها دلالت بر امور کثیره دارند؛ ناچار باید خصوصیات اوضاع و مناسبات آنها بسیار باشد و این مناسبات را از بخت و اتفاق دانستن، باطل و ترجیح بلا مرجح است. و اگر گوئی ستاره خودش، خود را نحس کرده یا این حرکات و اوضاع خودسرانه حاصل شده است و دلالت بر امور مخصوصه ی واقعه در این عالم نماید، وجدان و فطرت عاقل آن را نپذیرد. مثل کسی که پندارد این ارتباطات و مناسبات بین اوضاع کواکب و امور ارضیه به بخت و اتفاق می باشد،- مثل کسی است که ساعتی را مشاهده نماید و بگوید که اجزا و چرخ ها و حرکات مخصوصه ی ساعت که به یکدیگر مربوطند و وقت را نشان می دهند به واسطه ی مناسبات و حرکات مخصوصه ای است بین اجزای آن؛ و مع ذلک گوید آهن یا فلز دیگر که ساعت از آن درست شده، خودسرانه موجود و خود را به وضع مخصوصی قرار داده اند؛ که دارای اجزای معین و تأثیرات خاصه گردیده است. بدیهی است این توهم نزد هر عاقل، بی خردانه است؛ بلکه حکم عقل و فطرت سلیمه این است که ساعت، دارای صانع قادر دانای حکیم، در کار خود می باشد، نیز حضرت به طبیب فرمود: اگر راست بگوئی که این علم خبر می دهد از تمام امور واقعه در عالم و از حالات و خصوصیات اشخاص، البته دانای به آن باید خارج و برتر و محیط به این عالم باشد؛ زیرا چنین علم، مترتب است به دانستن تمام جهات و حرکات و اوضاع و خصوصیات ستارگان، و علم به آنها به مشاهده ی حضوری برای غیر خالق و صانع نجوم، محال است؛ به جهت اینکه علم به مناسبات و حرکات و تمام اوضاع نجوم محتاج به دانستن ذات نجوم است و آن محتاج است به اینکه آن عالم، هم عمر دنیا باشد، تا در تمام ادوار، حرکات و اوضاع ستارگان را دیده و مشاهده نماید؛ بلکه به مشاهده ی یک دور عمر دنیا نیز کافی نیست و محتاج به مشاهده ی ادوار متعدده خواهد بود، تا تجربه و علم برای او حاصل گردد، و از راه قیاس نتوان به آن عالم شد. چون تجربه حاصل نگردد مگر، به مشاهده در ادوار متعدده، لذا باید واضع این علم، خالق نجوم و قرار دهنده ی حرکات و اوضاع و ارتباط آنها با امور واقعه در این عالم باشد، و احدی از بشر واضع این علم نیست؛ زیرا خود محکوم به این احکام است و اوضاع و حرکات نجوم، در او تأثیر دارد. انتهی موضع الحاجه من الروایه.
در قسمتی از روایت که نقل به مضمون شد حضرت صادق (علیه السلام) به جهاتی چند اشاره فرموده اند:
اولا- اینکه اگر این علم واقعیت داشته باشد احاطه به آن برای غیر ذات مقدس محال است.
ثانیاً- آنچه بر سبیل تحدید معین گردد ناقص و ناتمام می باشد، لذا در روایت نهی از اعتماد و اتکای به نجوم شده است.
ثالثاً- علم نجوم، بر فرض اینکه واقعیت داشته باشد همان طوری که طبیب اعتراف کرد، دال است بر وجود صانع حکیم علیم توانا. هم از جهت وضع این علم که عبارت است از خلقت علویات و اختلاف حرکات آنها، به نحوی که دلالت نماید بر امور واقعه در این عالم، و هم از جهت علم به آنها به جمیع جهات و خصوصیات؛ زیرا احاطه به آنها برای غیر خالق و صانع و جاعلش محال است.
از روایات شریفه ظاهر می شود علم نجوم واقعیت دارد، لکن از دوجهت مورد اطمینان نیست.
اول- اینکه آنچه در عالم واقع می شود به توسط اسباب، قابل تغییر و تبدیل است و در حقیقت حرکات و اوضاع کواکب، معدات برای امور واقعه در عالم می باشند. توضیح این جهت در مسأله ی بداء خواهد آمد ان شاءالله تعالی.
جهت دوم چون احاطه ی بشر به علویات و حرکات آنها ممکن نیست و شخص منجم علم به مزاحم و رافع و مانع ندارد، آنچه را که می فهمد مورد اطمینان نخواهد بود. بنابراین اطمینان به این علم و حکم، طبق حرکات معلومه از نجوم مورد اعتماد نیست. در بعضی از روایات وارد شده از حضرت امیر(علیه السلام) که اشاره به این دو جهت شده، این بود نظر و تأمل در نجوم و علویات و کیفیت دلالت آنها بر وجود حکیم عالم قادر بی همتا.

5 -نظری به آیات ارضیه

چنان که از تذکرات قبل معلوم شد، تمام اشیای ارضیه حادث، و ذاتاً مصنوع و مسبوق به عدم واقعی و محتاج می باشند، و مصنوعیت ذاتی آنها مخالف با صانعیت می باشد؛ زیرا به هر چیز نظر نمائیم آن را قابل زیاد و نقصان و تغییر می یابیم و آنچه قابل تغییر و تبدیل باشد فنا و زوال بر او جائز است و چیزی که فنا و نیستی بر او جائز شد قدم و ازلیت آن محال است. ما ثبت قدمه امتنع عدمه.
بنابراین، توهم اینکه بعضی از اشیا ازلاً و ابداً علت بعضی دیگر می باشند از شبهات مقابل وجدان است. قریباً این شبهه را نقل نموده و پاسخ آن را ذکر می کنیم ان شاء الله تعالی. و چون نظر تفصیل در هر فرد از اشیای موجوده در عالم محال است، آیات ارضیه را به سه طبقه ی مهم تقسیم نموده و در هر طبقه جداگانه، تأمل می کنم.
تأمل در جمادات: مانند سنگ و کوه و دریا که بر این ها حیات تمام موجودات زنده متوقف است به طوری که هر کدام به جای خود ضروری هستند و دارای آثار و منافع عجیبه می باشند که احاطه و علم تمام آنها برای بشر میسر نیست. چنان که عقلاً و دانشمندان از احاطه به آن اظهار عجز نمایند، و هر پرده از آثار و خواص اشیا برداشته شود، صدها باب جهل گشوده گردد. چنان که می بینیم در کشف خواص و اثر یک سنگ یا یک معدن، که با نهایت جدیت علمای شیمی و طبیعی کوشش کنند، تمام خواص [را] به دست نیاورند.
پس از تأمل، فطرت انسان حکم می نماید که این موجودات مصنوع می باشند و غایاتی بر صنعت آنها مترتب است و به بخت و اتفاق موجود نشده اند؛ بلکه خالق و صانعی حکیم عالم قادر، آنان را آفریده.
(و القی فی الارض رواسی ان تمید بکم و انهارا و سبلا لعلکم تهتدون) (20)
در روایت، مفصل از حضرت صادق(علیه السلام) نقل می کند که این کوه ها که از سنگ و خاک روی هم نشسته و بلند شده اند، جاهلان گمان کنند که چیزی زیاد است. در خلقت احتیاج به آنان نیست. این توهم خطاست. بعد حضرت منافع آنها را فرماید: نگاه کن در معادن مانند زرنیخ، مردار سنگ، سنگ سرمه، مس، سرب، قلع، آهن، نقره، طلا، یاقوت، زبرجد و انواع سنگ ها، انواع آنچه جاری شود از کوه ها مانند قیر، مومیایی، کبریت و نفت. هر یک دارای منافع عجیبه و آثار غریبه است.
تأمل در نباتات: این باب اوسع است از جمادات و هر کسی بخواهد قدرت و صنعت خالق را بفهمد و حکم فطرت را به خداشناسی ظاهر سازد تأمل نماید در انواع نباتات و اشجار مثمره و غیر مثمره، آنچه مأکول انسان است و آنچه مأکول حیوان و سایر موجودات است و آنچه از نباتات مسمومه که قابل اکل نیست و نباتات داروئی که در امراض مختلفه استفاده می شود، و تأمل نماید در کیفیت خلقت و ارتباط آنها به موجودات سماویه و ارضیه که محیرالعقول است. آیا می توان گفت این نباتات با کیفیت مخصوصه به خود و ارتباط و تأثیر آنها در تمام موجودات ذی روح، خودسرانه خلق شده و در حقیقت منشأ آنها دانه و حبه گردیده است و این اختلاف آثار در آنها گزاف و اتفاقی است؟
هر عاقل و ذی شعوری که تدبر نماید، به زبان حال و قال خود عظمت خالق و صانع آنها را متذکر شده و اعتراف به وجودش خواهد نمود.- سبحان الله خالق الحب و النوی- این است که امام به حق ناطق، جعفربن محمد الصادق (علیه السلام) به طبیب هندی فرمود: در چه دوائی بیشتر تجربه داری و از منافع آن اطلاع داری؟ گفت: هلیله. حضرت شروع فرمود به تذکر به خالق هلیله، در همین یک موجود جزئی که در زمره ی موجودات عالم مورد نظر نیست، سخن گفت تا اینکه فرمود: درخت هلیله، از هلیله خلق شده یا هلیله از درخت؟ طبیب در جواب گفت: درخت از هلیله و هلیله نیز از درخت. حضرت فرمود: ناچاری بگوئی که یکی اصل باشد و دیگری فرع، بگو شجره از ثمره است یا ثمره از شجره می باشد. طبیب تأمل کرد و گفت: درخت از تخم است. حضرت فرمود: تخم از کجاست و مصنوع کیست؟
چون شخص در هر یک از نباتات نظر کند از جهاتی که سابقاً گفته شد یقین خواهد نمود که مصنوع خالق حکیم علیم مدبر است.
(هو الذی انزل من السماء ماء لکم منه شراب و منه شجر فیه تسیمون، ینبت لکم به الزرع و الزیتون و النخیل و الاعناب و من کل الثمرات ان فی ذلک لایه لقوم یتفکرون، و ما ذرأ لکم فی الارض مختلفا الوانه ان فی ذلک لایه لقوم یذکرون)(21)
ترجمه- اوست آنکه فرستاد از آسمان برای شما آب را، از آن است آشامیدنی و از آن روئیدنی است که در آن چهارپایان را می چرانید. برای شما به آن آب، کشت و زیتون و درخت خرما و انگور و از هر میوه را. بدرستی که در این کارها نشانه است گروهی را که یاد می کنند.
(الذی جعل لکم الارض مهدا و سلک لکم فیها سبلا و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی، کلوا و ارعوا انعامکم ان فی ذلک لایات لاولی النهی) (22)
ترجمه- خدا، کسی است که زمین را آرامگاه شما قرارداده و در آن راه ها شکافته و از آسمان باران نازل کرده و به توسط باران، گیاه های گوناگونی بیرون آورده، که خود و حیوانات شما از آن بخورید؛ در این کار نشانه هایی برای صاحبان عقول است.
(تبارک الذی جعل فی السماء بروجا و جعل فیها سراجا و قمرا منیرا و هو الذی ارسل الریاح بشرا بین یدی رحمته و انزلنا من السماء ماء طهوراً، لنحیی به بلده میتا و نسقیه مما خلقنا انعاما و اناسی کثیرا) (23)
ترجمه- آن خدا، کسی است که فرستاد بادها را برای بشارت قبل از رحمت خود و از آسمان آب پاکیزه فرو فرستادیم تا زنده کنیم به آن زمین مرده را و از آن آب سیراب کنیم چهارپایان و مردمان بسیار.
(و لئن سالتهم من نزل من السماء ماء فاحیا به الارض من بعد موتها لیقولن الله قل الحمد لله بل اکثرهم لا یعقلون)(24)
ترجمه- اگر بپرسی از ایشان چه کسی از آسمان باران فرستاده که زمین از مرگش به وسیله ی آن زنده شود؟ گویند: خداوند. بگو ستایش برای خداست، و بیشتر آنان تعقل نمی کنند.
(انزلنا من السماء ماء فانبتنا فیها من کل زوج کریم، هذا خلق الله فارونی ما ذا خلق الذین من دونه بل الظالمون فی ضلال مبین)(25)
ترجمه- فرستادیم از آسمان آب را و رویاندیم در زمین از هر جفت گیاهی نیکو، این است مخلوقات خدای، پس نشان دهید چه را خلق نمودند کسانی را که غیر از خدا ستایش می نمائید؟ ستمکاران در گمراهی آشکارند.
(الم تر ان الله انزل من السماء ماء فسلکه ینابیع فی الارض ثم یخرج به زرعاً مختلفا الوانه ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یجعله حطاما ان فی ذلک لذکری لاولی الالباب)(26)
آیا نمی بینی به درستی که خداوند فرستاد از آسمان آب، پس درآورد آن را چشمه هایی در زمین، پس بیرون می آورد به واسطه ی آن کشت را که گوناگون است رنگ های آن، پس خشک می شود پس می بینی تو آن را زرد پس می گرداند آن را ریزه ریزه. به درستی که در این، یاد نمودنی است صاحبان خرد را.
پس از تدبر و تأمل در انواع نباتات و ارتباط هر یک و تأثیر آن در سائر موجودات، واضح گردد که صانع و قراردهنده در آنها غیر از ذات نبات؛ بلکه صانع آنان دارای علم و حکمت و قدرت بی پایان است.
تأمل در حیوانات: از جهاتی است که هر یک آیت بزرگ و نشانه ی عجیبی برای ذات مقدس خالق متعال می باشد. نخست نظر در مصنوعیت و حدوث حیوانات است، که بالبداهه حادث و مسبوق به عدم و محتاج به صانع می باشند و دیگر نظر در کیفیت مصنوعیت حیوانات است، با اختلاف غیر محدودی که در انواع آن مشاهده می شود؛ و چون ملاحظه کنیم می بینیم که هر یک را اجزا و اعضای زیادی است که به هم مربوطند، به طوری که اگر جزئی از اجزا نباشد بقیه فاسد یا فانی شوند، و قوام و بقا و صحت حیوان به آن اجزا است، و هر یک از اجزا دارای شکل و وضع مخصوصی است که آثار و منافع بدون آن حاصل نگردد.
این تدبیر عجیبی که به کار برده شد، دال است که خالق آنان حکیم و علیم می باشد. و نیز اختلاف حیوانات از هر نوعی از نر و ماده،که بقا و نوع و نسل متوقف بر آن است، اقوی شاهد بر این می باشد، که فعل طبیعت و ماده نبوده و حکیم عالم قادری آنها را چنین قرار داده، زیرا فعل طبیعی، تمام یکسان و یکنواخت می باشد.
و از آن جهات، تغذیه و نمو حیوان است به وضع مخصوص، که نشانه است به تدبیر خالق دانا و توانا.
نیز از آن جهت، تذکر به شعور و ادراک حیوانات است بر جلب منافع و دفع مضار خود، و شناختن غذای مناسب و تدبیر در حفظ نسل و اولاد و شناختن و پیدا نمودن مسکن خود از مسافات بعیده، که تمام این امور برای حفظ نسل و بقای نوع آنان لازم است، و بدون داشتن ادراک و دانش فطری، که به قدر لزوم هر یک اعطا شده است این کارها صورت نگیرد.
و می بینیم هر چه احتیاج حیوان در بقای نسل بیشتر باشد، ادراک و شعور او بیشتر است.
ملاحظه ی طرز زندگی زنبوران عسل و مورچه و تدابیری که در زندگی خود به کار می برند و انتظامی که در اداره ی مسکن خود دارند و تدابیری که طیور برای نگاهداری بیضه و نوزاد خود دارند بدون اینکه تجربیاتی کرده یا از کسی آموخته باشند، دلیل است بر وجود حکیم مدبری که هر یک را به مصالح خویش آشنا فرموده است. فوائدی که برای انسان از حیوانات حاصل می شود، نیز از آیات خداوندی است.
(و الانعام خلقها لکم فیها دفء و منافع و منها تاکلون، و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون، و تحمل اثقالکم الی بلد لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس ان ربکم لروف رحیم، و الخیل و البغال و الحمیر لترکبوها و زینه و یخلق ما لا تعلمون)(27)
ترجمه- و چهارپایان را آفرید برای شما از آنها گرمی است- استفاده از پشم آنان- و سودهائی است و از آنها می خورید. و برمی دارند بارهای شما را به سوی شهری که به آن نمی رسید مگر به رنج، به درستی که خداوند شما مهربان و بخشنده است و آفرید اسبان و استرها و خرها برای اینکه سوار آن شوید و آرایش می کند و می آفریند آنچه را نمی دانید.
(حتی اذا اتوا علی وادالنمل قالت نمله یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنکم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون
تا چون آمدند به وادی مورچگان. گفت: مورچه ای، ای گروه مورچکان! داخل شوید به لانه های خود که در هم نشکنند شما را سلیمان و لشگریانش در حالی که نمی دانند.
(و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون)(28)
ترجمه- و الهام کرد خدای تو به زنبور عسل، که بگیر در کوه خانه و از میان درخت و از آنچه مردم بنا می کنند.
فقال له ابو عبدالله (علیه السلام) اجلس و اذا غلام له صغیر فی کفه بیضه یلعب بها فقال ابو عبدالله ع ناولنی یا غلام البیضه فناوله ایاها فقال له ابو عبدالله ع یا دیصانی هذا حصن مکنون له جلد غلیظ و تحت الجلد الغلیظ جلد رقیق و تحت الجلد الرقیق ذهبه مائعه و فضه ذائبه فلا الذهبه المائعه تختلط بالفضه الذائبه و لا الفضه الذائبه تختلط بالذهب المائعه هی علی حالها لم یخرج منها مصلح فیخبر عن اصلاحها و لا دخل فیها مفسد فیخبر عن فسادها لا تدری للذکر خلقت ام للانثی یتفلق عن مثل الوان الطواویس ا تری لها مدبرا قال فاطرق ملیا ثم قال اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمد (صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و انک امام و حجه من الله علی خلقه و انا تائب مما کنت فیه (29)
حاصل مفاد روایت شریفه: چون سائل مطالبه حجت کرد حضرت فرمود: این تخم حیوان پرنده را که می بینی، از برای او پوستی است نازک و زیر او آب سفیدی است مانند نقره، و آبی است زرد مانند طلا، و هیچکدام داخل دیگری نشود و کسی از صلاح و فساد او خبردار نیست و نمی داند که برای نر خلق شده یا برای ماده و از او پیدا شود حیوانی زنده مانند طاووس. آیا می بینی برای او مدبر و صانعی؟ سائل پس از تأمل ایمان آورد. این است تذکر به فطرت.
بدیهی است عاقل، پس از تأمل در چنین چیزی از جهت خلقت ماده و نر و صورت و نتیجه، شکی نخواهد داشت که این شیء مخلوق اتفاقی و بی صانع نیست، و خود، خالق خودش یا مثل او، خالق او نخواهد بود. بلکه خالق او حکیم و علیم و قادر است.
-تعالی عما یقول الظالمون علوا کبیرا-

پی نوشت ها :

1-سوره ی بقره، آیه:164
2-سوره ی الذاریات، آیه های:20،21
3-سوره ی فصلت، آیه:53
4-سوره ی حج، آیه های:36، 37
5-سوره ی لقمان، آیه:11
6-سوره ی طور، آیه های:36،37
7-اصول کافی،ج1،ص76- توحید صدوق،ص:296
8-سوره ی لقمان، آیه:11
9-سوره ی رعد، آیه های:2و3
10-سوره ی ابراهیم، آیه های:32 و 34و35
11-سوره ی نحل، آیه های:10 و 17
12-سوره ی لقمان، آیه:27
13-سوره ی کهف، آیه:109
14-نهج البلاغه، صفحات:270و 271و 272
15-سوره ی قصص، آیه های: 71و72 و 73
16-سوره ی عنکبوت، آیه:61
17-سوره ی فرقان، آیه:61
18-سوره ی یونس، آیه:5
19-سوره ی یس، آیه های:38و 39
20-سوره ی نحل، آیه:15
21-سوره ی نحل، آیه های: 10، 11 و 13
22-سوره طه، آیه های:53 و 54
23-سوره ی فرقان، آیه های:48، 49
24-سوره ی عنکبوت، آیه:63
25-سوره ی لقمان، آیه های:10 و 11
26-سوره ی زمر، آیه:21
27-سوره نحل، آیه های:5، 6و 7
28-سوره ی نحل، آیه:68
29-کافی، ج1،ص80- توحید،ص122، بحارالانوار،ج4،ص140

منبع: قزوینی خراسانی، مجتبی؛ (1387) بیان الفرقان: در بیان اصول اعتقادی شیعه، قزوین: حدیث امروز

- نظرات (0)

صفات الهی در النقض

صفات الهی در النقض

 

نویسنده: اکبر فایدئی




 

اشاره:

اندیشه های کلامی شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی را می توان از کتاب بسیار ارزشمند وی به نام بعض مثالب النّواصب فی نقض بعض فضائح الرّوافض معروف به کتاب النقض بدست آورد. شیخ در این کتاب با سبک واعظانه ی خود با انتخاب روش کلامی قدما، در مقام پاسخ گویی و ردّ تهمت ها و نسبت های ناروای یکی از نویسندگان سنّی مذهب ساکن ری به شیعیان در کتابی با نام بعض فضائح الرّوافض، به دفاع از اعتقادات و باورهای شیعه ی امامیه و ردّ اکاذیب می پردازد.
او ضمن پاسخ به نسبت های ناروا به شیعیان، به مباحثی چون توحید، صفات خدا، جبر و اختیار، قضا و قدر توجه کرده است که در این مقاله مباحث یاد شده گزارش و تبیین شده است.

مقدمه

نصیرالدّین عبدالجلیل بن ابی الحسین بن ابی الفضل قزوینی رازی معروف به واعظ قزوینی صاحب النّقض از عالمان شیعی و متکلّمان برجسته سده ی ششم هجری در دیار ری است که تولدش در اواخر قرن پنجم و وفاتش در نیمه ی دوم سده ی ششم هجری یعنی پس از سال 560 بوده است.(1)
شیخ عبدالجلیل به عنوان یک متکلم امامی در کتاب النقض، در مقام پاسخ گویی به کتابی مجهول المؤلّف به نام بعض فضائح الرّوافض که با بهتان و تهمت و سخنان ناشایست درصدد ایجاد تفرقه میان شیعیان و سنّیان بوده است، به دفاع از عقاید شیعه ی امامیه و ردّ اکاذیب می پردازد. و از آن جایی که برخی از شبهات کلامی با حوادث تاریخی در جهان اسلام مرتبط است، از طریق تحلیل و تبیین حوادث تاریخی ظهور و نمود عقل گرایی را به خوبی در آثار خویش نشان می دهد.
برخی براین باورند که نویسنده ی بعض فضائح الرّوافض که به زبان فارسی در سال 555 هجری نگارش یافته، شهاب الدین تواریخی شافعی رازی از بنی مشاط بوده که سعی در پنهان ساختن نام خود داشته است.(2)
شیخ عبدالجلیل در پاسخ به شبهات دینی با استناد به برخی از آیات و روایات متواتر و پرهیز از ظواهر ظنّی، نظر امامیه را اظهار کرده است. ضمناً دلایلی هم که برای صحت گفتار خود می آورد، صرفاً ادله ی سمعی و نقلی نیست، بلکه گاهی از عقل هم استمداد می جوید.
او در کتاب النقض خود مباحث کلامی مختلفی از جمله اسما و صفات خداوند را مطرح ساخته است که به تبیین آنها می پردازیم.

مغایرت اسم و مسمّا

بنا به عقیده مجبّره (اشاعره) اسم و مسمّا یکی است و میان خدا و نام خدا فرقی نیست. شیخ عبدالجلیل در ردّ این نظر می گوید: «اگر اسم و مسمّا یکی باشد با تعدد اسم، نیز متعدد می شود و در ازای هر اسمی یک مسما خواهد بود و به تعداد اسامی وارده در قرآن و روایات، هزار و یک خدا خواهیم داشت که با ادّله وحدانیت ذات حق تعالی ناسازگار است.»(3)
حقیقت این است که اسم غیر از مسمّا است. یک مسمّا ممکن است اسم های متعدد داشته باشد و یا چند مسمّا دارای یک اسم باشد؛ چنان که شیخ ابوالفتوح رازی هم ذیل آیه ی شریفه ی «و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها» می گوید: «اسم غیر از مسمّا است. چرا که خداوند یکی است درحالی که اسم های بسیار دارد.»(4)
اسم الهی عبارت از لفظی است که تنها بر ذات خدا و یا بر ذات خدا به همراه یک وصف دلالت می کند. اولی مثل لفظ جلاله ی «الله» و دومی مثل عالم. و این اسمای الهی اگرچه وسیله ای برای نشان دادن صفتی از صفات اوست، اما آنچه غرض و مقصود غایی است، همان مسمّا است. (5) چنان که امام صادق (ع) می فرماید: «اسم غیر از مسمّا است. کسی که «حقّ» را بدون در نظر گرفتن ذات مسمّا عبادت کند، او درحقیقت کافر است و اساساً هیچ چیز را عبادت نکرده است و کسی که اسم و مسمّا هر دو را عبادت کند، ثنوی و مشرک است و کسی که فقط معنا و مسمّا را عبادت کند، این توحید است.»(6)

صفات الهی و انواع آنها

از آنجاکه خداوند واجب الوجود بالذات است، شناخت حقیقی ذات حق تعالی برای ما انسان های ممکن بالذات، قابل درک نیست؛ اما دقت و تعمق در صفات او و مقایسه آنها با صفات مخلوقات، می تواند شناخت بهتری نسبت به خداوند به ما بدهد. (7) قرآن کریم نیز در آیات فراوانی به معرفی صفات خداوند پرداخته و ما را به تفکر دراین صفات فراخوانده است؛ با این هدف که ما انسان ها از طریق شناخت آن صفات به حق تعالی تقرّب پیدا کنیم و این صفات را در وجود خودمان به اندازه ممکن پیاده کرده و خداگونه شویم.(8)
فلاسفه و متکلمان شیعه معتقدند که ذات خدا مستجمع جمیع کمالات وجودی است و خداوند بر اساس صفات و کمالات خود جهان را آفریده است؛ به طوری که هر یک از آفریده ها و ممکنات عالم با صفات کمال خود حاکی از کمالات الهی است و از این جهت است که آفریده های خداوند از آیات و نشانه های الهی به شمار می روند. آنها صفات خداوند را به اعتبارات مختلف به انواعی از قبیل صفات ثبوتی و صفات سلبی، صفات ذات و صفات فعل، و صفات جمال و صفات جلال تقسیم کرده و در مورد هر کدام به تفصیل سخن رانده اند.
در کتاب فضایح الرّوافض این شبهه و اتّهام مطرح شده است که شیعیان همانند معتزلیان صفات خدا را انکار کرده اند و گفته اند که خدا خالق لم یزل و رازق لم یزل و سمیع و بصیر لم یزل و متکلّم لم یزل و مرید لم یزل نیست، درحالی که هیچ کمالی خارج از ذات حق تعالی نیست.
شیخ عبدالجلیل در مقام دفع این شبهه می گوید: «صفات خدا بر سه قسم است؛ صفات واجب، صفات جایز و صفات مستحیل. صفات واجب مثل قادر، عالم، حیّ، عالم، حیّ، موجود و... که بنا به عقیده شیعیان، خداوند به نفس ذات خود و بدون هیچ علّت و آلتی به این صفات متّصف است و ذات خدا هرگز و در هیچ حالی از احوال از این صفات خالی نیست؛ بدین معنی که ذات خدای قدیم و ازلی از ازل واجد این صفات است.» (9)
صفات جایز مثل خالق، رازق، مرید، متکلم و... که صفات افعال هستند. نه صفات واجبه. درست است که خداوند ذاتاً عالم و قادر است - خداوند در مقام ذات خود عالم و قادر بر خلق و قادر بر رزق و اراده و کلام است. ولی آن گاه که خلق کند، خالق نامیده می شود و آن که اراده کند، مرید به شمار می رود. و آن گاه که فاعل کلام باشد، متکلّم خوانده می شود و آن گاه که روزی دهد، رازق گفته می شود. این صفات از مقام فعل خدا انتزاع می شوند و زاید بر ذات خدا هستند. قول به قدم و ازلی بودن این قبیل صفات مستلزم این است که تمامی خلایق و افعال خداوند قدیم باشند و هیچ محدثی نداشته باشیم که بطلانش پرواضح است. و صفات مستحیل مثل کمّ، کیف، مکان و زمان داشتن صفاتی هستند که از خداوند مسلوب و منفی است؛ چراکه خدا جسم نیست تا دارای کم و کیف و زمان و مکان باشد و خدا قابل رؤیت هم نیست.(10)
شیخ عبدالجلیل از صفات ذات خداوند به صفات واجب و از صفات فعل خدا به صفات جایز تعبیر آورده است و منظورش از صفات مستحیل همان صفات سلبی الهی است.
صفات الهی در النقض

عینیّت صفات واجب با ذات خدا

مشهور میان متکلمان این است که بنا به عقیده ی مجبّره، هشت صفت ثبوتی خداوند، یعنی علم، قدرت، حیات، اراده، کلام، ادراک، ازلی و ابدی زاید بر ذات خدا و قدیم است.(11)
از نظر شیخ عبدالجلیل عقیده مجبّره ی مبنی بر زاید بر ذات بودن هشت صفت ثبوتی خدا باطل است و تمامی صفات واجب عین ذات خداست چنان که می فرماید: «اگر هشت صفت ثبوتی خدا را زاید بر ذات خدا بدانیم تعدّد قدما و نُه قدیم لازم می آید. مجبّره گویند که قادر بدون قدرت نیست و عالم هم بدون علم نیست. حیّ بدون حیات نباشد و سمیع و بصیر بدون سمع و بصر امکان پذیر نیست و آن گاه خدای را قدیم خوانده و هشت قدیم دیگر را برای خدا اثبات می کنند. درحالی که تعدّد قدما باطل است.»(12)

صفت حالت و الهیّت

شیخ عبدالجلیل در کتاب نقض خود می نویسد: «بنا به عقیده ی محققان شیعه و اکثر اهل عدل، خداوند متعال صفتی به عنوان صفت حالت دارد که ذات قدیم خدا را از جواهر و اعراض عالم جدا می کند و همه ی انبیا و ملائکه و ائمه و علما، خدای را به آن صفت دانند. منظور از صفت حالت خداوند همان صفت الهیّت است که مقتضای صفات اربعه ی وجوب، حیات، علم تام و قدرت تام است و آن صفتی است که غیر قدیم را آن صفات و مثل آن صفت و قبیل آن صفت نیست.» (13)

جبر و اختیار و قضا و قدر الهی

با بررسی آیات قرآنی که در آن ها از قضا و قدر و پاداش و کیفر اعمال انسان سخن به میان آمده می توان دریافت که مسأله جبر و اختیار در دوران پیامبر اکرم(ص) مسلمانان را به خود مشغول ساخته و مجادلاتی میان او و مخالفانش اعم از مشرکان، مسیحیان و یهودیان پدید آورده است. برخی از آیات قرآن دلالت بر این دارد که فاعلی جز خداوند نیست و افعال انسان برایش از پیش مقدّر شده است.(14) و برخی دیگر بیانگر این حقیقت است که انسان مختار و در مقابل اعمال خود مسئول است.(15)
بعد از زمان پیامبر نیز این اختلافات دامنگیر مسلمانان بوده است. اشاعره و معتزله گمان کرده اند که یک فعل اختیاری نمی تواند دو فاعل مختار داشته باشد؛ لذا اشاعره قایل به جبر و معتزله قایل به تفویض و اختیار مطلق انسان شده اند و متکلمان امامیه گویند «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین.» حقّ به جانب امامیّه است. چون انسان در یک محدوده ی خاصی مختار آفریده شده است و اراده ی واجبیه ی حق تعالی بر فعل انسان با قید اختیار تعلق می گیرد و تعلق اراده دو فاعل مختار در طول یکدیگر بر یک فعل امکان پذیر است.(16)
شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی در کتاب النقض خود در مقام ردّ عقیده اهل تفویض و اهل جبر، به فرمایش علی (ع) درحدیث اصبغ بن نباته استناد کرده است که پیرمردی به هنگام بازگشت از نبرد صفین، درباره ی رفتن یاران امام به جنگ اهل شام سؤال می کند که اگر رفتن آن ها به شام بر اساس قضا و قدر الهی و جبری باشد، چگونه با اختیار و وعده پاداش الهی سازگار است؟ امام در پاسخ می فرماید که قضا و قدر الهی و تعلق اراده و قدرت خدا بر افعال آدمیان منافاتی با اختیار آنها ندارد. امر خدا به طاعات و نهی خدا از سیئات و وعده اعطای پاداش کثیر بر فعل قلیل انسان حاکی از این است که خدا انسان را مکلّف با اختیار ساخته است نه با جبر و اضطرار؛ لذا آنها مطابق اعمال خود مستحقّ پاداش و کیفر الهی خواهند بود.(17)
صاحب فضایح الرّوافض در معنای آیه ی شریفه ی «مالک یوم الدّین» گفته است که بنا به عقیده ی رافضی و اعتقاد او به اختیار انسان، خداوند مالک افعال و اعمال ما نیست.
شیخ عبدالجلیل می گوید: «اگر منظور از مالک، مالک به معنای فاعل باشد، خدا مالک و فاعل مستقیم اعمال ما نیست؛ چون یک فعل نمی تواند دو فاعل مختار درعرض هم داشته باشد. خدا انسان را مختار آفریده است و انسان در برخی از افعال خود فاعل مختار است و فعل اختیاری انسان با قید اختیار متعلق علم و اراده الهی است و اراده ی آن دو در طول یکدیگر بر فعل تعلق می گیرد؛ ولی اگر منظور از مالک، مالک به معنای عالم حاکم باشد، گوییم: خدا مالک افعال و اعمال ما است، یعنی به آنها علم دارد و حاکم به ثواب و عقاب اعمال ما در روز قیامت است.» (18)
کلمه ی «ملک» نُه بار در قرآن آمده است که در چهار مورد بر خداوند اطلاق شده است و به معنای مالک تدبیر امور مردم و اختیاردار حکومت آنان است به گونه ای که کسی نمی تواند مانع از حکم او شود و کسی حاکم بر او نیست.(19)
«ملک» به فرد قادر و توانایی گفته می شود که می تواند از طریق سیاست و تدبیر، گروهی را اداره کند و درحقیقت او با امر و نهی خود در جامعه تصرف می کند و به بیان مرحوم شهید مطهری در «ملک» مفهوم قدرت خوابیده است، یعنی تمام اشیا در دست قدرت اوست.(20)
علم ذاتی خداوند به حتمیّت وقوع اشیا و افعال را قضای علمی یا ذاتی و خود حتمیّت وقوع اشیا و افعال را قضای فعلی یا عینی گویند و صور علمی موجود در عالم مثال به حدود و ثغور و آثار و احوال اشیا را قدر علمی و خود حدود و ثغور و آثار و احوال اشیا را قدر فعلی خدا گویند. یکی از مسائلی که به قضا و قدر الهی مربوط می شود این است که آیا بداء در قضاء رخ می دهد یا در قدر؟ منظور از بداء چیست؟(21)
صفات منسوب به خدا از لحاظ مفهوم و معنی با صفات مخلوق فرق دارد که از جمله ی آنها صفت بداء است، بداء در مورد خدا و انسان معنای جداگانه ای دارد: بداء در مورد انسان عبارت از این است که شخصی به هنگام انجام کار با قصد و طرح و نقشه ی قبلی یا قبل از آن به زیان و آسیبی متوجه شود که قبلاً آن را نمی دانست، لذا از آن کار منصرف گردد و بگوید: برایم بداء حاصل شد که این به معنای ظهور بعد از خفا است، درحالی که چنین بدائی در مورد خدای عالم مطلق محال است، خدا بر آفریده های خود و سود و زیان هر چیز علم ازلی دارد، او هرگز کاری نمی کند که بعداً پشیمان شده و منصرف گردد.(22)
بداء در مورد خداوند به معنای اظهار پس از خفاست که خدا چیزی را مطابق اوضاع و شرایطی مقرر دارد و سپس به واسطه تغییر اوضاع و شرایط آن را تغییر دهد. خدا «فعّال ما یشاء» است که هر چه را مصلحت داند می کند و هر روز در کار تازه ای است، باید این تغییر را بدهد. مثل برطرف شدن بلا به سبب دعا و صدقه، و یا طول عمر به سبب صله ی رحم؛ چنان که با دعا و تضرع قوم یونس، بلای الهی از آنها دفع شد.(23)
از اخبار چنین بر می آید که خداوند علاوه بر لوح محفوظ که آنچه در آن است تغییرناپذیر است، لوحی به نام لوح محو و اثبات دارد که مقدّرات اشخاص و اشیا در آن ثبت است. مثلاً عمر زید پنجاه سال نوشته شده است. بدین معنی که اگر او کاری نکند که موجب درازی یا کوتاهی عمر شود، مقتضای حکمت آن است که عمر او بدین مقدار باشد، حال اگر صله ی رحم کند پنجاه محو گشته به جای آن شصت نوشته شود و اگر قطع رحم کند، چهل ثبت گردد. بداء به معنای این گونه تغییرات خالی از حکمت و مصلحت نیست که مفاد آیات شریفه ی «لکلّ اجل کتاب یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده أم الکتاب» و «کل یوم هو فی شأن» می باشد.(24)
قضای الهی در لوح محفوظ است، ولی قدر الهی در لوح محو و اثبات است؛ لذا در قضا و حاقّ ذات حق تعالی و مجردات تامه و عالم دهر، بداء رخ نمی دهد. بداء فقط در عالم مادّی و امتداد زمانی رخ می دهد که افق تجدّد و تدریج و تعاقب است. بعضی از اهل سنت خیال کرده اند که شیعه بدای نسبت به خدا را به همان معنای بدای نسبت به انسان می داند، لذا آن را نپذیرفته اند.(25)

اراده ی خداوند به افعال قبیح تعلق نمی گیرد

شیخ عبدالجلیل در مقام بیان امتناع صدور قبایح از ناحیه خداوند می گوید: «کلمه ی کل در آیه ی شریفه ی «الله خالق کل شیء» به معنای بعض است. هر فعلی که نقصان الهیّت خدا نکند، از خیرات و حسنات، متعلق قدرت و اراده خداوند است. افعال قبیح لایق به جناب حق تعالی نیست. فضایح و فساد و کفر و معاصی و طغیان، مراد و مقصود خداوند نیست. انسان به خاطر جهل و نادانی به قبح افعال و یا رفع احتیاج خود به انجام فعل قبیح دست می زند، درحالی که خدا به قبح همه ی قبایح آگاه است و از فعل تمامی قبایح مستغنی است. پس روا نباشد که اختیار فعل قبیح نماید.» (26)
چنان که شیخ ابوالفتوح رازی ذیل آیه ی «قل لا املک لنفسی ضرّاً و لا نفعاً الاّ ما شاء الله» می نویسد: «افعالی که از انسان سر می زند، برخی از آنها مأمور به، برخی منهیّ عنه، و برخی دیگر مباح یا قبیح است؛ که خدا نسبت به قسم اول مرید است و نسبت به قسم دوم کاره است و نسبت به قسم سوم نه مرید است و نه کاره.»(27)
مجبّره گفته اند که «لشیء» در آیه ی «و لا تقولنّ لشیء إنی فاعل ذلک غداً الا أن یشاء الله» عمومیت دارد و شامل اطاعت و معصیت و فعل مباح می شود. پس همه ی طاعات و معاصی و افعال مباح آدمیان با اراده ی خدا حاصل می شود و انسان در تمامی افعال خود مجبور است. شیخ عبدالجلیل در ردّ نظر اشاعره می گوید: «منظور از «أن یشاء الله» طاعت است، چنان که فرّا هم گفته است. به علاوه این آیه در مورد خضوع و خشوع و انقطای با خدا و فزع نازل شده است و به معصیت و مباح با خدا فزع نکنند. بنا به اجماع امّت بر هیچ مسلمانی روا نیست که بگوید: من فردا معصیت کنم ان شاء الله. کلمه ی «لشیء» در آیه ی فوق شامل معصیت نمی شود و معصیت مقصود بالذات و مراد خداوند نیست.» (28)

خدا جسم نیست و مکان ندارد

مشبّهه و مجسّمه که قائل به جسمانی بودن خدا و صعود و نزول او بودند، می گفتند که خداوند هر شب جمعه به صورت یک جوان اَمرد در حال سوار بر الاغی از آسمان به زمین می آید و ندا می کند که آیا استغفار کننده ای هست که توبه ی او را بپذیرم و گناهان او را بیامرزم؟ و چنین نقل شده است که فرقه ای از مشبّهه و مجسمه به نام سندلانیان (سپیدائیان یا سیدرائیان) شب های جمعه کاه و جو برای الاغ خداوند بر پشت بام مساجد خود می گذاشتند.(29)
از این رو شیخ عبدالجلیل در مقام نفی جسمانیت از ذات خدا و تنزیه خدا از صعود و نزول می گوید: «سندلانیان را خود معروف است که هر شب آدینه برای خر خدا کاه و جو نهادند تعالی و تقدّس عن الصعود و النّزول».(30)

خدا قابل رؤیت بصری و حسّی نیست

صاحب فضایح الرّوافض می گوید: «در قرآن کریم به رؤیت خداوند تصریح شده است. درحالی که رافضی رؤیت خدا را انکار کرده است.» شیخ عبدالجلیل در پاسخ به این ادعا می نویسد: «شیعه ی امامیه به رؤیت باطنی و قلبی خداوند معتقدند که مورد تأیید قرآن کریم است. شیعیان رؤیت مجاهره را نفی می کنند چنانکه قوم موسی از او خواستند خدا را به چشم آنها آشکار سازد. پس آنها را به سبب این تقاضا که از روی جهل و سرکشی کردند صاعقه ی سوزان درگرفت.» فقالوا أرنا الله جهره فأخذتهم الصّاعقه». شیعه معتقد است که خداوند را نمی توان به چشم سر مشاهده کرد. رؤیت ظاهری خدا که مشبّهه به آن معتقدند، امکان پذیر نیست.»(31)
خداوند متعال قابل رؤیت بصری و حسّی نیست، چنانکه در آیه ی شریفه «قال لن ترانی»، رؤیت خدا صراحتاً نفی شده است.»(32)
یکی از مسائل مهم کلامی در آغاز، رؤیت خداوند در روز قیامت بوده است. اهل حدیث و اشاعره می گفتند که خدا قابل ادراک نیست ولی قابل رؤیت است، آنها برای اثبات مدعای خود به ظاهر آیاتی از قبیل «وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره». استناد می کردند؛(33) ولی معتزله مرئی بودن را از خواص اجسام دانسته و برای احتراز از تجسیم و تشبیه خدا به آفریدگان، این قبیل آیات را تأویل می کردند و حال آن که چندان نیازی به تأویل آنها نبوده است و عدم رؤیت خدا در دنیا و آخرت به دلیل عقل ثابت است. به چشم دیدن خداوند بنا به حکم عقل و منطق صریح، غیرممکن است. آن دسته از آیات قرآن که ظاهر آنها منشأء توهّم اشعریان شده، همه جا با کلمه ی نظر است، نه رؤیت؛ و نظر با رؤیت متفاوت است. چنان که ابوالفتوح رازی در این مورد می گوید: «نظر به معنای تقلیب حدقه، یعنی برگردانیدن چشم به سوی مرئی است که با رؤیت به معنای دیدن متفاوت است، نگاه کردن غیر از دیدن است، چنان که عرب گوید: «نظرتُ الی الهلال و لم أره»: «به ما نگاه کردم و آن را ندیدم»، که اثبات نظر و نفی رؤیت می کند. نظر سبب رؤیت است و یک شی ء نمی تواند سبب خودش باشد؛ و یا گوییم: نظر مقدمه رؤیت، و رؤیت غایت نظر است. هدف از نگریستن به چیزی دیدن آن است و ممکن است با نگریستن به چیزی، انسان آن را ببیند یا نبیند. این آیات بیانگر این است که بندگان صالح در روز قیامت به لقای پروردگار نایل می شوند، نه اینکه او را به چشم ظاهر ببینند.»(34).

نتیجه

شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی در مباحث کلامی خود، با استناد به برخی از آیات قرآن کریم و روایات متواتر و ذکر دلایل عقلی، عقاید شیعه ی امامیّه را تبیین نموده و نسبت های ناروای صاحب بعض فضائح الرواقض را رد می کند.
مباحث کلامی او در صفات خداوند به مباحث کلامی ابوالفتوح رازی در تفسیر رَوح الجِنان و روح الجَنان از نظر روش کلامی و استناد به برخی از آیات و روایات متواتر و پرهیز از ظواهر ظنّی، بسیار نزدیک است.
.

پی‌نوشت‌ها:

1. نقض، مقدمه، ص بیست و سه؛ الفهرست، ص 87؛ هدیه العارفین، ج 5، ص 87 و 500؛ امل الآمل، ج 2، ص 143.
2. الذّریعه الی تصانیف الشیعه، ج 24، ص 284؛ نقض، مقدمه، ص 21.
3.نقض، ص 7؛ تعلیقات نقض، ج 1، ص 28.
4. اعراف / 180؛ نقض، ص 7؛ تعلیقات نقض، ج 1، صص 27- 28؛ تفسیر رَوح الجِنان و روح الجَنان، ج 1، صص 31- 32؛ همان، ج 5، صص 341- 340؛ رَوض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، ج 9، ص 26.
5. تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 2؛ توحید در قرآن، صص 227- 226.
6. تفسیر نور الثقلین، ج 5، صص 295- 296.
7. اصول کافی (با ترجمه و شرح جواد مصطفوی) ج 1، باب توحید، صص 16- 160.
8. تفسیر نمونه، ج 7، ص 23.
9. نقض، صص 483- 482.
10. همان، صص 484- 482.
11. تعلیقات نقض، ج 1، ص 27.
12. نقض، صص 487- 485.
13- همان، صص 505- 504؛ تعلیقات نقض، ج 2، صص 1184- 1183.
14- تکویر/ 29؛ انسان/ 30؛ شوری/ 8؛ مدثر/ 31؛ انعام/ 39 و 125؛ قصص/ 68 ؛ احزاب/ 36؛ توبه/ 51؛ سجده/ 13 ؛ اعراف/ 178؛ نحل / 36؛ یونس/49؛ هود/ 35؛ بقره/ 5و 6.
15. کهف/ 29؛ اسراء /94؛ احقاف/14؛ فرقان/ 15؛ واقعه /24؛ سجده/32؛ توبه/ 82و 95؛ الرحمن/ 60؛ نساء/79؛ حدید/ 8؛ مدثر/ 38 و 49؛ تغابن/ 2؛ فصّلت/ 46 ؛ یونس/ 108 و 30؛ انعام/ 104؛ نساء/ 110؛ رعد/ 11؛ تاریخ اندیشه های کلامی در اسلام، ج 1، صص 118- 116.
16. اصول کافی، (با ترجمه و شرح جواد مصطفوی)، ج 1، ص 215؛ نهایه الحکمه، ص 303.
17. نقض، ص 496؛ تعلیقات نقض، ج 2، صص 1183- 1181؛ اصول کافی، (با ترجمه و شرح جواد مصطفوی)، ج 1، صص 217 - 216؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، صص 247- 246.
18. نقض، ص 493.
19- التبیان، ج 9، ص 573؛ تفسیر المیزان، ج 19، ص 222؛ تفسیر نمونه، ج 23، ص 552؛ روح المعانی، ج 14، ص 256؛ کشف الاسرار، ج 10، ص 56.
20. منشور جاوید قرآن، ج 2، ص 382؛ آشنایی با قرآن، ج 6، صص 195- 196.
21- نهایه الحکمه، صص 6- 292.
22. اصول کافی، (با ترجمه و شرح جواد مصطفوی)، ج 1، صص 201- 200؛ اصول کافی، (با تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری)، ج 1، ص 148، روایت 11، 10، 16؛ فرهنگ علوم فلسفی و کلامی، ص 136.
23. اصول کافی، (با تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری)، ج 1، ص 148، روایت 13، 12و 15؛ اصول کافی، (با ترجمه و شرح جواد مصطفوی)، ج 1، صص 200- 202؛ روایت 1 و 3؛ همان صص 201- 200.
24. الرحمن / 29؛ مقدمه بر نبراس الضیاء و تسواء السواء فی شرح باب البداء و اثبات جدوی الدعاء صص 41 و 45؛ اصول کافی، (باترجمه و شرح جواد مصطفوی)، ص 201؛ اصول کافی، (با ترجمه و شرح محمد باقر کمره ای)، صص 618- 619؛ بحارالانوار، ج 4، صص 130- 131 ؛ رعد / 38 - 39؛ اصول کافی، (با تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری)، ج 1، ص146، روایت 2؛ همان، ج 1، ص 147، روایت 6و 7 ؛ فرهنگ علوم فلسفی و کلامی، ص 136؛ قاموس قرآن، ج 1، ص 115.
25. اصول کافی، (با ترجمه و شرح جواد مصطفوی)، صص 616- 617؛ نبراس الضّیاء و تسواء السّواء فی شرح باب البداء و اثبات جدوی الدعاء صص 56 و 201.
26. نقض، صص 489- 487 و ص 495.
27. یونس/ 49؛ تفسیر رَوح الجِنان و روح الجَنان، ج 6، ص 194؛ رَوض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، ج 11، ص 156.
28. کهف/ 23-24؛ تفسیر رَوح الجِنان و روح الجَنان، ج 7، صص 323- 322؛ رَوض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، ج 12، صص 338- 337.
29. تعلیقات نقض، ج 1، ص 271.
30. نقض، ص 123.
31. نساء/ 153؛ نقض، صص 6- 485.
32. اعراف/ 143؛ تفسیر رَوح الجِنان و روح الجَنان، ج 5، ص 272؛ رَوض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 389.
33. قیامت / 22- 23.
34. تاریخ علم کلام در ایران و جهان اسلام، صص 2- 40؛ تفسیر رَوح الجِنان و روح الجَنان، ج 11، صص 332 - 330؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 241.

منابع و مآخذ
1. الذّریعه الی تصانیف الشّیعه، آقا بزرگ طهرانی، بیروت: دارالاضواء 1403 ق.
2. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسّبع المثانی، محمود آلوسی، تصحیح محمد حسین العرب، بیروت: دارالفکر، 1414ق.
3. تاریخ اندیشه های کلامی در اسلام، عبدالرّحمان بدوی، ترجمه حسین صابری، مشهد: آستان قدس رضوی، 1370.
4. هدیه العارفین، اسماعیل باشا بغدادی، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1413ق.
5. تفسیر موضوعی قرآن کریم، عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، قم: مرکز نشر اسراء، 1387 ش.
6. تاریخ علم کلام در ایران و جهان اسلام، علی اصغر حلبی، اول، تهران: انتشارات اساطیر، 1373 ش.
7. کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، حسن بن یوسف، حلّی، قم: مکتبه المصطفوی، 1366 ش.
8. تفسیر رَوح الجِنان و روح الجَنان، حسین بن علی خزاعی رازی، تصحیح و حواشی، ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران؛ کتابفروشی اسلامیّه.
9. رَوض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، حسین به علی خزاعی رازی، تصحیح: محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.
10. کشف الاسرار و عده الابرار، ابوالفضل رشید الدّین میبدی، به اهتمام علی اصغر حکمت، تهران: امیر کبیر، 1371 ش.
11. منشور جاوید قرآن، جعفر سبحانی تبریزی، اصفهان: کتابخانه امیرالمؤمنین علی (ع)، 1360 ش.
12. فرهنگ علوم فلسفی و کلامی، جعفر سجادی، تهران: امیر کبیر، 1375 ش.
13. التبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن حسن طوسی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، 1413 ق.
14. المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسن طباطبایی، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1390 ق/ 1971 م.
15. نهایه الحکمه، محمد حسین طباطبایی، قم: مؤسسه نشر اسلامی، 1362 ش.
16. امل الآمل، حرّ عاملی، تحقیق سید احمد حسینی، قم: دارالکتاب الاسلامی، 1362 ش.
17. تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، با تعلیقات هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه اسماعیلیان، 1370 ش.
18. قاموس قرآن، علی اکبر قرشی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1376.
19. نقض (بعض مثالب النّواصب فی نقض" بعض فضائح الرّوافض")، عبدالجلیل قزوینی رازی، تصحیح: جلال الدین محدّث ارموی، تهران: انجمن آثار ملی، 1358ش.
20. اصول کافی، محمّد بن یعقوب کلینی، با ترجمه و شرح جواد مصطفوی، تهران: انتشارات گلگشت، 1375.
21. اصول کافی، محمّد بن یعقوب کلینی، با ترجمه و شرح محمد باقر کمره ای، تهران، انتشارات اسوه، 1383.
22. اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، با تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق.
23. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1412.
24. تعلیقات نقض، جلال الدین محدّث ارموی، تهران: انجمن آثار ملی، 1358 ش.
25. آشنایی با قرآن، مرتضی مطهری، تهران: صدرا، 1378 ش.
26. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، تهران: دار الکتب الاسلامیّه، 1371 ش.
27. الفهرست، منتجب الدین علی بن بابویه رازی، تحقیق: محدّث ارموی، سیّد جلال الدین، قم: کتابخانه ی عمومی آیه الله مرعشی نجفی، 1366ش.
28. نبراس الضّیاء و تسواء السّواء فی شرح باب البداء و اثبات جدوی الدّعاء محمد باقر میر داماد، با تعلیقات ملا علی نوری و تصحیح و تعلیق حامد ناجی اصفهانی، تهران: مؤسسه انتشارات هجرت، 1374.
29. مقدمه بر نبراس الضیاء و تسواء السّواء فی شرح باب البداء و اثبات جدوی الدّعاء میر داماد با تعلیقات ملاّ علی نوری، حامد ناجی اصفهانی، تهران: مؤسسه انتشارات هجرت، 1374
منبع مقاله: کتاب ماه فلسفه، شماره 65، بهمن 1391



 

- نظرات (0)

ثواب قرایت سوره های قرآن

ثواب قرایت سوره های قرآن

سم الله الر حمن الر حیم
خواندن قرآن باید همراه با تدبر در آیات قرآن باشد و قاری به هنگام تلاوت قرآن در معنا و مفاهیم آن اندیشه کند. چرا که اندیشه و تفکر در قرآن مقدمه ای برای عمل به دستورات الهی است. تنها در این صورت است که انسان به این توابهای عظیم نائل می شود.
تلاش ما بر این است تا شما را را با گوشه ای از ثواب عظیم تلاوت سوره های قرآن آشنا کنیم. جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به کتاب ثواب العمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

ثواب قرائت سوره حمد
امام صادق علیه السلام فرمودند: اسم اعظم خداوند در سوره حمد است .

ثواب قرائت سوره بقره و آل عمران
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره بقره و آل عمران را بخواند، این دو در روز قیامت مانند دو پاره ابر یا دو سایبان بر سر او سایه می اندازند.
ثواب خواندن آیه الکرسی هنگام خواب و پس از هر نماز
راوی می گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمودند: کسی که به هنگام خواب آیت الکرسی بخواند، انشاء الله از فلج شدن ترسی نخواهد داشت . و کس که آن را پس از هر نمازی بخواند، هیچ گزنده زهرداری به او آسیب نخواهد رساند.

ثواب قرائت سوره نساء در هر جمعه
امیرالمو منین علیه السلام فرمودند: کسی که در هر جمعه سوره نساء را بخواند، از فشار قبر ایمن خواهد بود.

ثواب قرائت سوره مائده
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که هر پنجشنبه سوره مائده را قرائت کند، ایمانش لباس ظلم نپوشیده و هیچ گاه شرک نخواهد ورزید.

ثواب قرائت سوره انعمام
امام صادق علیه السلام فرمودند: سوره انعام یک جا نازل شده و در حال نزول هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه می کردند تا بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نازل شد. پس آن را بزرگ بدانید و تکریم نمایید. و اگر مردم می دانستند در آن چیست ، آن را ترک نمی کردند.

ثواب قرائت سوره اعراف
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره اعراف را در هر ماه بخواند، در روز قیامت از کسانی خواهد بود که هیچ ترس و اندهی ندارد . و اگر در هر جمعه آن را قرائت نماید، از کسانی خواهد بود که در روز قیامت مورد محاسبه قرار نمی گیرند. و آگاه باشید که یکی از محکمات قرآن در این سوره این است . و همانا در روز قیامت برای هر کسی که آن را خوانده باشد، گواهی می دهد.

ثواب قرائت سوره انفال و توبه
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در هر ماه سوره انفال و توبه را بخواند، هیچگاه گرفتار هیچ نوع نفاقی نخواهد شد و از شیعیان امیرالمومنین علیه السلام خواهد بود .

ثواب قرائت سوره یونس
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که هر دو ماه یا سه ماه یک بار سوره یونس را بخواند، نمی ترسد که از جاهلان باشد و در روز قیامت از مقربین خواهد بود.

ثواب قرائت سوره هود
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که در هر جمعه سوره هود را بخواند، خدای عزوجل در روز قیامت او را در گروه پیامبران برمی انگیزد و در آن روز او را بی گناه خواهند دانست .

ثواب قرائت سوره یوسف
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره یوسف را در هر شب یا روز بخواند، خدای متعال او را در روز قیامت در حالی بر می انگیزد که مانند، یوسف زیباست و در روز قیامت هیچ ترسی به او نخواهد رسید و از بهترین بندگا صالح خداوند خواهد بود. و نیز فرمودند: این سوره در تورات نیز آمده است .

ثواب قرائت سوره رعد
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره رعد را زیاد قرائت نماید، هیچگاه خداوند او را گرفتار صاعقه نخواهد نمود؛ گر چه دشمن اهل بیت علیه السلام باشد. و اگر مومن باشد، بدون حساب او را وارد بهشت خواهد نمود و شفاعت او در مورد همه خاندان و برادرانش که آنها را می شناسد، پذیرفته می شود.

ثواب قرائت سوره ابراهیم و حجر
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در هر جمعه سوره ابراهیم و حجر را در دو رکعت با هم بخواند، 7 هیچ گاه دچار فقر، دیوانگی و مصیبت نخواهد شد.

ثواب قرائت سوره نحل
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که در هر ماه سوره نحل را بخواند، از جریمه دادن و هفتاد بلا که کوچکترین آن دیوانگی ، جذام و پیسی است ، محفوظ خواهد بود. و مسکن او در جنت عدن که وسط بهشت است خواهد مرد.

ثواب قرائت سوره بنی اسرائیل
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره بنی اسرائیل را در هر شب جمع زیارت کند، تا قائم آل محمد صلی الله علیه و آله را درک نکند و از اصحاب او نباشد، نخواهد مرد.

ثواب قرائت سوره کهف
1. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: هیچ بنده ای آیه قل انما ان بشر مثلکم .... را نمی خواند، مگر این که نوری خواهد داشت از خوابگاه خود تا کعبه و اگر از اهل مکه باشد نور او را تا بیت المقدس خواهد بود.
2. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره کهف را در هر جمعه بخواند، نمی میرد، مگر شهید و خداوند او را با شهدا بر می انگیزاند و در روز قیامت همراه با شهدا خواهد بود.

ثواب قرائت سوره مریم
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که بر خواندن سوره مریم مداومت نماید، تا زمانی که از لحاظ جانی و مال و فرزندان به بی نیازی نرسد، نخواهد مرد و در آخرت از یاران حضرت عیسی علیه السلام خواهد بود و نیز در آخرت مانند دارایی سلیمان در دنیا را به او خواهند داد.
ثواب قرائت سوره طه
امام صادق علیه السلام فرمودند: خواندن سوره طه را ترک نکنید. زیرا خدوند آن سوره و کسی را که آن را تلاوت کند، دوست می دارد. کسی که بر قرائت آن مداومت نماید، خداوند در روز قیامت نامه عملش را به دست راستش خواهد داد ؛ درباره کارهای او در زمان مسلمانیش محاسبه نخواهد شد و در آخرت آن قدر پاداش به او می دهند، که راضی می شود.

ثواب قرائت سوره انبیاء
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که به خاطر علاقه به سوره انبیاء، آن را تلاوت نماید، مانند کسی خواهد بود که در بهشتهای ناز و نعمت با همه پیامبران همنشین است . و در طول زندگانی خود در چشم مردم شخص ‍ متشخصی خواهد بود

ثواب قرائت سوره حج
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که هر سه روز یک بار سوره حج را تلاوت نماید، یک سال نمی گذرد که به حج برود. و اگر در سفر حج بمیرد، وارد بهشت می شود. عرض کردم : اگر از مخالفین ( سنی ) باشد چطور؟ فرمودند: از عذابش کاسته می شود.

ثواب قرائت سوره مومنین
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره مو منین را قرائت نماید، خداوند او را تا آخر عمر سعادتمند می نماید. و اگر بر قرائت آن در هر جمعه مداومت نماید، منزل او در فردوس اعلی ( بهشت برتر) همراه با پیامبران و رسولان خواهد بود.

ثواب قرائت سوره نور
امام صادق علیه السلام فرمودند: با تلاوت سوره نور مال و عفت خود و زنانتان را حفظ کنید. زیرا هر کسی که هر روز یا هر شب بر قرائت آن مداومت نماید، تا زمان مرگش هیچ یک از افراد خاندانش زنا نخواهد کرد؛ و هنگامی که بمیرد، هفتاد هزار فرشته او را تا قبرش تشییع می نمایند، و تمامی این فرشتگان تا زمان ورود او به قبر برای او دعا و از خدا برایش ‍ آمرزش می خواهند.

ثواب قرائت سوره فرقان
امام کاظم علیه السلام به ابن عمار فرمودند: ای ابن عمار! تلاوت سوره تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده را ترک نکن . زیرا همانا هر کسی که هر شب آن را بخواند، خداوند هیچ گاه او را عذاب ننموده ، او را مورد محاسبه قرار نداده و در منزل او در فردوس اعلی (بهشت برتر ) خواهد بود.

ثواب قرائت سوره نمل ، شعرا و قصص
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره های طواسین ( سه سوره نمل ، شعرا، و قصص ) را در شب جمعه بخواند، از دوستان خدا و در پناه او امان نخواهد بود؛ هیچگاه دچار فلاکت نخواهد شد، در آخرت به اندازه رضایت و حتی بالاتر از رضای او از بهشت به او خواهند داد؛ و خداوند صد همسر از حوالعین به او عطا می نماید.

ثواب قرائت سوره عنکبوت و روم
امام صادق علیه السلام فرمودند: ای ابامحمد! به خدا سوگند که کسی در شب بیست و سوم ماه رمضان سوره های عنکبوت و روم را بخواند، اهل بهشت خواهد بود و هیچ کسی را از آن استثنا نمی کنم . و خداوند برای این سوگند گناهی بر من نخواهد داشت . و این دو سوره نزد خداوند منزلت زیادی دارند.

ثواب قرائت سوره لقمان
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره لقمان را در هر شب بخواند، خداوند در آن شب فرشتگانی را بر او می گمارد که تا صبح او را از شیطان و لشکریان او حفظ نماید. و اگر در روز آن را تلاوت کند، تا شب او را از شیطان و لشکریاش حفظ می نماید.

ثواب قرائت سوره سجده
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در هر جمعه سوره سجده را بخواند، خداوند نامه عملش را به دست راستش داده و کارهایش را مورد محاسبه قرار نمی دهد؛ و از همنشینان حضرت محمد و اهل بیت علیه السلام او می باشد.

ثواب قرائت سوره احزاب
عبدالله بن سنان می گوید امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که سوره احزاب را زیاد بخواند، روز قیامت در پناه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و همسران او می باشد. سپس آن حضرت علیه السلام فرمودند: رسواییهای زنان و مردان قریش و غیر آنها در سوره احزاب است . ای ابن سنان ! همانا سوره احزاب زنان قریش را رسوا نمود. و این سوره طولانی تر از سوره بقره بود ولی آن را تحریف و ناقص نمودند.

ثواب قرائت سوره سبا و فاطر
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که یک بار در عمر خود سوره یس را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده ای در دنیا و هر آفریده ای در آخرت و در آسمان دو هزار حسنه برای او نوشته و دو هزار گناه او را پاک می نماید و دچار فقر، زیان مالی ، زیر آوار ماندن ، بیچارگی ، دیوانگی ، جذام ، وسواس و بیماریهای زیانبخش نمی شود. و خداوند سختیهای مرگ و ترسهای آن را برای او آسان نموده و قبض روح او را خود به دست می گیرد و از کسانی خواهد بود که خداوند برای آنان گستردگی در زندگی ، خوشحالی هنگام زیارت خداوند، و رضایت به ثواب الهی را در آخرت برای آنان تضمین نموده است . و خداوند متعال به تمام فرشتگان آسمانی و زمینیش ‍ می فرماید: همانا که از فلای راضی شدم ، پس برای او استغفار نمایید.

ثواب قرائت سوره صافات
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در هر جمعه سوره صافات را بخواند، پیوسته از هر آفتی محفوظ بوده و هر گرفتاری در زندگی دنیا از او دور می شود و خوشرزقترین مردم خواهد بود و هیچ شیطان رانده شده ای و ستمگر حق کشی نمی تواند ضرر مالی و جانی به او بزند و اگر در آن روز یا شب پس از آن می میرد، خداوند او را شهید بر می انگیزد و شهید می میراند و او را با شهیدان در یک مقام و منزل وارد بهشت می نماید.

ثواب قرائت سوره ص
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره ص را در شب جمعه بخواند، آن قدر خیر دنیا و آخرت به او می دهند که به هیچ کسی ، جز پیامبر مرسل یا فرشته مقرب نداده اند و خداوند او و هر کسی از خانواده اش را که او بخواهد، حتی خدمتکارش را به بهشت می برد؛ اگر چه او هم رتبه افراد خانواده اش یا کسانی نباشد که شفاعتشان می نماید.

ثواب قرائت سوره زمر
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره زمر را قرائت نماید و قرائت آن را آسان بداند، خداوند شرف دنیا و آخرت را به او عطا می فرماید و بدون مال و اقوام و خویشان ، او را عزیز می نماید؛ بگونه ای که در چشم کسانی که او را می بینند، بزرگ می نماید؛ بدنش را بر آتش حرام می گرداند و در بهشت برای او هزار شهر می سازد که در هر شهری هزار قصر و در هر قصری صد هورالعین است . و علاوه بر این ، دو چشمه آب جاری ، دو چشمه آب که زیر درختان جاری است ، دو چشمه سر سبز و خرم ، حوالعین های در سراپرده ( که چشم کسی به آنها نیفتاده است ) و انواع گوناگون نعمتها و میوه ها و از هر میوهای دو نوع ( که یک نوع آن دنیایی و نوع دیگر آخرتی است ) خواهد داشت .

ثواب قرائت سوره غافر
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره غافر را هر شب بخواند، خداوند گناهان او را از اول تا آخر می آمرزد، او را با تقوی نموده و آخرت را برای او بهتر از دنیایش می گرداند.

ثواب قرائت سوره فصلت
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره فصلت را بخواند، این سوره در روز قیامت مایه خوشحالی او بوده و برای او نوری خواهد بود که تا جایی که چشمانش می بیند، نور افشانی می کند. در این دنیا هم زندگی خوبی داشته و مورد غبطه دیگران واقع می شود.

ثواب قرائت سوره شوری
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که بر خواندن سوره شوری مداومت نماید، روز قیامت در حالی او را بر می انگیزاند که صورتش مانند برف سفید یا مانند خورشید تابان است . و هنگامی که در پیشگاه خداوند عزوجل ایستاد، خداوند می فرماید: بنده ام ! بر قرائت سوره شوری مداومت نمودی ولی ثواب آن را نمی دانستی . و گر می دانستی که این سوره چیست و چه ثوابی دارد هیچ گاه از قرائت آن دلتنگ نمی گشتی . اما من به زودی تو را به پاداشتی می رسانم . ( آنگاه خداوند می فرماید:) او را به بهشت ببرید. و قصری از یاقوت سرخ در بهشت برای اوست که درها، بالای آن و پله های آن نیز از همان یاقوت سرخ است . بیرون آن از داخل و داخل آن از بیرون دیده می شود. علاوه بر این ، هزار کنیز و هزار غلام کودک خواهد داشت که همیشه کودک باقی می مانند و خدای عزوجل در قرآن آنها را توصیف نموده است .

ثواب قرائت سوره زخرف
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که بر تلاوت سوره زخرف مداومت نماید، خداوند در قبر، او را از حشرات و حیوانات سمی زمین و فشار قبر ایمن می نماید تا زمانی که در پیشگاه خداوند حاضر شود. آنگاه این سوره حاضر شده و به دستور خدای متعال او را به بهشت می برد.

ثواب قرائت سوره دخان
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره دخان را در نمازهای واجب و مستحب بخواند، خداوند او را امان یافته و بر می انگیزد؛ در زیر عرش خود بر او سایه می افکند، در حساب و بر او آسان گرفته و نامه عملش را در دست راستش می دهد.

ثواب قرائت سوره جاثیه
امام صادق علیه السلام فرمودند: ثواب کسی که سوره جاثیه را بخواند، این است که هیچگاه جهنم را ندیده سر و صدای آتش را نخواهد شنید و همراه با حضرت محمد صلی الله علیه و آله خواهد بود.

ثواب قرائت سوره احقاف
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که هر شب یا هر جمعه سوره احقاف را بخواند، خداوند در این دنیا او را گرفتار ترس ننموده و از ترس روز قیامت او را ایمن می نماید؛ ان شاء الله .

ثواب قرائت سوره های که با حم آغاز می شوند
مام صادق علیه السلام فرمودند: سوره هایی که با حم آغاز ی شوند، گیاهان خوشبوی قرآنند. بنابراین ، هنگامی که آن را تلاوت نمودید، خدای را به خاطر تلاوت آن حمد و ثنا و ستایش گویید. زیرا همانا وقتی که بنده ای
این سوره را تلاوت کند، از دهان او بویی خوشتر از مشک اعلی و عنبر خارج می شود؛ و همانا خدای عزوجل محققا به خواننده و قاری آن ترحم نموده و نیز همسایگان ، دوستان ، آشنایان و همه نزدیکان او را مورد رحمت خود قرار می دهد، و همانا، عرش ، کرسی و فرشتگان مقرب خدا در روز قیامت برای او استغفار می نمایند.

ثواب قرائت سوره محمد صلی الله علیه و آله
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره محمد صلی الله علیه و آله را تلاوت نماید، هیچگاه شک و شبهه ای برایش پیش نیامده ، هیچگاه در دینش شک نخواهد کرد، خداوند هیچ گاه او را دچار فقر و ترس از شیطان نخواهد نمود و پیوسته از شرک و کفر محفوظ است تا بمیرد. و هنگامی که وفات یافت خداوند هزار فرشته را در قبر او می گمارد که نماز بخوانند و ثواب نمازشان هم برای او خواهد بود. و نیز آن فرشتگان ، او را تا رسیدن به جایگاه امان یافتگان در پیشگاه خداوند عزوجل بدرقه می نمایند. و او در امان خدا و امان حضرت محمد صلی الله علیه و آله خواهد بود .

ثواب قرائت سوره فتح
امام صادق علیه السلام فرمودند: با قرائت سوره فتح اموال ، زنان و بردگان خود را از نابوی حفظ کنید. همانا کسی که بر قرائت آن مداومت نماید در روز قیامت منادی او را به گونه ای مردم می شنوند ندا می کند؛ تو از بندگان مخلص من هستی ، او را به بندگان صالحم ملحق نمایید؛ در بهشتهای نعمت واردش کنید و به او نوشابه سر بسته ای بدهید که چون کافور خنک است .

ثواب قرائت سوره حجرات
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره حجرات را در هر شب یا هر روز بخواند، از زائران حضرت محمد صلی الله علیه و آله خواهد بود.

ثواب قرائت سوره ق
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که در نمازهای واجب و مستحب بر قرائت سوره ق مداومت نماید، خداوند رزق او را فراوان نموده ، نامه عملش را به دست راستش می دهد و در حساب بر او آسان می گیرد.

ثواب قرائت سوره ذاریات
امام صادق علیه السلام فرمودند کسی که سوره ذاریات را در شب یا روز بخواند، خداوند امور زندگیش را اصلاح و روزش را فراوان می گرداند و قبرش را با چراغی که تا روز قیامت روشن است ، نورانی می نماید.

ثواب قرائت سوره طور
امام صادق علیه السلام و امام باقر علیه السلام فرموده اند: کسی که سوره طور را تلاوت نماید، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا می نماید.

ثواب قرائت سوره نجم
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که هر روز یا هر شب ب تلاوت سوره نجم مداومت نماید، به خوبی در میان مردم زندگی نموده ، آمرزیده شده و محبوب مردم خواهد بود.

ثواب قرائت سوره قمر
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره قمر را تلاوت نماید، خداوند او را سوار شتری از شتران بهشت از قبر خارج می سازد.

ثواب قرائت سوره الرحمن
امام صادق علیه السلام فرمودند: قرائت سوره الرحمن و مداومت بر قرائت آن را ترک نکنید. زیرا در دلهای منافقین جای نمی گیرد و خداوند در روز قیامت این سوره را به شکل انسانی با زیباترین شکل و هر چه خوشبوتر می آورد و این سوره در جایی که هیچ کس نزدیکتر از او به خداوند نیست ، آنگاه خداوند از او می پرسد: چه کسی در زندگی دنیا بر قرائت تو مداومت می ورزید؟ و او پاسخ می دهد: خدایا! فلانی و فلانی . و آنان رو سفید می شوند. آنگاه خداوند به آنان می فرماید: هر که را دوست می داری شفاعت کنید. و آنان بی حساب شفاعت می کنند به گونه ای که کسی باقی نمی ماند که برایش شفاعت کند. سپس می فرماید: وارد بهشت شوید و در هر جای آن که می خواهید ساکن شوید.

ثواب قرائت سوره واقعه
1. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند، خداوند او را دوست می دارد؛ محبت او را در دل همه مردم می افکند، هیچگاه در دنیا گرفتار فلاکت ، فقر، نداری و آفتی از آفات دنیا نمی شود و از دوستان امیرالمومنین علیه السلام خواهد بود. این سوره مخصوص امیرالمومنین علیه السلام است و هیچ کسی با او در آن شریک نیست .
2. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که همیشه در نماز واجب سوره حدید و مجادله را بخواند، خداوند تا هنگام مرگش هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد؛ خود و خانواده اش دچار مصیبتی نمی شوند و بدنش سالم و بی عیب خواهد ماند.

ثواب قرائت سوره حدید و مجادله
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که همیشه در نماز واجب سوره مجادله و حدید را بخواند، خداوند تا هنگام مرگش هیچ گاه او را عذاب نخواهد کرد، خود و خانواده اش دچار مصیبتی نمی شوند و بدنش سالم و بی عیب خواهد ماند.

ثواب قرائت سوره حشر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که سوره حشر را تلاوت نماید هیچبهشت و جهنم ، عرش و کرسی ، حجاب ، آسمان و زمین ، هوا و باد، پرنده ، درخت و کوهخورشید و ماه و فرشته ای نمی ماند؛ مگر این که بر او درود فرستاده و برای او استغفارمی نمایند و اگر بمیرد، شهید مرده است .

ثواب قرائت سوره ممتحنه
امام زین العابدین علیه السلام فرمودند: کسی که سوره ممتحنه را در نمازهای واجب و مستحب بخواند؛ خداوند دلش را برای ایمان خالص ‍ می گرداند و دیدگانش را روشن می نماید؛ هیچگاه دار فقر نشده و خود و فرزندانش دیوانه نشوند.

ثواب قرائت سوره صف
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره صف را بخواند و در نمازهای واجب و مستحب بر قرائت آن مداومت نماید، انشاءالله خداوند او را با فرشتگان و پیامبران مرسلش در یک صف قرار خواهد داد.

ثواب قرائت سوره جمعه ، منافقین و اعلی
امام صادق علیه السلام فرمودند: واجب است که شیعه ما در شب جمعه ، سوره جمعه اعلی و در نماز ظهر روز جمعه ، سوره جمعه ، و سوره منافقین را بخواند. کسی که این کار را انجام دهد، گویا، عمل رسول خدا صلی الله علیه و آله را به جا آورده است ، و پاداش و ثواب او این است که خداوند او را به بهشت ببرد.

ثواب سوره تغابن
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره تغابن را در نماز مغرب واجب بخواند، این سوره در قیامت شفاعت کننده او خواهد بود و نزد کسی که شهادت او را قبول داشته باشد، شاهد عادلی می شود، و از او جدا نخواهد شد تا او را به بهشت ببرد.

ثواب قرائت سوره طلاق و تحریم
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره طلاق و تحریم را در نماز فریضه بخواند، خداوند نمی گذارد که در روز قیامت بترسد یا اندوهگین شود؛ از آتش معاف شده و خداوند به خاطر تلاوت این سوره ها و مراقبت از آنها او را به بهشت می برد. زیرا این سوره ها از آن پیامبر اکمر صلی الله علیه و آله است .

ثواب قرائت سوره ملک
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره ملک را قبل از خواب در نماز واجب بخواند، تا صبح در امان خدا خواهد بود و در روز قیامت نیز تا ورود به بهشت در پناه خداست .

ثواب قرائت سوره قلم
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره قلم را در نماز واجب یا مستحب بخواند، خداوند او را برای همیشه از فقر ایمن نموده و هنگامی که بمیرد، او را از عذاب قبر پناه می دهد.

ثواب قرائت سوره الحاقه
امام باقر علیه السلام فرمودند: سوره الحاقه را زیاد بخوانید. همانا قرائت آن در نمازهای واجب و مستحب جزیی از ایمان به خدا و رسولش می باشد. زیرا همانا این سوره فقط برای امیرالمو منین علیه السلام و معاویه نازل گردید و خواننده این سوره تا روز دیدار خدای عزوجل دین خود را از دست نخواهد داد.

ثواب قرائت سوره معارج
امام صادق علیه السلام فرمودند: سوره معارج را زیاد بخوانید. زیرا همانا کسی که زیاد آن را بخواند، در روز قیامت خداوند از گناه او سوال نمی فرماید و در بهشت او را با حضرت محمد صلی الله علیه و آله و اهل بیت او سکوت دهد؛ انشاءالله .

ثواب قرائت سوره نوح
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که به خداوند مومن است و کتاب او را می خواند، تلاوت سوره نوح را ترک نمی کند. هر بنده ای که با صبر و برای پاداش الهی این سوره را در نماز واجب یا مستحب بخواند، خدای تعالی او را در جایگاه نیکوکاران جای می دهد؛ غیر از بهشت خودش سه بهشت دیگر نیز برای بزرگداشت به او عطا می نماید؛ دویست حوالعین و چهارهزار زن شوهر دیده به همسری به او عطا می نماید؛ انشاءالله .

ثواب قرائت سوره جن
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که جن را زیاد بخواند، هیچ گاه دچار چشم زخم ، سحر، جادو، مکر و جن نخواهد شد؛ همراه با حضرت محمد صلی الله علیه و آله خواهد بود؛ و خواهد گفت : پروردگارا! من جز همراهی با حضرت رسول صلی الله علیه و آله ، چیز دیگری نمی خواهم .

ثواب قرائت سوره مزمل در نماز عشاء
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره مزمل را در نماز عشا یا آخر شب بخواند، شب و روز همراه با سوره مزمل برای او شهادت داده و خداوند زندگی و مرگی شیرین به او عطا می نماید.

ثواب قرائت سوره مدثر
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که در نماز واجب سوره مدثر را بخواند، به عهده خدا است که او را همراه با حضرت محمد صلی الله علیه و آله در درجه او قرار بدهد و انشاءالله در زندگی دنیا هیچگاه دچار بدبختی نخواهد شد.

ثواب قرائت سوره قیامت
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که بر خواندن سوره قیامت مداومت نماید و به آن عمل کند، خدای عزوجل او را با زیباترین صورت همراه با رسول خدا صلی الله علیه و آله از قبرش بر می انگیزد و به او مژده داده و در صورت او می خندد تا از پل صراط و میزان بگذرد.

ثواب قرائت سوره انسان
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره انسان را صبحهای پنج شنبه بخواند، خداوند هشتصد حورالعین بکر و چهارهزار حوالعین شوهردیده به همسری او عطا می نماید و غیر از این ، حوالعین دیگری نیز، و همراه با حضرت محمد صلی الله علیه و آله خواهد بود.

ثواب قرائت سوره مرسلات ، نباء و نازعات
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره مرسلات را بخواند، خداوند بین او و حضرت محمد صلی الله علیه و آله آشنایی ایجاد می نماید. و کسی که هر روز بر قرائت سوره نباء مداومت نماید، یک سال نخواهد گذشت که خاه کعبه را زیارت می نماید؛ انشاءالله . و کسی که سوزه نازعات را تلاوت نماید، مرد، مگر سیراب و برانگیخته نخواهد شد، مگر سیراب و وارد بهشت نخواهد شد، مگر سیراب .

ثواب قرائت سوره عبس و تکویر
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره عبس و تکویر را قرائت نماید، زیر بال خدا بوده و از خیانت دیگران در امان می باشد، در سایه خداوند و کرامت او بسر می برد و در بهشت او به سر خواهد برد. و این کار برای خداوند بزرگ نیست . انشاءالله .

ثواب قرائت سوره انفطار و انشقاق
شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که همیشه در نمازهای واجب و مستحب سوره های انفطار و انشقاق را بخواند، خداوند بین او و حاجتش فاصله نمی اندازد و مانعی بین او و خدا نخواهد بود. و پیوسته خداوند به او می نگرد و تا از حساب مردم فارغ شود.

ثواب قرائت سوره مطفقین
امام صادق علیه السلام فرموند: کسی که در نماز واجب سوره مطفقین را بخواند، خداوند در روز قیامت امان از آتش را به او عطا می فرماید، نه آتش ‍ او را می بیند و نه آتش را؛ از پل جهنم عبور نخواهد کرد و در روز قیامت حساب پس نمی دهد.

ثواب قرائت سوره بروج
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره بروج را در نمازهای واجب خود بخواند، همانا این سوره پیامبران است ، حشر و جایگاه او با پیامبران ، رسولان و صالحان است .

ثواب قرائت سوره طلاق
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در نمازهای واجب سوره طلاق را بخواند، در روز قیامت در نزد خداوند دارای مقام و منزلتی بوده ، و در بهشت از دوستان پیامبران و دوستان یاران آنها خواهد بود .

ثواب قرائت سوره اعلی
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره اعلی را در نمازهای واجب یا مستحب بخواند، در روز قیامت به او می گویند: از هر کدام از درهای بهشت که می خواهی وارد شو. انشاءالله .

ثواب قرائت سوره غاشیه
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در نماز واجب یا مستحب بر قرائت سوره غایشهمداومت نماید، خداوند در دنیا و آخرت او را با رحمت خود می پوشاند، و در روز قیامت امان ازآتش را به او عطا می نماید. ثواب قرائت سوره فجر
امام صادق علیه السلام فرمودند: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب بخوانید. زیرا همانا این سوره از آن امام حسین علیه السلام است . و کسی که آن را بخواند، در روز قیامت با امام حسین علیه السلام در درجه او در بهشت می باشد. همانا خدای عزوجل عزیز و حکیم است .

ثواب قرائت سوره بلد
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در نمازهای واجب خود سوره بلد را بخواند، در دنیا او را به عنوان یک انسان صالح ، و در آخرت به عنوان کسی که نزد خدا منزلتی دارد؛ خواهند شناخت و در روز قیامت از دوستان پیامبران ، شهدا و صالحان خواهد بود .

ثواب قرائت سوره شمس ، لیل ، ضحی ، و شرح
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در شب یا روز سوره لیل ، شمس ، ضحی و شرح را زیاد بخواند، چیزی در کنار او نیست ، مگر این که برای او شهادت می دهد؛ حتی مو، پوست ، خون ، گوشت ، رگها، اعصاب ، استخوانها، و همه ذرات وجودش که بر روی زمین است . پروردگار متعال نیز می فرماید: شهادت شما در مورد بنده ام را پذیرفته و آن را روا گردانیدم . او را به بهشتهایم ببرید تا هر کجا را که می خواهد انتخاب کند و آن جا را بدون منتی از من و تنها از روی لطف و تفضل من ، به او بدهید. و گوارای گوارای او باشد.

ثواب قرائت سوره تین
امام صادق علیه السلام : فرمود کسی که سوره تین را در نمازهای واجب و مستحب بخواند، آن قدر از بهشت به او می دهند که راضی شود.

ثواب قرائت سوره علق
امام صادق علیه السلام : فرمودند کسی که در شب یا روزی سوره علق را تلاوت نماید، آنگاه در همان شب یا روز بمیرد، شهید مرده است ، خداوند او را شهید برمی انگیزد، شهید زنده می نماید و مانند کسی خواهد بود که با رسول خدا صلی الله علیه و آله در راه خدا شمشیر زده باشد.

ثواب قرائت سوره قدر
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که با صدای بلند سوره قدر را بخواند، مانند کسی است که در راه خدای عزوجل شمشیر کشیده باشد و کسی که آن را با صدای آهسته بخواند، مانند کسی است که در راه خدا در خون خود غلتیده باشد، و کسی که ده با آن را بخواند، خداوند هزار گناه از گناهان او را پاک می نماید.

ثواب قرائت سوره بینه
امام باقر علیه السلام فرمودند کسی که سوره بینه را بخواند، از شرک بیزار می باشد؛ وارد دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله خواهد شد؛ خدای عزوجل او را مو من بر می انگیزد و در حساب بر او آسان می گیرد.

ثواب قرائت سوره زلزله
امام صادق علیه السلام فرمودند: از قرائت سوره زلزله دلتنگ نشوید. زیرا همان کسی که در نمازهای مستحب آن را بخوانمد، هیچ گاه خداوند او را گرفتار زلزله نمی گرداند و نه با زلزله و صاعقه و نه با هیچ آفتی از آفات دنیا نمی میرد. و هنگامی که بمیرد، به او دستور می دهند که به بهشت برود. و خدای عزوجل می فرماید: بهشتم را بر تو حلال کردم . در هر کجای آن که می خواهی و دوست داری ، ساکن شو که کسی تو را از آن منع نکرده و دور نمی کند.

ثواب قرائت سوره عادیات
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره عاریات را بخواند و بر قرائت آن مداومت نماید، خدای عزوجل در روز قیامت او را به طور مخصوص با امیرالمومنین علیه السلام محشور می نماید و در حریم او و از دوستان او خواهد بود.

ثواب قرائت سوره قارعه
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره قارعه را زیاد بخواند، خداوند عزوجل او را از فتنه دجال و ایمان به دجال و نیز در روز قیامت از چرکهای جهنم مصون می دارد: انشاءالله .

ثواب قرائت سوره تکاثر
1. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره تکاثر را در نماز واجب بخواند، خداوند ثواب ، و پاداش صد شهید را برای او می نویسد. و کسی که آن را در نماز مستحب بخواند، خداوند ثواب پنجاه شهید را برای او می نویسد و در نماز واجبش چهل صف از فرشتگن با او نماز می خوانند.
2. امام صادق علیه السلام نقل می نماید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که هنگام خواب سوره تکاثر را بخواند، از عذاب قر در امان خواهد بود.

ثواب قرائت سوره عصر
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در نمازهای مستحب خود سوره عصر را بخواند، خداوند در روز قیامت او را با چهرهای درخشان ، خندان و خوشحال بر می انگیزد تا وارد بهشت شود.

ثواب قرائت سوره همزه
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره همزه را در نمازهای واجبش بخواند، خداوند فقر را از او دور می نماید، رزق را به سوی او می کشاند و مرگ بد را از وی دفع می کند.

ثواب قرائت سوره فیل و قریش
1. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در نمازهای واجب خود سوره فیل را بخواند، در روز قیامت هر دشت و کوه و گلی شهادت می دهد که او از نمازگزاران است . و نیز منادی ندا می دهد که درباره بنده ام راست گفتید. شهادت شما را به چه نفع او باشد و چه به ضرر او باشد، پذیرفتم . او را به بهشت ببرید و از او حساب نکشید. زیرا همانا او از کسانی است که آنها عملشان را دوست می دارم .
2. امام علیه السلام فرمودند: کسی که سوره قریش را زیاد بخواند او را بر مرکبی از مرکبهای بهشت برمی انگیزند تا در روز قیام بر سفره های نور بنشیند.

ثواب قرائت سوره ماعون
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که سوره ماعون را در نمازهای واجب و نافله بخواند، از کسانی خواهد بود که خداوند نماز و روزه آنها را قبول می کند و از او در مورد کارهایی که در دنیا انجام داده است ، حساب نمی کشد.

ثواب قرائت سوره کوثر
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره کوثر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخواند، خداوند در روز قیامت از حوض کوثر به او آب عطا می نماید و مجلس او با رسول خدا صلی الله علیه و آله در زیر درخت طوبی است .

ثواب قرائت سوره کافرون و توحید
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره کافرون و توحید را در یکی از نمازهای واجب خود بخواند، خداوند او، پدر و مادر و فرزندان پدر و مادرش را می آمرزد، اگر بدبخت باشد نام او در دفتر بدبختها پاک شده و در دفتر سعادتمندان ثبت می شود؛ خداوند زندگی سعادتمندانه ای به او ارزانی داشته ؛ او را شهید می میراند و شهید برمی انگیزد.

ثواب قرائت سوره نصر
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که سوره نصر را در نماز مستحب یا واجبی بخواند، خداوند او را از قبرش بیرون آورده که امان نامه ای است برای عبور از پل جهنم ، جهنم و صدای جهنم ؛ همه چیزهایی که با او روبرو می شوند، او را مژده داده و از خیرهایی که در انتظار اوست سخن می گویند تا وارد بهشت شود. و به اندازه ای درهای خیر بروی او گشوده می شود که پیش از این به ذهنش نرسیده و آن را آرزو نکرده است .

ثواب قرائت سوره مسد
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر گاه سوره مسد را تلاوت کردید، ابولهب را نفرین کنید. زیرا همانا او از کسانی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و آنچه را از جانب خداوند عزوجل بر او وحی شده بود، تکذیب می کرد.

ثواب قرائت سوره توحید
1. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در یک روز پنج نماز بخواند و سوره توحید در آن قرائت نکند، به او می گویند: ای بنده خدا تو از نمازگزاران نیستی .
2. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید پس از نماز واجب خود سوره توحید را بخواند. کسی که این کار را انجام دهد، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا نموده و او و پدر و مادر و خواهران و برادرانش را می آمرزد.
3. امیرالمومنین علیه السلام نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که به هنگام خواب صد بار سوره توحید ر بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او ر می بخشد.
4. امام باقر علیه السلام از پدرش نقل می نماید که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر جنازه سعد بن معاذ نماز خواندند و فرمودند: نود هزار فرشته که جبرئیل نیز در آن بوده ، آمدند و بر او نماز خواندند. من از جبرییل پرسیدم چرا بر جنازه او نماز خواندید؟ جبرییل گفت : به خاطر این که نشسته و ایستاده ، سوار و پیاده و در حال رفت و بازگشت سوره توحید را می خواند.
5. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که به بستر خواب رود و یازده بار سوره توحید را بخواند، خداوند او را در خانه اش و خانه های اطرافش حفظ می نماید.
6. راوی می گوید از امیرالمومنین علیه السلام شنیدم که فرمودند: کسی که پس از نماز صبح یازده بار قل هو الله احد بخواند در آن روز گناهی از او سر نمی زند، گر چه شیطان خوار شود یعنی شیطان هر چه تلاش کند، نتواند انسان را به گناه بکشاند و بدین ترتیب خوار شود.

ثواب قرائت سوره ناس و فلق
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که در نماز وتر سوره ناس ، فلق و قل هو الله احد را بخواند، به او می گویند: ای بنده خدا! مژده بده که خداوند وتر تو را قبول کند.
ثواب پشیمانی ، توبه و خجالت از گناه
راوی می گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند عزوجل به داوود پیامبر صلی الله علیه و آله وحی کرد: ای داوود! همانا اگر بنده مو من منم گناه کند، آنگاه بازگردد و از آن گناه توبه کند و هنگام یادآوری آن از من خجالت بکشد، حتما او را آمرزیده آن گناه ر از یاد فرشتگان نویسنده گناه برده ، آن گناه را تبدیل به حسنه می نمایم و برای من اهمیت ندارد و من مهربانترین مهربانانم





- نظرات (0)

قصة طالوت و جالوت

موقع القصة في القرآن الكريم:


قصة طالوت و جالوت

ورد ذكر القصة في سورة البقرة الآيات 246-251.


ادامه مطلب - نظرات (0)

جهاد

پرسش :

آيات مربوط به جهاد و شهادت كه در قرآن آمده چه تعداد است نام سوره و شماره آيه را ذكر كنيد.


پاسخ :

بررسي آيات جهاد و شهادت و شمارش آنها محتاج تحقيق مفصلي است كه در فهرست منابع به برخي از منابع جهت مراجعه اشاره مي شود. با اين حال تعدادي از آيات پيرامون جهاد و شهادت و موضوعات مرتبط با اين دو عنوان تقديم مي گردد.
1. آيات جهاد
الف) فلسفه و هدف جهاد
سوره هاي: نساء آيات 75 و 76، مائده آيات 33 و 34، انفال، آيات 30 تا 38، انفال آيه 60، انفال، آيات 72 تا 75، توبه آيات 1 تا 19، حج آيه 39، بقره آيه 25، بقره آيه 279، آل عمران آيات 13 تا 18، انفال آيه 39، نور آيات 55 تا 57، الحديد آيات 25 تا 29.
ب) انگيزه هاي جهادگران
سوره هاي توبه آيات 119 تا 121، حشر آيات 14 تا 20، صف آيه 11، تغابن آيات 16 تا 18.
ج) ارزش جهاد
سوره هاي: بقره آيه 218، آل عمران 195. انفال آيات 72 تا 75، توبه آيات 111 و 112 بقره آيات 244 و 245، عاديات آيات 1 تا 5، مائده آيات 54 تا 56.
د) آفات جهاد:
سوره هاي: بقره آيه 249. انفال آيه 47، آل عمران آيات 154 و 155.
2. آيات شهادت
الف) شهادت زندگي جاويدان، (شهيد فناناپذير است)
سوره هاي: بقره آيه 154، آل عمران آيات 157 و 158 و 168 و 169 و 170 و 195، سوره حج آيات 58 و 59.
ب) جايگاه بلند شهيدان
سوره هاي نساء آيات 69، 70، 77.
ج) فلسفه شهادت
سوره نساء آيات 95 تا 101.
د) شهادت طلبي مانع سلطه پذيري
سوره شعراء آيات 46 تا 51.
هـ) زمينه هاي استقبال از شهادت
سوره هاي: احزاب آيات 16 تا 27.
يس / آيات 26 تا 29 و محمد آيه 4.
و) روح شهيدان محرّك جهاد.
سوره يس آيات 26 تا 29.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. هزار و يك نكته از قرآن كريم، اكبر دهقان.
2. CD فروغ بي پايان، عبدالمجيد معاديخواه.

3. تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي، ذيل آياتي كه در متن پاسخ آمده است.

http://www.andisheqom.com


- نظرات (0)

اطلاعات قرآنی

عروس قرآن : سوره الرحمن

بزرگترین سوره : سوره بقره

بزرگترین آیه : بقره / 282

کلمه وسط قرآن : ولیتلطف /کهف / 19

بزرگترین کلمه قرآن : فاسقیناکموه/ حجر / 22

اولین سوره که نازل شد : علق

تعداد سوره های قرآن : 114

تعداد حزب قرآن : 120

تعداد حروف قرآن : 323671

تعداد بسمله قرآن : 114

سجده های مستحب قرآن : 11 آیه

سوره ای که حرف  فا در آن نیست : سوره حمد

سوره ای که در تمام آیاتش کلمه  الله  است : مجادله

امیدبخش ترین آیه : قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله

قلب قرآن : سوره یس

کوچکترین سوره : سوره کوثر

کوچکترین آیه : طه

حرف وسط قرآن : تا

کوچکترین کلمه قرآن :با بسمله

آخرین سوره که نازل شد : نصر

تعداد جز قرآن : 30 جز

تعداد کلمات قرآن : 77437

تعداد آیات قرآن : 6236

تعداد حروف مقطعه : 71 در آغاز 29 سوره

مهمترین آیه قرآن : آیه الکرسی

سوره ای که حرف  میم  در آن نیست : کوثر (به غیر از بسمله)

عدالت آمیزترین آیه : ان الله یامر بالعدل و الاحسان

ترس آورترین آیه : فمن یعمل مثقال ذره شراً یره





- نظرات (0)

امامت

الَّذِینَ یُوْمِنُونَ بِالْغَیْبِ

كساني كه به غيب(امام زمان عج) ايمان دارند

موضوع: امامت

سوره بقره آیه ۱۲۴





- نظرات (0)

سوالات قرآنی


1- کلمه قرآن چند بار در قرآن کریم به کار رفته است؟

70 بار

2- از نظر قرآن بهترین نوع لباس چیست؟

تقوی ( و لباس التقوی ذلك الخیر ) سوره مباركه اعراف 126

3- کدام آیه به آیه « لیل المبیت » موسوم گشته است؟ 

آیه 207 سوره مباركه بقره

4- کدام سوره طبق روایت از امام علی (ع) « شناسنامه خداوند» است؟

سوره مباركه اخلاص

5- تنها زنی که در قرآن کریم ملقب به « صدیقه » شده کیست؟

حضرت مریم

6- دو آیه در قرآن هست كه تمامی حروف الفبا در آنها به‏كار رفته است ، آن دو آیه کدامند ؟

این دو آیه عبارتند از:

1- آیه 154 سوره مباركه آل‏عمران كه آغاز آن چنین است:

( ثمّ أنزل علیكم من بعد الغمّ أَمَنةً نعاساً یغشی طائفة منكم...)

2- آیه 29 سوره مباركه فتح كه چنین است:

( محمّد رسول‏اللَّه و الذین معه أشدّاء علی الكفار رحماءُ بینهم...)


7- دو آیه در قرآن كریم هست كه صنعت قلب مستوی یا عكس كامل دارد.

یعنی از هر دوسو یكسان خوانده مى‏شود.آن دو آیه كدامند؟


( كلٌّ فى فلك ) ( سوره مباركه یس 40)

( ربّك فكّبر ) (سوره مباركه مدثر 3)


8- آیه ای در قرآن که به سید آیات معروف است ؟ 

بسم الله الرحمن الرحیم

9- از فصول 4گانه سال کدامیك از آنها در قرآن نام برده شده است؟ 

فصل تابستان ( صیف )

فصل زمستان ( شتاء )


10- کلمات تورات ، انجیل و قرآن در چه آیه ای از قرآن آمده است؟

آیه 111 سوره مباركه توبه



- نظرات (0)

داستان های سوره مبارکه اعراف

آدم:11تا 24،

نوح:59تا 64،

لوط و قومش: 80،

هود65 تا72،

صالح: 73 تا84،

شعيب:85تا 93،

اصحاب سبت:163و 164،

قوم ثمود:73،

قوم عاد:65،

قوم فرعون:109،

و موسي:103تا 168.


- نظرات (0)

سخن بیگانگان درباره قرآن

گینت گریگ می گوید:

من عقیده دارم ملل اسلامی اگربخواهد

آئین خودرابه سایرملل بشناساند .

بزرگترین مستند اسلام قرآن است.




- نظرات (0)