سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

شناسنامه قرآنی شیطان



شناسنامه قرآنی شیطان

در قرآن مجید در 63 آیه نام شیطان آمده است و در 11 آیه نام ابلیس و در 17 آیه نام شیاطین آمده است .
در قرآن مجید در 63 آیه نام شیطان آمده است و در 11 آیه نام ابلیس و در 17 آیه نام شیاطین آمده است .
 کلید واژه : شیطان
 ناشر : بخش قرآن تبیان
در قرآن مجید در 63 آیه نام شیطان آمده است و در 11 آیه نام ابلیس و در 17 آیه نام شیاطین آمده است .
شیطان
قرآن شناسنامه شیطان و ماهیت او را این طور بیان می دارد که از آیات متعدد قرآن استفاده می شود که ماده اولیه شیطان[التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،ج6،ص68] «آتش» بوده است؛ مثلاً، در آیه ای می فرماید: «و اذقلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس کانَ من الجنّ ففسق عن امر ربّه.» [سوره کهف/آیه 5] چنان که ملاحظه می شود، این آیه شریفه، ابلیس را از جن می داند.

ابلیس اسم خاص همان شیطانی است که اغواگر حضرت آدم بود و خدای تعالی در قرآن گاهی با عنوان «ابلیس» و گاهی با عنوان «شیطان» از او تعبیر می کند.[آیاتی که در آن ها از او با عنوان ابلیس یادکرده است: مانند: «و اذقلنا للملائکةِ اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین» (بقره:34) و نیز ر. ک: حجر: 3132 / اسرا: 61/ کهف: 50 / طه: 116/ ص: 7475. در بعضی موارد نیز با عنوان شیطان از او نام می برد: مانند: «یا بنی آدم لایفتننّکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنّة.» (اعراف: 27) و نیز ر.ک: بقره: 26 / طه: 120. ضمنا از جمله آیاتی که به خوبی دلالت می کنند بر این که این شیطان همان ابلیس است آیات 61-65 اسراء می باشند.]
خود شیطان هم خلقت خود را از آتش می داند، آن جا که خداوند از او سؤال می کند: چه چیزی مانع سجده کردن تو بر آدم شد، گفت: «انا خیرٌ منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طینٍ.»
در جای دیگر، می گوید: «أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا»[اسراء:61] به تصریح قرآن، شیطان از فرمان خدا سرپیچی کرد: «أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»[بقره: 34] ؛ «کان من الجنّ استکبرو کان من الکافرین؛[ص:74] «انّ الشیطان کان للرّحمن عصّیا.»[مریم: 44] و قرآن شیطان را دارای ذریّه می داند، آن جا که می فرماید: «واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربّه افتتخذونه و ذرّیّته اولیاء من دونی و هم لکم عدوٌ بئس للظالمین بدلاً.» [کهف: 50]
قرآن در آیات متعددی، شیطان را دشمن آشکار انسان می داند و انسان را از پی روی او برحذر می دارد: «و انّ الشیطان للانسان عدوٌ مبینٌ»[یوسف: 5] ؛ افتتخذونه و ذرّیّته اولیاء من دونی و هم لکم عدّوٌ.» [کهف: 50] و خداوند چهار وسیله و برنامه برای شیطان در اضلال و اغوای دیگران برمی شمرد:
1. «واستفزز من استطعت منهم بصوتک»؛ هر که را توانستی با صدایت تحریک کن و وسوسه نما.
2. «واجلب علیهم بخیلک و رجلک» ؛ با فریادت لشگر سواره و پیاده را به جانب آنان روانه کن.
3. «و شارکهم فی الاموال و الاولاد» ؛ و با آنان در اموال و اولاد شریک شو.
4. «و عدهم»؛ و به آن ها وعده (دروغین) بده و (آن ها را بفریب)».
خود شیطان هم خلقت خود را از آتش می داند، آن جا که خداوند از او سؤال می کند: چه چیزی مانع سجده کردن تو بر آدم شد، گفت: انا خیرٌ منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طینٍ
با این سابقه و شناسنامه ای که شیطان برای خودش درست کرده است انسان ها را از امور خیر باز می دارد و شروع می کند به پرداختن این کارها:
1. وعده فقر؛ انسان را از انفاق و ادای زکات و خمس بازداشتن تا مبتلا به فقر نشود: «الشیطان یعدُکم الفقر». [بقره:268]
2. امر به فحشا؛ «... و یأمرکم بالفحشاء»
3. امر به منکر؛ «فانه یأمر بالفحشاء و المنکر» [نور: 21]
4. ترساندن دوستان خود (تا مبادا جهاد کرده، با کفّار مواجه شوند)؛ «انّما ذلکم الشیطان یخوّف اولیاءه فلاتخافوهم و خافون ان کنتم مؤمنین» [آل عمران: 175]
5. ایجاد دشمنی بین مسلمانان از طریق شرب خمر و قماربازی: «انّما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فی الخمر و المیسر» [مائده: 91]
6. بازداشتن انسان از یاد خدا: «و امّا ینسینک الشیطان بعد الذکری فلا تعقد بعد الذکری مع القوم الظالمین» (انعام:68)؛ «استحوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکراللّه» [مجادله: 19]؛
7. در آرزو قرار دادن: «یعدهم و یمنیّهم و ما یعدهم الشیطان الاّ غرورا» [نساء: 120]؛
8. جدال در مورد خدا: «و من النّاس من یجادل فی اللّهِ بغیر علمٍ و یتّبع کلَّ شیطانٍ مرید». [حج: 3]


- نظرات (0)

معرفی برخی از شخصیت ها در قرآن


معرفی برخی از شخصیت ها در قرآن

نام چه کسانی در قرآن ذکر شده؟ در قرآن شریف، هم نام بهترین ها به میان آمد و هم نام بدترین ها تعداد این ها هم زیاد می باشد. در این مختصر به تعدای از آن ها اشاره می شود.
قرآن مجید

1. آدم: که در قرآن کریم به عنوان اولین انسان از نسل انسان‌های فعلی معرفی شده و به عنوان آدم ابوالبشر شناخته شد. در سوره‌های بقره، اعراف، انبیا، حجر، طه، ص، بنی اسراییل، کهف در محورهای زیر سخن به میان آمد: الف. آفرینش آدم؛ ب. سجده فرشتگان و اعراض ابلیس؛ ج. فریب آدم توسط ابلیس و رانده شدن از بهشت؛ د. توبه آدم.

2. آذر: در آیه 72 سوره انعام نام او آمده است. در مورد این که آذر چه کسی بود؟ اختلاف نظر وجود دارد. برخی می‌گویند نام پدر ابراهیم ـ علیه السّلام ـ آذر بوده. برخی دیگر بر این باورند که آذر نام عموی ابراهیم بوده که بعد از مرگ پدرش سرپرستی ابراهیم را بر عهده داشته. حکایت مجادله ابراهیم با پدرش در شش سوره نقل شده: سوره مریم، آیات 41 تا 50؛ سوره انبیا، آیات 51 و 52؛ و سوره‌های شعرا، صافات، زخرف، و ممتحنه.

3. ابراهیم: در بین پیامبران اولوالعزم داستان ابراهیم در 21 سوره از قرآن در حول محورهای زیر بررسی شده: مجادله ابراهیم با آذر، دشمنی او با بتها و شکستن بتها، داستان به آتش افکندن ابراهیم توسط نمرود و... .

4. ابلیس (شیطان): در بسیاری از آیات قرآن داستان ابلیس مورد اشاره قرار گرفت که اهم آن در مورد اعلام مخالفت با دستور خداوند و دشمنی با انسان می‌باشد.

5. ابولهب: کنیه یکی از عموهای پیامبر که نامش عبدالعزّی بوده که یکبار در سوره مَسَد نام او آمده است و همسر او ام جمیل خواهر ابوسفیان بود.[1]

جبرئیل: ملک مقرب الهی و واسطه وحی. نام جبرییل سه بار در قرآن کریم آمده: بقره، 90 ـ 91؛ تحریم آیه ، 4. صفات جبرئیل در قرآن: 1. روح القدس در سوره نحل؛ 2. روح الامین در آیه 193 شعراء؛ 3. شدید الغوی در سوره نجم؛ 4. روح الامین در سوره مبارکه شعراء

6. احمد: اسمی از اسامی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ که یکبار در قرآن مجید در سوره مبارکه صف آیه 16 آمده است.

7. ادریس: نام یکی از پیامبران است که نام مبارکش دو بار در قرآن کریم آمده: آیه 75 سوره مریم، آیه 85 سوره انبیاء.

8. اسحاق: در قرآن کریم راجع به بشارت تولد اسحاق به ابراهیم، آیاتی وجود دارد و نام او در ردیف انبیاء ذکر شده است.

9. اسراییل: لقب یعقوب ابن اسحاق، که نام او با این عنوان یک بار در آیه 77 آل عمران یاد شده است، بنی اسراییل از نوادگان یعقوب هستند که همه اسباط دوازده گانه را شامل می‌شود زیرا او دوازده فرزند داشت که بنی اسراییل نوادگان اویند.[2]

10: اسماعیل: در قرآن مجید نام اسماعیل 11 بار تکرار شده که می‌توان به قضیه بشارت تولد اسماعیل به ابراهیم و دستور قربانی او و قضیه بنای کعبه و کمک به ابراهیم در سوره‌های بقره، ابراهیم، انعام، مریم و صاد اشاره کرد.

11. الیاس: دو بار نام این پیامبر در قرآن کریم ذکر شده: الف. انعام، آیه 85؛ ب. صافات، آیه 13.

12. الیسع: نام او هم دوبار در قرآن کریم ذکر شده: انعام، 86؛ ص، 48.

13. ایوب: در لغت عبری به معنای بازگشت کننده می‌باشد، در قرآن مجید گویا به این معنا لحاظ شده. از ایوب 4 بار در قرآن کریم سخن به میان آمده که قرآن کریم او را به خاطر صبر و شکیبایی در برابر آزمایشات الهی می‌ستاید و او را دارای عزم و اراده عالی می‌داند.

14. تبّع: در دو مورد در قرآن مجید به این واژه بر می‌خوریم: دخان، 36؛ قاف، 13. در این که مراد از تبّع چیست؟ اختلاف نظر وجود دارد. علامه طباطبایی (ره) می‌فرماید: تبع از پادشاهان بود که در یمن می‌زیسته و نام او اسعد ابوکرب بوده.[3] امّا تفسیر نمونه اذعان می‌دارد که تبع یک لقب عمومی برای پادشاهان یمن بوده، ‌مانند کسری برای سلاطین ایران، ولی ظاهر این است که قرآن در خصوص یکی از پادشاهان یمن سخن گفته است.[4]

15. جالوت: در آیات 247 الی 252 بقره. قضیه کشته شدن جالوت به دست داود مورد بررسی قرار گرفته است.

16. جبرئیل: ملک مقرب الهی و واسطه وحی. نام جبرییل سه بار در قرآن کریم آمده: بقره، 90 ـ 91؛ تحریم آیه ، 4. صفات جبرئیل در قرآن: 1. روح القدس در سوره نحل؛ 2. روح الامین در آیه 193 شعراء؛ 3. شدید الغوی در سوره نجم؛ 4. روح الامین در سوره مبارکه شعراء.

حضرت داوود

17. حضرت داود: نام این پیامبر 16 بار در قرآن مجید ذکر شده که محورهای بحث قرآن در مورد داود عبارتند از: 1. پیروزی داود برجالوت و کشته شدن جالوت توسط داود (بقره / 252).

2. مقام داود: به حضرت داود کتاب آسمانی داده شده و از انبیاست آیات 161 نساء و 57 انبیاء گویای آن است.

3. طبق آیه 75 از سوره انبیاء پرندگان و کوه‌ها در تسخیر داود بودند واز صدای خوشی برخوردار بود.

4. بنابر آیه 80 از سوره انبیاء و آیه 12 از سوره سبá خداوند آهن را برای داود نرم ساخت و به او صفت زره سازی آموخت.

5. آزمایش شدن داود، سوره ص، آیه 16 ـ 25.

18. ذو القرنین: نام ذوالقرنین سه بار در قرآن کریم ذکر شده است. در این که ذوالقرنین نام چه کسی بوده است؟ در بین علما اختلاف وجود دارد. که مشهورترین نظریه آن است که ذوالقرنین همان (کورش کبیر) پادشاه هخامنشی می‌باشند. سرگذشت ایشان در سره کهف، آیه 82 ـ 96 مطرح شد.

19. ذو الکفل: دو بار در قرآن مجید آمده: انبیا، 85؛ ص، 48. در قرآن مجید راجع به سرگذشت ذو الکفل چیزی بیان نشده جز آن که بعضی از مفسرین آیات 244 ـ 245 از بقره را مربوط به او دانسته‌اند، لکن باتوجه به این که در سوره انبیاء و ص نام او در ردیف انبیاء قرار گرفته می‌توان گفت که او از انبیا است.

20. زکریا: سرگذشت حضرت زکریا در چهار سوره 1. آل عمران، 37 ـ 38؛ 2. انعام، 85؛ 3. مریم، 2 ـ 7؛ 4. انبیاء، 89 ذکر شده است.

21.زید ابن حارثه: پسر خوانده پیامبر در آیه 37 از سوره مبارکه احزاب به قضیه طلاق همسرش و ازدواج پیامبر با همسرش اشاره شده است.

22. لفظ سامری: این لفظ سه بار در سوره طه در قرآن مجید ذکر شده و داستان وی بر حسب قرآن مجید از این قرار است که: موسی برای گرفتن تورات به مدت چهل روز به کوه طور رفت، سامری از این غیبت استفاده کرده و قوم موسی را فریفت و برای آنها مجسمه‌ای به صورت گوساله ساخت و در درون آن لوله‌هایی تعبیه کرد که وقتی باد از آن لوله‌ها می‌گذشت بانگی شبیه بانگ گاو تولید می‌شد.[5]

زید ابن حارثه: پسر خوانده پیامبر در آیه 37 از سوره مبارکه احزاب به قضیه طلاق همسرش و ازدواج پیامبر با همسرش اشاره شده است

23. سلیمان بن داود: نام سلیمان هفده بار در قرآن کریم ذکر شده که در سوره‌های بقره، نساء، انعام، انبیا، نمل، سبأ و ص می‌باشد. طبق فرموده قرآن کریم همه چیز حتی جن و شیاطین در تسخیر او بودند.

24. شعیب: نام او ده بار در خلال سوره‌های اعراف، هود، شعراء، عنکبوت ذکر شده، در سوره حفص آیات 22 ـ 28 قضیه ازدواج موسی ـ علیه السّلام ـ با دختر شعیب و پناه بردن موسی به او ذکر شده است.

25. صالح: نام حضرت صالح 8 بار در قرآن مجید آمده: اعراف، 71 ـ 75؛ هود، 3؛ شعراء، 146؛ نمل، 46؛ معجزه صالح ـ علیه السّلام ـ ناقه او بوده و داستان ناقه صالح در آخر سوره شمس بدون ذکر نام آن حضرت آمده است.

26. فرعون: فرعون علم جنس و لقب پادشاهان مصر قدیم می‌باشد. پس از فتح مصر تو کمبوجیه پادشاه ایران 26 سلسله از پادشاه بر مصر حکومت کردند که هر یک از افراد آن سلسله‌ها را فرعون و مجموعه آنها را فراعنه می‌نامیدند. لکن در تاریخ سه تن از فراعنه معروفند:

1. فرعون زمان حضرت یوسف که در تاریخ و تفاسیر اسلامی به (ریان بن ولید) نامیده شده.

2. فرعون که در زمان تولد حضرت موسی می زیسته، که در تاریخ اسلامی به (قابوس بن مصعب) معروف می‌باشد.

3. فرعون زمان خروج حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ که در تاریخ با نام ولید بن مصعب ذکر شده. وی در سال 1419 قبل از میلاد می‌زیسته و بعد از پدر خود رامسس دوّم به پادشاهی رسید.[6]

27. طالوت: نام طالوت در آیات 248 ـ 252 از سوره بقره و سرگذشت او در این آیات ذکر شده است. طالوت را مفسرین لقب شاؤول نخستین پادشاه بنی اسراییل دانسته‌اند. و گفته طالوت به علت طول قد به طالوت ملقب شده است.

28. عزیز: نام عزیز فقط یک بار در قرآن مجید در سوره توبه آیه 31 آمده است. برخی از مفسرین قضیه‌ای را که در آیه 261 بقره یادآوری شد به عزیز نسبت داده‌اند. برخی نیز حکایت آیه 244 بقره را به او منسوب می‌دانند.[7]

29. عمران: در قرآن مجید پدر مریم معرفی شده است و در سوره تحریم خداوند تصریح می‌نماید که مریم فرزند عمران است. نام عمران در سوره آل عمران آیه 21 ـ 30 و تحریم آیه 12 آمده است.

حضرت عیسی

30. عیسی: یکی از پیامبران اولوالعزم است و نام او در قرآن به دو عنوان ذکر شده است: 1. به عنوان عیسی 25 بار؛ 2. به عنوان مسیح ده بار. که در سراسر این قضایا که مربوط به او می‌باشند به تولد او و معجزات و پیشگویی او اشاره شده امّا در آیه 48 آل عمران و 156 نساء تصریح دارد که عیسی نمرده و زنده است و بر عقیده به صلیب کشیده شدن او خط بطلان کشید.

31. قارون: نام او چهار بار در قرآن آمده که سه بار صرفاً نامی از او برده شده امّا در سوره قصص آیه 76 ـ 82 سرگذشت او نیز ذکر شده و نیز متذکر می‌شود که قارون از قوم موسی بود.

32. لقمان: نام او در سوره‌ای به همین نام او و در آیات 11 و 12 آمده است. روایات تصریح دارد که او انسان شایسته‌ای بود ولی پیامبر نبود.

33. لوط: نام او بیست و سه بار در خلال سوره‌های اعراف، حجر، انبیاء و... ذکر شده. بنابر آیات قرآن لوط به ابراهیم ایمان آورد و خود هم رتبه رسالت داشته. عذاب بر قوم اونازل شده و همسر او هم جزء معذبین بوده.

34. محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ: آخرین پیامبر الهی، نام مبارکش در چهار سوره: آل عمران، 136؛ احزاب، 4؛ محمد، 2؛ فتح، 29؛ بنابر آیه 79 از سوره اسراء صفت محمود را نیز می‌توان برای آن حضرت ذکر کرد. آن حضرت در سال عام الفیل متولد شد. در چهل سالگی به پیامبری رسید. سیزده سال از رسالت را در مکه و ده سال را در مدینه گذراند و در سال دهم هجری وفات یافت.

35. مریم: در قرآن مجید کراراً عیسی را فرزند مریم می‌داند و او را بدون پدر معرفی می‌کند، در قرآن مجید 31 بار نام مری ذکر شده،‌لازم به ذکر است که مریم دختر عمران خواهری دارد ‌به نام ایشاع که فرزند او حضرت یحیی نیز پیامبر هست. علی هذا حضرت عیسی و یحیی پسرخاله هستند و حضرت ذکریا شوهر خاله عیسی بوده است.[8]

36. موسی: صاحب شریعت و فاتح و منجی یهود است که بین قرن 13 ـ 15 قبل از میلاد ظهور کرده، نام موسی 13 بار در قرآن مجید آمده و وقایع زندگی او بیش از سایر پیامبران در قرآن آمده است.

37. مکیال: فرشته مقرب الهی که یهود و نصاری آن را میشل می‌نامند، ‌نامش در آیه 98 بقره ذکر شده است.

38. نوح: اولین پیامبر اولو العزم که در قرآن کریم برای او عمری طولانی ذکر شده است، نبوت 950 سال طول کشید. قوم او به خاطر عدم ایمان عذاب شدند، همسر و فرزند او هم جزء ‌عذاب شدگان بودند.

39. هاروت و ماروت: در آیه 102 سوره بقره به سرگذشت این دو فرشته اشاره شده که در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسیده بود و باعث ناراحتی و ایذاء مردم شده بود، خداوند این دو فرشته را مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند.[9]

نام طالوت در آیات 248 ـ 252 از سوره بقره و سرگذشت او در این آیات ذکر شده است. طالوت را مفسرین لقب شاؤول نخستین پادشاه بنی اسراییل دانسته‌اند. و گفته طالوت به علت طول قد به طالوت ملقب شده است

40. هارون: برادر بزرگتر حضرت موسی است که نام او 20 بار در خلال سرگذشت موسی ـ علیه السّلام ـ ذکر شده با توجه به مفاد آیاتی از قرآن مجید هارون بواسطه فصاحتی که داشت به درخواست حضرت موسی به یاری و همکاری او مأمور شد. در قصة دعوت فرعون و سامری به این قضیه اشاره شده است.

41. هامان: نام هامان شش بار در قرآن مجید مذکور است. چهار بار نام او پس از نام فرعون قرار گرفته و به تبه کاری او در زمین و هلاکت و غرق شدن او اشاره شده به موجب آیاتی از سوره قصص فرعون به هامان دستور می‌دهد تا برای او قصر بلندی بسازد تا از فراز آن بر خدای موسی دست یابد.

42. هود: پیامبری معرفی شده که بر قبیله عاد مبعوث گردید. در سوره الحاقه به سرگذشت او اشاره شده است.

43. یحیی: نام حضرت یحیی 5 بار در قرآن مجید ذکر شده، در آیه 13 از سوره مریم و آیه 34 از سوره آل عمران به نبوت او تصریح شده است. در نزد مسیحیان یحیی پسر خاله عیسی ـ علیه السّلام ـ بود، و به داستان تولد او و دعای زکریا در قرآن اشاره شده است.

44. یوسف: نام حضرت یوسف 26 بار در قرآن ذکر شده که سوره‌ای نیز با این نام از طرف خداوند نازل شده. در آیه 84 انعام وی در ردیف انبیاء عظام قرار گرفته و در سورة مؤمن برسالت او تصریح شده است.

45. یونس: در قرآن مجید نام یونس چهار بار ذکر شده است که در سوره صافات و سوره قلم به سرگذشت او اشاره شده است. در سوره انبیاء به عنوان ذوالنون از او یاد شده است. نام او به عنوان نام یکی از سوره ها هم درج شده است.

 

پی نوشت ها :

[1] . خزائلی، محمد، اعلام قرآن، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1371، ص 120.

[2] . همان، ص 121.

[3] . المیزان، ج 18، ص 148.

[4] . تفسیر نمونه، ج 21، ص 195.

[5] . اعلام قرآن، ‌ص 385 ـ 389.

[6] . اعلام قرآن، ص 482.

[7] . همان، ص 457.

[8] . اعلام قرآن، ص 589.

[9] . نمونه، ج 1، ص 374.



منبع :اندیشه قم


- نظرات (0)

واقعیات شگفت‌انگیز در مورد قرآن

واقعیات شگفت‌انگیز در مورد قرآن

دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است

که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است

اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود

۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم ۲۴ مرتبه است،

درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است،

بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه

چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند .

به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com


ادامه مطلب - نظرات (0)

اسم اعظم


- نظرات (0)

قرآن تحریف نشده

علامه حسن زاده آملی (حفظه الله):


على علیه السلام نخستین جمع آورى کننده قرآن است.
ابن المنادى گوید: حسن العباسى به من حدیث کرد، گفت خبر داده شدم از عبدالرحمان بن ابى حمّاد، از حکم بن ظهیر سد و سى ، از عبد خیر، از على علیه السلام که هنگام درگذشت پیغمبر آن حضرت مشاهده کرد، مردم سست و مضطرب شده اند و فال بد مى زدند، پس سوگند خورد که تا قرآن را جمع نکند رداء خود را بر دوش نگیرد، لذا سه روز از خانه بیرون نیامد تا قرآن را جمع کرد، و آن نخستین مصحفى است که در آن قرآن از صفحه دل على علیه السلام به صفحات کاغذ منتقل شده و در آن جمع گردیده است.


قرآن هرگز تحریف نشده ، ص 52 و 54.


- نظرات (0)

توسل به ائمه (ع )

س : آيا توسل به ائمه (ع ) خواندن خدا است ؟

ج - ما هنگام توسل به ائمه (ع )، آنها را وسيله قرار مى دهيم ؛

چنانكه خداوند متعال دستور داده و فرموده است :

و ابتعوا اليه الوسيله (مائده : 35)

وسيله اى به سوى خداى بجوييد


- نظرات (0)

مراتب خداشناسى

س : معناى اين روايت كه عبدالاعلى مولى آل سام از امام صادق عليه السّلام نقل مى كند چيست كه مى فرمايد: انما عرف الله من عرفه بالله ؛ فمن لم يعرفه به فليس يعرفه انما يعرف غيره ؛ ليس بين الخالق و المخلوق شى ء ...(3) تنها كسى كه خدا به خدا بشناسد، او را شناخته است ، بنابراين كسى كه او را به او نشناخته باشد، در واقع او را نشاخته بلكه غير او را شناخته است ، (زيرا) بجز خالق و مخلوق چيزى وجود ندارد.
ج - در روايت ديگر نيز كه حديث فارسى است ، و از عبدالاعلى مولى آل سام نقل كرده ، آمده است : اوحى الله تعالى الى داود عليه السلام : يا داود انى وضعت خمسه فى خمسه ، و الناس يطلبونها فى خمسه غيرها فلا يجدونها... وضعت الراحه فى الجنه و الناس يطلبونها فى الدنيا فلا يجدونها...(4) خداوند متعال به حضرت داوود عليه السّلام وحى نمود: اى داوود، من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادم ، ولى مردم آنها را در پنج چيز ديگر مى جويند و نمى يابند. راحتى را در بهشت قرار دادم ، و مردم آن را در دنيا مى جويند لذا نمى يابند...
يعنى راحتى مطلق در راحتى بالله است ، و لذتها در محبت و انس با حق منحصر است .
ولى اكثر مردم از اين فيض محرومند و راحتى را در دنيا جستجو مى كنند.
روايت نخست نيز مى خواهد بفرمايد: انسان پيش از هر چيز خدا را مى بيند، سپس خدا را با آن مى بيند. و در دنيا خدا را بدون مظهر و در كنار موجودات و جداى از آنها نمى شود ديد، و در آخرت نيز معنى ندارد كه ظاهر كه خداست بدون مظهر، و منكشف بدون منكشف منه ديده شود.

بشر نيز كه اشرف مخلوقات است همواره به خدا توجه و محبت دارد او را مى خواهد و مى بيند، منتهى در اين عالم توجه ندارد، و پس از اين عالم براى او، منكشف خواهد شد.

چنانكه خداوند سبحان مى فرمايد: لقد كنت فى غفله من هذا، فكشفنا عنك غطاءك ، فبصرك اليوم حديد

(ق : 22).

واقعا كه از اين حال ، سخت در غفلت بودى ، ولى ما پرده ات را از جلوى چشمانت برداشتيم و ديده ات امروز تيز است (و خوب مى بينى ).


منبع : 4) ر، ك : بحار الانوار، ج 78، ص 453، روايت 21.
5) بحار الانوار، ج 98، ص 82، روايت 2. و نيز ر، ك : بحار الانوار، ج 190، روايت 3، و ج 98، ص 39، روايت 2.


- نظرات (0)

روش صحیح خواندن نماز

تکبیرة الاحرام

“نماز” با گفتن “الله اکبر” آغاز می شود، گفتن “الله اکبر” در آغاز نماز به معنای جدایی از غیر خدا و پیوستن به اوست.اعلام بزرگی پروردگار و دوری جستن از تمام قدرتهای دروغین است.

با این تکبیر به حریم نماز وارد می شویم و برخی کارها بر ما حرام می شود.هنگامی که نماز را شروع می کنیم باید متوجه باشیم که چه نمازی را می خوانیم؛ مثلا نماز ظهر است یا عصر و آن را تنها برای اطاعت فرمان خداوند بجا آوریم که این همان “نیت” است و از اجزای اصلی نماز به شمار می آید.

 

هنگام گفتن “الله اکبر” مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببریم.پس از گفتن “الله اکبر” سوره حمد را می خوانیم:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

(الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ  الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ  مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ) 

 

 

پس از سوره حمد، یک سوره دیگر از قرآن را می خوانیم به عنوان نمونه، می توان سوره توحید را خواند:سوره توحید

 

بسم الله الرحمن الرحیم

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ )

 

پسرها و مردها باید در نماز صبح ، نماز مغرب و نماز عشا، حمد و سوره را (در رکعت اول و دوم) بلند بخوانند ولی دخترها وبانوان، اگر نامحرم صدای آنان را نشنوند می توانند بلند بخوانند و در نماز ظهر و نمازعصر همه باید حمد وسوره را آهسته بخوانند.

انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسی که اصلا نمی تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می تواند بخواند و بهتر آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.

 

رکوع نماز

رکوع نماز-پس از تمام شدن حمد وسوره سر به رکوع خم می کنیم و دستها را به زانوها می گذاریم و می گوییم:

“سبحان ربی العظیم وبحمده”

و یا می گوییم: “سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله”

 

سجده نماز

سپس سر از رکوع برداشته (می ایستیم) و آنگاه به سجده می رویم و هفت عضو بدن؛ یعنی پیشانی، کف دو دست، سر زانوها و نوک انگشتان بزرگ پا را بر زمین گذاشته و می گوییم:

“سبحان ربی الاعلی وبحمده”

یا “سبحان الله” را سه مرتبه تکرار می کنیم.

 

در سجده نماز، باید پیشانی را روی خاک یا سنگ یا چیزهای دیگری از زمین بگذاریم.هنگام نماز خواندن سجده بر چیزهایی که از زمین می روید و برای خوراک و پوشاک انسان مصرف نمی شود نیز صحیح است.مهر نماز که بیشتر در بین ما معمول است، در حقیقت قطعه خاک پاکیزه ای است که نمازگزار همراه خود دارد تا برای سجده، پیشانی را روی آن بگذارد.

 

سجده دوم نماز

پس از سجده اول ، می نشینیم و بار دیگر به سجده رفته و سجده دوم را مانند سجده اول بجا می آوریم.با تمام شدن سجده دوم، یک رکعت نماز به پایان می رسد؛ یعنی تا بدینجا، رکعت اول نماز را خوانده ایم، بنابراین بطور خلاصه، رکعت اول نماز عبارت است از:

۱- تکبیره الاحرام (گفتن “الله اکبر” در آغاز نماز).

۲- قرائت (خواندن حمد و سوره).

۳- رکوع و ذکر آن.

۴- دو سجده و ذکر آنها.

 

رکعت دوم نماز

پس از تمام شدن رکعت اول نماز، بدون آن که صورت نماز به هم بخورد و یا فاصله ای ایجاد شود، از جا برخاسته، بار دیگر می ایستیم و حمد و سوره را به همان ترتیبی که در رکعت اول نماز گفته شد، می خوانیم.

 

قنوت نماز

در رکعت دوم نمازهای روزانه، بعد از تمام شدن حمد و سوره و قبل از رکوع، مستحب است، دستها را روبروی صورت گرفته ودعایی بخوانیم؛ این عمل را “قنوت” گویند.در قنوت نمازمی توان این دعا را خواند:

“ربنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسن وقنا عذاب النار”

 

پیامبر خدا (ص) فرمود: “کسی که قنوت نمازش طولانی تر باشد، حسابرسی او در روز قیامت راحت تر است”.

پس از قنوت، رکوع وسجده ها را مانند رکعت اول بجا می آوریم.

 

تشهد نماز

در رکعت دوم هر نماز، پس از تمام شدن سجده دوم باید در حالی که رو به قبله نشسته ایم “تشهد” نماز را بخوانیم؛

یعنی بگوییم:

“اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده ورسوله اللهم صل علی محمد وال محمد”

 

سلام نماز

تا اینجا رکعت دوم نماز هم تمام می شود و اگر نماز دو رکعتی باشد؛ مانند نماز صبح، بعد از تشهد، با گفتن سلام، نماز را تمام می کنیم؛ یعنی می گوییم:

السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته

السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

اکنون نماز صبح را فرا گرفتیم و چنانچه نمازی که می خوانیم سه رکعتی یا چهار رکعتی باشد، باید در رکعت دوم نماز، بعد از خواندن تشهد، بدون آن که سلام نماز را بگوییم، بایستیم و رکعت سوم نماز را بخوانیم.

 

رکعت سوم نماز

رکعت سوم نماز هم مانند رکعت دوم است، با این تفاوت که در رکعت دوم نماز باید با حمد و سوره بخوانیم، ولی در رکعت سوم، سوره و قنوت ندارد و فقط “حمد” را می خوانیم و یا به جای حمد، سه مرتبه می گوییم:

“سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ”

 

پس اگز نماز مغرب می خوانیم، باید بعد از سجده دوم (در رکعت سوم) تشهد بخوانیم وبا سلام، نماز را پایان دهیم.

 

رکعت چهارم نماز

اگر نمازی که می خوانیم چهار رکعتی باشد؛ یعنی: نماز ظهر یا  نمازعصر یا نماز عشا؛ پس از سجده ها (در رکعت سوم) بدون آن که تشهد یا سلام را بخوانیم، می ایستیم و رکعت چهارم را مانند رکعت سوم انجام می دهیم و در پایان نماز؛ یعنی پس از سجده دوم می نشینیم و تشهد و سلام را می خوانیم و نماز را تمام می کنیم.

 

خلاصه نماز

اکنون که چگونگی نمازهای روزانه بیان شد، یاد آوری این نکته لازم است که؛ آنچه در نماز خوانده می شود و یاد گرفتن آنها لازم است، تنها بیست جمله می باشد، پس یادگیری نماز را دشوار ندانیم، و این دستور زندگی ساز اسلام را کوچک نشماریم بلکه با چند ساعت صرف و چند مرتبه تکرار این جملات، به آسانی می توان نماز را فراگرفت. برای توجه بیشتر، با حذف جمله های تکراری، بیست جمله واجب نماز را یاد آور می شویم:

 

۱-”اللهُ اَکبَر”

۲-بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ

۳-الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

۴-الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ

۵-مَـالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

۶-إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

۷- اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ

۸-صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ

۹-غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

۱۰- قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

۱۱- اللَّهُ الصَّمَدُ

۱۲- لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ

۱۳- وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ

۱۴- سُبحانَ ربٌی العظیمِ وَبحمدهِ

۱۵- سُبحانَ ربٌی الاعلی وَبحمدهِ

۱۶- اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ

۱۷- واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ ورَسُولُهُ

۱۸- اللهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد

۱۹- سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ

۲۰- السٌلامُ عَلیکُم ورحمة اللهِ وبرکاتُهُ




ادامه مطلب - نظرات (0)

همه چیز در مورد جن

آفرینش جن,جن

 

از دیرباز ذهن بشر به وجود پدیده‌ای به نام «جن» آشنا بوده است. در قرآن کریم و روایات معصومان – (ع) – به آفرینش جن تصریح  شده است. فیلسوفان و متکلمان اسلامی نیز درباره‌ی این آفریده‌ی الهی به بحث و گفتگو پرداخته‌اند؛ اکثریت آن‌ها جن را موجودی آتشین که به هر شکل ممکن می‌تواند در آید معرفی کرده‌اند، اما در این میان فیلسوفانی همچون ملاصدرا (ره) با نگاه دیگری به مسأله نگریسته، دست به تأویل برده است. از نظر ایشان حقیقت «جن» با آنچه در ذهن ما است تفاوت دارد. از برآیند مطالبی که در مورد «جن» گفته شده می‌توان دریافت که جن نیز همانند انسان دارای نفس ناطقه است و از اینرو در زمره‌ی نفوس که خود یکی از اقسام جوهر است قرار می‌گیرد.

 

دیباچه

جن یا پری از جمله مواردی است که در قرآن کریم به آفرینش آن تصریح شده است (وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ - الرحمن، 15) . جن پیش از انسان آفریده شده وَ الجَْانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ - حجر، 27 و خداوند در آفرینش آن هدفمند بوده است (وَ مَا خَلَقْتُ الجِْنَّ وَ الْانسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ - ذاریات، 56 ) . جنیان همانند انسان، مکلّف به تکالیف دینی‌اند و در روز قیامت از اعمال آن‌ها سؤال می‌شود (یَامَعْشرََ الجِْن وَ الْانسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ ءَایَتیِ- انعام، 130 ) و چنانچه از دستورات الهی سرپیچی کنند به عذاب دوزخ گرفتار شده، وارد جهنم می‌شوند (قَالَ ادْخُلُواْ فیِ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُم مِّنَ الْجِن وَ الْانسِ فیِ النَّارِ - اعراف، 38 ) .این‌ها همه آیاتی است که به آفرینش جن تصریح کرده و از اینرو جای هیچ شک و شبهه‌ای درباره‌ی اصل آفرینش این پدیده‌ی الهی باقی نگذاشته است. آنچه جای بحث و گفتگو هنوز در مورد آن باز است چیستی این پدیده و چگونگی زندگی آن است. ما در این مقاله پس از بررسی واژه جن، به اثبات آن از نظر قرآن و روایات پرداخته، ماهیت و جایگاه وجودی آن را در نظام هستی مشخص می‌کنیم. از دیرباز وجود پدیده‌ای به نام جن در میان بشر پذیرفته شده است و آدمیان گاه از وجود موجوداتی سخن به میان می‌آوردند که غیبی و نامحسوس‌اند و چه بسا برای آزار و اذیت انسان‌ها به شیطنت می‌پردازند. داستان‌های فراوانی از دیده شدن آن‌ها و رویارویی آن‌ها با انسان گفته شده است که هم پذیرش آن‌ها بدون سند و مدرک دور از خرد است و هم ردّ آن‌ها بدون دلیل علمی کار درستی نیست؛ از این رو در رویارویی با این همه داستان و روایت بهتر است از هرگونه قضاوتی در مورد آن‌ها خودداری کنیم و به دامان قرآن و پیشوایان دینی چنگ بزنیم. این کار به ما کمک می‌کند تا با بهره‌مندی از زلال معرفت آن‌ها اذهان خویش را به نور هدایت روشن کرده، از سپردن زمام دل خویش به داستان‌ها و افسانه‌هایی که تشخیص درستی یا نادرستی آن‌ها از توان ما خارج است خودداری کنیم. در میان این همه داستان و افسانه تنها منبعی که به ما کمک می‌کند تا با اطمینان کامل در مورد این پدیده به تحقیق و جستجو بپردازیم قرآن – کلام خدا – و پیرو آن کلام برگزیدگان او است زیرا هر دو دسته از داستان سرایی و افسانه سازی به دور بوده‌اند.

 منبع : elyacin.persianblog.i


ادامه مطلب - نظرات (1)

آیا میدانید

آیا میدانید : بزرگترین سوره قرآن بقره با ۲۵۵۰۰ حرف می باشد

آیا میدانید : قران دارای ۱۱۴ سوره است

آیا میدانید : قران دارای ۳۰ جزء است

آیا میدانید : قران دارای ۱۲۰ حزب است

آیا میدانید : قران دارای ۶,۲۳۶ آیه (نشانه) است

آیا میدانید : قران دارای ۷۷,۷۰۱ کلمه است

آیا میدانید : قران دارای ۳۲۳,۶۷۱ حرف است

آیا میدانید : قران دارای ۹۳,۲۴۳ فتحه است

آیا میدانید : قران دارای ۳۹,۵۸۶ کسره است

آیا میدانید : قران دارای ۴,۸۰۸ ضمه است

آیا میدانید : قران دارای ۱۹,۲۵۳ تشدید است

آیا میدانید : قران دارای ۳,۲۷۲ همزه است

آیا میدانید : قران دارای ۱,۷۷۱ مد است

آیا میدانید : قران دارای ۱,۰۱۵,۰۳۰ نقطه است

آیا میدانید : قران دارای ۵,۰۹۸ وقف است

آیا میدانید : قران در ۲۳ سال بر پیامبر نازل شد


- نظرات (0)