سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

آیا شرایط ذبح (زبح) شرعی را می دانید؟


ذبح کننده باید مسلمان باشد، یا کسی که بحکم مسلمان است؛ مانند بچه مسلمان که هنوز به سن تکلیف نرسیده باشد…

 

بنابر نظر فقهای شیعه و مکتب اهل بیت علیهم السلام، گوشت هایی که ذبح اسلامی نشده باشند، در حکم گوشت مردارند. گوشت آنها حرام است و خوردن آنها جایز نیست.

از نظر فقه اسلام یک مسلمان باید در غذای خود از ذبیحه کفار و مشرکین، هم چنین از غذاهایی که با رطوبت بدن کافر ارتباط دارد اجتناب کند. اما غذاهایی که کفار و مشرکین تهیه می کنند ولی ذبیحه آنها نیست و ارتباطی هم به رطوبت بدن آنها ندارد مثل غذاهایی که توسط کارخانه ها و دستگاههای اتوماتیک تهیه می شود اجتناب از آنها لازم نیست. البته برخی مراجع اهل کتاب را نجس نمی دانند و لذا غذا خوردن با آنان و استفاده از وسایل آنها بر اساس فتوی برخی اشکال ندارد.

سوال: آیا می شود از ذبیحه ی غیر مسلمانان استفاده کرد؟

از نظر فقه شیعه، شرط حلال بودن گوشت هایی که در بازار، قصابی ها و مغازه ها به فروش می رسد، این است که اوّلاً: از گوشت حیوانات حلال گوشت باشد. ثانیاً: این حیوان حلال گوشت ذبح شرعی شده باشد.

برای این که ذبح شرعی باشد باید شرایط زیر در آن رعایت گردد:

۱٫ ذبح کننده باید مسلمان باشد، یا کسی که بحکم مسلمان است؛ مانند بچه مسلمان که هنوز به سن تکلیف نرسیده باشد (طبق نقل شیخ بهایی در کتاب حرمة ذبایح اهل الکتاب، ص ۵۹، در حرمت ذبیحه ی کفار اهل کتابی که یهود و مسیحی و مجوسی نباشند، اختلافی بین علمای اسلام از شیعه و سنی نیست، تا چه رسد به کافری که اصلا از اهل کتاب نباشد و فقط اختلاف در باره ی ذبیحه ی یهودیان و مسیحیان و مجوسیان است،” لا خلاف بین علماء الإسلام من تحریم ذبائح أهل [الکتاب‏] من عدا الیهود و النصارى و المجوس من أصناف الکفار، و إنما الخلاف فی‏ هۆلاء الأصناف الثلاثة لا غیر”) و ذبح غیر مسلمان در حکم میته و مردار است، در این جهت بین کافر کتابی و غیر کتابی، فرقی نیست. (تحریرالوسیلة، ج ۲، ص ۶۲۱)

۲٫ سر حیوان را با چیزی ببرند که از جنس آهن باشد.

۳٫ در موقع سر بریدن (ذبح)، جلوی بدن حیوان رو به قبله باشد.

۴٫ هنگام ذبح، ذابح (کسی که سر می برد) نام خدا را بر زبان جاری کند.

۵٫ حیوان بعد از ذبح حرکتی هرچند کوچک داشته باشد، تا معلوم شود زنده بوده و ذبح شده است.
۶٫ از پشت سر، حیوان را ذبح نکنند. (تحریرالوسیلة، ج ۲، ص ۶۲۱- ۶۲۳)

اگر با این شرایط حیوان حلال گوشت را ذبح کنند، گوشت آن حلال و قابل مصرف است.

اما اهل سنت، (البته در بین آنها حنبلی ها با نظر شیعه موافق هستند، حرمة ذبایح اهل الکتاب، ص۶۲) در این باره نظر دیگری دارند. آنان گرچه گوشت هایی را که به دست کفار غیر کتابی ذبح می شود، حلال نمی دانند و در این جهت با شیعیان فرقی ندارند، ولی خوردن ذبیحه ی کفار اهل کتاب (گوشت هایی که توسط یهودی و مسیحی ذبح می شود)، را حلال می دانند. (شیخ بهائی در کتاب حرمة ذبایح اهل الکتاب، ص ۵۹- ۶۳ می گویند: ذهب جمهور علماء الإمامیة کالشیخ المفید محمد بن النعمان، و …إلى أن ذبائحهم(اهل الکتاب) محرمة لا یجوز الأکل منها على حال من الأحوال سواء ذکر اسم اللَّه علیها أم لا، و وافقهم على ذلک الحنابلة. و ذهب الحنفیة و الشافعیة و المالکیة إلى إباحة ذبائح أهل الکتاب و إن لم یذکروا اسم اللَّه علیها، و وافقهم الشاذ من علماء الإمامیة.)

اما یک شیعه نمی تواند بر طبق مذاهب آنان عمل نماید! وظیفه ی شرعی ما آن است که بر طبق فقه اهل بیت علیهم السلام، عمل نماییم.

منابع: سایت اسلام کوئیست ، سایت حوزه


- نظرات (0)

برای تشرف خدمت ولیعصر :

آیه ۸۰ سوره اسراء از رب ادخلنی تا انتها آیه به تعداد یکصد بار طی چهل شب ،

طبق نقل تعداد قابل توجهی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط ، از طریق مداومت بر این ذکر ،

خدمت امام زمان علیه السلام تشرف پیدا کرده اند .

هر چند هنگام تشرف امام علیه السلام  را نشناخته اند ایاه این است :

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا




- نظرات (0)

17 موردی که لعن و نفرین جایز است!



لعن بر کافران : خداوند متعالى در قرآن کریم مى فرماید: «همانا کسانى که کافر شدند و با عقیده کفر مردند، خداوند و فرشتگان و مردم بر آن ها لعنت مى فرستند.

لعن

لعن و نفرین کلا امر پسندیده ای نیست مگر در موارد خاص

لعن در مواردى جائز دانسته شده است :

۱ – لعن بر کافران : خداوند متعالى در قرآن کریم مى فرماید: «همانا کسانى که کافر شدند و با عقیده کفر مردند، خداوند و فرشتگان و مردم بر آن ها لعنت مى فرستند.» (۱)

۲ – لعن بر مشرکان : در قرآن کریم آمده است :

«و (خدا) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد مى برند، کیفر مى دهد. حوادث سویى (که براى مۆمنان انتظار مى کشند) بر خودشان نازل شود و خداوند بر آن ها خشم گرفته و آنان را از رحمت خود دور ساخته و دوزخ را برایشان آماده کرده است ، و چه بدسرانجامى است.» (۲)

۳ – لعن بر مرتدان : آن ها که اسلام را پذیرفته ، سپس از آن بازگردند، مورد لعن پروردگار قرار مى گیرند:

«چگونه خداوند گروهى را هدایت کند که پس از ایمان آوردن و گواهى دادن به حقانیت رسول ، و در حالى که نشانه هاى روشن براى آن ها آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نخواهد کرد. کیفر آن ها این است که نفرین خداوند و فرشتگان و مردم همگى براى آن ها است . »(۳)

۴ – لعن بر منافقان : خداوند سبحان در چند آیه از قرآن کریم ، منافقان را لعن کرده است ؛ از جمله مى فرماید:

«خداوند به مردان و زنان منافق و کافران وعده آتش دوزخ داده است . جاودانه در آن خواهند ماند. همان براى آن ها بس است و خدا آن ها را از رحمتش دور ساخته ، عذاب پایدارى براى آنان است .» (۴)

۵ – لعن بر ستمگران : در قرآن مجید آمده است :

«الا لعنه الله على الضالمین» (۵) ؛هان لعنت خدا بر ستمکاران باد!

۶ – لعن بر فسادکنندگان در زمین : خداوند بزرگ در برخى از آیات نورانى خود، فساد کنندگان را لعنت کرده است ؛ همانند این آیه که مى فرماید:

«و آن ها که عهد الهى را پس از محکم کردن مى شکنند و پیوندهایى را که خدا دستور برقرارى آن را داده ، مى گسلند و در روى زمین فساد مى کنند، لعنت خدا و بدى او (و مجازات ) سراى آخرت از آن ایشان است .» (۶)

هر کس مخاصمه از سوى ستمگرى را به عهده گیرد یا بر آن مخاصمه او را یارى رساند، سپس فرشته مرگ بر او فرود آید، به او مى گوید: به تو لعنت خدا و آتش دوزخ و سرانجامى بد را بشارت مى دهم

۷ – لعن بر شیطان : شیطان به سبب سرکشى در برابر فرمان حق و کبر ورزیدن ، از درگاه رحمت خدا رانده و لعنت شد. خداوند در بسیارى از آیات کتاب کریمش او را لعن کرده است :

و ان علیک لعنتى الى یوم الدین (۷)؛ و همانا لعنت من تا روز قیامت بر تو خواهد بود.

و ان علیک اللعنه الى یوم الدین (۸) ؛ و همانا تا روز قیامت بر تو لعنت خواهد بود.

۸ – لعن بر آزار دهندگان خدا و پیامبر: آزار دهندگان خدا و پیامبر او، لعنت شده اند؛ آن جا که خداوند مى فرماید:

ان الذین یودون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الاخره و اعدلهم عذابا مهینا(۹)

آن ها که خدا و پیامبرش را آزار مى دهند، خداوند ایشان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته و براى آنان عذاب خوار کننده اى آماده کرده است .

۹ – لعن بر دروغگویان : دروغگویان نیز در برخى از آیات و روایات از افرادى شمرده شده اند که خداوند آنان را لعنت میکند. خداوند بزرگ به پیامبرش دستور مى دهد که گروهى از اهل کتاب را به مباهله بخواند و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهد:

ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الکاذبین (۱۰)

پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود:

فلعنه الله على الکاذب و ان کان مازحا(۱۱)

خداوند دروغگو را لعنت کند؛ اگر چه شوخى کرده باشد.

۱۰ – لعن بر بهتان زنندگان به زنان پاکدامن : خداوند بزرگ مى فرماید:

«ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المومنات لعنوا فى الدنیا و الاخره و لهم عذاب عظیم» ؛

همانا کسانى که به زنان شوهردار ناآگاه مۆمن بهتان مى زنند، در دنیا و آخرت لعنت مى شوند و براى ایشان عذابى بزرگ است . (۱۲)

۱۱ – لعن بر قاتل مۆ من : و من یقتل مۆ منا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما(۱۳)
لعن

و هر کس فرد مۆ منى را از روى عمد به قتل برساند، جزاى او دوزخ است . در آن جاودان مى ماند و خدا بر او خشمگین مى شود و او را لعن کرده ، برایش عذابى بزرگ فراهم مى سازد.

۱۲ – لعن بر تحریف کنندگان کتاب خدا: رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود:

انى لعنت سبعا لعنهم الله و کل نبى مجاب ، قیل و من هم یا رسول الله ؟ قال (صلى الله علیه و آله و سلم ) : الزائد فى کتاب الله …(۱۴)

همانا من هفت کس را لعنت مى کنم که خداوند و هر پیامبر اجابت شده اى آن ها را لعنت کرده اند. عرض شد: اى پیامبر خدا! آن ها چه کسانى اند؟ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: کسى که بر کتاب خدا چیزى بیفزاید…

۱۳ – لعن بر منکران قضا و قدر الهى : پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه شمارش افراد ملعون مى فرماید:… والمکذب بقدر الله (۱۵) ؛ و کسى که قدر الاهى را تکذیب کند.

۱۴ – لعن بر مخالفان سنت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) :

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه شمارش افراد ملعون فرمود:

والمخالف لسنتى (۱۶)و مخالف با سنت من

۱۵ – لعن بر حلال کنندگان حرام خدا: رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه شمارش افراد ملعون فرمود: «… والمستحل من عترتى ما حرم الله» (۱۷). ؛ و آن کس از خاندانم که آن چه را خداى عزوجل حرام کرده است ، حلال کند.

نام بردن از شخص خاص و لعنت کردن او، فقط زمانى صحیح است که آن شخص صفت کفر یا ظلم یا… را داشته باشد و گرنه لعن او حتى به صورت نامعین هم ، چه به صورت اخبار و چه به صورت انشا، جایز نیست ؛ اما از آن جا ممکن است شخص داراى یکى از این صفات تا زمان مرگش توبه کند و به راه خدا باز گردد، بهتر است نام اشخاص در لعن برده نشود و فقط به صورت کلى و نامعین لعن شوند

۱۶ -لعن بر زورگوى سلطه گر: حضرت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه فرمود:

«…والمسلط بالجبروت لیعز من اذل الله و یذل من اعزالله (۱۸)

و کسى که به زور چیره شده تا آن که را خدا ذلیل کرده ، عزیز کند و آن که را خدا عزیز کرده ، ذلیل کند.

۱۷ – لعن بر تاراج کننده بیت المال : رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه فرمود:

والمستاثر على المسلمین بفیئهم منتحلاله (۱۹)

۱۸ -لعن بر حرام کنندگان حلال خدا: پیامبر مکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در پایان شمارش افراد ملعون فرمود:

والمحرم ما احل الله عزوجل (۲۰)

و کسى که آن چه را خداى عزوجل حلال کرده است ، حرام کند.

-لعن بر یارى کنندگان ستمگر: امام صادق (علیه السلام ) به نقل از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید:(۲۱)

هر کس مخاصمه از سوى ستمگرى را به عهده گیرد یا بر آن مخاصمه او را یارى رساند، سپس فرشته مرگ بر او فرود آید، به او مى گوید: به تو لعنت خدا و آتش دوزخ و سرانجامى بد را بشارت مى دهم .

حال پرسش این است که آیا مى توان افراد متصف به صفاتى چون کفر، شرک ، نفاق و ظلم به صورت معین و مشخص لعنت کرد یا حکم جواز لعن فقط به کافران ، مشرکان ، منافقان ، ظالمان و… به صورت کلى و نامعین مربوط مى شود؟

نام بردن از شخص خاص و لعنت کردن او، فقط زمانى صحیح است که آن شخص صفت کفر یا ظلم یا… را داشته باشد و گرنه لعن او حتى به صورت نامعین هم ، چه به صورت اخبار و چه به صورت انشا، جایز نیست ؛ اما از آن جا ممکن است شخص داراى یکى از این صفات تا زمان مرگش توبه کند و به راه خدا باز گردد، بهتر است نام اشخاص در لعن برده نشود و فقط به صورت کلى و نامعین لعن شوند.

پی نوشت ها :

۱- بقره (۲)، ۱۶۱٫

۲- بقره (۲)، ۸۹٫

۳- فتح (۴۸): ۶٫

۴- آل عمران (۳): ۸۶ و ۸۷٫

۵- توبه (۹): ۶۸٫

۶- هود(۱۱) تن ۱۸٫

۷- محدث نورى : مستدرک الوسائل ، ج ۱۲، ص ۳۰۶، ح ۳۶۲۷٫

۸- شبسترى : گلشن راز.

۹- رعد (۱۳): ۲۵٫

۱۰- ص (۳۸): ۷۸٫

۱۱- حجر (۱۵): ۳۵٫

۱۲- احزاب (۳۳): ۵۷٫

۱۳- آل عمران (۳): ۶۱٫

۱۴- محدث نورى : مستدرک الوسائل ، ج ۱۱، ص ۳۷۲، ح ۱۳۲۹۴٫

۱۵- نور (۳۴): ۲۳٫

۱۶- نور (۲۴): ۲۳٫

۱۷- حر عاملى : وسائل الشیعه ، ج ۱۶، ص ۵۱، ح ۲۰۹۵۶٫

۱۸- حر عاملى : وسائل الشیعه

۱۹- حر عاملى : وسائل الشیعه .

۲۰- حر عاملى : وسائل الشیعه .

۲۱- حر عاملى : وسائل الشیعه .

۱۷ موردی که لعن و نفرین جایز است!


- نظرات (0)

کشف ایات

sajdeh-jafr-ir

کشف آیاتی در قرآن مجید که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود ۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم ۲۴ مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴.

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:

دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵

ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸

زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵

سود ۵۰ / زیان ۵۰

ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰

ابلیس ۱۱ / پناه جستن از شر ابلیس ۱۱

مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵

صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧

مسلمین ۴١ / جهاد ۴١

طلا ۸ / زندگی راحت ٨

جادو ۶٠ / فتنه ۶٠

زکات ٣٢ / برکت ٣٢

ذهن ۴٩ / نور ۴٩

زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵

آرزو ٨ / ترس ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨

سختی ١١۴ / صبر١١۴

محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴

مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

نماز ۵، ماه ١٢، روز ٣۶۵

دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣

دریا + خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲

دریا = %۱۱۱۱۱۱۱/۷۱= ۱۰۰ × ۴۵/۳۲

خشکی = % ۸۸۸۸۸۸۸۹/۲۸ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳

دریا + خشکی = % ۰۰/۱۰۰

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱/۷۱% و خشکی ۸۸۹/۲۸ % از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.


- نظرات (0)

امام کاظم علیه السلام در سایه قرآن

در دین شریف اسلام در مورد جمیع مسائل زندگی انسان، حتی ریزترین آن‌ها، دستورالعمل‌هایی ذکر شده است تا مبادا انسان نسبت به مسئله ای بی پاسخ و یا بدون راه بماند. اهل بیت علیهم السلام که قرآن ناطق هستند، مبیّن احکام و آداب دین اسلام می‌باشند. امام کاظم علیه السلام در باب آداب قرآن سخنان گهرباری فرموده‌اند که در اینجا به ذکر پاره ای از آنان می‌پردازیم.


 

آداب تلاوت

۱- صدای زیبا و حزن‌آور

عالم بزرگوار شیخ مفید (ره) می‌نویسد: «آن حضرت دانشمندترین مردم زمانه‌اش بود و بیش از همه حافظ کتاب الهی و خوش صداترین آنان در قرائت قرآن بود. هنگام قرائت، آهسته و حزن‌آور می‌خواند و می‌گریست و شنوندگان هم گریه می‌کردند، اهل مدینه او را «زین المجتهدین» ‌نامیدند. (۱)

در روایتی دیگر آمده است: «و کانت قراته حزنا»؛ قرائت آن حضرت حزن‌آور بود. (۲)

امام کاظم علیه السلام به ابرهه مسیحی فرمود: با کتاب خودت چقدر آشنایی؟ پاسخ داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام می‌گوید: حضرت کاظم علیه السلام شروع کرد به قرائت انجیل، آنگاه ابرهه گفت: حضرت مسیح این چنین می‌خواند و جز او هیچ کسی چنین نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا کنون در جستجوی چنین شخصیتی بودم.‌ و دراین هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد. (۳)

۲- ترتیل

ترتیل یعنی حروف کاملاً ادا و بیان شده و وقوف رعایت گردد. حضرت کاظم علیه السلام می‌فرماید: از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره معنای «و رتل القرآن ترتیلا»( مزمل/ ۴) پرسیدند، در پاسخ فرمود: «بینه تبیانا ولا تنثره نثرالرهل و لاتهذه هذا الشعر، قفوا عند عجائبه و حرکوا به القلوب و لا یکون هم احدکم آخرالسورة» (۴) ؛ قرآن را واضح و کاملا روشن بیان کن و حروفش را مانند رمل و شن‌هایی که باد یکباره می‌پاشد بر روی هم نریز و آن را مانند شعرخوانی پشت سر هم و با شتاب مخوان، وقتی به شگفتی‌های قرآن رسیدی؛ بایستید و دل‌ها را با آن تکان دهید و همت و نظر شما رسیدن به آخر سوره نباشد، ( یعنی به کیفیت بپردازید نه به کمیت). (۵)

فرمود: ای حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده می‌شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش را بالا ببرد زیرا درجات بهشت به قدر آیه‌های قرآن کریم است. به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو پس او می‌خواند و بالا می‌رود

ارج نهادن به حاملان قرآن

آن حضرت در حدیثی از جد بزرگوارش نقل می‌فرماید: خدای تعالی بخشنده است و جود و بخشش را دوست دارد و کارهای عالی را دوست می‌دارد و از کارهای پست ناخرسند است. بزرگداشت سه گروه از احترام به جلال الهی است:

الف- ریش سفید مسلمان.

ب- امام عادل.

ج- آن کسی که حامل و تسلیم قرآن کریم است، به گونه‌ای که نه اهل غُلو است و نه از بار تکالیفش شانه خالی می‌کند.(۶)

 

اهدای ثواب قرائت به معصوم

علی بن مغیره به امام کاظم علیه السلام می‌گوید: پدرم از جد شما پرسید: آیا رواست شبی یک ختم قرآن بخوانم؟

جد شما فرمود: هر شب. دوباره پرسید: آیا در ماه رمضان هم؟ جدّ شما فرمود: در ماه رمضان نیز.

و برنامه پدرم این بود که در ماه رمضان چهل بار قرآن را ختم می‌کرد؛ و من نیز بیشتر از پدرم قرآن می‌خوانم و گاهی کمتر از پدرم، کم و زیادیش بستگی دارد به اندازه فرصت و فراغت و یا کار و سرگرمی و نشاط و بیماریم و هنگام عید فطر، قرآن‌هایی که را که خوانده‌ام، یک ختمش را برای رسول اکرم صلی الله علیه وآله، یکی برای علی علیه السلام، یکی برای فاطمه علیه السلام و همچنین برای هر کدام از امامان هدیه می‌کنم. و از هنگامی که خدا این بینش و حال را به من عنایت کرده است و در سلک پیروان شما قرار گرفته‌ام، ثواب یک ختم را نیز به شما هدیه می‌کنم. آیا برای خودم نیز پاداشی هست؟ حضرت فرمود: پاداش تو آن است که در قیامت با آن‌ها هستی، گفتم الله‌اکبر، آیا چنین اجری دارم؟ حضرت سه بار فرمود: بله. (۷)

 imamkazem-jafr-www-jafr-ir-ir-2

شیعه و قرائت قرآن

حضرت کاظم علیه السلام به مردی فرمود: آیا دوست داری در دنیا بمانی؟ پاسخ داد: بله. امام پرسید: برای چه؟ گفت: به خاطر قرائت «قل هو الله احد»، آنگاه حضرت سکوت کرد و پس از زمانی فرمود: ای حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده می‌شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش را بالا ببرد زیرا درجات بهشت به قدر آیه‌های قرآن کریم است. به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو پس او می‌خواند و بالا می‌رود.

حفص گوید: در عمرم کسی را که بیشتر از امام کاظم علیه السلام خدا ترس و به رحمت حق امیدوار باشد ندیدم و قرآن خواندنش همراه با حزن بود و گویا هنگام قرائت به شخصی خطاب می‌کند. (۸)

 

پرهیز از بحث‌های بی فایده

همچنان که امروزه، پرداختن به طرح و حل بسیاری از معماهای قرآنی، وقت گیر، کم فایده و مایه غفلت از اهداف اصلی قرآن کریم است، در گذشته نیز مباحثی چون مخلوق بودن یا قدیم بودن قرآن، به صورت مشکلی جنجالی درآمده بود و مایه درگیری و خونریزی ها و اتلاف وقت و… می‌شد. هنگامی که به امام کاظم علیه السلام گفته شد که مردم در باره بعضی مسائل قرآن اختلاف دارند تا آنجا که برخی قرآن را مخلوق و بعضی غیر مخلوق می‌دانند، فرمود: من آنچه را آنان می‌گویند، نمی‌گویم ولی می‌گویم:« انه کلام الله» قرآن سخن خداست. (۹)

امام کاظم علیه السلام به ابرهه مسیحی فرمود: با کتاب خودت چقدر آشنایی؟ پاسخ داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام می‌گوید: حضرت کاظم علیه السلام شروع کرد به قرائت انجیل، آنگاه ابرهه گفت: حضرت مسیح این چنین می‌خواند و جز او هیچ کسی چنین نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا کنون در جستجوی چنین شخصیتی بودم.‌ و دراین هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد

این روش و منش باید سرمشق امروز و همیشه ما باشد، که از مباحث نظری بی فایده و مشکل‌آفرین بپرهیزیم.

 

عنایت به تفسیر قرآن

سزاوار است که قاری به معنی و تفسیر هم توجه نماید، در فرمایشات امام کاظم علیه السلام مواردی از تفسیر آیات بیان شده است، مثلا « توبه نصوح» در آیه «یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا» (تحریم/‌۷۷) را چنین تفسیرمی‌فرماید:

بنده به درگاه خدا توبه می‌کند و دیگر برنمی‌گردد و توبه نمی‌شکند و به راستی که محبوب‌ترین بندگان خدا در پیشگاه حق، فریب خوردگان توبه کننده‌اند. (۱۰)

 

تفسیر واژه‌های مشکل

امام کاظم علیه السلام در تفسیر «الذین هم عن صلاتهم ساهون» (ماعون/۵)، «سهو» در نماز را تضییع نماز می‌داند. (۱۱) و یا در تفسیر «الله الصمد» (توحید/ ۲) می‌فرماید: « الصمد الذی لا جوف له» (۱۲)؛ صمد کسی است که تو خالی نیست.

بدیهی است که اجسام همه تو خالی و دارای هسته مرکزی و پروتون هستند، و طبق این تفسیر صمد یعنی غیرمادی و غیر جسم.

 

ثواب تلاوت

در سخنان امام کاظم علیه السلام ثواب و آثار تلاوت بسیاری از آیه‌ها و سوره‌ها بیان شده که نمونه‌هایی را مرور می‌کنیم:

۱- هر گاه از چیزی ترسیدی صد آیه از هر جای قرآن که خواستی، بخوان، آنگاه سه بار بگو: اللهم اکشف عنی البلاء. (۱۳)

۲- نسیم رحمت الهی در هر روز جمعه هزار بار می‌وزد، و به هر بنده‌ای هر چه از خدا بخواهد می‌دهد پس هر که بعد از عصر جمعه صد بار سوره قدر را بخواند، خداوند آن هزار رحمت و همانند آن را به او می‌بخشد. (۱۴)

 

پی نوشت ها :

۱- ارشاد مفید، ص ۲۳۵؛ بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۲٫

۲- کافی، ج ۲، ص۶۰۶، به نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱٫

۳- بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۴٫

۴- بحارالانوار، ج۷۶، ص۶۳؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۴٫

۵- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ص ۴۴؛ نقل از بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۱۵٫

۶- بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۸۴٫

۷- کافی، ج ۲، ص ۴۱۸؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۹۸٫

۸- همان، ص۶۰۶٫

۹- توحید صدوق، ص ۲۲۴؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص۷٫

۱۰- تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۷۴؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۲، با اندکی تفاوت.

۱۱- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص۴۷٫

۱۲- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۸٫

۱۳- مناقب ابن شهرآشوب، ج ۱، ص۵۵۹، نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ص ۴۱٫

۱۴- ثواب الاعمال، ص۱۵۷، نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱٫

 


منابع :

سایت حوزه.

سایت سبطین.


- نظرات (0)

اشاره قرآن به جنسیت ملکه زنبور عسل

مورس مترلینگ در کتاب زنبور عسل نوشته است:

درباره زنبور عسل کتابهای بسیاری نوشته شده است برای اینکه از آغازتمدن بشیری این حشره بالدار اجتماعی که در کندو به طرزی شبیه به معجزه عسل خوش طعم و و مقوی و معطر را تولید می کرده است مورد توجه مردم قرار گرفته بود.


 www-jafr-ir-zanbor

ارسطو کاتون وارون پلین کولومل پلاریوس و دیگران که همگی از نویسندگان و علمای عصر باستان بودند راجع این حشره کتابهای بزرگ و رساله نوشتند.

آریستوس فانوس فیلسوفی بود که مدت ۵۸ سال در وضع زندگی زنبول عسل تحقیق کرد.

همچنین دانشمند دیگری موسوم به فیلیس کوس دوناس شب و روز در جوار زنبور های عسل زندگی می نمود که جز آنها چیزی نبیند به همین جهت از طرف هموطنان خود موسوم به وحشی گردید.

مطالعه واقعی درطرز زندگی زنبور عسل فقط از قرن هفدهم میلادی آغاز گردید در ابتدای این قرن دانشمند فلاماندی به نام کلونیوس بر اثر مطالعات خود اظهار داشت که یگانه حشره ای که در کندو فقط تخم می گذارد همانا ملکه است و گفت که ملکه دارای آلات تناسلی نرینگی و مادگی(هر دو) می باشد ولی نتوانست این گفته ها را اثبات کند.

بعد او یک دانشمند هلندی به نام سوامردان برای اولین دفعه مطابق اصول علمی شروع به مطالعه در وضع زنبور عسل کرد و به وسیله میکروسکوپ جزئیات زندگی زنبور عسل را از نظر گذرانی و آنها را تشریح نمود و چون بعد از تشریح توانست بطور واضح آلات تناسلی مادگی را در ملکه پیدا کند صریحا گفت که ملکه یک زنبور ماده است و حال آنکه قبل از آن تصور می‌شد ملکه شاه است یعنی یک حیوان نر است.

نکته ای که موریس مترلینگ در کتاب خود اشاره کرده کاملا درست است تا ۳۰۰ سال قبل تصور می شد که کندو دارای یک پادشاه و تعدادی سرباز است و هیچ اظهار نظری در مورد جنس ماده زنبور در قرآن نمی شد در قرآن کریم در سوره نحل آیه ۶۸ نوشته شده است.

خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند و این آیه دقیقا با این مثاله مطابقت دارد زیرا همیشه اولین بار یک زنبور ماده و تعدادی سرباز محافظ او از کندوی قبلی مهاجرت می کنند و کندوی جدید را تشکیل می دهند!و برای خود خانه درست می کنند.این مساله اولین بار ۳۰۰ سال قبل کشف شد حال آنکه این حقیقت بطور ماهرانه در ۱۴۰۰ سال قبل در آیات قرآن جاسازی شده است

وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى کرد که از پاره‏اى کوه ها و از برخى درختان و از آنچه داربست مى‏کنند خانه‏هایى براى خود درست کن .

اگر به معنی عربی آیه دقت کنید خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند و این آیه دقیقا با این مثال مطابقت دارد زیرا همیشه اولین بار یک زنبور ماده و تعدادی سرباز محافظ او از کندوی قبلی مهاجرت می کنند و کندوی جدید را تشکیل می دهند! و برای خود خانه درست می کنند. این مسأله اولین بار ۳۰۰ سال قبل کشف شد حال آنکه این حقیقت به طور ماهرانه در ۱۴۰۰ سال قبل در آیات قرآن جاسازی شده است.

 


منبع:

سایت معجزات علمی قرآن


- نظرات (0)

۷ پله اصلی رفتن به سمت خدا

ی انسان! هرچه می‌خواهی انجام بده امّا توجّه داشته باش که خداوند متعال، پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» حتماً تو را می‌بینند.

 


برای رسیدن به هر مقصدی راهی را باید در پیش گرفت ،و پا بر پله ای گذاشت، برای رسیدن به خداوند متعال راه و مشخص و روشن است ،بیراهه هم زیاد است اما مشخص نیست حرکت در آن ها رو به جلو باشد، باید در راه رسیدن به خدای خوبمان که اسلام نقشه راه را دقیق و روشن ترسیم کرده دقت کنیم که به بیراهه نرویم و در حرکتی رو به جلو حرکتی مداوم و سازنده داشته باشیم،البته راه میانبر هم داریم که اهمیت زیادی دارد ،اگر کسی بتواند به اخلاص در نیت و عمل برسد او از راه میانه خواهد رفت و هر عبادت و عملی تأثیر عمیقی در روح و کمالش خواهد داشت.

 

مراتب خلوص

علما و بزرگان، هدف و علّت غایی اعمال و به خصوص علّت غایی عبادات را در هفت مرتبه طبقه بندی کرده‌اند. به عبارت دیگر می‌توان گفت: خلوص در انجام عمل یا میزان رعایت اخلاص در عبادت، هفت مرتبه دارد که عبارتند از:

مرتبه اوّل: سعادت دنیوی

مرتبه دوّم: ترس از عذاب

مرتبه سوّم: شوق بهشت

مرتبه چهارم: حیا از خداوند

مرتبه پنجم: مقام شکر و وفا

مرتبه ششم: عشق و محبّت

مرتبه هفتم: مقام عنداللّهی

این هفت مرتبه از منظر علمای علم اخلاق و عرفا، فوق العاده مهم است و انسان باید با تلاش و کوشش مداوم، میزان اخلاص خود را از درجات و مراتب پایین، به درجات و مراتب بالاتر برساند.

در ادامه بحث، به شرح مراتب اخلاص می‌پردازیم:

 

مرتبه اوّل: سعادت دنیوی

در این مرتبه، وقتی کسی عبادتی را انجام می‌دهد، در کنار نیّت الهی، هدفی دنیوی را دنبال می‌کند؛ مثلاً برای رفع گرفتاری یا ادای قرض یا پیداکردن همسر، نماز می‌خواند یا نذری می‌کند.

مرتبه اول خلوص خوب است و اگر با صدق نیّت و خالصانه انجام شود، می‌تواند انسان را به اهداف مادی خود برساند، چنان‌که ادعیه، نمازها و اذکار زیادی برای رفع حوائج مادی از جانب ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم» وارد شده است.

اگر زنان جامعه، به واسطه حیا از خداوند، حجاب خود را حفظ کنند، در پیشگاه خداوند متعال و نزد ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم»، از جایگاه بالایی برخوردار خواهند بود

مرتبه دوّم: ترس از عذاب

بیشتر مردم در کارهای خود مخصوصاً عبادات، خداوند متعال را در نظر دارند، زیرا از عذاب الهی ترسان و گریزانند. ترس از عذاب الهی، عاملی بازدارنده از گناهان به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان، برای دوری از آتش جهنّم، عبادات و کارهای نیک خود را به‌جا می‌آورند. مثلاً به نماز اهمیّت می‌دهند، زیرا بی‌توجّهی به نماز، فشار قبر و سختی عذاب جهنّم را در پی دارد.[۲] روزه می‌گیرند، زیرا در روایات فرموده‌اند: روزه سپری در برابر آتش جهنّم است.[۳] کارهای خیر انجام می‌دهند، به بینوایان و نیازمندان کمک‌رسانی می‌کنند و بین مردم را اصلاح می‌نمایند تا در روز قیامت از حرارت جهنّم و شدّت سختی حساب در امان باشند. همه این نیّات برای دنیا و آخرت انسان مفید است و خداوند رحمان، به عاملان آنها اجر و پاداش عنایت می‌کند، امّا علما و عرفا، آن را مرتبه پایینی از درجات اخلاص می‌دانند و انسان مخلص برای نیل به قرب الهی، باید از این اهداف نازل گذر کند.

 

مرتبه سوّم: شوق بهشت

این مرتبه نیز مانند مرتبه قبل، در بسیاری از افراد وجود دارد. تمایل آنان به انجام کارهای نیک از شوق رسیدن به بهشت و کسب ثواب سرچشمه می‌گیرد و برای رسیدن به نعمت‌های بهشتی، تلاش و کوشش می‌کنند. مثلاً می‌دانند که اگر کسی نماز اوّل وقت و با جماعت بخواند، بهشت مهیّای او خواهد بود. یا شنیده‌اند که اگر کسی به نیازمندان و بینوایان کمک کند، در آخرت برای او قصرهای مجلّل و درختان سر به فلک کشیده، جویبارهای روان، حورالعین و … وجود دارد و از آنها لذّت خواهد برد. بیشتر مردم این‌گونه عبادت می‌کنند و برای آنان نیز مفید است، همان‌طور که قرآن کریم می‌فرماید: «لِمِثْلِ هذا فَلْیَعْمَلِ الْعامِلُونَ»[۴]

وقتی مردم برای رسیدن به چنین اهدافی تلاش می‌کنند، با عنایت پروردگار عالم، به آن نیز دست می‌یابند و هنگامی که وارد بهشت می‌شوند، این‌گونه مورد خطاب قرار می‌گیرند: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنیئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیَّامِ الْخالِیَةِ- بخورید و بنوشید، گوارایتان باد، به پاداش‏ آنچه در روزهاى گذشته انجام دادید.»[۵]

ملائکه به آنان خطاب می‌کنند که از این نعمت‌ها استفاده کنید، زیرا اینها چیزهایی است که خودتان به واسطه روزه گرفتن، به واسطه عبادات و … در دنیا به دست آورده‌اید.

این مرتبه نیز گرچه در جایگاه خود با ارزش و بزرگ است، ولی نسبت به اهداف بالاتر، مرتبه نازلی به شمار می‌رود.

در اینجا تذکّر این نکته لازم است که وقتی بیان می‌شود نباید هدف، مراتب پایین اخلاص مثل رسیدن به مادیات و امور دنیوی یا ترس از عذاب یا شوق بهشت باشد، به این معنا نیست که مخلصین از دنیا محروم‌اند، بلکه وقتی نیّت خالصانه در همه کارها متجلّی شد و تنها برای رضای الهی کارها انجام گرفت، همه بلاهای دنیا و آخرت از میان می‌رود و همه نعمت‌‌ها در اختیار مخلصین قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، مخلصین، مراتب والای اخلاص را در نظر می‌گیرند و به نعمت‌های ناشی از مراتب اولیّه اخلاص توجه نمی‌کنند، امّا آن نعمت‌ها در ازای اخلاصی که داشته‌اند، به سوی آنها سرازیر می‌شود.

مرتبه چهارم: حیا از خداوند

مرتبه چهارم، نسبت به مراتب قبل، بسیار بهتر و با اهمیّت‌تر است؛ زیرا اوّلین مرتبه برای خواص به‌شمار می‌رود. برخی از افراد، انسان‌های باحیا و مۆدّبی هستند و برای کسب نعمت‌‌های دنیوی یا شوق بهشت و ترس از جهنّم عبادت یا اعمال صالح انجام نمی‌دهند، بلکه پایه و نیّت اصلی کارهای آنان، حیای درونی آنان از خداوند متعال است. در این مرتبه، ترک گناه و اهمیّت به واجبات، از حیای درونی نسبت به خداوند سرچشمه می‌گیرد. کسانی که به این درجه نائل می‌شوند، در مقابل پروردگار عالم باحیا هستند و در همه حالات، ادب و حیاء در مقابل او را رعایت می‌کنند.

قرآن کریم، ‌به طور غیرمستقیم بر این مسأله پافشاری دارد و می‌فرماید:

«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُۆْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[۶]

ای انسان! هرچه می‌خواهی انجام بده امّا توجّه داشته باش که خداوند متعال، پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» حتماً تو را می‌بینند. حرف «س» در «فَسَیَرَى اللَّهُ»، تحقیقی است؛ یعنی شک نکن که خداوند می‌بیند. پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین می‌بینند. آنگاه در آخرت، آنچه به جا آورده‌اید، به شما نشان داده خواهد شد.

ترجمان این آیه، همان سخن استاد بزرگوار ما، حضرت امام خمینی«قدّس‌سرّه» است که مکرّراً می‌فرمودند: «ما در محضر خدا هستیم. عالَم محضر خداست، در محضر خدا معصیت خدا نکنید.»

بیشتر مردم در کارهای خود مخصوصاً عبادات، خداوند متعال را در نظر دارند، زیرا از عذاب الهی ترسان و گریزانند. ترس از عذاب الهی، عاملی بازدارنده از گناهان به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان، برای دوری از تش جهنّم، عبادات و کارهای نیک خود را به‌جا می‌ورند. مثلاً به نماز اهمیّت می‌دهند، زیرا بی‌توجّهی به نماز، فشار قبر و سختی عذاب جهنّم را در پی دارد

نیل به مقامات معنوی در پرتو خلوص

اگر زنان جامعه، به واسطه حیا از خداوند، حجاب خود را حفظ کنند، در پیشگاه خداوند متعال و نزد ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم»، از جایگاه بالایی برخوردار خواهند بود. یکی از بزرگان گفته بود: من نذر کردم که چهل شب، در چهل مسجد، نماز امام زمان«ارواحنافداه» بخوانم تا بتوانم خدمت حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» برسم و ایشان را ملاقات کنم. وقتی نماز چهلم در مسجد چهلم به اتمام رسید، کسی نزد من آمد و گفت: امام زمان در فلان خانه هستند، به آنجا بیایید. وقتی به آن خانه رفتم، متوجّه شدم که خانم آن خانه از دنیا رفته است و حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» برای خواندن نماز او تشریف آورده‌اند. حضرت به من فرمودند: این زن، در زمان پهلوی، هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چادر و عفّتش را حفظ کند!

بنابراین کسب عصمت و عفّت یا ترک گناه به خاطر رعایت حیا و ادب در برابر خداوند متعال و ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم» مرتبه بلندی در درجات و مراتب اخلاص است که التزام به آن، باعث رشد معنوی انسان‌ها می‌شود.

 

روش بازداری از گناه، از نظر امام سجاد«علیه السلام»

شخصى خدمت امام سجّاد«سلام‌الله‌علیه» آمد و گفت: یابن رسول‏الله! من به گناه عادت کرده‏ام و نمى‏دانم چه کنم؟! امام فرمودند: پنج کار را انجام بده و پس از آن هرچه خواستی گناه کن. اوّل: روزى خدا را نخور و گناه کن؛ دوّم از ملک خدا بیرون برو و گناه کن؛ سوّم وقتى مى‏خواهى گناه کنى، جایى برو که خدا تو را نبیند؛ چهارم وقتى که عزرائیل مى‏خواهد جانت را بگیرد، او را دفع کن؛ پنجم هرگاه مالک جهنّم خواست تو را به دوزخ بیندازد، وارد جهنّم نشو. سائل گفت: هیچکدام نمى‏شود. حضرت فرمودند: پس اى ذلیل! در محضر خدا، در ملک خدا، روزى خدا مى‏خورى و این قدر هم ذلیل هستى که اگر بخواهند تو را به جهنم ببرند، نمى‏توانى کارى کنى، پس چرا گناه مى‏کنى؟![۷]

 

متن بخش دوّم این گفتار اخلاقی که به شرح سایر مراتب اخلاص اختصاص دارد، متعاقباً منتشر می‌گردد.

 

پی‌نوشت‌ها :

۱٫ بقره / ۱۳۸٫

۲٫ فلاح السائل، ص ۲۲٫ همچنین ر.ک: نماز نجوای مۆمنان، صص ۷۲-۶۲٫

۳٫ الکافی، ج ۲، ص ۱۹: «الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ».

۴٫ صافات / ۶۱٫

۵٫ حاقه / ۲۴٫

۶٫ توبه / ۱۰۵٫

۷٫ بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۲۶؛ جامع الأخبار، ص ۱۳۱٫

فرآوری: محمدی


- نظرات (0)

چرا از خواندن قرآن لذت نمی برم؟!

چرا از خواندن قرآن لذت نمی برم؟!

lezat-ghoran-jafr-ir


اصلا از خوندن قرآن لذت نمی برم راهی هست که درک و شعورم زیاد شه راهی غیر از تفکر لطفا راهکار عملی بهم بگید.


 

برای لذت بردن از عبادت و نماز و قرائت قرآن و دعا و درک شیرینی آنها ، مانند هر پدیده دیگری، فراهم شدن زمینه‌ها و شرایط و نیز از بین رفتن مشکلات و موانع امری ضروری است.

برای تبیین بهتر این موضوع توجه شما را به نکاتی پیرامون برخی عوامل تعیین‌کننده در افزایش بهره‌مندی از عبادت جلب می‌کنیم:

 

1.شناخت و معرفت:

این که عبادت، چرا، چگونه و برای چه کسی انجام شود با شناخت و درک عبادت‌کننده رابطه مستقیم دارد. هر چه دانایی و معرفت در حوزه یاد شده افزون‌تر باشد، بهره‌مندی شخص نیز از عبادت و احساس لذت او فزون‌تر خواهد بود.

۲٫نشاط:

نشاط و سرزندگی و دوری از سستی و تنبلی، در موفقیت هر کاری نقش کلیدی ایفا می‌کند. در انجام عبادت و درک شیرینی آن نیز، داشتن نشاط و حس و حال عبادت و پرهیز از انجام اجباری و از سر رفع تکلیف آن، بسیار مهم است.

پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «آفت عبادت سستی است». (تحف العقول، ص ۶).

عبادتی که بدون نشاط انجام گیرد، نه تنها بهره فراوانی در پی نخواهد داشت بلکه چه بسا زیان‌هایی از جمله کم توجهی و خستگی در عبادت را در پی می‌آورد. پس برای درک شیرینی عبادت‌ها به این کلام امیرالمۆمنین باید گوش جان سپرد که: «با نفس خود مدارا کن و به زور به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت، نشاط و سرخوشی برای عبادت بهره‌گیر» (نهج البلاغه، نامه ۶۹). پس هرگاه دل در حال روی آوردن باشد آن را به انجام مستحبّات وادارید و هرگاه پشت کرد به انجام فرائض از سوی آنها بسنده کنید». (نهج البلاغه، حکمت۳۱۲)

۳٫ پرهیز از دنیادوستی:

دنیا دوستی پدیده نکوهش شده‌ای است که انسان را از دوستی خدا باز می‌دارد و امور ناچیز و کم ارج را در چشمش بزرگ جلوه داده و امور معنوی و آخرتی را در دیده آدمی کوچک می‌دارد. متأسفانه این ویژگی یکی از بزرگ‌ترین موانع بهره‌مندی و لذّت بردن از عبادت به شمار می‌رود.

 

4. دوری از هواپرستی:

امام علی(علیه السلام) در این باره فرموده است: «چگونه لذّت عبادت را بچشد کسی که از هوا و هوس باز نمی‌ایستد؟» (غرر الحکم ودررالکلم، ح ۶۹۸۵).

آیت الله جوادی ملی در پاسخ این سوال می‌فرمایند: «گرایش به خدا فطری است؛ ولی شهوت و غضب هم، به عنوان ابزار کار در نهاد ما وجود دارد. انسان عاقل این دو را تعدیل می‌کند؛ نه تعطیل؛ ولی انسان جاهل شهوت و غضب را امیر فطرت خویش می‌سازد و به این ترتیب، فطرت در میان غرایز دفن می‌شود و از فطرت مدفون نیز کاری ساخته نیست…اگر کسی نفس ملهمه را که به توحید گرایش دارد، دفن کند، دیگر اثر آن را نمی‌بیند و از عبادت خود لذت نمی‌برد».

عبادتی که بدون نشاط انجام گیرد، نه تنها بهره فراوانی در پی نخواهد داشت بلکه چه بسا زیان‌هایی از جمله کم توجهی و خستگی در عبادت را در پی می‌آورد

۵٫ پرهیز از لقمه حرام:

باید در نظر داشت که عبادت با مال حرام نه تنها از نظر خداوند ارزش و اعتباری نداشته و مورد قبول و پذیرش او قرار نمی‌گیرد بلکه پیامدهای بد دیگری را نیز به همراه دارد. از جمله این‌که غذای حرام موجب دوری بنده از پروردگارش شده و شخص، مورد لعنت مقرّبان درگاه الهی قرار می‌گیرد. در سخنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، آمده است: «هرگاه لقمه حرام به اندرون بنده وارد شود، تمام فرشتگان آسمانها و زمین او را نفرین می‌کنند».

 

6. دوری از گناه و نافرمانی خداوند:

عبادت میلی فطری است و هر انسانی بر فطرت خود آفریده شده است که به مرور زمان و بر اثر انجام گناهان، امیال فطری خود را در زنگار فرو می‌برد و دیگر نمی‌تواند آن امیال را آن‌گونه که باید دیده و از آن استفاده نماید. تنها فطرت شفاف و شکوفا، از عبادت لذت می‌برد. اگر بخواهیم این مسأله را در قالب مثالی بیاوریم می‌توان به پدر و پسری مثال زد که پسری ادعا دوست داشتن پدر را دارد اما به اوامر و نواهی او گوش فرا نمی‌دهد. قطعا پدر اگر محبت پدری را در نظر نگیریم چنین ادعایی را از چنین فرزندی قبول نخواهد کرد. و هیچ عاقلی نیز چنین ادعایی را نمی‌پذیرد.

 

راهکارهایی برای انس با قرآن

برای بهره‎مندی و اُنس با قرآن باید مراحلی را طی کرد از جمله:

۱٫ یادگیری قرآن؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و له ـ می‎فرماید: «خیارکم من تعلم القرن وعلّمه؛[علامه مجلسی، بحار الانوار، موسسه الوفا بیروت، ج ۸۹، ص ۱۸۶٫ ] بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و آن را به دیگران نیز یاد دهد».

۲٫ قرائت قرآن؛ حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «من قرأ القرآن و هو شاب مۆمن اختلط القرآن بلحمه و دمه و جعله الله مع السفرة الکرام البررة…؛[محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ج ۲، ص ۶۰۳ ]

کسی که قرآن بخواند، درحالی که جوان مۆمن است، قرآن با گوشت و خون او مخلوط شده و با فرشتگان بزرگوار و نیکو صفت همنشین می‎شود».

پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «نوروا بیوتکم بتلاوة القرآن…»؛[همان، ص ۶۱۰٫ ] خانه‎های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید».

تلاوت قرآن نیز خود دارای دابی است از جمله: الف. مسواک زدن، پیامبر گرامی می‎فرماید: «نظفوا طریق القرن قیل یا رسول الله و ما طریق القرن قال افواهکم قیل بماذا قال بالسواک؛ راه قرآن را پاکیزه نگه دارید. عرض شد یا رسول الله! راه قرآن چیست؟ فرمود: دهانهایتان. عرض شد: چگونه؟! فرمود: بوسیله مسواک کردن».

۳٫عمل به قرآن؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «ربّ تال للقرآن و القرآن یلعنه؛[محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ج ۸، ص ۹۰ ] چه بسیار کسانی که قرآن را تلاوت می‎کنند، در حالی که قرآن بر آن‎ها لعن و نفرین می‎فرستد»

۴٫حفظ قرآن؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «لا یعذب الله قلبا وعی القرآن؛[بحار الانوار، همان، ص ۱۷۸ ] خداوند قلبی را که ظرف قرآن باشد، عذاب نمی‎کند».

بنابراین، برای مأنوس شدن با قرآن، داشتن برنامه‎ای منظم و روزانه برای قرائت و عمل به موارد و عوامل مذکور لازم است.

فرآوری: محمدی


- نظرات (0)

الان چه شکلی هستی؟


chehreye-barzakhi-jafr-ir


شکل و صورت انسان، فقط این شکل و صورت مادی که پیر و خسته و زشت شده و سپس در خاک به بد شکل‌ترین صورت‌ها مبدل می‌گردد نیست. چه بسا در دنیا صورت‌های بسیاری در ظاهر زیبا باشند، در حالی که صورت ذاتی صاحب آنها بسیار کریه است و چه بسا صورت‌هایی بسیار زشت باشند، در حالی که صورت‌های باطنی صاحب آنها بسیار نورانی و زیبا باشد. پس آن چه مهم است، صورت اصلی و صورت باطن انسان است.

 


 

آدمی به شکل اهداف، علایق و عملکرد‌هایش است

این صورت ظاهری و مادی فقط یک پرده‌ای است که خداوند حکیم و پوشاننده‌ی بدی‌ها «ستارالعیوب» آن را برای ضرورت‌های زندگی مادی بر روی صورت واقعی انسان کشیده است، وگرنه انسان به شکل ایمان و اعمالش می‌شود و این شکل را خودش برای خودش ترسیم می‌نماید. لذا برخورداری از شکل ظاهر آدمی، دلیل بر آدم بودن نیست. بلکه آدمی به شکل اهداف، علایق و عملکرد‌هایش است.

از این رو شاهدیم که خداوند همه‌ی مخلوقاتی که به شکل آدم هستند را آدم نمی‌خواند؛ چرا که او صورت باطنی افراد را می‌بیند. لذا چه بسا اشخاصی از نظر دیگران بسیار انسان زیبا و حتی فهیمی باشند، اما از نظر خداوند متعال، به خاطر شرک و کفر و دنیا‌گرایی شان، حیوانی بیش نیستند. چنان چه می‌فرماید: أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا (الفرقان، ۴۴) : آیا مى‏پندارى بیشتر آنان مى‏شنوند یا مى‏اندیشند؟ (نه) آنها جز همانند چارپایان نیستند بلکه گمراه‏ترند (زیرا حیوانات راه هدف خلقت را طبق غریزه درست مى‏پیمایند و اینان نه)

 

 

مواظب باشیم تا شبیه بوزینه و خوک نشویم

خداوند صورت باطن همگان را نیک آفریده و سپس به آنها اختیار و اراده داده و به سوی کمال دعوت و هدایت نموده است. از این پس صورتگری هر کس بر عهده‌ی خودش است؛ می‌تواند آن را زیباتر یا زشت‌تر کند و در قیامت نیز با آن صورتی که برای خود ساخته است محشور می‌گردد. پس اگر فرمود: در قیامت برخی به شکل سگ، برخی میمون، برخی خوک، برخی مورچه و … محشور می‌شوند، این صورت واقعی آنهاست که در دنیا خود را این گونه صورتگری کردند.

انسان مسخره کننده‌ به شکل میمون و بوزینه است. انسانی که شهوات را هدف خود قرارداده است، به شکل خوک است. انسانی که تکبر می‌ورزد، خوار و کوچک و مانند مورچه است، انسانی که نمی‌فهمد چه باری را بر دوش خود حمل می‌کند، مانند الاغ است و …

در قرآن کریم آمده است: خداوند عده‌ای را به شکل بوزینه و خوک در می آورد : قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِکَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِکَ شَرٌّ مَّکَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِیلِ (المائده -۶۰) : بگو: آیا به شما خبر دهم از کسانى که کیفرشان در نزد خداوند بدتر است (از این مۆمنانى که شما بر آنها عیب مى‏گیرید)؟ آنها کسانى هستند (از اسلافتان) که خدا آنان را لعنت کرده و بر آنها غضب نموده و برخى از آنان را به صورت بوزینگان و خوک‏ها درآورده و کسانى که طاغوت را پرستیدند. آنهایند که جایگاهشان بدتر و از راه راست گمراه‏ترند.

 

 بگو چه می کنی تا بگویم چه شکلی هستی

شکل انسان بودن، به دارایی صورت، چشم، گوش و قلب ظاهری نیست،چرا که حیوان هم این ابزار را دارد ؛ بلکه باطن و روح او باید بینا، شنوا و فهم کننده باشد، وگرنه حیوانی است که صورت ظاهری او به انسان شبیه است: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (الأعراف، ۱۷۹): و حقّا که ما بسیارى از جن و انس را (گویى) براى دوزخ آفریده‏ایم، زیرا که دل‏ها دارند ولى (حقایق را) بدان نمى‏فهمند، و چشم‏ها دارند ولى بدان (به عبرت) نمى‏نگرند و گوش‏ها دارند ولى بدان (معارف حقّه را) نمى‏شنوند آنها مانند چهارپایانند بلکه گمراه‏ترند (زیرا با داشتن استعداد رشد و تکامل، به راه باطل مى‏روند) و آنها همان غافلانند.

 

خداوند همه‌ی مخلوقاتی که به شکل آدم هستند را آدم نمی‌خواند. چرا که او صورت باطنی افراد را می‌بیند. لذا چه بسا اشخاصی از نظر دیگران بسیار انسان زیبا و حتی فهیمی باشند، اما از نظر خداوند متعال، به خاطر شرک و کفرشان و دنیا‌گرایی‌شان، حیوانی بیش نیستند. چنان چه می‌فرماید : أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلاً: آیا مى‏پندارى بیشترشان مى‏شنوند یا مى‏فهمند؟ [چنین نیست] بلکه آنها جز به مانند حیوانات نیستند بلکه روش آنان گمراهانه‏تر است

بدیهی است که انسان مسخره کننده‌ به شکل میمون و بوزینه است. انسانی که شهوات را هدف خود قرارداده است، به شکل خوک است. انسانی که تکبر می‌ورزد، خوار و کوچک و مانند مورچه است، انسانی که نمی‌فهمد چه باری را بر دوش خود حمل می‌کند، مانند الاغ است و … .

چنانچه درباره‌ی یهودیانی که کتاب خدا را حمل می‌کنند، ولی هیچ از آن نمی‌فهمند و ایمان نمی‌آورند و فقط به دنبال آمال و اهداف خودشان هستند، می‌فرماید : مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (الجمعه ، ۵) : مثل کسانى (از علماء یهود) که (دانش علم و عمل و ابلاغ) تورات بر دوش آنها نهاده شد سپس آن را بر دوش نکشیدند، مثل درازگوشى است که کتاب‏هایى چند بار مى‏کشد (اما بهره‏اى از آنها ندارد). بد مثلى است مثل گروهى که آیات خدا را (دستورات تورات را با مخالفت خویش) تکذیب و انکار کردند، و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمى‏کند.

 

پس، این انسان است که صورت زیبای خداداد خود را به شکل بوزینه و الاغ و خوک در می‌آورد و در آخرت که روز «تبلی السرائر – بیرون ریختن سرّها و آشکار شدن پنهانی‌ها است»‌ به شکلی که خود ترسیم کرده، محشور می‌گردد.

فرآوری: فاطمه سرفرازی


- نظرات (0)

چگونه در گناه دیگران شریک می‌شویم؟

چگونه در گناه دیگران شریک می‌شویم؟

bare-gonah-jafr-ir

ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.


حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمایند: «خدا نکند انسان معصیت کند و اگر کرد، خدا نکند معصیت اجتماعی بکند و اگر کرد خدا رحم بکند که اضلال مردم در آن باشد.»

و نیز فرمودند: «در قیامت که نامه عمل را به دست انسان می‌دهند، در نامه بعضی‌ها نوشته شده که فلان فرد را تو کشته‌ای. می‌گوید: خدایا، من کی او را کشتم؟ من کجا قاتل بودم؟ من اصلاً خبر ندارم که قاتلش چه کسی است.

در جواب می‌گویند: در فلان مجلس فلان کلمه را گفتی، این کلمه نقل شد به مجلس دیگری و از آن‌جا دوباره به مجلس دیگر که قاتل در آن مجلس بود، رسید و او این را شنید و رفت او را کشت و تو سبب این قتل شدی. این جور سببیت است که انسان باید احتیاط کند و حواسش را جمع کند. آیا کسی می‌تواند متوجه باشد که این کلمه‌اش به ده واسطه خرابکاری نکند؟ قهرا باید هر کاری که بالفعل برای خودش جایز می‌داند با طلب توفیق از خدا و طلب نجات از خدا آن را انجام دهد تا عواقبش چیزی نشود که برایش مسئولیت بیاورد.»

باری تقوای در رفتار و گفتار، تقوای در خانواده و جامعه، تقوای علمی و عملی، اخلاقی و معنوی حد و مرز ندارد و رعایت تقوا و ترک گناه در هیچ مرحله‌ای از انسان ساقط نیست بلکه برای هر کسی در شأن و مرتبه خودش لازم است و چنین است که آیت الله بهجت می‌فرمایند: «ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.»
گناهان اجتماعی را می‌شناسید؟

در ادامه به بخشی از مصادیق گناهان اجتماعی را که قرآن به آن توجه ویژه ای داشته توجه می‌دهیم.

گناهان اجتماعی که در قرآن بیان شده شامل گناهان زبانی و غیر زبانی می‌شود. از مصادیق گناهان زبانی در عمل اجتماعی می‌توان به استهزا و تمسخر و بذله گویی (مطففین، آیات ۲۹ تا ۳۱ و نیز حجرات، آیه ۱۱)، افترا به دیگران (نور، آیات ۱۵ و ۱۶)، بدگویی و سخنان زشت (نساء، آیه ۱۴۸)، دروغ، بهتان، دشنام، افترا و قذف (نور، آیات ۱۱، ۱۵ و ۱۶ و ۲۳ و احزاب، آیه ۵۸)، افشای راز و سخنان محرمانه دیگران (تحریم، آیات ۳ و ۴)، به کار بردن القاب و نام‌های ناپسند برای دیگران (حجرات، آیه ۱۱) و انتساب فرزندان نامشروع به شوهر از سوی زن (ممتحنه، آیه ۱۲) اشاره کرد.

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه ۲۰ سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است

از گناهان اجتماعی می‌توان به آواره سازی مردم از خانه و کاشانه خود اشاره کرد که در آیه ۸۵ سوره بقره خداوند این گناه را معادل قتل و آدم کشی معرفی می‌کند.

ایجاد اختلاف در میان مۆمنان (آل عمران، آیه ۱۵۲) یا میان زن و شوهر که در حد کفر دانسته شده (بقره، آیه ۱۰۲) از دیگر مصادیق گناهان اجتماعی است.

خداوند در آیات ۱۷ تا ۳۱ سوره قلم و همچنین ۲۹ و ۳۸ سوره اسراء، هرگونه ترک انفاق مال به مستمندان و مساکین و بخل-ورزی در این باره را از مصادیق گناهان اجتماعی بیان می‌کند. (الکشاف، زمخشری، ج ۲، ص ۶۶۸) چنان در آیات ۳۹ تا ۴۴ سوره مدثر ترک اطعام بینوایان و مساکین را به عنوان گناهی بزرگ معرفی کرده و آن را عاملی برای سقوط در دوزخ و عذاب اخروی می‌داند.

برهنگی در انظار عمومی از دیگر گناهان و بزه های اجتماعی است که در آیه ۲۸ سوره اعراف به آن اشاره شده است. در این آیه از برهنگی به عنوان فحشاء یاد شده که خود بیانگر زشتی این رفتار در نگاه خدا و قرآن است. (مجمع‌البیان، ج ۳ و ۴، ص ۶۳۳)

خداوند همچنین تزیین و زینت نمایی و آراستن زنان برای نامحرمان را به عنوان گناه و امری زشت و بزه اجتماعی معرفی می‌کند و از آن بر حذر می‌دارد. (نور، آیه ۶۰)

هرگونه بغی و خروج بر ضد حکومت اسلامی و امام مسلمین، گناه و جرمی بزرگ است که خداوند در آیاتی از جمله ۱۷۳ سوره بقره، ۳ سوره مائده، ۱۴۵ سوره انعام و ۱۱۵ سوره نحل به آن توجه داده است. از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت شده که منظور از «باغ» در این آیات همان قیام ضد امام است. (مجمع‌البیان، ج ۱ و ۲، ص ۴۶۷ و نیز تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۵۴)

بنابراین، هرگونه حرکت علیه حکومت اسلامی و فتنه جویی و خروج علیه امام و دولت اسلامی به معنای بغی تلقی می‌شود و مجازات دنیوی و اخروی به همراه خواهد داشت.

خداوند در آیه ۶۳ سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد

همچنین عدم مشارکت در عمل سیاسی و اجتماعی و عدم همراهی با دولت و امام المسلمین در جهاد و تخلف از آن را نیز به عنوان گناه برشمرده و متخلفان را تهدید می‌کند. (آل عمران، آیه ۱۵۲ و توبه، آیات ۲۵ و ۲۷ و ۹۴ و ۱۰۲ و ۱۱۸)

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه ۲۰ سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است. (اعراب القرآن، درویش، ج ۲، ص ۱۸۹)

تجارت از راه باطل و بهره گیری از اسباب نامشروع در حوزه عمل اجتماعی و اقتصادی، بر اساس آیه ۱۸۸ سوره بقره گناه و حرام می‌باشد و بر اساس همین آیه و نیز آیاتی چون ۲ و ۲۹ سوره نساء، هرگونه تصرف ناروا در اموال دیگران از جمله یتیمان، گناه و حرام بوده و شخص باید از آن اجتناب نماید.

عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه ۱۲) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه ۱۱) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه ۱۹) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید.

از نظر قرآن، همگان در برابر اجتماع مسئول هستند و وظیفه دارند تا امنیت روانی و اخلاقی جامعه را حفظ کنند. از این رو از مهم‌ترین وظایف انسان پس از وظیفه ایمان به خدا، وظیفه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر معرفی شده و از همگان خواسته شده تا نسبت به رفتارهای دیگران حساسیت به خرج دهند و نظارت کامل و دقیقی بر اعمال خود و دیگران داشته باشند.

وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان سامان دهنده روابط میان انسانی از سوی خداوند بارها تاکید شده به طوری که هرگونه تخلف از این وظیفه را گناهی بزرگ و جرمی نابخشودنی می‌داند. (آل عمران، آیات ۱۰۴ و ۱۰۵)

خداوند در آیه ۶۳ سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد.

در این ارتباط خداوند به مورد یهودیان شهر ایله اشاره می‌کند که آنان در برابر گناه و بزه اجتماعی به سه گروه تقسیم شدند. گروه نخست بزهکاران و متمردان یوم السبت (روز شنبه) بودند، گروه دوم مصلحانی بودند که ایشان را به ترک بزه و عمل به قانون دعوت می‌کردند؛ اما گروه سوم تارکان نهی از منکر بودند که در برابر بزه آنان سکوت می‌کردند. خداوند در این آیه نجات یافتگان از عذاب را تنها مصلحان معرفی می‌کند که بیانگر این معناست که گروه‌های متمرد و تارک نهی از منکر مجازات شدند؛ چرا که از نظر قرآن، گروه بی تفاوت و تارک امر به معروف و نهی از منکر، در شمار متمردان خواهد بود. (مجمع‌البیان، ج ۳ و ۴، ص ۷۵۸)
عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه ۱۲) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه ۱۱) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه ۱۹) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید
تفاخر و فخرفروشی به دیگران (قصص، آیات ۷۶ تا ۷۹) تکبر و سرمستی در رفتار اجتماعی (بقره آیه ۲۰۶ و اسراء آیات ۳۷ و ۳۸) و خودستایی (نساء آیات ۴۹ و ۵۰ و نجم، آیه ۳۲) از دیگر گناهان اجتماعی است که در این آیات بیان شده است.

خیانت به دیگران (نساء آیات ۱۰۷ و ۱۱۱ و نیز یوسف، آیات ۵۱ و ۵۲) خیانت به همسر با افشای راز او به دیگران (تحریم، آیات ۳ و ۴)، خیانت به همسر از طریق زنا (نساء آیات ۱۵ و ۲۲ و ۲۵ یوسف، آیه ۲۴ و آیات دیگر)، خیانت در وثیقه مالی و رهنی (بقره، آیه ۲۸۳)، رشوه خواری و همچنین رشوه دهی به حاکمان و دولت مردان برای تغییر در قانون و حکم و مانند آن (همان و نیز روح المعانی، ج ۲، جزء ۲، ص ۱۰۶) سرقت و دزدی (مائده آیات ۳۸ و ۳۹)، شرکت در مجالس گناه (نساء آیه ۱۴۰) شکنجه و آزار مۆمنان (بروج، آیه ۱۰)، عهدشکنی (اسراء آیات ۳۴ و ۳۸)، فتنه انگیزی (بقره، آیه ۲۱۷)، قتل و فساد در زمین (یونس، آیات ۸۱ و ۸۲ و بقره آیات ۸۵ و آیات دیگر)، زنده به گور کردن دختران (تکویر، آیات ۸ و ۹) کتمان گواهی و عدم حضور برای شهادت و گواهی در محاکم (بقره، آیه ۲۸۳ و مائده، آیه ۱۰۶)، کم فروشی (اسراء، آیه ۳۵ و ۳۸)، قمار و کسب مال از طریق آن (بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۱۹)، لواط و مساحقه و ارضای شهوات جنسی از این طریق (نساء، آیه ۱۵ و طلاق آیه ۱ و نیز مجمع‌البیان، ج ۳ و ۴، ص ۳۴ و نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۵۱ و همچنین اعراف آیات ۸۰ تا ۸۴ و آیات دیگر)، مجازات بی گناهان (یوسف، آیات ۷۸ و ۷۹ و مجمع‌البیان، ج ۵ و ۶، ص ۳۹۰) و نیز هم نشینی با اهل باطل (مدثر، آیات ۴۰ تا ۴۵) از جمله گناهان اجتماعی است که در قرآن بیان شده است.
مشارکت در بار گناهان دیگران

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی (۱۵ اسراء)

هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد.

در سوره نحل آیه ۲۵ یک تکمله برای این عبارت بیان شده است. یعنی ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.

این‌ها کسانی اند که بدون داشتن آگاهی و دانش کافی به یک موضوع، صحبت کرده یا می‌نویسند و موجبات انحراف و گمراهی دیگران را فراهم می‌کنند:

لِیَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا یَزِرُونَ (۲۵)

ترجمه فولادوند: تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نیز] بخشی از بار گناهان کسانی را که ندانسته آنان را گمراه می‌کنند آگاه باشید چه بد باری را می‌کشند.

آن‌ها باید روز قیامت بار گناهان خود را به طور کامل بر دوش کشند، و هم سهمی از گناهان کسانی را که به خاطر جهل گمراهشان ساختند، بدانید آن‌ها بار سنگین بدی بر دوش می‌کشند.


- نظرات (0)