سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

اهميت خداشناسى

س 1 زيربناى دين چيست ؟
ج - تمام امور مربوط به شرع همه فرع توحيدند، توحيد است كه نبوت مى خواهد، و توحيد است كه معاد مى طلبد.

س 2 معناى اين روايت چيست كه مى فرمايد: اذا انتهى الكلام الى الله فاءمسكوا، و لاتفكروا فى ذات الله ، و تلكموا دون العرش ، و لاتكلموا فيما فوق العرش (2) هرگاه سخن به خدا رسيد، لب فرو بنديد، و در ذات خدا نينديشيد، و پيرامون زير عرش سخن گوييد، و درباره بالاى عرش سخن نگوييد.
ج - بيان معارف توسط ائمه عليهم السلام در توحيد و معارف در حد اعلى است . و اين اميرالمؤ منين عليه السّلام است كه از متن ذات و توحيد سخن مى گويد كه در كلام اوحدى از مردم نيست ، بنابراين نهى از تكلم در ذات در اين روايت متوجه كسانى است كه نمى توانند ذات راكما هو حقه توصيف نمايند، و توصيف آنها تشبيه و كفر است ؛ بر اين پايه ، اشكال متوجه مستمعين هم نيست ، زيرا پاى منبر حضرت امير عليه السّلام به هنگام خطبه و بيان معارف الهى افراد مختلف بوده اند. و نهى و اشكال فقط متوجه گويندگان غير لايق است .
خداوند متعال مى فرمايد: سبحان الله عما يصفون ، الا عباد الله المخلصين (صافات : 159 و 160)
منزه است خداوند از آنچه آنان توصيف مى كنند، مگر بندگان پاك (به تمام وجود) خدا.


2)مابه : بحار الانوار، ج 3، ص 259، روايت 6، و ص 262، روايت 15، و ص 265،روايت 26.


- نظرات (0)

از نگاه قرآن منافق چه کسی است؟

منافق

منافق همانند موش صحرایی است که برای لانه اش دو راه قرار می دهد و یکی از آن دو را باز می گذارد و از آن رفت و آمد می کند و دیگری را بسته نگه می دارد. هر گاه احساس خطر کند، با سر راه بسته را باز کرده و می گریزد. نام سوراخ مخفی موش « نافقاء » است که کلمه « منافق » نیز از همین واژه گرفته شده است .   

منافق کیست و نفاق به چه معناست؟

نفاق دارای معنای گسترده ای است و هر کس که زبان و عملش هماهنگ نباشد ، سهمی از نفاق دارد . در حدیث می خوانیم: اگر به امانت خیانت کردیم و در گفتار دروغ گفتیم و به وعده های خود عمل نکردیم ، منافق هستیم؛ گر چه اهل نماز و روزه باشیم.1 تظاهر و ریاکاری نیز نوعی نفاق است.

 

برخی از ویژگی های منافقان در قرآن کریم

منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند ؛ ملاک علاقه شان کامیابی و ملاک غضبشان ، محرومیت است ؛ نسبت به پیشرفت مومنان نگران ، ولی نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش می آید شادند.

خداوند بزرگ در سوره هایی از قرآن سیمای منافقان را به تصویر کشیده است .

 

1- دروغ گویی

" و گروهی از مردم کسانی هستند که می گویند: به خدا و روز قیامت ایمان آورده ایم . در حالی که مومن نیستند . " 2

 

2- فریبکاری

"منافقان به پندار خود با خداوند و مومنان نیرنگ می کنند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند ، اما نمی فهمند!" 3

مراد از خدعه منافقان با خدا، یا خدعه و نیرنگ آنان با احکام خدا و دین الهی است که آن را مورد تمسخر و بازیچه قرار می دهند و یا به معنای فریبکاری با پیامبر خداست ؛ زیرا خدعه با رسول خدا به منزله خدعه با خداست که روشن است این گونه فریبکاری در واقع فریب خود است. چنان که اگر پزشک، دستور مصرف دارویی را بدهد و بیمار به دروغ بگوید که آن را مصرف کردم ، به گمان خودش پزشک را فریب داده ، ولی به راستی خود را فریب داده است .

 

3- بیمار دل

در دلهای منافقان ، بیماری است ، پس خداوند بیماری آنان را بیفزاید. و برای آنان عذابی دردناک است ، به سزای آنکه دروغ می گویند . " 4

در حقیقت منافق ، بیمار است . همان گونه که بیمار، نه سالم است و نه مرده ، منافق نیز نه مؤمن است و نه کافر . بیماری منافق نیز رشد سرطانی دارد .

 

4- فسادگر در زمین

" هر گاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نکنید ، می گویند ؛ همانا ما اصلاح گرهستیم . "5

خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. " امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد

5- بی خرد

" آگاه باشید! آنان خود اهل فسادند ، ولی نمی فهمند. " 6

 

6- تحقیر مومنان

" و چون به آنان گفته شود، شما نیز همان گونه که (سایر) مردم ایمان آورده اند ایمان آورید، (آنها با تکبر و غرور) گویند: آیا ما نیز همانند ساده اندیشان و سبک مغزان ایمان بیاوریم ؟ آگاه باشید ! آنان خود بی خردند ، ولی نمی دانند .»"7

 

7- دو چهره

" و چون با اهل ایمان ملاقات کنند گویند: ما (نیز همانند شما) ایمان آورده ایم . ولی هر گاه با (همفکران) شیطان صفت خود خلوت کنند ، گویند: ما با شما هستیم ، ما (اهل ایمان را) مسخره می کنیم . "8

 

8- سردرگم

" خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. "9

امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد. 10

چنان آنان را در طغیان و سرکشی خود رها می کند تا سردرگم و غرق شوند.

 

9- دین فروش

" آنان کسانی هستند که به بهای (از دست دادن) هدایت ، خریدار ضلالت و گمراهی شدند . اما این داد و ستد ، سودشان نبخشید و راه هدایت نیافتند." 11

 

10- آتش افروز
قرآن سوزی

«" مثل آنان (منافقان) مثل كسی است كه آتشی افروخته ، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت ، خداوند روشنایی و نورشان را برد و آنان را در تاریكی هایی كه (هیچ) نبینند ، رهایشان كرد. " 12

این آیه در مقام تشبیه روحیات و حالات منافقان است . آنان ، آتش می افروزند ، ولی خداوند نورش را می برد و دود و خاكستر و تاریكی اش را برای آنان وا می گذارد ..

منافقان برای آنكه به اهداف خود برسند، آتش افروزی می كنند .

 

11- باطل گرا

" آنان ( از شنیدن حق) كر و ( از گفتن حق) گنگ و (از دیدن حق) كورند ، پس (به سوی حق) باز نمی گردند . " 13

اگر بخواهیم به عمق و معنای عمیق این ویژگی (باطل گرایی) پی ببریم به آیه دیگری از قرآن كریم اشاره می كنیم كه در آن می خوانیم؛

" آنان دل دارند ، ولی نمی فهمند ، چشم دارند ولی نمی بینند ، گوش دارند ولی حق را نمی شنوند ، این گروه همچون چهارپایان ، بلكه از آنها پست تر و گمراه ترند ، ایشان غافل هستند ." 14
منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند

12- ترس و وحشت

" یا چون (گرفتاران در) بارانی تند از آسمان اند كه در آن ، تاریكی ها و رعد و برقی است . آنان از ترس صاعقه ها و بیم مرگ، انگشتان خود را در گوش هایشان قرار می دهند ، و (لی) خداوند بر كافران احاطه دارد . "15

قرآن ، منافق را به شخص در باران مانده ای تشبیه كرده كه مشكلات باران تند ، شب تاریك ، غرش گوش خراش رعد ، نور خیره كننده برق ، و هراس و خوف مرگ ، او را فرا گرفته ، اما او نه برای حفظ خود از باران پناهگاهی دارد و نه برای تاریكی ، نوری و نه گوشی آسوده از رعد و نه روحی آرام از مرگ .

ترس و وحشت همیشه و در همه جا همدم و همراه منافقان است ؛ در همین دنیا نیز دلهره و اضطراب و رسوایی و ذلت دامنگیر منافقان می شود و هر لحظه كه خداوند بزرگ اراده فرماید، اسرار و توطئه های آنها افشا می شود .

 

13- در راه ماندگی

" نزدیك است كه برق آسمان ، نور چشمانشان را برباید ، هر گاه كه (برقی در آن صحرای تاریك و بارانی) برای آنان بدرخشد ، در آن حركت كنند ، ولی همین كه تاریكی ، ایشان را فرا گرفت بایستند . و اگر خداوند بخواهد ، شنوایی و بینایی آنان را (از بین) می برد ، همانا خداوند بر هر چیزی تواناست ." 16

 

زهرا اجلال- گروه دین و اندیشه تبیان

1- سفینة البحار / ج 2 / ص 605

2 2-9-  بقره/ آیه 8 تا 15

10- 10 - تفسیر نورالثقلین / ج 1 / ص 30

11- بقره/ آیه 16

12- همان / 17

13- همان / 18

14- اعراف/ آیه 179

15- بقره / 19

16-  همان/ 20

منبع: تفسیر قرآن كریم (آیات برگزیده): برگرفته از تفسیر نور / محسن قرائتی

 


- نظرات (0)

دانستنيهايي از قرآن


# - براساس آيه 30 سوره توبه ، يهوديان ، (عزير) و مسيحيان (مسيح) را فرزندان خدا مي نامند .

# - در قرآن وقتي صحبت از مومنين مي شود همه جا بي درنگ به عمل صالح آنها توجه ميشود.

# - هر سوره اي كه سجده در آن باشد مكي است .

# - قرآن كريم 3 موضوع را براي تفكر مفيد و سودمند ارائه مي دهد :

1- طبيعت 2 - تاريخ 3 - ضمير انسان .

# - كلمه ( رسوله ) هنگامي كه در قرآن مجيد بطور مطلق گفته مي شود منظور پيامبر

اسلام است و لفظ ( رسوله ) 84 مرتبه در قرآن مجيد تكرار شده است .

# - شيطان در قرآن به معني هر موجود سركش و طغيانگر و موذي است لذا در قرآن كريم

به انسانهاي پست و خبيث و طغيانگر نيز كلمه شيطان اطلاق شده است .

اما ابليس اسم خاص براي شيطان است كه در برابر آدم (ع) قرار گرفت و در حقيقت رئيس

همه شياطين است ، بنابراين شيطان ( اسم جنس ) و ابليس ( اسم خاص يا علم ) است .

# - مسئله زوجيت گياهان در قرآن مجيد در 4 مورد قرآن آمده است ( شعرا - 7 ) ( رعد - 3 )

( لقمان - 10 ) ( ق - 7 ) .

# قرآن كريم به زمان فاصله ميان حضرت عيسي (ع) و پيامبر اسلام (ص) را كه در ميان اين

دو رسولاني وجود نداشته است به دوران ( فترت ) ياد كرده است كه در آيه 19سوره مائده

از آن ياد مي كنند .

# - در قرآن كريم 1641 آيه يعني بيش از ربع آيات قرآن در باره معاد است .

# - نام حضرت مهدي (عج) در سوره هود آيه 86 با اصطلاح ( بقية الله ) آمده است .



- نظرات (0)

چند نکته روانشناسی در قرآن



1.       از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد; مؤمن، کافر و منافق ; (آیات 2 تا 20 سوره بقره)

2.       شخصیت های مؤمن، خود دارای سه درجه شخصیتی می باشند ; آنان که به خود ظلم می کنند، آنان که میانه رو هستند و آنان که پیشتازانند; (فاطر/32)

3.       مشخصه بارز شخصیت کافر آن است که دل و اندیشه اش را قفل کرده است و راهی برای نفوذ هیچ حرف تازه و اندیشه متفاوتی نگذاشته است و به همین دلیل، از درک حقایق عاجز است .

4.       خصوصیت بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن، دوگانگی ریشه ای در ظاهر و باطن است; به همین دلیل، مبتلا به شک و تردید و عدم قدرت تصمیم گیری و ناتوانی در قضاوت می شود; (بقره/8 تا 20 و منافقون)

5.       در قرآن کریم، در آیات فراوانی از اندوه، علل ایجاد کننده آن و راه های برطرف ساختن آن سخن رفته است . گاهی اندوه فراق را با دیدار و گاهی اندوه فقر را با بشارت و گاهی اندوه رسول خدا (ص) را به دلداری حضرت حق، درمان نموده است .

6.       در دیدگاه قرآن، ترس دو نوع است ; ترس پسندیده و ترس ناپسند ; ترس پسندیده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست که منجر به اصلاح رفتار می شود; (انفال/2) و ترس ناپسند، اضطرابی شدید با علت مشخصی است که تسلط بر نفس را از بین می برد و باید با آن مبارزه شود; (احزاب/10 و 11)

7.       از نظر قرآن دو نوع خشم وجود دارد; خشم مفید و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار ; خشم متعادل، راهی برای رسیدن به هدف در مواقع لزوم است و خشم مخرب را باید درمان کرد . قرآن کریم با توصیه به صبر و پاسخ گویی با عمل نیک و با وعده بهشت و پاداش اخروی، به وسیله سفارش به بخشش و عفو، یادآوری قدرت و خشم خداوند و ... به درمان بیماری سلامتی سوز خشم و عصبانیت پرداخته است . که به ترتیب در سوره شوری، آیه 43، فصلت، آیه 34، آل عمران ، آیات 133 و 143، شوری، آیات 36 و 37 و نور، آیه 22 بیان شده است .

8.       در قرآن به سه نوع از مکانیسم های دفاعی - روانی اشاره شده است که عبارتند از: فرافکنی (منافقون/4)، دلیل تراشی (بقره/11 و 12) و واکنش سازی (بقره/204 و 205 و منافقون/4)

9.       در فرهنگ قرآن یکی از راه های مؤثر و اساسی روان درمانی، استفاده از مواعظ و اندرزهای قرآنی است; (یونس/57)

10.    در روش روان درمانی قرآنی، ایمان، تولید امنیت درونی و آرامش می نماید; (انعام/82 و رعد/28)

11.    یاد خدا، آرام بخش دلهاست ; (رعد/)

دکتر مژده پور حسینی.برگرفته از سایت حوزه


- نظرات (0)

پيش بينی آلوده شدن محيط

«از کارهای مردم در دريا و خشکی فساد ايجاد خواهد شد».

در زبان عربی وقـتی بخواهـنـد اتـفـاق افـتـادن قـطـعی و محـتـوم کاری در آينده را بيان کنند از جمله از فعـل گذشته استفاده می کنند (که گوئی اتفاق افتاده است). به اين خاطر اين آيه مـسـئـلـه ای مربوط به آينده را با فعـل گذشته بيان نموده است.

نکته آيه: عملکردهای انسان در آينده (يعنی در زمان ما و آيندگان) در دريا و خشکی آلودگی ايجاد خواهد کرد:

اين پيش بينی قـرآن فعلاً تحقـق پيدا کرده است. و آلودگی محيط چيزی است که هـمـه با آن آشـنـائی داريم.


- نظرات (0)

8نکته تربیتی در قرآن


1 . اگر قصد راهنمایی و تربیت کسی را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت بهره گیرید; حتی اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلی باشند; (طه/44 و شعرا/215) .

2 . الف) گفتار رفتار آدمی در هر زمان و مکان، در حافظه الهی محفوظ است ; مراقب باشید; (لقمان/16 و کهف/30) .

ب) نسبت به انسان های اطرافت، احساس مسئولیت کن و آنها را از کارهای بد بازدار و به کارهای خوب تشویق کن . این لازمه استحکام یک پیکر است و بنی آدم اعضای یکدیگرند; (لقمان/17) .

ج) در رفتارهای اجتماعی دقت کن! مبادا با غرور رویت را از دیگران برگردانی یا مثل متبکران راه بروی ; مبادا تندرو و کندرو شوی ; میانه روی، بهترین روش است ; مراقب باش صدایت را بر سر کسی بلند نکنی و خلاصه در یک کلام، آدم باش ; (لقمان/18و19) .

3 . قرآن کریم به شدت با پیروی از جمع (خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو) و حرکت به دنبال اکثریت، مخالف است . قرآن می گوید: اگر بخواهی از اکثریت مردم فقط به این خاطر که اکثریت هستند، پیروی کنی، بدون شک از راه خدا دور می شوی ; همیشه با چشمان باز تصمیم بگیر; (انعام/116 و اسراء/36) .

4 . همیشه بزرگ ترها، بهترین حرف را نمی زنند و همیشه حرف گوش کنی و اطاعت از بزرگان، انسان را به سعادت نمی رساند . این پیام تربیتی قرآن است که حتی در اطاعت از بزرگان هم گوش و چشمت را باز کن که فردا فقط و فقط خودت پاسخ گوی اعمالت خواهی بود; نه بزرگ ترهایت; (احزاب/67) .

5 . علم بهتر است یا ثروت؟ جواب آن را در آیه 247 بقره پیدا خواهید کرد .

6 . امانت داری یکی از ارزشمندترین ارزش های قرآنی است . حضرت موسی (ع) را به خاطر امانتداری و قدرتش، در خانه حضرت شعیب پناه دادند; (قصص/26) و حضرت یوسف را به خاطر امانتداری وعلمش، بر خزانه مصر نشاندند; (یوسف/55) و حتی رسول خدا (ص) که از سوی خداوند برگزیده شد، مشهور به امانتداری و به محمد امین معروف بود .

7 . اگر می خواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمی شود . مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند; (آل عمران/159) .

8 . آیا دوست دارید که دشمن خود را به یک دوست تبدیل کنید؟ به هر بدی که در حق شما کرد، با خوبی پاسخ گویید . این را قرآن تجویز می کند; آیه 34 سوره فصلت را بخوانید



- نظرات (0)

سالم ماندن بدن فرعون

در موزه سلطنتی مصر واقع در شهر قاهره یک مومیایی وجود دارد که گفته می شود که بدن همان فرعونی است که در زمان موسی در رود نیل فرق شده است.مدتی پس از غرق شدن جسد فرعون عده ای جسدش را پیدا می کنند و او را مومیایی کرده و در اتاق مومیایی ها قرار می دهند.

در سال 1981 بنا به در خواست دولت فرانسه این جسد برای تعدادی از آزمایشات به فرانسه انتقال یافت و بسیاری از جراحان که یکی از آنها پروفوسور موریس بوکای بود کار تحقیقات بروی جسد فرعون را آغاز کردند.

موریس بوکای و همراهانش پس از برسی های بسیار در یافتند که این جسد علیرغم اینکه در آب دریا افتاده است بسیار سالم باقی مانده است!و کمتر از سایر اجساد آسیب دیده است.

 در آنجا بود که یکی از حاضرین که مسلمان بود آیه 92 سوره یونس را برای موریس بوکای خواند:

و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد گفت: ایمان آوردم به اینکه خدائی غیر از خدائیکه بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان اوردند وجود ندارد و همیشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حالیکه تا پیش از این از سپردن بنی اسرائیل سرباز زدی و همیشه نیز مفسد بودی ـــ امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند.


موریس بوکای همه شب را به مومیایی نگریست و به فکر فرو رفت که چگونه ممکن است که این مومیایی که در سال 1898 کشف شده باشد قرآن 1400 سال قبل به این موضوع اشاره کرده باشد.

بوکای به مطالعه تورات و انجیل نیز پرداخت اما در آنها به این موضوع اشاره نشده بود موریس بوکای بعد از برگرداندن جسد به مصر تحقیقات خود را به طور وسیع بروی قرآن آغاز کرد و آیات عملی بسیاری در آن یافت و نتایج تحقیقات خود را در کتابی بنام قرآن انجیل و علم به ثبت رساند و بنا به گفته ی عده ی فراوانی به اسلام گروید.


- نظرات (0)

گناه هان کبیره

گناه چيست؟

 «گناه» عملي است كه با اراده و رضايت الهي در تضاد بوده ، با ايجاد نوعي “ تاريكي" معنوي در نفس انسان، آدمى را از خداي متعال كه "نور" آسمانها و زمين است، دور مى‏سازد و به عبارت ديگر، موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مى‏گردد.

تعيين اين كه چه چيزي گناه است و چه چيزي ثواب از طريق كتاب و سنت مقدور است، زيرا در بسياري از موارد، گناه بودن عملي قابل تشخيص عقلاني نيست و خداي متعال است كه اين موارد را به اقتضاي علم و حكمت مطلق خود، از طريق وحي و دين، براي بشر بيان نموده است.


اقسام گناه
:
عالمان اسلامي گناهان را بر دو گونه تقسيم نموده اند: گناهان كبيره (بزرگ) و گناهان صغيره (كوچك)..
اين تقسيم بندى از قرآن و روايات سرچشمه گرفته است ؛ در قرآن چنين مى خوانيم: اگر از گناهان كبيره اى كه از آن نهى شده ايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مى پوشانيم وشما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم . (نساء، 31)  1
 و در جاى ديگر آمده است: و كتاب (نامه اعمال ) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى بينى كه از آنچه در آن است ، ترسان و هراسناكند، و مى گويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست ، مگر اينكه آن را شماره كرده است ؟ (كهف، 49) 2
و درباره ى بهشتيان مى خوانيم: مواهب آخرت ، جاودانه است براى آنانكه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهيز مى كنند. (شوري، 38) 3   
از اين آيات به روشنى استفاده مى شود، كه گناهان ، دو گونه اند: كبيره و صغيره و همچنين استفاده مى شود بعضى از گناهان ، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست ،
ولى بعضى از آنها بخشودنى است .

امام على عليه السلام در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش ، هم اميد بخشش داريم و هم ترس از كيفر.
 سپس فرمود: اما گناهى كه بخشيده است ، گناه بنده اى است كه خداوند او را در دنيا كيفر مى كند و در آخرت كيفر ندارد. در اين صورت خداوند حكيم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دو بار كيفر كند.
اما گناهى كه نابخشودنى است ، حق الناس است يعنى ظلم بندگان نسبت به همديگر كه بدون رضايت مظلوم بخشيده نمى شود.
و اما نوع سوم ، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده اش پوشانده ، توبه را نصيب او نموده است ، و در نتيجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم اميد به آمرزش پروردگارش دارد، ما نيز درباره ى چنين بنده اى ، هم اميدواريم و هم ترسان . (بحار الانوار، ج6، ص29) 4

ملاك كبيره (بزرگ) بودن گناه
:

در قرآن مجيد و كلام معصومين (ع) كليه اعمالى كه گناه محسوب مى‏شود، بيان گرديده است ، منتهي كبيره بودن گناه، پيرو ملاك هايي است.

در كتاب تحرير الوسيله امام خمينى قدس سره پيرامون معيار گناهان كبيره ، چنين آمده است :
1- گناهانى كه در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامى وعده ى آتش ‍ دوزخ ، داده شده باشد.
2- از طرف شرع ، به شدت ، از آن نهى شده است .
3- دلايلي وجود دارد كه معلوم مي شود آن گناه ، بزرگتر از بعضى از گناهان كبيره است .
4- عقل ، حكم كند كه فلان گناه، كبيره است .
5- در ذهن مسلمينِ پاى بند به دستورات الهى ، چنين تثبيت شده كه فلان گناه ، از گناهان بزرگ است .
6- از طرف پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله)
يا امامان (عليهم السلام) در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است .

(برخي از فقها تعزير را نشانه كبيره بودن گناه مي دانند كه در اين صورت استمنا نيز از گناهان كبيره محسوب خواهد شد ، زيرا در روايتي آمده است كه علي (ع)، با زدن روي دست، شخص مستمني را تعزير فرمودند.)
البته گناهان كبيره نيز همه در يك سطح نيستند. بعضى بدون توبه بخشيده نمى‏شوند، مانند «شرك» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرايطي و در اثر انجام كارهاي نيك ممكن است مشمول مغفرت گردند
.


فهرست گناهان كبيره:

روايات متعددى از ائمّه عليهم السلام به ما رسيده كه بيانگر تقسيم گناهان به كبيره و صغيره است ، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان" باب الكبائر" به اين موضوع اختصاص يافته كه داراى 24 حديث است .
در روايت اوّل و دوّم اين باب ، تصريح شده كه گناهان كبيره ، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است .
در بعضى از اين روايات (روايت سوم و هشتم )، هفت گناه به عنوان گناه كبيره ، و در برخى از روايات (روايت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان كبيره ، شمرده شده است .
گرچه هر گناه ، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است ، سنگين و بزرگ است، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهان بزرگ و كوچك تقسيم گردد.

گناهان كبيره در كلام امام صادق
) عليه السلام):

عمروبن عبيد يكى از علماى اسلام ، به حضور امام صادق (عليه السلام) آمد، سلام كرد و سپس اين آيه را خواند: نيكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ ، و زشتى پرهيز مى كنند.  (شوري، 38) 5
سپس سكوت كرد و دنبال آيه را نخواند؛ امام صادق (عليه السلام) به او فرمودند: چرا سكوت كردى ؟! او گفت : دوست دارم ، گناهان كبيره را از كتاب خداوند بدانم .

آنگاه امام صادق (عليه السلام) گناهان كبيره اى را كه در قرآن آمده بيان نمودند:

1- بزرگترين گناهان كبيره ، شرك به خدا است : قرآن مى فرمايد كسي كه براى خدا، شريك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى كند. (مائده، 72 ) 6
2-  نااميدى از رحمت خدا: هيچ كس جز كافران از رحمت خدا، نوميد نگردد. (يوسف،87) 7
3-  ايمنى از مكر (عذاب و مهلت ) خدا: از مكر خدا ايمن نشود، مگر مردم زيان كار. ( اعراف، 99)  8
4- عقوق (و آزار) والدين : چنان كه قرآن از زبان عيسى (عليه السلام) مى فرمايد: خدا دستور داده كه به مادرم نيكى كنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است . (مريم، 32) 9  
 
5-  كشتن انسانِ بى گناه : و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مى ماند، و خداوند بر او غضب مى كند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است . (نساء، 93)10
6-  نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن : كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى ) و با ايمان را متهم مى سازند، در دنيا و آخرت ، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است . (نور، 23) 11
7-  خوردن مال يتيم: همانا كسانى كه اموال يتيمان را مى خورند، آنها در شكم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودى در آتش سوزان مى سوزند. ( نساء، 10) 12
 
8- فرار از جبهه جهاد: و هر كس در آن هنگام (جنگ ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش ، كناره گيرى از ميدان براى حمله مجدد و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان ) بوده باشد (چنين كسى ) گرفتار خشم پروردگار خواهد شد، و جايگاه او جهنم ، و چه بد عاقبتى است . ( انفال، 16) 13
9-  ربا خوارى: كسانى كه ربا مى خورند، بر نمى خيزند مگر مانند كسى كه شيطان باتماسخود، او را همچون ديوانه ، آشفته حال كرده است . 14( بقره، 275)
10- سحر و جادو: قطعا دانستند كه هر كس خريدار جادو شود، در آخرت ، بى بهره خواهد بود. ( بقره، 102) 15
11- زنا: هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد ديد، عذاب چنين كسى در قيامت ، مضاعف گردد و با خوارى ، هميشه در آن خواهد ماند. ( فرقان، 68) 16
12-  سوگند دروغ براى گناه : كسانى كه پيمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندك مى فروشند، در آخرت ، بى بهره اند. (آل عمران، 77)
17

13-  خيانت در غنايم جنگى : و هر كه در غنيمت جنگى ، خيانت كند، روز قيامت با آنچه خيانت كرده بيايد. ( آل عمران، 161) 18
14- نپرداختن زكات واجب : در آن روز (طلاها و نقره ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان كرده و با آن صورت ها و پهلوها و پشت هايشان را داغ مى گذارند. ( توبه، 35) 19
15- گواهى به دروغ ، كتمان : و هر كس گواهى دادن را پنهان كند، قلبش گنهكار است . ( بقره، 283) 20
16- شراب خوارى : اى كسانى كه ايمان آورده ايد، شراب و قمار و بت ها و تيرهاى قرعه پليدند و از عمل شيطانند. پس از آنها دورى كنيد باشد كه رستگار شويد. ( مائده، 90)  21
17- ترك نماز يا واجبات ديگر بطور عمد، زيرا پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: هر كس عمدا نماز را ترك كند از پيمان خدا و رسول خدا بيزارى جسته است . (بحار الانوار، ج47، ص17) 22
18و19-  پيمان شكنى و قطع رحم ، چنانكه خداوند مى فرمايد:  براى آنانكه (پيمان را مى شكنند و قطع رحم مى كنند) لعنت و خانه بد در آخرت ، است. (رعد، 25) 23 .
امام صادق (عليه السلام) به اينجا كه رسيد، عمروبن عبيد در حالى كه از شدت ناراحتى ، شيون مى كشيد از محضر آن حضرت خارج شد و مى گفت: به هلاكت رسيد آنكس كه به راءى ، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستيزكرد. (بحارالانوار، ج76، ص 8)   24

امام خميني (رض) در كتاب تحرير الوسيله مى گويد: گناهان كبيره ، بسيار است ، بعضى از آنها عبارتند از:
1- نا اميدى از رحمت خدا. 2- ايمن شدن از مكر خدا. 3- دروغ بستن به خدا يا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و يا اوصياى پيامبر عليهم السلام4- كشتن نا بجا. 5- عقوق پدر ومادر6- خوردن مال يتيم از روى ظلم . 7- نسبت زنا به زن با عفت . 8- فرار از جبهه جنگ با دشمن . 9- قطع رحم . 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى . 14- سوگند دروغ . 15-  كتمان گواهى . (در آنجا كه گواهى دادن واجب است ) 16- گواهى به دروغ . 17- پيمان شكنى . 18- رفتار بر خلاف وصيّت . 19- شرابخوارى . 20- رباخوارى . 21- خوردن مال حرام . 22- قمار بازى . 23- خوردن مردار و خون . 24- خوردن گوشت خوك . 25- خوردن گوشت حيوانى كه مطابق شرع ذبح نشده است . 26- كم فروشى . 27- تعرّب بعد از هجرت . يعنى انسان به جايى مهاجرت كند كه دينش ‍ را از دست مى دهد. 28- كمك به ستمگر. 29- تكيه بر ظالم . 30- نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر. 31- دروغگويى . 32-  تكبر. 33- اسراف و تبذير. 34- خيانت . 35- غيبت . 36- سخن چينى . 37- سر گرمى به امور لهو. 38- سبك شمردن فريضه حج . 39- ترك نماز. 40- ندادن زكات . 41-  اصرار بر گناهان صغيره.
از اين ميان شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده ، و دشمنى با اولياى خدا، از بزرگترين گناهان كبيره است.
همانگونه كه بيان شد طبق فتواى امام خمينى قدس سره گناهان كبيره ، بسيار است و آنچه در بالا ذكر شد قسمتى از آنها است ، مثلا توهين به كعبه و قرآن و پيامبر( صلّى اللّه عليه و آله) و امامان (عليهم السلام) يا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان كبيره است .

 موارد تبديل گناه صغيره به كبيره
:
از آيات و روايات استفاده مى شود كه در چند مورد، گناه صغيره ، تبديل به كبيره شده و حكم گناهان كبيره را پيدا مى كند از جمله :

اول. اصرار بر صغيره
:
تكرار گناه صغيره ، آن را تبديل به گناه كبيره مى كند، و اگر انسان حتى يك گناه كند، ولى استغفار نكند، و در فكر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آيد. صغيره همچون نخ نازك و باريكى است كه اگر تكرار شود، طناب و ريسمان ضخيمي مى گردد كه در اين صورت پاره كردنش مشكل است .
 قرآن درباره ى پرهيزكاران مى فرمايد: آنان آگاهانه بر گناهانشان ، اصرار نورزند. (آل عمران، 135)25
امام باقر عليه السلام در شرح اين آيه فرمود: اصرار، عبارت از اين است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش ‍ نخواهد و در فكر توبه نباشد.
اميرمؤ منان على عليه السلام فرمود: از اصرار
بر گناه بپرهيز، چرا كه از بزرگترين جرايم است. (مستدرك الوسايل،موسسه آل البيت، ج11، ص368) 26


از گناهان كوچك غافل نشويم
:

 امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) همراه ياران (در سفرى ) در سرزمين بى آب و علفى فرود آمد، به يارانش فرمود: ائتوابحطب ، هيزم بياوريد كه از آن آتش روشن كنيم تا غذا بپزيم . ياران عرض كردند: اينجا سرزمين خشكى است و هيچگونه هيزم در آن نيست !. رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: برويد هر كدام هر مقدار مى توانيد جمع كنيد آنها رفتند و هر يك مختصرى هيزم يا چوب خشكيده اى با خود آورد و همه را در پيش روى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) روى هم ريختند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: اين گونه گناهان ، روى هم انباشته مى شوند.

سپس فرمود: ايّاكم و الُمحقّرات من الذّنوب از گناهان كوچك بپرهيزيد كه همه آنها جمع و ثبت مى گردد. ...( اصول كافي، ج2، ص 288 )
 امام صادق عليه السلام فرمود: لا صَغيرة مع الاِصرار در صورت
اصرار، گناه صغيره اى نباشد. ( بحار الانوار، ج 8، ص 352)


دوم . كوچك شمردن گناه:

كوچك شمردن گناه ، آن را به گناه بزرگ تبديل مى كند، براى روشن شدن موضوع ، به اين مثال توجه كنيد:
اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشيمان شده و عذرخواهى كند، ممكن است او را ببخشيم ، ولى اگر سنگ ريزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگويد: اين كه چيزى نيست ، بى خيالش . او را نمى بخشيم ، زيرا اين كار، از روح استكبارى او پرده برمى دارد و بيانگر آن است كه او گناهش را كوچك مى شمرد. به اين روايات توجه كنيد:
امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودنى اين است كه انسان بگويد: كاش مرا به غير از اين گناه مجازات نكنند؛ يعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد. ( بحارالانوار، ج50، ص250)  27 
 
اميرمؤ منان على (عليه السلام) مى فرمايد: بدترين گناهان ، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد. ( كلمة التقوي، ج2، ص294)  28
امام صادق (عليه السلام) فرمود: از گناه حقير و ريز، بپرهيز (سبك مشمار) كه آمرزيده نشود. عرض كردم : گناهان حقير چيست !؟ فرمود آن است كه : كسى گناه كند و بگويد خوشا به حال من اگر غير از اين گناه نداشتم . (مشكوة الانوار، ص273)  29

سوم. اظهار خوشحالى هنگام گناه
:
لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه ، از امورى است كه گناه را بزرگ مى كند و موجب كيفر بيشتر مى شود. در اينجا به چند روايت توجه كنيد:
اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: بدترين بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد. ( عيون الحكم و المواعظ، ص294) 30
و نيز فرمود: كسى كه از انجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند.  (عيون الحكم والمواعظ، ص436) 31
 امام سجاد (عليه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهيز، كه اين شادى بزرگتر از انجام خود گناه
است . ( بحارالانوار، ج75، ص159) 32

و نيز فرمود: عذاب دردناك گناه شيرينى آن را تباه مى سازد. 33

 
چهارم. گناه از روى طغيان
يكى ديگر از امورى كه موجب تبديل گناه كوچك به گناه بزرگ مى شود، طغيان و سركشى در انجام گناه است ؛در قرآن كريم مي خوانيم: و اما آنها كه طغيان كردند و زندگى دنيا را مقدم شمردند، بى گمان جايگاهشان دوزخ است
.34


پنجم.
 مغرور شدن به مهلت الهى:

ديگر از امورى كه گناه كوچك را به گناه بزرگ تبديل مى كند، آن است كه گنهكار مهلت خدا و مجازات نكردن سريع
او را دليل رضايت خدا بداند و يا خود را محبوب خدا بداند.

گناهكاران در دل مى گويند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى كند؟ جهنم براى آنها كافى است ، وارد آن مى شوند و بد جايگاهى است .
وعده عذاب جهنم براى چنين افرادى ، دليل آن است كه گناه افرادى كه مغرور به عدم مجازات سريع خداوند هستند، گناه كبيره است . (مجادله، 8) 35

ششم. تجاهر به گناه:

آشكار نمودن گناه نيز، گناه صغيره را تبديل به گناه كبيره مى كند، شايد از اين نظر كه آشكار نمودن گناه حاكى از تجرّى و بى باكى بيشتر گنهكار است ، و موجب آلوده كردن جامعه ، و عادى نمودن گناه مى گردد.
اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: از آشكار نمودن گناهان بپرهيز، كه آن از سخت ترين گناهان است. (عيون الحكم والمواعظ، ص95)  36


ادامه مطلب - نظرات (0)

ویژگیهای منافقین از نظر قرآن

قـرآن کریم نشانه هاى دقیق و زنده اى براى آنها بیان مى کند که خط باطنى آنها را مـشـخـص مـى سـازد:
1- عدم ایمان به خدا و روز قیامت
خداوند مى گوید: بعضى از مردم هستند که مى گویند به خدا و روز قـیامت ایمان آورده ایم در حالى که ایمان ندارند؛ «و من الناس من یقول آمنابالله و بالیوم الاخر و ما هم بمؤمنین، بقره آیه 8». قرآن به این واقعیت اشاره مى کند که نفاق در واقع یکنوع بیمارى است مى گوید: در دلهاى آنها بیمارى خاصى است؛ «فى قلوبهم مرض، بقره/ 10»، خداوند هم بر بیمارى آنها مى افزاید؛ «فزادهم الله مرضا».
2- آنها داعیه اصلاح طلبى دارند در حـالى که مفسد واقعى همانها هستند:
هنگامى که به آنها گفته شود در روى زمین فساد نکنید مـى گـویـنـد: مـا فـقـط اصـلاح کننده ایم؛ «و اذا قیل لهم لاتفسدوا فى الارض قالوا انما نحن مصلحون، بقره/11»؛ ما برنامه اى جز اصلاح در تمام زندگى خود نداشته ایم و نداریم!. قـرآن اضـافـه مى کند: بدانید اینها همان مفسدانند و برنامه اى جز فساد ندارند ولى خـودشان هم نمى فهمند.
3- آنها سفیه می باشند.
آنها خود را عاقل و هوشیار و مؤمنان را سفیه و ساده لوح و خوش باور مى پندارند، آن چنانکه قرآن مى گوید: هنگامى که به آنها گفته مى شود ایمان بیاورید آنگونه که توده هاى مردم ایمان آورده اند، مى گویند: آیا ما همچون این سفیهان ایمان بیاوریم «و اذا قیل لـهـم آمـنوا کما آمن الناس قالوا انـؤمن کما آمن السفهاء، بقره/ 13» قرآن در پاسخ آنها مى گوید: بدانید سفیهان واقعى اینها هستند اما نمى دانند.
4- هر روز به رنگى در مى آیند و در میان هر جمعیتى با آنها هـم صدا مى شوند.
قرآن مى گوید: هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات کنند مى گویند ایـمان آوردیم اما هنگامى که با دوستان شیطان صفت خود به خلوتگاه مى روند مى گویند ما با شمائیم! «و اذا خـلـوا الى شیاطینهم قالوا انا معکم، بقره/ 14».
5- سیمای منافقان مانند شب تـاریـک و آتشى در شب ظلمانى (آیات 20-18 سوره بقره)
قرآن می گوید: آنها مانند کسى هستند که آتشى (در شب ظلمانى) افروخته تا در پـرتـو نـور آن راه را از بـیراهه بشناسد و به منزل مقصود برسد «مثلهم کمثل الذى استوقد نارا، بقره/ 17» آنها کر هستند و گنگ و نابینا، و چون هیچ یک از وسائل اصلى درک حـقایق را ندارند از راهشان باز نمى گردند «صم بکم عمى فهم لایرجعون، بقره/ 18».
6- عداوت باطنى و فقدان ایمان (سوره توبه، آیات 80-50)
قرآن می گوید: اگر نیکى به تو رسد آنها را ناراحت مى کند «ان تصبک حسنة تسؤهم». و ایـن نـاراحـتـى دلیل عداوت باطنى و فقدان ایمان آنهاست ولى در مقابل اگر مصیبتى به تو بـرسـد و گـرفـتـار مشکلى شوى با خوشحالى مى گویند: ما از قبل پیش بینى چنین مسائلى را مـى کـردیـم «و ان تصبک مصیبة یقولوا قد اخذنا امرنا من قبل» (توبه/ 50).
7- اعمال آنها بى روح و بى اثراست و هیچ گونه بهره اى از آن عایدشان نـمى شود. (سوره توبه، آیات 80-50)
8- آنها ترسو هستند (سوره توبه، آیات 80-50)
آنها به خدا سوگند یاد مى کنند که از شما هستند «ویحلفون بالله انهم لمنکم» در حـالـى کـه نـه از شـما هستند و نه در چیزى با شما موافقند بلکه آنها گروهى هستند که فـوق الـعـاده مـى ترسند و از شدت ترس کفر را پنهان کرده اظهار ایمان مى کنند مبادا گرفتار شوند «وماهم منکم ولکنهم قوم یفرقون» (توبه/ 56).
9- نهایت بغض و عداوت و نفرت از مؤمنان(سوره توبه، آیات 80-50)
«لویجدون ملجا او مغارات او مدخلا لولوا الیه و هم یجمحون، توبه/ 57» مى گوید: آنها چنان هستند که اگر پناهگاهى (همانند یک دژ محکم) بـیـابـند، یا دسترسى به غارهایى در کوهها داشته باشند، یا بتوانند راهى در زیرزمین پیدا کنند، با سـرعـت هر چه بیشتر به سوى آن مى شتابند تا از شما دور شوند و بتوانند کینه و عدوات خود را آشکار سازند.
10- آنها خودخواه بى منطق می باشند.
آنها هرگز راضى به حق خود نیستند. هـر کس جیب آنها را پر کند عادل است و از او راضى هستند و هر کس به خاطر رعایت عدالت حق دیگران را به آنها نبخشد ظالم و از او ناراضى مى شوند قرآن مـى گـوید: اگر سهمى به آنها داده شود راضیند و خـوشـحـال و تـو را مـجرى عدالت مى دانند هر چند استحقاق نداشته باشند «فان اعطوا منها رضوا، توبه/ 58» و اگـر چـیزى از آن به آنها داده نشود خشمگین مى شوند و تو را متهم به بى عدالتى مى کنند.
11- سوگند به دروغ جهت فریب مردم
آنـهـا بـراى پـوشـانـدن چـهـره خود بسیارى از خلافکاریهاى خود را انکار مى کردند و با توسل به سـوگـندهاى دروغین مى خواستند مردم را فریب داده و از خود راضى کنند. قرآن مى گوید: آنها براى شما سوگند به خدا یاد مى کنند تا شما را راضى کنند «یحلفون بالله لکم لیرضوکم، توبه/ 62». روشـن است که هدف آنها از این سوگندها، بیان حقیقت نیست بلکه مى خواهند با فریب و نیرنگ چـهـره واقعیات را در نظرتان دگرگون جلوه دهند، و به مقاصد خود برسند.
12- آنـهـا مردم را به منکرات تشوق، و از نیکیها باز مى دارند.
13- منافقان دائما سعى مى کنند که فساد همه جا را بگیرد، و معروف و نیکى از جامعه برچیده شود.
14- انفاق نمی کنند و افرادی بخیل هستند.
آنها دستهایشان را مى بندند «و یقبضون ایدیهم، توبه/ 67» نه در راه خدا انفاق مى کنند، نه به کمک محرومان مى شتابند، و نه خویشاوند و آشنا از کمک مالى آنها بهره مى گیرند. روشـن اسـت آنـهـا چـون ایـمان به آخرت و نتایج و پاداش انفاق ندارند، در بذل اموال سخت بخیلند.
15- آنها خدا را فراموش کرده اند.
تـمام اعمال و گفتار و رفتارشان نشان مى دهد که آنها خدا را فراموش کرده اند و نیز وضـع زنـدگـى آنها نشان مى دهد که خدا هم آنها را از برکات و توفیقات و مواهب خود فراموش نموده «نسوا الله فنسیهم، توبه/ 67».
16- مـنـافـقـان فاسقند و بیرون از دایره اطاعت فرمان خدا. «ان المنافقین هم الفاسقون، توبه/ 67».
17-منافقان کم ظرفیتند!
به هنگام ضعف و ناتوانى و فقر و پریشانى، چنان دم از ایمان مى زنند که هیچ کس باور نمى کند آنها روزى در صف منافقان قرار گیرند. امـا هـمین که به نوایى برسند چنان دست و پاى خود را گم کرده و غرق دنیاپرستى مى شوند که همه عهد و پیمانهاى خویش را با خدا به دست فراموشى مى سپارند. خداوند میگوید: بعضى از منافقان کسانى هستند که با خدا پیمان بسته اند که اگر از فضل و کـرم خـود بـه مـا مـرحـمت کند قطعا به نیازمندان کمک مى کنیم و از نیکوکاران خواهیم بود. ولى این سخن را تنها زمانى مى گفتند که دستشان از همه چیز تهى بود و به هنگامى که خـداونـد از فضل و رحمتش سرمایه هایى به آنان داد، بخل ورزیدند و سرپیچى کردند و رویگردان شدند «فلما آتیهم من فضله بخلوا به و تولوا و هم معرضون، توبه/ 76».
18- منافقان کـارشکن هستند!
آنها افرادى لجوج، بهانه جو، و ایـرادگـیـر، و کـارشکن هستند، هر کار مثبتى را، با وصله هاى نامناسبى تحقیر کرده، و بد جلوه مى دهند. خداوند مى فرماید: آنها که به افراد نیکوکار مؤمنین در پرداختن صدقات و کمکهاى صادقانه، عیب مى گیرند، و مخصوصا آنها که افراد با ایمان تنگدست را که دسترسى جز به کمکهاى مختصر نـدارنـد، مسخره مى کنند، خداوند آنان را مسخره مى کند، و عذاب دردناک در انتظار آنهاست!
19- لحن گفتارشان پر است از کنایه ها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانه (سوره محمد آیات 32-30)
در آیـه شـریـفه مى افزاید: و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مى دهیم، تا آنها را با قیافه هایشان بشناسى «ولو نشا لا ریناکهم فلعرفتهم بسیماهم». در چـهـره هـاى آنـهـا عـلامتى مى گذاریم که با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوى، و به راى العین آنها را ببینى. سـپـس مـى فرماید: هر چند مى توانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى «و لتعرفنهم فى لحن القول». یعنى این منافقان بیماردل را از کنایه ها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانه شان مى توان شناخت.
20- دوگانگى ظاهر و باطن (سوره منافقین آیات 11-1)
مـنـافـقـان دروغـگو هستند و به گفته خود ایمان ندارند «والله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان الـمـنــافـقـیـن لـکـاذبـون، منافقون/ 1» چـرا کـه آنها نمى خواستند، خبر از رسالت پیامبر (ص) بدهند، بلکه مى خواستند از اعتقاد خود به نبوت او خبر دهند و مسلما در این خبر دروغگو بودند. و از اینجا نخستین نشانه نفاق، روشن مى شود و آن دوگانگى ظاهر و باطن است که با زبان مؤکدا اظـهـار ایـمان مى کنند، ولى در دل آنها مطلقا خبرى از ایمان نیست، این دروغگوئى محور اصلى نفاق را تشکیل مى دهد.
21- بر دلهاى آنها مهر نهاده شده و حقیقت را درک نمى کنند. (سوره منافقین آیات 11-1)
این به خاطر آن است که آنـها نخست ایمان آوردند، سپس کافر شدند، و لذا بر دلهاى آنها مهر نهاده شده و حقیقت را درک نمى کنند «ذلک بانهم آمنوا ثم کفروا فطبع على قلوبهم فهم لایفقهون، منافقون/ 3».
22- از درک حقائق روشن غالبا محرومند (سوره منافقین آیات 11-1)
23- اجسامى بى روح، و صورتهائى بى معنى و هیکلهائى توخالى دارند، نه از خود استقلالى، نه در درون نـور و صفائى و نه اراده و تصمیم محکم و ایمانى دارند، درست همچون چوبهائى خشک تکیه زده بر دیوار! (سوره منافقین آیات 11-1)
از نـظر باطن، گوئى چوبهاى خشکى هستند که به دیوار تکیه داده شده اند «کانهم خشب مسندة، منافقون/ 4».
24- آنها توخالى و فاقد توکل بر خدا و اعتماد بر نفس هستند که هر فریادى از هر جا بلند شود آن را بر ضد خود مى پندارند «یحسبون کل صیحة علیهم، منافقون/ 4».
25- تـرس و وحـشـتـى عجیب همیشه بر قلب و جان آنها حکم فرماست، و یک حالت سؤظن و بدبینى جانکاه سرتاسر روح آنها را فرا گرفته است.
26- متکبر و مغرور هستند.
هنگامى که به آنها گفته شود: بیائید تا رسول خدا براى شما استغفار کند، سرهاى خود را (از روى استهزا و کبر و غرور) تکان مى دهند و آنها را مى بینى که از سخنان تو اعراض کرده و تـکبر مى ورزند «واذا قیل لهم تعـالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون، منافقون/ 5».


- نظرات (0)

محاسبه و مراقبه


برخي از سوره هاي قرآن با يك سوگند شروع مي شود مانند : وَ الْعَصْر

 برخي با 2 سوگند ؛ مانند : وَ الضُّحَى‏ * وَ الَّيْلِ إِذَا سَجَى‏

برخي با 3 سوگند ؛ مانند : وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالمْغِيرَاتِ صُبْحًا

برخي با 4 سوگند ؛ مانند : وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ *  وَ طُورِ سِينِينَ *  وَ هَاذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ

برخي با 5 سوگند ؛ مانند : وَ الْفَجْرِ * وَ لَيَالٍ عَشْرٍ * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ  * وَ الَّيْلِ إِذَا يَسْرِ

اما سوره اي در قرآن است ، كه 11 سوگند دارد و آن سوره مباركه شمس است .

نكته اينجاست كه خداوند بعد از اين 11 سوگند مي فرمايد :

قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا

فقط كسي اهل رستگاريست كه اهل تزكيه ي نفس باشد

انسان بايد از نَفْسَش حساب بكشد مثلا هر شب قبل از خواب به اعمال آن روز خودش رسيدگي كند

داستانك :

شيخ  جعفر كاشف الغطا از علماي بزرگ است . شب كه فرا مى رسيد، هنگام خوابيدن به محاسبه نفس خويش مى پرداخت و گاهى خطاب به خويشتن مى گفت: در كوچكى ترا"جعيفر"(جعفر كوچولو) مى گفتند، سپس "جعفر" شدى، و پس از آن "شيخ جعفر"، و سپس "شيخ الاسلام "، پس تا كى خدا را معصيت مى كنى و اين نعمت را سپاس نمى گويى؟

منبع :اعيان الشيعه،جلد 4،صفحه 1



- نظرات (0)