سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

وای از آخرالزمان

زنان کوهان دار!

این روزها وقتی در خیابان و اماکن عمومی قدم می زنی اگر بخواهی حالت سرجا بماند جرات سر بالا آوردن نداری و اگر اهل حال(!) هم بودی که …

این قضیه زن و مرد هم نمی شناسد. چه بسیار از زنانی را دیده ام و با گوش خود شنیده ام که از دیدن وضعیت پوشش هم جنسان خود این جمله را زمزمه کرده اند: من که زن هستم خجالت می کشم، وای به حال مردان!

به گواهی تاریخ و اسناد و کتاب هایی که بسیاری از آن ها توسط غربی ها نگارش شده است، داشتن پوشش و حجاب در ایران ربطی به دوران بعد از اسلام ندارد و آثار تاریخی، کتاب ها و اسناد، نقوش سنگی موید این موضوع هستند که لباس و پوشش زن و مرد ایرانی کاملا متناسب با حفظ حریم حیا و عفت بوده است.

در حدیثی طولانی از پیامبر اکرم در توصیف اوضاع و شرایط مردم آخرالزمان به موضوع شکل ظاهر و پوشش زنان و مردان اشاره شده است. حضرت در یک پیش بینی شرایط جامعه ۱۴۰۰ سال بعد را این طور روایت کرده اند:

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« کیف بکم اذا فسدت نساؤکم، و فسق شبّانکم، و لم تأمروا بالمعروف، بل امرتم و نهیتم عن المعروف، و اذا رأیتم المعروف منکراً، والمنکر معرفا؟! فقیل له: و یکون ذلک یا رسول الله؟ فقال: نعم، و شر من ذلک؟».

« چگونه می شود حال شما هنگامی که زنهای شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند، شما نیز به جای امر بمعروف، امر به منکر و نهی از معروف نمائید!، معروف را منکر خیال کرده، منکر را معروف پندارید؟! پرسیدند: آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد ای پیامبر اکرم (ص)|؟! فرمود: آری، و بدتر از آن!».

- «سیکون فی آخر امتی رجال، یرکب نساؤهم علی سروج کاشباه الرجال. یرکبون علی المیاثر حتی یاتوا ابواب المساجد، نساؤهم کاسیاب عاریات، علی رؤوسهنّ کاسنمة البخت العجاف، لا یجدن ریح الجنّة! فالعنوهن فانهن ملعونات»

   «در آخرت امت من مردانی پیدا می شوند که زنهایشان همچون مردها بر روی زینها سوار می شوند، در آن عصر بر فراز تشکها سوار می شوند و تا در مساجد می روند، زنانشان در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را استشمام نمی کنند. آنها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا بدور هستند.»

- «هنگامی که زنهائی را دیدید که بر سرشان چون کوهان اشترانست، بدانید که نمازشان پذیرفته نمی شود».

- « یتشبّه الرّجال بالنّساء و النّساء بالرّجال» .
  «مردها خود را به صورت زن، و زنها خود را به صورت مرد در می آورند.»

- «لعن الله المتشبهات من النساء بالرجال، و المتشبهین من الرجال بالنساء!»
  «لعنت خدا بر زنانیکه خود را به صورت مرد در می آورند و مردانیکه خود را به صورت زن در می آورند».

- «اذا تزینت النسائ بثیاب الرجال، و سلب عنهن قناع الحیاء»
  «هنگامی که زنها جامه مرد بپوشند و پوشش حیا از آنها گرفته شود». 

- « لعن الله الرجلة من النساء».
  «خداوند لعنت کند زنی را که خود را به صورت مرد جلوه می دهد». 

- « لاتقوم الساعة حتی تظهر ثیاب تلبسها نساء کاسیات عاریات، و تعلو التحوت الوعو».
  «قیامت برپا نمی شود جز هنگامی که لباسی ساخته شود و زنها آنرا بپوشند که در عین لباس پوشیدن لخت و عور باشند، و اراذل و اوباش بر مردم شریف و آزاده برتری پیدا کنند».

- « و اذا رأیت المراة تصانع زوجها علی نکاح الرجال!. و رأیت خیربیت یساعد النساء علی فسقهن!!!».
«هنگامی که ببینی که زن از همسرش مطلع است که او با هم جنس خود رابطه دارد و به روی او نمی آورد، و می بینی که در بهترین خانه ها زن تشویق می شود که فسق و فجور کند»!! .



- نظرات (0)

امام عليه السّلام ميزان اعمال

چگونه امام عليه السّلام ميزان اعمال است ؟
ج - ميزان به معناى نمونه و مجسمه اسلام است كه امام عليه السّلام چنين مى باشد و ديگران را با او مى سنجند، و كم و بيش معلوم مى شود.
در روايات از اين معنى ياد شده است ، بلكه در زيارت حضرت امير المؤ منين عليه السّلام آمده است :

السلام على ميزان الاعمال (95) سلام بر ميزان اعمال .



95) بحارالانوار، ج 100، ص 287، روايت 18، و ص 330، روايت 29.


- نظرات (0)

اطاعت از پيامبر،


اطاعت از پيامبر، عين اطاعت از خداوند

س -آيا اطاعت از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم در عرض اطاعت از خداوند متعال است ؟

ج - خير، بلكه اطاعت از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم اطاعت از خدا، و سرپيچى از اوامر و نواهى او، سرپيچى از اوامر و نواهى خدا است . خداوند متعال مى فرمايد: من يطع الرسول ، فقد اطاع الله (نساء: 80)
هر كس از پيامبر فرمان برد، در حقيقت خدا را فرمان كرده است .


- نظرات (0)

واژه (اولوا العزم )

- واژه (اولوا العزم ) به چه معناست ؟
ج - (عزم ) به معناى عزيمت ، يعنى حكم و شريعت ، و (اولوا العزم ) به معناى صاحبان شريعت است . البته (عزم ) به معناى تصميم نيز آمده كه در اينجا يعنى تصميم بر صبر بر تكذيب و اذيت . و (اولوا العزم ) يعنى پيامبرانى كه تصميم بر شكيبايى در برابر تكذيب و اذيت امت خود داشتند.

در روايتى از حضرت رضا عليه السّلام وارد شده كه هر پيغمبر اولوا العزم داراى كتاب و شريعت بوده ، و پيغمبرانى كه بعد از او مى آمدند تابع كتاب و شريعت او بوده اند تا اينكه پيغمبر اولوا العزم ديگر با كتاب و شريعت تازه مى آمد و در زمان آن پيغمبر و نيز پيغمبران بعد از او تا اولواالعزم ديگر به آن كتاب و شريعت عمل مى شد.(65)




65) اين روايت را حضرت استاد علامه طباطبائى (ره ) در تفسير الميزان ، ج 2، ص 150، ذكر نموده اند. ناگفته نماند كه از بررسى صدر و ذيل آن روايت استفاده مى شود كه اين حديث در پى وراستاى معناى اول براى اولوا العزم است . نيز بايد توجه داشت كه معناى دوم نيز بر گرفته از متن روايت است و حديث راجع به آن نيز در الميزان ، ج 2 ص 150 ذكر شده است . البته با اندكى تفاوت و زيادى كه مى فرمايد: و معنى اولى العزم انهم سبقوا الانبياء الى الاقرار بالله و اقروا بكل نبى كان قبلهم و بعدهم ، و عزموا على الصبر و الكتذيب لهم و الاذى (اولى العزم يعنى پيامبرانى كه در اقرار به خدا از خدا از ديگر پيامبران پيشى گرفته اند. و به انبياى پيش و بعد از خود اقرار نموده ، و تصميم جدى بر شكيبايى در برابر تكذيب و آزار و اذيت امت خود داشته اند.)


- نظرات (0)

وقتی میخواهند برای من و تو جوک بگویند

وقتی میخواهند برای من و تو جوک بگویند

وقتی میخواهند برای من و تو جوک بگویند می گویند یک روز " غضنفر " .....

در صورتی غضنفر یعنی " شیر ، مرد با صلابت و قوی " است و از قضا یکی از القاب حضرت علی (ع) است.

وقتی یک چیز از مــُــد افتاده به آن می گویند " جــواد "

و جواد به معنای " بخشنده و سخاوتمند " است و از قضا از القاب امام محمد تقی (ع) است.

از اسم " بتول " برای مسخره کردن استفاده میکنند ،

در صورتی که بتول یعنی پارسا و پاکدامن که به صورت خیلی اتفاقی از القاب حضرت زهرا (س) و حضرت مریم (س) هم هست.

در فیلم ها نام های تقی و نقی را به هزل می آورند ،

و تقی یعنی با تقوا و پرهیزگار و نقی به معنای پاک و پاکیزه است و اتفاقا از القاب امام جواد (ع) و امام هادی ع...

وقتی میخواهند بانوان نیروی انتظامی را مسخره کنند میگویند " فاطی کماندو " ، چه جالب !!

و یا به جای نام مبارک حضرت ابوالفضل العباس (ع) میگویند ابرفرض ،

اتفاقا وقتی میخواهندبگویند فلانی خودش رابه ان راه زده میگویند خودش رازده به کوچه علی چپ خدالعنت کند

دشمنان اهل بیت را یا این جمله اهانت بار که میگویند این حرف ها برای فاطی تنبان نمی شود!

حال...این ما شیعیان و این ارادت ما به اهل بیت (ع) در مبارزه با این فرهنگ غلط سهیم باشیم...

نگذاریم در طنزها و جوک هایشان از اسامی مقدس ائمه هدی (ع) استفاده کنند.


- نظرات (0)

آثار و برکات صلوات در قیامت

*****آثار و برکات صلوات در قیامت*****
هر مومنی،پنج موکل دارد:
یکی؛در پیش روی او که شیطان را از او باز می دارد.
دوم؛در عقب سر او،که آفات آسمان را از او باز می دارد.
سوم؛در طرف راست او،که حسنات او را می نویسد.
چهارم؛در طرف چپ او که سیئات او را می نویسد.
پنجم؛در ناصیه او که او را «حافظ» می گویند و هر صلواتی که آن مومن در شب می فرستد،آن ملک او را نگاه می دارد،تا به وقت طلوع آفتاب؛و در آن وقت می رود،و باز به جهت حفظ صلوات روز می آید.و رفتن آن فرشته برای آن است که می رود به نزد مرقد مطهر سیدکاینات_علیه و آله الصلوات_و در برابر قبر می ایستد،و می گوید:السلام علیکَ یا رسول الله،فلان بن فلان در این شب یا در این روز بر تو چندین صلوات فرستاد.
آن حضرت می فرماید:«صلوات و سلام من بر او باد!»
پس آن ملک به زیر عرش می رود و می گوید:«خداوندا!بنده تو فلان بن فلان چندین صلوات بر حبیب تو فرستاده است و من به روضه مقدسه آن حضرت رفتم و به عرض رسانیدم،و آن حضرت بر او صلوات و سلام فرستاد.»
حق سبحانه و تعالی می فرماید:«بر آن بنده باد صلوات.»
و می فرماید:«من صلوات آن بنده را در ابر سفید نورانی گذاشته،در رکنی از ارکان عرش بسپارند؛و آن صلوات،در حجاب عزت محفوظ می ماند،تا روز قیامت.پس وقتی که عمل بنده را می سنجند،حق تعالی می فرماید که آن صلوات را بیاورند و در کفه حسنات آن بنده بگذارند تا سنگین شود.»
بر گرفته از کتاب آثار و برکات صلوات


- نظرات (0)

سوالات زیبای قرآنی

سوالات:
 
1- دختری که در محراب، برای او از جانب خدا، غذایی آورده شده که بود؟
 
2- به مادر کدام انبیاء وحی نازل شد؟
 
3- دو زن نمونه از نگاه قرآن؟
 
4- دو زن که در قرآن به زشتی از آنها نام برده شده، کدامند؟
 
5- کدام سوره نام یک زن است و کدام سوره به معنای «زنان» است؟
 
6- کدام سوره، درباره یک زن نمونه است و آن زن کیست؟
 
7- کدام سوره قرآن است که سفارش شده زن‌ها آن را بیشتر بخوانند؟
 
8- کدام زن است که هیزم‌کش آتش جهنم است و در قرآن به او اشاره شده است؟
 
9- در قرآن به دختر یکی از پیامبران اشاره شده که با عفت و حیا گام برمی‌داشت؟
 
10- زنی که بدون پدرومادر به دنیا آمد، که بود؟
 
پاسخ‌ها:
 
1- دختری که از جانب خدا برای او غذا آورده شد، حضرت «مریم» بود.
 
2- به «مادر حضرت موسی» وحی شده است.
 
3- دو زن نمونه در قرآن: « آسیه » زن فرعون و «مریم» مادر حضرت عیسی(ع) هستند.
 
4- دو زن بد در قرآن: «زن نوح» و «زن لوط» هستند.
 
5- سوره‌ای که به نام یک زن است، سوره «مریم» است و «نساء» سوره است که به معنای «زنان» است.
 
6- سوره‌ای که درباره یک زن نمونه است، «کوثر» است.
 
7- سوره‌ای که سفارش شده زن‌ها آن را بیشتر بخوانند، سوره «نور»است.
 
8- «زن ابولهب» هیزم کش آتش جهنم است.
 
9- در قرآن از دختر حضرت شعیب(ع) به عفت و راه رفتن با حیا یاد شده است.
 

10 - زنی که بدون پدر ومادر به دنیا آمد «حوا» زن حضرت آدم(ع) است.


- نظرات (0)

مباحثى درباره خلقت و... حضرت آدم عليه السّلام

س 160- خداوند متعال مى فرمايد: ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران ، على العالمين ، ذريه بعضها من بعض . (آل عمران : 33، 34) به يقين ، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است ، فرزندانى كه بعضى از آنان از نسل بعضى ديگرند. آيا از اين آيه شريفه ، نبوت حضرت آدم عليه السّلام استفاده مى شود؟
ج - در آيه شريفه (آل ابراهيم و آل عمران ) نيز آمده است ، آيا آنان هم پيامبر بوده اند؟!

س 161- آيا حضرت آدم عليه السّلام پيش از اين عالم ، در بهشت بود؟ به چه دليل ؟
ج - در بهشت برزخى بود، نه در بهشت خلد؛ به دليل بيرون آمدن او از آنجا، زيرا هر كس در بهشت خلد وارد گردد، در آنجا مخلد بوده و از آن بيرون نمى آيد.

س 162- آيا صدور معصيت از حضرت آدم عليه السّلام در بهشت ممكن بود؟
ج - مخالفت حضرت آدم عليه السّلام مخالفت با امر ارشادى بود، نه امر مولوى تا معصيت صدق كند، زيرا در آن جا تكليف نبود و هنوز دين تشريع نشده بود، و دين بعد از هبوط حضرت آدم تشريع شد، چنانكه خداوند متعال مى فرمايد: قلنا اهبطوا منها جميعا، فاما ياتينكم منى هدى ، فمن تبع هداى فلا خوف عليهم ، و لا هم يحزنون (بقره : 38)
گفتيم ، جملگى از آن فرود آييد، پس اگر از جانب من شما را هدايتى رسد، آنان كه هدايتم را پيروى كنند، بر ايشان بيمى نيست ، و غمگين نخواهند شد.

س 163- معناى اين سخن كه (حضرت آدم عليه السّلام در بهشت مثالى بود) چيست ؟
ج - بهشت برزخى مانند مشاهد كردن انسان موجودات را در خواب ، و نظير خيال است .

س 164- آيا گندم خوردن براى حضرت آدم عليه السّلام كار بدى بوده است ؟
ج - حضرت آدم عليه السّلام از خوردن آن نهى شده بود، ولى آن را خورد.

س 165- آيا بهشت مثالى برزخى روى همين زمين بود؟
ج - اين را نمى توان گفت ، چون در آيه شريفه آمده است كه به آنها دستور هبوط داده شد. خداوند سبحان مى فرمايد: قلنا اهبطوا منها جميعا... (بقره : 36، 38، و نيز ر، ك : اعراف : 24)
گفتيم : همگى از بهشت فرود آييد.
حضرت آدم عليه السّلام از آسمان به كوه (سرنديب ) واقع در هند هبوط كرد.

س 166- آيا حضرت آدم عليه السّلام از اول در بهشت مثال بود؟
ج - نخست حضرت آدم عليه السّلام ساخته شد و در او روح دميده شد و زنده گرديد، بعد ارواح وارد بهشت مثالى شدند، و در آنجا امر و نهى شدند، بعد از آنجا بيرون شدند و هبوط كردند.

س 167 خود ايشان خلق شد؟
ج - خداوند ايشان را از تراب تسويه نمود و درست كرد.

س 168- چگونه تسويه و خلق شد؟
ج - خديا تعالى جسدى از گل تسويه كرد، بعد از مدتى روح به او تعلق گرفت ، و به نفخ روح زنده شد، و همچنين حضرت حوا عليه السلام نيز اين گونه خلق شد، بعد ماءمور شدند داخل بهشت شوند و به آنها نصيحت شد كه مبادا نزديك بوته گندم شويد، و از چيزهاى ديگر هر چه مى خواهيد بچينيد و بخوريد، ولى شيطان آنها را وسوسه و اغوا كرد، و از سراى پر نعمتى كه بودند بيرونشان آورد.

س 169- حضرت آدم عليه السّلام چگونه معصيت و نافرمانى كرد؟
ج - معصيت نكرد، زيرا معصيت مبتنى بر عالم ماده است ، و در عالم مثال معصيت كردن معنى ندارد.

س 170- مگر مخالفت حضرت آدم عليه السّلام مخالفت با امر مولوى خداوند سبحان نبود؟
ج - مخالفتى در ميان نبود، اين عالم حس و ماده است كه انسان سر دو راهى قرار مى گيرد و ممكن است مخالفت ، و يا اطاعت كند.

س 171- آيا حضرت آدم عليه السّلام از عالم عقل ، به عالم مثال و بعد به عالم ماده انتقال كرد؟
ج - از ظاهر قرآن نمى شود اينگونه استفاده كرد.

س 172- آيا اگر كسى كه در بهشت مثالى قرار داشته و مثالى باشد، امكان دارد به او گفته شود: (به زمين و عالم ماده هبوط كن )؟
ج - امكان ندارد موجود مثالى در عين حال كه مثال است ، به عالم پايين تر هبوط كند و به عالم ماده فرود آيد؛ و خود مثال هم نمى شود كه ماده بشود.

س 173- حضرت آدم عليه السّلام چقدر در بهشت ماند؟
ج - بر اساس روايات (شش ساعت ) در بهشت بود.(66)
س 174- مقصود از ظلم در آيه شريفه و لا تقربا هذه الشجره فتكونا من الظالمين (بقره : 35، و اعراف 19): (و به اين درخت نزديك نشويد، تا مبادا از ستمكاران گرديد.) چيست ؟
ج - ظلم به نفس .

س 175- مقصود از فاخرجهما مما كانا فيه در آيه شريفه فازلهما الشيطان عنها، فاخرجهما مما كانا فيه (بقره : 35): (پس شيطان هر دو رااز آن بلغزانيد، و از آنچه در آن بودند، به در آورد). چيست ؟
ج - يعنى از نعمتى كه بودند، بيرون كرد.

س 176- مخاطب آيه شريفه قلنا اهبطوا منه جميعا (بقره : 36، 38، اعراف : 24) چه كسانى هستند؟
ج - آدم و حوا عليهم السلام و شيطان ، يا آدم و حوا و ذريّه آدم .

س 177- آيا آدم و حوا عليهم السلام با مخالفت نهى لاتقربا هذه الشجره با تكليف مولوى مخالفت نموده و عصيان كردند؟
ج - خير، مخالفت تكليف در آنجا نبود و اساسا تكليف و دين بعد از هبوط آنها بود خداوند متعال مى فرمايد. قلنا اهبطوا منها جميعا، فاما ياتينكم منى هدى ، فمن تبع هداى فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون (بقره : 38)
گفتيم ؛ جملگى از آن فرود آييد، پس اگر از جانب من هدايتى به شما رسد آنان كه هدايتم را پيروى كنند. بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد.
در سوره طه نيز مى فرمايد: قال اهبطا منها جميعا، بعضكم لبعض عدو، فاما ياتينكم منى هدى ، فمن اتبع هداى ، فلا يضل و لا يشقى ، و من اعرض عن ذكرى فان له معيشه ضنكا و نحشره يوم القيمه اعمى .
(طه : 123 و 124)
فرمود: همگى از آن فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما دشمن بعضى ديگر است ، پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد، هر كس از هدايتم پيروى كند، نه گمراه مى شود و نه تيره بخت . و هر كس از ياد من دل بگرداند. در حقيقت زندگى تنگ (و سختى ) خواهد داشت . و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى كنيم .
منظور از (هداى ) در اين آيه شريفه همان دين است ، و دين به طور فشرده در اين دو آيه است كه اگر انسانها از آن اطاعت كنند و متابعت نمايند. و مقرب و بهشتى ؛ و اگر معصيت كنند محروم خواهند بود. و معصيت آدم عليه السّلام قبل از هبوط و پيش از تشريع دين بوده است ؛ بنابراين امر موجود در آيه شريفه : كلا منها رغدا حيث شئتما (بقره : 35): (از هر جاى آن خواهيد، فراوان بخواهيد.) و نهى در آيه شريفه و لا تقربا هذه الشجره (ولى به اين درخت نزديك نشويد.) ارشادى است ، و بر اساس ‍ مصلحت ، خداوند، حضرت آدم عليه السّلام را امر و نهى كرد و امر و نهى مولوى نيست . و از آن پس اين سنت الهى شد كه هر كس ‍ اطاعت كند متنعم خواهد بود. و اگر اطاعت نكند از نعمت الهى محروم خواهد بود و معيشت ضنك و سختى خواهد داشت ، هر چند نعمتهايى دنيايى را داشته باشد.

س 178- آيا درباره خوردن حضرت آدم عليه السّلام از شجره منهيه مى شود اين گونه تعبير كرد: شاء و لم يرد (خداوند خواست ، ولى اراده ننمود.)؟
ج - نهى آدم عليه السّلام عن الاكل تشريعا، فهو قابل للتخلف ، و اراد تكوينا (خداوند متعال ، حضرت آدم عليه السّلام را تشريعا از خوردن نهى فرمود: و نهى تشريعى قابل تخلف است ، ولى آن را تكوينا اراده نمود (و اين قابل تخلف نيست )، مثل روايتى كه وارد شده است : رابع رجب يوم صومكم و فطركم
چهارمين روز ماه رجب ، روز روزه و افطار شماست .(67)
س 179- از قرآن شريف استفاده مى شود كه حضرت آدم از نزديك شدن به درخت و خوردن ميوه آن نهى شده بود، چرا خداوند متعال مى فرمايد: و لاتقربا هذه الشجره فتكونا من الظالمين (بقره : 35، و اعراف : 19)
به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.
ولى حضرت با فرمان خدا مخالفت كرد و از آن خورد، چنانكه خداوند متعال مى فرمايد:
(فاءكلا منها) (طه : 121)
آنگاه از ميوه آن درخت خوردند.
آيا اين مخالفت با عصمت ايشان منافات ندارد؟
ج - خير، منافات ندارد. زيرا نهى از نزديكى و خوردن ارشادى بود، نه مولوى ، چرا كه امر و نهى مولوى با تكليف و دين ثابت مى شود، و پيش از هبوط حضرت آدم (عليه السلام ) به دنيا، تكليفى نبود چون هنوز دين تشريع نشده بود، بلكه بعد از آمدن او به دنيا، دين تشريع شد چنانكه از دو آيه زير چنين بر مى آيد كه بيان و بشريع دين بعد از هبوط بوده است . خداوند متعال مى فرمايد: قال اهبطا منها جميعا، بعضكم لبعض عدو. فاما ياءتينكم منى هدى ؛ فمن اتبع هداى ، فلا يضل و لايشقى ؛ و من اءعرض عن ذكرى ، فان له معيشة ضنكا، و نحشره يوم القيامة اءعمى .
خداوند فرمود: همگى از آن مقام فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما دشمن بعضى ديگر است ، پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسيد، هر كس از هدايتم پيروى كند، نه گمراه مى شود و نه تيره بخت ؛ و هر كسى از ياد من دل بگرداند، مسلما زندگى تنگ و سختى خواهد داشت ، و روز رستاخير او را نابينا محشور مى كنيم .

س 180- آيا حضرت آدم عليه السّلام با نزديك شدن به شجره منهيه (بقره : 35، و اعراف : 19)، ترك اولى نمود؟
ج - ترك اولى در اوامر و نواهى مولوى است ، نه در اوامر و نواهى ارشادى . و نهى حضرت آدم عليه السّلام از نزديك شدن به شجره و تناول ميوه آن ، نهى ارشادى بود، زيرا امر مولوى فرع تكليف و تشريع دين است ، در حالى كه قبل از هبوط آن حضرت به دنيا، هنوز دين تشريع نشده بود و بعد از آمدن آن حضرت به دنيا، دين تشريع شد چنانكه مى فرمايد: قال اهبطا منها جميعا، بعضكم لبعض عدو ياءتينكم منى هدى ؛ فمن اتبع هداى ، فلا يضل و لايشقى ؛ و من اءعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا و نحشره يوم القيامة اءعمى
- فرمود: همگى از آن (مقام ) فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما دشمن بعضى ديگر است ، پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسيد، هر كس از هدايتم پيروى كند، نه گمراه ميشود و نه تيره بخت ؛ و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت زندگى تنگ (و سختى ) خواهد داشت ، و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى كنيم .

س 181- امر به سجده بر آدم ، تشريعى بوده است يا تكوينى ؟
ج - شبيه به تشريعى بوده و تكوينى نبوده است ، زيرا به نص قرآن ، ابليس تخلف كرد.
خداوند متعال مى فرمايد: ففسق عن اءمر ربه (كهف : 50)
پس ابليس از فرمان پروردگارش تخلف نمود.
و در تكوين تخلف معنى ندارد، زيرا خداوند سبحان در جاى ديگر مى فرمايد: انما اءمره اذا اراد شيئا ان يقول له كن ، فيكون (يس : 82)
- تنها كار خداوند وقتى بخواهد خبرى را پديد آورد، اين است كه به مى گويد: موجود شو، و آن چيز بى درنگ پديد مى آيد.

س 182- آيا امر تشريعى ، مستلزم تشريع رسول و نبى است ؟
ج - آنچه در باب نبوت عامه و خاصه بحث مى شود همگى مربوط به عوالم انسانى است و معلوم نيست كه در عالم ملائكه هم امر تشريعى ، مستلزم تشريع و رسول و نبى و امثال اينها باشد.

س 183- آيا ابليس از ملائكه بود؟ و اگر بود چگونه تخلف و عصيان كرد و حال آنكه خداوند درباره آنها مى فرمايد: بل عباد مكرمون ، لايسبقونه بالقول و هم باءمره يعملون (انبياء: 26 و 27)
بلكه ملائكه بندگان گرامى خداوند هستند كه در سخن بر او پيشى نمى گيرند و تنها بر طبق فرمان او عمل مى كنند.
همچنين مى فرمايد: لا يعصون الله ما اءمرهم ، و يفعلون ما يؤ مرون (تحريم : 6)
- از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى كنند، و آنچه را كه ماءمورند انجام مى دهند.
ج - مخلوقاتى قبل از حضرت آدم عليه السّلام بوده اند كه خداوند ملائكه را فرستاد و آنها را از بين بردند و ابليس را به عنوان اسير با خود بردند، و به نص قرآن ابليس از ملائكه نبود، بلكه از جن بود. خداوند متعال مى فرمايد: فسجدوا الا ابليس كان من الجن ففسق عن امر ربه (كهف : 50)
پس همه ملائكه سجده نمودند، بجز ابليس كه از جنيان بود و از فرمان پروردگارش سرپيچى نمود.
شيطان به معناى (شرير) معناى عامى دارد، ولى ابليس اسم خاص براى فرد و معهود است كه اعوان و انصار نيز دارد، خداوند متعال مى فرمايد: انه يراكم هو و قبيله من حيث لاترونهم . (اعراف : 27)
قطعا او و قبيله اش شما را از آنجا كه آنها را نمى بينيد، مى بينند.
و در اخبار (رجعت )(68) آمده است : بعد از اينكه امام زمان (عج ) عالم را پر از عدل و داد نمود، حضرت امام حسين عليه السّلام با لشگريان و اصحاب و يارانش ، و نيز يزيد و لشگريان او رجعت مى كنند و با هم مى جنگند و امام حسين عليه السّلام و اهل بيت و اصحابش بر آنها غالب و پيروز مى شوند، و سيدالشهداء عليه السّلام مدتى در زمان امام زمان (عج ) مى ماند، بعد امام زمان (عج ) از دنيا مى روند و حضرت امام حسين عليه السّلام او را تجهيز، غسل و كفن نموده و بر او نماز مى خواند و آن حضرت را به خاك مى سپارد، بعد از امام حسين عليه السّلام نيز حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام رجعت مى نمايند و همراه با لشگريانش با لشگر ابليس ‍ مى جنگند و بر ابليس پيروز مى شوند. چون مى خواهند او را به قتل برسانند. ابليس مى گويد: انى من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم و لما يكن .
من از مهلت داده شدگان تا روز و وقت مشخص هستم ، و هنوز آن زمان فرا نرسيده است در ادامه روايت آمده است : فيخلى عنه و ياءتى (بعده ) رسول الله صلى اللّه عليه و آله و سلم و يريد قتله بآله (حربه ) فيهرب من بين يديه الى بيت المقدس ، فيصل اليه النبى صلى اللّه عليه و آله و سلم فيذبحه على صخره بيت المقدس .(69) لذا اميرالمؤ منين عليه السّلام او را رها مى كند، و بعد از او رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مى آيد و مى خواهد كه وى را با ابزار جنگى بكشد، ولى از دست آن حضرت فرار مى كند و به بيت المقدس مى رود، سپس پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به او مى رسد و بر روى (صخره بيت المقدس ) او را سر مى برد.

س 184- آيا ابليس در برابر حضرت آدم عليه السّلام استكبار نمود، يا مستقلا در مقابل خدا؟
ج - حضرت آدم عليه السّلام در ميان بود و خداوند متعال او را عزيز گردانيده بود. ابليس گفت : (انا خير منه ) (ص : 76)
من بهتر از او (آدم عليه السلام ) هستم .
ابليس خود را ديد و (انا) گفت و بدبخت شد.

س 185- خداوند متعال مى فرمايد: لقد خلقناكم ، ثم صورناكم ، ثم قلنا للملائكه اسجدوا لادم ... (اعراف : 11)
و در حقيقت شما را خلق كرديم ، سپس به صورتگرى شما پرداختيم ، آنگاه به فرشتگان گفتيم : براى آدم سجده كنيد....
آيا سجده ملائكه براى خصوص حضرت آدم عليه السّلام بود، يا بر تمام انسانها و حضرت آدم عليه السّلام به عنوان نمونه بوده است ؟
ج - سجده بر حضرت آدم عليه السّلام از باب نمونه و از آن جهت كه انسان است ، بوده ، چنانكه در روايت آمده است :
آدم كان قبله للملائكه (70) حضرت آدم عليه السّلام تنها قبله ملائكه بود.

و معناى آيه شريفه فوق اين است كه خداوند متعال انسان را خلق كرد، بعد او را صورت نگارى نمود، سپس به ملائكه فرمود: در برابر آدم سجده كنيد. البته مقصود از اين بعديت ، بعديت كلامى است ، نه زمانى .

66) بحار الانوار، ج 11، ص 188، روايت 45.
67) يعنى روزه گرفتن آن تشريعا مورد تكليف است ، و لى اگر از آن روز را روزه نگرفتيد، معلوم مى شود كه خداوند به اراده تكوينى اين كارها را اراده ننموده است .
68) براى اطلاع از اخبار رجعت ر، ك : بحارالانوار، ج 53، ص 39 145.
69) روايت وارده در رابطه با اينكه وقت مشخص (الوقت المعلوم ) كه خداوند تا آن هنگام به ابليس ‍ مهلت داده و در آن روز عمر ابليس سر مى رسد، چهار دسته است :
الف : روز قيامت حضرت مهدى 7، ر، ك : بحار الانوار، ج 24، ص 325، روايت 41، و ج 52، ص ‍ 376، روايت 178، و ج 63، ص 221، روايت 63، ص 254، روايت 119.
ب : در آخرين رجعت از رجعت هاى اميرالمؤ منين عليه السلام . ر،ك : بحار الانوار، ج 53، ص 42، روايت 12.
ج : روزى كه رسول خدا صلى اللاه عليه و آله و سلمّبليس را بر روس صخره بيت المقدس سر مى برد، ر، ك :
بحار الانوار، ج 11، ص 154، روايت 31، و ج 63، ص 244، روايت 96.
د: بعد از برپايى قيامت بين نفخ صور اول و دوم . ر، ك : بحار الانوار، ج 6، ص 328، روايت 10، و ج 11، ص 108، روايت 17، و ج 57، ص 367، روايت 4، و ج 99، ص 32، روايت 7.
مشكل اختلاف روايات با توجه به اينكه ظهور حضرت مهدى (عج ) و نيز رجعت نمونه اى از قيامت كبرى مى باشند، حل مى گردد.
70) ر، ك : وسائل الشيعه ، ج 6، ص 388، روايت 8256، و بحارالانوار، ج 57، ص 214، روايت 184، و ج 77، ص 301، روايت 6.



- نظرات (0)

نماز در شريعت حضرت ابراهيم

س 147- آيا حضرت ابراهيم على نبينا و آله و عليه السّلام نيز نماز مى خوانده است ؟
ج - بله ، حضرت ابراهيم عليه السّلام نيز نماز مى خوانده است .

س 148- خداوند مى فرمايد: و قالوا: كونوا هودا او نصارى تهتدوا، قل : بل ملة ابراهيم حنيفا، و ما كان من المشركين
و (اهل كتاب ) گفتند: يهودى يا مسيحى باشيد، تا هدايت يابيد، بگو: نه ، بلكه بر آيين ابراهيم حق گرا هستم ، و او از مشركان نبود.
آيا از جمله (بل مله ابراهيم حنيفا) مى توان استفاده كرد كه حضرت ابراهيم عليه السّلام بر حضرت موسى و عيسى عليهم السلام يك نوع فضيلت و برترى داشته است ؟
ج - فضيلت استفاده نمى شود. در دين حضرت ابراهيم عليه السّلام حج بود؛ چنانكه خداوند متعال مى فرمايد به او گفتيم كه اعلام كند: و اذن فى الناس بالحج ... (حج : 27)
و در ميان مردم براى اداى حج بانگ بر آور....
ولى دين حضرت موسى و عيسى عليه السّلام حج نداشت .


- نظرات (0)

شریعت درزمان حضرت ادم

آيا حضرت آدم عليه السّلام داراى دين و شريعت بود؟
ج - خير، دين و شريعت از زمان حضرت نوح عليه السّلام شروع شده است ، چنانكه آيه شريفه زير بيانگر آن است . خداوند سبحان مى فرمايد: شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا، والذى او حينا اليك ، و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى . (شورى : 13).
خداوند، تمام اديان و شريعتها را كه به حضرت نوح سفارش ، و به شما (پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ) وحى ، و به حضرت ابراهيم ، موسى و عيسى سفارش نموده ، همگى را براى شما (پيروان دين اسلام ) تشريع نموده است .
زيرا آيه در مقام امتنان به اين امت است و بيانگر آن است كه شريعت محمديه صلى اللّه عليه و آله و سلم جامع تمام شرايع گذشته است ، و اينكه شرايع الهى كه توسط وحى به مردم رسيد. عبارت است از شريعت حضرت نوح ، حضرت ابراهيم ، حضرت موسى ، حضرت عيسى عليهم السلام و حضرت محمد است . و از شريعت ديگرى هم مى بود ذكر مى شد تا جامعيت اين دين نسبت به آن نيز ثابت شود؛ و لازمه اين معنى آن است كه پيش از شريعت حضرت نوح عليه السّلام هيچ شريعتى (به معنى قوانين حاكم بر جامعه انسانى كه رافع اختلافات امور اجتماعى آنها باشد) نبوده است ؛ زيرا اولين شريعت در اين آيه شريفه (ما وصى به نوحا) است كه مقصود از آن همان شريعت حضرت نوح مى باشد.

- نظرات (0)