سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

14 داستان امام صادق

1. تلخى گوش و شورى آب چشم

ابن ابى ليلى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:

روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شديم ، حضرت به من فرمود: اين شخص كيست ؟

عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد، كه صاحب راءى و داراى نفوذ كلام است .

حضرت فرمود: آيا همان كسى است كه با راءى و نظريّه خود، چيزها را با يكديگر قياس مى كند؟

عرض كردم : بلى .

پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آيا مى توانى سرت را با ساير اعضاء بدن خود قياس نمائى ؟

نعمان پاسخ داد: خير.

حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آيا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ايمان باشد؟

جواب گفت : خير.

امام عليه السلام پرسيد: آيا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مايع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟

اظهار داشت : خير.

ابن ابى ليلى مى گويد: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدايت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بيان فرما تا بهره مند گرديم .

بنابراين حضرت صادق عليه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پيه و چربى آفريده است ؛ و چنانچه آن مايع شور مزّه ، در آن نمى بود پيه ها زود فاسد مى شد.

و همچنين خاصيّت ديگر آن ، اين است كه اگر چيزى در چشم برود به وسيله شورى آب آن نابود مى شود و آسيبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد
تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.

و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهميدن مزّه اشياء خواهد بود؛ و نيز به وسيله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سينه خارج مى گردد.

و امّا آن كلمه اى كه اوّلش كفر و آخرش ايمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، كه اوّل آن ((لا اله )) يعنى ؛ هيچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، يعنى ؛ مگر خداى يكتا و بى همتا.(1)

2. يك جهان در يك جسم

روزى يك نفر نصرانى به محضر مبارك امام جعفرصادق عليه السلام شرفياب شد و پيرامون تشكيلات و خصوصيّات بدن انسان سؤ ال هائى را مطرح كرد؟

امام جعفر صادق عليه السلام در جواب او اظهار داشت :

خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه تركيب كرده و آفريده است ، تمام بدن انسان داراى 246 قطعه استخوان ، و 360 رگ مى باشد.

رگ ها جسم انسان را سيراب و تازه نگه مى دارند، استخوان ها جسم را پايدار و ثابت مى دارند، گوشت ها نگه دارنده استخوان ها هستند، و عصب ها پى نگه دارنده گوشت ها مى باشند.

سپس امام عليه السلام افزود:

خداوند دست هاى انسان را با 82 قطعه استخوان آفريده است ، كه در هر دست 41 قطعه استخوان وجود دارد و در كف دست 35 قطعه ، در مچ دو قطعه ، در بازو يك قطعه ؛ و شانه نيز داراى سه قطعه استخوان مى باشد.

و همچنين هر يك از دو پا داراى 43 قطعه استخوان است ، كه 35 قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا؛ و يك قطعه در ران .

و نشيمن گاه نيز داراى دو قطعه استخوان مى باشد.

و در كمر انسان 18 قطعه استخوان مهره وجود دارد.

و در هر يك از دو طرف پهلو، 9 دنده استخوان است ، كه دو طرف 18 عدد مى باشد.

و در گردن هشت قطعه استخوان مختلف هست .

و در سر تعداد 36 قطعه استخوان وجود دارد.

و در دهان 28 عدد تا 32 قطعه استخوان غير از فكّ پائين و بالا، موجود است .

و معمولا انسان ها تا سنين بيست سالگى ، 28 عدد دندان دارند؛ ولى از سنين 20 سالگى به بعد تعداد چهار دندان ديگر كه به نام دندان هاى عقل معروف است ، روئيده مى شود.(2)

3. مرثيّه شاعر و اهميّت گريه

يكى از اصحاب نزديك امام جعفر صادق عليه السلام به نام زيد شحّام حكايت كند:

روزى به همراه عدّه اى در محضر پربركت آن حضرت بوديم ، يكى از شعراء به نام جعفر بن عفّان وارد شد و حضرت او را نزد خود فرا خواند و كنار خود نشانيد و فرمود: اى جعفر! شنيده ام كه درباره جدّم ، حسين عليه السلام شعر گفته اى ؟

جعفر شاعر پاسخ داد: بلى ، فدايت گردم .

حضرت فرمود: چند بيتى از آن اشعار را برايم بخوان .

همين كه جعفر مشغول خواندن اشعار در رثاى امام حسين عليه السلام شد، امام صادق عليه السلام به قدرى گريست كه تمام محاسن شريفش خيس ‍ گرديد؛ و تمام اهل منزل نيز گريه اى بسيار كردند.

سپس حضرت فرمود: به خدا قسم ، ملائكه مقرّب الهى در اين مجلس ‍ حضور دارند و همانند ما مرثيّه جدّم حسين عليه السلام را مى شنوند؛ و بر مصيبت آن بزگوار مى گريند.

آن گاه خطاب به جعفر بن عفّان نمود و اظهار داشت : خداوند تو را به جهت آن كه بر مصائب حسين سلام اللّه عليه ، مرثيّه سرائى مى كنى اهل بهشت قرار داد و گناهان تو را نيز مورد مغفرت و آمرزش خود قرار داد.

بعد از آن ، امام عليه السلام فرمود: آيا مايل هستى بيش از اين درباره فضيلت مرثيّه خوانى و گريه براى جدّم ، حسين عليه السلام ، برايت بگويم ؟

جعفر بن عفّان شاعر گفت : بلى ، اى سرورم .

حضرت فرمود: هركس درباره حسين عليه السلام شعرى بگويد و بگريد و ديگران را نيز بگرياند، خداوند او را مى آمرزد و اهل بهشت قرارش ‍ مى دهد.
(3)

4. كِشتى در درياى شيرين و سفيد

ابو جعفر طبرى به نقل از داود رقّى حكايت كند:

روزى وارد شهر مدينه شدم و منزل امام جعفر صادق عليه السلام رفتم به حضرتش سلام كرده و با حالت گريه نشستم ، حضرت فرمود: چرا گريان هستى ؟

عرض كردم : اى پسر رسول خدا! عدّه اى به ما زخم زبان مى زنند و مى گويند: شما شيعه ها هيچ برترى بر ما نداريد و با ديگران يكسان مى باشيد.

حضرت فرمود: آن ها از رحمت خدا محروم هستند و دروغ گو مى باشند.

سپس امام عليه السلام از جاى خود برخاست و پاى مبارك خود را بر زمين سائيد و اظهار نمود: به قدرت و اذن خداوند تبارك و تعالى ايجاد شو، پس ‍ ناگهان يك كشتى قرمز رنگ نمايان گرديد؛ و در وسط آن درّى سفيد رنگ و بر بالاى كشتى پرچمى سبز وجود داشت كه روى آن نوشته بود:

((لا إ له إ لاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ ولىّ اللّه ، يقتل القائم الا عداء، و يبعث المؤ منون ، ينصره اللّه )) يعنى ؛ نيست خدائى جز خداى يكتا، محمّد رسول خدا، علىّ ولى خداست ، قائم آل محمّد عليهم السلام دشمنان را هلاك و نابود مى گرداند و خداوند او را به وسيله ملائكه يارى مى نمايد.

در همين بين متوجه شدم كه چهار صندلى درون كشتى وجود دارد، كه از انواع جواهرات ساخته شده بود، پس امام صادق عليه السلام روى يكى از صندلى ها نشست و دو فرزندش حضرت موسى كاظم و اسماعيل را كنار خود نشانيد؛ و به من فرمود: تو هم بنشين . چون همگى روى صندلى ها نشستيم ؛ به كشتى خطاب كرد و فرمود: به امر خداوند متعال حركت كن .

پس كشتى در ميان آب دريائى كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر بود، حركت كرد تا رسيديم به سلسله كوه هائى كه از دُرّ و ياقوت بود؛ و سپس به جزيره اى برخورديم كه وسط آن چندين قبّه و گنبد سفيد وجود داشت و ملائكه الهى در آن جا تجمّع كرده بودند.

هنگامى كه نزديك آن ها رسيديم با صداى بلند گفتند: ياابن رسول الّله ! خوش آمدى .

بعد از آن ، حضرت فرمود: اين گنبدها و قبّه ها مربوط به آل محمّد، از ذريّه حضرت رسول صلوات الّله عليهم است ، كه هر زمان يكى از آن ها رحلت نمايد، وارد يكى از اين ساختمان ها خواهد شد تا مدّت زمانى را كه خداوند متعال تعيين و در قرآن بيان نموده است :

ثمّرددنالكم الكرّة عليهم واءمددناكم با موال وبنين وجعلناكم اءكثرنفيرا(4) يعنى ؛ شما اهل بيت رسالت را مرتبه اى ديگر به عالم دنيا باز مى گردانيم ... .

و بعد از آن ، دست مبارك خود را درون آب دريا كرد و مقدارى درّ و ياقوت بيرون آورد و به من فرمود: اى داود! چنانچه طالب دنيا هستى اين جواهرات را بگير.

عرضه داشتم : ياابن رسول الله ! من به دنيا رغبت و علاقه اى ندارم ، پس ‍ آن ها را به دريا ريخت و سپس مقدارى از شن هاى كف دريا را بيرون آورد كه از مُشك و عَنبر خوشبوتر بود؛ و چون همگى ، آن را استشمام كرديم به دريا ريخت ؛ و بعد از آن فرمود: برخيزيد تا به اميرالمؤ منين علىّ بن ابى طالب ، ابو محمّد حسن بن على ، ابو عبدالله حسين بن علىّ، ابو محمّد علىّ بن الحسين و ابو جعفر محمّد ابن علىّ سلام كنيم .

پس به امر حضرت برخاستيم و حركت كرديم تا به گنبدى در ميان گنبدها رسيديم و حضرت پرده اى را كه آويزان بود بلند نمود پس اميرالمؤ منين امام علىّ عليه السلام را مشاهده كرديم كه در آنجا نشسته بود، بر حضرتش سلام كرديم .

سپس وارد قبّه اى ديگر شديم و امام حسن مجتبى عليه السلام را ديديم و سلام كرديم ، تا پنج گنبد و قبّه رفتيم و در هر يك امامى حضور داشت تا آخر، كه امام محمّد باقر عليه السلام بود و بر يكايك ايشان سلام كرديم .

بعد از آن ، حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم فرمود: به سمت راست جزيره نگاه كنيد، همين كه نظر كرديم چند قبّه ديگر را ديديم كه بدون پرده بود، پس عرضه داشتم : ياابن رسول الله ! چطور اين قبّه ها بدون پرده است ؟!

در پاسخ اظهار نمود: اين ها براى من و ديگر امامان بعد از من خواهد بود؛ و سپس فرمود: به ميان جزيره توجّه نمائيد؛ و چون دقّت كرديم گنبدى رفيع و بلندتر از ديگر قبّه ها را ديديم كه وسط آن تختى قرار داشت .

بعد از آن امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اين قبّه مخصوص قائم آل محمّد عليهم السلام است ؛ و سپس فرمود: آماده باشيد تا بازگرديم ، و كشتى را مخاطب قرار داد و فرمود: به قدرت و امر خداوند متعال حركت كن ، پس ناگهان بعد از لحظاتى در همان محلّ قرار گرفتيم .(5)

 

5. ميهمان خراسانى و تنور آتش

ماءمون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:

در منزل آن حضرت بودم ، كه شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت :

ياابن رسول اللّه ! شما بيش از حدّ عطوفت و مهربانى داريد، شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است كه قيام نمى كنيد و حقّ خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمى گيريد، با اين كه بيش از يك صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداكارى در ركاب شما هستند؟!

امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش ، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به يكى از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن .

همين كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراسانى خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشين .

سهل خراسانى گفت : اى سرور و مولايم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان ، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده ، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد.

در همين لحظات شخص ديگرى به نام هارون مكّى - در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام كرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه عليه ، پس از جواب سلام ، به او فرمود: اى هارون ! كفش هايت را زمين بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشين .

هارون مكّى كفش هاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى ، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاى آتش نشست .
آن گاه امام عليه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاكره و صحبت شد و پيرامون وضعيّت فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى و ديگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن كه مدّت ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است .

پس از گذشت ساعتى ، حضرت فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است .

همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتش ها نشسته است ، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.

بعد از آن ، حضرت خطاب به سهل خراسانى كرد و اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص - هارون كه مطيع ما مى باشد - پيدا مى شود؟

سهل پاسخ داد: هيچ ، نه به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد.

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم .(6)

6. آمرزش گناه دوست و مخالف

مرحوم راوندى در كتاب خرايج و جرائح خود آورده است :

امام محمّد باقر به همراه فرزندش امام جعفر صادق عليهما السلام جهت انجام مراسم حجّ وارد مكّه مكّرمه شدند.

در مسجدالحرام نزديك كعبه الهى نشسته بودند، كه شخصى وارد شد و اظهار داشت : سؤ الى دارم ؟

امام باقر عليه السلام فرمود: از فرزندم ، جعفر سؤ ال كن .

آن مرد خطاب به حضرت صادق عليه السلام كرد و گفت : سؤ الى دارم ؟

حضرت فرمود: آنچه مى خواهى سؤ ال كن .

آن مرد گفت : تكليف كسى كه گناهى بزرگ مرتكب شده است ، چيست ؟

حضرت فرمود: آيا در ماه مبارك رمضان از روى عمد و بدون عذر روزه خوارى نموده است ؟

گفت : گناهى بزرگ تر انجام داده است .

حضرت فرمود: آيا در ماه مبارك رمضان زنا كرده است ؟

آن مرد اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! گناهى بزرگ تر از آن را مرتكب شده است .

حضرت فرمود: آيا شخص بى گناهى را كشته است ؟

گفت : از آن هم بزرگ تر.

پس از آن صادق آل محمّد عليهم السلام فرمود: چنانچه آن از شيعيان و دوستداران اميرالمؤ منين امام علىّ عليه السلام باشد، بايد به زيارت كعبه الهى برود و توبه نمايد؛ و سپس قسم ياد كند كه ديگر مرتكب چنان گناهى نشود؛ ولى اگر از مخالفين و معاندين باشد راه پذيرش توبه براى او نيست .

آن مرد گفت : خداوند، شما فرزندان فاطمه زهراء عليها السلام را مورد رحمت خويش قرار دهد، من اين چنين جوابى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز شنيده ام .
بعد از آن ، از محضر مقدّس آن بزرگواران خداحافظى كرد و رفت .

امام محمّد باقر عليه السلام به فرزندش فرمود: همانا اين شخص ، حضرت خضر عليه السلام بود، كه خواست تو را به مردم معرّفى نمايد.(7)

7. عدالت در علاقه و محبّت زنان

روزى ابن ابى العوجاء از هشام بن حكم - كه هر دو از شاگردان امام جعفر صادق عليه السلام هستند، پرسيد: آيا خداوند متعال حكيم و به همه امور و مسائل دانا است ؟
پاسخ داد: آرى ، او حكيم ترين و داناترين حكيمان و عالمان است .

پرسيد: آيه قرآن فانكحوا ماطاب لكم من النّساء مثنى و ثلاث و رباع فإ ن خفتم ...(8) كه مى فرمايد: آنچه از زنان مورد علاقه شما قرار گيرد مى توانيد تا چهار زن ازدواج نمائيد و اگر نتوانستيد بين آن ها عدالت نمائيد، به يك نفر اكتفا كنيد، آيا ضرورى و حتمى است ؟

هشام گفت : بلى ، سپس پرسيد: پس اين آيه قرآن ولن تستطيعوا اءن تعدلوا بين النّساء...(9) كه مى فرمايد: هرگز نخواهيد توانست بين زنان به عدالت رفتار نمائيد، آيا با آيه قبل منافات ندارد؟

اگر خداوند، حكيم است ؛ پس چرا دو سخن مخالف و ضدّ يكديگر در يك موضوع ايراد مى نمايد؟

هشام از دادن پاسخ صحيح ساكت ماند؛ و سريع به سمت منزل امام صادق عليه السلام حركت نمود و چون به مدينه رسيد و بر آن حضرت وارد گرديد، امام عليه السلام فرمود: چه عجب ، الا ن كه موقع حجّ نيست ، چطور اين جا آمده اى ؟!

هشام گفت : به جهت يك مشكل علمى كه ابن ابى العوجاء از من سؤ ال نمود و نتوانستم جواب آن را بگويم ، به حضور شما آمدم ؛ و سپس داستان را به طور مشروح براى حضرت تعريف كرد.

حضرت فرمود: در رابطه با آيه اوّل ، مقصود مصارف و مخارج زن مى باشد يعنى اگر امكانات مالى برايتان فراهم بود و مايل بوديد، مى توانيد تا چهار زن را ازدواج نمائيد؛ وگرنه بيش از يكى حقّ نداريد.

و امّا نسبت به دوّمين آيه قرآن ، مقصود علاقه و محبّت است ، كه امكان ندارد مردى نسبت به تمام همسران خود يك نوع ابراز علاقه و محبّت داشته باشد.
بنابراين در اين جهت ، رعايت عدالت امكان ندارد، برخلاف آيه اوّل كه امكان عدالت هست و مى توان براى هر كدام يك نوع لباس ، منزل ، خوراك و... تهيّه و در اختيار آن ها قرار داد.

بعد از آن هشام از حضرت صادق عليه السلام خداحافظى كرد و چون نزد ابن ابى العوجاء آمد و جواب حضرت را بازگو نمود، ابن ابى العوجاء گفت : به خدا قسم ! اين جواب از خودت نمى باشد.(10)

 

8. اهمّيت ديدار خويشاوندان

مرحوم شيخ طوسى در كتاب خود حكايت نموده است :

روزى منصور دوانيقى امام صادق عليه السلام را به دربار خود احضار كرد، هنگامى كه حضرت وارد شد، كنار منصور - كه برايش محلّى در نظر گرفته شده بود - نشست .

پس از آن ، منصور دستور داد تا فرزندش مهدى را بياورند؛ و چون آمدن مهدى مقدارى به تاءخير افتاد، منصور با تهديد گفت : چرا مهدى نيامد؟

اطرافيان در پاسخ گفتند: همين الا ن خواهد آمد.

هنگامى كه مهدى وارد مجلس شد، خود را آراسته و خوشبو كرده بود؛ منصور خطاب به امام صادق عليه السلام كرد و اظهار داشت :

ياابن رسول اللّه ! حديثى را پيرامون ديدار و رسيدگى به خويشان برايم گفته اى ، دوست دارم آن حديث را تكرار فرمائى تا فرزندم ، مهدى نيز بشنود.

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم فرمود: اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چنانچه مردى با يكى از خويشان خود صله رحم نمايد و از عمرش سه سال بيشتر باقى نباشد، خداوند متعال آن را به مدّت سى سال طولانى مى نمايد؛ و اگر قطع صله رحم نمود و سى سال از عمرش باقى بود، خداوند آن را سه سال مى گرداند.

منصور گفت : اين حديث خوب بود؛ ولى قصد من آن نبود، حضرت فرمود: بلى ، پدرم از اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام و او از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت نمود: صله رحم سبب عمران و آبادى خانه و زندگى است ؛ و نيز موجب افزايش عمر خواهد بود، گرچه از خوبان نباشد.

منصور گفت : اين خوب بود، ولى منظورم حديث ديگرى است .

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: پدرم باقرالعلوم از پدرش زين العابدين و او از پدرش سيّدالشّهداء، از اميرالمؤ منين علىّ عليهم السلام و او از رسول خدا صلى الله عليه و آله حديثى را نقل كرده است ، كه فرمود:

صله رحم بازخواست شب اوّل قبر و محاسبات قيامت را آسان مى گرداند؛ و دل مرده را با از بين بردن كينه ها و حسادت ها و ناراحتى ها زنده و شاداب مى نمايد.
در اين هنگام منصور گفت : آرى ، منظورم همين حديث بود.(11)

9. فضيلت ميهمان بر ميزبان

محمّد بن قيس حكايت كند:

روزى در محضر مبارك امام جعفر صادق عليه السلام نام گروهى از مسلمانان به ميان آمد و من گفتم : سوگند به خدا، من شب ها شام نمى خورم ، مگر آن كه دو يا سه نفر از اين افراد با من باشند؛ و من آن ها را دعوت مى كنم و مى آيند در منزل ما غذا مى خورند.

امام صادق عليه السلام به من خطاب كرد و فرمود: فضيلت آن ها بر تو بيشتر از فضيلتى است ، كه تو بر آن ها دارى .

اظهار داشتم : فدايت شوم ، چنين چيزى چطور ممكن است ؟!

در حالى كه من و خانواده ام خدمتگذار و ميزبان آن ها هستيم ؛ و من از مال خودم به آن ها غذا مى دهم ؛ و پذيرائى و انفاق مى نمايم !!

حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون هنگامى كه آن ها بر تو وارد مى شوند، از جانب خداوند همراه با رزق و روزى فراوان ميهمان تو مى گردند و زمانى كه خواستند بيرون بروند، براى تو رحمت و آمرزش به جا خواهند گذاشت .(12)

10. چاره جوئى قبل از حادثه

قتبه اعشى - كه يكى از دوستان امام صادق جعفر عليه السلام - است ، گويد:

روزى از روزها يكى از كودكان آن حضرت مريض شده بود، و من به قصد عيادتش حركت كردم ، حضرت را جلوى منزلش اندوهگين و غمناك ديدم .

عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! فدايت شوم ، حال فرزندت چگونه است ؟

حضرت فرمود: با همان حالتى كه بوده است ، هنوز مريضى و ناراحتى او بر همان حالت ادامه دارد.

بعد از آن ، حضرت سريع به داخل منزل خود رفت ؛ و چون ساعتى گذشت از منزل بيرون آمد در حالتى كه چهره اش باز و غم و اندوه در آن حضرت احساس نمى شد.
فكر كردم كه بحمداللّه حال كودك بهبود يافته است ، لذا سؤ ال كردم : اى مولايم ! بفرمائيد حال كودك چگونه است ؟

فرمود: راهى را كه مى بايست برود، رفت .

عرض كردم : قربانت گردم ، در آن هنگامى كه كودك زنده و مريض حال بود، شما را غمگين و محزون مشاهده كردم ؛ ولى اكنون كه او وفات يافت ، شما را در حالتى ديگر مشاهده مى كنم ؟!

حضرت فرمود: اى قتبه ! ما خانواده اى هستيم كه قبل از ورود بلا و مصيبت چاره انديشى مى نمائيم ؛ ولى زمانى كه مصيبت اتفاق افتاد و واقع گرديد تسليم قضا و قدر الهى مى باشيم و راضى به رضاى او هستيم ، بنابر اين ديگر ناراحتى و اندوه معنائى ندارد.(13)

و به دنباله همين روايت آمده است ، كه حضرت فرمود: ما اهل بيت رسالت ، همچون ديگران دوست داريم كه خود و خانواده و اموالمان سالم باشد؛ امّا هنگامى كه اراده خداوند و قضا و قدر او فرا رسد، تسليم امر حقّ گشته و راضى به مشيّت الهى او هستيم .

11. گناه بى اعتنائى سواره

طبق روايتى كه در كتاب هاى معتبر وارد شده است :

در يكى از سال ها امام صادق عليه السلام به همراه بعضى از اصحاب و دوستان خود، براى انجام مناسك حجّ خانه خدا، به سوى مكّه معظّمه حركت كردند.

در مسير راه ، جهت استراحت در محلّى فرود آمدند، آن گاه حضرت به بعضى از افراد حاضر فرمود: چرا شما ما را سبك و بى ارزش ‍ مى كنيد؟

يكى از افراد - كه از اهالى خراسان بود و در آن مجلس حضور داشت - از جا برخاست و گفت : ياابن رسول اللّه ! به خداوند پناه مى بريم از اين كه خواسته باشيم به شما بى اعتنائى و توهينى كرده و يا دستورات شما را عمل نكرده باشيم .

حضرت صادق عليه السلام فرمود: چرا، تو خودت يكى از آن اشخاص ‍ هستى .

آن شخص گفت : پناه به خدا، من هيچ جسارت و توهينى نكرده ام .

حضرت فرمود: واى بر حالت ، در بين راه كه مى آمدى در نزديكى جُحفه ، تو با آن شخصى كه مى گفت : مرا سوار كنيد و با خود ببريد، چه كردى ؟

و سپس حضرت افزود: سوگند به خدا، تو براى خود كسر شاءن دانستى ؛ و حتّى سر خود را بالا نكردى ؛ و او را سبك شمردى و با حالت بى اعتنائى از كنار او رد شدى .

و سپس حضرت در ادامه فرمايش خود افزود: هركس به يك فرد مؤ من بى اعتنائى و بى حرمتى كند، در حقيقت نسبت به ما بى اعتنائى كرده است ؛ و حرمت و حقّ خدا را ضايع كرده است .(14)

12. كنار هر نفر يك نان

مُعلّى بن خُنيس - كه يكى از اصحاب امام جعفر صادق عليه السلام و از راويان حديث است - حكايت كند:

در شبى تاريك و بارانى امام صادق عليه السلام از منزل خارج شد و به سوى محلّه بنى ساعده روانه گشت ، من نيز به دنبال آن حضرت حركت كردم .

در بين راه ، چيزى از دست آن حضرت روى زمين افتاد، فرمود: خداوندا! آن را به ما باز گردان .

من جلو رفتم و سلام كردم ، حضرت پس از جواب سلام ، اظهار داشت : مُعلّى هستى ؟

عرض كردم : بلى ، فدايت شوم .

فرمود: در همين دور و بر دقّت كن و دستى روى زمين بكش ، اگر چيزى پيدا كردى ، آن را بردار و به من بده .

مُعلّى گويد: مقدارى تفحّص كردم و روى زمين را جستجو نمودم تا آن كه زنبيلى را يافتم كه داخل آن نان بود، آن را برداشتم و تحويل امام صادق عليه السلام دادم و عرض كردم : اى مولاى من ! اجازه بفرمائيد من آن را حمل كنم و همراه شما بياورم ؟

حضرت فرمود: خير، من خودم براى اين امر سزاوارترم ؛ وليكن اگر مايل باشى مى توانى با من همراهى كنى .

مُعلّى گفت : من نيز همراه امام صادق عليه السلام حركت كردم تا آن كه به محلّه بنى ساعده رسيديم ، افرادى را در آن جا ديدم كه خوابيده بودند.

حضرت به هر يك از آن افراد كه مى رسيد، يك قرص نان از درون زنبيل برداشته و كنار او مى گذاشت ؛ و به همين منوال تا آخرين نفر به هر كدام يك قرص نان داد؛ و سپس با هم برگشتيم .

در بين راه ، به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! آن ها كه متوجّه نشدند و شما را نشناختند؟!

فرمود: خير، اگر مى خواستم متوجّه شوند، بايد نمك هم برايشان مى آوردم ؛ و سپس افزود: خداوند امور همه چيزها را از جهت محاسبه ، در اختيار ملائكه قرار داده است مگر صدقه را، كه مستقيما خودش آن را تحويل مى گيرد و مورد محاسبه و پاداش قرار مى دهد.

پس از آن فرمود: پدرم امام محمّد باقر عليه السلام هرگاه صدقه اى به فقير مى داد، آن را در دست فقير مى گذاشت و دست خود را مى بوسيد؛ چون صدقه قبل از آن كه به دست سائل و فقير برسد، مورد توجّه خداوند قرار خواهد گرفت .(15)

13. بخشنده و مخلص گمنام

ابوجعفر خثعمى - كه يكى از اصحاب امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت كند:

روزى حضرت صادق عليه السلام كيسه اى كه مقدار پنجاه دينار پول در آن بود، تحويل من داد و فرمود: اين ها را تحويل فلان سيّد بنى هاشم بده ؛ و به او نگو توسّط چه كسى ارسال شده است .

خثعمى گويد: هنگامى كه نزد آن شخص تهى دست رسيدم و كيسه پول را تحويل او دادم ، پرسيد: اين پول از طرف چه كسى براى من فرستاده شده است ؟!
و سپس گفت : خداوند جزاى خيرش دهد. صاحب اين كيسه ، هر چند وقت يك بار، مقدار پولى را براى ما مى فرستد و ما زندگى خود را با آن تاءمين و سپرى مى كنيم ؛ وليكن جعفر صادق با آن همه ثروتى كه دارد، توجّهى به ما ندارد و چيزى براى ما نمى فرستد، و هرگز به ياد ما فقراء نيست .(16)

(معناى داشتن اخلاص و رياكار نبودن همين است ، كه انسان نزد خداوند شناخته شود، نه اين كه براى خدا شريك قرار دهد).

همچنين آورده اند:
شخصى خدمت امام جعفر صادق عليه السلام شرفياب شد و به حضور حضرتش عرضه داشت : ياابن رسول اللّه ! پسرعمويت به شما ناسزا گفته است و نسبت به شما بدگوئى مى كند.

پس از آن كه آن شخص سخن چين حرفش تمام شد، حضرت به كنيز خود فرمود تا اندكى آب ، براى وضو بياورد؛ و چون وضو گرفت و شروع به خواندن نماز نمود، آن مرد گمان كرد كه حتما حضرت صادق عليه السلام براى پسرعمويش نفرين خواهد كرد؛ ولى برخلاف تصوّر او، هنگامى كه امام عليه السلام دو ركعت نماز خواند، دست به دعا برداشت و براى پسرعموى خود چنين دعا نمود:

اى پروردگار من ! اين حقّ من است و من او را بخشيدم ؛ و تو جود و كرمت از من بيشتر مى باشد، او را ببخش و به واسطه اين عملش مجازاتش مگردان ، با شنيدن اين دعا تعجّب آن مرد سخن چين برانگيخته شد؛ و با شرمندگى از جاى خود برخاست و رفت .(17)

14.پيش بينى از فرقه اسماعيليّه
زرارة بن اعين حكايت كند:

روزى به منزل امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم ، فرزندش حضرت موسى كاظم عليه السلام را در كنارش ديدم و جلوى ايشان جنازه اى - كه روى آن پوشيده بود - قرار داشت .

امام صادق عليه السلام فرمود: داود رقّى ، حمران و ابو بصير را بگو كه نزد من آيند.

در همين بين مفضّل بن عمر - دربان حضرت - وارد شد و من براى انجام ماءموريّت بيرون رفتم ؛ و پس از ساعتى به همراه آن افراد حضور امام عليه السلام بازگشتم و مردم مرتّب به منزل حضرت رفت و آمد مى كردند.

امام صادق عليه السلام جلو آمد و در حضور جمعيّت - كه حدود سى نفر بودند - خطاب به داود رقّى كرد و فرمود: پارچه را از روى صورت فرزندم ، اسماعيل برطرف نما.
سپس اظهار داشت : اى داود! اسماعيل زنده است ، يا مرده ؟

داود پاسخ داد: او مرده است .

بعد از آن ، افراد يكى پس از ديگرى مى آمدند و صورت اسماعيل را مى ديدند و حضرت همان سؤ ال را از آنان مى پرسيد؛ و آنان مى گفتند: او مرده و از دنيا رفته است .

آن گاه حضرت فرمود: خدايا! تو شاهد بر اقرار اين افراد باش ؛ و سپس ‍ دستور داد تا جنازه اسماعيل را غسل داده و كفن نمايند.

و چون فارغ شدند، فرمود: اى مفضّل ! صورتش را باز كن و پس از آن سؤ ال نمود: آيا او مرده است ، يا زنده ؟

و مفضّل گفت : او مرده است ، حضرت اظهار داشت : خداوندا! تو شاهد باش .

و سپس جنازه را جهت دفن حمل كردند؛ و هنگامى كه جنازه را در قبر نهادند، امام عليه السلام جلو آمد و به مفضّل فرمود: صورتش را باز كن تا تمام افراد ببينند كه او زنده است ، يا مرده ؟

و همگى شهادت دادند بر اين كه او مرده است .

آن گاه حضرت همچنين فرمود: خداوندا! تو شاهد بر گفته آن ها باش ، اى افراد حاضر! شاهد و گواه باشيد كه به زودى گروهى به وسيله اسماعيل راه باطل را برگزينند و گويند كه او زنده است ؛ و امام و پيشوا خواهد بود.

آنان بدين وسيله مى خواهند نور خدا را خاموش كنند و در مقابل خليفه و حجّت خدا يعنى ؛ فرزندم ، موسى كاظم موضع بگيرند، وليكن خداوند متعال نور خويش را به اتمام مى رساند، گرچه مشركان و بدخواهان نخواسته باشند.

و همين كه خاك ها را داخل قبر ريختند، حضرت جلو آمد و اظهار داشت : چه كسى درون اين قبر زير خاك پنهان گشت ؟

همگى گفتند: ياابن رسول اللّه ! فرزند شما اسماعيل بود، كه پس از غسل و كفن در اين قبر دفن گرديد.

و در پايان مراسم تدفين ، براى آخرين بار حضرت فرمود: خدايا! تو شاهد و گواه باش ؛ و سپس دست حضرت موسى كاظم عليه السلام را گرفت و اظهار داشت : اين فرزندم خليفه بر حقّ است ، بدانيد كه حقّ با او و نيز او با حقّ است ؛ و حقّ از نسل او خواهد بود تا هنگامى كه وارث زمين - يعنى ولىّ عصر، امام زمان (عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف )، آشكار گردد.(18)


ادامه مطلب - نظرات (0)

معماهای متفرقه مربوط به قرآن

1. قرآن كريم طي مدت چند سال بر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ نازل شده است؟
2. نخستين كسي كه قرآن را اعراب گذاري كرد چه كسي بود؟
3. چاپ قرآن براي نخستين بار در ايران در چه سالي انجام شد؟
4. «زينت قرآن» چيست؟
5. اولين گردآورندة قرآن چه كسي بود؟
6. كدام كتاب به «اخ القرآن» (برادر قرآن) معروف است؟
7. كداميك از امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ بود كه خوش صداترين مردمان در قرائت قرآن بود؟
8. اولين كتاب تفسير قرآن تأليف چه‌كسي بود؟
9. نخستين شخصي كه علم تجويد قرآن را به رشتة تحرير درآورد كه بود؟
10. «بهار قرآن» چيست؟
11. كدام كتاب به « اخت القرآن» (خواهر قرآن) معروف است؟
12. نخستين مفسر قرآن چه‌كسي بود؟
13. اولين كسي كه قرآن را نقطه گذاري كرد كه بود؟
14. آن چيست كه سرمايه دين است؟
15. چند تن از شاعران ايراني در كودكي حافظ كل قرآن بوده‌اند؟
16. اولين شخصي كه در مكه به صورت علني قرآن خواند كه بود؟
17. آن چيست كه بهترين ذكرهاست؟
18. خداوند متعال توصيه فرموده‌اند قرآن را بيشتر به چه سبك و صورت بخوانيد؟
19. نخستين كسي كه در زمان حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ يكي از سوره‌هاي قرآن را به زبان فارسي ترجمه كرد كه بود؟
20. نام چند «كتاب مقدس» در قرآن آمده است؟
21. اولين كسي كه در صدر اسلام قرآن نويسي كرد كه بود؟
22. كدام عبادت است كه انجام و ترك آن حرام است؟
23. اولين شخصي كه در «قرائت قرآن كريم» كتاب نوشت كه بود؟
24. به چه كساني «قراءسبعه» مي‌گويند؟
25. كدام زن بود كه حافظ قرآن بود و مدت بيست سال تمام جز آيات قرآن حرف ديگري بر زبانش جاري نشد و با مردم نيز به وسيله آيات قرآن سخن گفت؟
26. «وقف غفران» چيست و چند مورد مي‌باشد؟
27. نخستين شخصي كه خط نسخ را ابتكار كرد، و قرآن كريم با اين خط نوشته شد كه بود و اين امر در چه زماني صورت گرفت؟
28. نخستين قاري مصري كه نشان درجه اول فنون و علوم قرآني را كسب كرد چه كسي بود
29. كدام يك از قاريان ايران براي اولين بار در مسابقات بين المللي قرائت قرآن به مقام نخست رسيد؟
30. قرائت قرآن كريم چند مرحله دارد، آنها را نام ببريد؟
31. اولين شخصي كه قرائت هاي مختلف را در هفت قرائت مختلف منحصر ساخت كه بود؟
32. قرآن كريم براي اولين بار در چه زماني و در كجا به چاپ رسيد؟
33. اولين كسي كه قرآن را به زبان فرانسوي ترجمه كرد كه بود؟
34. كدام كشور اسلامي براي نخستين بار اقدام به چاپ قرآن كرد؟
35. اولين كسي كه قرآن را به زبان آلماني ترجمه كرد كه بود؟
36. ترجمه كامل قرآن به زبان انگليسي براي اولين بار توسط چه كسي صورت گرفت؟
37. اولين قاري قرآن كريم كه قرآن را به صورت ترتيل خوانده چه نام دارد؟
38. اولين كسي كه قرآن را به زبان اسپانيايي ترجمه كرد كه بود؟
39. اشخاصي كه به گرد آوري قرآن كريم در زمان رسول گرامي اسلام (ص) اقدام كردند چه نام دارند؟
40. ‌«ابوالاسود دوئلي» شاگرد كدام امام (ع) بوده است؟
41. «علائم وقف در قرآن» توسط چه كسي وضع شده است؟
42. كتاب «تفسير الميزان» تأليف چه كسي است؟
43. كتاب «تفسير نور الثقلين» تأليف چه كسي است؟
44. «دعاي پيش از خواندن قرآن» از كدام يك از معصومين نقل شده است؟
45. «تفسير مجمع البيان» توسط چه كسي تفسير و تأليف شده است؟
46. «دعاي ختم قرآن» از كدام يك از معصومين نقل شده است؟
47. اولين شخصي كه در «آيات الاحكام» كتاب نوشت كه بود؟
پاسخ‎ها:
1. قرآن طي مدت «23 سال» بر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ نازل شده است.
2. «ابوالأسود دوئلي» اولين كسي بود كه قرآن را اعراب گذاري كرد.
3. قرآن كريم براي نخستين بار در ايران در سال «1246 هجري قمري» در دورة قاجاريه با چاپ حروفي منتشر شد.
4. زينت قرآن «صوت زيباست».
5. اولين گردآورنده قرآن «حضرت علي ـ عليه السلام ـ »‌ است.
6. «نهج البلاغه» به برادر قرآن(اخ القران) معروف است.
7. «امام سجاد ـ عليه السلام ـ » خوش صداترين مردمان در قرآئت قرآن بود.
8. اولين كتاب تفسير قرآن تأليف «سعيد بن جبير» است.
9. نخستين شخصي كه علم تجويد را به رشته تحرير در آورد «ابو عبيد قاسم بن سلام» بود.
10. «ماه مبارك رمضان» بهار قرآن است.
11. «صحيفه سجاديه» به خواهر قرآن(اخت القران) معروف است.
12. نخستين مفسر قرآن «حضرت علي ـ عليه السلام ـ بود.
13. نخستين شخصي كه قرآن را نقطه گذاري كرد «ابوالاسود دوئلي» بود.
14. قرآن كريم «سرمايه دين» است.
15. سه تن ازشاعران ايراني كه در كودكي و نوجواني حافظ قرآن بوده‌اند عبارتند از: 1. رودكي، 2. حافظ، 3. ناصر خسرو».
16. «عبدالله بن مسعود» اولين شخصي بودكه در مكه به صورت علني قرآن خواند.
17. قرآن مجيد بهترين ذكرها است.
18. حضرت حق توصيه فرموده‌اند كه قرآن را به صورت «ترتيل» بخوانيد.
19. كتاب‌هايي كه در ماه مبارك رمضان نازل شده‌اند عبارتند از: «انجيل، تورات، زبور، صحف و قرآن كريم».
20. «سلمان فارسي» اولين شخصي بود كه سوره حمد را به زبان فارسي ترجمه كرد.
21. كتاب‌هاي مقدسي كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: «قرآن، انجيل، تورات، زبور، صحف ابراهيم و صحف موسي».
22. نماز انسان مست كه در «آيه 43سوره نساء» انسان مست را از نماز خواندن نهي مي‌كند(همانگونه كه نماز برآنشخص مكلف واجب است،درآنحال خواندن نماز بر او جايز نيست).
23. «ابان بن تغلب» كه يكي از شاگردان امام سجاد ـ عليه السلام ـ بود اولين شخصي بود كه در قرائت قرآن كريم كتاب نوشت.
24. به هفت نفر از معروف‌ترين راويان قرآن كريم قراء سبعه مي‌گويند كه عبارتند از: 1. عاصم بن ابي نجود كوفي 2. ابن كثير مكّي 3. ابوعمرو بفثري 4. نافع مدني 5. حمزه كوفي 6. كسائي كوفي 7. ابن عامر.
ذكر اين مطلب نيز خالي از لطف نيست كه در ايران قرآن‌ها به نقل از «حفص» از «عاصم بن ابي نجود كوفي» نوشته مي‌شود.
25. اين خانم «خادمه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ » (فضه عالمه) بود.
26. (وقف غفران) در قرآن كريم «15 مورد» مي‌باشند و علت نيز اين است كه رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت در بعضي آيات وقف نموده و براي مغفرت بندگان خدا دعا مي‌كردند لذا از اين رو آن وقف‌ها را وقف غفران ناميده‌اند.
27. «ابوعلي محمد بن علي بن حسين مُقْلة اثنا عشري» در سال 310 قمري خط نسخ را ابتكار كرد و به سبب آساني و زيبايي كه داشت بلافاصله جايگزين خط كوفي شد.
28. «استاد محمود خليل الحُصري» اولين قاري مصري بود كه اين نشان را دريافت كرد.
29. اولين قاري ايراني كه در مسابقات بين المللي قرائت قرآن مقام اول را از آن خود كرد آقاي «عباس سليمي» بوده در سال 1358 در كشور مالزي به اين مقام رسيد.
30. قرائت قرآن چهار مرحله دارد: 1. ترتيل، 2. تحقيق، 3. تحدير، 4. تدوير.
31. «ابوبكر بن احمد بن موسي» بود كه در قرن سوم هجري به اين كار اقدام نمود.
32. قرآن كريم براي اولين بار در سال 1694 ميلادي برابر با 1105 قمري به اهتمام «ابراهام انكلمان» با مقدمه‌اي به زبان لاتين در هامبورگ منتشر شد.
33. «آندره دوريه» بود كه در سال 1347 ميلادي اقدام به اين كار كرد.
34. اولين كشور اسلامي كه اقدام به چاپ قرآن كرد «ايران» بود.
35. «سولومون شوايگر».
36. «الكساندر روس اسكاتلندي».
37. «استاد محمود خليل الحُصري» اولين شخصي است كه قرآن را به صورت ترتيل خواند.
38. «ابراهام طليطله‌اي».
39. اشخاصي كه به گردآوري قرآن در زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ اقدام كردند عبارتند از: علي ابن ابيطالب ـ عليه السلام ـ ، معاذ بن جبل، زيد بن ثابت، اُبَيّ بن كعب و ابو زيد ثابتبن زيد بن نعمان.
40. ابو الاسود دوئلي شاگرد حضرت علي ـ عليه السلام ـ » بوده است.
41. علائم وقف توسط «شيخ عبدالله سجاوندي» كه يكي از قرّاء اهل سنت مي‌باشد وضع شده است.
42. كتاب «تفسير الميزان» تأليف علامة بزرگوار طباطبائي است.
43. كتاب «تفسير النور الثقلين» توسط «شيخ عبدالعلي بن جمعه» تأليف و تفسير شده است.
44. حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ .
45. اين كتاب توسط «فضل بن حسن طبرسي» تفسير و تأليف شده است.
46. «دعاي ختم قرآن» از امام صادق ـ عليه السلام ـ » نقل شده است.
47. محمد بن سائب كلبي اولين شخصي بود كه كتاب «آيات الاحكام» نوشت.


- نظرات (0)

معماهای شخصیت‌ها،‌اصحاب، قبایل، حیوانات،‌مكان‌ها و...

 1. «لقمان حكيم» چند بار نامش در قرآن آمده است؟
2. در قرآن كريم چند بار به نام «قوم بني اسرائيل» اشاره شده است؟
3. «بت‌هايي» كه نامشان در قرآن آمده را نام ببريد؟
4. «ستمگراني»كه نامشان در قرآن آمده را نام ببريد.
5. چه تعداد از سوره‌هاي قرآن به نام حيوانات، است؟
6. «قبايلي» كه نام آنها در قرآن آمده را نام ببريد.
7. نام «جبرئيل» چند بار در قرآن آمده است؟
8. فرعون دركجا به هلاكت رسيد؟
9. كدام «حيوان» نمرود را به هلاكت رساند؟
10. نام «ابليس» در قرآن چند بار آمده است؟
11. پرندگاني كه لشگريان ابرهه را به هلاكت رساندند چه نام داشتند؟
12. «فرشتگاني» كه نامشان در قرآن آمده است را نام ببريد.
13. كدام قسمت از زمين بود كه فقط يكبار نور خورشيد بر آن تابيد؟
14. پرنده‌اي كه در دربار حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ خدمت مي‌كرد چه نام داشت؟
15. قارون، كه گنج معروفي داشت و در قرآن نيز به آن اشاره شده است شوهرخواهر كداميك از پيامبران بود؟
16. اصحاب كهف چند سال در غار خواب بودند؟
17. لشگريان ابرهه سوار بر كدام حيوان شده و به جنگ خانه خدا آمدند؟
18. «كافراني» كه نامشان در قرآن آمده است را نام ببريد.
19. كدام يك از حيوانات همراه اصحاب كهف به غار رفت؟
20. كدام قوم بيشترين نافرماني را نسبت به پيامبرانشان كردند؟
21. نام چه تعداد از «چشمه‌هاي بهشتي» در قرآن بيان شده است؟
22. «رودهايي» كه در قرآن از آنها نام برده شده كدامند؟
23. به كدام حيوان وحي شد؟
24. نام «هشت قوم» در دو خط از قرآن بيان شده اين دو خط در كدام سوره قرار دارد؟
25. «ماجراي اولين قتل در روي زمين» در كدام سوره بيان شده است؟
26. «فرزند كافر حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » چه نام داشت؟
27. لقب كدام پيامبر «اسرائيل» است؟
پاسخ‎ها:
1. نام لقمان حكيم «2 بار» در قرآن كريم آمده است.
2. در قرآن «41 بار» به قوم بني اسرائيل اشاره شده است.
3. بت‌هايي كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: «العجل، العزي، لات، مناة، ود، يعوق» است.
4. ستمگراني كه نام‌شان در قرآن آمده است عبارتند از: جالوت، هامان، سامري، نمرود، فرعون، قارون و ابولهب.
5. نام سوره ها به اسم حيوانات عبارتند از: بقره, نمل, عنکبوت, فيل.
6. قبايلي كه نام آنها در قرآن آمده است عبارتند از: «ثمود، عاد، قريش، مدين، اصحاب الايكه و اصحاب الرس».
7. نام جبرئيل «3 بار» در قرآن آمده است.
8. فرعون و يارانش در دريا غرق شدند و به هلاكت رسيدند.
9. حيواني كه نمرود را به هلاكت رساند «پشه» بود.
10. «11 بار» نام ابليس در قرآن ذكر شده است.
11. پرندگاني كه لشگريان ابرهه را به هلاكت رساندند «ابابيل» نام داشتند.
12. فرشتگاني كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: «جبرئيل، ماروت، هاروت، ميكال و مالك».
13. آن قسمت از زمين كه فقط يك بار نور خورشيد بر آن تابيد كف دريا بود كه به امر آب دريا شكافته شد و لشگريان فرعون در آن غرق شدند.
14. اين پرنده «هدهد» نام داشت.
15. قارون شوهر خواهر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ بود.
16. اصحاب كهف «309» سال در غار خواب بودند.
17. لشگريان ابرهه بر «فيل‌ها» سوار بودند.
18. كافراني كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: «قارون، جالوت و آذر».
19. حيواني كه همراه اصحاب كهف به غار پناه برد «سگ» بود.
20. قوم «يهود».
21. «سلسبيل، كوثر و تسنيم» چشمه‌هاي بهشتي هستند كه نام آن‌ها در قرآن بيان شده است.
22. رودهايي كه در قرآن از آن‌ها نام برده شده است عبارتند از: «رود نيل» در سوره (انبياء) و «فرات» در سوره‌هاي (فرقان و فاطر).
23. به «زنبور» وحي شد (آيه 68 سوره نحل).
24. نام اين هشت قوم در آيات «12 الي 14 سوره ق» آمده است.
25. ماجراي اولين قتل در روي زمين در «آيه 30 سوره مائده» آمده است.
26. نام فرزند حضرت نوح ـ عليه السلام ـ «كنعان» بود.
27. لقب «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ » اسرائيل است.


- نظرات (0)

معماهای اولین‌ها

1. اولين آيه‌اي كه نازل شد كدام است؟
2. اولين آيه‌اي كه در «حرمت شراب» نازل شد در كدام سوره است؟
3. اولين آية قرآن كه حضرت مهدي ـ عج ـ هنگام ظهورشان تلاوت مي‌فرمايند كدام آيه است؟‌
4. اولين سوره‌اي كه نازل شد كدام سوره است؟
5. اولين دعايي كه در قرآن آمده در كدام سوره است؟
6. اولين آيه سجده‌دار در كدام سوره قرار دارد؟
7. اولين آيه‌اي كه از «بهشت» ياد مي‌كند كدام است؟
8. اولين آيه‌اي كه از «جهنم» ياد مي‌كند كدام است؟
9. اولين سوره قرآن چه نام دارد؟
10. اولين آيه‌اي كه درباره «مسجد» سخن گفته است در كدام سوره قرار دارد؟
11. اولين «كلمه‌اي» كه نازل شده است چيست و در كدام سوره قرار دارد؟
12. اولين آيه‌اي كه كلمة «قرآن» در آن آمده كدام است؟
13. اولين سوره قرآن «مكي» است يا «مدني» ؟
14. اولين سوره‌اي كه «سجده مستحبي» دارد چه نام دارد؟
15. اولين «حرف» قرآن كريم كدام است؟
16. اولين سوره قرآن داراي چند آيه و كلمه است؟
17. اولين سورة قرآن كه «سجده واجب» دارد چه نام دارد؟
18. اولين سوره‌اي كه ترجمه شد چه نام دارد؟
19. اولين سوره‌اي كه به نام يكي از پيامبران الهي است چه نام دارد؟
20. اولين سوره‌اي كه با كلمه «قُل» آغاز ميشود چه نام دارد؟
21. اولين سوره‌اي كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ آن را در مكه اعلان نمود چه نام دارد؟
22. اولين فرشته‌اي كه نامش در قرآن آمده است چه نام دارد؟
23. اولين سوره‌اي كه به نام يكي از پيامبران اولوالعزم است چه نام دارد؟
24. اولين آيه‌اي كه در آن راجع به «احسان و نيكي به پدر و مادر» اشاره شده كدام است؟
25. اولين آيه‌اي كه در خصوص «دين اسلام» سخن گفته كدام است؟
26. اولين آيه‌اي كه درباره «اسراف» سخن گفته است در كدام سوره قرار دارد؟
27. اولين آيه‌اي كه كلمة «آيه» در آن بيان شده كدام است؟
28. اولين آيه‌اي كه در آن لفظ جلاله «الله» بيان شده، در كدام سوره است؟
29. اولين آيه‌اي كه راجع به «جنگ و قتال» نازل شد، كدام است و در چه سوره‌اي قرار دارد؟
30. اولين آيه‌اي كه از سوره «توبه» نازل شده، كدام است؟
31. اولين آيه‌اي كه راجع به «تلاوت قرآن كريم» بيان شد در كدام سوره قرار دارد؟
32. اولين آيه كه كلمة «مؤذن» در آن به كار رفته كدام است؟
33. اولين آيه‌اي كه راجع به «شهيد و شهادت در راه خدا» سخن گفته كدام است؟
34. اولين سوره‌ قرآن كريم چه نام دارد؟
35. اولين سوره‌اي كه در مدينه نازل شد، چه نام دارد؟
پاسخ‎ها:
1. اولين آيه‌اي كه نازل شده است آيه اول سوره علق مي‌باشد.
2. اين آيه در سورة بقره «آيه 129» مي‌باشد.
3. «آيه86» سوره هود اولين آيه‌اي است كه حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ هنگام ظهورشان بر زبان مباركش جاري مي‌سازد.
4. اولين سوره «علق» مي‌باشد.
5. اولين دعا در سوره بقره «آيه 126» مي‌باشد.
6. آخرين «آيه سوره اعراف».
7. «آيه 35 سوره بقره» اولين آيه است كه از بهشت ياد مي‌كند.
8. «آيه 206 بقره» اولين آيه است كه از جهنم ياد مي‌كند.
9. اولين سوره قرآن كريم سوره حمد ميباشد.
10. درآيه «114 سوره بقره» راجع به مسجد سخن گفته شده است.
11. اولين كلمه «اقرأ» در سوره علق مي‌باشد.
12. آيه «185 سوره بقره».
13. اولين سوره قرآن «مكي» است.
14. اولين سوره‌اي كه سجده مستحبي دارد سوره «اعراف» مي‌باشد.
15. اولين حرف قرآن «ب» مي‌باشد.
16. اولين سوره قرآن داراي «7 آيه و 29 كلمه» مي‌باشد.
17. اولين سوره‌اي كه سجده واجب دارد سوره «سجده» است.
18. اولين سوره‌اي كه ترجمه شده سوره «حمد» مي‌باشد.
19. اولين سوره به نام «حضرت يونس ـ عليه السلام ـ » مي‌باشد.
20. «سوره جن».
21. اولين سوره‌اي كه حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ در مكه اعلان نمود سوره «سجده» مي‌باشد.
22. اولين فرشته‌ «جبرئيل» است كه در آيه 97 سوره بقره بيان شده است.
23. «سوره ابراهيم».
24. اولين آيه‌اي كه راجع به احسان و نيكي به پدر و مادر سخن گفته است «آيه 83 سوره بقره» مي‌باشد.
25. اولين آيه‌اي كه راجع به دين مقدس اسلام سخن گفته است«آيه 19 سوره آل عمران» مي‌باشد.
26. «آيه 147 سوره آل عمران».
27. اولين آيه اي كه كلمه آيه در آن ذكر شده «آيه 106 سوره بقره» است.
28. «آيه 7 سوره بقره».
29. «آيه 39 سوره حج».
30. «آيه 25 سوره توبه».
31. اولين آيه كه راجع به تلاوت قرآن كريم بيان شده در سوره «بقره آيه 121» مي باشد.
32. كلمه «مؤذن» براي اولين بار در قرآن در آيه «44 سوره اعراف» بكار رفته است.
33. راجع به شهيد و شهادت براي اولين بار در قرآن در آيه «104 سوره بقره» سخن به ميان آمده است.
34. اولين سوره قرآن كريم «بيش از ده نام» دارد.
35. «سوره مطففين» اولين سوره‌اي است كه درمدينه نازل شده است.


- نظرات (0)

معماهای آخرین‌ها

1. آخرين «آيه‌اي كه بر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ نازل شد» كدام است؟
2. «آخرين سوره» در قرآن چه نام دارد؟
3. «آخرين آيه‌اي كه سجده واجب دارد» در كدام سوره قرار دارد؟
4. «آخرين حرف قرآن» چيست؟
5. آخرين آيات قرآن در كجا بر پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ نازل شد؟
6. آخرين آيه‌اي كه از «بهشت» ياد مي‌كند در كدام سوره است؟
7. آخرين آيه‌اي كه به «جهنم» اشاره مي‌كند كدام است؟
8. آخرين سوره‌اي كه نازل شد چه نام دارد؟
9. آخرين آيه‌اي كه راجع به «مسجد» سخن گفته كدام است؟
10. آخرين آيه‌اي كه راجع به «روزه» اشاره كرده كدام است؟
11. آخرين آيه‌اي كه كلمة «قرآن» در آن آمده كدام است؟
12. آخرين سوره‌ قرآن «چند حرف، چند كلمه و چند آيه» دارد؟
13. آخرين سوره‌اي كه «در مدينه بر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ » نازل شد چه نام دارد؟
14. آخرين سوره‌اي كه «سجده مستحبي» دارد در كدام سوره است؟
15. «آخرين سوره‌اي كه يكجا نازل شده» كدام سوره است؟
16. آخرين دعايي كه در قرآن كريم آمده چيست؟
17. آخرين سوره قرآن «مكي» است يا «مدني»؟
18. آخرين «دعايي» كه در قرآن آمده از زبان چه كسي است و در كدام سوره قرار دارد؟
19. آخرين «آية قرآن» كدام است؟
پاسخ‎ها:
1. آيه‌ «3 سوره مائده» (كه درباره خلافت و جانشيني حضرت علي ـ عليه السلام ـ است) آخرين آيه‌اي است كه نازل شده است.
2. آخرين سوره «سوره ناس» است.
3. اين آيه در سوره «علق» قرار دارد.
4. آخرين حرف قرآن كريم حرف «س» است.
5. پس از بارگشت پيامبر اكرم (ص) از حجه الوداع در منطقه اي به نام « غدير خم » آخرين آيات قرآن بر آن حضرت نازل شد.
6. آخرين آيه اي كه از بهشت ياد مي كند در سوره بينه «آيه8 » مي باشد.
7. آخرين آيه اي كه از جهنم ياد مي كند در سوره بينه «آيه 6 » مي باشد.
8. « سوره نصر » آخرين سوره است كه نازل شده است.
9. « آيه 18 سوره جن » آخرين آيه است كه درباره مسجد سخن گفته است.
10. در « آيه 4 سوره مجادله » راجع به روزه اشاره اي شده است.
11. «آيه21 سوره بروج » آخرين آيه اي است كه كلمه قرآن در آن آمده است.
12. آخرين سوره قرآن « 79 حرف ، 20كلمه و 6 آيه » دارد.
13. آخرين سوره اي كه در مدينه نازل شده سوره «نصر » است.
14. «آيه21 سوره انشقاق » آخرين آيه اي است كه سجده مستحبي دارد.
15. « سوره اخلاص ».
16. « آخرين سوره اي كه در مكه نازل شده است «سوره روم » است.
17. آخرين سوره قرآن «مكي » است.
18. آخرين دعايي كه در قرآن كريم آمده « از زبان حضرت نوح (ع) است كه در سوره نوح آيه آخر اين سوره » قرار دارد.
19. آخرين آيه قرآن « من الجنه و الناس » مي باشد.


- نظرات (0)

معماهای واژه‌ها، الفاظ‌، كلمات و

1. لفظ «رحيم» كه از اسماء الحسني براي خداوند است چند بار در قرآن آمده است؟
2. واژه «صلوة» (نماز ـ دعا) چند بار در قرآن ذكر شده است؟
3. كلمة «آخرت» چند بار در قرآن آمده است؟
4. كلمه «دنيا» چند مرتبه در قرآن مجيد ذكر شده است؟
5. واژه «يوم» (روز) چند بار در قرآن بيان شده است؟
6. واژه «شهر» (ماه) چند مرتبه در قرآن آمده است؟
7. لفظ «رحمان» چند بار در قرآن ذكر شده است؟
8. كدام كلمه است كه در تمام سوره‌ها بيان شده است؟
9. كلمه «سوره» در قرآن چند بار بكار رفته است؟
10. كلمة «قلم» چند بار در قرآن آمده است؟
11. واژه «آيات» چند بار در قرآن ذكر شده است؟
12. كلمه «عنكبوت» چند بار در قرآن آمده است؟
13. واژه «الناس» (مردم) چند مرتبه در قرآن بيان شده است؟
14. كلمه «وليتلطف» در كجاي قرآن قرار گرفته است؟
15. چه تعداد از اسماء الحسني در قرآن آمده است؟
16. كلمه «تلاوت» (خواندن ـ پيروي كردن) چند بار در قرآن آمده است؟‌
17. لفظ جلاله «الله» چند بار در قرآن بيان شده‌ است؟
18. كلمه «امام» در قرآن چند بار آمده است؟
19. كلمه‌هاي «حيات و موت» هركدام چندبار در قرآن بيان شده‌اند؟
پاسخ‎ها:
1. لفظ رحيم «227» بار در قرآن ذكر شده است.
2. واژه صلواة با مشتقاتش «98» بار در قرآن آمده است.
3. كلمه آخرت با مشتقاتش «250» بار در قرآن آمده است.
4. كلمه دنيا با مشتقاتش «133» بار در قرآن آمده است.
5. واژه يوم با مشتقاتش «475» بار در قرآن بيان شده است.
6. واژه شهر با مشتقاتش «21» بار آمده است.
7. لفظ رحمان با مشتقاتش «153» بار در قرآن آمده است.
8. كلمه «الله» در تمام سوره‌ها بيان شده است.
9. كلمه سوره «10» بار در كل قرآن بكار رفته است.
10. كلمه قلم «4» بار در قرآن آمده است.
11. كلمه آيات «188» مرتبه در قرآن آمده است.
12. كلمه عنكبوت فقط «2» بار در قرآن آمده است.
13. واژه الناس با مشتقاتش «328» مرتبه در قرآن بيان شده است.
14. اين كلمه در وسط قرآن جاي گرفته است.
15. بنا به نقل تفسير الميزان «127» عدد از اسماء الحسني در قرآن كريم بيان شده است.
16. كلمه تلاوت با مشتقاتش «63» بار در قرآن بكار رفته است.
17. لفظ جلاله الله «2816» مرتبه در قرآن آمده است.
18. كلمه (امام) در قرآن «5» بار آمده است.
19. كلمه‌هاي حيات «184» بار و کلمه موت «165» بار در قرآن كريم بيان شده است.


- نظرات (0)

معماهای زنان و دختران

1. كدام سوره در شأن حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ نازل شده است؟
2. كدام زن بود كه قصد فريب دادن يكي از پيامبران را داشت؟
3. كدام سوره قرآن به معناي زنهاست؟
4. دختر كداميك از پيامبران به عفت و حيا مشهور است؟
5. دو زن نمونه كه در قرآن نيز به آنها اشاره شده است را نام ببريد؟
6. كدام زن هيزم كش آتش جهنم است؟
7. دختر كداميك از پيامبران همسر يكي از پيامبران اولوالعزم بود؟
8. نام كدام زن همراه با نام فرزندش در قرآن آمده است؟
9. سوره‌اي كه به معناي زن امتحان شده است را نام ببريد؟
10. زني كه حاكم قومي بود و در زمان حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ مي‌زيست چه نام دارد؟
11. كدام زن بود كه بدون شوهر فرزند به دنيا آورد؟
12. فرزند كدام زن بود كه در كودكي و در گهواره سخن گفت؟
13. دو زن كه در قرآن به زشتي از آن‌ها نام برده شده است را نام ببريد؟
14. كدام زن بود كه به دستور خداوند فرزند خود را در صندوق گذاشته و به روي آب رها كرد؟
15. نام كدام خانم 34 مرتبه در قرآن ذكر شده است؟
16. كدام سوره قرآن است كه سفارش شده زن‌ها آن را بيشتر بخوانند؟
17. كدام سوره قرآن به نام يك زن مي‌باشد؟
18. كدام سوره درباره يك زن نمونه است و آن زن چه نام دارد؟
19. كدام زن بدون پدر و مادر بدنيا آمد؟
20. تنها زني كه نامش در قرآن آمده است چه نام دارد؟
21. براي كدام دختر، هنگامي كه در محراب عبادت بود از جانب خداوند غذا آورده شد؟
22. به مادر كدام يك از پيامبران وحي شد؟
23. كدام زن در سن پيري صاحب فرزند شد؟
24. به كدام زن لقب طيبه داده شده است؟
پاسخ‎ها:
1. سوره‌اي كه در شأن «حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ » نازل شده سوره «كوثر» مي‌باشد.
2. زني كه قصد فريب دادن يكي از پيامبران را داشت «زليخا» بود.
3. سوره «نساء» به معناي زنها است.
4. «دختر حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ » به عفت و حيا مشهور است.
5. دو زن نمونه كه قرآن به آن‌ها اشاره نموده است عبارتند از: «آسيه زن فرعون، مريم مادر عيسي ـ عليه السلام ـ ».
6. «زن ابولهب» هيزم‌كش جهنم است.
7. «دختر حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ » همسر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ بود.
8. نام حضرت مريم همراه با حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در قرآن بيان شده است.
9. «سوره ممتحنه».
10. زني كه در زمان حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ حاكم قومي بود بلقيس نام داشت.
11. «حضرت مريم» بدون شوهر فرزند بدنيا آورد.
12. «فرزند حضرت مريم» بود.
13. دو زن كه در قرآن به زشتي از آن‌ها نام برده شده است عبارتند از: «زن لوط و زن نوح».
14. «مادر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » فرزند خود را به دستور خداوند درصندوق گذاشته و بر روي آب رها كرد.
15. نام حضرت مريم «34 مرتبه» در قرآن آمده است.
16. سوره‌اي كه سفارش شده آن را زنها بيشتر بخوانند «سوره نور» است.
17. «سوره مريم».
18. سوره‌اي كه در باره يك زن نمونه است «سوره كوثر» است.
19. «حضرت حوا» بدون پدر و مادر به دنيا آمد.
20. تنها زني كه نامش در قرآن آمده است «حضرت مريم» است.
21. دختري كه هنگام عبادت از طرف خداوند برايش غذا آورده شد «حضرت مريم» بود.
22. به «مادر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » وحي شد.
23. «ساره همسر حضرت ابراهيم» در سن پيري صاحب فرزند شد.
24. به «حضرت مريم» لقب طيبه داده شد.


- نظرات (0)

ارتباط با نامحرم در قالب یک داستان قرآنی

در حرکت موسی از مصر به مدین توجه او به دو زن (دختران شعیب) جلب می شود که کار شبانی را انجام می دهند و گوسفندان خود را از حرکت به سمت آب باز می دارند! بهتر است از زبان خود قرآن داستان را بشنویم:

(موسی)هنگامى كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مى‏كنند؛ و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نمى‏ شوند؛ موسى) به آن دو گفت: «كار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏ دهيد؟!) گفتند: «ما آنها را آب نمى‏ دهيم تا چوپانها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پيرمرد كهنسالى است (و قادر بر اين كارها نيست.)!»

موسى براى (گوسفندان) آن دو آب كشيد؛ سپس رو به سايه آورد و عرض كرد: «پروردگارا! هر خير و نيكى بر من فرستى، به آن نيازمندم!»

ناگهان يكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهايت حيا گام برمى‏ داشت، گفت: پدرم از تو دعوت مى ‏كند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را كه براى ما انجام دادى به تو بپردازد»

يكى از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام كن، زيرا بهترين كسى را كه مى ‏توانى استخدام كنى آن كسى است كه قوى و امين باشد (و او همين مرد است)!»

۲۳ الی ۲۶  سوره قصص


- نظرات (0)

شبهه خلقت زمین و آسمان در قرآن

در سوره بقره آیه 29 گفته شده اول زمین خلق شده و بعد آسمانها ولی در سوره نازعات از آیه 27 تا 30 گفته شده که اول آسمان و بعد از آن زمین خلق شده است آیا این تناقض گوئی نیست ؟

 

جواب:

در سوره بقره آیه 29 بحث از اصل خلقت زمین است که میفرماید: هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا ثم استوی الی السماء فسوئهن سبع سماوات یعنی اوست که هر چه در زمین است برای شما خلق کرده است و سپس به آسمانها پرداخت.

اما در سوره نازعات آیه 30  بحث از گسترش دادن زمین است که میفرماید : والارض بعد ذلک دحاها یعنی بعد از خلقت آسمان خداوند زمین را گسترش داد  . بنا بر این خداوند اول زمین را خلق کرد و سپس به خلقت آسمانها پرداخت و پس از آن  زمین را گسترش داد . با این بیان هیچ نقضی در کار نیست .

نکته:

خداوند ابتداء زمین را خلق کرد در حالیکه تمام زمین و محتوای آن زیر آب بود و بعد ها به مرور زمان آبها به گودالهای موجود در زمین رفتند و خشکی ها از زیر آب سر بیرون کرده  و به وضع فعلی در آمدند. که این را در اصطلاح  دحو الارض می نامند  که در آیه 30 سوره نازعات بدان اشاره شده است .

خلاصه:

در آیه 29 سوره مبارکه بقره خداوند از اصل خلقت زمین بحث میکند که قبل از خلقت آسمانها بوده است و در سوره نازعات آیه 30 از گسترش دادن زمین بحث میکند که بعد از خلقت آسمانها بوده است .

خلقت زمین > خلقت آسمانها > دحو الارض ( گسترش دادن زمین از زیر آب )

منبع: تفسیر نمونه، ذیل تفسیر آیه 30 سوره مبارکه نازعات


- نظرات (0)

معرفی داناترین عالم قرآنی

وَیقُولُوا الَّذینَ كَفَرُوا لَستَ مُرسَلاً كَفی بِاللّهِ شَهیداً بَینی وَبَینَكُم وَمن عِندَهُ عِلمُ الكِتابِ.

«و آنان كه كافر شدند می گویند: تو پیامبر و فرستاده خدا نیستی، بگو: كافی است كه خدا و آن كسی كه دانش و علم به كتاب [آگاهی به قرآن یا لوح محفوظ] نزد او است بین من و شما گواه باشد.» 1

 

قرآن دوعبارت مهّم، ولی با اندكی تفاوت دارد كه برای رسیدن به ریشه و هدف آن توضیح مختصری را نیاز داریم.

1. سوره نمل، آیه 40: قالَ الّذی عِندَهُ عِلم مِنَ الكِتابِ.

2. سوره رعد آیه 43: وَمَن عِندَهُ عِلمُ الكِتابِ.

فراز اوّل به جریان حضرت سلیمان مربوط می‌شود. هنگامی كه آن حضرت خواست عرش و تاج و تخت «ملكه سبا» در بارگاه او حاضر گردد، عفریتی از جن به او گفت: «من قبل از این كه از جایت برخیزی، او را حاضر می كنم.» اما فردی دیگر كه مقداری به «كتاب» آگاهی داشت، با یك چشم بر هم زدن ، عرش ملكه سب را در پیشگاه حضرت سلیمانحاضر كرد.

عِلم مِنَ الكِتابِ؛ یعنی: دانشی از كتاب داشت.

در فراز دوم كه محل بحث ما است، خدای تعالی ناسپاسی كافران را برای پیامبر شرح می دهد و برای آرامش و تسلّی پیامبرش، خود را و شخص دیگری را به عنوان شاهد و گواه بر حقانیت پیامبر معرفی می نماید. این شاهد را این گونه می شناساند: وَمَن عِندَهُ عِلمُ الكِتابِ؛ یعنی: كسی كه آگاه به همه كتاب است.»

كتاب چیست؟

دواحتمال درباره «كتاب» بین مفسران وجود دارد: 1. قرآن؛2. لوح محفوظ.

مرحوم‌«علامه طباطبایی» می گوید: مراد از كتاب كه نقطه پیدایش این علم عجیب است یا خود كتاب های آسمانی است و یا لوح محفوظ.

سپس می‌افزاید: این علم به كتاب از سنخ سایر علوم فكری نیست تا بتوان آن را با اكتساب و یادگیری به دست آورد.2

شأن نزول

كتب تفاسیر و روایات اهل بیت(ع)شاهدی را كه خدای تعالی بر حقانیت رسولش انتخاب كرده، معرفی نموده اند و لایق این مقام كسی جز امیرالمومنین،علی نمی‌باشد.

امام علی بدون تردید تنها فردی است كه در تمامی نبرده و مشكلات صدر اسلام ،یاور و مددكار پیامبر بوده و شاهد صدق بر رسالت او. نیز هم او است كه به علوم الهی آگاهی كامل داشت و پس از پیامبر داناترین فرد امت به شمار می آید.

روایات

از امام صادقسوال شد: فردی كه در یك چشم بر هم زدن ، عرشی را در پیشگاه حضرت سلیمان حاضر نمود، داناتر است یا كسی كه علم به كتاب دارد؟

امام پاسخ دادند: آن كه علم به كتاب دارد، حضرت امیرالمومنیناست و دانش فردی كه عرش ملكه سبا را در یك چشم بر هم زدن در پیشگاه حضرت سلیمان حاضر نمود، در مقایسه با علم علیبه مانند پشه‌ای است كه با بال كوچك خود مقداری از آب دریا را بر داشته باشد. 3

همچنین از طریق اهل سنّت، روایاتی در تأیید همین مطلب آمده است:

1. ثعلبی می گوید: مصداق آیه شریفه وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الكِتاب امام علی است.4

2. در تفسیر أعقم، آمده است: درباره وَمَن عِندَهُ عِلمُ الكِتابِ، گفته اند كه آن شخص علی بن أبی طالب است.5

مرحوم «علامه طباطبایی» در این باره می نویسد:

از طریق أئمه اهل بیت (ع)روایاتی وارد شده است كه آیه در حق امام علی نازل گردیده. پس اگر آیه شریفه وَمَن عِندَهُ عِلمُ الكِتابِ بر یكی از مومنان به پیامبر صادق باشد، همانا آن شخص امام علی است و بدون تردید او عالم ترین فرد امت به كتاب خدا است و روایات صحیح و فراوان بر این مطلب وارد شده است و جلمه زیبای پیامبر درباره أمیرالمومنین كه در حدیث ثقلین آمده است:به مثابه غایت و نهایت آیه شریفه است كه عالم و دانای به كتاب هرگز از آن جدا نمی شود.6

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. سوره رعد، آیه 43. 2. المیزان ، ج 15، ص 397. 3. تفسیر صافی، ج 3، ص76.

4. تفسیر برهان، جلد 3، ص302. 5. ملحقات اِحقاق الحق، ج 30، ص 99.

6. تفسیر المیزان، ج 11، ص 426.


- نظرات (0)