سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

تعریف گناه


انواع گناه,گناهان کبیره,گناهان صغیره

در قرآن و روایات گناه را به دو گروه گناهان کبیره و گناهان صغیره تقسیم کرده اند

 

گناه یا معصیت در ادیان ابراهیمی به معنای نقض اراده و قانون خداوند است. و در اصطلاح مذهبی به معنی خلاف است. به باور پیروان گروهی از ادیان انسان جزای گناه را یا در این جهان و یا در جهانی دیگر می‌بیند. در قرآن و روایات گناه را به دو گروه گناهان کبیره و گناهان صغیره تقسیم کرده اند.


ادامه مطلب - نظرات (0)

سوره "مومنون"

مومنون

سوره مومنون مکّى است. این سوره در ترتیب مصحف سومین سوره و در ترتیب نزول هفتاد و چهارمین سوره قرآن کریم است که پیش از آن سوره "انبیاء" و پس از آن سوره "سجده" نازل شده است.


ادامه مطلب - نظرات (0)

متن کامل تفسير نور به صورت PDF

نام سوره شماره سوره نام سوره شماره سوره نام سوره شماره سوره نام سوره شماره سوره نام سوره شماره سوره نام سوره شماره سوره
قريش 106 بروج 85 تغابن 64 زخرف 43 حج 22 حمد 1
ماعون 107 طارق 86 طلاق 65 دخان 44 مؤمنون 23 بقرة 2
کوثر 108 اعلي 87 تحريم 66 جاثيه 45 نور 24 آل عمران 3
کافرون 109 غاشيه 88 ملک 67 احقاف 46 فرقان 25 نساء 4
نصر 110 فجر 89 قلم 68 محمد 47 شعراء 26 مائده 5
مسد 111 بلد 90 حاقه 69 فتح 48 نمل 27 انعام 6
اخلاص 112 شمس 91 معارج 70 حجرات 49 قصص 28 اعراف 7
فلق 113 ليل 92 نوح 71 ق 50 عنکبوت 29 انفال 8
ناس 114 ضحي 93 جن 72 ذاريات 51 روم 30 توبه 9
    شرح 94 مزمل 73 طور 52 لقمان 31 يونس 10
    تين 95 مدثر 74 نجم 53 سجده 32 هود 11
    علق 96 قيامت 75 قمر 54 احزاب 33 يوسف 12
    قدر 97 انسان 76 رحمان 55 سبأ 34 رعد 13
    بينه 98 مرسلات 77 واقعه 56 فاطر 35 ابراهيم 14
    زلزال 99 نبأ 78 حديد 57 ياسين 36 حجر 15
    عاديات 100 نازعات 79 مجادله 58 صافات 37 نحل 16
    قارعه 101 عبس 80 حشر 59 ص 38 اسراء 17
    تکاثر 102 تکوير 81 ممتحنه 60 زمر 39 کهف 18
    عصر 103 انفطار 82 صف 61 غافر 40 مريم 19
    همزه 104 مطففين 83 جمعه 62 فصلت 41 طه 20
    فيل 105 انشقاق 84 منافقون 63 شوري 42 انبياء 21


- نظرات (0)

رابطه اخلاق و رزق و روزی


گنج های رزق در اخلاق خوب نهفته است

 

رابطه اخلاق و رزق و روزی

در روایات متعددی اخلاق نیکو به عنوان یکی از عوامل گشایش رزق و روزی و اخلاق بد به عنوان یکی از عوامل تنگدستی و فقر معرفی شده است. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفارش خود به صحابی گرانقدرش، ابوذر غفاری، به این مطلب اشاره کرده و می فرماید:

 

یا اباذر انَّ الرَّجُلَ لَیحرُمَ رزقَه بالذنب یصِیبُه؛[1]

ای ابوذر، به درستی که انسان گاهی به دلیل انجام گناه، از روزی خود محروم می شود.

 

در روایات دیگری، چنین می خوانیم:

فی سِعَةِ الاخلاقِ کنُوزُ الارزاق؛[2]

گنج های رزق در اخلاق خوب نهفته است.

 

حُسنُ الخُلقِ یزیدُ فی الرِّزق؛[3]

اخلاق نیکو، موجب زیادت در روزی می شود.

 

این دسته از روایات یک معنای ظاهری قابل فهم برای همگان دارند و آن اینکه بیانگر این حقیقت تجربی و اجتماعی هستند که آراستگی به فضایل اخلاقی و خوش خلقی، موجب روی آوردن مردم به فرد می شود. تجربه نشان می دهد که مشتریان بیشتر به خرید از فروشندگان خوش اخلاق تمایل دارند. افزون بر این، همه کسانی که در شبکه روابط شغلی با یک فروشنده قرار دارند، مانند فروشندگان مواد اولیه، شرکا، خریداران و امثال آنها، در مواقع لازم آمادگی بیشتری برای حمایت های مادی و معنوی از فروشنده خوش اخلاق دارند و همین مسائل موجب وسعت روزی افراد خوش اخلاق می شود.

 

اما این احادیث را نباید در همین معنای عادی و عرفی خلاصه کرد. به ویژه آنکه مطابق روایت نخست، گناه، اعم از اینکه فردی باشد یا اجتماعی، موجب محرومیت از رزق، اعم از مادی و معنوی می شود؛ بنابراین لازم است برای تبیین چگونگی این رابطه، به نکات زیر توجه کرد:

 

اولًا، باید توجه داشت که «رزق» در اینجا معنایی عام و گسترده دارد؛ یعنی منحصر در رزق متعارف از قبیل خوراک و پوشاک و مسکن و مرکب و امثال آن نیست. بلکه شامل رزق های معنوی و اخروی نیز می شود. به یک تعبیر، همه نعمت های الهی که به گونه ای در اختیار انسان قرار گرفته اند «رزق» به شمار می آیند. حتی باید دانست که اهمیت رزق های معنوی، مانند علم و ایمان و عبادت و امثال آن، به مراتب بیشتر از رزق های مادی است. گاه ممکن است ارتکاب گناهی موجب محرومیت انسان از ادامه تحصیل شود و گاه ممکن است ارتکاب گناه موجب بی توفیقی انسان در ادای به موقع وظایف دینی و اعمال عبادی اش گردد.

حتی نسبت به کسانی که از معنویت بالاتری برخوردارند و توفیقات و رزق های معنوی بیشتری را نصیب برده اند، ممکن است ارتکاب یک گناه صغیره، موجب سلب توفیق آنان از نماز شب باشد.

 

ثانیاً، در جای خود به اثبات رسیده است که، در این جهان هیچ پدیده ای بدون علت رخ نمی دهد. بنابراین، مصیبت ها و محرومیت ها و گرفتاری ها نیز بدون علت نیستند. اما این را هم می دانیم که خداوند خیر محض است و جز اراده خیر از او سر نمی زند، پس علت مصیبت ها و گرفتاری ها را باید در جایی دیگر جستجو کرد. قرآن کریم، در آیات متعدد و به بیان های متنوع، این حقیقت را تأکید کرده است که علت اصلی محرومیت های انسان، اعمال و رفتارهای ناشایست خود اوست:

وَ ما أصابَکمْ مِنْ مُصیبَة فَبِما کسَبَتْ أیدیکمْ وَ یعْفُوا عَنْ کثیر؛[4]

هر مصیبتی به شما رسد به سبب دستاورد خود شما است و [خدا] بسیاری را نیز عفو می کند.

 

همین مسئله عیناً درباره بهره مندی از رزق و روزی مادی و معنوی نیز صادق است. قرآن کریم تقوای الهی را یکی از عوامل گشایش و وسعت رزق دانسته و می فرماید:

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکنْ کذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یکسِبُونَ؛[5]

و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکات آسمان ها و زمین را بر آنها می گشودیم؛ ولی [آنها حق را] تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.

 

وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِبُ وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَی ءٍ قَدْراً؛[6]

و هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند، و او را از جایی که گمان ندارد روزی می رساند، و هر کس بر خدا توکل کند کفایت امرش را می کند، خداوند فرمان خود را به انجام می رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.

 

بنابراین، هر چند ما نتوانیم با عقل ناقص و جزئی نگر خود رابطه میان گناه و محرومیت از رزق، به ویژه رزق های مادی را درک کنیم، باید بدانیم که این رابطه، از نظر قرآن و معارف اصیل اسلامی، رابطه ای قطعی و ضروری معرفی شده است. ما با عقل و علم خود در برخی موارد می توانیم رابطه علیت و تأثیر و تأثر میان دو پدیده را دریابیم، اما هم خود عقل اقرار دارد که در ورای اسباب و علل ظاهری، علل و عوامل دیگری نیز هست که فراتر از درک و فهم بشر است و کشف آنها در حدود توانایی های عقل مستقل نیست و هم این یک حقیقت مسلم قرآنی و اسلامی است که جز علل و عوامل ظاهری، علل و عوامل دیگری نیز در این عالم جریان دارد که ارتباط آنها با معلول هایشان چندان برای ما محسوس نیست.

 

----------------------------------

پی نوشت ها

[1] . بحار الانوار، ج 74، ص 77.

[2] . سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار، ج 2، باب الخاءبعده‏اللام، ص 678.

[3] . همان.

[4] . سوره شورى، آيه 30.

[5] . سوره اعراف، آيه 96.

[6] . سوره طلاق، آيات 2 و 3.


- نظرات (0)

حروف مقطعه در قرآن


حروف مقطعه قران,حروف مقطعه,حروف مقطعه قرآنی حروف مقطعه در ابتدای ۲۹ سوره از سوره‌های قرآن آمده است
 
حروف مقطعه قرآن حروفی هستند که در ابتدای ۲۹ سوره از سوره‌های قرآن آمده است و درباره مفهوم آن‌ها نظریه‌های متفاوتی وجود دارد. این حروف ۷۸ عدد است و به صورت یک حرفی تا پنج حرفی قرار گرفته‌اند.

حروف مقطعه قرآنی چیست؟

حروف مقطعه، (حرف‌های گسسته) حروفی هستند که در ابتدای برخی از سوره‌ های قرآن آمده‌است. حروف مقطعه در ابتدای ۲۹ سوره از سوره‌های قرآن آمده و مجموعاً ۷۸ حرف است که با حذف مکررات، ۱۴ حرف می‌شود.

حروف مقطعه با نام‌های مُقَطَّعات، حروف‌الفواتح، اوائلُ السُّوَر و فَواتحُ السُّوَر هم نامیده می‌شوند.

بنا بر بررسی‌های پژوهشگران، ازجمله تئودور نولدکه، این حروف، مخفف نام افرادی است که نسخه‌های مختلف قرآن را در زمان عثمان از آن افراد جمع‌آوری کرده بودند. قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت به صورت یک کتاب، موسوم به مصحف عثمان جمع گردید.

 

بنا بر پژوهش‌های محققان، حروف مقطعه نمایانگر حروفی بوده که به صورت برچسب بر روی جعبه‌های حاوی هر نسخه نوشته شده بود تا مشخص شود هر قسمت از متن از کدام شخص دریافت شده و بنابر این منظور از «الر»، الزبیر است و منظور از «المر»، المغیره و «حم» عبدالحمن است و طه کوتاه‌شده نام طلحه است که به عنوان برچسب بر روی جعبه‌ها نوشته شده بود.

حروف مقطعه چگونه خوانده می‌شود؟
این حروف کنار هم چیده شده‌اند و سر هم نوشته می‌شوند (مثلاً الم)، اما کلمه‌ای را تشکیل نمی‌دهند و در قرائت به صورت جدا خوانده می‌شوند (مثلاً الف. لام میم).

حروف مقطعه قرآن چندتاست؟
حروف مقطعه مجموعه ۷۸ عدد است، ولی حروف مقطعه بدون تکرار در قرآن ۱۴ حرف است. این ۱۴ حرف که ممکن است به صورت یک حرفی تا پنج حرفی در کنار هم بیایند عبارت‌اند از:
ا، ح، ر، س، ص، ط، ع، ق، ک، ل، م، ن، ه،‌ی

از ترکیب این حروف می توان این جمله را ساخت :
« نص حکیم قاطع له سر »
« صراط علی حق نمسکه »

 

ردیف حروف مقطعه سوره تلفظ
1 الم (البقره) (آل عمران)، (العنکبوت)، (الروم)، (لقمان)، (السجده) الف، لام، میم
2 المص (الاعراف) الف، لام، میم، صاد
3 الر (یونس)، (هود)، (یوسف)، (ابراهیم)، (الحجر) الف، لام، را
4 المر (الرعد) الف، لام، میم، را
5 کهیعص (مریم) کاف، ها، یا، عَین، صاد
6 طه (طه) طا، ها
7 طسم (الشعراء)، (القصص) طا، سین، میم
8 طس (النمل) طا، سین
9 یس (یس) یا، سین
10 ص صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم صاد
11 حم (غافر)، (فصّلت)، (الزخرف)، (الدخان)، (الجاثیه)، (الاحقاف) حا، میم
12 حم عسق (الشوری) حا، میم، عَین، سین، قاف
13 ق (ق) قاف
14 ن (القلم) نون

 
درباره حروف مقطعه آرا و نظریات گوناگونی ارائه شده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
1- این حروف اشاره است به این که این کتاب آسمانی با آن عظمت و اهمیتی که تمام سخنوران عرب و غیر عرب را متحیر ساخته، و دانشمندان را از معارضه با آن عاجز نموده است، از همان حروف "الفباء" و کلمات معمولی که در اختیار همگان قرار دارد، ترکیب یافته است.

2. حروف مقطعه از متشابهات قرآن است که هرگز قابل حل نبوده و از جمله مجهولات مطلق است و راه علم به آن، کاملاً بر مردم بسته است.

3. این حروف، صرفاً حروف مجرده هستند و هیچ رمز و اشاره و معنایی جز خاصیت آوائی ندارند. حکمت آوردن این حروف در اوایل سوره ها از محدوده الفاظ و اصوات تجاوز نمی کند و آوای این حروف در آن روزگار هنگام تلاوت قرآن، موجب جلب توجه حاضرین بوده تا به قرآن گوش فرا دهند؛ زیرا معاندین پیوسته در این صدد بودند که سر و صدا ایجاد کنند تا نوای قرآن به گوش رهگذران عرب نرسد.

4. این حروف نشانه بیشتر به کار رفتن حروف مزبور در کلمات آن سوره است و یک معجزه است. بدرالدین رزکشی گوید: یکی از اسرار دقیق این حروف آن است که بیشترین کلمات هر سوره با همان حرفی که در ابتدای آن واقع شده ترکیب یافته اند؛ مثلاً حرف "ق " در هریک از سوره های "ق" و"حم عسق" 57 بار تکرار شده است و نسبت به آن حروف دیگر این سوره بیشتر است به جز سوره "شمس"، "قیامت"، " فلق". یک دانشمند مصری بر اساس این نظر محاسبه های پیچیده ای را توسط رایانه انجام داده و نتیجه گرفته است که این حروف نشانه غلبه آن در کلمات آن سوره است و این خود یک معجزه است.

5. این حروف به منظور سوگند به کار رفته اند. سوگند خوردن به این حروف بدان سبب است که اصل کلام در تمامی زبان ها بر پایه این حروف است.

6. میان این حروف و محتوای سوره های مربوط، رابطه ای وجود دارد؛ زیرا با تدبر در سوره هایی که با حروف مقطعه مشابه افتتاح شده در می یابیم که این سوره ها از حیث محتوا متشابه به یکدیگرند.

7. برخی از این حروف مقطعه علامت اختصاری و اشاره به اسمی از اسمای حسنای الاهی و برخی نیز رمز اشاره به نام پیامبر اکرم (ص) است، هریک از نامهای الاهی مرکب از چند حرف است و از هر نامی حرفی گزینش شده و به صورت ناپیوسته در ابتدای برخی سور قرآن قرائت می شود. جویریه از سفیان الثوری روایت کرده است که: به جعفر بن محمد بن علی بن الحسین (ع)عرض شد: ای پسر رسول خدا معنای این کلمات از کتاب خداوند متعال که می فرماید: "الم" و ... چیست؟

امام صادق (ع) فرمود: معنای "الم" که در اول سوره بقره است، "انا الله الملک" است و اما "الم" که در ابتدای سوره آل عمران است، معنایش "انا الله المجید" است و ...

8. این حروف اجزای اسم اعظم الاهی است.

9. این حروف به تعداد آیات سوره ها اشاره داشته باشد.

10. حروف مقطعه هر سوره، نام همان سوره است،چنان که سوره های "یس"، "طه"، "ص"، و هرکدام به نام حروف مقطعه خود موسوم شده است.

11. این حروف اشاره به مدت بقای امت اسلامی دارد.

12. این حروف برای مرز بندی بین سوره ها و نشانه انقضای سوره قبلی و شروع سوره بعدی است.

13. این حروف به منزله خلاصه و پیام اجمالی محتوای سوره است.


14. این حروف، ناظر به نام کسانی است که نسخه هایی از قرآن را در اختیار داشتند مثلاً (س) ناظر به نام سعدبن ابی وقاص است.

15. این حروف رموزی هستند میان خدا و رسول، که کسی از آن، آگاهی ندارد. رأی مختار محققان این است.

امام صادق (ع) فرمود: "الم"، رمز و اشاره ای است میان خدا و حبیب او محمد (ص) خواسته تا کسی جز او بر آن آگاه نگردد آن را به صورت حروف درآورده تا آن رموز را از چشم اغیار دور نگاه دارد و تنها بر دوست روشن و ظاهر سازد.

 


- نظرات (0)

خواندن آیة الکرسی


ثواب خواندن آیة الکرسی,آیه الکرسی,تفسیر سوره آیة الکرسیخواندن آیة الکرسی بسیار ثواب داشته و انسان را از بلایا دور می‌کند

 

تفسیر آیة الکرسی و فوایدن  خواندن آن

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس آیة الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیة الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند. 

آیة الکرسی دومین آیه بزرگ قرآن

در آیة الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آیا آیة الکرسی همان آیه 255 سوره مبارکه بقره می باشد و یا آیات 256 و 257 هم به آن اضافه شده و بزرگترین آیه قرآن را تشکیل می دهد. آیه 282 به نام دین در همین سوره بلندترین می باشد.

 

تفسیر آیه 255 سوره بقره

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ».

 

پس از آنکه خداوند داستان امت‌ هاى گذشته و اختلاف آنان را با پیامبرانشان در مسئله توحید بیان کرد، در این آیه شریفه به بیان توحید می‌پردازد.

 

«اللَّهُ»؛ یعنى کسى که به دلیل قدرت و توانایی‌اش بر نعمت‌ها، پرستش سزاوار اوست. «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»؛ احدى جز او سزاوار پرستش و خدایى نیست.

 

«الْحَیُّ الْقَیُّومُ»؛ زنده‌اى که قائم است به تدبیر خلق از آفرینش ابتدایى مردم و سپس روزى دادن به آنها.

 

«لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»؛ او را نه چُرت و نه خواب سنگین می‌گیرد. بعضى می‌گویند: یعنى او غافل از مردم نمی‌گردد و آنها را فراموش نمی‌نماید.

 

«لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»؛ براى اوست سلطنت و تصرف آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.

 

«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»؛ کیست که شفاعت کند نزد او جز به اجازه‌اش. این جمله استفهامى است که معناى انکار و نفى دارد؛ یعنى شفاعت نمی‌کند در روز قیامت کسى براى دیگرى جز به اجازه خدا و امر خدا؛ چون مشرکان می‌پنداشتند که بُت‌ها براى آنان شفاعت می‌کنند.

 

«یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»؛ می‌داند آنچه روبه‌رو و آنچه پشت سر ایشان است.

 

«وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ»؛ به چیزى از دانش او احاطه ندارند. مقصود از کلمه «علم» در این‌جا «معلوم» است یعنى به معلومات او احاطه ندارند.

 

«إِلَّا بِما شاءَ»؛ مگر آنچه را که خود او بخواهد که دیگران بدانند و آنان را آگاه کند.

 

«وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»؛ علم و آگاهى خدا آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است.

 

«وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما»؛ یعنى بر خداوند حفظ آسمان‌ها و زمین سنگین و سخت نمی‌باشد.

 

«وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ»؛ او بالاتر است از مانندها و ضدها و مثل‌ها و از آنچه نشانه نقص و دلیل حدوث است و او توانا است و عظیم الشأن که هیچ چیز او را ناتوان نمی‌کند و دانایى است که هیچ چیز بر او پوشیده نیست و براى مقدورات و معلومات او نهایت و پایانى نیست.

 

تفسیر آیه 256 سوره بقره

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیم».

 

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»؛ اکراه و اجبارى در دین نیست و امور مذهب بر قدرت و اختیار مبتنى است نه بر إجبار.

 

«قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛ ایمان از کفر (و حق از باطل) با دلایل روشن، جدا شد.

 

«فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ...»؛ هر کس کافر شود به شیطان و بت‌ها، و خدا را تصدیق کند، به نیروى بازدارنده مطمئنى دست یافته که قطع نمی‌شود.

 

تفسیر آیه 257 سوره بقره

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ».

 

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»

خدا ولى و سرپرست کسانى است که بخواهند ایمان آورند، و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌هاى کفر و گمراهى بیرون می‌آورد و به نور و هدایت راهنمایى می‌کند. یا منظور این است که خداوند مؤمنان را از شبهاتى که در دین براى آنها به وجود می‌آید بیرون می‌برد و به وسیله راه حل‌هایى که در اختیارشان می‌گذارد، آنان را به نور یقین می‌رساند.

 

«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»؛ کسانى که بر کفر اصرار ورزند به عکس مؤمنان، اولیاى آنها شیاطین هستند که عهده‌دار امور آنان می‌باشند.

 

«یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ»؛ آنان را از نور هدایت و روشنایى به تاریکی‌هاى جهل و شرک بیرون می‌برند.

 

«أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»؛ اینان اهل آتش و براى همیشه در آن خواهند بود.

 

ثواب خواند آیة الکرسی

ثواب خواندن آیة الکرسی,ترجمه آیة الکرسی,ثواب خواند آیت الکرسیپیامبر اکرم(ص) فرمودند: عظیم ترین آیه ای که در قرآن واقع شده است آیة الکرسی است

 

خواندن یک مرتبه آیة الکرسی

امام صادق(ع): کسی که یک بار آیت الکرسی را بخواند، خداوند او را از هزار بدی و ناگواری دنیا و هزار بدی و ناگواری آخرت دور می‌کند که آسان‌ترین ناراحتی دنیا، فقر و آسان ترین ناراحتی آخرت، عذاب قبر است و من به امید ارتقا درجه و مقامم آن را می خوانم.

 

خواندن 1 تا 5 بار آیة الکرسی

پیامبر (ص) فرمود: هر کس یک بار آیت الکرسی بخواند خداوند فرشته ای فرستد تا او را حفظ کند تا اینکه 5 بار بخواند پس خداوند می فرماید او را واگذارید من خودم او را حفظ می کنم و خداوند او را از تمام موارد ضرر و خطر حفظ خواهد کرد. 

 

خواندن 100 مرتبه آیة الکرسی

امام رضا (ع) فرمود :که پیامبر(ص) فرموده اند: که هرکسی آیة الکرسی را صد بار بخواند، مثل کسی است که خداوند را در تمام عمر خود، عبادت و بندگی کرده است.


خواندن آیة الکرسی در هر روز

حضرت رسول (ص) فرمود: عظیم ترین آیه ای که در قرآن واقع شده است آیت الکرسی است. هرکس آن را تلاوت نماید، حق تعالی دو فرشته مامور کند تا اعمال نیک او را در نامه ی عملش بنویسند و کارهای بد او را محو نمایند تا روز دیگر که آیت الکرسی را بخواند.


- نظرات (0)

فضیلت سوره حمد

سوره حمد

آیت‌الله «سیدجلال مجدهاشمی» شامگاه چهارشنبه (19دی) در مسجد جامع غدیر درباره اهمیت سوره حمد، گفت: سوره حمد نخستین سوره در ابتدای قرآن است که فضایل بسیار عجیبی دارد.

استاد حوزه علمیه افزود: گاهی در روایات چنان فضایلی برای سوره حمد نقل شده که تصور می‌شود با همه قرآن مساوی یا حتی برتر از آن است. در روایتی آمده است که خداوند فرموده برخی کلمات را بر برخی ترجیح داده است و این درباره سوره حمد است که کل قرآن یک طرف و این سوره طرف دیگر قرار می‌گیرد.

آیت‎الله مجدهاشمی بیان کرد: خداوند در قرآن کریم دو جا در خطاب به پیامبر(ص) از کلمه عطا کردم استفاده کرده یکی در سوره کوثر و دیگری در آیه 87 سوره حجر درباره سوره حمد است، و این نشان از ارزش و اهیمت این سوره دارد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه قرآن عظمت زیادی دارد اما سوره حمد فراتر از آن عظت خاصی دارد، عنوان کرد: بسیاری از آیات قرآن کریم پیش از سوره حمد نازل شده اما پیامبر(ص) به علت عظمت و قداست این سوره فرمودند که آن در ابتدای قرآن نوشته شود.

وی ادامه داد: در آیات دیگر قرآن خداوند با بندگان صحبت می‌کند اما در سوره حمد خداوند به بندگان خود یاد داده که چگونه با او صحبت کنند.

آیت‌الله هاشمی مجد با بیان اینکه برای هر چیزی اساسی است و اساس قرآن سوره حمد است، اظهار کرد: در روایتی از ائمه معصومین(ع) آمده است که اگر سوره حمد را بر یک مرده خواندید و او زنده شد تعجب نکنید، خواندن هیچ سوره‌ای از قرآن کریم بر انسان واجب نیست اما خواندن سوره حمد در شبانه روز حداقل یک بار بر هر انسانی واجب است.

استاد حوزه علمیه با اشاره به فضیلت دیگر سوره حمد، بیان کرد: در روایت آمده که همه ادیان آسمانی در قرآن خلاصه شده، همه قرآن در سوره حمد، همه سوره حمد در بسم‌الله الرحمن الرحیم، همه بسم الله الرحمن الرحیم دربای بسم‌الله و همه بسم‌الله در نقطه زیر آن خلاصه شده که این نقطه محبت امیرمومنان امام علی(ع) است، در واقع این روایت چنین بیان می‌کند که هر چه خوبی به بشر عطا شده باشد در وجود امیرمومنان امام علی(ع) است.

وی افزود: پیامبر(ص) در شان امیرمومنان امام علی(ع) فرمودند که ای علی تو هضم در ذات خدا هستی؛ دشمنی با امیرمومنان امام علی(ع) نشانه حرامزادگی شخص است، مظلوم اول عالم بشریت امیرمومنان امام علی(ع) و مظلوم آخر فرزند ایشان امام زمان(عج) است ما شیعیان نباید اجازه دهیم که امام ما در مظلومیت و غرب باقی بماند.


- نظرات (0)

رعایت قسط و عدل

قرآن و اقتصاد

موضوع اقتصاد و معیشت مردم و آثار اجتماعی و سیاسی و توجه یا بی‌توجهی به آن از سوی حکومت‌ها و همچنین رعایت نکات شرعی معاملات و مواردی از این قبیل از مسائل مهمی است که مورد تأکید قرآن کریم قرار گرفته است. به همین دلیل بخشی از آیات قرآن کریم به موضوعات اقتصادی به شکل گوناگون آن اعم از خمس، زکات، ربا، رزق حلال، اهمیت کار و تلاش و سایر موضوعات اقتصادی اختصاص دارد و این نشان‌دهنده اهمیت مقوله اقتصاد نزد خداوند متعال است.

در این راستا بنا داریم در قالب سلسله یادداشت‌ها و گزارش‌هایی به بررسی آیات اقتصادی قرآن و همچنین تفاسیر مربوط به آنها بپردازیم.

یکی از آیات قرآن کریم که با موضوعات اقتصادی مرتبط است، آیه ۳۲ سوره مبارکه «الاعراف» است که خداوند متعال در این آیه فرموده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛ اى پیامبر بگو زیورهایى را كه خدا براى بندگانش پدید آورده و نیز روزی‌هاى پاكیزه را چه كسى حرام گردانیده بگو این نعمت‌ها در زندگى دنیا براى كسانى است كه ایمان آورده‌اند و روز قیامت نیز خاص آنان مى‏‌باشد این گونه آیات خود را براى گروهى كه مى‏‌دانند به روشنى بیان مى‌‌كنیم».

افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد می‌شود

مرحوم علامه طباطبایی در کتاب المیزان در تفسیر این آیه بیان کرده است: کلمه «زین» در مقابل معنای «شین» است و به معنای کارها و چیزهایی است که عیب و نقص را از بین ببرد و استفهام در این آیه استفهامی انکاری است، اخراج زینت کنایه است از اظهار آن، خدای سبحان به الهام و هدایت خود انسان را از راه فطرت ملهم کرده تا انواع و اقسام زینت‌هایی که مورد پسند اجتماع او و باعث مجذوب شدن دل‌ها به سوی اوست ایجاد نموده و به این وسیله نفرت مردم را از خود دور سازد و انسان ضرورتا محتاج به زینت است، چون انسان بطور انفرادی زندگی نمی‌کند، بلکه در جامعه حیات دارد و زندگی اجتماعی هم قهرا محتاج به اراده و کراهت و حب و بغض، رضایت و ناخشنودی و امثال آن است و خواه نا خواه، انسان به چیزهایی بر می‌خورد که آنها را دوست دارد یا از آنها متنفر است.

لذا خداوند با الهام غیبی از ماورای فطرتش به او تعلیم داده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد و معایب خود را برطرف ساخته و خود را زینت دهد و خداوند زینت را حلال و جایز شمرده است و «طیب» به معنای هر چیزی است که ملایم با طبع انسان باشد و در اینجا عبارتست از مطلق چیزهایی که آدم در زندگی و بقاء خود از آنها استمداد می‌جوید و انسان نباید در آن‌ها راه افراط یا تفریط را بپیماید، چون زیاده‌روی در غذا باعث امراض گوارشی و نیاز به دارو و در نتیجه فساد در بدن و فکر می‌گردد، لذا انگیزه فطری قوی‌ترین سبب برای مباح بودن این ارزاق است، اما افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد در شئون زندگی می‌گردد و همین دستورات ظاهرأ ساده، اساس سعادت و سلامت بشر می‌باشد.

اما در ادامه می‌فرماید: همین نعمت‌هایی که امروز در دنیا مؤمن و کافر در آن شریک هستند در آخرت مختص به مؤمنین است و دیگران را از آنها بهره‌ای نیست، چون زندگی آخرت مثل زندگی دنیا نیست که همه در بهره‌مندی از نعمت‌های آن سهیم باشند، بلکه هر کس در دنیا ایمان آورد، در قیامت همه آن نعمت‌ها از آن وی خواهد بود و آنگاه بر اهل علم منت می‌نهد و می فرماید: ما آیات خود را برای دانایان بیان نموده‌ایم .

توصیه اسلام به استفاده از زیبایی‌های طبیعت

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه در مورد این آیه آورده است: در این آیه با لحن تندترى به پاسخ آنها که گمان مى‏‌برند، تحریم زینت‌ها و پرهیز از غذاها و روزی‌هاى پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایى و مایه قرب به پروردگار است پرداخته، مى‏‌گوید: اى پیامبر! «بگو: چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگانش آفریده و همچنین مواهب و روزی‌هاى پاکیزه را تحریم کرده است» «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ» سپس براى تأکید اضافه مى‏کند: به آنها بگو: این نعمت‌ها و موهبت‌ها براى افراد با ایمان در این زندگى دنیا آفریده شده (اگرچه دیگران نیز بدون داشتن شایستگى از آن استفاده مى‏کنند) ولى در روز قیامت و زندگى عالی‌تر (که صفوف کاملا از هم مشخص مى‏شوند) اینها همه در اختیار افراد با ایمان و درستکار قرار مى‏‌گیرد» و دیگران به کلى از آن محروم مى‏‌شوند! «قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ»
در پایان آیه به عنوان تأکید مى‏‌گوید: «این چنین آیات و احکام خود را براى جمعیتى که آگاهند و مى‏‌فهمند تشریح مى‏‌کنیم. «کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ». در مورد استفاده از انواع زینت‌ها، اسلام مانند تمام موارد، حدّ اعتدال را انتخاب کرده است و استفاده کردن از زیبایی‌هاى طبیعت، لباس‌هاى زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطرها، و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده بلکه به آن توصیه و سفارش نیز شده است.

اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است


در تفسیر نور نیز در مورد این آیه به نکات زیر اشاره شده است:
این آیه، زینت را براى انسان حلال مى‏‌شمرد. قرآن، یکى از نعمت‏‌هاى خداوند را، زینت آسمان‏‌ها با ستارگان جهت تماشاگران مى‏‌داند، «زیّنّاها للنّاظرین» امّا باید علاقه به زینت، انسان را به هلاکت نکشد و بهره‏‌گیرى از آن کنترل شده باشد، لذا قرآن، نشان‏دادن زینت زنان را جز براى شوهرانشان و مَحرم‏‌هاى آنان، حرام مى‏‌داند. «لایبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ»

عثمان‏بن مظعون، خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و از تصمیم خود نسبت به اخته و مقطوع النّسل کردن خود و عزلت و فاصله گرفتن از همسر و خانواده و اجتماع خبر داد. آن حضرت به شدّت او را از این کار منع کرد و فرمود: براى کنترل شهوت، روزه بگیر و به جاى ریاضت و رهبانیّتِ مردود به مسجد برو و در انتظار نماز بنشین و به جاى بیابان‌‏گردى، در جبهه‏‌هاى جنگ و حج و عمره شرکت کن، از همسر و عطریّات استفاده کن و از اموال خود به محرومان بده و از حرام‏‌ها دورى و هجرت کن، این راه و روش من است و هر که از این روش اعراض کند و توبه نکند، فرشتگان از ورود او به حوض کوثر منع خواهند کرد.

عاصم‏بن زیاد نیز تصمیم گرفت شیوه‏ زندگى خود را تغییر داده واز حلال‏‌ها و لذّت‏‌ها کناره گیرد. حضرت على(ع) آن تفکر را محکوم کرد و هنگامى که از آن حضرت پرسید: پس چرا خودتان این همه ساده ‏زندگى مى‏‌کنید؟ امام در پاسخ فرمود: من رهبر جامعه ما، خداوند بر رهبران لازم کرده که سطح زندگى خود را در سطح افراد ضعیف جامعه نگه دارند و در غم دیگران شریک باشند.

حضرت على(ع)در برخورد با خوارج متحجّر، هنگام اعزام نماینده خود ابن عبّاس به سوى آنان، به او دستور مى‏‌دهد بهترین لباس‏‌ها را بپوشد و خود را معطّر و خوشبو ساخته و با اسبى زیبا نزد آنها برود. بعضى آیه را این گونه تفسیر کرده‏‌اند که رزق و زینت دنیا، آمیخته با انواع تلخى‏‌هاست، ولى رزق و زینتِ آخرت، بی‏‌غصّه و خالص است.
۱- پیامبر، مسئول مبارزه با بدعت‏‌ها است. «قل مَن حرّم»
۲- اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است «قل‏مَن‏حرّم»
۳- اصل در بهره‏‌گیرى از زینت‏‌ها و طیّبات، مباح بودن است، مگر دلیلى خاص بر حرمت آنها باشد. «مَن حرّم»
۴- استفاده مناسب از زینت و ترغیب مردم به آن، ارزشمند است. «زینة اللّه» زیرا زینت به خدا نسبت داده شده است.
۵ - راه رسیدن به خدا، ترک امور حلال و طیّب نیست، بلکه استفاده‏ بجا و رعایت قسط وعدل است. «قل مَن حرّم زینة اللّه...»
۶- اسلام، هماهنگ با فطرت و آیین اعتدال است، به نیازهاى طبیعى پاسخ مثبت مى‏دهد، آنچه را مفید است حلال مى‏شمرد و از آنچه ضرر دارد نهى مى‏‌کند. «مَن حرّم... أخرج لعباده»
۷- زینت، همچون غذا، مورد نیاز انسان است. (زینت در کنار خوارکى‏ها مطرح شده است) «زینة اللّه... و الطیّبات من الرّزق»
۸ - هدف اصلى از آفریدن نعمت‏‌ها، استفاده و برخوردارى مؤمنان است، گرچه کافران نیز بهره‌‏ مى‏‌برند. «قل هى للّذین آمنوا فى الحیاة الدنیا» البتّه در جاى دیگر مى‏‌فرماید: «انّا جعلنا ما على الارض زینة لها لنبلوهم أیّهم احسن عملاً» هرچه را روى زمین است، زینت آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک بهتر عمل مى‏‌کنند»
۹- در بهره‌‏بردارى از نعمت‏‌هاى دنیوى، مؤمن و کافر یکسانند، ولى کامیابى قیامت مخصوص مؤمنان است. «للّذین آمنوا خالصة یوم القیامة»
۱۰- علم وعالم، جایگاه ویژه‏اى نزد خدا دارند. «کذلک نفصّل الایات لقوم‏یعلمون».

با این اوصاف می‌توان چنین نتیجه گرفت که خداوند متعال در این آیه به شکل بسیار شدیدی پاسخ کسانی را می‌دهد که گمان می‌کنند با تحریم و پرهیز از غذاها و روزی‌های پاک و حلال، می‌توانند زهد و پارسایی خود را به اثبات رسانند و این همان مسیر تقرب به خداوند است. بلکه خداوند متعال خطاب به پیامبر می‌فرماید هرگز روزی‌های پاک و زینت‌ها را تحریم نکرده است و اگر این امور حلال، بد بودند اساسا آنها را خلق نمی‌کرد. بنابراین، نعمات خداوند، حرام نیستند بلکه موهبت هستند و حرام آن چیزی است که مفسده‌ای را در پی داشته باشد.


- نظرات (0)

صاحب مفاتیح‌الجنان


شیخ عباس قمی

شیخ عباس قمی در سال 1294 ق در خانواده‌ای متدین و متعبد به آداب و اخلاق شرعی دیده به جهان گشود، پدر او (حاج محمد رضا قمی) کاسب بود، با این حال مردم او را به تقوا و آَشنایی با مسائل دینی می‌شناختند و برای یادگیری احکام دینی به او رجوع می‌کردند. مادر شیخ عباس که «بانو زینت» نام داشت ازجمله بانوان متدین و پارسا بود که اهتمام فراوانی به نماز اول وقت داشت. [1] محدث قمی درباره مادر خود می‌گوید: «من هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت کامل شیر دهد». [2]

محدث قمی درباره مادر خود می‌گوید: «من هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت کامل شیر دهد».

طلبه نمونه از جنس تلاش و کوشش

شیخ در ایام جوانی یک طلبه نمونه بود. تحصیل را به‌سختی آغاز کرد و در این راه رنج  و سختی‌های فراوانی را متحمل شد، خود او نقل می‌کند: «یک قِران و دو قِران جمع می‌کردم تا مبلغی شود و سپس آن را برداشته و پیاده از قم به تهران می‌رفتم و کتابی خریداری می‌کردم و به قم بازمی‌گشتم تا به تحصیل ادامه دهم» شاید کسی فکر نمی‌کرد که روزی این طلبه جوان شهرتی جهانی پیدا کند، ولی اخلاص و تلاش خستگی‌ناپذیرش نام او را برای همیشه در اذهان عموم ماندگار کرد به‌طوری‌که نمی‌توان خانه‌ای را پیدا کرد که در کنار قرآن، کتاب مشهور او یعنی «مفاتیح‌الجنان» یافت نشود. [3]

علاقه فراوان به نوشتن و مطالعه کردن

شیخ عباس قمی علاقه فراوانی به مطالعه و نوشتن داشت، عموماً در کتابخانه بود و همواره با کتاب و مشغول مطالعه و بررسی کتب دیده می‌شد، فرزند بزرگ او می‌گوید: «در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‌رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود. زمانی که برای زیارت با عده‌ای از تجار به سوریه مسافرت کرده بود، همراهان نقل می‌کنند هرگاه ما به سیاحت می‌رفتیم شیخ مشغول مطالعه و تألیف می‌شد.»[4]

فرزند بزرگ شیخ عباس می‌گوید: «در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‌رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود. زمانی که برای زیارت با عده‌ای از تجار به سوریه مسافرت کرده بود، همراهان نقل می‌کنند هرگاه ما به سیاحت می‌رفتیم شیخ مشغول مطالعه و تألیف می‌شد.»

 


حکایت زیبا و ماندگار از جنس اخلاص و تقوا

همان سال‌هایی که محدث قمی در مشهد بود، جمعی از مؤمنین و طلاب با اصرار از وی تقاضا می‌کنند که در ماه مبارک رمضان در مسجد گوهرشاد نماز جماعت برپا کند. وی می‌پذیرد و در یکی از شبستان‌های مسجد نماز جماعت را اقامه می‌کند. هنوز ده روز نشده بود که جمعیت بسیاری در آن نماز شرکت می‌کنند، یک روز پس از اتمام نماز ظهر به آقای شهابی که نزدیک وی بود می‌گوید من نمی‌توانم نماز عصر را بخوانم! و بلافاصله به خانه برمی‌گردد و تا آخر ماه مبارک رمضان نماز جماعت را تعطیل می‌کند.

مرحوم حاج میرزاعلی اکبر نوقانی از او می‌پرسد: «شیخ چرا نماز جماعت را تعطیل کردی؟» مرحوم شیخ عباس پاسخ می‌دهد: «حقیقت این است که در رکوع رکعت چهارم متوجه شدم که صدای اقتداکنندگان پشت سرم که می‌گفتند: «یا الله ان الله مع الصابرین» از نقطه دوری به گوش می‌رسد همین‌که متوجه زیادی جمعیت شدم در من یک نوع خوشحالی ایجاد شد و من فهمیدم که برای اقامه نماز جماعت اهلیت ندارم»، [5] این اقدام فوق‌العاده و الهی شیخ ریشه در این آیه شریف دارد که خدای متعال در وصف پرهیزکاران می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»؛ [6] بگو: نماز و تمام عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است.

اهتمام به تهجد و شب‌زنده‌داری

مؤلف کتاب ارزشمند «مفاتیح‌الجنان» در تمام دوره سال حداقل تا یک ساعت قبل از طلوع فجر بیدار و مشغول نماز و تهجد بود، فرزند بزرگش نقل می‌کند: «تا آنجایی که من یاد دارم بیداری آخر شب از پدرم فوت نشد، حتی در سفرها این وضع جریان داشت.»، درواقع مرحوم محدث قمی از لحاظ انجام عبادت چنان بود که در «مفاتیح» شرح می‌دهد و قبل از هرکس، خود معتقد به آن دعاها، زیارات، تعقیبات و اذکار بود. [7] درواقع او قبل از اینکه دیگران را ارشاد کند مصداق این آیه شریف بود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة؛ [8] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه‌دارید»

پول فراوانی که برای سخنرانی به شیخ پیشنهاد شد

شیخ عباس خود را خادم و روضه‌خوان امام حسین (ع) می‌دانست، ازاین‌رو هیچ‌گاه روضه‌های خود را با قیمت‌های دنیایی معامله نمی‌کرد، نقل‌شده: «در یکی از سال‌ها مرد نیکوکاری از محدث قمی خواهش می‌کند که قبول کند بانی مجلس محدث شود و تعهد می‌کند که مبلغ پنجاه دینار عراقی به ایشان تقدیم کند. در آن موقع هزینه محدث در هر ماه سه دینار بود. محدث قمی می‌گوید من برای امام حسین (ع) منبر می‌روم نه برای دیگری و بدین گونه آن وجه را نپذیرفت.»[9]

زندگی زیبا و لاکچری از جنس علمای زاهد

از نگاه علمای پارسا و پرهیزکار زندگی زیبا و لوکس آن است که بدون رنگ و لعاب دنیایی باشد و از حد اعتدال و عرف طلبگی خارج نشود؛ در واقع علمای ربانی زیبایی را به‌گونه‌ای الهی مشاهده می‌کنند. در احوالات شیخ عباس قمی نقل‌شده است که زندگی او حتی از سطح یک طلبه عادی هم پایین‌تر بود، لباس او یک قبای کرباسی معطر بود که چند سال را فقط با همان قبای کرباسی می‌گذراند، فرش خانه‌اش گلیم بود، حتی از سهم امام هم استفاده نمی‌کرد و می‌گفت که من اهلیت استفاده‌ی از آن را ندارم، درباره او نقل‌شده: «زمانی که در نجف اشرف زندگی می‌کرد دو زن که در بمبئی سکونت داشتند و از بستگان آقا کوچک (از محترمان نجف) بودند حضور ایشان می‌رسند و تقاضا می‌کنند که هر ماه 75 روپیه به ایشان تقدیم کنند تا اینکه شیخ از لحاظ زندگی در رفاه باشد، ولی حاج شیخ از پذیرفتن آن خودداری می‌فرمایند». [10]

علاوه بر مفاتیح‌الجنان تألیفات مکتوب شیخ حدود 44 اثر و آثار غیر چاپی وی 17 اثر است.

 

آثار و تألیفات شیخ عباس قمی

هر چند شیخ عباس قمی را بیشتر به کتاب مفاتیح‌الجنان می‌شناسند و کسی آمار دقیق تیراژ این کتاب ارزشمند که چند میلیون از آن چاپ شده است را نمی‌تواند استخراج کند، ولی آنچه مسلم است هیچ مکان مذهبی در ایران و حتی برخی از کشورهای جهان خالی از این کتاب ارزشمند نیست، علاوه بر مفاتیح‌الجنان تألیفات مکتوب شیخ حدود 44 اثر و آثار غیر چاپی وی 17 اثر است. [11]

ساختار مفاتیح‌الجنان

هرچند در طول تاریخ شیعه کتب ادعیه و مناجات فراوانی توسط علما تدوین و جمع‌آوری‌شده است، ولی به‌طور قطع و یقین می‌توان گفت هیچ‌کدام از این کتب همانند مفاتیح‌الجنان فراگیر و همه‌پسند نشده است، برخی علت فراگیر شدن مفاتیح را اخلاص منحصربه‌فرد شیخ و همچنین سبک موجز و خاص مفاتیح برشمرده‌اند. معمولاً در ابتدای مفاتیح‌الجنان، چند سوره بلند و کوتاه قرآن کریم که در بخش‌های مختلف و ایام متعدد مفاتیح توصیه به تلاوت آن شده، چاپ می‌شود، پس از آن مطالب مفاتیح‌الجنان در چند باب دسته‌بندی‌شده است:

باب اول:  ادعیه: شامل تعقیبات نمازها، اعمال شب و روز و ایام هفته، نماز‌های معروف است.
باب دوم:  اعمال سالیانه: این باب برای بیان اعمال مستحبی در طول سال قمری تنظیم‌شده است.
باب سوم:  بخش زیارات: در این باب ابتدا مطالبی درباره آداب سفر و زیارت و نیز اذن دخول حرم‌ها ذکرشده است.

منابع کتاب مفاتیح‌الجنان

برخی از منابعی که شیخ عباس قمی در تألیف مفاتیح‌الجنان از آن‌ها استفاده کرده و به آن‌ها استناد می‌کند عبارت‌اند از: "اثبات الهداة" شیخ حر عاملی، "الاحتجاج" اثر احمد بن علی طبرسی، "الاختیار" نوشته ابن باقی، "اربعة ایام" اثر میرداماد، "الأزریة" مشهور به "هائیه" نوشته شیخ کاظم ازری، "إعلام الوری" شیخ طبرسی، "الإقبال"، " الأمان" و "جمال الاسبوع" سید بن طاووس، "الأمالی" و "تهذیب الاحکام" شیخ طوسی، "بحار الانوار" و "تحفة الزائر" علامه مجلسی، "بلد الامین" کفعمی، منابع دیگری را نیز شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح ذکر کرده است؛ ازجمله: "تاریخ عالم‌آرای عباسی" میرزا اسکندر بیگ منشی و جامع الاخبار (نویسنده مجهول). [12]

پی‌نوشت:
[1]. احمدیان، خاتم المحدثین حاج شیخ عباس قمی، ۱۳۸۰ ش.
[2]. دوانی، مفاخر اسلام، ۱۳۷۹ ش، ج ۱۱، ص ۴۰.
[3]. شیخ عباس قمی، مرد تقوی و فضیلت، ص 18.
[4]. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران، نشر معروف، ج 2، ص 574.
[5]. ستارگان حرم، جمعی از نویسندگان، انتشارات زائر، ص 163.
[6]. سوره انعام/ آیه 162
[7]. مفاخر اسلام، علی دوانی، انتشارات، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 134.
[8]. سوره تحریم/آیه 6
[9]. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران، نشر معروف، ج 2، ص 575.
[10]. همان.
[11]. آثار الحجه، ج 2، 135؛ اختران قم، ناصرالدین انصاری قمی، انتشارات دلیل ما، ص 292.
[12]. سلطانی، اشاره به پاره‌ای از منابع مفاتیح‌الجنان، ۱۳۸۹ ش، ص ۴۵۹-۴۷۲. کنگره بزرگداشت محدث قمی، قم، نشر نور مطاف، چاپ اول،1389


- نظرات (0)

عاقبت ظلم به دیگران

 حضرت آیت الله العظمی مظاهری

آیت‌الله مظاهری ضمن تشریح روایتی درخصوص پرهیز از ظلم به افراد بی‌یاور،به برخی مصادیق ظلم‌های رایج در جامعه و عواقب و عقوبت‌های آن‌اشاره کرده است.

روایتی از امام پنجم حضرت امام محمد باقر«ع» نقل شده است و آن حضرت از پدر بزرگوارشان امام سجاد«ع» و ایشان هم از پدرشان حضرت سیّدالشهداء«ع» و آن امام بزرگوار از قول مبارک امیر مؤمنان و مولای متقیان امیرالمؤمنین«ع» روایت را نقل می‌فرمایند.[۱]
همچنین در روایت آمده است که امام حسین و امام سجاد «ع» در آخرین لحظات حیات و هنگام شهادت، روایت را وصیّت کرده‌اند. یعنی علاوه‌بر اینکه چهار امام معصوم این مطلب را بیان فرموده‌اند، دو امام بزرگوار در حسّاس‌ترین مواقع به ذکر روایت پرداخته‌اند. معلوم می‌شود روایت، بسیار اهمیّت دارد که این سلسلۀ نورانی و مطهّر، آن را نقل فرموده‌اند.

بخصوص حضرت سیّدالشّهداء«ع» در روز عاشورا و پس از شهادت همۀ اصحاب و یاران، یعنی در آن موقعیّت حساس، که لازم است مهم‌ترین و حساس‌ترینِ مطالب بیان شود، آخرین وصیّت خود به فرزند برومندشان که در حقیقت آخرین وصیّت ایشان به شیعیان و بلکه بشریت است را چنین بیان می‌فرمایند:

«یَا بُنَیَّ إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ‏»[۲]؛ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو ، یاری‌کننده‌ای جز خداوند ندارد، بر حذر باش.

بارزترین مصداق مظلوم، خود امام حسین«ع» و یاران باوفای ایشان هستند. افراد شروری به آنان ظلم کردند و ایشان را با آن وضعیت به شهادت رساندند و پس از شهادت مردان، زنان و کودکان را به اسارت بردند. یعنی به کسانی که در آن بیابان و در اوج تشنگی، هیچ یاوری به جز خداوند متعال نداشتند، ظلم کردند.
ظلم و بخصوص ظلم به افراد بی‌پناه و بی‌یاور، اقسامی دارد که ذیلاً چند نمونه از آن بیان می‌شود.

یک قسم از اقسام ظلم به مظلوم بی‌یاور، ظلم برخی حکومت‌های ظالم دنیا به مردم بی‌پناه است. افرادی که بر یک ملّت مسلط می‌شوند و نسبت به آنان ظلم روا می‌دارند و آن ملت در برابر ظلم ظالمان، یاوری جز خداوند برای خویش نمی‌یابند، مصداق روایت شریف هستند. این قسم از ظلم بسیار مذموم و ناپسند است و در نهایت، منجر به سرنگونی حکومت‌های جائر خواهد شد.

ظلم کارفرما به کارگر نیز ظلم بزرگی است، بخصوص هنگامی که کارگر، مجبور است برای یک کارفرما کار کند و اگر ستم و زورگویی او را نپذیرد، اخراج و بیکار می‌شود. در بسیاری از موارد، کارفرما از احتیاج کارگر به کار، سوءاستفاده می‌کند و بر وی مسلّط شده و او را استثمار می‌نماید.
در روایات اهل بیت«ع» بر رعایت حق و حقوق کارگران، تأکید فراوانی شده است. از جمله امام صادق«ع» می‌فرمایند: «أَعْطِهِمْ‏ أُجُورَهُمْ‏ قَبْلَ أَنْ یَجِفَّ عَرَقُهُمْ»[۳]؛ تا عرق آنها نخشکیده، مزدشان را بدهید.

پیامبر اکرم«ص» نیز کسی که در ادای اجرت کارگر به وی ستم کند را ملعون می‌دانند:«مَلْعُونٌ مَنْ‏ ظَلَمَ‏ أَجِیراً أُجْرَتَهُ»[۴]. ایشان در روایت دیگری می‌فرمایند: اعمال چنین کسی حبط و تباه می‌شود و بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.[۵]
البته کارگر و افراد زیردست نیز باید کار خود را به نحو احسن انجام دهند و کم کاری، بدکاری و بیکاری نداشته باشند که حقّ‌النّاس و ظلم است.

قسم سوّم، ظلم زن به شوهر یا شوهر به زن یا هر دو به اولاد یا اولاد به پدر و مادر است. گاهی زن، پشتیبان ندارد و مجبور است به ظلم شوهر خویش بسوزد و بسازد. همچنین مرد، مجبور است برای حفظ آبرو یا جهات دیگری، ظلم همسر خویش را تحمّل کند. سرزنش، زخم زبان، نیش و کنایه به همسری که پناهگاه و پشتیبان و یاوری جز خداوند ندارد، ظلم بزرگی است.
گاهی اوقات یک مادر پیر و ناتوان، یا یک پدر از کار افتاده، بجز فرزند خویش هیچ کس دیگری را در این دنیا ندارد و چاره‌ای جز تحمّل آزار و اذیت او و شنیدن کنایه‌های نیشدار او ندارد که انصافاً گناه آن فرزند، گناه بزرگی است.
قرآن کریم در مورد رعایت احترام پدر و مادر، بخصوص وقتی که آنان زیر دست انسان واقع شوند، تاکید فراوان دارد و وظیفۀ فرزند را در این گونه موارد سنگین و حساس برمی‌شمرد. نکتۀ ظریف آن است که قرآن کریم، معمولاً سفارش به رعایت احترام والدین و سفارش به پرستش خدای یگانه را در کنار هم بیان فرموده است. چنانکه می‌فرماید: «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دو آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!ا»[۶]

امام صادق«ع» در بیان معنای این آیه می‌فرمایند: اگر پدر و مادر تو را ناراحت کردند و حتی اگر تو را کتک زدند، باز هم با آنها تندی نکن و به آنها نگو چرا بدی می‌کنید؟[۷]
ظلم به فرزند نیز مذموم و ناپسند است. دختری که مقدمات ازدواج او فراهم نشده و تحت تکلّف پدر و مادر است، شرایط حسّاسی دارد و نباید با زورگویی، درشت گویی و یا سرزنش و اهانت پدر و مادر مواجه شود. این دختر، مجبور است در خانۀ پدر باشد و هیچ پناهی جز خدا ندارد.

ظلم در حق الناس مالی

قسم دیگر ظلم به افراد بدون یاور، در حقّ‌النّاس مالی اتفاق می‌افتد. غصب مال دیگران، در حالی که نمی‌توانند اموال خود را پس بگیرند، در شمار این نوع ظلم است. مثلاً اگر کسی به زور هنگام ساخت خانه، مقداری از زمین همسایه را بگیرد و او هم توان دفاع از خود را نداشته باشد، ظلم است. پیامبر اکرم«ص» می‌فرمایند: «مَنْ خَانَ جَارَهُ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ جَعَلَهُ اللَّهُ طَوْقاً فِی عُنُقِهِ مِنْ تُخُومِ الْأَرْضِ‏ السَّابِعَهًِْ حَتَّى یَلْقَى اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مُطَوَّقاً إِلَّا أَنْ یَتُوبَ وَ یَرْجِعَ»[۸]؛ اگر کسی حتی یک وجب از زمین دیگری را غصب کند، در قیامت آنچه غصب شده، طوقی از آتش می‌شود و به گردن غاصب می‌افتد و با این رسوایی او را به صف محشر می‌آورند و با همان حالت، در پیشگاه حق تعالی حاضر می‌ شود ، مگر اینکه توبه کند و برگردد.
گاهی مشاهده می‌شود افراد یک خانواده در تقسیم ارث به همدیگر ظلم می‌کنند؛ حقّ خواهر یا برادر مظلوم خود را از ارث نمی‌دهند و او هم برای حفظ آبرو یا برای اینکه قدرت ندارد، مجبور به سکوت است و یاوری جز خداوند متعال ندارد.

حق الناس آبرویی

قسم بعدی ظلم به افراد بی‌یاور، که پرهیز از آن اهمیّت بسیاری دارد، گناهانی نظیر غیبت، تهمت و شایعه پراکنی یا همان حق‌النّاس آبرویی است. متأسفانه این قسم از ظلم، امروزه در جامعه بسیار رایج و شایع است. افراد در مجلس می‌نشینند و پشت سر کسی که حضور ندارد، غیبت می‌کنند یا به او تهمت می‌زنند.
در بسیاری از مجالس، برای کسی که حضور ندارد، شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی می‌کنند و چون نمی‌تواند از خودش دفاع کند و پاسخ شایعات را بدهد، در آن جلسه یاوری جز خداوند ندارد و مظلوم واقع می‌شود.
تهمت و اتهام زدن به دیگران، گناه بسیار بزرگی است که امروزه نقل محافل و مجالس شده است. شاید کمتر مجلسی بشود یافت که این گناهان بزرگ و این ظلم‌های عظیم در آن نباشد. به تجربه هم اثبات شده است، افرادی که مرتکب چنین گناهانی می‌شوند، عاقبت‌به‌خیر نخواهند شد.
بردن آبروی دیگران و هتک حرمت و اهانت به شخصیت سایر انسان‌ها، حقّ‌النّاس است و اگر انسان نتواند جبران حقّ‌النّاس را بکند، عاقبت سوئی در انتظار او خواهد بود.

بیش از نود درصد سخنانی که بوی غیبت دارد نیز تهمت است و کسانی که مورد این ظلم واقع می‌شوند، از آن نسبت‌هایی که به آنان داده می‌شود، مبرّا هستند.‌ای کاش لااقل این سخنان غیبت بود.
من همواره به جوانان می‌گویم: شما را به خدا قسم می‌دهم تهمت نزنید و اگر راجع به کسی تهمت شنیدید، از او دفاع کنید. متأسفانه بسیار اتفاق می‌افتد که افراد متدیّن در جلسات حضور دارند و در مقابل آنان به دیگران تهمت زده می‌شود، ولی یا سکوت می‌کنند یا آن تهمت را همراهی می‌کنند که هردو بد است.
امام حسین«ع» در روز عاشورا همۀ ما را از چنین ظلم‌هایی برحذر داشته‌اند.

با تأسف باید گفت: بسیاری از رسانه‌های گروهی، روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی، تبدیل به تهمت‌نامه، غیبت‌نامه و فحش‌نامه شده‌اند. مطلبی منتشر می‌کنند و خودشان هم می‌دانند که تهمت است، ولی منتظر می‌مانند تا تکذیب شود. اما وقتی آبروی کسی رفت و شخصیّت او در اذهان عمومی خدشه دار شد، تکذیب مطلب سودی به حال وی نمی‌بخشد و جبران آبروی رفته را نمی‌کند.

اهانت به دیگران و بردن آبروی افراد، مثل جنگ با خداست. خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: «مَنْ‏ أَهَانَ‏ لِی‏ وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَهًِْ»[۹]
گناه کسانی که تهمت می‌زنند و اهانت می‌کنند بسیار بزرگ است و افرادی که آن تهمت و اهانت را می‌شنوند و از مظلوم دفاع نمی‌کنند نیز گناهکارند.
اهمیّت این مطلب بقدری است که چهار امام بزرگوار آن را بیان فرموده‌اند و نیز در روز عاشورا، آخرین گفت‌وگوی دو انسان کامل، دو امام معصوم، در حساس‌ترین مواقع، راجع به پرهیز از ظلم به کسی است که یاوری ندارد.

عواقب ظلم به دیگران

روایت نورانی امام حسین«ع» صرفاً مربوط به زمان خودشان نیست. این روایت زنده است و همواره مصداق دارد. بنابراین ذهن ما نباید فقط برود روی ظلمی که شمر و عمر سعد و ابن زیاد به اهل‌بیت«ع» روا داشتند. بلکه باید مراقب باشیم خود ما مصداق سخن و هشدار حضرت سیدالشّهدا«ع» واقع نشویم. دفاع از مسلمانان، از اوجب واجبات است و کوتاهی در دفاع از کسی که یاوری ندارد، گناه بزرگی است. علاوه‌بر این، عقوبت هم دارد. بعضی اوقات گرفتاری‌های دنیوی افراد صالح و شایسته، ناشی از دفاع نکردن آنان از مظلومین است؛ یعنی غیبت یا تهمتی شنیده‌اند و نتوانسته‌اند یا نخواسته‌اند دفاع کنند و ناخودآگاه و ناخواسته، ظالم شده‌اند. خداوند متعال نیز که مظهر رحمت و رأفت است و بنا دارد افراد نیکوکار و پرهیزکار را به بهشت ببرد، آنان را گرفتار می‌کند یا قبل از مرگ به بیماری سختی مبتلا می‌کند تا پاک شوند و از این دنیا بروند. این لطف، از الطاف خفیّۀ خداست. البته این مطلب کلیّت ندارد و گرفتاری‌های دنیوی می‌تواند ناشی از عوامل دیگری نیز باشد.

افزون بر عقوبت دنیوی، عالم برزخ و قیامت نیز برای این‌گونه افراد سخت و دردآور است. برزخ و قیامت برای آنان که به دیگران اهانت کرده‌اند یا تهمت زده‌اند یا غیبت کرده‌اند و حتی برای کسانی که شاهد این گناهان بزرگ بوده‌اند و از مظلوم، دفاع نکرده‌اند، بسیار مشکل است. این مشکلات و این عذاب‌ها را خداوند نمی‌دهد، چراکه اساساً خداوند تعالی برای کسی بد نمی‌خواهد و خواستار زجر کشیدن و سختی دیدن بندگان نیست، بلکه اعمال خود آنها در جهنّم، دست و پا پیچ آنها می‌شود. چنانکه بنابر فرمایش قرآن کریم، به آنان خطاب می‌شود: «این [عقوبت‏] به خاطر كار وكردار پیشین شماست.»[۱۰]
بنابراین توبه از این گناهان بزرگ، از اوجب واجبات است و باید به آن اهمیّت داده شود.

اگر افراد گناهکار بدون توبه از دنیا بروند، باید در جهنّم بسوزند تا کدوت‌های گناه آنان برطرف شود، پاک شوند و لیاقت بهشت را پیدا کنند. شدّت رحمت و مغفرت پروردگار متعال بقدری است که جهنّم نیز از الطاف خفیّه اوست، در واقع، جهنّم، ناپاکی‌ها و ناخالصی‌ها را می‌زداید و انسان را برای ورود به بهشت، پاکیزه می‌کند.
اگر آدمی ظالم شد، بخصوص اگر به کسانی که یاوری جز خداوند ندارند، ظلم کرد، جایگاه او جهنّم است. امّا گاهی افراد ظالم و شرور، در جهنّم نیز به جای اینکه از الطاف بیکران الهی استفاده کنند و خود را نجات دهند، حقّه بازی می‌کنند. آنها در دنیا ظلم کرده و دیگران را فریب ‌داده‌اند و تصوّر می‌کنند در قیامت نیز می‌توانند خداوند را فریب دهند.

قرآن کریم می‌فرماید: «(به خاطر بیاورید) روزی را که خداوند همه آنها را برمی‌انگیزد، آنها برای خدا نیز سوگند (دروغ) یاد می‌کنند همان‌گونه که (امروز) برای شما یاد می‌کنند و گمان می‌کنند کاری می‌توانند انجام دهند؛ بدانید آنها دروغگویانند!»[۱۱]
این افراد، در قیامت منکر همه چیز می‌شوند و در مقابل خداوند سبحان قد علم می‌کنند. حتی کار به جایی می‌رسد که برخی از آنها به خدا می‌گویند: این پرونده، از من نیست، با من دشمنی کرده‌اند، خدایا به خودت قسم تو‌اشتباه می‌کنی که می‌خواهی مرا به جهنّم ببری!

ظلم روی ظلم و گناه روی گناه، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که پس از فریب مردم در دنیا، خیال می‌کند می‌تواند در قیامت خدا را هم فریب دهد.
اگر افراد ظالم و مکّار، چند روزی در دنیا به ظاهر موفق می‌شوند، خود آنان و دیگران نباید تصور کنند که خداوند خیر آنان را می‌خواهد و به آنان نعمت عطا می‌فرماید، بلکه در حقیقت خداوند متعال به این افراد مهلت می‌دهد تا هرچه می‌توانند بر گناه و ظلم خویش بیفزایند: «آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت می‌دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت می‌دهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند و برای آنها، عذاب خوارکننده‌ای (آماده شده) است»[۱۲]

همه باید توجه داشته باشند و بنا بر فرمایش امام حسین«ع»، از ظلم به کسی که ناصر و یاوری جز خداوند تبارک و تعالی ندارد، حذر کنند.
اگر هم ظلمی از کسی سرزد یا شاهد ظلم دیگران بود و نتوانست از مظلوم دفاع کند، باید فوراً توبه کند و به جبران ظلم واقع شده بپردازد تا خداوند سبحان از قصور و تقصیر او بگذرد و او را بیامرزد.

پی نوشت:
۱]و[۲. الکافی، ج ۲، ص ۳۳۱.
[۳]. الكافی، ج‏۵، ص ۲۸۸.
[۴]. دعائم الاسلام، ج‏۲، ص ۷۴.
[۵]. من لا یحضره الفقیه، ج‏۴، ص ۳.
[۶]. اسراء، ۲۳.
[۷]. الکافی، ج ۲، ص ۱۵۷.
[۸]. وسائل الشیعهًْ، ج‏۲۵، ص۳۸۶.
[۹]. الکافی، ج ۲، ص ۳۵۲.
[۱۰]. آل‌عمران، ۱۸۲.
[۱۱]. المجادله، ۱۸.
[۱۲]. آل‌عمران، ۱۷۸.


- نظرات (0)