سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


تلاوت قرآن در منزل

دقیقه

نماز و قرآن

در روایت آمده است: خانه‌هایی که در آنها تلاوت قرآن می‌شود، «تُضِیئُ لأهْلِ السمآءِ کما یضِیئُ النجْمُ [أَلْکوکبُ الدری] لأهْلِ الأرْضِ؛ چنان‌که ستاره یا ستاره درخشنده برای اهل زمین می‌درخشد، برای آسمانیان می‌درخشد».١

در گذشته صدای قرآن از منازل بلند می‌شد. در حالات اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام در شب عاشورا آمده است: «لَهُمْ دَوِی کدَوِی النحْلِ؛ زمزمه‌ای همانند صدای زنبور عسل داشتند».٢

همچنین آمده است که ایشان: «مَا بَینَ راکعٍ وَ ساجِدٍ وَ قائِمٍ وَ قاعِدٍ؛ در حالات مختلف برخی در رکوع و برخی در سجده و برخی ایستاده و بعضی نشسته [به عبادت و راز و نیاز و مناجات و انس با خدا مشغول بودند]».٣

و در خطبه همام در شمار ویژگی‌های متقین آمده است: «فَصافونَ أَقْدامَهُمْ یتْلُونَ آیاتِ الله‏ِ آناءَ اللیلِ و أَطْرافَ النهارِ؛ مرتب به نماز ایستاده و در لحظات شب در آغاز و پایان روز، آیات خدا را تلاوت می‌کنند».۴

در محضر بهجت، ج۲، ص۲۹۶
١. مشابه: اصول کافی، ج۲، ص۲۱۰؛ من‌لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۴۷۳؛ تهذیب، ج۲، ص۱۲۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۲، ص۱۲۲؛ ج۵، ص۲۹۴؛ ج۸، ص۱۵۸؛ بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۵۳؛ ارشادالقلوب، ج۱، ص۹۲؛ اعلام‌الدین، ص۲۶۲؛ ثواب‌الاعمال، ص۴۲؛ روضةالواعظین، ج۲، ص۳۲۱؛ المقنعة، ص۱۲۰. متن روایت در همه منابع یاد شده، در مورد خانه‌هایی که در ضمن نماز شب، قرآن تلاوت می‌شود، است. عین عبارت حدیث مذکور در کافی، ج۲، ص۲۱۰، روایت ۱۳۶۷ به این صورت است: «إِنَّ الْبُیوتَ الَّتی یصَلّی فیها بِاللَّیلِ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ، تُضیئُ لأهْلِ السَّماءِ کما تُضیئُ نُجُومُ السَّماءِ لأهْلِ أَلأرْضِ».
٢. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۹۳؛ اللهوف، ص۹۱.
٣. همان.
۴. مشابه این سخن از امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره ویژگی‌های تقواپیشگان و نشانه‌های مؤمنان نقل شده است، به این صورت: «أَمَّا اللَّیلُ فَصافُّونَ أَقْدامَهُمْ، تالینَ لأجزاءِ الْقُرْآنِ، یرَتِّلُونَه تَرْتیلاً...» ر.ک: وسائل‌الشیعه، ج۶، ص۱۷۲؛ مستدرک‌الوسائل، ج۴، ص۲۴۰؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۵ و ۳۴۱؛ ج۶۵، ص۱۹۴؛ ج۷۵، ص۲۸؛ امالی صدوق، ص۵۷۰؛ تحف‌العقول، ص۱۵۹؛ صفات‌الشیعة، ص۱۸؛ کتاب سلیم، ص۸۴۹؛ کنزالفوائد، ج۱، ص۹۰؛ نیز ر.ک: بحارالانوار، ج۷۵، ص۷۳؛ اعلام‌الدین، ص۱۳۸.


- نظرات (0)

قسط و عدل راه رسیدن به خداوند

قرآن و اقتصاد

در تفسیر نور در مورد آیه ۳۲ سوره مبارکه «الاعراف» آمده است: راه رسیدن به خدا، ترک امور حلال و طیّب نیست، بلکه استفاده‏ بجا و رعایت قسط و عدل است.


موضوع اقتصاد و معیشت مردم و آثار اجتماعی و سیاسی و توجه یا بی‌توجهی به آن از سوی حکومت‌ها و همچنین رعایت نکات شرعی معاملات و مواردی از این قبیل از مسائل مهمی است که مورد تأکید قرآن کریم قرار گرفته است. به همین دلیل بخشی از آیات قرآن کریم به موضوعات اقتصادی به شکل گوناگون آن اعم از خمس، زکات، ربا، رزق حلال، اهمیت کار و تلاش و سایر موضوعات اقتصادی اختصاص دارد و این نشان‌دهنده اهمیت مقوله اقتصاد نزد خداوند متعال است.


در این راستا بنا داریم در قالب سلسله یادداشت‌ها و گزارش‌هایی به بررسی آیات اقتصادی قرآن و همچنین تفاسیر مربوط به آنها بپردازیم.

یکی از آیات قرآن کریم که با موضوعات اقتصادی مرتبط است، آیه ۳۲ سوره مبارکه «الاعراف» است که خداوند متعال در این آیه فرموده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛ اى پیامبر بگو زیورهایى را كه خدا براى بندگانش پدید آورده و نیز روزی‌هاى پاكیزه را چه كسى حرام گردانیده بگو این نعمت‌ها در زندگى دنیا براى كسانى است كه ایمان آورده‌اند و روز قیامت نیز خاص آنان مى‏‌باشد این گونه آیات خود را براى گروهى كه مى‏‌دانند به روشنى بیان مى‌‌كنیم».

افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد می‌شود

مرحوم علامه طباطبایی در کتاب المیزان در تفسیر این آیه بیان کرده است: کلمه «زین» در مقابل معنای «شین» است و به معنای کارها و چیزهایی است که عیب و نقص را از بین ببرد و استفهام در این آیه استفهامی انکاری است، اخراج زینت کنایه است از اظهار آن، خدای سبحان به الهام و هدایت خود انسان را از راه فطرت ملهم کرده تا انواع و اقسام زینت‌هایی که مورد پسند اجتماع او و باعث مجذوب شدن دل‌ها به سوی اوست ایجاد نموده و به این وسیله نفرت مردم را از خود دور سازد و انسان ضرورتا محتاج به زینت است، چون انسان بطور انفرادی زندگی نمی‌کند، بلکه در جامعه حیات دارد و زندگی اجتماعی هم قهرا محتاج به اراده و کراهت و حب و بغض، رضایت و ناخشنودی و امثال آن است و خواه نا خواه، انسان به چیزهایی بر می‌خورد که آنها را دوست دارد یا از آنها متنفر است.

لذا خداوند با الهام غیبی از ماورای فطرتش به او تعلیم داده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد و معایب خود را برطرف ساخته و خود را زینت دهد و خداوند زینت را حلال و جایز شمرده است و «طیب» به معنای هر چیزی است که ملایم با طبع انسان باشد و در اینجا عبارتست از مطلق چیزهایی که آدم در زندگی و بقاء خود از آنها استمداد می‌جوید و انسان نباید در آن‌ها راه افراط یا تفریط را بپیماید، چون زیاده‌روی در غذا باعث امراض گوارشی و نیاز به دارو و در نتیجه فساد در بدن و فکر می‌گردد، لذا انگیزه فطری قوی‌ترین سبب برای مباح بودن این ارزاق است، اما افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد در شئون زندگی می‌گردد و همین دستورات ظاهرأ ساده، اساس سعادت و سلامت بشر می‌باشد.

اما در ادامه می‌فرماید: همین نعمت‌هایی که امروز در دنیا مؤمن و کافر در آن شریک هستند در آخرت مختص به مؤمنین است و دیگران را از آنها بهره‌ای نیست، چون زندگی آخرت مثل زندگی دنیا نیست که همه در بهره‌مندی از نعمت‌های آن سهیم باشند، بلکه هر کس در دنیا ایمان آورد، در قیامت همه آن نعمت‌ها از آن وی خواهد بود و آنگاه بر اهل علم منت می‌نهد و می فرماید: ما آیات خود را برای دانایان بیان نموده‌ایم .

توصیه اسلام به استفاده از زیبایی‌های طبیعت

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه در مورد این آیه آورده است: در این آیه با لحن تندترى به پاسخ آنها که گمان مى‏‌برند، تحریم زینت‌ها و پرهیز از غذاها و روزی‌هاى پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایى و مایه قرب به پروردگار است پرداخته، مى‏‌گوید: اى پیامبر! «بگو: چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگانش آفریده و همچنین مواهب و روزی‌هاى پاکیزه را تحریم کرده است» «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ» سپس براى تأکید اضافه مى‏کند: به آنها بگو: این نعمت‌ها و موهبت‌ها براى افراد با ایمان در این زندگى دنیا آفریده شده (اگرچه دیگران نیز بدون داشتن شایستگى از آن استفاده مى‏کنند) ولى در روز قیامت و زندگى عالی‌تر (که صفوف کاملا از هم مشخص مى‏شوند) اینها همه در اختیار افراد با ایمان و درستکار قرار مى‏‌گیرد» و دیگران به کلى از آن محروم مى‏‌شوند! «قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ»
در پایان آیه به عنوان تأکید مى‏‌گوید: «این چنین آیات و احکام خود را براى جمعیتى که آگاهند و مى‏‌فهمند تشریح مى‏‌کنیم. «کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ». در مورد استفاده از انواع زینت‌ها، اسلام مانند تمام موارد، حدّ اعتدال را انتخاب کرده است و استفاده کردن از زیبایی‌هاى طبیعت، لباس‌هاى زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطرها، و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده بلکه به آن توصیه و سفارش نیز شده است.

اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است


در تفسیر نور نیز در مورد این آیه به نکات زیر اشاره شده است:
این آیه، زینت را براى انسان حلال مى‏‌شمرد. قرآن، یکى از نعمت‏‌هاى خداوند را، زینت آسمان‏‌ها با ستارگان جهت تماشاگران مى‏‌داند، «زیّنّاها للنّاظرین» امّا باید علاقه به زینت، انسان را به هلاکت نکشد و بهره‏‌گیرى از آن کنترل شده باشد، لذا قرآن، نشان‏دادن زینت زنان را جز براى شوهرانشان و مَحرم‏‌هاى آنان، حرام مى‏‌داند. «لایبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ»

عثمان‏بن مظعون، خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و از تصمیم خود نسبت به اخته و مقطوع النّسل کردن خود و عزلت و فاصله گرفتن از همسر و خانواده و اجتماع خبر داد. آن حضرت به شدّت او را از این کار منع کرد و فرمود: براى کنترل شهوت، روزه بگیر و به جاى ریاضت و رهبانیّتِ مردود به مسجد برو و در انتظار نماز بنشین و به جاى بیابان‌‏گردى، در جبهه‏‌هاى جنگ و حج و عمره شرکت کن، از همسر و عطریّات استفاده کن و از اموال خود به محرومان بده و از حرام‏‌ها دورى و هجرت کن، این راه و روش من است و هر که از این روش اعراض کند و توبه نکند، فرشتگان از ورود او به حوض کوثر منع خواهند کرد.

عاصم‏بن زیاد نیز تصمیم گرفت شیوه‏ زندگى خود را تغییر داده واز حلال‏‌ها و لذّت‏‌ها کناره گیرد. حضرت على(ع) آن تفکر را محکوم کرد و هنگامى که از آن حضرت پرسید: پس چرا خودتان این همه ساده ‏زندگى مى‏‌کنید؟ امام در پاسخ فرمود: من رهبر جامعه ما، خداوند بر رهبران لازم کرده که سطح زندگى خود را در سطح افراد ضعیف جامعه نگه دارند و در غم دیگران شریک باشند.

حضرت على(ع)در برخورد با خوارج متحجّر، هنگام اعزام نماینده خود ابن عبّاس به سوى آنان، به او دستور مى‏‌دهد بهترین لباس‏‌ها را بپوشد و خود را معطّر و خوشبو ساخته و با اسبى زیبا نزد آنها برود. بعضى آیه را این گونه تفسیر کرده‏‌اند که رزق و زینت دنیا، آمیخته با انواع تلخى‏‌هاست، ولى رزق و زینتِ آخرت، بی‏‌غصّه و خالص است.
۱- پیامبر، مسئول مبارزه با بدعت‏‌ها است. «قل مَن حرّم»
۲- اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است «قل‏مَن‏حرّم»
۳- اصل در بهره‏‌گیرى از زینت‏‌ها و طیّبات، مباح بودن است، مگر دلیلى خاص بر حرمت آنها باشد. «مَن حرّم»
۴- استفاده مناسب از زینت و ترغیب مردم به آن، ارزشمند است. «زینة اللّه» زیرا زینت به خدا نسبت داده شده است.
۵ - راه رسیدن به خدا، ترک امور حلال و طیّب نیست، بلکه استفاده‏ بجا و رعایت قسط وعدل است. «قل مَن حرّم زینة اللّه...»
۶- اسلام، هماهنگ با فطرت و آیین اعتدال است، به نیازهاى طبیعى پاسخ مثبت مى‏دهد، آنچه را مفید است حلال مى‏شمرد و از آنچه ضرر دارد نهى مى‏‌کند. «مَن حرّم... أخرج لعباده»
۷- زینت، همچون غذا، مورد نیاز انسان است. (زینت در کنار خوارکى‏ها مطرح شده است) «زینة اللّه... و الطیّبات من الرّزق»
۸ - هدف اصلى از آفریدن نعمت‏‌ها، استفاده و برخوردارى مؤمنان است، گرچه کافران نیز بهره‌‏ مى‏‌برند. «قل هى للّذین آمنوا فى الحیاة الدنیا» البتّه در جاى دیگر مى‏‌فرماید: «انّا جعلنا ما على الارض زینة لها لنبلوهم أیّهم احسن عملاً» هرچه را روى زمین است، زینت آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک بهتر عمل مى‏‌کنند»
۹- در بهره‌‏بردارى از نعمت‏‌هاى دنیوى، مؤمن و کافر یکسانند، ولى کامیابى قیامت مخصوص مؤمنان است. «للّذین آمنوا خالصة یوم القیامة»
۱۰- علم وعالم، جایگاه ویژه‏اى نزد خدا دارند. «کذلک نفصّل الایات لقوم‏یعلمون».

با این اوصاف می‌توان چنین نتیجه گرفت که خداوند متعال در این آیه به شکل بسیار شدیدی پاسخ کسانی را می‌دهد که گمان می‌کنند با تحریم و پرهیز از غذاها و روزی‌های پاک و حلال، می‌توانند زهد و پارسایی خود را به اثبات رسانند و این همان مسیر تقرب به خداوند است. بلکه خداوند متعال خطاب به پیامبر می‌فرماید هرگز روزی‌های پاک و زینت‌ها را تحریم نکرده است و اگر این امور حلال، بد بودند اساسا آنها را خلق نمی‌کرد. بنابراین، نعمات خداوند، حرام نیستند بلکه موهبت هستند و حرام آن چیزی است که مفسده‌ای را در پی داشته باشد.


- نظرات (0)

چشم زخم

چشم زخم
سحر و جادو از توانمندی‌های ذاتی بشر است و انسان‌ها می‌توانند به اعتدال ذاتی و غیر اکتسابی به این توانایی به صورت فعلی دست یابند و یا با آموزش و پرورش، استعداد و توانمندی ذاتی خویش را در این زمینه آشکار سازند. روایات بسیاری در مورد چشم زخم و سحر جادو از ائمه نقل شده است.

بسیاری از مردم معتقدند که در بعضی از چشم‌ها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرد، ممکن است آن را از بین ببرند یا در هم بشکنند، و انسان را بیمار یا دیوانه کنند.

این باور از نظر عقلی امر محالی نیست. امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند که در بعضی از چشم‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده است که کارایی زیاد دارند و حتی با تمرین و ممارست می‌توان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی، از طریق همین نیروی مغناطیسی چشم‌ها انجام شدنی است.

چشم زخم در اسلام و چشم زخم از نظر ائمه

چنانچه از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «تاثیر چشم زدن حق است و امین نیستی که چشم تو در خودت یا در دیگری تاثیر کند. پس اگر از تاثیر چشم می‌ترسی سه مرتبه بگو: ماشاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم؛ اگر یکی از شما زینتی بکند و خوش آیند باشد، چون از منزل خود بیرون رود سوره فلق و ناس بخواند تا از چشم به او ضرر نرسد» (بحارالانوار)

در نهج البلاغه از قول امیر المومنین علیه السلام آمده است:

چشم زخم یا چشم کردن حق است و واقعیت دارد. (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، کلمات قصار، ش. ۴۰۰)

در حدیث آمده که چشم زخم حق است و واقعیت دارد. هر گاه کسی از شما انسان یا چیز زیبایی را دید و از آن خوشش آمد بگوید:آمنت بالله و صلی الله علی محمد و آله، در این صورت چشم او تأثیر منفی نخواهد داشت. (همان، ج. ۶۰، ص. ۱۸)

امام رضا علیه السلام برای رهایی از چشم زخم چنین توصیه ای دارند:

راوی می‌گوید: از آن حضرت پرسیدم:چشم زخم واقعیت دارد؟ ایشان فرمودند:آری، هرگاه تو را چشم زنند، کف دستت را مقابل صورتت قرار ده و سوره حمد و قل هو الله احد و معوذتین را قرائت کن و هر دو کف را به صورتت بکش. خداوند تو را از گزند آن حفظ می‌کند. (مکارم الاخلاق، ص. ۴۷۴)


حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح ذکر کرده که برای در امان ماندن از چشم زخم این دعا خوانده شود:

اَللّهُمَّ رَبَّ مَطَرٍ حابِسٍ وَ حَجَرٍ یابِسٍ وَ لَیْلٍ دامِسٍ وَ رَطْبٍ وَ یابِسٍ رُدَّ عَیْنَ الْعایِنِ عَلَیْهِ فی کَبِدِهِ وَ نَحْرِهِ وَ مالِهِ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ. (شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، فهرست کتاب باقیات صالحات (حاشیه مفاتیح الجنان)، باب سیم، حرز‌های چشم زخم)

پیشگیری را هم جدی بگیریم

اولین راه مقابله را اسلام پیشگیری معرفی می‌کند به همین جهت به ما فرموده اند امکانات خود را خیلی به نمایش نگذارید. (واستر ذهبک و ذهابک و مذهبک، پنهان کنید درآمد، مخارج و دینتان را (التحفه السنیه (مخطوط)، السید عبد الله الجزائری:۳۳۰- ۳۳۱)

چشم زخم در بینش قرآنی

در آیه ۶۷ سوره یوسف به امکان و حقانیت چشم زخم اشاره می‌کند.

در این آیه حضرت یعقوب (علیه السلام) به فرزندان خویش فرمان می‌دهد که هنگام ورود به مصر از یک دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جایی که فرزندان ده گانه ایشان افرادی زیبا و تنومند و جوان بودند از ایشان می‌خواهد برای در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه‌های متعدد وارد شوند تا به چشم نیایند. (المیزان ج. ۱۱ ص. ۲۱۸)

بنابراین می‌توان گفت که چشم زخم امری پذیرفته شده در بینش و نگرش قرآنی است. (مجمع البیان ج. ۵ و ۶ ص. ۳۸۰)

آیه ۵۲ سوره قلم را بعضی گفته اند:آمدند بر پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله چشم زخمی بزنند، که این آیه نازل شد: وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ: و آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند، و می ‏گفتند: «او واقعاً دیوانه‏‌ای است.»

مرحوم علامه طباطبائی (ره) در توضیح آیه فرموده اند:"منظور از «ازلاق به ابصار» در «لیزلفونک» در آیه ۵۲ قلم بنابر نظر همه‌ی مفسرین، چشم زدن است که خود نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیل عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق هست. با این حال دلیلی ندارد که ما آن را انکار کرده و بگوییم یک عقیده‌ی خرافی است. (المیزان، ج. ۱۹، ص. ۴۶۸)

هرگاه تو را چشم زنند، کف دستت را مقابل صورتت قرار ده و سوره حمد و قل هو الله احد و معوذتین را قرائت کن و هر دو کف را به صورتت بکش. خداوند تو را از گزند آن حفظ می‌کند. (مکارم الاخلاق، ص. ۴۷۴)

یادآوری :

لازم به یادآوری است که قبول تأثیر چشم زخم به طور اجمال به این معنی نیست که به کار‌های خرافی و اعمال عوامانه در اینگونه موارد پناه برده شود؛ که هم بر خلاف دستورات شرع است، و هم سبب شک و تردید افراد ناآگاه در اصل موضوع است، همانگونه که آلوده شدن بسیاری از حقایق با خرافات این تأثیر نامطلوب را در اذهان گذارده است.

دعای رفع چشم زخم,نماز رفع چشم زخم

خواندن آیه و ان یکاد الذین برای رفع چشم زخم مفید است.

۱- هنگام اذان در جایی که زندگی می‌کند، با صوت جهر و آشکار{صدای بلند مثل نماز صبح}، اذان بگوید.
۲- پس از نماز صبح ۵۰ آیه از قرآن را با صوت جهر و آشکار تلاوت نماید.
۳- دو سوره‌ی معوّذتین (فلق و ناس) را زیاد بخواند.
۴- پیش از خواب ۴ قل (یعنی سوره‌های کافرون، توحید، ناس و فلق) را بخواند.
۵- همراه خود قرآن داشته باشد.
۶- آیه الکرسی را فراوان بخواند وآن را نوشته و در خانه نصب کند.
۷- صدقه دادن و تکرار معوذتین و تکرار لاحول و لا قوۀ الا بالله.
۸- حرز امام جواد علیه السلام را همراه داشته باشد مثلاً در انگشتری؛ و این حرز باید روی پوست آهوی ۶ ماهه‌ی تهامه نوشته شود. (حقیر می‌گویم طبق احادیث انگشتر ۷ جلال و عقیق یمنی اصل هم برای حفاظت خوب است.)

درمصباح کفعمی است هر کس سوره یس را بنویسد و با خود حمل کند از شر جن و چشم زخم در امان است. (کتاب پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیة الله بهجت- جلد اول)


- نظرات (0)

سوره معجزه گر

سوره حمد
در سوره های قرآن آنچه که خیلی اثرات معجزه آسایی از آن ذکر شده است سوره مبارکه حمد می باشد که در کمتر سوره ای یافت می شود.

قرآن سر تا سر دارای اعجاز در زندگی مادی و معنوی می باشد که اگر ما با معرفت تلاوت کنیم حتما اثرات آن را خواهیم دید. لذا در اثرات سوره های قرآن اثرات عجیبی ذکر شده که هر کدام معجزه ای هستند. اما در سوره های قرآن آنچه که خیلی اثرات معجزه آسایی از آن ذکر شده است سوره مبارکه حمد می باشد که در کمتر سوره ای یافت می شود.

 «سوره حمد» نسخه‎ای است برای درمان همه آلام جسمی و روحی. و چون انسان «العیاذ بالله» بیمار شد، راحت‎ترین درمان و کم ‎هزینه‎ ترین درمان، خواندن سوره حمد است.

 «صادق آل‎ عبا» فرمود: «چنان‎چه بر مرده‎ای 70 بار سوره حمد خواندید و زنده شد تعجب نکنید.» (اصول کافى)

 امام صادق علیه السلام فرمودند: سوره ی «حمد» سوره ای است که ابتدایش «حمد» خدا و وسطش «اخلاص» و آخرش دعا است.

 از سلمة بن محمد نقل است که گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: کسی که سوره حمد، او را شفا نبخشد، چیزی او را شفا نمی بخشد. (خواص القرآن، ص48)

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: سوره حمد بر هیچ دردی خوانده نشد مگر اینکه دردش آرام می گیرد (قرآن درمانی روحی و جسمی ،ص 62) و...

 امیرالمومنین علیه السلام فرمود: از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد.»

 پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می شود. (مستدرک الوسائل، ج4، ص330)

 از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد».

 در روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: اگر سوره حمد را در یک کفه میزان و باقی سوره های قرآن را در کفه دیگر قرار دهند، سوره «حمد» هفت برابر سنگین تر است. (مجمع البیان، ج1، ص36 )

 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرکس سوره حمد را قرائت کند خداوند به عدد خواندن تمام کتاب هایی که از آسمان نازل شده به او ثواب و پاداش عنایت می فرماید. (الاختصاص، ص39)

 برخی از خواص سوره حمد


 جهت رفع تب

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: هر کس، با ایمان سوره مبارکه فاتحه را چهل بار بر قدح آب با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند و آن آب را بر روی کسی که تب دارد بپاشد، تب از او زایل می شود. (همان ص12)

اگر رزق و روزی و ثروت زیادی میخواهید سوره «حمد» را تلاوت کنید

 زیادی نور چشم

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: چون کسی را درد چشم باشد یا در بینایی او ضعفی باشد در اول ماه چون هلال ماه را ببیند دست بر چشم خود بنهد و سوره فاتحه را 10 بار با نیت خالص و توجه به معنی آن بخواند و در آخر سوره مبارکه «توحید» را 3بار بخواند بعد از آن 7بار بگوید: «یا ربِّ قَوِّ بَصَری».

 سپس بگوید: «اللهم اکف انت الکافی، اللهم عاف انت المعافی». درد چشم و ضعف بینایی به صحت مبدل می گردد. (خواص آیات قرآن کریم، محمدتقی نجفی، ص10)

 ایجاد برکت

در کلامی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم آمده است: هرکس، هنگامی که وارد خانه خود می شود، سوره حمد و توحید را قرائت نماید خداوند فقر را از خانه او دور کرده و برکت زندگی او را به حدّی زیاد می کند که به همسایگانش نیز می رسد.

 پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می شود

 از حضرت امام صادق علیه السلام روایت شده است:‌ «هرکس سوره حمد را قرائت کند، به لطف و عنایت الهی، درهای خیر دنیا و آخرت به روی او گشوده خواهد شد.» (همان، ص 65 به نقل از الدرالمنثور، ج6)

 ختومات مجرب

1) نماز عجیب و مشکل گشا
اگر کسی به نیت قضای حاجت دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت 19 مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و بعد از آن سوره حمد را تلاوت نماید و بعد از تمام شدن نماز 786 مرتبه آیه بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده خواهد شد. ان شاءالله. (همان، ص67به نقل از شمس المعارف الکبری )

2)برکت و گشایش روزی
از مولا علی علیه السلام نقل شده است: «اگر رزق و روزی و ثروت زیادی می خواهی و دوست داری از هر بنده و آزادی بی نیاز باشی و به زودی به آرزوهایت برسی و از غل و غش و حیله در امان باشی؛ پس «فاتحة الکتاب» را بخوان که اسرار عجیبی در ان نهفته است.

 برای رسیدن به آرزوها و حاجت هایت، این سوره را در پنج نوبت (صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا) 100 مرتبه تلاوت کن. (همان،ص 66به نقل از شمس المعارف الکبری)
 
 3) جهت عزت و شخصیّت و حفظ آبرو
در روز جمعه شروع کند تا 41 روز، و هر روز 41 مرتبه سوره مبارکه حمد را بخواند و بعد از اتمام بلافاصله 13 بار این دعا را بخواند: «یا مُفَتِّحُ فَتَّح یامُفَرِّجُ فَرَّج یامُسَبِّبُ سَبَّب یامُیَسِّرُ یَسَّریامُسَهِّلُ سَهَّل یا مُتَمِّمُ تَمَّم برحمتک یا ارحم الراحمین» (دو هزار و یک ختم، ص48)


- نظرات (0)

پیمان شفاعت خدا

شفاعت

شفاعت موضوعی است که درباره آن صحبت‌های زیادی وجود دارد و برخی به کل این موضوع را رد می‌کنند درحالی که در آیات مختلف به این امر اشاره شده و حتی خدوند برای شفاعت‌کننده و حتی شفاعت شونده شرایطی تعیین کرده است.

شفاعت، واسطه شدن یک مخلوق میان خداوند و مخلوق دیگری است برای رساندن خیر یا دفع شر. شفاعت مفهومی دینی است که عموم مسلمانان به آن باور دارند. بر اساس عقاید شیعه، شفاعت به طور کامل از آن خداوند است و هیچ کس بی‌اذن او نمی‌تواند شفاعت کند. اگر خداوند از ایمان بنده‌ای راضی باشد به شفیعان اذن می‌دهد تا در حق او شفاعت کنند. در منابع معتبر اهل سنت نیز به صراحت از شفاعت یاد و از جمله به شفاعت پیامبر اکرم(ص) از مؤمنان تصریح شده است.

در این گزارش به دو آیه درباره شرایط شفاعت‌کننده و شفاعت شونده اشاره می‌کنیم که البته آیات متعدد دیگری هم در این زمینه وجود دارد که در این خصوص چندی پیش به آیه ۱۰۹ سوره مبارکه طه اشاره کردیم که گزارش آن را می‌توانید از اینجا مشاهده کنید.

شفاعت‌کننده

خداوند در  آیه ۸۷ سوره مبارکه مریم درباره شفاعت کنندگان می‌فرماید:

«لَا یَمْلِکُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْداً»

ترجمه

آنان مالک شفاعت نیستند، مگر کسى که با خداى رحمان پیمانى بسته باشد.

قرآن، براى شفاعت شرایطى قائل است و چنین نیست که هر کس هر چه را خواست شفیع خود قرار دهد. در قیامت، کفّار به هر درى مى‏‌زنند و از هر کسى پناه مى‏‌خواهند، ولى جواب منفى مى‏‌شنوند.

ممکن است مراد از «عَهد»، همان عهد بندگى خدا و دورى از شیطان باشد که قرآن مى‏‌فرماید: «ألم اَعهَد الیکم یا بنى آدم أن لا تعبدوا الشیطان اِنّه لکم عدوّ مبین و أنِ اعبدونى هذا صراط مستقیم»(یس، ۶۰ - ۶۱) اى انسان‏ها! آیا از شما پیمان نگرفتم که از شیطان اطاعت نکنید که او براى شما دشمنى آشکار است و اینکه تنها مرا پرستش کنید که این صراط مستقیم است.

و در جاى دیگرى مى‏‌خوانیم: «لا تَنفع الشفاعة الاّ مَن أذن له الرّحمن و رَضِى له قولا»(طه، ۱۹۰) در آن روز، شفاعت هیچ کس سودى نمى‌‏بخشد جز کسى که خداوند به او اجازه داده و به گفتار او راضى است.

در روایات، «عهد» به چند چیز تفسیر شده است از جمله:
الف: تعهّد به ولایت امیرالمؤمنین علىّ‏‌بن ابیطالب‏ علیهما‌السلام و امامان پس از او.(تفسیر المیزان)
ب: وصیّت هنگام مرگ که انسان مردم را گرد خود جمع کند و بگوید: من متعهّدم به «لا اله الاّ اللّه، محمّد رسول اللّه»، و حقانیّت بهشت و دوزخ.(تفسیر مجمع‌‏البیان)
ج: تعهّد ومواظبت بر نمازهاى شبانه‏‌روزى.(تفسیر المیزان)

پیام‌ها

شفاعت، داراى نظامى قانون‏مند و تحت نظارت خداوند است. «لایملکون الشفاعة الاّ مَن...»
کسى خودسرانه و از پیش خود قدرت و حقّ شفاعت ندارد. «لا یملکون»
شفاعت، جلوه‌‏اى از رحمت گسترده‏ الهى است. «عند الرّحمن عهدا»
افراد خاص و متعهّد از طرف خداوند حقّ شفاعت دارند. «الاّ مَن اتّخذ عند الرّحمن عهدا»

چه کسانی شفاعت می‌شوند؟

اما پس از مشاهده آیه در بیان شرایط شفاعت کننده و آشنایی با مفاهیم این آیه به سراغ آیه ۲۸ سوره انبیاء می‌رویم که در آن شرایط انسان شفاعت شونده بیان شده است.

یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى‏ وَ هُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ‏

ترجمه

(خداوند) آنچه را که در (آینده) پیش روى آنان و یا گذشته‏ آنها است مى‏‌داند و آنان جز براى کسى که خداوند رضایت دهد، شفاعت نمى‏‌کنند و از ترس او (پروردگار) بیم‌ناکند.

«خوف» یعنى ترس از گناه، ولى «خشیت» به معناى ترس از عظمت الهى است، ترسى که با تعظیم و احترام همراه باشد.
در روایات آمده است که مراد از «مَن ارتضى» یعنى کسى که دین او مورد رضایت است، هر چند گناهکار باشد، زیرا شخص با ایمان به خاطر توبه‏‌اى که پس از گناه مى‏‌کند، مورد لطف قرار گرفته و مشمول شفاعت واقع مى‏‌شود.(تفاسیر صافى و نورالثقلین ؛ توحید صدوق ص ۴۰۸)

پیام‌ها

تسلیم بى‏‌چون و چرا بودن، در برابر خدایى ارزش دارد که به همه چیز آگاه است. «بامره یعملون، یعلم» (توجّه به اینکه خداوند همه چیز را مى‏‌داند سبب تسلیم همراه با خشیت مى‏‌شود.)

علم خداوند نسبت به گذشته و آینده یکسان است، بخلاف علم انسان که فقط نسبت به گذشته است. «یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم»

بندگى و تسلیم در برابر خداوند، سببِ داشتن مقام شفاعت است. «عبادٌ مکرمون، لا یسبقونه، یشفعون»

فرشتگان نیز اهل شفاعت هستند. «لا یشفعون الاّ لمَن ارتضى»

شفاعت، لیاقت مى‏‌خواهد. کسانى مشمول شفاعت واقع مى‏‌شوند که خداوند از دین آنها راضى باشد. «الاّ لمَنِ ارتضى»

معرفت بیشتر به خداوند باید سبب خشیت فزونتر باشد. «و هم من خشیته مشفقون» (مقام عصمت، مانع از خشیت از خداوند نیست.)


- نظرات (0)

عذاب وسختی صالحان

فقر

موضوع عقاب و مجازات گنهکاران در دنیا موضوعی است که صحبت‌های زیادی درباره آن مطرح است خصوصاً اینکه چرا برخی مدام در سختی و رنج هستند و از گرفتاری‌های آنها تمامی ندارد با اینکه انسان‌های ظاهراً مؤمنی هستند.

خداوند در آیه ۷۵ سوره مؤمنون به بیان دلایل این امر پرداخته و طغیان انسان‌ها را یکی از دلایل برطرف نشدن بدبختی‌ها و گرفتاری‌های برخی انسا‌ن‌ها بیان می‌کند.

در همین زمینه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که فرمودند: فراموش کردن و غفلت از معصیت و گناه، از بزرگترین عذاب‌ها و عقوبت‌هاى خداوند است در دنیا، و از موثرترین اسباب گرفتارى و سختى است در روز قیامت. و تا بنده مؤمن اشتغال به طاعت خدا و معرفت عیوب نفسانى خود داشته و آنچه را که به دین او صدمه و ضرر دارد ترک مى‌کند؛ پس او از آفات دور و محفوظ بوده، و در دریاى رحمت پروردگار غوطه‏ ور خواهد شد. و چنین شخصى از جواهر حکمت و از لطائف معارف و حقایق استفاده خواهد کرد.

و اگر کسى در انجام وظائف خود غفلت ورزیده و معاصى خود را فراموش کرده، و تمام اعتماد و توجه و اتکاء او به قدرت و قوت و نیروى خود شد، به طور مسلم چنین آدمى رستگار نخواهد بود.( مصباح الشریعة/ ترجمه مصطفوى/ ص: 34)

به این آیه توجه کنید:

«وَلَوْ رَحِمْنَهُمْ وَکَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّواْ فِى طُغْیَنِهِمْ یَعْمَهُونَ‏»

ترجمه

و (بر فرض) اگر به آنها رحم کنیم و (رنج و عذاب و) بدبختى‏‌هاى آنان را برطرف سازیم (به جاى هوشیارى و شکر) در طغیانشان کوردلانه اصرار مى‏‌ورزند.

در تفسیر «کنزالدّقائق» و «روح البیان» مى‏‌خوانیم: زمانى در مکه قحطى شد، ابوسفیان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درخواست دعا کرد، حضرت دست به دعا برداشت و قحطى برطرف شد، اما سپس آیه‏ فوق نازل شد.

طغیان موضوعای است که در این آیه به آن اشاره شده است اما طغیان هم در افراد مختلف، تفاوت دارد که در ادامه به برخی اشاره می‌کنیم؛

طغیان عالمان، در علم است که به وسیله‏ تفاخر و مباهات جلوه مى‏‌کند.
طغیان ثروتمندان در مال است که به وسیله‏ بخل خود را نشان مى‏‌دهد.
طغیان صالحان در عمل نیک است که به وسیله‏ ریا و سُمعه (خودنمایى و شهرت‏طلبى) نمایان مى‏‌شود.
طغیان هواپرستان در پیروى از شهوت‏‌ها جلوه مى‏‌کند. (تفسیر روح‏‌البیان).

در همین زمینه خداوند در آیه ۵۷ سوره کهف از کسانی که از آیات الهی رویگردانده و به آن عمل نمی‌کنند به ستمکار تعبیر شده است.

پیام‌ها

رفاه و آسایش، جلوه‏ رحمت الهى است. «رَحِمناهم و کشفنا»
خدمت و محبّت به افراد بى‏‌شخصیّت، بى‏‌ثمر است. «رَحِمنا - للجّوا»
انسان‏هاى بى‏‌ایمان، از فرصت‏‌ها و مهلت‏‌ها سوء استفاده مى‏‌کنند. «لایؤمنون بالآخرة... للجّوا فى طغیانهم»
طغیانگرى، انسان را سرگردان مى‏‌کند. «فى طغیانهم یعمهون»


- نظرات (0)

سفارش طلایی امام صادق(ع) در برخورد با اهل سنت

رهبری


انسان به لحاظ ویژگی‌ها و نیازهای ذاتی و طبیعی که خدای متعال در وجود او قرار داده موجودی اجتماعی است. از طرفی این انسان اجتماعی برای گذراندن یک زندگی آرام و توأم با سعادت و کامیابی به همفکری، تعاون و هماهنگی و اتحاد با سایر هم نوعان خود نیاز دارد. هرچند که اهمیت و جایگاه مهم این همگرایی و اتحاد برای بسیاری از افراد روشن و مبرهن است؛ ولی بااین‌وجود عده‌ای از روی جهل و نادانی و عده‌ای هم از روی کینه و دشمنی با تخریب این همبستگی زمینه‌ی به وجود آمدن رخوت، سستی، اختلاف و چنددستگی را درجوامع بشری فراهم می‌کنند.

جایگاه و اهمیت وحدت و همگرایی

آیین مقدس اسلام در خود گوهرهای ارزشمندی از معارف و آموزه‌های اسلامی را به همراه دارد که اگر به‌درستی در زندگی انسان‌ها نهادینه شوند روح آرامش و آسایش را در حیات دنیوی و آخروی برای انسان به ارمغان خواهد آورد، از جمله‌ی این معارف زیبا و ارزشمند اتحاد و همبستگی و پرهیز از اختلاف و چنددستگی است. [1] خدای متعال با مهم برشمردن همبستگی بین مسلمانان به آنان هشدار می‌دهد که اگر گرفتار تفرقه و اختلاف شوند به عذاب شدید مبتلا خواهند شد. [2] پرواضح است که این عذاب شدید علاوه بر حیات اخروی دامان حیات مادی آنان را خواهد گرفت؛ چراکه با وجود تفرقه و اختلاف، دشمنان به‌راحتی می‌توانند بر جوامع اسلامی چیره شده و عظمت و شوکت دول اسلامی را بر هم زنند. [3]

نگاهی اجمالی به معنای صحیح و غلط وحدت اسلامی

مقصود از وحدت اسلامی این است که با تکیه بر امور مسلم و روشن، اعتقادی، دینی و اخلاقی رفتاری انسان دوستانه و مهرورزانه با هم داشته باشند، و در برابر دشمن مشترک در یک صف قرار گیرند.

وحدت و اتحاد در معنای لغوی عبارت است از همبستگی، یکی شدن، هم‌گرایی، یک‌دلی، اجتماع و یک‌جهتی و با هم بودن در یک امر، با این تعریف وحدت یعنی تبدیل گسستگی به همبستگی، و واگرایی به هم‌گرایی، و پراکندگی به پیوستگی. [4] ولی برخی در یک برداشت غلط و سطحی از وحدت اسلامی این‌چنین می‌پندارند که مقصود از وحدت یعنی اینکه پیروان مذاهب اسلامی از اصول و فروعات خود دست بردارند و یک مذهب جدید تأسیس کنند، بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب در یک مذهب نیست، و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرح مفترقات نیست، چراکه این تعریف نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی، بلکه مقصود از وحدت اسلامی این است که با تکیه بر امور مسلم و روشن، اعتقادی، دینی و اخلاقی رفتاری انسان دوستانه و مهرورزانه با هم داشته باشند، و در برابر دشمن مشترک در یک صف قرار گیرند. [5]

اصول وحدت آفرین در جوامع اسلامی

همواره مدافعان تقریب مذاهب و وحدت اسلامی برای نجات جامعه اسلامی به دنبال شاخص‌ها و مؤلفه‌های بوده‌اند تا اینکه مسلمانان را از تفرقه و اختلاف و درگیری نجات دهند، یکی از این مدافعان وحدت، آیت الله سید محمد باقر حکیم است که در کتاب خود (وحدت اسلامی از نگاه قرآن و حدیث) به اصول مهمی اشاره کرده است:

اگر تمام مذاهب اسلامی به‌طور صحیح و اصولی تسلیم و مطیع معارف الهی و غنی قرآن کریم باشند، می‌توان جامعه اسلامی را گرد آن معارف آسمانی جمع کرد


1-اصل توحید و یکتا‌پرستی: یکی از مهم‌ترین محورهایی که بر اساس آن مذاهب اسلامی به خوبی می‌توانند گرد هم جمع آیند و از پراکندگی و اختلاف دور شوند اصل توحید و یکتاپرستی است، اصل مهم قرآنی که همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق‌نظر دارند. اصلی که به خوبی می‌تواند میان فرق اسلامی انس و الفت ایجاد نماید. [6] دراهمیت و محوریت توحید همین بس که خدای متعال در آیه 52 سوره مؤمنون همه پیامبران و پیروان آنها را به توحید و تقوی دعوت کرده و می‌فرماید:" همه شما امت واحدی هستید"(و تفاوت‌های میان شما و همچنین پیامبرانتان هرگز دلیل بر دوگانگی و چندگانگی نیست) (وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً)." و من پروردگار شما هستم، از مخالفت فرمان من بپرهیزید." (وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ). به این ترتیب، آیه فوق به وحدت و یگانگی جامعه انسانی، و حذف هرگونه تبعیض و جدایی دعوت می‌کند، همان‌گونه که او پروردگار واحد است، انسان‌ها نیز امت واحد هستند. [7]

2-اصل پیروی از پیامبر اکرم(ص): دومین اصلی که زمینه اختلاف و پراکندگی را از میان جوامع اسلامی برطرف می‌کند موضوع اطاعت‌پذیری از پیامبر اکرم (ص) است، همان‌طور که تمام فرق و مذاهب اسلامی حضرت محمد (ص) را به‌عنوان آخرین پیامبر الهی می‌شناسند و قبول دارند؛ اگر بر اوامر ایشان نیز مطیع و منقاد باشند، و اجازه تفسیر به رأی و اجتهاد در برابر رأی پیامبر را به خود ندهد، و رأی و نظر ایشان را در تمام عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به‌کار ببندند هیچ‌گاه جامعه اسلامی درگیر اختلاف، و چنددستگی نخواهد شد.

اگر شیعیان با اهل سنت خوب رفتار کنند آنان از مذهب و امامان شیعی به نیکی یاد خواهند کرد.


3-اصل معارف قرآنی: قرآن کریم نیز ازجمله محورهای مشترک بین فرق و مذاهب اسلامی است، به‌واقع اگر تمام مذاهب اسلامی به‌طور صحیح و اصولی تسلیم و مطیع معارف الهی و غنی قرآن کریم باشند و اجازه‌ی تفسیر به رأی در آن را به خود ندهند، به‌راحتی می‌توان جامعه اسلامی را گرد آن معارف آسمانی جمع کرد، باری به هر جهت همین معارف، حسن رفتار و عدالت را حتی با غیر هم کیشان و غیرمسلمانان تجویز می‌کند[8] چه رسد به اینکه این رفتار مهرورزانه را با برادران مسلمانی رعایت کنیم.

پیشوایان تشیع، پیشگامان وحدت اسلامی

برخلاف رفتار برخی افراطیون مغرض و جاهل که هیچ‌گاه طرفدار اتحاد و انسجام اسلامی نبوده‌اند پیشوایان و امامان شیعه همواره از این رویه حمایت کرده و شیعیان و پیروان خود را به برخورد صحیح و انسان دوستان با اهل سنت تشویق و ترغیب می‌کرده اند، ایشان به محبان خود سفارش می‌کردند که در مناسک دینی و مراسم عبادی اهل سنت شرکت کنند از اموال آنان محافظ کنند، به عیادت مریضانشان بروند، و در تشیع جنازه آنان حاضر شوند اگر شیعیان با اهل سنت خوب رفتار کنند آنان از مذهب و امامان شیعی به نیکی یاد خواهند کرد. [9]

پی‌نوشت‌ها:
[1]. «وَ اعْتَصِمُوا به حبل اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا؛ [آل عمران/103] و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید!»
[2]. «وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ (آل عمران/105) و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند»
[3]. «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ؛ [انفال/46] و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!»
[4]. امامان شیعه و وحدت اسلامی، علی آقا نوری، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ص17
 [5]. پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت، مهدی مسائلی، ص16.
[6]. «وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ [انفال/63] و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‌کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‌توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!»
[7]. تفسیر نمونه، ج14، ص 257.
[8]. ممتحنه آیه 8. «خدا شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی‌که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نرانند نهی نمی‌کند چراکه خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد.»
[9]. من لا یحضره الفقیه؛ ج1؛ ص 383،1128.


- نظرات (0)

چراشکرخدا

شکرگزاری

مرحوم محدث قمی، صاحب مفاتیح الجنان در کتاب سفینة البحار روایتی بسیار زیبا آورده است؛ روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرضه داشت که خدایا، عابدترین بنده ات را به من نشان بده. آدرسی به او داده شد تا بتواند عابدترین بندگان خدا را ببیند.
موسی به آن آدرس رفت و دید که فردی فلج است که جزامی و بیماری برص هم داشت. اول شک کرد که آیا عابدترین مردم چنین انسانی است؟ چرا که در نظر او عابدترین انسان ها علی القاعده باید جانمازش پهن باشد و شب و روز در حال نماز و راز و نیایش باشد. پرسید خدایا من درست آمدم؟
جبرئیل نازل شد و گفت: موسی شک نکن، این فرد از عابدترین مردم است که همین الان هم من مأمور شده ام  چشمانش را از او بگیرم. موسی که شاهد این صحنه ها بود، می بینید که وقتی فرد نابینا شد سرش را رو به آسمان کرد و خدا را با لفظ یا "بارّ و یا وصول؛ کسی که خیلی به من خوبی کردی و خیلی به من صله و نعمت داده ای"، یاد کرد.

در این لحظه موسی تعجب کرد و جلو رفت و گفت: من موسی پیامبر مستجاب الدعوه خدا هستم. اگر حاجتی داری به من بگو که من به درگاه خدا واسطه شوم تا دعایت مستجاب شود. آن فرد تشکرد کرد و گفت؛ خدا هر چه را به لازم و در خیر و صلاح من بوده به من داده است. موسی عرضه داشت که خدا چه چیزی به تو داده، ظاهرت را هم گرفته است؛ فلج و جذامی و پیسی،چشم هایت را هم گرفته است!
رو کرد به موسی و گفت: یا موسی! خدا لطف کرده و معرفت نسبت به خودش را در این منطقه به من داده است، در این منطقه همه بت پرست هستند و به لطف او تنها من خدا پرست هستم، با این وصف می خواهی که شاکر خدا نباشم؟!
و این جا بود که موسی فهمید چرا این پیرمرد فلج، کور،جزامی و کسی که به بیماری پیسی گرفتار است، عابدترین بندگان نزد خداوند است.


حال من و شما از این داستان برای زندگی هایمان چه عبرتی می توانیم داشته باشیم؟ آیا من و شما در چنین شرایطی باز هم شاکر نعمتهایی که داریم و در بسیاری مواقع خیلی هم توجه نمی کنیم هستیم؟ نگاهمان را که نسبت به همه اتفاقات عالم زیبا کنیم خواهیم دید که به راحتی می توانیم همه چیز را زیباتر ببینیم و آن وقت است که این باور روز به روز در ما قوی و قوی تر می شود که "هر چه از دوست رسد، نیکوست"

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
                  منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
                 که در طریقت ما کافریست رنجیدن


- نظرات (0)

خصلتی ارزشمند

ایه قرآن

عفاف عنصر گرانبهایی است که  خداوند آن را در کنار ویژگی "حیا" به صورت فطری درون تمام انسان‌ها قرار داده است. این خصلتِ تعالی‌بخش باعث دوری انسان از شهوات نفسانی و اخلاقیات ناپسند می‌شود. به قول راغب اصفهانی در کتاب "المفردات" عفت، حالت نفسانی است که مانع تسلط شهوت بر انسان می‌شود و انسان عفیف کسی است که با تمرین و تلاش مستمر و پیروزی بر شهوت، به این حالت دست یافته باشد. همچنین گفته‌اند  پایه ‌عفاف، خویشتن‌داری است‌ که مانع افراط در مسائل اخلاقی و رفتاری می‌شود؛ عفت در شهوات، عفت در نگاه، عفت در خوردن، عفت کلام و عفت در هنگام فقر از مواردی است که در قرآن و روایات بر آن‌ها تأکید شده است. 

 خداوند در آیاتی از قرآن به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این عنصر گرانبها اشاره فرموده است؛ به عنوان نمونه در بخشی از آیه 32 سوره نور می‌فرماید:

«وَ لْیَستَعْفِفِ الَّذِینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتى یُغْنِیهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ...؛ و آنها که امکان ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بى نیاز سازد».

و یا در آیه273 سوره بقره می‌فرماید:‌

«لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شده‌اند و توانایی آنکه در زمین بگردند (و کاری پیش گیرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بی‌نیازند، به (فقر) آنها از سیمایشان پی می‌بری، هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنید خدا به آن آگاه است.» 

همچنین در آیات 30 و 31 سوره نور به عفت چشم و پرهیز از نگاه حرام اشاره می‌کند و می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ(30)  ... وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...(31)؛ به مردان و زنان مؤمن بگو تا چشمها را (از نگاه ناروا) بپوشند»‌.

در روایات معصومین(ع) نیز تأکید فراوانی بر موضوع عفاف شده است و آن را عنصری برای حفظ و صیانت انسان از آلودگی‌های نفسانی و یا صیانت در مقابل دیدگان حرام معرفی کرده‌اند. امام علی(ع) در این باره فرمودند: «ثَمَرَةُ العِفَّةِ الصِّیانَةُ ؛. میوه عفّت، ایمنی و محفوظ ماندن است. (غرر الحکم و درر الکلم، حدیث4593)  همچنین حضرت در روایتی دیگر ارزش عفاف را همسنگ با موضوع شهادت برشمرد و فرمود: «پاداش مجاهدی که در راه خدا به شهادت رسیده برتر از پاکدامنی نیست که توان گناه دارد اما گناه نکند که پاکدامن در آستانه فرشته شدن است؛ مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَةِ» (نهج البلاغه، حکمت 466)

بر این اساس می‌توان گفت انسان عفیف کسی است که قوای شهوانی و نفسانی خویش را در کنترل عقل در آورد و از این قوا استفاده صحیح و مشروع داشته باشد و یا انسان عفیف کسی است که بتواند در قبال ناملایمات زندگی، خویشتن‌داری کند و عزت نفس خویش را حفظ کند و زائل شدن عفت و عدم بها دادن به این عنصر گرانبها مساوی با زائل شدن دستاوردهای معنوی فرد و جامعه است.


- نظرات (0)

گریه اتصال به خالق

گریه
گریه و خنده هر دو برخواسته از احساسات انسان هستند، ولی بیشتر مردم خنده را بر گریه ترجیح می‌دهند. در دنیای لذت‌گرایی امروز که ملاک گزاره‌های اخلاقی، به میزان تأمین لذت و غلبه بر درد تعریف می‌شود، گریه و اشک به طور حتم جایگاهی ندارد.

ضرب المثل «مرد که گریه نمی‌کنه!» هم ناظر به مقاومت مردم ایران نسبت به گریه کردن است.

شاید به همین دلایل باشد که شیعیان را مردمانی ماتم‌زده و افراطی در گریه و عزاداری معرفی می‌کنند؛ اما آیا واقعاً گریه دروازه ناامیدی و نشانه افسردگی است و باید تا می‌توانیم از اشک و گریه و هر چیزی که ما را ناراحت می‌کند فاصله بگیریم؟

گریه، سموم بدن را دفع می‌کند

گرچه اعتبار سنجی گزاره‌های دینی با نتایج علوم تجربی درست نیست، ولی گفتن این نکته خالی از لطف نیست که علم پزشکی گریه کردن را رد نمی‌کند، بلکه تا حدی که به حوزه تخصصی خودش یعنی بدن ربط پیدا می‌کند، گریه را حتی مفید می‌داند. به گفته پژوهش‌گران؛ به سبب هورمون کورتیزول که هنگام گریه ترشح می‌شود، سموم بدن دفع شده و سطح ایمنی بدن افزایش می‌یابد.[1]

اما هدف ما در این نوشته، بررسی تاثیرات روحی اشک و گریه است که در ادامه با رویکردهای دینی، عرفانی و اخلاقی به این موضوع می‌پردازیم.

 جایگاه ویژه گریه در آیات و روایات

در آیات و روایات برای گریه خاستگاه گوناگون و هم تاثیرات مهمی ذکر شده است. به طور مثال در یک آیه، منشأ گریه مؤمنین شوق بر معرفت افزایی بیان شده: «و هرگاه آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌های آنها را می‌بینی که (از شوق،) اشک می‌ریزد، به‌خاطر حقیقتی که دریافته‌اند؛»[2].

مولانا نیز جایگاه ما را به کودکی تشبیه می‌کند که برای به دست آوردن شیر، گریه می‌کند و ما هم باید برای به دست آوردن فضل خدا همین کار را انجام دهیم


و یا در جایی دیگر عامل افزایش خشوع معرفی می‌شود: «آنها (بی‌اختیار) به زمین می‌افتند و گریه می‌کنند و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوع آنان می‌افزاید»[3].

و نیز در روایت نبوی گریه بر گناه تحسین شده است: «خوشا چهره‌ای که خداوند به آن می‌نگرد، در حالی که از ترس خدا بر گناهی که کرده، می‌گرید و جز او کسی از آن گناه آگاه نیست»[4]

اگر مجموع روایات و آیات در این موضوع بررسی شود این مفهوم هم به دست می‌آید که گریه مخالف با لاابالی‌گری و بی تفاوت بودن نسبت به اعمالمان است. کسی که بر اثر عمل زشتی از او سر زده گریه می‌کند یعنی اباحه‌گر نیست و این در جهان اباحه‌گرِ منفعت‌طلبِ امروز نعمتی بزرگ است.

در حدیث دیگری از پیامبر آمده است که گریستن از ترس خدا، کلید رحمت، نشان‌ پذیرش و دَرِ اجابت است»[5]. مولانا نیز جایگاه ما را به کودکی تشبیه می‌کند که برای به دست آوردن شیر، گریه می‌کند و ما هم باید برای به دست آوردن فضل خدا همین کار را انجام دهیم:

تا نگرید ابر کی خندد چمن**تا نگرید طفل کی جوشد لبن
طفل یک روزه همی‌داند طریق**که بگریم تا رسد دایه شفیق
گفت فلیبکوا کثیرا گوش دار**تا بریزد شیر فضل کردگار

گریه نردبانی برای اتصال به معبود

دنیا مملو از عواملی است که غفلت و نسیان ما نسبت به معبود را افزایش می‌دهد. هر چقدر جلوتر می‌رویم، با توجه به تکنولوژی‌های سرگرم کننده و یا حجم عظیمی از اطلاعاتی که از طریق رسانه‌ها وارد مغزها می‌شود، انسان‌ها دیگر فرصت پیدا نمی‌کنند که به معبودشان فکر کنند و این یعنی غفلت؛ غفلتی که خداوند فرمود: «و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!»

به تعبیر ابن فهد حلی توصیه‌ای که به گریه در هنگام دعا شده، به این دلیل است که گریه در دعا باعث انقطاع به سوی خدای متعال می‌شود.


غفلت از یاد خدا معلول رذایلی همچون دنیا پرستی، مصرف گرایی و طول امل است؛ ویژگی‌هایی که حیات انسانی را با خطر مواجه می‌کند و شاید بتوان از آن به بحران معنویت یاد کرد.

باید از این زندان تن بیرون آمد و این کار جز با ذکر و یاد خدا ممکن نیست؛ یکی از کارهای مؤثر در افزایش توجه به معبود اشک و گریه است.

به تعبیر شهید مطهری؛ در حال گریه و رقّت و هیجان خاص آن، انسان بیش از هر حالت دیگری خود را به محبوبی که برای او می‌گرید نزدیک می‌بیند، و در حقیقت در آن حال است که خود را با او متحد می‌بیند.[6]

بنابراین در راه انقطاع از مخلوق و اتصال به خالق، اشک نقش نردبانی را ایفاء می‌کند که انسان را از عالم ناسوتِ مادی، به ملکوت متعالی وصل می‌کند.

به تعبیر ابن فهد حلی؛ توصیه‌ای که به گریه در هنگام دعا شده، به این دلیل است که گریه در دعا باعث انقطاع به سوی خدای متعال می‌شود.[7]

گریه‌درمانی در علم اخلاق

اما آثار اشک و گریه فقط به مباحث عرفانی ختم نمی‌شود، بلکه در علم اخلاق نیز می‌توان آن را به عنوان وسیله‌ای برای درمان امراض نفسانی تجویز کرد.

برخی فکر می‌کنند از هرچه که موجب ناراحتی است باید فاصله گرفت، ولی این موضوع بی تفاوتی می‌آورد و جامعه را به مرور زمان فلج می‌کند.


یکی از امراض خطرناک نفسانی، قساوت قلب یا به تعبیر دیگر سخت‌دلی است؛ پدیده شومی که بیش از هر زمان دیگری شاهد آن هستیم. قساوتی که جامعه را در منجلاب بی‌رحمی‌ها، خشونت‌ها و سکوت در برابر ظلم فرو می‌برد. در بین نسل بازاری چند دهه گذشته، برخورد نرم و اخلاقی بیشتر بود؛ به طور مثال نقل شده مرشد چلویی روی دخلش تابلویی گذاشته بود که «نسیه و وجه دستی داده می‌شود حتی به جنابعالی به قدر قوه»؛

این نرم‌دلی و برخورد انسان‌دوستانه نسل گذشته، دلایل بسیاری دارد، اما نگارنده معتقد است یکی از مسائلی که قساوت قلب را از آن‌ها دور کرده بود، ارتباط نزدیک آن‌ها با خدا، نماز شب و گریه‌های سحرگاهی بود. بنابراین همانطور که امیرالمومنین در دعای کمیل فرمود، بکا و گریه سلاح مومن است، در برابر رذایل اخلاقی و در برابر مظاهر فریبنده دنیایی.

گریه همچنین انسان را از بی تفاوتی نسبت به مشکلات مردم جامعه نجات می‌دهد؛ به تعبیر مولانا:
هر که او بیدارتر، پر دردتر**هر که او آگاه‌تر، رخ زردتر

برخی فکر می‌کنند از هرچه که موجب ناراحتی است باید فاصله گرفت، ولی این موضوع بی تفاوتی می‌آورد و جامعه را به مرور زمان فلج می‌کند.

پی‌نوشت‌ها:
[1]
[2]المائده/83
[3]الإسراء/ 109
[4] بحار الانوار؛ ج 69: 378
[5]ارشاد القلوب إلی الصواب؛ ص 98
[6]مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 473
[7]عدة الداعی ، ص ۱۶۷ 

منابع:
- مقاله "بکاء ممدوح از منظر قرآن و روایات" به قلم عباس اشرفی که در شماره 17 فصلنامه "سراج منیر" منتشر شده است.
- کتاب "قلب سلیم" به قلم آیت الله دستغیب.


- نظرات (0)