سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


زندگی مهدوی

مهدویت

ارزش‌ها و بینش‌ها در فرهنگ اسلامی حاکی از آن است که منتظر باید تأثیر عملی و عینی انتظار را در رفتار خود بروز دهد. به دیگر سخن در عین پایبندی به باورهای اسلام رویکردی منتظرانه در رفتار وی به نمایش درآید و حرکت وی در جهت تحقق ظهور منجی باشد. بنابراین نمی‌توان انتظار را تفکری صرف دانست؛ چراکه انتظار عملی است توأم با تلاش و جهاد و چشم‌به‌راهی تنها کاری از پیش نخواهد برد. بشر علاوه بر پیکار روزانه حق و باطل باید خود را نیز برای ظهور آماده کند. لذا اولین قدم برای زندگی مهدوی خودسازی است:

پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمی‌تواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد


شیطان از ابتدای خلقت بشر تاکنون فعال‌ترین دشمن انسان و نمایندگان الهی بوده است؛ لذا از مهم‌ترین وظایف و جلوه‌های رفتاری منتظر جهاد با نفس و تهذیب آن است. پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمی‌تواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد. هرگاه بنده‌ای گناه می‌کند نقطه سیاهی در قلبش خانه می‌کند، اگر توجه کرد آن نقطه سیاه کوچ کرده و می‌رود؛ اما اگر گناه را زیاد کرد سیاهی قلب را فرامی‌گیرد و دیگر رستگاری سراغ آن انسان نمی‌آید.[1]

کسی که منتظر حاکمیت عدل است و آماده جنگ با جنود باطل باید ابتدا در سرزمین خود به برچیده شدن باطل کمک کند و در میدان قلبش با جنود جهل مبارزه کند. آیت‌الله بهجت (ره) فرمودند: «اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب این است: چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید؟ او به همین از ما راضی است».[2]

جاروب کن خانه و پس میهمان طلب

بنابراین اگر فرد بنا دارد سهمی در ظهور داشته باشد باید به تهذیب نفس و محاسبه روزانه آن همت گمارد  چنانچه  امام صادق (ع) خطاب به عبدالله جندب می‌فرمایند: «ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را می‌شناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه دارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آن‌ها یافت، به آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوای نگردد». [3]

زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود.


معرفت

زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود. شناخت در این امر به دو قسم قابل تقسیم است ظاهری و باطنی. اعتقاد به فضائل و واجبات، ویژگی‌های ایشان و وظایف فرد در مقابل امام از شئونات معرفت مهدوی است چنانچه حدیث معروف نبوی بر این امر صحه می‌گذارد: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» اگر کسی بی آنکه امام زمانش را شناخته باشد بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.[4]

جاهلیت مرز تاریخی و زمانی ندارد، بلکه به معنای عدم قبول ارزش‌های اسلامی است. پس فرقی نمی‌کند در  چه زمانی باشد. بنابراین مرز جاهلیت ارزشی، تشریعی، فکری و عقیدتی است. حال کسی که مرگش جاهلی باشد در واقع زندگی جاهلانه‌ای نیز داشته است. فرد منتظر باید این مرز را درنوردد و در زندگی روزانه‌اش از هر ثانیه و ساعت جهت پیشبرد و بالا رفتن معرفتش استفاده نماید. یک از راه‌های ازدیاد معرفت مطالعه و تأمل و تفکر نسبت به مقام ولایت و دیگر شئون امام است. معرفت حدی ندارد به لطف و تفضل الهی دائم ارتقا خواهد یافت، بنابراین از تلاش در این امر مضایقه نکند.

دعا

خداوند با بشارت‌هایی که به حضرت ابراهیم داد نهایتی را برای نجات بنی‌اسرائیل از زیر بار ظلم به‌وسیله منجی ایشان (حضرت موسی) در نظر گرفته بود که آن 400 سال بعد بود ولی راه دعا و تضرع را هم به آن‌ها آموخت تا اگر از اعمال زشتی که داشته‌اند و بی‌توجهی‌هایی که به حجج الهی داشته‌اند به درگاه خداوند توبه نموده و تضرع نمایند ظهور این مصلح جلو می‌افتد. آن‌ها با این آموزش این کار را کردند و شب‌ها گاه به بیابان‌ها می‌رفتند و گریه و زاری می‌نمودند و مجلس دعا تشکیل دادند و به خاطر همین دعاها و تضرع‌ها خداوند از 170 سال باقی‌مانده آن انتها صرف‌نظر کرد و حضرت موسی را برای نجات آن‌ها رسانید[5] .  

پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهم‌ترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شب‌های خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است


زندگی روزانه منتظر باید سراسر دعا به جان حضرت حجت (عج) و تعجیل در ظهور ایشان باشد و از این امر خسته نشود. چنانچه تکرار و اصرار بر دعا اهمیت ویژه‌ای دارد. مرحوم سید ابن طاووس در جمال الاسبوع می‌نویسد: «پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهم‌ترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شب‌های خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است».

صدقه

توصیه‌ی امام حسن عسگری (ع) به فرزند خویش این بود: «... پسرم ! بر تو باد جاهای نهان و دور، همواره در جاهای دوردست و پنهان زندگی کن که هر یک از دوستان خدا، دشمنی خطرناک و مخالفی مزاحم دارد....» [6]

یکی از دلایل غیبت امام عصر (عج) حفظ جان ایشان است چنانچه سلامتی آن بزرگوار برای ما هدیه الهی است. صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است.

سلامت جسم و روح

یکی از مهم‌ترین منابع هر حکومت، منابع انسانی آن است. چنانچه برخی مکتب‌ها در صورت نداشتن این مقوله حتی با تجهیزات عالی دچار شکست شده‌اند. منتظر واقعی با برنامه‌ریزی صحیح باید هم جسم خود را ساماندهی کند هم روح خود را. آمادگی جسمانی برای سرباز آماده‌باش ازجمله‌ی ضروریات است و رکن مهمی محسوب می‌شود. قوای بدنی قوی ورزیدگی جسمی و نیرومندی لازمه‌ی دفاع از آرمان جهانی حکومت مهدوی است. امام خمینی(ره) در این راستا به جوانان می‌فرماید: «مملکت ما همین‌طور که به علما احتیاج دارد به قدرت شما هم احتیاج دارد. این قدرت حرکتی، با ایمان باشد، وقتی زورخانه با قرآن باشد، با ایمان باشد، پشتوانه یک ملت است آنچه پشتوانه  یک ملت است آن افراد با ایمان هستند، ورزشکاران با ایمان هستند». [7]

صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است


علاوه بر تحرک، تغذیه نیز امری مهم و ضروری در تقویت قوای جسمی است آنچه شخص در طول زندگی خود باید مورد اهمیت قرار دهد؛حلال خوردن، پاک خوردن است و اینکه علاوه بر کیفیت به کمیت غذا نیز باید اهمیت دهد خداوند می‌فرماید: «فلینظر الانسان الی طعامه» .[8]

در جهت بسترسازی ظهور، تلاش برای این امر یکی از مهم‌ترین مسائلی است که صرف هزینه برای آن کاری بیهوده نیست دیگر عنصر موردتوجه برای جسم علاوه بر بعد باطنی آن حفظ ظاهر و نوع پوشش است. یک منتظر باید لباسی انتخاب کند که متناسب با فرهنگ انتظار باشد. نه اینکه گزینش او صرفاً تقلیدی بوده و بدون در نظر گرفتن جنسیت، انگشت‌نما شدن و سن و سالش پوشش را انتخاب کند.

پی‌نوشت:
[1] . بحارالانوار/ج70/ ص 327
[2] . امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت/ ص90
[3] . سبک زندگی منظرانه/ ملایی/ ص 122 .
[4] . بحارالانوار/ ج23 / ص 89 .
[5] . وقت معلوم/ گنجی / ص 151 .
[6] . بحارالانوار/ ج 52/ ص 35 .
[7] . صحیفه نور، ج 7؛ ص 48 .
[8] . عبس/ 24


- نظرات (0)

چشم‌زخم خرافات

چشم زخم

یکی از نیروهای موجود در عالم، نیرویی است که در چشم‌­های بعضی افراد وجود دارد، به‌گونه‌ای که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرند، ممکن است آن را از بین ببرد یا در‌هم بشکند یا بیماری و خللی در آن وارد کند.[1] این مسئله از نظر عقلی امر محالی نیست چه این­که بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشم­‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته است که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست می­‌توان آن را پرورش داد؛ خواب مغناطیسی نیز از طریق همین نیروی چشم است.[2]

حواسمان باشد تا جایی که امکان دارد و تحت کنترل ماست، نعمت­‌ها، خوشی­‌ها، امکانات، زیبایی­‌ها و داشته­‌های خود را بیش‌تر و پررنگ‌تر ازآنچه که هست در نظر دیگران جلوه نکند؛ مخصوصاً نعمت­‌هایی که در حالت عادی زیاد در معرض مشاهده نیستند. زیاد تعریف نکنیم زیاد در معرض دید نگذاریم؛ لازم نیست به وسواس بیفتیم؛ فقط معمولی باشیم.


در قرآن و روایات اهل‌بیت عصمت (ع) نیز از مسئله‌­ی چشم‌زخم سخنانی به میان آمده که اصل وجود آن را تأیید می­‌کند.
قرآن کریم وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) را در معرض خطر چشم‌زخم کافران می‌­بیند. زیبایی شگفت‌انگیز قرآن و شنیدن آن کلمات نورانی و اعجازآور از زبان پیامبری امّی، اعجاب دشمنان سرسخت اسلام را هم برمی‌­انگیخت و به بیان قرآن، نزدیک بود که پیامبر را با چشم‌زخم خود هلاک کنند.[3] امیرمؤمنان (ع) هم به‌صراحت چشم‌زخم را امری حقیقی دانسته و توسل به دعا را برای دفع آن نافع می‌­شمارد.[4]

برای دفع چشم‌زخم چه کنیم؟

پس از اثبات اصل وجود چشم‌زخم، مهم آن است که در برابر آن چه باید کرد؟ راه پیشگیری و راهکار خنثی کردن اثر آن چیست؟

خوب است چند نکته را یادآوری کنیم:
1- بعضی­‌ها تا سخن از اموری ماورائی به میان می‌­آید ترس، نگرانی و دلهره خواب و خوراکشان را می­‌گیرد، اما حقیقت آن است که مدیریت همه­‌ی امور عالم در دست خدای مهربان و قدرتمند است که هم می­‌داند و هم می­‌تواند. داشتن این بینش و تقویت کردن، تکرار و تلقین آن به قلب، مهم­ترین کاری است که در مقابله با چشم‌زخم و هر خطر دیگری باید انجام دهیم. باید ماهیچه­‌های ایمانمان را به‌قدری تقویت کنیم که حتی اگر گزندی به ما رسید، زود خوب شویم.

2- موضوع دیگری که باید در موردش دقت بیشتری به خرج دهیم، ملاحظه در مورد اظهار نعمت­‌ها و نکات مثبت زندگی در برابر چشمان دیگران است. باید حواسمان باشد تا جایی که امکان دارد و تحت کنترل ماست، نعمت­‌ها، خوشی­‌ها، امکانات، زیبایی­‌ها و داشته­‌هایمان بیش‌تر و پررنگ‌تر از آنچه که هست، در نظر دیگران جلوه نکند؛ مخصوصاً نعمت­‌هایی که در حالت عادی زیاد در معرض مشاهده نیستند. زیاد تعریف نکنیم و داشته‌هایمان را در معرض دید نگذاریم؛ لازم نیست به وسواس بیفتیم؛ فقط معمولی باشیم. عبارتی در قرآن هست که این نکته را رهنمود می‌­دهد: «وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ» [5] این عبارت قسمتی از آیه‌­ی مربوط به حجاب در سوره‌­ی مبارکه­‌ی نور است. اشاره دارد که در محیطی که نامحرم حضور دارد، نباید به‌گونه‌ای راه بروید که زینت­‌های پنهان شما دانسته شود.

در موضوع مورد بحث ما هم خوب است طبق فرمایش قرآن، در ارتباطات، تعاملات و رفت‌وآمدهایمان، به‌گونه‌ای عمل کنیم که زینت­‌های مادی و معنوی زندگی­مان زیاد جلوه نکند. چون علاوه بر اینکه ممکن است غبطه و حسرت دلی را برانگیزد، نمی‌­دانیم کدام چشم محرم و کدام نامحرم نعمت­‌های ماست، معمولی زندگی کنیم.

3- علاوه بر مراقبتی که گفته شد در رفتار و مشی برنامه روزمره داشته باشیم، دعاهایی برای محافظت از چشم‌زخم و دیگر بلایا گفته‌شده که در بیان امیرالمؤمنین(ع) هم آمده که این دعاها (درصورتی‌که از منبع درستی دریافت شوند) حق هستند و اثر دارند. این دعاها به‌اصطلاح تعویذ یا حرز نامیده می‌­شوند. در کتاب مفاتیح‌الجنان نمونه‌­هایی ذکرشده است که همه سند روایی دارند. ازجمله انس روایت می­‌کند از حضرت رسول اکرم (ص) که فرمودند: هرکس این دعا[6] را در هر صبح و شام بخواند، خداوند چهار فرشته را موکل کند که او را از پیش رو، پشت سر، از طرف راست و از طرف چپ حفظ  می­‌کنند و در امان خداوند عزوجل باشد و اگر خلایق جن و انس سعی کنند که به او ضرر برسانند، نتوانند.[7]

اگر کسی بترسد که چشم خودش در کسی اثر کند یا چشم دیگری در او اثر کند، سه مرتبه بگوید: "ماشاءالله لا قوّة الا بالله العلی العظیم"


دعاهای دیگری در کتاب شریف مفاتیح منسوب به نام مبارک ائمه­‌ی اطهار هست با عناوین "حرز". دعاهای دیگری روایت‌شده که اهل‌بیت نوشته­ بودند و برای محافظت، همراه خود داشتند.

از امام صادق(ع) روایت‌شده که اگر کسی بترسد که چشم خودش در کسی اثر کند یا چشم دیگری در او اثر کند، سه مرتبه بگوید: «ماشاءالله لا قوّة الا بالله العلی العظیم» و واردشده که هرگاه کسی خود را به هیئت نیکو آراسته کرد، وقتی از منزل بیرون می­‌رود دو سوره­‌ی ناس و فلق را بخواند تا به اذن خدا چیزی به او ضرر نرساند.[8]

4- اعمال و دعاهایی که برای حفاظت از چشم‌زخم و دیگر بلایا واردشده، بیش از آن چیزی است که ما در نکته­‌ی قبل ذکر کردیم. نمونه‌­هایی را آوردیم تا مخاطبان گرامی را به یکی از منابع معتبر و مطمئن یعنی کتاب شریف مفاتیح‌الجنان که در دسترس هست، ارجاع دهیم و یادآور شویم که دسترسی به چنین منابع معتبری، آسان و کم‌هزینه میسّر است.

لازم نیست به سراغ افراد خاص با دم‌ودستگاه‌های عجیب‌وغریب برویم و هزینه کنیم. بسیاری از این افراد، سواد دینی نداشته و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، پول مردم را هدر می‌­دهند. بماند که ممکن است آثار بسیار بد مادی و معنوی در زندگی مراجعانشان بگذارند.

پی‌نوشت:
[1] -  ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 24، ص426
[2] - همان، ص 427
[3] - سوره قلم، 51
[4] - "العین حق و الرقی حق" نهج‌البلاغه، حکمت 400
[5] - سوره نور، 31
[6] - دعا با این عبارات آغاز می­شود: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله خیرالأسماء
[7] - شیخ عباس قمی، کلیات مفاتیح‌الجنان، انتشارات اکرام، ص 1201
[8] - همان، ص 1140


- نظرات (0)

تلاوت قرآن در منزل

نماز و قرآن

در روایت آمده است: خانه‌هایی که در آنها تلاوت قرآن می‌شود، «تُضِیئُ لأهْلِ السمآءِ کما یضِیئُ النجْمُ [أَلْکوکبُ الدری] لأهْلِ الأرْضِ؛ چنان‌که ستاره یا ستاره درخشنده برای اهل زمین می‌درخشد، برای آسمانیان می‌درخشد».١

در گذشته صدای قرآن از منازل بلند می‌شد. در حالات اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام در شب عاشورا آمده است: «لَهُمْ دَوِی کدَوِی النحْلِ؛ زمزمه‌ای همانند صدای زنبور عسل داشتند».٢

همچنین آمده است که ایشان: «مَا بَینَ راکعٍ وَ ساجِدٍ وَ قائِمٍ وَ قاعِدٍ؛ در حالات مختلف برخی در رکوع و برخی در سجده و برخی ایستاده و بعضی نشسته [به عبادت و راز و نیاز و مناجات و انس با خدا مشغول بودند]».٣

و در خطبه همام در شمار ویژگی‌های متقین آمده است: «فَصافونَ أَقْدامَهُمْ یتْلُونَ آیاتِ الله‏ِ آناءَ اللیلِ و أَطْرافَ النهارِ؛ مرتب به نماز ایستاده و در لحظات شب در آغاز و پایان روز، آیات خدا را تلاوت می‌کنند».۴

در محضر بهجت، ج۲، ص۲۹۶
١. مشابه: اصول کافی، ج۲، ص۲۱۰؛ من‌لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۴۷۳؛ تهذیب، ج۲، ص۱۲۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۲، ص۱۲۲؛ ج۵، ص۲۹۴؛ ج۸، ص۱۵۸؛ بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۵۳؛ ارشادالقلوب، ج۱، ص۹۲؛ اعلام‌الدین، ص۲۶۲؛ ثواب‌الاعمال، ص۴۲؛ روضةالواعظین، ج۲، ص۳۲۱؛ المقنعة، ص۱۲۰. متن روایت در همه منابع یاد شده، در مورد خانه‌هایی که در ضمن نماز شب، قرآن تلاوت می‌شود، است. عین عبارت حدیث مذکور در کافی، ج۲، ص۲۱۰، روایت ۱۳۶۷ به این صورت است: «إِنَّ الْبُیوتَ الَّتی یصَلّی فیها بِاللَّیلِ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ، تُضیئُ لأهْلِ السَّماءِ کما تُضیئُ نُجُومُ السَّماءِ لأهْلِ أَلأرْضِ».
٢. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۹۳؛ اللهوف، ص۹۱.
٣. همان.
۴. مشابه این سخن از امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره ویژگی‌های تقواپیشگان و نشانه‌های مؤمنان نقل شده است، به این صورت: «أَمَّا اللَّیلُ فَصافُّونَ أَقْدامَهُمْ، تالینَ لأجزاءِ الْقُرْآنِ، یرَتِّلُونَه تَرْتیلاً...» ر.ک: وسائل‌الشیعه، ج۶، ص۱۷۲؛ مستدرک‌الوسائل، ج۴، ص۲۴۰؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۵ و ۳۴۱؛ ج۶۵، ص۱۹۴؛ ج۷۵، ص۲۸؛ امالی صدوق، ص۵۷۰؛ تحف‌العقول، ص۱۵۹؛ صفات‌الشیعة، ص۱۸؛ کتاب سلیم، ص۸۴۹؛ کنزالفوائد، ج۱، ص۹۰؛ نیز ر.ک: بحارالانوار، ج۷۵، ص۷۳؛ اعلام‌الدین، ص۱۳۸.

منبع:
مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره


- نظرات (0)

دروغ نگوییم

دروغ

 

دروغ یعنی چیزی که می‌دانیم حقیقت ندارد را به‌عنوان حقیقت بیان کنیم. پس بیان خلاف واقع با علم به خلاف واقع بودن آن، دروغ است؛ حال با زبان بیان شود یا نوشتار یا هر راه دیگر!

بزرگی گناه دروغ، بدین‌جهت است که تکیه‌گاه همه گناهان است. سررشته هر گناهی  یک‌ امر باطل و خلاف واقع است؛ مثلاً ریشه استهزاء و تمسخر، اعتقاد به برتری خود نسبت به دیگران و تحقیر افراد دیگر است. به همین جهت پیامبر(ص) فرموده است: «ریشه تمسخر، اعتماد كردن به دروغگویان است.»‏.[1] البته فقط تمسخر نیست که ریشه در دروغ دارد، بلکه دیگر گناهان نیز ریشه‌هایی شبیه این دارند.

برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است.

امّا مسئله در مورد خود دروغ کمی متفاوت است. دروغ متشکّل از چندین لایه باطل است. دروغ نه‌تنها به‌عنوان یک گناه، به امری پوچ و باطل برمی‌گردد، بلکه دروغ گوینده قصد دارد که آن امر پوچ، باطل و خلاف واقع را به‌عنوان حقیقت نشان دهد. ازاین‌رو در دروغ گفتن، بطلان و خلاف واقع مضاعف نهفته است. شاید به همین خاطر است که در هر گناهی برای در امان ماندن از تبعات آن گناه، شخص گناهکار خود را ناچار به استفاده از دروغ می‌بیند که البته این نیز امری پوچ و باطل است و دروغ نه‌تنها راه چاره نیست، بلکه همانند ریسمانی که در چاه عمیق گناهان افتاده است، کم‌کم انسان را به قعر تاریکی‌ها فرو می‌برد، تا جایی که ممکن است دیگر راه خلاصی را نیابد. شاید به همین خاطر است که امام حسن عسکری(ع) می‌فرمایند:«جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ، وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ‏ الْكَذِب‏»؛ تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن دروغ‌گویی است.[2]

راهکارهای ترک دروغ

برای ترک دروغ ابتدا باید ریشه آن را کشف کنیم تا هم به‌ضرورت ترک آن پی ببریم و هم دری به‌سوی راهکارهای ترک آن بر روی خود باز کنیم و سپس به دو راهکار عملی دیگر برای ترک دروغ می‌پردازیم.

1- راهکار کلی: همانند بسیاری از گناهان، پستی نفس، ریشه ابتلا به‌دروغ نیز هست. پیامبر خدا در مورد ریشه دروغ می‌فرمایند: «لَا یَكْذِبُ الْكَاذِبُ إِلَّا مِنْ مَهَانَةِ نَفْسِه‏»؛ دروغ‌گو به خاطر پستى و دنائت نفس خود دروغ مى‌‏گوید.[3] با کشف این مطلب، انسان باید برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است. «فَلَیْسَ‏ لِأَنْفُسِكُمْ‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِیعُوهَا بِغَیْرِهَا»؛ جان‏‌هاى شما را قیمتى جز بهشت نباشد؛ پس به غیر آن  نفروشید.[4] باید در این راهکار کلی، بسیار تفکر کرد و لحظه‌ای از جایگاه خود غافل نشویم. باید بدانیم که دروغ گفتن در شأن ما نیست.

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است

2- بی مُحابا راستش را بگو: در ابتدای هر کاری که به نظر سخت می‌آید باید خود را داخل آن کار بیاندازیم و محکم جلو برویم آنگاه خواهیم دید که مسیر طولانی را پیش رفته‌ایم. ترک دروغ هم شاید با دلهره‌هایی همراه باشد که بیشتر ریشه در اوهام دارد. باید فارغ از همه ترس‌های خیالی، در مهم‌ترین موقعیت‌هایی که احساس می‌کنیم نباید راست بگوییم، محکم و بی‌محابا حرف راست را گفته و هیچ‌چیز را انکار نکنیم؛ آنگاه خواهیم دید که چه لذّتی را به دست آورده‌ایم؛ لذّت رهایی. لذّتی که همراه با باز شدن درهای جدید برای حل مشکلی است که می‌خواستیم برای حل آن به دروغ رو بیاوریم. امیر مؤمنان حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «اِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْه»‏؛ وقتی‌که از چیزى مى‌‏ترسى خود را در آن انداز، زیرا شدّت حذر كردن، از آنچه از آن مى‌‏ترسى بزرگ‌تر است.[5]

3- تمرین سکوت: بسیاری از گناهان زبان را می‌توان با به دست آوردن مهارت سکوت از بین برد. بارِ سنگین، دردسر دارد هر چه سخن کمتر، بار هم سبک‌تر! لذا باید سکوت را در جایی که زبان له‌له می‌زند که بچرخد، تجربه و تمرین کنیم. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «لَا یَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ یُكْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاكِتاً فَإِذَا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِیئاً»؛ تا وقتی‌که بنده مؤمن خاموش باشد نیكوكار نوشته مى‌‏شود، و چون لب به سخن گشود نیكوكار یا بدكار نوشته خواهد شد.[6]

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد.

 

دروغ شوخی

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است که می‌فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَن»‏؛ و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزدیك نشوید.[7] امام علی(ع) می‌فرمایند: «لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّى یَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ»؛ هیچ بنده مزه ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترك كند چه شوخى باشد و چه جدى‏![8]

دروغ مصلحتی

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد. جاهایی که گفتن حقیقت ظاهری، فساد بزرگی به وجود می‌آورد یا از خیر بسیار مهم‌تری دیگران را محروم می‌کند، اساساً در قالب دروغ جای نمی‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر در این موارد، مصلحتی بالاتر از مصلحت بیان حقیقت ظاهری وجود دارد. لذا آن مصلحت بالاتر، حقیقت اصلی است. به‌عنوان مثال: مکر در جنگ و اصلاح بین مردم. باید بفهمیم که سلامت در راست‌گویی است. همانطور که امام علی(ع) می‌فرماید: «وَ فِی الصِّدْقِ السَّلَامَة».[9]

پی‌نوشت‌ها:
[1] الاختصاص؛ ص232
[2] نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص145
[3] الاختصاص؛ ص232
[4] تحف العقول؛ ص391
[5]نهج البلاغه؛ حکمت 175
[6] ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ ص164
[7] انعام؛151
[8]الکافی؛ ج2، ص340
[9] تحف العقول، ص84



- نظرات (0)

آسیب های خانوادگی آخرالزمان

آخرالزمان
از مهم ترین ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه ها و آفت های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:

"در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است.1 حرمت پدران و مادران سبک شمرده می شود.2 فرزند به پدرش تهمت می زند، پدر و مادرش را نفرین می کند و از مرگ آنها مسرور می شود.3 در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده ها بسیار خواهد شد.4 در آن زمان، فتنه ها چونان پاره های شب تاریک، شما را فرا می گیرد و هیچ خانه ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی ماند؛ مگر اینکه فتنه ها در آن داخل می شوند."5

شهوت گرایی و لذّت جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می گردد و روح ایشان به لجن زاری بدبو از بی عفّتی و هواپرستی تبدیل می گردد: "همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می شود، دیگر اهمیّت نمی دهند که آنچه می خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!6

زنان در آن زمان، بی حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.7 آنان در فتنه ها داخل، به شهوت ها علاقه مند و با سرعت به سوی لذّت ها روی می آورند.8 خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می کنند.9 درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می گردد.10 آنان حرام های الهی را حلال می شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می گردند.11

بی غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی "قحط غیرت" می شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده های خود دچار نوعی بی حسّی و بی میلی می گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می دهند و حتّی به بی عفّتی ها و خودفروشی ایشان رضایت می دهند: "مرد از همسرش انحرافات جنسی را می بیند و اعتراضی نمی کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می آورد، می گیرد و می خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فراگیرد، اعتراض نمی کند، به آنچه انجام می شود و در حقّش گفته می شود، گوش نمی دهد. پس چنین فردی دیّوث است(که بیگانگان را بر همسر خود وارد می کند)."12

زن پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان، زن سالاری تا سر حدّ زن پرستی و قبله قرار دادن زنان است: "(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.13 مرد از همسرش اطاعت می کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می کند.14 در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می کند، آنچه را که او نمی خواهد، انجام می دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می کند."15

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش های الهی آنان است: "وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند."16

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه آزاری به شیوه های گوناگون است: "هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند.... 17 همسایه به همسایه اش آزار و اذیّت می کند و کسی جلوگیری نمی کند.18 و همسایه را می بینی که همسایه اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می کند."19

حرام خوری و آلودگی های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می رسد، خانواده ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه خواری و گران فروشی غوطه ور می گردند: "هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می بینی که زندگی مردم از کم فروشی و تقلّب تأمین می شود.21 در آن زمان ربا شایع می شود، کارها با رشوه انجام می یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می کند."22

منابع:
خانواده و تربیت مهدوی،ص 39 الی 45، آقاتهرانی و حیدری کاشانی.

1. اصول کافی، ج8، ص41.
2. همان.
3. بحار الانوار، ج52، ص259، باب 25.
4. إلزام الناصب، ص182؛ منتخب الأثر، ص 433..
5. الملاحم و الفتن، ص 38.
6. اصول کافی، ج8، ص42.
7. من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ح4374.
8. همان.
9. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275، ح 21554.
10. همان.
11. همان.
12. إلزام الناصب، ص195.
13. بشارالاسلام، ص 132.
14. إلزام الناصب، ص181، یزدی حائری.
15. اصول کافی، ج 8، ص 38.
16. جامع الأخبار، ص 106، فصل 62.
17. بحار الانوار، ج 52، ص 263.
18. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275.
19. اصول کافی، ج 8، ص 40.
20. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 279.
21. اصول کافی، ج 8، ص 40.
22. وسائل الشّیعه، ج 15، ص 348.


- نظرات (0)

خانه هایی که امام زمان(عج) به آنها عنایت می کند

یا صاحب الزمان
حجت الاسلام «مهدی نیلی پور»، در گفت وگو با خبرنگار مهدویت و غدیر خبرگزاری شبستان و در تشریح نقش خانواده در انتظار پویا و زمینه ساز اظهار کرد: خانواده مهدوی، خانواده ای آرمانی و معنوی است که علاوه بر داشتن همه ارزش های انسانی و اخلاقی،، به طور ویژه به دو موضوع خدامحوری و امام محوری توجه دارد چنان که خانه و خانواده رنگ و بوی توجه، عشق، عرفان و اطاعات از خدا و امام زمان(عج) می دهد.

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) استان اصفهان تصریح کرد: خانواده مهدوی یعنی خانواده ای عارف، عاشق و مطیع امام زمان(عج)، این خانواده احساس یتیمی را دارد که از پدر خویش دور مانده و روز و شب خود را با یاد و داغ فراق امام زمان(عج) سپری می کند. در خانواده مهدوی، معنویت حرف اول را می زند و افراد مقید به امانتداری، ادب، نماز اول وقت، سحرخیزی و تلاوت قرآن اند و حداقل روزی یک سلام صمیمی به امام زمان(عج) می دهند.

 اهتمام خانواده مهدوی به تربیت مهدی یاوران


نیلی پور با بیان اینکه خانواده مهدوی برای امام زمان(عج) سرباز تربیت می کند، گفت: خانواده مهدوی با عمل و رفتار خود، دیگران را عاشق و واله امام زمان(عج) می کند و اعضای آن فرزندان معنوی حضرت مهدی(عج) محسوب می شوند.

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) استان اصفهان تاکید کرد: یاس و تنبلی، بُخل، تنگ نظری، ظلم، خیانت، فرار از مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی در این خانواده راه ندارد؛ به عبارت بهتر، خانواده مهدوی و مهدی یاور یعنی خانواده ای که در مسیر جانفشانی برای حضرت مهدی(عج) قدم بر می دارد و از رفاه، خانه، وقت، ثروت و حتی در صورت لزوم از اهدا جان هم دریغ نمی کند، به همین دلیل در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «بِأبى أنْتُمْ وَ اُمّى وَ نَفْسى وَ أهْلى وَ مالى؛ پدر و مادرم و خودم و خانواده ام و مالم به فدای شما.»

عنایت ویژه امام زمان(عج) به خانواده مهدوی


وی ابراز کرد: خانه مهدوی، محیطی کوچک برای اجرای وظایف انتظار است و حضرت حجت(عج) به آن گوشه چشمی دارند و خانه محبان اهل بیت(ع) محسوب می شود.

مهدی نیلی پور تاکید کرد: در مقام مقایسه بین فرهنگ خانواده و تمدن مهدوی، اشتراکات و اهداف همسوی متعددی به چشم می خورد که پرداختن و توجه به این اصول مشترک در جهت تقویت فرهنگ خانواده در راستای همسویی و همانندسازی هرچه بیشتر با فرهنگ مهدویت می تواند تاثیرگذار باشد تا از این طریق بتوان به تربیت سربازان مهدی باور در خانواده خود بپردازیم.

وی تصریح کرد: انسان در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود، نیازمند آرامش و آسایش، خوشی و خوشبختی است و به آرامش بیش از آسایش نیاز دارد، آنچه امروزه بشر را در یک چرخه رنج و افسردگی و سردرگمی قرار داده است، توجه افراطی به آسایش و خوشی و تن آسایی و بی توجهی به عوامل پایدار آرامش و خوشبختی و روح آسائی است.

 رحمت و کرامت؛ بنیان خانواده مهدوی

مولف کتاب «خانواده مهدوی» با بیان اینکه خانواده سالم و صالحِ مهدوی و منتظر باید ضمن تلاش برای تامین آسایش و خوشی، هزینه های مادی و معنوی فراوان تری برای تامین خوشبختی و آرامش روحی اختصاص دهد، ابراز کرد: محور ارتباطات در یک خانواده مهدوی براساس اصل رحمت، سکونت، کرامت، روابط عاطفی عمیق و ایجاد آرامش استوار است زیرا یک خانواده مهدوی با درک تفاوت مبنایی میان «خوشبختی» و «خوشی»، تمام تلاش خود را برای تامین خوشبختی «سعادت دنیوی و اخروی» و در کنار آن برای تامین خوشی و رفاه به کار می بندد.

نیلی پور با اشاره به سفارش های اهل بیت (ع) در زمینه گرم نگاه داشتن کانون خانواده و ایجاد فضایی آرام در آن، افزود: امام سجاد (ع) می فرمایند: «وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَكَ سَكَنا وَ اُنْسا فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللّه ِ عَلَیْكَ فَـتُـكْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ كانَ حَقُّكَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَیْكَ اَنْ تَرْحَمَها؛ حق زن این است كه بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش كن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب تر است اما این حق اوست كه با او مهربان باشى.»

 دیدگاه شهید مطهری پیرامون لزوم صلح و سازش در خانواده

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) استان اصفهان با اشاره به نظر شهید آیت الله مطهری پیرامون لزوم و چگونگی تامین صلح و سازش در خانواده، خاطرنشان کرد: ایشان می فرماید: «به ‏طور قطع در میان زن و مرد باید صلح و سازش برقرار باشد. اما صلح و سازشی که در زندگی زناشویی باید حکمفرما باشد با صلح و سازشی که میان دو همکار، دو شریک، دو همسایه، دو دولت مجاور و هم مرز باید برقرار باشد، تفاوت بسیار دارد. صلح و سازش در زندگی زناشویی نظیر صلح و سازشی است که میان پدران و مادران با فرزندان باید برقرار باشد که مساوی است با گذشت و فداکاری و علاقه مندی به سرنوشت یکدیگر و شکستن حصار دوگانگی و سعادت او را سعادت خود دانستن و بدبختی او را بدبختی خود دانستن، برخلاف صلح و سازش میان دو همکار یا دو شریک یا دو همسایه یا دو دولت مجاور. این گونه صلح ها عبارت است از عدم تعرض و عدم تجاوز به حقوق یکدیگر. در میان دو دولت متخاصم «صلح مسلح» هم کافی است. اگر نیروی سومی دخالت کند و نوار مرزی دو کشور را اشغال کند و مانع تصادم نیروهای دو کشور شود، صلح برقرار شده است زیرا صلح سیاسی جز عدم تعرض و عدم تصادم مفهومی ندارد .اما صلح خانوادگی غیر از صلح سیاسی است. در صلح خانوادگی عدم تجاوز به حقوق یکدیگر کافی نیست، از صلح مسلح کاری ساخته نیست. چیزی بالاتر و اساسی تر ضرورت دارد؛ اتحاد و یگانگی و آمیخته شدن روح ها باید تحقق پذیرد، همچنانکه در صلح و سازش میان پدران و فرزندان نیز چیزی بالاتر از عدم تعرض ضروری است.»


- نظرات (0)

خانواده مهدوی


خانواده مهدوی

خانواده یکی از نظام‌های اولیه‌ی جوامع بشری است که با وجود تحولات اساسی، در اهداف و کارکردهای خود ثابت مانده و هنوز اهمیت بسزایی دارد.

خانواده بهترین بستر برای تأمین نیازهای مادی و روانی شخص و همچنین بهترین پایگاه برای برقراری امنیت روانی افراد محسوب می‌شود.

اگرچه خانواده، جامعه‌ای کوچک است، اما اسلام برای تغییر و پاک‌سازی جوامع بزرگ‌تر اهتمام زیادی به سلامت این نهاد داشته، چنانچه امام صادق (ع) می‌فرمایند: «والزمو بیوتکم»؛ ملازم خانه‌های خود باشید.[1]

ملازم خانه و خانواده بودن نشانه‌ی اهمیت وافر به این نهاد بنیادین جامعه است و سالم و فعال نگه داشتن این هسته در تأسیس و تشکیل جامعه مهدوی نقش مؤثری دارد؛ اما آنچه یک خانواده را مهدوی خواهد کرد، عبارت‌اند از:

باور توحیدی و ایمان
ازآنجاکه سبک زندگی هر شخص تابع هدف اوست، افراد ابتدا باید هدفی مناسب برای زندگی خود تعیین کنند و نکته اساسی در این مسئله بحث ایمان و باور توحیدی است، در غیر این صورت پیشرفتی صورت نمی پذیرد؛ چراکه خانواده می‌تواند بر اساس هدف خود تحت ولایت خدا یا شیطان قرار بگیرد و چنانچه به مرز شیطانی راه پیدا کرد دیگر نمی‌توان آن را مؤثر در تحقق ظهور دانست.

اولویت انجام واجبات و ترک محرمات در خانواده مهدوی

ازاین‌رو در تشکیل زندگی نیز نباید ارزش‌های دینی را از نظر دور داشت؛ چراکه از برنامه‌های اصلی حضرت حجت (عج) اهمیت به ارزش‌های دینی است. امام صادق (ع) می‌فرماید: «اذا قام القائم لایبقی أرض إلا نودی فیها شهاد ان لا إله إلا الله و أن محمد رسول الله»؛ هنگامی‌که حضرت قائم قیام می‌نماید هیچ جایی نیست مگر اینکه در آن ندای «لا إله إلا الله و محمد رسول الله» سر داده می‌شود. لذا در خانواده مهدوی انجام واجبات و ترک محرمات در انتخاب‌ها اولویت دارد.

امید و نشاط
بشر از ابتدای آفرینش در پی یافتن منبعی امیدزا بوده است تا در پرتو آن بتواند موانع و مشکلاتی که در زندگی برای او به وجود می‌آید را از مسیر بردارد و راه دسترسی به هدف‌هایش را هموار کند.

یأس و نامیدی بزرگ‌ترین بلا در مسیر جامعه‌ی عصر ظهور است؛ برای افرادی که فعالانه در پی هدف‌ها، امیدها و رؤیاهای خویش‌اند و رهنمون زندگی‌شان، معناجویی و ایثار و تعهد است. تعقیب هدف هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرید. افراد سالم به آینده می‌اندیشند و در آینده زندگی می‌کنند.[2]

ظهور و انتظار، گنجینه عظیم ملت‌ها
مقام معظم رهبری در سخنی دراین‌باره می‌فرمایند: «اعتقاد به قضیه مهدی و موضوع ظهور و فرج و انتظار، گنجینه‌ی عظیمی است که ملت‌ها می‌توانند از آن بهره‌های فراوانی ببرند و امید و تلاش افراد برای نجات نقش عظیمی دارد.»[3]

مسئولیت‌پذیری
حس مسئولیت‌پذیری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر نشان از رشد فکری افراد در این زمینه دارد. دلیل چنین عنصری را باید در فرهنگ قرآن و مهدویت جستجو کرد، زیرا از یک‌سو قرآن با فرمان «یا ایها الذین آمنو قوا انفسکم و اهلیکم...»[4] وظایف خانوادگی را مشخص می‌کند، از سوی دیگر مهدویت یعنی احساس مسئولیت بین‌المللی و جهانی نسبت به انسان امروز و فردا و دغدغه اصلاح بشریت داشتن، رنج بشریت را چشیدن و از قالب «من» درآمدن و به «ما» اندیشیدن؛ بنابراین مهدویت یعنی طرحی جهانی برای شکوفایی انسانیت؛ بر این اساس ارتباط تنگاتنگی بین فرهنگ مهدوی و اصالت و رسالت خانواده مهدوی وجود دارد.[5]

خانواده مهدوی نسبت به نسل آینده و تربیت نسل مهدوی و بسترسازی و ایجاد کانون سرشار از عدالت و امنیت مسئولیت‌پذیر است.

اندیشه و تعقل
پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند: «إنما یدرک الخیر کله بالعقل و لادین لاعقل له»؛ تمام خیر با عقل به دست می‌آید و کسی که اهل اندیشه نیست دین ندارد.[6]

بنابراین ایمان شخص در گرو به کار بستن یا نبستن اندیشه است. جایگاه این مهم را در خانواده مهدوی چه در تشکیل و چه در تربیت و پرورش فرزندان نمی‌توان نادیده گرفت. پیامبر (ص) فرمودند: «حذر کنید از ازدواج با زن احمق؛ زیرا مصاحبت با او بلا آفرین و فرزندانش تباه و بی‌فایده خواهند بود.»[7] این اصل مهم، راهبردی ریشه‌ای برای زمینه‌سازی ظهور و تربیت نسل سرباز گونه خواهد بود. چنانچه خداوند می‌فرماید: «إن شر الدواب عندألله الصم البکم لذین لایعقلون»(8)

محبت و عشق
عشق به حضرت حجت (عج) از ارکان اساسی ولایت‌مداری است چنانچه پدر و مادر در خانواده بتوانند این امر را در خود و فرزندانشان نهادینه کنند در مسیر ظهور و زمینه‌سازی برای این امر تأثیر بسزایی خواهند داشت.

محبت به خداوند، رسول گرامی (ص) و ائمه اطهار (ع) خصوصاً حضرت قائم (عج) باعث جلوگیری از لغزش‌ها در مسیر عبودیت و بندگی خداوند متعال خواهد شد و نقطه محوری و کانون جذب به حضرت حجت (عج) است.

پی‌نوشت:
[1]. غیبت نعمانی / ص 197.
[2]. روان‌شناسی کمال/ ص 16
[3]. تلخیص بیانات در جمع اقشار مختلف مردم/ 17/ 10/ 1374.
[4]. تحریم/ 6
[5].خانواده مهدوی/ ص 91.
 [6].تحف العقول/ ص 54.
[7]. النوادر (للراوند)/ ص 13.
[8]. انفال/ 22


- نظرات (0)

فكر كردن به نامحرم

فکر به نامحرم
در ابتدا گفتنى است؛ فكر گناه از جهت فقهى و حقوقى گناه نیست اما از جهت اخلاقى خطا و ناصواب است، زیرا یكى از كانون هاى تصمیم گیرى در وجود آدمى، فكر و اندیشه است. در حقیقت فكر سالم، ثمره و بازده سالم، و فكر آلوده، بازده ناسالم و آلوده به دنبال دارد.
امام على علیه السلام مى فرماید: «من كثر فكره فى المعاصى دعته الیها»(1)؛ «كسى كه زیاد درباره گناه فكر كند، او را به گناه سوق مى دهد».

تفاوتى كه میان گناه در قانون هاى اجتماعى و مذهبى وجود دارد، این است كه در جامعه تمام كیفرها به عمل مربوط مى شود و تا شخصى به گناهى دست نزند، تحت پیگیرد كیفرى و قانونى قرار نمى گیرد، اما در فرهنگ اسلامى، امامان معصوم علیهم السلام ما را از اندیشه و فكر گناه نیز برحذر داشته اند.
به دیگر سخن، اسلام در پى آن است تا گناه را از سرچشمه بخشكاند و آلودگى را در نطفه خفه كند و در حقیقت پایه اعمال را از نظر كیفر و پاداش روى اندیشه و نیت افراد بنا نهاده اند! در این راستا حضرت عیسى علیه السلام ضمن گفتارى به حواریون فرمود:

«موسى بن عمران علیه السلام به شما دستور داد تا زنا نكنید، ولى من به شما امر مى كنم كه روح خود را به زنا خبر ندهید (فكر زنا نكنید) تا چه رسد به انجام آن! زیرا كسى كه روح و فكرش را به زنا خبر دهد، مانند كسى است كه در اطاق رنگینى آتش روشن كند، دود آتش نقشه هاى رنگین آن اطاق را كثیف مى كند، گرچه خانه را نسوزاند!».(2)

یعنى، فكر گناه، كانون تصمیم گیرى وجود انسان را آلوده كرده و چنین كانونى به تاریكى گناه نزدیك تر است تا به سفیدى اطاعت الهى!

فرد مسلمانى در یكى از جنگ ها به دست كفّار به قتل رسید و بعد به «قتیل الحمار»؛ «كشته راه خر» معروف شد. علت این نامگذارى به این بود كه هدف او از نبرد، غنیمت بردن الاغ شخص كافر بود اما متأسفانه خودش كشته شد.(3)

ناگفته نماند كه نیّت گناه دو صورت دارد:
یكم، به معناى خطور قلب است كه گاهى بى اختیار بر قلب خطور كرده و استقرارى ندارد؛ و این قسم حرمت نداشته و مورد مؤاخذه نیست و سؤال مورد نظر هم از همین نوع است.
دوم، به معناى عزم و تصمیم جدى بر گناه كه به دنبال آن، عملى در خارج صورت پذیرد. و مقصود از روایاتى كه آن را گناه و مورد بازخواست دانسته اند همین قسم دوم است كه به صورت جدى تصمیم بر گناه بگیرد.

در ضمن شمارى از راه كارهاى مبارزه با این افكار عبارتند از:
۱. شركت نكردن در مجالسى كه حریم مرد و زن نامحرم رعایت نمى شود، به خصوص پرهیز جدى از مكان هاى خلوت كه مانع از ورود دیگران است.

۲. در صورت حضور در چنین جمعى، از دقت و ریزبینى نسبت به افراد نامحرم دورى جستن.

۳. یاد پروردگار متعال در همه احوال، چه در برخورد با حلال و چه هنگام نزدیكى به حرام.

۴. برنامه ریزى بهینه در استفاده از سرمایه گرانمایه عمر، در بخش هاى گوناگون اجتماعى، مذهبى، فرهنگى، ورزشى، تفریح هاى سالم و…، كه بهترین فرصت براى وسوسه ها و راه یابى شیطان زمان هاى خالى از برنامه است.

۵. گزینش دوستان و افراد شایسته، كه هم در امور دنیوى و هم در جنبه آخرتى یار و مددكار انسان باشند.
در پایان باید گفت: اگر دل از اخلاق فاضله و یاد و ذكر الهى تهى شود، مأمن و محل استقرار شیطان مى شود: «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»(4)؛ «هر كه از یاد خداى رحمان روى گرداند، شیطانى را برانگیزیم تا قرین وى باشد».

آن دل كه به یاد تو نباشد دل نیست
قلبى كه به عشقت نطپد جز گِل نیست
آن كس كه ندارد به سر كوى تو راه
از زندگى بى ثمرش حاصل نیست(5)

پی نوشت:
1. میزان الحكمه، ج ۳، ص ۲۴۶۵.
2. مجلسى، بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۳۱.
3. ملا محمدمهدى نراقى، جامع السعادت، ج ۳، س ۱۱۳.
4. زخرف ۴۳، آیه ۳۶.
5. امام خمینىره، دیوان اشعار، ص ۱۹۹.

منبع:
هدانا برگرفته از پرسمان، گناه و توبه


- نظرات (0)

تغییر جنسیت

تغییر جنسیت در اسلام

مطابق نظر آیت الله خامنه ای

تغییر جنسیت
س ۱۲۷۹: برخی از افراد در ظاهر مذکر هستند ولی از جهات روحی و روانی ویژگیهای جنس مونّث را دارند و تمایلات جنسی زنانه در آنان به‌طور کامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغییر جنسیت نکنند به فساد می‏افتند. آیا معالجه آنان از طریق انجام عمل جراحی جایز است؟

ج: عمل جرّاحی مذکور برای کشف و آشکار کردن واقعیت جنسی آنان اشکال ندارد، به شرطی که این کار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده‏ای نباشد.

س ۱۲۸۰: انجام عمل جراحی برای الحاق فرد خنثی به زن یا مرد چه حکمی دارد؟

ج: این کار فی ‏نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام پرهیز شود.

 حضرت آیت الله مکارم شیرازی


 تغییر جنسیّت :
ظاهر ساختن جنسیّت واقعى (در افراد دو جنسى كه یك جنس آنها غلبه دارد) خلاف شرع نیست بلكه واجب است. ولى تغییر جنسیّت صورى و كاذب جایز نیست.

تغییر جنسیّت دو صورت دارد،گاهى صرفاً ظاهرى و صورى است یعنى اثرى از آلت جنس مخالف در او نیست فقط یک جرّاحى صورى در او انجام مى گیرد و چیزى شبیه آلت جنس مخالف ظاهر مى گردد، این کار جایز نمى باشد و گاه واقعى است، یعنى با جرّاحى کردن عضو تناسلى مخالف ظاهر مى شود، این کار ذاتاً جایز است و محذور شرعى ندارد، مخصوصاً در مواردى که آثار جنس مخالف در او باشد، امّا چون این جرّاحى نیاز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت مانند آنچه ذکر کرده اید مجاز است.

مطابق نظر آیت الله سیستانی

پرسش: آیا تغییر جنسیت اشکال دارد ؟
پاسخ: اگر مقصود از تغییر جنسیت این باشد که با عمل جراحى آلت تناسلى مرد را قطع کنند و به جاى آن براى او مجراى ادرار و آلت تناسلى مصنوعى بسازند و با تزریق هورمون علامات زنانگى از قبیل ریختن موهاى صورت و برآمدگى سینه در او ایجاد کنند ، یا در مورد زنى که تغییر جنسیت مى دهد مقصود این باشد که براى او آلت تناسلى مردانه مصنوعى قرار دهند و با تزریق هورمون علامات مردى از قبیل کوچک شدن سینه و روییدن موى صورت ایجاد کنند ، این امر موجب تغییر واقعى جنسیت نیست و احکام شرعى او تغییر نمى کند و از جهتى چون مستلزم کشف عورت و لمس آن است جایز نیست.

واما اگر مقصود تغییر دستگاه تناسلى داخلى وخارجى باشد که معیار اختلاف زن ومرد است ، پس این امر فى حد ذاته با قطع نظر از لوازمى که ممکن است حرام باشد اشکال ندارد ، ولى تا به حال این امر محقق نشده است و آن چه تا به حال صورت پذیرفته همان تغییر ظاهرى است که تاثیرى در تغییر احکام ندارد.

البته ممکن است در مورد کسانى که دچار ناهنجارى در دستگاه تناسلى شده اند با عمل جراحى آلت تناسلى مردانه را که مخفى شده است در مردى که ظاهرى زنانه دارد ولى دستگاه تناسلى داخلى را ندارد نمایان سازند یا به عکس آلت تناسلى ظاهرى مردانه را از زنى که دستگاه تناسلى زنانه داخلى دارد قطع کنند.

واین کار فى حد ذاته اشکالى ندارد و ارتباطى با تغییر جنسیت ندارد و البته اگر مستلزم نگاه یا لمس حرام باشد در صورتى جایز است که ضرورت داشته باشد یا ترک آن مستلزم حرج ومشقت شدید باشد .


- نظرات (0)

عالم مورد احترام در قرآن

قرآن

بررسی آیات قرآن و شرح آن‌ها در تفاسیر، برخی از ویژگی‌های یک عالم شایسته احترام را به انسان معرفی می‌کند. بخشی از شروح تفاسیر حول این موضوع در قسمت زیر ارائه می‌شود:

انجام وظیفه و خداترسی

۳۹ احزاب
«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ»‏ آن كسانى كه پیام‌هاى خدا را می‌رسانند به مردمى كه مبعوث بر آن‌ها شده و آن را كتمان نمی‌كنند.
«وَ یَخْشَوْنَهُ‏» یعنى می‌ترسند از خدا در ترک آنچه خدا بر آن‌ها واجب كرده است.
«وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً» و نمی‌ترسند از غیرخدا در آنچه كه متعلّق به رسالت و تبلیغ است. این آیه دلالت دارد بر اینكه برای پیامبران(ع) در تبلیغ رسالتشان تقیّه جایز نیست.

نترسیدن از غیر حق

«وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسِیباً» حسیبا یعنى محاسبا؛ خدا براى محاسب بودن و به حساب آوردن اعمال كوچک و بزرگ انسان‌ها كافى است. پس واجب است كه از او خشیت داشته و از غیر او دچار خشیت نشوید.
«إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» این جمله توضیح می‌دهد چگونه و چه كسانى از این آیات عبرت می ‌گیرند. این آیات اثر خود را كه ایمان حقیقى به خدا و خشیت از او به تمام معناى كلمه است، تنها بر علما می‌گذارد، نه جهال.
در سابق هم گذشت كه انذار تنها در علما نتیجه بخش است چون در جایی فرمود: «إِنَّما تُنْذِرُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» پس در حقیقت آیه مورد بحث روشن می‌‏سازد كه خشیت به معنى حقیقى كلمه، تنها در علما یافت می‌شود.

علم عملی و توحیدی

مراد ازعلما، علماى باللَّه است؛ یعنى كسانى كه خداى سبحان را به اسماء و صفات و افعالش می‌‏شناسند؛ شناسایى تامى كه دل‌هایشان به وسیله آن آرامش می‌‏یابد و لكه‌هاى شک و دو دلى از نفوس آنان زایل گشته و آثار آن در اعمالشان هویدا می‌‏گردد و فعلشان تصدیق قولشان می‌شود. مراد از خشیت در چنین زمینه‌اى، همان خشیت حقیقى است كه به دنبالش خشوع باطنى و خضوع در ظاهر پیدا می‌شود. این آن معنایى است كه از سیاق آیه برمی‌آید.

مشمول پشتوانه و هدایت الهی

آیه ۵۴ سوره حج
خدا این مؤمنان آگاه و حق‌طلب را در این مسیر پرخطر تنها نمی‌گذارد بلكه افرادى را كه ایمان آوردند، به سوى صراط مستقیم هدایت می‌كند «وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏».
سوره اسرا آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹
«وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ» تا آن‌ها كه به خدا و توحید و حكمتش علم دارند، بدانند كه قرآن حق است و قابل تغییر و تبدیل و زیاد و كم نیست.
«فَیُؤْمِنُوا بِهِ‏» تا ایمان آن‌ها استوار بماند و به قولى یعنى بر ایمان آن‌ها افزوده شود.
«فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ‏» و بر اثر قوت ایمان، در پیشگاه قرآن خشوع و تواضع پیدا كنند.
«وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏» خدا مردم مؤمن را به راهى روشن و بی‌پیچ و خم هدایت می‌كند. منظور این است كه آن‌ها را بر دین حق استوار می‌دارد. برخى گویند یعنى آن‌ها را به سبب ایمان به راه بهشت هدایت می‌كند.

حق‌پذیری پیش از علم

مراد از«الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ» كسانی هستند كه قبل از نزول قرآن، خدا و آیات او را می‌شناختند؛ چه از یهود و چه از نصارى و چه از غیر ایشان. بنا بر این هیچ جهتى ندارد كه ما آن را به طائفه معینى اختصاص دهیم.
مگر آنكه كسى بگوید از سیاق استفاده می‌شود كه مقصود از آن، علماى اهل حقند كه دینشان منسوخ نشده باشد و چنین كسانى منحصراً علماى مسیحیت خواهند بود چون قبل از نزول قرآن دین غیر منسوخ همان نصرانیت بود و منظور از علماى ایشان آن‌هایند كه از دین خدا روى برنگردانده و آن را دستخوش تحریف نكردند.
به هر حال مقصود از اینكه فرمود قبل از آن علم داده شدند، این است كه براى فهم كلمه حق و قبول آن مستعد شدند چون مجهز به فهم حقیقت معناى حق گشته بودند؛ در نتیجه حق بودن قرآن كریم هم در دل هاى ایشان ایجاد خضوع بیشترى كرده است.

اهل عبادت و مناجات هستند

«یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً» كلمه اذقان جمع ذقن به معناى چانه است كه محل اجتماع دو طرف صورت است و خرور كردن ذقن به معناى به خاک افتادن براى سجده است و كلمه «سجدا» نیز همین معنا را بیان می‌‏كند.

بدون تعصب به دنبال مشترکات سازنده

سوره آل عمران آیه ۶۴
«قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ‏» سواء به معنى مساوى و برابر است‏. آمدن به سوى كلمه، به معنى اتّفاق در سخن و عمل است. یعنى اى اهل كتاب بیائید به‌ هدفى و مقصدى كه فائده آن برای همه برابر و یكسان است و تبعیضى در آن نیست و نمی‌توانید بگوئید این پیشنهاد فقط به سود یک طرف و یا عدّه‏‌اى است. در مقام پرستش و بندگى، فقط خدا را پرستش كنیم و شریكى بر او قائل نشویم و در مقام فرمانبرى و اطاعت فقط از دستورهاى خدا اطاعت كنیم و جز خدا اربابى و قانون‌گذارى نداشته باشیم.

علم علما سبب رشد و اصلاح

۶۶ سوره کهف
«قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدا»
به دنبال معلمى باشد كه هدایتگر است و مطالبى می ‏گوید كه به صلاح او و عامل رشد اوست.

منابع
ترجمه تفسیر مجمع البیان ج‏۲۰ ص۱۳۱
ترجمه تفسیر مجمع البیان ج‏۱۷ ص۸
ترجمه تفسیر المیزان ج‏۱۶ ص۴۸۶
ترجمه تفسیر المیزان ج‏۱۷ ص۵۹
ترجمه تفسیر المیزان ج ۱۷ ص۶۰
تفسیر نمونه ج‏۱۴ ص۱۳۹
ترجمه تفسیر المیزان ج‏۱۳ ص۳۰۷
تفسیر احسن الحدیث ج‏۲ ص۱۰۴
تفسیر قرآن مهر ج‏۱۲ ص ۲۶۳


- نظرات (0)