سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


ذره ذره اش حسابه

هر کس به مقدار ذره ای کار خیر یا شری انجام دهد، (در روز قیامت) آن را خواهد دید. أعرابی اندکی فکر کرد، سپس رو به صحابی کرد و گفت: آیا این جمله، از جانب خداست؟ صحابی گفت: بلی.

أعرابی گفت: بس است، «من درس خود را از همین آیه گرفتم. اکنون که ریز و درشت کارهای مخفی و آشکار ما در این جهان حساب دارد، تکلیفم روشن شد! این جمله برای زندگی من کافی است» با گفتن این حرف خداحافظی کرد و رفت.



قیامت

در زمان پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) یک نفر أعرابی داخل مسجد شد و عرض کرد:

ای رسول خدا به من قرآن بیاموز، پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) او را برای آموختن قرآن به شخصی از اصحابشان سپرد.

صحابی دست اعرابی تازه وارد را گرفت و به گوشه ای از مسجد برد و برایش سوره زلزال را خواند و به او آموخت، تا رسید به این آیه: «فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَهٍ شَرّاً یَرَهُ»

هر کس به مقدار ذره ای کار خیر یا شری انجام دهد، (در روز قیامت) آن را خواهد دید.

أعرابی اندکی فکر کرد، سپس رو به صحابی کرد و گفت: آیا این جمله، از جانب خداست؟

صحابی گفت: بلی.

أعرابی گفت: بس است، «من درس خود را از همین آیه گرفتم. اکنون که ریز و درشت کارهای مخفی و آشکار ما در این جهان حساب دارد، تکلیفم روشن شد! این جمله برای زندگی من کافی است» با گفتن این حرف خداحافظی کرد و رفت.

صحابی در حالی که متعجب مانده بود خدمت حضرت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) رسید و عرض کرد:

ای رسول خدا! این أعرابی خیلی زود خسته شد.

حتی صبر نکرد که چیزی بیش از یک سوره کوچک به او بیاموزم و گفت: در خانه اگر کس است یک حرف بس است! من درسم را گرفتم و رفتم!

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمودند:

او به مقام فقاهت و شناخت عمیقی که باید برسد، رسید! (ماهنامه راه قرآن، شماره 35. به نقل از کتاب تأثیر قرآن در جسم و جان/ نعمت الله صالحی حاجی آبادی)

 

عذابی که هنوز نیامده اثر کرد!

جبیر یکی از کفار مکه بود که بعد از هجرت حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) به مدینه مسلمان شد.

علت مسلمان شدن او، شنیدن یکی از آیات قرآن بود.

در خانه اگر کس است یک حرف بس است! من درسم را گرفتم و رفتم! پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: او به مقام فقاهت و شناخت عمیقی که باید برسد، رسید!

در غزوه بدر عده ای از کفار به قتل رسیدند و عده ای هم به اسارت مسلمانان درآمدند و به دستور پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) با پرداخت جزیه، آزاد می شدند.

جبیر بعد از جنگ بدر از مکه به سوی مدینه آمد تا در مورد اسرای مکه با آن حضرت صحبت کند.

موقع اذان صبح داخل مدینه شد در حالی که پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) در مسجد مشغول نماز جماعت بودند.

جبیر چون کافر بود و اجازه ورود به مسجد را نداشت، صبر کرد تا از نماز فارغ شدند.

او در بیرون مسجد به نماز و قرائت آن حضرت گوش می داد.

پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) در رکعت اول بعد از سوره حمد مشغول سوره طور شد تا به این آیه رسید:

«إِنَّ عَذَابَ رَبَّکَ لَوَاقِعُ، مَالَهُ مِن دَافِعٍ»؛ به درستی که غذاب پروردگار حتماً (بر کافران) واقع خواهد شد و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند.

وقتی جبیر این آیه را شنید، بر خود لرزید و بر روی زمین نشست.

به فکر افتاد که چاره ای برای عذاب قیامت بیندیشد و خود را از آن نجات دهد.

لذا اجازه گرفت و بر آن حضرت وارد شد و گفتگوهایی نمودند و به راهنمایی پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) مسلمان شد و در زمره اصحاب قرار گرفت.(همان)



- نظرات (0)

پیامبر صلی الله علیه و آله و همسایه یهودی

حضرت محمد ، پیامبر


اسلام، دین رحمت و پیامبر صلی الله و علیه وآله ما پیام آور اخلاق، انسانیت و مهربانى است و آنچه در دنیاى امروز بنام اسلام توسط گروه هایى چون داعش و دولت هایى که بی رحمانه و خصمانه اسلام ستیزى می کنند نشان داده می شود، هیچ ارتباطى با واقعیت این دین رحمانى ندارد و از اینکه تاکنون جهان اسلام در معرفى شخصیت پیامبر صلی الله و علیه وآله کوتاهى کرده است، باید تأسف خورد.


«دین اسلام»؛ دین رأفت، رحمت، مودّت و دوستی است و پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به عنوان رحمت برای عالمیان از جانب خداوند مبعوث به رسالت شده است، .

به طور کلی، دین اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستی پایه ‌‌گذاری شده و در اصل اول، دین اسلام از خشونت و برخورد خشن بیزار و متنفر می‌‌ باشد.
برای اثبات این مطلب، آیات قرآن و کتاب آسمانی مسلمانان و سیره عملی خود پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و همچنین دستور العمل ‌‌ها و بیانات پیامبر اسلام باید ملاحظه گردد.
قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می ‌‌فرماید: ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان رحمت برای جهانیان.(انبیاء: 107)

دینی که پیامبرش را به عنوان رحمت برای مردم معرفی می ‌‌کند، مسلما نمی‌‌ تواند دین خشونت باشد.
در آیه دیگر به پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله دستور به تواضع و فروتنی در مقابل مومنین را بیان می ‌‌کند و می ‌‌فرماید: بال خویش را براى مومنان فرو گستر. (حجر: 88)
و نیز در جای دیگر، خداوند به پیامبرش فرمان عفو و گذشت و مدارا را صادر می‌‌ کند: گذشت پیشه كن و به [كار] پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب. (اعراف: 199)
تمام این آیات، بیانگر و نشانه رحمت پیامبر اسلام صلوات الله علیه و با مودت بودن و مطابق منطق بودن دین اسلام می ‌‌باشد؛ زیرا اگر اسلام دین محبت، الفت، صمیمیت و دوستی نمی ‌‌بود، این همه تأکید به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نیک و امثال این امور معنا نداشت؛ دینی که تأکید می ‌‌کند پیامبر صلی الله و علیه وآله با عفو، گذشت، مهربانی و محبت و اخلاق نیک با دیگران رفتار کند و در برابر مومنین متواضع باشد.

دین اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستی پایه ‌‌گذاری شده و در اصل اول، دین اسلام از خشونت و برخورد خشن بیزار و متنفر می‌‌ باشد

در تاریخ اسلام آمده است: صحابه کرام بعد از آن همه تجاوزات و اهانت هایی که مشرکان مکه علیه پیامبر و اصحابش، روا داشتند، به نزد پیامبر اسلام عرض داشتند: یا رسول الله! در حق این قوم نفرین بفرستید تا از شر آنان نجات یابیم ، ولی پیامبر اسلام در جواب صحابه فرمودند:انی لم أُبعث لعانآ واِنما بعثت رحمة (ابن کثیر تفسیر القرآن العظیم: 3 / 211) برای نفرین کردن فرستاده نشده ام بلکه برای رحمت فرستاده شده ام.  این است روش پیامبر اسلام، روش عفو و گذشت و رحمت و مرحمت. 

 

رفتار و سیره عملی اسلام:

1- پیامبر اسلام صلوات الله علیه بسیار نسبت به دیگران دلسوز و مهربان بوده است. لذا اگر افراد از روی عناد به خداوند یکتا ایمان نمی‌‌ آوردند، غم و غصه ‌‌ی گمراهی دیگران، بر ایشان سنگینی می ‌‌کرد تا جایی که قرآن می ‌‌فرماید: گویى مى ‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست بدهى به خاطر اینكه آنها ایمان نمى ‏آورند. (شعراء:3)

این کلام خدا، مهربانی و دلسوزی خالصانه پیامبر را نشان می ‌‌دهد.
2- اخلاق نیک؛ به شهادت تاریخ، پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) بهترین و نیکوترین اخلاق را داشته است. رفتار و گفتار خود پیامبر اسلام، هم از نظر قرآن و هم از نظر تاریخ، نشان می ‌‌دهد که حضرت نیکوترین اخلاق و بهترین گفتار، حتی با دشمنان خود را داشته است.
ایشان آنقدر با مهربانی و نیکوئی با مردم رفتار می نمود که قرآن او را به عنوان نمونه اخلاق عظیم معرفی می ‌کند «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»(قلم:4).
پیامبر اسلام صلوات الله علیه، در تمام مسائل با صبر، شکیبائی، عفو و گذشت رفتار می کرد و در برخورد با همگان با چهره ای باز و بشاش برخورد می ‌‌نمود.

حضرت محمد ، پیامبر

همسایه یهودی حضرت هر روز با خاکستر از آن حضرت استقبال می ‌‌کرد و ایشان بدون هیچ واکنشی، پس از تکان دادن لباس ‌ها و مرتب کردن وضع ظاهری اش به راه خود ادامه می‌‌ داد، و روز بعد، با آنکه می ‌‌دانست همان برنامه تکرار می‌ گردد، تغییر مسیر نمی ‌‌داد. یک روز از آنجا می‌‌ گذشت، با کمال تعجب از خاکستر خبری نشد. حضرت با لبخند بزرگوارانه ‌‌ای گفت: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد! گفتند: بیمار است. فرمود: باید به عیادتش برویم. بیمار یهودی، وقتی پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله را بالای سرش تماشا نمود، در چهره آن حضرت صمیمیت و محبت صادقانه‌‌ ای احساس کرد که گویی سالها است با وی سابقه دوستی و آشنایی دارد و تمام کینه‌‌ های مرد یهودی نسبت به حضرت به مهر و صفا تبدیل گردید.

آیا دینی که رهبرش حتی با دشمنانش اینگونه برخورد می‌‌ کند، دینی خشن و بی رحم است یا دین با صفا و محبت و اخلاق و مهر و عاطفه؟!!

قرآن کریم نتیجه اخلاق و رفتار ایشان را در گسترش قلمرو اسلام و توسعه مسلمانان چنین می ‌‌فرماید: پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراكنده مى ‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توكل كن زیرا خداوند توكل‏ كنندگان را دوست مى ‏دارد.(آل عمران: 159)

حال شما فکر کنید، دینی که دستور العمل اصلی اش سفارش به اخلاق و تواضع و عفو و گذشت باشد و رهبرش این گونه با تواضع و اخلاق رفتار کند، آیا با خشونت سازگاری پیدا می ‌‌کند؟


 

خلاصه:

آنکه قرآن کریم و روایات به صورت کلی برای همه مومنین دستور اکید به تواضع، فروتنی، برخورد نیک با دیگران، عفو و گذشت از خطاهای دیگران، دوست داشتن مومنین و امثال این امور می ‌‌دهد و از تکبر، خود خواهی، ظلم و ستم بر دیگران و امثال آنها شدیداً منع می‌‌کند.

قرآن عظیم الشان در اولین پیام خویش اعراب جاهلیت را که با جنگ و خونریزی عادت کرده بودند، به صلح دعوت نموده و خطاب به آنان می فرماید: چنانچه برای صلح آغوش گشودند، تو نیز برای صلح آغوش بگشای...(انفال: 61)

دین اسلام حتی در میدان جنگ و نبرد هم خواهان صلح و آشتی است: به آن که با شما از در آشتی و تسلیم درآید مگویید که بی ایمان هستی....) (نساء: 94)

اگر اسلام دین محبت، الفت، صمیمیت و دوستی نمی ‌‌بود، این همه تأکید به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نیک و امثال این امور معنا نداشت؛ دینی که تأکید می ‌‌کند پیامبر صلی الله و علیه وآله با عفو، گذشت، مهربانی و محبت و اخلاق نیک با دیگران رفتار کند و در برابر مومنین متواضع باشد

داستان هابیل و قابیل در قرآن کریم یکی از نمونه های عالی صلح و آشتی در دین مقدس اسلام به شمار می رود.

زمانی که قابیل برادر خویش را تهدید به مرگ کرد، هابیل در جوابش پیام آشتی و صلح را در پیش گرفت: اگر تو دست به کشتن من بزنی من دست به کشتن تو نمی زنم. من از پروردگار جهانیان می ترسم.(مائده: 28)

آیا دینی که چنین پیامبری دارد و آنگونه دستور العمل ‌‌های اخلاقی را بیان می ‌‌کند، می ‌‌تواند دین خشونت باشد؟

 

تمسک به آیاتی برای خشن کردن اسلام

شاید دشمنان اسلام به بعضی از آیات قرآن تمسک کنند، مثل آیاتی که دستور قتل و جهاد با دشمنان را صادر می ‌‌کند.
لکن باید به این نکته توجه داشت که اصل اولی در اسلام؛ رحمت، رأفت و مهربانی است و لکن اگر کسانی باشند که وجود آنها مخل به حال عموم باشد و امنیت و رفاه عمومی را به خطر بیندازد و با منطق و برهان گفتگو کنار نیایند، در اینجا قرآن و اسلام با آنها به شدت برخورد می ‌‌کند.

درست مانند این مسئله که خداوند با آنکه مهربان‌‌ ترین مهربان‌‌ ها است و انسان ها را خلق نموده و بهشت را هم در حقیقت برای بندگانش آفریده، و لکن جهنم را نیز در کنار بهشت خلق نموده، اما جهنم برای افراد سرکش و طاغی است که با ظلم و ستم به بندگان خدا و معصیت در برابر خداوند، زمینه رحمت الهی را در خود نابود کرده‌‌ اند و البته جایگاه به حق آنها جهنم الهی می ‌‌باشد. این مسئله به رحمت و مهربانی خداوند ضرر نمی ‌‌زند.
اسلام نیز چنین است و حقا که دین رحمت، رأفت، مودت و مهربانی است.



- نظرات (0)

چرا باید به کشورهای دیگر کمک کنیم

فلسطیناین روزها از این ور و آن ور شنیده می شود که خوب الان که داریم رابطه مان را با امریکا برقرار می کنیم ، پس دیگر یک سری از کارهایی که در قدیم انجام می شد را نباید انجام دهیم: مثل بعضی از شعارها، کمک کردن به سرزمین های همسایه که دست نیاز دراز می کنند و آمریکا از این باب ناراحت می شود و ...

در این مقاله بر آن شده ایم تا ببینیم که کمک کردن به دیگران و کسانی که نیاز به کمک دارند ربطی به برقراری با آمریکا و غیره دارد یا نه.

بحث را با ذکر یک جریان تاریخی که در قرآن به اشاره در باره آن گفته شده است شروع می کنیم.

در سوره مبارکه دهر (انسان)، خداوند داستان خانواده نیکوکاری را ذکر می کند که سه روز متوالی در ماه مبارک رمضان و در هنگام افطار، غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و روزه خود را با آب باز می کنند. (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا)(انسان، 8)

قرآن کریم جواب اهل بیت علیهم السلام را پس از شنیدن تشکر توسط درخواست کنندگان اینگونه توصیف می کند: "إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا همانا ما به خاطر خداوند شما را اطعام می کنیم و از شما انتظار عوض و حتی تشکر نداریم."

برای رسیدن به مقام ابرار می بایستی در زمانی که خود نیازمند هستیم به نیازمندان دیگر کمک کنیم. کمک هم فقط برای رضوان الهی باشد و به دنبال معامله گری دنیایی نباشیم. آنگاه است خداوند رحیم و بخشنده که مالک ذخایر آسمانها و زمین است، در ازای این ایثار خالصانه، پاداش هایی را که در آیات فوق به آن اشاره شده است، به ما می دهد.

خداوند در آیات قبل از این آیه به پاداش انسان های نیکوکار (ابرار) اشاره می کند که آنها از کاسه ای سیراب می شوند که طعم کافور دارد ( إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ). آنها از چشمه ای می نوشند که مخصوص عباد خداست (عینا یشرب بها عبادالله).(انسان،5)

قرآن سپس به ویژگی ابرار در دنیا اشاره می کند که آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که سختی آن فراگیر است بیمناک هستند ( یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا )(انسان،7) و در حالی که خود نیازمند هستند به مسکین و یتیم و اسیر کمک می کنند (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا) .(انسان،8) و این کمک را بی چشمداشت از آنها و فقط برای رضای خداوند انجام می دهند.

آنچه ما از این آیات در می یابیم آن است که برای رسیدن به مقام ابرار می بایستی در زمانی که خود نیازمند هستیم به نیازمندان دیگر کمک کنیم. کمک هم فقط برای رضوان الهی باشد و به دنبال معامله گری دنیایی نباشیم. آنگاه است خداوند رحیم و بخشنده که مالک ذخایر آسمانها و زمین است، در ازای این ایثار خالصانه، پاداش هایی را که در آیات فوق به آن اشاره شده است، به ما می دهد.

کمک به دیگران

آیا ما می توانیم به عنوان مسلمان از کمک به محرومین خودداری کنیم؟

پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می فرماید که اگر مسلمانی صدای کمک خواهی مسلمانی دیگر را بشنود و به یاری او نرود مسلمان نیست.

در همین آیات سوره دهر نیز یکی از دلایل کمک به بیچارگان ترس از عذاب آخرت ذکر شده است (إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا)(انسان،10) ابرار می گویند: ما به واسطه آنکه از قهر خداوند در روز عبوس و سخت می ترسیم، وظیفه داریم به شما کمک کنیم).
در جای دیگری خدای رحمان در قرآن بیان می کند: «إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَینَ أَخَوَیْكمُ‏ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكمُ‏ تُرْحَمونَ» (حجرات/۱۰) «همانا مومنان برادرند، پس بین برادرانتان آشتی برقرار کنید و تقوای الهی داشته باشید؛ امید است که مورد رحمت خداوند قرار گیرید
خداوند در این آیه شریفه مسلمانان را برادر هم خطاب می کند. ولی ما مسلمانان نسبت به این کلام پروردگار چه کار کرده ایم؟ آیا نمی بینیم که دولت های کفر، هر روز بهتر از دیروز؛ متحدتر در منافعشان که در حقیقت ضدیت با اسلام و مسلمین است؛ می شوند و ما هر روز آشفته تر؟
و جای بس تأسف و اندوه است که شاهد هستیم عده ای از مسلمانان یا بهتر بگویم مسلمان نماها، کشور هایی که ادعای اسلام دارند کاری به همدیگر ندارند و حرف هایی می زنند که از انسانیت و شأن انسان بودن به دور است...
هر گروهی از مسلمانان که در هر جای این کره خاکی به مشکلی بر بخورند؛ ما هم باید احساس همدردی کرده و در رفع مشکل آنها نهایت سعی را بکار ببندیم.

اسلام معتقد است مردم مسلمان در سراسر دنیا یک ملت هستند، لذا از آنان تعبیر به امت واحده می کند: "إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُون‏".(انبیاء، 92) و کشورهای اسلامی یک کشورند که در فقه اسلامی به آنها «دارالاسلام» در مقابل دارالکفر [هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت] اطلاق می شود.
بیاییم به طور جد این آیه را بار دیگر پیش روی خود قرار دهیم که آیا ما به وظیفه خود که آشتی دادن بین مسلمانان است؛ رفع گرفتاری مسلمانان است عمل کرده ایم؟ یا فقط تماشاگر بوده ایم؟

 

کمک به فلسطین چه سودی به حال ما دارد؟

در برخی از موارد چنین مطرح می شود که کمک به آنها چه سودی به حال ما دارند.برخی از افراد نیز در این حالت به این دام می افتند که برای این کار سودهایی بتراشند.

چنین سوالی از پایه ویران است چرا که کمک به دیگران می بایست بی هیچ چشم داشتی و بدون هیچگونه منتی صورت گیرد.

در اسلام اصل بر نیت است و به همین جهت ما از کمک به مظلوم نباید هیچ چشم داشتی داشته باشیم. البته اگر این کار در آینده سودی هم برای کشور داشته باشد باید از آن استقبال نمود ولی مشروط نمودن کمک به دیگران از جوانمردی نبوده و خلاف دستورات دینی است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى (بقره ،۲۶۴)

با این حال همانطور که عده ای هم بر می شمارند کمک به چنین گروه هایی در فلسطین ، لبنان ، سوریه و عراق ممکن است منافعی نیز نصیب ما صورت دهد.

در اسلام اصل بر نیت است و به همین جهت ما از کمک به مظلوم نباید هیچ چشم داشتی داشته باشیم. البته اگر این کار در آینده سودی هم برای کشور داشته باشد باید از آن استقبال نمود ولی مشروط نمودن کمک به دیگران از جوانمردی نبوده و خلاف دستورات دینی است.

چراغی که به خانه رواست به مسجد رواست؟

برخی بر این عقیده اند تازمانی که ما در داخل ایران فقیر داریم چرا باید به فلسطینی ها و لبنانی ها کمک کنیم؟

چنین سوالی دارای یک اشتباه منطقی است . در این سوال چنین استدلال شده است که مشکل فلسطین و لبنان از نوع مشابه با مشکل ایرانیان فقیر می باشد در صورتی که این طور نیست.

مسئله کمک به فلسطین و لبنان موضوع کمک به فقیر نیست که ما بگوییم چرا در حالی که در ایران فقیر داریم باید برویم به فقرای دیگران کمک کنیم.

موضوع کمک به فلسطین کمک به مظلوم در برابر ظالم است نه فقیر. موضوع این است که عده ای در حال ظلم به عده ای دیگر هستند.

در واقع چنین ضرب المثلی (هر چند هر ضرب المثلی حجت نیست) به هیچ وجه در اینجا واجد کاربرد نیست چرا که در این مثل مشکل خانه و مسجد از یک جنس است که این مشکل نداشتن چراغ است اما در مسئله کمک به فلسطین و فقرای ایران مسئله این است که عده ای در ایران فقیر هستند ولی در فلسطین عده ای تحت ظلم هستند.

بر فرض که برادر ما در خانه گرسنه باشد اما زورگویی در حال دزدی و قتل همسایه ماست آیا با این استدلال که باید به برادر کمک کنیم نباید به همسایه کمک کرد؟

در واقع اصلا موضوع در اینجا اصلا از یک جنس نیست. کمک های ایران به فلسطین و لبنان بیش از اینکه نقدی و مادی باشد کمک های معنوی و حمایتی بوده است.

حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: دشمن ظالم و کمک حال مظلوم باشید.( نامه ۴۷ :از وصیت‏هاى امام علی علیه السلام)

 

کلام آخر:

این روایت را همیشه به خاطر داشته باشیم: « مَن لا یَرحَم لا یُرحَم وَ مَن لا یَغفِر لا یُغفَر لَه» (نهج الفصاحه ص۷۴۵ ، ح۲۸۸۵) هر كس رحم نكند به او رحم نشود، هر كس نبخشد بخشیده نشود»
وقتی ما به یکدیگر رحم نکنیم،  زیر ساخت های کشور همسایه ی مسلمان خود را نابود کنیم، از داعشی حمایت بکنیم که به جز تخریب و سوزاندن و ویرانی هنری ندارد؛  باید هم منتظر پسرفت جوامع مسلمان و وضع نامطلوب خودمان باشیم و در مقابل پیشرفت جوامع کفر را ببینیم. چون سنگ جامعه کفر را به سینه زده (خواسته یا ناخواسته) و در جهت کمک به منافع او و در نتیجه پیشرفت او، عمر گرانمایه را هدر داده ایم.



- نظرات (0)

لباس مطلوب خانم ها در مجالس زنانه

نقل می ‌کنند آخوند ملا محمد کاشی، (از عرفای دو نسل پیش، و دارای چشم برزخی بوده است) در مدرسه صدر اصفهان زندگی می ‌کرد و از فرط پیری، به تنهایی توان انجام امور شخصی از قبیل استحمام را نداشت لذا هر بار، یکی از شاگردان وی، او را در امر استحمام یاری می ‌رساندند.

یک بار که در معیت یکی از شاگردان به حمام رفت، در حمام، شروع به خرده گیری و اعتراض و نق و نوق کردن به این شاگرد کرد در حالیکه عده‌ای در حمام این گونه رفتارِ آخوند با این شاگرد را مشاهده کردند به گونه‌ای که شاگرد در مقابل آن عده تحقیر شد و به قول خودمان، کنف شد؛ طلبه در ذهن خود می ‌پروراند که دیگر من این استاد را به حمام نمی ‌آورم به جای آنکه از من تشکر کند تازه به من غرغر هم می‌ کند!

وقتی از حمام خارج شدند استاد رو به طلبه گفت: دیگر مرا به حمام نمی ‌آوری؟! می‌ دانی چرا در درون حمام به تو غرغر کردم؟! به خاطر اینکه برخی از افرادی که در حمام بودند دارای صورت برزخی کریه ‌المنظری بودند و من نمی ‌خواستم بدین صورت آنها را مشاهده کنم لذا این طور احساساتت را جریحه دار کردم تا پرده‌ای مقابل چشمانم بیاید و آنها را به صورت معمولی مشاهده کنم.

آری، هر گونه دست بردن در احساسات دیگران (در جهت منفی)، عواقب سوء و آثار وضعی زیانباری برای انسان به ارمغان می ‌آورد.

به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است

یکی از فلسفه ‌های حرمت موسیقی حرام نیز همین است زیرا به جا و نا بجا، احساسات و عواطف انسان را به تلاطم می ‌اندازد و چنین امری، مخرب روح انسان است. همچنین، از فلسفه های حجاب، همین مطلب را متذکر شده اند.

بنابر این اگر خانمی با پوشیدن لباسی (در مقابل زنان دیگر)، دل دیگران را پریشان و فکر آنان را مشغول کند، به لحاظ ظاهر، برنده است اما به لحاظ روح و روانش، بازنده است و امور گرانقیمتی را از دست داده است.

روی سخن تنها داشتن حجاب به معنای پوشاندن خود از نامحرم (جنس مخالف) نیست بلکه آن ، یکی از مصادیق برای پوشش است.

«قُل لِلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکى لهَمْ  إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصنَعُونَ» (سوره ى نور، آیه ى 30)؛ به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است.

داشتن حیا و نکته ای که عرض شد را باید در همه جا، حتی در مجالس زنانه (در برابر هم جنسان خودمان) مد نظر رفتارها، حرف زدن ها و پوششمان داشته باشیم. یادمان باشد حیا جزو فطرت ما است: آیه ای  از داستان حضرت آدم و حوا (علیهماالسلام): «فَلَمّا ذاقا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءاتُهُمَا وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِن وَرَقِ الْجَنَّه (40)» : چون از آن درخت تناول کردند، زشتی ‌هایشان بر آنان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند.

لباس اسلامی

 

از سرگذشت حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) می ‌توان فهمید که ایشان هنگام برهنه شدن، مضطرب و پریشان شدند، زیرا برای رهایی از این حالت، به برگ درختان پناه آوردند و خود را با آن ‌ها پوشاندند و صبر نکردند تا لباس مناسبی بدست آورند.

در نزد بانوان هم پرهیزگاری و شرم و حیاء در پوشش را رعایت کنیم ... لباس و رفتارهایمان طوری باشد که نمایانگر حیاء ذاتی خانم باشد؛ چنانچه در کلامى گهربار از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) در بیان صفات عاقل آمده است: «صِفَةُ الْعاقِلِ... لایُفارِقُهُ الْحَیاءُ...» (بحار الأنوار، ج1 ص129 حدیث12)؛ ویژگى عاقل این است که هرگز حیا از او جدا نمى شود.

 

 

از امام باقر (علیه السلام) نیز نقل شده: «اَلْحَیاءُ وَالاْیمانُ مَقْرُونانِ فِی قَرْن، فَإذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» (الکافى، ج2 ص106 حدیث 4)؛حیا و ایمان در کنار هم در یک ظرف قرار دارند (و چنان به هم پیوسته اند که) اگر یکى از آنها برود، دیگرى هم به دنبالش خواهد رفت.

از ابی جعفر علیه السلام وارد شده: «واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد كله» (میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل مستنبط المسائل ، ج 14، ص 275)

زینت برای سایر محارم که شامل محل گردنبند و بالای آن، بازوبند و زیر آن و خلخال و آنچه پائین آن است می باشد.

بنابراین باید به این مهم توجه داشت كه از پوشیدن لباس حلقه ای، دامن های كوتاه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری کرد.
جواز نگاه كردن به زینت های باطنی زنان آن هم در محدوده ای كه در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است كه قصد لذت در بین نباشد و نگاه عاری از هرگونه هوس باشد.

یک خانم به جز برای همسر که کاملاً آزاد است، در جاهای دیگر باید حدود را رعایت کند، در جمع محارم لازم نیست حجاب داشته باشد اما هرگز هم نباید خدایی نکرده لباس های نیمه عریان بپوشد به این امید که همه محرمند

حواسمان باشد بعضی خانم ها هم نامحرمند

تاکنون شده بخواهید حرفی را بزنید فرض یکی از دوستان ایستاده باشد و شما حرفتان را نزنید ، بعد دوستان بپرسن چرا نگفتی؟ شما بگویید چونکه او آدم نامحرمی است و دیده ام که حرف دیگران را جلوی من می زند، ممکن است حرف مرا هم درجای دیگر بگوید!

در مجالس زنانه نیز متاسفانه بعضی خانم ها نامحرمند ! یعنی آنچه از ظاهر خانم ها در مجلس دیده اند را به راحتی برای برادر و شوهر و .... تعریف میکنند!!

این موضوع خیلی خطرناک است و مشکلات زیادی را هم تاکنون به وجود آورده است!!
متاسفانه رعایت نکردن خانم ها در پوشش در جمع همجنسان (در خوابگاه های دانشجویی، عروسی ها و...) مفاسد خیلی زیادی را به دنبال داشته است.
یادمان باشد یک خانم به جز برای همسر که کاملاً آزاد است، در جاهای دیگر باید حدود را رعایت کند، در جمع محارم لازم نیست حجاب داشته باشد اما هرگز هم نباید خدایی نکرده لباس های نیمه عریان بپوشد به این امید که همه محرمند!!!
امام علی علیه السلام فرمودند: مردی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسید: ای رسول خدا! خواهرم موهای خود را در مقابل من باز می گذارد. حضرت فرمودند: نه (نباید این کار را انجام دهد)؛ زیرا می ترسم وقتی چیزی از زیبایی ها و موها یا ساعد خود را برای تو نمایان کند, به گناه بیفتی. [بحارالأنوار, ج ۱۰۱, ص ۳۸؛ مستدرک الوسائل, ج۱۴, ص ۳۰۳]

پس به هوش باشیم  که اگر کمی در رفتارهای اجتماعی مان دقت کنیم، باور کنید بسیاری از مشکلات خود به خود حل خواهند شد ...


- نظرات (0)

وقتی کورها به تعریف فیل می نشینند!

روش برداشت برخی ما آدم ها هم از دین کمتر از کار این کوران نیست ؛ چنانچه در خیلی از مواقع با دیدن یک آیه و روایت، اسلام را به خشونت گرایی، یا فاشیسم یا تسامح و تساهل و... متهم می کنیم بدون آنکه مقدمات و موخّرات آیات و احکام را بدانیم.
یا خیلی از مواقع آن قسمت از دین ، آیات قرآن و روایات را که مناسب حال خودمان است و به شخصیت و عملکرد ما نزدیک تر است را می گیریم و بقیه را رها می کنیم و غافل از این هستیم که این نوع عملکرد ما چه ضربه هایی اولاً برای خود ما و ثانیاً برای دیگران دارد.
سوار اتوبوس شدم ... یک روز گرم و طاقت فرسای تابستان با این اتوبوس هایی که کولری برای خنک کردن هم نداشتند ...

از قسمت آقایان، یک روحانی مسنی با صدای بلند گفت: خدایا ما این گرمای دنیا را نمی توانیم تحمل کنیم، برای اینکه از عذاب و گرمای قیامت و خشم خدا در امان باشیم صلوات ...

دو تا خانم پشت سر من که از اولی که سوار شده بودم تا آخر داشتند پشت سر یکی از کسانی که هر دو او را می شناختند، با صدای بلند حرف می زدند و غیبت، گفتند؟ وااا ... این حرفارو این آخوندا از خودشون در میارن ... عذاب و گرمای آخرت و خشم خدا ... بابا این قدر مردمو از خدا نترسونید ... خدا خیلی مهربونه ...

مگه ما چیکار می کنیم؟ همین که نیتمان خوب است برای بهشتی شدن کافیه ... ما نریم بهشت پس کی می خواد بره؟
خدا رو انقدر برای خودتون ترسناک نکنید، خدا رحمن و رحیم و مهربونه

******
ما ندیدیم که خداوند انجام کاری را حرام کند مگر اینکه آن چیز مایه ی ذلت و خواری و فساد انسان شود و ندیدیم که خداوند انجام کاری را واجب بشمرد مگر آنکه آن چیز مایه ی سعادت و کمال انسان بشود

تا رسیدن به مقصد با خودم داشتم در مورد حرف آقای روحانی و این دو تا خانم فکر می کردم ... عذاب و گرمای قیامت (حرفی که به قول عده ای این ها را این آخوندها از خودشان در آورده اند) ... مهربانی خدا (با داشتن آیات و روایات فراوان در این باب)، داشتن نیت خوب برای بهشتی شدن (این هم می تواند درست باشد)  ...

با مروری که در مطالعاتم داشتم دیدم حرف هیچ کدام از این ها غلط و اشتباه نیست ... هم عذاب و گرمای قیامت و غضب او وجود دارد و هم خدا خیلی مهربان است، و هم برای بهشتی شدن نیت خوب، لازم .... به نظرم نکته ای که این وسط مغفول واقع شده همان نگاه و برداشت های شخصی ما از دین است ... دقیقاً مثل تعریف کردن فیل از زبان نابینا در داستان مذکور ...

ایمان

خداوند رحمان و رحیم است : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به تصریح آیات قرآن خداوند نسبت به بندگان رافت و عطوفت و محبت دارد: رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَة (انعام 147)

قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (53، سوره زمر)

مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما (سوره فرقان، آیه 70)

و این روایت زیبا از امام رضا علیه السلام که می فرمایند: ما ندیدیم که خداوند انجام کاری را حرام کند مگر اینکه آن چیز مایه ی ذلت و خواری و فساد انسان شود و ندیدیم که خداوند انجام کاری را واجب بشمرد مگر آنکه آن چیز مایه ی سعادت و کمال انسان بشود. (میزان الحکمه - جلد 4 - صفحه 2797 - محمد محمدی ری شهری) نیز این رحمت و مهربانی خداوند را به زیبایی نشان می دهد.

اما همین خدای مهربان و رحیم، عده ای را مورد غضب خود قرار می دهد: صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ.

و طبق روایات هستند افرادی که خداوند به سبب اعمالشان به آنها غضب دارد و مورد غضب الهی واقع می شوند.
«منفورترین شما نزد خداوند كسانى هستند كه سخن چینى مى كنند، میان برادران جدایى مى افكنند و در پى یافتن خطا و لغزش براى افراد بى گناه هستند.» (بحارالانوار، ج 71، ص 383)

و امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «مبغوض ترین خلق خدا بنده اى است كه مردم از زبان او بترسند.» (کافی، ج 2 ، ص 323)

اگر کسی می ‌خواهد «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ » که در نماز از خدا خواستار آن است درباره او مستجاب شود نباید گناه کند. هر چه گناه کرد بداند که مورد خشم خدا قرار می ‌گیرد

شخصی در مورد آیه وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوى (81 /طه) از امام باقر علیه السلام سوال کرد که منظور از غضب خدا چیست؟

حضرت در جواب ایشان فرمودند: غضب خدا همان عقاب الهی است (که آثار گناهان خود شخص می باشد) و هرکس که بگوید خدا از حالتی به حالت دیگر تغییر کرده است صفت مخلوق را به خداوند نسبت داده است. ( اصول کافی / ج1 / ص110)

یادمان باشد اگر کسی می ‌خواهد «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ » که در نماز از خدا خواستار آن است درباره او مستجاب شود نباید گناه کند. هر چه گناه کرد بداند که مورد خشم خدا قرار می ‌گیرد.

و نکته ی آخر اینکه برای بهشتی شدن دو مولّفه ی مهم را باید رعایت کرد:  ایمان و عمل صالح ( داشتن نیت درست و  عمل درست)

وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ (25، بقره)

الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ (82، همان)

الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ  (173، نساء)

اصل ایمان همین است که دین را کامل و همه جانبه نگاه کنیم ... اگر این گونه عمل کردیم آن می شود که پدر در کانون گرم خانواده تنها صفت قوامیت را برای خودش نمی گیرد ، آن هم نادرست و همراه با رفتارهای خشن  که همه از او بترسند ... نتیجه آن می شود که من جوان که سال های کودکی و ناتوانی ام را که زیر بال پدر و مادر آرامش داشتم را فراموش نمی کنم و حال که بزرگ و توانا شده ام و آنها ناتوان و پیر...  تک بعدی به دین نگاه نمی کنم و نیاز این گوهرها به وجود من و داشتن خواسته ای از من و وجوب تبعیت از آن ها  را فدای نماز جماعت مستحبی یا هیئت های مستحبی و... نمی کنم.
مراقب باشیم که شیطان به واقع خیلی زرنگ و زیرک است ... در لحظه ای بر ما وارد می شود و ما را میان درخواست پدر و مادر و یک عمل مستحبی که خیلی هم به آن علاقه داریم سرگردان می کند ...


- نظرات (0)

ماجرای پسر و کوتاه کردن چمن

کار ، مورچه، چمن زنی

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

پسرک پرسید: خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟

زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد !

پسرک گفت: خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد!

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملاً راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.

مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.

مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند!

آیا ما هم می توانیم چنین ارزیابی از کار خود داشته باشیم؟

تا به حال شما به این موضوع فکر کرده اید؟

هر یک از ما در جایگاه های مختلفی در جامعه هستیم ... نقش مادری... همسری ... پدر خانواده ... فرزند خانواده ... عروس و داماد خانواده ... مدیر شرکت ... آبدارچی ... مسئول خدمات ... کارمند  و... آیا انقدر از کارکرد خود راضی و مطمئن هستیم که این گونه عمل کنیم؟

از منظورم سوء برداشت نشود ... منظور خودخواهی و از خود راضی بودن به معنای منفی آن نیست ... اینکه هر کاری را آن گونه که باید در حد توان به بهترین شکل سر و سامان می دهیم؟ تکمیل می کنیم؟

من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند!

دختر جوان در برنامه تلویزیون

در یکی از برنامه های ایام ماه رمضان که از تلویزیون لحظه ی افطار پخش می شد مهمانی را آورده بودند که دختر، فرزند خوانده خانواده بود.

مجری از او سوال کرد که اگر پدر و مادرت که تو را سر راه گذاشتند بیایند، تو به آنها ملحق می شوی؟

دختر جوان با تمام اقتدار و صلابتی که داشت گفت: نه... آنها وظیفه ی خودشان را به خوبی از عهده اش بر نیامدند ... و من این پدر و مادر فعلی ام را با هیچ کس دیگری حاضر نیستم لحظه ای عوض کنم ...

 

زندگی مورچه

به زندگی و کارهای مورچه ها تا به حال دقت کرده اید؟ دانه ای را یا بلند نمی کنند، یا وقتی بلند کردند اگر صد بار هم زمین بیافتد، باز دست از تلاش بر نمی دارند و تا کار را کامل نکنند و به مقصد نهایی نرسانند، از پای نمی ایستند ...

کار ، مورچه، چمن زنی

به واقع اگر همگی در زندگی هایمان این نکته را سرلوحه خود قرار دهیم که هر کاری که بر عهده مان است به خوبی، کامل و شایسته انجام دهیم، بسیاری از مشکلات خانواده ها و جوامع از بین می رود.

تلاش کنیم این نکته را در زندگیمان عملی کنیم؛ چرا که با انجام این کار خواهیم دید که قطعاً دیگر خانواده ها به راحتی از هم پاشیده نمی شوند؛ چرا که به طور مثال مرد خانواده حاضر نیست کسی دیگر را لحظه ای به عنوان همسری غیر از همسر خودش داشته باشد، اصلاً این چنین فکرها به ذهنش نخواهد رسید چرا که تمام نیرو و وقتش در حال سپری شدن در زمینه بهتر و کامل انجام دادن کارهایش است .

مادر خانواده و تک تک اعضای خانواده همین حال را دارند و خانه و خانواده فرصتی برای بحث و دعوا و فروپاشی نخواهد بود و آن وقت است که محیط خانواده به آن رسالت نهایی اش خواهد رسید: وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُیُوتِكُمْ سَكَنًا: خداوند از خانه های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرار داد.[نحل، 80]

با انجام این تکنیک مدیر شرکت، موسسه، کارخانه از کارمندانش راضی است و یک شرکتی که به سوی هدفی در حرکت هستند به زیبایی و هرچه بهتر به مقصد خواهند رسید.

از قول پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله که قرآن مجسّم بوده اند: کانَ خُلقُهُ القُرآن؛ (ابوالفضل قاضی عیاض، الشفاء ‌بتعریف حقوق المصطفی، 19/96) نقل شده که فرمودند: رَحِمَ اللَّهُ اِمرَأً عَمِلَ عَمَلاً فَاَتقَنَه؛(مسائل علی بن جعفر و مستدركات ها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص ۹۳) رحمت خدا بر آن آدمی که کاری را که انجام می دهد، محکم ‌کاری می کند؛ کار را درست و کامل انجام می دهد.

وقتی کار محکم و به خوبی انجام داده شود نتیجه کار تمیز خواهد بود و آنجا است که اسلام، این چنین کاری را عبادت به حساب آورده است.

رحمت خدا بر آن آدمی که کاری را که انجام می دهد، محکم ‌کاری می کند؛ کار را درست و کامل انجام می دهد

به قول شاعر :

               من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش                         چون به فکر سوختن افتاده ای، جانانه باش

قرآن کریم نیز در این زمینه می فرماید: الّذی خَلَقَ المَوتَ و الحیاةَ لِیبلُوَکُم أحسَنُ عَمَلاً: خداوند، مرگ و زندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدام یک کاری بهتر می کنید. (سوره مُلک، ایه 2)از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه مزبور، روایت شده است: مقصود، عمل بیشتر نیست، بلکه عمل بهتر است. (الکافی، کلینی، ج2،ص13)

همچنین پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) فرموده است: خداوند، دوست دارد که هر کارگزاری که کار می کند، نیکو کار کند. (الجامع الصغیر، سیوطی، تحقیق: عبد الله محمّد درویش، ج1، ص221)

و نیز آن حضرت در حدیثی دیگر فرموده است: خداوند، در هر کاری، نیک انجام دادنِ آن را فرمان داد. (همان، ج1، ص210)

در سیره پیامبر (صلی الله و علیه وآله) آمده است که چون سعد بن معاذ درگذشت و پیکرش را به لب قبر آوردند، آن حضرت به درون قبر رفت و پیوسته می گفت: «سنگ بدهید، گِل بدهید» تا این که درز خشت ها را پر کرد و قبر را هموار ساخت.

چنین می نماید که پیامبر، آن قدر قبر را خوب درست کرد که اصحاب در شگفت شدند که چرا این همه محکم کاری در ساختن یک قبر!

پس آن حضرت فرمود: إنّی لَأعلم أنّه سیبلی و یصلُ إلیه البَلی و لکنّ الله یحبُّ عبداً إذا عَملَ عملاً أحکمَه.(وسائل الشّیعة، شیخ حُرّ عاملی، ج3، ص230) می دانم که به زودی فرسوده می شود و می پوسد؛ امّا خداوند، بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام می دهد، آن را درست (استوار) انجام دهد.

همچنین امیر المومنین علیه السلام فرموده است: قیمةُ کُلَّ امریء ما یحسِنُه.(نهج البلاغة، حکمت81) ارزش هر کس به چیزی (کاری و هنری) است که آن را نیکو می داند. (انجام می دهد)

پس چه خوب است که تا زمان نگذشته و وقت داریم، کارهایمان را خودمان به تمام و کمال انجام دهیم؛ چرا که به قول امیر مومنان علی علیه السلام: فرصت مانند ابر از افق زندگی می گذرد پس مواقعی که فرصت های خیری برایتان پیش می آید غنیمت بشمارید و از آنها استفاده کنید. (غررالحکم ، صفحه 340)


- نظرات (0)

فیلم سازی برای مراسم عروسی

عروسی


قرآن کریم می فرماید: « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلادِ ... وَ مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و تجمل پرستی و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است ... و دنیا جز متاع فریب نیست.»(حدید۲۰)



حضرت امیر سلام الله علیه، دو عامل مهم را موجب هلاک آدمی بیان فرموده اند :

یک) خَوفُ الفَقر، دو) طَلَبُ الفَخر
در این مجال به عامل اول کاری نداریم، صحبت بر سر عامل دوم است؛ فخر جویی و افتخار طلبی ؛مهلک آرامش و رفاه ...
هرچند به ظاهر، در خیلی از مواقع دیده می شود که شخص از رفاه برخوردار است اما واقعیت این است که رفاه با تجمل فرق می کند!

تجمل؛ رفاهِ ظاهری، الکی و تقلبی است. رفاه نیست! سادگی و آسانی نیست! معذب بودن است به عذاب چشم و هم چشمی و مراعات کردن های نابجا و اطاعت از قوانین "فخر فروشی".
در مراحل مختلفِ پز دادن و تفاخر، از فخر خواهی تا فخر فروشی دقیقاً این همان "اصل زندگی" است که زیر پایِ "نظر مردم" و "مُد" و "مسابقه ها و رقابت های نابخردانه" لگدکوب و پامال می شود.
چه مصیبتی از این بدتر که آدمی، آزاد نباشد و برای دیگران زندگی کند؟! آن هم دیگرانی که عقل سالمی ندارند و اگر دارند از آن بی بهره اند؛ لهم قلوب لا یفقهون بها. دیگرانی که همین نقص عظیم برایشان بس که "عقلشان به چشمشان است!"
به راستی که مولایمان چه نیکو فرمودند: هیچ حماقتی بزرگتر از تفاخر نیست! (لا حمقَ أعظمُ من الفخر)

چه مصیبتی از این بدتر که آدمی، آزاد نباشد و برای دیگران زندگی کند؟! آن هم دیگرانی که عقل سالمی ندارند و اگر دارند از آن بی بهره اند؛ لهم قلوب لا یفقهون بها. دیگرانی که همین نقص عظیم برایشان بس که "عقلشان به چشمشان است!"

به هرحال امروزه یکی از بزرگترین مصائب سبک زندگی ما ایرانی ها تفاخر است و این تفاخر در تمام رگ های زندگی هایمان متأسفانه جریان پیدا کرده است ... از لحظه ی به دنیا آمدن در این دنیا تجملات در ساختن کلیپ از لحظه ی تولد نوزاد در بیمارستان و میهمانی های مختلف ویارونه و ... تا لحظه ی مرگ و مراسم سوگواری هایمان ...

و این ها همه در شرایطی در حال اتفاق افتادن هستند که قرآن کریم مسلمانان را از زیاده روی و اسراف و تجاوز از حد، برحذر داشته و نهی می کند و می فرماید: ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. (سورة الأعراف، آیة31)
در سورة هود می خوانیم: و آنانکه ستم می کردند، از تنعم و کامجویی پیروی کردند وگناهکار بودند. (سورة هود، آیة 116)
در آیة دیگری درباره اصحاب شمال و گناهکاران آمده است: آنها، پیش از این [در عالم دنیا] مست و مغرور بودند. (سورة الواقعة، آیة 41)

در این روزگار که نگاه و عمل جاهلانه در برخی از روش های زندگی نمود دارد متاسفانه برخی از رفتارهای فردی و اجتماعی ما از روی جاهلیت شده است ؛ شبیه به رفتارهای اهالی سرزمین های گذشته مانند قبیله قریش قبل از اسلام .
در آن روزگار مردم به دارایی هایشان تفاخر می کردند، حالا نیز جنگ فخر فروشی وجود دارد و این یعنی زندگی جاهلانه، شاید به شکل مدرن و امروزی اش...

و ای کاش که کمی بیشتر مراقب باشیم که با دست خود، با این سرخوشی ها خود را به هلاکت نرسانیم ... و در هیچ شهر و دیاری، بیم دهنده و انذارگری، ارسال نکردیم مگر اینکه ثروتمندان عیاش آنها [که سر مست ناز ونعمت بودند] گفتند: ما به آنچه فرستاده شده اید، کافریم.(سورة سـبأ، آیة34)
هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را برای مترفین [و ثروتمندان مست وشهوت پرست] آنجا، بیان می داریم، سپس هنگاهی که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدت درهم می کوبیم.(سورة الاسراء، آیه16)

عروسی

اینکه عروسی ما باشکوه تر باشد یا هدایایی که می دهیم بزرگتر باشد یا مباهات به دارایی هایمان همه نشان از جاهلیت ما دارد:

همه را تقصیر دولت و دیگران نیندازیم ... اینها با بخشنامه اصلاح نمی شود ... نیاز به توجه و اراده ی تک تک ما آدم ها دارد ...

ختم هایمان از گورستان و مساجد رفته به تالارها ... هیچ کسی هم هیچ چیز نمی گوید که هیچ... تازه تحسین می کنند

نژاد پرستی البته به شکل دیگری پر رنگ شده ... عده ای خود را اصیل شهری می دانند و بین خود و اهالی شهرهای دیگر تمایز قائلند در حالی که معصوم علیه السلام می فرماید: «خداوند نخوت ها و فخر فروشی های خاندانی جاهلیت را از شما برداشته است. اکنون تنها دسته بندی که وجود دارد، یا مومن پرهیزکار است یا فاجر بدبخت. مردم همگی فرزندان آدم هستند و آدم از خاک آفریده شده است.» (میزان الحکمة، ص4553، ح15723؛ الترغیب و الترهیب، ج3، ص573، ح44)

و نیز امام باقر علیه السلام یکی از سه خصلت، از برنامه های دوران جاهلیت را نازیدن به تبار و عیب تراشی بر نژادها می دانند. (معانی الأخبار، ص326، ح1)

سفرهای خارجی برای عده ای کلاس شده اند و سفرهای داخلی و صد تأسف سفرهای زیارتی چندان جذابیتی ندارند...
عکس های عروسی بعضی از قدیمی ها را که می بینیم ، عکس هایشان ختم به چند عکس معمولی از عروس و داماد می شوند برای یادگاری ... حالا این یادگاری های ساده تبدیل شده اند به فیلم و عکس های اسپرت و رفتن به باغ و کویر و شمال و هزینه های گزاف آن هم تنها برای یک شب ...

زندگی هایمان را با کتاب گینس اشتباه گرفته ایم ... می خواهیم خاص باشیم ...
از گرفتن عروسی در تالارهای بزرگ و ماشین های گرانقیمت و کلاسیک و انتخاب فلان آرایشگر و فلان لباس و ... تا خواندن خطبه عقد توسط ...

گرفتن هواپیمای شخصی و در آسمان عقد خواندن ... اینها همه تفاخر است ... مدام در حال رکورد زنی هستیم.

اغلب هم برای تن دادن به این رسم های جاهلانه، خودمان را مجبور می بینیم تا جایی که حتی برای انجام این نوع خرج و برج های غیر ضروری، پس انداز ۳۰-۲۰ ساله خود را برای عروسی یک فرزند خرج می کنیم و حتی از دیگران قرض می گیریم! و این یک فاجعه اخلاقی است ...

خداوند نخوت ها و فخر فروشی های خاندانی جاهلیت را از شما برداشته است. اکنون تنها دسته بندی که وجود دارد، یا مومن پرهیزکار است یا فاجر بدبخت. مردم همگی فرزندان آدم هستند و آدم از خاک آفریده شده است.»

یک پیشنهاد ساده

پیشنهادی که نه خرجی لازم دارد و نه بودجه ای، پیشنهادی که منافع مادی هیچ کسی را هم به خطر نمی اندازد، اما در صورت پذیرش شما و ترویج آن، ریشه ی آداب رسوم جاهلانه ای را می خشکاند که دل بسیاری از دخترکان نازنین کشورم را شکسته  و مادران و پدران بسیاری را خحالت زده کرده، خیلی ساده و عملیاتی است:
از شرکت در مراسم بازدید و رویت جهیزیه خودداری کنید و از اساس این نوع دعوت ها را توهین به شخصیت خودتان تلقی کنید.
برایتان فرق نکند جهیزیه مربوط به چه عروس خانمی است؛ هر عروس خانمی! حتی از نزدیک ترین اقوام و عزیزترین دوستان تان.
دقت بفرمایید دوست و فامیل و آشنای شما و همان در و همسایه ی معروف، فقط برای چهار نفر مثل من و شما خودش و خانواده اش به سختی اقتصادی انداخته است تا پس از رویت تمام جزییات جهیزیه مورد تشویق شما و سایرین قرار بگیرد. همین!

بگذاریم این نوع مجالس را همان انسان هایی شرکت کنند که شبیه برخی زنان حقیر مکه ی قبل از بعثت هستند و مهم ترین صفت جاهلیت عربی یعنی تفاخر را در خود به وفور دارند همان هایی که وقیحانه ضعف های اقتصادی دیگران را به روی آنها می آورند و مدت ها در مورد نقائص مالی و معیشتی فقرای فامیل و آشنایانشان صحبت می کنند و در مقابلِ متمکنین و ثروتمندانِ مسرف و مترَف، غرق در حسرتی جانسوز و حسدی بی انتها لب به تملق باز می کنند.
تصورش هم تحقیر آمیز است. مانند مراسم دیدن سیسمونی! دیدن از پوشک بچه! چقدر سخیف است چنین رسم هایی. (حجت الاسلام شهاب مرادی)



- نظرات (0)

با این روش درآمدم دو برابر شد!

روزی حلال

به نظر بسیاری از بزرگان اقتصادی و سرمایه داران یکی از راه هایی که می توان از طریق آن در آمد بیشتری داشت، خاص بودن یک کار نسبت به کارهای هم رده ی خودش است...
یعنی مثلاً اگر یک کار در حال انجام است نفر دوم وقتی می تواند موفق باشد که نسبت به اولی یک ویژگی برتری داشته باشد ...
هاروی مک کی مولف یکی از کتاب های پرفروش دنیا ماجرایی را نقل می کند که خواندن آن خالی از لطف نیست: 

روزی پس از خروج از هواپیما در نیویورک، در محوطه ای به انتظار تاکسی ایستاده بودم که ناگهان راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.
سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت: لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.
بر روی کارت نوشته شده بود: در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم.
من چنان شگفت زده شدم که گفتم نکند هواپیما به جای نیویورک در کره ای دیگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آنکه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت: پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و فلاسک دیگری از قهوه مخصوص برای کسانی که رژیم تغذیه دارند، هست.
گفتم: خیر، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم.
راننده پرسید: در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه.
سپس با دادن یک بطری نوشابه، حرکت کرد و گفت: اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.

شما، در زندگی خود از اختیار کامل برخوردارید و به همین دلیل نمی توانید گناه نابسامانی های خود را به گردن این و آن بیندازید. پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یکی پس از دیگری بگشایید.

آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت: این فهرست ایستگاه های رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمناً من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم و اگر تمایلی نداشته باشید می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم.
از او پرسیدم: چند سال است که به این شیوه کار می کنید؟
پاسخ داد:  دو سال.
پرسیدم: چند سال است که به این کار مشغولید؟
جواب داد: هفت سال.
پرسیدم: پنج سال اول را چگونه کار می کردی؟
گفت: از همه چیز و همه کس،از اتوبوس ها و تاکسی های زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم.

روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر(روانکاو، نویسنده و سخنران) شروع به سخنرانی کرد. مضمون حرفش این بود:

روزی حلال

مانند مرغابی ها که مدام واک واک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقاب ها اوج گیرید.

پس از شنیدن آن گفتار رادیویی، به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسی های کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند. سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاه ها و باورهایم به وجود آورم.
پرسیدم: چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟
گفت: سال اول، درآمدم دو برابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید. نکته ای که مرا به تعجب وا داشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با سی راننده تاکسی در میان گذاشتم اما فقط دو نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند. بقیه چون مرغابی ها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند.
شما، در زندگی خود از اختیار کامل برخوردارید و به همین دلیل نمی توانید گناه نابسامانی های خود را به گردن این و آن بیندازید. پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یکی پس از دیگری بگشایید.
دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست.
اگر به جهان بگویی: سهم منو بده…
دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: سهم منو بده… و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: چه خدمتی برایتان انجام دهم؟، دنیا هم به تو خواهد گفت: چه خدمتی برایتان انجام دهم؟

انسان، با نیّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست مى یابد

با خواندن این خاطره و درسی که از این راننده و نویسنده گرفتم این بود که یک فلش بک داشته باشم به دستورات اسلام عزیزم ... دیدم که بی خود نیست که اسلام انقدر روی این موضوع اخلاق تأکید دارد ... وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً (بقره / 83) وبا مردم (به زبان) خوش سخن بگویید.

خوشرفتاری مومنان با یكدیگر، یكی از ارزش های والای اخلاقی در اسلام به حساب می آید. چنانچه قرآن كریم، یاران رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ را به این صفت ستوده، می فرماید: محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و در میان خود مهربانند.( فتح، 29)

بر اساس این آیه، مسلمانان باید نسبت به عموم امّت، مهربان و دلسوز باشند، با آنان خوشرفتاری نمایند، به كمكشان بشتابند، در غم و شادی مردم سهیم باشند و با چهره ای متبسم، مودّب و خوشرویی با آنان رو به رو شوند و از این راه سبب ترویج حسن خلق و پیوند با مردم شوند.

چنانچه پیامبر مهربانمان رسول گرامی اسلام صلی الله و علیه وآله می فرمایند:

انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق; من تنها براى تكمیل فضائل اخلاقى مبعوث شده‏ام.» (كنز العمال، حدیث 52175 (جلد3، صفحه ‏16))

و در جایی دریگر در قرآن داریم که می فرماید: با حكمت و اندرز نیكو، به راه پروردگارت دعوت كن و با آنها با نیكوترین وجه، مناظره نما.( نحل، 125)

در حدیثی از حضرت امام على (علیه السلام) می‌خوانیم: «عُنْوَانُ صَحِیفَةِ الْمُوْمِنِ حُسْنُ خُلُقِه‏»؛ (جامع الأخبار، ص 107) سرلوحه نامه عمل انسان با ایمان، حُسن خلق او است. می ‌دانیم آنچه در عنوان و سرلوحه نامه اعمال قرار می‌گیرد، بهترین و مهم‌ ترین آنها است و به تعبیر دیگر، چیزى است که قدر جامع همه اعمال نیک است و قبل از هر چیز نظرها را به خود متوجّه می‌ سازد. (الأخلاق فى القرآن، ج ‏3، ص 118)

و نکته ی جالب اینکه خوش اخلاقی یکی از راهکارهای افزایش روزی معرفی شده است:

چنانچه امام علی (علیه السلام) فرمود: «گنج های روزی، در اخلاق خوش نهفته است.» (نهج البلاغه، ح 7188)

امام على علیه السلام : وُصولُ المَرءِ اِلى كُلِّ ما یَبتَغیهِ مِن طیبِ عَیشِهِ وَ اَمنِ سِربِهِ وَ سَعَةِ رِزقِهِ بِحُسنِ نیَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلقِهِ؛ انسان، با نیّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست مى یابد. (غررالحكم، ح 10141 ) 
همچنین امام كاظم (علیه السلام) در نصیحتی به هشام ابن حكم در مورد اثرات مادی رفق و نیكی و خوش اخلاقی می‌فرمایند: «بر تو باد كه با دیگران، با رفق و ملایمت رفتار كنی، چرا كه رفق، مبارك و بابركت، و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیكی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزق ‌ها را افزون می‌كند.» (شرح رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ص464)


- نظرات (0)

از داروخانه قرآن بازدید فرمایید!

بیماری ‌های روحی و دردهای اخلاقی به مراتب بدتر و خطرناک ‌تر است، چرا که بیماری‌ های جسمی، هر قدر خطرناک و کشنده هم باشند، دنیای انسان را به خطر می ‌اندازند و کاری به آخرت او ندارند. و چه بسا بیماری و درد کشیدن در دنیا باعث عُلّو درجه و راحتی در آخرت و سرای دیگر شود. اما بیماری‌ های اخلاقی و روحی، هم به دنیای انسان آسیب می ‌رساند و هم به آخرت او.

حتی گاهی آتش یك درد اخلاقی، از فرد فراتر رفته و یك خانواده، محله، شهر و كشور را به نابودی می ‌كشاند. از این رو باید برای معالجه این امراض نیز، دارویی پیدا نمود تا قبل از حاد شدن، آن را درمان کرد.

نشانی درمانگاه تخصصی درمان اینگونه دردها را، طبیب نفوس پیامبر اعظم صلى الله علیه ‌و ‌آله بیان نموده و فرمود :
علیكم بالقرآن فانه الشفاء النافع، و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به، و نجاة لمن تبعه
بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند. (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)
اكنون هر كه می ‌خواهد روح خود را از بیماری ‌ها پاك و یا آن را در مقابل گناهان تقویت و واكسینه كند، بشتابد به سوی داروخانه قرآن كریم و با این دارو انس بگیرد.

هر که می‌خواهد آثار و نشانه ‌های بیماری گناهان را از خود بزداید، به قرآن تمسک جوید. هر که می ‌خواهد از هجوم ویروس کشنده گناهان در امان بماند، دست به دامان قرآن شود.

بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند

همانگونه كه برای استفاده از داروهای مادی برنامه ریزی می ‌كند و وقت معینی را برای استفاده از آن  اختصاص می ‌دهد، برای بهره بردن از شفاخانه قرآن نیز، می ‌بایست چنین كند. همانگونه كه برای داروهای مادی هزینه می ‌كند برای استفاده از  این داروخانه معنوی نیز هزینه كند.

آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام كه ساكت و ساكن در بین الدّفتین (دو جلد آن) قرار دارد، به منزله داروخانه بسیار عظیمی‏ است، كه هر بیماری به مقتضای ظرفیت علمی ‏خود می‏ تواند توشه برگیرد، اگر این بیمار عالم باشد و ظرفیت متناسبی برای برداشت دارو داشته باشد، بسیار استفاده می‏ كند، هر چه علم و وسیله برداشت بیشتر باشد، بیشتر بر می‏ دارد، و طبیعی است كه فرق است بین بیمار عالم و بیمار بی سواد و بدون اطلاع كه نیاز به دارو دارد، ولی متحیر است چه بر دارد، و با چه كمیت و كیفیتی استفاده كند، اگر عاقل باشد دست نمی ‏زند، زیرا چه بسا خوردن داروئی از روی جهل همان به دنبال آمدن مرگ همان.

دارو قران

روشن شد كه نعمت دارو فراهم است، فقط بیمار عالمی ‏با وسیله حمل لازم است تا به درون این داروخانه رود، و از داروها طَرْفی بندد، این در صورتی است كه بیمار عالم باشد، امّا اگر جاهل باشد نیاز به دارو شناس دارد، كه در این داروخانه هم موجود است، و آن همه ائمه معصومین و هادیان دستگاه الهی است، كه داروهای مختلف را برای هر دردی معرّفی می ‏كنند.
بنابر این می ‏توان فرق هائی بین قرآن (داروخانه الهی) با داروخانه‏ های متعارف قائل شد، و درباره ویژگی های داروخانه ‏های الهی چنین گفت:

1. داروخانه الهی در دسترس هر فردی است و اگر نباشد به راحتی قابل تهیّه است، به خلاف داروخانه ‏های متعارف.
2. داروخانه الهی به روی هر مریضی باز است، و هیچ وقت بسته نیست.
3. هر مریض عالمی‏ حق ورود و برداشت دارو در داروخانه الهی را دارد به خلاف داروخانه‏ های معمولی.
4. بیمار در داروخانه الهی بدون معطلی می تواند دارو تحویل بگیرد.
5. در داروخانه الهی هرگونه داروئی یافت می شود و هرگز جواب ردّ به بیمار داده نمی شود.
6. داروخانه الهی بدون هیچ منّتی دارو تحویل می دهد.
7. در داروخانه الهی در قبال گرفتن دارو پولی پرداخت نمیشود.
8. در داروخانه الهی به هیچ وجه داروی اشتباهی تحویل داده نمی شود.

داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد

9. داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد.
10. داروهای داروخانه الهی به موازات بهبودی بیمار اثر سوئی ندارد در حالی كه همه اطباء متخصص تصریح می ‏كنند كه داروهای ما حتی یك آسپرین و مسكن ساده گر چه درد را تسكین می دهد، ولی بر دستگاه گوارش و دیگر اعضاء تأثیر سوء می ‏گذارد.   

در حقیقت قرآن نسخه ای كه حقیقت آن، اقیانوسی است بیكران كه رسیدن به اعماقش جز برای ائمه هدی علیهم السلام میسر نیست و غیر از معصومین كسی را توان دست یابی به كنه و ذات این كتاب آسمانی و آیاتش نمی باشد.

آنچنان شفا و آرامشی در نهاد این تحفه آسمانی نهفته است كه آفریننده اش خود درباره آن چنین می گوید:

«و ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفاء و رحمت برای اهل ایمان است» (الاسراء 82)

چنانچه امام باقر علیه السلام می فرمایند: فی القرآن شفاء من كل داء (درمان هر دردی در قرآن كریم وجود دارد.) (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)


- نظرات (0)

الکی مثلاً دلم پاکه

قلب پاک


همیشه شنیده‌ ایم که عده ای از خانم ها و آقایان بدحجاب‌، رشوه دهندگان و رشوه بگیرها، کاسب های محله و... می ‌گویند ما دلمان پاک است و با خدا بودن و مسلمان بودن به این نیست که چهار تار موی خود را بپوشانیم!!! یا لباس کوتاه و لباس های بدن نما نپوشیم یا یه کم پول آن هم به رضایت خود طرف از او نگیریم .. 

می‌ گویند: «دل آدم باید پاک باشه ، ظاهرت مهم نیست»

حال، آیا مگر می‌ شود فقط با دو کلمه «دل پاک» آن همه گناهان بی عفتی و بی حجابی، ربا و رشوه و بداخلاقی ها را خط زد و نادیده تلقی کرد؟!!!

شکی نیست که این توجیهی است شیطانی که آنان را با ابن توجیهات واهی به گناهان خود مشغول می ‌دارد و از نیل به سعادت باز می ‌دارد.

 

اعمال انسان تجلی نیت های اوست

یقیناً اعمال انسان برآیند و تجلی نیت ‌های او و درون اوست. کسی که هر چه که دلش بخواهد و هر آنچه که هوای نفسش آن را طلب کند انجام دهد و به دنبال کارها و افعال شیطانی باشد، دیگر نمی ‌تواند بگوید: "که درون من و دل من پاک است و آدم درستی هستم".

این درون است که برون را می‌ سازد و برون است که درون را جلا می دهد. لذا نیت و دل و درون انسان رابطه مستقیمی با اعمال و رفتارش دارد و از همدیگر تأثیر و تأثر دارند.
این است که فرهنگ دینی ما بیان می ‌دارد که «الاعمال بالنیات» نیت، امری باطنی است و عمل، امری ظاهری؛ خدا هم  ظاهر را می ‌نگرد و هم باطن را؛ اگر کسی ادعای دلی پاک دارد ظاهرش هم باید مطابق با باطنش باشد چراکه پاکی از درون به برون تراوش می ‌کند. از کوزه همان تراود که در اوست.[۱]
ظاهر، نماد و تندیس باطن است چون ظاهر، ظاهرِ همان باطن است یعنی ظاهر، ظهور و آینه همان باطن می‌ باشد.

کسی که ظاهرش نادرست است قطعاً باطنش نیز نادرست می‌ باشد چون عمل و کردار و رفتارهای ظاهری از باطن سرچشمه می ‌گیرد و منشاء ظاهر، همان باطن است.

قرآن نسبت به كسانی كه ادعای ایمان دارند و به قوانین آن پای بند نیستند، حكایتی را از اعراب بیابان نشین نقل می ‌كند و پاسخ آن را می‌دهد: «[برخی از] بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، لیكن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز در دل ‌های شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده ‌هایتان چیزی كم نمی ‌كند»

ظاهر آلوده حکایت از درونی آلوده دارد. نمی ‌توان گفت من فقط ایمان می ‌آورم و عمل صالح را در ظاهر ترک می ‌کنم چرا که این منطق از منظر قرآن سخت باطل است زیرا قرآن دو عنصر ایمان و عمل صالح را توأمان و در کنار هم قرار داده و همواره بر هر دو تاکید می ‌کند. اگر فقط دل پاک کافی بود، خدای خالق تو  فقط می‌ گفت:«آمنـــوا». اینکه کنار «آمنـــوا» گفته:«آمَنُـــوا وَ عَمِلُوالصَّالِحـــات» یعنی هم دلت پاک باشد، هم کارت.
در قرآن كریم بیش از ۵۰ مرتبه، ایمان و عمل صالح، دركنار هم ذكر شده است: ﴿آمنوا و عملوا الصالحات﴾. چنانکه در آیه‌ ای فرمود: ﴿وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ﴾[البقرة/۸۲]«و كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته كردند ایشان باشندگان در بهشتند و در آنجا جاویدند».

یا می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»[عصر/۲-۳] یعنی غیر از انسان های با ایمان که دارای عمل صالح هستند و از حق پیروی کرده و یکدیگر را بر پافشاری در حق سفارش می ‌کنند دیگران همه زیانکارند.
در سوره مبارکه مُلک می‌ خوانیم: ﴿الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً﴾[ملک/۲]«همان كسی كه مرگ و زندگی را پدید آورده است تا شما را بیازماید كدامتان كارتان بهتر و نیكوتر خواهد بود».

عمل مربوط به ظاهر است پس خداوند به ظاهر نیکو، کار دارد چون نماد باطنی نیکو است. پس خداوند مرگ و زندگانی را آفرید تا ما را بیازماید که کدام یک از ما در عمل نیکوتریم نه اینکه کدامیک ادّعای دل پاک داریم امّا در عمل پیرو شیطان هستیم!
ایمان باید علاوه بر دل، در اعضا و جوارح هم بیاید. باید ایمان نمود داشته باشد، تا فرد بشود «مومن» و جامعه بشود «اسلامی».
جالب اینكه قرآن نسبت به كسانی كه ادعای ایمان دارند و به قوانین آن پای بند نیستند، حكایتی را از اعراب بیابان نشین نقل می ‌كند و پاسخ آن را می‌دهد: «[برخی از] بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، لیكن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز در دل ‌های شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده ‌هایتان چیزی كم نمی ‌كند»[حجرات/۱۴].
به قول معروف: «با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی ‌شود» باید عمل كرد، هزینه كرد، و به قول شهید بهشتی: «بهشت را به بها دهند نه به بهانه».

ایمان

البته ما نمی ‌گوییم: همه افراد بد حجاب، واقعا قصد بدی دارند ولیکن «نیت بد نداشتن» با «دل پاك داشتن » فرق می‌ كند. گاهی ناآگانه و از روی جهل بد حجاب است [نیت بدی ندارد]، و گاه از روی سستی و سهل انگاری، عمداً بد حجاب است. در هر دو مورد، لزوماً، دل پاك نیست. اشتباه این است كه، ندانستن را دل پاكی می ‌دانیم!.
«نیت بد نداشتن » با «نیت خوب داشتن » فرق می ‌كند؛ نیت بد نداشتن زحمتی ندارد؛ توجهی نمی‌ خواهد و ریاضتی ندارد. اما نیت خوب داشتن، همیشه همراه عمل است و به همین دلیل دارای پاداش است. حتی اگر عمل غیر عبادی را با نیت الهی انجام دهد پاداش دارد. چون عمل انسان از نیت او جدا نیست.
حال، چگونه می ‌شود شخص بدون حجاب، ادعای عفاف کند؟!!! همان ‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ ی مراتب عفاف نیست، عفافِ بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست چون نمی‎ توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎ شود عفیف دانست چرا که پوشش ظاهری یکی از علامت ‎ها و نشانه‎ های عفاف است و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد.

بعضی نیز رابطه ‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه ‌ی ریشه و میوه دانسته ‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه ‌ی حجاب است.

برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش نهادینه نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است.
از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ ها کار دارد»، خود را سرگرم می ‌کنند؛ چنین انسان‎ هایی باید در قاموس اندیشه‌ ی خود این نکته‌ ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک را می ‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه ‌ی ناپاکِ نخواهد شد.

کسی که دلش پاک است می ‌نگرد که خدای پاکی دل از او چه می‌ خواهد و همان را انجام می ‌دهد نه هر چه که دلش خواست

در مورد دیگر واجبات و محرمات نیز چنین است و نمی‌ شود واجبی را ترک کرد یا حرامی را انجام داد و آن ‌را با دستاویزی مانند «دل پاک» توجیه نمود.

انسان وقتی انسان درستی است که به دنبال اعمال صالح باشد و وقتی عمل صالح انجام می ‌دهد که درونش پاک باشد و ایمان و اعتقاد و درستی داشته باشد.
حضرت علی (علیه ‌السلام) می فرمایند: «هر کس دستورات خدا را عظیم شمارد، پاسخ به فرمان او می ‌دهد»[۲]
بالاتر از این، قرآن کریم بر عمل بسی تأکید کرده و می ‌فرماید: ﴿وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى﴾ [نجم/۴۰-۳۹]«و نمی‌داند این که برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داد ثواب و جزائی نخواهد بود و البته انسان پاداش سعی و عمل خود را بزودی خواهد دید».

در روایات نیز ایمان و عمل صالح را توأمان با یکدیگر قرار دادند: رسول‌ خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله‌) فرمودند: «ایمان به ادّعا و آرزو نیست بلکه ایمان آن است که در دل خالص باشد و عمل آن را تصدیق و تایید کند».[۳]
رسول ‌خدا (صلی ‌الله‌ علیه‌ و آله‌): «ایمان و عمل دو برادر بسته به یک ریسمانند، خداوند یکی را بدون دیگری نمی ‌پذیرد»[۴]
امام علی (علیه‌ السلام) فرمودند: «اگر ایمان تنها گفتار بود، روزه و نماز و حلال و حرام نازل نمی ‌شد.[۵]
و در یک کلام، انسان دل پاک و درست، انسانی است که در عمل و در ظاهر نیز پاکی را پیشه خود کند. آیا درست است که مخالف امر خدا عمل کنیم و اظهار به محبت او داشته باشیم؟ این از محالات است! امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «ما احب الله من عصاه»  کسی که خدا را نافرمانی می کند، او را دوست ندارد.[۶]
کسی که می‌ گوید: «آدم باید دلش پاک باشه، هر کاری خواستی بکن» این شخص به بعض دین عمل کرده و به بعض دین عمل نکرده و مصداق این آیه شریفه خواهد بود که: ﴿ أَفَتُوْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴾ [بقره/۸۵] «آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى ‏آورید، و به بعضى كافر مى‏ شوید؟! براى كسى از شما كه این عمل [تبعیض در میان احكام و قوانین الهى] را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذاب ها گرفتار مى ‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید غافل نیست».
هرچیزی برای خود علامتی دارد و علامت دل پاک، عمل و رفتار پاک و زیبا است. آیا می ‌شود که انسان دل پاکی داشته باشد ولی هر طوری که دلش خواست باشد و هر کاری دلش خواست بکند؟!!!

خیر هرگز؛ کسی که دلش پاک است می ‌نگرد که خدای پاکی دل از او چه می‌ خواهد و همان را انجام می ‌دهد نه هر چه که دلش خواست.

بنابر این سخن «دلت باید پاک باشد» اگر بدون رعایت اعمال نیک در ظاهر باشد حرفی مفت است که هرگز با منطق قرآن و دین همخوانی و سازگاری ندارد. بلکه این سخن، منطق شیطان است تا با این بهانه واهی گنهکاران را به ترک واجبات و نیز اشتغال به محرمات مشغول کند.

پی نوشت ها:
[۱]. دیوان اشعار شیخ بهایی، رباعیات، رباعی ۱۹.
[۲]. مواعظ امامان علیهم السلام (ترجمه بحارالانوار)، ص ۸۴.
[۳]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۶۹، ص۷۲، ح۲۶.
[۴]. متقی هندی، کنز العمّال، ج۵۹، ص۶۳۱.
[۵]. بحار، ج۶۹، ص۱۹، ح۲.
[۶]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج۱۵.


- نظرات (0)