سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

استغفار را از یاد آنان می برم؟

استغفار

امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتى آیه 135 سوره آل عمران نازل شد، ابلیس همه‏ى یاران خود را جمع كرد و چاره ‏جویى نمود. شیاطین پیشنهاداتى دادند كه پذیرفته نشد، وسواس خنّاس گفت: من چاره مى‏ كنم!

گفتند: چگونه؟

گفت: به آنها وعده مى ‏دهم و به آرزوها گرفتارشان مى‏ كنم تا دچار گناه شوند و وقتى گرفتار شدند، استغفار را از یاد آنها مى ‏برم. (وسائل الشیعه، ج 11، ص 66)

وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ(آل عمران ـ 135)
(افراد با تقوا) كسانى هستند كه هر گاه كار زشتى انجام دهند و یا به خویشتن ستم كنند، خدا را یاد كرده و براى گناهان خود استغفار مى‏ كنند. و جز خدا كیست كه گناهان را ببخشد؟ و (متّقین) چون به زشتى گناه آگاهند بر انجام آنچه كرده‏اند، پافشارى ندارند.


پرهیزگاران اصرار بر گناه نمى‏كنند (وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ...)

در ادامه آیه گذشته که سیمای پرهیزکاران را بررسی می کرد در آیه فوق اشاره به یكى دیگر از صفات پرهیزكاران شده كه" آنها علاوه بر اوصاف مثبت گذشته اگر مرتكب گناهى شوند به زودى بیاد خدا مى‏ افتند و توبه مى‏ كنند و هیچ گاه اصرار بر گناه نمى ‏ورزند".
از تعبیرى كه در این آیه شده چنین استفاده مى‏ شود كه انسان تا به یاد خدا است مرتكب گناه نمى ‏شود آن گاه مرتكب گناه مى ‏شود كه به كلى خدا را فراموش كند و غفلت تمام وجود او را فرا گیرد، اما این فراموشكارى و غفلت در افراد پرهیزگار دیرى نمى ‏پاید، به زودى بیاد خدا مى‏ افتند و گذشته را جبران مى‏ كنند، آنها احساس مى‏ كنند كه هیچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها باید آمرزش گناهان خویش را از او بخواهند (وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ)" كیست جز خدا كه گناهان را ببخشد".

فراموشكارى نتیجه سهل‏انگارى و وسوسه‏هاى شیطانى است، و تنها كسانى گرفتار آن مى‏شوند كه خود را در برابر او تسلیم كنند، و به اصطلاح با وسواس خناس همكارى نزدیك نمایند!

باید توجه داشت كه در آیه علاوه بر عنوان فاحشه، ظلم بر خویشتن نیز ذكر شده (أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) و فرق میان این دو ممكن است این باشد كه فاحشه اشاره به گناهان كبیره است و ظلم بر خویشتن اشاره به گناهان صغیره.
در پایان آیه براى تاكید مى‏ گوید:" وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ":" آنها هرگز با علم و آگاهى بر گناه خویش اصرار نمى ‏ورزند و تكرار گناه نمى ‏كنند".
در ذیل این آیه از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمود:" الاصرار ان یذنب الذنب فلا یستغفر اللَّه و لا یحدث نفسه بتوبة فذلك الاصرار ": اصرار بر گناه این است كه انسان گناهى كند و دنبال آن استغفار ننماید و در فكر توبه نباشد این است اصرار بر گناه. (تفسیر عیاشى در ذیل آیه‏)
در كتاب "امالى صدوق" از امام صادق علیه السلام حدیثى پر معنى نقل شده كه خلاصه آن چنین است: "هنگامى كه آیه فوق نازل شد و گناهكاران توبه كار را به آمرزش الهى نوید داد ابلیس سخت ناراحت شد، و تمام یاران خود را با صداى بلند به تشكیل انجمنى دعوت كرد آنها از وى علت این دعوت را پرسیدند، او از نزول این آیه اظهار نگرانى كرد، یكى از یاران او گفت: من با دعوت انسان ها به- این گناه و آن گناه تاثیر این آیه را خنثى میكنم، ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت، دیگرى نیز پیشنهادى شبیه آن كرد كه آن هم پذیرفته نشد، در این میان شیطانى كهنه كار به نام "وسواس خناس"! گفت من مشكل را حل می كنم، ابلیس پرسید: از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعده‏ها و آرزوها آلوده به گناه مى ‏كنم، و هنگامى كه مرتكب گناهى شدند یاد خدا و بازگشت به سوى او را از خاطر آنها مى ‏برم، ابلیس گفت راه همین است و این ماموریت را تا پایان دنیا بر عهده او گذاشت"!

روشن است كه فراموشكارى نتیجه سهل ‏انگارى و وسوسه ‏هاى شیطانى است، و تنها كسانى گرفتار آن مى ‏شوند كه خود را در برابر او تسلیم كنند و به اصطلاح با وسواس خناس همكارى نزدیك نمایند!

مردان بیدار و با ایمان كاملا مراقبند كه هرگاه خطایى از آنها سر زد در نخستین فرصت آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان خود بشویند و دریچه ‏هاى قلب خود را به روى شیطان و لشكر او ببندند كه آنها از درهاى بسته قلب وارد نمى‏ شوند؟

 

بحث لغوی:

"فاحشة" از ماده فحش و فحشاء به معنى هر عمل بسیار زشت است و انحصار به اعمال منافى عفت ندارد زیرا در اصل به معنى "تجاوز از حد" است كه هر گناهى را شامل مى ‏شود.
البته بعضى مفسّران، مراد از «فاحِشَةً» را زنا و مراد از «ظلم» را سایر گناهان دانسته ‏اند و بعضى دیگر مراد از «فاحِشَةً» را گناهان كبیره و «ظلم» را گناهان صغیره دانسته‏اند.
یصروا یعنی اصرار به معنى ادامه دادن و صر در اصل به معنى بستن و گره زدن است.

متّقى كسى است كه اصرار بر گناه نداشته باشد. زیرا اصرار بر گناه، نشانه‏ى سبك شمردن آن و غفلت از یاد خداست. «وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»

بحث روایی:

در روایات مى‏ خوانیم كه بى‏ توجّهى به گناهان گذشته و ترك توبه از آنها، به منزله‏ى اصرار بر گناه است. («هو ان یذنب الذنب فلا یستغفر اللَّه و لا یحدث نفسه بتوبة فذلك الاصرار». كافى، ج 2، ص 287)

 

پیام ‏های آیه:

1ـ گاهى از افراد متّقى نیز گناه صادر مى ‏شود. «لِلْمُتَّقِینَ»، «الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»
خطرناك‏تر از انجام گناه، غفلت از گناه و بى‏توجّهى به زشتى آن است. متّقین اگر هم گناه كنند، بلافاصله استغفار مى ‏نمایند. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
3ـ نشانه‏ى تقوا، توبه فورى از گناه است. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
یاد خدا، رمز توبه است. «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
5ـ تا یاد خدا در دل گناهكار زنده است، مى ‏تواند در مدار متقین وارد شود. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ»
6ـ گناه، ظلم به خویشتن است. «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ»
7ـ تنها خداوند است كه گناهان را مى ‏بخشد. «وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ»
8ـ متّقى كسى است كه اصرار بر گناه نداشته باشد. زیرا اصرار بر گناه، نشانه‏ى سبك شمردن آن و غفلت از یاد خداست. «وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»

9ـ اصرار آگاهانه بر گناه، سبب محرومیّت از مغفرت الهى است. «وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا»


منابع:
تفسیر نور، ج 2
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر عیاشى در ذیل آیه‏
وسائل الشیعه، ج 11
تفسیر احسن الحدیث، ج 2

 


- نظرات (0)

از کوزه همان تراود که در اوست

 
از کوزه همان تراود که در اوست

بسم الله الرحمن الرحیم

نزدیک یک سال است که دولت عربستان سعودی با حمایت پیدا و پنهان آمریکا و سایر دول غربی مردم یمن را قتل عام می کند. آل سعود که بواسطه ی بعضی از مواهب خدادادی، دارای موقعیتی هستند؛ به زعم خود این موقعیت را در خادم بودن حرمین شریفین و اصلاح امت اسلام بکار می گیرند، ولی از آنجا که که با حمایت مستقیم استعمار بوجود آمدند؛ در ادامه ی همان راه  با تکیه بر دولتهای چپاول گر، نقش تخریبی و نابرادرانه ی خود را شدن بخشیده و حتی نسبت به همسایه عربی خود که یمن باشد رحم و مسلمانی را کنار گذاشتند.

 
از کوزه همان تراود که در اوست.
حضرت علی (علیه السلام) ما را به اصلاح امور خود، قبل از هر کاری دعوت می نماید:  «إِنْ سَمَتْ هِمَّتُكَ لِإِصْلَاحِ النَّاسِ فَابْدَأْ بِنَفْسِكَ‏ فَإِنَ‏ تَعَاطِیَكَ‏ صَلَاحَ غَیْرِكَ وَ أَنْتَ فَاسِدٌ أَكْبَرُ الْعَیْب‏؛[1] اگر همت اصلاح کار مردم را در سسر داری از خودت شروع کن زیرا هنگامیکه قصد اصلاح دیگران را داری در حالی که خود مفسدی، بزرگترین عیب است»

آل سعود در جنگ علیه یمن، ماهیت و نقش خود را به عنوان وابسته ی بیگانگان، بیش از پیش نشان داد. این دولت به دنبال اصلاح امور و باز گشت دموکراسی به یمن نبوده و نیست، بلکه در پی منافع خود است. خاندانی که با تکفیر و تفرقه و با همدستی با اجانب، پا به عرصه ی گیتی نهادند؛ نباید از آنها انتظار مهربانی با امت اسلام را داشت. به قول معروف " از کوزه همان تراود که در اوست" تا مادامی که سردمداران عربستان راه و روش وهابی گری را دنبال کنند؛ بجز تکفیر و .... از آنها انتظار دیگری نمی رود.
اینان از یک طرف با ایجاد جنگ خانمانسوز بر علیه یمن، خوی ددمنشی خود را به جهان نشان دادند، و از طرف دیگر با تبلیغات پر سر و صدا خود را خادم حرم خدا و حرم رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می دانند، آن رسولی که فرمود:  «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ‏ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلمٍ؛[2]کسی که صبح را شروع کند و به امو مسلمین اهتمام نورزد (کسیکه نسبت به حال و وضع مسلمین دیگر بی تفاوت باشد)؛ مسلمان نیست و کسیکه صدای مسلمانی را بشنود که درخواست کمک از مسلمین می نماید و اجابتش نکند مسلمان نیست»

آیا صدای درد و رنج کودکان معصوم و زنان بی پناه یمنی را آل سعود می فهمد؟ یا چنان گوششان از وسوسه های شیاطین انسی (دولتهای غربی) پر شده است که هیچ چیز دیگر را نمی شنوند.

آل سعود و فتنه ی برادران یوسف (علی نبینا و آله و علیه السلام)
قرآن در باره ی برادران یوسف (علی نبینا و آله و علیه السلام) می فرماید: «وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً یَبْكُون‏؛[یوسف/16]و شبانگاه گریه‏كنان نزد پدرشان آمدند».  ریاکاری برادران حضرت یوسف (علیه السلام) را آل سعود، در عصر حاضر به خوی به نمایش گذاشته اند.  این خاندان پادشاهی وابسته، حتی نسبت به برادران عرب خود وفادار نمانده و برادران عرب خود را برای بدست آوردن منافع ناچیز دنیایی به مسلخ برده و خواهند برد. منافعی که در خدمت دولتهای خودکامه ی غربیست و بعضی دولتهای مسلمان را، متاسفانه خام نموده اند تا چشم از برادری و مسلمانی خود ببندند.

سخن آخر
امیرالمومنین علی (علیه السلام) همه ی ما را پیش از اصلاح دیگران، به اصلاح خود فرا می خواند. دولت عربستان با ماهیتی وابسته به بیگانگان و دشمنان امت اسلامی، جنگی خانمانسوز را علیه مردم یمن آغاز نمود و ماهیت تکفیری و ضد وحدت امت اسلامی خود را به مرحله ی ظهور رساند، بنابراین او نمی تواند داعیه دار اسلام رحمانی و حاکی از وحدت مسلمین باشد، گر چه در این زمینه تبلیغات پر سر و صدایی هم دارد.

پی نوشتها
[1] تصنیف غرر الحكم و درر الكلم ، ص 237
[2] الكافی (ط - الإسلامیة) / ج‏2 ، ص164

- نظرات (0)

گزارش لحظه به لحظه ی جنگ با خدا

جنگ با خدا
معرفی پرضررترین معامله جهان

شاید در نظر کسانی که در بعضی از معاملات سود بیشتری بدست آورده اند،  این چنین تصور شود که موفق عمل نموده اند؛ این در حالی است که اگر به ماحصل آنچه بدست آمده و نتیجه تجارتشان دقت و تأمل شود خواهند فهمید متحمل ضرری سنگین و غیر قابل جبران شده اند؛ چراکه سالیان متمادی در عذاب و حسرت سرمایه از دست رفته ی خود گرفتار خواهند بود.
به راستی معامله ربوی در بین انواع شکل های تجارت این چنین است. ربا خواری یکی از سخت ترین و پر ضررترین معاملات مرسوم دنیا است. 
در این شیوه تجارت شاید این چنین تصور شود که دارایی و سرمایه فرد بیشتر شده است، ولی با اندکی تأمل و درنگ در خصوص عواقب شوم و عذاب های ماندگار و ابدی این تجارت به روشنی می توان اثبات نمود که در این تجارت نه تنها سودی عائد سرمایه دار نشده، بلکه بازنده تجارت بوده است؛ چرا که سرمایه و دارایی خود را صرف خرید عذاب و قهر الهی نموده است.
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) در خصوص ضرری که عائد این نوع تجارت می شود می فرماید: «مَنْ أَكَلَ الرِّبا مَلأَ اللّه عَزوَ جَلَّ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما أَكَلَ، و إِنِ اكْتَسَ بَ مِنْهُ مالاً لا یَقْبَلُ اللّه تَعالى مِنْهُ شَیْ ئا مِنْ عَمَلِهِ ، وَلَمْ یَزَلْ فى لَعْنَةِ اللّه وَالْمَلائِكَةِ ما كانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قیراطٌ واحِدٌ؛ [1]هر كس ربا بخورد خداوند عز و جل به اندازه ربایى كه خورده شكمش را از آتش دوزخ پر كند و اگر از طریق ربا مالى به دست آورد، خداى تعالى هیچ عمل او را نپذیرد و تا زمانى كه قیراطى (كمترین مقدار) از مال ربا نزدش باشد، پیوسته خداوند و فرشتگانش او را نفرین كنند».

مفهوم شناسی ربا

شخص رباخوار، تشبیه به آدم مصروع یا دیوانه بیمار گونه اى شده كه به هنگام راه رفتن قادر نیست تعادل خود را حفظ كند و به طور صحیح گام بر دارد. آیا منظور ترسیم حال آنان در قیامت و به هنگام ورود در صحنه رستاخیز است؟ یعنى آنها به هنگام ورود در عرصه محشر به شكل دیوانگان و مصروعان محشور مى شوند؟»

راغب اصفهانی در کتاب مفردات خود واژه ربا را این چنین معرفی می نماید: «ربا افزایش سرمایه است اما در شرع اسلام یک نوع مخصوص اضافی از سرمایه است نه مطلق افزایش.»[2]و همچنین در کتاب لسان العرب این چنین ذکر شده است: «ربا در شرع اسلام یک نوع اضافی گرفتن از سرمایه خارج از متن عقد است.
در تعریفی دیگر آمده است: ربا، معاوضه مالی به مال دیگر که این دو اولاً هم جنس باشند ثانیاً با کیل یا وزن اندازه گیری شوند یا قرض دادن به شرط زیاده».[3]
به عبارت دیگر  ربا در اصطلاح عبارت است از  گرفتن یک مال در مقابل پرداخت مالی از همان جنس است به طوری که میزان و مقدار دریافت زیادتر از مال پرداختی باشد.[4]

شیوع و انواع ربا

در متون فقهی دو شیوه برای ربا بیان شده است: الف). ربا در بیع (ربای معاملی)، ب). ربای در قرض (ربای قرضی).
«رباى معاملاتى عبارت است از این كه: یك جنس را با جنس مشابه آن معامله كنند، در حالى كه یكى از نظر وزن بیش از دیگری است؛ مثلا یك من گندم را به یك من و نیم گندم بفروشند، هر چند یكى از دیگرى مرغوب تر باشد، یا یك كیلو شیر پرچربى را به یك كیلو و نیم شیر كم چربى بفروشند.
این كه جنس واحد چیست؟ و معیار وحدت كدام است؟ در بین فقها اختلاف است. قسم دوم، رباى قرضى است و در این قسم تفاوتى بین مكیل و موزون و معدود نیست، شارع مقدّس رباى قرضى را ممنوع و سود حاصل از آن را حرام كرده است؛ هر نوع سودى كه باشد.
حتّى اگر شما وامى به كسى دهید و شرط كنید كه براى اموات شما یك فاتحه بخواند، بازهم حرام است؛ چون شرط قرائت فاتحه خود نوعى سود است!».[5]
هشدارهای تکان دهنده ی آیات و روایات به رباخواران

1-جنگ با خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه و اله وسلم):

یکی از تعابیر هولناک و سختی که در خصوص ربا خواری در فرهنگ قرآن مورد استفاده قرار گرفته این است که، شخص ربا خوار با این عمل قبیح خود رسماً مبادرت به کاری نموده که بی شباهت با جنگ با خدا نیست، کما اینکه در قرآن کریم این چنین بیان شده است. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها كنید اگر ایمان دارید! اگر (چنین) نمى كنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیكار خواهند كرد! و اگر توبه كنید، سرمایه هاى شما، از آنِ شماست [اصل سرمایه، بدون سود] نه ستم مى كنید، و نه بر شما ستم وارد مى شود.»
علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریف می فرماید: «و اگر كلمه «حرب» را نكره یعنى بدون الف و لام آورد براى این است كه عظمت آن جنگ را و یا نوع آن را برساند (یا بفهماند كه این جنگ با خدا و رسول، جنگى عظیم است و یا بفهماند رباخوارى نوعى جنگیدن با خدا است) و اگر این جنگ را هم جنگ با خدا و هم جنگ با رسول نامیده، براى این است كه رباخوارى مخالفت با خدا است كه حرمت آن را تشریع فرموده و مخالفت با رسول خدا صلی الله و علیه وآله است كه حكم خدا را تبلیغ نموده»[6]

2-دیوانه و آشفته حال در قیامت از قبر بر خواستن و جاودان در آتش ماندن:

از جمله تعابیر وحشتناکی که خداوند متعال در خصوص ربا خوار در روز قیامت بیان می فرماید: بیان ویژگی و احوال ایشان بعد از مرگ و بیدار شدن در صحرای محشر به صورت دیوانگی محشور می شوند: «الَّذینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ كَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِك...[سوره بقره، آیه275] كسانى كه ربا مى خورند، (در قیامت) برنمى خیزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمى تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمین مى خورد، گاهى بپا مى خیزد)...»

در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله و سلم) این چنین نقل شده است: «إِذا ظَهَرَتْ فِی أُمَّتِی عَشْرَ خِصالٍ عَاقَبَهُمُ اللَّهُ بِعَشْرِ خِصالٍ إِذا كَثُرَ الرِّبا كَثُرَتِ الزِّلاْزلُ...؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه در بین امت من ربا زیاد شود زلزله هم زیاد می شود»

در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریف این چنین بیان شده است: «شخص رباخوار، تشبیه به آدم مصروع یا دیوانه بیمار گونه اى شده كه به هنگام راه رفتن قادر نیست تعادل خود را حفظ كند و به طور صحیح گام بر دارد. آیا منظور ترسیم حال آنان در قیامت و به هنگام ورود در صحنه رستاخیز است؟ یعنى آنها به هنگام ورود در عرصه محشر به شكل دیوانگان و مصروعان محشور مى شوند؟»[7]
خداوند متعال در ادامه این آیه شریف گروندگان به این گناه زشت و شوم را بر دیگر این چنین مورد خطاب و تهدید قرار می دهد: « وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛[بقره، آیه 275] امّا كسانى كه بازگردند (و بار دیگر مرتكب این گناه شوند)، اهل آتشند و همیشه در آن مى مانند.»

3-شیوع عذاب های دنیوی همانند زلزله:

در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله و سلم) این چنین نقل شده است: «إِذا ظَهَرَتْ فِی أُمَّتِی عَشْرَ خِصالٍ عَاقَبَهُمُ اللَّهُ بِعَشْرِ خِصالٍ إِذا كَثُرَ الرِّبا كَثُرَتِ الزِّلاْزلُ...؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه در بین امت من ربا زیاد شود زلزله هم زیاد می شود»[8].

نتیجه و پیام های:

1-معامله ربوی را با توجه به آثار زیان بار و خطرناکی که در دنیا و آخرت به دنبال دارد به راستی می توان در زمره ی پر ضرر ترین معاملات جهان به حساب آورد.
2-اگر طرفداران معاملات ربوی قدری در وخامت حال ربا خواران  در آیات و روایات می اندیشیدند هیچ گاه برای سود اندک دنیوی آخرت خود را تباه نمی ساختند.
3-شخص مؤمن و زیرک در معاملات و تجارت خود تنها سود دنیوی را نمی نگرد، بلکه سعادت اخروی را نیز در نظر می گیرد.

پی نوشت ها:

[1]. بحار الانوار: ج 73 ، ص 364 ، ح 30.
[2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات، الفاظ القرآن: ص 187. « و الرِّبَا: الزیادة على رأس المال، لكن خصّ فی الشرع بالزیادة على وجه دون وجه ».
[3]. لسان العرب، ج 14، ص 305.
[4]. دانشنامه اسلامی.
[5]. آیه الله مکارم شیرازی، بررسى طرق فرار از ربا، ص 18.
[6]. ترجمه المیزان، ج 2، ص 648.
[7]. تفسیر نمونه، ج 2، ص366.
[8]. جامع الاخبار، ص180.


- نظرات (0)

خصلتی که از شیطان به ارث برده ایم!

تواضع

داستان از این جا شروع می شود که خداوند به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »! ( سوره ص ، آیات 75-76) و تا به امروز ادامه دارد ....

سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ....

همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم ...
در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی می کنیم ، فقط ادعا داریم ... با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و خود را از همه برتر می دانیم ...

چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً من را دعوت نکرد ... چرا فلانی جلو پای من بلند نشد ... من که از فلانی بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله ...
گویا فراموش کرده ایم که هیچ نیستیم ... از آب جهنده گندیده ی بدبو به وجود آمده ایم (سوره سجده ، آیه 8) و وقتی هم که وقتش برسد لاشه و مرداری می شویم که همه از ما می ترسند و حتی حاضر نیستند بوی گندیده مان را یک روز که چه عرض کنم ، یک دقیقه تحمل کنند.
این من من کردن هایمان دارد بیچاره مان می کند؛ چه درباره دیگران و چه درباره خودمان ...
این من بودم که تو را آدم کردم ... من بودم که کار برایت درست کردم ... من بودم که تو را رشد دادم ... من بودم که به جایی رساندمت ...

من خودم با توانایی خودم به این جا رسیده ام ... من خودم با توانایی خودم با پول خودم با قدرت خودم با زیبایی خودم ....

همه ی زندگیمان پر شده از این من ها و من ها  و خود را تافته ی جدا دانستن ...

دقیقاً همان حرف های مزدوران در گذشته و تاریخ را می زنیم ؛ قارون گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه 49) ؛ من خودم بودم که با توانایی خودم توانستم به این نقطه برسم!
سرانجام من من کردن های قارون چه شد ؟!.... در اعماق زمین سرنگون شد.
یادمان نرود هرچه داریم و به هر جایی که رسیده ایم ، هر رشدی که داشته ایم همه از نعمت های خداوند است ؛ چرا این ها را از خودمان می دانیم ؟!!

شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد

«ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ» (سوره زمر/ ۴۹)
این خداوند است که دهنده ی نعمت است ، ما هیچ کاره ایم ، خیال برمان داشته که این خودمان هستیم که توانسته ایم این نعمت ، این موقعیت و این فرصت را به دست آوریم ...
و این درست مثل قارون است چنانچه به او اعتراض شد که این نعمت‌ ها را از خدا بدان ، سهم خودت را هم ببر ؛ اما آن را در راه خدا مصرف کن ، او در جواب گفت: «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدی» ؛ ( قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است. (سوره قصص/  آیه ۷۸)

این ویژگی را خیلی از ما آدم ها امروزه از شیطان به نوعی ارث برده ایم البته با ورژن جدیدش ...

خودم به دستش آوردم ، هنر خودم بود؛ این ها خطاهای بزرگی هستند که متأسفانه دچارش شده ایم ؛ غرّه شدن به خود.

گویند شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد.

فرصت این ماه را برای پاک کردن خطاهایمان غنیمت شماریم ... اگر می خواهیم به خدا نزدیک شویم ، گام اول پا گذاشتن بر روی خود و رهایی از این غرور و منیّت ها است ...


- نظرات (0)

آتش و پنبه در کنار هم

آتش و پنبه

شاید این جمله را بارها شنیده باشیم که می گویند: آتش و پنبه در کنار هم نمی مانند. غرض از بکار بردن این اصطلاح بیان سخت بودن و گاه محال بودن همراهی دو امر در کنار یکدیگر است.
همانطور که پنبه ی لطیف و نرم به محض نزدیکی به حرارتِ آتش از بین می رود و تحمل گرمای آتش را ندارد، در کنار هم قرار گرفتن برخی امور سبب نابودی و از بین رفتنشان می گردد.
نیروی جاذبه ای که به سبب پیشبرد اهداف خلقت و تداوم نسل بشر میان دو جنس زن و مرد وجود دارد، هنگامی که در مجرای اصلیش واقع نشود و باعث تشکیل خانواده و ایجاد زوجیت نگردد سبب نابودی انسانیت می شود و روابط بی قاعده ی زن و مرد با یکدیگر هرج و مرج به بار می آورد.
نابسامانی پدید آمده نه تنها سبب از هم پاشیدگی نظام خانواده و بهم ریختگی روابط زوجین می گردد بلکه دامنگیر آنانکه به تنظیم قوانین میان روابط زن و مرد باور ندارند نیز می گردد.
رها سازی آتشِ همیشه شعله ور وجود آدمی بدون ایجاد چهارچوبی دقیق، امنیت روانی افراد جامعه را نابود می سازد. از آنجا که دین عهده دار سعادت دنیوی و اخروی انسانهاست و با رعایت دستوراتش زندگی پاک و آرام نصیب افراد می گردد، با تنظیم قوانینی میان زن و مرد علاوه بر توجه به نیاز ایشان به یکدیگر، امنیت روانی و سلامت روحی آنان را تنظیم نموده و حیات حقیقیشان را تضمین می نماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَة؛ هر كس- از مرد یا زن- كار شایسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكیزه اى، حیاتِ [حقیقى ] بخشیم.» (سوره نحل، 97)
شارع مقدس روابط آزاد و نامحدود زن و مرد با یکدیگر را تنها با ایجاد زوجیت میان آنها جایز می داند و در غیر آن، حدود میان ایشان را به روشنی بیان نموده است. عمل به دستورات خداوند نه تنها موجب استحکام روابط میان زوجین می گردد بلکه آنان را نسبت به یکدیگر متعهدتر می نماید و زمینه ی رشد و پرورش فرزندانی سالم و صالح را پدید می آورد.
مجموعه ی آنچه در آخرین کتاب آسمانی برای تنظیم روابط سالم زن و مرد آمده است شامل:

از آنجا که زن مظهر جمال الهی است لازم است تا زیبایی هایش را از چشم نامحرمان محفوظ بدارد. حفظ پوششی مناسب اولین قانون برای ایجاد رابطه ای سالم میان زن و مرد نامحرم است.

معرفی محارم

در اسلام میان زن و مرد دو نوع رابطه تعریف شده است و برای هر یک از این روابط قوانین و حدودی مشخص گردیده است.
طبق احکام اسلامی زن و مرد یا محرم یکدیگرند و یا آنکه به یکدیگر نامحرمند. خداوند در کلام الله مجید در دو آیه به معرفی محارم پرداخته است. ابتدا خداوند با نام بردن از افرادی که امکان ازدواج با آنان وجود ندارد محارم را معرفی نموده: «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتی أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ..... ؛ [نكاح اینان ] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمّه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرهایتان كه به شما شیر داده اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران زنانتان.. » (نساء، آیه 23)
سپس در آیه بعد به معرفی افرادی که آشکار شدن زینت در مقابلشان جایز است پرداخته است: « وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ.....؛ و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا..» (نور، آیه31  )
پس از شناسایی محارم لازم است تا شیوه ی رفتار و حدود برخورد با نامحرمان مشخص گردد. پاره ای از سفارشات ذکر شده در کلام الله مجید ظاهری است و بخشی از آنها سفارشات رفتاری است. حدود مشخص شده در قرآن مجید شامل:

رعایت پوشش مناسب در مقابل نامحرمان

از آنجا که زن مظهر جمال الهی است لازم است تا زیبایی هایش را از چشم نامحرمان محفوظ بدارد. حفظ پوششی مناسب اولین قانون برای ایجاد رابطه ای سالم میان زن و مرد نامحرم است.
هنگامیکه زنان جامعه زیبایی های خود را از دید نامحرمان حفظ نمایند مردان نیز به هرزگی نمی افتند و شهوتشان را راحتتر کنترل می نمایند. مساله حجاب اصلی ترین چارچوب در رابطه ی زن و مرد است که متاسفانه این روزها به سخره گرفته می شود. اما حتی آنان که حجاب را قبول ندارند و آن را مسخره می نمایند این واقعیت را می دانند که اگر زنان جامعه ای جلوه گری ننماید و پوششی مناسب داشته باشند روابط زوجین مستحکم تر خواهد بود و آسیب پذیریش کمتر خواهد شد. چرا که احکام الهی منطبق بر خلقت انسان و با شناختی کامل از ابعاد وجودیش وضع گردیده است.
آری؛ همانها که حجاب را قبول ندارند هنگام مواجه شدن با زنانی که پوشش مناسب ندارند احساس خطر می نمایند و امنیت روانی شان بهم می ریزد چرا که نگران آسیب پذیری همسرشان و دل مشغولی او هستند و در مقابل مردان نیز نگرانند که زنانشان طعمه ی دیگری نگردد. بدین منظور و برای حفظ امنیت روانی و پایداری کانون خانواده خداوند در قرآن کریم به رعایت پوشش مناسب در مقابل نامحرمان امر نموده و می فرماید: «وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ ...؛ و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند..» (نور، آیه 31)

شارع مقدس روابط آزاد و نامحدود زن و مرد با یکدیگر را تنها با ایجاد زوجیت میان آنها جایز می داند و در غیر آن، حدود میان ایشان را به روشنی بیان نموده است. عمل به دستورات خداوند نه تنها موجب استحکام روابط میان زوجین می گردد بلکه آنان را نسبت به یکدیگر متعهدتر می نماید و زمینه ی رشد و پرورش فرزندانی سالم و صالح را پدید می آورد.

سنگینی و متانت در گفتار

بعد از رعایت اصلی ترین مساله در روابط زن و مرد لازم است نکات دیگر لحاظ گردد تا رابطه ای بدون آسیب میان نامحرمان برقرار گردد.
خالق دانا از آنجا که شناختی کامل به مخلوقاتش دارد به رعایت نکاتی توجه می دهد که شاید درک اهمیتش برای هر کس آشکار نباشد.
نمونه از این نکات توجه به نوع بیان و لحن سخن با نامحرمان است. سخن گفتن با ناز و کرشمه در عمق جان مردان اثر می گذارد و راه ورود شیطان در وجودشان را هموار می سازد.
از این رو خداوند در قرآن مجید خطاب به همسران پیامبر (صلی الله و علیه و آله) می فرمایند: «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا: اى همسران پیامبر، شما مانند هیچ یك از زنان [دیگر] نیستید، اگر سَرِ پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنكه در دلش بیمارى است طمع ورزد و گفتارى شایسته گویید.» (احزاب، آیه 32)

جلب توجه ننمودن

از دیگر نکاتی که رعایت آن در حفظ رابطه ای ایمن و سالم ضروریست رفتاری است که به موجب آن توجه نامحرمان معطوف شخص نگردد. خداوند در این خصوص می فرمایند: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِن (سوره نور، آیه 31)؛ پاهاى خود را [به گونه اى به زمین ] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى دارند معلوم گردد».
متاسفانه در جامعه ی امروز نه تنها به این نکته مهم توجه نمی شود بلکه برخی افراد تمامی تلاش خود را بکار می بندند تا به هر طریق و هر چه بیشتر توجه دیگران را متوجه خویش نمایند.


- نظرات (0)

پیش خدا عزیز شویم؟

عزیز شدن

یکی از اموری که در خوب ارائه دادن یک کار نقش دارد، انجام آن در زمان مناسب است. خیلی بدیهی است که درس خواندن نیاز به زمان و مکان مناسب دارد وگرنه سعی بیهوده است. بقیه کارها هم به همین نحو نیاز به زمان مناسب و شایسته خودش را دارد.
اما اکنون می خواهم درباره انسان بودن یک دانشجو، یک مرد، یک زن و ... صحبت کنم. انسان قبل از هر چیز آفریده و بنده خداست. انسان فطرتا دوست دارد همه کارهایش را به بهترین شکل به انجام برساند. در مورد بنده بودن هم همین است اما خب تنبلی و جهالت و ... مانع می شود. با این وجود بنده ی خوب بودن راه و رسمی دارد. عزیز خدا شدن، وقت و زمانی دارد.
حتما تاکنون عنوان «عبادالرحمن» را شنیده اید. معنای لغوی «عبادالرحمن» یعنی "بندگانِ پروردگاری که بر همه مهربان است." این عبارت در سوره فرقان آیه 63 ذکر شده است که تا پنج آیه بعدش بیش از ده ویژگی از آنها را بیان فرموده است.
عبادالرحمن درجه ای است که بعید است کسی دوست نداشته باشد چنین درجه ای کسب کند، برای همین خداوند راه کسب آن را هم مفصل بیان فرموده است.
یکی از این راه ها در آیه 64 سوره فرقان بیان شده است: ﴿وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَ قِیَامًا﴾ / و آنان که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام به صبح می رسانند.
این آیه از چند کلمه تشکیل شده که مجموعه ای بسیار زیبا و شیوا برای بندگی و عزیز بودن معرفی می کند.

انسان فطرتا دوست دارد همه کارهایش را به بهترین شکل به انجام برساند. در مورد بنده بودن هم همین است اما خب تنبلی و جهالت و ... مانع می شود. با این وجود بنده ی خوب بودن راه و رسمی دارد. عزیز خدا شدن، وقت و زمانی دارد

اول « یَبِیتُونَ »: این فعلی است از کلمه «بیتوته»، به معناى «ادراک شب»؛ چه بخوابد و چه نخوابد. چه بخشی از شب باشد و چه تمام شب باشد.
دوم « لِرَبِّهِمْ »: این عبارتی ترکیبی است از حرف «لِ»، اسم «رَبّ» و ضمیر «هُم»، به معنای «برای پروردگارشان» که این نشانه اخلاص است. هر کاری جز با اخلاص، هیچ ارزشی ندارد.
سوم « سُجَّدًا » و « قِیَامًا »: سجده نزدیک ترین حالت عبادی به خداوند است و نیز رُکنی از ارکان نماز می باشد. قیام نیز اساس نماز و رکن نماز است . همراه آمدن این دو، می تواند دلالت بر این داشته باشد که منظورِ آیه، اقامه نماز در شب است.
از مجموع این کلمات الهی می توان دریافت که: کسانی به بهترین شکل برای خداوندِ مهربان بندگی می کنند که زمان «شب» را به خوبی درک کنند و بفهمند خداوند با ارزانی کردن نعمت شب، چه لطفی به انسانها نموده است. در نتیجه بخشی از شب یا تمام شب را برای پروردگارشان و به خاطر نزدیک تر شدن به او و برای ابراز بندگی، بیدار باشند تا شکرانه ی این نعمت بزرگ را به خوبی به جا آورند.
می دانید که وقتی شکر نعمتی به جا آورده می شود که از آن نعمت به خوبی استفاده شود. پس وقتی شکر نعمت شب به جا آورده می شود که قدر آن را بدانیم و از این فرصت به بهترین نحو بهره ببریم. خداوند این بهترین نحو را هم برای ما بیان می کند که همان سجده کردن و قیام نمودن برای خداوند است.
سجده نمادی از عبادت است که حتی در گذشته در برابر انسانهایی مانند پادشاهان نیز سجده می کردند، به بت هم سجده می کردند و این نشان از عبادت و پرستش داشت. سجده حالتی از خضوع در انسان ایجاد می کند که موجب می شود روح انسان در برابر معبودش عاشقانه خاضع شود و خود را کوچک ببیند و معبود را بزرگ. به همین دلیل توصیه های زیادی به طولانی کردن سجده شده است.
از جمله آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ضمن خطبه شعبانیه فرمود: پُشتهای شما از بار گناه سنگین شده است. آنها را با سجده های طولانی سبک کنید. (بحار، ج 93، ص 357)
از زیبایی های سجده این است که نزدیک ترین حالت به خداوند مهربان است. به همین دلیل بیش از هر وقتی، امید به آن است که دعای انسان در سجده مستجاب شود.
سعید بن یسار می گوید به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: من از پیشگاه حضرت حق مسئلت و درخواست می کنم در حالى که در رکوع یا سجودم. ایشان فرمود خوب است زیرا نزدیک ترین حالت عبد به پیشگاه خدا در سجده بودن اوست. خدا را در آن حال براى خیر دنیا و آخرتت بخوان. (بحارالانوار، ج 85، ص 132)
با توجه به آیه مورد نظر و تفاسیر و احادیثی که درباره ی آیه ذکر شد، به عمل عبادی می رسیم که در قرآن به عنوان « تَهَجَّدْ » ذکر شده است.
«تهجد» که در آیه 79 سوره مبارکه اسراء قید شده است، دقیقا به معنای «برطرف کردن خواب با عبادت» می باشد. ﴿وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّک عَسَی أَن یَبْعَثَک رَبُّک مَقَاماً مَّحْمُوداً ﴾
و پاسی از شب را بیدار باش و عبادت کن، این وظیفه ای افزون برای توست، امید است که پروردگارت تو را به مقامی پسندیده برانگیزد.
نماز شب از اعمال بسیار با فضیلت است؛ هم بخاطر نماز بودنش و هم بخاطر در شب خوانده شدنش. در روایات بیش از 30 فضیلت برای نماز شب برشمرده شده است از جمله:
* نماز شب رمز سلامتی بدن و روشنایی قبر است. (سفینة البحار، ج5، ص159) هم نجات دهنده در این دنیاست و هم آن دنیا.
* نماز شب، در اخلاق، رزق، برطرف شدن اندوه، ادای دین و نور چشم مؤثّر است. (سفینة البحار، ج 2، ص 46)

از جمله آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ضمن خطبه شعبانیه فرمود: پُشتهای شما از بار گناه سنگین شده است. آنها را با سجده های طولانی سبک کنید. (بحار، ج 93، ص 357)

* نماز شب، گناه روز را محو می کند و نور قیامت است. (بحار، ج 84، ص 140)
* پاداش نماز شب آن قدر زیاد است که خداوند در سوره مبارکه سجده، آیه 17 می فرماید: «فلاتعلم نفس ما اُخفی لهم من قُرّة اَعین جزاء بما کانوا یعملون» هیچ کس پاداشی را که برای آنان در نظر گرفته شده نمی داند. (تفسیر مجمع البیان)
* نماز شب شرف مؤمن است. (سفینة البحار، ج5، ص159)
* نماز شب برطرف کننده ی وحشت و تنهایی قبر است. (سفینة البحار، همان)

از مجموع این دو آیه چنین برداشت می شود که :
همانطور که در همه کارهایمان بهترین زمان، بهترین نتیجه را عاید می کند، برای بندگی و عشق ورزیدن به خداوند هم باید بهترین زمان را انتخاب کرد که همان دل شب می باشد. «و من اللیل فتهجّد»
انسان مجموعه ای از جسم و روح است. همان گونه که در تلاشیم جسمی سالم داشته باشیم، برای داشتن روحی با مقامات معنوی بالا باید با عبادت انس بگیریم. «فتهّجد، مقاماً محموداً»
با عبادت های خویش، حقّی بر خدا نداریم که طلب کنیم، هر چه هست، امید است و فضل او. «عسی: امید است»
البته نماز شب به تنهایی کافی نیست، کمالات دیگری نیز لازم است که باید در جهت کسب آنها نیز بکوشیم. این نیز از کلمه «عسی» برداشت می شود.
از کلمه «تهجد: تلاش کردن» معلوم می شود که تا کسی خود گامی به سوی کمال برندارد، خداوند او را به مقامی نمی رساند. «فتهجّد. . . یبعثک ربّک»
مقامی ارزشمند است که نزد خدا پسندیده باشد، و گرنه شهرت های پوچ، ارزشمند و ماندگار نیست. آری دود به بالا می رود، ولی روسیاه است. «یبعثک ربّک»

خدایا توفیق عبادت خالصانه و تهجد شبانه به ما عنایت کن.

منابع:
تفسیر المیزان
تفسیر نور
تفسیر مجمع البیان
بحار الانوار
سفینه البحار



- نظرات (0)

اهل معامله و تجارت هستید بخوانید

معامله

پیشوایان بزرگ اسلام به مساله تجارت اهمیت فراوانى مى دادند، تا آنجا که در روایت معروف اصبغ بن نباته آمده است که مى گوید: از على (علیه السلام) شنیدم که بر فراز منبر مى فرمود: «یا معشر التجار! الفقه ثم المتجر»، «اى گروه تجار! اول فقه بیاموزید و سپس تجارت کنید» و این سخن را امام (علیه السلام) سه بار تکرار فرمود ... و در پایان این کلام فرمود: «التاجر فاجر، و الفاجر فى النار، الا من اخذ الحق و اعطى الحق»، «تاجر فاجر است و فاجر در دوزخ است مگر آنها که به مقدار حق خویش از مردم بگیرند و حق مردم را بپردازند». (کافى جلد 5 باب آداب التجارة حدیث 1)
در حدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است: هنگامى که امیر مؤمنان على (علیه السلام) در کوفه بود همه روز صبح در بازارهاى کوفه مى آمد و بازار به بازار مى گشت و تازیانه اى (براى مجازات متخلفان) بر دوش داشت در وسط هر بازار مى ایستاد و صدا مى زد: "اى گروه تجار! از خدا بترسید"، هنگامى که بانگ على (علیه السلام) را مى شنیدند هر چه در دست داشتند بر زمین گذاشته و با تمام دل به سخنانش گوش فرا مى دادند، سپس مى فرمود: «قدموا الاستخارة و تبرکوا بالسهولة، و اقتربوا من المبتاعین، و تزینوا بالحلم، و تناهوا عن الیمین، و جانبوا الکذب، و تجافوا عن الظلم و انصفوا المظلومین، و لا تقربوا الربا، و اوفوا الکیل و المیزان، و لا تبخسوا الناس اشیائهم، و لا تعثوا فى الارض مفسدین»، «از خداوند خیر بخواهید، و با آسان گرفتن کار بر مردم برکت بجوئید، و به خریداران نزدیک شوید، حلم را زینت خود قرار دهید، از سوگند بپرهیزید، از دروغ اجتناب کنید، از ظلم خوددارى نمائید، و حق مظلومان را بگیرید، به ربا نزدیک نشوید، پیمانه و وزن را به طور کامل وفا کنید، و از اشیاء مردم کم نگذارید، و در زمین فساد نکنید» و به این ترتیب در بازارهاى کوفه گردش مى کرد، سپس به دار الاماره باز مى گشت و براى دادخواهى مردم مى نشست. (کافى، باب آداب التجاره حدیث 3)

مراقب معاملات و تجارت های حرام باشید

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد و گرنه نباید خرید و فروش کند: ربا،سوگند،پوشاندن عیب کالا، تعریف و تبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن

خداوند در سوره نساء آیات 29 تا 30 در زمینه تجارت می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ ...(نساء/ 29) وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ یَسِیرًا » (نساء/ 30)؛ «هان! اى کسانى که ایمان آوردید، اموال خود را در بین خود به باطل مخورید، مگر آن که تجارتى باشد ناشى از رضایت دهنده و گیرنده و یکدیگر را به قتل نرسانید، که خداى شما مهربان است و هر کس از در تجاوز و ستم چنین کند به زودى او را در آتشى وصف ناپذیر خواهیم کرد، و این براى خدا آسان است».
در مورد این آیه روایات متعددی بیان شده است. از جمله در مجمع البیان در ذیل کلمه "بالباطل" نقل شده که مفسرین درباره معناى آن دو قول دارند یکى از آن دو، نظریه بعضى است که گفته اند منظور از آن ربا و قمار و بخس و ظلم است، آن گاه خودش اضافه کرده که این قول از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است. (مجمع البیان ج 2 ص 81 جزء 5)
در کتاب نهج البیان از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: منظور از باطل، قمار و سحت و ربا و سوگند است. (نهج البیان)
این آیه شریفه در اکل به باطل عام است، و همه معاملات باطل را شامل مى شود، و اگر در روایات بالا نامى از خصوص قمار برده شده، به عنوان شمردن مصادیق این اکل است،

با این شرایط تجارت کنید

در مورد شرایط تجارت در قرآن آیاتی هم ذکر شده است که عرض می کنیم و با توجه به این آیات این شرایط مشخص می شود.
1. معاملات بازرگانی باید با رضایت صورت گیرد . (نساء /29)
2 . معامله نقدی نیازی به سند ندارد. (بقره/282)
3 . هنگام نماز جمعه دست از تجارت بردارید. (جمعه/11)
4 . تجارت، مردان خدا را از یاد خدا باز نمی دارد. ( نور/38)
5 . تجارت معنوی (جهاد در راه خدا) مایه رهایی از آتش است. (صف/10و11)
6 . تجارت فناناپذیر در پرتو تلاوت قرآن و اقامه نماز و انفاق است. (فاطر/29)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولا) با سخن لغو و سوگند همراه است ، پس آن را باصدقه در آمیزید

7. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد و گرنه نباید خرید و فروش کند: ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف و تبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار103/95/18)

حق مشتری را رعایت کنید

وای بر کم فروشان؛ آنان که چون از مردم پیمانه می ستانند آن را پر می گیرند و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن می کنند از آن می کاهند. (انعام:آیه 152)

صدقه بدهید

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولا) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را باصدقه در آمیزید. (کنز العمال:9439)

راستگو باشید

پیامبر (صلی الله علیه و آله): تاجر درستکار، راستگو و مسلمان، در قیامت با شهیدان است. (کنز العمال:9216 )

در تجارت قسم نخورید

امام علی (علیه السلام): ای جماعت دلال! کمتر سوگند یاد کنید؛ زیرا اگر چه این کار کالا را به فروش می رساند ولی سود (حقیقی ) را می برد. (کافی:5/162/2)

منابع:
مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج 26
سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه تفسیر المیزان ج 4
هزار و یك نكته از قرآن



- نظرات (0)

این سوره را به فرزندانتان آموزش دهید

آموزش قرآن به فرزند

تلاوت قرآن در خانه بر سایر افراد خانواده اثر دارد، پدر و مادری که خواندن قرآن جزو برنامه زندگی آنان است فرزندانشان نیز به فراگیری و خواندن قرآن علاقه مند می شوند و این خود یکی از راه های تعلیم قرآن به فرزندان است، زیرا کودک و نوجوان به طور عمده تحت تأثیر سخنان والدین، معلمان و دوستان است و این تأثیرپذیری در کودکی بیشتر از پدر و مادر است.
به این داستان بنگرید تا ببینید نخستین معلم «محمد حسین طباطبایی» پدیده قرنی عصر حاضر کیست؟
«مادر سید محمدحسین (علم الهدی) معمولاً او را با خود به جلسات حفظی که اداره برگزار می کرد می برد، در سن 2.5 سالگی پدرش دریافت که علم الهدی با خود آیاتی از قرآن را زمزمه می کند، لذا با فراست دریافت که او استعداد و آمادگی لازم برای حفظ قرآن را دارد و زمزمه آیاتی از جزء 30 به خاطر حضور او در جلسات حفظ قرآن به همراه مادرش بوده، آیاتی را که شاگردان حفظ کرده و در جلسه تحویل می دادند شنیده و حفظ کرده است.
پس به صورت منسجم حفظ قرآن را با او شروع کرد و نتیجه ای بسیار عالی از موقع شناسی خود در استعدادیابی کودکش به دست آورد که اکنون اثرات آن در داخل و خارج کشور باعث رونق بخشیدن به محافل حفظ قرآن شده است...
 بنابراین محیط را برای کودک قرآنی کنید و منتظر باشید او پیشقدم شود...

در مورد اهمیت تعلیم قرآن، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده: «سوره ی یس را به فرزندان خود بیاموزید؛ «فانها ریحانة القرآن؛ زیرا که آن گل خوشبوی قرآن است».( کتاب شریفه ی «فضائل القرآن و العترة»،تألیف مرحوم آیت اللّه حاج میرزا ابوالفضل نجفی قدسی اصفهانی(ره))

مهم ترین حق فرزند بر پدر و مادر

یکی از حقوق فرزندان، تعلیم قرآن به آنهاست؛ امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: فرزند را بر پدر حقی است و پدر را بر فرزند حقی، حق پدر بر فرزند آن است که فرزند در هر چیز جز نافرمانی خدای سبحان او را فرمان برد و حق فرزند بر پدر آن است که او را نام نیکو نهد و نیکو تربیت کند و قرآنش تعلیم دهد.
این تعلیم قرآن می تواند توسط خود پدر به طور مستقیم صورت گیرد و یا اینکه برای فرزندش معلم قرآن بگیرد که در این رابطه اکثر مسلمین غافل بوده و پدران به این حق عمل نمی کنند.
در روایتی است که اگر معلمی به کودکی بسم الله الرحمن الرحیم یاد دهد خداوند آن کودک و آن معلم و پدر و مادر کودک را از دوزخ نجات می دهد. (تفسیر منهج الصادقین ذیل یه اول حمد)

پدر و مادری که در خانه با صدای بلند قرآن می خوانند اثر تربیتی در روح و جان فرزندانشان می گذارد و آنان را به قرآن علاقمند می کنند.

شیوه های آموزش قرآن به کودکان

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: "هیچ مردی فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر این که خداوند پدر و مادر کودک را در روز قیامت تاج پادشاهی عطا کند و دو لباس بهشتی به آنان بپوشاند که هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند". (وسائل الشیعه، ج 4، ص 825)
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که می فرماید: "فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت علیهم السلام و قرآن".(کنز العمال، ج 16، ص 456)
ائمه معصومین (علیهم السلام) پدران و مادران را  برای انجام این مهم، فراوان تشویق كرده و اجر و پاداش معنوی خداوند را در قبال این عمل یادآور شده اند .امام حسن عسكری (علیه السلام)  فرمودند: خدواند به پدر و مادر پاداش فراوانی را عنایت می كند. آنان با شگفتی سؤال می كنند: پروردگارا ! این همه تفضل درباره ما در قبال چیست؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشی نبوده است. در جواب آنها گفته می شود: هذه بتعلیم كما ولد كما القرآن و تبصیر كما ایه بدین الاسلام. این همه عنایت و نعمت، پاداش شماست كه به فرزند خود كتاب خدا، قرآن را آموختید و او را در آیین اسلام بصیر و بینا تربیت كردید. (جمعی از استادان ،1382 ص 182)

سوره ای که آموزش آن به کودک سفارش شده است

در مورد اهمیت تعلیم قرآن، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده: «سوره ی یس را به فرزندان خود بیاموزید؛ «فانها ریحانة القرآن؛ زیرا که آن گل خوشبوی قرآن است» (کتاب شریفه ی «فضائل القرآن و العترة»، تألیف مرحوم آیة اللّه حاج میرزا ابوالفضل نجفی قدسی اصفهانی(ره))
سوره یس یکی از زیباترین سوره های قرآن کریم است که برکات و مزایای بسیاری در مورد این سوره در روایات ذکر شده است.
همچنین بزرگان و علما هم توصیه بسیار برای تلاوت این سوره به ما داشته اند. از جمله ایشان آیة الله وحید خراسانی است که سیره عملی خودشان اینست که هر صبح این سوره تلاوت می کنند و توصیه کرده اند که هر صبح است سوره تلاوت شود و به صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا علیهماالسلام هدیه شود.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: "هیچ مردی فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر این که خداوند پدر و مادر کودک را در روز قیامت تاج پادشاهی عطا کند و دو لباس بهشتی به آنان بپوشاند که هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند

عنایاتی خاص در قبال آموزش قرآن به فرزندان

از پیامبر بزرگوار و اهل بیت عصمت - علیهم السّلام - روایات زیادى وارد شده كه خداوند در برابر آموزش قرآن به فرزندان عنایت خاصى در روز قیامت به پدران و مادران دارد.

الف - تاج گذارى پدران و مادران از طرف خداوند

معاذ گوید از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله ) شنیدم مى فرمود: هیچ مردى فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر اینكه خداوند پدر و مادر كودك را در روز قیامت تاج پادشاهى عطا كند و دو لباس بهشتى به آنان بپوشاند كه هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند. (وسائل الشیعه ، ج 4، ص 825)

ب - لباس بهشتى جایزه تعلیم قرآن:

امام صادق (علیه السلام ) فرمود: هر كس به فرزند خود قرآن یاد دهد روز قیامت پدر و مادرش را فراخوانند و دو لباس ٍ بهشتى به آنان بپوشانند كه از نور آن چهره بهشتیان روشن و پر فروغ گردد. ( عده الداعى ، ص 79؛ وسائل الشیعه ، ج 15، ص 194)

ج - پاداش شگفت انگیز:

عایشه از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله ) نقل كند كه فرمود: هر كه فرزند خود را قرآن بیاموزد خداوند روز قیامت حلقه افتخارى به گردن او آویزد كه باعث حیرت اوّلین و آخرین شود. (كتاب العیال ، ج 1، ص 478)

د - سیماى اخروى آموزش قرآن:

امام صادق (علیه السلام ) فرمود:
قرآن را بیاموزید زیرا روز قیامت قرآن به صورت جوانى زیبا و سفید روى به سوى صاحبش آمده به او مى گوید: من همان قرآنى هستم كه شبهایت را به بیدارى كشانده و در وسط روز تشنه ات گذاشته و آب دهانت را خشك كرده و اشك چشمت را جارى ساخته بودم. پس (امروز) شاد و مسرور باش، سپس تاجى بیاورند و بر سر او بگذارند و برات رهایى از آتش جهنم را به دست راست او و جاودانگى در بهشت را به دست چپش بدهند، و دو لباس بهشتى به او بپوشانند و به او گفته شود بخوان و بالا برو، و او به هر آیه اى كه بخواند درجه اى بالاتر رود، سپس اگر پدر و مادرش مومن بوده اند دو لباس بهشتى بر آنان بپوشانند و به آنان گفته شود این پاداش براى آن است كه به فرزندتان قرآن یاد دادید. (كافى ، ج 2، ص 441)

ه - سنگینى نامه عمل و تذكره عبور از صراط

رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: هر كس به فرزند خود قرآن تعلیم دهد... (همان قرآن) نامه عملش را (در روز قیامت) سنگین كند و او را از پل صراط همانند برق جهنده عبور دهد و هیچ گاه از او جدا نگردد تا از طرف خداوند بهترین چیزى كه آرزو مى كرد بر او نازل شود. (مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 290)

منبع:
برگرفته از کتاب شریف «فضائل القرآن و العترة»، تألیف مرحوم آیت اللّه حاج میرزا ابوالفضل نجفی قدسی اصفهانی(ره)



- نظرات (0)

فرشته ای که کفر یهودیان را درآورد

قرآن

قرآن مجید در سوره ى اسراء آیه 85 مى فرماید: (وَیَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبّى...) مقصود از روح چیست؟

پاسخ: آنچه  كه در احادیث اسلامى پیرامون تفسیر آیه وارد شده است، روح را به فرشته بزرگ تفسیر كرده است و در میان دوازده روایتى كه در تفسیر «البرهان»([1]) و هفت روایتى كه  در تفسیر «نور الثقلین»([2]) نقل شده است، فقط در یك روایت به روح انسانى تفسیر گردیده است.

سیوطى در تفسیر «الدر المنثور» روایاتى نقل كرده كه شاید یكى بیشتر مربوط به روح انسانى وحیوانى نیست.

 

عقیده ى یهودیان درباره «جبرئیل»

آیات قرآن و شأن نزول هایى كه پیرامون آنها وارد شده است مى رساند كه جامعه یهود و یا لااقل یهود معاصر با پیامبر، جبرئیل را دشمن داشته و  او را فرشته عذاب مى نامیدند تا آنجا كه درباره او مى گفتند كه خداوند به او دستور داده بود كه نبوت را در سلسله فرزندان اسراییل قرار دهد ولى او آن را به فرزندان اسماعیل داد و جمله «خان الأمین» كه نویسندگان جاهل و نادان به شیعه نسبت مى دهند مربوط به این گروه است كه او را به خیانت در عوض كردن محل نبوت متهم كرده و به عللى او را دشمن مى داشتند([3])و به مودت میكاییل تظاهر كرده و به جبرییل عداوت مى ورزیدند قرآن در مقام انتقاد از چنین عقیده چنین مى فرماید:

(قُلْ مَنْ كانَ عَدُوّاً لِجبریلَ فإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّه مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُدىً وَبُشرى لِلْمُؤْمِنینَ).([4])

«بگو هر كس دشمن جبرئیل باشد( او دشمن خدا است و او مأمورى بیش نیست) او به اذن خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرده ، كتاب هاى پیشین را تصدیق مى كند ومؤمنان را هدایت نموده ومایه بشارت است».

وباز مى فرماید: (مَنْ كانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِیلَ وَمِیكالَ فإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِریَن).([5])

«هر كس  دشمن خدا و فرشتگان و پیامبران او وجبرئیل و میكائیل باشد، (محققاً او كافر است)و نیز دشمن كافران است».

از این آیات به روشنى استفاده مى شود كه آنان به عللى «روح الأمین» را دشمن مى داشتند و قرآن هم او را از هر لغزش پیراسته مى داند و یادآور مى شود كه او مأمور خدا بوده است.

مقصود از روح كه در آیه (وَیَسْأَلُونَكَ عَنِالرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى)همان «روح الأمین» است

از آنجا كه گروه یهود جبرئیل را به خیانت متهم مى كردند، خداوند او را با لفظ «الامین» توصیف مى كند و مى فرماید:

(نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمینُ * عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ).([6])

«روح الأمین قرآن بر قلب تو نازل كرده تا تو از بیم دهندگان باشى».

با توجه به این مقدمات بالأخص این كه طراحان سؤال، گروه یهود بودند و درباره او عقیده ویژه اى داشتند و او را به علت این كه: مأمور عذاب بود، و از زوال ملك بنى اسراییل به وسیله بخت نصر گزارش داده بود و در مسأله نبوت خیانت ورزیده و آن را از نسل اسرائیل به نسل دیگر منتقل  ساخته است (با توجه به این مطالب) مى توان گفت كه مقصود آنان از روح همان «روح الأمین» است و آنان مى خواستندكه از این طریق نظریه پیامبر را درباره وى به دست آورند، كه اگر با نظریه آنان موافقت داشته باشد، از تأیید او بهره بگیرند، و در غیر این صورت با او مخالفت ورزند از این جهت به قریش تعلیم دادند كه از او درباره «روح» نیز سؤال كنند.

بنابراین تفسیر روح در این آیه به روح«مبدأ حیات»در انسان وحیوان بسیار بعید است و این تفسیر فقط در یك روایت وارد شده است. دورتر از آن این كه بگوییم مورد سؤال، قدیم وحادث بودن روح انسانى است كه هرگز براى یهود  آن زمان و عرب جاهلى مفهوم و مورد نظر نبود.

تا این جا روشن گردید كه مقصود از «الروح» در مورد سؤال، همان روح الأمین و جبرئیل است،  اكنون باید دید كه جواب  قرآن از این سؤال چیست؟!

به دیگر سخن: ثابت شد كه مقصود از روح كه در آیه (وَیَسْأَلُونَكَ عَنِالرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى)همان «روح الأمین» است اكنون باید دید مقصود از جواب قرآن (قُل الرُّوح مِنْ أَمْرِ رَبّى)چیست؟

ابن عباس مى گوید: پیامبر به جبرئیل گفت: چرا ما را بیشتر از آنچه كه ملاقات مى كنید، ملاقات نمى نمایید در این موقع در پاسخ پرسش پیامبر آیه یاد شده در زیر نازل گردید:

(وَما نَتَنزَّلُ إِلاّ بِأَمْرِ رَبِّك).([7])

«ما به فرمان پروردگار تو فرود مى آییم و پیرو دستور او هستیم».([8])

با توجه به این مطلب، به روشنى مى توان گفت: مقصود از جمله ى(قُلِالرُُّّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبّى) این است كه اى پیامبر به سؤال كنندگان بگو: روح (الأمین) مقام و موقعیتى جز این كه مأمورى از مأموران خدا است، ندارد و او در سمت فرمانبردارى به پایه اى رسیده است كه تو گویى سراپا (امر) و (فرمان) خدا است، همچنان كه گاهى فردى از نظر عدالت و پاكى به پایه اى مى رسد كه تو گویى عین عدل و عدالت است.([9])

___________________

[1] . تفسیر برهان، ج2، ص 444ـ 445.

[2] . نور الثقلین، ج3، ص 215 ـ 219.

[3] . تفسیر فخر، ج1، ص 437 ط مصر 1308 مجمع البیان، ج1، ص 167.

[4] . بقره/97.

[5] . بقره/98.

[6] . شعراء/193 ـ 194.

[7] . مریم/64.

[8] . مجمع البیان، ج3، ص 521.

[9] . منشور جاوید، ج3، صفحات 204 ـ 211 و 215و 216.


- نظرات (0)

میکاییل در نظام خلقت چه وظیفه ای دارد؟

فرشته

نام میكائیل در قرآن تنها در یك سوره و به صورت «میكال» آمده است.
می فرماید: «مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِینَ» [بقره/ 98]
كسی كه دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میكائیل (میكال) باشد (كافر است و) خداوند دشمن كافران است. راجع به جایگاه میكائیل در قرآن فقط همین آیه وجود دارد و درباره آن شأن نزول هایی گفته اند.

پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله می فرماید: هر قطره ای که در زمین می بارد و هر برگی که روئیده می شود و یا به زمین می ریزد، زیر نظر میکائیل است.

هنگامی كه پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله به مدینه آمدند، روزی عبدالله بن صوریا (یكی از علمای یهود) با جمعی از یهود فدك، نزد پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله آمدند و از آن حضرت سوالات گوناگونی به عمل آوردند. نشانه هایی را كه گواه نبوت و رسالت او بود، جستجو نمودند. از جمله گفتند: ای محمّد -صلّی الله علیه و آله- خواب تو چگونه است؟ زیرا به ما اطلاعاتی درباره خواب پیامبر موعود داده شده است. فرمود: «تنام عینای و قلبی یقظان! : چشم من به خواب می رود اما قلبم بیدار است».
گفتند راست گفتی ای محمّد! پس از سؤالات متعدد دیگر، ابن صوریا گفت: یك سؤال باقی مانده كه اگر آن را صحیح جواب دهی به تو ایمان می آوریم و از تو پیروی خواهیم كرد.
نام آن فرشته ای كه بر تو نازل می شود چیست؟ فرمود: جبرئیل است. «ابن صوریا» گفت؛ او دشمن ما است، دستورهای مشكل درباره جهاد و جنگ می آورد، اما میكائیل همیشه دستورهای ساده و راحت آورده، اگر فرشته وحی تو میكائیل بود به تو ایمان می آوردیم! [فضل بن حسن طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ترجمه دكتر محمد مفتح، ج1، ص 274]
كلمه میکال از عبری وارد زبان عربی شده است و فرشته مقربی است كه یهود و مسیحیان وی را میشل می نامند. [خزائلی، محمّد، اعلام قرآن، ص 628 و 629]

هر فرشته، مأموریت خاصی دارد

بر اساس روایات هر کدام از فرشتگان مأموریت خاص دارند. عزرائیل مأمور قبض ارواح آدمیان است. اسرافیل مأمور دمیدن صور در هنگام برپایی قیامت است. جبرئیل مسئول آوردن وحی به انبیا و تعلیم معارف و حقایق علمی به آدمیان است. میکائیل مسئول ارزاق و روزی مردمان است (مفاتح الجنان ، دعای ذكر شده در اعمال ام داود ،ص262)
چنانچه پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله می فرماید: هر قطره ای که در زمین می بارد و هر برگی که روئیده می شود و یا به زمین می ریزد، زیر نظر میکائیل است. (بحار الانوار،علامه مجلسی، ج56، ص260)
در حدیث دیگری نیز آمده است: میکائیل بر ملائکه ای که بر ارزاق موکل اند همچون ابر و ملائکه رعد و برق و ملائکه باد و باران و غیره سروری دارد. [بحارالانوار، ج 59، ص 221]
مرحوم مجلسی نقل می کند که میکائیل، ریاست فرشتگانی را که مسئول ارزاق مخلوقات هستند، به عهده دارد. (همان، ص 221) آن ها غیر از این کارهایی که نسبت به انسان ها و عالم انجام می دهند، مثل سایر فرشتگان سرگرم تقدیس، تسبیح و تنزیه حق تعالى هستند.
امیرمؤمنان (علیه السلام) درباره ساحات کاری فرشتگان بیان شنیدنی دارد : «گروهی از فرشتگان همواره در سجده اند و رکوع ندارند. گروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند. گروهی در صف هایی ایستاده اند که پراکنده نمی شوند. گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی شوند. هیچ گاه خواب به چشم شان راه نمی یابد. عقل های آنان دچار اشتباه نمی گردد، بدن های آنان دچار سستی نشده و دچار بی خبری برخاسته از فراموشی نمی شوند. برخی از فرشتگان، امینان وحی الهی و زبان گویای وحی برای پیامبران می باشند که پیوسته برای رساندن حکم و فرمان خدا در رفت و آمدند. جمعی از فرشتگان حافظان بندگان، و جمعی دیگر دربان بهشت خداوندند. برخی حاملان عرش الهی اند.» (نهج البلاغه، خطبه 1)

از این فرشته مقرب، تنها در یك سوره و در یك آیه قرآن سخن به میان آمده و آن مقام و منزلتی كه در عهد قدیم در میان یهودیان و مسیحیان وجود داشت ارائه شد و در نزد مسلمین نیز یكی از چهار فرشته مقربی است كه دارای شأن و جایگاه ویژه ای دارد

از این گونه روایات به دست می آید که بالاخره فرشتگان هر کدام مسئولیت ویژه ای دارند، ولی تسبیح خداوند وظیفه مشترک همه آنان است.
بنابر احادیث اسلامی، جبرئیل و میكائیل، اولین فرشتگانی هستند كه به آدم سجده كردند و برخلاف ایشان ابلیس از تعظیم و سجده خودداری نموده است. [همان]

شبستری در اعلام القرآن می نویسد: « نزل مع جمع من الملائكة علی رسول الله صلّی الله علیه و آله و كان مِن الملائكة الذین نصروا النبی صلّی الله علیه و آله و المسلمین فی واقعة بدر. [شبستری، عبدالحسین، اعلام القرآن، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیه، 1379 ش، ص 958]
میكائیل از جمله فرشتگانی است كه در جنگ بدر به یاری مسلمین شتافتند. میكائیل فرشته ملكی، از جانب باری تعالی برای ارزاق خلائق بود و در امور مهم با جبرئیل علیه السّلام همراهی می كرد.
یونانیان قدیم معتقد بودند كه وی (میكال) حافظ دریای كل جهان است.


منابع:
اعلام القرآن، عبدالحسین شبستری.
اعلام القرآن، دكتر محمد خزائلی.
دانشنامة قرآن و قرآن پژوهی، بهاء الدین خرمشاهی، جلد دوم.
تفسیر مجمع البیان، علامه طبرسی، جلد اول.
تفسیر نمونه، استاد مكارم شیرازی، جلد اول.


- نظرات (0)