سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

معافیت و مجوز قلابی برای روزه نگرفتن


فقر

معافیت و مجوز قلابی برای روزه نگرفتن

شاید شما هم توی فضای مجازی با بعضی از مجوزهای قلابی برای حرمت شکنی، روزه خواری و روزه نگرفتن افرادی که هیچ منعی برای روزه گرفتن ندارند مواجه شده باشید. بعضی افراد با استدلال های غلط و ناتمام آسمان ریسمون می کنند، یک چیزی رو به چیزی دیگه ربط می دهند، تا اینکه ثابت کنند روزه گرفتن لازم نیست!
یکی از استدلال های این شیادان اینترنتی به این قرار است: «روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد ... زیرا آنان به افطار اطمینان دارند» «گرسنگی کشیدن من و تو کدام گرسنه را سیر می کند؟ دروغ نگفتن و فرو نبردن گرد و خاک غلیظ به حلق، کدام بچه یتیم را لباس می پوشاند؟؟؟ كاش امسال ماه رمضان مردم كشورم بجاى مومن تر شدن "مهربان تر" شوند و بیشتر به نیازمندان كمك كنند، كاش مردم كشورم بدانند، دستانی که کمک می کنند پاک ترند از لبهایی که دعا می کنند...»
در جواب این استدلال های غلط سخن خدای متعال شنیدنی است  که می فرماید: «انْظُرْ كَیْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلا؛ [سوره فرقان، آیه9] ببین چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند، آن گونه كه قدرت پیدا كردن راه را ندارند!».

ابطال مجوز های قلابی و ساختگی برای روزه خواری

نمی توان از کسانی که با عناد و دشمنی به آموزه های اسلامی می نگرند، انتظار داشت که تابع و تسلیم فرامین الهی باشند، از اینرو اگر در این متن پاسخی داده می شود، تنها به جهت روشنگری و دفاع از آموزه های ناب اسلامی است.
آیا واقعاً یک روزه دار واقعی و یک مسلمان متعهد، نسبت به فقرا و نیازمندان احساس مسئولیت و وظیفه ای به خود راه نمی دهند؟! و آیا روزه گرفتن مانع کمک به دیگران می شود؟! آنچه مسلم است این شبهات سست اینترنتی توان رویارویی با آموزه های ناب اسلامی را ندارد.

توجه روزه داران واقعی به فقرا و مستمندان

این آیه شریف و شأن نزول آن، یکی از بهترین اسناد قرآنی است که اثبات می نماید روزه داران واقعی نه تنها فقرا و نیازمندان را فراموش نمی کنند بلکه آنها را بر خود مقدم می دارند. 

خداوند متعال در قرآن کریم الگوی های برتری را از سخاوتمندی و گشاده دستی برای بشریت مثال می زند. با توجه به اینکه خود نیاز به غذا داشتند با این حال غذای مورد نیاز خود را به نیاز مندان هدیه می دهند: «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى  حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً [آنها به نذر خود وفا مى كنند، و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى دهند!  (و مى گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم!»

شأن نزول آیه:

علامه امینی در کتاب الغدیر در شأن نزول این آیه شریف این چنین نقل می کند: «امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) بیمار شدند. حضرت على ( علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام) براى شفاى آن دو نذر كردند كه سه روز روزه بگیرند. در اولین روز، همین كه خواستند افطار كنند، شخص فقیر و مسكینى در خانه را كوبید و اعلام كرد كه من نیازمندم، آنان نان خود را به او داده و با آب افطار نمودند، روز دوم نیز همین كه خواستند افطار كنند، یتیمى اظهار نیاز كرد، باز غذاى خود را به او عطا كردند و با آب افطار كردند. روز سوم نیز همین كه لحظه افطار رسید، شخصى آمد و گفت من اسیر هستم به من كمك كنید، با اینكه نیاز شدیدى به غذا داشتند باز هم غذا را به او دادند. روز بعد كه با رنگ هاى پریده خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله) رسیدند، بشارت یافتند كه آیاتى در فضیلت آن بزرگواران نازل شده كه آنان غذاى خود را خالصانه و عاشقانه به مسكین و یتیم و اسیر دادند و از همه مهم تر آنكه در دل نیز انتظار پاداش و تشكرى نداشتند، آنها نمى خواستند از اعمال خود سندى براى آینده خود درست كنند، هدف آنان جز رضاى خدا نبود: [1]
این آیه شریف و شأن نزول آن، یکی از بهترین اسناد قرآنی است که اثبات می نماید روزه داران واقعی نه تنها فقرا و نیازمندان را فراموش نمی کنند بلکه آنها را بر خود مقدم می دارند. 
علاوه بر این نمونه خاصی که ذکر شد، در قرآن کریم با آیات فراوانی مواجه هستیم که همگی دلالت بر  وظایف مشخص و سنگین افراد در قبال مستمندان و نیازمندان دارد: «یا َأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ؛ [سوره بقره، آیه 267] ای اهل ایمان ! انفاق کنید از بهترین آنچه اندوخته اید و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم». نه تنها خدای متعال همگان را به یاری فقرا ، نیازمندان و ایتام ترغیب می نماید هر گونه سستی و کوتاهی نسبت به آنان را با سخت ترین عذاب ها جواب می دهد. «عَنِ الْمُجْرِمینَ، ما سَلَكَكُمْ فی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكین؛ [سوره مدثر، آیات44-41] از مجرمان: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم، و اطعام مستمند نمى كردیم»

علت و فلسفه وجوب روزه، کمک به نیازمندان و فقرا

علاوه بر تأکید فراوان آیات قرآن کریم بر دستگیری و کمک به نیازمندان، آموزه های روایی نیز بر این امر اهتمام خاص داشته، وظایف مومنین را در این خصوص روشن نموده است. برای نمونه در روایات، یکی از علل و فلسفه وجوب روزه در اسلام، توجه به نیازمندان و کمک به ایشان معرفی شده است.
«هشام بن حكم از امام صادق (علیه السّلام) درباره علت روزه گرفتن سوال كرد، آن حضرت فرمود: همانا كه خداى عزّ و جلّ روزه را از آنرو واجب ساخت كه غنى و فقیر بوسیله آن در یك سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است كه غنى چنان نبود كه اثر گرسنگى را احساس كند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنى هر زمان كه چیزى مى خواست بر آن قادر بود، از این رو خداى عزّ و جلّ اراده كرد تا میان افراد خلقش تساوى برقرار سازد، و رنج گرسنگى و درد را به غنى بچشاند، تا نسبت به  ضعیف رقّت كند، و بر گرسنه رحم آورد» [2]  
در روایت دیگر نیز در  بحار الانوار از امام فلسفه روزه گرفتن سوال شد: «فِی الْجَوَابِ لِیَجِدَ الْغَنِیُّ مَسَّ الْجُوعِ فَیَمُنَ  عَلَى الْفَقِیر؛ [3] در جواب فرمودند: براى آنكه غنى اثر گرسنگى را بیابد، و از این رو دست احسان و انعام بر فقیر بگشاید».
علاوه بر این، توجه و توصیه ارزشمند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در خطبه شعبانیه حائز اهمیت است؛ چرا که حضرت در آن خطبه ارزشمند وظایف روزه داران را ترسیم می نماید و این وظایف را کمک برای مستمندان بر می شمارد: «واذْکرُوا بِجُوعِکمْ وَ عَطَشِکمْ فِیهِ جُوعَ یوْمِ الْقِیامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکمْ وَ مَسَاکینِکمْ؛ [4] و به گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را یاد کنید و بر فقیران و مسکینان خود صدقه دهید» «وَ مَنْ أَکرَمَ فِیهِ یتِیماً أَکرَمَهُ اللَّهُ یوْمَ یلْقَاهُ؛  [5] و کسی که یتیمی را در این ماه گرامی بدارد، خدا او را در روز قیامت گرامی دارد».

سخن آخر:

هدف از بیان این آیات و روایات بیان این مطلب بود، که آموزه های اسلامی همگان را متوجه مسئولیت و وظیفه خطیر آنان در قبال مستمندان و فقیران متوجه می سازد، از اینرو یک شخص مومن و روزه دار بر اساس این ادله روایی و قرآنی هیچ گاه از خود سلب مسئولیت نمی نمایند و نه تنها در ایام روزه بلکه در طول سال به اندازه توان خود دستگیر این قشر آسیب پذیر اجتماع می باشد.

پی نوشت ها:
[1]. الغدیر، ج 3، ص 111.
[2]. من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص73، ح1766.
[3]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 93، ص369،
[4]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص295.
[5]. همان.


- نظرات (0)

ذکری برای رسیدن به آرامش

ارامش

اضطراب و نگرانی یكی از بزرگترین بلاهای زندگی انسانها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی كاملاً محسوس است.
و بر عکس آن، آرامش یكی از گمشده های مهم بشر بود و به هر دری می زند تا آن را پیدا كند و اگر تلاش و كوشش انسان ها را در طول تاریخ برای پیدا كردن آرامش از طرق صحیح و كاذب جمع آوری كنیم خود كتاب بسیار قطوری را تشكیل می  دهد.
آرامش و دلهره نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان ها دارد و چیزی نیست كه بتوان از آن به آسانی گذشت و به همین دلیل تاكنون كتاب های زیادی نوشته شده كه موضوع آنها فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز به دست آوردن آرامش است.
تاریخ بشر مملوّ است از صحنه  های غم انگیزی كه انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع اعتیاد ها داده است.

اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید

ولی قرآن با یك جمله كوتاه و پر مغز مطمئن  ترین و نزدیك  ترین راه را نشان داده و می فرماید: ... ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب: ... آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد. (رعد، 28) (تفسیر نمونه، ج 10، ص 210)
این نکته را هم باید در کنار این آیه در نظر داشت که: دلی که از دغدغه های دنیایی خالی نشود، آن گونه که باید، نمی تواند با یاد خدا آرام باشد.
چنانچه در روایتی از رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) می خوانیم: فَإِنَّهُ مَن أقبَلَ إلَى اللهِ بِقَلبِهِ جَعَلَ اللهُ قُلوبَ العِبادِ مُنقادَةً إلَیهِ بِالمَوَدَّةِ وَالرَّحمَةِ: اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید.

این ذکر که باعث آرامش می شود یعنی چه؟

منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند ... این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است. (نمونه، ج 10، ص 215)
آن چنان كه نوش دارو مایه راحتی و آرامش مار گزیده است و پس از به كار بردن آن احساس نشاء سلامتی و عافیت می كند، نفس نیز از یاد خدا این احساس را می نماید.

مصادیقی از ذکر خدا

منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند ... این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است

در حدیث می خوانیم كه از وصایایی كه پیامبر  صلّی الله علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود این بود: ای علی سه كار است كه این امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نیست) 1- مواسات با برادران دینی در مال، 2 ـ و حق مردم را از خویشتن دادن، 3 ـ  و یاد خدا در هر حال ولی یاد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر نیست بلكه یاد خدا آن است كه هنگامی كه انسان در برابر حرامی قرار می گیرد از خدا بترسد و آن را ترك گوید.
در حدیث دیگری می خوانیم علی علیه السّلام فرمود: ذكر دو گونه است یاد خدا كردن به هنگام مصیبت (و شكیبائی و استقامت ورزیدن) و از آن برتر آن است كه خدا را در برابر محرمات یاد كند و میان او و حرام سدی ایجاد نماید. (تفسیر نمونه ج 10، ص 216)
صاحب مجمع البیان نیز برای ذكر معنائی دارد: خداوند تعالی یك جا ذكر را مایه اطمینان قلب دانسته و در جایی دیگر باعث وجل و ترس قلب خوانده، این بدان جهت است كه مقصود از ذكر در اولی به یاد آوردن ثواب ها و نعمت های اوست كه به شمار نمی  آید ... آدمی وقتی به یاد نعمت های او می  افتد دلش آرام می  گیرد.
مقصود از ذكر در آنجا كه باعث ترس و اضطراب قلب می شود به یاد آوردن عقاب خدا و انتقام اوست كه به یاد هر كه بیاید آرامش را از او سلب می  كند. (المیزان، ج 11، ص 545)

ذکری برای رسیدن به آرامش

گفتیم به طور كلی یاد خداوند به هر شكل و صورتی موجب آرامش قلب است، در این میان بیان شده است که گفتن ذكر «ما شاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوَّةَ إلّا باللهِ العَلِیِّ العَظیم» در ایجاد آرامش نیز نقش موثری دارد .
میرزا احمد آشتیانی (ره) در كتاب هدیه احمدی آورده اند: علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان فرمودند: جهت آرامش پیدا كردن دست روی سینه بگذارید و در حالت نشسته و ایستاده چند مرتبه ایه 28 سوره رعد را بخوانید: «الذّینَ امَنوا وتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بذِكرِ اللهِ اَلا بذِكرِ الله تَطمَئِنُ القلوب» ... در ایجاد ارامش بسیارموثر است .


- نظرات (0)

کسانی که به اشتباه خود را بهشتی می دانند

جهنم

در قرآن کریم فراوان از جهنم و آتش و عذاب سخن گفته شده. تعداد و رقم آیات در جای خود، اینکه چقدر من و شما خود را از اهالی آن و یا مبرا از هر گناه و عیب می دانیم به جای خود.

خداوند در یکی از آیاتش آب پاکی رو به روی دست من و شما ریخته و گفته زیاد هم خوش خیال نباشید شاید شما هم یار آتشی و هم اکنون در آن غرقید و خود از آن بی خبر!


داستان آدم و حوا را همه ما شنیده ایم، حضرت آدم علیه السلام به همراه همسرش به درختی که خداوند از نزدیک شدن بدان نهیشان کرده بود نزدیک شدند و از میوه آن خوردند و این بهانه ای بود برای هبوط آنها و آغاز گرفتاری ها در دنیا و تمام رنج و سختی های نسل بعد، یعنی من و شما!

اما خداوند به حکم کرم و مهربانی خودش راه را برای بازگشت باز گذاشت و گفت: ای انسان، جایگاه تو نزد من محفوظ است به خود آی و با اطاعت از اوامر و نواهی من به سوی من بازگرد.

منت بر سرمان نهاد و توبه پدر را قبول کرد و اسباب بازگشت را نیز مهیا نمود.

راه را نشان داد و الفبای حرکت در این مسیر را با کتاب هدایت و رسولانش به سویمان فرستاد و فقط یک چیز را از ما خواست و آن اطاعت بود و بس؛ امری سنگین و دشوار بر دوشمان نهاد چرا که انسان موجودی بس سرکش است.

آدم زود عادت می کند به بد بودن، به زشت شدن چرا که مزه بعضی از چیزها آن قدر به ظاهر شیرین و مسحور کننده است که آدم را بدجوری نمک گیر می کند.

مزه پول را کمتر کسی است که نچشیده باشد، وای به روزی که این سرمایه از راه نامشروع دو چندان شود و آسایشی که به دنبالش می آید مشهودتر!

زیر آفتاب گرم تابستان تحمل داشتن یک چادر و یک روسری که محکم دور سر پیچیده شده و یا گره خورده خیلی سخته، وقتی که کمی روسری را شل می کنی و نسیم خنکی که دور گردن می پیچد احساس می شود چقدر لذت بخش است!

 

وقتی مجبور نیستی روزهای دراز تابستان را روزه بگیری و دنبال بهونه های پوچ و بی اساسی تا از زیر بار تکلیف شانه خالی کنی خیلی لذت می بری. یا اینکه خواب شیرین سحر را برای بلند شدن برای نماز صبح برای خودت زهر نمی کنی هم لذت داره. به ظاهر شیرینی های زیادی تو این دنیای آدما پیدا میشه بعضی هاش واقعا دلچسب و نمک گیره، چنانچه اگر در آن بیافتی رها شدن از آن خیلی سخته نیاز به گفتنش نیست کم نیست خبرهای کوچیک و بزرگی که از فساد و اشتباهات ما آدم ها در سطح شهر پیچیده

روی سخن خدا با تمامی بندگانش است اعم از با ایمان و بی ایمان. آن کسی که به جای پیروی از اوامر الهی از خواسته های نفسانی خویش پیروی کند در آتشی گرفتار خواهد شد که او را یار و هم جوار خواهد بود.

چه نیکوست که لحظه ای در اعمال و افکارمان تجدید نظر کنیم و فکر نکنیم آتش و جهنم فقط برای همسایه است، شاید من و شما نیز در آتشی گرفتاریم که خود از آن غافلیم و با باز اندیشی اعمال و افکار و اخلاقیاتمان می توانیم این آتش را در نطفه خفه سازیم.

خداوندا ما را از آتشی که خود به دستان خود برافروخته ایم رها ساز.

می خواهیم کمی ریزتر شویم؛ کاری با آنهایی نداریم که با رفتارهایشان، نشان می دهد که علناً اهل آتش و جهنم هستند مثل آنهایی که ریختن خون مردم را حلال می دانند؛ آنهایی که مال مردم را به راحتی تصاحب می کنند و اهل ربا و رانت هستند و هزاران موارد دیگر.

صحبتم با آنهایی است که خودشان را اهل ایمان و معرفت می دانند.

بله با خودم و شما هستم که به زعم خودمان اهل ایمانیم و هر سال چندین و چند بار سفر مکه و کربلا می رویم، چقدر به ایمان خودم یقین دارم؟ چقدر ایمان دارم که حقی را ناحق نکردم، چقدر یقین دارم که درباره همکارم، دوستم حتی کارم درست قضاوت کردم و حق مطلب را به جا آورده ام، چقدر باور دارم که اهل آتش جهنم نیستم؟

گناه

حواسمان باشد که آنقدری که من و شمایی که با ادعای داشتن دین و ایمان و علی الخصوص فعالیت در این زمینه می توانیم به راحتی اهل آتش باشیم، آن بنده خدایی که نمازهایش قضا شده به این اندازه اهل آتش و جهنم نیست؛ (چرا که انشالله به راحتی توبه می کند و توبه اش هم پذیرفته می شود!)

چی بگوییم از دست آنانی که دم از تکلیف و اطاعت از اوامر الهی می زنند و به راحتی حق و حقوق خیلی ها را زیر پا می گذارند!

یادمان باشد که آتش من نوعی که با افکار و عقاید بنده های خدا سر و کار دارم خیلی تندتر از آتش خیلی های دیگر باشد که در این شرایط قرار ندارند!

گرمای این آتش خیلی بیشتر است ، آتشی که به روی بنده خدا بخندی و ادعا کنی احترامش را داری و وقتی نیاز دوست و رفیقت را ببینی روی خود را ازش برگردانی، به ظاهر به دوستت لبخند بزنی ولی در باطن شعله های حسادت و نفرت را برانگیخته تر کنی، دو رویی، سوء ظن، بدگمانی و هزاران حالت های روحی و روانی دیگری که می شود گفت هر کدام برای خود آتشی از آتش های جهنم است!

آتش جهنم فقط برای آن بنده خدایی نیست که خدا را قبول ندارد و ربط و نسبتی هم با دین برقرار نکرده، برای آن اهل ایمانی هم هست که دم از خدا می زند و بعد بنده خدا را به صلاّبه می کشد.

بله عزیز! تا وقتی که یکدست و یکرنگ با خدا نباشیم اهل آتشیم. تا وقتی که از خدا وسیله ای ساخته ایم برای رسیدن به اهدافمان، در آتشیم.

تا وقتی که زندگیمان رنگ و بوی خدایی به خود نگرفته اهل آتشیم.

آتشی که سوزاننده تر از آتش هیزم است، آتشی است که معنایش را عاقلان و عارفان دانند و بس.

آدم زود عادت می کند به بد بودن، به زشت شدن چرا که مزه ی بعضی از چیزها آنقدر به ظاهر شیرین و مسحور کننده است که آدم را بدجوری نمک گیر می کند. مزه پول را کمتر کسی است که نچشیده باشد، وای به روزی که این سرمایه از راه نامشروع دو چندان شود و آسایشی که به دنبالش می آید مشهودتر!

خداوند در آیه 38 سوره بقره زنگ آغاز تکلیف و تشریع بندگان را به صدا درآورده و بیان فرموده: آنان موظفند اوامر الهی و دستورات او را رعایت نموده و حلال و حرام او را محترم شمارند؛ و در آیه بعد یعنی آیه 39 می فرمایند: و [لى‏] كسانى كه كفر ورزیدند و نشانه ‏هاى ما را دروغ انگاشتند، آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.»

خلاصه سخن آنکه روی سخن خدا با تمامی بندگانش است اعم از با ایمان و بی ایمان. آن کسی که به جای پیروی از اوامر الهی از خواست های نفسانی خویش پیروی کند، در آتشی گرفتار خواهد شد که او را یار و هم جوار خواهد بود.

چه نیکوست که لحظه ای در اعمال و افکارمان تجدید نظر کنیم و فکر نکنیم آتش و جهنم فقط برای همسایه است، شاید من و شما نیز در آتشی گرفتاریم که خود از آن غافلیم و با باز اندیشی اعمال و افکار و اخلاقیاتمان می توانیم این آتش را در نطفه خفه سازیم.

خداوندا ما را از آتشی که خود به دستان خود برافروخته ایم رها ساز.


- نظرات (0)

چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم

چرا خلق شدم

اگر خدا عادل است و مهربان، چرا بنده را خلق کرد تا خطا کند و جهنمی آفرید تا خطاکارانش را به آن بیاندازد؛ این چه عدل و مهربانی است؟
برای پاسخ به این سوال لازم است ابتدا به بیان فلسفه خلقت آدمی بپردازیم:
همانطور که میدانیم خداوند متعال حکیم و عادل است. به این معنا که کاری که خلاف عقل بوده و دارای ذره ای ظلم در حق مخلوقات باشد از او صادر نمی شود. بنابراین در هر فعلی از خداوند یقیناً فلسفه و علتی نهفته است. « إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیما" [نساء/40] در حقیقت، خدا به مقدار ذرّه اى ستم نمى کند (تمام رفتارهایش بر اساس عدل است) و اگر [آن ذرّه، کارِ] نیکى باشد دو چندانش مى کند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى بخشد.»

فلسفه خلقت

با توجه به آیات شریفه قرآن، می توان فلسفه خلقت را در چند مورد بیان کرد:

الف: طاعت و عبادت

این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون; [ذاریات/56] جن و آدمى را نیافریدیم مگر براى عبادت و پرستش کردن».

 ب: امتحان

«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَ  وَ تِ وَ الاْرْضَ فِى سِتَّةِ أَیَّام وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَآءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [هود/7] و او کسى است که آسمان ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش (و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (بخاطر اینکه) شما را بیازماید که کدام یک از حیث عمل بهترین هستید».

 ج: مقام خلیفه اللهی

«وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الاْرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُون [بقره/30] و هنگامى که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینى قرار مى دهم (قرار دهنده ام) گفتند: آیا در زمینى که کسى که در آن فساد مى کند و خون مى ریزد قرار مى دهى؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد و تقدیس تو مى کنیم. فرمود همانا من چیزى را که شما نمى دانید مى دانم».
و اینگونه می توان بین این سه دلیل را جمع بست:
فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی  شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.
نتیجه آنکه؛ نتیجه هر سه فلسفه ذکر شده، رسیدن به رحمت واسعه ی الهی است. به عبارت دیگر هر چه انسان در طریق بندگی پیش رود، به همان اندازه می تواند از رحمت بی نهایت الهی نیز استفاده برد.
 «وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنتَهَى [نجم/42] و انتها (ى سیر عمل هر عاملى و حركت هر موجودى در جهان هستى) به سوى پروردگار توست.»
بنابراین آنچه مشخص شد؛ این است که فلسفه اصلی خلقت انسان، رسیدن به رحمت الهی و استفاده از نعمت های خداوندی است.  آنچه خداوند در روز ازل برای انسان در نظر گرفته، وجود چنین نعمتی است و در هیچ جای قرآن و روایات مشاهده نمی شود که چیزی خلاف این موارد وارد شده باشد.

شیطان دشمنی آشکار

فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.

اما از آنجا که شیطان این دشمن آشکار آدمی نیز بیکار ننشسته و قسم [1] بر گمراهی انسان خورده، چون عاقبت محض خویش را که همان جهنم است میداند، می خواهد با نا امید کردن آدمی که آن هم وسیله و ابزاری ست برای گمراهی انسان، سعی در همراه کردن انسان با خود تا جهنم را کند.
که البته ممکن انسان بواسطه  اختیاری که خداوند متعال برای او منت قرار داده و بواسطه ی آن، او را از سایر موجودات متمایز ساخته، ممکن است هر راهی را انتخاب نماید. [2] که به فرض انتخابِ راهی که انتهایش جهنم است، خود انسان مورد ملامت خواهد بود نه عدل و عدالت الهی.
اما آنچه خداوند متعال در قرآن به بندگان وعده داده، بخشش و رحمتش است؛ حتی برای کسانی که بر خود ظلم کرده و اینک از کار خود پشیمان شده اند. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ [الزمر /53] بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید از رحمت خدا نومید مشوید كه خدا تمامى گناهان را مى آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است»
پس از بیان تمامی این ادله های عقلی و نقلی حال این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش  باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.
پس خدا من را خلق نکرد تا گناه کنم و حتی اگر گناهی مرتکب شوم راههای بازگشتش را بروی من نبسته است و این من هستم که از میان رحمت و غضب خداوندی و از میان بهشت و جهنمش یکی را انتخاب می کنم، این همان قدرت اختیار است که خداوند متعال برای انسان در نظر گرفته و تنها او را ملبس به این صفت کرده است.
[1]. «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ [ص/82] [شیطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم»
[2]. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً [انسان/3] ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند»


- نظرات (0)

چرا روز قیامت از هم فرار می کنیم؟

قیامت

قرآن می فرماید: «وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ» (زمر، 68) هنگامی که در شیپور دمیده می شود، هر آن چه در آسمانها و زمین است، بیهوش می شوند و می میرند «اِلاَّ ماشاءَ اللهُ» مگر آن کس که خدا خواسته باشد که باقی بماند. «ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» این نفخه دوم است. نفخۀ  «بیدار باش» است و با شیپور دوم همه بیدار می شوند.
«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68) همه آماده می شوند و به انتظار محاسبه می ایستند، همانطور که در سوره ی یس آیه 51 آمده است: «نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»
در حقیقت یکی از وعده های الهی، محقق می شود: همه انسان ها محشور شده و حتی یک تن از آنان جا نمی ماند. [کهف، 47]

پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچکس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش.

جمعیت بسیار زیادی گرد خواهند آمد؛ زیرا از زمان حضرت آدم تا روز قیامت، انسان های بسیار زیادی زندگی کرده و از دنیا رفته اند و خواهند رفت. عملاً وضعیت یک فرد در میان این همه جمعیت سرگردان و نگران مانند انسانی است که در دریایی سهمگین غرق شده و جز نجات خویش، اندیشه ای دیگر در سر ندارد.
حالت ها به طوری است که می فرمایند: «یُنَبَّأُ الإنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ» (سوره قیامت،13) در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر می شود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود
روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شوند و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می  فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]
در این روز، انسان نزدیک ترین نزدیکانش را که برادر و پدر و مادر و زن و فرزند هستند نه فقط فراموش کرده، بلکه از آنها فرار می کند، [عبس، 34 - 36] و این نشان می  دهد هول و وحشت محشر آن قدر زیاد است که انسان را از تمام پیوندها و علائقش جدا می کند.
بعضى گفته اند منظور فرار از برادران و پدران و مادران و همسر و فرزندانى است که راه ایمان و تقوا و اطاعت خدا را نپیمودند، او از آنها فرار می کند که مبادا به سرنوشتشان گرفتار شود.

روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شنود و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]

بعضى نیز گفته اند این فرار از آن رو است تا مبادا این افراد حقوقى به گردن او داشته باشند و از او مطالبه کنند، و او از اداى آن عاجز باشد.
در میان این سه تفسیر، تفسیر اول مناسب  تر به نظر می رسد، اگرچه جمع میان آنها نیز بی مانع است. [مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 26، ص 157]
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچ کس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه، و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش. در این سه موضع، کسی حتی به یاد دوست صمیمی اش یا محبوبش یا نزدیکانش یا دوست و فرزندش و والدینش نخواهد بود ... به خاطر صحنه های بسیار هولناک قیامت این اتفاق خواهد افتاد» [بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 586]


- نظرات (0)

رازی در مورد موبایلتان که قطعا نمی دانید

موبایل

من گوشی موبایل شما هستم که هر روز از من استفاده می‌کنید و با این حال هیچ گاه به خود من توجه نمی‌کنید و فقط به دنبال کارهای خودتان هستید.

انگار نه انگار که من هم موجودی هستم و مخلوقی از مخلوقات خدا ( زمر، 62 ).

من هم مثل همه چیزهای دیگر ملکوت دارم و ملکوتم نزد خداست (یس، 83) و مال خدا هستم (نساء، 126) و خدا بر من احاطه دارد و مراقب من است. ( احزاب، 52)

خزانه‌های اصلی من نزد خداست و آنچه در دست شماست، شکل نازل شده‌ای از من است.(حجر، 21)


از شنیدن این حرف ها تعجب می کنید؟ مگر نمی ‌دانید که هر چه در آسمان ها و زمین است خدا را تسبیح می‌گوید. (جمعه، 1)

مگر نمی دانید که حتی بعضی سنگ ها و صخره ‌ها از حالت خشیت خداست که فرو می ‌ریزند. (بقره، 74) نکند فکر کرده‌اید که فقط خودتان شعور دارید؟

من هم مثل همه چیز دیگر هدایتی مخصوص به خود دارم (طه، 50) و خدا عهده ‌دار هدایتم است.

خدا من را تحت فرمان شما قرار داده ‌است (حج، 65) همچنان که رودخانه ها و شب و روز و خورشید و ماه و هر آنچه در زمین است را تحت فرمان شما در آورده است. (نحل، 12)

نکند خیال کرده‌اید که دنیای تکنولوژی خارج از قدرت خداست؟ (آل عمران، 189) هر چه داناتر شوید، می‌توانید بهتر و بیشتر بهره ببرید. (رحمن، 33)

خدا همیشه چیزهای تازه‌ای دارد که بتواند رو کند و برای مردم زمانه قبلی شناخته نشده باشد. (نحل، 8)

خیال کرده‌اید که ساخت موبایل به خدا ارتباطی ندارد؟ یا اینکه خدا خالق موبایل نیست؟

تا همین چند سال پیش باورتان نمی شد که دو نفر آدم دور از همدیگر بتوانند قدم زنان با یکدیگر حرف بزنند و به سرعت چند ثانیه به همدیگر نامه بنویسند. این هم از نشانه‌های خداست که متأسفانه از کنار آن می‌گذرید اما دریغ از کمی توجه! (یوسف، 105) 

راستش را بخواهید اکثر شما انسان ها در کل تاریخ همین گونه ظاهر بین بوده‌اید و به باطن عالم کاری نداشتید. (روم، 7)

این همه پیامبر در میان شما مبعوث شد که همگیشان را به راستگویی قبول داشتید؛ اما حرفهایشان را خیلی دیر باور می‌کردید و می‌گفتید مگر ممکن است بعد از مرگ هم عالمی باشد (اسراء، 49) یا مگر ممکن است یک نفر انسان مثل خود ما پیامبر شده باشد؟ (شعراء، 186)

همین الان هم همین گونه‌اید. مثلاً شما مسلمان های عزیز، عملکردتان نشان نمی‌دهد که آن طور که شایسته است به دین باور داشته باشید چون آنان که یقین دارند می‌توانند حقایق جهان مثل جهنم را در همین دنیا مشاهده کنید (تکاثر، 5)، اما شما را غافل تر از این حرف ها می‌بینم.

بگذرم، که با کمک قرآن، آنقدر مطلب برای گفتن دارم که به خودم و شما مربوط است که الان فرصت آن نیست. در اینجا می‌خواهم چند توصیه کنم که یادآوریشان به کارتان می‌آید. توصیه‌هایم را کوچک نشمرید. کلاً دارایی های مردم را کوچک نشمرید.(شعراء، 183)

اکثر حرفهای پنهانی مردم با همدیگر هیچ فایده و خیری ندارد مگر اینکه درباره کار خیری باشد یا کاری باشد که خوبی‌اش را همه می فهمند یا اینکه روابط خراب بین مردم را اصلاح کند

اگر در دست کسی یکی از برادرها یا خواهرهایتان مدل بالای من را دیدید به آنان حسادت نکنید و دقیقاً همانی که در دستشان است را تمنّا نکنید، در عوض به جای آن به خدا بگویید که از بزرگواری ‌اش شما را بهره‌مند سازد. (نساء، 32)

این یک قانون است که رزق بعضی از بعضی بیشتر باشد. (نحل، 71)

البته بخشی از این تفاوت رزق به دست خودتان است (نوح، 10) و به طور کلی رزق دادن به شما را خدا بر خودش حتمی کرده است (هود، 6) بعضی وقت ها هم بهتر است توجهتان را از مدل های بالای خواهرها و برادرهای من پرت کنید و چشمان خود را به دنبال آن نکشید. (حجر، 88)

خدا را هم بخاطر من شکر کنید. (نحل، 121) هر قدر که می توانید از من استفاده کنید تا سود مادی و معنوی به دست آورید. اگر این کار را کردید شکرگزار واقعی من به درگاه خدا بوده‌اید زیرا شکر فقط به زبان نیست بلکه به رفتار است. (سبأ، 13)

 

از من استفاده کنید اما این چند مطلب را از یاد نبرید:

1- خدا دوست ندارد که از طریق من حرف های بد را بلند بلند بزنید مگر اینکه ظلمی به شما رسیده باشد. (نساء، 148)

2- اکثر حرف های پنهانی مردم با همدیگر هیچ فایده و خیری ندارد مگر اینکه درباره کار خیری باشد یا کاری باشد که خوبی‌ اش را همه می فهمند یا اینکه روابط خراب بین مردم را اصلاح کند. (نساء، 114)

3- خدا من را تحت اختیار شما قرار داده (حج، 65) تا هر وقت خواستید به کمک من با دیگران حرف بزنید. من هم آماده به خدمتم؛ اما فراموش نکنید که بررسی اعمال شبانه روز (حشر، 18) به سکوت نیاز دارد. بررسی نیت هایتان از حرفهایی که می‌زنید نیز به سکوت احتیاج دارد.

4- شاید من را وقتی قدیمی شده باشم دیگر نخواهید. در این صورت می‌توانید من را در راه خدا به شخص نیازمندی انفاق کنید. البته یادتان نرود که چیزی را به دیگران انفاق کنید که اگر به خودتان داده‌ شود، رغبت بکنید که بگیرید. (بقره، 267)

این یک قانون است که رزق بعضی از بعضی بیشتر باشد. البته بخشی از این تفاوت رزق به دست خودتان است و به طور کلی رزق دادن به شما را خدا بر خودش حتمی کرده است بعضی وقت ها هم بهتر است توجهتان را از مدلهای بالای خواهرها و برادرهای من پرت کنید و چشمان خود را به دنبال آن نکشید

5- در این دنیا کسانی هستند که بر شما حق های ویژه دارند، مثل والدین و کسی که راه زندگی را به شما آموخته باشد. بلد هستید چگونه به آنها حرف های گرانمایه بزنید؟(اسراء، 23)

6- هرچه از طریق من به دیگران بگویید را خدا می‌شنود و می‌داند (انبیاء، 4)؛ بنابراین همیشه مراقب گفته‌های خود باشید.

7- هر حرفی را باور نکنید و ندانسته‌ های خود را مبنای کارهایتان نکنید.(اسراء، 36)

8- اگر مراقب افکار و اعمال خود باشید و حرف هایی که از طریق من می‌زنید درست و استوار باشد، خدا کارهایتان را درست می‌کند و گناهانتان را می‌آمرزد.(احزاب، 70)

9- چه خوب که با من گفته‌ های خوب و مقبول بگویید(اعراف، 199)؛ بنابراین اگر در حین صحبت کردن رابطه تلفنی قطع شد، حتماً تماس مجدد بگیرید و سلام مجدد کنید و در آخر با شخص خداحافظی کنید.

10- من را که به دست می‌گیرید، هر قدر که بتوانید مراقب عواطف مخاطبتان باشید؛ زیرا آنکه شما نمی‌بینید، به دنبال یافتن فرصت برای ایجاد دشمنی است. (اسراء، 53)

11- اگر به وسیله من واسطه کاری شایسته شوید، خودتان هم بهره‌مند خواهید شد و همینطور است واسطه‌گری در مورد امور شر و منفی.(نساء، 85)

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که به نوعی به من هم مربوط می‌شود و در اینجا نشانی بعضی از آنها را برای شما آوردم که وقتی قرآن می‌خوانید یاد من هم بیفتید.

خدا نگهدار شما در خوبی ها باد و دور کننده تان از بدی ‌ها.



- نظرات (0)

چیزهایی که روزی را زیاد می کنند

رزق ، روزی

عوامل افزایش روزی

در آیات و روایات یک سلسله عوامل به عنوان عوامل افزایش دهنده روزی شمرده شده است که اگر کسی آن ها را انجام دهد، روزی او افزایش می یابد؛ همچنان که یک سلسله عوامل هستند که به عنوان اسباب کاهش رزق به شمار آمده اند. البته این عوامل افزایش روزی، علت تامه برای وسعت رزق نیستند؛ یعنی خود به خود و به تنهایی موجب افزایش روزی نمی شوند؛ بلکه باید علاوه بر انجام دادن کارهایی که باعث افزایش روزی می شوند از انجام اعمالی که موجب کاهش روزی می شوند نیز پرهیز نماییم.(1)

تقوا و پرهیزکاری 

از مهم ترین عوامل افزایش دهنده روزی تقوا و پرهیزکاری می باشد، هم در سطح فرد و هم در سطح اجتماع، همان گونه که گناه عکس آن را نتیجه داده و موجب نقصان و کاستی نعمت های الهی می گردد: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقرَى آمَنواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبواْ فَأَخَذْنَاهم بِمَا كَانواْ یَكْسِبونَ»؛ «و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعاً بركاتى از آسمان و زمین برایشان مى گشودیم ولى تكذیب كردند پس به [كیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم».(2)
علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه می نویسد: «خداوند تعالی در این آیه یک حقیقت خالی از هر شائبه ای را خاطر نشان ساخته و بدان اشاره نموده است و این حقیقت عبارت است از چیزی که معیار و اساس نزول نعمت و نقمت بر آدمیان است».(3)
امام علی (علیه السلام) نیز در سفارش های خود فرموده است: «شما را سفارش می کنم به پرهیزکاری ... پس هر که تقوا و پرهیزگاری پیش گیرد، سختی ها بعد از نزدیک شدن و رو آوردن از او دور ... رحمت و مهربانی پس از دور شدن به او بازگشت و نعمت ها پس از کم شدن بر او فراوان گردد و برکت مانند باران بزرگ قطره پس از اندک باریدن به او برسد».(4)
تقوا و پرهیزکاری موجب افزایش روزی می گردد، هم در ناحیه رزق و روزی مادی که ظاهر آیه با توجه به سیاق آیه شریفه بدان اشاره دارد و هم موجب افزایش روزی معنوی می گردد؛ یعنی اگر کسی تقوا پیشه کند، چه بسا بیشتر از کسانی که تقوا را رعایت نمی کنند، بیشتر و بهتر بفهمد و موفقیت های بیشتری به دست آورد.

شکر و سپاسگزاری

یکی از مهم ترین عوامل افزایش دهنده روزی، شکر و سپاسگزاری است و در مقابل، صفت زشت کفر و ناسپاسی که موجب نقصان و کاهش روزی می گردد: «لَئِن شَكَرْتمْ لأَزِیدَنَّكمْ»؛ «اگر واقعاً سپاسگزارى كنید [نعمت] شما را افزون خواهم كرد».(5)

رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود: بر هر مسلمانی در هر روز صدقه ای واجب است. عرض شد: کیست که بتواند چنین کاری بکند؟ حضرت فرمود: رفع مانع از سر راه مردم صدقه است، راهنمایی کردن مردم صدقه است، عیادت مریض صدقه است، امر به معروف صدقه است، نهی از منکر صدقه است، پاسخ سلام دادن صدقه است

این یک قانون تخلف ناپذیر الهی است که هر کس بدان عمل کند، نتیجه گوارایش را نیز خواهد دید. رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرموده است: «لایَرزق اللهَ عَبداً الشکرَ فَیَحرمَه الزِیَادَةَ لِأَنَّ الله یَقول لَئِن شَکَرتم لَأَزِیدَنَّکم؛ هیچ بنده ای نیست که خداوند شکر را روزیش فرموده باشد و از افزایش نعمت محرومش گرداند؛ زیرا خود می فرماید: اگر واقعاً سپاسگزاری کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد».(6)

صدقه دادن

از جمله اموری که در روایات، از آن به عنوان عامل افزایش دهنده روزی یاد شده است، صدقه دادن است. خداوند در قرآن کریم فرموده است: «وَلَكِن ینَزِّل بِقَدَرٍ مَّا یَشَاء »؛ «لیكن آنچه را بخواهد به اندازه اى [كه مصلحت است] فرو مى فرستد».(7)

رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) نیز فرموده است: «إِستَنزِلوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ؛ روزی را به وسیله صدقه فرود آورید».(8) از در کنار هم قرار گرفتن این آیه شریفه و حدیث نبوی، می توان چنین نتیجه گرفت که آدمی به واسطه صدقه دادن در فرود آمدن روزی خود تأثیرگذار است.
نکته قابل توجه اینکه، صدقه دادن صرفاً مساوی با پول دادن به صدقه نیست؛ بلکه در روایات برای صدقه معنای وسیعی بیان شده است؛ چنان که در حدیثی آمده است: «رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود: بر هر مسلمانی در هر روز صدقه ای واجب است. عرض شد: کیست که بتواند چنین کاری بکند؟ حضرت فرمود: رفع مانع از سر راه مردم صدقه است، راهنمایی کردن مردم صدقه است، عیادت مریض صدقه است، امر به معروف صدقه است، نهی از منکر صدقه است، پاسخ سلام دادن صدقه است».(9)

صله رحم

صله رحم از جمله اموری است که موجب افزایش رزق و روزی می شود و در نعمت های الهی را به سوی انسان می گشاید. امام حسین (علیه السلام) به کسانی که از افزایش روزی و عمر زیاد خوشحال می شوند، چنین سفارش می فرماید:«مَن سَرَّه أَنی نسَأَ فِی أَجَلِهِ وَ یزَآد فِی رِزقِهِ فَلیَصِل رَحِمَه ؛ هر کس که می خواهد مرگش به تأخیر افتد و روزیش زیاد شود،باید صله رحم نماید».(10)

ازدواج

برخی بر اساس محاسبات عادی، از ترس تهی دستی با ازدواج کردن مخالفت می کنند و انتخاب همسر را به سبب ترس از فقر و تنگدستی به تأخیر می اندازند و به بهانه اینکه می خواهیم بعد از گشایش در روزی ازدواج نماییم، تن به زندگی مشترک نمی دهند.

قرآن، ازدواج را یکی از اسباب گشایش روزی دانسته است: «وَأَنكِحوا الْأَیَامَى مِنكمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكمْ وَإِمَائِكمْ إِن یَكونوا فقَرَاء یغْنِهِم اللَّه مِن فَضْلِهِ وَاللَّه وَاسِعٌ عَلِیمٌ»؛ «بى همسران خود و غلامان و كنیزان درستكارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بى نیاز خواهد كرد و خدا گشایشگر داناست».(11)
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه فرموده است: «کسی که از ترس تنگ دستی ازدواج نکند، به راستی به پروردگارش بدگمان است».(12)

رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) نیز یکی از راه های درخواست روزی را ازدواج دانسته و فرموده است: «إِلتَمَس وا الرِّرزقَ بِالنِّکَاحِ؛ روزی را با ازدواج کردن درخواست کنید».(13)

استغفار

روزی ها معین و تقسیم شده است و خدای را فضل و زیادتی است که آن را از طلوع فجر تا طلوع خورشید تقسیم می کند و این فرموده اوست که "از خدا فضل او را بخواهید". سپس امام فرمود: ذکر خدا بعد از طلوع فجر در تحصیل روزی موثرتر است

در آیات و روایات به این مطلب تصریح شده است که طلب آمرزش از خداوند غفار، موجب ریزش برکات  می گردد: «فَقلْت اسْتَغْفِروا رَبَّكمْ إِنَّه كَانَ غَفَّارًا * یرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكم مِّدْرَارًا * وَ یمْدِدْكمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَل لَّكمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَل لَّكمْ أَنْهَارًا»؛ «و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید كه او همواره آمرزنده است [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد و شما را به اموال و پسران یارى كند و برایتان باغ ها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد».(14)
در تفسیر مجمع البیان ذیل این آیه شریفه آمده است: «ربیع بن صبیح گوید: مردی نزد امام حسن (علیه السلام) آمد و از خشکسالی گله کرد. امام حسن (علیه السلام) به او فرمود: استغفار کن [از خدا آمرزش بخواه].

مردی دیگری آمد و از فقر و نیازمندی گله کرد، امام به او فرمود: استغفار کن. مرد دیگری آمد و عرض کرد: دعا کنید خدا به من پسری بدهد. امام به او فرمود: از خدا آمرزش بخواه. عرض کردیم: افرادی با حوایج گوناگون نزد شما آمدند. شما همه آن ها را سفارش به استغفار کردید. حضرت فرمود: من این را از خود نگفتم؛ بلکه این را در نتیجه تأمل در گفته خدا به دست آوردم. خدا از نوح پیامبر علیه السلام حکایت می کند که به قوم خود گفت: اسْتَغْفِروا رَبَّكمْ إِنَّه كَانَ غَفَّارًا...».(15)

ذکر و دعا بین الطلوعین

دعا در بعضی از اوقات تأثیر بیشتری در وسعت رزق و روزی دارد؛ از جمله این اوقات، دعا هنگام بین الطلوعین است که در روایات به آن توجه شده است. حسین بن مسلم می گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: جانم به فدایت! آن ها [اهل سنت] می گویند خواب بعد از فجر مکروه است؛ چرا که روزی ها در این وقت تقسیم می شود. فرمود: «الأرزَاق موظوفَةٌ مَقسومَةٌ وَ للهِ فَضلٌ یقَسِّمه مِن طلوعِ الفَجرِ إِلَی طلوعِ الشَمسِ وَ ذَلِکَ قوله "وَسئَل وا اللهَ مِن فَضلِهِ" ثمَّ قَال وَ ذِکر اللهِ بَعدَ طلوعِ الفَجرِ أَبلَغ فِی طَلَبِ الرِّزقِ مِن الضَربِ فِی الأَرضِ؛ روزی ها معین و تقسیم شده است و خدای را فضل و زیادتی است که آن را از طلوع فجر تا طلوع خورشید تقسیم می کند و این فرموده اوست که "از خدا فضل او را بخواهید". سپس امام فرمود: ذکر خدا بعد از طلوع فجر در تحصیل روزی موثرتر است».(16)


پی نوشت ها:
1. علی متین، رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث، ص 243.
2. اعراف: 96.
3. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 8، ص 247.
4. نهج البلاغه، خطبه 189.
5. ابراهیم: 7.
6. قرشی بغدادی، الشکرلله عزوجل، ص 65.
7. شوری:27.
8. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 381.
9. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج3، ص 63.
10. کلینی، الکافی، ج2، ص 156.
11. نور: 32.
12. طبرسی، مجمع البیان، ج 7 8، ص 220.
13. طبرسی، مکارم الاخلاق، ج1، ص 430.
14. نوح: 12 10.
15. مجمع البیان، ج 10، ص 543.
16. بحارالانوار، ج5، ص147.


- نظرات (0)

گناهان را چگونه محو کنیم؟

گناه

همان گونه كه اعمال صالح و نیكوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می شود، بعضی از اعمال نیك نیز سبب تكفیر و از بین رفتن گناهان می گردد.

در قرآن و روایات راه ها و مصادیق فراوانی كه موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلكه تبدیل سیئات به حسنات شده است، بیان شده است.

از مجموع آنها این مطلب به دست می آید كه ایمان و عمل صالح و توبه و ترك گناهان كبیره، مطمئن ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است.


خواندن نمازهای مستحبی و نافله مخصوصاً نماز شب

خداوند در قرآن می فرماید: "وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ"‏؛ [هود، 114] در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد.


ایمان و عمل صالح

قرآن كریم می فرماید: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم. [نساء، 31]
پس باید كوشید از طریق ازدیاد معرفت و شناخت خدا و آگاهی از نعمت های مادی و معنوی او و انجام عمل صالح، ایمان را تقویت نمود.
 

توبه

توبه و انابه و بازگشت از گناهان سبب محو و از بین رفتن همه گناهان كبیره و صغیره می گردد.
آیات 68 و 69 سوره فرقان به مرتكبین برخی گناهان كبیره وعده عذاب مضاعف و خلود در جهنم داده، سپس فرموده است: مگر كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد

استغفار

یکی از اموری که سبب می شود گناهان محو شود، استغفار از گناه است که در روایات متعدّد به آن اشاره شده است.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: انسان وقتی مرتکب گناهی می شود از صبح گاهان تا هنگام شب به او مهلت می دهند، پس اگر استغفار کرد، عمل او نادیده گرفته می شود. [کلینی ،محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 437، ح 1]
در روایت دیگری می فرمایند: هفت ساعت به او مهلت می دهند، اگر از گناه توبه کرد چیزی برای او نمی نویسند و اگر هفت ساعت گذشت و از گناه پشیمان نشد برایش می نویسند، و در ادامه می فرمایند: شخص مومن گاهی بعد از بیست سال گناهش به یادش می آید، ولی کافر همان لحظه بعد از انجام گناه فراموش می کند [همان، ح 3] و در روایت دیگری از معصوم(علیهم السلام) نقل شده که حضرت فرمود: برای هر دردی دارویی و داروی گناهان استغفار است. [همان، ص 439، ح 8]

توبه
ترك گناهان بزرگ

ترك گناهان بزرگ، سبب از بین رفتن آثار گناهان كوچك شود: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیمًا؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم، و شما را در جایگاهى ارجمند در مى ‏آوریم. [31، نساء]
 

هر كار خوب و شایسته

هر كار خوب و شایسته و هر فعلی كه مصداق حسنه باشد، عاملی برای از بین رفتن سیئات و بدی ها می باشد: انّ الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكری للذاكریم؛ حسنات، سیئات و گناهان (و آثار آن) را برطرف می سازند. این مطلب تذكر و یادآوری است برای آن هایی كه تذكر پذیرند.
حسنات، مطلق است و شامل همه عبادات و هر كار ارزشمندی كه شرع آن را تأیید و تعیین كرده و به قصد تقرّب به خدا نجام گیرد، می شود.
امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید: انّ اللَّه یكفّر بكل حسنةٍ سیئةً؛ با انجام دادن هر حسنه، خداوند، یك گناه و سیئه را می پوشاند و محو می سازد. [شیخ عبد على بن جمعه، نورالثقلین، ج 2، ص 402]

 

طهارت و حضور قلب

پیوسته با طهارت (وضو و غسل و...) بودن و اقامه نمازهای پنجگانه با حضور قلب. سلمان فارسی می گوید: روزی با پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) زیر درختی نشسته بودیم. حضرت شاخه های خشك آن درخت را تكان داد، تمام برگ های آن فرو ریخت. سپس رو به من كرد و فرمود: سوال نكردی چرا این كار را كردم. گفتم: شما بفرمایید، منظورتان چه بوده است.

كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند

فرمود: هنگامی كه مسلمان وضو بگیرد (و مواظب باشد) خوب وضو بگیرد، سپس نمازهای پنجگانه را به جا آورد، گناهان او فرو می ریزد، همان گونه كه برگ های این شاخه فرو ریخت. سپس آیه انّ الحسنات یذهبن السیئات را تلاوت كرد.
اساساً آیه مذكور به عنوان تعلیل و بیان سرّ و حكمت وجوب اقامه نماز در سوره هود بعد از امر به اقامه نماز بیان شده است، یعنی نماز به عنوان یكی از مصادیق بارز حسنات، آثار معصیت و تیرگی هایی را كه در دل وجود دارد، از بین می برد.
 


تحمل بیماری

تحمل بیماری، گناهان را نابود می كند. پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: السقم یمحو الذنوب. [محمدی ری شهری- میزان الحکمة- ج4]
 

مصایب

ناراحتی ها، مصایب، مشكلات و همّ و غم ها: پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: ساعات المهموم، ساعات الكفّارات. [همان]


- نظرات (0)

2شرط مهم برای نزول برکات در زندگی

نزول برکت

خداوند متعال در قرآن کریم بارها و بارها خودش را برای بندگانش ، ارحم الراحمین معرفی کرده است. رحمتی که تمام عالم وجود را دربر گرفته است: (وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ ءٍ)1 «اما رحمت من همه چیز را در برگرفته است»
رحمت حق تعالی همچون بارانی است که دائما بر عالم هستی می بارد و زمین تشنه ی موجودات را سیراب می سازد.
باران در باریدن فرقی میان زمین سخت و سنگلاخی و زمینی که به راحتی آب راجذب می کند نمی گذارد ولی تاثیر بارش باران در هرکدام متفاوت است. زمین سفت و سخت به علت نفوذ ناپذیری، باران را در درون خود جای نمی دهد و تشنه خواهد ماند ولی زمین نرم ، حاصلخیز و سرسبز می شود.
انسان ها نیز به تفاوت سختی و نرمی دل خود، بهره های متفاوتی از رحمت خداوند دارند.
ایمان و تقوا روح انسان را پاک و آماده دریافت فیوضات حضرت حق می کند اما گناه ظرف دل انسان را آلوده و ناپاک می کند و زمین دل او را کم کم از سنگ هم سخت تر می کند: (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِیَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً)2 سپس دلهاى شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت تر!

ایمان ؛ عامل جذب برکات آسمان و زمین

وجود دو شرط ایمان و تقوا در این آیه شریفه ، برای نزول برکات، به این معنی است که عقل و دل و اعضای انسان باید در راستای اطاعت پروردگار قرار گیرند و در مسیر تکامل خویش قدم بردارند

جهان هستی در دل خود یکسری قوانینی دارد که هیچ گاه تخلف نمی کند. قوانینی که به دست پر توان خالق هستی در آن نهادینه شده است که از جمله ی آنها ،قانون خدمت رسانی به مومنین است.
در آیه 96 سوره مبارکه اعراف آمده است که : (وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى  آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان مى  آوردند و تقوا پیشه مى  كردند، بركات آسمان و زمین را بر آنها مى  گشودیم .
جهان هستی به فرموده قرآن کریم همواره در حال تسبیح و عبادت خالق خویش است3 و خواسته یا ناخواسته از پروردگار خود اطاعت می کند4.اما انسان به حکم اختیاری که دارد می تواند خداوند را عبادت یا معصیت کند. در صورتی که عبادت خداوند را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهد با جهان تکوین همراه و هماهنگ می شود و جهان پیرامون او خود را در اختیارش می گذارد. اما در صورت معصیت پروردگار، خود را با طبیعت ناهماهنگ و ناسازگار کرده و طبیعت نیز او را همچون عضوی ناسالم پس می زند.
شهید مطهری در این باره می فرماید:
(آیا كار من به عنوان یك كار انسانى، به عنوان صداقت و تقوا و پاكى یا به عنوان فسق و ناپاكى و خیانت هم در عالم اثر مى گذارد یا نه؟ آیا عالم از این جهت هم عكس  العمل دارد یا نه؟
فلسفه بزرگ این است كه اى انسانها! اگر شما در مسیر انسانیت، در مسیر خلقت قرار بگیرید كه همان مسیر تكامل است.... آنوقت شما مى شوید اجزائى هماهنگ با سایر اجزاء عالم، توافق و تطابق با عالم پیدا مى كنید، آنگاه جزئى هستید كه با كل خودتان متطابق هستید، در آن وقت است كه عالم هم با شما تطابق دارد. این است كه قرآن مى فرماید: وَ لَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى  امَنوا وَ ... اگر مردم اهل ایمان و تقوا باشند آنوقت فرزندان صالح این عالم و جهان مى شوند، آنگاه جهان هم خیر خودش را به سوى این فرزند صالح خودش روانه مى كند.5 و اگر انسان بر ضد مسیر خاص طبیعت قرار بگیرد، یعنى بر ضد مسیر تكامل قرار بگیرد، كشیده بشود به سوى فسق و فجور ... آنگاه طبیعت مثل بدنى كه جزء بیگانه را از خود دفع و رد مى كند ... این عكس العمل هاست كه به نام عذابها گفته شده است.6
آری ایمان و تقواست که باعث نزول برکات بر انسان ها می شود و بی تقوایی و فسق و فجور است که مایه ی نکبت در زندگی ها می شود.به قول معروف : از ماست که بر ماست.
ایمان عبارتست از اعتقادی که از عقل به قلب نفوذ کرده باشد و در آنجا مستقر شده باشد و تقوا عبارتست از ایمانی که به صورت نیرویی قوی در جوارح و جوانح انسان پدیدار گشته تا انسان را در برابر معاصی پروردگار حفظ و نگهداری کند.
بنابراین وجود دو شرط ایمان و تقوا در این آیه شریفه ، برای نزول برکات، به این معنی است که عقل و دل و اعضای انسان باید در راستای اطاعت پروردگار قرار گیرند و در مسیر تکامل خویش قدم بردارند.
چرا جوامع کفر پیشه، بیش از مسلمانان در ناز و نعمتند در حالی که نزول برکت به مشروط به ایمان و رعایت تقواست؟
برای جواب به این پرسش در ابتدا باید واژه ی برکت  را تعریف کنیم.

نعمت هایی که خداوند متعال به کفار می دهد از دایره برکت خارج است چرا که همراه با سعادت نیست و برای آنها نوعی عذاب تدریجی است.
در آیه 85 سوره توبه خداوند متعال وجود اموال و اولاد فراوان را وبال گردن آنها و مایه ی بدبختیشان می داند: «وَلاتُعْجِبْكَ امْوالُهُمْ وَاوْلادُهُمْ انَّما یُریْدُ اللَّهُ انْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِى الدُّنْیا وَتَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَهُمْ كافِروُنَ؛ مبادا اموال و اولادشان مایه اعجاب تو گردد، خدا مى خواهد به وسیله آن، آنها را عذاب كند و جانشان بر آید در حالى كه كافر باشند.»

برکت در اصل به معنی رشد و زیادی و سعادت است و به معنی نعمتی است که پایدار بماند.8در مقابل که این نعمات در برابر کفار بى  بركت است كه زود فانى، نابود و بى اثر مى شوند. بنابر این نعمت هایی که خداوند متعال به کفار می دهد از دایره برکت خارج است چرا که همراه با سعادت نیست و برای آنها نوعی عذاب تدریجی است.
در آیه 85 سوره توبه خداوند متعال وجود اموال و اولاد فراوان را وبال گردن آنها و مایه ی بدبختیشان می داند: «وَلاتُعْجِبْكَ امْوالُهُمْ وَاوْلادُهُمْ انَّما یُریْدُ اللَّهُ انْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِى الدُّنْیا وَتَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَهُمْ كافِروُنَ؛ مبادا اموال و اولادشان مایه اعجاب تو گردد، خدا مى خواهد به وسیله آن، آنها را عذاب كند و جانشان بر آید در حالى كه كافر باشند.»

سخن آخر

استغفار یکی از عواملی است که باعث نزول انواع نعمت ها می شود، همچنان که حضرت نوح به قوم خود چنین گفت: (فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً) به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید كه او بسیار آمرزنده است. تا بارانهاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان كمك كند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد»
از خداوند می خواهیم که در این ایام مبارک اولا پاکی روح و جان و سپس توفیق رعایت تقوا و بندگی را بدهد.
پی نوشت ها:
1. اعراف 156
2. بقره 74
3. یُسَبِّحُ  لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَكیم  (جمعه 1)
4. وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْها (آل عمران 83)
5. مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى، ج 27، ص: 643
6. مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى، ج 15، ص: 42
7. نوح 10-12
8. البَرَكَةُ، محرَّكةً: النَّماءُ و الزیادةُ، و السَّعادَةُ. القاموس المحیء ج 3، ص: 399__ قاموس قران    ج 1    189   



- نظرات (0)

قله قرآن

سوره بقره

سوره بقره در مدینه نازل شده و «286» آیه دارد. علت نامگذارى این سوره به «بقره» داستانى است در مورد گاو بنى اسرائیل که در آیات 67 تا 73 آمده است. این سوره که طولانى ترین سوره هاى قرآن مجید است، مسلماً یک جا نازل نشده، بلکه در فواصل مختلف، و به مناسبت ها و نیازهاى گوناگون جامعه اسلامى، در مدینه نازل گردیده است. ولى با این حال جامعیت آن از نظر اصول اعتقادى اسلام و بسیارى از مسائل عملى (عبادى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى) قابل انکار نیست.

فضیلت سوره بقره

به نظر می رسد فضیلت و برتری این سوره به خاطر جامعیت آن و افضل بودن آیة الکرسى به جهت محتواى توحیدى خاص آن باشد. و این منافات ندارد که بعضى از سوره هاى دیگر قرآن از جهات دیگرى برترى داشته باشند؛ چرا که از دیدگاه هاى مختلف به آنها نظر شده است.

برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج 1، ص 34) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.

همچنین از امام سجاد (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) چنین نقل شده است: کسى که چهار آیه از آغاز سوره بقره و آیة الکرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند هرگز در جان و مال خود ناخوش آیندى نخواهد دید و شیطان به او نزدیک نمى شود و قرآن را فراموش نخواهد کرد. (محمد بن مسعود، التفسیر، ج 1، ص 25)
گفتنی است ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.
اتفاقاً هر فضیلتى که درباره سوره اى یا آیه اى ذکر شده، تناسب بسیار زیادى با محتواى آن سوره یا آیه دارد. به عنوان نمونه در فضیلت سوره «نور» مى خوانیم هر کس بر آن مداومت کند، خداوند او و فرزندانش را از آلودگى به «زنا» حفظ مى کند. این به خاطر آن است که محتواى سوره نور دستورات مهمى در زمینه مبارزه با انحرافات جنسى دارد؛ دستور به تسریع ازدواج افراد مجرد، دستور به حجاب، دستور به ترک چشم چرانى و نگاه هاى هوس آلود، دستور به ترک شایعه پراکنى و نسبت هاى ناروا، و دستور به اجراى حد شرعى درباره زنان و مردان زنا کار.
بدیهى است، اگر محتواى این سوره در جامعه یا خانواده اى پیاده شود، آن جامعه و خانواده آلوده به زنا نخواهد شد. درست است که خواندن قرآن به هر حال ثواب دارد، ولى ثواب اصلى و آثار سازنده هنگامى خواهد بود که مقدمه اى براى اندیشه و عمل باشد. (تفسیر نمونه، ج 1، ص 57 ٓ 60)       

محتویات سوره بقره:

سوره بقره با تأكید بر اهمیت و نقش ایمان در سعادت فردى و اجتماعى انسان، اعلام مى دارد كه تنها راه سعادت، ایمان به خدا و پایبندى به تعالیم انبیاست. این سوره از سه بخش تشكیل شده است: در بخش نخست اهمیت و جایگاه ایمان و بندگى خدا در زندگى انسان بیان مى گردد. بخش دوم به سرگذشت قوم بنى اسرائیل اختصاص دارد و در آن پیامدهاى ذلت بار مخالفت این قوم با خدا و پیامبران بیان شده و تلاش هاى آن ها در شكست دادن پیامبر اسلام خنثی مى گردد. سومین بخش سوره نیز به معرفى دین توحیدى اسلام مى پردازد و بسیارى از احكام و مقررات دینى را همراه با معارف اعتقادى و اخلاقى اسلام بیان مى كند.

کدام سوره و کدام آیه، قلّه قرآن اعلام شده اند؟

در متون روایی، «سوره بقره» به ویژه فراز «آیة الکرسی»، قُلّه قرآن معرفی شده است. (سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 196) در این جا به ذکر چند نمونه از این روایات بسنده می شود:

ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.

1 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «هر چیزى قلّه اى دارد و قلّه قرآن، سوره بقره است. در این سوره، آیه اى است که سَرور آیات قرآن است و آن، آیة الکرسى است». (ترمذی، محمد بن عیسى، سنن الترمذی، ج 5، ص 157)
2 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «براى هر چیزى قله ای است و قله قرآن، سوره بقره می باشد». (ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج 1، ص 285)
3 امام صادق (علیه السلام): «براى هر چیزی قله اى هست و قله قرآن آیة الکرسى است، هر کسی یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری هاى آخرت را از او بگرداند، آسان ترین ناگوارى دنیا فقر و آسان ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن را می خوانم». (عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق، رسولی محلاتی، هاشم، ج 1، ص 136)
در همین راستا می توان گفت که برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج 1، ص 34) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.
بنابراین، از جهت قله بودن بین سوره ها؛ سور بقره قله قرآن است و از جهت قله بودن آیات؛ آیة الکرسی .

منابع:

تفسیر نمونه، ج 1



- نظرات (0)