سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

وظیفه ما در برابر دشمنان چیست

متحد بودن

قرآن کریم در باب مقابله با دشمنان، هم مسلمانان را به وحدت دعوت كرده: «و اعتصموا بحَبلِ اللّه جَمیعاً و لا تفرّقوا» (سوره آل ‏عمران، آیه 103) و هم از تفرقه نهى فرموده است: «و لا تَنازعوا فتَفشِلوا» (سوره انفال، آیه 46) با یكدیگر نزاع نكنید كه سست و ناتوان مى ‏شوید. 
نکته ی قابل توجه اینکه می فرماید: با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، این عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود.
به دو مثال توجّه كنید: 
قطرات باران تا وقتى از هم جدا هستند، قدرتى ندارند، امّا وقتى در كنار هم قرار مى ‏گیرند و به شكل جوى و سپس رودخانه جارى مى ‏شوند، چنان قدرتى مى ‏یابند كه اگر مهار نشوند، سیل بنیان‏ كن مى ‏شوند و اگر در پشت سد مهار شوند، توربین‏ هاى عظیمى را به حركت در مى ‏آورند كه ده ها مگاوات برق تولید كرده و چرخ صنعت را به حركت درمى ‏آورند. 
هر دست ما پنج انگشت دارد، امّا در برابر دشمن مشترك، همه انگشتان با هم جمع شده و به شكل مشت بر سینه دشمن كوبیده مى ‏شود. 
با آنكه هر انگشت از انگشت دیگر متفاوت و متمایز است، یكى بلند است و یكى كوتاه، یكى نازك است و یكى كلفت و هر كدام نباشند، بخشى از كارهاى روزمرّه انسان زمین مى ‏ماند. مثلاً بدون انگشت شصت، نمى‏ توان دگمه را بست و یا قلم را به دست گرفت و چیزى نوشت.

با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود

بنابر این مسلمانان با وجود اختلافات سلیقه ‌ای و طبیعی و اختلاف در امور جزئی و فرعی، باید در برابر دشمنان بالفعل و بالقوه خود، در جهت حفظ و دفاع از دین و دسترس به اهداف اساسی و اصولی در ابعاد گوناگون، همسو و همفكر و هم‌ مرام باشند و با تمام توان و برنامه ‌های منسجم و همسو، از دین و دستاوردهای آن دفاع نمایند.
قرآن، مسلمانان را به وحدت دستور می دهد و از تنازع و مشاجره جهت پیشگیری از سستی و زبونی و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صریح نهی می کند.
پیامبر گرامی اسلام با تکیه بر مبانی اتحاد اسلامی، مدینه فاضله ای سرشار از عشق، صمیمیت، برادری، ایثار و تمامی فضایل انسانی ساخت که هنوز بشر در حسرت و آرزوی تحقق دوباره چنین جامعه ای به سر می برد.
از دیگر آثاری که قرآن برای اتحاد برمی شمارد، استواری و حفظ هیمنه و استحکام جامعه است. هنگامی که جامعه از اختلاف دست بردارد و تنازع را به کناری نهد، دل ها به هم نزدیک و صفوف آنها منسجم و مستحکم می گردد؛ به گونه ای که خللی در میان نمی ماند تا دشمن از آن نفوذ کند و به جامعه ضربه زند. در این تحلیل، علت و سبب شکست جامعه، وجود اختلافات و درگیری ها دانسته شده است که مفهوم دیگر آن می تواند چنین باشد که اتحاد، عاملِ انسجام و وحدت صفوف و در نتیجه، پیروزی است.
با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود. [آشنایی با قرآن، ج3 ص 101]
نزاع و اختلاف ، عامل انهدام کیان و شخصیت جامعه اسلامی است. با یکدیگر نزاع نکنید و اختلاف نداشته باشید که سست و ضعیف خواهید شد و بو و خاصیت خود را از دست خواهید داد.
جدال و اختلاف، کیان و شخصیت جامعه اسلامی را منهدم می کند. ایمان اساس دوستی و وداد و ولاء مؤمنان است.


- نظرات (0)

پنج نشانه بهترین بندگان خدا

 پنج نشانه بهترین بندگان خدا
انسان موجودی کمال گراست، و به دنبال این است که همیشه بهترین باشد. از آنجا که انسان دارای امیال مختلف و متضادی ست؛ امکان دارد در مسیر کمال و بهتر شدن، اشتباه کرده و خود را هم به مخمصه بیندازد. خدای بزرگ که انسان را آفریده و حال او را بهتر می داند؛ برای بهتر شدن انسان راهکارهایی را ارائه داده است. امام رضا (علیه السلام) که هشتمین ولیّ خداست؛ این راهکارها را برای ما تبیین نموده است:

بهترین بندگان
امام رضا (علیه السلام) بهترین بندگان را اینگونه معرفی می کند: «الَّذِینَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَكَرُوا وَ إِذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا عَفَوْا؛[1]آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند».
اکنون به یاری خدا به شرح مختصری از این نشانه ها می پردازیم.
1 آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند.
اولین خصیصه بهترین بندگان خدا در کلام امام هشتم، خوشحال بودن آنها از اعمال کارهای نیک است، اینگونه بندگان هم در فردای قیامت، خوشحال و خندانند. «وَ یَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُور؛[انشقاق/9]و او به سوى كسان و خویشانش (در بهشت) مسرور و شادمان خواهد رفت»
نکته مهم: خوشحالی بندگان نیکوکار و خوب خدا، به غرور و خود برتربینی نمی انجامد، ولی بندگان گناهکار، حتی از کارهای گناه خود مسرورند، چه برسد به کارهای به ظاهر نیکشان، خدا در وصف دوزخیان، می فرماید«إِنَّهُ كانَ فی أَهْلِهِ مَسْرُور؛[انشقاق/13] او همواره در میان خانواده اش [به ثروت و مال و مقام ] خوشحال و شادمان بود» [2]
بهترین بندگان خدا از منظر امام رضا (علیه السلام) دارای پنج خصلت می باشند، وقتی که کار نیکی انجام دهند، خوشحال می شوند، کار بدی مرتکب شوند از خدا آمرزش می خواهند، شکر منعم را بجا می آورد، در بلاها و مشکات، صبر کرده، و خشم خود را کنترل می کنند.

2 هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند.
بهترین بندگان خدا همواره در حال حمد و ستایش خداوند، و آمرزش از او بخاطر غفلتها و گناهانشان هستند. قرآن در وصف بندگان ذاکر خداوند می فرماید: آنان كه خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو خفته، یاد مى كنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند. [3]  در آیات بعد به استغفار این بندگان خوب و ایمانی اشاره می کند: «رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِى لِلْایمَنِ أَنْ ءَامِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَامَنَّا  رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَیِّاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ؛[آل عمران/193])اى پروردگار ما، شنیدیم كه منادیى به ایمان فرا مى خواند كه به پروردگارتان ایمان بیاورید. و ما ایمان آوردیم. پس، اى پروردگار ما، گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را از ما بزداى و ما را با نیكان بمیران»استغفار، نیرو محرکه و تشویق کننده ی بندگان خوب خدا برای انجام نیکیها و فرار از بدیها هست، ولی آنان که استغفار ندارند، بعد از انجام گناهان، یا دچار پشیمانی مفرط و عذاب وجدان می شوند و یا کم کم با گناهان، کنار می آیند.

3 هر گاه عطا شوند شكر گزارند.
بهترین بندگان خدا همواره شکر گزارند، چه از خدای بزرگ و چه از کسانی که دین، بر گردن آنها دارند. امام رضا (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: «مَنْ لَمْ یَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.؛[4]کسی که شکر(سپاس)  مخلوق را به جا نیاورد؛ شکر خدای بزرگ را بجا نیاورده است» تشکر کردن از منعم، همواره اثرات مثبت خود را دارد، این مسأله یکی از بدیهیات است. چه بسا کسی خدمت خود به دیگری را قطع کرده و یا گسترش می دهد، و علت آن را تشکر نکردن، یا قدردانی طرف مقابل می داند. این قانون، نسبت به نعمتهای خدا هم وجود دارد. «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدید؛[ابراهیم/7]اگرسپاس گزارى كنید، قطعاً [نعمتِ ] خود را بر شما مى افزایم، و اگر ناسپاسى كنید، بى تردید عذابم سخت است.
4 هر گاه بلا بینند صبر كنند.
صبر داشتن، یکی از نشانه های انسانهای موفق است، حالا اگر به این موفقیت، ایمان و معنویت را اضافه کنیم؛ نتیجه اش می شود بهترین بندگان خدا، خداوند خطاب به اهل ایمان می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ ؛[بقره/153]اى افرادى كه ایمان آورده اید! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است».
وقتی که صبر در جامعه ی اسلامی نهادینه شود، اختلاف سلیقه ها و اختلافات، به این راحتی، جامعه را دچار تشتت نمی کند. یکی از مشکلات اصلی کشورهای اسلامی این است که اختلافات را با بی صبری و بی بصیرتی به امروزی رساندند که از دست تروریستهای تکفیری، نه شیعه در امان است و نه سنی، «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ ؛[انفال/46]و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و كشمكش) نكنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوكت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت كنید كه خداوند با استقامت كنندگان است»!بدون شک اگر صبر و بصیرت رهبر معظم انقلاب در فتنه ی سهمگین هشتاد و هشت نبود؛ آن روزهای پرتنش به این زودیها از جامعه ی اسلامی مان رخت بر نمی بست.
آخرین نشانه ی بهترین بندگان خدا در حدیث امام رضا (علیه السلام)، کنترل خشم است. ریشه خیلی از قتلها و نزاعها، خشم و پرخاشگری افراد، نسبت به همدیگر است.

5 هر گاه خشم كنند درگذرند.
آخرین نشانه ی بهترین بندگان خدا در حدیث امام رضا (علیه السلام)، کنترل خشم است. ریشه خیلی از قتلها و نزاعها، خشم و پرخاشگری افراد، نسبت به همدیگر است. خداوند در قرآن در وصف انسانهای نیکوکار می فرماید: «الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛[آل عمران/134]آنهایى كه از مال خود در حال وسعت و تنگدستى انفاق كنند و خشم خود فرونشانند و از (بدى) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نكوكاران است». بندگان خوب خدا با پرهیز از خشم، و در پیش گرفتن روحیه ی نرم خویی، باعث جذب دیگران شده و قلوب مردم را تسخیر می کنند، این روش، از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، برای بندگان شایسته خدا به یادگار مانده است. «لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛[آل عمران/159]و اگر (بر فرض) تندخویى، سخت دل بودى، حتما از پیرامونت پراكنده مى شدند. پس، از آنان درگذر، و براىشان آمرزش بخواه.»
سخن آخر
بهترین بندگان خدا از منظر امام رضا (علیه السلام) دارای پنج خصلت می باشند، وقتی که کار نیکی انجام دهند، خوشحال می شوند، کار بدی مرتکب شوند از خدا آمرزش می خواهند، شکر منعم را بجا می آورد، در بلاها و مشکات، صبر کرده، و خشم خود را کنترل می کنند.

پی نوشت ها:
[1] الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام، ص 354.
[2] ترجمه انصاریان، ص389
[3] آل عمران آیه193.
[4] عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2،ص24.

- نظرات (0)

تطبیق خصوصیات آل سعود با شجره خبیثه

شجره ملعونه، آل سعود 

چرا به آل سعود لقب شجره خبیثه ملعونه داده می شود؟

برای جواب به این سوال که چرا مقام معظم رهبری آل سعود را چنین معرفی می کنند باید نگاهی داشته باشیم به آیات 24-26 سوره ابراهیم و 60 اسراء (که در آنها کلماتی همچون شجره خبیثه و ملعونه آمده است) تا بفهمیم آیا خصوصیات آل سعود با این آیات تطبیق دارد یا خیر؟
در قرآن کریم خداوند متعال بعضی از اقوام و ملل را پاک و پاکیزه و دارای فواید بیشمار و مستمر برای خود و اطرافیانشان معرفی می کند و بعضی از اقوام را خبیث و آلوده که نه تنها سودی برای دیگران ندارند بلکه تماماً ضرر و زیان و موجب رنجش دیگران هستند.
خداوند متعال برای آنکه مثالی شایسته برای معرفی این اقوام داشته باشد به چند دلیل از تعبیر شجره استفاده می کند.
الف. یک درخت از ریشه و تنه و شاخ های ریزو درشت و برگ و میوه تشکیل شده است و ساختار یک قوم و طایفه نیز دقیقاً به همین شکل است لذا از گذشته های بسیار دور برای معرفی سلسله ی یک خاندان از تصویر درخت استفاده می کردند و جد بزرگ که سر سلسله بوده است به عنوان ریشه و فرزندان ارشد شاخه های اصلی و به ترتیب می رسید به برگ ها که نوه ها و اولاد آنها و اولاد اولاد آنها بوده اند و از آن به شجره نامه یاد می کردند.

در سوره اسرا خداوند متعال سخن از رویای عجیب نبی مکرم اسلام و از شجره ملعونه به میان می آورد. شجره ی ملعونه ای که سبب فتنه ی مسلمین  خواهد شد: (وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً كَبیراً) و ما آن خوابى را كه به تو نمایاندیم و آن درخت لعنت شده در قرآن را جز آزمایشى براى مردم قرار ندادیم و ما آنها را مى ‏ترسانیم ولى جز طغیانى بزرگ در آنها نمى ‏افزاید.

ب. درختان به دلیل تنوع بسیار زیادی که دارند شاهد مثال بسیار خوبی هستند؛ بعضی از درخت ها میوه دار هستند و بعضی اصلا میوه ندارند.در بین این درختان بعضی میوه های شیرین و رسیده و بعضی تلخ و بد مزه هستند بعضی می توان در زیر سایه آن استراحت کرد و بعضی پر خار بوده و سایه نیز ندارند بعضی درختان تنومند و ریشه دارند و بعضی به اندک زحمتی از جا کنده شده و سست و ضعیف هستند.
ج. تمام شاخ و برگ ها وابسته به ریشه بوده و ریشه سالم، درخت را دارای شاخ و برگ تنومند می کند و ریشه فاسد درختی ضعیف به بار می آورد.
قرآن کریم آن طایفه و قومی که راه درست را طی کرده و منشا برکات فراوانی بوده است را به عنوان شجره طیبه که دارای ریشه ثابت و محکم و شاخ و برگ مرتفع که از آلودگی ها منزه است و در همه فصول ثمره دهی دارد معرفی کرده است: (أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها) (24-25 ابراهیم)
و در مقابل از شجره خبیثه  نام می برد که هیچ ریشه ای در زمین ندوانده و به اندک تندبادی از جا کنده می شود و همواره محکوم به شکست است و به تبع چنین درختی نه سایه ای دارد و نه میوه ای برای استفاده دیگران: (وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ)
با بررسی شجره ی آل سعود به وضوح مشاهده می کنید که شجره این خاندان شباهت های بسیاری با شجره خبیثه دارد:
چرا که آل سعود شاخ و برگ درخت خبیثی هستند که بخشی از ریشه آن به محمد بن عبد الوهاب می رسد (همسر عبد العزیز بن محمد، دختر محمد بن عبدالوهاب بوده است) ریشه ای که شاخه هایش را از لجن ها و مواد فاسد فکری (که توسط جاسوسان کشورهای استعمارگر همچون انگلیس به پای آن ریخته می شد) تغذیه می کرد.
آل سعودی که ریشه ی اصلی آنها به تصریح خودشان به قبیله عنزة بن اسد بن ربیعه می رسد که از یهودیان خیبر بوده اند «و هی بلدة بنی عنزه من الیهود» (تاریخ أبی الفداء) لذا شما می بینید که با آنکه خود را مسلمان می نامند ولی با همدستی یهودیان به کشتار مسلمانان مشغولند!1

آل سعود همان شجره ملعونه است

در سوره اسرا خداوند متعال سخن از رویای عجیب نبی مکرم اسلام و از شجره ملعونه به میان می آورد. شجره ی ملعونه ای که سبب فتنه ی مسلمین  خواهد شد: (وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً كَبیراً) و ما آن خوابى را كه به تو نمایاندیم و آن درخت لعنت شده در قرآن را جز آزمایشى براى مردم قرار ندادیم و ما آنها را مى ‏ترسانیم ولى جز طغیانى بزرگ در آنها نمى ‏افزاید.

پیامبر چه خوابی دیدند و منظور از شجره ملعونه چیست؟

در کتاب الدر المنثور روایت شده است که رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) در خواب دید كه بنى فلان" بنى امیه" در منبرش همچون میمون ها جست و خیز مى ‏كنند. بسیار ناراحت شد، و تا زنده بود كسى او را خندان ندید، خداى تعالى این آیه را فرستاد: "وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ"
علامه طباطبایی در المیزان می فرماید: تمامى آنچه را كه گفتیم روایات عامه و اتفاق احادیث خاصه تایید مى ‏كند، زیرا در آنها آمده كه مراد از "رؤیا" در این آیه، خوابى است كه رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) درباره بنى امیه دید و شجره ملعونه شجره این دودمان است‏.

قرآن کریم آن طایفه و قومی که راه درست را طی کرده و منشا برکات فراوانی بوده است را به عنوان شجره طیبه  که دارای ریشه ثابت و محکم و شاخ و برگ مرتفع که از آلودگی ها منزه است و در همه فصول ثمره دهی دارد معرفی کرده است: (أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها) (24-25 ابراهیم)

سپس حضرت علامه در المیزان می فرماید: [ممكن است "شجره ملعونه" در قرآن اشاره به هر گروه منافق و خبیث و مطرود درگاه خدا، مخصوصاً گروه‏ هایى همانند بنى امیه و یهودیان سنگدل و لجوج و همه كسانى كه در خط آنها گام برمى ‏دارند، باشد یهودیانى كه امروز بر مراكز حساس اسلامى غاصبانه مسلط شده ‏اند، همچنین منافقانى كه با آنها معاملات سیاسى و غیر سیاسى كرده و مى‏كنند، و همه سلطه ‏گرانى كه خط بنى امیه را در برابر اسلام در كل كشورهاى اسلامى تعقیب مى ‏نمایند، و نیكان را از صحنه اجتماع كنار مى‏ زنند، فرومایگان را بر گرده مردم مسلط مى‏ كنند، دوستان حق و مجاهدان راستین را شهید و بازماندگان دوران جاهلیت  را بر سر كار مى‏ گمارند، همه اینها شاخ و برگ شجره خبیثه ملعونه هستند و آزمایشى براى مردم!]
به راستی با شنیدن این توصیفات چه کسی است که به یاد جنایات آل سعود با هم پیمانی آشکار یهود و کفار علیه مسلمین نیفتد؟
آل سعود کسانی اند که با پرداخت هزینه های کلان سعی کردند به حاکمان جائری همچون حسنی مبارک در مصر و آل خلیفه در بحرین و رئیس جمهور فراری یمن کمک کنند تا سلطه خود را بر گرده ی مردم مظلوم این مناطق تداوم بخشند.
آل سعودی که با پشتیبانی مالی و لجستیکی از گروهک ‌های تروریستی چون داعش و القاعده مصیبت ها و بلاهای زیادی را بر جامعه جهانی علی الخصوص جامعه اسلامی تحمیل کردن، کسانی که با بی ‌کفایتی در ماجرای منای حج گذشته موجب شهادت ۶۰۰۰ هزار حاجی از سراسر جهان اسلام شدند.
آل سعودی که در طی حملات هوایی و درگیری هایش در یمن دست‌ کم ده هزار نفر مسلمان را که عمدتاً زنان و کودکان و مردان غیر نظامی بودند کشته است. کشتن این همه مسلمان که اکثریت آنها را غیر نظامیان تشکیل می دهند تنها از یزید صفتان و پیروان صهیونیزم کودک کش بر می آید.
شجره ای که نبی مکرم اسلام طی روایتی از شیطنت های آنها خبر می دهد: در روایت  از صحیح بخاری چنین آمده است: ایمان در یمن است و سنگدلی  در دو قبیله ربیعه و مضر است و شاخ شیطان هم از این دو قبیله به وجود می ‌آید. (همانطور که توضیح دادیم نسب آل سعود به ربیعه و نسب محمدبن عبدالوهاب به مضر می رسد.)
لذا خواننده به خوبی متوجه حسن انتخاب این صفت برای این خاندان از سوی رهبر معظم انقلاب می شود؛ به حق خاندانی که راه مومنین را برای انجام فریضه حج سد کردند و تولیت خانه کعبه  که به فرموده قرآن بیت عتیق  (خانه آزاد) است را غصب کردند شجره ملعونه است.

1. ذکر منبع تفصیلی در سایت خبرگزاری فارس :بر اساس سخنان حجت‌الاسلام سیدمحمد یزدانی
- نظرات (0)

بهترین تغذیه برای انسان از نگاه قرآن

قران

اشتیاق به زندگی جاوید در همه انسان ها (بلکه در همه حیوانات) موجود است، و چون زندگی جاوید و حیات مصون از مرگ در دنیا ممکن نیست و هیچ فردی در این جهان برای همیشه نمی ماند در نتیجه باید مورد اشتیاق و متعلق آن که هستی جاودانه است وجود داشته باشد؛ یعنی جهان مصون از زوال و محفوظ از پدیده مرگ که همان قیامت است موجود باشد. آن جا مرگی نیست و سرتاسر حیات و زندگی است: « وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ» (عنکبوت/64) حاصل این که، محبّت و عشق به هستی دائم و زندگی جاوید امری وجودی است. این امر وجودی رابط میان محبّ و محبوب (هستی جاوید) است و بدون وجود خارجی محبوب، چنین عشق و محبّتی در نهاد انسان قرار نمی گیرد و از فطریات بشر به شمار نمی آید و می توان گفت وجود چنین محبّتی در نهاد انسان حتماً برای هدف و غایتی جاوید خواهد بود و آن هدف حتماً موجود است.
«گرچه از آن نظر که ایمان و اعتقاد ما به قیامت از ایمان به قرآن و گفتار پیامبران سرچشمه می گیرد لزومی ندارد که درباره قیامت به ذکر برهان و استدلال بپردازیم و یا شواهد و قرائن علمی بیاوریم، ولی نظر به این که خود قرآن کریم - لااقل برای نزدیک کردن مطلب به اذهان - به ذکر یک سلسله استدلالها پرداخته است و خواسته است افکار ما از راه استدلال و به طور مستقیم هم باجریان قیامت آشنا شود، ما به طور اختصار آن استدلال ها را ذکر می کنیم.» (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج2، ص 526)
در ادامه به یکی از این استدلال ها و البته نشانه ای برای وجود معاد و قیامت عرض خواهیم کرد.
خداوند در آیه 33 سوره یس به نشانه ای اشاره می کند که دلیلی برای وجود معاد و قیامت است تا راهی باشد براى بیدارى منكران و ایمان به مبدأ و معاد.

یکی از مهمترین دلائل توحید

مساله حیات در جهان گیاهان و حیوانات و زنده شدن زمین هاى مرده از یكسو دلیل روشنى است بر اینكه علم و دانش عظیمى در آفرینش این جهان به كار رفته، و از سوى دیگر نشانه اى آشكار از رستاخیز است.

در آیه 33 سوره یس، نخست از احیاى زمین هاى مرده و بركاتى كه از آن عائد انسانها مى شود بحث كرده مى فرماید: «زمین هاى مرده براى آنها نشانه آشكارى است (از مبداء و معاد) ما آن را زنده كردیم، و دانه هائى از آن خارج ساختیم و آنها از آن تغذیه مى كنند»؛ " وَآیَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْكُلُونَ " (یس/33)
مساله حیات و زندگى از مهمترین دلائل توحید است، مساله اى است فوق العاده مرموز و پیچیده و شگفت انگیز كه عقل همه دانشمندان را به حیرت افكنده، و با تمام پیشرفت هاى عظیمى كه در علم و دانش نصیب بشر شده هنوز كسى معماى آن را نگشوده است، هنوز كسى به درستى نمى داند تحت تاثیر چه عواملى در روز نخست موجودات بی جان تبدیل به سلول هاى زنده شده است؟
هنوز كسى نمى داند كه بذرهاى گیاهان و طبقات مختلف آن دقیقاً چگونه ساخته شده؟ و چه قوانین مرموزى بر آن حاكم است كه به هنگام فراهم شدن شرائط مساعد، به حركت در مى آید و رشد و نمو را آغاز مى كند، و ذرات زمین مرده را جذب وجود خود مى نماید، و از این طریق موجودات مرده را تبدیل به بافت هاى موجود زنده می كند، تا هر روز جلوه تازه اى از حیات را نشان دهد.
مساله حیات در جهان گیاهان و حیوانات و زنده شدن زمین هاى مرده از یكسو دلیل روشنى است بر اینكه علم و دانش عظیمى در آفرینش این جهان به كار رفته، و از سوى دیگر نشانه اى آشكار از رستاخیز است.

بهترین تغذیه انسان

جمله ((فمنه یاكلون)) از یكسو اشاره به این است كه انسان از بخشى از دانه هاى گیاهى تغذیه مى كند، و بعضى دیگر قابل تغذیه براى انسان نیست، ولى فوائد دیگرى دارد مانند تغذیه حیوانات، ساختن مواد رنگى، داروئى، و امور دیگرى كه در زندگى انسان كاملا مورد استفاده است .
و از سوى دیگر با مقدم داشتن ((منه)) بر ((یاكلون)) كه معمولاً براى حصر مى آید این نكته را بیان مى كند كه بیشترین و نیز بهترین تغذیه انسان از مواد گیاهى است .
آیه 34 یس چگونگى حیات زمین هاى مرده را بیان مى كند، مى فرماید: (ما در زمین باغهائى از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه هائى از آن بیرون فرستادیم)؛ " وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ " (یس/34)
در آیه گذشته سخن از دانه هاى غذائى در میان بود، اما در اینجا از میوه هاى نیرو بخش و مغذى سخن مى گوید كه دو نمونه بارز و كامل آنها ((خرما)) و ((انگور)) است كه هر یك غذائى كامل محسوب مى شود.
در مطالعات دانشمندان نشان مى دهد كه مخصوصاً این دو میوه داراى انواع ویتامین هاى لازم و مواد مختلف حیاتى براى بدن انسان است، به علاوه این دو میوه در تمام طول سال به صورت تازه یا خشك قابل نگهدارى و استفاده براى تغذیه است .

هدف آن است كه حس حق شناسى و شكرگزارى انسان ها  را تحریك كند تا از طریق شكرگزارى قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، كه شكر منعم نخستین گام معرفت كردگار است .

این نكته نیز قابل توجه است كه در آیه قبل تنها تعبیر به احیاى زمین هاى مرده شده بود كه در قرآن مجید معمولا با نزول باران همراه است، ولى در این آیه سخن از چشمه هاى آب جارى به میان آمده ، زیرا براى بسیارى از زراعت ها آب باران تنها كافى است، در حالى كه درختان میوه معمولا نیاز به آب جارى نیز دارند.

نهایت لطف و عظمت پروردگار

آیه 35 یس هدف آفرینش  این درختان پر بار را چنین بیان می كند: ((غرض  ٍ این است كه از میوه آن بخورند، در حالى كه دست آنها در ساختمان آن كمترین دخالتى نداشته ، آیا شكر خدا را بجا نمى آورند))! " لِیَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلَا یَشْكُرُونَ"
آرى میوه هائى كه به صورت غذاى كامل بر شاخسار درختان ظاهر مى شود بى آنكه كمترین نیازى به پختن و یا تغییرات دیگر داشته باشد به مجرد چیدن از درخت قابل استفاده است، و این نهایت لطف و عظمت پروردگار را در باره انسانها نشان مى دهد.
حتى این غذاى آماده و لذیذ را آنچنان بسته بندى كرده كه براى مدت زیادى قابل نگهدارى است، بى آنكه ارزش غذائى خود را از دست دهد، بر خلاف غذاهائى كه انسان از مواد طبیعى خداداد با دست خود مى سازد كه غالباً به سرعت فاسد مى شود!
تفسیر دیگرى در باره معنى آیه نیز وجود دارد كه آنهم قابل ملاحظه است ،و آن اینكه : قرآن مى خواهد هم اشاره به میوه هائى كند كه بدون تغییر مورد استفاده قرار مى گیرد، و هم به انواع غذاهاى مختلفى كه با انجام عملى روى این میوه ها به دست مى آید.
در هر صورت ، هدف آن است كه حس حق شناسى و شكرگزارى انسان ها  را تحریك كند تا از طریق شكرگزارى قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، كه شكر منعم نخستین گام معرفت كردگار است .

آخرین آیه مورد بحث سخن از تسبیح و تنزیه پروردگار مى گوید، خط بطلان بر شرك مشركان كه در آیات گذشته از آن سخن بود مى كشد، و راه توحید و یكتا پرستى را به همگان نشان مى دهد، مى فرماید: منزه است كسى كه تمام زوج ها را آفرید، از آنچه زمین مى رویاند، و از خود آنان ، و از آنچه نمى دانند! (سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ)

منابع:
تفسیر نمونه، ج 4، ص 93
مرتضی مطهری، مجموعه آثار
آیة الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج 4



- نظرات (0)

رمزگشایی از رفتار وقیحانه آل سعود

آل سعود، رفتار وقیحانه، فاجعه منا

در فرهنگ روایات، حج یکی از مهمترین ارکان و پایه های اسلام معرفی شده است.[1] میعادگاه حج بهترین و زیباترین عمل عبادی برای همگرایی و به نمایش گذاشتن اتحاد و انسجام اسلامی است. به راستی اگر هر امت و مذهبی غیر از اسلام، از این موهبت و شاخصه دینی برخوردار بود، برای اتقان مذهب و جامعه خود از آن به بهترین وجه استفاده می نمود، ولی با این حال شاهد هستیم، کلید داران بیت الله الحرام با کج سلیقگی و سوء مدیریت، این میعادگاه الهی را دست مایه اهداف سیاسی و رفتار های غیر دینی خود قرار داده و مراسم عبادی حج را وسیله ای برای اعمال سلطه و استبداد علیه سایر ملل اسلامی قرار داده اند.

اخلاق و منش پرده داران خانه ی وحی

شاهد هستیم سران سعودی مانع انجام این مراسم عبادی برای کشورهایی همچون ایران، سوریه و عراق شده اند. رفتار زشت و غیر اسلامی که پیش از آن کفار قریش به انجام آن مبادرت ورزیدند: «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذی جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ یُرِدْ فیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ؛[سوره حج آیه 25] كسانى كه كفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا و مسجد الحرام- كه آن را براى مردم قرار دادیم و مقیم و مسافر در آن یكسانند- باز مى  دارند، و نیز هر كه در آنجا كجروى و ستمكارى- آزار مردم- خواهد او را از عذابى دردناك بچشانیم.»

وقتی سخن از خانه خدا و خدمتگزاری این مکان مقدس به میان می آید، این چنین تصور می شود گروهی عهده دار این سمت و مسئولیت مهم شده باشند که دارای اخلاق کریمانه و الهی ویژه هستند؛ این در حالیست که خبرها حاکی از بدترین و سخیف ترین رفتارها توسط خادم الحرمین است. بسیاری از زائرین خانه خدا از رفتارهای تحکم آمیز و توأم با توهین و تحقیر عمال سعودی در مراسم حج گله و شکایت دارند، از جمله بدترین و زشت ترین رفتارهایی که در سال های اخیر توسط خادم الحرمین نسبت به زائرین خانه خدا صورت گرفته، اعمال محدودیت و ممنوعیت نسبت به انجام این عمل عبادی است.

در حالی که خدای متعال همه مسلمانان را به این واجب و عمل عبادی تشویق و امر نموده، همچنانکه شاهد هستیم سران سعودی مانع انجام این مراسم عبادی برای کشورهایی همچون ایران، سوریه و عراق شده اند. رفتار زشت و غیر اسلامی که پیش از آن کفار قریش به انجام آن مبادرت ورزیدند: «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذی جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ یُرِدْ فیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ؛[سوره حج آیه 25] كسانى كه كفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا و مسجدالحرام- كه آن را براى مردم قرار دادیم و مقیم و مسافر در آن یكسانند- باز مى دارند، و نیز هر كه در آنجا كجروى و ستمكارى- آزار مردم- خواهد او را از عذابى دردناك بچشانیم.»
همچنین خدای متعال در آیه دیگر می فرماید: «ههُمُ الَّذینَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْیَ مَعْكُوفاً أَنْ یَبْلُغَ مَحِلَّه؛[سوره فتح، آیه25] آنها كسانى هستند كه كافر شدند و شما را از (زیارت) مسجد الحرام و رسیدن قربانی هایتان به محل قربانگاه بازداشتند.»

رمزگشایی از رفتار وقیحانه آل سعود

هر انسان منصف و آگاه به آموزه های دینی، زمانی که رفتارهای بی شرمانه ی آل سعود را مشاهده می کند این سوال به ذهن او متبادر می شود که انگیزه و علت این گونه رفتارها چه چیز می تواند باشد؟

1-جلب اعتماد و رضایت کشورهای استکباری:

آنچه مسلم و قطعی به نظر می رسد، این است که کشورهای استکباری هیچ گاه به دنبال هم بستگی و اتحاد مسلمانان نبوده و همواره از این موضوع نگران و ناخوشایند بودند، از این رو با طرح برنامه ای دقیق و از پیش طراحی شده به دنبال بر هم زدن این انسجام اسلامی بوده اند.
کشورهای سعودی نیز که جیره خواران آن کشورهای استکباری به حساب می آیند با خوش خدمتی و بازی در نقشه دشمن بیشترین سهم را در بر هم زدن این اتحاد به خود اختصاص داده تا اینکه با این رفتار غیر اسلامی رضایت حامیان استکباری خود را جلب نمایند. این در حالی است که خدای متعال هر گونه گرایش و نزدیکی به سران کفر و استکبار را ممنوع کرده است: «وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ؛[سوره هود، آیه 113] و به كسانى كه ستم كردند مگرایید- به آنان پشتگرم مشوید- كه آنگاه آتش دوزخ به شما هم خواهد رسید و براى شما جز خدا هیچ دوست و سرپرستى نباشد و آنگاه یارى نشوید.»

2-سوء تدبیر و مدیریت، عدم بصیرت و آگاهی دینی و سیاسی:
خدای متعال هر گونه گرایش و نزدیکی به سران کفر و استکبار را ممنوع کرده است: « وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ؛[سوره هود، آیه 113] و به كسانى كه ستم كردند مگرایید- به آنان پشتگرم مشوید- كه آنگاه آتش دوزخ به شما هم خواهد رسید و براى شما جز خدا هیچ دوست و سرپرستى نباشد و آنگاه یارى نشوید.»

یکی از بارزترین عواملی که موجب رفتارهای وقیحانه کشورهای سعودی شده را به درستی می توان سوء تدبیر و عدم بصیرت و آگاهی آنان معرفی کرد. به راستی بی توجهی به عواقب خطرناک اختلاف و تفرقه در بین صفوف مسلمین ریشه در عدم آگاهی و فقدان بصیرت سران سعودی دارد، اگر آنان به درستی در می یافتند که جدا کردن کشورهای انقلابی و مسلمان همچون ایران از صفوف مسلمین تنها موجب تضعیف خود ایشان خواهد بود، هیچ گاه مانع انجام مراسم عبادی حج ایرانیان نمی شدند. عاقبت این فتنه انگیزی و ایجاد تفرقه تنها موجب سستی و بی اعتباری دولت سعودی در بین کشورهای اسلامی خواهد شد؛ کما اینکه خدای متعال نیز پیش از این عواقب این اختلاف و چند دستگی را این چنین هشدار داده است: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ؛[سوره انفال، آیه 46] و خدا و پیامبرش را فرمان برید و با یكدیگر ستیزه و كشمكش مكنید كه سست و بد دل شوید و نیرو و دولتتان برود.»

سخن آخر:

هر چند که بیت الله الحرام در سرزمین عربستان سعودی واقع شده، ولی این مکان نباید، بازیچه ی اهداف پلید و سیاسی دولت سعودی قرار گیرد، چرا که سرزمین وحی به خاندان سعودی تعلق نداشته و تمام مسلمین در آن سهم دارند به همین جهت می بایست حق عبادت و بندگی آنان نیز در این مکان مقدس، محترم شمرده شود.

 پی نوشت ها:

[1]. الكافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص18. «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ  عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ  وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ ءٍ كَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ؛ اسلام روى پنج پایه نهاده شده: نماز و زكاة و روزه و حج و ولایت و چنان كه براى ولایت (در روز غدیر خم یا در عالم میثاق) فریاد زده شد، براى هیچ چیزى دیگر فریاد زده نشد»


- نظرات (0)

ابراهیم علیه السلام در دو راهی

قربانی کردن 
اسماعیل

در مسیر بندگى، انسان بارها بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار می گیرد، در این دو راهی خطرناک، هر وقت وظیفه را انتخاب کند، در خط فرشتگان و پاکان قرار گرفته و آن روز برای او عید است! غریزه فرزند دوستی به ابراهیم (علیه السلام) می گوید اسماعیل را ذبح نکن و وظیفه به او می گوید فرزندت را در راه خدا ذبح کن! 
ابراهیم (علیه السلام) در این دو راهى، وظیفه را بر امیال شخصی و غریزه پیروز می کند و عید قربان، عید پیروزی عقل و وحی بر هوا و هوس می شود. و این گونه است که در حدیثی از حضرت علی (علیه السلام) آمده: «هر روزی که در آن معصیت خدا نشود، عید است.»

سربلندی ابراهیم علیه السلام از همه آزمایش ها 

امام سجاد (علیه السلام)  به شبلی می ‌فرماید: «آیا هنگام قربانى، نیت کردی که حنجره طمع را ذبح کنى؟ اگر این کار را نکردى، پس قربانى نکرده‌ ای.»

خداوند متعال ابراهیم (علیه السلام) را بارها و بارها آزمود؛ «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُن»؛ شکستن بت ها، فتنه نمرود و افکندن ابراهیم (علیه السلام) به آتش، مواجهه با خورشید و ستاره پرستان، هجرت دادن هاجر و اسماعیل به مکه، ذبح اسماعیل و ....، از جمله این آزمایشات است و چون از همه آزمایشات الهى سرفراز بیرون آمد، مقام امامت را به او عطا فرمود؛ «قالَ إِنِّى جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما» (البقره 124)
پس از مدتى ابراهیم علیه السلام خوابى را که از آن مأموریت ذبح فرزندش را دریافته بود با وى در میان گذاشت و اسماعیل (علیه السلام) نیز پذیرفت و پدر را به اجراى فرمان خداوند تشویق نمود؛ «قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنى إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرینَ»، وقتى هر دو آماده انجام این دستور شدند و به نقل روایات متعددى، شیطان را که تلاش مى کرد مانع اجراى این امر الهى گردد، ناکام گذاردند، ابراهیم (علیه السلام) مشغول ذبح شد، ولى خداوند متعال ابراهیم را ندا داد: «اى ابراهیم! آن رؤیا را تحقق بخشیدى (و به مأموریت خود عمل کردى) ما این گونه، نیکوکاران را جزا مى دهیم، این مسلّماً همان امتحان آشکار است، ما ذبح عظیمى را فداى او کردیم؛ «إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبینُ، وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظیم» (الصافات 100- 107)

معناى فدا و وجوه ذبح عظیم

در معناى «فداء» مرحوم طبرسى در مجمع البیان گفته است: «چیزى را گویند که به جاى چیز دیگرى قرار داده شود که از چیز اول، ضرر برطرف شود... مانند اسیرى که مقابل چیزى فدیه و آزاد شود.» (مجمع البیان، ج،8 ص: 708) 
در تفسیر نمونه آمده است «فدینا» از ماده «فدا» در اصل به معنى قرار دادن چیزى به عنوان بلاگردان و دفع ضرر از شخص یا چیز دیگر است، لذا مالى را که براى آزاد کردن اسیر مى دهند «فدیه» مى گویند، و نیز کفارهاى را که بعضى از بیماران به جاى روزه مى دهند به این نام نامیده مى شود.» (تفسیر نمونه، ج 19 ص: 116)
فداء و مشتقات آن 14 بار در قرآن کریم آمده و همه به همان معناست. (البقره،184 (5) المائده،36 (70) المعارج،11 (3) آل عمران،91 (10) یونس،54 (13) الرعد،18 (3) الزمر47) لذا قرآن کریم از چیزى که به جاى حضرت اسماعیل (علیه السلام) ذبح شد، به عنوان «ذبح عظیم»108614 یاد کرده است، اما چه چیز به جاى اسماعیل (علیه السلام) قربانى خدا شد و ذبح عظیم نام گرفت ! امام رضا (علیه السلام) فرمود: «هنگامى که عزم و اراده ابراهیم (علیه السلام) بر این قرار گرفت که فرزندش را ذبح کند، خداوند متعال به جاى او ذبح عظیمى را قرار داد و آن «کبش املح؛ قوچ سفیدى که سیاهى نیز داشت» (لسان العرب، ج 2 ص: 599) و چهل سال در بهشت چریده بود و از رحم بیرون نیامده بود و خدا آن را با دستور «کن» آفرید تا فداى اسماعیل کند.» (بحارالأنوار، ج 12 ص122 و ج 15 ص،128 ح69)

در تفسیر نمونه آمده است «فدینا» از ماده «فدا» در اصل به معنى قرار دادن چیزى به عنوان بلاگردان و دفع ضرر از شخص یا چیز دیگر است، لذا مالى را که براى آزاد کردن اسیر مى دهند «فدیه» مى گویند، و نیز کفارهاى را که بعضى از بیماران به جاى روزه مى دهند به این نام نامیده مى شود.» (تفسیر نمونه، ج 19 ص: 116)

از طرف خدا بودن این ذبح و براى خدا بودن آن وجه اصلى عظمت آن است، و در تفسیر نمونه آمده است: «در اینکه عظمت این ذبح از چه نظر بوده از نظر جسمانى و ظاهرى و یا از جهت اینکه فداى فرزند ابراهیم شد و یا از نظر اینکه براى خدا و در راه خدا بود و یا از این نظر که این قربانى از سوى خدا براى ابراهیم فرستاده شد مفسران گفت و گوهاى فراوانى دارند، ولى هیچ مانعى ندارد که تمام این جهات در ذبح عظیم جمع، و از دیدگاههاى مختلف داراى عظمت باشد.» (تفسیر نمونه، ج،19 ص: 116)

نمادی از قربانى و ذبح حیوانیت انسان

قربانى کردن حیوان، نمادی از قربانى و ذبح حیوانیت انسان است. به انسان یاد می دهد برای رسیدن به کمال انسانى، نفس حیوانی خودش را بکشد، چنان ‌که امام سجاد (علیه السلام)  به شبلی می ‌فرماید: «آیا هنگام قربانى، نیت کردی که حنجره طمع را ذبح کنى؟ اگر این کار را نکردى، پس قربانى نکرده‌ ای.»
قربانى کردن، درس بزرگ حضرت ابراهیم (علیه السلام) به همه انسان‌هاست. وقتی آن حضرت به قربانى کردن پسرش، اسماعیل مأمور شد، بدون هیچ تردیدی به جانب خداوند شتافت و جگرگوشه‌ اش را به آستان پروردگار تقدیم کرد.

بگذر از فرزند و مال و جان خویش              تا خلیل ‌الله دورانت کنند
سر بنه در کف، برو در کوی دوست            تا چو اسماعیل قربانت کنند
- نظرات (0)

اعمال چگونه ثبت می شوند؟

اعمال،

قرآن کریم در رابطه با نوشتن اعمال مى  فرماید: «وَ رُسُلُنا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ»؛ [ زخرف (43)، آیه 80] و فرستادگان ما که نزد آنان مى  باشند، مى  نویسند. (مأمور نوشتن اعمال آنها هستند)؛ «وَ انَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ کِراماً کاتِبینَ یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»؛ [انفطار( 87)، آیات 10- 12] و بر شما نگهبانانى است، نویسندگانى بزرگوار، مى  دانند آنچه را انجام مى  دهید.
این فرشتگان مامور الهی، از تمامى اعمال انسان آگاهند و اگر مواردى باشد که بر آنها مخفى بماند، خداوند متعال خود شاهد و گواه بر اعمال است. [حضرت امیر (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:«وَ کُلَّ سَیِّئَةٍ امَرْتَ بِاثْباتِهَا الْکِرامَ الْکاتِبینَ الَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما یَکُونُ مِنّى  وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى  وَ کُنْتَ انْتَ الرَّقیبَ عَلَىَّ مِنْ وَرائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُم».خداوندا، بیامرز بر من هر بدى را که فرشتگان بزرگوارت را مأمور ثبت آنها کرده اى؛ فرشتگانى که بر حفظ اعمال من گماشته اى و آنان را به همراه اعضا و جوارحم، شاهد بر من قرار داده اى و تو از وراى آنان بر من نگهبان و شاهد بر آنچه که از آنان پنهان مانده، هستی.] قرآن کریم در این زمینه مى  فرماید: «انَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقیباً»؛ [نساء (4)، آیه 1] همانا خداوند بر شما نگهبان است.

فرشتگان مامور الهی، از تمامى اعمال انسان آگاهند و اگر مواردى باشد که بر آنها مخفى بماند، خداوند متعال خود شاهد و گواه بر اعمال است

قرآن کریم در جاى دیگر مى  فرماید: «وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَى الُمجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا فیهِ وَ یَقُولُونَ یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لایُغادِرُ صَغیرَةً وَ لاکَبیرَةً الَّا احْصیها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً»؛[ کهف( 18)، آیه 49] و کتاب نهاده مى  شود، پس تبهکاران را مى بینى از آنچه در کتاب است هراسناکند و مى گویند: واى بر ما! این چه کتابى است که هیچ کوچک و بزرگى را فرو گذار نکرده، مگر اینکه همه را برشمرده است و هر عملى را که انجام داده  اند حاضر مى یابند.
ظاهر آیه این نیست که عمل نوشته شده را مى بینند، بلکه عین اعمالى را که طىّ یک عمر انجام داده اند، یکجا مى بینند. پس اعمال انسان به طور یقین ثبت مى شود، هر چند واقعیت آن ثبت براى ما روشن نباشد.

آثار اعمال در محیط منعکس می شود

در آیه 12 سوره یس خداوند به مساله معاد و رستاخیز و ثبت و ضبط اعمال براى حساب و جزا اشاره كرده، مى فرماید: ما مردگان را زنده مى كنیم (إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى)
تكیه روى عنوان ((نحن)) (ما) اشاره به این است كه با قدرت عظیمى كه همه در ما سراغ دارید دیگر جاى بحث و گفتگو نیست كه چگونه استخوان هاى پوسیده و عظام رمیم از نو جان می گیرد، و لباس   حیات در تن مى پوشد؟ نه تنها مردگان را زنده می كنیم بلكه تمام آنچه را از پیش فرستاده اند و تمام آثار آنها را مى نویسیم (وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ )
بنا بر این چیزى فروگذار نخواهد شد مگر اینكه در نامه اعمال براى روز حساب محفوظ خواهد بود.
جمله ((ما قدموا)) (آنچه را از پیش فرستادند) اشاره به اعمالى است كه انجام داده اند و اثرى از آن باقى نمانده، اما تعبیر به ((و آثارهم )) اشاره به اعمالى است كه از انسان باقى مى ماند و آثارش در محیط منعكس می شود، مانند صدقات جاریه (بناها و اوقاف و مراكزى كه بعد از انسان باقى می ماند و مردم از آن منتفع مى شوند.)
این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد كه ((ما قدموا)) اشاره به اعمالى است كه جنبه شخصى دارد، ((و آثارهم)) اشاره به كارهائى است كه سنت می شود و بعد از انسان نیز موجب خیر و بركت، و یا شر و زیان و گناه مى گردد.
در پایان آیه براى تاكید بیشتر مى افزاید ما همه چیز را در كتاب آشكار احصا كرده ایم (وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ)

انواع كتاب هاى ثبت اعمال

"نامه اعمال شخصى" است كه ثبت كننده تمام كارهاى یك فرد در سراسر عمر او است ، قرآن مى گوید: روز قیامت به هر كس گفته مى شود: اقرء كتابك كفى بنفسك الیوم علیك حسیبا: «خودت نامه اعمالت را بخوان ، كافى است كه خود حسابگر خویش باشى.» (اسراء/ 14)

از آیات قرآن مجید چنین استفاده می شود كه اعمال انسان در چند كتاب ثبت و ضبط می گردد، تا به هنگام حساب هیچ گونه عذر و بهانه اى براى كسى باقى نماند.
1- "نامه اعمال شخصى" است كه ثبت كننده تمام كارهاى یك فرد در سراسر عمر او است ، قرآن مى گوید: روز قیامت به هر كس گفته مى شود: اقرء كتابك كفى بنفسك الیوم علیك حسیبا: «خودت نامه اعمالت را بخوان ، كافى است كه خود حسابگر خویش باشى.» (اسراء/ 14)
این همان كتابى است كه ((نیكوكاران آن را در دست راست دارند و بدكاران در دست چپ.(حاقه/ 19 و 25).
2- كتابى است كه ((نامه اعمال امت ها)) است، و بیانگر خطوط اجتماعى زندگى آنها می باشد چنانكه قرآن مى گوید: كل امة تدعى الى كتابها: روز قیامت هر امتى به نامه اعمالش فرا خوانده می شود. (جاثیه - 28)
3- همان كتاب نامه جامع و عمومى لوح محفوظ است كه نه تنها اعمال همه انسانها از اولین و آخرین، بلكه همه حوادث جهان در آن یكجا ثبت است، و گواه دیگرى در آن صحنه بزرگ بر اعمال آدمى است، و در حقیقت امام و رهبر براى فرشتگان حساب، و ملائكه پاداش و عقاب است.

حدیثی گویا و بیدار کننده

در حدیث گویا و بیدار كننده اى از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم: رسول خدا وارد زمین بى آب و علفى شد، به یارانش فرمود: هیزم بیاورید، عرض كردند: اى رسول خدا! اینجا سرزمین خشكى است كه هیچ هیزم در آن نیست، فرمود: بروید، هر كدام هر مقدار می توانید جمع كنید، هر یك از آنها مختصر هیزم یا چوب خشكیده اى با خود آورد، و همه را پیش روى پیغمبر (صلى الله علیه و آله) روى هم ریختند (شعله اى در آن افكند و آتشى عظیم از آن زبانه كشید) سپس پیامبر اکرم فرمود: اینگونه گناهان (كوچك) روى هم متراكم مى شوند (و شما براى تك تك آنها اهمیتى قائل نیستید!) سپس فرمود: بترسید از گناهان كوچك كه هر چیزى طالبى دارد، و طالب آنها آنچه را از پیش فرستادند، و آنچه را از آثار باقى گذاشته اند مى نویسد و همه چیز را در كتاب مبین ثبت كرده .(نورالثقلین، ج4، ص378)
این حدیث تكان دهنده ترسیمى است گویا از تراكم گناهان كم اهمیت و آتش عظیمى كه از مجموع آنها زبانه مى كشد.

منابع:
مجموعه جزوات صفیر هدایت؛ حجت الاسلام ضیاء آبادی


- نظرات (0)

گاهی شاد و گاهی افسرده ام؟!

خندان و غمگین

براى هر كارى «بسم اللّه» بگویید، حتى سر سفره اگر نوع غذا را تغییر دادید «بسم اللّه» را تجدید كنید. (بحار، ج 63، ص 421)



اگر شما به یك كارخانه توجه كنید، به تمام كالاها و تولیدات خود، آرم و نشانه خود را مى  زند. مثلاً یك كارخانه چینى سازى، به همه ظرف هاى كوچك و بزرگ، حتّى كارتون و كامیونى كه مربوط به حمل و نقل است، نام و آرم خود را مى  زند.
پرچم هر كشورى، هم روى میز مدیران آن كشور است، هم بالاى ساختمان ادارات و هم روى كشتى هایى كه از آن كشور به اطراف دنیا مى روند.
انسان خداپرست نیز تمام كارهایش، نام و آرام خدایى دارد؛ چه  كوچك و چه  بزرگ.
حضرت ابراهیم (علیه السلام) مى گوید: نمازم، عباداتم، زنده بودنم و مرگم براى پروردگار جهانیان است: «انّ صلاتى و نُسكى و مَحیاىَ و مَماتى لِلّه رَبّ العالَمین» (سوره انعام، آیه 162)
قرآن به پیامبر (صلى  الله  علیه  وآله  وسلم) مى فرماید: هم در آغاز كار، یاد پروردگارت باش: «اِقرأ بِاسمِ ربِّك» (سوره علق، آیه 1) و هم پس از فراغت، كارى دیگر شروع كن كه در راه رضاى پروردگارت باشد، «فاذا فَرَغتَ فَانصَب و الى ربِّكَ فَارغَب» (سوره انشراح، آیه 7 - 8 )

عواملی که کارهای برای خدا را ارزش دار تر می کند

سلاح شیطان برای گمراه کردن و وادار کردن مردم به فراموشی از یاد خدا و به طور کلی فراموش کردن خیر و مصلحت خودشان، همان نفوذ و تأثیر او در آنان از راه شهوت هاست

در انجام دادن كارها برای خدا یك سری عواملی هستند كه به آنها ضریب می دهند و حتما باید آنها را در نظر گرفت از جمله زمان و مكان و شرایط سیاسی، عاطفی و... وگرنه چه بسا عملی ظاهرا برای خدا باشد اما بی ثمر و نابجا.
اما كار برای خدا، یك چیزهایی ضریب كار برای خدا را بالا می  برد. مثلاً آب دادن به تشنه فرق می  كند با آب دان به سیر. یا آب خنك در تابستان دادن با آب خنك دادن در زمستان فرق می كند. زمان فرق می  كند

دوری از یاد خدا؛ زندگی پررنج و سختی فراوانی به همراه می آورد

اگر این یاد خدا لحظه ای از زندگی هایمان فراموش شود، تبعاتی دارد که پیرو آن، ای کاش هایی را برای ما به بار خواهد آورد؛ چنانچه در قرآن کریم می خوانیم: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی. (طه: 124) و هر آن کس از یاد من دوری کند، زندگی سختی در انتظارش خواهد بود و روز قیامت، وی نابینا محشور می شود.
کسی که به خدا توجه ندارد، هر قدر برای به دست آوردن لذت ها و منافع مادی و ظاهری تلاش کند، بنا به فطرت خداجویش که همواره او را به سوی کمالات فرامی خواند، لذت های به دست آمده او را سیراب نمی کند. آرام و قرار نمی گیرد. او یا همواره در حسرت آن چیزهایی است که ندارد یا در ترس و اندوه از دست دادن چیزهایی است که به دست آورده است. پس هرگز روی آرامش و اطمینان را نمی بیند. چنین فردی هنگام روبه رو شدن با مشکلات ، ناراحتی ها و شکست ها به سرعت دست خوش اندوه و نگرانی می شود و زندگی را برای خود سخت و دردآور می داند، ولی کسی که خدا را تنها پناه خود می شناسد و می داند پروردگار بر زندگی او نظارت دقیق دارد و حکومت بر سراسر جهان از آنِ اوست، فریب لذت های زودگذر دنیا را نمی خورد. او می داند آنچه دارد، امانتی است که باید در مسیر پیشرفت معنوی اش به کار گیرد. پس هدف خود را دنیا و رسیدن به نعمت های آن قرار نمی دهد تا با زوال آن دست خوش درد و اندوه شود یا از احتمال زوال آن نگران باشد.
به تعبیر سعدی:
هر که امروز نبیند اثر قدرت او              غالب آن است که فرداش نبیند دیدار

غفلت از یاد خدا ما را همنشین با شیطان می کند

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: من گاهی شاد و گاهی افسرده ام و حالات روحی متفاوتی دارم. دلیلش چیست؟ حضرت فرمود: خداوند برای هر کس یک ملک و یک شیطان قرار داده است. اگر از یاد خدا غافل شود، شیطان به او نزدیک شده و دلتنگ می شود

در حقیقت نتیجه غفلت از یاد خدا ، مبتلا شدن به شیاطین است: «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطانًا فَهُوَ لَهُ قَرینٌ؛ هر آن که از یاد خدا روی گرداند شیطان همراه او خواهد شد.» (زخرف: 36)
باید گفت سلاح شیطان برای گمراه کردن و وادار کردن مردم به فراموشی از یاد خدا و به طور کلی فراموش کردن خیر و مصلحت خودشان، همان نفوذ و تأثیر او در آنان از راه شهوت هاست.
به عبارتی وجود هرگونه ناخالصی در انسان، زمینه را برای نفوذ شیطان فراهم می آورد و باعث غفلت انسان از یاد خداوند سبحان و سهل انگاری او در اطاعت از فرمان های الهی می شود تا جایی که ممکن است به مرحله ای برسد که شیطان بر او چیره شود و یاد خدا را از خاطرش ببرد که پایانش زیان کاری و خسران است.

حالات روحی متفاوتی دارم؛ گاهی شاد و گاهی افسره ام

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: من گاهی شاد و گاهی افسرده ام و حالات روحی متفاوتی دارم. دلیلش چیست؟ حضرت فرمود: خداوند برای هر کس یک ملک و یک شیطان قرار داده است. اگر از یاد خدا غافل شود، شیطان به او نزدیک شده و دلتنگ می شود. قرآن کریم به روشنی به این مسئله اشاره می کند: إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. (مائده: 91)
شیطان می خواهد با شراب و قمار میان شما کینه و دشمنی افکند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد. آیا خویش را باز می دارید.


- نظرات (0)

ترسیمی از چهره ها در سوره یس

یاسین

سوره یس (خوانده می‌شود: یاسین) سوره ۳۶ از قرآن است، ۸۳ آیه دارد، و سوره‌ ای مکی است. این سوره قلب قرآن نام گرفته ‌است و روایات متعددی آن را از جمله سوره‌ های مهم قرآن شمرده ‌اند. محتوای این سوره در حالت کلی پیرامون توحید، معاد، وحی، قرآن، و بشارت و انذار است. بحث نخست پیرامون نبوت پیامبر اسلام و قرآن است؛ پس از بحثی پیرامون پیامبران قبلی و تسلی پیامبر، بحثی پیرامون توحید شده و سرانجام در مورد معاد و ویژگی‌های روز قیامت سخن می‌گوید. [ مکارم شیرازی, ناصر و جمعی از نویسندگان. تفسیر نمونه. ج. 18. ص 309-311سوره یس، مقدمه]

معنی یس

چه جالب است تشبیهى كه از حال بت پرستان لجوج  به چنین انسان هائى شده ، آنها طوق تقلید و زنجیر عادات و رسوم خرافى  را بر گردن و دست و پاى خود بسته اند و غل هاى آنها آنقدر پهن و گسترده است كه سر آنها را بالا نگاهداشته و از دیدن حقایق محروم ساخته ، آنها اسیرانى هستند كه نه قدرت فعالیت و حركت دارند و نه قدرت دید!

کلمه «یس» (آیه اول این سوره) از حروف مقطعه قرآن  است ولی معانی مختلفی برای آن ذکر شده ‌است. از جمله اینکه «یا» به معنی حرف ندا و «سین» اشاره به پیامبر اسلام دارد. در روایتی از جعفر صادق علیه السلام آمده است که «یس» نام پیامبر اسلام است به این دلیل که قرآن پس از آن می ‌گوید «تو از پیامبرانی و بر راه راست.» [ مکارم شیرازی, ناصر و جمعی از نویسندگان. تفسیر نمونه. ج. 18. ص 314-315سوره یس، آیه ۱-۱۰]

شان نزول آیاتی از سوره یس

« إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلالا فَهِیَ إِلَى الأذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ» (یس/8)؛  ما در گردن هاى آنها غل هائى قرار دادیم كه تا چانه هاى آنها ادامه دارد، و سرهاى آنها را به بالا نگاه داشته است. 
"غل" حلقه اى بود كه بر گردن یا دست ها قرار می دادند، سپس آن را با زنجیر مى بستند، و از آنجا كه گردن یا دست در میان آن قرار گرفته این كلمه در مورد آن به كار رفته است ، گاه غل هائى كه بر گردن بوده جداگانه به زنجیر بسته مى شد، و غل هاى بر دست جدا بوده ، اما گاهى دستها را در غل مى كردند و به حلقه اى كه بر گردن بود مى بستند و شخص زندانى و اسیر را شدیداً در محدودیت فشار و شكنجه قرار مى دادند.
در هر صورت گاهى طوق غل كه بر گردن گذارده مى شد تا چانه ادامه پیدا مى كرد و سر را به بالا نگه مى داشت و در حالى كه اسیر و زندانى فوق العاده از این جهت شكنجه مى دید از مشاهده اطراف خود باز مى ماند.
و چه جالب است تشبیهى كه از حال بت پرستان لجوج به چنین انسان هائى شده ، آنها طوق تقلید و زنجیر عادات و رسوم خرافى را بر گردن و دست و پاى خود بسته اند و غل هاى آنها آنقدر پهن و گسترده است كه سر آنها را بالا نگاهداشته و از دیدن حقایق محروم ساخته ، آنها اسیرانى هستند كه نه قدرت فعالیت و حركت دارند و نه قدرت دید! 
آیه فوق هم مى تواند ترسیمى از حال این گروه بى ایمان در دنیا باشد، و هم بیان حال آنها در آخرت كه تجسمى است از مسائل این جهان، و اگر این جمله به صورت ماضى ذكر شده مشكلى ایجاد نمى كند، زیرا در بسیارى از آیات قرآن مجید حوادث مسلم آینده با صیغه فعل ماضى بیان شده است.
جمعى از مفسران شان نزولهائى براى آیه فوق، و آیه بعد از آن ذكر كرده اند كه درباره ابوجهل یا مردى از طایفه بنى مخزوم یا قبیله قریش‍ نازل شده، آنها كرارا تصمیم بر قتل پیغمبر(صلى الله علیه و آله) گرفتند، ولى خداوند از طریق اعجاز آنها را از این كار بازداشت، و در آن لحظه حساس كه به پیامبر(صلى الله علیه و آله) رسیدند و مى خواستند ضربه كارى بزنند چشمانشان از كار افتاد، یا قدرت حركت از آنها سلب شد. 

توصیفی از افراد لجوج 

در روایتی از جعفر صادق علیه السلام آمده است که «یس» نام پیامبر اسلام است به این دلیل که قرآن پس از آن می ‌گوید «تو از پیامبرانی و بر راه راست.»

آیه 9 سوره یس توصیف دیگرى از همین افراد لجوج و مشرک است، و ترسیم گویائى از عوامل نفوذ ناپذیرى آنها، مى فرماید: ما در پیش روى آنها سدى قرار دادیم و در پشت سرشان سدى «وَ جَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا»؛ آنها در میان این دو سد چنان محاصره شده اند كه نه راه پیش دارند و نه راه بازگشت! و در همین حال "چشمان آنها را پوشاندیم لذا چیزى را نمى بینند" (فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ)
عجب ترسیم گویائى !! از یكسو همچون اسیرانى هستند كه در غل و زنجیرند. از سوى دیگر حلقه غل چنان پهن و گسترده است كه سرهاى آنها را به آسمان متوجه ساخته و مطلقا از اطراف خود چیزى نمى بینند! از دیگر سو سدى از پیش رو و پشت سر آنها را در محاصره خود قرار داده و راه پیش و پس را بر آنها بسته است .
و در نهایت چشمان آنها بسته شده ، و قدرت دید و باصره آنها به كلى از كار افتاده است .
خوب فكر كنید كسى كه داراى چنین اوصافى است چه كارى از او ساخته است؟ چه چیزى مى فهمد؟ چه چیزى می تواند ببیند؟ و چگونه می تواند گام بردارد؟ و چنین است حال مستكبران خود خواه و خودبین، و مقلدان كور و كر ، و متعصبان لجوج در برابر چهره حقایق !
به همین دلیل در آخرین آیه مورد بحث (آیه 10) صریحاً مى گوید: براى آنها یكسان است، چه آنها را انذار كنى، یا نكنى، ایمان نمى آورند! (وَسَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ)


- نظرات (0)

نهیب قرآن درباره مسخره کردن همسر

دعوای زن و شوهر

انتقاد زن و مرد از یکدیگر در زندگی مشترک باید طوری انجام بگیرد كه شخصیت طرف مقابل پایمال نگردد و این امر وقتی عملی می شود كه شخص انتقاد كننده در درجه اول، كمالات و فضایل انتقاد شونده را مورد تایید و پذیرش قرار بدهد و پس از آن از عملی كه انجام داده، سوال نماید.

فراموش نکنیم که همه افراد انسانی اعم از كوچك و بزرگ، روستایی و شهری، بی سواد و تحصیل كرده، فقیر و غنی و زن و مرد دارای شخصیت هستند، زیرا هر كس بالفعل كمالاتی دارد و در عین حال می كوشد تا فضیلت های دیگری را به دست آورد.

امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) نقل كردند كه آن حضرت درباره انسان ها فرمودند: انسان ها همانند معادن گران بها و ارزشمند هستند بنابراین تمام افراد انسانی دارای ارزش و شخصیت هستند و هرگز هیچ انسانی نباید تحقیر شود.

پروردگار متعال در آیه 70 سوره اسرا به صورت های گوناگون كرامت و شرافت انسان را بازگو كرده و می فرماید: فرزندان آدم را گرامی داشتیم و در خشكی و دریا بر نشاندیم و از چیزهای پاكیزه روزی شان دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریدگان خویش برتری بخشیدیم.

بدون تردید انسان ها نیازمند حفظ شخصیت خویش هستند و همه افراد دوست دارند رفتار و كردارشان مورد تایید دیگران قرار گیرد چرا كه تایید شدن از سوی دیگران به آدمی جان تازه ای می بخشد. اما نكته بسیار ظریف و حساسی كه نوعا از آن غفلت داریم این است كه تمامیت وجودی هر فرد وابسته به شخصیت اوست؛ یعنی اگر شخصیت فردی لطمه ببیند همه هستی خود را از دست می دهد و اگر چه از نظر ظاهری همانند دیگر افراد زنده راه می رود و سخن می گوید، ولی پویایی، تحرك و ابداع در او مشاهده نخواهد شد، زیرا چنین انسانی موجودیت خود را از دست داده است.

بنابراین برای توسعه و گسترش فعالیت ها و تلاش ها نخست باید شخصیت انسان ها را محفوظ داشت، چرا كه عدم توجه به این نكته مهم ضایعات جبران ناپذیری به اجتماع وارد می كند.

یكی از مسائل زیربنایی و بسیار حساس كه رعایت آن در زندگی خانوادگی لازم و ضروری به نظر می رسد، حفظ شخصیت زن و مرد توسط یكدیگر است. زن و مرد به خاطر استحكام خانواده هر دو موظف هستند حرمت یكدیگر را حفظ كنند و هرگز رو در روی یكدیگر قرار نگیرند، زیرا دشواری های خانوادگی وقتی آغاز می گردد كه زن و مرد در برابر یكدیگر ایستاده و پرده حرمت از میان آنان برداشته شود. بدیهی است كه این كار بسیار ظریف و دقیق است و هنرمندی و هوشمندی لازم دارد.

امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) نقل كردند كه آن حضرت درباره انسان ها فرمودند: انسان ها همانند معادن گران بها و ارزشمند هستند بنابر این تمام افراد انسانی دارای ارزش و شخصیت هستند و هرگز هیچ انسانی نباید تحقیر شود

در زندگی خانوادگی نیز ارتباط بین زن و مرد باید به گونه ای تنظیم شود كه ضمن وجود صمیمیت و صفا شخصیت طرفین حفظ گردد برای وصول به این هدف زن و مرد هر دو موظف هستند از انجام هر گونه رفتاری كه آنان را رو در رو قرار می دهد، به طور جدی اجتناب نمایند. در این زمینه توجه به نكات زیر مفید و سازنده به نظر می رسد:

یكی از مسائل خطیری كه در برخی از خانواده ها رواج دارد، مراء و جدال زن و مرد با یكدیگر است. گاه زن و شوهر درباره موضوع بسیار كوچكی ساعت ها بگو مگو می كنند، كه كمترین زیان و ضرر این گونه برخوردها این است كه صفا و صمیمیت خانوادگی لطمه می بیند و بذر دشمنی و كینه توزی در دل هر دوی آنان كاشته می شود.

عامل دیگری كه كینه توزی را در دل ها می كارد، انتقادهای كوبنده و تحقیر كننده و گاهاً همراه با چاشنی مسخره کردن است. در مواردی مرد همسرش را می كوبد و متقابلا زن هم شوهرش را شدیدا مورد انتقاد و تمسخر قرار می دهد. بدیهی است در این گونه موارد در درجه اول حرمت و شخصیت طرفین از بین می رود و در درجه دوم روحیه لجبازی در زن و مرد به وجود می آید.

نا گفته نماند كه منظور این نیست كه زن و مرد در برابر خطاها و اشتباهات یكدیگر بی تفاوت و ساكت باشند، بلكه هدف این است كه انتقاد زن و مرد از یكدیگر باید طوری انجام بگیرد كه شخصیت طرف مقابل پایمال نگردد و این یک واقعیت است كه شخص انتقاد كننده در درجه اول، كمالات و فضایل انتقاد شونده را مورد تایید و پذیرش قرار بدهد و پس از آن از عملی كه انجام داده، سوال نماید.

در نتیجه ارتباط زن و مرد در محیط خانوادگی نیز باید ضمن برخورداری از صفا و صمیمیت، توام با احترام و تكریم باشد. زن و مرد باید نام یكدیگر را با احترام بر زبان آورند و از به كار بردن كلماتی كه دلالت بر توهین و اهانت می كند جدا خودداری نمایند و به خاطر داشته باشیم كه نام یك شخص برای او شیرین ترین و مهم ترین كلمه ها در كلیه زبان هاست.

این ها در حالی است که بر اساس تعالیم دین اسلام، تحقیر و تمسخر هیچ انسانی جایز نیست.

از نگاه قرآن تفاوت نمی‌کند که فرد مورد تحقیر و تمسخر فامیل خود انسان، یا فامیل همسر و یا دیگران باشند. قرآن کریم در نهی تحقیر و تمسخر دیگران می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون»؛[ حجرات، 11] اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیب‌جویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفر آمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستم‌گرند!

انتقاد زن و مرد از یكدیگر باید طوری انجام بگیرد كه شخصیت طرف مقابل پایمال نگردد و این یک واقعیت است كه شخص انتقاد كننده در درجه اول، كمالات و فضایل انتقاد شونده را مورد تایید و پذیرش قرار بدهد و پس از آن از عملی كه انجام داده، سوال نماید

مخاطب این آیه همه مومنان‌اند، اعم از مردان و زنان، این آیه در مقام بیان یکی از آداب معاشرت است و آن این ‌که اهل ایمان یکدیگر را به مسخره نگیرند و در گفت‌وگو و رفتار همدیگر را سبک نشمارند و استهزاء ننمایند، و همواره در نظر داشته باشند امکان دارد که آن شخصی که او را مسخره نموده و سبک شمرده اند در واقع و نزد پروردگار بهتر و گرامی‌تر باشد.

 

بهترین معاشرت با همسر

علاوه بر این‌که تمسخر همسر جایز نیست، اساساً در آموزه‌های دینی توصیه شده است که با همسرانتان به بهترین روش معاشرت داشته باشید: «... وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً کَثیرا »؛[ نساء، 19] و با آنان (زنان) به نیکویى رفتار کنید. و اگر شما را از زنان خوش نیامد، چه بسا چیزها که شما را از آن خوش نمى‌‏آید، در حالى‌که خدا خیر کثیرى در آن نهاده باشد.

بنابر این، تمسخر و تحقیر همسر با این توصیه قرآنی همخوانی ندارد، و اصولاً چنین رفتاری با آرامشی که دلیل اصلی ازدواج است منافات دارد:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»؛[ روم، 21] از نشانه‌‏هاى قدرت او است که همسرانى از جنس خودتان برایتان آفرید تا به آنها آرام گیرید و در میانتان دوستى و مهربانى به وجود آورد، به راستی که این عبرتى است، براى آنان ‌که مى‌‏اندیشند.


- نظرات (0)